پایان نامه  رابطه بین ابعاد سرمایه اجتماعی با موفقیت شغلی نمایندگان بیمه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

 

دانشکده علوم انسانی

گروه مدیریت

 پایان نامه کارشناسی ارشد رشته‌ مدیریت –گرایش بیمه

 رابطه بین ابعاد سرمایه اجتماعی با موفقیت شغلی

نمایندگان بیمه

(مطالعه ی موردی: بیمه آسیا استان اصفهان)

 استاد راهنما:

دکتر محمدرضاعسگری

  زمستان 93

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                   صفحه

 فصل اول: کلیات تحقیق ..3

1-1- بیان مساله 4

2-1) اهداف تحقیق 5

3-1) اهمیت وضرورت تحقیق 6

4-1) فرضیه های تحقیق 7

5-1) متغیرهای تحقیق 8

6-1)قلمروتحقیق 8

1-7) روش شناسی تحقیق 9

8-1) تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی تحقیق………. 10

فصل 2: مروری بر ادبیات و پیشینه‌ی تحقیق

مقدمه 14

1-2 ) چارچوب تحقیق   15

2-2) ادبیات تحقیق 15

3-2 ) تاریخچه سرمایه اجتماعی 17

4-2 ) انواع سرمایه های سازمانی و ارتباط متقابل آن ها 17

1-4-2) سرمایه طبیعی 18

2-4-2) سرمایهفیزیکی 18

3-4-2) سرمایه انسانی 18

4-4-2)سرمایه فرهنگی 19

5-4-2) سرمایه مادی یا اقتصادی 19

6-4-2) سرمایه نمادین 19

7-4-2)سرمایه اجتماعی 20

8-4-2) سرمایه فکری 20

5-2 )تعاریف سرمایه اجتماعی 21

6-2) بررسی تفاوت ها و شباهت های موجود در دیدگاه ها ی سرمایه اجتماعی 22

7-2 )سرمایه اجتماعی از دیدگاه بوردیو 24

8-2) سرمایه اجتماعی از دیدگاه ناهاپیت و گوشال 26

9-2) سرمایهاجتماعی و سطوح تحلیل آن 29

10-2) رویکردهای مفهومی عمده در مورد سرمایه اجتماعی 30

11-2) نقش سرمایه اجتماعی در تئوری های سرمایه فکری 31

1-11-2) مدل یک(CL1)…………………………. 31

2-11-2) مدل دو(CL2) 31

3-11-2) مدل سه(CL3) 32

12-2 ) ابعادسرمایه اجتماعی 31

1-12-2) وابستگی 33

2-12-2 )اعتماد:  33

13-2) کارکردهای سرمایه اجتماعی 33

14-2)مدل های اندازه گیری سرمایه اجتماعی……….. 34

15-2) مطالعه اندازه گیری سرمایه اجتماعی در پنج گروه اجتماعی در استرالیا 35

16-2)تئوریهای سرمایه اجتماعی 38

1-16-2 ) تئوری پیوندهای ضعیف 38

2-16-2)تئوری شکاف ساختاری 39

3-16-2 )تئوری منابع اجتماعی 39

2-17) مزایای سرمایه اجتماعی 39

18-2) اثرات احتمالی منفی سرمایه اجتماعی……….. 40

19-2 )نمودهای اختاپوس وار سرمایه ی اجتماعی درحوزه های زندگی 41

1-19-2) سرمایه ی اجتماعی و مدارای اجتماعی 42

2-19-2) سرمایه ی اجتماعی وسلامت روانی 42

3-19-2 )سرمایه ی اجتماعی و شادمانی و رضایت از زندگی 31

4-19-2 ) سرمایه ی اجتماعی و جرم و بزهکاری 33

5-19-2 )سرمایه ی اجتماعی و خانواده  44

6-19-2) سرمایه ی اجتماعی و مشارکت های زنان 33

7-19-2) سرمایه اجتماعی و آموزش……………….. 45

20-2) توضیح بیشتر در مورد سرمایه ی اجتماعی 46

21-2 ) موفقیت شغلی 48

22-2 )تعریف موفقیت شغلی 49

23-2 )حالت های گوناگون موفقیت شغلی 50

1-23-2 ) تعریف غیر روانی 50

2-23-2)تعریف روانی 51

3-23-2 )تعریف عمومی…………………………. 40

24-2 ) ملاک های موفقیت شغلی 51

25-2 ) ابعاد موفقیت شغلی 52

1-25-2 )تحلیل عوامل موفقیت شغلی  52

2-25-2) تفاوتها و شباهتها در ابعاد موفقیت شغلی     31

26-2 ) تحلیل تاثیر انواع سرمایه ( سرمایه اجتماعی ، انسانی ، عاطفی ) 53

27-2 ) ارتباط اشکال سرمایه باموفقیت شغلی 32

28-2 ) موفقیت شغلی و انگیزه پیشرفت 55

29-2 ) تاثیر رضایت شغلی در موفقیت سازمانی   33

30-2 ) توضیح بیشتر در مورد موفقیت شغلی  57

31-2 ) جمع بندی مطالب 58

فصل سوم: روش تحقیق

 3-1-مقدمه 62

3-2 روش پژوهش 62

3- 3 جامعه آماری پژوهش 63

3-5  روش نمونه گیری 64

4-3 ) روش و ابزار گردآوری اطلاعات 64

5-3 ) انواع پرسشنامه 67

6-3 ) روایی پرسشنامه………………………… 67

7-3 ) پایایی پرسشنامه 67

8-3 ) روش اجرا 69

9-3 ) روش ها و تکنیک های مورد استفاده 69

فصل چهارم: نتایج و تفسیر آنها

مقدمه 71

4-1:توصیف ویژگی های  جمعیت شناختی نمونه پژوهش. 71

قسمت اول: بررسی سوالات و فرضیه های پژوهش 76

بررسی پیش شرط : 76

4-1- فرضیات پژوهش 77

فرضیه ی جانبی 81

فصل پنجم: جمع‌بندی و پیشنهادها ….

 مقدمه 88

1-5 ) خلاصه تحقیق……………………………. 88

2-5) نتایج تحقیق 89

3-5 ) محدودیت های تحقیق 93

چکیده

هدف پژوهش حاضر رابطه ی بین سرمایه ی اجتماعی و موفقیت شغلی نمایندگان بیمه آسیا استان اصفهان در سال 1393 بود. بنابراین از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی –همبستگی بود.جامعه آماری این پژوهش کلیه نمایندگان بیمه آسیا استان اصفهان با تعداد 200 نفر در نظر گرفته شد. در این پژوهش برای پیش بینی حجم نمونه، از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد.ابزار پژوهش پرسشنامه ی استاندارد شده سرمایه ی اجتماعی که سه جنبه شامل سرمایه ی ساختاری، ارتباطی و شناختی و پرسشنامه محقق ساخته موفقیت  شغلی را می سنجد. به منظور تعیین روایی پرسشنامه ها از روش صوری و محتوایی، سازه استفاده شد. چند مرتبه متوالی در اختیار اساتید متخصص قرار گرفت که در هر مرحله اصلاحات پیشنهادی لازم در پرسشنامه اعمال گردید.پایایی پرسشنامه 89/0 تعیین گردید که نشان دهنده ی پایایی مناسب ابزار اندازه گیری بود.پس از جمع آوری داده ها،تجزیه و تحلیل آن ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS انجام شد.در سطح توصیفی مشخصه های آماری نظیر فراوانی، درصد،میانگین،انحراف معیار و در سطح استنباطی متناسب با سطح داده ها و فرضیه ها، آزمون های آماری تی و آزمون تحلیل واریانس یک راهه مورد استفاده قرار گرفت.در ادامه فصل حاضر هر کدام از فرضیه ها به طور جداگانه مطرح و نتایج حاصله مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج یافته ها نشان داد که بین سرمایه ی اجتماعی و افزایش موفقیت شغلی رابطه ی مثبت و معنا داری وجود دارد.

بین بعد ارتباطی با حقوق و مزایا ، روابط مافوق رابطه ی مثبت و معنادار وجود دارد ولی با مولفه ی ماهیت شغل،روابط با همکاران و ترکیب پرتفوی مناسب و ضریب خسارت کمتر رابطه ی معناداری وجود ندارد.بین بعد شناختی با حقوق و مزایا، روابط مافوق  و ترکیب پرتفوی مناسب رابطه ی مثبت و معنادار وجود دارد ولی با مولفه ی ماهیت شغل،روابط با همکاران و ضریب خسارت کمتر رابطه ی معناداری وجود ندارد. بین بعد ساختاری با حقوق و مزایا ، ماهیت شغل، روابط با و روابط مافوق (رابطه ی مثبت و معنادار وجود دارد ولی با مولفه ی ترکیب پرتفوی مناسب و ضریب خسارت کمتر رابطه ی معناداری وجود ندارد.

واژه های کلیدی: سرمایه ی اجتماعی، ساختاری، ارتباطی ، شناختی، موفقیت شغلی

 مقدمه

 سرمایه اجتماعی مفهومی جامعه‌شناسی است که در تجارت، اقتصاد، علوم انسانی و بهداشت عمومی جهت اشاره به ارتباطات درون و مابین گروهــی از آن استفاده می شود. اگرچه تعاریف مختلفی برای این مفهوم وجود دارد، اما در کل سرمایه اجتماعی به عنوان نوعی (علاج همه مشکلات) جامعه مدرن تلقی می شود . منابع انسانی در همه سازمانها مانند بیمه به عنوان عامل کلیدی هستند، از این رو موفقیت نیروی انسانی در تحقق هدف های سازمان حایز اهمیت می باشد. توجه به عوامل انگیزشی کارکنان و نیازهای آن ها و توجه به تفاوت های فردی هر یک از کارکنان یکی از مهم ترین عواملی است که در بهره وری نیروی انسانی میتوان به آن دست یافت و یکی از شرایط مهم و اساسی برای رسیدن به هدف در هر کاری برانگیختن و ایجاد انگیزه در افرادی است که آن کار را انجام می دهند.امروزه همگامی سرعت تغییرات اجتماعی با تغییر در سازگاری کارکنان با مشاغل موجب شده است که برخی از تغییرات در محیط کار موجب از خود بیگانگی کارکنان از شغل خود و درنتیجه بروز رفتار خاصی در سازمان گردد که اغلب با کاهش انگیزه در محیط کار همراه است. در این راستا شناخت نیازهای کارکنان و نقشی که نیروی انسانی در بهره وری و محیط کار ایفا می کند ، توجه بسیاری از روان شناسان و مدیران کارآمد از جمله مدیران سازمانهایی بزرگی مانند بیمه را به خود جلب کرده است پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سرمایه های اجتماعی در موفقیت های شغلی نمایندگان بیمه استان اصفهان انجام می شود

1-1) بیان مسأله :

نظریه های مختلف اقتصادی، انقلابی در عملیات سازمانی در دهه گذشته ایجاد کرده است. این انقلاب شکل های سنتی سرمایه ای  مانند: ساختمانها و تجهیزات را تحت تأثیر قرار داده ، سرمایه های جدیدی را مطرح کرده است.این سرمایه های غیرملموس نقش زیادی در رشد و پیشرفت سازمان دارد. اصطلاح سرمایه،روز  به روز متغیرهای بیشتری راشامل می شود برخی از آنها شامل سرمایه انسانی، سرمایه مشتری، سرمایه هوش و سرمایه سلامتی است. امروزه در کنار سرمایه های انسانی، مالی، اقتصادی سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعی مورد بهره برداری قرار گرفته است . این مفهوم به پیوندها وارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان منبع با ارزش اشاره دارد که با خلق هنجارها واعتماد متقابل موجب تحقق اهداف می شود (الوانی، 1382)  سرمایه اجتماعی را به چهار دسته 1) سرمایه اجتماعی رسمی و غیررسمی 2) متراکم و غیرمتراکم 3)  درون نگر و برون نگر  و 4) گسسته و پیوسته تقسیم می کندو اعتقاد دارد که این انواع مختلف سرمایه اجتماعی دارای تمایزات منحصر به فرد نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند.

درواقع میتوان گفت سرمایه اجتماعی فرایندهای خاصی میان افراد وسازمان ها را شامل می شود که مبتنی برجوی از اعتماد می باشد که منجربه رسیدن به اهداف ازطریق بدست آوردن منافع مشترک می شود. سرمایه اجتماعی با متغیرهای شناخته شده جامعه شناسی همچون اعتماد ، آگاهی ، نگرانی درباره دیگران ومسائل عمومی ، مشارکت درمسائل عمومی انسجام وهمبستگی گروهی وهمکاری ارتباط دارد)تاجبخش.1385) .

اکنون مسئله این است که سرمایه اجتماعی چه تاثیری بر موفقیت شغلی سازمانها دارد و کلا موفقیت شغلی به چه معناست ؟ طبیعتا در هر سازمانی که سرمایه اجتماعی در حد بالایی باشد رضایت شغلی و به دنبال آن موفقیت شغلی پیشرفت قابل ملاحظه ای خواهد داشت . موفقیت شغلی پدیده ایست نسبتا پیچیده و چند بعدی. از یک سو با سطح عملکرد و توان شغلی فرد سر و کار دارد و از سوی دیگر با قدرت سازگاری و شیوه مقابله با تنش ها و بحرانهای سازمانی داشته از آن با عوامل و متغیرهای مختلفی رابطه دارد موفقیت یاعدم موفقیت شغلی در سازمانها ، ارتباط  تنگاتنگی باعملکرد کارکنان دارد. در سال های اخیر سازمانها سعی کرده اند از طریق ایجاد انگیزش درنیروی انسانی آنها را به مشارکت مفید و سازنده درطرح هایی که به وسیله سازمان رو به گسترش است وادارند(عسگریان، 1387)ارضای نیاز های روانی اجتماعی همچون اعتبار ، مسولیت و مشارکت و ارضای نیازهای شناختی مانند چالش ها ، خلاقیت و در نهایت عوامل مادی هم درگروه عوامل انگیزشی یا نیروی پیش برنده درحرفه و شغل قلمداد می شوند( هاگمن ،1992). تحقیق حاضر، بر آن است تا تاثیر آموزش ابعاد سرمایه اجتماعی : ارتباطی،ساختاری،شناختی را برموفقیت شغلی مورد بررسی قرار دهد.

2-1) اهداف تحقیق :

این پژوهش دارای یک هدف اصلی و پنج هدف فرعی به شرح زیر می باشد

1-2-1 ) هدف اصلی

رابطه بین ابعاد سرمایه اجتماعی با موفقیت شغلی نمایندگان بیمه (مطالعه موردی  بیمه آسیا استان اصفهان)

2-2-1 ) اهداف فرعی

1-2-2-1) شناخت سرمایه اجتماعی و ابعاد آن ) ارتباطی ، شناختی ، ساختاری (

2-2-2-1) شناخت موفقیت شغلی و عوامل موثر بر آن

3-2-2-1) رابطه بعد ارتباطی سرمایه اجتماعی با موفقیت شغلی نمایندگان بیمه

4-2-2-1) رابطه بعد شناختی سرمایه اجتماعی با موفقیت شغلی نمایندگان بیمه

5-2-2-1) رابطه بعد ساختاری سرمایه اجتماعی با موفقیت شغلی نمایندگان بیمه

3-1) اهمیت و ضرورت تحقیق:

با توجه به اینکه موضوع پژوهش دارای دو  بخش سرمایه اجتماعی وموفقیت شغلی است و با وجود تنوع دیدگاه ها و نظریات مختلف ، سعی شده است که از نظریه هایی استفاده شود که با این مفاهیم ارتباط بیشتری دارند و به نوعی قادر به تبیین موضوع مورد مطالعه باشند. سرمایه اجتماعی یا بعد معنوی و اجتماعی سلامت یک جامعه، بعدی است که می تواند از طریق تشویق افراد به همکاری و مشارکت در تعاملات اجتماعی، به حل آسیب های اجتماعی جامعه کمک کند و حرکت جامعه به سوی رشد وتوسعه اقتصادی، سیاسی وفرهنگی را امکان پذیر سازد)الوانی و سیدنقوی،1381) .

امروزه سرمایه اجتماعی، نقش بسیار مهم تری از سرمایه فیزیکی و انسانی در جوامع ایفا نموده و بدون وجود سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست می دهند و پیمودن راه های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی دشوار می گردد (بیکر،1382).

نظریه پردازان علوم اجتماعی، تعاریف متفاوتی را از سرمایه اجتماعی ارائه  نموده اند پاتنام، سرمایه اجتماعی را شامل شبکه های اجتماعی، ارتباط متقابل، اعتماد و قابلیت اطمینان می داند که می توانند با ایجاد و تسهیل امکانات هماهنگ، کارآیی جامعه را بهبود بخشند. کلمن، آن را تسهیل کننده کنش های فردی و جمعی درون جامعه، و فوکویاما، توانایی های افراد جامعه برای کار کردن افراد با یکدیگر به منظور دستیابی به اهداف مشترک می داند (پاتنام[1]،2002).

با آموزش سرمایه اجتماعی در سازمانها به خاطر بهتر شدن جو سازمان و بالا رفتن میزان اعتماد میان کارکنان می توان به پیشرفت و موفقیت سازمان امیدوار بود. کاواچی ودیگران درتحقیقات خود نتیجه می گیرند اعتمادی که درشبکه های رسمی وغیر رسمی وجود دارد به مردم کمک می کند تا به آموزش و اطلاعات دسترسی یابند و نظام های بهتری را طراحی کنند.با بالا رفتن میزان اعتماد و دسترسی به اطلاعات از طریق آموزش ، کارکنان به سوی هدف خود که همان موفقیت شغلی و در نهایت پیشرفت سازمان است گام بر  می دارند . انگیزه موفقیت شغلی در کارکنان موجب افزایش توانایی وکارایی آنان شده و در کل موجب بالارفتن بازدهی می شود. همچنین باعث افزایش کارآیی، بروز خلاقیت و احساس رضایت فردی می گردد یکی از پایدارترین یافته ها حاکی از این است که هر چه سطح شغل بالاتر باشد رضایت شغلی و در نتیجه موفقیت شغلی (ارتقای شغلی) بیشتر می شود  .

4-1) فرضیه های تحقیق :

این پژوهش دارای یک فرضیه اصلی وسه فرضیه فرعی به شرح ذیل می باشد:

1-4-1 ) فرضیه اصلی :

 بین سرمایه اجتماعی و موفقیت شغلی رابطه ی معناداری وجود دارد.

2-4-1 ) فرضیه های فرعی:

1- بین بعد ارتباطی سرمایه اجتماعی و موفقیت شغلی نمایندگان بیمه رابطه ی معناداری وجود دارد.

2- بین بعد شناختی سرمایه اجتماعی و موفقیت شغلی نمایندگان بیمه رابطه ی معناداری وجود دارد.

3- بین بعد ساختاری سرمایه اجتماعی وموفقیت شغلی نمایندگان بیمه  رابطه ی معناداری وجود دارد.

5-1) متغیرهای تحقیق:

در این تحقیق 2 متغیر مستقل و وابسته وجود دارد که هر یک از آنها به شرح ذیل است:

1-5-1)متغیر مستقل

سرمایه اجتماعی متغیر مستقل می باشد و تعریف ناهاپیت و گوشال مبنا قرار می گیرد بدین ترتیب سه متغیر مستقل داریم :

1- بعد ارتباطی 2- بعد شناختی 3- بعد ساختاری

2-5-1) متغیر وابسته

موفقیت شغلی متغیر وابسته است.

 6-1) قلمرو تحقیق :

1-6-1) قلمرو زمانی تحقیق :

منظور از قلمرو زمانی این است که تحقیق در چه فاصله زمانی صورت می گیرد و از آن جهت ضروری است که بررسی کننده یا خواننده تحقیق ، با توجه به این دوره زمانی، در مورد بکارگیری می تواند تصمیم گیری کند. محدوده زمانی این تحقیق تابستان و پاییز 93 می باشد.

 2-6-1) قلمرو مکانی تحقیق :

این تحقیق از نمایندگان شرکت بیمه آسیا استان اصفهان  انجام شده است.

3-6-1) قلمرو موضوعی تحقیق :

قلمرو موضوعی تحقیق شامل مباحث مرتبط با مسئله آموزش ، سرمایه اجتماعی از نظر ناهاپیت و گوشال و همچنین بحث در مورد موفقیت شغلی می باشد.

1-7) روش شناسی تحقیق :

1-7-1) روش تحقیق :

روش تحقیق به کار گرفته شده ، تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی می باشد و از حیث ارتباط میان متغیرها از نوع علی و معلولی است.

1-7-2) ابزار مطالعه (روش گردآوری اطلاعات):

به منظور گرد آوری داده ها جهت تایید یا رد فرضیه های تحقیق به طور عمده از ابزار (پرسشنامه) بهره گرفته شده است وجهت جمع آوری اطلاعات مربوط به ادبیات تحقیق از روش کتابخانه ای و الکترونیکی استفاده شده است .

1-7-3) جامعه آماری :

در هر بررسی آماری ، جامعه مجموعه تمام مشاهدات ممکنی است که می‌توانند با تکرار یک آزمایش حاصل شوند به طور کلی جامعه عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند .

معمولادر هر پژوهش، جامعه مورد بررسی یک جامعه آماری است که پژوهشگر مایل است درباره صفت(صفت هایی) متغیر واحدهای آن به مطالعه بپردازد. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه نمایندگان شرکت بیمه آسیا استان اصفهان تحت نظارت بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران می باشد.

1-7-4) نمونه آماری : (n)

نمونه بخشی از جامعه تحت بررسی است که با روشی که از پیش تعیین شده است انتخاب می‌شود به قسمی که می‌توان از این بخش، استنباط هایی درباره کل جامعه بدست آورد. با توجه به آمارهای موجود مبنی بر تعداد کل جامعه آماری، با بهره گرفتن از فرمول زیر به تعیین حجم مطلوب نمونه می‌پردازیم.

1-7-5) روش نمونه‌گیری :

حجم نمونه مورد بررسی  n نفر است و روش نمونه گیری در این تحقیق به صورت تصادفی ساده می باشد.

1-7-6)  روش های مورد نظر برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه :

داده ها و اطلاعات گرد آوری شده از طریق پرسشنامه، پس از بررسی و مطالعه، به کمک نرم افزار آماری Spss 15 (برای برقراری روابط همبستگی متغیر های مستقل با متغیرهای وابسته) مورد آزمون قرار می گیرند. از آن جایی که رابطه بین دو متغیر مورد بررسی قرار می گیرد، به منظور آزمون نمودن فرضیات، از ضریب همبستگی پیرسون، استفاده می شود.

 

[2]8-1) تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی تحقیق :

1-8-1) سرمایه اجتماعی :

صاحب­نظران سرمایه اجتماعی را جنبه­ هایی از سازمان اجتماعی از قبیل هنجارها، شبکه ­های اجتماعی و اعتماد متقابل می دانند که همکاری و همیاری افراد را برای دستیابی به منافع مشترک، تسهیل می­ کند (پاتنام ،1995). از دیدگاه سازمانی، گوشال و ناهاپیت (۱۹۹۸) سرمایه اجتماعی را به عنوان جمع منابع بالفعل و بالقوه موجود در درون، قابل دسترس از طریق، و ناشی شده از شبکه روابط یک فرد یا یک واحد اجتماعی تعریف می­ کنند. از دیدگاه آن­ها سرمایه اجتماعی یکی از قابلیت­ها و دارایی­های مهم سازمانی است،که می ­تواند به سازمان­ها در خلق و تسهیم دانش کمک بسیار نماید و برای آنها در مقایسه با سازمان­های دیگر مزیت سازمانی پایدار ایجاد کند (ناهاپیت و گوشال ،1998).

ناهاپیت و گوشال (۱۹۹۸) با رویکرد سازمانی جنبه­ های مختلف سرمایه اجتماعی را در سه طبقه جای می­دهند: شناختی، رابطه­ای و ساختاری (قوشال و ناهاپیت،1998)

الف) بعد شناختی:

عنصر شناختی سرمایه اجتماعی اشاره به منابعی دارد که در رابطه با پدیده هایی نظیر ارزشها، نگرشها، تعهدات، مشارکت و اعتماد موجود در سیستم می باشد. مهم­ترین جنبه­ های این بعد عبارتند از  زبان و کدهای مشترک، حکایات مشترک.

ب) بعد ارتباطی:

این بعد ماهیت روابط در یک سازمان را در بر می‌گیرد. همچنین بعد ارتباطی بر ماهیت و کیفیت این ارتباطات متمرکز می‌گردد. مهمترین جنبه­ های این بعد از سرمایه اجتماعی عبارتند از: اعتماد، هنجارها، الزامات و انتظارات و هویت (قوشال و ناهاپیت،1998)

ج) بعد ساختاری:

این عنصر سرمایه اجتماعی اشاره به الگوی کلی تماس­های بین افراد دارد یعنی، شما به چه کسانی و چگونه دسترسی دارید(بورت،1992).این بعد در رابطه با ساختارها و فرایندهای مدیریتی نظیر پاسخگویی مدیران و رهبران بر عملکردشان، شفافیت در تصمیم گیری، میزان تصمیم گیری و اقدام بر اساس کار گروهی است . مهم­ترین جنبه­ های این عنصر عبارتند از روابط شبکه­ای بین افراد، پیکربندی  شبکه­ای و سازمانمناسب.

2-8-1) موفقیت شغلی :

موفقیت شغلی عبارت از رابطه ای است که بین پیشرفت کنونی فرد و  ایده ال های آینده اش در زمینه اشتغال وجود دارد.  ایدهآل های شغلی فرد عبارت از یک سلسله هدف های احتمالی شغلی است که فرد برای آینده اش تعیین می نماید. موفقیت شغلی به سه حالت غیر روانی، روانی و عمومی تعریف شده است:    

الف ) تعریف غیر روانی:

عامه مردم موفقیت شغلی را با میزان درآمد و مادیات می سنجند. به موجب این تعریف هر فردی که در آمد بیشتری داشته باشد در شغلش موفق تر است. سنجش موفقیت شغلی تنها با توجه به میزان درآمد، کار علمی و صحیحی نیست. زیرا میزان درآمد مشاغل مختلف با توجه به نوع کار  و زمان انجام آن تغییر  می کند. همچنین ارضای نیازهای مادی تنها عامل لازم برای اشتغال نیست.    

ب ) تعریف روانی:

از دیدگاه تعریف روانی موفقیت شغلی عبارت از احساس فرد از میزان کارائی و توانائیش در انجام کار محوله است. معمولا  افراد موفق کارشان را بهتر انجام می دهند و به راهنمایی کمتری نیاز دارند و کمتر از محیط کار غیبت می کنند.

این عده ضمن کار خطاهای کمتری را مرتکب می شوند و در نتیجه کمتر دچار سانحه می شوند. احساسات فرد که توانایی به انجام کار و مفید واقع شدن و موفق بودن در اشتغال را شامل باشدتعریف روانی موفقیت شغلی محسوب می شود.   

ج ) تعریف عمومی:

موفقیت شغلی زمانی حاصل می شود که فرد بتواند از تمام توانایی ها و امکانات خود در رسیدن به هدف های شغلی استفاده و بهره برداری کند. از این دیدگاه میزان درآمد به تنهایی هیچ گاه موفقیت شغلی محسوب نمی شود.

      همچنین موفقیت شغلی به ابعاد درونی و بیرونی تفکیک می شود (جاسکولکا،1985):

الف ) موفقیت شغلی عینی یا بیرونی:

بخش قابل مشاهده موفقیت شغلی را نشان می دهد و به نتایج شغلی قابل مشاهده مانند پرداختی ها، ارتقاها، رتبه و مقام اشاره دارد.

ب ) موفقیت شغلی ذهنی یا درونی:

عناصر ذهنی موفقیت شغلی را نشان می دهد و به احساسات افراد و واکنش آنها نسبت به مسیر شغلی شان مربوط است و همواره از طریق موفقیت روانشناختی مانند رضایت شغلی، تعهد شغلی و سازمانی شناسایی می شود.

[1] Putnam

[2] . Nahapiet & Ghoshal

تعداد صفحه :125

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه تاثیر هوش رقابتی و مدیریت دانش بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط با تاثیر تعدیل کنندگی نوآوری و یادگیری سازمانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه تبریز

دانشکده اقتصاد مدیریت و بازرگانی

گروه مدیریت

پایان‌نامه

برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته MBA گرایش استراتژی

عنوان

تاثیر هوش رقابتی و مدیریت دانش بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط با تاثیر تعدیل کنندگی نوآوری و یادگیری سازمانی

استاد مشاور

دکتر اژدر کرمی

 خرداد 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

امروزه سازمانها با محیطهای پویا و به شدت رقابتی روبرو هستند و برای اینکه بتوانند در چنین محیطهایی به حیات خود ادامه دهند، به ابزارهای جدیدی برای بقای خود در عرصه رقابت نیاز دارند. از جمله این ابزارها، هوش رقابتی و مدیریت دانش می باشد. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر هوش رقابتی و مدیریت دانش بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط با نقش تعدیل کنندگی یادگیری سازمانی و نوآوری می باشد.برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. جهت سنجش هوش رقابتی از 3 بعد هوش بازار، هوش رقبا و هوش تکنولوژی ، برای مدیریت دانش از 3 مولفه، جذب دانش، تفسیر دانش و به کارگیری دانش، برای یادگیری سازمانی از 4 قابلیت تعهد مدیریتی، دید سیستمی، فضای باز و آزمایشگری و انتقال و یکپارچه سازی دانش، جهت سنجش نوآوری از دو بعد نوآوری محصول و فرایند و سرانجام جهت سنجش عملکرد سازمانی از ابعاد معرفی شده توسط کاپلان و نورتون ( بعد مالی، مشتری، فرایند داخلی و بعد یادگیری و رشد) بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش شامل  شرکتهای کوچک و متوسط مستقر در شهرک صنعتی سرمایه گذاری خارجی تبریز میباشد که حجم نمونه آماری نیز همان جامعه آماری تعیین شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر و  مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و Lisrel استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که تمامی فرضیات به غیر از فرضیه 3  تائید شده اند. همچنین نوآوری و یادگیری سازمانی به عنوان متغیرهای میانجی تاثیر مستقیم هوش رقابتی و مدیریت دانش بر عملکرد را تقویت می کنند.

عناوین…………………………………………     ………   …     …………………………………………………………..  …صفحات

1-1 مقدمه …………………………… 2

1-2 بیان مسئله ……………….. 3

1-3 ضرورت و اهمیت پژوهش 4

1-4 اهداف پژوهش ……………… 6

1-4-1 هدف کلی ……………………………………………………………………………………………. 6

1-4-2 اهداف فرعی ……………………………………………………………………………………. 6

1-5 سؤالات پژوهش …………………………………………….. 6

1-5-1 سوال اصلی ………………………… 6

1-5-2 سوالات فرعی ……………………… 7

1-6 فرضیات پژوهش ………….. 7

1-7 مدل پژوهش ………………… 8

1-8 روش تحقیق ………………………………….. 10

1-8-1 نوع تحقیق و روش گردآوری داده‌ها 10

1-8-2 ابزار و شیوه گردآوری اطلاعات 10

1-8-3 نحوه‌ی سنجش متغیرها و گردآوری داده‌ها 10

1-8-4 روایی و پایایی ابزار اندازه گیری 10

1-9 قلمرو پژوهش ………….. 11

1-10جامعه و نمونه‌ی آماری 11

1-11 روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 11

1-12 متغیرهای پژوهش و تعریف عملیاتی آن‌ها 12

1-13 محدودیت‌های پژوهش 14

1-14 ساختار پژوهش ….. 15

         فصل دوم: پیشینه‌ی پژوهش

2-1 مقدمه …………………………. 17

2-2 هوش رقابتی ……………….. 17

2-2-1 تعاریف هوش رقابتی ……………………………………………………………………………………………………………… 18

2-2-2 فرایند هوش رقابتی ……….. 20

2-2-3 انواع هوش رقابتی ……………. 21

2-2-4 هوش رقابتی در شرکتهای کوچک و متوسط 23

2-3 مدیریت دانش ……………….. 24

2-3-1 فرایند مدیریت دانش ……………. 25

2-3-2 عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش 26

2-4 یادگیری سازمانی ……. 27

2-4-1 تعاریف یادگیری سازمانی 28

2-4-2 قابلیتهای یادگیری سازمانی 29

2-5 نوآوری سازمانی ………………. 32

2-5-1 رویکردهای نوآوری ………………. 33

   2-5-1-1 رویکرد فردگرایی …………………………………………………………………………………………………………………..33

       2-5-1-2 رویکرد ساختارگرایی …………………………………………………………………………………………………………….34

  2-5-1-3 رویکرد تعاملی ………………………………………………………………………………………………………………………34

2-5-2 تعاریف نوآوری ………………………….. .34

2-5-3 انواع نوآوری …………………………….. 35

2-6 عملکرد سازمانی …………… 38

2-6-1 کارت امتیازی متوازن …………… 39

2-7 شرکتهای کوچک و متوسط 43

2-7-1 تعاریف شرکتهای کوچک و متوسط 44

2-7-2 ویژگی شرکتهای کوچک و متوسط 44

2-7-3 محدودیت و چالشهای پیش روی شرکتهای کوچک و متوسط 46

2-8 پیشینه تجربی ……………… 47

2-8-1 روابط بین مدیریت دانش، یادگیری سازمانی، نوآوری و عملکرد سازمانی 47

2-8-2 روابط بین هوش رقابتی، نوآوری و عملکرد سازمانی 51

2-9 جمع بندی فصل دوم 54

            فصل سوم: روش شناسی

3-1 مقدمه ………………………….. 57

3-2 فرضیه‌های تحقیق ………… 57

3-3 مدل مفهومی پژوهش 58

3-4 روش تحقیق …………………. 59

3-5 جامعه و نمونه آماری 60

3-6 ابزار و شیوه‌ی جمع‌آوری داده‌ها 60

3-7 ویژگی های فنی ابزار اندازه گیری 62

3-7-1 روایی پرسشنامه ………………….. 62

3-7-2 پایایی پرسشنامه …………………. 62

3-8 متغیرهای پژوهش ……….. 62

3-9 نحوه تجزیه و تحلیل داده‌ها 63

3-10 جمع‌بندی فصل سوم 63

      فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1 مقدمه ………………………… 65

4-2 آمار توصیفی ………………… 65

4-2-1 توصیف متغیرهای جمعیت شناختی 66

4-2-2 نتایج آمار توصیفی مولفه های تحت بررسی 70

4-2-2-1 هوش رقابتی …………………………………………………………………………………………………………………………71

4-2-2-2 مدیریت دانش ………………………………………………………………………………………………………………………73

4-2-2-3 یادگیری سازمانی …………………………………………………………………………………………………………………75

4-2-2-4 نوآوری ………………………………………………………………………………………………………………………………….77

4-2-2-5 عملکرد سازمانی …………………………………………………………………………………………………………………..79

4-2-3 بررسی نرمال بودن داده ها 82

4-3 آمار استنباطی …………….. 83

4-3-1 مدلیابی معادلات ساختاری 83

4-3-2 تحلیل عاملی(تائیدی) ………….. 83

4-3-3 مدل ساختاری پژوهش ………… 88

4-3-3-1 مدل مفهومی ………………………………………………………………………………………………………………………..88

4-3-3-2 شاخصهای مدل تحت بررسی ………………………………………………………………………………………………89

4-3-3-3 مدل ضرایب استاندارد ………………………………………………………………………………………………………….89

4-3-3-4 مدل T values  …………………………………………………………………………………………………………………..90

4-3-4 نتایج آزمون فرضیات پژوهش 91

4-3-4-1 تحلیل دو متغیره ………………………………………………………………………………………………………………….91

4-3-4-2 تحلیل چند متغیره ……………………………………………………………………………………………………………….92

4-4 جمع بندی فصل چهارم 99

          فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1 مقدمه ………………………………… 102

5-2 مروری بر خطوط کلی تحقیق 102

5-3 یافته‌های پژوهش ……………. 103

5-3-1 یافته‌های جمعیت شناختی 103

5-3-2 یافته‌های تحلیل تک متغیره 104

5-4 یافته‌های آمار استنباطی 105

5-4-1 یافته های تحلیل دو متغیره 105

5-4-2 یافته های تحلیل چند متغیره 106

5-5  بحث و نتیجه گیری 107

5-6 پیشنهادات ………………….. 109

5-6-1 پیشنهادهای کاربردی ………….. 109

5-6-2 پیشنهادهایی جهت پژوهشهای آتی 111

5-7 محدودیت‌های پژوهش 112

                          منابع و مآخذ

منابع فارسی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….113

منابع انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………….114

     ضمائم و پیوست‌ها

پیوست 3-1: پرسشنامه پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………….124

پیوست 4-1: خروجی های نرم افزار …………………………………………………………………………………………………………….127

1-1   مقدمه

شرکتها با محیطی پر از تلاطم و تغییرات سریع و پیچیده ای مواجه هستند. در چنین محیط هایی برای شرکتها حفظ مزیت رقابتی دشوار و چالشی بزرگ محسوب می شود. بنابر این شرکتها برای حفظ مزیت رقابتی باید به دنبال فرصتهای ایده آل محیطی باشند تا با بهره برداری از چنین فرصتهایی بتوانند موقعیت رقابتی خود را بهبود بخشند. شرکتها برای حضور فعال در چنین محیط های فرارقابتی باید درک و شناخت بهتری از رقابت و نیروهای رقابتی که بر موفقیتشان تاثیر می گذارند، داشته باشند. شرکتها باید بدانند که چگونه در عرصه رقابت باقی بمانند و اینکه چگونه تغییرات درونی و بیرونی صنعتشان را پیش بینی کنند و نسبت به آن از خود عکس العمل نشان دهند(نیکولاس و ایوانجلیا[1]، 2012). به مدد افزایش هوش رقابتی است که شرکتها می توانند  از محیط خود شناخت کافی داشته باشند(تارخ،1390، ص 2). دنق و لیو[2] بیان کردند که هوش رقابتی یک نقش مهم در مدیریت استراتژیک و تصمیم گیری دارد. پلتونومی و ووری[3]  نیز به این نکته اشاره کردند که شرکتها از طریق هوش رقابتی می توانند دانش مرتبط و دقیقی درباره رقبا و محیط کلی کسب و کار بدست آورند. تانو و بایلتی[4] در پژوهشی  به این نتیجه رسیدند که هر قدر اطلاعات هوش رقابتی در شرکتها بیشتر باشد بر روی نوآوری آنها تاثیر مثبتی می گذارد. بر عکس هوش رقابتی که بیشتر بر محیط خارجی شرکتها کار می کند، مدیریت دانش بیشتر بر روی عوامل داخلی توجه دارد(طیب و همکاران[5]، 2008). در اقتصاد مبتنی بر دانش شرکتهایی موفقترند که اقدامات مدیریت دانش را بصورت موثر اجرا کنند. از راه های دیگر جهت ایجاد و حفظ مزیت رقابتی، خلق نوآوری در شرکتهاست و بدون شک یکی از روش های نوآور بودن سازمانها افزایش قابلیت های یادگیری سازمانی است که افزایش این قابلیتها خود نتیجه اجرای کارآمد مدیریت دانش در شرکتهاست(لیائو و وو[6]، 2010). هم مدیریت دانش و هم هوش رقابتی هردو به نحوی ابزارهای قدرتمندی در کسب مزیت رقابتی برای شرکتها  محسوب می شوند.

 

1-2   بیان مسئله

در اقتصاد جهانی، تبادل اطلاعات در سطح کره زمین و در طول و عرض جغرافیایی در زمان نانوثانیه صورت می گیرد. بنابر این نیاز به گردش سریع اطلاعات برای رقابتی پویا و تجارتی هوشمند، اجتناب ناپذیر است. لذا شرکتهای حرفه ای  درصدد هستند تا ابزارهای مورد نیاز شرکتهایی را که می خواهند سریع، متمرکز و منعطف باشند و موقعیت و مزیت رقابتی آنها حفظ شود را مهیامی سازند(تارخ، 1390، ص 2 ).   می توان گفت حفظ مزیت رقابتی چالش برانگیزترین مساله پیش روی شرکتها در اقتصاد پویا و متغیر کنونی به حساب می آید. برای حفظ مزیت رقابتی شرکتها باید از محیط خود آگاهی کامل داشته باشند که این آگاهی از طریق اجرای فعالیتهای هوش رقابتی محقق می یابد. هوش رقابتی به سازمانها در شناسایی محیط اطراف خود کمک می کند. تجزیه و تحلیل اطلاعات در محیط رقابتی، یک منبع مهم و حیاتی برای شرکتها در ظرفیت بنگاه جهت معرفی محصولات/خدمات و فرایندهای جدید به شمار می رود. همچنین هوش رقابتی منبع اطلاعاتی مهمی برای برنامه ریزی و دیگر فعالیتهای سازمان می باشد. زیرا آن اطلاعاتی را درباره رفتار فعلی و آتی رقبا و محیط کلی کسب وکار فراهم می کند(نصری[7]،2011).

عصر حاضر، عصر تغییر و تحولات اساسی و بنیادی است و سازمانهایی می توانند خود را با این شرایط تطبیق دهند و در صحنه رقابت باقی بمانند که مدیران و رهبرانی کارآمد، تغییر گرا و با چشم اندازی بلند مدت داشته باشند. در سالهای اخیر هوش رقابتی و مدیریت دانش به مفاهیم مهم مدیریت تبدیل شده و بسیاری از شرکتهای بزرگ آن را به جزئی از فرهنگ سازمانی خود تبدیل کرده اند. افزایش هوش رقابتی موجب می گردد شرکتها اطلاعات محیط اطراف خود را سریعتر و با دقت بیشتری تجزیه و تحلیل کرده و نتایج حاصل را به طریق سودمند ذخیره و در مواقع مقتضی در دسترس تصمیم گیرندگان قرار دهند. این امر جریان تبادل اطلاعات و دانش را در بستر شرکتها تسریع کرده و اثربخشی فرایند تفکر و تصمیم گیری گروهی را به نحو چشمگیری بهبود می بخشد(پاک مرام، 1388). بنابر این هوش رقابتی به عنوان یک ابزار برای بهبود رقابت پذیری شرکتها معرفی شده است. اطلاعات به عنوان یکی از اقلام مهم دارایی های استراتژیک و ابزارهای بازاریابی به شمار می آید. گرد آوری و ارزیابی اطلاعات مربوط به شرکتهای رقیب در امر تدوین استراتژی نقش حیاتی دارد. هدف اصلی هوش رقابتی دستیابی به داده ها و اطلاعاتی در مورد محیط، رقبا و بازار و… است. از این رو هوش رقابتی موثر نه تنها نیازمند اطلاعاتی پیرامون رقباست، بلکه همچنین نیازمند اطلاعاتی درباره سایر تمایلات محیطی از قبیل تحولات تکنولوژی، تحولات بازار، تحولات اجتماعی و راهبردی میباشد)رواچ و سانتی[8]، 2001).

 همچنین برای اینکه سازمانها بتوانند در عرصه رقابت حضور داشته باشند ناچارند در یکی از زمینه ها نسبت به رقبای خود مزیت رقابتی داشته باشند و برای این کار  یکی از راهکارها این است که سازمانها نوآور باشند. مدیریت دانش یکی از راه های غیر قابل انکار برای دستیابی به نوآوری است. در اقتصاد مبتنی بر دانش سازمانهایی که بتوانند مدیریت دانش را بصورت موثر اجرا کنند می توان گفت که عملکرد بالایی نسبت به دیگر سازمانها دارند(لانگ و لین[9] ،2012). پژوهش حاضر بر آن است تا عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط را با تاثیر متغیرهای هوش رقابتی و مدیریت دانش با تعدیل کنندگی نوآوری و یادگیری سازمانی مورد سنجش قرار دهد. مساله این پژوهش این است که آیا اجرای هوش رقابتی و مدیریت دانش در شرکتهای کوچک و متوسط تاثیری بر عملکرد شرکت دارد؟

1-3   ضرورت و اهمیت پژوهش

بصورت فزاینده، شرکتها توجه ویژه ای به فعالیتهای هوش رقابتی می کنند بدلیل اینکه آنها نیازهای سازمانی را از طریق جمع آوری، تفسیر و انتشار اطلاعات خارجی حمایت می کند. دانستن اینکه چگونه ارزش افزوده اطلاعات موجب حفظ مزیت رقابتی می گردد، عامل کلیدی برای اجرای فرایند هوش رقابتی می باشد(استرائوس[10] و تویت[11]، 2009). کاهانر[12] در کتاب خود از هوش رقابتی به عنوان آخرین سلاح سازمانها در جنگ اقتصاد جهانی یاد می کند. وی به دلایل نیاز شرکتها به هوش رقابتی اشاره می کند که در شکل زیر آورده شده است:

 

شکل1-1: اهمیت هوش رقابتی

 

منبع: کاهانر بر گرفته از استرائوس و تویت، 2010

 

همچنین منافع حاصل از اجرای موثر مدیریت دانش موجب گردیده تا بسیاری از شرکتها در قرن 21 به اجرای مدیریت دانش رو آورند. اگر مدیریت دانش به خوبی اجرا شود موجب افزایش یادگیری سازمانی و نهایتا خلق نوآوری می گردد(لیائو و وو ، 2010). هوش رقابتی و مدیریت دانش یک هم افزایی جهت کسب و حفظ مزیت رقابتی ایجاد می کنند. هوش رقابتی به جستجوی اطلاعات محیطی می پردازد و مدیریت دانش بیشتر بر سازماندهی و تفسیر و به کارگیری این اطلاعات محیطی در درون شرکت می پردازد(طیب و همکاران[13]، 2008). مطالعات کمی بر روی موضوع پژوهش صورت گرفته که نشانگر اهمیت این پژوهش می باشد. همچنین کاربردی بودن پژوهش نیز می توانند به شرکتهای کوچک و متوسط کمک بسزایی برساند.

1-4   اهداف پژوهش

1-4-1                       هدف کلی

هدف کلی پژوهش بررسی تاثیر هوش رقابتی و مدیریت دانش بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط با نقش تعدیل کنندگی یادگیری سازمانی و نوآوری می باشد. اهداف فرعی پژوهش نیز در زیر آورده شده است

1-4-2                       اهداف فرعی

  1. بررسی تاثیر مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی در شرکتهای کوچک و متوسط
  2. بررسی تاثیر یادگیری سازمانی بر نوآوری سازمانی در شرکتهای کوچک و متوسط
  3. بررسی تاثیر یادگیری سازمانی بر عملکرد در شرکتهای کوچک و متوسط
  4. بررسی تاثیر هوش رقابتی بر نوآوری سازمانی در شرکتهای کوچک و متوسط
  5. بررسی تاثیر نوآوری بر عملکرد سازمانی در شرکتهای کوچک و متوسط
  6. بررسی تاثیر هوش رقابتی بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط
  7. بررسی تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی یادگیری سازمانی در شرکتهای کوچک و متوسط
  8. بررسی تاثیر مدیریت دانش بر نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط
  9. بررسی تاثیر مدیریت دانش بر نوآوری با نقش میانجی یادگیری سازمانی
  10. بررسی تاثیر هوش رقابتی بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط
  11. بررسی تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط

1-5   سؤالات پژوهش

1-5-1                       سوال اصلی

تاثیر هوش رقابتی و مدیریت دانش بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط با نقش تعدیل کننده نوآوری و یادگیری سازمانی چگونه است؟

1-5-2                       سوالات فرعی

  1. تاثیر مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی در شرکتهای کوچک و متوسط چگونه است؟
  2. آیا یادگیری سازمانی بر نوآوری شرکتهای کوچک ومتوسط تاثیر دارد؟
  3. آیا یادگیری سازمانی بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط تاثیر دارد؟
  4. تاثیر هوش رقابتی بر نوآوری شرکتهای کوچک و متوسط چگونه است؟
  5. آیا نوآوری بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط تاثیر می گذارد؟
  6. تاثیر هوش رقابتی بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط با نقش میانجی نوآوری چگونه است؟
  7. تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط با میانجی گری یادگیری سازمانی چگونه است؟
  8. تاثیر مدیریت دانش یر نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط چگونه است؟
  9. تاثیر مدیریت دانش بر نوآوری با نقش میانجی یادگیری سازمانی چگونه است؟
  10. تاثیر هوش رقابتی بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط چگونه است؟
  11. تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد شرکتهای کوچک و متوسط چگونه است؟

1-6   فرضیات پژوهش

  1. مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی تاثیر مثبتی دارد.
  2. یادگیری سازمانی بر عملکرد سازمانی تاثیر مثبتی دارد.
  3. مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی تاثیر مثبت و مستقیمی دارد.
  4. مدیریت دانش با میانجی گری یادگیری سازمانی بر عملکرد سازمانی تاثیر مثبت و غیر مستقیمی دارد.
  5. مدیریت دانش با میانجی گری یادگیری سازمانی بر نوآوری سازمانی تاثیر مثبت و معناداری دارد.
  6. هوش رقابتی بر نوآوری سازمانی تاثیر مثبت ومعناداری دارد.
  7. نوآوری سازمانی تاثیر مثبتی برعملکرد سازمانی دارد.
  8. هوش رقابتی تاثیر مثبت و مستقیمی بر عملکرد سازمانی دارد.
  9. هوش رقابتی با توجه به نقش میانجی نوآوری بطور غیر مستقیم بر عملکرد سازمانی تاثیر مثبتی دارد.
  10. مدیریت دانش بر نوآوری تاثیر مثبت و معناداری دارد.
  11. یادگیری سازمانی تاثیر مثبت و معناداری بر نوآوری دارد.

 

1-7   مدل پژوهش

پس از مطالعه‌ی پیشینه‌ی پژوهش شکاف مدل مفهومی پژوهش مطابق شکل 1-1 ارائه شده است.

[13] Taib & et al

تعداد صفحه :173

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه تاثیر اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی بر اعتماد به برند و قصد خرید

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه تبریز

دانشکده اقتصاد، مدیریت و بازرگانی

گروه مدیریت

پایان نامه

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته مدیریت اجرایی

تاثیر اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی بر اعتماد به برند و قصد خرید

استاد مشاور

دکتر فیروز فلاحی

مرداد 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فصل اول کلیات

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………………………………………  1

  • مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………… 2
  • بیان مسئله …………………………………………………………………………………………………………………………… 3
  • سوالات تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………..4
  • فرضیات تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………….. 5
  • مواد و روش ها ……………………………………………………………………………………………………………………… 7
  • تعریف عملیاتی متغیرها ……………………………………………………………………………………………………… 7
  • روش تحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………………………11
  • نحوه سنجش متغیرها ………………………………………………………………………………………………………… 11

فصل دوم: ادبیات تحقیق

2-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………….. 12

2-2- ادبیات نظری تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………..  13

   2-2-1- نام تجاری……………………………………………………………………………………………………………………….  13

      2- 2-1-1- هویت برند……………………………………………………………………………………………………………..  16

      2-2-1-2- هدف از ایجاد برند …………………………………………………………………………………………………. 17

       2- 2 -1-3- ایجاد و مدیریت یک برند موفق ……………………………………………………………………….. 20

       2-2-1-4- توسعه ی یک برند ……………………………………………………………………………………………….. 22

   2-2-2- تبلیغات دهان به دهان و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی………………………………………… 26

        2-2-2-1- تبلیغات ……………………………………………………………………………………………………………….. 26

        2-2-2-2- تبلیغات دهان به دهان ………………………………………………………………………………………. 27

         2-2-2-3- تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی …………………………………………………………………… 27

     2-2-3- اجتماعات کسب و کار ………………………………………………………………………………………………… 32

     2-2-4- شبکه های اجتماعی ……………………………………………………………………………………………………. 30

         2-2-4-1- انواع شبکه های اجتماعی…………………………………………………………………………………… 35

     2-2-5- اجتماعات برند …………………………………………………………………………………………………………….  36

        2-2-5-1- اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی ……………………………………………………………… 37

     2-2-6- روابط مشتری با مشتری …………………………………………………………………………………………….. 41

     2-2-7- اقدامات شبکه ای اجتماعی…………………………………………………………………………………………. 41

     2-2-8- مدیریت برداشت………………………………………………………………………………………………………….. 42

     2-2-9- اقدامات استفاده از برند……………………………………………………………………………………………….  42

    2-2-10- ریسک درک شده…………………………………………………………………………………………………………43

    2-2-11- آگاهی از قیمت……………………………………………………………………………………………………………..43

    2-2-12- اعتماد به برند………………………………………………………………………………………………………………..44

   2-2-13- قصد خرید ……………………………………………………………………………………………………………………. 46

2-3- پیشینه ی تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………….47

   2-3-1- پیشینه داخلی ……………. ………………………………………………………………………………………………… 47

   2-3-2- پیشینه خارجی ……………………………………………………………………………………………………………… 50 

فصل سوم : روش شناسی تحقیق

 

3-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………….53

3-2- مدل مفهومی و فرضیه های تحقیق ………………………………………………………………………………………. 53

3-3- روش تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………….. 56

3-4- جامعه ی اماری ……………………………………………………………………………………………………………………….57

3-5- نمونه ی آماری………………………………………………………………………………………………………………………….58

3-6- ابزار جمه آوری داده های تحقیق ………………………………………………………………………………………….. 58

   3- 6-1- پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………………………. 59

        3-6-1-1- شرح پرسشنامه ………………………………………………………………………………………………….. 60

       3-6-1-2- دسته بندی سوالات پرسشنامه …………………………………………………………………………..  59

       3-6-1-3- تعیین روایی پرسشنامه…………………………………………………………………………………………. 60

    3-6-1-4- پایایی پرسشنامه ………………………………………………………………………………………………………..61

3-7- روش تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………………………………………..62

    3-7-2- تحلیل عاملی تاییدی ………………………………………………………………………………………………………63

    3-7-3- شاخص برازندگی مناسب ………………………………………………………………………………………………. 64

فصل چهارم : یافته های تحقیق

4-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………  67

4-2- ویژگی های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان و جامعه ی آماری…………………………………………. 68

    4-2-1- وضعیت پاسخ دهندگان از نظر جنسیت……………………………………………………………………….. 69

    4-2-2- وضعیت پاسخ دهندگان از نظر سن…………………………………………………………………………………70

    4-2-3- وضعیت پاسخ دهندگان از نظر میزان تحصیلات………………………………………………………….. 70

4-3- تحلیل استنباطی داده ها………………………………………………………………………………………………………… 71

   4-3-1-1- مدل اندازه گیری اجتماعات برند……………………………………………………………………………….. 72

   4-3-1-2- مدل اندازه گیری اقدامات شبکه ی اجتماعی……………………………………………………………. 74

   4-3-1-3- مدل اندازه گیری مدیریت برداشت……………………………………………………………………………..75

   4-3-1-4- مدل اندازه گیری اقدامات استفاده از برند……………………………………………………………………76

  4-3-1-5- مدل اندازه گیری زوابط مشتری با مشتری ………………………………………………………………….77

  4-3-1-6- مدل اندازه گیری ریسک درک شده……………………………………………………………………………..78

  4-3-1-7- مدل اندازه گیری آگاهی از قیمت………………………………………………………………………………..79

  4-3-1-8- مدل اندازه گیری اعتماد به برند……………………………………………………………………………………80

4-3-2- بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها……………………………………………………………………………………… 81

   4-3-3-1- نتیجه آزمون……………………………………………………………………………………………………………….. 85

فصل پنجم : جمع بندی، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادها

5-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………89

5-2- نتایج…………………………………………………………………………………………………………………………………………90

5-3- پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………………………………………91

5-4- محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………….95

   5-4-1- محدودیت های در کنترل پژوهشگر…………………………………………………………………………………95

   5-4-2- محدودیت های خارج از کنترل پژوهشگر………………………………………………………………………..95

5-5- پیشنهاد برای تحقیقات آینده ………………………………………………………………………………………………….95

منابع داخلی………………………………………………………………………………………………………………………………………….96

منابع خارجی………………………………………………………………………………………………………………………………………..99

ضمائم……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 104

  • مقدمه

   از آنجایی که مصرف کنندگان نقطه عطف تمامی فعالیتهای بازاریابی هستند، بازاریابی موفق با درک چرایی و چگونگی رفتار مصرف کنندگان آغاز میشود. مطالعه و بررسی عواملی که بر روی رفتار مصرف کننده تاثیرگذار هستند و بررسی میزان تاثیر هریک از این عوامل بر روی رفتار باعث دست یابی به شناخت و درکی از رفتار مصرف کننده می گردد که بازاریابان تنها در اینصورت قادر خواهند بود محصولی را ارائه نمایند که با نیازها و خواسته های مصرف کنندگان انطباق بیشتری داشته باشد و به تعبیر دیگر کالایی را ارائه نمایند که “برآیند عوامل موثر بر رفتار مصرف کنندگان” باشد و حداکثر رضایت آنان را تامین نماید.

لذا برقراری ارتباط دو طرفه با مصرف کنندگان، یکی از ابزارهای موثر در جهت شناساندن محصول جدید، ارزیابی نظرات مصرف کنندگان درباره کیفت و ویژگی ها، درک انتظارات و خواسته های آنها درباره ی یک محصول و یا برند و شناسایی دغدغه های مصرف کنندگان درباره یک محصول/برند از ملزومات حیاتی بازاریابان در زمان فعلی است، که بدون آن حیات برند و حتی کل سازمان به خطر می افتد.امکانات ارتباطی سبز فایل، از طرفی مشتریان را باهوش ساخته، و به آنها اجازه ارزیابی و مقایسه ویژگی های محصولات مختلف را می دهد، و از طرفی امکانی بی نظیر برای بازاریابان و صاحبان کسب و کار فراهم ساخته که با آگاهی از خواسته های مصرف کنندگان، اقدام به طراحی و توسعه محصولات خود کنند.در این میان، نقش رسانه های اجتماعی به دلیل مخاطب فراوان و امکان ارتباط دو طرفه، بسیار پرنگ است.

امروزه فعالت برندها در شبکه های اجتماعی نه تنها برای تبلیغات و شناساندن محصول/برند و کسب آگاهی از خواسته های مصرف کنندگان توسعه یافته، بلکه به ابزاری برای برقراری ارتباط عاطفی با مصرف کنندگان و ساختن مشتریان وفادار تبدیل شده است، و همانطور که تحقیقات پیش از این نشان داده، وفاداری مشتری به معنای تداوم در قصد خرید است.

 

پژوهش حاضر تلاش می کند تا تاثیرگذاری میان فعالیت های برندینگ سازمان های مختلف در شبکه های اجتماعی را بررسی کند که در این راستا، تاثیر تاسیس و توسعه ی اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی بر رفتار مصرف کننده و نهایتا بر وفاداری و قصد خرید او مورد توجه قرار خواهد گرفت.

1-2-بیان مسئله

بازاریاب ها علاقه ی بسیاری به آموختن و چگونگی سازماندهی و تسهیل ارتباطات در اجتماعات برندینگ دارند ( میونیز و آرنولد[1] 2009) که به صورت یک سری ارتباطات و پیوستگی میان افرادی که به یک برند خاص علاقه دارند تعریف می شود(میونیز و اوچین2 2001). دلیل این موضوع شامل فوایدی می شود که دانستن راجع به درک مصرف کننده از کالاهای جدید و اقدامات رقابتی نصیب شرکت ها می شود و همچین فرصت هایی جهت جذب و نگه داری مشتریان بالقوه وفادار و استفاده از آنها برای تاثیر روی قصد خرید مصرف کننده در اختیار کنشگران  بازار قرار می دهد( میونیس و اسکائو3 2005).

امروز بحث پیرامون موضوع برندیگ در رسانه های اجتماعی بسیار داغ است.شبکه های اجتماعی محبوب امروزه بیش از 1.5 میلیارد کاربر در سراسر دارد جهان دارند که حداقل یک بار در ماه لاگین می کنند و نیمی از آنها هر روز دقایقی را در این رسانه ی اجتماعی می گذرانند به طوری که برخی از محققین ادعا می کنند افراد یک سوم از زمان آزاد خود را در شبکه های اجتماعی می گذرانند(لنگ4).به دلیل محبوبیت زیاد و توانایی این رسانه ها در پیوند دادن و مربوط کردن افراد با سلیقه های مشابه، شبکه های اجتماعی به شدت مورد توجه صاحبان کسب و کار قرا گرفته اند و برخی محققین مشتاقانه صاحبان کسب و کار را به حضور در این رسانه ی اجتماعی ترغیب می کنند(کاپلان5 2010). و البته این حضور مخالفانی هم دارد که برندها را میهمان ناخوانده ی رسانه های اجتماعی می دانند(آوری6 2011).

استفاده از قابلیت های اجتماعات برندینگ و رسانه های اجتماعی و پیوند دادن توانایی های این دو،بسیاری از شرکت ها به حضور در این محیط راغب کرده است(کاپلان 2010).برندهایی نظیر جیپ که اجتماعات برند خارج از اینترنت مشهوری داشتند،تلاش کردند از طریق رسانه های اجتماعی اجتماعات برندینگ خود را توسعه دهند و مشتریان خود را تحت تاثیر قرار دهند(اسکائو 2009).

علی رغم اهمیت موضوع برندینگ و رویکرد فزاینده ای فعالان بازار به این شبکه ها، تحقیقات کمی در این مورد صورت گرفته است(تسو 2011).بیشتر مطالعات انجام گرفته در باره ی برندینگ و شبکه های اجتماعی ، شامل توصف خصوصیات این شبکه ها و تعریف و توصیه هایی درباه ی استراتژی های بازاریابی در شبکه های اجتماعی و استفاده از فرصت ها در آنها هستند(ادلهان 2010 و هانا و روهام8 2011). این موضوع نیاز به بررسی تاثیر فعالیت های برندینگ در شبکه های اجتماعی روی متغیرهای بازاریابی را پررنگ می کند.هدف ما در این پژوهش نشان دادند چگونگی تاثیر اجتماعات برندینگ در رسانه های اجتماعی بر رفتار مصرف کننده و قصد خرید است.

مشتریان معمولا برندهای شناخته تر را انتخاب می کنند چرا که ریسک درک شده درباره ی برندهای مشهور کمتر است.این موضوع هم بر روی آگاهی از قیمت و هم قصد خرید تاثیر گذار است(داولینگ و استالین1 1994، روث و ریمنت[2] 1973 و سنها و بترا3 1999).بنابر این ریسک درک شده و آگاهی از برند می توانند به عنوان متغیرین میانجی درباره ی قصد خرید عمل کنند.این پژوهش بیشتر روی قصد خرید تمرکز می کند تا رفتار مشتری، چرا که قصد دلالت گسترده تری دارد و معمولا تاثیری مثبت بر عملکرد فرد می گذراد(اکلوسر4 و همکاران 2006)مطالعات قبلی در این مورد نادر است و موارد موجود هم تنها اثر میانجی آگاهی از قیمت را بررسی کرده اند(تسنگ و هوَنگ5 2003). از اهداف دیگر این پژوهش بررسی و تجمیع  اثر مستقیم و غیر مستقیم دو متغیر میانجی روابط شرکت-مشتری -یعنی آگاهی از قیمت( فاکتوری در سطح محصول) و ریسک درک شده( فاکتوری در سطح مشتری)- بر قصد خرید است.

1-3- سوالات تحقیق

 سوال اصلی:  آیا اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی می توانند بر قصد خرید مصرف کننده موثر باشند؟

سوالات فرعی:

  • تاثیر اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی بر روابط مشتری با مشتری و مشتری با سازمان چگونه است؟
  • روابط مشتریان یک برند در شبکه های اجتماعی چگونه می تواند بر اعتماد به یک برند خاص و نهایتا قصد خرید تاثیر گذار باشد؟
  • روابط سازمان با مشتریان در شبکه های اجتماعی چگونه می تواند بر رفتار مصرف کننده و قصد خرید او تاثیر گذار باشد؟
    • فرضیات تحقیق

فرضیه یکم: اجتماعات برند فعال در شبکه های اجتماعی می تواند بر روابط  مشتریان با یکدیگر تاثیر مثبت بگذارد

فرضیه دوم: اجتماعات برند فعال در شبکه های اجتماعی می تواند بر روابط مشتری با سازمان تاثیر مثبت بگذارد

فرضیه سوم : رفتارهای شبکه ای اجتماعی به طور مثبت توسط روابط مشتری با مشتری در اجتماعات برندها در رسانه های اجتماعی تاثیر می پذیرد

فرضیه چهارم: مدیریت برداشت درباره ی برندها، به طور مثبت توسط روابط مشتری با مشتری در اجتماعات برندها در رسانه های اجتماعی تاثیر می پذیرد

فرضیه پنجم: در میان گذاشتن تجربیات درباره ی برندهای مختلف، به طور مثبت از روابط مشتری با مشتری در اجتماعات برند فعال در شبکه های اجتماعی تاثیر می گیرد

فرضیه ششم : روابط شرکت با مشتری، ریسک درک شده توسط مشتری را کاهش می دهد

فرضیه هفتم : روابط شرکت با مشتری،آگاهی از قیمت را در مشتری افزایش می دهد

فرضیه ی هشتم: اقدامات شبکه ی اجتماعی در میان مشتریان، باعث افزایش اعتماد به برند می شود

فرضیه نهم: مدیریت برداشت، باعث افزایش اعتماد به برند می شود

فرضیه دهم: به اشتراک گذاشتن تجربیات درباره ی برند در بین مشتریان، باعث افزایش اعتماد به برند می شود

فرضیه یازدهم:  اعتماد به برند، به طور مثبت قصد خرید را تحت تاثیر قرار می دهد

فرضیه دوازدهم: قصد خرید مشتری، به طور منفی توسط ریسک درک شده متاثر می شود

فرضیه سیزدهم: قصد خرید مشتری به طور مثبت توسط آگاهی از قیمت تحت تاثیر قرار می گیرد

شکل 1-1-مدل مفهومی پژوهش

1.لاروش و حبیبی و ریچارد(2012)- 2. لاروش و حبیبی و ریچارد(2012)- ژیاونگ و چااولینگ(2012)- وو ویئونگ یو(2012)

  • مواد و روش ها (روش تحقیق)

این تحقیق از نوع هدف کاربردی و از منظر روش، توصیفی- پیمایشی می باشد.نوع نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده است و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است که به صورت ان لاین بین کاربران اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی توزیع می شود. جامعه ی هدف تمام اعضای اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی هستند که از طریق اینترنت قابل دسترسی هستند.نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه بندی شده انجام می گیرد. پرسشنامه های به صورت آن لاین برای اعضا فرستاده می شود و از آنها خواسته می شود که پاسخ ها را از طریق ای میل و یا شبکه های اجتماعی بازگشت دهند.اندازه ی نمونه از مطالعات قبلی (استینکمپ و گیکنز 2006 & لاروچ و حبیبی 2012) 441 پاسخ صحیح تعین شد.همچنین با بهره گرفتن از فرمول کوکران-مورگان در شرایطی که اندازه ی جامعه دقیقاً معلوم نیست( تعداد کل اعضای اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی در شبکه ی جهانی وب نامعلوم است) می توان با بهره گرفتن از فرمول(x^2 pq)/d^2  n= اندازه ی نمونه را در خطای مجاز 0.05 درصد، 384 تعیین کرد.

  • تعریف عملیاتی متغیرها

اجتماعات برند در رسانه های اجتماعی

 اجتماعات برند در رسانه های اجتماعی از دو مفهوم ساخته شده است: اجتماعات برند و رسانه های اجتماعی. میونیس و اوجین(2001) یک اجتماع برند را اینگونه تعریف می کنند: ” یک اجتماع تخصصی و غیر جغرافیایی که اجتماعی را پدید می آورند که بر اساس ارتباطات اجتماعی برای تحسین و تبادل نظر درباره ی برندی خاص شکل می گیرند” . در واقع زمینه شکل گیری این اجتماعات مصرف کالا و یا خدمات است و مانند هر اجتماع دیگری از اعضا، ارتباطات میان آنها و منابع لازم برای این ارتباطات تشکیل شده است. یک “رسانه اجتماعی” یک وسیله ارتباطی قرن بیست و یکمی است.کاپلان و هالین(2010) رسانه ی اجتماعی را اینگونه تعریف می کنند: ” یک گروه از راه های ارتباطی اینترنتی که بر اساس قابلیت های تکنیکی وب 2.0 ساخته شده و امکان ایجاد و به اشتراک گذاردن مفاهیم ساخته شده توسط کاربر را فراهم می کند” ابزارهای اینترنتی مختلفی  می تواند رسانه های اجتماعی را نمایندگی کند، مانند ویکی ها، وبلاگ ها، شبکه های اجتماعی، سایتهای به اشتراک گذاری فیلم و عکس و… . در این تحقیق بیشتر شبکه های اجتماعی پر بازدید ملاک قرار می گیرد.

تعریف عملیاتی: اعضای اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی درباره ی میزان سود بردن از آن اجتماع، امکان به اشتراک گذاردن اطلاعات با اعضا مورد پرسش قرار می گیرند.

روابط مشتری با مشتری و مشتری با شرکت

 اجتماعات برند در شبکه های اجتماعی، اصولا می تواند هم شامل ارتباطات مشتریان با هم و شامل روابط شرکت ها با مشتریان باشد.در مدل اولیه ی میونیس و اوجین(2001) تنها روابط مشتری با مشتری در رابطه با برند ملاک قرار گرفته بود که بعدا مک الکساندر و همکاران(2002) موارد دیگری را هم بدان افزودند.ما در اینجا، به دو جنبه ی اصلی، یعنی روابط مشتریان با هم و روابط شرکت با مشتریان توجه می کنیم.

تعریف عملیاتی:  مواردی که در اندازه گیری این دو متغیر مورد توجه قرار می گیرند، برای سنجش میزان مفید ارزیابی شدن این ارتباطات توسط مشتری است.مواردی مانند اینکه ” شرکت نیازهای مرا درک می کند” در مورد اول و یا ” من در اینجا انسانهای فوق العاده ای را دیدم که به من اطلاعات مفیدی درباره ی این کالا و یا برند دادند”.

اقدامات شبکه ای اجتماعی

 این اقدامات روی ایجاد، افزایش و نگه داری روابط در میان اعضای اجتماعات برند تمرکز می کند(اسکائو2009). اقداماتی مانند خوشامدگویی، برقراری ارتباطات صمیمی و مدیریت روابط در میان اعضا از جمله ی اساسی ترین اقدامات شبکه ای است.

تعریف عملیاتی: به میزان در تماس بودن اعضای آن گروه با سایرین اطلاق می شود.مثلا پرسیده می شود: آیا حداقل یکی از اعضای این اجتماع برند شما را به نام می شناسد یانه؟ و یا به تعداد دفعاتی که آن اجتماع اطلاعات لازم برای فرد را در رابطه با آن کالا و یا برند خاص، برای او فراهم کرده است.

مدیریت برداشت

شامل رفتارهایی می شود که سعی می کند باعث برداشت های مطلوب از برند و اشتیاق به برند خارج از فضای اجتماع برند شود(اسکااو و همکاران 2009).این رفتارها شامل اقداماتی مانند توصیه کردن و نصیحت کردن مشتریان به آن برند خاص، انتقال و رواج دادن اخبار خوب و مثبت درباره ی آن برند، و ایجاد بحث هایی که نهایتا به تحریک دیگران به خرید آن برند می انجامد، می شود. این رفتارهای مانند تبلیغات دهان به دهان است و تنها محدود به رسانه های اجتماعی نمی شود، اما این رسانه ها زمینه ی خوبی برای افزایش آن هستند.

تعریف عملیاتی: به میزان درگیر شدن اعضا در دفاع و یا رد خصوصیات مشخص برای یک برند اطلاق می شد. مثلا پرسیده می شود که در هفته ی گذشته آیا فرد چنین بحث هایی را در اجتماع برند داشته یا نه، و اگر داشته چند بار.

استفاده از برند 

این متغیر به تمایل اعضا به کمک به سایرین در جهت یافتن و یا بهبود روش های استفاده از برند مورد بحث اطلاق می شود. این فعالیتها شامل کمک به زیباتر کردن، شخصی تر کردن و یا قابل استفاده تر کردن وسیله می شود کمه همه ی اینها به افزایش استفاده از آن کالا و برند می گردد(اسکائو 2009) رسانه های اجتماعی می توانند این فعالیت ها را با کمک کردن به تماس مریدان ان برند با سایرین ، تسهیل می کنند.بنابر این با تسهیل ارتباط و گردش اطلاعات فعالیتهای ارزش- افزا را تشدید می کنند.

تعریف عملیاتی: به میزان رفتارهایی که روش های استفاده از کالا و برند را به بقیه می آموزند، اطلاق می شود.مثلا از پاسخگو پرسیده می شود: میزان اطلاعاتی که اعضا برای استفاده های جدید از کالا در اختیارش می گذارند چقدر است؟

 ریسک درک شده

واژه ی “ریسک درک شده” در واقع یک واژه ی روانشناسی است (بائر 1960) و به این باور اطلاق می شود که رفتار مشتری شامل ریسک هایی می شود که نتیجه ی هر عملی است که ممکن است مشتری انجام دهد و باعث نتایجی شود که او نمی تواند پیش بینی کند و این نتایج می توانند ناخوشایند باشند(سوئینی و همکاران 1999).  بنابراین ریسک درک شده یک کارکرد نااطمینانی در نتیجه ی فرایند خرید ایجا می کند،نتایج باعث اتفاقات ناخوشایند در نتیجه ی خرید می شود.بر اساس ادبیات ذکر شده، ریسک درک شده باعث می شود که مشتری با نتایج غیرقابل پیش بینی مواجه شود که در ذهن او ایجاد دید منفی نسبت به کالا و یا برند می کند.

تعریف عملیاتی: ریسک درک شده در 3 بعد اندازه گیری می شود: ریسک مالی و ریسک کارکردی و ریسک فیزیولیژیکی.مثلا در بخش ریسک مالی، این موضوع مورد سوال قرار می گیرد که آیا حس می کند که پولی که بابت خرید کالا داده است به جهت اشتباهی خرج شده است؟و در بخش کارکردی، مثلا پرسیده می شود که آیا شخص فکر می کند کالا ممکن است کارایی لازم را در جهت رفع نیازی که فرد به جهت آن کالا را خریده، ندارد؟ ریسک فیزیوژیکی در رابطه با احتمال مضر بودن کالا برای فرد است.

آگاهی از قیمت

وقتی مشتری تصمیم به خرید را منحصراً به دلیل قیمت پایین کالا یا برند بگیرد، این متغیر اصطلاحاً آگاهی از قیمت نامیده می شود.(لیختن استاین 1993).این موضوع وقتی رخ می دهد که مشتری علاقه ای به پرداخت بیشتر به جهت خصوصیت متمایز کالا ندارد(لیحتن استاین و هکاران 1993)

تعیریف عملیاتی: در این تحقیق، آگاهی از قیمت به سطحی از ارزش اطلاق می شود که مشتری در هنگام خرید به قیمت

پایین اختصاص می دهد.مثلا می شود که آیا مشتری تمایل دارد کالایی را بخرد که با پایین ترین قیمت حداقل نیازهای او را برآورده می کند یا نه.

اعتماد به برند

اعتماد به برند به میزان اعتماد یک مشتری متوسط به توانایی برند در عملکرد ادعا شده است(چادهوری و هولبروک 2001).این مفهوم در شرایط نااطمینانی با اهمیت تر است.بنابر این، نقش اعتماد به برند کاهش نااطمینانی و کمبود اطلاعات و ایجاد حس راحتی با برند در فرد است(چیو، ین، هانگ 2010). انتشار اطلاعات درباره ی کالا و یا برندی خاص، تعریف کردن از برند و نشان دادن کاربردهای عملی کالا، همگی به افزایش اعتماد کمک می کند.یکی از کارکردهای رسانه های

اجتماعی انتشار اطلاعات و امکان تماس افراد با هم است، پس می توانند در ایجاد و افزایش اعتماد موثر باشند.

تعریف عملیاتی: در این پژوهش اعتماد  به برند به سطحی از ریسک پذیری اطلاق می شود که مشتری حاضر است بدون داشتن اطلاعات کافی درباره برند بپذیرد. مثلا : این برند هر چیزی را که من از این کالا انتظار خواهم داشت برایم فراهم خواهد کرد.

قصد خرید

قصد خرید به احتمال اینکه مشتری برنامه دارد و یا تمایل دارد کالا و یا خدمت خاصی را در آینده بخرد، اطلاق می شود.افزایش در قصد خرید به معنی افزایش احتمال خرید در آینده است(سکیفمن و کانوک 2007).محققین همچنین قصد خرید را به عنوان یک شاخص برای تخمین رفتار مشتری در نظر می گیرند.وقتی فرد قصد خرید مثبت دارد، این موضع باعث افزایش تعهد به برند می شود که در نهایت باعث افزایش عمل واقعی خرید می شود(فیشبین و اجزن 1975).

تعریف عملیاتی: به تعداد دفعاتی که فرد قصد خرید آن برند خاص را در بازه ی زمانی مشخص داشته باشد اطلاق می شود.

  • روش تحلیل داده ها

برای تحلیل داده ها در این پژوهش از مدل معادلات ساختاری از نرم افزار لیزرل استفاده خواهد شد.

  • نحوه ی سنجش متغیرها

تمامی متغیرها در این پژوهش با مقیاس های چندگانه مورد ارزیابی قرار گرفته است.این مقیاس ها از ادبیات مربوط استخراج شده اند و برای تایید اعتبار روایی آنها از متخصصین مربوطه پرسش و نظرخواهی شده است.برای تایید پایایی پرسش ها یک آزمون مقدماتی اکتشافی  برای سنجیدن پایایی پرسش ها با بهره گرفتن از آزمون کرونباخ انجام شده است

تعداد صفحه :150

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی ویادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمی

 پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته مدیریت اجرایی

گرایش بازاریابی

عنوان:

بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی ویادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل

 استاد مشاور

دکترمحمدفیضی

 تابستان 1392

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان……………………………………………………………………………………………………………………….صفحه

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………………………….. 1

فصل اول:کلیات

1-1-مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………..2

1- 2  بیان مساله…………………………………………………………………………………………………………………………3

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش…………………………………………………………………………………………………5

1-4- اهداف پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………6

1-5- پرسشهای پژوهش……………………………………………………………………………………………………………..6

1-6-فرضیه ها ………………………………………………………………………………………………………………………….7

فصل دوم:ادبیات پژوهش

2-2-مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………..8

2-2- بیان متغیرها:………………………………………………………………………………………………………………………9

2-3- نظریه ها:…………………………………………………………………………………………………………………………..9

2-3-1-یادگیری سازمانی…………………………………………………………………………………………………………….9

2-4-عوامل تأثیر گذار بر یادگیری سازمانی………………………………………………………………………………….19

2-4-1- فرهنگ سازمانی…………………………………………………………………………………………………………..20

2-4-2-ویژگی‌های فرهنگ سازمانی……………………………………………………………………………………………22

 2-4-3-عوامل و اجزای فرهنگ سازمانی……………………………………………………………………………………24

2-4-5-فرهنگ سازمانی مدل دنیسون…………………………………………………………………………………………26

2-4-6-دلایل انتخاب مدل دنیسون  به عنوان مدل نظری پژوهش…………………………………………………..29

2-4-7-ترکیب استنتاجی تئوریها:……………………………………………………………………………………………….29

 2-5-چهارچوب نظری:……………………………………………………………………………………………………………30

2-6-پیشینه پژوهش:…………………………………………………………………………………………………………………31

2-6-1  برخی ازتحقیقات انجام شده در داخل کشور……………………………………………………………………31

2-6-2- برخی ازتحقیقات انجام شده در خارج کشور………………………………………………………………….33

فصل سوم:روش تحقیق

3-1-مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………..35

3-2- روش پژوهش………………………………………………………………………………………………………………..35

3-3- قلمروپژوهش…………………………………………………………………………………………………………………36

3-4- جامعه آماری وحجم نمونه ……………………………………………………………………………………………..36

3-5- روش نمونه گیری ………………………………………………………………………………………………………….37

3-6- تعریف نظری و عملی مفاهیم و متغیرها……………………………………………………………………………..37

3-7-ابزارپژوهش…………………………………………………………………………………………………………………….39

3-7-1- محتوای پرسشنامه……………………………………………………………………………………………………….39

3-8- روایی و پایایی………………………………………………………………………………………………………………..42

3-8-1- روایی یا اعتبار پرسشنامه …………………………………………………………………………………………….42

3-8-2-پایائی یا اعتماد پرسشنامه ……………………………………………………………………………………………..42

3-9- روش های آماری……………………………………………………………………………………………………………43

فصل چهارم:تجزیه وتحلیل اطلاعات

4-1-مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………..45

4-2-آمارهای توصیفی………………………………………………………………………………………………………………45

4-3-آمارهای استنباطی(آزمون فرضیات)…………………………………………………………………………………….54

فصل پنجم:نتیجه گیری وپیشنهادات

5-1-مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………59

5-2-نتیجه گیری توصیفی………………………………………………………………………………………………………….59

5-3-نتیجه گیری بر حسب اهداف پژوهش………………………………………………………………………………….62

5-4- بحث نتایج با توجه به چارچوب نظری………………………………………………………………………………63

5-5-تفاوت ها و شباهت های کار ما با سایرمطالعات……………………………………………………………………64

5-6- همخوانی یاناهمخوانی  نتایج باپژوهشات قبلی…………………………………………………………………….65

5-7- تحلیل نتایج…………………………………………………………………………………………………………………….65

5-8- ارائه راهکارها وپیشنهادات………………………………………………………………………………………………..67

5-8-1-پیشنهادات کاربردی………………………………………………………………………………………………………67

5-8-2-پیشنهادات پژوهشی………………………………………………………………………………………………………68

5-9-محدودیتهای پژوهش………………………………………………………………………………………………………..68

 

فهرست منابع

منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………………………….69

منابع لاتین…………………………………………………………………………………………………………………………71

پیوست­ها

پرسشنامه……………………………………………………………………………………………………………………………………72

خروجی اس پی اس اس …………………………………………………………………………………………………………..75

چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………………….78

چکیده

       این تحقیق با بهره گرفتن از روش  پیمایشی به « بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی ویادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل» می ­پردازد. هدف کلّی تحقیق بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی ویادگیری سازمانی واهداف فرعی شامل بررسی رابطه بین1 – فرهنگ سازمانی مشارکتی درکار2- فرهنگ سازمانی سازگاری درکار3- فرهنگ سازمانی انطباق پذیری و4- فرهنگ سازمانی رسالتی بایادگیری سازمانی بوده است. دراین راستا بامراجعه به مبانی نظری ؛فرهنگ سازمانی وابعادآن ازنظریه دنیسون ویادگیری سازمانی وابعادآن ازنظریه سنگه اخذ شده اند. تحقیق حاضر در دو بخش نظری و عملی انجام شده است. در بخش نظری، اطلاعات لازم با بهره گرفتن از روش کتابخانه­ای و اسنادی و در بخش عملی، به شیوه پیمایش اطلاعات لازم از طریقپرسشنامه ازنمونه های آماری (130نفرازکارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل)جمع­آوری شده­اند.طبق یافته های تحقیق که بااستفاده ازضرایب همبستگی گاماواسپیرمن به دست آمده؛بین 1- فرهنگ سازمانی مشارکتی درکار2-فرهنگ سازمانی سازگاری درکار3-فرهنگ سازمانی انطباق پذیری4-فرهنگ سازمانی رسالتی بایادگیری سازمانی ارتباط معنی داری وجودارد.وچون این متغیرها ابعادفرهنگ سازمانی هستندپس به طورکلی؛ بین فرهنگ سازمانی ویادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجوددارد.

واژگان کلیدی:

یادگیری سازمانی،فرهنگ سازمانی،ابعادفرهنگ سازمانی،ابعادیادگیری سازمانی،سنگه،دنیسون

 1-1-مقدمه:

      در دهه های اخیر، سازمان ها به منظور حفظ وضعیت رقابتی خود از مفهوم کیفیت جامع به سمت مفاهیم یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر حرکت کرده اند زیرا سازمان ها به عنوان مجموعه ای از افراد و گروه های انسانی در معرض تحولات وسیع و پرشتاب محیطی قرار دارند و به مرور زمان در زمینه اقدامات و فعالیت های خود، آموخته هایی را کسب می کنند. به عبارت دیگر سازمانها نیز مانند افراد دارای توان یادگیری هستند. از این رو، موضوع یادگیری سازمانی در کانون توجه تئوری های جدید سازمان و مدیریت قرار گرفته است( محمدی،1380،12).

     یکی از چالش های مهم در سطوح مختلف سازمان، نحوه نگرش کارمندان به یادگیری سازمانی است که شاید مهمترین عامل موثردرآن، فرهنگ و فرهنگ سازمانی باشد.

       فرهنگ سازمانی موضوعی است که به تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. به دنبال نظریات و پژوهشات جدید در مدیریت، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روز افزونی شده و یکی از مباحث اصلی و کانونی مدیریت را تشکیل داده است. جمعیت‌شناسان، جامعه‌شناسان و اخیراً روان‌شناسان و حتا اقتصاددانان توجه خاصی به این مبحث نو و مهم در مدیریت مبذول داشته و در شناسایی نقش و اهمیت آن، نظریه‌ها و پژوهشات زیادی را به‌وجود آورده و در حل مسائل و مشکلات مدیریت به‌کار گرفته‌اند.

      با بررسی‌ای که توسط گروهی از اندیشمندان علم مدیریت به عمل آمده فرهنگ سازمانی به‌عنوان یکی از مؤثرترین عوامل پیشرفت سازمان‌ها شناخته شده است. به‌طوری‌که بسیاری از پژوهشگران معتقدند که یکی از دلایل موفقیت ژاپن در صنعت و مدیریت توجه آن‌ها به فرهنگ سازمانی است. فرهنگ سازمانی به‌عنوان مجموعه‌ای از باورها و ارزش‌های مشترک بر رفتار و اندیشه‌ی اعضای سازمان اثر می‌گذارد و می‌تواند نقطه‌ی شروعی برای حرکت و پویایی و یا مانعی در راه پیشرفت به‌شمار آید. فرهنگ سازمانی از اساسی‌ترین زمینه‌های تغییر و تحول در سازمان است. نظر به این‌که برنامه‌های جدید تحول بیش‌تر به تحول بنیادی سازمانی نگاه می‌کند؛ از این‌رو هدف این برنامه‌ها تغییر و تحول فرهنگ سازمان به‌عنوان زیربنا، به بستر تحول است (الوانی،1382، 26).

  1- 2  بیان مساله:

     از آنجائیکه محیط زندگی آدمی همواره درمعرض تغییر وتحول است، وی برای غلبه براین دگرگونی ها ناچار است یاد بگیرد. گفته شده است انسان هایی که یادگیری را متوقف می کنند زند گی را متوقف می سازند . این امر در سازمان ها نیزصادق است.سازمان های امروزی با ساختارهای سنتی توان و انعطاف لازم برای همسویی با تغییرات پیرامونی ناشی از جهانی شدن و پیچیدگی های ناشی از آن را ندارند و برای بقاء خود ناچارند تغییر ساختار دهند یاخود را به ابزارهایی مجهز کنند تا توان مقابله با تحولات جهانی را به دست آورند. یکی از مهمترین این ابزارها، نهادینه کردن فرآیند یادگیری در سازمان و ایجاد «سازمان یادگیرنده » است. پیتر دراکرمعتقد است که کلید موفّقیت های سازمانی دانش است زیرا ارزش از طریق نوآوری و تولید ایجاد می شود و هر دو در گرو به کارگیری دانش است. از همین روست که از دهه1990 ، یادگیری به مثابه توانمندی معطوف به پیشرفت مطرح شده است.

      سازمان های مطلوب سازمان های یادگیرنده خواهند بود. این سازمان ها فرصت هایی را برای اعمال مسئولیت بوجود می آورند، از تجربه ها می آموزند، ریسک می پذیرند و از نتایج حاصله ودرس های آموخته شده، احساس رضایت می کنند. فلسفه وجودی چنین سازمان هایی این است درموقعیت هایی که تغییر و تحولات محیطی سریع می باشد، از انعطاف پذیری و انطباق پذیری بیشتری برخوردار هستند و درعرصه رقابت از دیگران برتری خواهند جست. از این روست که سازمان ها برای مواجه شدن با چنین موقعیت هایی نیاز به این درک دارند که چگونه از تعهد و صلاحیت های افراد برای یادگیری در همه سطوح سازمان بهره برداری کنند. سازمان هایی که بطور مستمر توانایی و ظرفیت خود را توسعه می دهند، برای خلق آینده مستلزم انتقال فکر و اندیشه در بین اعضای سازمان می باشند. از دیدگاه پیتر سنگه، یادگیری افراد را برای خلاقیت توانا می سازد. بنابراین برای سازمان یادگیرنده پایداری و بقاء در صحنه کافی نیست. در چنین سازمانی، یادگیری دغدغه همگانی و همیشگی است و شعار آن تواضع در یادگیری و سخاوت در آموزش می باشد.

       از این روست که امروزه مدیریت صحیح منابع انسانی آن چنان پراهمیت شده است که سایر مقولات مدیریتی در مراحل بعدی قرار گرفته اند و برای پرورش نیروی انسانی، ایجاد شرایطی که سازمان یادگیرنده را رشد دهد یک ضرورت اساسی تلقی می گردد. به همین دلیل در عصر حاضر، سازمان هایی موفّق هستند که همه کارکنان آن برای بالا بردن توانمندی خود بکوشند و وظیفه سازمان فراهم آوردن شرایط مناسب برای این روند آموزشی است (گانز،1378،96-95).

      یادگیری سازمانی؛ عبارت است از تمامی روشها، ساز و کارها و فرایندهایی که در درون سازمان به منظور تحقق یادگیری به کارگرفته می‎شوند. پیتر سنگه معتقد است که تنها منبع مزیت رقابتی پایدار در بلند مدت برای سازمانها، یادگیری سریعتر نسبت به رقبا است و چنانچه سازمان به این امر نائل گردد، از سایرسازمانهای رقیب اثر بخش تر و کاراتر خواهد شد. یادگیری از دیدگاه سازمانی زمانی اتفاق می‌افتد که اطلاعات، جمع آوری و به منظور تولید وگسترش حقایق جدید، تجزیه و تحلیل شوند، دیدگاه جدیدی را خلق کرده وآن را از طریق ارتباط، تدریس وگفتگو و تعامل به تمام سطوح سازمانی منتقل کند. و به عبارتی، یادگیری سازمانی به چگونگی وقوع یادگیری یا عنصر دانش در یک سازمان می‌پردازد(مومنی،1384،126-125).

     عوامل متعددی بر شکل گیری یادگیری سازمانی و تسهیل روند آن در سازمان مؤثرند، که یکی از عوامل تأثیر گذار و شاید مهمترین آنها فرهنگ سازمان است.

      مقصود از فرهنگ سازمانی، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می‌شود. فرهنگ یک سازمان به عنوان بستر ایجاد تغییرات سازمانی، نقشی کلیدی در موفقیت سازمانها بازی می کند .  فرهنگ در یک سازمان به مثابه شخصیت در یک انسان است که شالوده وجودی آن را تشکیل میدهد و باعث تشکل و انسجام سازمان در حرکت به سمت اهداف می شود. ازآن جا که فرهنگ سازمانی شکل دهنده رفتار اعضای سازمان اعم از کارکنان و مدیران درسطوح مختلف است، میتواند توانایی سازمان در ایجاد تغییر و جهت گیری استراتژیک را به نحو چشمگیری تحت تأثیر قرار دهد. بدون داشتن یک فرهنگ سازمانی اثر بخش نمی توان انتظار فعالیتهای یادگیرانه داشت.(دیویس،96،1373)

دنیسون  فرهنگ سازمانی را شامل چهار ویژگی  اصلی  می داند که هر ویژگی خود به چند عامل تقسیم می شود،که عبارتند از :

1- درگیرشدن در کار2- همانندی 3- انطباق پذیری4- رسالت ( دنیسون ،2000،  164).

این پایان نامه درنظردارد، ضمن تعریف یادگیری سازمانی و مشخص ساختن ویژگیهای اصلی آن، ازمیان عواملی مانند استراتژی، مدیریت، فرهنگ سازمانی و..که در ایجاد، شکل‎گیری و رشدیادگیری سازمانی موثرند،  رابطه عامل فرهنگ سازمانی و ابعاد آن با یادگیری سازمانی را بررسی نماید.

  1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش:

     امروزه دیگر سازمانهای بزرگ و پیچیده ای که دهه های قبل به وجود آمده بودند، کارساز نیستند و حکم دایناسورهایی را دارند که توان تطبیق خود با محیط را نداشتند و محکوم به فنا شدند. سازمانهای بزرگ با ساختارهای سنتی توان و انعطاف لازم جهت همسویی با تغییرات محیط پیرامونی به ویژه با توجه به مسایل جهانی شدن را ندارند و برای بقای خود ناچارند یا تغییر ساختار دهند یا خود را به ابزارهایی مجهز کنند تا توان مقابله با تغییرات جهانی را به دست آورند. یکی از مهمترین این ابزارها، نهادینه کردن یادگیری سازمانی است. برای سازمان ها ضروری است که فرهنگ سازمانی آن ها از یادگیری سازمانی حمایت کند و کسب، بهبود و انتقال دانش مورد نیاز را تسهیل کند. 

      سازمانها باید به جای رفتارها و حرکتهای سنتی خود که در بهترین شکل آن در برگیرنده آموزش نیز باشد، تبدیل به سازمانی شوند که همواره یاد می‎گیرند، یعنی کوشش خود را در جهت یادگیری به عنوان یک امتیاز رقابتی به کار می‎برند.

       این پژوهش ازآن جهت مهم است که به مخاطبان یادآوری نماید؛ امروزه، سازمانهایی موفق‎تر هستند که زودتر، سریع‎تر و بهتر از رقبا یاد بگیرند. درست به همین دلیل است که مفهوم یادگیری سازمانی در سالهای اخیر مطرح شده و رشد فزاینده‎ای داشته است. نیز به برنامه ریزان و مدیران سازمانها نشان دهدکه برای:

  1. رقابت جهانی 2. سرعت در ارائه کالا وخدمات 3. فن آوری اطلاعات 4. تغییر طرح سازمانی 5.کار آفرینی6. دستیابی به بازارهای جدید ومنابع انسانی 7. فن آوری اطلاعات 8. توجه به خواسته ها و علائق مشتری  9. فعالیتهای فراتر از مرزهای جغرافیایی 10. پویایی و تحرک بالای کارکنان 11. مهارت ویژه در یادگیری و تطبیق و…برای سازمان ها ضروری است که فرهنگ سازمانی آن ها از یادگیری سازمانی حمایت کند و کسب، بهبود و انتقال دانش مورد نیاز را تسهیل کند.

1-4- اهداف پژوهش:

– هدف اصلی:

  1. بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی ویادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل

 -اهداف فرعی:

  1. بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی مشارکتی درکار و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل.
  2. بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی سازگاری و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل.
  3. بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی انطباق پذیری و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل.
  4. بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی رسالتی و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل.

 1-5- پرسشهای پژوهش:

– سوال اصلی:

  1. آیا بین فرهنگ سازمانی و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجوددارد؟

– سوالات فرعی:

  1. آیا بین فرهنگ سازمانی مشارکتی درکارو یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجوددارد؟
  2. آیا بین فرهنگ سازمانی سازگاری و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجوددارد؟
  3. آیا بین فرهنگ سازمانی انطباق پذیری و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجوددارد؟
  4. آیا بین فرهنگ سازمانی رسالتی و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجوددارد؟

1-6-فرضیه ها :

-فرضیه اصلی

بین فرهنگ سازمانی و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجوددارد.

فرضیات فرعی

بین فرهنگ سازمانی مشارکتی درکارو یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجود دارد.

بین فرهنگ سازمانی سازگاری و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجود دارد.

بین فرهنگ سازمانی انطباق پذیری و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجود دارد.

بین فرهنگ سازمانی رسالتی و یادگیری سازمانی کارکنان تامین اجتماعی استان اردبیل رابطه معنی داری وجود دارد.

  2-2-مقدمه:

      در دنیای کنونی شاهد هستیم که خدمات و محصولات درحال فزونی وفن آوری درحال تغییرات اساسی می باشد. با توجه به این تحولات ودگرگونی ها، یادگیری یکی ازدوره های رقابتی برای سازمان های امروزی محسوب می شود. به علت سطح عملکرد و پیشرفت سریع وروزافزون در دنیای امروز، یادگیری، مورد نیاز سازمان هامی باشد. هر چند که در بیشتر سازمان ها هیچ مسیری برای آن مشخص نشده است (هندی،1378، 11).

     اینکه کارکنان چه یاد می گیرند درآینده سازمان ها تأثیرگذار خواهد بود. یادگیری در سازمان ها می تواند از طریق انتشار دیدگاه ها، دانش و مدل های ذهنی اعضای سازمان و بر اساس دانش و تجربه گذشته باشد که این مهم بستگی به ساختارو فرهنگ حاکم  بر هر سازمان دارد .هر چند یادگیری سازمانی از طریق افراد و گروه ها شکل می گیرد، فرآیند یادگیری تحت تأثیر مجموعه گسترده تری از متغیرها ازجمله فرهنگ سازمانی می باشد (نکویی مقدم ودیگری،1387،17).

       هدف اصلی این فصل، بررسی نظریه های مرتبط باموضوع پژوهش می باشد. بنابراین؛ ابتدا نظریه های مرتبط با یادگیری سازمانی(به ویژه نظریه و مدل سنگه) ، سپس نظریه های مرتبط با فرهنگ سازمانی(به ویژه نظریه ومدل دنیسون) ودرنهایت رابطه بین آن دو بررسی و  مدل نهایی و فرضیات پژوهش ارائه می گردد.

2-2- بیان متغیرها:

متغیرهای این پژوهش عبارتنداز:یادگیری سازمانی(متغیروابسته) وفرهنگ سازمانی(متغیرمستقل)

الف) متغیروابسته

به طورکلی:یادگیری سازمانی عبارت است از تمامی روشها، ساز و کارها و فرایندهایی که در درون سازمان به منظور تحقق یادگیری به کارگرفته می شوند (قهرمانی،1383،51).

ب)متغیرمستقل

       به طورکلی؛ فرهنگ سازمانی به مجموعه ای از ارزشها، اعتقادات، آداب و رسوم و عاداتی که به طور ضمنی و غیرمدون رفتار مشترک فردی، گروهی و سازمانی را پی ریزی می کنند، اطلاق می شود (دنیسون،26،1990).

 

2-3- نظریه ها:

2-3-1-یادگیری سازمانی

     نظریه یادگیری سازمانی از جمله رهیافتهای سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد و  سازمان را به مثابه یک «سیستم باز صاحب اندیشه و زنده» در نظر می گیرد. با تأکید بر این نکته که سازمانها نیز مانند ذهن انسانها برای تطبیق با شرایط محیطی متحول، متکی به دریافت بازخورند؛ سازمانها درست مانند حیوانات باهوش تر و مانند انسانها از تجربه درس می گیرند و درگیر فراگردهای ذهنی پیچیده ای مانند “پیش بینی، شناسایی، تعریف، طراحی و حل مسأله” می شوند. دو نفر از نظریه پردازان سازمان بر این باورند که “در بسیاری از سازمانها، برخی از حالات یادگیری سازمانی، به طور منظم ایجاد می شوند”؛ نظیر سه فراگرد متداول یادگیری سازمانی که عبارتند از: فعالیتهای بهبود و توسعه منابع انسانی؛ فعالیتهای برنامه ریزی راهبردی؛ و به کارگیری و تسلط بر فن آوریهای جدید در سازمان. به هر حال، سازمانها معمولاً  همه استعداد و توان یادگیری خود را به کار نمی گیرند. حاصل یادگیری سازمان، پیش از حاصل یادگیری انفرادی مجموعه اجزای آن است؛ یعنی حاصل یادگیری کل سازمان، از جمع یادگیریهای انفرادی و مجزای بخشهای تشکیل دهنده آن بیشتر است. یادگیریهای منفرد حاصل از آموزش و توسعه مهارتهای نیروی انسانی، فراهم آوردن پایگاه های علمی، و آشنایی با نظریه ها و چهارچوبهای جدید، فقط هنگامی به یادگیری سازمانی منجر می شود که بر اقدامهای مدیریتی، خط مشیها و راهبردهای طراحی سازمانی اثر بگذارد(رضائیان،1380، 125).

   یادگیری سازمانی از طریق به اشتراک گذاشتن بصیرتها، دانش، تجربه و مدل‎های ذهنی اعضاء سازمان حاصل می‎شود.یادگیری سازمانی برپایه دانش و تجربه‎ای که در حافظه سازمان وجود دارد بنا می‎شود و به مکانیسم‎هایی مانند سیاستها، استراتژی‎ها و مدل‎هایی برروی ذخیره دانش متکی است.

      افراد و گروه‎ها عواملی هستند که از طریق آنها یادگیری سازمانی محقق می‎شود آرگریس(1999) یادگیری سازمانی را در گرو به اشتراک گذاشتن دانش، باورها و مفروضات در میان افراد تیم‎ها می‎داند.

رابس وباچل  یادگیری سازمانی را چنین تعریف می‎کنند:

      «توانایی یک سازمان به عنوان یک کل در کشف خطاها و اصلاح آنها و همچنین تغییر دانش و ارزشهای سازمان به طوری که مهارتهای جدید حل مسئله و ظرفیت جدید برای کار ایجاد شود.»

بنا بر این تعریف، ویژگیهای فرایند یادگیری سازمانی عبارتند از:

1- تغییر در دانش سازمانی2- افزایش محدوده‎های ممکن3 –  تغییر در ذهنیت افراد (زمردیان،1386، 97).

بعضی از نکات اساسی و پایه‎ای یادگیری سازمانی عبارتنداز:

1- ساختارها: باید ساختارهایی تعریف شوند که براساس آن دانش و آموخته‎ها در سطح کل سازمان به اشتراک گذاشته شود. در این رابطه سازمان ماتریسی می‎تواند کمک کننده باشد. این نکته نیز حائز اهمیت است که مسئولیت یک شخص ارشد و قابل احترام به عنوان مدیر یادگیری نقش اساسی خواهد داشت.

2- تطبیق پذیر با تغییرات

3- الگوبرداری: خصوصا در زمینه بهترین روش‎ها.

       یکی از اولین تعاریف موجود که در این زمینه وجود دارد توسط ارگریس  ارائه شده است که فقط بر فرآیند تاکید دارد.”یادگیری سازمانی فرآیند تشخیص و اصلاح خطاهاست”

       یک سال بعد ارگریس و شون  تعریف فوق را با افزودن مفاهیم یادگیری فردی و دانش سازمانی به آن،توسعه دادند: « یادگیری سازمانی هنگامی رخ میدهد که اعضای سازمان به عنوان عوامل یادگیری عمل کرده و در مقابل تغییرات محیط داخلی و خارجی سازمان، از طریق تشخیص و اصلاح خطاها و ثبت نتایج حاصل از این فرآیند، تحت تصورات شخصی و الگوهای سازمانی واکنش نشان میدهند».

فیول و لیلز  نیز گفته اند:”یادگیری سازمانی فرایند بهبود عملیات از طریق دانش و فهم بهتر است.”

تعریف دیگری توسط کیم  ارائه شده است :”یادگیری سازمانی به معنای افزایش قابلیت سازمان جهت انجام اقدامات موثر است.”

       دیکسون  نیز تعریف دیگری را ارائه کرده است:”یادگیری سازمانی کاربرد اگاهانه فرایندهای یادگیری در سطوح فردی و گروهی است که منجر به حرکت دائم سازمان به سمت هر چه بیشتر راضی تر کردن سهامدارانش می شود(بیرد[1]،2006، 173-172).

        «باب گانز» یادگیری سازمانی را چنین تعریف کرده است:«کسب و کاربرد دانش، مهارتها، ارزشها، عقاید و نگرشهای بهبود بخش در جهت نگهداری، رشد و توسعه سازمان. »

          تمپلتون و همکارانش،یادگیری سازمانی را مجموعه ای از اقدامات سازمانی مانند کسب دانش، توزیع اطلاعات، تفسیر اطلاعات و حافظه که به صورت آگاهانه و یا غیر آگاهانه بر تحول مثبت سازمانی اثر می گذارد، تعریف می کنند. از نگاه مهرا و داوان، یادگیری سازمانی به عنوان راهی تعریف شده است که طی آن سازمانها به تولید، تکمیل و سازماندهی دانش پرداخته، فعالیت های خود را بر اساس آن عادی می سازند و آن را به درون فرهنگ خود وارد  می کنند.

      گارسیا مورالز و همکارانش، یادگیری سازمانی را قابلیت شرکت برای حفظ و بهبود عملکرد بر اساس تجارب گذشته تعریف می کنند و این قابلیت را «توانایی کسب و بهره برداری از دانش ضمنی و صریح، تشریک دانش و استفاده از دانش در سازمان» می دانند(مورالس[2]،2007، 47)

        و بالاخره  الگرا و چیوا، یادگیری سازمانی را به عنوان فرایندی تعریف می کنند که سازمان از طریق آن یاد می گیرد و این یاد گرفتن به معنی هرگونه تغییر در مدلهای سازمانی است که منجر به بهبود یا حفظ عملکرد سازمان شود.(آلگراوچیوا[3]،2008، 325).

برای حل اختلاف نظرهایی که در تعاریف فوق مشاهده می شود میتوان نتیجه گیری کردکه یک تعریف جامع از یادگیری سازمانی باید شامل اجزای زیر باشد:

1- فرآیند یادگیری که تقریبا در بیشتر تعاریف فوق وجود دارد.

2-کسب یا تولید دانش که در تعدادی از این تعاریف به آن اشاره نشده است، ولی در حقیقت درفرآیند یادگیری باید دانشی در درون سازمان، حتی با روشآزمون و خطا، تولید شده و یا ازخارج از سازمان اخذ گردد.

3- افراد و گروه ها که لازمه ایجاد یادگیری سازمانی هستند.

4- دانش سازمانی که در اینجا فقط به عنوان شرط کافی برای انجام واجرایی کردن عملیات سازمان می باشد، عملیاتی که می بایست بهبود یابد. البته وجود دانش سازمانی به خودی خودنمی تواند باعث بهبود عملکرد سازمان شود چون ممکن است انگیزهایی در سازمان جهت بهبود وجود نداشته باشد و یا دانش موجود نتواند منجر به بهبود سازمانی شود( (نکویی مقدم،1385 ،31).

تعداد صفحه :92

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه رابطه هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه در سازمان‌های دولتی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد ساری

دانشکده مدیریت و حسابداری

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد( M.A)

رشته مدیریت اجرایی

عنوان:

رابطه هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه در سازمان‌های دولتی

( استان مازندران مطالعه موردی: اداره کل امور تعاون، کار و رفاه اجتماعی

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                       صفحه    

چکیده 1

فصل اول: طرح تحقیق

مقدمه. 3

1-1. بیان مسئله. 3

1-2. اهمیت و ضرورت تحقیق.. 6

1-3. اهداف تحقیق: 8

1-3-1. هدف اصلی.. 8

1-3-2. اهداف فرعی.. 8

1-4. چارچوب نظری تحقیق و مدل تحلیلی تحقیق: 8

1-5. فرضیه‌های تحقیق: 10

1-5-1. فرضیه اصلی : 10

1-5-2. فرضیات فرعی.. 10

1-6.  قلمرو مکانی و محدوده زمانی تحقیق.. 10

1-7. تعاریف واژه‌ها و اصطلاحات… 10

1-7-1. تعاریف نظری.. 10

1-7-2. تعاریف عملیاتی: 11

فصل دوم: ادبیات تحقیق

مقدمه. 14

2-1. مبانی ومفاهیم نظری تحقیق.. 14

2-1-1. مبانی و مفاهیم هوش استراتژیک… 14

داده 15

اطلاعات… 16

دانش…. 16

عنوان                                                                                                       صفحه    

خرد. 16

هوش استراتژیک… 17

هوش تجاری.. 22

هوش رقابتی.. 23

مدیریت دانش…. 24

هوش استراتژیک رهبر. 24

تفکر بحرانی.. 30

هوش هیجانی.. 32

خلاقیت… 35

دانایی.. 36

هوش عملی.. 37

توانایی حل مسئله. 37

دانش ضمنی.. 38

2-1-2. توسعه سازمانی.. 38

اصول و ارزش‌های توسعه سازمانی.. 42

ویژگی‌های توسعه سازمانی.. 43

اهداف توسعه سازمانی.. 44

مدل شناخت سازمان 45

اثر بخشی سازمان. 46

2-1-3. رفتار کارآفرینانه. 47

مدل‌های کارآفرینی سازمانی.. 50

ابعاد( ویژگی‌های) سازمان‌های کارآفرین.. 52

نقش مدیران در رفتار کارآفرینانه. 54

2-2. پیشینه تحقیق.. 56

عنوان                                                                                                       صفحه    

2-2-1. پیشینه تحقیقات داخلی.. 56

2-2-2. پیشینه تحقیقات خارجی.. 58

2-3. خلاصه و نتیجه گیری فصل.. 60

  فصل سوم: روش تحقیق

مقدمه. 64

3-1. روش تحقیق.. 64

3-2. جامعه آماری و روش نمونه گیری.. 64

3-3. روش و ابزارگردآوری داده‌ها 64

3-4. روش‌های آماری مورد استفاده 66

فصل چهارم:  تجزیه و تحلیل داده‌ها

مقدمه. 68

4-1. تحلیل توصیفی پژوهش…. 68

4-1-1.وضعیت جنسیت پاسخگویان. 69

4-1-3. سطح تحصیلات پاسخگویان. 71

4-1-4.وضعیت سمت سازمانی پاسخگویان. 72

4-1-5. وضعیت سابقه خدمت پاسخگویان. 73

4-1-6. وضعیت آمار توصیفی سنجه‌های پژوهش (سئوالات پرسشنامه) 74

تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای پژوهش…. 81

4-2-1. مدل اندازه گیری متغییر هوش استراتژیک… 82

4-2-2. مدل اندازه گیری متغییر توسعه سازمانی.. 84

4-2-3. مدل اندازه گیری متغییر رفتارکارآفرینانه. 87

4-2-2.مدل معادلات ساختاری پژوهش (تحلیل مسیر). 89

 

 

فصل پنجم: خلاصه، نتیجه گیری و پیشنهادها

عنوان                                                                                                       صفحه    

5-1. خلاصه تحقیق.. 93

یافته‌ها 94

5-2. بحث و نتیجه گیری.. 95

5-3. محدودیت‌های تحقیق.. 100

5-4. پیشنهادات… 100

5-6. توصیه‌ها 101

فهرست منابع.. 103

پیوست‌ها 110

چکیده

“هدف اصلی”  این تحقیق شناخت رابطه هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه در سازمان‌های دولتی ( اداره کل امور تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان مازندران) در سه ماهه اول سال 1394 بود. ” روش تحقیق” در این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی انتخاب شد. جامعه آماری کارکنان به تعداد 310 نفر بوده که بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 170 نفر از کارکنان مرد و زن به طور تصادفی انتخاب شدند.” ابزار گردآوری داده‌ها” سه پرسشنامه استاندارد هوش استراتژیک (با اعتبار 84/0)، توسعه سازمانی (با اعتبار 83/0) و رفتارکارآفرینانه (با اعتبار 84/0) مورد استفاده قرار گرفته است. ” روش تجزیه و تحلیل داده‌ها” آمار توصیفی و آمار استنباطی( شامل: روش‌های مدل اندازه گیری، آزمون‌های KMO، بارتلت، دوربین- واتسون، آزمون‌های تحلیل مسیر) با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS و  Lisrelانجام شد.” نتایج تحقیق” نشان داد که هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه رابطه مثبت و معنی داری دارد. اما با بررسی متغییر تعدیل گر ویژگی‌های جمعیت شناختی، مشخص شد که ویژگی‌های جمعیت شناختی بر رابطه بین متغییر مستقل هوش استراتژیک مدیران با متغییر وابسته توسعه سازمانی و همچنین متغییر وابسته رفتارکارآفرینانه تأثیر گذار نیست و رابطه ای وجود ندارد. تنها اثر جنسیت بر رابطه بین متغییر مستقل هوش استراتژیک و متغییر وابسته رفتارکارآفرینانه مؤثر بوده و رابطه معنی داری داشته است.

مقدمه

در دنیای متغییر کنونی، تمامی سازمان‌ها و شرکت‌ها برای بقا، پیشرفت و توسعه تلاش می‌کنند. تحقیقات علمی با بهره گرفتن از ابزارهای مناسب، مدل‌ها و روش‌های تحلیلی، نقشی کلیدی  را در شناخت منابع انسانی و غیر انسانی که برای بقا و پیشرفت سازمان ضروری است ایفا می‌کند.

در این فصل کلیات تحقیق مطرح شده و طرحی از تحقیق ارائه گردیده است. که شامل موضوعاتی چون: بیان مسئله، اهمیت و ضرورت تحقیق، اهداف تحقیق، چارچوب نظری، مدل تحلیلی، فرضیات، قلمرو مکانی و محدوده زمانی و تعاریف واژه‌ها و اصطلاحات می‌باشد.

1-1. بیان مسئله

عصر امروزی عصر اطلاعات و فرصت‌ها و تهدیدهاست و درک اینکه ما در محیطی پر از هیجان به سر می‌بریم بسیار اساسی است. باید توجه داشته باشیم که در این محیط پیچیده امروزی رقابت، نه تنها در تولید، خدمات، سرعت، انعطاف‌پذیری و جهانی شدن صورت می‌گیرد بلکه در مهندسی مجدد مدیریت نیز نمود پیدا می‌کند. در دنیای پر رقابت که تغییرات به سرعت صورت می‌گیرد مدیران برای سازش و هماهنگی با دنیای کنونی باید بیاموزند که چگونه تصمیمات را سریع بگیرند و از اشتباهاتی که در زمینه تصمیم‌گیری داشته‌اند درس بیاموزند. مدیرانی در فرآیند تصمیم‌گیری موفق خواهند بود، که به موقع و در زمان واقعی مسیر اطلاعات را دنبال کنند و بتوانند به صورت شهودی سازمان را عمیقاً درک نمایند.آنچه مسلم است، اینکه هوش از جذاب‌ترین نیروهای روانی است که جلوه‌های آن در موجودات مختلف به مقادیر متفاوت قابل مشاهده و رویت است. هر چه موجودات از تکامل بیشتری بهره‌مند بوده و به همان نسبت از پیچیدگی بیشتری برخوردار باشند، از نظر هوشی نیز پیشرفته‌تر خواهند بود            ( عبداللهی، 1391).

عامه مردم، هوش را توانایی یادگیری و درک صحیح موقعیت‌های جدید و موجود می‌دانند. هوش به استعداد تشکیل الگویی دقیق و واقعی از خود فرد و توانایی استفاده از آن الگو برای استفاده ثمربخش در طول زندگی اشاره دارد. یکی از انواع هوش، هوش استراتژیک است که نمایانگر ارزیابی تغییرات در استراتژی رقابتی در بازه زمانی مشخص است ( همان).  

در ادبیات مربوط به هوش استراتژیک آن را به عنوان جمع آوری، پردازش، تجزیه و تحلیل و انتشار اطلاعات که ارتباط زیادی با استراتژیک دارد توصیف می‌کنند(کوآسا[1]، 2011).

حاصل هوش استراتژیک، رهبری استراتژیک است. رهبری استراتژیک، فرآیندی است برای اثرگذاری بر موفقیت مطلوب چشم‌انداز که به وسیله رهبران مورد استفاده قرار می‌گیرد و با تأثیرگذاری بر فرهنگ سازمانی، تخصیص منابع، هدایت از طریق سیاستگذاری و اجماع بر سر محیط جهانی پیچیده، مبهم و غیرقابل اطمینان همراه است. به طور کلی شاخص‌های هوش استراتژیک را می‌توان به این شرح عنوان کرد: 1) آینده‌نگری2) بینش‌اجتماعی3) هم‌افزایی سازی 4) آینده سازی 5) کل‌گرایی 6) نگرش فلسفی 7) قدرت تشخیص 8) قدرت پیش‌بینی 9) استنباط ابهام10) سازگاری 11) تحلیل ذهنی12) یکپارچه سازی 13) کارآفرینی .از نظر گاردنر[2] بصیرت به احساس‌های خود در همان زمانی که جریان دارند، مهار احساس‌های خود (قدرت خود آرام ‌بخشی در جریان حوادث به منظور تصمیم‌گیری‌های درست)، تنظیم روابط با دیگران، خودانگیخته‌ساز و بصیرت نسبت به احساس‌های دیگران از ابعاد هوش درون فردی مربوط هستند( عبداللهی،1391).

     سان تزوز [3] فاکتورهای هوش را که مربوط به توانایی‌های رهبری است به صورت زیر بیان می‌کند:

  1. بررسی مسائل به صورت سیستماتیک
  2. درک محیط کسب و کار و انعطاف پذیری
  3. عدم پیروی از قوانین متعارف و قراردادی
  4. تحلیلی بودن
  5. عدم مخالفت با تغییر و تشویق برای تغییر

مدل هوش استراتژیک یک ابزار عملی است که فاکتورهای ذهنی، اخلاق، توانایی حل مسئله، قضاوت موقعیتی، تفکر خلاق و خودیادگیری را برای اندازه گیری هوش استراتژیک شکل می‌دهد  (گوایچارد4 ،2011(.

سازمان‌ها مجموعه ای از عملیات سیستماتیک هستند و توسط کسانی که به منظور دستیابی به اهداف مشترک در کنار هم قرار می‌گیرند ساخته شده‌اند. این سازمان‌ها می‌توانند قوی تر باشند و دوره عمر طولانی تری داشته باشند در صورتی که از منابع کم یاب به صورت مؤثر برای رسیدن به اهداف مشترک استفاده کنند. توسعه سازمانی یک اصطلاح جدید؛ که به مفهوم تلاش گسترده سازمان به منظور افزایش اثربخشی و قابلیت دوام و ماندگاری است. ساختار سازمان، نقش کلیدی در توانایی شرکت در اثر بخشی از طریق تضمین اجرای استراتژی انتخاب شده با قرار دادن افراد در شغل مناسب دارد و سازمان را قادر می‌سازد تا با موفقیت بیشتری به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت دست یابد. با افزودن این مفهوم تغییر( پاسخ به تغییرات محیط خارجی) می‌توانیم به بهره وری و اثربخشی داخلی و خارجی سازمان دست یابیم( شاترویچ[4]، 2014).

بییر[5](1980)  اظهار می‌دارد که اهداف توسعه سازمانی شامل:

  1. ایجاد تناسب و تجانس بین ساختار سازمانی، فرایندها، استراتژی، افراد و فرهنگ است.
  2. توسعه راه حل‌های خلاق و جدید سازمانی.
  3. افزایش ظرفیت خود تجدیدی سازمان.

اهداف اصلی فعالیت‌های توسعه سازمانی در سطح شخصی؛ ایجاد روابط بین شخصی بهتر، درک درست از خود و دیگران داشتن، برقراری ارتباط عملکردی از طریق گروه، به اشتراک گذاری مسئولیت‌ها با میل و علاقه و آگاهانه، داشتن توانایی شناسایی و حل مشکلات توسط کار گروهی است و اهداف توسعه سازمانی در سطح سازمانی؛ بهبود مکانیزم های تصمیم گیری، گسترش مفهوم سیستم، تقویت توانایی به دست آوردن نتایج  سازنده و مولد از تضادها، ایجاد نگرش روشنفکری نسبت به تغییر و نوآوری و راه اندازی یک سیستم پاداش و تشویق مناسب است(دینسر[6]،2008).

با توجه به تغییرات سریع محیطی و گرایش آن‌ها به سمت پیچیدگی بیشتر و عدم پایداری در شرایط محیطی و بازار، شیوه‌های سنتی مدیریت دیگر نمی‌تواند پاسخگوی این گونه تغییرات باشد. مطالعات انجام شده بر نقش حیاتی حمایت مدیران از رفتار کارآفرینانه تاکید دارد(کوراتکو[7] و همکاران، 2005).

کارآفرینان در قالب تسهیل گر اجتماعی و اقتصادی، با فراهم آوردن منابع مالی و انسانی سرگردان، به عنوان نیروی تغییر دهنده بازار، کسب و کار جدیدی را آغاز می‌کنند. کارآفرین در مواجهه با شرایط بازار پویا و متغیر، با ریسک پذیری بالایی که دارد، به نیازهای بازار پاسخ می‌دهد و نیز تلاش می‌کند تا از حجیم شدن کسب و کار جلوگیری کرده و قدرت جست و خیز زیادی داشته باشد تا بتواند به راحتی فرصت‌های بازار را شناسایی نموده و از نظر رشد و سودآوری پیشگام گردد. کارآفرینی شامل فعالیت‌های ملموسی چون: یادگیری( تغییر رفتار)، پاسخگویی به نیاز مشتریان و یافتن بهترین و موثرترین روش‌های دستیابی به آن‌ها، تشخیص گرایش علم و تکنولوژی و نتایج واقعی استفاده از آن‌ها در تولید؛ شکل گیری استراتژی سازمان و درک از طریق بینش استراتژیک، مدیریت تاکتیکی و عملیاتی، سازماندهی فرایندها در سازمان، تحقق نیازها و ارضاء منافع تمامی عواملی می‌باشد که با سازمان گره خورده‌اند( ملکیان، 1389).

امیر کبیری و محمودیان(1386) مدلی را برای عوامل سازمانی مؤثر بر کارآفرینی ارائه کردند که شامل: حمایت مدیریت، امکان تفویض اختیار تصمیم گیری، پاداش دهی، تأمین فرصت کافی برای توسعه خلاقیت، از میان برداشتن موانع سازمانی و انگیزش کارکنان است (همان).

با توجه به جست و جوهای انجام شده توسط پژوهشگر تا به حال مطالعه ای پیرامون اندازه گیری هوش استراتژیک مدیران به انجام نرسیده است و همچنین در این تحقیق میزان رابطه هوش استراتژیک مدیران با میزان توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه ای که در سازمان اتفاق می‌افتد مورد بررسی قرار گرفته است که تاکنون چنین اندازه گیری از هوش استراتژیک در هیچ سازمانی مورد تحقیق قرار نگرفته است. در ضمن باید اضافه نمود که در این تحقیق از روش لیزرل، که یک روش جدید از معادلات ساختاری است که تمامی روابط بین مؤلفه‌های مختلف را شناسایی کرده و مشخص می‌کند؛ استفاده شده است که خود یک روش جدید در تحقیقات رابطه ای است و هنوز هیچگونه تحقیقی در راستای ارتباط این سه متغیر به صورت مستقیم انجام نشده است. در این راستا پژوهش حاضر دارای نوآوری است.

با این توصیف سؤال اصلی این است که” آیا بین هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه در سازمان‌ها رابطه معنی داری وجود دارد؟”

1-2. اهمیت و ضرورت تحقیق

دنیای اطراف ما حاوی مقادیر بی پایان از اطلاعات است که بیشتر این اطلاعات در ذهن ما گم می‌شوند. از این رو ممکن است گفته شود که ما با مجموعه ای از داده‌های خام در حال تغییر احاطه شده‌ایم و این درحالی است که افرادی مانند استراتژیست ها تمایل به داشتن اطلاعات عمیق، به روز، در دسترس و سریع از محیط کسب و کار هستند. هوش استراتژیک زمینه نوظهور از مشاوره کسب و کار است که هدف آن بیان مسائل پیچیده و مشکل در قالبی قابل فهم تر است(کوآسا،2011).

به جز کارکرد اطلاعاتی اهداف عمده هوش راهبردی شامل موارد زیر است(ملکیان، 1389):

  1. پیش بینی فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی (کارکرد پیشگویانه)
  2. پیشنهاد یا تهیج برای انجام عملی خاص (کارکرد پیش دستانه)
  3. کمک به تصمیم گیری‌های استراتژیک
  4. بهبود موقعیت رقابتی سازمان

سازمان‌ها مجبور به حفظ قابلیت رقابتی خود برای حفظ بقا و رشد در محیط پررقابتی و متغییر بیرونی هستند. سازمان‌هایی که دارای رشد هستند و در صحنه رقابت باقی می‌مانند، دارای توانایی گام برداشتن همراه با رقابت متناسب با انعطاف پذیری آن‌ها، مدیریت اثربخش و سودمند است و مدیران آن‌ها تمایل به تغییر و نوآوری دارند( کاراکایا و ایلماز[8]، 2013).

واریک [9](2005) اظهار داشت که توسعه سازمانی یک برنامه و فرایندی است برای فهمیدن، توسعه و تغییر سازمان‌ها به منظور بهبود سلامت سازمان، اثربخشی و ظرفیت خودتجدیدی است .

کارآفرینی سازمانی برای اطمینان از بقاء، به وسیله بازسازی عملیات سازمان‌ها، تعریف مجدد مفهوم کسب و کار و افزایش ظرفیت‌های نوآوری و کیفیت مورد نیاز در محیط پویا، ضروری است ( مقیمی و رمضان، 1390).

اهمیت و ضرورت این تحقیق را می‌توان در ابعاد زیر در نظر داشت:

الف) بعد علمی و نظری:  با توجه به این که در زمینه موضوع توسعه سازمانی، هوش استراتژیک و رفتار کارآفرینانه تحقیقاتی انجام شده است، نتایج این تحقیق می‌تواند نوع رابطه و اثر گذاری آن‌ها بر هم را نشان دهد و پایه ای برای بهبود سازمان باشد.

 ب) بعد کاربردی بودن: یافته‌های این تحقیق می‌تواند مسوولان سازمان را در جهت اجرای بهتر اهداف و حل مشکلات یاری دهد.

ج) بعد علاقه: با توجه به رشته تحصیلی و علاقه ای که خود در زمینه هوش استراتژیک، توسعه سازمانی و رفتارکارآفرینانه داشتم، سعی کرده‌ام دانش خود را راجع به این موضوع وسعت دهم.

1-3. اهداف تحقیق:

1-3-1. هدف اصلی

شناخت رابطه هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه در سازمان‌های دولتی.                     

1-3-2. اهداف فرعی                      

  1. شناخت رابطه مولفه های هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی.
  2. شناخت رابطه مولفه های هوش استراتژیک مدیران با رفتار کارآفرینانه در سازمان.
  3. شناخت رابطه هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی و رفتار کارآفرینانه در سازمان به تفکیک ویژگی‌های جمعیت شناختی( سن، جنسیت، سطح تحصیلات، سابقه خدمت و عنوان شغلی).

1-4. چارچوب نظری تحقیق و مدل تحلیلی تحقیق:

با توجه به تعاریف مختلفی که از هوش استراتژیک و مؤلفه‌های تشکیل دهنده آن بیان شده است،  مدل اندازه گیری هوش استراتژیک سان تزوز برای این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است.با توجه به تعاریف و مؤلفه‌های توسعه سازمانی( هدف، رهبری، نگرش نسبت به تغییر، پاداش، روابط، ساختار و مکانیزم های سودمند) و رفتار کارآفرینانه(تغییر در رفتار کارکنان، بینش استراتژیک، ایجاد یک محیط کار پرانرژی و محیط حمایتی) مدل پژوهش مورد نظر به صورت زیر در نظر گرفته شد.

تعداد صفحه :137

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه رابطه بین هوش هیجانی با تعارض و خلاقیت کارکنان در اداره آموزش و پرورش

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

دانشگاه آزاد اسلامی

 واحد رشت

دانشکده  مدیریت و حسابداری

 گروه آموزشی مدیریت دولتی

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

 رشته مدیریت دولتی      گرایش نیروی انسانی

عنوان

رابطه بین هوش هیجانی با تعارض و خلاقیت کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان

زمستان 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                     صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1) مقدمه. 3

1-2) بیان مسأله. 4

1-3) ضرورت و اهمیت تحقیق.. 6

1-4) اهداف تحقیق.. 7

1-5) چارچوب نظری تحقیق.. 7

1-6) فرضیه های تحقیق.. 9

1-7) تعریف نظری متغیرهای اصلی تحقیق.. 9

1-7-1)  هوش هیجانی.. 9

1-7-2) تعارض… 9

1-7-3) خلاقیت.. 9

1-8) تعریف عملیاتی متغیرهای اصلی تحقیق.. 9

1-8-1) هوش هیجانی.. 9

1-8-2) تعارض… 10

1-8-3) خلاقیت.. 10

1-9) قلمرو تحقیق.. 11

1-9-1) قلمرو موضوعی.. 11

1-9-2) قلمرو زمانی.. 11

1-9-3) قلمرو مکانی.. 11

فصل دوم: ادبیات نظری تحقیق

بخش اول: تعارض

2-1-1) مقدمه. 14

2-1-2) تعاریف و مفاهیم. 14

2-1-3) سطوح تعارض… 15

2-1-4) انواع تعارض… 15

2-1-5) سبکهای تعارض… 16

2-1-5-1) انعطاف‌پذیری.. 16

2-1-5-2) اجتناب.. 17

2-1-5-3) رقابت‌جویی.. 17

2-1-5-4) حل مسئله‌ی مشاركتی.. 17

2-1-5-5) مصالحه. 17

2-1-6) دیدگاه های تعارض… 18

2-1-7) عوامل منجر به تعارض… 19

2-1-7-1) تعارض عاطفی.. 19

2-1-7-2) تعارض اساسی.. 20

2-1-7-3) تعارض سود. 20

2-1-7-4) تعارض ارزشها 20

2-1-7-5) تعارض هدف.. 20

2-1-8) منابع تعارض… 20

2-1-8-1) تعارض اقتصادی.. 20

2-1-8-2) تعارض ارزش… 21

2-1-8-3) تعارض قدرت.. 21

2-1-9) کاربردهای تعارض… 22

2-1-9-1) شناخت ایجاد تعارض… 22

2-1-9-2) کاربرد تعارض به عنوان امنیت برای حفظ گروه 22

2-1-9-3) تعارض پیوستگی گروهی را افزایش میدهد؛ 22

2-1-9-4) تعارض قدرت افراد و گروه ها را میآزماید. 22

2-1-9-5) انرژی حرکت تعارض… 22

2-1-10) فرایند تعارض… 22

2-1-10-1)  گام I : مخالفتهای بالقوه یا ناسازگاری.. 22

2-1-10-2)  گامII: بروز تعارض… 23

2-1-10-3)  گام III: نیت.. 24

2-1-10-4)  گام IV: رفتار. 24

2-1-10-5)  گام V: رهآورد. 25

2-1-11) تعارض سازنده در مقابل تعارض مخرب.. 25

2-1-12) تاثیرات مثبت و منفی تعارض… 26

2-1-13) هوش هیجانی و تعارض… 27

بخش دوم: هوش هیجانی

2-2-1) مقدمه. 29

2-2-2) تعاریف و مفاهیم هوش هیجانی.. 30

2-2-3) تاریخچه هوش هیجانی.. 31

2-2-4) ابعاد هوش هیجانی.. 34

2-2-5) تفاوت هوش هیجانی و بهره هوشی.. 36

2-2-6) نظریه های هوش هیجانی.. 37

2-2-6-1) نظریه های هوش هیجانی.. 37

2-2-6-2) نظریه های های توانایی.. 37

2-2-6-3) نظریه های ترکیبی.. 38

2-2-7) مدل های هوش هیجانی.. 38

2-2-7-1) مدل توانایی مایر و سالووی ( 1997) 38

2-2-7-2) مدل ترکیبی گلمن (1995) 40

2-2-7-3) مدل ترکیبی بار-آن (1997) 41

2-2-7-4) مدل هوش هیجانی دولویکس و هیگس… 44

2-2-8) هوش هیجانی در سازمان و مدیریت.. 45

2-2-9) کاربردهای هوش هیجانی در محیط.. 46

2-2-10) تقویت هوش هیجانی.. 47

2-2-11) جمع بندی تئوری های هوش هیجانی.. 47

2-2-12) ویژگی مدیر با هوش هیجانی.. 48

2-2-13) رابطه هوش هیجانی و عملکرد. 50

بخش سوم: خلاقیت

2-3-1) مقدمه. 53

2-3-2) تعاریف و مفاهیم خلاقیت.. 53

2-3-3) سطوح خلاقیت.. 55

2-3-4) دیدگاه ها در مورد افراد خلاق. 56

2-3-5) عوامل موثر بر خلاقیت.. 56

2-3-6)  مدلهای خلاقیت.. 60

2-3-6-1) الگوی کشش بازار. 60

2-3-6-2) الگوی فشار فناوری.. 60

2-3-6-2) الگوی تلفیقی.. 61

2-3-7) فرایند خلاقیت.. 62

2-3-8) خلاقیت سازمانی و عوامل کلیدی موثر در موفقیت آن از دیدگاه صاحب نظران. 65

2-3-9) تفاوت خلاقیت با نوآوری.. 68

2-3-10) تکنیکهای خلاقیت و نوآوری.. 70

2-3-11) ویژگی‌های سازمان خلاق. 76

2-3-12) نقش مدیر در پرورش خلاقیت.. 76

2-3-13) هوش هیجانی و خلاقیت.. 77

بخش چهارم: پیشینه تحقیق

2-4-1) پیشینه مطالعاتی داخل کشور. 80

2-4-2) پیشینه مطالعاتی خارج از کشور. 82

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1) مقدمه. 86

3-2) روش تحقیق.. 86

3-2-1) جامعه و نمونه آماری.. 86

3-3) روش و ابزار جمعآوری داده ها 87

3-3-1) پرسشنامه هوش هیجانی.. 87

3-3-2) پرسشنامه خلاقیت.. 87

3-3-3) پرسشنامه تعارض… 88

3-4) روایی و پایایی ابزار اندازهگیری.. 88

3-4-1) روایی.. 88

3-4-2) پایایی.. 88

3-5) روش تجزیه و تحلیل داده ها 89

3-6) آزمون نرمالیته. 89

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­های تحقیق

4-1) مقدمه. 91

4-2) توصیف متغیر های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان. 92

4-3) توصیف متغیرهای تحقیق.. 97

4-4) فرضیه‎های تحقیق.. 103

فصل پنجم: نتیجه­گیری و پیشنهادات

5-1) مقدمه. 106

5-2) نتایج آمار توصیفی.. 106

5-2-1) توصیف پاسخ دهندگان. 106

5-2-2) توصیف متغیر هوش هیجانی.. 106

5-2-3) توصیف متغیر خلاقیت.. 106

5-2-4) توصیف متغیر تعارض… 107

5-3) نتایج آزمون فرضیه‎ها 107

5-4) پیشنهادات در راستای نتایج تحقیق.. 108

5-5) محدودیتهای تحقیق.. 109

5-6) پیشنهاداتی برای محققین آینده 109

منابع و مأخذ. 111

پیوست ها 117

چکیده

هدف کلی این تحقیق بررسی ارتباط هوش هیجانی با تعارض و خلاقیت است. روش تحقیق از نوع توصیفی و هدف آن کاربردی است و روش گردآوری داده­ ها میدانی و ابزار آن پرسشنامه است. در تحقیق حاضر جامعه آماری مورد بررسی، کارکنان اداره آموزش و پروش استان گیلان  با تعداد 1568 نفر است. با توجه به نرمال بودن جامعه آماری، حداقل حجم نمونه از طریق فرمول کوکران به تعداد 308 نفر محاسبه شده، که در ادامه کار محقق به تعداد 350 پرسشنامه در میان کارکنان با بهره گرفتن از روش نمونه برداری تصادفی توزیع نمود که در نهایت تعداد 310 پرسشنامه قابل قبول که بتوان از طریق آن داده­ ها را تجزیه و تحلیل نمود جمع­آوری شد. با تجزیه و تحلیل داده­ ها مشخص گردید در سطح 95% اطمینان بین هوش هیجانی و خلاقیت ارتباط مثبت و همچنین بین هوش هیجانی و تعارض ارتباط منفی وجود دارد.

 کلمات کلیدی: هوش هیجانی، خلاقیت، تعارض، اداره کل آموزش و پروش استان گیلان  

1-1) مقدمه

در طلیعة قرن جدید که سازمان­ها با محیط رقابتی جهانی مواجه­اند، همواره نیاز به تغییرات ریشه­ای و خلاقیت­های کاری احساس می­شود، نیروی رقابتی جهانی، سازمان­های امروزی را مجبور کرده است که بعد از دهها سال پیگیری روش­ها و رویه­ های کاری ثابت خود، روش­های کاری جدید را در پیش بگیرند، به گونه­ای که سازمان­ها، دارای ثبات کاری نیستند و از نوعی ثبات نسبی برخوردارند. اداره سازمان­های عظیم و پیشرفته مرهون زحمات مدیران لایق، مطلع و باکفایتی است که با به کارگیری دانش و فنون مدیریت در انجام این امر مهم توفیق یافته­اند (هادوی،1392). که مهمترین ویژگی سازمان­های آن، عدم اطمینان، پیچیدگی، جهانی سازی و تغییرات فزاینده تکنولوژیکی است. لذا مهمترین دغدغه اکثر سازمان­ها، تدوین و پیاده سازی استراتژی­هایی است که موفقیت و بقای آنها را در شرایط متحول و پیچیده محیطی، تضمین نماید. آنچه که سازمانهای عصر حاضر به شدت به آن نیازمندند تا بتوانند در بازارهای پویا و پیچیده امروزی جایگاهی داشته باشند و برای خود کسب مزیت رقابتی نمایند، توان تولید محصولات و خدمات جدید و منحصربه­فرد و قابل رقابت در بازارهای متغیر امروزی است. واین امر میسر نمی گردد مگر با نوآوری و خلاقیت مدیران و نیز تأثیر مدیران بر پرورش خلاقیت کارکنان که با کمک یکدیگر در جهت رشد و بالندگی سازمان خود بکوشند (مهدوی­مزده-ضرغامی؛1391). پرواضح است استراتژی کسب و کار هر سازمان که جهت دهنده در این زمینه می­باشد نقش مهمی در رسیدن سازمان به وضع مطلوب در بین رقبا دارد، و چنانچه بیان شد خلاقیت و نوآوری نیز نقش اثرگذاری بر بهبود وضعیت سازمان و حفظ و بقاء بلندمدت آن و ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان دارد (2012؛Torka et al ). از طرفی دیگر افراد با مهارت‎های هوش هیجانی بالا به سرعت و به سادگی ذهن خود را آرام و شفاف می­سازند و به این ترتیب راه را برای دسترسی به بینش درونی و ایده­های خلاق به روی خود می­گشایند. کارکنانی که از هوش هیجانی قوی­تر برخوردارند، از نظر اجتماعی متعادل، شاد و سرزنده­اند و هیچ نگرانی ندارند، احساسات خود را به طور مستقیم بیان می کنند و در امور تحصیلی خلاق و نوآور هستند (هاشمی، 1392).

از مواردی که اهمیت هوش هیجانی را در کار نشان می­دهد، استفاده از اختلاف و تنوع نظرها و به عبارت دیگر تعارضات و فشارها برای پیش­برد و موفقیت سازمان است. مدیری که هوشیاری هیجانی بالایی دارد، به راحتی و به سرعت منابع تعارض را شناسایی و از آن در جهت افزایش اثربخشی سازمان استفاده می­ کند. حل موفقیت آمیز تعارضات، منوط به در نظر گرفتن احساسات تمام افراد است. زمانی یک راه حل مطلوب بدست می­آید که افراد با هم در تماس مستقیم باشند، مهارت­های اساسی هوش هیجانی نظیر گوش دادن و تایید را آموخته باشند (Afzalur – Climent, 2013).

 1-2) بیان مسأله

سال­های اخیر، تلاش­های وسیعی به وسیله بسیاری از سازمان­ها برای ترغیب افراد خود به خلاقیت انجام گرفته است. خلاقیت لازمه و پیش درآمد توسعه و پیشرفت و تعالی یك سازمان و جامعه است و آگاهی از فنون و تكنیك­های آن ضرورتی اجتناب­ناپذیر برای مدیران و کارکنان سازمان است. امروزه سازمان­هایی موفق هستند و می­توانند در دنیای پررقابت ادامه حیات بدهند كه دائماً افكار و اندیشه­های جدید را در سازمان كاربردی كنند و این امر توسط مدیران و كاركنان خلاق امكان پذیر است. معیار اساسی موفقیت یك نظام در این است كه چقدر افراد بافكر و خلاق تربیت می­كند و به تعبیری مدیر خوب را كسی می­دانند كه تفكر و چگونگی استفاده از اطلاعات را به كاركنان یاد دهد و آنها را خلاق بار آورد (Fiest,2013). دانشمندان علوم اجتماعی برخلاف اقتصاددانان، علت پایین بودن رشد اقتصادی را نه تنها در کمبود سرمایه و منابع مالی، بلکه عمدتاً در ضعف خلاقیت در برخی از جوامع می­دانند­(شجاعی؛1387). ضعف خلاقیت در سازمان­های خدماتی و آموزشی می ­تواند منجربه کاهش کیفیت خدمات، کاهش بازده مفید، ایجاد رقابت غیرمنصفانه، عدم دستیابی به مزیت رقابتی، ناکافی بودن مهارت­های مدیریتی، کاهش ارتباطات افقی و مواردی از این دست شود (گلستان هاشمی،1390). در واقع تمام علوم و فنون و هنرها و به­طور کلی همه دستاوردها و تمدن انسان، محصول خلاقیت و نوآوری است (رسولی و همکاران؛1391). در این عرصه، اهمیت خلاقیت به وضوح قابل مشاهده است زیرا اگر این نیرو که در واقع منبع اصلی مولد انرژی در سازمان است با بی توجهی روبرو شده و یا سرکوب شود سازمان هر روز ضعیف­تر شده و چرخ­های آن یکی پس از دیگری از حرکت بازخواهد ایستاد بنابر این عامل کلیدی و آنچه که هم اکنون در جهان در کانون توجه سازمان و جوامع بشری قراردارد این منبع عظیم نیروی انسانی است و مهارت مدیران در شناسایی رفتار و شخصیت افراد و برخورد مناسب با آن که همان مهارت انسانی و ارتباطی محسوب می‎شود درایجاد فضای مناسب ظهور خلاقیت وپرورش نیروهای انسانی خلاق، دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد (Fiest,2013).

خلاقیت توانایی شخص در ایجاد ایده ها، نظریه ها، بینش های اشیای جدید و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه ها است که بوسیله متخصصان به عنوان پدیده ای ابتکاری و از لحاظ علمی، زیبایی شناسی و اجتماعی با ارزش قلمداد می­گردد.

از سوی دیگر در جوامع امروزی تعارض موضوعی است كه اندیشة انسان را بیش از هر مسئله دیگری به خود مشغول كرده است و این امر در همة سازمان­ها به صورت­های گوناگونی مانند تعارض بین رئیس و مرئوس، كارفرما و كارگر، تعارض بین همكاران و حتی تعارض درون­فردی وجود دارد. تفاوت­های ادراكی، شخصیتی، اعتقادی، سیاسی و مانند آن از یك طرف و استنباط­های مختلف در مورد هدف­های فردی، سازمانی و جامعه از سوی دیگر، تعارضات گوناگونی را در محیط­های دسته­جمعی ایجاد می­كند (مظفری و همکاران؛1391). هنگامی که تعارض موجب شکاف عمده در داخل سازمان می­شود، به ناچار وقت و کوششی را که باید صرف بهره­وری بیشتر نمود، باید برای حل تعارض به کار برد. وجود بیش از حد تعارض در سازمان­های آموزشی باعث ناکامی در رسیدن به اهداف شخصی و سازمانی می­شود که این به نوبه خود منجربه کاهش عملکرد و بهره­وری است(فیضی و همکاران؛1390). پژوهش­ها نشان داده­اند که مدیران سازمان­ها یک چهارم وقت خود را صرف برخورد با تعارض می­ کنند و مدیران آموزشی تقریبا نصف وقت خود را به این امر می­پردازند و این در حالی است که مدیران معمولا نسبت به تعارض نگرش منفی داشته و سعی در سرکوب آن دارند اما دانشمندان علوم رفتاری هدف سیستم مدیریتی موفق را ایجاد سطح مناسبی از تعارض می­دانند. بنابراین تعارض از جمله مواردی است که مورد توجه محققان قرار گرفته است و از این رو مطالعه آن مورد اهمیت است که مدیران و کارکنان سازمان­ها وقت زیادی را صرف آن می­ کنند (کردنوقابی و همکاران؛1390). تعارض عبارت است از منازعه آشکار میان حداقل دو نفر به گونه­ای که یکی احساس می­ کند کمبود امکانات، ناسازگاری اهداف و دخالت افراد دیگر مانع رسیدن فرد به اهداف او می‎شود (Lewis, 2011). تعارض شامل سه بعد سرخوردگی، تعارض هدف و تعارض نقش است (Suliman,2012).

سلیمان و الشیخ (2007) در مطالعه­ای، به این نتیجه رسیدند که یکی از عوامل مرتبط با خلاقیت و تعارض، هوش هیجانی است. آن­ها بیان کردند که شواهد موجود نشان می­دهد که هوش به تنهایی موفقیت در سازمان یا زندگی را توضیح نمی­دهد بلکه احساسات در موفقیت سازمان نقش کلیدی ایفا می­ کنند (Suliman- Al sheikh,2007). مدیران با بهره گرفتن از توانایی­های هوش هیجانی می­توانند بصورت موثر و كارآمد تعارضات سازمان را كاهش یا بنحوی از آن در جهت افزایش كارایی و اثربخشی سازمان بهره گرفته و رسیدن به اهداف سازمان را تسریع و تسهیل نمایند(اسحقی؛1391). همچنین محققان استدلال کرده­اند که هوش هیجانی می‎تواند عملکرد سازمانی را با توجه به خلاقیت کارکنان بهبود بخشد (Suliman- Al sheikh,2007). از نظر گلمن هوش هیجانی توانایی سازماندهی احساسات خود و دیگران، خود انگیزشی و مدیریت احساسات و روابط با دیگران تعریف شده است (Sawitri – Laksmi Riani,2012).

با توجه به مطالب مطرح شده سوال اصلی تحقیق این است که آیا بین هوش هیجانی با تعارض و خلاقیت کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان رابطه وجود دارد؟

1-3) ضرورت و اهمیت تحقیق

به واسطه ضرورت تغییرات سازمانی و محیط رقابتی شدید اکنون نیاز بیشتری به رویکردهای ابداعی و خلاقیت به وجود آمده است. نیاز بشر به رشد و توسعه به خصوص در دهه­های اخیر و حاکم شدن فرهنگ رقابت بر فضای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جهان، باعث اهتمام خاص به خلاقیت شده است، این درحالی است که خلاقیت جزء لاینفک بستر حرکت جوامع شده است. به طوریکه تقریبا تمام سازمان ها با محیط پویایی مواجه شده اند که با تغییرات تکنولوژی سریع، کاهش یافتن دوره­های عمر محصول توصیف می­شوند. سازمان­ها برای بقاء، رقابت کردن، رشد و هدایت شدن به خلاقیت و نوآوری نیاز دارند (شجاعی؛1387).

با توجه به جامعه آماری پژوهش حاضر میتوان عنوان نمود خلاقیت و نوآوری و ایجاد تغییر و دگرگونی در سازمان­ها و موسسات یک امر ضروری است، چرا که جامعه و سازمان­ها همه در حال تغییر و تحول هستند. این تغییر و تحولات در سازمان­های آموزشی و تعلیم و تربیت به مراتب حساس و با اهمیت است و باعث شده که آموزش و پرورش اهداف، گرایش­ها و علایق خود را جهت به کارگیری خلاقیت و نوآوری هدایت کند(رسولی و همکاران؛1391). یکی از مولفه­های اساسی آموزش و پرورش رشته پیوند بین دو مفهوم یادگیری و یاددهی نظام ارزشیابی تحصیلی است. صاحب­نظران این رشته معتقدند که ارزشیابی تحصیلی در ایجاد توانایی آفرینندگی، خلاقیت و نوآوری در فرآیند یاددهی یادگیری تاثیر به­سزایی دارد. تربیت کودکان مبتکر و خلاق یکی از اهداف مهم نظام­های آموزشی است و بی­شک روش­های آموزشی، محتوای دروس، نقش معلم، طرح­ها و شیوه های ارزشیابی فراهم کننده بستر مناسبی جهت تحقق این هدف است (هاشمی، 1392). در سال­های اخیر نظام­های آموزشی دستخوش تغییر و تحولات زیادی شده است و چون آموزش و پرورش یک نظام و سیستم است، پس تغییر در یک قسمت، قسمت های دیگر (مثل ارزشیابی) را نیز متحول ساخته است. این تغییر و تحولات نتیجه طرح و اندیشه های تازه و نویی است که اصطلاحاً آن را خلاقیت و نوآوری می­نامند. نظام ارزشیابی آموزشی نیز همچون سایر قسمت­های دیگر نظام آموزشی به دور از این تغییرات نبوده است­(شجاعی، 1387). از سویی دیگر با توجه به اهمیت تعارضات موجود در سطوح بالای سازمان و با توجه به اهمیت و نقش مدیریت و رهبری در سازمان­ها و نوع و ماهیت فعالیت مدیران آموزشی و پژوهشی و نقش آنها در سازمان­ها، افرادی كه به­عنوان مدیران آموزشی یا پژوهشی در این سازمان انتخاب می­شوند بهتر است در نقش یك مدیر، مؤثرترین شیوه­ها را بكارگیرند تا بتوانند با ایجاد روابط درست، گروه را در جهت صحیح رهبری كنند (Werner, 2013). باید گفت که مدیریت تعارض فرایند تشخیص نقش مناسب تعارض در بین گروه های کاری و استفاده مناسب از فنون و راهبردهای مرتفع ساختن آن در جهت بهبود عملکرد گروه و افزایش بروز خلاقیت­های فردی و تقویت روابط میان فردی در بین اعضاء گروه کاری می­باشد. بسیاری از گروه­ها و کارهای گروهی بدلیل عدم توجه مناسب به مقوله تعارض و لزوم مدیریت صحیح آن یا به کلی از هم پاشیده شده و یا عملا کارکرد خود را از دست داده­اند. امروزه نقش مدیریت تعارض به­عنوان یکی از چند نقش برجسته مدیریتی، روز به روز جای خود را بیشتر باز نموده در این راستا پرورش مدیران در زمینه تشخیص بموقع تعارض و استفاده از راهبردهای مناسب، حیاتی به نظر می­رسد (Afzalur – Climent, 2013). با توجه به اثر مخرب تعارض و نیز منافع حاصل از آن ، همینطور با عنایت به ویژگیهای ماهیتی تعارض و لحاظ اصل اجتناب ناپذیری وجود تعارض در کارهای گروهی، تعارض و هدایت آن به سمت تحقق دستاوردهای فردی و جمعی بسیار اهمیت داشته و نقشی حیاتی در بهره­وری کار گروهی ایفاء می­نماید همچنین باعث افزایش انگیزه، روحیه و رشد فردی و سازمانی می‌شود و نهایتاً اینکه مدیران و كاركنان می‌توانند از تعارض برای حل مسأله، بهبود اثربخشی و تقویت روابط استفاده كنند (مظفری و همکاران، 1391).

 1-4) اهداف تحقیق

براساس مطالب عنوان شده در بیان مسئله و اهمیت موضوع تحقیق، هدف کلی این تحقیق بررسی ارتباط هوش هیجانی با تعارض و خلاقیت است. بنابراین دو هدف ویژه برای مطالعه پژوهش حاضر طراحی شده است که به قرار زیر هستند:

  • تعیین رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان.
  • تعیین رابطه بین هوش هیجانی و تعارض کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان.

 1-5) چارچوب نظری تحقیق

چارچوب نظری بنیانی است که تمامی پژوهش بر آن استوار است. این چارچوب شبکه­ای است منطقی- توصیفی و پرده مشتمل بر روابط موجود میان متغیرهایی که در پی اجرای فرایندهایی چون مصاحبه، مشاهده و بررسی پیشینه شناسایی شده ­اند (سکاران؛94:1389). در حالیکه یافته­ های مرتبط با مطالعات نظری و پژوهشی در خصوص خلاقیت، بر هیجان­ها همراه با تلاش­های خلاق و پیامدهای هیجانی تاکید دارند؛ محققان معتقدند توانایی­های هیجانی می ­تواند با خلاقیت مرتبط باشد. هوش هیجانی شخص را قادر می­ کند از روابط بین خلق و عملکرد آگاه شود و تلاشهای خود را به سمت فعالیت­هایی هدایت کند، که بهترین وضعیت هیجانی را موجب می­شود. همچنین هوش هیجانی شخص را قادر می­ کند خلق مثبت را حفظ و آن را افزایش دهد که همین امر می ­تواند به­طور غیر مستقیم فرد را در فرایند تفکر خلاق درگیر کند (Ivcevic et al , 2012). از طرفی دیگر مطالعات مختلف نشان داده­اند كه برای مدیریت و كنترل مؤثر پدیده تعارض در سازمان­ها، برخورداری مدیران از هوش هیجانی از اهمیت بالایی برخوردار است. محققان بررسی پژوهش­های مرتبط با این موضوع بیان می­دارد كه مدیری كه از هوش هیجانی زیادی برخوردار باشد و از نظر فنی تجربیات لازم را داشته باشد، با آمادگی بیشتری نسبت به دیگران به رفع تعارض­ها و ضعف­های گروهی در سازمان خواهد پرداخت (Dowin, 2013). علاوه بر این توانایی بكارگیری هیجان­ها یا تولید هیجان­ها برای تسهیل حل مسأله در كارآیی اعضای گروه نیز نقش مهمی را ایفا میكند (Chung- sheng, 2012). از آنجا كه نهادهای آموزشی، از جمله سازمان­های بزرگ و پیچیده­ای هستند كه بیشتر از سایر سازمان­ها با نیروی انسانی در ارتباط­ می­باشند و عهده­دار تربیت و تأمین نیروی انسانی متخصص و كارآمد در جامعه هستند، از حساسیت ویژه­ای برخوردارند. لذا مدیریت مؤثر در آن­ها مهم و نیازمند روش مناسبی است. در این راستا مهمترین مؤلفه شخصیتی كه می ­تواند به مدیران مربوطه در جهت اعمال مدیریت صحیح و روزآمد كمك نماید، هوش هیجانی است. در همین راستا سلیمان و الشیخ در سال 2007  در تحقیقی با عنوان هوش هیجانی در کار: ارتباط با تعارض و نوآوری نشان دادند که هوش هیجانی پایه و مبنایی برای توسعه بیشتر نوآوری و تعارض کمتر است(Suliman- Al sheikh,2007)

 1-6) فرضیه­ های تحقیق

فرضیه های این تحقیق بر اساس متغیرهای تعیین شده و روش تحقیق مورد استفاده به شرح زیر هستند:

  • بین هوش هیجانی و خلاقیت کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد.
  • بین هوش هیجانی و تعارض کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان رابطه معنادار و منفی وجود دارد.

1-7) تعریف نظری متغیرهای اصلی تحقیق

1-7-1)  هوش هیجانی 

بیانگر نوعی از فرایند اطلاعات هیجانی که شامل ارزیابی مناسب احساسات خود و دیگران و بیان و تطبیق مناسب احساسات است(Hazrati et al,2013).

 1-7-2) تعارض

تعارض به­عنوان یک فرم از ناهنجاری شدید درون فرد یا بین افراد و یا بین دو یا چند گروه که بر اساس اهداف، نیازها، خواسته­ها، تمایلات، ارزش­ها و باورهای ناسازگار بوجود آید تعریف می­شود (Werner, 2013).

 1-7-3) خلاقیت 

خلاقیت ایجاد ترکیبی از راه­حلها توسط افراد یا گروه­ها در یک روش جدید تعریف می­شود. در واقع خلاقیت  شیوه­هایی از تفکر است که باعث تولید ایده­های جدید می­شود (Oldham – Commings, 2011).   

 1-8) تعریف عملیاتی متغیرهای اصلی تحقیق

1-8-1) هوش هیجانی 

پنج مولفه در نظر گرفته شده برای هوش هیجانی که با طیف پنج درجه­ای لیکرت در مقیاس فاصله­ای (از1= کاملاً مخالف تا 5= کاملاً موافق) و توسط پرسش­نامه ارزیابی شده است عبارتند از:

  • خودآگاهی: آگاهی از عواطف و احساسات خود و توانایی تشخیص و مدیریت آنها (Delewiz- Higgs ,2011).
  • مدیریت بر عواطف: تعادل هیجانی را خودمدیریتی می­نامند. گاهی از خودمدیریتی به معنای كنترل احساسات، عواطف و تكانش­ها یاد می­كنند. خودمدیریتی یك قابلیت زیربنایی است كه در كنترل رفتارهای هیجانی نقش مهمی دارد (Jordan & Troth,2011)
  • همدردی: درك آنچه افراد احساس می كنند، توانایی در نظر گرفتن دیدگاه های دیگران و توسعه حسن تفاهم و هماهنگ با انسا نهای گوناگون به منظور ارتقای كار گروهی (Marthin, 2012).
  • انگیزه: نیروی محركه و سائق ضروری برای كسب موفقیت و نیل به اهداف و نیز مواجهه با چالش ها و ناكامی ها (Delewiz- Higgs,2011).
  • مهارت اجتماعی: در روابط با دیگران، به خوبی كنار آمدن با عواطف خود و دیگران، فهم دقیق موقعیت‎ها و شبك ههای اجتماعی، مهارت خوب گوش كردن و خوب ابراز وجود كردن، حل تضادها و تعارض ها و استفاده از این مهار تها برای متقاعدسازی رهبری و مدیریت(Marthin, 2012).

 1-8-2) تعارض

سه بُعد در نظر گرفته شده برای تعارض که با طیف پنج گزینه­ای لیکرت در مقیاس فاصله­ای (1= بسیار کم تا 5= بسیار زیاد) و توسط پرسشنامه ارزیابی شده است عبارتند از:

  • سرخوردگی: منع افراد از انجام یک اقدام مطلوب یا دستیابی به اهدافی خاص.
  • تعارض هدف: تقابل مستقیم اهداف منحصر به فرد شخص به­طوریکه رسیدن فرد به یک هدف مانع رسیدنش به اهداف دیگر می­شود.
  • تعارض نقش: ناهمگونی بین ادراک افراد و اجرای نقش با انتظارات (Suliman,2012).

تعداد صفحه :150

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه چالش های بیمه اجباری سازمان تامین اجتماعی و تاثیر آن بر اشتغال

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

دانشگاه آزاد اسلامی واحدکرمانشاه

گروه مدیریت

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی

گرایش بین الملل

عنوان:

چالش های بیمه اجباری سازمان تامین اجتماعی و تاثیر آن بر اشتغال (مطالعه موردی بیمه شدگان شهر دزفول)

بهار 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 چکیده 1

فصلاول:کلیاتپژوهش

1-1مقدمه 3

1-2بیانمسئله 4

1-3اهمیتوضرورتپژوهش 6

1-4اهدافپژوهش 7

1-4-1 هدفاصلی 7

1-4-2 اهداففرعی 8

1-5فرضیه هایپژوهش 8

1-6متغیرهایپژوهش 8

1-7تعریفمتغیرها 9

1-7-1 تعاریفمفهومیمتغیرها 9

1-7-2 تعاریفعملیاتیمتغیرها 12

1-8قلمروپژوهش 14

1-8-1 قلمروموضوعیپژوهش 14

1-8-2 قلمرومکانیپژوهش 14

1-8-3 قلمروززمانیپژوهش 14

1-9 مدلمفهومیپژوهش 14

فصلدوم:ادبیاتوپیشینهپژوهش

2-1 چالشهایبیمهاجباریسازمانتامیناجتماعی 16

2-1-1تعریفبیمه 16

2-1-2 عناصرتشكیلدهندهبیمه 17

2-1-2-1خطر 17

2-1-2-2 حقبیمه 18

2-1-2-3 خسارت 18

2-1-3 انواعبیمه 19

2-1-4بیمهمسئولیت 20

2-1-5 بیمه هایاجتماعیوشخصی 21

2-1-6تفاوتبیمه‌هایاجتماعیبابیمه‌هایبازرگانی 22

2-1-7 سهماتکاییاجباریبیمه‌هایزندگیچراییواثرات 23

2-1-8 بیمهاتکاییاجباریچیست؟ 24

2-1-9بیمهخدماتدرمانی 28

2-1-10 بیمهبازنشستگی 28

2-1-11 بیمه،وجهکاربردیتأمیناجتماعی 29

2-2 اشتغال 30

2-2-1تعریفاشتغال 30

2-2-2 تعریفبیکاری 31

2-2-3 انواعبیکاری 33

2-2-4 نرخبیکاریواشتغالدرایران 35

2-2-5 مقایسهتغییراتنرخبیکاریواشتغالدرکشورهایجهان 37

2-2-6. عللوعواملموثربرکاهشاشتغالوایجادبیکاری 39

2-2-7. پیامدهایبیکاری 44

2-2-7-1 ناامنیملی 44

2-2-7-2 فقروناهنجاریهایروانی 45

2-2-7-3 خرابکاری،بزهکاریوروسپیگری 45

2-2-7-4 قاچاقموادمخدر 46

2-2-8 اولویتهایایجاداشتغال 46

2-3 پیشینهپژوهش 51

2-3-1 پیشینهداخلیپژوهش 51

2-3-2 پیشینهخارجیپژوهش 53

فصلسوم:روشپژوهش

56

3-1 مقدمه 57

3-2- نوعروشپژوهش 57

3-3- جامعهآماری 58

3-4 حجمنمونهوشیوهنمونه‌گیری 58

3-5 روشجمع‌آوریداده‌ها 59

3-6 ابزارجمع‌آوریداده‌ها 59

3-7 رواییوپایاییابزارپژوهش 61

3-8 شیوهتحلیلداده‌ها 62

فصلچهارم:یافتههایپژوهش

63

4-1 مقدمه 64

4-2 شاخصهایتوصیفیمتغیرهایاصلیپژوهش 64

4-3 داده هایاستنباطی 71

فصلپنجم:بحثونتیجهگیری

5-1 مقدمه 90

5-2 بحثونتیجهگیری 90

5-3 پیشنهادهایپژوهش (پیشنهادبرایمحققانآینده) 99

5-4 محدودیتهایپژوهش 99

5-4-1  محدودیتهایدراختیارپژوهشگر 99

5-4-2 محدودیتهایخارجازاختیارپژوهشگر 100

منابعفارسی 101

منابعانگلیسی 105

چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی چالش های بیمه اجباری سازمان تامین اجتماعی و تاثیر آن بر اشتغال (مطالعه موردی بیمه شدگان شهر دزفول) بود. به این منظور تعداد 379 نفر از بیمه شدگان بیه اجبایر شهر دزفول با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسش نامه چالش های بیمه اجباری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss  و  Amosاستفاده گردید. نتایج نشان دادکه فقدان مرکز فعال و موثر برای مطالعات، دخالت های بیش از حد دولت، برداشت های سلیقه ای از بیمه اجباری،بی توجهی به تامین اجتماعی، ناپایداری بر سیاست های اجتماعی و اعمال سیاست های سلیقه ای مدیران بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.

کلید واژه ها: بیمه اجباری، اشتغال، چالش های بیمه اجباری

1-1مقدمه

امروز کشور ما تشنه فعالیت اقتصادی سالم وایجاد اشتغال برای جوانان وسرمایه گذاری مطمئن است واین همه به فضائی  نیازمند است که در آن سرمایه گذار و صنعتگر و عنصر فعال در کشاورزی ومبتکرعلمی و جوینده کار و همه قشرها از صحت وسلامت ارتباطات حکومتی و امانت و صداقت متصدیان امور مالی و اقتصادی مطمئن بوده واحساس امنیت و آرامش کنند. مقوله امنیت بویزه امنیت اقتصادی از مباحث بسیار مهم وحساس است که نمی توان یک شبه وبا تصویب یک طرح یا لایحه به آن دست یافت بلکه این پدیده انعکاسی است از رفتار های مختلف سیاسی, اقتصادی ,نظامی ,فرهنگی و اجتماعی آحاد مردم و مسئولان از این رو باید شرایط کشور را در طول زمان به گونه ای تغییر داد و رفتار های اجتماعی را در عرصه های مختلف به گونه ای تعریف کرد که در نهایت هر چیزی در جایگاه واقعی خود قرار  گیرد و با طبیعت آن منطبق گردد واین مستلزم تلاش گسترده همه اقشار و آحاد جامعه و حکومت است(اورنگی، هاشم زاده و بهره دار، 1389، 51). و بیمه های اجباری در راستای این مهم از مهمترین روشها وابزارهای علمی موجود تلقی می گردند. در مجموعه حاضر ضمن ارائه اطلاعاتی در خصوص بیمه, انواع آن وجایگاه قانونی وعرفی بیمه های مسئولیت, اشاره ای به اثرات اقتصادی و اجتماعی آن خواهد شد (اقدانی باهنر، نجارپوراستادی و لیوارجانی، 1392، 36).

اساس بیمه ریسک است. وجود ریسک بر عملکرد عامل و بنگاه های اقتصادی تاثیر می گذارد از این رو به تخصیص بهینه منابع و توسعه اقتصادی کشور ها محدودیتهایی تحمیل می کند. ریسک وجه مشترک تصمیاتی است که انسانها می گیرند. بنابراین علاوه بر اینکه در آمد و اموال هر عامل و بنگاه اقتصادی با توجه به ریسکهای موجود ممکن است در معرض خطر باشد,عملا با حوادثی روبرو می شود که به علت خسارت وارده بر اموال یا لطمات شخصی به دیگران، قانونا مسئول خواهد بود (ایزدی، 1390، 41). تعیین نوع و میزان خسارتهایی که خواهان متحمل شده اغلب دشوار است ودر بعضی موارد حتی غیر قابل جبران خواهد بود. لذا اگر عامل یا بنگاه اقتصادی به تنهایی بخواهد با حوادث و خطرات ناشی از آنها مقابله کند، عملا از دور رقابت خارج شده و امکان بقاء نخواهد داشت. در اینجاست که نقش روز افزون و غیر قابل انکار بیمه در ثبات فعالیتهای اقتصادی آشکار می شود.مسئله ای که در این تحقیق به آن پرداخته می شود(آقا محمدیان، 1380، 68).

1-2بیان مسئله

خود واژه بیمه به معنی حفظ و نگهداری در برابر حوادث و خطرات معنا شده است و همچنین در علم اقتصاد، بیمه را چنین تعریف کرده اند: قراردادی است که براساس آن، بیمه گزار در مقابل پرداخت مبالغ معینی به بیمه گر، دارایی خود را در مقابل حوادث پیش بینی نشده بیمه می کند و بیمه گر هم تعهد می نماید، در صورت بروز حادثه، بخشی یا تمامی مبلغ مورد ادعای بیمه گزار را براساس قرارداد اولیه بین طرفین، به وی پرداخت کند (آوالیا[1]، 2013، 308).

اما در بیمه، به دو بخش عمومی و خصوصی و به عبارت دیگر، اجتماعی و شخصی تقسیم می گردد. در بیمه های اجتماعی، کوشش بر آن است که از خطرات اجتماعی و مخارجی که متوجه افراد معینی از طبقات کم درآمد است جلوگیری نموده و خسارت آنان جبران شود. برخلاف بیمه های شخصی که شرط استفاده از تسهیلات خدماتی و حمایتی، پرداخت سهم و قبول مشارکت در صندوق یا قرارداد بیمه است. در بیمه های اجتماعی، دولت از بودجه های عمومی، هزینه های خدماتی را تأمین می کند و چون ارائه خدمات رایگان است، سرمایه های هزینه شده، بازگشت ندارد، ولی در بیمه های خصوصی، هم سرمایه از آن اعضا و مشترکان است و هم وجوه به دست آمده میان سهام داران توزیع می گردد (آلسینا و پروتی[2]، 2012). قالب اصلی بیمه های اجتماعی، بیمه های اجباری است که در ذیل روابط کار فرما ، کارگر و دولت شکل می گیرد و ساز و کار های آن به نحوی است که تعارض چندانی در مؤلفه های این بیمه مشاهده نمی شود و معمولاً به این صورت است که حق بیمه به تناسب و به طور معمول از سوی کار فرما و کارگر و نیز دولت پرداخت می شود و این پرداخت به نحوی است که کارگر در ان دخالت چندانی ندارد ، زیرا سهم اصلی از سوی کار فرما،  با سهم کمتر کارگر هر ماه قبل از پرداخت مزد و حقوق کسر و به حساب صندوق بیمه واریز می شود  و این مبالغ متناسب با دستمزد دریافتی است (آناند و کانبور[3]، 2014، 28).

این در حالی است که  بیمه های اجباری برای سازمان تامین اجتماعی از جهات مختلف به یکی از معضلات جدی تبدیل شده است و چالش های بسیاری را برای این سازمان به همراه داشته است. در جوامع صنعتی و پیشرفته، این بیمه ها به عنوان یکی از عناصر هویتی دولت های رفاه شناخته می شود که با کاهش رشد، ابعاد این بیمه ها کم کم مورد پرسش قرار گرفته، و از طرفی مردم در جوامع رو به توسعه نیز  به صورت روز افزون در پی تقاضا برای بیمه های اجباری و کسب آرامش خاطر نسبت به آینده  خود هستند و در حالی که دولت ها و سازمان تامین اجتماعی در پاسخ گویی مطلوب به این تقاضا دچار مشکل شده است (کامپانو و سالواتور[4]، 2013، 270).

کاین[5](2014، 29)در پژوهشی به بررسی رابطه رشد بهره وری ، افزایش نا برابری درآمد ، و بیمه اجتماعی در کشور پرداخت و بیان نمود، هنگامی که سطح بیمه اجتماعی کاهش می یابد، نرخ رشد اقتصادی نیز کاهش می باد و همچنین مطرح نمود که تغییرات بزرگ در سطح بیمه ممکن است، تغییر کمی را در نابرابری درآمد ایجاد کند و لذا معتقد است که بیمه اجتماعی به خودی خود ممکن است، ابزار مؤثری برای کاهش نا برابری نباشد.  از طرف دیگر در ایران به دلیل افزایش روز افزون بیکاری و کاهش اشتغال، افراد بیشتر در پی بهره مندی از این نوع بیمه ها برمی آیند. و این سئوال مطرح می شود که آیا این نوع بیمه ها با اشتغال ارتباط دارند و اینکه چالش های بیمه های اجباری در سازمان اجتماعی کدام هستند و پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به این دسته از سئوالات است.

1-3اهمیت و ضرورت پژوهش

کاهش نرخ اشتغال ، نابرابری بالا در توزیع درآمد و رشد روز افزون آمار بیکاری باعث ایجاد شکاف بیشتر در طبقات جامعه و گسترش فقر می شود. طبیعتا بیکاری و کاهش نرخ  اشتغال مسائل بسیاری را برای جوامع درگیر این معضل به همراه دارد (محمدی، 1392). کشور هایی مانند کشور ایران درگیر درصد بالایی از بیکاری در بین جوانان است و این در حالی است که مقوله های اشتغال و بیكاری، اثرات، تبعات و پیامدهای اقتصادی بسیاری را از خود برجای می گذارند (جعفری و ابراهیمی، 1392). مسائل و مشخصه های جمعیت و نیروی كار در ایران حكایت ازجوان بودن جمعیت، نرخ بالای رشد جمعیت فعال، نرخ بالای بیكاری، كم كاری و بیكاری پنهان،  و کاهش نرخ اشتغال در سالهای اخیر است. ایران جوانان تحصیل کرده بسیاری وجود دارند که علیرغم تحصیلات بالا بیکار هستند و بیکاری و کاهش نرخ اشتغال طبیعتا خود منجربه مسائل و مشکلات بسیاری برای جامعه خواهد شد از این روسیاست گذاران برای رسیدن به هدف کاهش نرخ بیکاری و ایجاد اشتغال، راهکارهای بسیاری را مد نظر قرار داده اند و از ابزار های بسیاری برای این هدف استفاده کرده اند که یکی از این ابزار ها بیمه های اجباری است و اعتقاد سایست گذاران بر این است که بیمه ها که شامل بیمه بیکاری ، بیمه بازنشستگی ، بیمه عمر و بیمه های اجباری می باشند ، می توانند در توزیع مناسب درآمد ها و امکانات نقش مؤثری داشته باشند. و به تبع این نقش، بتوانند میزان اشتغال را افزایش دهند. توجه به بیمه های اجباری به عنوان یکی از ابزارها برای ایجاد اشتغال، چالش های بسیاری را پیش روی سازمان های تامین اجتماعی قرار می دهد و واضح است که شناسایی این چالش ها یکی از ضرورت ها محسوب می شود. این در حالی است که در خصوص موضوع پژوهشی حاضر تا به حال در ایران هیچ گونه پژوهشی صورت نگرفته است، بنابراین با توجه به مطالب بیان شده، اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر احساس می شود.

1-4اهداف پژوهش

1-4-1 هدف اصلی

بررسی تاثیر چالش های بیمه سازمان تامین اجتماعی بر اشتغال.

1-4-2 اهداف فرعی

  1. بررسی تاثیر فقدان مرکز فعال و موثر برای مطالعات بر اشتغال.
  2. بررسی تاثیر دخالت های بیش از حد دولت بر اشتغال.
  3. بررسی تاثیر برداشت های سلیقه ای بر اشتغال.
  4. بررسی تاثیر بی توجهی به تامین اجتماعی از سوی سیاستمدارن بر اشتغال.
  5. بررسی تاثیر ناپایداری در سیاست اجتماعی بر اشتغال.
  6. بررسی تاثیر اعمال سیاست های سلیقه ای مدیران بر اشتغال.

1-5فرضیه های پژوهش

  1. فقدان مرکز فعال و موثر برای مطالعات بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.
  2. دخالت های بیش از حد دولت بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.
  3. برداشت های سلیقه ای بر اشتغال تاثیر مثبت منفی دارد.
  4. بی توجهی به تامین اجتماعی از سوی سیاستمدارن بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.
  5. ناپایداری در سیاست اجتماعی بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.
  6. اعمال سیاست های سلیقه ای مدیران بر اشتغال تاثیر منفی معنادار دارد.

1-6متغیرهای پژوهش

متغیر ملاک: اشتغال

متغری پیش بین: چالش های بیمه اجباری

1-7تعریف متغیرها

1-7-1 تعاریف مفهومی متغیرها

بیمه

سازوکاری است که طی آن یک بیمه‌گر، بنا به ملاحظاتی تعهد می‌کند که زیان احتمالی یک بیمه‌گذار را در صورت وقوع یک حادثه در یک دوره زمانی خاص، جبران نماید و یا خدمات مشخصی را به وی ارائه دهد. بنابراین، بیمه یکی از روش های مقابله با ریسک است (نوبخت، 1392، 42).

بیمه اجباری

قالب اصلی بیمه های اجتماعی، بیمه های اجباری است که در ذیل روابط کار فرما ، کارگر و دولت شکل می گیرد و ساز و کار های آن به نحوی است که تعارض چندانی در مؤلفه های این بیمه مشاهده نمی شود و معمولاً به این صورت است که حق بیمه به تناسب و به طور معمول از سوی کار فرما و کارگر و نیز دولت پرداخت می شود و این پرداخت به نحوی است که کارگر در ان دخالت چندانی ندارد ، زیرا سهم اصلی از سوی کار فرما ، با سهم کمتر کارگر هر ماه قبل از پرداخت مزد و حقوق کسر و به حساب صندوق بیمه واریز می شود . و این مبالغ متناسب با دستمزد دریافتی است (آناند و کانبور، 2014، 28).

فقدان مرکز فعال و موثر برای مطالعات

حذف مؤسسه عالی پژوهش تأمین‌اجتماعی و تضعیف جدی برنامه‌ریزی مبتنی بر تحقیقات علمی و کار کارشناسی در سازمان تأمین‌اجتماعی در ادوار گذشته، باعث از میان رفتن تصویری دقیق و علمی از وضعیت فعلی این سازمان و چالشهای آن در آینده شده است و امکان برنامه ریزی علمی و مبتنی بر آمار را از مدیران این سازمان سلب کرده است. همچنین به دلیل نبود آمار صحیح، امکان دخالت و تاثیرگذاری معادلات بیمه ای و آکچوئری در تصمیمات کلان مقدور نیست (مولایی، 1392، 23).

دخالت و تاثیرات دولت

دخالت دولت بعداز تأسیس وزارت رفاه و تأمین‌اجتماعی برخلاف نیات خوب طراحان آن به تدریج و برخلاف روح این قانون افزایش یافتو درسال‌های اخیر با تغییرات پیاپی مدیریتی آشکارا تشدید شد. طی 8 سال گذشته در حوزه رفاه و تأمین‌ اجتماعی شاهد افزایش دخالتهای دولت بوده ایم. برای پویایی حوزه تأمین‌اجتماعی وکاهش دخالت در این حوزه باید اساسنامه سازمان تأمین‌اجتماعی بازنگری شود و با تشکیل شورای عالی تأمین‌ اجتماعی و رعایت اصل سه جانبه‌گرایی (با مشارکت بیمه‌شدگان، کارفرمایان و نهاد دولت) مسیر نادرست فعلی اصلاح گردد. عدم اجرای صحیح قانون ساختار نظام جامع تامین اجتماعی باعث دخالت دولت در جابه جایی چندین باره مدیر عامل و اعضای هیات مدیره به وفور شده است(احمدی، 1393، 28).

تعداد صفحه :140

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه تعیین رابطه میان هوش فرهنگی و استراتژی مدیریت تعارض

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده علوم انسانی ، گروه مدیریت بازرگانی

پایان نامه تحصیلی برای دریافت درجه كارشناسی ارشد”M.A.”مدیریت بازرگانی« گرایش مدیریت مالی»

عنوان:

تعیین رابطه میان هوش فرهنگی و استراتژی مدیریت تعارض

مطالعه موردی شرکت پالایش نفت کرمانشاه

 

تابستان1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

چکیده ……………………………………………………………………………………….. 1

فصل اول کلیات ……………………………………………………………………………….2

مقدمه ………………………………………………………………………………………….3

بیان مساله …………………………………………………………………………………… 4

اهمیت و ضرورت پژوهش …………………………………………………………………. 6

چارچوب نظری تحقیق ………………………………………………………………………. 7

جدول( 1-1) نظریات دانشمندان مختلف درباره ابعاد مختلف هوش فرهنگی …………… 9

جدول )1-2) نظریات دانشمندان مختلف درباره ابعاد مختلف استراتژی های مدیریت تعارض …….. 10

مدل مفهومی پژوهش ……………………………………………………………………… 10

نمودار (1-1): مدل مفهومی تحقیق ……………………………………………………… 10

اهداف تحقیق ………………………………………………………………………………. 11

هدف اصلی …………………………………………………………………………………. 11

اهداف فرعی ……………………………………………………………………………….. 11

1-6-سوالات تحقیق ……………………………………………………………………….. 11

سوال اصلی پژوهش ………………………………………………………………………. 11

سوالات فرعی ……………………………………………………………………………… 11

1-7- فرضیه های تحقیق ………………………………………………………………….. 12

فرضیه اصلی پژوهش ………………. ……… …………………………………………… 12

فرضیه فرعی …………. …………………………………………………………………… 12

1-8-تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها ……… ………………………………………….. 12

تعاریف نظری متغییر ها …………………. ………………………………………………. 12

تعریف عملیاتی متغییر ها …………………………………………………………………. 13

فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق ……….. ……………………………………….. 15

2-1- مقدمه ……………….. …… ……………………………………………………….. 16

تعارض………………………………………………………………………………………. 17

تعریف تعارض ……… ……… ……………………………………………………………. 18

دیدگاه های فلسفی به تعارض …………….. …………………………………………….. 20

دیدگاه سنتی ………………………………………………………………………………… 20

دیدگاه روابط انسانی ……………………………………………………………………….. 20

دیدگاه تعامل گرایان ………………………………………………………………………… 20

جدول(2-1): سه دیدگاه پیرامون تعارض(رابینز، 1384: 387) ……………………… 21

نمودار(2-1): مدل تعارض- بقا (رابینز، 1381: 359) ……….………………..…….. 21

ویژگی تعارض ……………………………………………………………………………… 21

طرفهای درگیر ………. …… …………………………………………………………….. 21

ناکامی ……………… ……………………………. ……………………………………… 22

تعارض به عنوان پدیده عینی و ذهنی …….. …………………………………………… 22

تعارض به عنوان یک فرآنید ارتباطی …………………………………………………… 22

درک تعارض ………………………………………………………………………………. 22

حالات انفعالی ……………………………………………………………………………… 22

پویایی و مسری بودن تعارض ……….. ………………………………………………… 23

ابعاد تعارض ………………………………………………………………………………. 23

گوردن ابعاد زیر را برای تعارض برشمرده است ………………………………………. 23

موقعیت های تعارضی …………………………………………………………………….. 24

جدول(2-2): موقعیت های تعارض(دیویس و دیگران، 1370؛ 330)………………… 25

فرآیندهای تعارض …….. ………………………………………………………………… 25

فرآیند تعارض از دیدگاه پوندی ………………………………………………………….. 25

تعارض پنهان ……………….…………………………………………………………….. 25

تعارض ادراک شده ……………………………………………………………….………. 26

تعارض احساس شده ……………………………………………………………….…….. 26

تعارض افشا شده ……….………………………………………………….…………….. 26

عواقب تعارض …………………………………. ………………………..……………… 26

نمودار(2-2): فرآیند تعارض از دیدگاه پوندی(رضائیان، 1382 :237-229) ………. 27

فرآیند تعارض از دیدگاه رحیم ……………………………………………………………. 27

نمودار(2-3): مدل تعارض رحیم(مشبکی، 1376 : 132) ……………………………. 28

فرایند تعارض از دیدگاه رابینز ……………………………………………………………. 29

نمودار (2-4): مدل فرآیند تعارض .……………………………………………..……….. 29

انواع تعارض ……………………………………………………………………………….. 30

تعارض بنیادین ……………………………………………………………………………… 30

انواع تعارض بینادین عبارتند از …….……………………………………………….…… 30

تعارض در هدف ……………………………………………………………………………. 30

تعارض رویدادی ………..………………………………………………….………………. 30

تعارض شناختی ………..…………………………………………………..………………. 30

تعارض احساسی/ عاطفی ………………………………………………………………….. 30

جدول(2-3): انواع تعارض(رضائیان، 1382: 305-299) ……..……………………. 31

سطوح تعارض ……………..………………………………………………….…………… 31

دسته بندی های تعارض…………………………………………………………………….. 32

تعارض دورن فردی ………………………………………………………………………… 32

تعارض میان فردی…………………………………………………………………………. 33

این نوع تعارض به دو دسته تقسیم می شود ……..…………………………………….. 33

تعارض درون گروهی ……………………………………………………………………… 33

تعارض در سطح سازمان …………………………………………………………………. 34

تعارض سازمانی به انواع زیر تقسیم می شود .…………………………………………. 34

مراحل تعارض .……………………………………………………………………….……. 37

نمودار(2-5): مراحل تعارض(277: 1999، Gordon) ……..……………………… 37

نمودار ذیل علل بروز تعارض در سازمان ها را نشان می دهد …………………………. 41

نمودار(2-6): فهرست علل بروز تعارض در سازمان (حقیقی، 1380: 364) ………. 41

عوامل فردی ………………………………………………………………………………… 42

عوامل سازمانی …………………………………………………………………………….. 43

نمودار ذیل عوامل ایجاد کننده تعارض در سازمان را نشان می دهد ……………..…….. 45

نمودار(2-7): عوامل ایجاد تعارض در سازمان (حقیقی، 1380: 368) ……………… 45

مدیرت تعارض………………………………………………………………………………. 45

نمودار ذیل نتایج واکنش مدیران و مرئوسین در مقابل تعارض را نشان می دهد……… 47

نمودار(2-8): نتایج واکنش مدیران در مقابل تعارض (گریفین، 1383: 333) ……… 47

نمودار(2-9): استراتژی های مدیریت تعارض(توماس،1976 به نقل از کرامتی و همکاران، 1388: 99) ………… 48

استراتژی سازگاری ……………………………………………………………………….. 48

استراتژی همکاری ………………………………………………………………………… 49

استراتژی اجتناب ………………………………………………………………………….. 50

استراتژی مصالحه …………………………………………………………………………. 50

استراتژی رقابت ……………………………………………………………………………. 51

تحریک تعارض …………………………………………………………………………….. 51

شیوه های رفع تعارض …………………………………………………………………….. 52

رابطه هوش فرهنگی و مدیریت تعارض …………………………………………………. 54

هوش فرهنگی، مفاهیم و تعاریف …………… ………………………………………….. 56

مؤلفه­ های تشكیل دهنده هوش فرهنگی …………. ……………………………………… 60

مؤلفه فرا شناختی هوش فرهنگی ………… …………………………………………….. 60

مؤلفه شناختی هوش فرهنگی ……………………………………………………………… 61

مؤلفه انگیزشی هوش فرهنگی…………………………………………………………….. 61

مؤلفه رفتاری هوش فرهنگی ……………………………………………………………… 61

نظریه توماس و اینگسون در باره هوش فرهنگی ………………………………………. 62

مؤلفه های مؤثر در افزایش هوش فرهنگی ………………………………………………. 63

هوش فرهنگی زیر بنای سازگاری اجتماعی ……………………………………………… 64

استفاده از هوش فرهنگی …………………………………………………………………. 67

آموزش هوش فرهنگی ……………………………………………………………………. 68

توسعه هوش فرهنگی ……………………………………………………………………… 70

نگرش چهار عاملی هوش فرهنگی ….. …………………………………………………. 71

انواع شخصیت­ها در هوش فرهنگی ……………………………………………………… 72

رابطه هوش فرهنگی با سایر انواع هوش ………. …………………………………….. 73

رشد هوش فرهنگی مدیران ……………………………………………………………….. 74

هوش فرهنگی در مدیریت منابع انسانی …………………………………………………. 75

تقویت هوش فرهنگی ……………………………………………………………………… 75

الگوی مراحل شش گانه ارلی و موساکوفسکی …………………………………………. 76

الگوی قواعد مشاركت توماس و اینكسون ………………………………………………. 77

الگوی حلقه­های سه گانه یاووك وهمكاران ……………………………………………… 79

ارزیابی هوش فرهنگی ………………… ……………………………………………….. 79

نهادینه كردن هوش فرهنگی در سازمان ……………………………………………….. 80

2-37-پیشینه تحقیق ……………………. ………………………………………………. 81

تحقیقات داخلی ………………………. ………………………………………………….. 81

تحقیقات خارجی …………………………………………………………………………… 86

فرضیه اصلی پژوهش ………… …………………………………………………………… 89

فرضیه فرعی ………………………………………… ……………………………………. 89

نمودار (1-1): مدل مفهومی تحقیق ………. …………………………………………….. 89

فصل سوم روش شناسی تحقیق …………………………………………………………… 90

مقدمه ………………………………………………………………………………………… 91

روش تحقیق ………………………………………………………………………………… 91

جامعه و نمونه آماری  ……………………………………………………………………… 92

ابزار جمع آوری اطلاعات ………………………………………………………………….. 93

جدول (3-1): مؤلفه ها، متغیر ها و سؤالات مربوط به مؤلفه های تحقیق ………………95

تجزیه و تحلیل داده ها ……………………………………………………………………… 95

جدول(3-2) : مقیاس فاصله‌ای پنج­تایی و عناوین ما به ازای آن‌ها در پرسشنامه‌های تحقیق ……… 96

آمار توصیفی ………………………………………………………………………………… 96

آمار استنباطی ……. ………………………………………………………………………… 96

مدل عاملی تاییدی مرتبه اول …. ………………………………………………………….. 96

آزمون کلموگروف اسمیرونوف …. ……………………………………..………………… 97

ضریب همبستگی …………….…………………………………………………….……….. 97

روایی و پایایی ………………………………………………………………………………. 97

جدول(3-3): ضریب آلفای کرونباخ مولفه های استراتژی های مدیریت تعارض ……… 98

جدول(3-4): ضریب آلفای کرونباخ مولفه هوش فرهنگی ……………………………… 98

فصل چهارم (تجزیه و تحلیل آماری) قسمت اول: آمار توصیفی ……………………… 100

جدول آمار توصیفی شماره 4-1  …………… …………………………………………. 101

جدول آمار توصیفی شماره 4-2  ………. ……………………………………………… 102

جدول آمار توصیفی شماره 4-3  …….. ……………………………………………….. 103

جدول آمار توصیفی شماره 4-4  …………. …………………………………………… 104

جدول آمار توصیفی شماره 4-5  ………………. ……………………………………… 105

جدول آمار توصیفی شماره 4-6  ……………………………………………………….. 106

جدول آمار توصیفی شماره 4-7 ………………………………………………………… 106

قسمت دوم: آمار استنباطی ………………………………………………………………. 107

جدول آمار استنباطی شماره 4-8 ……………………………………………………….. 108

جدول آمار استنباطی شماره 4-9  ………………………………………………………. 108

جدول شماره 1-10 ………………………………………………………………………. 109

جدول شماره 4-11 ………………………………………………………………………. 110

جدول آزمون ضریب همبستگی پیرسون .……………………..……………………….. 110

جدول شماره 4-12 ……… ……………………………………………………………… 111

جدول آزمون ضریب همبستگی پیرسون …..……………………….………………….. 111

جدول شماره 4-13 ………………………………………………………………………. 112

جدول آزمون ضریب همبستگی پیرسون …….………………………..……………….. 112

جدول شماره 4-15 ………………………………………………………………………. 113

جدول آزمون ضریب همبستگی پیرسون ….………………………..…………………… 113

جدول شماره 4-16 ………………. …………………………………………………….. 114

جدول آزمون ضریب همبستگی پیرسون ……..…………………………………………. 114

5 متغیر مطرح شده در پژوهش ……… ………………………………………………… 115

فصل پنجم (بحث، تفسیر و نتیجه گیری) ………… …………………………………….. 119

نتیجه گیری جمع بندی یافته های پژوهش نتایج آمار توصیفی………………………… 120

نتایج آمار استنباطی ………….. …………………………. …………………………….. 120

نتیجه فرضیه اصلی اول ………………………………………………………………….. 121

نتیجه فرضیه فرعی 1-1 ………… ……………………………………………………… 121

نتیجه فرضیه فرعی 1-2  …………. ……………………………………………………. 122

نتیجه فرضیه فرعی 1-3  ………………………………………………………………… 122

نتیجه فرضیه فرعی 1-4  ………………………………………………………………… 122

نتیجه فرضیه فرعی 1-5  ………………………………………………………………… 123

مقایسه نتایج با یافته های دیگران ………………………………………………………. 123

محدودیت های پژوهش …………………………………………………………………… 124

پیشنهادات کاربردی ……………………………………………………………………….. 125

پیشنهاد برای پژوهش های آتی ………………………………………………………….. 127

منابع فارسی ………………………………………………………………………………. 128

منابع لاتین …………………………………………………………………………………. 130

پرسشنامه …………..……………………………………………………………………… 134

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین هوش فرهنگی مدیران و استراتژی های مدیریت تعارض به کارگرفته شده از سوی آنها در بین مدیران  طراحی شده است. جامعه آماری مورد تحقیق در این پژوهش کلیه مدیران و کارکنان اداری شرکت پالایش نفت کرمانشاه است ،نمونه ی پژوهش شامل 110نفر بوده که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده است. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه هوش فرهنگی  «مدل ویلیام اچ. پراد» که پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ بالای 7/0 به دست آمد و پرسشنامه مدیریت تعارض « لایل ساسمن وسم دیپ » که پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ بالای 7/0 به دست آمد استفاده شده است. روایی پرسشنامه نیز با بهره گرفتن از روایی محتوی توسط صاحب نظران و استاد راهنما تایید شد. برای آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون همبستگی استفاده شدو نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین ابعاد هوش فرهنگی و استراتژی های مدیریت تعارض رابطه مثبت و معناداری وجود داردو بنابراین همه فرضیه ها تایید شدند.

واژگان کلیدی : هوش فرهنگی ، استراتژی، مدیریت تعارض ، آزمون همبستگی

1-1-مقدمه:

هیچ سازمان کارآمدی ایستا نیست. تغییر در همه ی سازمان ها روی می دهد و تعارض[1] در همه ی رده های سازمانی پدید می آید. مدیران باید مهارت حل و فصل تغییر و تعارض را کسب کنند نقش های پراهمیت آن ها را در سازمان  بپذیرند و بیاموزند که چگونه اثرات مخرب آنها را به حداقل برسانند و اثرات مثبت آن ها را در ترغیب آفرینندگی و رشد افزایش دهند. به بیان دیگر مدیر باید بتواند تغییر و تعارض را به سود سازمان هدایت کند نه علیه آن.تعارض ما را در مسیر مشاهده و حافظه قرار می دهد. تعارض باعث بروز خلاقیت می شود. ما را از حالت بی تحرک و وابسته به شرایط و محیط دور می سازد و با بروز آن، یا چیزی به دست نمی آوریم یا چاره ای می یابیم.

 تعارض شرط لازم برای تفکر دقیق و استادی در کار است. به جای این که تعارض و بحث را به عنوان مانعی بر سرراه انجام کار تلقی کنیم، آن را اقدامی ضروری و مقدماتی برای انجام هرکار عاقلانه می بینیم. باید به این نکته خاطر نشان کرد که در دنیای متفاوت امروزی نیازمند درک و برقراری ارتباط بیش از پیش با فرهنگ ها[2] و خرده فرهنگ های مختلف از طریق احساسات، عواطف و علایم و نشانه های شفاهی و غیر شفاهی فرهنگ های مختلف و گاهی متمایز هستیم. برقراری ارتباط مناسب بین افراد در محیط های متفاوت کاری، اجتماعی و حتی زندگی شخصی اهمیت بیشتری یافته و نیازمند درک، آموزش و افزایش برخوردهای مناسب است تا انواع روابط بین فردی، گروهی و بین فرهنگی را تسهیل کند و امکان زندگی بهتر افراد با فرهنگ و خرده فرهنگ های متفاوت را در کنار یکدیگر فراهم آورد. پیچیدگی روابط کاری در محیط های چند فرهنگی امروز، افرادی را با ویژگی های مختلف شخصیتی، نیازها، باورها، ارزش ها، انتظارات و ادراکات متفاوت در خود جای داده است ساختارهای اداری و بوروکراسی سازمان که شرایط تنش و مجادله را در محیط های خشک و غیر منعطف کاری به وجود آورده است، مدیریت تعارض رابه یکی از بزرگترین موضوعات مدیران در قرن حاضرتبدیل کرده است. آثار و نتایج متفاوتی که از تعارض ها در محیط های مختلف ایجاد می شود دو جنبه  مثبت و منفی از تعارض را معرفی می کند. و این هنر مدیران است که بتوانند  تعارض های محیط های محیط کار را به شکلی مؤثر مدیریت کنند تا آثار مخرب آن به حداقل برسد و آثار مثبت آن راه گشایی مشکلات سازمان گردد تا در محیط های چند فرهنگی با افراد که از فرهنگ های مختلف فعالیت می کنند ارتباط کارآمد و سازنده برقرار شود و از وجود این فرهنگ ها و تعارض های مختلف به نفع سازمان استفاده مناسبی به عمل آورند. بنابراین وجود اختلاف فرهنگی می تواند در بین افراد باعث بروز تعارض گردد. برای مدیریت مناسب تعارض ها لازم است تا افراد نسبت به هوش فرهنگی[3] شناخت و آگاهی کافی داشته باشند و در موقعیت های مختلف به صورتی مناسب عمل نمایند تا محیط های مختلف کاری را با کمترین تعارض منفی مواجه سازند و آثار مثبت تعارض ها را در محیط های چند فرهنگی به ارمغان آورند.

1-2-بیان مساله:

جهانی شدن شیوه های فرهنگی ملل مختلف و تأثیرات آن منجر به افزایش شیوه های زندگی در سطوح فردی، سازمانی و اجتماعی شده است. امروزه جهان به عنوان  یک دهکده کوچک مطرح شده و همواره تعاملات روزانه در جامعه رو به افزایش است. تأثیر فرهنگ بر مدیریت تعارض به وضوح نشان می دهد که فردگرایی یا جمع گرایی یک فرد در حل تعارض به سبک آن فرد بستگی دارد. میزان فرد گرایی یا جمع گرایی هر فرد  از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است که این امر بر استراتژی های تعارض تأثیر گذاشته و آنها را دستخوش تغییرات می کند. (کونتس و کوشال، 2006 :1) اغلب مدیران در جریان کار با موقعیت های تعارض آمیز برخورد داشته اند و این مسئله را در سازمان به گونه ای تجربه کرده اند هر مدیری در مواجهه با تعارض به شیوه ای خاص عمل می کند. مدیری خونسرد از کنار مسئله می گذرد و آن را نادیده می گیرد مدیری دیگر واکنش های شدید از خود بروز می دهد و مدیری دیگر برخورد مسالمت آمیزی را برای حل تعارض در پیش می گیرد (الوانی، 1371: 45) امروزه مدیریت و کنترل تعارض ها در محیط های مختلف کاری اهمیت خاصی پیدا کرده است و کاهش استفاده مناسب از این تعارض ها یکی از  مهم ترین اقدامات مدیران در سطح داخلی و بین المللی است. اهمیت تعارض و ضرورت مدیریت اثر بخش آن باعث شده است که مطالعه تعارض در سازمان مورد علاقه محققان و صاحب نظران مدیریتی و سازمانی قرار گیرد. در این بین، توجه به میزان و نحوۀ ادراک و تعارض در سازمان می تواند به مدیران کمک کند تا شرایطی فراهم آورند که افراد تعارض و تضاد کمتری را تجربه نمایند. (فیاضی، 1388: 36).

در فرهنگ های مختلف و حتی در خرده فرهنگ های درون یک فرهنگ ملی طیف وسیعی از احساسات و عواطف وجود دارد به نحوی که تفاوت در زبان، قومیت، سیاست ها و بسیاری خصوصیات دیگری می تواند به عنوان منابع بالقوه تعارض ظهور کند و در صورت نبودن درک صحیح توسعه روابط کاری مناسب را با مشکل مواجهه سازد (تریا ندیس، 2006 :4) معضلی که در آینده ممکن است زمینه ساز مشکلات بسیار شدید باشد. لذا مدیران ناموفق میتوانند باعث وارد آوردن هزینه های مستقیم و غیر مستقیم اضافی به خود و سازمان هایشان شوند،  هزینه هایی از قبیل بازگشت زودرس از مأموریت، کناره گیری و انفصال از خدمت، تعامل ضعیف در فرهنگ جدید و سطح عملکرد کاری پایین در میان قابلیت های مورد نیاز جهت مقابله با این معضل، هوش فرهنگی مهم ترین ابزاری است که میتواند برای مواجهه با موقیت های چند فرهنگی به کار گرفته شود پالایشگاه نفت کرمانشاه، نیازمند شناخت بهتر فرهنگ های مختلف می باشند تا بتوانند تعارض های حاصل از عدم اشراف و آگاهی نسبت به رفتارها و حرکات همکاران و مشتریان خود را به خوبی شناسایی و مدیریت کنند. با توجه به عواملی همچون وجود مدیران جوان و تازه کار که هر یک از فرهنگ یا خرده فرهنگی متفاوت در یک محیط کاری گردآمده اند، تغییر متعدد مدیریتی در سطوح مختلف، عدم آشنایی مدیران با روش های کاری  و اهداف سازمانهایشان، اولویت بندی برنامه در هر منطقه و غیره در بسیاری از مواقع شرایطی ایجاد می گردد که برقراری ارتباط مؤثر و کارآمد را در بین مدیران و همکاران تحت تأثیر قرار خواهد داد.

همچنین طیف متعدد و متنوع شهروندان، سطوح مختلف شناخت فرهنگی در بین شهروندان، تفاوت های آشکار فرهنگی در هر یک از مناطق مختلف کشور ارتباط بین مدیران و همکاران را با شهروندان و سایرین را تحت تأثیر قرار خواهد داد. فعالیت در چنین شرایطی دو قطب متفاوت از محیط  فرهنگی را برای مدیران در سازمانها به وجود آورده است از یک سو روابط مستمر و سالم مدیران با همکاران و کارمندان خود و از سوی دیگر برقراری ارتباط مؤثر و مناسب با شهروندان و مخاطبین محیطی را پدید می آورد که باعث به وجود آمدن اختلاف نظر بین مدیران و کارمندان  می شود و مدیرانی که نسبت به فرهنگ های مختلف اشراف بهتری دارند،اختلافات رفتاری و فرهنگی را به خوبی شناسایی و مدیریت می کنند و تعارض های موجود در محیط را به نفع سازمان  هدایت می کنند.از آنجایی كه هوش فرهنگی مدیران در شناسایی تعارض و انتخاب استراتژیهای مدیریت تعارض در هنگام بروز تعارض در سازمانهایشان نقش دارد، لذا سوالی كه محقق به دنبال پاسخ گویی به آن می باشد این است که  آیا مدیران و کارمندانی كه دارای هوش فرهنگی بالایی هستند از استراتژی های سازگاری[4] و همكاری[5] استفاده می كنند؟و آیا مدیران و کارمندانی كه دارای هوش فرهنگی پایینی هستند از استراتژی های اجتناب[6] ، مصالحه[7] و رقابت[8] استفاده می كنند؟

1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش:

با توجه به اثر مخرب تعارض و نیز منافع حاصل از آن ، همینطور با عنایت به ویژگیهای ماهیتی تعارض که در بالا به آنها اشاره شد و لحاظ اصل اجتناب ناپذیری وجود تعارض در کارهای گروهی ، مدیریت تعارض و هدایت آن به سمت تحقق دستاوردهای فردی و جمعی بسیار اهمیت داشته و نقشی حیاتی در بهره وری کار گروهی ایفاء می نماید .

مدیریت تعارض عبارتست از فزایند کنترل شایسته تعارضات و تمرکز بر عوامل ایجاد کننده آنها و هدایت آنها به سمت اهداف گروهی و فردی . مدیریت تعارض جزء شایستگیهای رفتاری یک مدیر و رهبر گروه می باشد که از نقشهای میان فردی آنها حکایت می کند . مدیران گروه های کاری و سازمانی بایستی با شناخت عوامل بروز تعارض ، از مهارتهای خود در این زمینه بهره گرفته و ضمن مقابله با آثار مخرب اختلافات و تعارضات بوجود آمده ، از آنها در جهت کمک به بروز خلاقیتهای فردی بهره برداری نمایند .

البته لازم به توضیح است که گاهی گروه باید نگران فقدان تعارض در بین خود باشد ، زیرا این امکان وجود دارد که اعضاء گروه متاثر از عوامل بروز تعارض پنهان به کتمان نظرات خود بپردازند . در واقع فقدان تعارض نشان دهنده رکود در کار گروهی و خو گرفتن اعضاء به رخوت و خمودگیست.تعارضات موجود اگر به حال خود رها شود نه تنها جو گروه و سازمان را متشنج می کند بلکه باعث از بین رفتن فرصتهایی در زمینه بروز خلاقیتهای فردی و گروهی می گردد . بنابراین اهمیت نقش مدیریت تعارض در حل این تعارضات و کنترل مناسب آنها ، بسیار قابل توجه بوده و باید به آن عنایتی ویژه داشت . بخصوص در جامعه ما که بدلایل گوناگون فرهنگی و محیطی ، تعارض پنهان به وفور دیده می شود ، این نقش برجسته تر است .

1-4-چارچوب نظری تحقیق:

مورفی (2002) نشان داد که هوش های چندگانه ای برای موفقیت مدیران مورد نیاز است. این محقق ضمن بیان این نکته که هوش بر ساخته ای چند بعدی است و شامل انواع مختلفی می باشد و در واقع هوش های چندگانه ای برای رهبری مورد نیاز است تقسیم بندی آن ها عبارتست از: الف)هوش شفاهی/ ب)هوش هیجانی/ج)هوش فرهنگی تقسیم کرد. هوش فرهنگی قابلیت فردی برای درک، تفسیر و اقدام اثر بخش در موقعیت هایی است که از تنوع فرهنگی برخوردارند (پیترسون،  2004 :72). هوش فرهنگی دارای 4 مؤلفه شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری است که هر یک از این مؤلفه ها مورد ارزیابی قرار می گیرد و پس از سنجش، میزان هوش فرهنگی افراد به دست می آید که با بررسی سطوح هوش فرهنگی به دست آمده، افراد دارای هوش فرهنگی بالا یا پایین مشخص می شود.

در افزایش هوش فرهنگی برخی ویژگی ها و مشخصات ذاتی و اکتسابی سبب افزایش انگیزه یادگیری می شوند؛ این ویژگی ها عبارتند از: خودآگاهی، خودگشودگی و استواری و سرسختی (میرسپاسی و همکاری، 1386 : 24). یک شخص جسور قادر است بر فشارها و شوک های روحی و روانی غلبه نموده و آن ها را به منزلۀ موقعیت هایی برای رشد و یادگیری تعبیر نماید. تعارض یک واقعیت اجتناب ناپذیر است و در زندگی سازمانی مدیران ناگزیر وجود دارد و مدیران در برابر آنها باید با قدرت بایستند. مهارت های مدیران در برخورد با تعارض یک عامل پیشگویی کننده مهم در مورد میزان موفقیت آنان محسوب می شود(فلسون، 1997 : 378).  با توجه به سیر پیشرفت مکاتب فکری مدیریت در طول سال های اخیر، سه نظریه متفاوت در مورد تعارض در سازمان ها وجود دارد. طبق نظریۀ سنتی تعارض، باید از تعارض دوری جست چرا که کارکردهای زیان باری در درون سازمان خواهد داشت. نظریه روابط انسانی، تعارض را امری طبیعی می داند که در هر سازمان پیامدهای حتمی و مسلمی دارد، که به طور بالقوه نیروی مثبتی را برای کمک به عملکرد سازمان ایجاد می کند  بر اساس سومین نظریه و مهمترین دیدگاه در سال های اخیر (نظریه تعاملی)، تعارض نه تنها می تواند یک نیروی مثبت در سازمان ایجاد کند، بلکه یک ضرورت بدیهی برای فعالیت های سازمان به شمار می آید (رابینز، 2006 :19).

با توجه به اینکه امکان استفاده از فرآیند خاص از جمله پیشگیری ، اجتناب و کاهش و حل تعارض و … در تمام شرایط و موقعیت ها منجر به مدیریت اثر بخش  تعارض نخواهد شد و دستور العمل واحدی را نمی توان برای تمام تعارض ها توصیه نمود، لذا ناگزیر به پذیرفتن وسعت دامنه مدیریت تعارض خواهیم بود. سبکهای مختلف حل تعارض را می توان به دسته های زیرتقسیم کرد:1) سبک اجتناب ، 2) سبک سازش، 3) سبک رقابتی، 4)سبک مصالحه، 5) سبک همکاری که در فصل 2 پایان نامه در مورد آنها، به طور مفصل توضیح داده می شود. هوش فرهنگی نقش پررنگی در محیط های کاری امروزی دارد چرا که تنوع فرهنگی نقش مهمی در بروز اختلاف و پیامدهای ناشی از آن را دارا می باشد. هوش فرهنگی مدیران که در سطح بالا قرار گرفته با سبک مدیریت و تعارضشان رابطۀ معنا داری دارد.

-اهداف تحقیق:

هدف اصلی

بررسی رابطه بین هوش فرهنگی مدیران و استراتژی های مدیریت تعارض

اهداف فرعی

بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و استراتژی اجتناب

بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و استراتژی مصالحه

بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و استراتژی رقابت

بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و استراتژی سازگاری

بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و استراتژی همکاری

 1-6-سوالات تحقیق :

سوال اصلی پژوهش

آیا بین هوش فرهنگی مدیران و استراتژی مدیریت تعارض رابطه معناداری وجود دارد؟

سوالات فرعی

آیا بین هوش فرهنگی و استراتژی اجتناب رابطه معناداری وجود دارد؟

آیا بین هوش فرهنگی و استراتژی مصالحه رابطه معناداری وجود دارد؟

آیا بین هوش فرهنگی و استراتژی رقابت رابطه معناداری وجود دارد؟

آیا بین هوش فرهنگی و استراتژی سازگاری رابطه معناداری وجود دارد؟

آیا بین هوش فرهنگی و استراتژی همکاری رابطه معناداری وجود دارد؟

1-7- فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی پژوهش

بین هوش فرهنگی مدیران و استراتژی مدیریت تعارض رابطه وجود دارد

فرضیه فرعی

بین هوش فرهنگی و استراتژی اجتناب رابطه وجود دارد.

بین هوش فرهنگی و استراتژی مصالحه رابطه وجود دارد.

 بین هوش فرهنگی و استراتژی رقابت رابطه وجود دارد.

 بین هوش فرهنگی و استراتژی سازگاری رابطه وجود دارد.

 بین هوش فرهنگی و استراتژی همکاری رابطه وجود دارد.

1-8-تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها:

تعاریف نظری متغییر ها:

هوش فرهنگی: قابلیت فردی برای درک، تفسیر و اقدام اثر بخش در موقعیت هایی است که تنوع فرهنگی برخوردارند (پیترسون، 2004) هوش فرهنگی دارای 4 مؤلفه شناختی، فراشناختی، انگیزش و رفتاری است

-تعارض: تعارض فرآیندی است که در آن یک طرف احساس می کند طرف دیگر فعالیت هایی انجام می دهد که مانع رسیدن وی به علایق و اهدافش می شود(کونراد و اسکات، 2002 :75 ).

-مدیریت تعارض: عمل شناسایی و اداره تعارض باید شیوه معقول، عادلانه و کاراست (سازمان یواس دی اس، 2002 : 25).

استراتژی های مدیریت تعارض: در واقع استراتژی های مدیریت تعارض همان پاسخ افراد نسبت به موقعیت های تعارض است كه این پاسخ ها در عین حالی كه استمرار دارند، احتمال دارد در موقعیت های مختلف تغییر كنند(سازمان یواس دی اس، 2002 : 25)

استراتژی اجتناب: افرادی که این سبک را انتخاب می کنند خود را درگیر تعارض نمی کنند آن ها نه به خواسته های خود توجهی دارند و نه به خواسته های دیگران توجه دارند. (کانن، 2008 :132).

استراتژی مصالحه: افرادی که این سبک را انتخاب می کنند، از علایق و خواسته های  خواص میگذرند و به دیگران اجازه می دهند به خواسته یشان دست یابند (کانن، 2008 :132).

استراتژی رقابتی: انتخاب این سبک بدین معنی است که یک طرف، علایق و خواسته های خود را مقدم بر دیگران می داند استفاده از چنین سبکی باعث ایجاد وضعیت برنده- بازنده می شود (کانن، 2008 :133).

-استراتژی سازگاری: افرد زمانی از این سبک استفاده می کنند که به دنبال به دست آوردن تمام خواسته ها و علایق خود نیستند. یعنی ارضای برخی نیازهایشان کافی است. در این روش انعطاف پذیری، مبادله و مذاکره جایگاه ویژه ای دارد(کانن، 2008 :133).

استراتژی همکاری: با بهره گرفتن از این سبک، خواسته های هر دو طرف تعارض تأمین می گردد. انتخاب این سبک به افراد کمک می کند تا به گونه ای کنار هم کار کنند که همه برنده باشند. با بهره گرفتن از این سبک، افراد در جستجوی راه حل هایی هستند که با علایق آن ها متناسب باشد و باعث حفظ ارتباطات خوب و مؤثر شود (کانن، 2008 :133).

تعداد صفحه :155

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه تاثیر هوش هیجانی بر عملكرد شغلی كاركنان از طریق رفتار سیاسی در شرکت گاز

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

دانشگاه آزاداسلامی

واحدرشت

دانشکده مدیریت و حسابداری

گروه آموزشی مدیریت دولتی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: مدیریت دولتی   گرایش:منابع انسانی

موضوع

تاثیر هوش هیجانی بر عملكرد شغلی كاركنان از طریق رفتار سیاسی در شرکت گاز استان گیلان

تابستان  1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

عنوان                                                                                                                  صفحه

چکیده   …………………………………………………………………………………………………..

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1)مقدمه   …………………………………………………………………………………………………………………………….  3

1-2)بیان مساله ………………………………………………………………………………………………………………………..   3   

1-3)اهمیت و ضرورت تحقیق  ………………………………………………………………………………………………….  7

1-4)چهارچوب نظری  ……………………………………………………………………………………………………………… 8

1-5)اهداف تحقیق  …………………………………………………………………………………………………………………..  9

1-6)فرضیات تحقیق   ……………………………………………………………………………………………………………….  9

1-7)تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها   ……………………………………………………………………………………   9

1-7-1)متغیر مسقل  ………………………………………………………………………………………………………………….  9

1-7-2)متغیر وابسته   …………………………………………………………………………………………………………….   10

1-7-3)متغیر میانجی   …………………………………………………………………………………………………………….  11

1-8)قلمرو تحقیق   …………………………………………………………………………………………………………………  11

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

بخش اول: عملکرد شغلی

2-1-1)مقدمه  ………………………………………………………………………………………………………………………..  13

2-1-2)عملکرد شغلی   …………………………………………………………………………………………………………… 13

2-1-3)سیر تحول عملکرد شغلی   ……………………………………………………………………………………………. 15

2-1-4)موارد استفاده از عملکرد  ………………………………………………………………………………………………  15

2-1-5)منابع مورد نیاز برای ارزیابی عملکرد شغلی  ……………………………………………………………………  16

2-1-6)اطلاعات مربوط به تولید  ………………………………………………………………………………………………. 16

2-1-7)اطلاعات مربوط به سوابق کارکنان  ……………………………………………………………………………….   17

2-1-8)روش های ارزیابی عملکرد شغلی  ……………………………………………………………………………….   18

2-1-8-1)مقیاس درجه بندی نگاره ای  …………………………………………………………………………………..   18

2-1-8-2)روش مقیاس کارکنان  ……………………………………………………………………………………………..  18

2-1-8-3)مقیاس ها و فهرست رفتاری  …………………………………………………………………………………….  18

بخش دوم: هوش هیجانی

2-2-1)مقدمه  ………………………………………………………………………………………………………………………… 20

2-2-2)تاریخچه هوش هیجانی  ……………………………………………………………………………………………….  20

2-2-3)تعریف هوش هیجانی   ………………………………………………………………………………………………..  21

2-2-4)اهمیت هوش هیجانی   …………………………………………………………………………………………………  22

2-2-5)مدل های هوش هیجانی   ……………………………………………………………………………………………… 24

2-2-5-1)مدل هوش هیجانی ” گلمن ”   …………………………………………………………………………………  24

2-2-5-2)مدل هوش هیجانی ” بار-آن ”   ………………………………………………………………………………..  25

2-2-5-3)مدل : مایر و سالوی”  ………………………………………………………………………………………………  30

2-2-5-4)مدل ” دولویکس و هیگس ”    …………………………………………………………………………………  31

2-2-6)ریکردهای هوش هیجانی   ……………………………………………………………………………………………  32

2-2-6-1)رویکرد توانایی   ……………………………………………………………………………………………………..  32

2-2-6-2)رویکرد مختلط  ………………………………………………………………………………………………………   32

2-2-7)رابطه مدل های هیجانی   ………………………………………………………………………………………………  33

2-2-8)آموزش هوش هیجانی  …………………………………………………………………………………………………. 33 

2-2-8-1)چگونه هوش هیجانی را در خود بالا ببریم؟    …………………………………………………………….  33

2-2-8-2)توسعه هوش هیجانی از طریق پنج مهارت کلیدی    …………………………………………………….  33

2-2-8-3)یادگیری مهارت های کلیدی موثر در هوش هیجانی   …………………………………………………… 34

2-2-8-3-1)مهارت1: به سرعت استرس را کاهش دهید   …………………………………………………………..  34

2-2-8-3-2)مهارت2:آگاهی هیجانی   …………………………………………………………………………………….  34

2-2-8-3-3) مهارت3: ارتباط غیر شفاهی  ………………………………………………………………………………..  35

2-2-8-3-4)مهارت4: نکاتی برای بهبود ارتباط غیر کلامی   ……………………………………………………….. 35

2-2-8-3-5)مهارت5: استفاده از طنز وبازی برای مقابله با چالش ها   …………………………………………… 36

2-2-8-4)مهارت حل و فصل مناقشه مثبت  ………………………………………………………………………………  36 

2-2-9)روش های صحیح اجرای برنامه های آموزشی مثبت  ……………………………………………………….  36

2-2-10)اندازه گیری هوش هیجان  …………………………………………………………………………………………… 37

بخش سوم: رفتار سیاسی

2-3-1)مقدمه  ………………………………………………………………………………………………………………………..  38

2-3-2)تاریخچه رفتار سیاسی   ……………………………………………………………………………………………….  38

2-3-3)تعریف رفتار سیاسی    ………………………………………………………………………………………………..  39

2-3-4)عوامل تاثیر گذار بر رفتار سیاسی  …………………………………………………………………………………  41   

2-3-4-1)عوامل سازمانی   ……………………………………………………………………………………………………..  41

2-3-4-2)عوامل فردی  …………………………………………………………………………………………………………..  41

2-3-4-3)عوامل شغلی   …………………………………………………………………………………………………………  42

2-3-5)ابعاد رفتار سیاسی   ………………………………………………………………………………………………………  42

2-3-5-1)رفتار سیاسی مشروع   ………………………………………………………………………………………………  42

2-3-5-2)رفتار سیاسی نامشروع   …………………………………………………………………………………………….  43

2-3-6)رویکرد های موجود در زمینه رفتار سیاسی   …………………………………………………………………..  43

2-3-7)تعریف حوزه رفتار سیاسی در سازمان  …………………………………………………………………………..  43

2-3-8)رفتار های شایع سیاسی  ……………………………………………………………………………………………….  44

2-3-9)تاکتیک های سیاسی   …………………………………………………………………………………………………..  44

2-3-10) ماهیت رفتار سیاسی  …………………………………………………………………………………………………  45

2-3-11)ظرفیت سیاسی    ……………………………………………………………………………………………………….  45

2-3-12)مهارت سیاسی  ………………………………………………………………………………………………………….  46

2-3-13) دلایلرفتارسیاسی   …………………………………………………………………………………………………  47

2-3-14)مفهوم مهارت سیاسی و رفتار سیاسی   ………………………………………………………………………..   48

بخش چهارم: پیشینه تحقیق

2-4-1)مطالعات انجام شده در ایران و جهان   …………………………………………………………………………..   49

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1)مقدمه  …………………………………………………………………………………………………………………………….. 54

3-2)روش اجرای تحقیق  ………………………………………………………………………………………………………..  54

3-3)جامعه و نمونه آماری  ………………………………………………………………………………………………………  56

3-4)روش نمونه گیری  …………………………………………………………………………………………………………..  55

3-5)حجم نمونه   …………………………………………………………………………………………………………………..  56

3-6)روش و ابزار گردآوری اطلاعات  ………………………………………………………………………………………  56

3-7)روایی و پایایی پرسشنامه  ………………………………………………………………………………………………….. 57

3-7-1)روایی  ……………………………………………………………………………………………………………………….. 57

3-7-2) پایایی  ……………………………………………………………………………………………………………………….. 57

3-8) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات   ………………………………………………………………………………………. 57

فصل چهارم: تجزیه تحلیل داده ها و اطلاعات

4-1)مقدمه  ……………………………………………………………………………………………………………………………  60

4-2)توصیف ویژگی های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان  …………………………………………………………  61

4-2-1)توصیف متغییر جنسیت پاسخ دهندگان  ………………………………………………………………………….  61

4-2-2)توصیف متغییر سن پاسخ دهندگان  ………………………………………………………………………………..  62

4-2-3 )توصیف متغییر وضعیت تاهل پاسخ دهندگان   ……………………………………………………………….  63 

4-2-4) توصیف متغییر میزان تحصیلات پاسخ دهندگان   ……………………………………………………………  64

4-2-5)توصیف متغییر تجربه کاری پاسخ دهندگان  …………………………………………………………………..  65

4-3)توصیف متغییر های تحقیق  ………………………………………………………………………………………………  66

4-3-1)توصیف متغییر مهارت سیاسی  ………………………………………………………………………………………  66

4-3-2)توصیف متغییر عملکرد شغلی  ………………………………………………………………………………………  67

4-3-3)توصیف متغییر هوش هیجانی  ……………………………………………………………………………………….  68

4-4)آزمون نرمالیته  …………………………………………………………………………………………………………………  69

4-5)بررسی مدل تحقیق  ………………………………………………………………………………………………………….  69

4-5-1)بررسی مدل تحقیق در حالت استاندارد  ………………………………………………………………………….  70

4-5-2)بررسی مدل تحقیق در حالت معنا داری  …………………………………………………………………………  71

4-5-3)بررسی شاخص های معنا داری و برازش مدل کلی تحقیق  ……………………………………………….  72 

4-6)تحلیل مسیرهای مستقیم و غیر مستقیم حاصل از مدل ساختاری تحقیق   ………………………………..  73

4-7)بررسی قدرت تبیین مدل   ………………………………………………………………………………………………… 73

4-8)آزمون فرضیه ها   …………………………………………………………………………………………………………..   74

  فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1)مقدمه    ………………………………………………………………………………………………………………………….. 76

5-2)نتایج آمار توصیفی  ………………………………………………………………………………………………………..    77

5-2-1)توصیف متغییر مهارت سیاسی    …………………………………………………………………………………..   77

5-2-2)توصیف متغییر عملکرد شغلی    …………………………………………………………………………………..   79

5-2-3)توصیف متغییر هوش هیجانی   ……………………………………………………………………………………..  80

5-3)آمار استنباطی  ………………………………………………………………………………………………………………..   81

5-3-1)نتایج آزمون فرضه اول   ……………………………………………………………………………………………….  81

5-3-2)نتایج آزمون فرضه دوم   …………………………………………………………………………………………….   81

5-3-3)نتایج آزمون فرضه سوم   ……………………………………………………………………………………………..  81

5-3-4)نتایج آزمون فرضه چهارم   …………………………………………………………………………………………   81

5-4)پیشنهادات بر مبنای یافته های تحقیق   ……………………………………………………………………………….  83

5-5)پیشنهاداتی برای ادامه تحقیقات در این زمینه   ……………………………………………………………………   83

5-6)محدودیت های تحقیق   ………………………………………………………………………………………………….   84

 

منابع و مواخذ ……………………………………………………………………………………………………………………….. 85

پیوست و ضمایم  ……………………………………………………………………………………………………………………. 98

پرسشنامه ………………………………………………………………………………………………………………………………  99

چکیده انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………………. 114

صفحه عنوان انگلیسی …………………………………………………………………………………………………………… 115

چکیده

پژوهش حاضر به تاثیر هوش هیجانی بر عملكرد شغلی كاركنان از طریق رفتار سیاسی در شرکت گاز استان گیلان می پردازد به این منظور کارکنان شرکت گاز استان گیلان به عنوان جامعه آماری لحاظ و مورد بررسی قرار گرفته اندو با توجه به فرمول کوکران در تعیین حجم جوامع آماری محدود تعداد نمونه آماری برابر 194 نفر انتخاب و اقدام به جمع آوری نظرات این افراد گردیده است. این مطالعه از پژوهش های توصیفی و از نوع همبستگی و از منظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه گرد آوری اطلاعات مبتنی بر روش مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه است. برای سنجش مفاهیم اساسی پژوهش از پرسشنامه و از روش پنج درجه ای لیکرت (از 1= کاملا” مخالفم و 5=  کاملا” موافقم) استفاده شده است. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ که برای مهارت سیاسی88 و عملکرد شغلی5/84 و هوش هیجانی 8/87محاسبه و تایید گردیده است. یافته های پژوهش با استفاده نرمافزارمورد استفاده حاکی از آن است که بین هوش هیجانی و مهارت سیاسی و همچنین مهارت سیاسی و عملکرد شغلی رابطه معنی دار برقرار است.

کلید واژه ها : عملکرد شغلی، هوش هیجانی، مهارت سیاسی

1-1) مقدمه

منابع انسانی ماهر و کارآمد یکی از مهم ترینعناصر برای رسیدن به هدف های سازمان است (استوار، امیر زاده، خاتونی،1387).

در خلال سال های اخیر عملکرد کارکنان به عنوان یکی از عناوین مهم مدیریت تبدیل شده و با فرهنگ سازمان های پیشرو عجین گشته است که ضمن ارتقای پاسخگویی میزان تحقق اهداف هر سازمان را مشخص می کند. بنابراین در دنیای پیچیده کنونی کارکنان باید دارای مهارت های خاصی باشندتا با کسب دانش عمیق نسبت به همه عوامل محیطی باعث هوشمندی سازمان شوند(بیک زاده علایی واسکندری،1389).

عملکرد هر فرد در موقعیتی که قرار دارد نشانگر بینش و آگاهی آن شخص نسبت به آن موقعیت و یا مساله خاص است که در مورد آن ارزیابی می گرد (لاجوردی و جمالی نظری ،1389).

رابینز[1] (1983) معتقد است همه رفتار ها در سازمان سیاسی است، تقریبا هر کسی که در سازمان کار می کند ، با فعالیت های سیاسی کارکنان آشناست( جعفریانی،مرتضوی و ناظمی ، 2012 ).

هرچند رفتار سیاسی ممکن است پیامد های مثبت و منفی داشته باشد، بخش اعظم پژوهش های گذشته به جنبه تاریک آن توجه داشته اند(Atinc, Darrat, Fuller,Parker,2010).

در فصل حاضر پس از بیان مساله و معرفی اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، اهداف، فرضیات مطرح شده و در پایان تعریف مفهومی و عملیاتی متغییر های تحقیق حاضر مطالبی ارائه شده است.

 1-2) بیان مساله

حیاتی ترین مسئله در هر سازمانی عملکرد شغلی آن است که در بسیاری از سازمان های توسعه یافته مورد توجه زیادی قرار گرفته است(قاسمی ،1392).ارتقاء عملکرد شغلی  یکی از مهمترین اهدافی است که مدیران سازمان ها در پی آن هستند چرا که ارتقاء بهره وری را در جامعه فراهم ساخته و باعث ارتقای اقتصاد ملی و همین طور ارتقا کیفیت خدمات و تولید سازمان ها خواهد شد، عملکرد شغلی درجه ای از انجام وظایف محوله به فرد در شغل وی می باشد (Tahir Suliman AM, 2006). حیاتی ترین مسئله در هر سازمانی، عملكرد شغلی كاركنان آن است.(Mishra & Mohapatra,2010)

 به گفته موتوویدلو1993[2]عملکرد شغلی یکی از مهم ترین متغیرهای وابسته است. عملکرد شغلی به عنوان توانایی کارکنان برای انجام وظایف، مسئولیت ها و وظایف خود تعریف شدهاست(Rafiee M, et al., 2013).

 عملکرد خوب بهره وری سازمان را افزایش می دهد (Spector, 1986). سازمان ها به منظور رسیدن به اهداف خاصی بوجود آمده اند و رسیدن به اهداف (اثر بخشی سازمان)و استفاده بهینه از منابع (کارایی) در گرو عملکرد کارکنان است (شوشتریان ، 1388). اعتقادبرآناستکهعملکردشغلیدومؤلفهرادربر میگیرد،مؤلفهاولعملکردوظیفهایاستکهنیازمندیهاو الزاماتشغلیرامنعکسمیکندومؤلفهدومعملکردزمینهای استکهفعالیتهایتعریفنشدهونامشخصنظیر،کارتیمیو حمایتیرادربرمیگیرد(زارعی، جندقی و توره، 1385). نیروی انسانی به عنوان مهم ترین عامل در بهره وری سازمان مباشد،که با وجود کاستی های موجود در سازمان باید توانایی ها و استعداد های خود را به صورت داوطلبانه در اختیار سازمان قرار دهند یعنی موجب عملکرد شغلی بهتر در سازمان شوند(علیرضایی،1392). اگر تعداد ساعات کار روزانه زیاد باشد بازده و در نتیجه عملکرد افت خواهد کرد(رضاپور،1386). اندازه گیری عملكرد شغل در یك دوره 24 ساعته نشان داد كه زمان واكنش دهی در شب افزایش یافته و حسابگری مغز كاهش می یابد یعنی موجب کاهش عملکرد شغلی می شود(چوبینه،1389).فرسودگی شغلی موجب کاهش عملکرد شغلی کارکنان می شود. هوش هیجانی رابطه معنا داری با نگرش های مربوط به کار، رفتار شغلی و نتایج کار دارد. افراد دارای هوش عاطفی بالا، رضایت شغلی بالاتر و تعهد بیشتری نسبت به شغل خود نشان می دهند، همچنین آنها به نحوه بهتری تعارض های کار/ خانه را مدیریت کرده و کمتر از سایرین شغل خود را ترک می کنند و کارشان را بهتر انجان می دهند. افراد دارای هوش هیجانی  بالاتر سازگاری و در نتیجه عملکرد شغلی بهتری نسبت به سایرین دارند(Karmali,2003).کارکنان با هوش هیجانی بالاتر، عملکرد شغلی بهتری دارند(Barrick & Mount,2002). هوش هیجانی و رفتار در شناخت و کنترل هیجانات بالاتر، منجر به عملکرد شغلی در سطح بالاتری می شود(شوشتریان ، 1388).عملکرد شغلی تحت تاثیر توانایی کارمند در استفاده از هیجانات در تسهیل عملکرد است(Cote,2003).

بر اساس گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی کار مفید کارمندان ایرانی (به خصوص در بخش دولتی) 22 دقیقه در روز است. این در حالی است که سال گذشته این رقم یک ساعت و 4 دقیقه یا به عبارتی 64 دقیقه بود. با این حساب، کار مفید کارمندان نسبت به سال گذشته به یک سوم کاهش یافته است، میزان مجاز ساعت کار روزانه افراد در بنگاه ها و واحدهای مشمول قانون کار کشور 8 ساعت اعلام شده است که البته کارگر و کارفرما می توانند با توافق ساعات کار برخی روزها را کمتر و برخی دیگر را بیشتر در نظر بگیرند، اما به صورت کلی نمی تواند از 44 ساعت بیشتر باشد. که این امر موجب بهره وری  پایین عملکرد شغلی می باشد(شیبانی فر،1391).

هوش هیجانی که از مفهوم “هوش اجتماعی ” استخراج شده است ، اولین بار در سال 1920توسط ثورندیگ[3]مطرح گردید.وی هوش هیجانی را به عنوان درک و هدایت افراد، به منظور عملکرد عاقلانه در روابط اجتماعی تعریف نمود. هوش هیجانی به وسیله بار ـ آن[4] به این صورت تعریف شده است: یک دسته از رفتار‌‌ها، استعدادها و توانائی‌‌های غیرشناختی که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش می‌دهد.  مفهوم «هوش هیجانی»، كه عمرش به بیش از دو دهه نمی‏رسد، بر پایه دو مفهوم «هوش» و «هیجان» و ارتباط آن دو بنا شده است.سالوی و مایر[5] اصطلاح «هوش هیجانی» را برای بیان كیفیت و درك احساسات افراد، همدردی با احساسات دیگران و توانایی اداره مطلوب خلق‏وخو به كار بردند(Gerrod Parrott ,2001  ).هوش هیجانی را، توانایی افراد در درک و کنترل احساسات و هبجانات خود و همچنین توانایی افراددر تشخیص احساسات دیگران به منظور هدایت و عمل آنها  تعریف کرده اند(مایرو سالوی 2004). هوش هیجانی را مجموعه ای از دانش ها و توانایی های هیجانی و اجتماعی فرد که قابلیت کلی را در پاسخ به نیاز های محیطی به طور موثری تحت تاثیر قرار می دهد می توان تعریف کرد (Baroon,2000). تعریف هوش هیجانی چنین است: توانایی زیر نظر گرفتن احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایز گذاشتن بین آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال خود. بنابراین هوش هیجانی مجموعه مهمی از یک سری توانایی هاست: توانایی هایی مانند اینکه فرد بتواند انگیزه خود را حفظ نماید و در مقابل ناملایمات پایداری کند، تکانش های خود را به تعویق بیندازد و آنها را کنترل کند، حالات روحی خود را تنظیم کند و نگذارد پریشانی خاطر، قدرت تفکرش را خدشه دار سازد، با دیگران همدلی کند و امیدوار باشد، هوش هیجانی از طریق تنظیم سیگنال درونی و چگونگی به رسمیت شناختن احساسات، عملکرد شغلی را تحت تاثیر قرار می دهد(Goleman,Boyatzis & McKee, 2004).هوش هیجانی با توسعه خلاقیت نو آورانه در افراد به بهبود عملکرد شغلی در مردم می انجامد(Ganji, 2011; Hasanzadeh, 2009). هوش هیجانی رابطه مثبت ومعنا داری با عملکرد شغلی دارد (Bahmanabadia, & Jafari, 2014).هوش هیجانی به واسطه نظارت بر خود رفتار سیاسی را تحت تاثیر قرار می دهد(Ferris et al.2000). هوش هیجانی عمدتا بر جنبه های مبتنی بر احساسات اثر فردی، نفوذ، و کنترل تمرکز دارد،در مقابل، رفتار سیاسی به عنوان ترکیب دانش و رفتار است که فراتر از احساسات رامورد توجه قرار می دهد. هوش هیجانی با افزایش توانایی بر رفتار سیاسی اثر می گذارد(Wong & Law, 2002).هوش هیجانی با به رسمیت شناختن احساسات دیگران و تنظیم رویکردی برای جلب توجه آنها، رفتار سیاسی را تحت تاثیر قرار می دهد(Davis,2014).

با تکمیل رفتار هوش هیجانی همراه با رفتار سیاسی افراد قابلیت بیشتری نسبت به دیگران برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران پیدا می کنند،هوش هیجانی و رفتار های سیاسی به طور مستقیم با یکدیگر در ارتباط هستند(Davis,2014).هوش هیجانی رابطه مثبتی با رفتار سیاسی دارد (Meisler, 2014 ).مفهوم رفتار سیاسی برای اولین بار توسط ففر[6](1981) و میستزبرگ[7](1983) به منظور توصیف ویژگی های فردی در هدایت موثر بعد سیاسی زندگی کاری مطرح گردید و با پژوهش های فریز و همکاران (1999) ادامه یافت رفتار سیاسی به عنوان مجموعه ای از رفتار ها که ضامن عملکرد خوب و پیامد های موفقیت آمیز کاری است تعریف شده است(Coole,2007).رفتار سیاسی باید احساس اعتماد به نفس و امنیت شخصی ایجاد کند، زیرا افراد احساس کنترل دیگران در کار و راهبرد های مورد نیاز برای بدست آوردن آنچه خودشان می خواهندرا تجربه خواهند کرد(Ferris,Berkson,Kaplan,Gilmore,Buckley & Hochwarter, 1999). نگرش سیاسی به سازمان ها اعتقاد دارد که افراد نه تنها برای موفق شدن بلکه برای ماندن و بقا در سازمان باید دارای تمایل (اراده)سیاسی و نیز رفتار سیاسی باشند(Liu Y,2007). بنابراین رفتار سیاسی شکلی مجزا از رفتار اجتماعی است که هدف آن دستیابی به موفقیت و تحقق اهداف در سطوح فردی و سازمانی است ، این رفتار می تواند خارج از محدوده سازمانی رخ دهد اما هدف آن نفوذ و موفقیت سازمانی است. رفتار سیاسی توانایی درک موثر دیگران و موفقیت در کار و استفاده از چنین دانشی برای عمل به شیوه ای که اهداف فردی یا سازمانی فرد را افزایش می دهد تعریف شده است(Key Lin,2011).

رفتار سیاسی نقش تسهیل کننده را در عملکرد شغلی ایفا می کند(Blickle,Gerhard, James , Meurs Ingo Zettler, Jutta ,Daniela Noethen , Jochen Kramer , Gerald 2008). رفتار سیاسی بااستفاده از هوش هیجانی رسیدن به هدف مورد نظر را تسهیل می کند (Hair, Black, Babin, & Anderson, 2010). رفتار سیاسی و ابعاد مرتبط با آن در پیش بینی نتایج عملکرد شغلی مثبت نقش بی شماری را ایفا می کند(Samer,2005). هنگامی که یک محیط کار عاری از برداشت منحرف از سیاست باشد، افراد با رفتار سیاسی دارای بالاترین عملکرد هستند(Kapoutsis, Papalexandris,Nikolopoulos,Hochwarter & Ferris,2011). رفتار سیاسی یکی از منابع مربوط به بهره وری کارمندان است،که از طریق درک مردم و شرایط آنها در محل کار به منظور تحقق اهداف مربوط به شغل، موجب بهبود عملکرد شغلی می شود. رفتار سیاسی، رابطه معنا داری با عملکرد شغلی دارد (Treadway,Brooke, Shaughnessy,Breland Jun Yang Maiyuwai Reeves,2013). رفتار سیاسی اثر متقابل معنا داری با عملکرد شغلی، دارد (Blickle,Oerder & Summers, 2007).

محقق به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که: آیا هوش هیجانی بر عملکرد شغلی کارکنان با توجه به رفتار سیاسی تاثیر دارد؟

1-3) اهمیت و ضرورت تحقیق

حیاتی ترین مساله در هر سازمانی عملکرد شغلی آن است. اهمیت عملکرد شغلی پژوهش گران را به پژوهش هر بیشتر درباره آن وا داشته است. در سازمان های رقابتی امروز فقط سازمان هایی قادر به حیات هستند که عملکرد کارکنان خود را ارتقا دهند . بخش عظیمی از انرژی سازمان ها صرف توجه به کارکنان آنها می شود زیرا منابع انسانی مهم ترین عامل در هر سازمانی بشمار می روند.

توجه به کارکنان و در راس آن عملکرد شغلی آنها به عنوان بزرگترین و مهم ترین سرمایه سازمان، پدیده ای است که در طول چند دهه اخیر رشد فراوانی داشته است (اژه ای و خدا پناهی، 1388 ).

منابعانسانیازمهمترینسرمایه هایهرسازمانیبهشمارمیرود.بررسیوشناساییعواملمرتبطبااینمنابعکهمیتواندبرعملکرد سازمانیمؤثرباشد. عملکرد شغلی مناسب موجب ارتقاء سازمان میشود که این امر خود موجب ارتقا اقتصاد ملی می گردد. عملکرد شغلی یکی از متغییر هایی است که در بسیاری از کشور های توسعه یافته مورد توجه زیادی قرار گرفته است ( ابوالقاسمی ،1390 ).

ارزیابی عملکرد کارکنان فرصتی را بوجود می آورد تا مدیر سازمان بتواند رفتار شغلی کارمند را باز سازی کند( نور علیزاده ، 1383 ).

در کل عملکرد شغلی به عنوان رفتار یا عملی که با اهداف سازمان مرتبط می باشد و از این حیث نیز بسیار قابل اهمیت است (Thompson,Wiebe,Gulrukh& Ashram,2012).

1-4) چهار چوب نظری

چهارچوب نظری بنیانی است که تمامی پژوهش ها بر آن استوار می شود. چهار چوب نظری یک الگوی مفهومی است که متغییر های مهم را در وضعیتی که مرتبط با مساله پژوهش است شناسایی و مشخص می کند و پیوند این متغییر ها را به گونه ای منطقی ارائه می دهد (سکاران ، 1390 )

این تحقیق در راستای تحقیق ترد وی[8] و همکاران  در سال 2014  با عنوان  “رابطه بین رفتار سیاسی و عملکرد شغلی صاحبان قدرت “که تاکید بر این دارد که رفتار سیاسی موجب عملکرد شغلی بهتر کارکنان می شود و میسلر[9] 2014تحقیقی تحت عنوان ” بررسی هوش هیجانی بر مهارت سیاسی و رضایت شغلی ” تاکید بر این دارد که رابطه معنا داری بین متغییر ها وجود داردو گل پرور 1388 تحقیقی تحت عنوان ” رابطه بی هوش هیجانی وعملکرد شغلی کارکنان کارخانجات صنعتی شهر اصفهان” که بیان می کند که بین مولفه های هوش هیجانی و عملکرد شغلی رابطه مثبت و معناداری برقرار استو جکسون[10] 2012 تحقیقی تحت عنوان ” ارتباط کار تعاملی و عملکرد شغلی:  بررسی اثر واسطه ای هوش هیجانی” که بر این تاکید دارد که افراد با هوش هیجانی بالاتر دارای عملکرد شغلی بهتری هستند و شمس الدین 2013  در تحقیقی با عنوان ” رابطه بین هوش هیجانی و عملکرد شغلی مرکز تماس ” که تجزیه و تحلیل همبستگی نشان می دهد که بین هوش هیجانی و عملکرد شغلی رابطه وجو دارد.

تعداد صفحه :129

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه تاثیر هوش تجاری بر عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

  دانشگاه آزاد اسلامی

 واحد رشت

دانشکده مدیریت و حسابداری

گروه آموزشی مدیریت بازرگانی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته مدیریت بازرگانی    گرایش داخلی

عنوان:

تاثیر هوش تجاری بر عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری استان گیلان

بهمن 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                       صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق

۱-۱ ) مقدمه. 3

1-2 ) بیان مساله. 4

1–3 ) مدل تحقیق.. 6

۱-4) اهمیت و ضرورت انجام تحقیق.. 7

۱ – 5) اهداف تحقیق.. 7

۱ – 6) فرضیه های تحقیق.. 8

1-7) تعریف نظری و عملیاتی متغیرها 8

۱-8 ) قلمرو تحقیق.. 10

۱-8-۱) قلمرو موضوعی تحقیق. 10

۱-8-۲) قلمرو مكانی تحقیق. 10

۱-8-۳) قلمرو زمانی تحقیق. 10

فصل دوم: ادبیات تحقیق

بخش اول: هوش تجاری

۲-۱-۱) تعریف هوش تجاری.. 13

۲-۱-۲) عناصر مؤثر بر هوش تجاری.. 14

۲-۱-۳)  اجزای هوش تجاری.. 15

۲-۱-۴)  اهمیت هوش تجاری.. 16

۲-۱-۵) اهداف اصلی هوشمندی کسب وکار. 18

۲-۱-۶) کاربرد هوش تجاری در صنعت بانکداری.. 18

۲-۱-۷) اثر بخشی هوش تجاری.. 20

۲-۱-۸) ارزیابی هوش تجاری.. 20

۲-۱–۹) پشتیبانی تصمیم و هوش تجاری.. 22

بخش دوم: عملکرد بازرگانی

۲-۲-۱) مقدمه. 26

۲-۲-۲) تعریف عملکرد. 26

۲-۲-۳) ارزیابی و سنجش عملكرد. 28

2-2-4) سنجش عملکردسازمانی.. 30

۲-۲-۵) مدل های سنجش و اندازه گیری عملكرد. 30

۲-۲-۶) عملكرد بازار. 36

2-2-7) روش های مختلف سنجش عملكرد بازار. 38

2-2-8) الگوی كارت امتیازی متوازن (BSC) 43

2-2-9) توسعه مفهوم کارت امتیازی متوازن توسط کاپلان ونورتن.. 44

2-2-10) اهداف ارزیابی عملکرد سازمانی.. 46

2-2-11) عملکرد شرکت ها از  دیدگاه های مختلف… 46

2-2-11-1) عملکرد شرکت از دیدگاه بازار مشتری.. 47

2-2-11-2) عملکرد شرکت از دیدگاه بازارهای عوامل. 48

2-2-11-3) عملکرد شرکت از دیدگاه بازارهای مالی.. 48

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1) مقدمه. 58

3-2) فرآیند اجرای تحقیق.. 58

3-3) روش تحقیق.. 58

۳-4) جامعه و نمونه آماری.. 59

۳-۵) روش ها و ابزار جمع آوری داده ها 59

3-5-1) روایی پرسشنامه. 60

۳-۵-۲) پایایی پرسشنامه. 61

3-6) روش تجزیه و تحلیل داده ها 62

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1) مقدمه. 64

4-2) توصیف ویژگی های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان. 64

4-3) توصیف متغیر های تحقیق.. 64

4-4) بررسی پیش نیاز های انجام آزمون تحلیل رگرسیون. 71

4-5) آزمون فرضیات تحقیق.. 73

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1) مقدمه. 78

5-2) نتایج آمار توصیفی.. 78

5-3) نتایج آمار استنباطی.. 84

5-4) پیشنهادات براساس یافته های تحقیق.. 85

5-5) محدودیت های تحقیق: 87

منابع و مأخذ. 89

چکیده

نظام بانکی کشور به عنوان یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی جامعه در ارتباط با جذب و هدایت وجوه سپرده گذاران، ارائه خدمات به مردم و مشارکت در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نقش های مؤثری برعهده دارد و عدم توانایی این نظام، مشکلات عدیده ای را در راه توسعه کشور ایجاد خواهد کرد.

 به دلیل نقش بسیار مهم و اساسی بانک ها در اکثر فعالیتهای اقتصادی، بررسی عملکرد بانکهای موجود و شناسایی عوامل موثر بر آنها اهمیت ویژه ای یافته است.تحقیق حاضر در راستای این هدف به بررسی رابطه بین هوش تجاری و ابعاد آن با عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری پرداخته است.جامعه آماری تحقیق حاضر , بانک ها و موسسات مالی و اعتباری استان گیلان است که با توجه به یکپارچگی فرآیندهای سیستم های تجاری در تمامی شعب هر بانک و موسسه مالی، شعب سرپرستی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری استان گیلان  که تعدادشان ۳۴ عدد می باشد، مورد آزمون قرار گرفته اند.در تحقیق حاضر برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه هوش تجاری و عملکرد بازرگانی بهره گرفته و جمع آوری داده ها به شیوه میدانی انجام گرفت.برای بررسی روایی پرسشنامه از روش روایی محتوی و پایایی پرسشنامه از روش محاسبه آلفای کرونباخ استفاده گردید.برای آزمون فرضیه های تحقیق نیز روش همبستگی پیرسون به کار گرفته شد که در نهایت نتایج حاکی از وجود رابطه مثبت بین هوش تجاری با ابعاد  یکپارچگی داده ها، قابلیت های تحلیلی، کیفیت محتوای اطلاعاتی، کیفیت دسترسی به اطلاعات، به کارگیری اطلاعات در فرآیند کسب و کار و فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی با عملکرد  بازرگانی در بین بانکها و موسسات مالی و اعتباری استان گیلان است.

کلمات کلیدی: هوش تجاری، ارتقاء داده ها، قابلیت های تحلیلی، کیفیت محتوای اطلاعاتی، کیفیت دسترسی به اطلاعات، به کارگیری اطلاعات در فرآیند کسب و کار، فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی، عملکرد بازرگانی.

۱۱ ) مقدمه

امروزه پیشرفت اقتصادی و بازرگانی كشور در گرو پیشرفت صنعت بانكداری پا به پای سایرصنایع كشور و همچنین صنایع بانكداری سایر كشورهای پیشرفته است.در حال حاضر درصد بالایی از مالكیت این صنعت در اختیار دولت بوده ولی با ظهور برخی بانكهای خصوصی رقابت در این صنعت نیز آغاز شده اما با این وجود , فاصله بسیار زیادی با سطح بانكداری جهانی دارد.درحقیقت نظام بانكی در هر كشوری یكی از مهمترین اركان شكل گیری ساختارهای اقتصادی است كه تعیین كننده مسیر توسعه یافتگی یا عقب ماندگی كشورها تلقی می گردد (آل اسحاق؛۱۳۸۸ :۵ ).از سوی دیگر در عصر رقابتی کنونی مقوله جهانی شدن، مرزهای اقتصادی میان جوامع را کم رنگ نموده و صنایع کشورها را تحت تأثیر قرار داده است.در این شرایط، فشار ذی نفعان (سهامداران، مشتریان، کارکنان و جامعه) و انتظارات آن ها از سازمان ها روز به روزافزایش می یابد و سازمان ها را مجبور به استفاده از سیستم های مدیریتی جدید که برمبنای منفعت ذی – نفعان بنا شده اند، می نماید (ضرغام بروجنی، ابراهیمی ومیرفخرالدینی؛۱۳۹۲: ۲۵).به همین دلیل بررسی عملکرد بانک ها می تواند دارای اهمیت بسیار زیادی باشد.در حقیقت عملكرد نشان می دهد كه یك سازمان چگونه به رسالت و اهداف مربوط به خود می رسد.عملكرد دلالت بر شروع از یك وضعیت معین و رسیدن به یك هدف دقیق داردكه این ممكن است شامل چندین نقطه هدف از قبیل سهم بازار، حجم فروش، انگیزش كاركنان، رضایت مشتری، سطح كیفیت و غیره باشد ( Boisvert, Hugues; 2006 ,p2 ).از سوی دیگر از جمله مفاهیم جدید در عرصه كسب و كار، هوش تجاری[1]  است.هوش تجاری به سازمان‌ها کمک می کند تا وضعیت تجارتی گذشته و موجود را هم به صورت کلی و هم به صورت جزیی با دید بهتری مشاهده کنند تا بتوانند تجارت خودشان را به نحو مناسبی تحلیل نمایند.هوش تجاری امکان و توانایی بهبود کیفیت خدمات را فراهم کرده و می‌تواند برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری را تسهیل نماید.در این راستا تحقیق حاضر به دنبال بررسی تاثیر هوش تجاری بر عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری استان گیلان است.با توجه به موارد فوق در فصل اول تحقیق , بعد از بیان مساله به ضرورت واهمیت تحقیق پرداخته خواهد شد.سپس به سوالات واهداف تحقیق به همراه چهارچوب نظری تحقیق اشاره شده ودر نهایت با تعریف مفهومی وعملیاتی متغیرها و بیان قلمروتحقیق فصل به پایان خواهد رسید.

1-2 ) بیان مساله    

بانک ها نقش حیاتی در تخصیص منابع اقتصادی در کشور ها داشته و از طریق ایجاد کانال بین سپرده گذاران منابع در بانک و سرمایه گذاران در بخش صنعت و تجارت باعث ایجاد رونق اقتصادی کشور می‎گردند (Ongore & Berhanu Kusa؛2013:237).اما صنعت (بانکداری) مانند سایر صنایع با عوامل فشارهای محیطی مواجه است.خورشید به نقل از همر و چامبی[2] (1993 ) این فشار ها را تحت عنوان سه سی (3c): تغییر، مشتریان ورقابت نام برده است (خورشید ؛۱۳۸۹: ۱۶۴).این فشار ها باعث می شود که بانک ها همواره به دنبال بهبود عملکرد در ابعاد مالی و غیر مالی باشند.تلاش برای عملکرد بهتر، موضوعی است که انتظار بزرگ همه افراد ذی نفع سازمان اعم از مشتریان، کارکنان و سهامداران است.در محیط های چالشی و متلاطم، سازمان ها در طی زمان پی می برند که مزیت رقابتی دیروز تضمینی برای بقای فردا محسوب نمی شود.این امر فشار شدیدی را به سازمان ها تحمیل می کند تا بیاموزند که چگونه می توانند به بهترین وجه عملکرد و مزیت خود را بهبود بخشیده و پیشرو رقبا باشند (ملاحسینی، فرقانی و مرادخانی؛ ۱۳۸۹:۲۳).در حقیقت ارزیابی عملکرد سازمان ها و بنگاه های اقتصادی دارای فعالیت مشابه و بررسی نتایج حاصل از عملکرد آن ها در یک دوره معین، فرآیندی مهم و راهبردی محسوب شده که ضمن تعیین جایگاه رقابتی سازمان، نقش قابل توجهی درامر بهبود مستمر و افزایش کیفیت واثربخشی تصمیمات مدیریت سازمان هادارد (اسلامی و بهرامی و رجبی و میهنی؛۱۳۹۰: ۲).

از سوی دیگر، با توجه به موضوع تحقیق حاضر ودر در ارتباط با عملکرد بانک ها باید گفت که نشریه بین المللی بنکر[3] از جمله مراکز معتبر است  که هر ساله  با اخذ آمار از بانک های جهان اقدام به رتبه بندی هزار بانک برتر دنیا می کند.شاخص هایی که ملاک این طبقه بندی  قرار می گیرد  میزان سود، نرخ بازگشت سرمایه، نرخ بازگشت دارایی  و…می باشند (اسلامی و دیگران  ؛۱۳۹۰:۳).در این میان از بین هفده بانک ایرانی که در پایگاه داده این موسسه قرار گرفته، سیزده بانک در بین این رده بندی قرار گرفته اند لیکن بهترین بانک ایرانی با وجود بهبود عملکرد  در سال ۲۰۱۴ از مقام هفتصد و هفتادو هفت صعود نکرده است.این نشان می دهد که  بانک های ایرانی با استاندارد های جهانی فاصله زیادی داشته  و توجه به عوامل اثر بر عمکلرد آنها دارای اهمیت فراوانی است.در تحقیق حاضر باتوجه به جامعه آماری دو مولفه برای آن در نظر گرفته می شود (چیرانی، علیزاده و بجارسری؛۱۳۹۱).

 الف) عملکرد مالی : شاخص های مالی، موفقیت در دستیابی به اهداف اقتصادی را برای شرکت ها مشخص می کند.

ب ) عملکرد بازار : عملکرد بازار به معنای توانایی شرکت در جهت ارضا کردن و حفظ مشتریان از طریق اراﺋﻪ محصولات و یا خدمات با کیفیت.

 مجموع این شرایط ایجاب می کند که بانک ها به دنبال به کار گیری  استراتژی هایی برای بهبود عملکرد خود باشند.این واضح است که تمام تلاش های یک سازمان در تمامی حوزه ها بایستی در عملکرد آن مشخص باشد.اغلب سازمان ها با بهره گرفتن از ابزارها و مکانیزم های گوناگون سعی در بهبود عملکرد خود دارند.به این منظور سنجش وضعیت عملکرد از مقوله های مهم و مورد توجه سازمان ها است (مشبکی و بستام و ده یادگاری ؛۱۳۹۳:۹۳).بررسی دیدگاه های مختلف در مورد عملكرد نشان می دهد كه متغیرهای بسیاری می توانند در آن موثر باشند (Mamoun etal ,2011, 43).یکی از این متغیر ها که منجر به بهبود عملکرد می شود  هوش تجاری است (رهنمای رودپشتی، نیکومرام و محمودی؛۱۳۹۲:۱۱۱). هوش تجاری به سازمان ها کمک می کند که خود را به تفکرهای نوین کسب و کار مجهز سازند تا به طور مستمر عملکرد خود را مدیریت کرده و بهبود بخشند (رحیمی، نوروزی و سریع القلم؛۱۳۹۱: ۶۵).در واقع یکی از نیازمندی های کنونی و آینده مدیریت سازمان، پشتیبانی از فرآیند های تصمیم گیری است که سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان می بایست علاوه بر اهداف واقعی خود یعنی مکانیزاسیون، یکپارچگی و بهبود فرآیند, آن را پوشش دهند.تعدادی از سازمان ها به این اعتقاد رسیده اند که چنانچه ابزارهای سازمان به سیستم های هوش تجاری مجهز شوند، ارزش بالاتری را برای سازمان ایجاد می نمایند  (غضنفری، تقوی وروحانی فرد ؛۱۳۸۷:۲۲).هوش تجاری با کمک در تصمیم گیری به مدیران، می‎تواند بانک را قادر به حل مسایل در کلیه حوزه های کاری مانند مدیریت ارتباط با مشتری، مدیریت عملکرد، مدیریت ریسک، مدیریت دارایی و مدیریت شکایت نماید که این موارد درنهایت منجربه بهبود عملکرد بانک خواهد شد (; 2011:223   Đurković& Ubiparipović).هدف هوش تجاری کمک به کنترل منابع و جریان اطلاعات کسب و کار است که در درون و پیرامون سازمان وجود دارد.در واقع ارتباط اصلی هوش تجاری با سیستم های سازمانی در این نکته نهفته است که هدف ثانویه این سیستم ها ایجاد فضای پشتیبانی تصمیم گیری برای مدیریت بوده و هوش تجاری می تواند در بطن این سیستم ها  قرار گرفته و با تبدیل داده به دانش این هدف را محقق  می سازد (غضنفری، تقوی وروحانی فرد ؛۱۳۸۷:۲۲).با توجه به موارد مذکور سوال تحقیق به شرح زیر است:

آیا هوش تجاری بر بهبود عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری تاثیر دارد؟

در ارتباط با موضوع تحقیق حاضر باید گفت که استفاده از هوش تجاری در خدمات مالی می تواند منجر به ایجاد ارزش گردد.بررسی های گارتنر[4]، در سطح بانک ها نشان داده است كه بیش از ۹۵درصد پاسخ دهندگان سیستم بانكی موافقند كه هوش تجاری یك پیش برنده استراتژیك ابتكاری با مدیریت برتر است و بیش از نود درصد موافقند که آنها ارزش مورد انتظارشان را از سرمایه گذاری در هوش تجاری دریافت كرده اند (محقر حسینی، علی منش وآصف؛۱۳۸۸، ۱۰۵).از نظر گارتنر سیستمهای هوش تجاری  بانک‎ها را قادر می سازد تا به نحو بسیار خوبی عملکرد مالی و تجاری را تحت تاثیر قرار دهند (رهنمای رودپشتی، نیکومرام ومحمودی ؛ ۱۳۹۲: ۱۱۱).در تحقیق حاضر ابعاد هوش تجاری عبارتند از: یکپارچگی داده ها[5]، قابلیت های تحلیلی[6]، کیفیت محتوای اطلاعاتی[7]، کیفیت دسترسی به اطلاعات[8]، به کارگیری اطلاعات در فرآیند کسب و کار[9]، فرهنگ  تصمیم گیری تحلیلی [10].که بر گرفته از تحقیق، پوپوویچ، هاک نی، کوئلو و جاکیچ(2012) می باشد.با توجه به موارد مذکور مدل تحقیق حاضر به صورت زیر است:

اهداف تحقیق

اهداف تحقیق به شرح زیراست:

  • سنجش میزان یکپارچگی داده ها، سنجش میزان قابلیت های تحلیل، سنجش میزان کیفیت محتوای اطلاعاتی، سنجش میزان کیفیت دسترسی به اطلاعات، سنجش میزان استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار، سنجش میزان فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی.
  • سنجش میزان عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری.
  • سنجش رابطه هوش تجاری وابعاد آن با عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری.

۱6) فرضیه های تحقیق

با توجه به مدل مفهومی تحقیق حاضر، فرضیه های به شرح زیر است :

۱ –  هوش تجاری رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.

۲ – یکپارچگی داده ها رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.

۳ – قابلیت های تحلیلی رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارند.

۴  –کیفیت محتوای اطلاعاتی رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.

۵ – کیفیت دسترسی به اطلاعات رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.

٦–  به کارگیری اطلاعات در فرآیند کسب و کار رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد.

٧– فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی رابطه معناداری با عملکرد بازرگانی بانک ها دارد .

1-7) تعریف نظری و عملیاتی متغیرها

تعریف مفهومی وعملیاتی عملکرد بازرگانی:

– عملكرد نشان می دهد كه یك سازمان چگونه به رسالت و اهداف مربوط به خود می رسد، عملكرد سازمانی دلالت بر شروع از یك وضعیت معین و رسیدن به یك هدف دقیق دارد.كه این ممكن است شامل چندین نقطه هدف از قبیل سهم بازار، حجم فروش، انگیزش كاركنان، رضایت مشتری، سطح كیفیت و غیره باشد ( 2 :Boisvert; 2006).

الف ) عملکرد مالی : شاخص های مالی، موفقیت در دستیابی به اهداف اقتصادی را برای شرکت ها مشخص می کند (چیرانی، علیزاده و بجارسری، ۱۳۹۱).

تعریف عملیاتی عملکرد مالی: با توجه به جامعه مورد آزمون و نظر اساتید و خبرگان، شاخص های اندازهگیری عملکرد مالی در این تحقیق عبارتند از : روند درآمد – روند سودآوری – روند اعطای تسهیلات – روند جذب سپرده و  روند وصول مطالبات.

ب)عملکرد بازار: عملکرد بازار به معنای توانایی شرکت در جهت ارضا کردن و حفظ مشتریان از طریق اراﺋﻪ محصولات و یا خدمات با کیفیت می باشد (چیرانی، علیزاده و بجارسری؛۱۳۹۱).

تعریف عملیاتی: عملکرد بازار با شاخص های  میزان افزایش سهم بازار در مقابل رقبا، میزان حفظ مشتری و نگهداری مشتریان، میزان جذب مشتریان جدید، میزان افزایش کیفیت خدمات سنجیده  خواهد شد.

تعریف مفهومی وعملیاتی هوش تجاری:

– هوش تجاری به فرآیند تبدیل داده های خام به اطلاعات تجاری و مدیریتی اطلاق می گردد كه به تصمیم گیرندگان سازمان كمك می كند تا تصمیمات خود را بهتر و سریعتر گرفته و بر اساس اطلاعات صحیح، عمل نمایند (Cohen; 2009).

در تحقیق حاضر هوش تجاری با ابعاد شش گانه زیر سنجیده خواهد شد ( 730:2012؛  Popovič , Hackney  Coelho , Jaklič ).

یکپارچگی داده ها: به عنوان یکی از عوامل کلیدی در کمک به منافع بلند مدت سازمانی به رسمیت شناخته شده است و به جمع آوری و یکپارچه سازی داده از منابع گوناگون اشاره دارد که به نوبه خود منجر به بهبود کیفیت محتوای اطلاعات شده و با اجرای فن آوری دسترسی به اطلاعات و به اشتراک گذاری به نوبه خود منجر به بهبود کیفیت دسترسی می شود.

– بعد یکپارچگی داده ها با بهره گرفتن از شاخص هایی نظیر میزان پراکندگی داده ها و میزان تناقض داده های موجود و با بهره گرفتن از طیف هفت گزینه ای لیکرت سنجیده خواهد شد.

قابلیت های تحلیلی : ارائه قابلیت های تحلیلی  (مثلا پرس و جو[1] پردازش تحلیلی آنلاین[2] داده کاوی[3]  گزارش گیری[4]، جهت تحلیل داده های کسب و کار می باشد.

– بعد قابلیت های تحلیلی با بهره گرفتن از شاخصهایی نظیر استفاده از داشبورد[5]، شاخص کلیدی عملکرد[6]  و هشدار دهنده ها[7] از سوی مدیران، فرآیند تحلیل آنلاین اطلاعات[8] ، استفاده از روش های تحلیلی مانند تجزیه و تحلیل روند[9] ، داده کاوی، تبادل گزارشات بین افراد ( بدون برنامه ریزی قبلی ) و با بهره گرفتن از طیف هفت گزینه ای لیکرت سنجیده خواهد شد.

کیفیت محتوای اطلاعاتی: اجرای تحلیل های پیشرفته و اطمینان از یکپارچه سازی داده ها در سراسر سازمان است.بعضی اوقات به عنوان ثروت  در نظر گرفته شده است.

-بعد کیفیت محتوای اطلاعاتی با بهره گرفتن از شاخص هایی نظیر میزان کافی بودن اطلاعات، دقیق بودن و به واقعیت نزدیک بودن اطلاعات، قابل درک بودن اطلاعات موجود برای گروه هدف، میزان تحریف در اطلاعات، میزان وجود عناصر غیر ضروری در اطلاعات موجود  میزان تناسب اطلاعات با نیازها و عادات استفاده کنندگان و با بهره گرفتن از طیف هفت گزینه ای لیکرت سنجیده خواهد شد.

کیفیت دسترسی به اطلاعات: به میزان گستردگی، قابلیت سفارشی سازی داد ها در سراسر سازمان اشاره دارد.

-بعد کیفیت محتوای اطلاعاتی با بهره گرفتن از شاخص هایی نظیر سرعت پردازش اطلاعات و عدم تاخیر در تحویل استفاده کنندگان، مشخص بودن پیشینه اطلاعات موجود از نظر پدید آورنده اطلاعات، تاریخ تهیه، دسترسی مشترک به اطلاعات و با بهره گرفتن از طیف هفت گزینه ای لیکرت سنجیده خواهد شد.

به کارگیری اطلاعات در فرآیند کسب و کار: به میزان استفاده از اطلاعات در تصمیم های سازمانی اشاره دارد.

-بعد به کارگیری اطلاعات در فرآیند کسب و کار با بهره گرفتن از شاخص هایی نظیر میزان بررسی جوانب مشکل آفرین فرآیند های فعلی کسب و کار و آگاه کردن صاحبان سهام از آن ها، میزان استفاده از داده های  برای ارزیابی فرآیند های کسب و کار ( تجاری ) بر اساس استاندارد ها و در راستای برنامه های بهبود مستمر فرآیند و پروﮊه های تغییر فرآیند کسب و کار و میزان تشویق به نوآوری در فرآیندهای داخلی کسب و کار و نیز نوآوری در ارائه خدمات به مشتریان و با بهره گرفتن از طیف هفت گزینه ای لیکرت سنجیده خواهد شد.

 فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی: به میزان استفاده از اطلاعات در  تصمیم گیری های  سطوح مختلف در سازمان اشاره دارد.

– بعد فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی با بهره گرفتن از شاخص هایی نظیر میزان مشخص بودن فرآیند تصمیم گیری در این بانک، میزان استفاده استفاده از اطلاعات موجود در فرآیند های تصمیم گیری و بررسی فرآیند بررسی اطلاعات به طور کامل برای تصمیم گیری و با بهره گرفتن از طیف هفت گزینه ای لیکرت سنجیده خواهد شد.

تعداد صفحه :116

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه مقایسه کیفیت زندگی و خودکارآمدی هیجانی، اجتماعی و تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی (M.A)

عنوان:

مقایسه کیفیت زندگی و خودکارآمدی هیجانی، اجتماعی و تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور شهرستان  نورآباد

تیر ماه 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده: 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1-مقدمه. 3

1-2-بیان مسئله. 6

1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش… 9

1-4-اهداف پژوهش… 10

1-5-فرضیه ها ی پژوهش… 10

1-6-تعاریف نظری.. 11

1-7-تعاریف عملیاتی.. 12

فصل دوم: پیشینه پژوهش

2-1-كیفیت زندگی.. 14

2-2-تاریخچه مطالعات کیفیت زندگی.. 16

2-3-کیفیت زندگی وحوزه های مربوطه. 18

2-4-كیفیت زندگی، سلامتی و سلامت فكری.. 22

2-5-كیفیت زندگی و رضایت از زندگی.. 23

2-6-كیفیت زندگی و روش های كنترل استرس… 23

2-7-كیفیت زندگی و شخصیت فرد (یا خصوصیات فردی) 24

2-8-رضایت از زندگی و سلامت روانی.. 26

2-9-کیفیت زندگی و پیشرفت اقتصادی.. 27

2-10-شاخص های کیفیت زندگی.. 30

2-11-خودکارآمدی.. 31

2-12-مؤلفه‌های خودکارآمدی.. 34

2-13-فرآیندهای فعال شونده مرتبط با کارآمدی.. 36

2-14-تحلیل تحولی باورهای خودکارآمدی در گستره‌ زندگی.. 37

2-15-پیشینه تحقیق. 39

2-15-1-پیشینه تحقیقات داخلی خودکارآمدی و كیفیت زندگی.. 39

2-15-2-پیشینه تحقیقات خارجی  خودکارآمدی و كیفیت زندگی.. 41

فصل سوم: روش  پژوهش

3-1-طرح پژوهش… 44

3-2-متغیرهای پژوهش… 44

3-3-جامعه آماری.. 44

3-4حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 44

3-5-ابزار های پژوهش… 44

3-6-شیوه اجرای پژوهش… 47

3-7-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 47

فصل چهارم: یافته ­های پژوهش

4-1-یافته های جمعیت شناختی.. 49

4-2-یافته های توصیفی.. 51

4-3-یافته های استباطی.. 52

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

5-1-بحث و نتیجه گیری.. 58

5-2-نتیجه گیری.. 63

5-3-محدودیت های پژوهش : 63

5-4-پیشنهادات.. 63

5-4-1-پیشنهاد ات پژوهشی.. 63

5-4-2-پیشنهادات کاربردی.. 64

منابع. 66

پیوست 1. 69

چکیده:

پژوهش حاضر با هدف مقایسه کیفیت زندگی و خود کار آمدی هیجانی،اجتماعی و تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر در شهر نورآباد انجام شد.

این پژوهش از نوع پژوهش های علی – مقایسه ای می باشد . نمونه پژوهش حاضر مشتمل بر 200 نفر از دانشجویان دختر و پسر بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند .

برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی (فرم کوتاه 36 سئوالی (36-sf) و مقیاس خود کار آمدی نو جوانان با مقیاس پنج درجه (خیلی بد تا خیلی خوب ) استفاده شد داده های حاصل از پرسشنامه پژوهش با بهره گرفتن ازآزمون تحلیل واریانس چند متغیری (Manova) و نرم افزار SPSS و به کمک روش های آماری مورد تحلیل قرار گرفت .

شواهد نتایج حاصل از این مقایسه کیفیت زندگی و خود کار آمدی، هیجانی اجتماعی و تحصیلی نشان می دهد که به طور کلی افرادی که رضایت بالا تری از زندگی دارند از سبک های مقابله ای موثرتر و مناسب تر استفاده می کنند، عواطف و احساسات مثبت عمیق تری را تجربه می کنند و از سلامت عمومی بالاتری برخوردارند ، عدم رضایت از زندگی با وضعیت سلامتی ضعیف تر، علائم افسردگی ، مشکلات شخصی ، رفتارهای نا مناسب بهداشتی و وضعیت ضعیف اجتماعی همبسته است .

واژه های کلیدی : کیفیت زندگی، خود کار آمدی هیجانی، اجتماعی، تحصیلی

1-1-مقدمه  

    توجه به”منایع انسانی”پدیده­ای است که در دو دهه اخیر توسعه فراوان یافته است.بگونه­ای که پارادایمها و چارچوب­های فکری جدید و دگرگونی­های عمیقی که در حوزه و عرصه منابع انسانی پدید آمده، راه را برای بهره­ گیری بیشتر از توان و تخصص  افراد و سازمان­ها هموار کرده است(ابوالقاسمی، 1383). سازمان­های عصر حاضر با نگاه راهبردی به منابع انسانی آن را به عنوان دارایی هوشمند و ارزشمند در نظر دارند و بیش از پیش به ارتقاء”کیفیت زندگی1” افراد توجه دارند. بهبود کیفیت­زندگی کاری افراد،مستلزم اهتمام مدیریت سازمان به تدوین سیاست­های حمایت­گرایانه از منابع انسانی است.بر این اساس؛ استفاده مطلوب از منابع انسانی متکی به تدوین استراتژی­های منابع انسانی و اقداماتی است که برای صیانت جسم، روح و حفظ کرامت انسانی افرادضروری است.در این راستا؛اقداماتی که شامل امکانات رفاهی، درمانی، امنیت­شغلی، طراحی­شغلی، اهمیت شغلی، توسعه و پیشرفت شغلی، آموزش و بهسازی و مواردی از این قبیل می باشد، مجموعاً تحت عنوان کیفیت­زندگی در نظر گرفته می شود. کیفیت زندگی که به عنوان یکی از رویکرد های بهبود عملکرد و از جمله عناصر مهم و کلیدی«فرهنگ­تعالی»به شمار می­رود، رویکردی است که موجب همسویی افرادو سازمان می­شود( ویلکرسون، وندنبرگ، 2000؛ ابوالقاسمی، 1383).

به عبارت دیگر؛کیفیت زندگی،بعنوان موضوع سلامتی انسان از بدو پیدایش بشر و در طی قرون متمادی مطرح بوده است و هر جا سخنی از آن به میان آمده عمدتاً بعد جسمانی آن در نظر بوده است و کمتر به ابعاد سلامت روانی آن اشاره شده است. سازمان بهداشت جهانی در سال 1990 ضمن تاکید به مسئولان کشورها  در راستای تامین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی جامعه همواره به این مطلب اشاره دارد که هیچ یک از این سه بعد به دیگری برتری ندارد(قنبری، 1385).اصطلاح کیفیت زندگی به طور معمول به حوزه های متعددی در زندگی فرد، ورای سنجش ساده نشانه­ها یا آسیب­شناسی عضوی اشاره می­ کند. این حوزه­ها شامل زمینه­هایی از شادکامی فردی، ایفای نقش و وضعیت سلامتی است. حوزه اول؛ مواردی مثل ارتباط های رضایت­بخش حمایت­کننده، کارایی شبکه اجتماعی  و رهایی از نا امیدی را شامل می­شود.در حوزه دوم؛ مواردی مثل سازگاری شغلی، انجام تعهدات در خانواده و اوقات فراغت را در بر می گیرد. حوزه سوم؛ وضعیت سلامتی است که بر اساس محدودیت­های ایجاد شده در عملکرد فیزیکی و روانی مورد بررسی قرار می­گیرد.کیفیت زندگی ارتباط گسترده­ای  با موارد احساسی فرد و بهداشت روانی دارد، به بیان حالات درمان افراد و بیان تغییرات و توانایی­های افراد و حالات رضایتمندی افراد از عملکرد های چندگانه تاثیرات زندگی می پردازد(کات، هریسون[1]، 1993؛ نقل از قنبری، 1385).گاهی اوقات کیفیت زندگی معادل رضایت از زندگی افراد تعریف می شود و شامل طیف وسیعی از رضایت افراد از کلیه مسائل زندگی خود می باشد(فلس و پری[2]، 1996؛ نقل از قنبری، 1385).بررسی رضایت افراد از زندگی خود و کیفیت زندگی می تواند فاکتورهای سودمندی درباره مولفه های زندگی  ارائه دهد(ارای، 1996).

 دراین راستا؛در هر نظام تعلیم و تربیت میزان عملکرد تحصیلی دانشجویان و عوامل مرتبط با آن یکی از شاخص­های موفقیت در فعالیت­های علمی است. ارزشیابی مداوم و مستمر عملکرد تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان در طول تحصیل و بررسی عوامل مرتبط با آن یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بهبود کیفیت نظام آموزشی می باشد. توجه به این امر چیزی است که در تمام دنیا در رأس برنامه های توسعه آموزشی مدنظر قرار می گیرد (لیندمن و دوک[3]، 2001). همچنین از جمله مهمترین نگرانی های معلمان، استادان، مسئولان آموزش و خانواده ها، پیشرفت تحصیلی و جلوگیری از افت تحصیلی دانش­ آموزان و دانشجویان است (لوگان، ترجمه رضوی شجاع، 1374). در ایران، این امر از مهمترین مشکلات کنونی نظام آموزشی است و هرساله ده ها میلیارد ریال از بودجه کشور را هدر می­دهد و نیروهای بالقوه و سرمایه های جامعه (نیروی انسانی) بی ثمر می مانند. بنابراین، توجه به عوامل مرتبط با تحصیل دانش­آموزان، از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. 

 از جمله عوامل روانشناختی مهم که باید در دانش­آموزان  و نوجوانان مورد توجه قرار گیرد، خودکارآمدی است. نوجوانان و جوانان به دلیل دوره خاص رشد خود ناچارند با رویدادهای انتقالی بسیاری از نظر زیست شناختی، تحصیلی و اجتماعی روبرو شوند.آنان می­بایست راه حل­هایی برای حل مشکلات و مقابله با آنها بیابند. موفقیت آنان در چالش­های بیشمار این دوره رشد، با خودکارآمدی آنان ارتباط دارد. دانش آموزان نوجوانی که باور ضعیفی به کارآمدی خود دارند، منفعلانه تحت تأثیر این فشارها قرار می گیرند (ریچاردسون[4]، 1999). نتایج پژوهشی حاکی است که بالا رفتن سطح خودکارآمدی باعث افزایش انگیزش تحصیلی می­شود (گلاور و برونتینگ[5]، ترجمة علینقی خرازی، ۱۳۸۳).

   با توجه به موارد گفته شده پژوهش حاضر درصدد آن است که به این سؤال اساسی پاسخ دهد که آیا بین کیفیت زندگی و خودکارآمدی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد؟

1-2-بیان مسئله

         یکی از اهداف و وظایف مهم آموزش و پرورش ایجاد زمینه برای رشد همه جانبه فرد و تربیت انسانهای سالم، کارآمد و مسئول برای ایفای نقش در زندگی فردی و اجتماعی است. از آنجایی که دانش آموزان به عنوان رکن اساسی نظام آموزشی کشور، در دستیابی به اهداف نظام آموزشی نقش و جایگاه ویژه ای دارند، توجه به این قشر از جامعه از لحاظ آموزشی و تربیتی، باروری و شکوفایی هر چه بیشتر نظام آموزشی و تربیتی جامعه را موجب می گردد. از طرف دیگر ارزشیابی مداوم و مستمر عملکرد تحصیلی دانش آموزان در طول تحصیل و بررسی عوامل مرتبط با آن یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بهبود کیفیت نظام آموزشی به ویژه در نظام آموزش و پرورش می باشد. توجه به این امر چیزی است که در تمام دنیا در رأس برنامه های توسعه آموزشی مدنظر قرار می گیرد (لیندمن و دوک[6]، ۲۰۰۱).  یكی از اهداف مهم نظام های تعلیم و تربیت مدرن، پرورش افرادی است كه قادر باشند بر مسائل و مشكلاتشان در زندگی روزمره و در محیط اجتماعی به آسانی غلبه كنند (سلكوك، كالیسكان  وارول[7]، 2007). لذا آنچه در فرایند یادگیری از اهمیت اساسی برخوردار است فراهم آوردن شرایط یادگیرنده و موقعیت یادگیری به گونه­ای است که بهترین دستاوردها حاصل آید. یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر شرایط یادگیرنده خودکارآمدی[8] است. خودکارآمدی از متغیرهای کلیدی در نظریه­ی شناختی اجتماعی بندورا[9] است. مبنای نظری خودکارآمدی در رشته­ها و محیط­های گوناگونی آزمایش شده و از پشتوانه­های فزاینده نظری و تجربی برخوردار است (مادوکس و استانلی[10]، 2002). خودکارآمدی احساسی پایدار و روشن از لیاقت و قابلیت فرد برای کنارآمدن مؤثر با بسیاری از موقعیت­های تنش زا است (شوارتزر و شولز[11]، 2000). خودکارآمدی به احساس عزت نفس و ارزش خود، احساس کفایت و کارآیی در برخورد با زندگی اطلاق می­شود (بندورا، 2004). خودکارآمدی اطمینان به توانایی خود در کنترل افکار، احساسات و فعالیت­ها است و بنابراین روی پیامد اعمال مؤثر است. انتظارات خودکارآمدی بر عملکرد واقعی افراد، هیجانات، انتخاب رفتار و سرانجام میزان تلاش و کوشش که صرف یک فعالیت می­شود مؤثر است (بروان و اینوی، 1978؛ به نقل از سیدآبادی، 1384). برک[12](2000) معتقد است خودکارآمدی فرد، نقش حساسی در بازداری یا پایداری رفتار او در موقعیت­های گوناگون ایفا می­ کند. پارجاس[13](1996) بر این باور است که خودکارآمدی در بهبود مسائل بالینی مانند بیهوده ترسی، افسردگی، مهارتهای اجتماعی و ابراز وجود نقش حیاتی دارد. ول[14] (2004) گزارش کرده است که اگر دانش آموزان باور داشته باشند که با تلاش قابل قبولی می­توانند یاد بگیرند تلاش بیشتری کرده و در مواجه با مشکلات پافشاری بیشتری می­ کنند. همچنین خود را بر مشکل متمرکز کرده و احساس آرامش و خوشبختی بیشتری می­ کنند و از راهبردهای مؤثرتری بهره می­گیرند.

 بنابراین خودکارآمدی یکی از مهم­ترین مؤلفه­ های کسب موفقیت و سازش یافتگی است و در حیطه روانشناسی مثبت جای می­گیرد. کیم و پارک[15] (1999؛ به نقل از مرتضوی، 1383) در پژوهشی نشان دادند که خودکارآمدی با رضایت از زندگی رابطۀ مستقیم دارد. به بیان دیگر کسانی که خود را خودکارآمدتر می­پندارند، علاوه بر کسب موفقیت بیشتر از نظر عملکرد احساس رضایت بیشتری نیز می­ کنند. تایلر، لیتی­تا و دو[16] (2010) در مطالعه­ای دریافتند دانش آموزانی که  خودکارآمدی بالاتری دارند، اهداف چالش انگیز و بالاتری اتخاذ می­ کنند و نسبت به آنها به طور پایدارتری متعهدند. اما دانش آموزانی که خودکارآمدی پایین­تری دارند به آسانی به وسیله موانع یا شکستها دلسرد می­شوند. هیمن[17] (۲۰۰۵)، بیدرمن، مونتاکسم و مایک[18] (۲۰۰۶)، لی و هینشاو[19] (۲۰۰۶)، نیجمی[20] و همکاران (۲۰۰۸) هر کدام در پژوهشهای جداگانه نشان داده اند که مداخله های شناختی- رفتاری بر باورهای خودکارآمدی تحصیلی تأثیر دارد و باعث افزایش آن می شود.

نظام­های آموزشی به شیوه ­های مختلفی می­توانند میزان خودکارآمدی دانش آموزان را افزایش دهند. یکی از این عوامل کیفیت زندگی است. کیفیت زندگی[21] موضوع سلامتی انسان از بدو تولد پیدایش بشر و در طی قرون متمادی مطرح بوده است و هر جا سخنی از آن به میان آمده عمدتاً بعد جسمانی آن در نظر بوده است و کمتر به ابعاد سلامت روانی آن اشاره شده است.

سازمان بهداشت جهانی در سال 1990 ضمن تایید به مسئولان کشورها  در راستای تامین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی جامعه همواره به این مطلب تاکید دارد که هیچ یک از این سه بعد به دیگری برتری ندارد(قنبری، 1385).

اصطلاح کیفیت زندگی به طور معمول به حوزه های متعددی در زندگی فرد  ورای سنجش ساده نشانه ها یا آسیب شناسی عضوی اشاره می کند. این حوزه ها شامل زمینه هایی از شادکامی فردی، ایفای نقش و وضعیت سلامتی است. حوزه اول مواردی مثل ارتباطات رضایت بخش حمایت کننده، کارایی شبکه اجتماعی  و رهایی از نا امیدی را شامل می شود. در حوزه دوم مواردی مثل سازگاری شغلی، انجام تعهدات در خانواده و اوقات فراغت را در بر می گیرد(کات، هریسون[22]، 1993). حوزه سوم وضعیت سلامتی است که بر اساس محدودیت های ایجاد شده در عملکرد فیزیکی و روانی مورد بررسی قرار می گیرد.  کیفیت زندگی ارنباط گسترده ای  با موارد احساسی فرد و بهداشت روانی دارد، به بیان حالات درمان افراد و بیان تغییرات و توانایی های افراد و حالات رضایتمندی افراد از عملکرد های چندگانه تاثیرات زندگی می پردازد( نقل از رفیعی، 1382).

کیفیت زندگی عملاً عبارتی است که تعریف آن مشکل است. به صورت  کلی کیفیت زندگی برای افراد مختلف در موقعیت های مختلف  تعابیر متفاوتی دارد  ولی اصولاً به رضایت افراد از زندگی خود بر  می گردد(ارای[23]، 2000).

کیفیت زندگی بستگی به  تفسیر هیجانی دارد که فرد به رخدادها و حقایق می دهد. کیفیت زندگی به طور خیلی قوی به ذهنیت فرد بستگی دارد. در زمینه خاصی مثل سلامت جسمانی، تغییر پذیری بزرگی میان افراد راجع به ظرفیت روبرو شدن با بیماریهای جسمانی و انتظاراتشان در مورد سلامتی وجود دارد. مفهوم فردی، یک اثر تعیین کننده در ارزیابی فرد در مورد وضعیت سلامتی اش دارد. بنابراین دو فرد با وضعیت کارکرد یا شرایط بهداشتی یکسان می توانند  کیفیت های متفاوتی از زندگی بواسطه این جنبه های ذهنی داشته باشند(مارکوس پی تی فراز، مارک، مری گوچی، و استوسگوی[24]، 2003).

تعداد صفحه :80

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در زنان و مردان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

    دانشگاه آزاد اسلامی  واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روان شناسی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد 

  رشته: روان شناسی   گرایش: بالینی

عنوان:

مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در زنان و مردان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی

نیمسال تحصیلی

١١،١٣۹٣

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

پژوهش حاضر، با هدف مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در مردان و زنان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی صورت گرفته است.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه علّی _ مقایسه ای می باشد. در این پژوهش ١٠۰ نفر از افراد متقاضی جراحی زیبایی که به مراکز درمانی و کلینیک های شهر رشت مراجعه کرده بودند به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند با ١۰٠ نفر از افراد غیر متقاضی که از نظر جنس، تحصیلات با گروه متقاضی همتاسازی شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. اطلاعات پژوهش طی اجرای پرسشنامه های اضطراب اجتماعی (SPIN)، تصور بدنی کش (MBSRQ) و اُمید به زندگی اشنایدر گردآوری شد و با بهره گرفتن از آمار استنباطی تحلیل واریانس چند متغیری MANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: یافته ها نشان داد که ١. بین اضطراب اجتماعی، تصور بدنی و اُمید به زندگی در متقاضیان جراحی زن و مرد با افراد عادی تفاوت معنادار وجود دارد. (01/0 > P ). ٢. به لحاظ اضطراب اجتماعی بین متقاضیان جراحی زیبایی زن و متقاضیان جراحی زیبایی مرد با افراد عادی تفاوت وجود دارد. . (01/0 > P ). ٣. به لحاظ تصور بدنی بین متقاضیان جراحی زیبایی زن و متقاضیان جراحی زیبایی مرد با افراد عادی تفاوت وجود دارد. (01 /0 > P ). ٤. به لحاظ اُمید به زندگی بین متقاضیان جراحی زیبایی زن و متقاضیان جراحی زیبایی مرد با افراد عادی تفاوت وجود دارد. (01 /0 > P ).

کلید واژه ها: اضطراب اجتماعی، تصور بدنی، اُمید به زندگی

فهرست

 مقدمه                                                                                                                                       ١

١-١ بیان مسأله                                                                                                  ٣

١-٢ اهمیت و ضرورت پژوهش                                                                              ٥

١-٣ اهداف تحقیق                                                                                              ٦

١-٣-١ اهداف اصلی                                                                                           ٦

١-٣-٢ اهداف فرعی                                                                                           ٦

١-٤ سوالات تحقیق                                                                                            ٦

١-٤-١ سوالات فرعی تحقیق                                                                                  ٧

١-٥ فرضیه های تحقیق                                                                                        ٧

١-٥-١ فرضیه اصلی                                                                                            ٧

١-٦ تعاریف نظری                                                                                             ٧

١-٦-١ جراحی زیبایی                                                                                         ٧

١-٦-٢ اضطراب اجتماعی                                                                                     ٨

١-٦-٣ تصور بدنی                                                                                             ٨

١-٦-٤ اُمید به زندگی                                                                                          ٨

١-٧ تعاریف عملیاتی                                                                                           ۹

١-٧-١ اضطراب اجتماعی                                                                                     ۹

١-٧-٢ تصور بدنی                                                                                             ۹

١-٧-٣ اُمید به زندگی                                                                                          ۹

فصل دوم

ادبیات پژوهش                                                                                                  ١١

٢-١ اضطراب اجتماعی                                                                                         ١٢

٢-٢ تصویر بالینی از فردی با اختلال اجتماعی                                                              ١٣

٢-٣ تشخیص                                                                                                   ١٧

٢-٤ سبب شناسی                                                                                               ١٨

٢-٥ دیدگاه روان پویشی                                                                                       ١٨

٢-٦ دیدگاه رفتارگرایی                                                                                         ١٨

٢-٦-١ شرطی شدن اضطراب                                                                                 ١٩

٢-٦-٢ شرطی شدن کلاسیک                                                                                  ١٩

٢-٦-٣ شرطی شدن عامل                                                                                      ١٩

٢-٧ دیدگاه شناختی                                                                                            ٢٠

٢-٨ دیدگاه زیست شناختی                                                                                    ٢٣

٢-٩ دیدگاه انسان گرایی                                                                                       ٢٤

٢-١٠دیدگاه اجتماعی                                                                                           ٢۵

٢-١١ جنبه های مختلف اضطراب اجتماعی                                                                  ٢۵

٢-١١-١ جنبه های رفتاری                                                                                     ٢۵

٢-١١-٢ جنبه های شناختی                                                                                    ٢٦

٢-١١-٣ جنبه های بدنی                                                                                       ٢٧

٢-١٢ همه گیر شناسی                                                                                          ٢٧

٢-۱٣ پیشینه تحقیق                                                                                             ٢٨

٢-١٤ جمع بندی پیشینه ی داخلی و خارجی                                                                ٣۵

٢-١۵ تصور بدنی                                                                                               ٣٦

٢-١٦ دیدگاه های روانشناسی اجتماعی درباره تصور بدنی                                                 ٤٠

٢-١٦-١ نظریه فرهنگی اجتماعی تامپسون                                                                             ٤٠

٢-١٦-٢ نظریه تصور از بدن کش                                                                                       ٤٣

٢-١٦-٣ نظریه ی مقیاس اجتماعی                                                                            ٤٦

٢-١٧ دید گاه های مُدرنیستی درباره ی بدن                                                                 ٤٧

٢-١٨ اروینگ گافمن                                                                                           ٤٧

٢-١٨-١ برخی از مفاهیم نظری گافمن                                                                       ٤٨

٢-١٨-٢ داغ ننگ                                                                                               ٤٨

٢-١٨-٣ سندرم سیندرلا                                                                                        ٤٨

٢-١٨-٤ مدیریت تأثیرگذاری                                                                                  ٤٩

٢-١٩ آنتونی گیدنز                                                                                              ٤٩

٢-١٩-١ برخی مفاهیم نظری گیدنز                                                                           ۵٠

٢-١٩-٢ هویت                                                                                                  ۵٠

٢-١٩-٣ جهانی شدن و مخاطره                                                                               ۵١

٢-٢٠ دیدگاه ساختارگرایی درباره بدن                                                                        ۵١

٢-٢٠-١ مری داگلاس                                                                                         ۵١

٢-٢٠-٢بوردیو                                                                                                  ۵٢

٢-٢١دیدگاه پساساختار گرایی درباره ی بدن                                                                ۵٢

٢-٢١-١ ایده ی محوری میشل فوکو                                                                          ۵٢

٢-٢١-٢ فدرستون                                                                                              ۵٣

٢-٢٢ دیدگاه فمنیستی درباره ی بدن                                                                         ۵٣

٢-٢٢-١ نظریه ی خودشی انگاری                                                                            ۵۵

٢-٢٣ پیشینه تحقیق                                                                                             ٥٥

٢-٢٤ جمع بندی پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی                                                        ٦٤

٢-٢٥ اُمید به زندگی                                                                                            ٦٦

٢-٢٦ ابعاد اُمید                                                                                                 ٧٢

٢-٢٧ پیشینه تحقیق                                                                                             ٧٣

٢-٢٨ جمع بندی پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی                                                        ٧۹

٢-٢۹ جراحی زیبایی                                                                                           ٨۰

٢-٣٠ پیشینه تحقیق                                                                                             ٨٤

فصل سوم

روش اجرای پژوهش                                                                                           ۹٥

3-1 پیش درآمد                                                                                                 ۹٦

٣-٢ طرح پژوهش                                                                                              ۹٦

3-3 جامعه و نمونه پژوهش                                                                                   ۹٦

3-4 حجم نمونه و روش نمونه گیری                                                                         ۹٧

٣-٥ ابزار پژوهش                                                                                               ۹٧

٣-٥-1 سیاهه هراس اجتماعی                                                                                 ۹٧

٣-٥-2 پرسشنامه روابط چند بُعدی خود – بدن                                                             ۹٨

٣-٥-3 مقیاس اُمید بزرگسالان اشنایدر                                                                        ١۰١

٣-٦ روش گردآوری داده ها                                                                                   ١٠٢

٣-٧ روش تجزیه و تحلیل داده ها                                                                           

فصل چهارم

٤-١ مقدمه                                                                                                       ١۰٤

٤-٢ یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش                                                               ١۰٤    

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری                                                                                             ١١٢

۵-٢ محدودیت های پژوهش                                                                                  ١١٣

۵-٣ پیشنهادات تحقیق                                                                                         ١١٤

۵-٤ پیشنهادات کاربردی                                                                                       ١١٤

منابع

منابع فارسی                                                                                                     ١١٨

منابع انگلیسی                                                                                                   ١٢۵

جداول مربوط به یافته های جانبی                                                                             ١٣۵

مقدمه:

انسان موجودی زیبا و دوست داشتنی است و تمایل به زیبایی از دیرباز در سرشت انسان ها وجود داشته است (ولپ، 2002). زیبایی گرایش کاملاً طبیعی و مشترک بین تمامی انسان هاست، اما امروزه گرایش به زیبایی به مرحله ظاهر پرستی و خودنمایی رسیده است به طوریکه بسیاری از افراد جامعه با مصرف هزینه های گزاف و قبول عواقب جسمی وروانی و حتی جانی در صدد کسب سهم بیشتری از زیبایی هستند (تیگمن[1]، 2001).

چهره مطلوب، تصور فرد نسبت خود را بهتر می سازد و به او اعتماد به نفس می بخشد و در نتیجه فعالیت های اجتماعی قابل قبول تری شکل می گیرد (جورابچی، 1389). جراحی زیبایی یکی از آخرین دستاوردهای انسانی برای خلق زیبایی است، رشد فزاینده ای داشته است (گیلمن، 1994؛ به نقل از میرساردو و همکاران، 1389).

جراحی زیبایی که جهت بهبود بخشیدن به ظاهر به کار گرفته می شود، تخصصی است که به ترمیم، نگهداری یا بهبود ظاهر فیزیکی فرد از طریق تکنیک های جراحی پزشکی می پردازد و در دهه گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است (سوامی، 2009). براساس آمار منتشر شده در سال 2003، پنج جراحی معمول و رایج زیبایی شامل: لیپوساکشن، افزایش و کاهش حجم سینه، جراحی پلک و جراحی سینه بوده است. و تزریق بوتاکس، برداشتن مو با لیزر، میکُرودرم ابریژن، پیلینگ شیمیایی و تزریق کُلاژن هم به عنوان شایع ترین مُداخلات زیبایی غیر جراحی مطرح شده است (انجمن جراحان پلاستیک آمریکا، 2004).

در قرن بیستم مخصوصاً در چند دهه اخیر برداشت های تازه ای از زیبایی شده است و زیبایی به عنوان مجموعه ای از مؤلفه های چون تناسب اندام، آرایش، پوشش و جذابیت و بی نقص بودن تعریف می شود. امروزه جراحی زیبایی به یکی از دغدغه های انسان تبدیل شده است. طبق گزارش انجمن جراحان پلاستیک آمریکا[2] در سال 2010 بیش از 13 میلیون جراحی پلاستیک در این کشور انجام گرفته است. در یک بررسی ملی در کشور نروژ[3] مشخص شده است که 03/0 از مردان و 07/0 از زنان 65-18 ساله یک نوع جراحی پلاستیک انجام داده اند. در کشور ما از حدود دهه 70 تقاضا برای جراحی زیبایی 080/0 رشد داشته و این آمار در حال حاضر رو به افزایش است .جراحی های زیبایی منحصر به طبقه مُرفه جامعه نیست و از هر طبقه اجتماعی افرادی وجود دارند که بخشی از صورت یا اندام خود را به تیغ جراحان زیبایی سپرده اند. این روند به گونه ای ادامه یافته که مردم ایران در کنار کشورهای ترکیه و برزیل در رده های نخست میزان جراحی های جهان قرار دارند.

ظاهر که برای خود شخص و دیگران دیدنی و نمایش دادنی است، می تواند به منزلۀ نشانه ای برای کنش به کار رود. در نتیجه بدن نه تنها موجودیتی ساده، بلکه وسیله ای برای کنار آمدن با اوضاع و احوال بیرونی است و حالات چهره و حرکات بدن، محتوای اساسی نشانه هایی است که ارتباطات روزمرۀ افراد مشروط به آنهاست و برای آن که بتوانند نظارتی مداوم و موفق بر چهره و بدن خود اعمال کنند، جنبه ای را نمایان می کنند که برای همگان پذیرفتنی باشد (آزادارمکی، 1381). نکه بتوانند نظارتی مداوم و موفق بر چهره خود اعمال کنند، آ

ظاهر فیزیکی قسمت مهمی از تصویر بدنی است زیرا اولین منبع اطلاعاتی است که دیگران برای تعاملات اجتماعی با افراد از آن استفاده می کنند. بدن قابل مشاهده ترین قسمت خود و خودآگاهی فرد است. تصویر بدنی تجسم درونی ظاهر بیرونی فرد است که این بازنمایی ابعاد جسمانی، ادراکی و نگرشی را در بر می گیرد. ابعاد اصلی این نگرش شامل مؤلفه های ارزیابی، سرمایه گذاری فرد در برخورد با طرحواره های ظاهر و عواطف است که اهمیت ظاهر درونی سازی شده را نمایان می سازد (یاکبسن، 1967؛ قلعه بندی، 1390).

دانشمندان علوم اجتماعی در یافته اند که مردم، زیبایی ظاهری با ویژگی های شخصیتی پسندیده همچون، هوش، شایستگی، دلپذیر بودن و پذیرش اجتماعی ربط می دهند. و جراحی زیبایی بیشتر برای از میان بردن ناخشنودی از ظاهر خود و گاهی افزایش عزت نفس انجام می دهند (قلعه بندی و همکاران، 1381). زیرا عزت نفس پائین و احساس نداشتن جذابیت فیزیکی و جنسی در افراد، احتمال گرایش افراد را به انجام جراحی فیزیکی افزایش می دهد (بشارت، 1386).عزت نفس پائین و تصویر بدنی منفی معمولاً استرس هایی را برای فرد به دنبال می آورد که فرد برای مقابله با آنها راهبردهای خاصی را به کار می گیرد (محمدپناه و همکاران، 1391).

ظاهر بخشی از هویت فرد است و در موقعیت های اجتماعی بلافاصله در برخورد با دیگران نمایان می شود، بنابراین اهمیت این سازه شخصیتی بسیار بارز است (سوامی و همکاران، 2009).

تلفیق زیبایی با دستاوردهای صنعتی و پزشکی باعث شده است زیبایی تنها یک مشخصه طبیعی و زیستی نباشد و ویژگی اکتسابی پیدا کند (وبستر، 1983). امروزه جراحی زیبایی به عنوان یکی از شایع ترین جراحی در سطح جهان مطرح است که میزان بهره گیری از آن رو به فزونی است (هوانگ، 2004). همانند دیگر تخصص ها در پزشکی، مداخله های جراحی زیبایی نیز باید قبل از آن که بر روی بیماران اعمال شوند، تحت کار آزمایی های بالینی دقیقی قرار بگیرند، مرز بین نوآوری در جراحی و آزمایش بر روی انسان مرز مبهمی است و همیشه با تأکید برحفاظت از سلامت و تندرستی بیماران است.
تاثیر پیشرفت های تکنولوژی های زیبایی بر بدن افراد و تلاش های افراد برای کنترل بر بدن هایشان و مالکیت داشتن نسبت به بدن خود باعث شده است در سال های اخیر افراد به ویژه زنان به یکی از مصرف کنندگان دائمی این تکنولوژی ها بدل شوند. این امر سبب شده است افراد به طور خاص درد کشیدن و به طور عام سلامت خود را از دست دهند. از اهداف اصلی این پژوهش مقایسه اضطراب اجتماعی  ، تصور از بدن و امید به زندگی در افراد متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی است. در این مقاله از روش علی مقایسه ای و نمونه گیری هدفمند استفاده شده است.

11 بیان مسأله اساسی:

اضطراب اجتماعی اساساً ترس از مورد نظاره دیگران واقع شدن است. این ترس، ممكن است تا حدودی ذاتی بوده باشد. اما وقتی نگاه دیگران، چه به عمد (واقعی) و چه با تصور فرد (خیالی) در موقعیتهای خــاص ناراحتی فوق العاده ایجاد كند، نتیجه آن «اضطراب اجتماعی» است؛ اضطراب اجتماعی به این معنی كه نگاه دقیق دیگران همیشه به نوعی وجود دارد. مورد مضحكه واقع شدن به صورت پنهان وجود دارد. پشت این ترس ، نیز «ترس از عملكرد» ، یعنی ترس از اینكه شخص قادر به ایفای نقش خود نباشد و یا كنترل خود را در مقابل نگاه دیگران از دست بدهد، وجود دارد.ترس از عملكرد غالباً موجب همان چیزی می شود كه شخص، بیش از همه از وقوع آن می ترسد؛ یعنی عملكرد معیوب. مثلاً سخنران وحشتزده نمی تواند هیچ كلمه ای را بر زبان آورد. در بعضی موارد ، اضطراب اجتماعی به خاطر آن است كه مبادا دیگران ، اضطراب اجتماعی او را ببینند؛ مانند سرخ شدن یا لرزش اندام (دانلد گودوین ، 1373) . این اضطراب اجتماعی كه با ترس مداوم از تعامل یا انجام عملی در موقعیت های اجتماعی كه ناشی از نگرانی از هول شدن، تحقیر شدن یا ارزیابی منفی دیگران است، مشخص می شود، اغلب یك حالت مزمن و ناتوان كننده است (اسچنیر[4] و همكاران ، 1992؛به نقل از غلامی، 1384). یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر رفتار تصور بدنی می باشد مفهوم تصور بدنی اولین بار توسط شلدر مطرح شد وی تصور بدنی را با یک چشم انداز روانشناسانه اینگونه تعریف نموده است: (تصویری از بدنمان که در ذهنمان شکل می دهیم و شیوه ای که بدن برایمان آشکار می شود، تصور بدنی یک فرایند شناختی نیست بلکه خواسته ها، نگرش های عاطفی و کنش متقابل با دیگران را منعکس می سازد). «شلدر 1950» این مفهوم یک سازه پیچیده است که دارای دو بُعد اصلی سرمایه ی تصور بدنی و ارزیابی تصور بدنی است، که سرمایه ی تصور بدنی به بازتاب درجه اهمیت رفتاری و شناختی که مردم به بدن و ظاهرشان نسبت می دهند می پردازد و ارزیابی تصور بدنی به درجه رضایت و نارضایتی از بدن و ظاهرشان مربوط می شود (کش و پروژنسکی 2002). شکل گیری این دو بُعد، راهبردهای کنش/کنش متقابل افراد در پیوندهای اجتماعی مرتبط با بدن و یا ظاهر فیزیکی آنان را معلوم می کند.تصور بدنی تجربه ی روانشناختی از جسم فیزیکی است که افکار، عقاید، احساسی و نگرشی تغییر می کند تصور بدنی و احساسی که افراد به خود دارند رفتار آنان را تحت تأثیر قرار می دهد.  با توجه به آنچه که گفته شد داشتن امید به زندگی باعث آسان شدن سختی ها وتقویت روحیه می گردد. به عبارت دیگر انسان برای هر عملی باید انگیزه و هدفی داشته باشد و داشتن امید بیشتر، احتمال موفقیت در کارها به خصوص کارهای سخت و دشوار را بیشترمی سازد. یکی از کارهایی که سبب بالا رفتن امید به زندگی در مردم می شود، برقراری روابط عاطفی و دوستانه با دیگران می باشد که زندگی انسان را از بی معنایی خارج نموده و سبب ایجادآرامش درونی وتعادل روحی می گردد(یوسفی،1389). از سوی دیگر امروزه جراحی زیبایی به یکی از دغدغه­های انسان تبدیل شده است. میزان جراحی پلاستیک در سال 2005 در ایالات متحده­ی آمریکا در حدود 2/10 میلیون بوده که در سال 2007 به 7/11 میلیون افزایش یافته است. افراد به طور فزاینده نیاز درونی را برای همانندسازی ظاهرشان با مدل­های زیبایی خاص به عنوان یک عُرف اجتماعی احساس می­ کنند (مولکنز و همکاران[5]،2006). با این وجود، فهم حد و مرز بین آرزوی رایج برای بهبود ظاهر یک شخص و روان­رنجوری، بسیار مهم است. نارضایتی افراطی از ظاهر ممکن است حالات روانی بیمارگونه را پنهان کند و غفلت از آن ممکن است عواقب پزشکی جدی را به همراه داشته باشد . افرادی که متحمل جراحی­های زیبایی می­شوند اغلب اوقات به دلیل اضطراب بالا و فقدان تصورات مثبت از خود، بدریختی بدنی یا کسب توجه عمومی، تن به این کار می­دهند  و داشتن منبع کنترل پایین و احساس نداشتن جذابیت فیزیکی و جنسی در افراد، احتمال گرایش آن­ها را به انجام جراحی­های پلاستیک افزایش می­دهد (پین و همکاران[6]،2008). تصویری بدنی و زیبایی که شخص به دنبال آن است بیانگر نگرش فرد از خود همراه با احساسات و افکاری است که می تواند تغییر دهنده رفتار و در شرایط گونگون در جهات مثبت یا منفی باشد و این زیبایی که افراد در شرایط گوناگون به دنبالش می رود می تواند تحت تأثیر عوامل متعددی باشد.

از این رو باورهای افراد در مورد توانایی هایشان بر میزان فشار روانی و افسردگی که در موقعیت های تهدیدزا یا استرس زایی تجربه می کنند اثر می گذارد. افرادی که می توانند تهدیدها یا فشارهای روانی بالقوه را کنترل کنند شناخت های آشفته ساز را به خود راه نمی دهند و به وسیله آنها آشفته نمی شوند در مقابل فقدان باورهای امید به زندگی برای کنترل تهدیدهای بالقوه به تجربه فشار و برانگیختگی اضطرابی می شود .(بندورا[7]،1993 به نقل از معتمدی،1383). اُمید به زندگی پایین می تواند انگیزش را نابود کند آرزوها را کم کند با تواناییهای شناختی تداخل نماید و تاثیر نامطلوبی بر سلامت جسمانی بگذارد از این رو می توان انتظار داشت که  تصور بدنی به نوعی با احساس اُمید به زندگی ارتباط داشته باشد. به نظر می رسد حرکت کارآمد افراد به سمت هدفهای فرد علت تغییرهای مثبت در اُمید به زندگی و خوشبختی آنهاست و به طور کلی تلاش برای هدفهای درونی باعث کاهش اضطراب اجتماعی می شود (رایان و دی سی،2000). در این راستا محقق ضرورت انجام پژوهش با چنین طرحی را احساس نمود و بر همین مبنا در این پژوهش این سوال را مطرح می كند كه آیا بین اضطراب اجتماعی ، تصور بدنی با امید به زندگی در مردان و زنان متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی تفاوت معنی داری وجود دارد؟

تعداد صفحه :157

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه  رابطه هوش هیجانی با رضایت شغلی و منزلت اجتماعی پلیس شهر کرمانشاه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه

دانشکده علوم انسانی گروه روانشاسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی (M.A)

گرایش عمومی

عنوان

 رابطه هوش هیجانی با رضایت شغلی و منزلت اجتماعی پلیس شهر کرمانشاه در سال1394

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

فصل اول: کلیات تحقیق

مقدمه: 3

بیان مساله: 9

اهمیت وضرورت انجام پژوهش: 10

اهداف پژوهش12

اهداف اصلی: 12

اهداف فرعی: 12

فرضیه های پژوهش: 12

تعاریف (مفهومی، عملیاتی) 12

تعریف مفهومی پلیس( نیروی انتظامی): 12

تعریف عملیاتی پلیس: 13

تعریف مفهومی هوش هیجانی: 13

تعریف عملیاتی هوش هیجانی: 13

تعریف مفهومی رضایت شغلی: 13

تعریف عملیاتی رضایت شغلی: 14

تعریف مفهومی منزلت اجتماعی: 14

تعریف عملیاتی منزلت اجتماعی: 14

فصل دوم:  پیشینه پژوهش

مقدمه. 16

هوش و تعریف آن: 18

برداشت روان شناسان از کلمه هوش18

چهار مهارت هوش هیجانی (عاطفی) یا هوش اجتماعی: 20

مؤلفه های بنیادی هوش هیجانی(عاطفی): 20

خودآگاهی ( Self Awareness) : 20

خودگردانی(Self Management) یا مدیریت عواطف( Managing Emotions ): 21

مهارتهای اجتماعی (Social Skills  ): 21

اندازه گیری هوش22

نظریه هوش های هشتگانه ی گاردنر. 23

از هوش کلامی تا هوش طبیعی: 23

هیجان. 24

تعریف هیجان: 24

هیجان خواهی: 26

ابراز هیجانها : 27

ابعاد هیجان : 27

مغزو هیجان: 29

دستگاه عصبی و هیجان: 30

نظریه های هیجان: 31

اصول اساسی نظریه های کلاسیک33

مدارهای عصبی و انتقال دهنده های عصبی.. 34

هوش هیجانی.. 36

تعاریف هوش هیجانی.. 36

تاریخچه هوش هیجانی.. 41

اهمیت کاربرد هوش هیجانی در زندگی روزمره 43

اهمیت توجه به هوش هیجانی در محیط کار. 44

هوش هیجانی و سلامت.. 44

راهکارهای ارتقاء هوش هیجانی.. 45

رضایت شغلی.. 46

تعاریف مختلف رضایت شغلی.. 46

رابطه هوش هیجانی با رضایت شغلی.. 48

رابطه ی مهارتهای ارتباطی و رضایت شغلی.. 49

منزلت اجتماعی.. 50

منزلت اجتماعی پلیس50

مبانی نظری منزلت اجتماعی پلیس51

نقش منزلت اجتماعی بر روند زندگی افراد جامعه. 53

مرور ادبیات و سوابق مربوطه. 54

پیشینه داخلی پژوهش54

پژوهش های خارجی.. 58

فصل سوم: روش پژوهش

روش پژوهش64

جامعه آماری.. 64

ابزارهای گردآوری داده ها 65

روایی و پایایی : 66

نمره گذاری : 67

روش اجرای پژوهش67

روش آماری و تجزیه و تحلیل داده­ها 67

فصل چهارم: یافته های پژوهش

یافته های پژوهش69

 آمار توصیفی.. 69

آمار استنباطی (آزمون فرضیه ها) 72

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

تفسیر نتایج.. 78

محدودیتهای پژوهش83

 پیشنهادات.. 83

الف: پیشنهادهای پژوهشی.. 83

ب:پیشنهادهای کاربردی.. 84

منابع. 85

مقدمه:

مدیریت یك سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقاء و رشد در محیط­های جدید، ویژگی­های خاصی را می­طلبد كه عموماً مدیران برای پاسخ به آن­ها با مشكلات بسیاری مواجه می­شوند. روزه علم، به قدرت و نفوذ هیجان­ها در حیات ذهنی انسان پی برده است و در حال كشف و تبیین جایگاه هیجان­ها و احساسات در فعالیت­ها، رفتارها و حركات انسانی است .یكی از مهم­ترین خصیصه­ها كه می ­تواند به مدیران در پاسخ به این تغییرات كمك كند، هوش هیجانی است.(مجتبی طبری، مهرناز قربانی ،1388)

هوش هیجانی دستاوردی تازه در علم روانشناسی است كه به تازگی به عرصه مدیریت نیز وارد شده و مشتمل بر درك و شناسایی احساسات و عواطف در اشخاص و استفاده از این ادراك برای اتخاذ تصمیم­های مناسب در زندگی روزمره می­باشد.

در گذشته هرگز كلماتی مانند هرج ومرج و عدم قطعیت در سرلوحه فعالیت­های تجاری قرار نداشت، اما امروزه بسیاری از سازمان­ها تحت تأثیر آشوب­های محیطی هستند. در مداوای یك سازمان بیمار حتماً باید به شرایط محیطی، اقتضائات و كاركنان توجه كافی داشت. هر مدیر باید بتواند از طریق افراد به اهداف سازمانی برسد. سالهاست به مدیران می­آموزند كه توانایی آن­ها برای دستیابی به اهداف، رابطه مستقیم با توانایی آن­ها با برانگیختن افراد اطراف خود دارد. این امر امروزه اهمیت بیشتری یافته است. زیرا مسائل انسانی، ارتباطات و روابط بین مدیر و كاركنان افزایش یافته است. در رویكرد جدید مدیریت فرهنگ سازمانی، كارتیمی و نحوه همكاری مدیر با دیگران اهمیت خاصی داردو مدیرانی مدنظر سازمان­ها هستند كه از توانمندی­های اجتماعی و مهارت­های ارتباطاتی برخوردار باشند، شنونده و سخنگوی خوبی باشندو با درك احساسات خودو دیگران در بیان و انتقال احساسات به خوبی عمل كنند و محیطی با نشاط ایجاد كنند كه در آن افراد رشد یابند.

سازمان نیروی انتظامی یکی از سازمان­های مهم وتاثیر گذار در جامعه بوده است. هدف آن مانند بقیه سازمان­ها، ایجاد بهره­وری است از جمله عوامل بهروری در سازمان­ها، نیروهای شاغل در آن هستند. (حاجی عمو عصار،1378)

در نیروی انتظامی نیز به مثابه همه سازمان­ها نیروهای انسانی، سرمایه ­هایی پُر اهمیت تلقی می­شوند که مدیران، برای ارتقاء توانمندی­ها و کارایی­های آنان سرمایه گذاری­های زیادی را انجام می­ دهند و برخی از این سرمایه گذاری­ها با هدف ارتقاء رفتار سازمانی این نیروهاست.

مطالعات روانشناسان نشان داده است که رفتارهای سازمان نظیر تعهد سازمانی؛ فرسودگی شغل؛ سبک رهبری و نظایرآن­ها؛ بر بهره­وری تأثیرات نیرومندی دارند.(مدنی،1384) با توجه به اهمیت نقش سازمان­های انتظامی در ایجاد و تقویت امنیت اجتماعی، وجود این مؤلفه­ها بر نیروی شاغل در سازمان انتظامی و نظامی از اهمیت بیشتری برخوردار است.

کارکنان نیروی انتظامی همانند همه افراد در معرض عوامل استرس­زای محیط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی قرار می­گیرند و علاوه بر آن با استرس­های شغلی فراوان روبرو هستند بنابراین توجه به نیاز­های آنان می ­تواند در افزایش بهره­وری این گروه تأثیر زیادی داشته باشد.

شاید مردم در ذهن خود تصور قالبی بسیاری از پلیس داشته باشند اما این تصورات قالبی پس از هر برخورد با یک مامور پلیس ممکن است از میان رفته و یا تقویت شود. هر برخورد با پلیس ممکن است تأثیرات مثبت و یا منفی بر روابط میان پلیس و جامعه داشته باشد.

براساس تحقیقات مشخص شده است که هوش شناختی نمی ­تواند معرف ظرفیت کلی هوش افراد باشد پس در اینجا چیزی به نام هوش هیجانی و نحوه بروز آن از طریق مهارت­های ارتباطی می ­تواند نه تنها موفقیت شغلی، بلکه موفقیت در اکثر زمینه­ها را برای فرد به ارمغان بیاورد. در تحقیقات صورت گرفته راجع به رضایت شغلی مشخص شده کسانی که هوش هیجانی و ضریب عاطفی بالایی برخوردارند با آمادگی و مهارت بیشتری در جامعه حضور پیدا می­ کنند و از رضایت شغلی پایداری برخور دارند. (زکی الف، 1385)

نتایج حاصله از تحقیقات نشانگر آن است که هوش هیجانی یکی از توانمندی­هایی است که با موفقیت شغلی ارتباط دارد. از طرف دیگر یکی از مساعل مهم و قابل تأمل در ارتباط با هوش هیجانی رضایت شغلی است، رضایت شغلی نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط کاری است هیچ صاحب نظری این ادعا را رد نمی­ کند که نارضایتی کارکنان بر روحیه کاری آنان و بهره­وری سازمان اثر منفی دارد، در این بین ارتباطات مؤثر فعالیتی اجتناب ناپذیر و الزام­آور برای زندگی فردی، گروهی، سازمانی و جمعی در تمام جوامع بشری است و از عناصر کلیدی مهم بین افراد یک گروه به شمار می­رود. (میر سپاسی، 1373)

هود[1](2006) در پژوهشی تحت عنوان «منزلت اجتماعی پلیس» نشان داده است که بین اقتدار پلیس و منزلت اجتماعی آن رابطه­ معناداری وجود دارد. منظور او از اقتدار، قدرت و توان پلیس در به سامان رساندن ماموریت­ها و مداخله­ی مؤثر و کارآمد در جرائم اجتماعی است. همچنین هود از پژوهش جامعی یاد می­ کند که نشان داده است بین میزان شیوع کجروی­ها و جرایم اجتماعی در جامعه و میزان شأن و منزلت اجتماعی پلیس، همبستگی معکوس معنا­­داری وجود دارد. به زعم او «زمانی که جرائم و کج­روی­ها در جامعه رواج می­یابند، مردم اعتمادشان را به پلیس و نها­دهای امنیتی از دست می­دهند، به همین سبب در چنین شرایطی منزلت اجتماعی پلیس و نهادهای امنیتی به شدت تقلیل می­یابد».

در چند سال اخیر نیز برخی از محققان، پژوهش­های خود را معطوف به بررسی رابطه­ احساس امنیت[2]، نشاط[3]و شادابی شهروندان با منزلت اجتماعی پلیس نموده ­اند. به عنوان مثال ارجایل[4] (2000) نشان داده است که با افزایش احساس نشاط شهروندان یک جامعه، بر میزان ارج و احترامی که آنان برای پلیس قائل می­شوند افزوده می­گردد. او در تبعیین این یافته اذعان نموده است که مردم یک جامعه، بخشی از ایمنی، شادابی و آسودگی خاطر خویش را حاصل تلاش های حرفه­ای و اقدامات ماهرانه­ی پلیس می­دانند، به همین سبب وقتی نشاط آنان فزونی می­یابد ارج و احترام فزون­تری برای پلیس قائل می­شوند. گذشته از آن، شواهد زیادی وجود دارد که نشان می­دهد (برای مثال کار ترجمه­ی پاشا شریفی و نجفی زند، 1385) شهروندان برخور­دار از سلامت و نشاط بالا، نگرش مطلوبی به اقشار و گروه­های مختلف اجتماعی به ویژه پلیس دارند و آنان را دارای ارج و منزلت بالا می­دانند. گذشته از آن، با کاهش کج روی در جامعه، بر سطح نشاط مردم افزوده می­شود و در نتیجه بر منزلت پلیس افزوده می­شود. (محسنی، 1386)

منزلت و اعتبار پلیس در ذهن مردم ناشی از اعمال و ظاهر پلیس نیز می­باشد. آنگونه که شیهان[5] تأکید می­ کند تصویری که یک مامور پلیس از خود نشان می­دهد بخش مهمی از قدرت و اقتدار آن افسر است. (شیهان، 1994) پیلانت نیز اشاره می­ کند: وضعیت ظاهری می ­تواند در امور و اجرای قانون همه چیز باشد. افسری که ظاهرش مثل یک رختخواب مرتب نشده است هرگز تصویری از اطمینان و اقتدار در ذهن کسی که اخیرا به خانه­اش دستبرد زده شده یا وسیله نقلیه او را برده­اند به وجود نمی­آورد. (پیلانت[6]، 1992)

بنابراین ویژگی­های ظاهری پلیس یکی از عوامل اثر گذار بر منزلت پلیس است، قدرت و اقتدار پلیس نیزاز جمله عوامل مهم در شأن و منزلت پلیس است. زیرا از این نهاد انتظار می­رود که با خشن­ترین مسائل جامعه نظیر قاچاق، قتل، سرقت مسلحانه و …..دست وپنجه نرم کند. اگر در مقابله با ناهنجاری­های اجتماعی به طور کلی موفقیت آمیز عمل کند آنگاه این قدرت و اقتدار پلیس تبدیل به مأمنی برای شهروندان در جهت حفظ نظم و امنیت جامعه می­شود و برآیند این پدیده نگرش مثبت به پلیس و افزایش­شأن وحیثیت اجتماعی پلیس خواهد بود.

کار پلیس چیزی بیش از دستگیری مجرمان و کاری پیچیده و خسته کننده است که مستلزم داشتن طیف گسترده­ای از توانایی­ها و مهارت­های سطح بالا می­باشد. (پیس[7]،1991) به گفته کلاکرز[8] دخالت پلیس در بیش از 90 درصد مشکلاتی که به آن­ها رسیدگی می­ کند؛ در پاسخ به درخواست شهروندان است. (کلاکرز، 1991)

بیشتر فعالیت­های پلیس هیچ ربطی به اجرای قوانین کیفری ندارد­؛ بلکه نوعی خدمت به جامعه است. این خدمت شامل: حفظ صلح و آرامش؛ جلوگیری از خودکشی؛ جستجو برای یافتن کودکان گمشده و یا فراری؛ حل و فصل منازعات و پیشگیری از وقوع جرم می­باشد. بنابراین جامعه و پلیس؛ متکی به یکدیگرند و در این میان منزلت و اعتبار اجتماعی پلیس؛ نقش به سزایی را ایفا می­نماید؛ زیرا اگر اعتبار و حیثیت دستگاه کارگزار امنیت در نزد افکار عمومی مخدوش و متزلزل گردد و اگر اعتماد مردم نسبت به صحت عمل و حسن نیت نیروی انتظامی از میان برود نتیجه­ای جز ضعف ناجا و باز شدن دست تبهکاران برای اقدامات خلاف کارانه و مجرمانه نخواهند داشت.

به منظور حفظ سلامت یک کشور ضروی است نیازهای ماموران پلیس آن کشور و عواملی که بر رضایت شغلی آن­ها تاثیر گذار است مورد شناخت وبررسی قرار بگیرد. نیروهای پلیس یکی از مهمترین مشاغل را عهده­دار می­باشند که نیازمند تعهد شخصی، تماس مستقیم با مردم و تمرکز بر رفاه وآرامش در جامعه است. هم چنین کار آن­ها خطرناک بوده و نیازمند عهدو کار فشرده است، بنابران برای نیروهای پلیس بسیار سخت است که در صورت نارضایتی بتوانند به طور مؤثر انجام وظیفه کرده و درکارشان موفق باشند. رضایت شغلی وسطح روحیه نیروهای پلیس به وضوح تأثیر بسیار زیادی برکارکرد آن­ها دارد. رضایت شغلی هم چنین یکی ازملزومات تعامل مثبت ومؤثر بین پلیس ومردم است علاوه بر این­ها از آنجا که اصلی­ترین وظایف پلیس حفظ امنیت وسلامت در جامعه است پس بنابراین رضایت شغلی آن­ها مسأله بسیار مهمی برای بررسی می­باشد.(شهبازی، عنصری، جواهری، 1388) 

رضایت شغلی منعکس کننده­ نحوه نگرش و احساس کلی اعضاء نسبت به مشاغل و محیط کاریشان می­باشد که با توجه به بررسی رفتارو نظرات افراد می­توان استنباط نمود آن­ها از رضایت شغلی برخوردارند یا خیر.

کینزبرگ[9]و همکارانش، (1951) از دو نوع رضایت شغلی نام برده­اند: 1- رضایت درونی: که از دو نوع منبع حاصل می­گردد: اول احساس لذتی که انسان صرفاً از اشتغال به کار وفعالیت عایدش می­شود. دوم لذتی که براثر مشاهده پیشرفت یا انجام برخی مسئولیت­های اجتماعی و به ظهور رساندن توانائی­ها و رغبت­های فردی به انسان دست می­دهد.2- رضایت بیرونی: که با شرایط اشتغال و محیط کار ارتباط دارد و هرلحظه در حال تغییر وتحول است. رضایت درونی پایدارتر از رضایت بیرونی است و رضایت کلی نتیجه تعامل بین این دو است.

افرادی که از شغل خود راضی­ترند سلامت جسمی وروانی بالاتری دارند و از زندگی خویش نیز خشنود­تر هستند. اما در مقابل نارضایتی شغلی موجب ایجاد احساس تشویش و اضطراب، بروز بیماری­های گوناگون، بالا رفتن غیبت­های کاری، ترک خدمت، پایین آمدن تولید، کم­کاری­های عمدی، کاهش بهره­وری سازمان و… می­گردد.(از کمپ، ترجمه­ی ماهر،1370)

هوش هیجانی به دلیل کاربردهایی که دارد، از جایگاهی ویژه برخوردار است.  بخصوص در مورد کارکنان پلیس، بسیار مفید می­باشد. هوش هیجانی به پلیس کمک می‌کند تا در موقعیت‌های تهدید کننده و خطرناک، واکنش مناسب­تری برای نجات خود انجام دهند. همچنین با کمک هوش هیجانی می­توانند به ریشه‌های غم و شادی در خود پی­ببرند و آن را مدیریت کنند. حساسیت و هوش هیجانی بالاتر کمک می‌کند تا نیازهای دیگران را درک کنند و حداقل با همدلی به آن­ها کمک کنند و با کنترل بر احساسات خود، حس مسئولیت­ پذیری را در خود تقویت کنند. در مجموع هوش هیجانی به آنان کمک می‌کند تا یادگیری بهتری داشته باشند و خوشحال­ترو سالم­ترو موفق­تراز دیگران باشند. (سایت پزشکان بدون مرز، اهمیت هوش هیجانی وضرورت آن)

همچنین متون علم مدیریت بر این باور هستند که رهبران و مدیران با هوش­های هیجانی بالاتر، توان بیشتری برای هدایت سازمان تحت کنترل شان دارند.  یافته‌های جدید نشان می‌دهد کارکنانی که دارای وجدان کاری و احساس­وظیفه شناسی بالایی هستند اما فاقد هوش هیجانی واجتماعی هستند در مقایسه با کارکنان مشابهی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، عملکرد ضعیف­تری دارند. (سایت اطلاع رسانی صنعت، هوش هیجانی یک مهارت مدیریتی)

تعداد صفحه :102

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

 دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

دانشکده علوم تربیتی

پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)

در رشته روان‌شناسی عمومی

عنوان:

رابطه بین مهارتهای ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

شهریور 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان           صفحه

چکیده. 1

فصل یکم: کلیات پژوهش

1-1 مقدمه. 3

1-2 بیان مساله. 4

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش…. 8

1-4 اهداف پژوهش…. 9

1-4-1 اهداف فرعی.. 9

1-5 فرضیه‌های پژوهش…. 9

1-6 متغیرهای پژوهش…. 9

1-7 تعریف متغیرها 10

1-7-1 تعاریف نظری.. 10

1-7-2 تعاریف عملیاتی.. 10

فصل دوم: ادبیات نظری و پیشینه پژوهش

2-1 مقدمه. 12

2-2 مهارت‎های ارتباطی.. 12

2-2-1-تعریف ارتباط.. 12

2-2-2- ویژگی‌های ارتباطات… 15

2-2-3 عناصر و اجزای ارتباط.. 19

2-2-4 انواع ارتباطات… 20

2-2-5 موانع ارتباطات… 20

2-2-6 تفاوت‌های قدرت به‌عنوان مانعی در ارتباطات… 23

2-2-7 تفاوت ارتباطات در عصر گذشته با عصرحاضر. 25

2-2-8 مدل‌های ارتباطات… 26

2-2-9 مهارت‎های ارتباطی.. 27

2-2-9-1 تعریف مهارت‎های ارتباطی.. 27

2-2-9-2 انواع مهارت‌های ارتباطی.. 28

2-3 هوش هیجانی.. 30

2-3-1 هیجان و هوش هیجانی.. 30

2-3-2 رابطه هیجان با تفکر. 31

2-3-3 اساس زیستی و هوش هیجانی.. 31

2-3-4 تاریخچه هوش هیجانی.. 33

2-3-5 تئوری هوش هیجانی و هوش معنوی سالووی و مایر. 34

2-3-6 مفاهیم اساسی هوش هیجانی و هوش معنوی از دیدگاه مایر و سالووی.. 35

2-3-7 تئوری هوش هیجانی و هوش معنوی گلمن.. 35

2-3-8 مفاهیم اساسی هوش هیجانی از دیدگاه گلمن.. 36

2-3-8-1 مؤلفه‌های خودآگاهی.. 36

2-3-8-2 مؤلفه خود تدبیری.. 36

2-3-8-3 مؤلفه خود انگیزی.. 37

2-3-8-4 مؤلفه همدلی.. 37

2-3-9 هوش هیجانی از دیدگاه بار-اون. 38

2-3-10 آموزش و یادگیری هوش هیجانی.. 39

2-4 هوش معنوی.. 40

2-4-1 هوش… 40

2-4-2 معنویت… 41

2-4-3 هوش معنوی و مؤلفه‌های آن. 42

2-4-4 رشد هوش معنوی.. 46

2-4-5 هوش معنوی و سلامت روانی.. 48

2-5 چارچوب نظری پژوهش…. 50

2-6 پیشینه پژوهشی.. 51

2-6-1 پیشینه خارجی.. 49

2-6-2 پیشینه داخلی.. 52

فصل سوم: روش‌شناسی پژوهش

3-1 مقدمه. 57

3-2 روش پژوهش…. 57

3-3 جامعه آماری.. 57

3-4 برآورد حجم نمونه و روش نمونه‌گیری.. 57

3-5 روش گرد‌آوری اطلاعات… 57

3-6 ابزار اندازه‌گیری.. 58

3-6-1 پرسشنامه مهارت‌های ارتباطی.. 58

3-6-2 پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون. 58

3-6-3 پرسشنامه هوش معنوی.. 60

3-6 روش تجزیه‌وتحلیل اطلاعات… 61

فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل یافته‌های پژوهش

4-1 مقدمه. 63

4-2 آمار توصیفی.. 63

4-2-1 توزیع فراوانی ویژگیهای جمعیت شناختی.. 64

4-2-1-1 توزیع فراوانی سن آزمودنی‎ها 64

4-2-1-2 توزیع فراوانی جنسیت آزمودنی‎ها 65

4-2-1-3 توزیع فراوانی تحصیلات آزمودنی‎ها 66

4-2-1-4 توزیع فراوانی وضعیت تأهل آزمودنی‎ها 67

4-2-2 شاخص‌های توصیفی متغیر مهارت‌های ارتباطی.. 68

4-2-3 شاخص‌های توصیفی متغیر هوش هیجانی.. 68

4-2-4 شاخص‌های توصیفی متغیر هوش معنوی.. 69

4-3 آمار استنباطی.. 69

4-3-1 فرضیه 1. 69

4-3-2 پیش‌بینی تغییرات مهارت‌های ارتباطی بر اساس هوش هیجانی.. 70

4-3-2-1 معادله خط رگرسیون هوش هیجانی و مهارت کلامی.. 71

4-3-3 فرضیه 2. 72

4-3-4 فرضیه 3. 73

4-3-5 پیش‌بینی تغییرات مهارت کلامی بر اساس مولفه‌های هوش هیجانی.. 74

4-3-5-1 معادله خط رگرسیون مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت کلامی.. 75

4-3-6 پیش‌بینی تغییرات مهارت شنودی بر اساس مولفه‌های هوش هیجانی.. 76

4-3-6-1 معادله خط رگرسیون مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت شنودی.. 80

4-3-7 پیش‌بینی تغییرات مهارت بازخوردی بر اساس مولفه‌های هوش هیجانی.. 80

4-3-7-1 معادله خط رگرسیون مولفه‌های هوش هیجانی و مهارت بازخوردی.. 80

4-3-7 فرضیه 4. 78

4-3-8 پیش‌بینی تغییرات مهارت کلامی بر اساس مولفه‌های هوش معنوی.. 79

4-3-8-1 معادله خط رگرسیون مولفه‌های هوش معنوی و مهارت کلامی.. 80

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

5-1 مقدمه. 82

5-2 تبیین نتایج حاصل از فرضیات پژوهش…. 82

5-3 بحث و نتیجه‌گیری.. 88

5-4 محدودیت‌های پژوهش…. 90

5-5 پیشنهاد‌های برآمده از نتایج پژوهش…. 87

5-6 پیشنهادهای پژوهشی.. 91

منابع.. 92

پیوست‌ها 100

چکیده

هدف: این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در میان دانشجویان صورت پذیرفته است.

روش: روش تحقیق در پژوهش حاضر پیمایشی از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بودند. در این پژوهش روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای بود و حجم نمونه با مراجعه به جدول مورگان 260 نفر برآورد گردید. در این پژوهش سه متغیر موردبررسی قرار گرفتند، لذا به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از سه پرسشنامه مهارت‎های ارتباطی بارتون جی-ای (1990)، پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون (1997) و پرسشنامه هوش معنوی کینگ (2008) استفاده‌شد.

یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر مبین آن است که بین مهارت کلامی با هوش هیجانی و مؤلفه‌های آن رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین سایر مؤلفه‌های هوش هیجانی با مهارت‌های شنودی و بازخوردی ارتباط معناداری وجود ندارد و تنها بین مؤلفه بین فردی با مهارت شنودی و بازخوردی رابطه معنی‌داری وجود دارد. مؤلفه گسترش آگاهی هوش معنوی با مهارت کلامی رابطه معناداری داشت و هیچ‌یک از مؤلفه‌های دیگر هوش معنوی با مهارت‌های کلامی، شنودی و بازخوردی ارتباط معناداری نداشتند.

بحث: این مطالعه نشان داد افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند در شرایط برقراری ارتباطات انسانی از مهارت‎های کلامی بالاتری برخوردار هستند.

کلیدواژه‌ها: مهارت‎های ارتباطی، هوش هیجانی ، هوش معنوی، دانشجویان.

1-1 مقدمه

شناخت مهارت‎های ارتباطی[1] افراد و اعمال نفوذ بر آنان، به‌منظور تحقق اهداف سازمانی موضوعی اساسی در مطالعه رفتار انسانی است. انسان در پرتو تبادل اطلاعات و ارتباطات گسترده، می‌تواند با تفکر و اندیشه نو بر واقعیت‌های تازه دست یابد و بدین ترتیب در توسعه سازمانی و بالندگی جامعه نقش داشته باشد. ایجاد ارتباط، احساس اجتماعی بودن را در انسان برمی‌انگیزد و در برقراری این ارتباط فرد به مهارت‎های تازه و طرز فکرهای جدید دست می‌یابد تا جایی که هرچه سازمان­ها گسترده‌تر می‌شوند، ارتباطات انسانی شکل پیچیده‌تری به خود می‌گیرند. توانمندی‌ها و شایستگی‌های هیجانی از عوامل تعیین‌کننده و تأثیرگذار بر کیفیت ارتباطات انسانی به شمار می‌آید.

هوش هیجانی[2] شامل توانایی ادراك، ابراز، فهم و كنترل هیجانات خود و دیگران است. به‌عبارت‌دیگر، هوش هیجانی عبارت است از پردازش مناسب اطلاعاتی كه بار هیجانی دارند و استفاده از آن در جهت فكر كردن و برقراری ارتباط لازم است (اکبر زاده،1383).

مفهوم هوش هیجانی ژرفای تازه‌ای به هوش انسان بخشیده و آن را به توانایی ارزیابی هوش عمومی فرد از خود گسترش داده است. هوش هیجانی برای شناخت فرد از خودش و دیگران، ارتباط با دیگران و سازگاری و انطباق با محیط پیرامون كه برای موفق شدن در برآوردن خواسته‌های اجتماعی لازم است. درواقع، می‌توان گفت هوش هیجانی در دستیابی فرد به موفقیت در حوزه‌های مختلف تحصیلی و شغلی نقش به‌مراتب مهم‌تری را دارا می‌باشد (ساولی و مایار[3]، 1999).

هوش معنوی[4]، بیانگر مجموعه‌ای از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و منابع معنوی می‌باشد که کاربست آن‌ها در زندگی روزانه می‌تواند موجب افزایش انطباق‌پذیری فرد شود. در تعریف‌های موجود بر نقش آن در حل مسائل وجودی و یافتن معنا و هدف در اعمال و رویدادها زندگی روزمره تأکید شده است ( زوهر  و مارشال، 2000؛ سیسک، 2001؛ ولمن، 2001؛ نازل، 2004؛ ؛ ترجمه قربانی، 1383).

معنویت امری همگانی است (وگان،2002)، از طرفی یکی از ضرورت‌های طرح معنویت در عرصه روانشناسی بالینی ظهور دوباره گرایش معنوی و نیز جستجوی درک روشن‌تری از ایمان و کاربرد آن در زندگی روزانه است (سهرابی، 1388).

بر اساس نظر زوهر و مارشال (2000) به‌واسطه هوش معنوی به مشکلات معنا و ارزش می‌بخشیم و به حل آن‌ها می‌پردازیم و با بهره گرفتن از آن می‌توانیم اعمال و زندگی‌هایمان را در بافتی که ازلحاظ معنا دهی غنی‌تر و وسیع‌تر می‌باشد قرار دهیم و به کمک آن می‌توانیم بسنجیم که یک روش و یک‌راه زندگی از دیگر راه‌ها و روش‌ها از معناداری بیشتری برخوردار است (حمیدی و صداقت، 1391).

ازاین‌رو در این پژوهش، مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی دانشجویان موردبررسی قرار خواهد گرفت. بدیهی است، دست‌یابی به پاسخی منطقی در این زمینه، امکان پیش‌بینی و توصیف رفتار را در شرایط مشابه فراهم می‌سازد.

پژوهش‌های صورت گرفته در ایران و سایر کشورهای جهان بیشتر به بررسی رابطه هریک از متغیرهای ذکر شده، بصورت مجزا پرداخته است  .اما هیچ پژوهشی تاکنون رابطه هر 3 عامل را با یکدیگر مورد بررسی قرار نداده است. خصوصا خویشتنداری که پژوهش کمتری روی آن صورت گرفته است.

1-2 بیان مساله

سال‌ها قبل، هوش شناختی[5] و چگونگی سنجش آن موردتوجه اكثر متخصصین در جهان بود؛ اما در دهه‌ی کنونی در تمامی محیط‌های کاری به‌ویژه سازمان‎های آموزشی، هوش هیجانی به‌عنوان پارادایم فکری اکثر متخصصین منابع انسانی گردیده است؛ به‌طوری‌که  اظهار می‌دارند 80 درصد موفقیت‌های افراد در سرکار به هوش هیجانی آن‌ها وابسته است و تنها 20 درصد آن به بهره هوشی مربوط می‌شود. با این حساب، هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گسترده‌ای از مهارت‌ها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهارت‎های درون فردی و بین فردی اطلاق می‌گردد که فراتر از حوزه مشخصی از دانش‌های پیشین، چون هوشبهر و مهارت‎های فنی یا حرفه‌ای است (سبحانی نژاد،1387).

صاحب‌نظران نیز، هوش هیجانی را با توجه به ویژگی‎ها و کارکردهای آن به‌صورت زیر تعریف کرده‎اند، هوش هیجانی مهارتی است که دارنده آن می‌تواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند، از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی، تأثیر آن‌ها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه‌ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد (خائف الهی و دوستار، 1383). یا اینكه هوش هیجانی شامل آگاهی داشتن نسبت به عواطف و چگونگی ارتباط و تعامل این عواطف با بهره هوشی می‌باشد؛ یعنی فردی که می‌خواهد در زندگی خود موفق بوده و جزء بهترین افراد باشد باید از عواطف و احساسات خود و دیگران آگاه بوده و از عواطف استفاده منطقی ببرد (کایرستد، 1999).

گلمن[6] (1998) نیز هوش هیجانی را در چهار قالب دسته‌بندی نموده است: 1-خودآگاهی[7] 2- خود مدیریتی[8] 3– آگاهی اجتماعی[9] 4- مدیریت روابط[10]. او بیان می‌کند که چهار عنصر ذکرشده در دو مهارت اصلی قابلیت فردی و قابلیت اجتماعی پدیدار می‌شود که قابلیت فردی روی فرد تمرکز دارد و به دو قسمت خودآگاهی و خود مدیریتی تقسیم می‌شود و قابلیت اجتماعی که روی روابط فرد با دیگران تمرکز می‌کند و به آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط تقسیم می‌شود (استایز و بران، 2004).

درهرحال هوش هیجانی را می‌توان به‌کارگیری قابلیت‌های هیجانی خود و دیگران، در رفتار فردی و گروهی برای کسب حداکثر نتایج تعریف كرد. ازنظر ویزینگر هوش هیجانی استفاده هوشمندانه از عواطف است. به این صورت که شما آگاهانه از عواطف خود استفاده می‌کنید و رفتار و تفکرات خود را در جهت اهداف خود هدایت می‌کنید تا به نتایج جالب‌توجهی دست‌یابید (ویسنگر[11]، 1998).

ازنظر سالووی و مایر اصطلاح هوش هیجانی به‌عنوان شکلی از هوش اجتماعی شامل توانایی در کنترل احساسات و عواطف خود و دیگران و توانایی تمایز قائل شدن بین آن‌ها و استفاده از این اطلاعات به‌عنوان راهنمایی برای فکر و عمل فرد به کارمی‌رود (چرنیس[12]، 2000).

یکی دیگر از ابعاد هوش تحت عنوان «هوش معنوی» جزو عرصه‌هایی است که پژوهش‌های چندان منسجم و نظام‌مندی در جهت شناخت و تبیین ویژگی‌های آن و همچنین اثرات آن صورت نپذیرفته است. هوش معنوی عبارت است از مجموعه‌ای از ظرفیت‌های ذهنی انطباقی که بر جنبه‌های غیرمادی و متعالی  و امنیت استوار می‌شوند. به‌ویژه آن‌هایی که در ارتباط با ماهیت هستی فرد، تعالی و حالت‌های اوج گرفته  هوشیاری باشند. در عمل این فرایندها با توجه به توانایی‌شان در تسهیل شیوه‌های منحصربه‌فرد حل مسئله، استدلال انتزاعی، کنار آمدن با مشکلات زندگی و انطباقی تقسیم‌بندی می‌شود (کینگ[13]، 2007).

داشتن هوش معنوی در زندگی می‌تواند باعث رشد و شکوفایی انسان شود افرادی که هوش معنوی بالایی دارند، ظرفیت تعالی داشته و تمایل بالایی نسبت به هشیاری دارند. آنان این ظرفیت رادارند که بخشی از فعالیت‌های روزانه خود را به اعمال روحانی و معنوی اختصاص بدهند و فضایلی مانند بخشش، سپاسگزاری، فروتنی، دلسوزی و خرد از خود نشان می‌دهند (ایمونز[14]،2000).

هوش معنوی ذهن را روشن و روان انسان را با بستر زیربنایی وجود مرتبط می‌سازد، به فرد کمک می‌کند تا واقعیت را از خیال (خطای  حسی) تشخیص دهد. این مفهوم در فرهنگ‎های مختلف به‌عنوان عشق، خردمندی و خدمت مطرح است (وگان[15]، 2004).

اسمیت (2003) در مطالعه‌ای نشان داد که هوش معنوی لازمه سازگاری بهتر با محیط است و افرادی که از هوش معنوی بالاتری برخوردارند تحمل آنان در مقابل فشارهای زندگی بیشتر  بوده و توانایی بالاتری را در جهت سازگاری با محیط از خود بروز می‌دهند. معنویت موجب می‌شود که انسان با ملایمت و عطوفت بیشتری به مشکلات نگاه کند و سختی‌های زندگی را بهتر تحمل کند و به زندگی خود پویایی و حرکت بدهد (الکینز و کاوندیش[16]،2004) و همچنین معنویت باعث افزایش قدرت انعطاف‌پذیری و خودآگاهی و سازگاری فرد با محیط می‌شود درنتیجه کمبود معنویت در زندگی، می‌تواند انسان را دچار سردرگمی، پوچی و انعطاف‌ناپذیری کندو مانع از این می‌شود که فرد در زندگی بتواند به‌درستی تصمیم‌گیری کند و با مشکلات خود به‌درستی کنار بیاید (مک شری و همکاران[17]، 2002).

شواهد پژوهش‌های به‌طورکلی از ارتباط مثبت و معنادار هوش هیجانی با شاخص‌های مختلف سازش یافتگی اجتماعی، نظیر رفتار مناسب اجتماعی، همدلی افراد با یکدیگر و گشودگی در برابر احساس‌ها (سیاروچی، چان و کاپوتی[18]، 2000؛ مه یر[19]، کاروسو و سالووی 1999)، عدم تعامل منفی با دوستان (براکت، مه یر و وارنر 2004). برقراری ارتباط مثبت با دیگران و رضایت از این ارتباط (لوپز، سالووی و استراس، 2003)، گرم بودن و احساس همدردی با دیگران (کنستانتین و گینور، 2001). پذیرش دیدگاه همدلانه و توانایی خود نظارت گری در موقعیت‌های اجتماعی (شات[20] و دیگران 2001) خبر می‌دهد. هوش هیجانی می‌تواند چارچوب مناسبی برای بررسی سازش یافتگی اجتماعی و عاطفی افراد در مهارت‎های ارتباطی آن‌ها محسوب شود، (سالووی، مه یر و کارسو، 2002) و در ایجاد روابط بین فردی و کیفیت آن نقش داشته باشد، (گلمن، 1995، سارنی، 1999؛ لوپز، براکت، نزلت، شوتز، سلین و سالووی 2004).

در این رابطه می‌توان گفت مهارت‎های ارتباطی بخشی از مهارت‎های زندگی هستند (پورشریفی، بهرامی و طایفه، 1385). بخش عمده‌ای  از مهارت‎های اجتماعی را روابط بین افراد و به بیان دقیق‌تر مهارت‎های ارتباطی افراد تشکیل می‌دهند. درواقع اجتماعی شدن هر فرد دستاوردهای مهارت‎های ارتباطی است که قبلاً آموخته است (چاری، 1385)؛ و توفیق در اکثر حوزه‌های زندگی از طریق توانایی ایجاد ارتباط قابل پیش‌بینی است. در متون پژوهشی مفهوم مهارت‎های ارتباطی به‌صورت‌های گوناگون تعریف‌شده است، ماتسون (1990) معتقد است که مهارت‎های ارتباطی رفتارهایی است که تحول آن‌ها می‌تواند بر روابط بین افراد از یک‌سو و بهداشت روانی آن‌ها و نیز عملکرد مفید و مؤثر در اجتماع از سوی دیگر مؤثر باشد. اشنایدر، رابین و لدینگهام نیز مهارت‎های ارتباطی را به‌عنوان وسیله ارتباط بین فرد و محیط، تعریف می‌کنند و معتقدند این وسیله برای شروع و ادامه یک ارتباط سازنده و سالم باهمسالان، به‌عنوان بخش مهمی از بهداشت روانی، مورداستفاده واقع می‌شود.

زیمباردو مهارت‎های اجتماعی و ارتباطی را برای ایجاد سازمان‌دهی و حفظ یک رابطه انسانی لازم می‌دانند. (چاری، 1385). این مهارت‌ها مشتمل بر مهارت‎های فرعی یا خرده مهارت‎های مربوط به «مهارت‎های کلامی[21]»، «مهارت‎های شنودی[22]» و «مهارت‎های بازخوردی[23]» است که اساس مهارت‎های ارتباطی را تشکیل می‌دهد (چاری و فداکار، 1384). این مهارت‌ها از چنان اهمیتی برخوردارند که نارسایی آن‌ها می‌تواند بااحساس تنهایی اضطراب اجتماعی، افسردگی، حرمت خود پایین و عدم موفقیت‌های شغلی و تحصیلی همراه باشد (یوسفی،1385).

بنابراین مسئله اساسی پژوهش حاضر این است که آیا بین مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی رابطه وجود دارد؟

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش

آنچه ضرورت انجام پژوهش حاضر را برای پژوهشگر تبیین می‌کند این است که با توجه به اینکه دانشجویان هر جامعه دسترنج معنوی و انسانی آن جامعه بوده و از سرنوشت سازان فردای کشور خویش‌اند با پیشرفت صنعت و فن‌آوری جدید و مشکلات مربوط به آن اختلالات و بیماری‌های روانی همانند مشکلات جسمانی و روانی، افزایش چشمگیری یافته و ازآنجاکه سلامت قشر دانشجو اهمیت فراوانی دارد، لازم است که مسائل عاطفی و روانی این قشر عظیم جدی تلقی شود و مورد رسیدگی قرار گیرد. اهمیت معنویت برای زندگی انسان‎ها خاصه برای دانشجویان با توجه به اینکه آن‌ها به دنبال هدف، معنا و هویت در زندگی خود هستند و ازآنجاکه در این دوره قدرت تصمیم‌گیری، آرامش درونی، خودآگاهی، سازگاری اجتماعی و اخلاقی برای آن‌ها دارای اهمیت است، این مسئله باعث شده که تقویت مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی برای دانشجویان اهمیتی دوچندان داشته باشد، زیرا که با تقویت معنویت دانشجویان می‌توانند معنای زندگی خود را به‌درستی درک کرده و زندگی هدفمندی را داشته باشند و به‌منظور برقراری ارتباط با جامعه و اهمیت کنترل عواطف و هیجانات بررسی ارتباط این سه مؤلفه ضرورت و اهمیت پژوهش در این زمینه بیش‌ازپیش برای پژوهشگر آشکار می‌گردد.

و آنچه ضرورت کاربردی انجام پژوهش حاضر را تبیین می کند این است که تاکنون پژوهشی با این عنوان صورت نپذیرفته است ازاین‌رو پژوهش حاضر برای پر کردن خلاء پژوهشی در این حیطه انجام شده است.

تعداد صفحه :122

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه رابطه حمایت اجتماعی ادراک شده و مهارت های اجتماعی با خودپنداره در دختران

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

پایان نامه جهت اخذ درجه كارشناسی ارشد رشته روان شناسی عمومی

عنوان پژوهش:

رابطه حمایت اجتماعی ادراک شده و مهارت های اجتماعی با خودپنداره در دختران مدارس تیزهوشان متوسطه اول شهر لاهیجان

1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چكیده فارسی…………………………………….. 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه………………………………………………………… 3

1-2- بیان مسأله………………………………………. 5

1-3- ضرورت و اهمیت موضوع…………………………….. 7

1-4- اهداف پژوهش……………………………. 10

1-5- سوال های  پژوهش………………….. 10

1-6- فرضیه های پژوهش………………………………… 10

1-7- تعریف های مفهومی و عملیاتی……………. 11

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1- تعریف هوش و تیز هوشی……………………. 14

2-2 خلاصه ای از نظریات مربوط به تیزهوشان………………. 15

2-3- ضرورت شناسایی استعداد های درخشان…………………. 16

2-4- نقش والدین در تعلیم و تربیت کودکان تیز هوش……………….. 17

2-5- علائم تیز هوشی……………………………………………. 22

2-6- مشکلات و ناهنجاری های کودکان تیزهوش……………. …………………….. 23

2-7- خودپنداره…………………………….. 25

2-8- نظریه های خودپنداره…………………………………. 26

2-9- مفهوم خودپنداره……………………………………… 27

2-10- آموزش ضروری در انسان………………………. 32

2-11- اثرات خودپنداره……………………… 33

2-12- تدارک بافتی که شما را در تغییر دادن خود یاری می کند…………. 35

2-13- مفهوم خود در جریان ارتباط با دیگران… ……………….. 36

2-14- مفهوم خود بر اثر تعامل……………………… 37

2-15- حمایت اجتماعی……………………………………. 39

2-16- ابعاد حمایت اجتماعی…………………………………… 42

2-17- انواع حمایت اجتماعی……………………………… 43

2-18- مهارت های اجتماعی………………………….. 44

2-19- تعریف مهارت های اجتماعی………………………….. 45

2-20- مهارت های اجتماعی در محیط آموزشی. ……………….. 47

2-21-نقص در مهارت های اجتماعی  ………………………….. 48

2-22- مهارت های اجتماعی و بهزیستی روانشناختی…………………………….. 49

2-23- پیشینه پژوهش…………………………………… 49

فصل سوم: روش شناسی پژوهش

3-1- نوع پژوهش…………………………………………….. 55

3-2- جامعه آماری،……………………………. 55

3-3- نمونه و روش نمونه گیری………………………… 55

3-4- ابزار های اندازه گیری……………………….. 55

3-5- شیوه جمع آوری داده…………………………… 57

3-6- روش تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………. 57

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1- پیش درآمد…………………………………….. 59

4-2- یافته های توصیفی………………………………………….. 59

4-3- یافته های استنباطی………………………. 64

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1- تبیین فرضیه های پژوهش……………………………. 71

5-2- محدودیت ها و پیشنهاد های پژوهش…………………………… 78

منابع ………………………….. 80

پیوستها

پرسشنامه شماره1 (مهارت های اجتماعی )…………. 91

پرسشنامه شماره2 (حمایت اجتماعی ادراک شده)……………………………………. 97

پرسشنامه شماره 3(خودپنداره)………………………………………………. 99

خروجی داده ها………………………………………………… 101

چكیده لاتین…………………………………………… 106

مقدمه

     پژوهش ها ی روانشناسی حاكی از آن است كه همه كودكانی كه به دنیا می آیند دارای توانایی ها ی بالقوه خدادادی هستند، اما این توانایی ها به دلایل گوناگون وراثتی و محیطی در برخی بیشتر و در بعضی كمتر است. تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد كه اكثریت افراد جامعه دارای هوش و استعداد متوسط و اقلیتی دارای هوش و استعداد بالاتر از متوسط و اقلیت دیگر دارای هوش و استعداد كمتر از متوسط هستند. لذا كودكان تیزهوش، كه در مقایسه با كودكان عادی از توانایی های ویژه ای برخوردار هستند و به آموزش و پرورش ویژه ای نیز نیاز دارند(نریمانی و دیگران، 1392). دانش آموزان تیزهوش گروه ناهمگونی هستند كه دارای استعدادها و توانایی متنوعی هستند. آن ها به وسیله توانایی استثنایی خود در حیطه های عاطفی، شناختی، فیزیکی شناخته می شوند(هرتز[1]، 2003). پژوهشگران ارتباط بین جنبه های اجتماعی، هیجانی، شناختی كودكان باهوش را به خوبی شناخته و اظهار كرده اند كودكان باهوش نیازمند حمایت معنی دار در طی  دوران كودكی هستند تا بتوانند در جنبه های مختلف رشد کنند(براكن و بروان[2]، 2006)

حمایت اجتماعی ادراک شده  به عنوان  قویترین و نیرومندترین نیروهای مقابله­ای برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان افراد در زمان درگیری با شرایط تنش­زا می باشد كه تحمل مشكلات را برای فرد تسهیل می نماید(لی و دیگران[3]، 2007). میزان حمایت اجتماعی ادراک شده هم در آسیب پذیری و هم در مقابله افراد نسبت به تنش نقش دارد. آسیب پذیری جسمی و روانشناختی به موازات كاهش حمایت اجتماعی افزایش می یابد، به این معنی كه، حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان سپری در مقابل آشفتگی های زندگی در دنیای پیچیده كنونی عمل می كند. حمایت اجتماعی ادراک شده نه تنها طی دوره فشار روانی بسیار یاری كننده است، بلكه در مواقع آرامش نسبی نیز مفید می باشد(کوترونا[4]، 2007). دینان، آن، گئورگ، مک کال و گیبسون[5](2004) معتقدند كه حمایت اجتماعی ادراک شده در كاهش آسیب­های اجتماعی موثر می باشد. 

     خودپنداره بازنمایی ذهن افراد از خودشان است. به همان صورتی که افراد از دیگران، مکان ها، رویدادها بازنمایی ذهنی دارند، از خودشان نیز بازنمایی ذهنی دارند. خود پنداره از تجربیات و از اندیشیدن به این تجربیات ساخته می شود. افراد برای ساختن خود پنداره به بازخوردی که از کارهای روزمره می گیرند، توجه می کنند. این بازخورد، ویژگی ها و ترجیحات آن ها را نشان می دهد (ویلیامسون، 2006). افراد هنگام اندیشیدن به خود هزاران تجربیات زندگی مجزا را به خاطر نمی آورند، بلکه تجربیاتشان را در نتیجه گیری های کلی انباشته می کنند. آن ها به مرور زمان انواع تجربیات خاص را به بازنمایی کلی از خود تبدیل می کنند. افراد، همین نتیجه گیری های کلی، نه تجربیات خاص را به راحتی به یاد می آورند و از آنها به عنوان عناصری برای ساختن و توصیف کردن خود پنداره استفاده می کنند(ریو،۲۰۰٥؛ به نقل از سیدمحمدی، 1386). خودپنداره مجموعه ای از طرحواره های خود در زمینه ای خاص است. طرحواره ها خود به دو صورت انگیزش به وجود می آورند: خود هماهنگ و خود ممکن.در رابطه با خود هماهنگ، طرحواره ها[6] برای تأیید کردن خود انگاره، رفتار راهدایت می کنند و از وقایعی که بازخوردی می دهند که ممکن است خودانگاره را رد کند، جلوگیری می کنند. به عبارت دیگر، رفتار برای تأیید کردن خودپنداره ی فرد مورد استفاده قرار می گیرد. از طرفی دیگر نقش تقویت مهارت های اجتماعی و اهمیت فراوان آن برای تعاملات اجتماعی مناسب بر کسی پوشیده نیست(پورآقا، 1392).

      مهارت اجتماعی، مجموعه رفتارهای آموخته شده­ای است که فرد را قادر می­سازد با دیگران رابطه اثربخش داشته و از واکنش­های نامعقول اجتماعی خودداری کند. همکاری، مشارکت بادیگران، کمک کردن، تعریف و تمجید کردن از دیگران و قدردانی کردن مثال­هایی از این نوع رفتار است. یادگیری رفتارهای فوق و ایجاد رابطه اثربخش با دیگران یکی از بهترین دستاوردهای دوران کودکی است که متأسفانه همه کودکان موفق به فراگیری این مهارت­ها نمی شوند(الیوت و گرشام[7]، 2002). مهارت های اجتماعی در واقع مجموع رفتارهای مثبت اجتماعی هستند كه رضایت از ارتباطات اجتماعی و چگونگی الگوی رفتار اجتماعی فرد را پی ریزی می كنند و اشكال مختلفی دارد. مهارتهای اجتماعی  یك  نوع رفتار است كه در موقعیت های اجتماعی نشان داده می شود. این مهارت ها شامل مهارت های انفرادی وابسته به خود فرد، مهارت های علمی، كنترل گری، سازوکاری و كارآفرینی او می باشد(سیکیر[8] و همکاران، 2009). اسلبی و گوارا[9](2003) مهارت اجتماعی را مترادف با سازگاری اجتماعی می­دانند از نظر آنها مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه ی خاص اجتماعی به طوری که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد.

1-2-بیان مساله

     تفکر پیرامون افراد تیزهوش و با استعداد، سابقه طولانی دارد و احتمالاً به زمانی برمی گردد که انسان متوجه تفاوت های فردی شد، در یونان قدیم افلاطون عقیده داشت که کودکان باهوش باید در سنین کودکی انتخاب شده و به آنها به طور اختصاصی علوم و فلسفه تعلیم داده شود. او می گفت سرآمد افراد باید فرمانروا باشد. بقای دموکراسی یونان بستگی به توانایی آن کشور در آموزش و پرورش افراد برجسته و با استعداد دارد. در یونان باستان این عقیده وجود داشت که تیزهوشی موهبتی الهی و دریچه ای به جهان نامتناهی می باشد. مفهوم نبوغ و استعداد همیشه نسبی بوده و در طول تاریخ در بین جوامع مختلف به یک معنی نبوده است. تفاوت های جوامع در طول تاریخ همیشه در تغییر و تکامل بوده و ترغیب و تشویق افراد سرآمد دستخوش تحولات گوناگونی بوده است(سلیمانی، 1386).

     حمایت اجتماعی ادراک شده مفهومی است كه عموما به عنوان كمكی كه از جانب دیگران در شرایط زندگی دریافت می شود، درك می گردد(تیلور[10]، 2007). حمایت اجتماعی ادراک شده نیرومندترین نیروی مقابله، دشوارای برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان در زمان درگیری با شرایط تنش زا شناخته شده و تحمل مشكلات را برای بیماران تسهیل می كند(لی و دیگران[11]، 2004). حمایت اجتماعی ادراک شده، از طریق ایفای نقش واسطه ای میان عوامل تنش زای زندگی و بروز مشكلات جسمی و روانی و همچنین تقویت شناخت افراد، باعث كاهش تنش شده و میزان بقا و كیفیت زندگی را در افراد افزایش می دهد(ساراسون و دیگران، 2000).در تحقیقات(سارز و دیگران، 2000) همبستگی متوسط و كمی بین نمرات حمایت اجتماعی ادراک شده و خشنودی افراد وجود داشت. یعنی میزان حداقلی از حمایت اجتماعی ادراک شده كه خشنودی هر كس را تضمین می كند وجود ندارد. به عبارتی، برای بعضی مردم تعداد کمی دوستان نزدیك و وابستگان خشنودكننده است درحالی­كه دیگران نیازمند حمایت از سوی افراد متعددی هستند. ولی به هر حال كسانی كه سطوح بالائی از حمایت اجتماعی را در اختیار دارند حتی درصورت تجربه حادثه ناگوار و یا فشار و استرس جدید در مقابل بیماری كمتر آسیب پذیرند و شیوه های غیرانطباقی تفكر و رفتار بیشتر میان اشخاصی شایع است كه در درون خانواده حمایت اجتماعی كمی دارند (ادویا[12] و دیگران، 2005 ؛ رایان[13] و دیگران، 1999 و مالیكارجون[14] و دیگران، 2005).

      خودپنداره به انتساب توصیف ها و برچسب های فرد به خود اشاره دارد و غالبا با خصیصه های جسمانی، ویژگی های رفتاری و کیفیت هیجانی مرتبط است(پاتریک و دیگران، 2008). خود پنداره، مجموعه ای از افکار و عواطف است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می گردد بدین معنی که می فهمد کیست و چیست . خود دنیای درونی فرد است و شامل تمام ادراکات – عواطف، ارزش ها و طرز فکر او می باشد. در واقع می توان بیان کرد که خود پنداره، خود ادراک شده است(پورآقا، 1392). خودپنداره تحت تاثیر یادگیری بوده و ابتدا به صورت آگاهی از عوامل خارجی و رفتار قابل مشاهده تجلی می کند و سپس دامنه ی وسیع­تری را شامل می­شود و به قلمرو مسائل دیگری چون ساختار فیزیولوژیکی، ارزش های درونی و رشد فلسفه­ی فردی هر شخص از زندگی، گسترش می یابد. نقش مهم خودپنداره در کنترل رفتارها یا آماده سازی آن­ها می­باشد. غالبا نقش اول خودپنداره ایجاد ثبات در رفتار است که به افراد کمک می­ کند تا بتوانند رفتار خود و دیگران را که با آن­ها در تعامل هستند به سادگی پیش بینی نمایند. در واقع خودپنداره به طور جدی جنبه های مهمی از زندگی افراد خصوصا جوانان و میزان مهارت­های و سازگاری اجتماعی آنان را تحت تاثیر قرار می­دهد(بارانزهی، 1385). با وجود یک دهه تحقیق بر مهارت­های اجتماعی، تحقیقاتی را می توان نام برد که نتایج آنها بر بخش نظری رشد نیافته­ای بنا شده­اند. در ابتدا، همین طور که در بالا ذکر شد تحقیق در پیامدها و همبسته­های مهارت­های اجتماعی، به شدت بر اثرات منفی کمبود مهارت­های اجتماعی تأکید داشته اند. مشکلات و آسیب­های درونی مثل افسردگی، اسکیزوفرنی[15]، الکلیسم[16] و دیگر اختلالات همه با کمبود در مهارت­های اجتماعی مرتبط می­باشند، در حالی که نظریه مهارت­های اجتماعی باید فراتر از توضیح و تأکید بر فقدان مهارت­های اجتماعی در ابتلاء به پیامدهای روان­شناختی زیان­آور، باشد. تسلط بر مهارت­های اجتماعی مناسب مسلماً منجر به نتایج مفیدی برای افراد می شود(سیگرین و تایلر[17]، 2007).

     آن­چه که در برخی موارد به عنوان شایستگی ارتباطی یا مهارت­های اجتماعی به آن اشاره می شود، مستلزم توانایی برای ارتباط داشتن و تعامل نمودن با دیگران به روش مناسب و مؤثر می­باشد، که از طریق رمزگذاری مناسب پیام­ها، حساس بودن در قبال دیگران و کنترل رفتارها و هیجانات، می­باشد. افرادی که مهارت­های اجتماعی مناسب دارند به طور مؤثر تعاملاتشان را با دیگران اداره می نمایند و این کار اغلب با نتایج مثبت همراه است. به عبارت دیگر، افراد با مهارت های تعاملی و اجتماعی ضعیف از سلامت روانی[18] کمتری برخوردار هستند و تعاملات نادرست برقرار می نمایند، که اغلب به عنوان مشکلات روان شناختی[19] مانند افسردگی، احساس تنهایی[20]، اضطراب اجتماعی و اسکیزوفرنی، از آن­ها نام برده می­شود(سیگرین و فلورا[21]، 2000). لوینسون[22] (به نقل از سیگرین و تایلر، 2007) مهارت­های اجتماعی را به عنوان توانایی نشان دادن رفتارهایی که به طور مثبت یا منفی تقویت شده ­اند و نشان ندادن رفتارهایی که توسط دیگران تنبیه شده­اند، تعریف نمود. نشان دادن مهارت­های اجتماعی مناسب منجر به نتایج مثبت اجتماعی می­گردد، در حالی که فقدان مهارت­های اجتماعی با نتایج منفی اجتماعی ارتباط دارد، که این نتایج ارتباط آشکاری با حالت مثبت و منفی خودپنداره افراد دارد.

     در این راستا محقق ضرورت انجام پژوهش با چنین طرحی را احساس نمود و بر همین مبنا در این پژوهش این سوال را مطرح می كند كه آیا بین حمایت اجتماعی و مهارت های اجتماعی با خودپنداره در دختران مدارس تیزهوشان متوسطه اول رابطه معنی داری وجود دارد؟

1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش

    هر جامعه ای که برای بقا و پیشرفت خود می اندیشد، استعداد درخشان خود را در کانون توجه قرار می دهد. به طوری که سالهاست که یک حرکت جهانی شروع شده و به سمت توجه ویژه، به نخبگان و تیزهوشان جهت گیری کرده است(چن و دیگران[23]، 2011).  تیزهوشی یعنی برتری شناختی، هوشی و خلاقیت که فرد را از همسالان خود متمایز می کند(نریمانی و دیگران، 1392). تیزهوشی و افراد بااستعداد، کسانی هستند که نشانه هایی از قابلیت بالای عملکرد در برخی از حوزه ها از جمله هوش، خلاقیت، هنرمندی، رهبری و زمینه های تحصیلی ویژه را نشان می دهند(پیرتو، 1999؛ به نقل از آقاجانی، 1390). واگنر و استرنبرگ [24](2008) معتقدند كودكان تیزهوش كسانی هستند كه اطلاعات را به سرعت پردازش كرده و از مهارت های بینشی استفاده می كنند. جی و همکاران( 2003؛ به نقل از امیری مجد، 1385) اظهار می دارد كه رفتار حاكی از تیزهوشی بازتاب تعامل بین سه نوع صفات شخصی است، توانایی های بالاتر از متوسط عمومی و اختصاصی، میزان بالای پای بندی به وظایف و میزان بالای خلاقیت. به گفته ترولی كودكان تیزهوش و با استعدادكسانی هستند كه دارای این مجموعه صفات اند یا می توانند این صفات را پرورش دهند و آنها را در عرصه های عملكرد انسانی به كار گیرند.  

    حمایت اجتماعی ادراک شده تبادلات بین فردی در میان اعضای شبكه اجتماعی است كه به صورت روابط دوسویه و غیررسمی و معمولاً خود به خودی و سودمند می باشد و دارای دو حیطه عملكردی (حمایت اجتماعی درك شده و ساختاری اندازه شبكه اجتماعی ) است (چان و دیگران، 2004). حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان قویترین و نیرومندترین نیروهای مقابله ای برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان افراد در زمان درگیری افراد و شرایط تنش زا شناخته شده و تحمل مشكلات را برای بیماران تسهیل می كند(حیدری و دیگران، 1388). پژوهش­ها به طور ثابت بر نقش تعدیل كننده حمایت اجتماعی ادراک شده بر استرس  تأكید داشته اند . یافته های پژوهشی نشان داده اند افرادی كه دارای حمایت اجتماعی بالا و كشمكش های میان فردی كمتری هستند، در رویارویی با رخدادهای فشارزای زندگی بیشتر ایستادگی می كنند، به طور مؤثری مقابله می نمایند و نشانه های كمتری از افسردگی یا آشفتگی روانی را نشان می دهند. در پژوهشی دیگر مشخص شد افرادی كه عضو  شبكه اجتماعی گسترده ای هستند، كمتر تحت تأثیر منفی رویدادهای فشار روانی زندگی قرار می گیرند و احتمالاً كمتر دچار مشكلات سلامتی ناشی از فشار روانی می شوند.همچنین مشخص شد كه حمایت اجتماعی ادراک شده شامل موقعیت های مدبرانه است كه سبب می شود مكانیسم های دفاعی مؤثرتری برای جلوگیری از آثار مخرب استرس توسط فرد به كار گرفته شود (ستوده و دیگران، 1391).

    مهارت­های اجتماعی یک خصیصه متمایز فردی است که می ­تواند تأثیرات عمیقی بر ماهیت تعاملات با دیگر افراد داشته باشد. در واقع اینها دو پدیده مهم می­باشند که به طور نظری با هم ارتباط دارند و ماهیت تعاملات برحالت­های ذهنی و سلامت روانی افراد تأثیر گذار بوده و نیز می ­تواند از آنها تأثیر بپذیرد. کمبود مهارت­های اجتماعی موجب طیف گسترده­ای از مشکلات و مسائل روان شناختی در افراد می شود. بنابراین، مهارت­های اجتماعی در کل فواید بسیار زیادی در حوزه عملکرد روان­شناختی فرد دارد که باید به طور درست مورد بررسی قرار گیرد (سیگرین و تایلور، 2007).

تعداد صفحه :116

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه پیش بینی سلامت روان بر اساس باورهای مذهبی و هوش اجتماعی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

دانشکده روانشناسی

پایان نامه

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته روانشناسی عمومی

موضوع پژوهش

پیش بینی سلامت روان بر اساس باورهای مذهبی و هوش اجتماعی

سال تحصیلی1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                               صفحه

چکیده

فصل اول : کلیات پژوهش

1-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………… 2

1-2- بیان مساله …………………………………………………………………………………………………… 4

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش ……………………………………………………………………………. 10

1-4- تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش ………………………………………………. 16

1-4-1- تعریف نظری ………………………………………………………………………………… 16

1-4-2- تعریف عملیاتی ……………………………………………………………………………… 17

1-5- متغیرهای پژوهش ……………………………………………………………………………………….. 17

1-6- اهداف پژوهش …………………………………………………………………………………………… 18

1-7- فرضیات پژوهش ………………………………………………………………………………………… 18

فصل دوم : ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………….. 21

2-2- ادبیات پژوهش …………………………………………………………………………………………… 21

2-3- تعریف مفاهیم و نظریه های مربوط  به مذهب ……………………………………………………. 25

2-3-1- تعریف دین……………………………………………………………………………………… 26

2-3-2- دیدگاه های نظری درباره دین ………………………………………………………………. 28

2-3-3- روانشناسی مذهبی از دیدگاه انسانگراها ………………………………………………….. 30

2-3-4- دیم به عنوان رفتار عامل ……………………………………………………………………… 40

2-3-5- فطری بودن دین ……………………………………………………………………………….. 45

2-3-6- منشأ دین ………………………………………………………………………………………… 48

2-3-7- دیدگاه قرآن …………………………………………………………………………………….. 49

2-3-8- معتقدان به آثار منفی دین بر سلامت ………………………………………………………. 55

2-3-9- سرآغاز روانشناسی دین ……………………………………………………………………… 57

2-3-10- روان شناسی دین ……………………………………………………………………………. 60

2-3-11- نگرش مذهبی ………………………………………………………………………………… 63

2-3-12- رفتار مذهبی ………………………………………………………………………………….. 64

2-4- تعریف مفاهیم و نظریه های مربوط به هوش اجتماعی ………………………………………….. 65

2-4-1- هوش …………………………………………………………………………………………… 65

2-4-2- هوش اجتماعی ………………………………………………………………………………. 65

2-4-3- سازگاری اجتماعی ………………………………………………………………………….. 70

2-4-4- ماهیت مهارتهای اجتماعی …………………………………………………………………. 71

2-4-5- فرایند پردازش اطلاعات اجتماعی ………………………………………………………. 75

2-4-6- پردازش اطلاعات …………………………………………………………………………… 77

2-4-7- آگاهی اجتماعی ……………………………………………………………………………… 80

2-4-8- منش اجتماعی بودن ………………………………………………………………………… 80

2-4-9- کارکرد اجتماعی …………………………………………………………………………….. 81

2-4-10- ارتباط مذهب و سلامت روان ………………………………………………………….. 82

2-5- تعریف مفاهیم و نظریه های مربوط به سلامت روان …………………………………………….. 85

2-5-1- بهداشت عقل (خرد) ……………………………………………………………………….. 89

2-5-2- بهداشت دل ( قلب ) ………………………………………………………………………. 89

2-6- پیشینه پژوهش……………………………………………………………………………………………. 100

2-6-1- تحقیقات داخلی ……………………………………………………………………………. 100

2-6-2- تحقیقات خارجی ………………………………………………………………………….. 109

فصل سوم : روش پژوهش

3-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………… 118

3-2- جامعه پژوهش ………………………………………………………………………………………….. 118

3-3- حجم نمونه ………………………………………………………………………………………………. 118

3-4- رو ش نمونه گیری ……………………………………………………………………………………… 119

3-5- ابزار پژوهش …………………………………………………………………………………………….. 119

3-5-1- پرسشنامه نگرش سنج مذهبی ……………………………………………………………. 119

3-5-2- پرسشنامه سلامت روان …………………………………………………………………… 120

3-5-3- پرسشنامه هوش اجتماعی ………………………………………………………………… 121

3-6- روایی و پایایی آزمون …………………………………………………………………………………. 123

3-7- معیارهای ورود به پژوهش …………………………………………………………………………… 124

3-8- روش گردآوری داده ها ……………………………………………………………………………….. 125

3-9- روش تجزیه و تحلیل آماری …………………………………………………………………………. 125

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل آماری

4-1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………… 127

4-2- یافته های توصیفی ……………………………………………………………………………………… 127

4-3- ویژگی های جمعیت شناختی ………………………………………………………………………… 127

4-4- تحلیل استنباطی …………………………………………………………………………………………. 131

4-5- فرضیه اسلی پژوهش ………………………………………………………………………………….. 131

4-6- فرضیه های فرعی پژوهش …………………………………………………………………………… 133

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

5-1- اطلاعات توصیفی ………………………………………………………………………………………. 137

5-2- بحث و نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………. 137

5-3- فرضیه اصلی پژوهش ………………………………………………………………………………….. 137

5-4- اولین فرضیه فرعی …………………………………………………………………………………….. 138

5-5- دویمن فرضیه فرعی …………………………………………………………………………………… 138

5-6- محدودیت ها ……………………………………………………………………………………………. 139

5-7- پیشنهادات ……………………………………………………………………………………………….. 140

منابع ومأخذ ………………………………………………………………………………………………………. 141

پیوست …………………………………………………………………………………………………………….. 158

پیوست 1: پرسشنامه سلامت روان …………………………………………………………………………… 159

پیوست 2: پرسشنامه نگرش سنجش مذهبی ……………………………………………………………….. 160

پیوست 3: پرسشنامه هوش اجتماعی ………………………………………………………………………… 161

چکیده انگلیسی 162

چكیده   :

هدف از پژوهش حاضر پیش بینی سلامت روان بر اساس باورهای مذهبی و هوش اجتماعی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج بود. روش پژوهش رگرسیون چند متغیری و همبستگی پیرسون بود. بدین منظور از جامعه آماری دانشجویان عادی در مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد واحد کرج نمونه ای به حجم 120نفر (60نفر دختر و 60 نفر پسر )که در سال تحصیلی 1393-1394 به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب گردید. از ابزار پرسشنامه 28 سوالی سلامت روان گلدبرک و 25 سوالی نگرش مذهبی براهنی و 21 سوالی هوش اجتماعی ترومسو توسط آزمودنی ها تکمیل و نتایج آن با بهره گرفتن از نرم افزارSPSS  ورژن 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . نتایج بدست آمده نشان داد که بین باورهای مذهبی با سلامت روان و هوش اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد . بدین معنا که هرچه باورهای مذهبی افراد مثبت تر شود از سلامت روان بهتری برخوردارند و همچنین افرادی که از هوش اجتماعی بالاتری برخوردار بودند از سلامت روان بهتری برخوردارند.

کلید واژه : سلامت روان ، باورهای مذهبی،هوش اجتماعی، دانشجویان  

1-1- مقدمه

انسان مجموعه‌ای است از بدن، اعصاب، روح و روان. از این رو نیاز است که تمام جنبه‌های حیات او    مد نظر قرار گیرند. در واقع وقتی از انسان به عنوان موجودی یکپارچه، با تمام ویژگی­های گوناگونش صحبت    می شود لازم است علاوه بر جنبه‌های زیستی ‌او جنبه‌های اجتماعی،روحی، روانی و معنوی‌اش هم مد نظر قرارگیرد. بنابراین دین به عنوان یکی از جنبه­ های روحی و روانی انسان، از موضوعات مهم و خاص بوده و بررسی تاثیرات آن می ­تواند از نظر بهداشت روانی کمک حال انسان باشد (اختیاری و دهقانی­آرانی،1390).

از آنجا که دانشجویان از اقشار مستعد و برگزیده جامعه و سازندگان آینده کشور خویش هستند و سطح سلامت و کیفیت زندگی آنها تأثیر بسزایی در یادگیری و افزایش آگاهی علمی و موفقیت‌های تحصیلی‌شان خواهد داشت، ضروری به نظر می‌رسد كه مسائل بهداشت و سلامت مربوط به جنبه‌های شناختی، عاطفی و روانی این قشر عظیم، جدی تلقی شود و مورد رسیدگی قرار گیرد. و چون در هر جامعه توجه به وضعیت سلامت جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و علایق معنوی و فراهم آوردن زمینه لازم برای تحقیق یک زندگی پویا و سالم ضامن سلامتی آن جامعه برای سال‌های آینده به شمار می رود (کریمی و پیراسته، 2001).

«لَقَد خَلَقنَا الإنسانَ فی أحسَنِ تَقویم * ثُمَّ رَدَدناهُ أسفَلَ سافِلین»،( سوره تین، آیات 4-5.) در این آیه خداوند متعال، انسان را به امری بس عظیم و خطیر توجه داده است و آن این که چه حیاتی موجب حفظ و بقای مرتبه رفیع احسن تقویمی است و انسان چگونه باید زندگی کند که در وادی هولناک و از بین برنده اسفل سافلینی ساقط نشده و تازیانه­های عذاب بر او نواخته نشود. زندگی فراخور نیک­بختی و سعادتمندی چه ویژگی­هایی باید داشته باشد و همچنین تباهی و نگون­بختی که نشانگر انحطاط و شقاوتمندی است از چه نوع نادانی­ها و گمراهی­ها نشأت می­گیرد؟ (جوادی آملی، 1391).

امام موسى­بن­جعفر علیه­السلام می­فرمایند: «وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَعٍ: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِیَةُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَةُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْكَ، وَالرّبِعَةُ أنْ تَعْرِفَ ما یُخْرِجُكَ عَنْ دینِكَ. تمام علوم جامعه را در چهار مورد شناسایى كرده­ام: اوّلین آنها این كه آفریدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پیدا كنى. دوّم، این كه بفهمى كه از براى وجود تو و نیز براى بقاء حیات تو چه كارها و تلاش­هایى صورت گرفته است. سوّم، بدانى كه براى چه آفریده شده­اى. چهارم، معرفت پیدا كنى به آن چیزهایى كه سبب مى­شود از دین و اعتقادات خود منحرف شوى یعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكنى.» (کلینی، 1369).

امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می­فرماید: «بدان ای عزیز که چنانچه از برای این بدن صحت و مرضی است و علاج و معالجی، برای نفس انسانی و روح آدمیزاده نیز صحت و مرض و سقم و سلامتی و علاج و معالجی است. صحت و سلامت آن عبارت است از اعتدال در طریق انسانیت، و مرض و سقم آن اعوجاج از طریق و انحراف از جاده انسانیت است. و اهمیت امراض نفسانیه هزاران درجه بیشتر از امراض جسمانیه است.» (امام خمینی (ره)، 1371).  

ایشان با این بیان به این نکته اساسی اشاره فرمودند که دنیا فقط همین بعد ظاهری و جسمی ما نیست که تمام هم و غم­مان اصلاح و آبادانی جسم و بدن باشد و اگر دچار بیماریی در بدن شدیم دنبال درمان آن باشیم و توجهی به بعد روحانی خود نداشته باشیم. بلکه باید بدانیم که در پس این دنیای فانی و پست بعد دیگری برای انسان است به نام بعد معنویت و روحانیت، که اگر سلامتی برای بدن هست برای روح نیز می­باشد. اگر بدن بیمار می­شود، روح نیز بیمار می­گردد و مهمترین بیماری روحی که از هزاران بیماری جسمی خطرناکتر می­باشد، انحراف از جاده انسانیت و دوری از خداوند متعال است.

در عصر حاضر به علت پیشرفت­های فناوری و تأثیر مستقیم آن بر کیفیت زندگی انسان، پرداختن به مسأله سلامت و عوامل تأثیرگذار بر آن اهمیت ویژه­ای یافته است و تأمین سلامتی افراد جامعه یکی از مهم­ترین مسائل اساسی در هر کشوری محسوب می­گردد. مطالعات علمی وسیعی که در این زمینه صورت می­گیرد، می ­تواند با شناسایی دقیق­تر عوامل تهدیدکننده سلامتی و رفع ابهامات و پیچیدگی­های مربوط به بیماری­شناسی، کیفیت و سبک ­زندگی و علل آسیب­های اجتماعی، راهگشای برنامه ­های ارتقاء سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی باشد (نایدو و ویلز[1]، 2008).

با توجه به مطالب ذکر شده، جامعه­ای از سلامت روان و جسم بهره­مند می­شود که به آموزه­های ناب اسلامی پای­بند باشد و خود را موظف به انجام دستورات و راهکارهای آن بداند.

تعداد صفحه :179

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

2

پایان نامه بررسی رابطه ویژگی‌های شخصیتی با خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی در دانش‌آموزان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

دانشکده علوم انسانی

  پایان نامه برای دریافت درجه كارشناسی ارشد در رشته روانشناسی

گرایش بالینی

عنوان پایان نامه:

بررسی رابطه ویژگی‌های شخصیتی با خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی در دانش‌آموزان شهرستان ورامین

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ویژگی شخصیت با هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی انجام شد. بدین منظور از جامعه آماری متشکل از دانش‌آموزان که در سال تحصیلی 94-1393 مشغول به تحصیل بودند، 150 نفر به عنوان نمونه پژوهش با بهره گرفتن از روش گردآوری تصادفی و بر اساس جدول نمونه‌برداری آماری کرچسی مورگان انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسشنامه پنج عاملی شخصیت(NEO)، پرسشنامه هوش هیجانی برادبری و گریوز و پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل و نولز می باشدکه بین آزمودنی‌ها توزیع گردید. داده‌های به دست آمده با بهره گرفتن از آزمون‌های آماری تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌های پژوهش نشان داد که بین ویژگی‌های شخصیتی (به جز عامل پذیرا بودن) و هوش هیجانی رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری وجود دارد. همچنین روان‌رنجور خویی با هوش هیجانی رابطه معکوس دارد. ضمناً بین کلیه ویژگی‌های شخصیتی به جز با وجدان بودن با خلاقیت هیجانی رابطه معنادار وجود دارد. علاوه بر آن، بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی همبستگی معناداری وجود دارد. بر پایه‌ی ‌این نتایج و مطالعات پیشین نتیجه گیری می‌شود که هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی به عنوان بخشی از شخصیت انسان مطرح هستند و شخصیت بستر عملکرد هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی تلقی می‌شود. بنابراین، این دو سازه همواره باید به عنوان بخشی از نظام گسترده‌تر شخصیت مورد مطالعه قرار گیرند.

کلمات کلیدی:

ویژگی های شخصیتی، خلاقیت هیجانی، هوش هیجانی.

فهرست مطالب

عنوان                                                صفحه

فصل اول. ‌س

1-1-مقدمه. 1

1-2- بیان مسأله. 2

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش… 6

1-4- اهداف پژوهش: 8

1-4-1- هدف اصلی: 8

1-5- فرضیه‌های پژوهش… 8

1-5-1- فرضیه اصلی.. 8

1-5-2- فرضیه‌های فرعی.. 8

1-6-متغیرها و تعاریف آن‌ها 8

1-7- تعاریف اصطلاحات.. 9

1-7-1- تعاریف تئوریك… 9

1-7-2- تعاریف عملیاتی.. 10

فصل دوم. 12

2-1-مقدمه. 13

2-1-ویژگی‌های شخصیتی.. 14

2-1-1-تعریف شخصیت.. 14

2-1-2-دیدگاه‌هایی درباره شخصیت.. 15

2-1-2-1-شخصیت از نظر فروم. 16

2-1-2-2-شخصیت از نظر یونگر. 16

2-1-2-3-شخصیت از نظر ماری.. 16

2-1-2-4-نگرش فرانكل به شخصیت.. 17

2-1-2-5-نگرش مزلو به شخصیت.. 17

2-1-3-دیدگاه‌هایی درباره رشد شخصیت.. 17

2-1-3-1-رشد شخصیت از نظر یونگر. 17

2-1-3-2-رشد شخصیت از نظر ماری.. 17

2-1-3-3-عوامل موثر بر رشد شخصیت.. 18

2-1-4-نظریه‌های شخصیت.. 18

2-1-4-1-نظریه‌های سنخ شناسی شخصیت.. 18

2-1-4-2-نظریه‌های تحلیلی عاملی شخصیت.. 19

2-1-4-2-1-نظریه كاتل. 19

2-1-4-3-نظریه انسان گرایی در شخصیت: 20

2-1-4-4-نظریه‌های شناختی شخصیت: 20

2-1-2-عوامل اصلی پنج گانه شخصیت.. 21

2-1-2-1-روان نژندی(نورُز) یا ناسازگاری(نوروتیک)(N) 21

2-1-2-2-برونگرایی (E) 22

2-1-2-3-انعطاف پذیری  (O) 23

2-1-2-4-دلپذیر بودن (A) 24

2-1-2-5-مسئولیت پذیری و با وجدان بودن (C) 25

2-1-3- مدل پنج عاملی شخصیت رابرت مک کری و پل کوستا 25

2-1-4-الگوهای عاملی شخصیت.. 27

2-1-5-نظریه پنج عاملی شخصیت.. 29

2-1-5-1-پایه‌های تجربی و مفهومی نظریه پنج عاملی.. 29

2-1-5-2-نظریه صفات و مدل پنج عاملی (FFM) 30

2-1-5-3-مسائل اساسی در سنجش شخصیت.. 32

2-2- هوش هیجانی: 32

2-2-1- تاریخچه هوش هیجانی: 32

2-2-2-تعاریف مرتبط با هوش هیجانی.. 35

2-2-2-1-هیجان چیست؟. 35

2-2-2-2- تعریف هوش: 35

2-2-2-3-تعریف هیجان. 36

2-2-2-4-تعریف هوش هیجانی: 38

2-2-3- انواع هوش از دیدگاه صاحب نظران: 41

2-2-3-1-دیدگاه اشترن برگ: 41

2-2-3-2-دیدگاه گاردنر: 41

2-2-3-3-دیدگاه بار- آن: 41

2-1-4: مدل‌های هوش هیجانی.. 42

2-1-5-پیامدهای هوش هیجانی: 49

2-1-6-عوامل موثر بر هوش هیجانی.. 52

2-1-8- حل نزاع با کاربرد هوش هیجانی: 53

2-3-خلاقیت هیجانی.. 56

2-3-1: تاریخچه خلاقیت هیجانی: 56

2-3-2: مفهوم خلاقیت هیجانی: 56

2-3-3: مراحل خلاقیت هیجانی: 60

2-3-4-پیامدهای خلاقیت هیجانی: 61

2-3-5-عوامل موثر بر خلاقیت هیجانی.. 63

2-4-بررسی رابطه و تفاوت بین متغیرها: 64

2-4-1-شخصیت و هوش هیجانی: 64

2-4-2-شخصیت و خلاقیت هیجانی: 66

2-4-3-هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی: 68

2-5- تعاریف مفهومی و چارچوب نظری تحقیق: 69

2-6- تحقیقات هوش هیجانی: 71

2-6-1-تحقیقات داخلی: 71

2-6-2- تحقیقات خارجی: 77

فصل سوم. 80

3-1-مقدمه. 81

3-2-روش تحقیق: 81

3-3 – جامعه آماری.. 82

3-4- حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 82

3-5-1-پرسشنامه هوش هیجانی تراویس برادبری و جین گریوز. 83

3-5-2-شیوه نمره گذاری آزمون هوش هیجانی.. 83

3-5-3- پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل و نولز(ECI) 84

3-5-4-شیوه نمره گذاری آزمون خلاقیت هیجانی.. 84

3-5-5-پرسشنامه پنج عاملی شخصیت(NEO) 84

3-5-6-شیوه نمره گذاری پرسشنامه و تفسیر عوامل پنج گانه پرسشنامه شخصیت.. 85

3-6- شواهد مربوط به پایایی و روایی ابزار پژوهش… 86

3-6-1-روایی.. 86

3-6-2-پایایی.. 87

3-7- روش‌ها و فنون آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ها 90

فصل چهارم. 91

مقدمه. 92

4-1- آمار توصیفی.. 92

4-2- آمار استنباطی.. 93

فصل پنجم. 99

5-1- مقدمه. 100

5-2- نتایج پژوهش… 100

5-2-1-نتیجه حاصل از فرضیه اول. 100

5-2-2-نتیجه حاصل از فرضیه دوم. 101

5-2-3-نتیجه حاصل از فرضیه سوم. 102

5-3-نتیجه گیری كلی.. 102

5-4-پیشنهادات پژوهش… 103

5-5-محدودیت‌های پژوهش… 104

5-6-منابع و مآخذ. 105

پیوستها 114

1-پرسشنامه شخصیتی ( NEO ): 115

2-پرسشنامه خلاقیت هیجانی.. 119

3-پرسشنامه هوش هیجانی تراویس برادبری و جین  گریوز. 120

مقدمه

انسان از همان بدو تولد در یک محیط اجتماعی رشد می‌کند، که این محیط در فرد به همان اندازه مؤثر است که، محیط طبیعی و فیزیکی در دگرگونی و تغییر ساختمان وجودی فرد نقش دارد. آنچه در این محیط اجتماعی می‌تواند انتخاب‌های فرد را محدود کند یا آن‌ها را گسترش دهد و مانع سهیم شدن فرد در تجربه‌های خاص با دیگران شود، یا وی را قادر سازد تا اکثر این تجربه‌ها را داشته باشد، شخصیت[1] است (اتکینسون[2]، 1996؛ ترجمه براهنی، 1383). شخصیت است که می‌تواند برخی از افراد را ملزم و محدود کند و دیگران را در معرض تجربیات جدید قرار دهد. تعداد و تنوع موقعیت‌های اجتماعی که در آن شرکت می‌کنیم و یا با دیگران تعامل برقرار می‌کنیم نیز توسط شخصیت ما تعیین می‌شود. البته تفاوت‌هایی که در نحوه‌ی ادراک یا تعبیر ما از اشخاص، اشیاء و موقعیت‌های موجود در محیط‌مان وجود دارد – طبق نظریه کلی[3] – به سبک شناختی[4] ما ارتباط پیدا می‌کند.

در واقع افرادی که از نظر پیچیدگی شناختی[5] بالا هستند، می‌توانند در بین مردم تنوع بسیار زیادی را ببینند و قادرند به راحتی یک شخص را در طبقات زیادی قرار دهند. بررسی‌های سیاستمداران آمریکا و انگلیس درباره‌ی ویژگی‌های ذهنی معلوم ساخت که، آزادی‌خواهان و میانه‌روها نسبت به محافظه‌کاران از پیچیدگی شناختی بالاتری برخوردارند، بنابراین سبک‌شناختی یکی از ابعاد مهم شخصیت است (شولتز و شولتز[6]، 2005؛ ترجمه سید محمدی، 1388). اما باید توجه داشت که انسان‌‌ها در عین حال که موجوداتی عقلانی هستند، خصایص هیجانی نیز دارند که این ویژگی، آن‌ها را به موجودی هیجانی تبدیل کرده است. سال‌ها در فرهنگ‌های مختلف به واسطه‌ی سنت‌ها و قواعد مرسوم، عمل کردن بر اساس هیجان‌ها مذموم شمرده می‌شد. زیرا این باور وجود داشت که هیجان منشأ خشونت و مختص حیوانات هستند و این ویژگی با فرآیندهای عالی تفکّر همچون هوش هیجانی[7] و خلاقیت هیجانی[8] در تضاد هستند. اما امروزه روان‌شناسان با طرح مفهوم هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی سعی داشته‌اند این موضوع را روشن کنند که این دو مقوله یعنی هوش و هیجان و یا خلاقیت و هیجان در تقابل با یکدیگر نیستند(آوریل[9]، 2007؛ به نقل از ایوسویچ، ‌2007).

تمام هیجان‌ها در اصل تکانه‌هایی برای عمل کردن هستند، برنامه‌های فوری برای حفظ زندگی که در طی تکامل تدریجی در وجود انسان به ودیعه گذارده شده است. طبق نظر گلمن[10](1994). در پژوهش‌های جدید، نقش هوش هیجانی در دوران کودکی، در ارتباط با خلاقیت، برقراری ارتباط با والدین و در سنین بالاتر در تحصیل و انتخاب شغل آشکار است. خلاقیت نیز فرآیندی است که در طی آن تلاش برای شکوفا کردن استعدادهای بالقوه صورت می‌گیرد(مایر[11]، 1999؛ نقل از ساووی 2004).

در پرتو خلاقیت، خلاقیت هیجانی مستلزم رها شدن از واکنش‌های هیجانی معمول و خلق واکنش‌های هیجانی بدیع است(گات بزال و آوریل، 1996).

مطالعات نشان داده‌اند که شیوه‌ی افراد برای ابراز توانایی‌های شناختی از جمله هوش و خلاقیت، به شخصیت آن‌ها بستگی دارد(اتکینسون، 1996؛ ترجمه: براهنی، 1383). باید توجه داشت که وجود چنین رابطه‌ای را نیز می‌توان بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی با شخصیت در نظر گرفت.

1-2- بیان مسأله

هر کسی شخصیتی دارد، شخصیت شما به تعیین محدودیت‌های موفقیت، خوشی و خرسندی در زندگی شما کمک می‌کند. ما درباره‌ی شخصیت صحبت می‌کنیم و اگر بگوییم که شخصیت شما یکی از مهمترین موهبت‌های شماست، ‌گزافه گویی نکرده‌ایم. تمام چیزهایی که انتظار دارید به دست آورید، خواه همسر یا والد خوبی باشید و حتی حالت سلامت عمومی شما می‌تواند تحت تأثیر شخصیت شما و شخصیت افرادی که با آن‌ها تعامل دارید قرار گیرد(شولتز، 2005؛ ترجمه: سید محمدی، 1388).

بی تردید میتوان گفت یكی از رایج ترین مفاهیم روان شناسی در میان همگان شخصیت است. چنانكه با اندكی توجه در صحبت‌های روزمره متوجه فراوانی كاربرد این مفهوم می‌شویم. كاربردهایی كه براساس معانی و تعابیر مختلف، گاهی دلالت بر صفات و ویژگی‌های بارز افراد، اعم از مثبت معمولی و منفی می‌نمایند و گاهی نشان‌دهنده مقام و مهارت‌های اجتماعی هستند كه نظریه پردازان درباره چگونگی تشكیل و تحول شخصیت و مفاهیم انگیزشی رفتار آدمی دارند(جمالفر، 1373ص121).

روان شناسی شخصیت حوزه بسیار گسترده‌ای است، زیرا شخصیت، خود موضوعی است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه‌های گوناگون. برای شناخت شخصیت انسان، از دیر باز كوششهای فراوانی به عمل آمده كه برخی از آنها غیر علمی، خرافاتی، و معدودی دیگر علمی و معتبر است.(شولتز و شولتز، 2005؛ ترجمه: سید محمدی، 1388).

شناخت شخصیت، ویژگیها، چگونگی شكل‌گیری شخصیت، عوامل موثر در ایجاد شخصیت و مسائلی از این قبیل، از یك جنبه، ارضا حس كنجكاوی، و میل به حقیقت جویی را در انسان دنبال می‌كند، زیرا این شناخت نوعی خود شناسی است. از سوی دیگر این شناخت و اطلاعات به شخص امكان می‌دهد كه در ارتباط متقابل با دیگران موضع‌گیری‌های مناسب و آگاهانه داشته باشد. مطالعه شخصیت هم از جنبه‌های ارضای حس كنجكاوی و هم از نظر روابط اجتماعی دارای اهمیت است. به عبارت دیگر شخصیت شیوه‌های احساسات، افکار و اعمال افراد در طول زندگیشان را دربر می‌گیرد(چاوز-ایکل[12]، 2007).

در سال‌های اخیر با توسعه‌ی روش‌های پیچیده‌ی آماری، رویکرد صفت بر مطالعات حوزه‌ی شخصیت تسلط پیدا کرده است. یکی از اولین نظریه‌های صفت، نظریه‌ی آیزنگ[13] است که شخصیت را متشکل از سه بعد برون‌گرایی[14] – درون‌گرایی[15]، نوروزگرایی[16] – پایداری هیجانی[17] و پسیکوزگرایی[18] – کنترل تکانه[19] در نظر گرفت. بعد‌ها کتل[20] با بهره‌مندی از روش تحلیل عاملی، شانزده عامل را برای شخصیت مطرح کرد. و کاستا و مک کری[21](1989). شخصیت را متشکل از پنج عامل اصل نوروزگرایی، برونگرایی، تجربه‌پذیری[22]، سازگاری[23] و مسئولیت‌پذیری[24] عنوان کردند(حق شناس، 1385).

پس به طور کلی شخصیت در روانشناسی به مجموعه ویژگی‌های جسمی و روانی، و رفتاری كه هر فرد را از افراد دیگر شخصیت‌ها متمایز می‌كند اطلاق می‌شود(كریمی، 1375). اما باید توجه داشت که انسان‌ها در عین آنکه موجوداتی عقلانی هستند، خصایل هیجانی نیز دارند که این ویژگی، آن‌ها را به موجودی هیجانی تبدیل کرده است. سال‌ها در فرهنگ‌های مختلف به واسطه‌ی سنت‌ها و قواعد مرسوم، عمل کردن بر اساس هیجان‌ها مذموم شمرده می‌شد. زیرا در بعضی از فرهنگ‌ها این باور وجود داشت که هیجان منشأ خشونت و مختص حیوانات است و این ویژگی با فرآیندهای عالی تفکر همچون هوش و خلاقیت در تضاد می‌باشد. اما امروزه روان‌شناسان با طرح مفهوم هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی سعی داشته‌اند این موضوع را روشن کنند که این دو مقوله یعنی هوش و هیجان و یا خلاقیت و هیجان در تقابل با یکدیگر نیستند(آوریل، 2007، به نقل از ایوچوبک[25]، 2007).

برخی از متخصصان، هوش را توانایی حل مساله می‌دانند. عده‌ای دیگر، آن را توانایی انطباق و یادگیری بر اساس تجارب روزمره می‌دانند. عده‌ای نیز معتقدند، در تعریف هوش فقط به جنبه‌های شناختی توجه شده است و سایر ابعاد هوش مثل خلاقیت و هوش عملی و میان فردی نادیده گرفته شده است(سانتراك، 1385).

هوش را توانایی درك و فهم عواطف به منظور ارزیابی افكار و خلق و خو و تنظیم آنها به گونه‌ای كه موجب تعالی و رشد عقلی و عاطفی گردد تعریف كرده‌اند(گلدمن، 1380).

بنابراین توسعه و رشد هوش و خلاقیت یك عنصر كلیدی در یادگیری و تدریس محسوب می‌شود و اگر دانش‌آموزان بتوانند این ویژگی را كسب كنند، اولین گام را در جهت كنترل و هدایت هیجان‌های خودشان برداشته و می‌توانند موانع تضعیف كننده عملكرد را از بین بردارند(آقایار، شریفی و درآمدی، 1385).

بعضی مطالعات به توصیف ویژگی‌های شخصیتی[26] اختصاص داده شده‌اند که البته نتایج  آنها بسیار ضد و نقیض‌اند. مثلاٌ در بسیاری از تحقیقات به رابطه‌ی‌ قوی درون‌گرایی و خلاقیت اشاره شده است(رودس[27]، 1990). از طرفی در برخی از تحقیقات، درون‌گرایی، به عنوان ویژگی مهم شخصیت‌ خلاق معرفی شده است(مانند دلانس[28] و گایر[29]، 1970: بارون[30] و هارینگتون[31]، ‌1980؛ به نقل از آیزنگ، ‌1994).

به نظر می‌رسد شخصیت افراد می‌تواند پیش بینی كننده هوش و خلاقیت آنها باشد. از نظر گلمن شخصیت افراد تركیب درستی از عقل و دل است، اما به لحاظ فرهنگی آموخته‌ایم كه به هیجانات خودمان همانند هیجاناتی كه اطلاعات درست ذهن را تعریف می‌كند اعتماد نكنیم. حتی گاهی واژه هیجان، بیانگر یك شخصیت ضعیف است و به كسی اطلاق می‌شود كه قادر به كنترل خویش نبوده یا حتی رفتاری كودكانه یا ابلهانه دارد(آقایار و شریفی درآمدی، 1384). مرور پژوهش‌های انجام شده، متناسب با این مبانی نظری در پیوند ویژگی‌های شخصیت و پیشرفت تحصیلی با هوش به درك بهتر كمك می‌كند. لذا اهمیت تأثیر پیشرفت تحصیلی در سلامت شخصیت دانش‌آموزان به حدی است که برخی از متخصصان آن را حداقل تا نیمه دوم دوره نوجوانی معیار اساسی برای تشخیص عملکرد سالم دانسته‌اند(سیف، ۱۳۶۳).

مطالعات نشان داده‌اند که شیوه‌ی افراد برای ابراز توانایی‌های شناختی از جمله هوش و خلاقیت به شخصیت آن‌ها بستگی دارد(اتکینسون، 1996؛ ترجمه: ‌براهنی، 1383).

خلاقیت هیجانی توانایی تجربه و بیان بدیع، ‌موثر و اصیل ترکیبی از هیجانات است(آوریل و توماس نولز[32]، 1991). و هوش هیجانی بر حسب الگوی مهارت مدار، به عنوان توانایی ادراک درست هیجانات[33]، استفاده از هیجانات در آسان‌سازی تفکر، ‌درک هیجانات و تنظیم هیجانات در خود و دیگران در نظر گرفته شده است(سالووی[34] و مایر[35]، ‌1997).

لذا به نظر می‌رسد طبق نظر آوریل(1999). رابطه‌ی هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی با رابطه‌ی بین هوش شناختی و خلاقیت منطبق است. پژوهش‌های تجربی از این فرض حمایت می‌کند،: که هوش شناختی و خلاقیت، ‌سازه‌های مجزایی هستند(استرنبرگ و اوهارا[36]، 1999). و توجه به هوش هیجانی و خلاقیت نقش مهمی در تعلیم و تربیت دارد. و بایستی به معلمان خاطر نشان کرد که رفتار خلاق و عوامل درونی و بیرونی مرتبط با آن رفتار را می‌توان تغییر داد و در بهبود آن تلاش کرد. بار-آن(1999). لذا شناخت خصوصیات افراد خلاق و ویژگی‌های شخصیتی آنها امری ضروری است.

بدین ترتیب این فرض قوت می‌گیرد که آیا رابطه‌ی بین هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی نیز به همین صورت است؟ و آیا بین ویژگی‌های شخصیت دانش‌آموزان با خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد؟

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

این واقعیت که افراد از نظر استعداد، توانایی، خلاقیت و دیگر ویژگیهای شخصیتی تفاوت دارند و این تفاوتها را می‌توان اندازه‌گیری کرد، احتمالاً از‌ ابتدای‌ تاریخ مکتوب زندگی انسان مورد توجه بوده اما مطالعه علمی در مورد هوش و تواناییهای ذهنی در ابتدای قرن بیستم آغاز شده است. مفهوم خلاقیت نیز که مورد توجه‌ روانشناسان‌ قرار‌ گرفته با مفهوم هوش رابطه‌ دارد‌. لذا در روانشناسی شناختی و خبرپردازی، رابطه هوش با یادگیری، تفکر، حل مسئله و دیگر فرآیندهای شناختی مورد‌ مطالعه قرار می‌گیرد. از طرفی خلاقیت، استعداد و قابلیت انسان در تولید اثرهای ابتکاری، نوآورانه و سودبخش است(استرنبرگ[37] و لوبارت[38]، 1999). از نظر والاچ[39] و کوگان[40]، ‌با‌ انجام‌ دادن پژوهش درباره گروهی از دانش‌آموزان، آنان را بر اساس نمره‌های هوش و خلاقیت می‌توان مورد سنجش قرار داد و مطالعه رفتار و عملکرد تحصیلی این دانش‌آموزان را بررسی نمود، تا بر اساس نوآوری و اندیشه‌های جدید، میزان بهره هوشی دانش‌آموزان را در جهت رشد خلاقیت آنان و در راستای پیشرفت و رشد اطلاعات و دانش مورد محاسبه و سنجش قرار داد. از طرفی عوامل تاثیر گذار گوناگون در رشد و خلاقیت آنان در تحقیقات آتی تاثیر گذار است.

پس اجرای این نوع تحقیقات از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است، زیرا كه پیگیری واضحتری از سازه‌های روان‌شناختی را ارائه می‌دهد و می‌توان به شناسائی روابط بین متغیرها، طبقه‌بندی متغیرها، طبقه‌بندی روابط كمیت‌گرایی و در نهایت كسب اهمیت حیاتی برخوردار در این پژوهش بر اساس اندیشه‌های افراد پی برد. چرا که پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و شناسایی رشد آنان چه به صورت فردی و چه تیم‌های شخصیتی متفاوت، برای شناسایی در مراحل زمانی و مكانی تحقیق بسیار حائز اهمیت و ضروری به نظر می‌رسد تا پژوهشگران، نویسندگان و صاحب نظران امر، ارتباط بین متغیرهای مورد بررسی را به نحو شایسته و علمی تعیین نموده و راهکارهای مدونی در جهت رشد و بالندگی علمی ایران اسلامی، بر مبنای دانش روز، به شکلی نوآورانه، خلاقانه و رشد یافته تدوین گردد تا شناخت ویژگی‌های شخصیتی علم آموزان، موجب تسهیل در رشد خلاقیت آنان شود. اما توسعه و غنای پژوهندگی و پیشرفت علمی-تحصیلی كه از بهترین شاخه‌های ذوق و بالندگی افراد در جامعه است، در صورتی ذوق، استعداد و مهارت رشد یافته افراد را شکوفا می‌کند که بین پژوهش و پیشرفت، هوش و تفکر، خلاقیت و نوآوری ارتباط نزدیک و تنگاتنگ باشد.

لذا اهمیت موارد ذکر شده و ضرورت پرداختن به این پژوهش عبارت است از:

  1. نتایج حاصله برای پژوهشگران و صاحب‌نظران، نقش مهمی در شناسایی و برنامه‌ریزی شخصیت روان‌شناختی دانش‌آموزان خواهد داشت.
  2. یافته‌های بدست آمده از این پژوهش، مدیران و دست‌اندرکاران حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالی را قادر می سازد تا با شناخت بهره هوشی، نوآوری، تفکر خلاق، رشد و توسعه خلاقیت، مهارت رشد یافته، توانایی‌های ذهنی و اندیشه‌های نوآورانه دانش‌آموزان، در صدد انجام راهکارهای ملی و کشوری و ایجاد بسترهای زیربنایی و برنامه‌ریزی‌های مهم بلندمدت در حوزه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری باشند و زمینه توجه به این امر مهم و ضروری، پدید آید.

لذا یكی از راه‌های افزایش كارایی و بهره‌وری در نظام آموزشی، شناخت و تمرکز بر شیوه یادگیری، مطالعه، پرورش استعداد و استعدادیابی دانش‌آموزان است، که با نگاه علمی و دقیق به خلاقیت و هوش فرد، می‌توان از طریق پرورش هوش هیجانی و باروری خلاقیت هیجانی با توجه و تطبیق در روان‌شناختی شخصیت در آنان، این مسئله را مورد بررسی و تعمق قرار داد.

در سازمان‌های آموزشی، پرورشی، مشاوره‌ای، روانشناسی و روان درمانی ایران كمتر به این مسائل پرداخته شده است، در حالی كه در سایر كشورها توجه و ارتباط مسائل مربوط به دانش‌آموزان در مسئله یادگیری و استعدادیابی که با موضوع خلاقیت هیجانی و هوش هیجانی در شخصیت آنان عجین شده و با توجه به جدید بودن این مبحث، مورد تحقیقات بسیاری قرار گرفته است. انشاءالله در ایران اسلامی نیز با دقت و نگرش علمی، این مسئله مهم و ضروری پیگیری و عملیاتی شده و در حد یک پژوهش تئوری باقی نماند.

تعداد صفحه :144

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه هوش معنوی با سلامت روانی و سبک های دلبستگی در بین دانشجویان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان:

بررسی رابطه هوش معنوی با سلامت روانی و سبک های دلبستگی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد دلفان

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه هوش معنوی با سلامت روانی و سبک های دلبستگی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد دلفان است . این مطالعه از نوع مطالعات توصیفی – تحلیلی و مقطعی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی استان لرستان واحد دلفان می باشد. لازم به ذکر است که این جامعه آماری تمام رشته های تحصیلی این دانشگاه را شامل می شود که 480 نفر می باشد . در این پژوهش با بهره گرفتن از روش نمونه گیری طبقه ای و متناسب با تعداد دانشجو هر رشته نمونه ها به صورت تصادفی انتخاب شدند . با توجه به جدول کرجسی و مورگان از 214 نفر انتخاب گردیدند ( 107 نفر دختر و107 نفر پسر ) . با توجه به متغیرهای بکارگرفته شده، در این تحقیق ابزار مورد استفاده 3 نوع پرسشنامه مربوط به هوش معنوی ( پرسشنامه عبدالله زاده و همکاران ) ، سلامت روانی (پرسشنامه GHQ-28 گلدبرگ و هیلر ) و سبک های دلبستگی ( پرسشنامه هازن و شیور ) می باشد . در این پژوهش از آمار توصیفی ( فراوانی ، میانگین ، انحراف معیار و واریانس ) و آمار استنباطی ( رگرسیونی چند متغیری، آزمون تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون ) استفاده گردید . نتایج حاصل از بررسی های آماری نشان داده است که بین هوش معنوی وسلامت روان ، سلامت روان و دلبستگی و همچنین هوش معنوی و دلبستگی رابطه وجود دارد یعنی دانشجویانی که دارای هوش معنوی بالایی بودند از سلامت روان و دلبستگی خوبی برخوردار بودند . بین دو گروه دانشجویان دختر و پسر از لحاظ متغیرهای سلامت روان، هوش معنوی و انواع سبک های دلبستگی تفاوت معنی داری وجود ندارد.

کلمات کلیدی

هوش معنوی ، سلامت روانی ، سبک های دلبستگی

مقدمه 

    هوش مفهومی است كه از دیرباز آدمی به پژوهش و تفحص در مورد ابعاد، تظاهرات و انواع آن علاقمند بوده است . هوش رفتار حل مسئله سازگارانهای است كه در راستای تسهیل اهداف كاربردی و رشد سازگارانه جهتگیری شده است.  وکسلر ( 1985 )،  هوش را شامل تواناییهای فرد برای یك اقدام هدفمندانه، تفكر منطقی، و برخورد مؤثر با محیط تعریف كرد. تعریف بینه و سیمون ( 1995 ) از هوش قضاوت و به عبارت دیگر، عقل سلیم شعور عملی، ابتكار، استعداد انطباق خود با موقعیتهای مختلف. به خوبی قضاوت كردن، به خوبی استدلال كردن، به خوبی درك كردن، اینها فعالیتهای اساسی هوش دانستند) گری گراث ، 1384 ) گاردنر هوش را مجموعه ای از تواناییهایی می داند كه برای حل مسئله و ایجاد محصولات جدیدی كه در یك فرهنگ ارزشمند تلقی میشوند، به كار میرود. از نظر وی انواع نه گانه هوش عباتند از: هوش زبانی، موسیقیایی، منطقی  ریاضی، فضایی، بدنی  حركتی، هوش های فردی، هوش طبیعی و هوش وجودی كه شامل ظرفیت مطرح كردن سؤالات وجودی است.

     آمرام معتقد است هوش معنوی [1]شامل حس معنا و داشتن مأموریت در زندگی، حس تقدیس در زندگی، درك متعادل از ارزش ماده و معتقد به بهتر شدن دنیا می شود (غباری بناب و دیگران، 1386) هوش معنوی برای حل مشکلات و مسائل مربوط به زندگی آسان بوده و به زندگی معنا بخشیده و ارزشها را در انسان تکامل می دهد و باعث آرامش نسبی و روانی در زندگی می شود ( غباری بناب و دیگران ، 1386 ) هوش معنوی دست كم پنج مهارت و كارآیی دارد كه  می توان بخشی از دانش پایه را در برگیرد و به رفتارهایی بیانجامد كه سازگاری با محیط را در پی آورد ( صمدی، 1385) . ویژگیهایی كه لازمه هوش معنوی هستند احتمالاً در كنار تواناییها و فعالیت های دیگری قرار دارند كه عبارتند از: دعا كردن، تعمق، رویاها و تحلیل رویاها، باورها و ارزشهای دینی و معنوی، شناخت و مهارت در فهم و تفسیر مفاهیم مقدس و توانایی داشتن حالات فراروندگی به عنوان مثال ؛ بعضی از حقایق قدیمی همانند آزار نرساندن در تقویت هوش معنوی مطرح می باشد.  همچنین مسائل معنوی ممكن است شامل مواردی از قبیل تفكر در مورد سؤالات وجودی مانند وجود زندگی پس از مرگ ، جستجوی معنا در زندگی ، علاقمندی و به عبارت دیگر تعمق مؤثر ، رشد حس هدفمندی زندگی، رشد رابطه با خود ، هماهنگی یا قدرت برتر و نقش آن در زندگی خود باشد( ناسل، 2004) همچنین نوبل و وگان معتقدند مؤلفه های هشت گانه ای كه نشاندهنده هوش معنوی رشد یافته هستند عبارتند از:  درستی و صراحت ، تمامیت ، تواضع ، مهربانی ، سخاوت ، تحمل ، مقاومت و پایداری و تمایل به برطرف كردن نیازهای دیگران .

کارشناسان سازمان بهداشت جهانی سلامت فکر و روان را اینطور تعریف می کنند : « سلامت فکر عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران ، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضاد ها و تمایلات شخصی به طور منطقی ، عادلانه و مناسب».

    تاکنون تعاریف متعددى از «سلامت روان‏» ارائه شده که همگى بر اهمیت تمامیت و یکپارچگى شخصیت تاکید ورزیده‏اند. گلدشتاین [2]، سلامت روانى را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شکوفایى مى‏داند . چاهن[3] ( 1991 ) ، نیز سلامت روانى را وضعیتى از بلوغ روان‏ شناختى تعبیر مى‏کند که عبارت است از حداکثر اثربخشى و رضایت ‏به دست آمده از تقابل فردى و اجتماعى که شامل احساسات و بازخوردهاى مثبت نسبت ‏به خود و دیگران مى‏شود. در سال‏هاى اخیر، انجمن کانادایى بهداشت روانى، «سلامت روانى‏» را در سه بخش تعریف کرده است:

بخش اول: بازخوردهاى مربوط به خود شامل: تسلط بر هیجان‏هاى خود ، آگاهى از ضعف‏هاى خود ،  رضایت از خوشى‏هاى خود.

بخش دوم: بازخوردهاى مربوط به دیگران شامل: علاقه به دوستى‏هاى طولانى و صمیمى ، احساس تعلق به یک گروه ، احساس مسؤولیت در مقابل محیط انسانى و مادى.

بخش سوم: بازخوردهاى مربوط به زندگى شامل: پذیرش مسؤولیت‏ها ، ذوق توسعه امکانات و علایق خود ،  توانایى اخذ تصمیم‏هاى شخصى ( اسدالهی ، 1391 ) .

     هوش معنوی برای حل مشكلات و مسائل مربوط به معنای زندگی و ارزش ها مورد استفاده قرار می گیرد و سؤال هایی همانند «آیا شغل من باعث تكامل من در زندگی می شود؟» و یا «آیا من در شادی و آرامش روانی مردم سهیم هستم؟» را در ذهن ایجاد می كند (ویگلزورث، 2004 به نقل از: سهرابی، 1385) در مورد خود و دیگران احساس خوبی دارند. در محیط کار و روابطشان مسئولیت پذیر می باشند. زیرا وقتی از سلامت روانی برخوردار باشیم انتظار بهترین چیزها را در زندگی داریم و آماده برخورد با هر حادثه ای هستیم. ما با آموختن ویژگی های سلامـت روانی بهتر می توانیم به روح و روان متعادل و شاد دست یابیم. سلامت روانی در بسیاری از موارد مانند سلامت جسمی است و باید به آن توجه کافی داشت. سلامت روانی برای خوشبختی انسان ضروری اند. رسیدن به سلامت روانی به هیچ وجه تصادفی نیست، نیل به این هدف با صرف زمان و زحمت محقق می شود.همچنین نباید فراموش کرد که اعتماد به نفس، کلید سلامت روانی است. (رحیمی نیا ،1384).

دلبستگی یک رابطه هیجانی خاص است که مستلزم تبادل لذت، مراقبت و آسایش می‌باشد. ریشه پژوهش‌ها در زمینه دلبستگی به نظریه فروید درباره عشق باز می‌گردد امّا غالباً از پژوهشگر دیگری به نام پدر نظریه دلبستگی نام برده می‌شود . جان بالبی پژوهش‌های گسترده‌ای درباره مفهوم دلبستگی به عمل آورد . او دلبستگی را چنین توصیف کرده است : « ارتباط و پیوند روانی پایدار بین دو انسان » (بالبی، 1969). بالبی با این دیدگاه روانکاوانه موافق بود که تجربیات اولیه کودکی، تأثیر مهمی بر رشد و رفتارهای بعدی در زندگی دارد. به عقیده او، سبک‌های دلبستگی اولیه ما در دوران کودکی و از طریق رابطه کودک / پرستار شکل می‌گیرد . 
     بالبی همچنین عقیده داشت که دلبستگی دارای مولفه‌ای تکامل یابنده است و به بقای انسان کمک می‌کند. «گرایش به ایجاد پیوندهای عاطفی قوی به افراد بخصوص ، یک مؤلفه اصلی طبیعت انسان است . » (بالبی، 1988) . پژوهشهای متعددی به این نتیجه رسیده اند كه بین سبكهای دلبستگی بزرگسال و باورهای مذهبی رابطه وجود دارد.  كراك پاتریك و شیور( 1992 ) نشان دادند كه نمرات افراد در پرسشنامه سبك دلبستگی عاشقانه هازن و شیور، ( 1978 )همبستگی معنی داری با نمرات آنان در میزانهای مختلف مذهبی دارد كسانی كه در پرسشنامه دلبستگی خود را ایمن ارزیابی كرده بودند به طور معنی داری نمرات بالاتری نسبت به اجتنابی ها در میزان مذهبی به دست آوردند) قیامی،1384 ).

     پایه های نظریه دلبستگی به دنبال مطالعات بالبی در مورد نوجوانان بزهكار به خصوص دوران كودكی و رابطه آنان با مادرشكل گرفت ، منظور از دلبستگی رابطه ای نخستین میان كودك و مادر است كه پس از شكل گیری عامل محافظت » پایگاه امن « فرد از نابودی خواهد آمد.  رابطه توأم با دلبستگی نهایتاً به پدیده منتهی شده و احساس ایمنی و رفتار اكتشافی ره آورد آن خواهد بود (بشارت، 1380 ) جان بالبی پژوهشهای گسترده ای درباره مفهوم دلبستگی به عمل آورد او دلبستگی را چنین توصیف كرده است: ارتباط روانی پایدار بین دو انسان. بالبی عقیده داشت كه دلبستگی دارای چهار ویژگی مختلف است.1- حفظ نزدیكی: تمایل به نزدیك بودن به كسانی كه به آن ها دلبستگی داریم.2-  پناهگاه امن: بازگشت نزد فردی كه به آن دلبستگی داریم.3- پایه مطمئن: فردی كه به آن دلبستگی وجود دارد، پایه مطمئن و قابل اتكایی برای كودك به وجود میآورد تا به كشف محیط و جهان پیرامونش بپردازد.4- اندوه جدایی: اضطراب ناشی از عدم حضور فردی كه به آن دلبستگی وجود دارد. محقق در این تحقیق رابطه بین هوش معنوی و سلامت روانی و سبک های دلبستگی در دانشجویان دانشگاه آزاد مرکز نورآباد دلفان را مورد بررسی قرار می دهد .

بیان مسئله

     هوش معنوی زیر بنای باورهای فرد و نقشی است كه این باورها و ارزش ها در كنش هایی كه فرد انجام می دهد و به زندگی خود شكل می دهد ، ایفا می كند ، به عبارت دیگر هوش معنوی به دلیل پیوندش با معنا ، ارزش و تخیل می تواند به انسان توان تغییر در تحول دهد (صمدی ، 1385) .

هوش معنوی ذهن را روشن و روان انسان را با بستر زیر بنایی وجود مرتبط می سازد، به فرد كمك می كند تا واقعیت را از خیال (خطای حسی) تشخیص دهد. این مفهوم در فرهنگ های مختلف به عنوا ن عشق ، خردمندی ، مطرح است ( وگان ، 2003 ) . مفهوم هوش معنوی در بردارنده نوعی سازگاری و رفتار حل مسأله است كه بالاترین سطح رشد را در حیطه های مختلف شناختی ، اخلاقی و هیجانی شامل می شود و فرد را در جهت هماهنگی با پدیده های اطرافش و دستیابی به یكپارچگی درونی و بیرونی یاری می نماید این هوش به انسان دیدی كلی در مورد زندگی و محیط كار می دهد و او را به چار چوب بندی و تغییر مجدد تجارب خود قادر می سازد تا شناخت و معرفت خویش را عمیق بخشد . هوش معنوی مفاهیم معنویت و هوش را درون یك سازه جدیدتر تركیب می كند و به انسان این فرصت را می دهد كه در مقابل واقعیت های مادی و معنوی حساس باشد و تعالی را هر روز در لابه لای اشیاء ، مكان ها ، ارتباطات و نقوش ها دنبال كند (سهرابی، 1387(  . محیط دانشگاهی ضمن این که ماهیتاً یک محیط آموزشی است ،یک محیط اجتماعی نیز می باشد دانشجویان به عنوان متخصصین آینده و ایفا گر نقشهای مهم در شبکه ارتباطات اجتماعی و پیشرفت و ترقی یک کشور با گسترۀ وسیعی از گرفتاریها و مشکلات روانی درگیر هستند . میزان اختلالات روانی دانشجویان در کشورهای پیشرفته 10 تا 12 درصد گزارش شده است مشکلات مربوط به دوره انتقال از نوجوانی به جوانی ،عدم آشنایی با محیط دانشگاهی ، دوری از خانواده و احساس غربت ،عدم علاقه به رشتۀ تحصیلی ،وضعیت غیر قابل پیش بینی آینده کاری و نگرانی درباره انتخاب شغل ، مشکلات ازدواج، نداشتن تفریح و سرگرمی ، مشکلات اقتصادی و هزینه های تحصیلی ، شرایط نامساعد زندگی خوابگاهی و … موارد مهمی هستند که سلامت روانی دانشجویان را تهدید می کنند . ارتقای سلامت روانی دانشجویان ، بهداشت روانی جامعه ، ترقی و پیشرفت کشور را در پی خواهد داشت ( ناصری ، 1384 ) .

     در آستانۀ ورود به آینده ای پیچیده و پر تنش رویکردهای نوین در حوزه علم روانشناسی بوجود آمده اند . مطرح شدن مفاهیمی همچون کشش معنوی ، باور به خدا، سلامت معنوی ، تحویل و بهزیستی معنوی همگی حکایت از ظهور یکی از اساسی ترین رویکرد هاست . در همین راستا با توجه به تاکید سازمان جهانی بهداشت بر بعد معنوی انسان در کنار ابعاد دیگر زیستی ، روانی و اجتماعی ،امروزه عقیده بر این است که هوش شناختی (IQ)و هوش هیجانی (EQ)دیگر پاسخگوی نیازهای انسانی نیستند بلکه به عامل سومی هم نیاز است که از آن به عنوان هوش معنوی (SQ)نام برده می شود . مطالعات جدید در حوزه عصب شناسی نشان می دهد که فعالیت های لپ های گیجگاهی مغز انسان با تجربه های معنوی او پیوستگی دارد عصب شناسان این بخش از مغز را منطقه یا ناحیۀ خدا نامیده اند زیرا با تحریک معنوی این منطقه موضوع های معنوی از قبیل دیدار با خدا ،گفتگوی دینی ، ازخودگذشتگی ،فداکاری ،انسان دوستی ،معنا جویی و …. پدیدار می شود . انسانها در كودكی از بابت تأمین نیازهای اولیه و داشتن امنیت روانی و مادی كافی وابستگی زیادی به نزدیكان خود دارند . اگر با وجود این نزدیكان مانند پدر و مادر (بجای محیط امن و راحت) باعث ایجاد محیط پر از فشار و تنش و نگرانی و ترسهای خفقان آور شوند ( بدلیل عدم شكل گیری واكنشهای دفاعی در كودكان) این امر باعث شكل گیری خشم و عصبانیت زیاد می شود . فردی كه دارای سبك دلبستگی اجتنابی است ، بهای سنگینی پرداخت می كنند ، چرا كه از روابط شان هرگز لذت نمی برند، سبكهای دوست داشتن و دلبستگی كه افراد در روابط خود به كار می گیرند بستگی به زمینه های فرهنگی و اولویت های فردی دارد ( محمدی ، 1383) . افرادی که دارای هوش معنوی بالایی هستند ممکن است که از دلبستگی خوبی برخوردار باشند بنابراین محقق در این تحقیق بر آن است که  ارتباط هوش معنوی با سلامت روان و سبكهای دلبستگی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مرکز دلفان را انجام دهد.

تعداد صفحه :93

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه ی سبک های دلبستگی با سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی دانشجویان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

 دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه­ جهت دریافت کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی(M.A)

عنوان :

بررسی رابطه ی سبک های دلبستگی با سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

بهمن 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                          صفحه                                  

چکیده…………………………………………………………………………………………….. 1

فصل اول : کلیات پژوهش

1-1- مقدمه………………………………………………………………………………………. 3

1-2- بیان مساله………………………………………………………………………………….. 6

1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق……………………………………………………………. 8

1-4- اهداف تحقیق……………………………………………………………………………. 10

1-4-1- هدف اصلی……………………………………………………………………. 10

1-4-2- اهداف فرعی…………………………………………………………………… 10

1-5- فرضیه های پژوهش……………………………………………………………………… 10

1-6- تعریف متغیر‌ها…………………………………………………………………………… 10

1-6-1- تعاریف مفهومی……………………………………………………………….. 10

1-6-2- تعریف عملیاتی………………………………………………………………… 11

فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش

2-1- سبک‌های دلبستگی………………………………………………………………………. 13

2-1-1-  تعریف دلبستگی………………………………………………………………. 13

2-1-2- مراحل شکل‌گیری دلبستگی……………………………………………………. 16

2-1-3-دلبستگی در رویکردهای مختلف……………………………………………….. 17

2-1-4- نظریه دلبستگی در دیدگاه های مختلف…………………………………………. 20

2-1-4-1- در سطح روان تحلیل‌گری……………………………………………….. 20

2-1-4-2- در سطح رفتاری نگری………………………………………………….. 20

2-1-4-3- در سطح رفتارشناسی طبیعی…………………………………………….. 21

2-1-5- کنش دلبستگی…………………………………………………………………. 22

2-2- تفاوت‌های فردی در سازمان دلبستگی…………………………………………………… 23

2-2-1-  دلبستگی ایمن………………………………………………………………… 24

2-2-2-  دلبستگی ناایمن……………………………………………………………….. 24

2-2-2-1- ناایمن – اجتنابی………………………………………………………… 25

2-2-2-2- ناامین-مقاوم…………………………………………………………….. 27

2-2-2-3- ناایمن-دوسوگرا…………………………………………………………. 27

2-3- پژوهش‌های انجام شده پیرامون دلبستگی و سازگاری اجتماعی…………………………… 28

2-4- پژوهش‌های انجام شده پیرامون سبک دلبستگی و هوش هیجانی…………………………. 30

2-5- سازگاری اجتماعی……………………………………………………………………….. 30

2-5-1- مقدمه………………………………………………………………………….. 30

2-5-2- تعریف…………………………………………………………………………. 32

2-5-3 نظریات مربوط به سازگاری……………………………………………………… 34

2-5-3-1- نظریه روانکاوی…………………………………………………………. 34

2-5-3-2- نظریه یادگیری…………………………………………………………… 35

2-5-3-3- نظریه روانی اجتماعی اریکسون………………………………………….. 35

2-5-3-4-نظریه آدلر………………………………………………………………… 36

2-5-3-5- نظریه میان فردی سالیوان………………………………………………… 37

2-5-3-6-نظریه روانی اجتماعی هورنای……………………………………………. 37

2-5-3-7-نظریه پدیدار شناختی راجرز……………………………………………… 38

2-5-3-8-نظریه شناختی-اجتماعی بندورا…………………………………………… 39

2-5-3-9-نظریه تبادلات اجتماعی…………………………………………………… 40

2-5-4- ویژگی‌های افراد سازگار……………………………………………………….. 40

2-5-5- ملاک‌های سازگاری خوب……………………………………………………… 42

2-5-6- عوامل موثر بر سازگاری اجتماعی………………………………………………. 44

2-5-6-1-  عوامل فردی……………………………………………………………. 44

2-5-6-2-   عوامل خانوادگی……………………………………………………….. 45

2-5-6-3-  عوامل اجتماعی…………………………………………………………. 46

2-5-6-4-  محیط‌های آموزشی……………………………………………………… 47

2-5-6-5-  نقش  همسالان…………………………………………………………. 47

2-5-6-6-  رسانه های گروهی……………………………………………………… 48

2-6- هوش هیجانی……………………………………………………………………………. 48

2-6-1- هوش هیجانی یا عاطفی چیست؟………………………………………………. 49

2-6-2- مدل‌های هوش هیجانی…………………………………………………………. 50

2-6-2-1- مدل هوش هیجانی بار_آن………………………………………………. 50

2-6-2-2- مدل هوش هیجانی گلمن………………………………………………… 51

2-6-2-3- مدل هوش هیجانی مایر و سالووی………………………………………. 51

2-6-3- اهمیت هوش هیجانی………………………………………………………….. 52

2-6-4- بهره هوشی و هوش هیجانی……………………………………………………. 53

2-6-5- کاربردهای هوش هیجانی………………………………………………………. 54

2-6-6- ارزیابی هوش هیجانی………………………………………………………….. 55

2-6-7- هوش هیجانی پایین و بالا……………………………………………………… 56

2-6-8- چگونه هوش هیجانی را افزایش دهیم؟…………………………………………. 57

2-7- پیشینه‌ی تحقیق…………………………………………………………………………… 58

2-7-1- پیشینه‌ی داخلی پژوهش……………………………………………………….. 58

2-7-2- پیشینه خارجی پژوهش………………………………………………………… 60

فصل سوم : روش پژوهش

3-1- روش پژوهشی…………………………………………………………………………… 64

3-2-متغییرهای پژوهش………………………………………………………………………… 64

3-3- جامعه آماری…………………………………………………………………………….. 64

3-4- شیوه‌ی نمونه‌گیری و حجم نمونه…………………………………………………………. 64

3-5- ابزار پژوهش…………………………………………………………………………….. 64

3-5-1-  پرسشنامه RAAS‌ سبک دلبستگی بزرگسالان 18 ماده‌ای…………………… 64

3-5-2-  پرسشنامه سازگاری دانش‌آموزان دبیرستانی (AISS)………………………… 66

3-5-3-  پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ……………………………………… 66

3-6- شیوه ی اجرا……………………………………………………………………………… 68

5-7- روش و ابزار تجزیه و تحلیل…………………………………………………………….. 68

فصل چهارم: یافته های تحقیق

4-1- آمار توصیفی…………………………………………………………………………….. 70

4-1-1-جنسیت…………………………………………………………………………. 70

4-1-2- سن…………………………………………………………………………….. 70

4-1-3- وضعیت تاهل……………………………… .

4-2- تحلیل نتایج…………………………………………. .

فصل پنجم: نتیجه گیری پژوهش

5-1- یافته‌های پژوهش………………………………………………………………………… 85

5-2- محدودیتهای پژوهش…………………………………………………………………….. 91

5-3- پیشنهادهای پژوهش……………………………………………………………………… 92

5-3-1- پیشنهادهای کاربردی…………………………………………………………… 92

5-3-2- پیشنهادات پژوهشی……………………………………………………………. 92

منابع…………………………………………………………………………………………….. 94

الف) منابع فارسی………………………………………………………………………… 94

ب) منابع انگلیسی………………………………………………………………………. 100

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین سبک های دلبستگی باسازگاری اجتماعی و هوش هیجانی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات کرمانشاه انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علوم تحقیقات واحد کرمانشاه بود که از بین آن ها نمونه ای به حجم 100نفربه روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید.یرای گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسالان PARS ، پرسشنامه سازگاری برای دانش آموزان دبیرستانی AISS و پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ استفاده شد.برای تحلیل داده ها از شاخص های آماری همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس استفاده شد.یافته ها نشان دادند که بین سبک دلبستگی با سازگاری اجتماعی وهوش هیجانی رابطه وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بین سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد.

کلید واژگان: سبک های دلبستگی ،سازگاری اجتماعی ،هوش هیجانی ،دانشجویان

1-1- مقدمه

هر انسانی می کوشد تا خود را با محیط فیزیکی و روانی اش سازگار کند،زیرا انطباق با شرایط مختلف،از سلامت روانی آدمی حکایت دارد؛البته این سازگاری به معنای همرنگی و پیروی ناهشیار نیست بلکه می تواند دگرگونی را نیز به همراه داشته باشد. گاهی به لحاظ بروز عوامل تنش زا ، سازگاری انسان دچار اشکال شده،به بروز رفتارهای نا سازگار منجر می شوند؛بنابراین سازگاری ،مجموعه کنش ها و رفتارهایی است که فرد در موقعیت ها و شرایط جدید به منظور ارائه پاسخ های مناسب به محرک های موجود از خود بروز می دهد(آقامحمدیان ،1373).

یکی از مهمترین مسائل و مشکلات اجتماعی امروزه در جوامع گوناگون ،نابهنجاری های رفتاری و روانی و روش های مقابله با آنهاست،تردیدی نیست که در مسئله بهداشت روانی،سازگاری ،روز به روز بیشتر اهمیت می یابد.راجرز معتقد است شخصیت ناسازگار،همان فردی است که مورد تهدید درونی واقع شده است و بر عکس افراد سازگار،شخصیت هایی به نظر می رسند که در وجودشان هیچ نشانی از احساس تهدید نمی توان یافت(آقامحمدیان ،1373).

از آنجا که سازگاری می تواند واجد طیف گسترده ای باشد و ابعادی مانند اجتماع ، خانواده ،عواطف ، شغل ، بهداشت و ازدواج را شامل شود ، برخی از صاحب نظران ، سازگاری اجتماعی را رأس سایر ابعاد تلقی می کنند؛ ابعاد مسئله سازگاری ممکن است در هر دوره از زمان و در هر مرحله از تحولات اجتماعی تغییر کند؛ اما جامعه ای نیست که با مسئله ناسازگاری افراد خود مواجه نباشد. خوشبختانه بیشتر افراد با محیط خود هماهنگ هستند و بدون برخورد با دیگران ، خود را با گروهی که به آن وابسته اند ، تطبیق می دهند ولی افراد دیگری نیز هستند که با عادات و خصوصیات فکری و رفتاری خاص و نابهنجار، سازگاری اجتماعی خود را به اختلال دچار می کنند.

عوامل اجتماعی مهمی در بروز سازگاری نقش دارندکه یکی از این عوامل ،پاسخ دهی والد به نیاز های فرد در دوران کودکی است و به تشکیل سبک دلبستگی در کودک منجر می شود(بالبی ،1980).

بدون شک یکی از تحولات بسیار مهم در حوزه روانشناسی معاصر نظریه دلبستگی بالبی است که اهمیت نقش تجارب هیجانی اولیه کودک با مراقبت کننده‌های خود را در رشد هیجانی و شناختی فرد برجسته می‌ سازد(قربانی،1382).

از دیدگاه بالبی (1982، نقل از بری[1]، باروکلون و وردن[2]، 2007) افراد در نتیجه تعامل با                     مراقبت‌کننده‌های دوران کودکی خویش به انتظارهایی درباره‌ی روابط اجتماعی و تجسم‌هایی از خود در رابطه با افراد مهم زندگی خویش، دست می‌یابند که در تمام مراحل زندگی تعیین کرده‌اند. این انتظارها و تجسم تفاوت‌های افراد را در سه زمینه اصلی نشان می‌دهد؛ باورهای افراد درباره‌ی خود و دیگران، کنش‌های بین فردی و نظم جویی‌های عاطفی.

بر‌اساس نظریه دلبستگی فعالیت سیستم دلبستگی محدود به دوران کودکی نبوده و در تام طول زندگی و پیوندهای عاطفی دیگری چون دوستی‌ها، ازدواج، روابط خویشاوندی و… فعال باقی می‌ماند و انسانها در هیچ سنی به طور کامل از احساس اعتماد نسبت به افراد مهم زندگی آزاد نیستند (مظاهری، 1379، آنتیزورث[3]، 1989، هازان و شاور[4]، 1994).

بری و دیگوان[5] (2007) دلبستگی پیوند عاطفی عمیقی است که با افراد خاص در زندگی خود برقرار می‌کنیم طوری که باعث می‌شود وقتی که با آنها تعامل می‌کنیم احساس نشاط و شعف کرده و به هنگام استرس از اینکه آنها را کنار خود داریم احساس آرامش می‌کنیم.

دلبستگی نقش بسزایی در کمک کردن به افراد در برخورد با چالش های موجود دارد. به طوری که الگوهای دلبستگی ناسالم در طی دوره ی کودکی مشکل رفتاری و اعمال بزه را در افراد ایجاد می‌کند (شیور[6]، 2007).

هوش هیجانی جدیدترین تحول در زمینه‌ی فهم رابطه میان تعلق و هیجان است. مفهوم هوش هیجانی یک حیطه‌ی چند عاملی از مجموعه مهارت‌ها و صلاحیت‌های اجتماعی است که بر توانایی‌های فرد برای تشخیص، درک، مدیریت هیجان، حل مسئله و سازگاری تاثیر می‌گذارد و به طرز موثری فرد را با نیازها، فشار و چالش‌های زندگی سازگار می‌کند(برگ و برگ،[7] 2004).

سازگاری و موفقیت افراد وابسته به عملکرد یکپارچه توانش های هیجانی دارد. در واقع هوش هیجانی در پرورش سازگاری با تجارب و حوادث استرس‌زای وقوع یافته، پیش‌بینی اهداف مطلوب در آینده و نیز سازگاری با استرس‌های مزمن نقش اساسی دارد (برون[8]، 2006).

هوش هیجانی مبتنی بر هیجان و عواطف بوده و افراد با هوش هیجانی بالاتر کمتر دچار افسردگی می‌شوند از لحاظ جسمی سالم تر و امکان جذب و بکارگیری آنها در سازمان‌ها و نهادها بیشتر است و از لحاظ مهارت‌های برقراری ارتباط در شرایط بهتری قرار دارند. لذا در این پژوهش تلاش می‌شود ضمن بررسی هوش هیجانی، سازگاری اجتماعی و سبک‌های دلبستگی، نحوه‌ی بکارگیری و تقویت آنها در زندگی روزمره و محیط کار و نیز در امر یادگیری و آموزش را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهیم.

1-2- بیان مساله

مطابق دیدگاه بالبی، دلبستگی، مهم‌ترین دلیل تداوم و پیوستگی میان تجربه دلبستگی کودکی و دلبستگی در دوران نوجوانی و بزرگسالی، همین الگوهای فعالی درونی است. الگوهای فعال درونی، مدل‌هایی هستند که از تجربیات کودک با مراقبت کننده‌ها به وجود آمده‌اند و نشان دهنده وضعیت فعلی شناختی است که افراد را به سوی این راهبردها و تجربه‌های منطبق با این مدل‌ها هدایت می‌کند دلبستگی برای رشد روانی طبیعی و شکل‌گیری شخصیت سالم و روابط هیجانی مطلوب ضروری است توانایی فرد در تنظیم هیجانی، رشد فراخود و ایجاد همدلی همه مستلزم داشتن یک دلبستگی ایمن است هوش هیجانی در شکل‌گیری، گسترش و ادامه تعاملات انسانی موثر، نقش مهمی دارد و عموما یکی از عوامل اساسی هوش هیجانی این است که فرد راهبردهای ارتباطی را چگونه و در چه زمانی و به چه شکل مورد استفاده قرار دهد (خوشابی و ابوحمزه، 1386)، بار– آن[9] (به نقل از مایر، سالووی و کاروسو[10] 2000) معتقد است که هوش هیجانی یکسری از ظرفیتها، قابلیتها و مهارتهای غیر‌شناختی است که تواناییهای فرد را در برخورد موفقیت‌آمیز با مقتضیات و فشارهای محیطی افزایش میدهند. درباره سبک‌های دلبستگی و هوش هیجانی تحقیقات زیادی صورت گرفته است که نشان می‌دهد بین دو متغیر رابطه وجود دارد پژوهشگران بیان می‌کنند افراد با دلبستگی ایمن از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند (ذراتی، 1385).

کریمی (1391) در پژوهشی نشان داد همبستگی مثبت بیت دلبستگی ایمن و مولفه‌های هوش هیجانی (خود کنترلی، مهارت اجتماعی و همدلی) وجود دارد و می توان نتیجه گرفت افراد با دلبستگی ایمن؛ مهارت‌های تنظیم هیجان بالاتر، ارتباطات بین فردی بیش‌تر و از مهارت‌های همدلی بیشتری برخوردارند. همچنین افراد با دلبستگی اضطرابی از خود کنترلی، مهارت اجتماعی، خود انگیزی و همدلی کمتری برخوردارند. دلبستگی اجتنابی با هیچ یک از زیر مقیاس‌های هوش هیجانی رابطه ندارد.

نتایج پژوهش کافتسیوس[11] (2004) حاکی از رابطه مثبت سبک دلبستگی ایمن با تمامی زیر مقیاسهای هوش هیجانی (به استثنای ادراک هیجانی) و نمره کل هوش هیجانی است، دلبستگی اضطرابی-دوسوگرا با تمامی زیر مقیاسهای هوش هیجانی رابطه منفی دارد ولی این رابطه معنی‌دار نیست.

انجمن روان پزشکان آمریکا (1994) سازگاری اجتماعی را چنین تعریف میکند: هماهنگ ساختن رفتار به منظور برآورده ساختن نیازهای محیطی که غالبا مستلزم اصلاح تکانه‌ها، هیجان‌ها یا نگرش‌هاست به طور کلی سازگاری اجتماعی را به عنوان جریانی میتوان تعریف کرد که به وسیله‌ی آن روابط میان افراد، گروه‌ها و عناصر فرهنگی در وضعیتی رضایت بخش برقرار باشد (صدیقی، 1380).

یکی از الگوهایی که ممکن است با سازگاری اجتماعی در ارتباط باشد، ظرفیت هیجانی یا هوش هیجانی افراد است؛ همان چیزی که این تحقیق می‌کوشد آن را تبیین نماید. منظور از هوش هیجانی، توانایی فرد در بازنگری احساسات و هیجانهای خود و دیگران، تمیز قائل شدن میان هیجان‌ها و استفاده از اطلاعات هیجانی به صورت سالم در حل مساله و نظم بخشی رفتار است (سالووی و مایر، 2000).

دویلی و مارکیویکز[12] یک تحقیق طولی در مورد دلبستگی والدین و اثرات آن بر سازگاری انجام دادند و نتایج به دست آمده نشان داده است که دلبستگی ایمن بدون تردید با سازگاری با توجه به سطوح مشکلات درونزاد، عزت نفس پیشرفت تحصیلی دو سال بعد، رابطه دارد (دویل، 2005).

بررسی پژوهشها از ارتباط میان سبک های دلبستگی و سازگاری در موقعیت‌های مختلف حاکی است. در پژوهش نیگل وساندین[13]، میان سبک دوسوگرادر زنان و کاهش میزان سازگاری، ارتباطی معنادار گزارش شده است (نیگل و ساندین، 2001).

فرا تحلیلی که توسط اشنایدر[14] و همکاران انجام گرفته است نشان میدهد که بین کیفیت دلبستگی مادر کودک و سازگاری اجتماعی رابطه وجود دارد (اشنایدر، 2001).

در سال های اخیر رابطه ی هوش هیجانی با متغیر های مهمی از جمله سازگاری بررسی شده است (کرمی و همکاران ،1390 ؛ رحیم زاده ،1387؛ میکائیلی و امام زاده ، 1387 ؛ بنکداری ،1384 ؛ فرقدانی ،1383 ؛ مارگوئس و همکاران ،2006 ؛ آدیمیو ،2005 ؛ پارکر و همکاران ،2004 ؛ کریک ،2002 ؛ مایر و همکاران ،2000).همچنین در تحقیقات (رحیم زاده ، 1382 ؛ برک به نقل از افتخار ،1376 ؛ دادستان ، 1374 ؛ ساوک ،2003 ؛ هازان و شیور ،1987 ؛ واتر و وال ،1987 ؛ جان بالبی و مری آینزورث ، 1950 ) رابطه ی سبک های دلبستگی با سازگاری بررسی شده است.

امانی (1391) نتایج این پژوهش نشان داد که میان سبک دلبستگی و سازگاری رابطه معناداری وجود دارد؛ لذا با توجه به پژوهش هایی که در این زمینه انجام شده است و توجه ویژه به قشر جوان و دانشجو ،تاثیرهوش هیجانی و سازگاری بر روند زندگی ، پژوهش حاضر به دنبال بررسی رابطه ی سبک های دلبستگی با سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی در بین دانشجویان می باشد.

1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

کیفیت ارتباط بین فردی، در تحول راهبردهای نظم بخشی هیجانی و عاطفی نقش به سزایی دارد. دلبستگی ایمن از طریق ارتباط با راهبردهای انطباقی و سازش یافته، روابط عاطفی مناسب و در نهایت بهزیستی افراد را پیش بینی می‌کند و دلبستگی ناایمن می‌‌تواند از طریق راهبردهای غیر انطباقی نظم بخشی هیجانی و عاطفی با خلق منفی، اضطراب، اجتناب و مشکلات بین فردی ارتباط داشته باشد.

سازگاری با محیط اطراف برای هر فردی لازم و ضروری است و بدون داشتن سازگاری، علاوه بر این که بسیاری از نیازهای انسانی تامین نمی‌شود، فرد از سوی جامعه به شدت طرد شده و تعاملات اجتماعی او به پایین‌ترین سطح خود می‌رسد. یکی از مهم‌ترین مسائل و مشکلات اجتماعی امروزه در جوامع گوناگون، نابهنجاری‌های رفتاری و روانی و روش‌های مقابله با آنهاست، تردیدی نیست که در مسئله بهداشت روانی، سازگاری روبه روز، بیشتر اهمیت می‌یابد. اما جامعه‌ای نیست که با مسئله ناسازگاری افراد خود مواجهه نباشد. خوشبختانه بیشتر افراد با محیط خود هماهنگ هستند و بدون برخورد و اصطکاک با دیگران، خود را با گروهی که به آن وابسته‌اند، تطبیق می‌دهند ولی افراد دیگری نیز هستند که با عادات و خصوصیات فکری و رفتاری خاص و نابهنجار، سازگاری اجتماعی خود را به اختلال دچار می‌کنند. فرآیند سازگاری و ناسازگاری را باید خطی پیوسته، طولانی و مدرج تجسم کرد که هر نقطه از آن، درجه‌ای از سازگاری را بیان می‌کند (امانی، 1391).

در مورد اهمیت مطالعه در رابطه با  دلبستگی میتوان گفت علاوه بر آن که، فرد می تواند خود را ارزشمند و خاص تعبیر کرده، احساس ارزشمندی، محبوبیت و پذیرفته شدن داشته باشد. افراد باید مظهر دلبستگی را در خود ایجاد کنند و می‌توانند روابطی صمیمانه و رضایت بخش با دیگران شکل داده، حمایت دیگران را در هنگام نیاز فراهم آورند که خود در ارتقای سازگاری، بسیار موثر است. در نهایت با توجه به نظریه دلبستگی، اساس ایمنی هر فرد در خصوص نگاره‌های دلبستگی در کودکی گذاشته می‌شود، در دسترس بودن و پاسخگویی عاطفی، بلوک‌های سازنده روابط ایمن هستند در پی آن، دلبستگی ایمن، اساس ایمنی را برای افراد مهیا می‌سازد که به واسطه آن، افراد می‌توانند دنیایشان را کشف کرده، پاسخ های سازگارانه‌تری به محیط اطرافشان بدهند؛ از این دیدگاه، بهداشت روانی در زمینه سازگاری، در بعد پیشگیرانه، مستلزم فراهم سازی زمینه‌های لازم برای شکل‌گیری دلبستگی ایمن در چارچوب روابط کودک-مادر است؛ از سوی دیگر، درک و فهم آثار نسبی کیفیت دلبستگی می‌توانند در موقعیت‌های آموزشی، بالینی و درمانی برای مشاوران، روان شناسان و درمانگران مفید باشد (کریمی، 1391).

همچنین در مورد اهمیت و ضرورت مطالعه هوش هیجانی می‌توان گفت در شکل‌گیری، گسترش و ادامه تعاملات انسانی موثر، نقش مهمی دارد و عموما یکی از عوامل اساسی هوش هیجانی این است که فرد راهبردهای ارتباطی را چگونه و در چه زمانی و به چه شکل مورد استفاده قرار دهد. از آنجایی که قشر وسیعی از جامعه ی ما را دانشجویان تشکیل می دهند و این افراد در اینده نقش پذیر هستند، در نقش های اجتماعی در مشاغل مختلف ظاهر می شوند و نقش مهم والدینی را بر عهده می گیرند و در عرصه های اجتماعی کلان ظاهر می شوند، لذا ضرورت ایجاب نمود تحقیق خویش را در خصوص سازگاری اجتماعی دانشجویان انجام دهم. با توجه به پیشرفت علوم و گسترش جوامع انسانی و نیاز های روز افزون ما در محیط اجتماعی ضرورت ایجاب نمود در خصوص سازگاری بیشتر افراد در جهت ارتقاء دانش و آگاهی آن ها در پیرامون زندگی اجتماعی،که به دلیل دغدغه های فراوان دارای اوضاع روحی نا مناسب هستند لذا افراد ایمن با سلامت و بهداشت روانی بالا می­توانند در این سطح جامعه موفق تر ظاهر شوند. هر چند برای شناسایی عوامل مرتبط با سازگاری تلاش های نظری و تجربی زیادی صورت گرفته است اما تلاش کمتری متوجه شناسایی نقش سبک­های دلبستگی در سازگاری بوده است و همچنین مطالعات انجام شده بیشتر درباره ی جمعیت عمومی و نه اقشاری خاص از جامعه به ویژه دانشجویان بوده است .از آنجایی که بنظر می رسدپژوهش هایی محدود در زمینه بررسی ارتباط میان سبک های دلبستگی و میزان سازگاری و نیز هوش هیجانی انجام شده است ،انجام پژوهشی در این زمینه دارای اهمیتی بسزا است. مطالعات زیادی در رابطه با سبک‌های دلبستگی، سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی صورت گرفته است، با این وجود مطالعات چندانی همه‌ی این متغییرها را به عنوان عامل سازگاری فرد در اجتماع بررسی نکرده‌اند. با مطالعه‌ی همزمان این متغییرها ‌واند تبیین آنان در توجیه سازگاری فرد در اجتماع را تعیین کرد.

از آنجایی که استان کرمانشاه منطقه­ای کوهستانی و جنگ زده می­باشد ساکنین این استان به دلیل مشکلاتی که با آن رو برو هستند از لحاظ سازگاری اجتماعی نسبت به سایر استانها انعطاف­پذیری کمتری دارند لذا مطالعه حاضر بر آن شد تا تاثیر سازنده سازگاری اجتماعی در ابعاد زندگی فردی، خانوادگی، شغلی و … مورد ارزیابی قرار دهد.

در حقیقت تحقیق و بررسی متغیرها و نتایج حاصل از این پژوهش‌ها باعث توجه هر چه بیشتر محققان به متغییرهای فوق و نقش آن‌ها در ایجاد و تداوم سازگاری هیجانی و اجتماعی در افراد خواهد شد. و همچنین زمینه‌ساز پژوهش‌های دیگر در این راستا می‌شود. از این رو پژوهش‌هایی در این رابطه امری قطعی به نظر می‌رسد.

1-4- اهداف تحقیق

1-4-1- هدف اصلی

رابطه سبکهای دلبستگی با سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در سال 94-1393 است.

1-4-2- اهداف فرعی

  • تعیین رابطه سبکهای دلبستگی با سازگاری اجتماعی
  • تعیین رابطه سبکهای دلبستگی با هوش هیجانی
  • تعیین رابطه سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی

1-5- فرضیه های پژوهش

  • بین سبک های دلبستگی با سازگاری اجتماعی رابطه وجود دارد.
  • بین سبک های دلبستگی با هوش هیجانی رابطه وجود دارد.
  • بین سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد.

1-6- تعریف متغیر‌ها

1-6-1- تعاریف مفهومی

دلبستگی : دلبستگی‌[15] پیوند عاطفی هیجانی نسبتا پایداری است که بین کودک و مادر یا افرادی که نوازد در تعامل منظم و دائم با آنهاست، ایجاد می‌شود (پاپالیا[16]، 2002).

سازگاری اجتماعی: سازگاری به لحاظ روانشناسی؛ یعنی تطبیق با محیط به منظور رفع نیازهای فرد است. پور مقدس جریان سازگاری اجتماعی فرد را اینگونه بیان می‌کند، هر کس احتیاجات روانی دارد که باید برطرف نموده تا تعادل روانی برقرار سازد. (آذین،1391).

هوش هیجانی: «سالوی و مایر» هوش هیجانی را شکلی از هوش اجتماعی مطرح کرد که شامل توانایی کنترل احساسات و هیجانات خویش و دیگران، تشخیص هیجانات در خود و دیگران، پذیرش چشم‌اندازهای سایر افراد، کنترل روابط و توانش های اجتماعی می باشد. (بار-آن، 1997، ترجمه: رضوانی، 1383).

1-6-2- تعریف عملیاتی

دلبستگی : نمره‌ای است که آزمودنی‌ها از پرسشنامه راهنمای مقیاس دلبستگی بزرگسالان PARS به دست آورده اند.

هوش هیجانی: نمره‌ای است که آزمودنی‌ها از پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ[17] به دست آورده اند.

سازگاری اجتماعی و عاطفی: نمره‌ای است که آزمودنی‌ها از پرسشنامه سازگاری برای دانش‌آموزان دبیرستانی (AISS) به دست آورده اند.

تعداد صفحه :116

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه بین هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی با اضطراب اجتماعی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

رشته روانشناسی عمومی

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد (M.A)

عنوان :

بررسی رابطه بین هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی با اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق

مهر 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده: 5

فصل اول.. 2

کلیات تحقیق… 2

مقدمه: 3

1-1بیان مساله تحقیق : 3

1-2اهمیت موضوع پژوهش: 7

1-3اهداف پژوهش: 8

هدف کلی: 8

اهداف جزئی: 8

الف. اهداف علمی: 8

فرضیات تحقیق: 8

1-5روش تحقیق: 9

1-6روش گردآوری اطلاعات: 9

1-7ابزار گردآوری اطلاعات: 9

1-8جامعه آماری: 11

1-9 روش تجزیه و تحلیل آمار: 11

فصل دوم. 12

ادبیات و پیشینه پژوهش… 12

مقدمه. 13

2-1دیدگاه‌های هوش هیجانی.. 13

2-2 مقایسه هوش هیجانی و هوش شناختی.. 16

2-3سنجش هوش هیجانی.. 17

2-4هوش هیجانی و سلامت.. 18

2-5تعاریف واژگان. 21

2-5-1تعریف اضطراب  اجتماعی.. 21

2-5-2اضطراب طبیعی : 22

2-6مؤلفه های اضطراب.. 23

2-7مدل‌های هوش هیجانی.. 24

2-8مدل هوش هیجانی “گلمن”: 25

2-9مدل هوش هیجانی “بار-‌ آن”: 26

2-10 تعریف عملیاتی طلاق. 28

2-11نظریات مرتبط با موضوع: 29

2-11-1 نظریه های روان شناختی : 29

2-11-2 نظریه های روانکاوی : 29

2-11-3 نظریه های رفتاری: 30

2-11-4 نظریه های وجودی : 31

2-11-5 نظریه های شناختی : 31

2-11-6  نظریه یادگیری اجتماعی – شناختی ( gls ) 32

2-11-7 نظریه های زیست شناختی : 33

2-12 پیشینه تحقیق. 34

الف- داخلی.. 34

ب- خارجی.. 37

فصل سوم. 40

روش شناسی پژوهش… 40

مقدمه. 41

3-1متغییر های تحقیق: 42

متغیر مستقل در این تحقیق : 43

متغییر وابسته در این تحقیق: 43

3-2 روش تحقیق: 43

3-3 حجم نمونه: 43

3-4 جامعه آماری: 43

3-5 روش گردآوری اطلاعات: 44

3-6 ابزار گردآوری اطلاعات: 44

3-7روش تجزیه و تحلیل اطلاعات: 44

فصل چهارم. 45

تجزیه و تحلیل اطلاعات45

4-1. مقدمه. 46

4-2. یافته ها 46

4-2-1-1توزیع فراوانی برحسب مدرک تحصیلی.. 47

4-2-1-2توزیع فراوانی برحسب جنسیت.. 48

4-2-1-3توزیع فراوانی برحسب سن. 49

4-2-2. توصیف متغیر هوش هیجانی.. 50

4-2-3. توصیف متغیر اضطراب اجتماعی.. 51

4-2-4  توصیف متغیر ویژگی های شخصیتی: 52

فرضیات: 53

نرمال بودن داده ها 53

پردازش مدل رگرسیون. 56

فرضیه دوم: 58

پردازش مدل رگرسیون. 59

فرضیه سوم: 63

پردازش مدل رگرسیون. 64

فصل پنجم. 67

بحث و نتیجه گیری.. 67

چکیده ای از 4 فصل گذشته: 68

5-1.مقدمه. 69

5-2 بحث.. 71

. نتیجه گیری حاصل از رابطه مندی فرضیات.. 71

آزمون فرضیه اول: 71

آزمون فرضیه دوم: 72

آزمون فرضیه سوم: 72

5 -3 . مقایسه با پژوهش های دیگر، همسوئی و ناهمسوئی فرضیات.. 73

5-4 محدودیت های پژوهش… 76

5-5. پیشنهادات.. 76

منابع. 78

منابع فارسی.. 79

منابع انگلیسی.. 82

پیوست.. 85

چکیده:

در ابتدا ایده اصلی این تحقیق در فصل اول با پیدایش سوالی تحت عنوان متغییرهای دخیل در زوجین در حال طلاق شکل گرفت . پژوهش حاضر با روش توصیفی همبستگی انجام گرفت . جامعه آماری کلیه مراجعه کنندگان طلاق در سال 1393 به واحد معاینات پزشکی قانونی استان تهران  به تعداد 9631 نفر بودند. و تعداد 370 نفر بعنوان نمونه جهت این تحقیق انتخاب شده اند.روش گردآوری اطلاعات ، میدانی و کتابخانه ای بود. برای این تحقیق سه فرضیه با توجه به متغییرات موجود در نظر گرفته شد.

سه متغییر اصلی این تحقیق:اضطراب اجتماعی ، ویژگی های شخصیتی در زوجین و هوش هیجانی بودند.

 فصل دوم تحقیق نیز به چندید نظریه و مدل تحقیق مرتبط با هوش هیجانی و اضطراب اجتماعی پرداخته شد و نهایتاً حدود 12 پیشنه اعم از داخلی و خارجی نیز مورد بحث قرار گرفت.

فصل سوم نیز به تحلیل و توضیح در خصوص روش نمونه گیری روش تحقیق و متغیر های مورد آنالیز در تحقیق و همچنین پایایی و روایی پرسشنامه ها نیز پرداخت.

فصل چهارم نیز یافته های توصیفی و استنباطی آماری را بصورت جداول و نمودارهای آماری درج نموده است و در پایان هر کدام از آن جداول توضیحات مبسوط داده شده

فصل پنجم به نتایج آماری و مهمتر از همه در خصوص رابطه مندی فرضیات ما بحث نموده است و در آخر در خصوص محدودیتهای تحقیق راه کار های پیشنهادی بحث کرده ایم.

کلید واژه ها:

زوجین طلاق-هوش هیجانی – اضطراب اجتماعی- ویژگیهای شخصیتی

مقدمه:

شناخت و کنترل عواطف و هوش هیجانی‌ به خودی خود یکی از مهمترین توانائیهای روانشناسان و کارشناس خبره این رشته معرفی شده است.

همچنین اضطراب اجتماعی بعد از افسردگی سومین مشکل بزرگ ذهنی در جهان امروز است. اضطراب اجتماعی باعث اضطراب مزمن و ترس بسیار در روبرویی با موقعیت های اجتماعی است. این بیماری انسان ها را از داشتن کنترل بر زندگیشان محروم می کند و باعث عدم توانایی در هدایت زندگی توسط آنان می گردد، متاسفانه این بیماری آنها را از انتخاب شغل مناسب به علت ترس باز میدارد. نابودی روابط اجتماعی از بزرگترین پیامد های این بیماری بوده گرچه این بیماران مشتاق داشتن روابط اجتماعی باشند. اضطراب اجتماعی زندگی را نابود می کند.اما باعث خوشحالی است که می توان آن را به طور کامل با رفتار مناسب و ساختار یافته درمان کرد

1-1بیان مساله تحقیق :

انسان موجودی اجتماعی است و همیشه به لحاظ عاطفی و مادی نیازمند به برقراری ارتباط اجتماعی می باشد، اما برقراری این ارتباط برای همه به راحتی ممکن نیست و عواملی مانند کمبود اعتماد به نفس، ارزیابی دیگران در مورد فرد، ترس از طرد شدن و انتقاد یا عوامل دیگر سبب می شود افراد در موقعیت های اجتماعی احساس اضطراب کنند. این اضطراب در حالت شدید به اختلالی به نام اضطراب یا هراس شدید و مستمر از موقعیت های اجتماعی[1] یا عملکردی فرد در این موقعیت ها که ممکن است موجب شرمساری فرد شود، رویارویی یا پیش بینی رویایی با این موقعیت ها که موجب ایجاد پاسخ اضطرابی فوری می شود، فرد متوجه غیرمنطقی بودن ترس خود است، این حالت موجب، اجتناب از چنین موقعیت هایی می شود یا اینکه این موقعیت ها با وحشت زیاد تحمل می شود و در نهایت این اضطراب در عملکرد و روابط اجتماعی فرد اختلال ایجاد می کند(انجمن روانپزشکی آمریکا[2]، 2002). این عامل ممکن است در دیگر زمینه های زندگی از قبیل روابط بین افراد خانواده و بخصوص روابط بین زوجین اثرگذار باشد که این امر نیازمند بررسی های بیشتری می باشد، زیرا همانطور که عنوان شد این اضطراب در عملکرد و روابط اجتماعی فرد اختلال ایجاد می کند(پورفرج عمران، 1390).

ارتباط بین زوجین و مطالعه عوامل مرتبط با آن و نیز از طرفی بررسی عوامل اثرگذار بر مسائل، مشکلات و در نهایت ناسازگاری و طلاق زوجین یکی از مسائل مهمی است که پرداختن به آن اهمیت زیادی دارد. چرا که استحکام بنیان خانواده به نوع روابط زوجین وابسته است(شمسایی و همکاران[3]، 2007) و این مساله به خودی خود منجر به شکل گیری و یا عدم آسیب های اجتماعی می شود. در این بین ممکن است عوامل متعددی از جمله اضطراب اجتماعی، هوش هیجانی و یا ویژگی های شخصیتی  با این امر در ارتباط باشند که در ادامه به بررسی این موارد پرداخته می شود.

امروزه شاهد این هستیم که در ابعاد گوناگون زندگی انواع هوش مهم و تاثیرگذار است. طبیعی است که پژوهشگران به دنبال میزان اثرات آن در آسیب های روان شناختی و اجتماعی باشند که از جمله موارد مورد توجه ازدواج و طلاق است. در جامعه ایران نیز روز به روز ازدواج های ناشاد بیشتری به طلاق ختم می شوند و در این زمینه هوش یکی از عواملی است که در زندگی زناشویی نقش بسزایی را ایفا می کند. هرنستاین[4](1994) و مورای[5](1994) نشان دادند که یک ارتباط منفی بین هوش و طلاق در طول 5 سال نخست ازدواج وجود دارد. در پژوهشی دیگر نیز مشخص شد شانس طلاق در طول 5 سال نخست ازدواج وجود دارد(درونکر[6]، 2000). همانگونه که هوشبهر[7](هوش شناختی) می تواند بر میزان ناسازگاری زوجین و طلاق تاثیر بگذارد، هوش هیجانی[8] نیز در چگونگی ارتباط زوجین با هم و حل مسایل زندگی تاثیرگذار است(معلمی و همکاران[9]، 1390). در این خصوص، نظریه پردازان هوش هیجانی بر این باورند، که بین هوش هیجانی و قدرت مقابله با موقعیت های مخاطره آمیز رابطه مثبت وجود دارد(سالووی و همکاران[10]، 1999). اصطلاح هوش هیجانی برای اولین بار در دهه 1990 توسط دو روانشناس به نام های جان مایر و پیتر سالووی مطرح شد. مایر و سالووی[11](2000) اظهار داشتند کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند، می توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند تفکر و اقدام های شخصی استفاده کنند. کاهش آستانه تحمل، افزایش پرخاشگری و تمامی چیزهایی که بر تنش های زناشویی منجر می گردند به نوعی میتوانند با هوش در ارتباط باشند(شمسایی و همکاران، 2007) که این امر نیازمند بررسی های بیشتری می باشد.

ویژگی های شخصیت نیز از موضوعات مهم روانشناسی به شمار می رود که می تواند بر روابط بین زوجین تاثیر گذار باشد(آتش افروز و همکاران، 1387). در این خصوص، الگوی پنج عاملی از مشهورترین الگوهای شخصیت در زمینه تحلیل عوامل هستند(فارنهام[12]، 2008). این پنج عامل عبارتند از: نوروزگرایی[13]، برونگرایی[14]، گشودگی[15]، مقبولیت[16]، باوجدانی[17](مالوف و همکاران[18]، 2010). نوروزگرایی یکی از ویژگی هایی است که ثبات هیجانی بالا و اضطراب پایین در یک سوی پیوستار قرار دارد. افراد با نمره بالا در نوروزگرایی دارای هیجانات غیرمنطقی بیشتر و کم توانی در مهار رفتارهای برانگیختگی وار و ضعف در کنار آمدن با مشکلات هستند. افرادی که نمره های آنها در نوروزگرایی پایین است با برخورداری از ثبات هیجانی، معمولا آرام و معتدل هستند و قادرند با موقعیت های تنیدگی زاد بدون اضطراب مقابله کنند(لانس بری و همکاران[19]، 2007). برونگرایی نیز به اعتقاد برت و همکاران[20](1998) تفاوت های آشکاری بین درونگراها و برونگراها وجود دارد. برونگراها افراد اجتماعی هستند و از مهمانی خوششان می آید، مشتاق تحریک و هیجان و خطرپذیرند و نیندیشیده عمل می کنند، توانایی مهار احساسات را ندارند و چندان پایدار نیستند. در مقابل درونگرا فردی است کم حرف که بیشتر به کتاب ها علاقه دارد تا به آدم ها، تودار است و بجز چند دوست صمیمی از دیگران فاصله می گیرد، به احساس های آنی اعتماد نمی کند، مسائل زندگی منظم و با قاعده را دوست دارد، به ندرت از خودش پرخاشگری نشان می دهد و برای معیارهای اخلاقی، ارزش فراوان قایل است(دادستان، 1390). در رابطه با گشودگی به تجربه نیز می توان گفت، اشخاص دارای نمره بالا در این نوع هم درباره دنیای درونی و هم بیرونی کنجکاوند و زندگی آنها از لحاظ تجربه، غنی است. آنها تنوع طلب، دارای کنجکاوی ذهنی، استقلال در قضاوت، تخیل و زیباپسندی هستند(دانلان و همکاران[21]، 2005). مقبولیت بیشتر نیز موجب می شود افراد بهتر بتوانند احساساتشان را در تعامل های بین فردی مهار کنند و برخورد آرام تری داشته باشند. افراد با نمره بالا در این نوع شخصیت دارای ویژگی هایی چون اعتماد، رک گویی، دیگر دوستی، هم رایی، تواضع و دل رحمی هستند(آتش افرزو و همکاران، 1387). در رابطه با باوجدانی نیز بهترین توصیفبرای این نوع مفهوم “اراده” است. فرد باوجدان هدفمند، بااراده و مصمم است. نمره بالا در باوجدانی با موفقیت شغلی و تحصیلی همراه است. از ویژگی های افراد با نمره بالا در این نوع، دقت، خوش قولی، قابل اعتماد بودن، تلاش برای موفقیت و منضبط بودن است(دانش، 1384). در این خصوص میشل و شودا[22](1998) بیان می کنند که الگوی پنج عاملی، نظام های شناختی-عاطفی اساس شخصیت را منعکس می کنند.

با توجه به مطالب عنوان شده می توان گفت، اضطراب اجتماعی، هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی علاوه بر اهمیتی که در زندگی هر فردی ایفا می کنند، از جمله مواردی هستند که به نوعی با ناسازگاری زوجین نیز در ارتباطند اما تحقیقات زیادی در این خصوص انجام نشده است که این امر کمبود تحقیقات صورت گرفته در این حوزه را نشان می دهد. بر این اساس و با توجه به موارد مطرح شده، محقق درصدد است تا در این پژوهش به بررسی این سئوال بپردازد که آیا بین هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی با اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق و مراجعه کنندگان به پزشکی قانونی رابطه معناداری وجود دارد؟

1-2اهمیت موضوع پژوهش:

طلاق[23]شایع ترین جلوه تعارض شدید است و در نهایت بالغ بر نیمی از زوج هایی که درصدد مشاوره هستند، طلاق می گیرند(ورسینگتون[24]، 2005). بر اساس آمار رسمی در ایران از هر 1000 مورد ازدواج، حدود 200 مورد به طلاق منجر می شود و ایران چهارمین کشور جهان از نظر میزان نسبت طلاق به ازدواج معرفی شده است(یوسفی، 1390). بنابراین مطالعه موارد مرتبط با پدیده طلاق اهمیت بسزایی داشته و ضروری می باشد.

بنابراین می توان گفت عوامل متعددی در بروز طلاق موثر است که می توان به عوامل اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، روان شناختی و عوامل تنش زای درونی و بیرونی اشاره کرد که در این بین عوامل فردی و روانشناختی از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند(پرانچر و همکاران[25]، 2008)، زیرا این عوامل با تمام جنبه های زندگی افراد مثل آموزش، شغل و عملکرد های بین فردی مرتبط هستند(دوروس و همکاران[26]، 2011). بنابراین توجه به این عوامل و علل ضرورت دارد.

از جمله عوامل موثر می توان ویژگی های شخصیتی(مالوف و همکاران[27]، 2010)، هیجان پذیری و میزان اضطراب افراد(لانس بری و همکاران[28]، 2007) را نام برد که این مسائل نیازمند بررسی های بیشتری می باشد چرا که ارتباط بین این عوامل می تواند به مشاوران و روانشناسان در زمینه شناسایی علل و عوامل مرتبط کمک کرده و زمینه مشاوره ای موثر را برای زوجینی که در آستانه طلاق هستند فراهم نماید بنابراین شناسایی علل مرتبط در زمینه زوجین با توجه به اهمیت طلاق و تاثیر آن بر جنبه های زندگی ضروری می باشد. 

1-3اهداف پژوهش:

هدف کلی:

بررسی رابطه بین هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی با اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق

اهداف جزئی:

الف. اهداف علمی:

1.بررسی رابطه بین هوش هیجانی با اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق.

2.بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی با اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق .

3-بررسی نقش پیش بین هر یک از متغیرهای هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی با اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق .

ب.متغییر های(پیش بینی و ملاک(:

ملاک   :اضطراب اجتماعی              

پیش بین:ویژگی های شخصیتی در زوجین

    پیش بین :   هوش هیجانی

  • 4 فرضیات تحقیق:

1-بین هوش هیجانی و مولفه های آن(مهارت های درون فردی، مهارت های بین فردی، مقابله با فشار، سازگاری و خلق کلی) با اضطراب اجتماعی و مولفه های آن(هراس اجتماعی و گذر اجتماعی) در زوجین متقاضی طلاق رابطه وجود دارد.

  • بین ویژگی های شخصیتی(نوروزگرایی، برونگرایی، گشودگی، مقبولیت، باوجدانی) با اضطراب اجتماعی و مولفه های آن(هراس اجتماعی و گذر اجتماعی) در زوجین متقاضی طلاق رابطه وجود دارد.
  • هوش هیجانی و ویژگی های شخصیتی پیش بینی کننده اضطراب اجتماعی در زوجین متقاضی طلاق می باشند.

1-5روش تحقیق:

روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی است.

1-6روش گردآوری اطلاعات:

روش گرد آوری اطلاعات ، میدانی و کتابخانه ای است.

تعداد صفحه :118

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه  بررسی اثر بخشی تحلیل رفتار متقابل بر تعارضات زناشویی، سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

 واحد شهرکرد

دانشكده علوم انسانی

 پایان‌نامه برای دریافت درجه كارشناسی‌ارشد

در رشته روانشناسی عمومی

 بررسی اثر بخشی تحلیل رفتار متقابل بر تعارضات زناشویی، سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و هوش معنوی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره اصفهان

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

فصل اول. 2

مقدمه. 3

1-1-بیان مسئله. 6

1-2-اهمیت و ضرورت پژوهش.. 8

1-2-1-اهمیت پژوهش.. 8

1-2-2- هوش معنوی.. 13

1-2-3- هوش هیجانی. 16

1-2-4- تعارض زناشویی. 16

1-2-5- سبک های عشق ورزی زوجین. 17

1-3-اهداف پژوهش.. 18

1-3-1- هدف کلی. 18

1-3-2- اهداف جزئی. 18

1-4-فرضیه های پژوهش.. 19

1-4-1- فرضیه کلی. 19

1-4-2- فرضیه های فرعی. 19

1-5-تعاریف نظری.. 19

1-5-1- تعریف نظریه درمان گروهی. 19

1-5-2- تعریف نظری رویكرد تحلیل رفتار متقابل (TA) 20

1-5-3-تعریف نظری تعارض… 20

1-5-4-تعریف نظری سبک های عشق ورزی.. 20

1-5-5-تعریف نظری هوش هیجانی. 20

1-5-6-تعریف نظری هوش معنوی.. 20

1-6-تعریف عملیاتی. 21

1-6-1- تعریف عملیاتی آموزش تحلیل رفتار متقابل. 21

1-6-2- تعریف عملیاتی بهبود رفتار زوجین. 21

1-6-3- تعریف عملیاتی تعارض زناشویی زوجین. 21

1-6-4- تعریف عملیاتی سبک های عشق ورزی.. 21

1-6-5-تعریف عملیاتی هوش هیجانی. 22

1-6-6-تعریف عملیاتی هوش معنوی.. 22

فصل دوم 23

2-1-تحلیل رفتار متقابل. 24

2-2-الگوهای حالات نفسانی («والد»-«بالغ» -« کودک») 28

2-2-1-«والد». 28

2-2-2-«بالغ». 29

2-2-3-«کودک». 31

نمودار تحلیل کنشی حالات نفسانی.. 32

نمودار تشخیص حالات نفسانی: اریک برن برای تشخیص حالات نفسانی چهار روش ارائه داده است. که به شرح زیر میباشد. 33

2-3-آلودگی. 35

2-3-1- آلودگی به والد 35

تصویر3. آلودگی به والد. 36

2-3-2- آلودگی به کودک.. 36

تصویر 4. آلودگی به کودک.. 36

2-3-3- آلودگی دو طرفه. 36

تصویر 5. آلودگی دو طرفه. 37

2-4-طرد یا برون راندن. 37

2-4-1-طرد والد 37

تصویر6. طرد والد. 37

2-4-2-طرد بالغ. 38

تصویر 7. طرد «بالغ » 38

2-4-3- طرد کودک.. 38

تصویر 8. طرد کودک.. 38

2-5-روابط متقابل. 39

2-5-1-روابط متقابل مکمل. 40

تصویر شماره 9. 41

2-5-2-روابط متقابل متقاطع. 41

تصویر 10  ارتباط متقاطع «والد» به «کودک»، «بالغ» به «بالغ» 42

محاوره متقاطع نوع دو=   واکنش انتقال متقابل                             محاوره متقاطع نوع یک =واکنش انتقال    تصویر 11. محاوره های متقاطع نوع یک و دو  43

انگیزه از طرف شوهر یک انگیزه «بالغ » بود اما زن پاسخ را به «والد» کشاند. این نکته ما را به قانون دوم ارتباطات در «تحلیل رفتار متقابل » می رساند: وقتی انگیزه و پاسخ در طرح «والد- «بالغ »- کودک» خطوط متقاطع به وجود می آورند رفتار متقابل متمم نیست بلکه متقاطع است و ارتباط متوقف می شود (تامس و هریس به نقل از فصیح 1390). 43

2-3-1-روابط متقابل همراه با پیامهای پنهان. 43

2-4-نوازش.. 45

2-4-1-صمیمیت.. 47

2-4-2-انزوا 48

2-4-3-مراسم و مناسک… 48

2-4-4- وقت گذرانی ها 48

2-4-5-فعالیتها 49

2-4-6- کلک بازی ها 49

2-5- ریشه های پیش نویس.. 51

2-5-1-پیش نویس بازنده 52

2-5-2-پیش نویس غیر برنده 52

جدول وضعیت های زندگی.. 53

2-5-3-آلبوم بازیهای مورد علاقه خانواده 60

2-5-4- مثلث نمایشی کارپمن. 60

تصویر 12 مثلث نمایش کارپمن.. 61

2-6- تحلیل رفتار متقابل و درمان. 61

2-6-1-نادیده انگاشتن، برداشت غلط، همزیستی. 62

2-6-1-1- برداشت غلط. 62

2-6-1-2-نادیده انگاشتن. 63

2-6-1-3- همزیستی. 63

2-6-2-تخریب، تمبر و بازیهای روانی. 63

2-6-3 استقلال و خود پیروی.. 64

2-7-فرض های فلسفی نظریه «تحلیل رفتار متقابل» TA)) 65

2-8-ارتباط باز. 67

2-9-کاربرد، اهداف تغییرات در «تحلیل رفتار متقابل» T.A)) 68

2-10-دستورالعمل درمان. 69

2-10-1- درمانگران پیرو مکتب «تحلیل رفتار متقابل». 70

2-10-2-مکتب تصمیم مجدد 70

2-10-3-مکتب نیرو گذاری روانی. 70

2-10-4-فراسوی «سه مکتب». 71

2-10-5-تعریف گروه 73

2-10-6-روان درمانی گروهی. 73

2-10-7-گروه درمانی با رویکرد «تحلیل رفتار متقابل». 74

2-10-8-وظایف درمانگر در رویکرد «تحلیل رفتار متقابل». 75

2-10-9- هدف درمان با رویکرد «تحلیل رفتار متقابل». 75

2-11-تعارض… 76

2-11-1-مقدمه ای بر تعارضات زناشویی. 76

2-11-2-منابع تعارض… 79

2-11-3-سبك های تعارض زناشویی. 80

2-11-4-ابعاد تعارضات زناشویی. 81

2-11-5-اثرات مخرب تعارض… 82

2-11-6-اهمیت ارتباط صحیح در حل تعارضات زناشویی. 83

2-12-سبک های عشق ورزی.. 85

2-12-1-مقدمه ای بر عشق و سبک های عشق ورزی.. 85

جدول 1. انواع سبك های عشق ورزی از دیدگاه «لی» 91

2-13-هوش هیجانی. 94

2-13-2-راهبردهای افزایش هوش هیجانی. 101

2-14-هوش معنوی.. 106

2-15-تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور. 116

2-15-1-تحقیقات انجام شده در داخل کشور در مورد تحلیل رفتار متقابل. 116

2-15-2-تحقیقات انجام شده در خارج در مورد تحلیل رفتار متقابل. 122

2-15-3-پیشینه تعارض در داخل و خارج کشور بر اساس ارتباط متقابل. 125

2-15-4-بررسی پیشینه تاریخی اثر بخشی آموزش تحلیل رفتار متقابل بر سبک های عشق ورزی.. 127

2-15-4-2-بررسی خورده مقیاس ها  سبک های عشق ورزی در مطالعات داخلی وخارجی. 128

2-15-5-بررسی هوش هیجانی در مطالعات داخلی و خارجی. 130

2-15-6-بررسی هوش معنوی در مطالعات داخلی و خارجی. 132

فصل سوم 134

3-1- مقدمه. 135

3-2- روش‫شناسی تحقیق. 136

3-3 روش پژوهش.. 136

3-4 جامعه مورد مطالعه. 137

3-5 حجم نمونه و شیوه نمونه گیری.. 137

3-6 ابزارهای اندازه گیری.. 138

3-6-1-پرسشنامه تعارضات زناشویی. 138

3-6-1-1-روش نمره دهی و تفسیر. 138

3-6-1-2-اعتبار (پایایی) و روایی. 139

3-6-2-مقیاس نگرشهای مربوط به عشق(LAS) 139

3-6-3-پرسشنامه هوش هیجانی بار- آن (EQ-i) 141

3-6-3-1-مقیاس های آزمون هوش هیجانی عبارتند از. 142

3-6-3-2- پایایی. 144

3-6-3-3-روایی. 145

3-6-3-4- روش اجراء نمره گذاری (EQ-i) 146

3-6-3-5-تفسیر نتایج. 147

3-6-4-پرسشنامه هوش معنوی کینگ (SISRI) 148

3-6-4-1 نمره گذاری پرسشنامه هوش معنوی کینگ (SISRI) 148

3-7- قابلیت اعتماد و اعتبار ابزار پژوهش.. 149

3-7-روش اجرای تحقیق. 150

3-8-روش تجزیه و تحلیل داده ها 151

فصل چهارم. 152

4-1- مقدمه. 153

4-2- قسمت اول: تحلیل اطلاعات جمعیت شناختی یافته ها 154

4-3 یافته های توصیفی پژوهش.. 156

4-4 پیش فرضهای آماری.. 164

4-4-1-پیش فرض نرمال بودن. 164

4-4-2-پیش فرض تساوی واریانسها 165

4-5 یافته های استنباطی فرضیه های اصلی پژوهش.. 166

4-5-1 فرضیه اصلی اول. 166

4-5-2 فرضیه اصلی دوم 167

4-5-3 فرضیه اصلی سوم 168

4-5-4 فرضیه اصلی چهارم 169

4-6 یافته های استنباطی فرضیه های فرعی پژوهش.. 169

4-6-1 فرضیه فرعی اول. 169

4-6-2 فرضیه فرعی دوم 171

4-6-3 فرضیه فرعی سوم 173

4-6-4- فرضیه فرعی چهارم 174

فصل پنجم. 177

5-1- مقدمه. 178

5-2- خلاصه پژوهش.. 179

5-3- بحث و نتیجه گیری یافته ها 179

5-3-1- فرضیه اصلی اول. 179

5-3-2-فرضیه اصلی دوم 182

5-3-3-فرضیه اصلی سوم 184

5-3-4-فرضیه اصلی چهارم 187

5-3-5-فرضیه فرعی اول. 191

5-3-6-فرضیه فرعی دوم 194

5-3-7-فرضیه فرعی سوم 195

5-3-8-فرضیه فرعی چهارم 196

5-4- محدودیت های پژوهش.. 198

5-5- پیشنهادهای پژوهش.. 199

5-5-1- پیشنهادات پژوهشی. 199

5-5-2- پیشنهادات کاربردی پژوهش.. 200

چکیده

در سال های اخیر زوجین با مشکلات جدیدی مواجه گرده ایده اند که ضرورت توجه بیشتر به روابط زوجین را در پژوهش های مرتبط برجسته می سازد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی به روش تحلیل رفتار متقابل بر تعارضات زناشویی، سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و معنوی زوجین شهر اصفهان بود. روش پژوهش حاضر به دلیل عدم نمونه گیری احتمالی، نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را زوجین ارجاع داده شده به شوراهای حل اختلاف شهر اصفهان تشکیل می دادند. نمونه آماری این پژوهش شامل 32 زوج بود که به روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شده و به صورت گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. سپس گروه آزمایش مداخلات آموزشی مربوط به تحلیل رفتار متقابل را در طی 10 جلسه آموزشی دریافت نمودند، در حالی که گروه گواه از دریافت این مداخله در طول فرایند پژوهش بی بهره بود. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تعارضات زناشویی، سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و هوش معنوی بود. داده های جمع آوری شده بوسیله تحلیل کواریانس چند و تک متغیره توسط بسته نرم افزاری SPSS20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل چند متغیره نشان داد آموزش تحلیل روابط متقابل توانسته منجر به کاهش معنادار تعارضات زناشویی، افزایش سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و هوش معنوی زوجین گروه آزمایش در مرحله پس آزمون شود(001/0=P). طبق یافته های این مطالعه می توان گفت مشاوره گروهی به شیوه تحلیل ارتباط متقابل، روش مناسبی برای کاهش تعارضات زناشویی، افزایش سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و هوش معنوی زوجین بوده است و می توان از این روش در تغییر مولفه های روان شناختی زوجین بهره برد.

کلید واژگان: تحلیل ارتباط متقابل، تعارضات زناشویی، سبک های عشق ورزی، هوش هیجانی و معنوی، زوجین

مقدمه

من کیستم؟ این دشوارترین، پیچیده ترین و مهمترین پرسشی است که همواره ذهن و روح بشر را در طول تاریخ به خود مشغول داشته و رویای یافتن پاسخ قانع کننده به این پرسش، از شیرین ترین آرزوهای بشر بوده است از میان باورها و ارزشیابی ها ی ما، هیچکدام مانند قضاوت و طرز فکر مادر مورد خودمان مهم و اساسی نیست و شاید بتوان گفت زیر بنای همه ارزیابی های ما از هستی، نوع نگاه ما به خودمان است. ما عصاره و نماینده ای از کل آفرینش هستیم؛ از حیث کرامت جایگاه و مرتبه وجودی، آزاد اندیشی و در برداشتن تمامی استعدادهایی که برای کامل شدن و وصال لازم است. از این رو شناخت خود یعنی شناخت نماینده ای زیبا از کل هستی. به خصوص زمانی که احساس میشود، مکاتب (ایسم های) حاکم بر دنیا، پاسخ قانع کننده ای که در خور روح انسان باشد، به این پرسش او نداده اند. بنابراین لازم است هر زبانی و هر قلمی با هر روشی که می تواند، در رساندن بشر به پاسخ حقیقی این پرسش یاری رساند. یکی از کسانیکه در این خدمت موثر بود استاد بزرگ دکتر اریک برن بود(خودشناسی، بی باک،1393). رویكرد تحلیل رفتار متقابل، به اشخاصی كه به جای تطبیق با دیگران می خواهند تغییر كنند، به اشخاصی كه به جای سازش می خواهند دگرگونی در درون خود به وجود آورند جوابهای تازه ای داده است(شفیع آبادی 1390).

تحلیل رفتار متقابل نظریه ای است در مورد شخصیت، و روش منظمی است برای روان درمانی به منظور رشد و تغییرات شخصی. این تعریفی است که به وسیله ی انجمن بین المللی تحلیل رفتار متقابل ارائه شده است. در میان دیدگاه های مختلف روان شناسی، تحلیل رفتار متقابل از نظر عمق تئوری و کاربرد وسیع و متنوع آن بسیار برجسته است. تحلیل رفتار متقابل به عنوان نظریه شخصیت، تصویری از ساختار روانشناختی انسانها را به ما ارائه می دهد. به این منظور از یک الگوی سه بخشی به عنوان الگوی حالات نفسانی خود استفاده می کند. همین الگوی شخصیتی به ما کمک می کند تا دریابیم انسانها چگونه عمل و رفتار می کنند و این که چگونه شخصیت خود را در قالب رفتارهایشان آشکار می سازند(استورات، به نقل از دادگستر 1389).

شیوه تحلیل رفتار متقابل، روشی عقلانی است که فرد را در تجزیه و تحلیل و درک رفتار خویش و همین طور در کسب آگاهی و قبول مسئولیت، با توجه به آنچه که در زمان حال اتفاق می افتد یاری می دهد (شفیع آبادی و ناصری 1375).چنین تحلیلی در چهار زمینه اتفاق می افتد، تحلیل سازه ای یا تحلیل شخصیت فرد، تحلیل رفتار متقابل یا تحلیل رفتار رابطه ای فرد با دیگری و روابط بین افراد، تحلیل بازی ها یا تحلیل رفتار متقابل پنهانی که برای فرد دارای بازدهی یا نتیجه است، و تحلیل نمایشنامه و پیش نویس یا تحلیل داستان خاص زندگی فرد که او بازیگر اصلی آن است (احمدی 1374). در واقع وظیفه اصلی مشاور معتقد به «تحلیل رفتار متقابل» آن است که مهارتهایی را برای علاقه مندان ایجاد کند که آنها را به سوی شرایطی هدایت نماید که در آن بتوانند روابط خود را تحلیل و نتایج آن را مشاهده نمایند. گفته شد «تحلیل رفتار متقابل» نظریه ای است که به طور اخص بر روابط بین افراد تاکید می کند (سلامت و همکاران 1386).

این نظریه به خصوص برای مشاوره بسیار مناسب است. به طور کلی «تحلیل رفتار متقابل» در هر زمینه ای که نیاز به درک افراد، روابط و ارتباطات باشد می تواند به کار رود (استورات به نقل از دادگستر 1389). دکتر اریک برن بانی نظریه «تحلیل رفتار متقابل» معتقد است هرگونه واحد آمیزش اجتماعی یک رفتار متقابل نام دارد. هر وقت یک انسان با یک نفر یا بیشتر در تماس باشد. دیر یا زود یکی از آنها حرفی می زند یا علامتی را نشان می دهد که حضور دیگری را ثابت می کند. ما این را یک انگیزة رفتار متقابل می نامیم. سپس آن شخص متقابلاً حرفی می زند یا علامتی را نشان می دهد که به طریقی پاسخی به آن انگیزه است. و آن پاسخ رفتار متقابل نامیده می شود. تحلیل رفتار متقابل روش بررسی این رفتار و اعمال است که در آن من با تو کاری می کنم و تو هم در مقابل من با من کاری می کنی و در این میان معلوم می شود که کدام جنبه از شخصیت چند جنبه ای انسان دخالت داشته است. تحلیل رفتار متقابل همچنین روش طبقه بندی اطلاعات ناشی از تجزیه و تحلیل این اعمال انسانی است و نتیجه مطلوب وقتی حاصل می شود که این رفتار را به صورت کلماتی در آوریم که برای همه دارای معنی و مفهوم مشخصی باشد (تامس هریس[1] به نقل از فصیح 1390).این روش بهتر از هر جا در گروه ها ثمر بخش است. از طریق روش تحلیل رفتار متقابل گروهی به اعضا كمك می شود تا در سطح مقبول و مناسبی با دیگران ارتباط برقرار سازند و آگاهی و ارتباط خود را با دیگران فزونی بخشند. به نظر اریک برن[2](1961) مراحل تغییر رفتار عبارتند از: زدودن عوامل نامناسب از رفتار، تخلیه ی روانی، توصیف و روشن سازی شیوه های ارتباط و جهت یابی جدید( شفیع آبادی، 1385 ). در این رابطه هریس می گوید: “از اینكه اغلب مشاهده می كنم چگونه از همان جلسه اول مردم شروع به تغییر می كنند، خوب می شوند و رشد می كنند و اولین حركت را برای خلاصی از استبداد گذشته آغاز می كنند، لذت ژرفی به من دست می دهد. اگر اشخاص بتوانند تغییر كنند، دنیا می تواند تغییر كند. این امیدی است كه ما در دل می پرورانیم”( هریس[3] ترجمه فصیح 1390 ).

1-1-بیان مسئله

ازدواج به عنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی، برای دست یابی به نیازهای عاطفی و امنیت افراد، همواره مورد تائید بوده است ازدواج رابطه انسانی پیچیده، ظریف و پویا می باشد که از ویژگی خاص برخودار است. همچنین توجه به کا نون خانواده، محیط سالم و سازنده، روابط گرم و تعاملات میان فردی عواملی هستند که می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردد(برنشتاین[4] 1380؛احمد نیری 2014).

انسان باید نیازهای زیستی خود را در اوضاع و احوال اجتماعی به ویژه خانواده ارضاء نماید. اوضاع و احوال زندگی دائم در حال تغییر و دگرگونی است، چرا كه هیچ انسانی در خلاء زندگی نمی كند و بخش قابل ملاحظه‌ای از رفتار انسان مراوده با سایر مردم بخصوص اعضا خانواده‌اش است. انسان در بسیاری از شئون زندگی اجتماعی و خانوادگی خود با سایر افراد جامعه و اعضای خانواده در رابطه با فعل و انفعالات مداوم قرار دارد. او باید برای ادامه حیات و تأمین حوائج خود به زندگی گروهی تن دهد و با دیگران برای رسیدن به هدفهای مشترك، تشریك مساعی كند. در چنین شرایطی و در ارتباط با سایر افراد جامعه و خانواده است كه هر كس ناگزیر باید به نوعی سازگاری رضایت بخش دست یابد و به همین دلیل است كه مشكلات و موانع سازگاری انسان از حیات اجتماعی و خانوادگی او سرچشمه می گیرد (مورینو[5] 1975؛ به نقل از مهرآبادی 1385) .

خانواده به عنوان بنیادی ترین نهاد اجتماعی، نیاز به ایجاد روابط زناشویی پر دوام دارد. تحقق این رابطه، مستلزم دستیابی به اهداف زندگی مشترك است. خانواده به عنوان یك نهاد اجتماعی، همچون دیگر نهادهای اجتماعی در حال پیچیده تر شدن است، به طوری كه عضویت و تداوم زندگی در آن توسط یك زوج، مستلزم مهارتهای بسیار بیشتر از دوران گذشته است( نور الهی 1382). هدف اصلی و اساسی این پژوهش آموزش مهارتهای اختصاصی رفتاری بین فردی برای تغییر رفتار است بر مبنای آموزش تحلیل رفتار متقابل شرکت کنندگان در این برنامه ها، مهارتهای منطقی دریافت می کنند که به آنها کمک می کند ارتباطات رضایت بخشی را به همراه پذیرش همدلانه با نزدیکان برقرار کنند. این برنامه به آنها کمک می کند احساسات خود و دیگران را شناخته و بپذیرند این برنامه به افراد کمک می کند انگیزه هایشان را به صورت روشن تر درک و فرمول بندی کنند به طوری که به رشد کامل شخصیت شان منجر شود. شرکت کنند گان به گو نه ای که قادر شوند مشکلات ارتباطی خود را حل کرده و از آن به عنوان یک روش برای حل تعارض استفاده کنند(محمد نظری ،1393).تحلیل رفتار متقابل با آموزش مهارتهای ارتباطی موجب کاهش هیجان مداری و افزایش مساله مداری در شیوه های مقابله ای زوجین در رویارویی با استرس شده است و همین در تقویت هوش هیجانی افراد بسیار موثر می باشد (احمد علی پور، 1389). این برنامه به آنها کمک میکند فرد با شناخت هر چه بیشتر خود با کشف منابع پنهان عشق و لذت که به گو نه ای نهفته در زندگی آشفته و پر استرس روزمره می باشد، به خود و دیگران کمک نماید در آخر بر طبق گفته دکتر فرانکل به نقل از نیچه «کسی که چرایی زندگی را یافته، با هر چگونگی نیز خواهد ساخت» (ویکتور فرانکل[6] ،ترجمه، نهضت صالحیان، مهین میلانی، 1393). این هدف اصلی آموزش تحلیل رفتار متقابل است.

1-2-اهمیت و ضرورت پژوهش

1-2-1-اهمیت پژوهش

امروزه رویکرد ها ی گوناگونی برای درمان و مهار مشکلات خانواده بوجود آمده است که بیشتر آنها خانواده را به عنوان یک سیستم و ساختار پیچیده مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهند. در این میان دید گاه تحلیل رفتار متقابل از چند جهت قابل تامل و توجه بیشتر می باشد. نخست آنکه این دیدگاه به عنوان رویکرد روانکاوانه نوین توانسته است در بین دیدگاه های سیستمی جایگاه شایستهای داشته باشد و هم در دیدگاهای تحلیلی. از این رو می توان با اطمینان خاطر بیشتری از آن در پیشگیری و درمان مشکلات و اختلال های رفتاری و ارتباطی درون نظام خانواده استفاده کرد (جیمز هوریتز[7] ؛ترجمه، زیارتی، تبریزی، کریمی، 1390).

نیاز و تمایل[8]به ارتباط و تعامل با همنوعان، نیازی قدرتمند[9]و جهان شمول[10]در میان انسانها است (هارجی و دیکسون، 2004). انسانها نیاز دارند که رابطه با همنوعان خود و مخصوصاً افراد نزدیک را شروع کرده و آن را رشد دهند. تعامل و عمق بخشی به رابطه برای انسانها لذت بخش است (گابل و شین2000). در صورتی که انسانها قادر نباشند ارتباطی با معنا با دیگران برقرار کنند، احساس تنهایی[11]، ناخوشحالی[12] و افسردگی در آنها ایجاد خواهد شد (ویلیامز وزادیر[13]، 2000) ارتباط با دیگران اساس شکل گیری هویت است. «خود»[14]پدیده ای مستقل که به خودی خود شکل بگیرد نیست. خود از طریق تعامل با دیگران به وجود می آید (هارجی و دیکسون، 2004). در حقیقت می توان گفت که انسان شدن انسانها حاصل تعامل با دیگران است. از سویی یکی دیگر از ویژگی های ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی بوده و درسطح کاربردی، به زوجها اجازه می دهد که مشکلاتشان را مورد بحث قرار داده و حل کنند. ارتباط همچنین عاملی برای تبادل اطلاعاتی بین زوجها است. همسرانی که نمی توانند احساساتشان را برای یکدیگر بیان کنند، در بحث بر سر مسائل جنسی مشکل خواهند داشت گاهی برای حل مشکلاتشان به سرزنش یکدیگر می پردازند که این عمل باعث می شود دامنه مشکلات آنها گسترش پیدا کند. زوجهایی که نمی توانند عدم توافق را به توافق تبدیل کنند، اغلب گرفتار چرخه ای از گرفتاریهای پایان ناپذیر می شوند که برای سالها تکرار می گردد. درمانگران به اتفاق عقیده دارند که مشکلات ارتباطی شایعترین مشکل ارتباطی و مخرب ترین مشکل ازدواج های شکست خورده است (جکو بسن، وادرون و مور[15] 1980)

ارتباط سالم می تواند مشکلات انسانها را التیام بخشد .به منظور بهبود وضعیت ارتباطی زوجها باید به آنها کمک شود تا در یابند که ارتباط متشکل از مجموعه مهارتهایی است که قابل یاد گیری هستند . این مهارتها می توانند به صورت گروهی و یا در کارگاه های آموزشی آموخته شوند (کرواو ریدلی[16]، 1990). در این آموزشها، آموزش مهارت ارتباط[17]، آموزش تبادل رفتاری[18]، آموزش حل مساله[19]، و آموزش حل تعارض[20] می باشد (ترانبام و هرزینگ[21]،1998). در سال 1965 گریکوری بیتسون عنوان کرد که خانواده های مختل، دارای ارتباط مختل هستند. بعدها ویرجینیا سیتیر (1983)، خانوده درمانی بر اساس رویکرد ارتباطی را توسعه داد. یکی از کمک های سیتر، تمرکز بر تغییر الگو های ارتباطی خانواده به عوض درمان شخصیت بود. بعد از آن اریک برن (1961)،پایه گذار مکتب تحلیل رفتار متقابل، درمان را بر مراوده ها و تبادلات رفتاری و عاطفی بین انسانها متمرکز نمود و به طور گسترده به شرح بازیهایی که برای جلب توجه و کسب صمیمیت انجام میشوند پرداخت. او الگو های ارتباطی حالات من را ترسیم کرد

اریک برن ارتباط بد را به عنوان «مراوده های متقاطع» و ارتباط خوب را «حرکت به سمت مراودات مکمل تلقی کرد». آموزش مهارتهای ارتباطی از جمله گوش دادن فعال، بیان نیازها و احساسات و درک طرف مقابل باعث می شود که زوجین تعارضات کمتر و کنترل خشم بیشتری بر روی رفتار خود داشته باشند و در نتیجه در برقراری ارتباط با یکدیگر به طور شایسته ای عمل کنند. و از مشاجرات «والد»-«والد» که علت اصلی بسیاری از این مشاجرات و تعارضات است بکاهند. و تلاش کنند روابط خود را هر چه بیشتر به سوی رابطه مکمل پیش ببرند(مبانی زوج درمانی؛ علی محمد نظری، 1392).

با توجه به این كه در ایران در مورد تحلیل رفتار متقابل اریک برن تحقیق زیادی صورت نگرفته بویژه در مشكلات رفتاری و خانوادگی، پژوهشگر حاضر سعی برآن دارد كه مشخص كند كه آیا درمانگر با تكیه بر رویكرد «تحلیل رفتار متقابل» (TA) بر افزایش هوش معنوی و هوش هیجانی، و بهبود تعارضات زناشویی و تغییر در سبکهای عشق ورزی تاثیر دارد؟.

در زندگی مشترك، غالباً به هنگام مواجه با مشكلات احساس ناكامی، تحقیر و، احساسات و هیجانات به جای عقل و منطق بر همسران غلبه می كند، لذا شناخت و هدایت راه های صحیح مواجهه با تعارضات زناشویی و موقعیت های هیجانی برای حفظ روابط متقابل بسیار مهم است. نتایج تحقیقات حاكی از آن است كه “كفایتهای عاطفی، توان تحمل استرس و حل مشكلات روزانه را افزایش میدهد و این مهارت های شخصی میتواند فرد را در مقابله با فشارهای ناگهانی محیطی، موفق سازد ( حیاتی؛ 1386). روابط صمیمانه زوجین نیاز به مهارت های ارتباطی دارد از قبیل توجه افراد به مسائل از دید همسرشان و توانایی درك همدلانه آنچه كه همسرشان تجربه نموده است و همچنین حساس و آگاه بودن از نیازهای او ( گاتمن[22] و همكاران 1989، ترجمه مصباح و همكاران 1385). بدیهی است كه عوامل متعددی میتوانند در افزایش تعارضات زناشویی، بهبود سبکهای عشق ورزی و افزایش هوش معنوی و هوش هیجانی زوجین دخالت داشته و آن را تحت تاثیر قرار دهد. وقتی یك زوج در چرخه فزاینده انتقاد، قرارگرفتن در موضع دفاعی، خاموشی گزیدن، افكار منفی و پذیرش مكرر درماندگی هیجانی اسیر شوند، این چرخه به خودی خود منعكس كننده این واقعیت است كه در توانایی خود آگاهی، خویشتنداری، همدلی، تسكین دادن به خود و به یكدیگر، اختلالی وجود دارد ( گلمن[23] 1995).

بدین ترتیب اهمیت پرورش مهارتها و شیوه های مطلوب و صحیح مواجهه با رفتارهای غیرسالم اجتماعی و خانوادگی و تعارضات زناشویی و تقویت هوش معنوی و هوش هیجانی و بهبود سبکهای عشق ورزی بیشتر آشكار میگردد. همسرانی كه از خود آگاهی بالاتری برخوردارند بهتر میتوانند نقاط قوت و ضعف خود را شناخته و به نیازهای واقعی خود و توقع از همسرانشان واقف باشند. افرادی كه توانایی كنترل احساسات و هیجانات خود را دارند (خویشتنداری) و بر نحوه رفتار متقابل خود نسبت به دیگران خصوصاً همسرشان تسلط دارند، مانع بروز بسیاری از برخوردها و سوءتفاهمات در روابط زناشویی و روابط اجتماعی و خانوادگی خود میشوند. همچنین آنهایی كه توان همدلی كردن با دیگران را دارند، توان درك رفتار متقابل دیگری را دارند و برای همسران خود حق داشتن رفتار مستقل و دیدگاه مستقل را قائل میشوند. همسرانی كه برای رسیدن به هدف معین در زندگی، خود انگیزه دارند نسبت به آینده و موقعیت های خود در مواجهه با دشواریها، خوشبین بوده و دارای انرژی روانی كافی هستند و آنها كه توانایی مدیریت روابط خود و دیگران را دارند و به مهارتها اجتماعی مجهزند به راحتی میتوانند رفتارهای دیگران را با انگیختن ایشان برای عملكردی خاص، هدایت كنند.

تعداد صفحه :266

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه ارتباط هوش هیجانی، سبک های مقابله ای با تنظیم دشواریهای هیجانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

 دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه­ جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی (M.A)

عنوان :

ارتباط هوش هیجانی، سبک های مقابله ای با تنظیم دشواریهای هیجانی در دانشجویان در سال تحصیلی 94-93

مرداد 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده 1
فصل یکم: مقدمه ی پژوهش 2
1-1- مقدمه 3
1-2- بیان مسئله 4
1-3- ضزوزت پژوهش 6
1-4- اهداف پژوهش 7
  1-4-1- هدف اصلی 7
  1-4-2- اهداف فرعی 7
1-5- سئوالات تحقیق 8
1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش 8
فصل دوم: پیشینه پژوهش 10
2-1- هوش هیجانی 11
  2-1-1- مغز هیجانی 12
  2-1-2- تعاریف هوش هیجانی 14
  2-1-3- ابعاد هوش هیجانی 17
  2-1-4- دیدگاه های هوش هیجانی 18
  2-1-5- دیدگاه مختلط 19
  2-1-6- مدل های هوش هیجانی   20
  2-1-6-1- مدل توانایی های هوش هیجانی سالووی و مایر 20
  2-1-7- مدل ترکیبی هوش هیجانی 22
  2-1-8- چگونگی آموزش در کودکی 22
  2-1-9- اهمیت هوش هیجانی در زندگی 23
  2-1-10- عوامل موثر در هوش هیجانی 24
2-2- تنظیم هیجانی 26
2-3- سبک های مقابله ای 30
  2-3-1- تدابیر و منابع مقابله ای 30
  2-3-2- انواع مقابله 31
  2-3-3- انواع مقابله های کارآمد 32
  2-3-3-1- مقابله متمرکز بر مسئله 32
  2-3-3-2- مقابله متمرکز بر هیجان 34
  2-3-4- مقابله های ناکارآمد و غیرمفید 35
2-4- مروری بر مقالات داخلی و خارجی 36
فصل سوم: روش پژوهش 40
3-1- روش پژوهش 41
3-2- متغیرهای پژوهش 41
3-3- ابزار پژوهش 42
3-4- پایایی 44
3-5- شیوه اجرا 49
3-6- روش تجزیه و تحلیل داده ها 49
فصل چهارم: یافته های پژوهش 50
الف: آمار توصیفی 51
ب: آمار استنباطی 54
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 57
5-1- بحث 58
5-2- نتیجه گیری 61
5-3- محدودیت های تحقیق 62
5-4- پیشنهادات 62
  5-4-1- پیشنهادهای پژوهشی 62
  5-4-2- پیشنهادهای کاربری 62

 

چکیده

مقدمه: هیجانات جزء جدایی ناپذیر رفتار انسانی است. یکی از معیارهای سلامت روان، کنترل و تنظیم هیجانات است. عوامل مختلفی می تواند روی تنظیم هیجانات تاثیر بگذارد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط هوش هیجانی و سبک های مقابله ای با تنظیم دشواریهای هیجانی بود. افرادی که بتوانند هیجانات خود را تنظیم کنند

روش اجراء: این پژوهش یک مطالعه همبستگی بود. تعداد 139 دانشجو به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده های از پرسشنامه های هوش هیجانی بار- آن(1980)، پرسشنا