پایان نامه تعیین میزان رابطه مدیریت تعارض و سطوح عزت نفس با میزان نشاط در دبیران ورزش شهرستان ساری

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه آزاد اسلامی

عنوان

تعیین میزان رابطه مدیریت تعارض و سطوح عزت نفس با میزان نشاط در دبیران ورزش شهرستان ساری

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

. مقدمه

نشاط به عنوان یکی از مهمترین نیازهای روانی بشر، به دلیل تأثیرات عمده ای که بر شکل­ گیری شخصیت آدمی و در یک کلام مجموعه زندگی انسان دارد، همیشه ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. از مهمترین نکاتی که در این زمینه مطرح است، چگونگی حصول نشاط، تقویت آن و عوامل تأثیر گذار بر دستیابی به این نیاز حیاتی است. شخصیت، عزت نفس، اعتقادات مذهبی، سرمایه اجتماعی، فعالیتهای اوقات فراغت و از جمله عواملی هستند که پژوهش­ها نشان می­دهد بر این پدیده تأثیر بسزائی دارند. از عهد باستان به احساسات مثبت انسان از جمله نشاط توجه شده است (1). به عقیده ارسطو، دست کم سه نوع نشاط[1] وجود دارد؛ در پایین ترین سطح، عقیده مردم عادی است که نشاط را معادل موفقیت و کامیابی می داند و در سطح بالاتر از آن، نشاط مورد نظر ارسطو یا نشاط ناشی از معنویت قرار می گیرد (2). این در حالی است که روانشناسان در سالهای آخر قرن بیستم، توجه به احساسات مثبت را آغاز کرده اند. وینهوون[2] (1988) در یک بررسی به این نتیجه رسید که تا سال 1960 کل پژوهشهای مربوط به نشاط و مقوله های وابسته به آن از جمله رضایت، لذت و احساسات مثبت 62 مورد بوده است (3).

عزت نفس[3] نیز یکی از عواملی است که بر میزان نشاط افراد تأثیر زیادی دارد. ویلسون[4] ( 1967) گزارش کرده است که عزت نفس یکی از مهمترین پیش بینی کننده های شادی است (4). اهمیت عزت نفس در ایجاد نشاط به حدی است که برخی از صاحب نظران و پژوهشگران روانشناسی شادی، از جمله آرجیل[5] (2001) آن را جزء جدایی ناپذیر نشاط می دانند (5)و(6). شباهت زیاد پرسش نامه­های سنجش شادی و پرسشنامه های سنجش عزت نفس گواهی بر این ادعاست. داینر[6] ( 1984) با استناد به 11 پژوهش، به وجود همبستگی بین نشاط و عزت نفس اشاره می کند(7). تحقیقات  از جمله بنتال[7] (1992) نشان می دهد که دانش آموزانی که دارای عزت نفس پایین هستند، از حضور در جمع خودداری می کنند و این امر سبب گوشه گیر شدن آنها و در نتیجه ایجاد افسردگی در آنها می گردد(8). افسردگی نیز موجب کاهش میزان نشاط فرد می شود. به اعتقاد برخی از کارشناسان روانشناسی، هنگام وجود احساس ناراحتی و فقدان نشاط، عزت نفس افراد کاهش می یابد.  به عبارت دیگر، بین نشاط و عزت نفس ارتباط علی متقابل[8] وجود دارد، اما آرجیل و لو ( 1990) ضمن مخالفت با این نظر، معتقدند که عزت نفس نشاط را افزایش می دهد، اما فقدان آن موجب کاهش عزت نفس نمی شود (9) .

در یک تعریف جامع می توان گفت تعارض فراگردی است که در  آن یک طرف (فرد یا گروه) در می یابد که منافع وی با مخالفت یا واکنش منفی طرف دیگر مواجه گردیده است(10) . مدیریت تعارض به معنی به کارگیری صحیح تکنیک های حل تعارض در زمان مواجه با تعارض می باشد (11). تعارض به علت ماهیتی که دارد اغلب زیان بار و نا کارآمد تلقی می شود ، اما گاه همین پدیده باعث نمایان شدن مسائل و حل آنها ، بهبود تصمیم گیری ، بهبود عملکرد ، ایجاد خلاقیت و روی هم رفته سبب بروز تغییر و تحول می شود(12). با توجه به این تعریف اثر تعارض بر عواملی مانند نشاط غیر قابل انکار می باشد، بدیهی است با شناخت اثرات تعارض بر نشاط می توان از اثرات سوء این پدیده اجتماعی جلوگیری کرد. به نظر محقق و با توجه به سطرهای بالا مواردی که در ادامه با آن آشنا می شوید و همچنین نتایج و تفاسیر حاصل از تحقیق می تواند ما را در درک این موارد یاری نماید.

 

1-2. تعریف مسئله

آموزش و پرورش اصلی ترین ارگان تعلیم و تربیت  کشور است. معلمان به عنوان اصلی ترین نیروی انسانی تاثیر گذار بر دانش آموزان در تربیت محسوب می شوند نشاط یک مفهوم جدید روانشناسی است. نشاط یک هیجان مثبت است که حاوی سه عنصر اساسی لذت، خرسندی و رضایت از زندگی است. آدم با نشاط کسی است که اولا تقریبا از تمام فعالیتهای خود لذت ببرد، ثانیا در اکثر اوقات راضی و خرسند به نظر می رسد و ثالثا از فرایند زندگی خویش راضی است (13). شادی، بودن در حالت خوشحالی و سرور با دیگر هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و فقدان افسردگی و دیگر عواطف منفی است. شادی جنبه ای از عواطف انسانی است که دارای جنبه ها و تجلیات مختلف فردی، اجتماعی، روانی-جسمانی و شناختی- عاطفی می­باشد. با توجه به تعریف، نشاط به عنوان یکی از مهمترین نیازهای روانی بشر، به دلیل تاثیرات عمده ای که بر شکل گیری شخصیت آدمی و در یک کلام مجموعه زندگی انسان دارد. از مهمترین نکاتی که در این زمینه مطرح است، چگونگی حصول نشاط، تقویت آن وعوامل تاثیر گذار بر دستیابی به این نیاز حیاتی است. داشتن شادی و خلق و خوی خوب پیامدهای کاربردی و عملی در زندگی و عملکرد شغلی فرد دارد. فعالیت فرد را بر می انگیزد، بر آگاهی او می افزاید، خلاقیت وی را تقویت می­ کند و روابط اجتماعی وی را تسهیل می­نماید، شادی و آرامش روحی زمینه های باروری خرد و اندیشه را بوجود می آورد (14).

پژوهش­ها نشان می دهد که عزت نفس و تعارض از جمله عوامل تاثیر گذار بر این پدیده روانی می باشد. عزت نفس ارزیابی کلی از ارزش هر فرد بوده و میزان آگاهی افراد از توانایی، اهمیت و ارزشمند بودن آنها بر اساس تجربیات گذشته محسوب می­شود. عزت نفس کاری، سطح خود آگاهی شخص را برای انجام وظایف نشان می­دهد. افراد برای وظایفی که غالبا انجام می­ دهند یا وظایفی که برای زندگی آنان دارای اهمیت است، سطوح مختلفی از عزت نفس را بدست می آورند. معمولا کارکنانی که دارای عزت نفس کاری بالایی هستند، در مقایسه با افرادی که عزت نفس کاری کمتری دارند بهتر کار می­ کنند و از شغلشان راضی تر هستند (15). افراد شاد دارای عزت نفس بالا، روابط دوستانه محکم و اعتقادات مذهبی معنادار هستند (16). رابطه بین عزت نفس و نشاط به حدی است که وارت[9](2001) عزت نفس را اساسی ترین عامل نشاط می داند و ویلسون[10](1967) گزارش کرده است که عزت نفس یکی از مهمترین پیش بینی کننده های شادی است. اهمیت عزت نفس در ایجاد نشاط به حدی است که برخی از صاحب­نظران و پژوهشگران روانشناسی شادی، از جمله آرجیل[11] (2001) آن را جزء جدایی ناپذیر نشاط می­دانند.  شباهت زیاد پرسشنامه های سنجش شادی و پرسشنامه های سنجش عزت نفس گواهی بر این ادعاست (17).

تعارض فراگردی است که در آن یک طرف در می یابد که منافع وی با مخالفت یا واکنش منفی طرف دیگر مواجه گردیده است. تعارض از دیدگاه تامپسون عبارت است از هر رفتاری است که از سوی اعضای یک سازمان به منظور مخالفت با سایر اعضا ابراز می شود تعارض نام دارد (18). تعارض جنبه اجتناب ناپذیر زندگی روزمره انسان هاست. فراگیری راهبردهای مدیریت تعارض، برای بهبود انطباق و بهره گیری از این تغیرات و تحولات یک سرمایه گذاری حیاتی برای فرد، خانواده و سازمان محسوب می­شود (19).

با توجه به گستردگی ورزش در سراسر کشور و تدوین برنامه هایی از قبیل: کمک به بهبود زندگی، تامین، تقویت، سلامت، نشاط و توانمندیهای دبیران ورزش، کمک به آمادگی جسمانی و روحی آنها، افزایش سطح سلامت جسمی و روحی و فراهم نمودن زمینه مناسب جهت شکوفا شدن استعداد های بالقوه و ارتقاء عزت نفس آنها و درک راهبردهای مدیریت تعارض، پرداختن به مباحث مهم مدیریت و روانشناسی ورزش از اهمیت قابل توجه ای برخوردار می باشد (20). سه متغیر نشاط، عزت نفس، تعارض در دبیران ورزش نقش بسزایی دارد از قبیل: نشاط باعث افزایش توانایی دبیران برای کار بیشتر می شود، همچنین کار گروهی در سازمان را بهبود می بخشد.ایجاد نگرش مثبت، انعطاف -پذیری و خلاقیت در محیط کار، افزایش صمیمیت و حسن عزت نفس و تسهیل ارتباطات بین کارکنان و افزایش یادگیری می شود.

عزت نفس باعث می شود همه افراد, صرف نظر از سن, جنسیت, زمینه فرهنگی, جهت و نوع کاری که در زندگی دارند, نیازمند عزت نفس هستند. عزت نفس واقعاً بر همه سطوح زندگی اثر می گذارد. در حقیقت بررسی های گوناگون روان شناسی حاکی از آن است که چنانچه نیاز به عزت نفس ارضا نشود, نیازهای گسترده تر نظیر نیاز به آفریدن پیشرفت و یا درک استعداد بالقوه محدود می ماند (21).

راهبردهای تعارض باعث کیفیت تصمیمات یا راه حلها را در دبیران ورزش بهبود ببخشد، موجب ابتکار عمل، نوآوری و خلاقیت در بین دبیران ورزش شود،  مایه کنجکاوی و تشدید علاقه اعضای گروه به یکدیگر شود، موجب حل مسائل و کاهش فشارهای روانی و تنشهای درون فردی در بین افراد شود (22).

با توجه به تعاریف و مفاهیم ارائه شده ، در این تحقیق سعی شده است  رابطه تعارض و عزت نفس و نشاط که از عوامل موثر بر بازدهی و کارایی نیروی انسانی (21 و 22) و دبیران آموزش و پرورش هستند، مورد بررسی قرار گیرد .

 

1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق

رفتار و احساسات و نگرش دبیران بصورت مستقیم و غیر مستقیم سازنده شخصیت دانش آموزان است. خصوصاً دبیران ورزش بخاطر ماهیت درس تربیت بدنی رابطه صمیمانه تری با دانش آموزان دارند. با توجه به اینکه  برخی از این دانش آموزان در آینده عهده دار مسئولیت های مهم در جامعه هستند، ، لذا شناخت برخی از مقوله های مهم شخصیتی از جمله تعارض نقش، عزت نفس و نشاط در میان این قشر فرهیخته جامعه باعث می شود برای بهبود این امور و یا گسترش آنها اقدامات لازم از طریق مدیریت مربوطه انجام شود، تا در نهایت اثرات مثبت احتمالی این نگرش و اقدامات جدید را در دبیران ورزش و در آینده ای نزدیک مشاهده کنیم.

 

1-4. اهداف این پژوهش:

1-4-1. هدف اصلی:. تعیین میزان رابطه مدیریت تعارض و سطوح عزت نفس با میزان نشاط در دبیران ورزش شهرستان ساری.

1-4-2. اهداف جانبی:

  • تعیین  میزان نشاط در دبیران ورزش  شهرستان ساری.
  • تعیین میزان عزت نفس در دبیران ورزش  شهرستان ساری.
  • تعیین میزان مدیریت تعارض در دبیران ورزش  شهرستان ساری.
  • تعیین میزان رابطه مدیریت تعارض با نشاط در دبیران ورزش شهرستان ساری.
  • تعیین میزان رابطه عزت نفس با نشاط در دبیران ورزش شهرستان ساری.
  • تعیین میزان رابطه عزت نفس با ابعاد نشاط دبیران ورزش شهرستان ساری.
  • تعیین میزان رابطه عزت نفس با مدیریت تعارض در دبیران ورزش شهرستان ساری
  • . تعیین میزان رابطه بین ابعاد تعارض با عزت نفس دبیران ورزش شهرستان ساری

 

1-5. فرضیات پژوهش

  • بین مدیریت تعارض با نشاط دبیران ورزش شهرستان ساری رابطه وجود دارد.
  • بین عزت نفس با نشاط دبیران ورزش شهرستان ساری رابطه وجود دارد.
  • بین عزت نفس با ابعاد نشاط دبیران ورزش شهرستان ساری رابطه وجود دارد.
  • بین تعارض با عزت نفس دبیران ورزش شهرستان ساری رابطه وجود دارد..
  • بین ابعاد تعارض با عزت نفس دبیران ورزش شهرستان ساری رابطه وجود دارد.

 

1-6- محدودیت های تحقیق

1-6-1. محدودیتهای خارج از کنترل محقق:

  • عدم همکاری برخی ار دبیران ورزش
  • پاره ای از ملاحظات پاسخگویان و یا شرایط روانی و میزان انگیزش و تمایل و دقت دبیران در پاسخ به سوالات
  • ممکن است پرسشنامه تکمیل شده خلاف نظر واقعی همکاران محترم باشد.

1-6-2. حدودپژوهش:

  • پژوهش در نیمسال دوم سال تحصیلی 89-90 انجام شده است.
  • پرسشنامه ها بین دبیران ورزش شهرستان ساری پخش و جمع آوری شده است.
  • پرسشنامه ها در محدوده زمانی اردیبهشت ماه و خرداد ماه پخش و جمع آوری شده است.

 

1-7. تعریف واژه ها و اصطلاحات:

1-7-1. واژه های نظری

  1. تعارض:هر رفتاری که از سوی اعضای یک سازمان به منظور مخالفت با سایر اعضا ابراز شود (23).
  2. عزت نفس:عبارت از درجه تصویب و تایید و ارزشی که شخص نسبت به خود احساس می کند و یا قضاوتی که فرد نسبت به ارزش خود دارد (24).
  3. نشاط:یک هیجان مثبت است که حاوی سه عنصر اساسی لذت، خرسندی و رضایت از زندگی است (25). گاهی از واژگان شادی و شادکامی نیز برای این عامل استفاده شده است.

1-7-2. واژه های عملیاتی

دبیران ورزش: افرادی که با حکم استخدام رسمی در سال تحصیلی 90-89 در آموزش و پرورش شهرستان ساری و با عنوان دبیر مشغول کار بوده و تربیت بدنی تدریس می کنند.

عزت نفس: سوالات از پرسشنامه روزنبرگ گرفته شده است.

تعارض: از پرسشنامه استاندارد شده مدیریت تعارض پوتنام استفاده شده است.

نشاط: سوالات از پرسشنامه آکسفورد گرفته شده است.

2-1. مقدمه

آموزش و پرورش اصلی ترین ارگان تعلیم و تربیت  کشور است. معلمان به عنوان اصلی ترین نیروی انسانی تاثیر گذار بر دانش آموزان  در تربیت محسوب می شوند. با توجه به تعریف، نشاط به عنوان یکی از مهمترین نیازهای روانی بشر، به دلیل تاثیرات عمده ای که بر شکل گیری شخصیت آدمی و در یک کلام مجموعه زندگی انسان دارد. از مهمترین نکاتی که در این زمینه مطرح است، چگونگی حصول شادمانی، تقویت آن وعوامل تاثیر گذار بر دستیابی به این نیاز حیاتی است.  پژوهشها نشان می­دهد که عزت نفس و تعارض نقش از جمله عوامل تاثیر گذار بر این پدیده روانی می­باشد.

2-2. مفاهیم

2-2-1. عزت نفس

عزت نفس عبارتست ازیک قضاوت شخصی درمورد با ارزش بودن یا بی ارزش بودن ،قبولی یا عدم قبولی خود که درنگرش اومتظاهرمی­شودیا به تعبیری ” انتظارات /موفقیتها=عزت نفس ” ما علاوه بر “خودواقعی ” یک “خود ایده آل ” نیز داریم .که تصویری از شخصی است که فرد می خواهد باشد،البته نه بصورتی غیر قابل دسترس ،بلکه بصورت آرزویی دست یافتنی و دارای ویژگیهای مشخص. هنگامی که تصور فرد ازخود وخودایده آل باهم هماهنگ وبه هم نزدیک باشد،احترام به خود مثبت خواهد بود و فردازعزت نفس بالایی برخورداراست وبالعکس.(26)

عزت نفس ارزیابی مداوم و قضاوت او نسبت به خود می باشد مازلو از عزت نفس به عنوان یکی از نیازهای اساسی انسان یاد می کند، او در سلسله مراتب نیازهای خود، عزت نفس را پس از نیاز به عشق و تعلق قرار داده است و اعتقاد دارد که برای رسیدن به مراحل بعدی نیاز ها، لازم است تا نیاز به عزت نفس فرد ارضا شود. از نظر او هر فرد نیاز دارد که مورد احترام خود و دیگران واقع شود.(27)

ویلیام جیمز از جمله کسانی بود که برای نخستین بار در کتاب اصول روان شناسی خود بر ضرورت عزت نفس و اینکه عزت نفس تعیین کننده شکل های متعدد در رفتار آدمی می باشد, تاکید کرده است . همزمان با ویلیام جیمز, جامعه شناسان مختلفی از جمله کولی[12] اظهاراتی کرده و آن را یک نیاز حیات بخش آدمی توصیف نمود. هر چند محققانی مانند گلدشتاین, مای[13], آنگلیال[14] و بوهلر[15] مطالعاتی در این مورد انجام داده اند. اما قبل از رویکرد روانی – اجتماعی مطالعات منظم و سیستماتیک در مورد عزت نفس انجام نشده است, در واقع با پیدایش رویکرد روانی- اجتماعی مختلفی محققانی مانند هورنای, فروم و سالویان مطالعات نظامداری درباره عزت نفس ارائه داده اند. اما توج وارسی ها درباره عزت نفس و اینکه عزت به عنوان یک سازه شخصیتی قلمداد گردد, در نظریه انسان گرایانی مانند راجرز و مزلو مشاهده می شود. عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این حس از مجموع افکار, احساس ها, عواطف و تجربیاتمان در طول زندگی ناشی می شود: می اندیشیم که فردی با هوش یا کودن هستیم, احساس می کنیم که شخصی خو ب باید یا بد هستیم, خود را دوست داریم یا نداریم. مجموعه هزاران برداشت ارزیابی و تجربه ای که از خهویش داریم باعث می شود که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمد بودن و یا بر عکس احساس ناخوشایند بی کفایتی داشته باشیم (28) عزت نفس از “خود پنداره” متفاوت است. خود پنداره عبارت است از مجموعه ویژگی هایی است که فرد برای توصیف خویشتن به کار می برد. یک فرد ممکن است خودش را یک فوتبالیست خوب. علاقه مند به داستان های علمی, دوست حسین, دارای ۳۵ کیلو وزن و دانش آموز نسبتاً خوبی بداند – که اینها محتوای خود پنداره را تشکیل می دهد . اما عزت نفس عبارت است از ارزش که اطلاعات درون خودپنداره برای فرد دارد و از اعتقادات فرد در مورد صفات و ویژگی هایی که در او هست, ناشی می شود. اگر نزدیک کودک دانش آموز ممتاز بودن ارزش زیادی داشته باشد ولی خودش دانش آموزی متوسط یا ضعیف باشد، وی از پایین بودن عزت نفس خود رنج می برد. با این وجود, ممکن است توانایی بدنی و محبوبیت همین کودک در همسالانش بیشتر از توانایی تحصیلی اش باشد.حال اگر او در هر دو زمینه ممتاز باشد, عزت نفسش بالا خواهد بود. پس عزت نفس هر فرد بر اساس ترکیبی از اطلاعات عینی در مورد خودش و ارزش های ذهنی که برای آن اطلاعات قائل است بنا نهاده می شود. می توان نحوه شکل گیری عزت نفس را از طریق تفکر در مورد “خود ادراک شده[16]“و “خود ایده آل[17]” مورد آزمایش قرار داد. خود ادراک شده همان خود پنداره است؛ یعنی یک دیدگاه عینی درباره مهارت ها, صفات و عبارت از تصوری است که فرد دوستی دارد از خود داشته باشد که لزوماً پوچ و بی معنی نیست (مثال: من دوست دارم شاگرد اول باشم, یا دوست دارم یک ستاره مشهور سینما باشم), بلکه تمایل صادقانه برای داشتن نگرش ها و اسناد خاصی است. زمانی که خود ادراک شده خود ایده آل با هم همتراز باشند, فرد از عزت نفس بالایی برخوردار خواهد بود. برای مثال کودکی که پیشرفت تحصیلی درخور توجهی دارد و برای صفات و ویژگی های واقعی خود ارزش مثبتی قائل است برعکس کودکی که خود ایده آل او این است که آدم مشهوری باشد، ولی در واقع دوستان انگشت شماری دارد و از عزت نفس پایین برخوردار خو.اهد بود. وجود شکاف و فاصله بین خود ادراک شده و خود ایده آل عاملی است که مشکلات مربوط به عزت نفس را به وجود می آورد (29). از عزت نفس “بالا و پایین” چه چیز استنباط می شود؟ عزت نفس بالا به عنوان یک دیدگاه سالم از خود مورد بررسی قرار گرفته است, یعنی دیدگاهی که بطور واقع گرایانه کمبودها و نقاط مختلف ضعف را در بر می گیرد ولی نه به آن شدتی که منجر به انتقاد شدید از فرد شود. شخصی که از عزت نفس برخوردار است خودش را به گونه مثبتی ارزشیابی کرده برخورد مناسبی نسبت به نظریات مثبت خود و دیگران دارد. در مقابل کسی که به عزت نفس پایین مبتلا است اغلب نوعی نگرش مثبت مصنوعی نسبتا به دنیا دارد و در نا امیدی تلاش می کند تا به دیگران و خودش نشان دهد که او شخصی لایق است و یا ممکن است به درون خویش انزوا گزیند و ار ارتباط با دیگرانی که از آنها می ترسد, اجتناب نماید. شخص مبتلا به عزت نفس پایین اساساً فردی است که احساس غرور کمی در خودش ادراک کرده است, خود پنداره و به تبع آن عزت نفس بر اساس ترکیبی از مسایل و موضوعاتی که در زندگی برای ما اهمیت دارند ساخته شده است, به عنوان مثال یک کودک تجاربی را که در زمینه های ورزشی, آموزشگاهی و دوست یابی داشته و در آنها به موفقیت نایل شده است بیان می کند. عزت نفس این کودک به اهمیتی که او برای هر کدام از موارد نام برده قائل است بستگی دارد. اصولاً اگر کودک زمینه هایی که در آنها فعالیت داشته است, با ارزش بداند, عزت نفس کلی او بالا خواهد بود, در حالی که اگر وی آن زمینه ها را بی ارزش بداند, عقاید منفی در مورد خودش خواهد داشت. بعضی افراد برای توانایی ها یا ظرفیت های خوبی که دارند ارزش قائل نیستند و در مقابل برای آنچه که فاقد آن هستند ویا به نسبت کمتری از آن برخوردارند ارزش فراوانی قائل می شوند .روشن است که این گونه افراد مشکلات بیشتری در ارتباط با عزت نفس کلی خواهند داشت(30).

  • اهمیت عزت نفس:

همه افراد, صرف نظر از سن, جنسیت, زمینه فرهنگی, جهت و نوع کاری که در زندگی دارند, نیازمند عزت نفس هستند. عزت نفس واقعاً بر همه سطوح زندگی اثر می گذارد. در حقیقت بررسی های گوناگون روان شناسی حاکی از آن است که چنانچه نیاز به عزت نفس ارضا نشود, نیازهای گسترده تر نظیر نیاز به آفریدن پیشرفت و یا درک استعداد بالقوه محدود می ماند. بخاطر می آورید وفتی که کسی کارتان را تحسین می کند یا وقتی که طرحی را به نحو خوبی به پایان می رسانید, چه احساس خوشی به شما دست می دهد. افرادی که احساس خوبی نسبت به خود دارند, معمولاً احساس خوبی نیز به زندگی دارند. آنا ن می توانند با اطمینان با مشکلات و مسولیت های زندگی مواجه شوند و از عهده آنها بر آیند  (31). اکثر نظریه های روان شناختی کلاسیک و معاصر, بر این عقیده متفق هستند که همه افراد, نیاز فزاینده ای به عزت نفس دارند. در واقع از زمانیکه ویلیام جیمز کتاب اصول روان شناسی خود را منتشر کرد تا جدیدترین مطالعات تجربی که امروزه درباره عزت نفس انجام می پذیرد که عزت نفس تعیین کننده مشکل های متعدد رفتار آدمی می باشد, تحقیقات جدید درباره اهمیت عزت نفس, به تدوین تئوری های مهار کننده وحشت انجامیده است (گرینبرگ[18] و سولمن[19]). تئوری های مهار کننده وحشت تا حدودی بر اساس تحقیقات ارنس بیکر[20] نضج گرفت. این تئوری بیان می کند که عزت نفس یکی از جنبه های شخصیتی آدمی است که در دنیای ذهنی فرد, از ارزش بالایی برخوردار است و افراد عزت نفس را بوسیله پایدار سازی مفهوم واقعیت نگه می دارند و به وسیله درونی کردن ارزش ها که توصیف کننده نقطه نظرشان است, زندگی می کنند. این تئوری بیان می کند که هر فرد آدمی, نیاز فزاینده ای به عزت نفس دارد. چرا که عزت نفس هسته مرکزی جنبه های روان شناختی آدمی است و او را از اضطراب محافظت می نماید و او را نسبت به آسیب پذیری و فنا پذیری آگاه می گرداند. نقش محوری عزت نفس در محافظت فرد از اضطراب در تعامل های اولیه فرد با والدین مدرسه, دوستان و اجتماع رئیسه دارد. در سال­های اولیه زندگی, تحقق نیازها, محبت و محافظت والدین مبنای اولیه عزت نفس کودکان و بتدریج که استانداردهای خوب و اندیشه والدین, درونی می شوند و احساسات ایمنی و امنیت در رابطه با آن شکل می گیرند, عزت نفس واجد بنیان و اساس محکمی می گردد. در چنین مواقعی عزت نفس شخص, او را از اضطراب محافظت می نماید و امنیت خاطر او را فراهم می آورد (32). از آنجا که عزت نفس فرد زمینه و اساس ادراک وی از تجارب زندگی را فراهم می سازد, دارای ارزش ویژه ای است. شایستگی عاطفی – اجتماعی که از خود ارزیابی مثبت منتج می شود, می تواند به عنوان سپر یا نیرویی در مقابل مشکلات خطیر آینده به نوجوان کمک کند. شاهد این مدعا, راهنمایی تشخیص و آماری بیماری های روانی[21] انجمن روان پزشکان امریکا, است که از عزت نفس پایین به عنوان نشانگان مرضی چند اختلال نوجوانی نام برده است. دو مثال متفاوت از این اختلال, کمبود توجه است که با بی توجهی و تکانه ای بودن مشخص می شود و دیگری اختلال اجتنابی, شکل شدیدی از اضطراب اجتماعی است (بیانگر, ۱۳۸۰). بهره مندی از عزت نفس علاوه بر آن که جزئی از سلامت روانی محسوب می شود, با پیشرفت تحصیلی نیز مرتبط است. محققان بسیازی دزیافته اند که بین عزت نفس مثبت و نمرات بالا در مدارس رابطه وجود دارد. خلاصه اینکه عزت نفس یک حنبه مهم در کار کرد یا کنش کلی فرد است و یا زمینه های دیگر چون سلامت روانی – اجتماعی و عملکرد تحصیلی وی در ارتباط است(33).

2-2-1-1. عوامل ایجاد کننده عزت نفس، معایب، مزایا

– واکنش دیگران

– مقایسه با دیگران

– ایفای نقش اجتماعی

-. نیاز به احساس ارزش وعزت نفس

– همانند سازی باالگوها (26)

راه های کسب عزت نفس

– بندگی خداوند

– شناخت هدف زندگی

– اعتدال

– شناخت هدف خلقت

– بلند همتی و دانستن قدر خود

– شناخت شرافت انسانی

– دانستن قابلیت اصلی انسان و خود را به آن کمال رساندن

– اظهار ذلت در برابر خداوند

– به غیر خدا توجه نکردن

– تواضع توانگران بر درویشان

– دانستن آداب ارتباط با صاحب منصبان

– بزرگ منشی مستمندان

– تکبر فقران بر ثروتمندان

– تکبر در برابر متکبر

معایب عزت نفس

  • ترس و اضطراب

ترس و ناتوانی درجهت تغییر دادن دنیایتان ناشی از عزت نفس پایین است.

  • خشم

خشم و عصبانیت یک احساس طبیعی است اما اگر کسی به صورت غیرطبیعی عصبانی می شود یعنی عزت نفسش پایین است. وقتی که به خودتان زیاد فکر نمی کنید، با این کار به دیگران نشان می دهید که برای خودتان زیاد اهمیت قائل نیستید. به این شکل به خودتان آسیب می زنید و خشم و عصبانیت شکل می گیرد و خشم و عصبانیتتان فوران می کند.

تعداد صفحه :107

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه شناسایی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر درون‌سازمانی بر میزان عزت‌نفس کارکنان با بهره گرفتن از روش MCDM

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد نراق

پایان‌نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد ( M.A)

گرایش تشکیلات و روشها

عنوان:

شناسایی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر درون‌سازمانی بر میزان عزت‌نفس کارکنان با بهره گرفتن از روش MCDM،

(مطالعه موردی: شرکت آب و فاضلاب شهر تهران)

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

 

فصلاول 2

مقدمه 2

  1. مقدمه.. 2
  2. 1. بیانمسئله.. 3
  3. 2. اهمیتوضرورتانجامتحقیق.. 4
  4. 3. سؤالاتتحقیق.. 5
  5. 4. اهدافمشخصتحقیق.. 6

5.1.قلمرویتحقیق.. 6

  1. 6.تعریفمتغیرهایتحقیق.. 6
  2. 6. 1 تعریفمفهومیمتغیرهایتحقیق.. 6

فصلدوم 8

مروریبرادبیات 9

  1. مقدمه:.. 9
  2. 1. چارچوبنظریتحقیق.. 9
  3. 1. 1 تعریفعزت‌نفس:.. 9
  4. 1. 2 رابطهعزت‌نفسواعتمادبه‌نفس:.. 10
  5. 1. 3 طبقه‌بندیعزت‌نفس:.. 14
  6. 1. 4 ابعادعزت‌نفس.. 16

5.1.2نحوهشکل‌گیریعزت‌نفس:.. 18

  1. 1. 6 عواملمؤثربرعزت‌نفس:.. 20
  2. 1. 7 ویژگی‌هایشخصیکهعزت‌نفسبالادارد: 20

8.1.2ویژگی‌هایشخصیکهعزت‌نفسپایین دارد: 21

  1. 1. 9 عواملمؤثربرعزت‌نفس:.. 22
  2. 1. 10 تأثیراتبیرونی.. 23

2.2.مدیریتدرسازمان،سرمایهانسانی،عواملدرون‌سازمانی،روشMCDM.. 23

  1. 3. مفاهیمکلیتصمیم‌گیریچندمعیاره.. 30
  2. 3. 1 تعریفانواعراه‌حل‌ها.. 31
  3. 3. 2 راه‌حلایدئال.. 31
  4. 3. 3 راه‌حلمسلط.. 31
  5. 3. 4 راه‌حلرضایت‌بخش.. 31
  6. 3. 5 راه‌حلکارا.. 32
  7. 3. 6 راه‌حلمرجح.. 32

2.4.شاخص‌هایتصمیم‌گیریچندمتغیرهMCDM.. 32

  1. 4. 1 تصمیم‌گیریچندشاخصهبایکهدف(MADM): 34

2.4.2.تصمیم‌گیریباچندهدف(MODM) 35

2.5. روشTOPSIS. 35

2.5.1.الگوریتمTOPSIS. 36

  1. 6. پیشینهتحقیق.. 37

فصلسوم 40

روشتحقیق 40

  1. مقدمه:.. 40
  2. 1.روشتحقیق.. 40

2.3.مدلمفهومی.. 42

  1. 3. جامعهآماری:.. 43
  2. 3. 1نمونهگیری.. 43
  3. 4.روش هایگردآوریاطلاعات.. 43
  4. 5. پرسشنامه1:.. 44
  5. 5. 1 نوعپرسشنامه:.. 44
  6. 5. 2 روایی1تحقیق:.. 45
  7. 5. 3اجزایپرسشنامه.. 46
  8. 5. 4 پایایی1تحقیق:.. 46
  9. 6. روشتجزیه‌وتحلیلاطلاعات.. 48
  10. 7.آزمون‌هایمورداستفاده.. 49

فصلچهارم 50

(گردآوریوتجزیهوتحلیلداده ها) 50

1.4مقدمه.. 51

2.4توصیف داده ها………………………………………………………………………………………………………………52

3.4 جداول و نمودارها…………………………………………………………………………………………………………..52

4.4 شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر برعزت نفس کارکنان………………………………………………………………..57

5.4 رتبه بندی شاخص های عوامل موثر بر عزت نفس کارکنان…………………………………………………………….58

 

فصلپنجم 62

نتیجه گیری و پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………………62

1.5 مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………..62

2.5 تجزیه وتحلیل نتایج تحقیق…………………………………………………………………………………………………63

3.5 پیشنهادات کاربردی………………………………………………………………………………………………………..67

4.5 پیشنهادات برای تحقیقات اتی………………………………………………………………………………………………67

5.5محدودیتهای تحقیق………………………………………………………………………………………………………….68

چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………..69

منابع……………………………………………………………………………………………………………………………..70

 

چکیده:

پژوهش حاضر به عوامل مؤثر درون‌سازمانی بر میزان عزت‌نفس کارکنان با بهره گرفتن از روش MCDM (مطالعه موردی: شرکت آب و فاضلاب تهران) پرداخته و با مروری بر ادبیات نظری و کاربردی موضوع، عوامل تأثیرگذار را و یک مدل مفهومی ارائه می‌کند و سپس با بهره گرفتن از تحلیل‌های آماری روابط بین متغیرهای مدل مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق با بهره گرفتن از روش کتابخانه‌ای شامل مطالعه کتب و اسناد و همچنین پرسشنامه (روش میدانی) داده‌های موجود استخراج و جمع ‌آوری گشته و به کمک تکنیک‌های آماری تجزیه و تحلیل شده‌است.

نتایج بررسی نشان می‌دهد که در سازمان‌ آب و فاضلاب شهر تهران، عوامل موثر بر میزان عزت‌نفس کارکنان عبارتند از: کار با محتوا، ساختار سازمانی، حمایت و احترام مافوق عوامل روانشناختی، حکایت همکاران، منابع کافی. نتایج رتبه بندی نشان داد که بیشترین تاثیر را عوامل روانشناختی بر میزان عزت نفس کارکنان دارد. عوامل حمایت و احترام مافوق ، کار با محتوا ، حکایت همکاران، منابع کافی ساختار سازمانی به ترتیب دارای تاثیر بیشتری بر عزت نفس کارکنان می باشند.

کلمات کلیدی : عزت نفس کارکنان، عوامل موثر بر عزت نفس کارکنان، MCDM

1.    مقدمه

اساساً، ﻧﺤﻮﻩ ﻧﮕﺮﺵ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎﺭ می‌تواند ﻃﺮﺯ ﺗﻠﻘﻲ، ﺍﻧﮕﻴﺰﺵ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﻛﺎﺭﻱ آن‌ها ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ.ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﻮﺩ قضاوت‌هایی ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎﻱ ﻣﻬﻤﻲ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭﻳﻚ ﻧﮕﺮﺵ ﻛﻠﻲ، عزت‌نفس ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻲ ﻛﻠﻲ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺁﮔﺎﻫﻲ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ، ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻭ ارزشمند بودن آن‌ها بر اساس ﺗﺠﺮﺑﻴﺎﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﺤﺴﻮﺏ می‌شود. ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺩﻳﮕﺮ، عزت‌نفس ﻛﺎﺭﻱ، ﺳﻄﺢ ﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻫﻲ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻭﻇﺎﻳﻒ ﺧﺎﺹ ﻧﺸﺎﻥ می‌دهد. عزت‌نفس ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺗﺼﻮﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﺵ ﺧﻮﺩ به‌عنوان ﻋﻀﻮ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ عزت‌نفس ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺑﺎﻻﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ، نوعاً ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻬﻢ، معنی‌دار ﻭ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ می‌دانند. این‌گونه ﺍﻓﺮﺍﺩ عمیقاً اعتقاددارند ﻛﻪ ﻋﻀﻮ ﻣﻬﻤﻲ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ می‌روند. ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﺍﺧﻴﺮ ﻧﺸﺎﻥ می‌دهد ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺷﺨﺼﻲ، ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺗﺒﻌﺎﺕ ﻣﻬﻢ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ. ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ عزت‌نفس ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺑﺎﻻ ﻫﺴﺘﻨﺪ، به‌طور ﻣﺘﻮﺳﻂ، اثربخش‌تر ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻧﻲ ﻫﺴﺘـــﻨﺪ ﻛﻪ عزت‌نفس ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻤﺘﺮﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﭼﺮﺍﻛﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﻛﺎﺭ می‌کنند، ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻛﺎﺭﻓﺮﻣﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﻧﮕﺮﺵ ﻣﺴﺎﻋﺪﺗﺮﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﻪ رها کردن ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺩ می‌اندیشند. ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ، به‌طور ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺭﺗﻘﺎﻱ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺗﻼﺵ می‌کنند.

به‌طور خلاصه، کارکنان دارای عزت‌نفس ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ دقیقاً ﻫﻤﺎﻥ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ مشارکت‌جو، ﺍﮔﺮ ﻃﺎﻟﺐ ﺗﻮﺍﻥ ﺭﻗﺎﺑﺖ درباز ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻏﻴﺮﻣﻄﻤﺌﻦ اﻣﺮﻭﺯﻱ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ آن‌ها ﻧﻴﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ، چراکه این ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ فعال‌ترند، ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺑﺤﺮﺍﻧﻲ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺭﺍ حل‌وفصلمی‌کنند، مسئول‌ترند ﻭ خود هدایتگری ﻭ خودکنترلی ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

امروزه منابع انسانی یکی از مهم‌تریندارایی‌های سازمان‌ها به شمار می‌روند. انسان‌ها در سازمان‌های دانش‌محور به‌عنوان کلیدی‌ترین مسئله مدیران مطرح هستند. عزت‌نفس کارمندان و حفظ و ارتقای آن‌یکی از مهم‌ترین راه‌های بالا بردن انگیزه و به‌تبع آن ارزش و کارایی آنان خواهد بود. در کل عزت‌نفس دارای ابعاد بسیاری است و در این تحقیق عوامل درون‌سازمانی مؤثر بر آن را در بین کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهر تهران بررسی می‌کنیم.

از طرفی هر تحقیق، برای رسیدن به نتایج قابل‌اعتماد، ملزم به رعایت اصول و چارچوب­های از پیش تعریف‌شده‌ای هست. در این پژوهش نیز محقق سعی کرده تا با رعایت این اصول، یافته­ های تحقیق خود را در 5 فصل تدوین و ارائه دهد. بر این اساس، در فصل اول، به اهداف و کلیاتی از موضوع موردبررسی، اشاره و در فصل بعد، مبانی نظری موجود و پیشینه مرتبط به آن شرح داده‌شده است. در ادامه در فصل سوم، روش تحقیق و شیوه تهیه پرسشنامه بیان و در فصل بعد، به آزمون فرضیات تحقیق پرداخته‌شده است. در خاتمه نیز به نتایج تحقیق اشاره و بر اساس آن، پیشنهادانی به مدیران شرکت آب و فاضلاب و محققان آتی ارائه گردیده است. لذا با توجه به آنچه گفته شد؛ در این فصل ابتدا مسئله و مشکلی که زیربنای تحقیق به‌حساب می­آید، شرح داده‌شده است. سپس به‌ضرورت انجام تحقیق بیان گردیده است. در ادامه، اهداف و سؤالات اصلی و فرعی تحقیق تبیین شده است. در پایان متغیرهای تحقیق به‌صورت مفهومی و عملیاتی تعریف گردیده­اند.

.1.1بیان مسئله

مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحول جوامع صنعتی و پیشرفته نشان می‌دهد که نیروی انسانی ماهر علاقه‌مند و تعلیم‌یافته در جوامع صنعتی پیشرفته، تأثیر انکارناپذیری داشته است. از دیدگاه سیستمی، سازمان‌ها دارای دو زیرسیستم (فنی- مادی) و (اجتماعی- انسانی) هستند. این دو زیرسیستم درونی سازمان‌ها در رابطه‌ای موازی و متقابل تأثیر شایانی روی دستیابی به اهداف سازمان دارند. ازآنجاکه زیرسیستم (فنی- مادی) بدون زیرسیستم (اجتماعی- انسانی) منفعل است، لذا توجه به زیرسیستم (اجتماعی- انسانی) یعنی کارکنان در تمام سازمان‌ها امری حیاتی محسوب می‌شود. عوامل درون‌سازمانی، عواملی هستند که محیط پیرامون سازمان در آن نقشی نداشته و خواستگاه آن موضوعات، رویدادها و ساختار سازمانی است. در این تحقیق عوامل درون‌سازمانی مؤثر بر عزت‌نفس کارکنان چون سیستم حقوق و مزایا، سیستم ارتقای شغلی، کار با محتوا، نحوه ارزیابی عملکرد کارکنان، شرایط کاری، میزان توجه مافوق به کارکنان، آموزش و … شناسایی می‌شوند. این امر به کارفرمایان کمک خواهد کرد که محیط کاری مناسب‌تر برای کارکنان ایجاد نمایند و منابع لازم برای رشد و ارتقای نیروی کار و متعاقب آن رشد و شکوفایی سازمان خود را در اختیار قرار دهند.

بررسی کارایی کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهر تهران نشان‌دهنده روحیه ضعیف کاری، عدم اطمینان به خود در محقق ساختن وظایف محوله، نارضایتی از سیستم‌های ارتقای شغلی، عدم وجود تمایل در بهبود کارایی، آثار افسردگی کاری در کارکنان و عدم وجود نشاط و وجود استرس‌های فیزیکی در محیط کار است. ازاین‌رو بر آن شدیم فاکتورهای مؤثر درون‌سازمانی تأثیرگذار بر کارکنان در سازمان آب و فاضلاب شهر تهران را شناسایی و رتبه‌بندی نماییم و در این راه به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که چرا عزت‌نفس در بین کارکنان شرکت آب و فاضلاب پایین است؟ آیا فاکتورهای نامبرده بر عزت‌نفس سازمانی در شرکت آب و فاضلاب استان تهران تأثیر دارد؟ این تأثیر به چه میزان است؟ کدام‌یک تأثیر بیشتری دارد؟ در این تحقیق برای شناسایی عوامل از نتایج تحقیقات پیشین و برای بررسی میزان اثرگذاری از روش‌های کمی تصمیم‌گیری چند معیاره ([1]MCDM) استفاده خواهد شد.

 

.2.1اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

تلاطم، بی‌نظمی، رقابت شتابان و عدم اطمینان از ویژگی‌های مهم محیط کار در قرن بیست و یکم هستند. درنتیجه این وضعیت، امروزه بسیاری از سازمان‌ها با تغییری بی‌سابقه یک سیستم کاری مشارکت‌جو را به کار بسته‌اند. این نگرش مشارکت‌جو شامل سپردن قدرت به کارکنان، تصمیم‌گیری مشارکتی و دموکراسی در محیط کار است. برنامه‌های مشخص این نگرش برای جلب مشارکت کارکنان عبارت‌اند از توسعه شغلی، غنای شغلی، دوایر کنترل کیفیت، کیفیت برنامه‌های زندگی کاری، کمیته‌های مشترک کارکنان و مدیریت، برنامه‌های مدیریت کیفیت جامع، طرح‌های مشارکت کارکنان و گروه‌های خودگردان. هریک از برنامه‌های فوق، به طریقی، بر سازمان اثری مثبت داشته که در سطوح فردی و سازمانی، دارای پیامدهای سودمندی بوده است. سیستم‌های کاری مشارکت‌جو در صورتی می‌توانند موفق شوند که کارکنان مایل باشند انرژی‌های بالقوه خود را برای انجام کار آزاد ساخته و خود هدایت‌گری و خودکنترلی فراوانی را اعمال کنند. متأسفانه بسیاری از سازمان‌هایی که از مدل سنتی به مدل مشارکت‌جو تغییر می‌یابند متوجه می‌شوند که کارکنانشان نمی‌توانند بلافاصله به‌طور‌ مستقل و مسئولانه کار کنند. این امر موجب طرح دو پرسش مهم می‌گردد: این کارکنان خود هدایت‌گر و خود‌کنترل چه کسانی هستند؟ و سرپرستان چگونه می‌توانند موجد این رفتارها باشند؟ پاسخ سؤال اول در مفهوم عزت‌نفس نهفته است. اساساً، نحوه نگرش کارکنان به خودشان در محیط کار می‌تواند قویاً طرز تلقی، انگیزش و رفتارهای کاری آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. سرپرستان، این مسئولیت رادارند تا این نگرش را درک کنند و آن را جهت ارتقا سطح عزت‌نفس کارکنان در محیط کار مورداستفاده قرار دهند. پاسخ سؤال دوم این است که سرپرستان می‌توانند عزت‌نفس کارکنان را از طریق شناخت مجموعه‌ای از شرایط سازمانی (مانند ساختار و منابع) و رفتارهای سرپرستی (مانند سپردن قدرت، آموزش و تشویق) و استفاده از آن‌ها ارتقا دهند. عزت‌نفس افراد در طول زندگی، چندین تصور مختلف از خود پیدا می‌کنند. عزت‌نفس یک خودآگاهی مهم و یک عامل قوی در ترغیب شخص به کار، تعیین ظرفیت خود ‌هدایت‌‌گری و خود‌کنترلی و تمایل به رفتارهای کاری سودمند است. عزت‌نفس یک ارزیابی از خود است که میزان اعتقاد فرد به قابلیت، اهمیت، موفقیت و ارزش خویش را منعکس می‌کند. عزت‌نفس یک قضاوت شخصی در مورد با‌ارزشمند‌بودن خویش است، عزت‌نفس یک طرز تلقی از مقبولیت یا عدم مقبولیت خویش است که نهایتاً خود را به‌صورت میزان علاقه‌مندی (بی‌علاقگی) شخص به خویشتن نشان می‌دهد. افراد دارای عزت‌نفس کم، شکست بزرگ‌تری را برای خود پیش‌بینی می‌کنند، سریع‌تر تسلیم می‌شوند، توان مقابله با شرایط سخت را ندارند و برای کسب مهارت‌های لازم، به‌منظور عملکرد شغلی موفقیت‌آمیز، کمتر تلاش می‌کنند. به‌طور خلاصه، کارکنان دارای عزت‌نفس سازمانی دقیقاً همان کارکنانی هستند که یک سازمان مشارکت‌جو، اگر طالب رقابت در بازار جهانی تلاطم و غیر‌مطمئن امروزی است، به آن‌ها نیاز دارد. این کارکنان فعال‌ترند، در شرایط بی اطمینانی احتمالاً مسائل پیچیده بیشتری را حل‌وفصل می‌کنند، مسئول‌ترند و خود هدایت‌گری و خود‌کنترلی بیشتری دارند. مسلماً عزت‌نفس بالای کارکنان شرکت آب و فاضلاب استان تهران باعث راندمان کاری بالاتر و بهره‌وری از نیروی کار به شکل مطلوب خواهد شد که متأسفانه برخلاف تحقیقات فراوان خارجی کمتر موردتوجه مدیران و پژوهشگران داخلی قرارگرفته که محقق در این تحقیق به دنبال پر کردن این خلأ پژوهشی است.

 

1. 1.  سؤالات تحقیق

سؤال اصلی

-عوامل موثر برعزت نفس کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهر تهران چیست؟

.- کدام یک از عوامل تاثیر بیشتری بر عزت نفس کارکنان در شرکت آب و فاضلاب شهر تهران دارد؟

1. 2.  اهداف مشخص تحقیق

هدف اصلی

شناسایی و رتبه بندی عوامل درون سازمانی موثر بر عزت نفس

اهداف فرعی

بالا بردن میزان راندمان کاری و بهره وری در بین کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهر تهران

بالا بردن میزان رضایت شغلی کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهر تهران

بالا بردن اعتماد به نفس در میان کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهر تهران

1. 3.  قلمروی تحقیق

یکی از ویژگی­های هر تحقیق، تحدید کردن آن است تا معلوم گردد تحقیق به‌جای نگرش کلی، به حل یک مسئله خاص در یک موضوع و مکان خاص می‌پردازد. لذا این تحقیق نیز در قلمروهای زیر تحدید گردیده است:

قلمروی موضوعی تحقیق: این تحقیق جز تحقیقات منابع انسانی به‌حساب می‌آید که متغیرهای آن بر اساس مدل عزت‌نفس کارکنان که از 6 بعد حمایت و احترام مافوق، ساختار سازمان، حمایت همکاران، منابع کافی، عوامل روان‌شناختی و کار با محتوا تشکیل‌شده است.

  • قلمروی مکانی تحقیق: این تحقیق در بین کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهر تهران انجام‌شده است.
  • قلمروی زمانی تحقیق: این تحقیق در بازده زمانی نیمه اول سال 1393 انجام گردیده است.

 

1. 4.  تعریف متغیرهای تحقیق

تعریف مفهومی متغیرهای تحقیق

عزت‌نفس کارکنان

میزان ارزشی است که فرد برای خود قائل است. عزت‌نفس به چگونگی احساس فرد درباره ویژگی­های مختلف خود مرتبط می‌شود (وگفیلد و کارپاتین، 1991)

ساختار سازمان

ساختار سازمانی، راه یا شیوه‌ای است که به‌وسیله آن، فعالیت‌های سازمانی تقسیم، سازمان‌دهی و هماهنگ می‌شوند. سازمان‌ها ساختارهایی را به وجود می‌آورند؛ تا فعالیت‌های عوامل انجام کار را هماهنگ کرده و اعمال اعضا را کنترل نمایند. ساختار سازمانی در نمودار سازمانی نمایان می‌شود. نمودار سازمانی نیز یک نماد قابل‌رؤیت از کل فعالیت‌ها و فرایندهای سازمان است (اعرابی، 1385).

حمایت و احترام مدیر: در سازمان، کارمندانی که مدیر با آن‌ها رابطه بیشتری دارد، در امور مختلف نظر آنان را جویا می‌شود، آنان را حمایت می‌کند، در امور سازمانی آنان را مشارکت می‌دهد و… در بین سایر کارکنان، ارزشمند، قابل‌اعتماد و دارای احترام به نفس سازمانی بالایی هستند

کار با محتوا: مشاغلی که غنی هستند و توانایی‌های فکری و خلاقیت را به چالش می‌کشانند و به کارمندان کمک می‌کنند تا مهارت جدید بیاموزند و کارهای خود را به بهترین روش انجام دهند، عزت‌نفس سازمانی بالایی را به وجود می‌آورند

منابع کافی: کارکنان می‌توانند بالاترین سطح انگیزش و توانایی را داشته باشند، اما اگر منابع لازم جهت انجام کارشان را در اختیار نداشته باشند، این انگیزش و توانایی به هدر خواهد رفت و درنتیجه نمی‌توانند موفقیت کسب کنند، چنین تجاربی اغلب به سطوح پایینی از عزت‌نفس سازمانی منجر می‌شود.

حمایت همکاران: عضویت در یک گروه ناهماهنگ، عزت‌نفس سازمانی اعضای گروه را به نحوی منفی تحت تأثیر قرار می‌دهد. برعکس اگر همکاران یک کارمند حامی او باشند، فرصت برای موفقیت شغلی بیشتر خواهد بود.

1.    مقدمه:

کاوش پیشینه و ادبیات تحقیق، نه‌تنها پژوهشگر را یاری می‌کند تا تمام متغیرهای مربوطه را در تحقیق خود بگنجاند بلکه آمیزش زیرکانه اطلاعات به‌دست‌آمده از طریق ابزارهای گردآوری اطلاعات با آنچه در مطالعات پیشین، توسط دیگران، ارائه‌شده است را آسان می‌کند. به‌بیان‌دیگر، بررسی پیشینه، چارچوب بنیادی خوبی برای ادامه پروژه تحقیقی، فراهم می‌آورد. ازاین‌رو، پیشینه کاوی خوب، پایه‌های ایجاد یک چارچوب نظری جامع که از محل آن فرضیه‌هایی برای آزمون به دست می‌آید را مهیا می‌سازد (سکاران، 1391). علاوه بر این، ادبیات مناسب می‌تواند بستری را ایجاد نماید تا استفاده‌کنندگان از تحقیق، بتوانند با بررسی روند و خاستگاه تحقیق به درک بالاتری ازآنچه انجام‌شده است برسند. ازآنجاکه در این تحقیق به مباحثی چون عزت‌نفس در بین کارکنان پرداخته می‌شود مباحث مطرح‌شده در این فصل، حول‌وحوش مفاهیم تئوری موجود و مرتبط با اجزای عزت‌نفس و رابطه آن با اعتمادبه‌نفس و طبقه‌بندی انواع اعتمادبه‌نفس، ابعاد عزت‌نفس پرداخته می‌شود. به‌گونه‌ای که در ابتدا به تعاریف مختلفی که از نام عزت‌نفس در دست است پرداخته می‌شود سپس شرح مختصری از روند عزت‌نفس ارائه می‌شود و اجزای آن نیز، تشریح می‌گردد. با ورود به مبحث عزت‌نفس، تعاریف، رویکردها و تئوری‌های مربوط، مطرح می‌شود و در ادامه بحث، منابع انسانیو متغیرهای چند شاخصه MCDM ها به‌عنوان بخشی از ادبیات تحقیق، موردبررسی قرار می‌گیرد.

1. 1.  چارچوب نظری تحقیق

تعریف عزت‌نفس:

عزت‌نفس، عبارت است از احساس ارزشمند بودن. این حس از مجموعه‌ی افکار، احساسات، عواطف و تجربیات ما در طول زندگی ناشی می‌شود. می‌اندیشیم که فردی باهوش یا کودن هستیم ، احساس می‌کنیم که شخصی منفور یا دوست‌داشتنی هستیم،  موردقبول و اطمینان هستیم یا خیر؟ خود را دوست داریم یا نداریم؟

مجموعه این برداشت‌ها و ارزیابی‌ها و تجاربی که از خویش داریم باعث می‌شود که نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن، یا برعکس احساس ناخوشایند بی‌کفایتی داشته باشیم. همه‌ی افراد، صرف‌نظر از سن، جنسیت، زمینه‌ی فرهنگی و جهت و نوع کاری که در زندگی دارند، نیازمند عزت‌نفس هستند. عزت‌نفس، برابر است با خودباوری واقعی؛ یعنی: خود را آن‌گونه که هستیم باور کنیم و برای خشنودی خودمان و دیگران تلاش نماییم. عزت‌نفس واقعاً بر همه سطوح زندگی اثر می‌گذارد. در حقیقت، بررسی‌های گوناگون حاکی از آن است که چنانچه نیاز به عزت‌نفس ارضاء نشود، نیازهای گسترده‌تری نظیر نیاز به آفریدن، پیشرفت و یا درک و شناسایی استعدادهای بالقوه محدود می‌ماند. به خاطر بیاورید هنگامی‌که کاری را به بهترین نحو به پایان رسانده‌اید چه احساس خوشی به شما دست داده است. افرادی که احساس خوبی نسبت به خوددارند، معمولاً احساس خوبی نیز نسبت به زندگی خواهند داشت. آن‌ها می‌توانند با اطمینان به خود و اطرافیان، با مشکلات و مسئولیت‌های زندگی مواجه شوند و از عهده آن‌ها برآیند(بیابان‌گرد، 1373).

عزت‌نفس[1]

تجاربی که انسان در راستای هر مؤلفه به دست می‌آورد، نقش اساسی را در ارزیابی از خود ایفا می‌کند. این فرایند ارزیابی یا قضاوت، توصیف‌های درونی از خود را میسر می کند که عزت‌نفس نام می‌گیرد و به‌منزله بیانیه‌ای در چگونگی احساس فرد درباره خویش محسوبمی‌شود. «عزت‌نفس سالم» را می‌توان مورد تقویت قرارداد و یا این‌که آن را از مسیر اصلی منحرف ساخت. شخص با عزت‌نفس قویتا حدودی قادر است که در خود جنبه‌های مثبت پنج مؤلفه عزت‌نفس را تحقق بخشد. در صورت فقدان مؤلفه‌های مزبور شخص دچار ناپایداری، بیهودگی و ناتوانی می‌شود (میرعلی یاری، ۱۳۷۹).

پنج مؤلفه عزت‌نفس از دیدگاه جامع‌نگر «اینرونر» (۱۹۸۲)، در ارتباط با نظریه خود نشأت‌گرفته است. در اینجابه‌اختصارتوصیف‌هایی در رابطه با هر مؤلفه عرضه می‌شود. توصیف موارد توسط «بربا» (۱۹۸۹)، مطرح‌شده است:

  1. امنیت[2]: احساس اطمینان قوی است که شامل این نکات می‌شود: احساس راحتی و ایمنی، وقوف در آنچه از وی انتظار می‌رود، توانایی وابستگی به افراد و موقعیت‌ها و درک قواعد و محدودیت‌ها. 

    دارا بودن احساس قوی امنیت (می‌توانم از پشتیبانی دیگران برخوردار شوم)، پایه‌ای است که ساختار مؤلفه‌های دیگر بر آن اساس پایه‌ریزی می‌گردد. ازاین‌رو کودکان باید قبل از انجام هر عملی نسبت به آن اطمینان خاطر حاصل نمایند. چنانچه کودک احساس ناامنی و خطر نماید (نسبت به آنچه از من انتظار می‌رود، مطمئن نیستم) در جذب مؤلفه‌های دیگر عزت‌نفس با مشکل مواجه خواهد شد. (میرعلی یاری، ۱۳۷۹).

  2. خود پذیری: خود پذیری احساس فردیتی است که اطلاعات درباره خود را دربرمی گیرد توصیف دقیق و واقع‌بینانه از خویش برحسب نقش‌ها، اسناد و ویژگی‌های جسمانی. فردی که واجد خود پذیری قوی باشد (من خودم را دوست دارم)، خویشتن را می‌پذیرد، احساس فردگرایی، شایستگی، کفایت و تحسین از خود دارد. ولی فردی که احساس خود پذیری ضعیفی دارد (من خود را دوست ندارم)، در پذیرش خود، فاقد اراده است.(میرعلی یاری، ۱۳۷۹).
  3. پیوند جویی: پیوند جویی احساس پذیرش با مقبولیت است به‌ویژه در روابطی که مهم قلمداد می‌شوند. همچنین به معنای احساس پذیرفته شدن و مورداحترام قرار گرفتن از سوی دیگران به کار می‌رود. افرادی که دارای احساسات پیوند جویی قوی باشند (احساس تعلق داشتن)، رابطه راحت و رضایت‌مندی با دیگران برقرار می‌کنند. حال‌آنکه احساس پیوند جویی ضعیف در فرد (کسی نمی‌خواهد با من باشد)، منجر به انزواطلبی و احساس بیگانگی وی خواهد شد.
  4. رسالت: در این مؤلفه، دارا بودن هدف و انگیزه در زندگی موردنظر است. به‌طوری‌که به خویشتن رخصت دهد تا اهداف واقع‌بینانه و قابل حصولی داشته باشد و در قبال پیامدهای تصمیمات خود، احساس مسئولیت نماید. فرد برخوردار از احساس تعهد قوی (من اهداف مهمی دارم)، قادر است عملی را آغاز کند و بر اساس طرح و نقشه، آن را پی گیرد؛ اما کسی که حس تعهد ضعیفی دارد (من گیج هستم و نمی‌دانم چه باید بکنم)، در قبال اعمال خود مسئولیتی احساس نمی‌کند و در هنگام مواجهه با مشکل راه‌حل‌های مختلف را مورد کاوش قرار نمی‌دهد. 
  5. شایستگی[3]: این مؤلفه به احساس موفقیت و فضیلت در کارایی اشاره دارد که مهم و ارزشمند به نظر می‌رسد و شامل وقوف بر نیرومندی‌ها و توانایی‌ها و پذیرش ضعف‌ها نیز می‌شود. افرادی که واجد احساس شایستگی می‌باشند (من احساس توانایی می‌کنم، بنابراین می‌توانم با هر خطری مواجه شوم)، در بیان تصورات و عقاید خود در ارتباط با دیگران بی‌پروا می‌باشند؛ اما افرادی که از شایستگی لازم برخوردار نیستند (نمی‌خواهم کوشش کنم)، خود را ناتوان می‌انگارند و موفقیت‌های خویش را به بخت و اقبال نسبت می‌دهند و نمی‌خواهند فرصت‌هایی در جهت نیل به موفقیت داشته باشند. آن‌ها رفتارهای خود مغلوب‌اند دارند و احساس کفایت شخصی نمی‌کنند. در پرتو تجارب فزاینده‌ای که در آموزش عمومی و عالی به دست آمد، مهم‌ترین عامل را در تعیین احساس رضایت و موفقیت فردرا به احساسات درونی در مورد خویش نسبت داده‌اند.

رابطه عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس:

باوجوداینکهاعتمادبه‌نفسمی‌تواند در عزت‌نفس شرکت داشته باشد اما این دو با یکدیگر مترادف نیستند، بلکه عزت‌نفس، اشاره به قضاوت ارزشی فرد نسبت به خود دارد درحالی‌که اعتمادبه‌نفس به اثربخشی (خودکار آیی) و اطمینان نسبت به عملکرد خود مربوط می‌شود (ولز، 1373). بین این دو رابطه مستقیمی وجود دارد به‌طوری‌که اگر در انسان اعتمادبه‌نفس درستی وجود داشته باشد، عزت‌نفس نیز وجود خواهد داشت (به نقل از اسلامی نسب، 1373).

1. 1. 1. 1                دیدگاه اسلام و قرآن:

 

ازنظر اسلام، انسان موجودی شریف و باارزش است. انسان جانشین خداوند درروی زمین است.

چنانچه در آیه شریفه سوره بقره آمده:

(‌انی جاعل فی الارض خلیفه فی ذل)

مردن باعزت از زندگی با ذلت بهتر است (‌مطهری،1391).

علی (علیه‌السلام) در وصیت‌نامه‌ای که به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبی (ع) می‌نویسد، می‌فرماید: پسرکم! نفس خود را گرامی و محترم بدار از اینکه به پستی دچار بشود زیرا اگر از نفس خود چیزی را باختی و از دست دادی دیگر هیچ‌چیز نمی‌تواند جای آن را پر کند. نیز وقتی امام سجاد (ع) می‌پرسند: از همه مردم بااهمیت‌تر کیست؟ می‌فرمایند: کسی که در مقابل نفس خودش برای هیچ‌چیز اهمیت قائل نباشد و تمام دنیا را با خودش برابر نمی‌کند (‌مطهری،1391).

همچنین در دعای ابوحمزه ثمالی که از امام سجاد (ع) واردشده آمده است که:

((‌الحمدالله الذی و کلنی الیه فاکرمنی و لم یکلنی الی الناس فیهینونی)): ستایش خدا را که کار مرا به حضرتش واگذاشت و گرامی داشت و به غیر (مردم) وانگذاشت تا خوارم گرداند (هیئت تحریریه انتشارات نبوغ، 1378).

1. 1. 1. 2                نظریه راجرز[4]:

راجرز معتقد است که احساس عزت‌نفس در اثر ((‌نیاز به نظر مثبت[5])) به خود به وجود می‌آید. نیاز به نظر مثبت دیگران شامل برخوردها، طرز برخورد گرم و محبت‌آمیز، احترام، صمیمیت، پذیرش و مهربانی از طرف محیط و بخصوص اولیاء کودک می‌شود. راجرز معتقد است که کودک از آغاز همان زندگی احتیاج به محبت و مهربانی دارد، لیکن اولیاء به کودک به‌طور مشروط مهر و محبت کنند و یا نظر مثبت بدهند، کودک تجربه‌هایی را با خود پندارش هماهنگ نباشد طرد و انکار می‌کند (شاملو، 1374).

همچنین راجرز عقیده دارد که نیاز به قدردانی دیگران و نیاز به قدردانی خویشتن با شدتی که ممکن است داشته باشند سبب می‌شود که آدمی معتقد گردد به اینکه دارای ارزشی هست که او را در فراز و نشیب زندگی یاری می‌کند (شاملو، 1374).

1. 1. 1. 3                دیدگاه آلپورت[6]:

آلپورت این نظریه را قبول کرد که هر مردی یک نوع حس جدایی از دیگران دارد که مربوط به عزت‌نفس و اعتماد به خود است که یک حس درونی است. همچنین او عقیده دارد که در طی 3 سال اول زندگی، کودک شروع به شکل دادن حس خود جسمانی[7] حاکی از هویت خود[8] در عزت‌نفس هست. آلپورت نیز یکی از صفات پخته نسبتاً کامل را چنین بیان می‌کند، بر نفس (تمایلات و هیجانات) خود مسلط باشد. خویشتن را آن چنانکه هست قبول داشته باشد (سیف، 1377).

تعداد صفحه :99

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی اثربخشی تحریک مغناطیسی جدار جمجمه ای مکرر (rTMS) بر کاهش نشانه های اضطراب و میزان افسردگی همبود در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر (GAD)

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده علوم انسانی

گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)

روانشناسی

گرایش: بالینی

عنوان:

بررسی اثربخشی تحریک مغناطیسی جدار جمجمه ای مکرر (rTMS) بر کاهش نشانه های اضطراب و میزان افسردگی همبود در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر (GAD)

اساتید مشاور:

دکتر رضا رستمی

دکتر رسول روشن

زمستان 1392

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر بر نشانه های اضطراب و میزان افسردگی همبود در بیماران دچار اختلال اضطراب فراگیر (GAD) انجام گرفت. روش کار: طرح پژوهش از نوع شبه تجربی با پیش آزمون ـ پس آزمون و گروه پلاسبو می باشد. تعداد 14 بیمار دچار اختلال اضطراب فراگیر بر اساس نظر روانشناس و مصاحبه SCID انتخاب و سپس ارزیابی آنها براساس پرسشنامه افسردگی بک II و مقیاس کوتاه اضطراب فراگیر (GAD-7) انجام گرفت. سپس این افراد به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه (طی 3 هفته) به مدت 40 دقیقه تحت rTMS با فرکانس 1 هرتز، در ناحیه پری فرونتال خلفی جانبی راست قرارگرفتند. گروه پلاسبو نیز همین تعداد جلسات را دریافت کردند با این تفاوت که کویل در این گروه با زاویه ی 90 درجه قرار گرفته بود که مانع رسیدن امواج به جمجمه آزمودنی می شد. در انتها، ارزیابی های اولیه مجدداً صورت گرفت. داده ها با بهره گرفتن از روش یومن ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین از روش های درصد تغییرات، تغییر معنادار بالینی و اندازه اثر نیز جهت نتایج تکمیلی استفاده شد.

یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که نشانه های اضطراب و میزان افسردگی همبود در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، تغییر معنادار در سطح 038/0p ≤  و 007/0p ≤  داشت. همچنین نتایج تکمیلی نشان داد که میانگین درصد تغییرات در نشانه های اضطراب و میزان افسردگی همبود در گروه آزمایش به ترتیب 24% و 14% بیش از گروه کنترل بوده است. همچنین تغییر معنادار بالینی برای نشانه های اضطراب و میزان افسردگی همبود در گروه آزمایش به صورت 100 درصدی بدست آمد. میزان تأثیر کاربندی درمان rTMS بر نشانه های اضطراب و بر میزان افسردگی، در هر دو گروه پلاسبو و آزمایش قوی بود.

نتیجه گیری: درمان تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای در بیماران دچار اختلال اضطراب فراگیر می تواند موجب کاهش معنادار نشانه های اضطراب و افسردگی به صورت همزمان شود.

واژگان کلیدی: درمان تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر، اختلال اضطراب فراگیر، اضطراب و افسردگی.

فهرست منابع                                                                                                                                 صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق                                     1

1-1 بیان مسئله                                           2

1-2 اهمیت و ضرورت تحقیق                                  14

1-3 هدف اصلی                                             17

1-3-1 اهداف فرعی                                       17

1- 4 فرضیه های تحقیق                                     18

1-5 تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق                18

1-5-1 اختلال اضطراب فراگیر (GAD)                        18

1-5-2 تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر (rTMS)          19

1-5-3 افسردگی همبود                                    19

فصل دوم، پیشینه پژوهش                                    21

2-1 مرور کلی فصل                                         22

2-2 ماهیت، تشخیص و سبب شناسی اختلال های اضطرابی           22

2-2-1 تعریف اضطراب و مؤلفه های آن                      22

2-2-2 ماهیت اختلال های اضطرابی                          24

2-2-3 طبقه بندی اختلالات اضطرابی                         25

2-2-4 همه گیرشناسی اختلال های اضطرابی                   26

2-2-5 همبودی در اختلالات اضطرابی                         27

2-2-6 سبب شناسی اختلال های اضطرابی                      29

2-2-6-1 عوامل خطر زیست شناختی اختلال های اضطرابی        29

عوامل ژنتیک                                          29

ویژگی های مغزی                                       30

ویژگی های نوروشیمیایی (انتقال دهنده های عصبی)        31

   بازداری رفتاری                                     33

2-2-6-2 تاثیرات تکاملی                                 34

2-2-6-3 عوامل خطر شناختی                               35

2-2-6-4 عوامل خانوادگی                                 36

2-2-6-5 تجربه های یادگیری                              37

2-2-6-6 ترکیب عوامل با یکدیگر                          39

2-3 اختلال اضطراب فراگیر                                  40

2-3-1 معیارهای تشخیصی DSM-IV در مورد اختلال اضطراب فراگیر 42

2-3-2 معیارهای تشخیصی DSM-V درمورد اختلال اضطراب فراگیر 43

2-4 مدلهای زیستی پردازش اضطراب و رفتارهای مربوط به آن    45

2-4-1 مدل والنس                                        47

2-5 نقش آناتومی عصبی در اختلال اضطراب فراگیر              48

2-5-1 آمیگدال                                          48

2-5-2 کورتکس پری فرونتال                               49

2-5-3 کورتکس سینگولیت قدامی                            50

2-6 مدلهای نظری مطرح شده برای اختلال اضطراب فراگیر        51

2-6-1 مدل اجتناب شناختی نگرانی                         52

2-6-2 مدل تحمل ناپذیری بلاتکلیفی                        53

2-6-3 مدل نارسایی در تنظیم هیجان                       55

2-6-4 مدل مبتنی بر پذیرش (AB)                          57

2-6-5 مدل فراشناختی                                    59

2-7 درمان                                                61

2-7-1 درمانهای روانشناختی                              61

2-7-1-1 درمان شناختی رفتاری                           61

2-7-1-2 درمان فراشناختی                               62

2-7-1-3 درمان روانپویشی حمایتی ـ بیانی                63

2-7-1-4 درمان نتظیم هیجانی                            64

2-7-1-5 رفتاردرمانی مبتنی بر پذیرش                    65

2-7-2 درمانهای فیزیکی                                  66

2-7-2-1 دارو درمانی                                   66

2-7-2-2 درمان نوروفیدبک                               67

2-7-2-3 تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر              68

تاریخچه                                             69

اصول و قوانین فیزیکی                                71

ایمنیTMS                                                                                                              72

2- 8 اثربخشی TMS بر اختلال های اضطرابی و افسردگی همبود با آنها  72

اختلال پانیک (PD)                                       73

اختلال استرس پس از ضربه (PTSD)                          74

اختلال وسواسی ـ جبری (OCD)                             76

اختلال اضطراب فراگیر (GAD)                             83

فصل سوم: فرآیند روش شناختی تحقیق                         85

3-1 مروری بر مطالب فصل                                   86

3-2 نوع پژوهش                                            86

3-3 افراد مورد مطالعه                                    86

3-3-1 جامعه تحقیق                                      86

3-3-2 حجم نمونه و روش نمونه گیری                       87

الف) حجم نمونه                                       87

ب) ملاک های ورود                                      87

ج) ملاک های خروج                                      87

د) شیوه نمونه گیری                                   88

3-4 ابزارها و روش های تحقیق                              88

3-4-1 مصاحبه تشخیصی بر اساس DSM-IV-TR                                                  88

3-4-2 مصاحبه بالینی نیمه ساختاریافته برای اختلال محور یک در DSM-IV (SCID-I)                                                         89

3-4-3 مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7)          89

3-4-4 فرم غربالگری ایمنی درمان rTMS                                        90

3-4-5 پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II)                      91

3-4-6 دستگاه rTMS                                      91

3-4-6-1 روش اجرا                                      93

3-5 شیوه اجرای پژوهش                                     94

3-6 شیوه تجزیه و تحلیل آماری داده ها:                    96

فصل چهارم، یافته های پژوهش                               97

4-1 مرور کلی فصل                                         98

4-۱ تحلیل توصیفی پژوهش                                98

4-۱-1 توزیع جنسیت و سن                                98

۴-۲ تحلیل استنباطی پژوهش                              101

4-3 پیوست نتایج                                          103

4-3-1 روش محاسبه درصد تغییر                            104

4-3-1-1 محاسبه درصد تغییرات نشانه های اضطراب         104

4-3-1-2 محاسبه درصد تغییرات افسردگی همبود            106

4-3-2 روش اندازه اثر                                   108

4-3-3 برآورد تغییر معناداری بالینی (sdiff)              110

4-3-3-1 برآورد تغییر معناداری بالینی نشانه های اضطراب      111

4-3-3-2 برآورد تغییر معناداری بالینی میزان افسردگی   113

فصل پنجم: بحث و تبیین نتایج                              115

5-1 مروری کلی بر مطالب فصل                               116

5-2 خلاصه یافته ها                                        116

5-2-1 تأثیر درمان تحریک جدارجمجمه ای مکرر (rTMS) بر کاهش نشانه های اضطراب                                                         116

5-2-2 تأثیر درمان تحریک جدارجمجمه ای مکرر (rTMS) بر میزان افسردگی همبود                                                         117

5-3 بحث و تبیین نتایج                                    118

5-3-1 اثربخشی درمان تحریک جدارجمجمه ای مکرر (rTMS) بر میزان نشانه های اضطراب                                                   118

5-3-2 اثربخشی درمان تحریک جدارجمجمه ای مکرر (rTMS) بر میزان افسردگی همبود                                                          121

5-4 محدودیت ها                                           126

5-5 پیشنهادات پژوهش                                      127

5-5-1 پیشنهادات پژوهشی                                 127

5-5-2 یشنهادات کاربردی                                 128

فهرست مراجع                                              130

پیوست­ها                                                  149

 

فهرست جداول: صفحه
جدول 3-1 سیمای کلی طرح پژوهش  ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 86
جدول 4-1  ویژگی های توصیفی آزمودنی ها  ………………………………………………………………………………………………………………………………………                                                            99
جدول 4-2 شاخص‌های توصیفی سن آزمودنی­ها بر حسب عضویت گروهی  …………………………………………………………………………………………….. 99
جدول 4-3 شاخص‌های توصیفی مربوط به نمرات اضطراب فراگیر در آزمودنی‌های پژوهش در دو مرحله پیش و پس آزمون  ……………..    100
جدول 4-4 شاخص‌های توصیفی مربوط به نمرات افسردگی همبود در آزمودنی‌های پژوهش در دو مرحله پیش و پس آزمون ……………… 100
جدول 4-5 بررسی معناداری تفاوت در نمرات مربوط به متغیرهای مورد مطالعه پیش­آزمون دو گروه آزمایش و گواه ……………………………      101
جدول 4-6 نتایج مربوط به آزمون یومن ویتنی در دو گروه آزمایش و گواه  در نمرات اضطراب  ……………………………………………………………..                                       102
جدول 4-7 نتایج مربوط به آزمون یومن ویتنی در دو گروه آزمایش و گواه  در نمرات افسردگی همبود  ………………………………………………….                            103
جدول 4-8 مقایسه درصد تغییر مربوط به نمرات پیش آزمون و پس آزمون  گروه آزمایش در نشانه های اضطراب  …………………………….. 105
جدول 4-9 مقایسه درصد تغییر مربوط به نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه پلاسبو در نشانه های اضطراب  …………………………………. 105
جدول 4-10 مقایسه درصد تغییر مربوط به نمرات پیش آزمون و پس آزمون دو گروه آزمایش و گواه در نشانه های اضطراب ………………   106
جدول 4-11 مقایسه درصد تغییر مربوط به نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش در افسردگی همبود  ………………………………….. 107
جدول 4-12 مقایسه درصد تغییر مربوط به نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه پلاسبو در افسردگی همبود  …………………………………….. 107
جدول 4-13 مقایسه درصد تغییر مربوط به نمرات پیش آزمون و پس آزمون دو گروه آزمایش و گواه درافسردگی همبود ……………………. 108
جدول 4-14 اندازه اثر تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر در گروه آزمایش بر نشانه های اضطراب و افسردگی همبود  ……………….. 109
جدول 4-15 اندازه اثر تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر در گروه پلاسبو بر نشانه های اضطراب و افسردگی همبود ……………….. 110
جدول 4-16 نتایج مربوط به برآورد تغییر معناداری بالینی برای گروه آزمایش در پیش و پس آزمون در نشانه های اضطراب  ……………… 111
جدول 4-17  نتایج مربوط به برآورد تغییر معناداری بالینی برای گروه پلاسبو در پیش و پس آزمون در نشانه های اضطراب  ……………….. 112
جدول 4-18 نتایج مربوط به برآورد تغییر معناداری بالینی برای گروه آزمایش در پیش و پس آزمون میزان افسردگی  …………………………. 113
جدول 4-19 نتایج مربوط به برآورد تغییر معناداری بالینی برای گروه پلاسبو  در پیش و پس آزمون میزان افسردگی  …………………………… 114

فهرست شکل ها:

شکل 2- 1 …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..51

شکل 5-1 ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………125

  • بیان مسئله

اضطراب، پاسخی ضروری به تنیدگی است و فرد را به هنگام مواجهه با خطر، برای کنش و واکنش آماده می سازد. در بسیاری از مواقع، چنین پاسخی منطقی و حتی حیاتی است. اما، حالت نابهنجارآن می تواند برگستره وسیعی از عملکردهای آدمی، اثر بگذارد (کنرلی[1]، 1995). اضطراب زمانی نابهنجار تلقی می شود که شدّت و زمان آن با آسیب احتمالی ناهماهنگ باشد و یا بدون هیچ تهدید قابل شناسایی رخ دهد (نویز و هون ـ ساریک[2]، 1998).

اختلالات اضطرابی، به عنوان گروهی از اختلالات روانپزشکی، جزو شایع ترین اختلالات روانی در جهان هستند (هیل و گورزالکا[3]، 2009). در ایالات متحده آمریکا شیوع طول عمر اضطراب حدود 29 % می باشد (کسلر و همکاران[4]، 2005) و اختلال های وسواس فکری ـ عملی، هراس، اختلال استرس پس از ضربه، اضطراب اجتماعی و اضطراب فراگیر را دربر می گیرد. این اختلالات می توانند بسیار ناتوان کننده باشند و اگرچه روش های درمانی موجود از ایمنی و اثربخشی برخوردارند (دارو درمانی، روان درمانی و درمان شناختی ـ رفتاری)، سطوح بالایی از افراد غیرپاسخده به این درمانها (حدود 25% بیماران) گزارش می شود (رسلر و مایبرگ[5]، 2007).

علاوه براین، از یک سو، اختلالات اضطرابی بسیار شایع، مزمن و با گروهی از عواقب منفی مانند خطر خودکشی، همراه هستند و از یک سو، از همبودهای روانپزشکی و طبّی زیادی برخوردارند و در صورت همبودی با افسردگی کمتر بهبود می یابند (فاوا[6] و همکاران، 2008؛ فاوکت[7]، 1992؛ کسلر و همکاران، 2010؛ روی بیرن[8] و همکاران، 2008). در کار بالینی، همبودی باعث بدتر شدن پیش آگهی می شود، کار متخصص بالینی را دشوارتر می کند و فشار خانوادگی را افزایش می دهد (اندرو[9] و همکاران، 2002). همین همبودی باعث می شود که درمان ها کارایی کمتری داشته باشند. همبودی همچنین باعث می شود فرد از خدمات بهداشتی بیشتری استفاده کند، نشانه های شدیدتری را تجربه کند، اختلال عملکرد بیشتری داشته باشد و سیر بیماری دراز مدت تری را تجربه کند (اولاتانجی[10] و همکاران، 2010). در میان اختلالات اضطرابی، اختلال اضطراب فراگیر از میزان همبودی بالایی با افسردگی برخوردار است (گرمن[11]، 1996).

این اختلال شامل نگرانی مفرط درباره شرایط زندگی روزمره، وقایع یا تعارضات است. علائم این اختلال ممکن است نوسان داشته و با سایر اختلالات طبی و روانپزشکی (اختلال افسردگی یا اختلالهای اضطرابی دیگر) همپوشانی داشته باشند. کنترل اضطراب دشوار است، فرد احساس ناراحتی کرده و دچار مشکلاتی در حوزه های مهم زندگی می شود. این اختلال در کودکان و بزرگسالان رخ داده و میزان شیوع آنها در طول زندگی 45% است (سادوک و سادوک[12]، 2010).

ماهیت ظاهرًا پیچیده این اختلال، مفهوم سازی و همچنین درمان آنرا مشکل ساخته است. پیچیدگی های بالقوه توأم با این اختلال گویای آن است که اختلال اضطراب فراگیر مشکلات و نقص های جدی در کارکرد زندگی مبتلایان به همراه دارد (کسلر[13] و همکاران، 2005، و روی بیرن و واگنر[14]، 2004). بدون مداخله جدی و کارآمد جهت درمان این اختلال، پیش آگهی این بیماری چندان مطلوب به نظر نمی رسد. درنتیجه، اختلال اضطراب فراگیر معمولاً مزمن و بدون بهبودی خودبخودی در نظر گرفته می شود. بنابراین هنگامی که مزمن بودن و هزینه های شخصی را همراه با شیوع نسبتاً بالا (کسلر و همکاران، 2004، بالنگر[15] و همکاران، 2001) در نظر بگیریم، اهمیت دستیابی به روش های درمانی مؤثر و مقرون به صرفه برای این اختلال مشخص می شود.

به طور کلی در درمان اختلال مزبور می توان به دو طبقه­ی کلی اشاره کرد؛ طبقه­ی اول درمان های مبتنی بر نظریات روانشناختی عنوان شده در سبب شناسی این اختلال (همچون درمان شناختی رفتاری، درمان فراشناختی، درمان تنظیم هیجانی و. . . ) و طبقه­ی دوم درمانهای مبتنی بر سبب شناسی های زیستی (همچون دارو درمانی، درمانهای مبتنی بر تعدیل نورونی).

نخستین رویکرد درمانی روانشناختی که بیش از هر روش دیگری مورد مطالعه قرار گرفته است، درمان شناختی رفتاری است که بر روی تحریف های فکر و تغییر نحوه ی تفکر فرد به شکل عاقلانه تر تأکید دارد (اریکسون و نیومن، 2005). در مرحله ی بعد درمان فراشناختی قرار دارد که بر روی باورهای منفی فرد درباره نگرانی متمرکز است و سعی در تغییر این باورهای منفی و راهبرد های کنترل فکر دارد. رویکرد بعدی که جهت گیری متفاوتی نسبت به رویکرد های قبلی دارد، درمان روانپویشی حمایتی ـ بیانی می باشد. در این رویکرد بر ماهیت بین فردی این اختلال تآکید می شود (کریس-کریستوف، کونولی، آزاریان و شاپل، 1996؛ کریس- کریستوف، کونولی، گیبونز و کریس – کریستوف، 2004). در رویکرد درمانی تنظیم هیجانی (منین، 2004)، هدف مشخص کردن ماهیت تجارب هیجانی است و درمان در راستای آموزش مهارت های تنظیم هیجانی به این بیماران قرار دارد.

روش درمانی دیگر رفتاردرمانی مبتنی بر پذیرش است. مفهوم مرکزی این مدل این است که برجسته ترین شکل اجتناب در افراد دچار اختلال اضطراب فراگیر، تجربه ای است (رومر و همکاران، 2005). به عبارت دیگر، نگرانی در خصوص اتفاقات متعدد در آینده در راستای کاهش آشفتگی درونی و برانگیختگی بدنی عمل می کند و به فرد بیمار کمک می کند تا از تجارب درونی ناخوشایند اجتناب کند.

در درمان دارویی اختلال مذکور، به طور عمده از بنزودیازپین، بوسپیرون و ضدافسردگی های بازدارنده بازجذب مونوآمین (MAOI) استفاده می شود و در حال حاضرکتاب های راهنما برای کنترل دارویی اختلال اضطراب فراگیر درمان خط اول این اختلال را بازدارنده های بازجذب انتخابی سروتونین (SSRI) یا پریگابلین می دانند.

درمانهای عصب روانشناختی مانند نوروفیدبک و تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر نیز به تنظیم و تعدیل مدارهای نورونی زیربنای اختلالات می پردازند. در درمان نوروفیدبک که نوعی برنامه ی آموزشی است و سعی در تغییر امواج مغزی دارد، نیاز به توجه آگاهانه مراجع دارد. اما در درمان تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر که با القای غیرمستقیم جریان الکتریکی و تحریک و بازداری نورون های محل تحریک سعی در تغییر مدارهای درگیر دارد، هیچ نیازی به توجه آگاهانه بیمار ندارد و در زمانی کوتاه تر از درمان نوروفیدبک به تغییر مدارهای زیربنایی می انجامد.

درمان تحریک جدارجمجمه ای مغناطیسی مغز به علت ظرفیت بالقوه اش برای ایجاد تغییرات پلاستیک در نورون ها و تأثیرات نسبتاً بلند مدت، تأثیرات کانونی بر روی مدارهای زیربنای اختلالات مختلف (ماکادو و همکاران، 2012) و همچنین غیرتهاجمی بودن این ابزار درمانی و در عین حال عدم وجود عوارض جانبی – که در بیماران استفاده از دارو را ناخوشایند می نماید- و مدت کوتاه درمان، در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده اند.

مطالعات تصویر برداری های مغزی طی بیست سال گذشته به اطلاعات جدیدی در رابطه با مناطق مختلف مغزی که در بیماری های روانپزشکی(شامل اختلال اسکیزوفرنی، اختلالات خلقی و اضطرابی) دخیل هستند، دست یافته اند (جرج[16] و همکاران، 2009). این مطالعات در افراد دچار اختلالات اضطرابی و مطالعات همزمان در مدل های حیوانی اضطراب توانسته است دیدی یکپارچه و منسجم از مدارهای نورونی درگیر در اضطراب به دست دهد. و محققان به دنبال این هستند که آیا می توان این اطلاعات در خصوص مدارهای نورونی را به روش های درمانی ای تبدیل کنند که بتوانند به افراد دچار اختلالات اضطرابی کمک کنند (اتکین[17]، 2012).

مدل های پردازش اضطراب و رفتارهای مربوط به آن، حاکی از شبکه ای از مناطق مغزی مرتبط با هم شامل آمیگدال، هیپوکامپ، تالاموس و کورتکس پری فرونتال[18] می باشد (لدوکس[19] و همکاران، 1990؛ دیویس[20]، 1992). در این شبکه، آمیگدال به عنوان ساختار کلیدی مسئول پردازش اطلاعات هیجانی و فعال سازی پاسخ های هیجانی در انسانها در نظر گرفته می شود. اگرچه آمیگدال نقشی کلیدی در ادامه ی فرآیند های پیش توجهی[21] دارد، کورتکس پری فرونتال در مکانیسم های زیربنایی تنظیم هیجانات ـ مانند بازداری ـ از اهمیت بسیاری برخوردار است. این کنترل از بالا به پایین کورتکس پری فرونتال بر آمیگدال، امکان تعدیل شناختی فرآیندهای هیجانی را توسط ساختارهای مغزی فرونتال، فراهم می کند (هریری[22] و همکاران، 2000؛ کلیش و روبینز[23]، 2006). در خصوص سطوح بیمارگون اضطراب اینطور فرض می شود که اطلاعات مربوط به بیماری و تمرکز توجه انتخابی بر روی آن اطلاعات، عامل برانگیزاننده و نگهدارنده اضطراب می باشد. و توانایی فرونشاندن این فرآیند خودکار در افرادی که دچار اختلالات اضطرابی هستند، مختل شده است (وانزگر[24] و همکاران، 2009).

یک مطالعه fMRI [25] در خصوص مدار درگیر در اختلال اختلال اضطراب فراگیر نشان داد که دستگاه لیمبیک یا نواحی فرونتال در افراد دارای شک و تردید بسیار، زمانی که در معرض موقعیت های استرس زا قرار گرفتند، فعال و همان نواحی در افرادی با سطوح پایینتر اضطراب غیر فعال شده بود (کراین و همکاران، 2008). مونک و همکاران نیز در یک مطالعه fMRI دیگر، در هنگامی که از افراد مورد مطالعه  خواسته شد که به چهره های عصبانی پاسخ دهند، پیوندی منفی و قوی بین آمیگدال راست و کورتکس پری فرونتال شکمی جانبی (vIPFC[26]) را نشان دادند (مونک[27] و همکاران، 2008). پژوهش های متعدد در خصوص مدارهای درگیر در اختلالات اضطرابی به این موضوع که سطوح بالای اضطراب با افزایش یا کاهش فعالیت کورتکس پری فرونتال (افزایش فعالیت درکورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست و کاهش فعالیت در کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی چپ) همراه است، اشاره کرده اند (بالکنی و فراری، 2013).

براساس اطلاعات حاصل از مطالعات تصویربرداری های مغزی و پی بردن به مدارهای درگیر در اختلالات اضطرابی، چندین روش درمانی مبتنی بر تغییر مدارهای نورونی در این زمینه شکل گرفته است.

نخستین روش درمانی مبتنی بر تغییر در مدارهای نورونی درگیر عبارت است از؛ بهبود واکنش پذیری سوگیرانه به تهدید از طریق آموزش[28]. اینطور به نظر می رسد که آموزش مکرر افراد مورد مطالعه  برای برگرداندن توجه خود از محرکهای تهدیدآمیز، بتواند باعث بهبود سوگیری توجه و نشانه های بالینی در چندین اختلال اضطرابی گردد (هالیون و روسکیو[29]، 2011؛ هاکاماتا[30] و همکاران، 2010). چنین مداخلاتی که مبتنی بر کامپیوتر هستند، این مزیت را دارند که به آسانی استاندارد می شوند و برای استفاده در کارآزمایی های بالینی کنترل می شوند و نیازی به تخصص یا حضور درمانگر ندارند.

یک گام دیگر در جهت تعدیل مستقیم مدار نورونی، گسترش روش هایی است که در چند سال اخیر برای مونیتور کردن فوری فعالیت مغز از طریق fMRI، به وجود آمده اند (دچارمز[31]، 2007). در این روش آزمودنی به منظور افزایش یا کاهش فعالیت تنظیمی در ناحیه هدف ـ بر اساس پسخوراند فوری[32] در آن ناحیه ـ به طور کلی راهبردی را انتخاب می کند. پژوهش های متعددی نشان داده اند که نوروفیدبک بر اساس fMRI فوری به افراد مورد مطالعه  این امکان را می دهد که به صورت ارادی آمیگدال، اینسولا و سایر بخش های درگیر در اضطراب را تنظیم کنند (زوتو[33] و همکاران، 2011؛ ویت[34] و همکاران، 2011؛ کاریا[35] و همکاران، 2010؛ همیلتون[36] و همکاران، 2011؛ دچارمز و همکاران، 2005).

یکی دیگر از روش های تعدیل مستقیم نورونی، تحریک عمقی مغز[37] است. این روش تأییدیه سازمان غذا و داروی آمریکا را به عنوان درمانی کارآمد برای بیماری پارکینسون مقاوم به درمان دارد و همچنین برای دیستونی و لرزش اساسی به کار گرفته می شود. البته اخیراً گزارشاتی در خصوص تأثیر این روش در افسرده های مقاوم به درمان و اختلال وسواسی جبری گزارش شده است (گریسوس[38] و همکاران، 2007؛ گرینبرگ[39] و همکاران، 2006).

 انتهای طیف مداخلات مبتنی بر مدارهای نورونی، تنظیم مستقیم مدارهای مربوط به اضطراب از طریق تحریک غیرتهاجمی مغناطیسی جدار جمجمه ای مکرر (rTMS)[40] می باشد (اتکین، 2012). این روش در آغاز در سال 1985 به عنوان تحریک کانونی و غیرتهاجمی مغز معرفی شد (بارکر[41] و همکاران، 1985). rTMS مبتنی بر قانون فارادی در خصوص الکترومغناطیس می باشد که بر آن اساس فعالیت الکتریکی بافت مغز می تواند از طریق ایجاد جریان الکتریکی که نورون ها را غیرقطبی می کند، تحت تأثیر میدان مغناطیسی قرار بگیرد (تایک و بویادجیان[42]، 2006).

rTMS اِعمال میدان مغناطیسی سریعاً در حال تغییر به لایه‌های سطحی قشر مغز است، که به‌صورت محلی، جریان‌های الکتریکی القا می‌کند که جریان‌های «گردابی»[43] نامیده می‌شوند. rTMS را می‌توان تحریک الکترومغناطیسی فاقد الکترود بنامیم که در آن، از میدان‌های مغناطیسی برای القای غیرمستقیم تکانه‌های الکتریکی استفاده می‌شود. این نوع القا، در اصل توسط مایکل فارادی در آزمایش‌هایش در سال 1831 کشف شد و بعدها در معادلات الکترومغناطیسی ماکسول کمّی شد. ابزارهای rTMS، تکانه‌های قدرتمند مغناطیسی را از طریق سیم‌پیچی که روی پوست سر نگه داشته می‌شود، تولید می‌کنند(کاپلان و سادوک، 2009).

rTMS به علت تمرکزی که بر نشانه گیری مستقیم مدارهای نورونی اختلالات دارد، به عنوان درمان تعدیل کننده نورونی مبتنی بر سیستم های مغزی در نظر گرفته می شود. rTMS عملکرد مدارهای نورونی را که گمان می شود در اختلالات خاص دچار مشکل شده اند را تغییر می دهد و یا تعدیل می کند (ناهاس[44] و همکاران، 2001، اسپر[45] و همکاران، 2000). در طی 10 سال گذشته، اثرات درمانی تحریک جدار جمجمه­ای مغز در حیطه ی روانپزشکی بسیار مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته (افسردگی، اسکیزوفرنی، اختلالات اضطرابی، میگرن و درد مزن) (وازرمن و زیمرمن[46]، 2012) و کارآمدی آن در درمان اختلال افسردگی اساسی بخصوص به عنوان یک روش جایگزین تشنج درمانی الکتریکی[47](ECT) نشان داده شده است (برونلین[48] و همکاران،2007).

این درمان بیش از 2 دهه است که برای درمان افسردگی اساسی به کار می رود و اثرات ” ضد افسردگی” آن در بسیاری از مطالعات نشان داده شده است (بن شاکر[49] و همکاران، 1997؛ اسلوتما[50] و همکاران، 2010؛ آلن[51] و همکاران، 2011؛ لوکوویتز[52] و همکاران، 2011)؛ و در سال 2008 نیز برای درمان این اختلال تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا[53] را دریافت کرده است (اتکین، 2013).

اخیراً، مطالعات صورت گرفته بر روی افراد سالم سعی کرده اند با بهره گرفتن از این روش درمانی فرضیه ی مدل ولنس[54] مبنی بر افزایش فعالیت نیمکره راست در اختلالات اضطرابی را بررسی کنند. همسو با این فرضیه، شواهد جدید نشان داده است که rTMS با فرکانس پایین در نقطه کورتکس فرونتال خلفی جانبی راست[55] ـ که اثر بازداری دارد ـ کاهشی در رفتارهای اضطرابی ایجاد کرده است (شاتر و همکاران، 2001). علاوه بر این، rTMS، توجه گوش بزنگی برای چهره های ترسناک را کاهش داده است (هنک ون و همکاران، 2002). نخستین شاهد این مدل از به کار بردن rTMS با فرکانس 1 هرتز بر روی کورتکس پری فرونتال راست در مطالعاتی بوده است که شرکت کننده ها افرادی سالم بودند و این مداخله کاهش در رفتارهای مربوط به اضطراب و کاهش در اضطراب گزارش شده توسط شرکت کننده ها را به همراه داشت (وانزگر و همکاران، 2009).

با این حال، پلانتی و برناردی[56] نیز عنوان کردند که استفاده از rTMS بر روی ناحیه کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی چپ[57] (کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی چپ) مخصوصاً با فرکانس بالای 5 هرتز، نشانه های اضطراب را در اختلالات اختلال استرس پس از ضربه و پانیک[58] کاهش می دهد (پلانتی و برناردی، 2009). مخصوصاً قابلیت تحریک قشری بالا و فعال شدگی شناختی یا رفتاری مشاهده شده در اختلالات عصب روانپزشکی، تأییدی بر این فرض است (هافمن و کاووس[59]، 2002). مطالعات نشان دادند که فعالیت مدارهای فرونتال ـ زیرقشری با افزایش فعالیت در گذرگاه های غیرمستقیم[60] از طریق تحریک کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی چپ با rTMS فرکانس بالا می تواند کاهش یابد (جرج و همکاران، 1996، پلانتی و برناردی، 2009).

در خصوص ارزیابی اثربخشی rTMS در هریک از اختلال های اضطرابی مختلف، پژوهش هایی صورت گرفته است (به عنوان مثال سارکل[61] و همکاران، 2010؛ منتووانی[62] و همکاران، 2010؛ رافینی و همکاران، 2009؛ در خصوص اختلال وسواسی جبری[63] و بگیو[64] و همکاران، 2010؛ کوهن[65] و همکاران، 2004؛ روزنبرگ[66] و همکاران، 2002 در خصوص اختلال اختلال استرس پس از ضربه و. . .) و این درمان در هر یک از اختلال های ذکر شده دارای وجهی از اثربخشی است (ماکادو[67] و همکاران، 2012).

 در موضع­شناسی کرتکسی اختلال اضطراب فراگیر، بیستریسکی[68] و همکاران (2009) قصد داشتند که در بیماران دچار اختلال اضطراب فراگیر، ناحیه ای دقیق برای فعال سازی در کورتکس پری فرونتال بیابند که بتواند به عنوان هدف درمان rTMS به کار رود (بیستریسکی و همکاران، 2009). در این پژوهش از یک تکلیف دارای ریسک استفاده شد که در پژوهش های قبلی نشان داده شده بود که می تواند موجب افزایش سطح اضطراب گردد. طبق بررسی های صورت گرفته با fMRI، در ناحیه کورتکس خلفی جانبی پری فرونتال راست تمام افراد شرکت کننده در حین تکلیف، فعال شدگی مشاهده شد و به همین علت این ناحیه به عنوان ناحیه هدف در نظر گرفته شد. آنها 6 جلسه rTMS (2 جلسه در هر هفته) با فرکانس 1 هرتز و قدرتی برابر با 90% آستانه حرکتی[69] به مدت 15 دقیقه (900 پالس در روز) در قسمت کورتکس پری فرونتال خلفی جانبی راست برای 10 بیمار مبتلا به اختلال اختلال اضطراب فراگیر به کار بردند و کاهش معناداری در نشانه های اضطراب و افسردگی در مقیاس های اضطراب[70] و افسردگی همیلتون[71] و مقیاس شدت تاثیر بالینی عمومی[72] را نشان دادند. با توجه به اینکه مناطق قشری دخیل در تنظیم مدارهای مربوط به اختلال افسردگی و اختلالات اضطرابی، طبق پژوهش ها دارای همپوشانی در منطقه ی کورتکس پری­فرونتال خلفی جانبی راست می باشد، کاهش همزمان نشانه های افسردگی و اضطراب با اعمال درمان تعدیل نورونی بر روی این ناحیه، امری توجیه پذیر و پیش بینی پذیر است و با نتایج حاصل همخوانی دارد (آیزنبرگ[73] و همکاران، 2005؛ فیتجرالد[74] و همکاران، 2009؛ شاتر و همکاران، 2001؛ وانزگر و همکاران، 2009).

با عنایت به آنچه در خصوص تأثیرات درمان rTMS در مطالعات مربوط به اختلال اضطراب فراگیر (GAD) عنوان گردید، مسأله اساسی پژوهش حاضر این است که آیا درمان rTMS می تواند نشانه های اضطراب فراگیر و افسردگی همبود با این اختلال را در نمونه های ایرانی به صورت همزمان کاهش دهد؟

[54] این مدل اینگونه فرض می کند که هیجانات مربوط به اجتناب مانند اضطراب، در نیمکره راست جای دارند درحالیکه هیجانات مربوط به نزدیکی مانند شادی در نیمکره چپ قرار دارند. بنابراین، سطوح بالای اضطراب می بایست با بدکارکردی فعالیت نیمکره راست ـ بیش فعالی ـ در هنگام پردازش موقعیت های اجتناب زا، مرتبط باشد.

تعداد صفحه :176

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی تاثیر اعتبارات خرد شعب بانک ملت بر میزان اشتغال زایی در استان سیستان و بلوچستان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته اقتصاد

دانشگاه سیستان و بلوچستان

عنوان

بررسی تاثیر اعتبارات خرد شعب بانک ملت بر میزان اشتغال زایی در استان سیستان و بلوچستان

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

با توجه به گسترش سیستم بانکی کشور در سال های اخیر و همچنین افزایش تسهیلات و خدمات بانک ها، بررسی تاثیر عملکرد سیستم بانکی بر خالص اشتغال در بخش های اقتصادی اهمیت زیادی پیدا کرده است. آنچه مهم است کارآمدی این نوع تسهیلات در ایجاد فرصت های شغلی جدید است. نظام اعتبارات خرد یکی از راهکارهای مطرح شده در دو دهه اخیر به منظور تسریع فرآیند سرمایه گذاری و تقویت بنیادهای مالی و پس انداز در مناطق روستایی و نهایتاً توانمندسازی جوامع روستایی و فقرزدایی از طریق ارتقا بهره وری با تأکید بر بکارگیری اعتبارات خرد بوده است. مهمترین عامل اعتبارات خرد، افزایش تقاضا و رونق در بخش تولید است و نیز افرایش در میزان اعتبارات خرد، میزان سودآوری واحدها و فعالیت های تولیدی در کشور را ارتقا می دهد و منجر به افزایش اشتغال زایی می گردد. لذا با توجه به این مطلب لزوم بررسی میزان اعتبار دهی و وام های خرد بانک ملت بر میزان اشتغال زایی مشخص می گردد.

روش تحقیق توصیفی تحلیلی است و از مدل اقتصادسنجی به دو روش داده های مقطعی و داده های تابلویی استفاده می گردد. جامعه آماری این تحقیق شعب بانک ملت استان سیستان بلوچستان با بهره گرفتن از روش داده های مقطعی طی سال های 1390 تا 92 به صورت مقایسه ای و با بهره گرفتن از روش داده های تابلویی طی دوره زمانی 1387 تا 1392 می باشد.

نتایج نشان می دهد که متغیرهای اعتبارات خرد ( میزان وام ها و تسهیلات خرد)، تورم، رشد اقتصادی و میزان سپرده ها بر متغیر وابسته اشتغال اثر مثبت و معناداری داشته است و متغیرهای نرخ بهره و نسبت بدهی بر متغیر وابسته اشتغال اثر منفی و معناداری داشته است. نتایج همچنین نشان می دهد که متغیر بازده دارایی ها که از تقسیم سود خالص (سود پس از کسر مالیات) بر مجموع دارائی های بانک به دست می آید، به عنوان شاخصی برای ساختار بانک در نظر گرفته شده است، بر متغیر وابسته اشتغال اثر مثبت و معناداری داشته است.

 

کلمات کلیدی: اعتبارات خرد، اشتغال زایی، بانک ملت، داده های مقطعی، داده های تابلویی

 

 

فهرست مطالب
عنوان صفحه

 

فصل اول: کلیات تحقیق 1
1-1-      مقدمه 2
1-2-      شرح و بیان مسئله پژوهش 3
1-3-      اهداف تحقیق 5
1-4-      فرضیه های تحقیق 5
1-5-      ضرورت تحقیق 6
1-6-      اهداف کاربردی 6
1-7-      استفاده کنندگان از نتایج پایان نامه 7
1-8-      روش تحقیق 8
1-9-      روش و ابزار گردآوری اطلاعات 8
1-10-  واژه های کلیدی 9
1-11-  ساختار پژوهش 9
فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق 11
2-       

2-1-      مقدمه

12
2-2-      ادبیات تحقیق 12
2-2-1.                     رابطه بین تولید و اشتغال 12
2-2-2.                     تاثیر تسهیلات بانکی بر اشتغال زایی بخش های اقتصادی ایران 16
2-2-3.                     ابعاد نظری ایجاد شغل، تخریب شغل 17
2-2-4.                     منابع تغییر در اشتغال 20
2-2-5.                     نظریه های ناهمگنی در اشتغال زایی 21
2-2-6.                     معرفی اعتبارات خرد 25
2-2-7.                     اعتبارات خرد، کاهش فقر و فرآیند توسعه 32
2-3-      پیشینه تحقیق 34
2-3-1.                     تحقیقات خارجی 34
2-3-2.                     تحقیقات داخلی 39
فصل سوم: روش تحقیق 48
3-       

3-1-      مقدمه

49
3-2-      روش تحقیق 49
3-3-      روش گرد آوری داده ها 49
3-4-      جامعه آماری مورد بررسی 49
3-5-      مدل پژوهش و متغیر های تحقیق 50
3-6-      روش تجزیه و تحلیل داده ها 52
3-6-1.                     مدل داده های ترکیبی سری زمانی –  مقطعی ( پنل ) 49
3-6-2.                     روش داده های تابلویی 50
3-7-      آزمون های مورد استفاده 53
3-7-1.                     آزمون مانایی متغیرهای مدل 54
3-7-2.                     آزمون معنی دار بودن مدل 54
3-7-3.                     آزمون معنی‌دار بودن ضرایب 55
3-7-4.                     آزمون مربوط به بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها 56
3-7-5.                     آزمون‌های مربوط به مفروضات مدل رگرسیون خطی 56
3-7-6.                     فرض نرمال بودن باقیمانده‌ها 56
3-7-7.                     فرض عدم وجود ناهمسانی واریانس ها میان باقیمانده‌ها 57
3-7-8.                     فرض عدم وجود خطای تصریح مدل و خطی بودن مدل 58
3-7-9.                     فرض عدم وجود خطای تصریح مدل و خطی بودن مدل 59
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها 59
4-       

4-1-      مقدمه

60
4-2-      الگوی تحقیق 60
4-3-      برآورد الگو 60
4-3-1.                     برآورد الگو به صورت مقطعی در سال 1390 60
4-3-2.                     برآورد الگو به صورت مقطعی در سال 1391 65
4-3-3.                     برآورد الگو به صورت مقطعی در سال 1392 68
4-4-      خلاصه فصل 74
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات 75
5-1.      مقدمه 76
5-2.      نتایج پژوهش 76
5-3.      پاسخ به سوالات تحقیق 77
5-4.      پیشنهادهای تحقیق 78
5-5.      5-4-1- پیشنهادهایی برای محققان آینده 79
منابع و ماخذ 80
پیوست ها 83

  • مقدمه

اقتصاددانان همواره بر نقش اعتبارات و سرمایه در فرآیند توسعه اتفاق نظر دارند. اعتبارات و سرمایه را می توان یکی از مهم ترین عوامل تبدیل ایده به محصول به شمار آورد. از طرف دیگر اعطای اعتبار به خانوارهای کم درآمد، کارآفرینان نوپا و کسانی که مایل به ایجاد کسب و کارهای کوچک هستند، همواره با ریسک زیاد بازپرداخت وام ها مواجه است. بنابراین معمولاً دولت ها از طریق سیاست های حمایتی از قبیل نرخهای بهره کم، دوره بازپرداخت طولانی، عدم گرفتن وثیقه و… سعی در حل این مسأله می نمایند. یکی از استراتژی هایی که در سال های اخیر مورد توجه صاحب نظران و سیاستگذاران برای از بین بردن فقر و کاهش بیکاری در کشورهای مختلف قرار گرفته است “اعتبارات خرد[1] است. اعتبارات خرد می تواند برای خرید ابزاری جدید، یک ماشین یا مغازه ای در یک بازار باشد. میلیون ها نفر از مردم فقیر و کم درآمد جهان از مزایای وام های کوچک برای بهبود زندگی خود استفاده کرده اند. مردم در طول سه دهه گذشته از این وام ها برای شروع شرکت های جدید، ایجاد مشاغل و کمک به شکوفایی اقتصادها استفاده نموده و  بارها ثابت کرده اند که می توانند وام ها را به موقع بازپرداخت کنند. اما وام تنها پاسخ نیست. آنان ممکن است به خدمات مالی اساسی دیگری مانند بیمه، حساب پس انداز و سپرده سرمایه گذاری، یا توانایی انتقال پول به شخصی که در جای دیگری زندگی می کند نیاز داشته باشند. خانواده ها با دسترسی به اعتبار و این مجموعه از ابزارهای مالی که در مجموع منابع مالی خرد نامیده می شوند، می توانند براساس اولویت های خاص خود برای هزینه های مدرسه، مراقبت بهداشتی، تغذیه یا مسکن سرمایه گذاری کنند و به جای تمرکز بر بقای روزمره، برای آینده برنامه ریزی کنند. و در صورت افزایش در حجم تولید و رونق در کشور از نظر تولید و اشتغال، تقاضا برای وام های خرد افزایش می یابد و به دلیل مراجعه بیشتر به بانک ها میزان حجم کار بانکی افزایش می یابد و  کمبود نیروی انسانی در بخش بانکی ضروری به نظر می رسد.  اهمیت این شیوه به گونه های بوده که سازمان ملل متحد سال 2005 را به عنوان سال اعتبارات خرد نامگذاری کرده بود. در این فصل ابتدا به بیان مسئله تحقیق و سپس ضرورت و اهمیت تحقیق و اهداف و فرضیه ها و نیز روش تحقیق از نظر متغیرهای استفاده شده و روش آماری مورد بررسی در این تحقیق بحث شده است و در نهایت کلمات کلیدی مرتبط با موضوع ارائه شده است.

  • شرح و بیان مسئله پژوهش

یکی از اهداف ضمنی و در حقیقت کلید موفقیت برنامه های مربوط به “اعتبارات خرد” ایجاد و توسعه اشتغال است. بدون دسترسی افراد به شغل های مولد و پایدار تحقق اهداف متعالی غیرممکن می نماید. براین اساس در این تحقیق تلاش کرده ایم؛ اثرات اعتبار خرد را بر یکی از مهم ترین متغیرهای اقتصادی یعنی اشتغال مورد بررسی قرار دهیم( افتخاری و همکاران، 1385 : 41). این جنبه از اعتبارات خرد به دلیل پیچیده بودن فرآیند و دسترسی به آمار و اطلاعات، جزو مواردی است که تحقیقات اندکی درباره آن صورت گرفته است. البته باید خاطرنشان کرد که ممکن است کلمه “ اشتغال” به معنی شغل های تمام وقت، پایدار و دارای دستمزد مناسب نباشد. در حقیقت “اشتغال” در اقتصادهای غیررسمی به معنی استاندارد آن یک مفهوم نایاب به شمار می آید. چرا که اشتغال در اقتصاد غیررسمی اغلب در وضعیت غیر استاندارد یا به عبارت دیگر در وضعیت ناکارا و بدون دستمزد، فقدان قوانین حمایت کننده، عدم حمایت سیستم تأمین اجتماعی قرار دارد و در اغلب موارد بچه ها و اعضای خانواده به عنوان کارگر استفاده می شوند، بنابراین اگر دستیابی به منابع مالی حجم اشتغال غیراستاندارد را افزایش دهد، فعالیت مؤسسات تأمین مالی خرد بسیار مباحثه برانگیز خواهد شد. اغلب مشتریان مؤسسات تأمین مالی خرد را کسب وکارهای خانوادگی تشکیل می دهند و درک تغییرات اشتغال در این نوع از کسب و کارها همواره مشکل است. گذشته از گزارش های غیرمستند در مورد وضعیت کار کودکان، انباشت بدهی ها )گیر کردن افراد در دام وام ها( و تغییر نوع کار افراد )از فصلی به دائمی( اطلاعات زیادی در این زمینه وجود ندارد. فقدان این اطلاعات به این خاطر است که در کسب و کارهای خانوادگی تغییرات تنها ممکن است تبدیل یک شغل فصلی به شغل دائمی، بکارگیری یک کارآموز به جای یک کارگر مزد و حقو ق بگیر و یا بکارگیری فرزندان در خانه به جای رفتن به مدرسه باشد (فرجادی، 1390 :24(.

 بنابراین اغلب مؤسسات تأمین مالی خرد دسترسی به اطلاعات مربوط به فرآیند ایجاد، تغییر، بهبود و پایان پذیرفتن شغل ها را ندارند. موانع دیگری که در بررسی تأثیر تأمین مالی خرد بر اشتغال وجود دارد عبارتند از:

  • اشتغال یک اثر غیرمستقیم به شمار می آید چرا که تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری یا اختصاص وام بستگی به گیرنده تسهیلات دارد. در حقیقت مؤسسه تأمین مالی خرد می تواند مشتریهای خود را انتخاب کند و این مشتریها هستند که در مورد استفاده وام ها تصمیم می گیرند .شناسایی تغییرات و جایگزینی بین اشکال مختلف شغل ها) به عبارت دیگر تبدیل شغل بدون دستمزد به شغل با مزد و حقوق یا استخدام نیروی کار از بیرون به جای افراد خانواده( در داخل کسب و کارهای خانوادگی بسیار دشوار است. به نظر می رسد با دریافت اولین وام، تنها کارکنان خانوادگی بدون مزد به کار گماشته می شوند و با بهبود کسب وکار و تزریق اعتبارات بیشتر، کارکنان غیرفامیلی با مزدهای اندک به خدمت گرفته می شود و در نهایت استخدام این افراد با نرخ های بازار صورت می گیرد. بنابراین درک پویایی های این تغییرات برای مؤسسات تأمین مالی و افراد بیرونی دشوار است (طیبی و همکاران، 1389 : 12).

استان سیستان و بلوچستان یکی از استان های با بیشترین آمار بیکاری در سطح کشور می باشد که نرخ بیکاری در سالهای اخیرکه رتبه اول و یا دوم در کشور داشته است. یکی از مهمترین معضلات و مشکلات در مسیر توسعه اشتغال نبود سرمایه در جریان تولید می باشد و اعتبارات خرد می تواند یکی از مهمترین عوامل تولید در کشور برای سرمایه گذاری و اشتغال محسوب شود. بیکاری معضلی مهم است که می تواند عامل معضلاتی بزرگ تر چون طلاق، نزاع، اعتیاد، افسردگی و اختلالات روانی شود که متاسفانه در حال حاضر در سیستان و بلوچستان نقش پر رنگ تری پیدا کرده است. معاون اقتصاددان وزیر کار می‌گوید وضعیت بیکاری در مناطق مرزی کشور وخیم است و ایجاد سالانه حداقل یک میلیون شغل جدید از مسائل مهم بازار کار محسوب می‌شود، با این حال، هم‌اکنون ۱۶ استان کشور با جمعیتی بالغ بر ۳۶ میلیون نفر در مناطق مرزی واقع شده که طبق آخرین سرشماری رسمی، یک میلیون و ۷۳۰ هزار بیکار را در خود جای داده است. سیستان و بلوچستان از جمله این استان های مرزی است که با قرار گرفتن بر روی کمربند اقلیم خشک و بیابانی جوانان آن علی رغم وجود منابع غنی و متنوع طبیعی به دلیل سو مدیریت مسئولان با بیکاری دست و پنجه نرم می کنند و چشم امید به همت مسئولان بی همت بسته اند (خبرگزاری مهر[2]). سیستان و بلوچستان دارای معادن و منابع غیر فعال بسیاری است که مسئولان به راحتی می توانند با ذره ای تدبیر و احساس مسئولیت به درستی از این فرصت ها استفاده کرده و ضمن ایجاد اشتغال برای بومیان این استان نیاز های استان های دیگر را نیز بر طرف کند. براساس آمار رسمی کشور، استان سیستان و بلوچستان در 20 شهر کشور از نظر بیکاری سهم بسزایی دارد که زابل با 43 درصد بیکاری دومین شهر کشور است. از آنجایی که بیشتر منبع در آمد مردم منطقه سیستان از آب می باشد و با توجه به 16 سال خشکسالی اخیر، مردم منطقه نمی توانند کشاورزی و صیادی نمایند و از طرفی هیچ کارگاه صنعتی و کارخانه فعالی هم در این منطقه وجود ندارد همچنین مرز ها هم که یکی از منابع اشتغال زایی مردم بود از 4 سال پیش بسته شده است لذا با این وجود طبق امار کشوری شهرهای این استان جز 20  شهر بیکار در ایران هستند. طبق امار رسمی کشور شهرستان زابل با 43 درصد دومین شهر بیکار، نیکشهر سومین شهر بیکار و زهک چهارمین شهر بیکار در ایران است.(مرکزآمار ایران،1391). استان سیستان و بلوچستان تا سال 94 دارای بیش از 3میلیون و 100هزار نفر جمعیت خواهد شد که 3.9درصد از جمعیت کل کشور را به خود تخصیص خواهد داد. عرضه نیروی کار در این استان براساس سرشماری سال 90 حدود 757هزار نفر و تا سال 94 عرضه نیروی کار در این استان به 849هزار نفر افزایش می‌یابد. نرخ مشارکت در استان برای سال 90 معادل 36.6درصد است که در سال 94 این میزان به 37.5درصد می‌رسد. نرخ بیکاری استان سیستان و بلوچستان را در سال 85 معادل 31.5درصد در سال 89 معادل 36.7درصد و در سال 90 حدود 27.2درصد برآورد شده است. این آمار نشان می دهد سرمایه گذاری در استان کم می باشد و نیاز به ارائه تسهیلات خرد در زمینه مشاهده می شود.

در نهایت سعی بر تحلیل صحیح سوال ذیل خواهد بود:

آیا اعتبارات خرد شعب بانک ملت استان سیستان و بلوچستان بر اشتغال زایی تاثیرگذار است؟

 

  • اهداف تحقیق

تحلیل تاثیر اعتبارات خرد بر میزان اشتغال زایی در استان

 

  • فرضیه های تحقیق

بین اعتبارات خرد ارائه شده توسط بانک ملت در استان سیستان و بلوچستان و میزان اشتغال زایی رابطه معنی داری وجود دارد.

 

  • ضرورت تحقیق

اعتبارات خرد می تواند برای خرید ابزاری جدید، یک ماشین یا مغازه ای در یک بازار باشد. میلیون ها نفر از مردم فقیر و کم درآمد جهان از مزایای وام های کوچک برای بهبود زندگی خود استفاده کرده اند. مردم در طول سه دهه گذشته از این وام ها برای شروع شرکت های جدید، ایجاد مشاغل و کمک به شکوفایی اقتصادها استفاده نموده و  بارها ثابت کرده اند که می توانند وام ها را به موقع بازپرداخت کنند. اما وام تنها پاسخ نیست. آنان ممکن است به خدمات مالی اساسی دیگری مانند بیمه، حساب پس انداز و سپرده سرمایه گذاری، یا توانایی انتقال پول به شخصی که در جای دیگری زندگی می کند نیاز داشته باشند. خانواده ها با دسترسی به اعتبار و این مجموعه از ابزارهای مالی که در مجموع منابع مالی خرد نامیده می شوند، می توانند براساس اولویت های خاص خود برای هزینه های مدرسه، مراقبت بهداشتی، تغذیه یا مسکن سرمایه گذاری کنند و به جای تمرکز بر بقای روزمره، برای آینده برنامه ریزی کنند. و در صورت افزایش در حجم تولید و رونق در کشور از نظر تولید و اشتغال، تقاضا برای وام های خرد افزایش می یابد و به دلیل مراجعه بیشتر به بانک ها میزان حجم کار بانکی افزایش می یابد و  کمبود نیروی انسانی در بخش بانکی ضروری به نظر می رسد.  لذا با توجه به این مطلب لزوم بررسی میزان اعتبار دهی و وام های خرد بانک ملت بر میزان اشتغال زایی می گردد که بر این اساس در این مطالعه به بررسی این موضوع در سطح استانی و برای استان سیستان و بلوستان پرداخته شده است.

 

  • اهداف کاربردی

نتایج حاصل ازاین پژوهش درسیاست گذاری های مدیران بخش های مختلف بانکی کشور می تواند مثمر ثمر واقع شود. هم چنین با توجه واعمال نتایج تحقیق در سیاست گذاری های بخش اقتصادی در حوزه بانکی می تواند در رشداقتصادی کشور و افزایش سودآوری و بازدهی بانکها و تشویق برای جلب اعتمادو سرمایه گذاری تاثیر گذار باشد. همچنین آگاهی و اطلاع از نوع، میزان تاثیرگذاری اعتبارات خرد بر میزان اشتغال زایی مورد کاربرد محققین و دانشجویان در بخش مبانی نظری قرار می گیرد.

در کل می توان گفت با توجه به معضل اشتغال در کشور به عنوان یکی از مهمترین موضوعات اقتصادی، اعتبارات خرد بانک ها به شدت می تواند تاثیرگذار بوده و در جهت رشد و توسعه اقتصادی گام بردارد. لذا یکی از مهمترین توصیه های سیاستی را می توان از این موضع جهت اشتغالزایی در سطح استان استفاده کرد.

 

  • استفاده کنندگان از نتایج پایان نامه
  • سیاست گذاران و متولیان کشور در بخش بانک ها
  • مدیران و سیاست گذاران اقتصادی جهت اصلاحات اساسی قوانین مالی و  سرمایه گذاری و توجه بیشتر به آن ها در افزایش در میزان اشستغال در برنامه های توسعه
  • سیاست گذاران و متولیان اشتغال استان سیستان و بلوچستان و کشور

 

  • روش تحقیق

دراین مطالعه سعی شده است درچارچوب الگوهای مختلف به این سئوال پاسخ داده شود میزان تاثیرگذاری اعتبارات خرد بر میزان اشتغال زایی  استان سیستان و بلوچستان در شعب بانک ملت در استان به چه میزان است؟

در این مطالعه اشتغال استان متغیر وابسته می باشد.

اعتبارات خرد ( میزان وام ها و تسهیلات خرد)، تورم، رشد اقتصادی، نرخ بهره، میزان سپرده ها، نسبت بدهی،  به عنوان متغیرهای مستقل

و نیز بازده دارایی ها که از تقسیم سود خالص (سود پس از کسر مالیات) بر مجموع دارائی های بانک به دست می-آید، به عنوان شاخصی برای ساختار بانک در نظر گرفته شده است.

مدل تحقیق به صورت زیر می باشد:

Y= α+ β1X12X23X3+ β4X4+ β5X5+ β6X6+ β7X7+

که در آن:

Y: اشتغال

X1: اعتبارات خرد ( میزان وام ها و تسهیلات خرد)،

X2: تورم

X3: رشد اقتصادی

X4: نرخ بهره

X5: میزان سپرده ها

X6: نسبت بدهی

X7: ساختار بانک

روش تحقیق توصیفی تحلیلی و استفاده از مدل اقتصادسنجی به روش داده های مقطعی و داده های تابلویی با بهره گرفتن از داده های مقطعی در شعب بانک ملت استان سیستان بلوچستان در سال های  1390 تا 92 و به صورت مقایسه ای و برای روش داده های تابلویی دوره زمانی 1387 تا 1392می باشد.

آزمون های مورد نیاز در این مطالعه، آزمون نرمال بودن داده ها، آزمون مانایی، آزمون هم خطی، آزمون واریانس ناهمسانی، آزمون خودهمبستگی و آزمون هم جمعی می باشند.

 

  • روش و ابزار گردآوری اطلاعات

در این تحقیق، با مراجعه به مقالات، کتاب ها، تحقیقات انجام شده مرتبط با موضوع،پایان نامه هاو…اطلاعات مربوط به ادبیات نظری گردآوری خواهد شد. بنابراین روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق کتابخانه ای می باشد. همچنین اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق، با مراجعه به اطلاعات مندرج در صورت های مالی (ترازنامه ، صورتحساب سود و زیان و…) شعب بانک ملت استان سیستان و بلوچستان استخراج خواهد شد. . هم چنین بخش عمده ای از اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق، با مراجعه به داده های سری زمانی بانک مرکزی ج.ا.ا. (www.cbi.ir) و مرکز آمار ایران استخراج خواهد شد. لذا روش گردآوری داده ها ، کتابخانه ای شاخه اسنادی می باشد.

 

  • واژه های کلیدی

   اعتبارات خرد : تعریف مشخص و یا مکانیزم تعیین (میزان وام، نرخ بهره، موارد مصرف، میزان پس انداز و موارد مصرف آن، حق بیمه و میزان پوشش آن، شرایط دریافت و بازپرداخت وام، مکانیزمهای انتقال وجوه، سایر شرایط ارائه خدمات مالی خرد) برای تحقق ویژگی های ذیل در حوزه خدمات مالی خرد ضرورت دارد.

   اثربخش و کار،   نظام مند،   هدفمند،   پایدار،   پوشش هزینه، تقاضا محور،  تنوع،  تخصص (افتخاری، 1385: 13)

 اشتغال زایی: در مورد اشتغال تعاریف متعددی ارائه گردیده و از دیدگاه های مختلف (اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و مدیریتی) تعریف شده است ، اما همه آنها به مفهوم « به کارگیری نیروهای متخصص کار در مشاغل تخصصی و مطابقت نمودن متخصصین با پست های تخصصی مورد لزوم سازمان اجتماعی » اشاره دارد . اشتغال در یک جمله به معنای «به کارگیری عوامل تولید یا بکارگیری ظرفیت های موجود » می باشد . تعریفی که دانشمندان مدیریت از دیدگاه مدیریتی برای اشتغال ارائه داده اند عبارت است از « به کار گیری منطقی نیروهای متخصص و کارآمد در مشاغل تخصصی و تطبیق آنها با پستهای تخصصی به نحوی که نیل به اهداف سازمانی را امکان پذیر سازد (قلی پور، 1391: 18).»

داده های تابلویی: به ترکیب نمودن مشاهدات مقطعی خانوارها، کشورها، شرکت ها در طول چند دوره زمانی اشاره دارد (بالتاجی 1995 )  در این روش، ناهمگنی بین واحدهای انفرادی در نظر گرفته می شود و به عبارت دقیق برای هر واحد انفرادی یک عرض از مبدا مشخص و متمایز در نظر گرفته می شود ( هایسائو، 1986).

 

  • ساختار پژوهش

در این فصل کلیاتی درباره پژوهش شامل مقدمه، شرح و بیان مسئله پژوهش، اهمیت و ارزش پژوهش، هدف پژوهش، سؤال پژوهش، فرضیه های پژوهش، متغیرهای پژوهش و روش انجام پژوهش بیان شد. در بخش مربوط به روش انجام پژوهش، جامعه آماری پژوهش، محدوده زمانی، روش گرد آوری داده ها و روش های آماری مورد استفاده برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات تشریح و در ادامه به تعریف واژه های کلیدی مورد استفاده در این پژوهش پرداخته شد.

در فصل دوم، به بررسی پیشینه پژوهش و بیان مبانی نظری پژوهش پرداخته می شود. در ابتدا به تشریح مفاهیم، تعاریف و روش اندازه گیری متغیرهای پژوهش پرداخته و در بخش آخر فصل نیز، خلاصه ای از پژوهش های انجام‌شده در این زمینه ارائه خواهد شد.

در فصل سوم، روش پژوهش شامل فرضیه های پژوهش، متغیرها و نحوه محاسبه آنها، جامعه آماری، روش جمع‌آوری اطلاعات و روش های مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بیان می شود.

موضوع فصل چهارم، تجزیه ‌و تحلیل فرضیه های پژوهش و تفسیر نتایج حاصل با بهره گرفتن از نرم‌افزارEviews است.

در فصل پنجم، نتایج پژوهش، پیشنهادهای حاصل از یافته های پژوهش و پیشنهادهای لازم جهت پژوهش های آتی بیان می شود.

[1] – Micro Credits

[2] خبرگزاری مهر، شناسهی خبر: 2178582 جمعه ۱ آذر ۱۳۹۲ – ۱۱:۳۵

تعداد صفحه :115

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی، اضطراب

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده­ی روانشناسی و علوم تربیتی                         

پایان نامه‌ی كارشناسی ارشد در رشته

روانشناسی بالینی

تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی، اضطراب

و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم

شهریور ماه 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

در این پژوهش به بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی  (MBCT) بر اضطراب، افسردگی و علائم جسمانی بیماران آسم پرداخته شده است. آسم یکی از بیماریهای سایکوسوماتیک می باشد که اضطراب و افسردگی به عنوان عامل آغازگر و  یا تشدید کننده ی این بیماری محسوب می شود. با توجه به این موضوع درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به منظور کاهش اضطراب و افسردگی و به دنبال آن کاهش علائم جسمانی این بیماران به کار گرفته شد. برای این منظور از بیماران زن مبتلا به آسم مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان که حد اقل یکسال تحت درمان دارویی بودند نمونه گیری در دسترس انجام شد و 26 نفر انتخاب شدند. بیماران به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد که شامل پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه ی اضطراب بک و زیر مقیاس عملکرد تنفسی از پرسشنامه ی کیفیت زندگی بیماران آسم (AQLQ)بود.گروه آزمایش تحت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به مدت 8 جلسه ی 2 ساعته ی هفتگی قرار گرفت و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. بعد از اتمام مداخلات از هر دو گروه پس-آزمون گرفته شد و نتایج مورد تحلیل آماری کوواریانس توسط برنامه ی spss 21  قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر معنادار بودن آزمون های آماری بود(05/0>p) و نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش اضطراب و افسردگی و علائم جسمانی در مرحله ی پس-آزمون در بیماران مبتلا به آسم شده است.

فهرست مطالب:

فصل اول: مقدمه  1

1-1- کلیات 1

1-2- بیان مسئله  5

1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش 11

1-4- اهداف پژوهش     11

1-5-پرسش ها و فرضیه های پژوهش     12

1-6- تعریف مفهومی متغیرها 13

1-7- تعریف عملیاتی متغیرها 14

فصل دوم: ادبیات پژوهش     16

2-1- مبانی نظری 16

2-1-1- بیماری آسم   16

2-1-1-1- شیوع  16

2-1-1-2- محرك های آسم   18

2-1-1-2-1- آلرژن ها ………………………………………………………………………………………………………………..18

2-1-1-2-2- عفونت های ویروسی…………………………………………………………………………………………….19

2-1-1-2-3- عوامل دارویی …………………………………………………………………………………………………….20

2-1-1-2-4- ورزش…………………………………………………………………………………………………………………….20

2-1-1-2-5- عوامل فیزیکی……………………………………………………………………………………………………..21

2-1-1-2-6- غذا……………………………………………………………………………………………………………………….21

2-1-1-2-7- آلودگی هوا…………………………………………………………………………………………………………..22

2-1-1-2-8- عوامل شغلی………………………………………………………………………………………………………….22

2-1-1-2-9- عوامل هورمونی………………………………………………………………………………………………………22

2-1-1-2-10- ریفلاکس معده مری……………………………………………………………………………………………23

2-1-1-2-11- استرس و عوامل روانی…………………………………………………………………………………………23

2-1-1-3- پاتوفیزیولوژی   23

2-1-1-3-1- افزایش پاسخ دهی مجاری هوایی…………………………………………………………………………..24

2-1-1-3-2- ویژگی های بالینی و تشخیصی……………………………………………………………………………..24

2-1-1-4- تشخیص     25

2-1-1-4-1- تست های عملکرد ریوی……………………………………………………………………………………….25

2-1-1-4-2- پاسخ دهی مجاری هوایی……………………………………………………………………………………..26

2-1-1-4-3- تست های خون…………………………………………………………………………………………………….26

2-1-1-4- تصویربرداری …………………………………………………………………………………………………………….26

2-1-1-4-5- تست های پوستی………………………………………………………………………………………………….27

2-1-1-4-6- نیتریک اکسید بازدمی…………………………………………………………………………………………..27

2-1-2- ذهن آگاهی   27

2-1-2-1- درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی   33

2-1-2-1-1- برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی   34

2-1-2-1-2- رفتار درمانی دیالکتیک    35

2-1-2-1-3- درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  36

2-1-2-1-4- شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی   36

2-1-2-2- مکانیسم های تأثیرگذاری مهارت های ذهن آگاهی   40

2-1-2-2-1- مواجهه  40

2-1-2-2-2- تغییر شناختی   40

2-1-2-2-3- خودمدیریتی   41

2-1-2-2-4- آرمیدگی   41

2-1-2-2-5- پذیرش    42

2-1-3- افسردگی   42

2-1-3-1- علت شناسی و درمان اختلال افسردگی   43

2-1-3-1-1- نظریه زیستی   43

2-1-3-1-2- نظریه روان پویایی   44

2-1-3-1-3- نظریه شناختی   45

2-1-3-1-4- نظریه رفتاری   45

2-1-3-1-5- نظریه انسان گرایی   46

2-1-4- اضطراب   46

2-1-4-1- علت شناسی و درمان اختلالات اضطرابی   47

2-1-4-1-1- نظریه زیستی   47

2-1-4-1-2- نظریه رفتاری   48

2-1-4-1-3- نظریه شناختی   48

2-1-4-1-4- نظریه روان پویایی   49

2-1-4-1-5- نظریه انسانگرایی   49

2-2-پژوهش های پیشین   50

2-2-1- بررسی پژوهش­های تأثیرگذاری درمان(MBCT)بر کاهش اضطراب و افسردگی…………50

2-2-2- بررسی پژوهش های شیوع اختلالات روان پزشکی در بیماران آسم……………………………..55

2-2-3- بررسی پژوهش های مربوط به  درمان های روانشناختی بیماری آسم…………………………61

فصل سوم: روش پژوهش     63

3-1- طرح پژوهش، بیان  متغیرها  و نحوه کنترل یا تغییر آن ها 64

3-2-جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری   63

3-3-ابزارهای پژوهش 65

3-3-1- پرسشنامه اضطراب بک(BDI) 65

3-3-2-پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) 66

3-3-3- پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم 67

3-3-4- پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی   68

3-4-روش اجرا 68

3-5-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات: 70

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………… 72

4-1- مقدمه  72

4-2- یافته های توصیفی   72

4-3- بررسی پیش فرض‌های آماری   73

4-4 – تحلیل و بررسی یافته های پژوهش     76

4-4-1- بررسی فرضیه اول…………………………………………………………………………………………………………..76

4-4-2- بررسی فرضیه دوم………………………………………………………………………………………………………….78

4-4-3- پاسخ پرسش پژوهش………………………………………………………………………………………………………80

4-5- جمع بندی   82

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری   83

5-1- مقدمه  83

5-2- بحث در مورد یافته های پژوهش…………………………………………………………………………………………83

5-2-1- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی زنان مبتلا به آسم……………….83

5-2-2- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب زنان مبتلا به آسم………………….86

5-2-3- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم جسمانی زنان مبتلا به آسم…….88  

5-3- محدودیت های پژوهش     90

5-4- پیشنهادها 91

5-4-1- پیشنهادهای پژوهشی   91

5-4-2- پیشنهاد کاربردی   92

منابع   93

پیوست ها..………………………………………………………………………………………………………………………………..107

پیوست 1 …………………………………………………………………………………………………………………………………….107

پیوست 2 ……………………………………………………………………………………………………………………………………..113

پیوست3 …………………………………………………………………………………………………………………………………….117

پیوست 4…………………………………………………………………………………………………………………………………….119

. فهرست جداول…………………………………………………………………………………………………..63

جدول 3-1- ………………………………………………………………………………………………………………………………..63

جدول3-2- …………………………………………………………………………………………………………………………………64

جدول 3- 3……………………………………………………………………………………………………………………………….64

جدول 3-4- ………………………………………………………………………………………………………………………………..69

جدول4-1- …………………………………………………………………………………………………………………………………73

جدول4-2- …………………………………………………………………………………………………………………………………74

جدول4-3- ………………………………………………………………………………………………………………………………….75

جدول4-4- ………………………………………………………………………………………………………………………………….76

جدول 4-5- …………………………………………………………………………………………………………………………………77

جدول4-6- …………………………………………………………………………………………………………………………………..79

جدول 4-7- …………………………………………………………………………………………………………………………………81

فهرست شکل ها و تصاویر……………………………………………………………………………………78

شکل4-1- ……………………………………………………………………………………………………………………………………78

شکل 4-2- …………………………………………………………………………………………………………………………………80

شکل 4-3- …………………………………………………………………………………………………………………………………82

فهرست نشانه های اختصاری  ……………………………………………………………………………127

 فصل اول: مقدمه

 1-کلیات

بیماری آسم [1]یکی از رایج­ترین بیماری های مزمن دستگاه تنفسی است که شیوع و بروز چشمگیری دارد. طبق بررسی های انجام شده پنج درصد از کل جمعیت جهان مبتلا به آسم هستند (لویس[2]، 2000 .م). در حال حاضر در سطح جهان سی صد میلیون بیمار مبتلا به آسم وجود دارد و پیش ­بینی می­شود تا سال ( 2025 .م) به این جمعیت صد میلیون نفر دیگر افزوده شود. میزان شیوع آسم در ایران حدود)  5/5 % ( است. (حیدرنیا، انتظاری، معین، محرابی و پورپاک، 1386).

آسم بیماری التهاب مزمن مجاری تنفسی است که «باعث حساسیت بیش از حد و تولید مخاط در راه­های هوایی تنفس می­شود (برانوالد[3]، 2001.م ). این بیماری ابعاد مختلف زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار می­دهد و باعث محدودیت فعالیت آن­ها می­شود. این مسئله باعث بروز مشکلات روانی مثل اضطراب و افسردگی و اندوه در بیماران می­شود (یکتا طلب و انصارفرد، 1393). از عوامل سبب ساز این بیماری می­توان از عوامل ژنتیکی، آلرژن­ها، عفونت­ها و عوامل روانشناختی اشاره کرد (هریسون[4]، 2000.م ). در چهارمین ویرایش کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی( DSM IV_TR )، آسم به عنوان یکی از بیماری­های روان­تنی[5] طبقه بندی شده است که از عوامل روان­شناختی اثر می­پذیرد (کاپلان و سادوک،[6]  2002 .م) .

دیدگاه­های رایج در باره این بیماری بر این باور هستند که آسم دارای سه بعد جسمانی، روانی و اجتماعی است ( یلولس[7]وکلوسی، 1990.م [8]). ارتباط آسم و عوامل روانشناختی چندین سال است که مورد توجه قرار گرفته است. ( کلولی[9] و کوکران[10]  2001 .م). یافته­ های عینی فراوانی وجود دارد که نشان می­دهد؛ عوامل روانشناختی در تشدید یا بهبود آسم موثر هستند (هریسون، 2000  .م).

.م ). با توجه به این نکته که عوامل روان­شناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند ( جانسن[11] ، ورلدن[12]، پیتر[13]، ون دایت[14]و ون دربرگ [15]،2009 .م) محققان درمان­های روان­شناختی را برای کنترل علایم و نشانه­ های این بیماری مورد مطالعه قرار داده­اند،از جملۀ این مداخلات درمان­های شناختی هستند ( ریتز[16] ، استفان [17]، دی وایلد[18]و کاستا[19]،  2000 .م) مانند: بازسازی شناختی ( بری[20]، تئودور[21] ،پاتوا[22]، مارجیانو[23]، ارلیک[24] و همکاران، 2003 .م)، درمان­های رفتاری ( کوهن[25]،  1975 .م)، بیوفیدبک[26] ( بری و همکاران، 2003 .م)، مدیریت استرس (  تاسمن[27] ، زیتز[28]، بریستول[29]و تیلور[30]، 2011.م )، درمان شناختی و رفتاری مدیریت استرس ( لیندن[31]، 2005 .م) که تاثیرات مثبتی را در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به آسم نشان داده اند.

پیوند ذهن و تن در بیماری آسم جایگاه ویژه­ای دارد. این پیوند در میان انواع درمان­های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بیماری­های روان تنی به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است.

هر چند تاكنون درمان­های دارویی و روان­شناختی مختلفی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی توسعه داده شده و این درمان­ها در كارآزمایی­های مختلفی اثرات قابل قبولی را نشان داده اند اما در اكثر موارد، این درمان­ها در جلوگیری از عود بیماری مؤثر نبوده ­اند و بیماران با علائم باقیماندۀ اختلال مانند؛ تداوم فكر مضطرب كننده در کشاکش می­مانند ( هافمن[32] ،سایر[33]و ویت[34]،  2010 .م). 

در سال( 1992 .م) تیزدیل و ویلیامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو رویكرد جدیدی برای  درمان، پیشگیری و جلوگیری از عود افسردگی تبیین كردند كه بر اساس آن بین شناخت، هیجان و ذهن موقعیتی ارتباط وجود دارد، در نتیجه یك رویكرد  درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی ارائه گردید که ترکیبی مبتکرانه از فاکتورهای  شناخت درمانی و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی[35] (MBSR) است. ( تیزدیل و همکاران، 2000 .م ) و (کابات زین، 1990 .م).

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شامل راهبردهای رفتاری و شناختی و فراشناختی ویژه­ای است که برای متمرکز کردن فرآیند توجه مورد استفاده قرار می گیرد که باعث جلوگیری از عوامل ایجادکنندۀ خلق منفی، فکر منفی، گرایش به پاسخ­های نگران کننده می شود و در نهایت  باعث رشد دیدگاه جدید و شکل­ گیری افکار و هیجان­های خوشایند می­شود ( سگال، تیزدیل و ویلیامز، 2002 .م).  

از دیرباز شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی[36] در علم پزشکی و روان­پزشکی به عنوان یکی از شیوه ­های درمانی غیر دارویی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی مورد توجه بوده است ( کابات زین[37]،1990.م ) و (تیزدیل[38]، ویلیامز[39]، سگال[40]و سلبی[41]، 2000.م ) و امروز نیز این نوع درمان شناختی به طور روزافزونی مورد توجه قرار گرفته است. روش­های درمانی مختلفی بر اساس ذهن آگاهی شکل گرفته است که در آنها از عناصر ذهن آگاهی یا همان حضور ذهن برای درمان استفاده می­شود. این مکتب درمانی نوعی درمان کوتاه مدت است و به صورت گروهی اجرا می­شود و  به بیمار کمک می­ کند که نسبت به احساسات بدنی و افکار و هیجاناتشان آگاهی پیدا کنند و با بهره گرفتن از چالش با احساسات و باورهایشان در روابط خود با دیگران تغییر ایجاد کنند.     

از روش­های درمانی که براساس عناصر ذهن آگاهی شکل گرفته­اند در درمان برخی اختلالات جسمانی استفاده شده است. مثلا درمان مبتنی بر پذیرش برای درد مزمن ( مک کراکن[42] و واول [43]2005.م )، تمرینات ذهن آگاهی در بیماری فیبرومیالژیا[44](مورگان[45]، رانسفورد[46]، مورگان[47]، دریبان[48]و ونگ[49] 2013 .م) استفاده شده است. این درمان می ­تواند برای بیماران مبتلا به آسم نیز مورد استفاده قرار بگیرد.

 -2-1بیان مسئله

آسم یک بیماری مزمن است که 5% جمعیت جهان را شامل می­شود(لویس، 2000 .م) و بیش از (40% ) مبتلایان حداقل یک بار در سال به علت حملات آسمی بستری می­شوند و به عنوان یک بیماری روان تنی شناخته شده است. در پژوهش­های مختلفی شیوع اختلالات روان­پزشکی از قبیل اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آسم مشاهده شده است. (کلولی و همکاران، 2001 .م) در پژوهشی بر روی این بیماران نشان دادند که ( 46% ) از بیماران شرکت­کنندۀ در پژوهش به اختلالات روانپزشکی مبتلا هستند که ( 78% ) از این افراد نشانه­ های اضطراب و ( 65 % ) نشانه­ های افسردگی را گزارش کردند.

مطالعات نشان می­دهد که افسردگی در بیماران آسم بیشتر از افراد عادی جامعه است و وجود افسردگی با سابقۀ ابتلا به بیماری آسم رابطه مستقیم دارد (وزیری یزدی، دهستانی و سلطانی، 1385). در مطالعات دیگر میزان شیوع اضطراب در بیماران آسم، (16% تا 25% ) و میزان افسردگی آنان ( 4% تا 41%) گزارش شده است ( لویی[50]،کارتیر[51]، لابرکوا[52]، باکن[53]، لمیر[54]و مالو[55]،  2005 .م).

مطالعات نشان داده که بیماران مبتلا به آسم حداقل به یک نوع بیماری روانی مبتلا هستند (فلدمن[56]، سیدیک[57]، مورالز[58]، کامینسکی[59]و لهرر[60]، 2005.م ). همچنین مطالعات بر روی ( 386 ) بیمار مبتلا به آسم نشان داده که  به علت اختلال در عملکرد فردی و وجود مشکلات روانی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم پایین آمده و کیفیت زندگی به صورت نامطلوب و نسبتا مطلوب برآورد شده است (ر.ک: پدرام رازی، بصام پور و کاظم نژاد ،1386).

میزان مرگ و میر در بیمارانی که هم زمان از بیماری آسم و بیماری­های روان­شناختی رنج می­برند، بیشتر از افراد مبتلا به آسم بدون بیماری روانی گزارش شده­است (ر.ک: بونالا[61]، پینا[62]، سیلورمن[63]، امارا[64]، باست[65]و اشنایدر[66]، 2003 .م) .   

در پژوهشی که از طریق آزمون ( MMPI[67] ) از بیماران آسم نیمرخ روانی گرفته شده، نشان می­دهد که؛ ( 42% ) افراد در زیر مقیاس­های این آزمون نمرۀ بالا گرفته­اند (یورک [68]، فلمینگ[69]و شالهام[70]، 2006 .م). پژوهش­ها نشان می­دهد که استرس و افسردگی از مهم­ترین عوامل پیش ­بینی کننده حملات آسم است (شالوئیتز[71]، بری[72]، کویین[73]و وولف[74]، 2001 .م). همچنین نشان می­دهد که سلامت جسمانی بیماران آسم با عزت نفس، اضطراب، افسردگی ، وضعیت جسمانی و هیجانات آنان ارتباط معنادار دارد ( ویلا [75]، هایدر[76]، برتراند[77]،فالیسارد[78]، بلیس [79]و همکاران، 2003 .م ). پژوهش­ها نشان می­دهد که نشانه­ های اضطراب و استرس باعث ترشح سایتوکاین[80] می­شود که این ماده در بدن باعث التهاب نای و بروز حملات و علائم آسم می گردد (لهرر[81] ،کاراویداز[82]، لو[83]، فلدمن[84] ،کرانیتز[85] و همکاران، 2008 .م).

با توجه به این نکته که عوامل روان­شناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند (ر.ک: جانسن[86] ، ورلدن[87]، پیتر[88]، ون دایت[89]و ون دربرگ [90]،2009 .م) محققان درمان­های روان­شناختی را برای کنترل علایم و نشانه­ های این بیماری مورد مطالعه قرار داده­اند،از جملۀ این مداخلات درمان­های شناختی هستند (ر.ک: ریتز[91] ، استفان [92]، دی وایلد[93]و کاستا[94]،             2000 .م) مانند: بازسازی شناختی ( بری[95]، تئودور[96] ،پاتوا[97]، مارجیانو[98]، ارلیک[99] و همکاران، 2003 .م)، درمان­های رفتاری ( کوهن[100]، 1975.م)، بیوفیدبک[101] (بری و و همکاران،  2003 .م )، مدیریت استرس ( تاسمن[102] ، زیتز[103]، بریستول[104]و تیلور[105]،  2011 .م )، درمان شناختی و رفتاری مدیریت استرس ( لیندن[106]، 2005 .م) که تاثیرات مثبتی را در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به آسم نشان داده اند.

پیوند ذهن و تن در بیماری آسم جایگاه ویژه­ای دارد. این پیوند در میان انواع درمان­های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بیماری­های روان تنی به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است.

هر چند تاكنون درمان­های دارویی و روان­شناختی مختلفی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی ارائه شده و این درمان­ها در كارآزمایی­های مختلفی اثرات قابل قبولی را نشان داده اند اما در اكثر موارد، این درمان­ها در جلوگیری از بازگشت  بیماری مؤثر نبوده ­اند و بیماران با علائم باقیماندۀ اختلال مانند؛ استمرار فكر مضطرب كننده درگیر می­مانند ( هافمن[107] ،سایر[108]و ویت[109]،  2010). 

در سال (1992 .م) تیزدیل و ویلیامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو رویكرد جدیدی برای درمان، پیشگیری و جلوگیری از عود افسردگی تبیین كردند كه بر اساس آن بین شناخت، هیجان و ذهن موقعیتی ارتباط وجود داشته، در نتیجه یك رویكرد شناختی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ارائه گردید که ترکیبی مبتکرانه  و کاربردی ازجنبه­ های شناخت درمانی و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی[110] (MBSR) است ( تیزدیل و همکاران،  2000 .م) و ( کابات زین، 1990 .م).

پژوهشگران طیف وسیعی از اختلالات جسمی و روانی را با بکارگیری شیوه های درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درمان نموده اند. نتایج بدست آمده نشان دهنده ی تأثیر بسزای روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در درمان اختلالات خلقی و اضطرابی می باشد(هافمن و همکاران،  2010.م)  و (نزو، نزو، ترونزو و مکلور[111] ،2010 .م).

ذهن آگاهی توانایی متمرکز نمودن توجه بر تجارب درونی و بیرونی است، که در حال رخ دادن هستند(سالترمن و گلدین[112]، 2008 .م) و به فرد کمک می کند در حال حاضر آگاه تر باشد و باعث افزایش مشاهده غیر قضاوتی و به دنبال آن کاهش پاسخ های خودکار می باشد(کابات زین[113]،  2003 .م). ذهن آگاهی توجه فرد را بر زمان حال متمرکز کرده و به فرد کمک می کند که رویدادها را بدون اینکه سعی در تغییر آنها داشته باشد، بپذیرد و با عملکردهای روانی که به صورت خودکار رخ می دهند، مقابله نماید(آلن و نایت[114]، 2005.م ) در نتیجه به نظر می رسد (MBCT) با متمرکز کردن توجه بر زمان حال، کاهش قضاوت درباره رویدادها و توانایی روبه رو شدن با افکار و احساسات در زمان حال در درمان اضطراب و افسردگی  مؤثر باشد. در این پژوهش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر گرفته از سگال، تیزدل و ویلیامز (2002 .م) است.

 از آنجایی که در ذهن آگاهی بر توجه به تجربیاتی که فرد در حال حاضر دارد، تأکید می شود و به افراد آموزش داده می شود تا رویدادها را به همان صورت که هست، ببینند و بپذیرند و از فکر کردن و قضاوت کردن در مورد آنها و داشتن انتظارات خاص خودداری کنند، بنابراین ممکن است این رویکرد برای افراد مبتلا به آسم که یک بیماری مزمن است و افرادبه دنبال تشخیص و درمان و مصرف مداوم دارو دچار افسردگی و اضطراب شده اند، مؤثر واقع گردد. همچنین یکی از جهت گیری های اساسی در درمان مبتنی بر ذهن آگاهی پافشاری بر توجه به لحظه حال است، این جهت گیری در اینجا و اکنون در کمک به بیماران مبتلا به بیماری های مزمن مثل سرطان مؤثر بوده است (اسپکا، کارلسون، گودی و انجن[115] ، 2006 .م). از این رو در پژوهش حاضر تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علایم افسردگی و اضطراب و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم بررسی خواهد شد.

-3-1   ضرورت و اهمیت پژوهش

این پژوهش از آن نظر ضرورت دارد که اگر این درمان توام با دارو درمانی اجرا شود می ­تواند در کاهش علائم روانشناختی(اضطراب و افسردگی) و به دنبال آن کاهش علائم جسمانی موثر باشد. اهمیت این درمان در کنار دارو درمانی  آن است که از عود بیماری جلوگیری می کند . اضطراب و افسردگی علائم جسمانی آسم را شدت می بخشد. برای مثال: اضطراب باعث افزایش التهاب در راه­های تنفسی می شود. از طرف دیگر وجود اضطراب و افسردگی باعث افزایش توجه بیمار به علایم بیماریش شده و واکنش پذیری بیمار را نسبت به علائم جسمانی و دوره­های وقوع علایم افزایش می­دهد به این معنا که بیمار علائم را با شدت بیشتر و تعداد وقوع حملات را با میزان بالا گزارش می­ کند ( ویلا و همکاران 2003 .م).

این از آن نظر اهمیت دارد که باعث کاهش هزینه ها و افزایش کیفیت زندگی بیماران خواهد شد.  پژوهش­ها نشان می­دهد آن دسته از افراد مبتلا به آسم که نشانه­ های بیشتری از اضطراب و افسردگی را گزارش کرده اند نیاز بیشتری به درمان­های پزشکی،بستری شدن های مکرر و موقعیت­های اورژانسی پیدا می کنند (هریسون و همکاران، 2000.م ).  بنا بر آنچه گفته شد توجه به بروز همزمان اختلال افسردگی و اضطراب در بیماران آسمی هم از نظر تشخیصی و اتخاذ درمان مکمل و هم از نظر ارتقای کیفیت زندگی این بیماران ضرورت و اهمیت دارد.

4-1 اهداف پژوهش

به طور کلی در درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن هدف آن است كه بیمار بتواند افكارش را تنها به صورت افكار محض در نظر بگیرد و آن­ها را از نوعی رویدادهای ذهنی قابل آزمون بداند و بتواند  وقوع این رویدادهای ذهنی منفی را از پاسخ هایی كه آنها معمولاً برمی انگیزانند جدا كنند و در نهایت معنای آن­ها را تغییر دهد. این فرآیند می ­تواند به عنوان درمانی برای کاهش علائم روانشناختی مثل اضطراب و افسردگی در بیماران شود مورد استفاده قرار گیرد(تیزدیل و همکاران، 2000.م ). در این درمان افکار به جای لینکه انکار شوند یا و واپسرانی شوند به صورت ارادی به آگاهی آورده می شود و همانطور که هستندپذیرفته می شوند و بنابراین بار منفی و آسیب زای آنها کاهش می یابد.(تیزدیل و همکاران 2000 .م).

هدف کلی پژوهش حاضر کاهش علائم روان­شناختی از قبیل اضطراب و افسردگی در   بیماران آسم تحت درمان پزشکی است که توسط درمانBCT)  M) اجرا می­شود و انتظار می رود به دنبال کاهش اضطراب و افسردگی در این بیماران علائم جسمانی در آنها نیز کاهش یابد، بنابراین کاهش علائم روان­شناختی مثل اضطراب و افسردگی موجب بهبود علائم جسمانی و به تبع آن کاهش هزینه­ های درمان می باشد و در افزایش امید به زندگی بیماران نیز موثر خواهد بود.

– 5-1 پرسش­ها و فرضیه های پژوهش

فرضیه­ های پژوهش عبارتند از:

1-درمان (MBCT)بر کاهش افسردگی در بیماران آُسم موثر است.

2-درمان (MBCT)بر کاهش اضطراب در بیماران آسم موثر است.

    همچنین این پژوهش به دنبال پاسخ به این پژوهش است که « آیا شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درمان (MBCT) ) می ­تواند در کاهش اضطراب، افسردگی و علائم جسمانی بیماران آسم نقش داشته باشد؟» به عبارتی این پژوهش به پرسش­ مشخص زیر پاسخ می­دهد:

  • آیا درمان (MBCT) بر کاهش علایم جسمانی بیماران آسم موثر است؟

1-6-تعریف مفهومی متغیرها

افسردگی:  یک دوره افسردگی اساسی دست کم شامل دو هفته خلق افسرده یا از دست دادن علاقه، همراه با چهار مورد یا بیشتر از نشانگان دیگری است که؛ « عبارتند از: تغییر در وزن یا اشتها، تغییرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس بی ارزشی یا احساس گناه شدید، مشکل در تفکر و تصمیم گیری و افکار عود کننده مرگ و برنامه ­ریزی یا تلاش برای خودکشی» (سادوک و سادوک[1]، 1388: 88). افسردگی به طور کلی شامل چهار دسته علائم می باشد: نشانه های هیجانی مثل غم و اندوه، فقدان شادی و لذت، نشانه های شناختی مثل وجود افکار منفی نسبت به خود، دیگران و آینده، نشانه­ های انگیزشی مثل سخت شدن شروع کار و فعالیت و کندی روانی-حرکتی[116] و در نهایت نشانه های جسمانی مثل از دست دادن اشتها، بهم خوردن ریتم خواب و بیداری و از دست دادن میل جنسی می باشد. (روزنهان [117]و سلیگمن[118] 1389).

اضطراب: اضطراب «یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسی است که با علائم دستگاه عصبی خودکار نظیر تنگی قفسه سینه، تپش قلب، تعریق، سردرد، ناراحتی مختصر معده و بی­قراری مشخص می­شود. اضطراب یک علامت هشدار دهنده است، خبر از خطری قریب الوقوع می­دهد و شخص را برای مقابله با تهدید آماده می­ کند» (سادوک و سادوک،1388 : 165).

 شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی: «برنامه آموزش گروهی است که به بیماران مهارت­هایی­ را می­آموزد تا از بازگشت افسردگی جلوگیری کند» (سگال و همکاران، 2002 .م). در برنامه درمانی MBCT)  ) به افراد آموزش داده می­شود كه افكار و احساسات خود را بدون قضاوت، ببینند و به جای آنكه آن­ها را به عنوان قسمتی از خودشان یا انعكاسی از واقعیت در نظر بگیرند آن­ها را وقایع ذهنی ساده­ا­ی بدانند كه می­آیند و می­روند. این نوع نگرش به شناخت­های مرتبط با افسردگی، مانع تشدید افكار منفی در الگوی نشخوار فكری می­شود. ( تیزدل و همکاران،  2000.م:   618).

ذهن آگاهی توانایی متمرکز کردن توجه بر تجارب درونی و بیرونی است که در حال حاضر در حال وقوع  هستند. (سالترمن و گلدین[119]، 2008.م) و به افزایش آگاهی فرد در زمان حال کمک می کند، همچنین مشاهده غیر قضاوتی را افزایش و پاسخ های خودکار را کاهش می دهد. (کابات زین[120]، 2003 .م). ذهن آگاهی توجه فرد را بر زمان حال متمرکز نموده و به فرد کمک می کند که رویدادها را بدون اینکه سعی در تغییر آن­ها داشته باشد، بپذیرد و همراه با این پذیرش با عملکردهای روانی که به صورت خودکار رخ می دهند، مقابله کند. (آلن و نایت[121]، 2005.م).

1-7-تعریف عملیاتی متغیرها

افسردگی: در این مطالعه، منظور از افسردگی، نمره­ای است که آزمودنی در پرسشنامه افسردگی   بک-II کسب می­ کند.

اضطراب: در این مطالعه، منظور از اضطراب، نمره­ای است که آزمودنی در پرسشنامه اضطراب بک[122] کسب می­ کند.

علائم جسمانی بیماران آسم: در این پژوهش منظور نمره­ای است که آزمودنی ها در زیر مقیاس عملکرد تنفسی پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران آسم کسب می کنند.

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی: در این پژوهش منظور از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، یک دوره 8 جلسه دو ساعته است که توسط سگال و همکاران (2002.م ) تنظیم شده و برای گروه آزمایش ارائه می­شود. جلسات  (MBCT) شامل تمرینات ذهن آگاهی نظیر وارسی بدن، مراقبه نشسته، فضای تنفس و مکث سه دقیقه­ای، تمرین شناخت افکار و احساسات، پیاده روی آگاهانه است. (محمد خانی، تمنایی فر و جهانی تابش، 1384).

متغیر مستقل درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و متغیر های وابسته شامل اضطراب و افسردگی و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم است که توسط پرسشنامه­های اضطراب و افسردگی بک و پرشسنامه (AQLQ (Asthma Quality of life Questionnaire ) برای سنجش میزان عملکرد تنفسی (علائم جسمانی ) استفاده می­شود.

تعداد صفحه :142

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه پیش ­بینی کنترل علائم بیماری آسم بر مبنای میزان استرس ادراک شده،کانون کنترل سلامت

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

روانشناسی بالینی

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

عنوان

پیش ­بینی کنترل علائم بیماری آسم بر مبنای میزان استرس ادراک شده،کانون کنترل سلامت و خودکارآمدی در مبتلایان به بیماری آسم بزرگسال

اساتید مشاور

دکتر علیرضا مهدویانی

دکتر علیرضا اسلامی­نژاد

بهار 94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 هدف از این پژوهش بررسی پیش ­بینی کنترل علائم آسم بر مبنای استرس ادراک شده،خودکارآمدی و کانون کنترل سلامت در بزرگسالان مبتلا به آسم می­باشد.100 نفر بیمار مبتلا به آسم در بیمارستان مسیح دانشوری از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند.شرکت کنندگان شامل 52 نفر زن و 48 نفر مرد بودند.میانگین سنی آنان 82/9±12/36 بود.اطلاعات جمعیت شناختی جمع آوری شد و آزمون­های استرس ادراک شده کوهن(PSS)،ابعاد کانون کنترل سلامت (MHLC)،مقیاس خودکارآمدی آسم(ASES) و آزمون کنترل آسم(ACT)  انجام گردید.به منظور تجزیه و تحلیل داده­ ها از SPSS16  استفاده شد،تحلیل آماری داده­ ها از طریق همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه صورت گرفت.

نتایج پژوهش نشان داد که رابطه منفی معنادار بین استرس ادراک شده و بعد کنترل بیرونی شانس با کنترل علائم آسم وجود داشت و رابطه مثبت معنادار بین خودکارآمدی با کنترل علائم آسم وجود داشت.در تحلیل رگرسیون،استرس ادراک شده پیش ­بینی کننده کنترل علائم آسم شناخته شد.

در این مطالعه،یافته­ ها نشان داد که استرس ادراک شده نقش بسیار مهمی در رشد و نگهداری علائم بیماری آسم بازی می­ کند.علاوه بر این خود کارآمدی و گرایش به کانون کنترل بیرونی (شانس) بطور معناداری با کاهش کنترل علائم آسم مرتبط است.

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات پژوهش    8

1-1. مقدمه   9

1-2. بیان مسئله   10

1-3. اهمیت و ضرورت   14

1-4. اهداف پژوهش   15

1-4-1. اهداف کلی.. 15

1-4-2. اهداف اختصاصی.. 15

1-4-3. اهداف کاربردی.. 15

1-5. سوالات و فرضیه­ های پژوهش   16

1-5-1. سوالات پژوهش.. 16

1-5-2. فرضیه­ های پژوهش.. 16

1-6. متغیرهای پژوهش   16

1-6-1. متغیرهای پیشبین.. 16

1-6-2. متغیرهای ملاک.. 17

1-7. تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها   17

1-7-1. تعاریف مفهومی.. 17

1-7-2. تعاریف عملیاتی.. 18

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش    19

2-1. آسم چیست؟   20

2-2. شیوع   20

2-3. اتیولوژی   22

2-4. آتوپی   22

2-5. آسم ذاتی   23

2-7. ملاحظات ژنتیکی   23

2-8. فاکتورهای محیطی   24

2-8-1. فرضیه بهداشت.. 25

2-8-2 رژیم غذایی.. 25

2-8-3. آلودگی هوا.. 26

2-8-4. آلرژنها.. 26

2-8-5. مواجهه شغلی.. 27

2-8-6. سایر عوامل.. 27

2-9. محرکهای آسم   27

2-9-1. آلرژنها.. 28

2-9-2. عفونتهای ویروسی.. 28

2-9-3. عوامل دارویی.. 29

2-9-4. ورزش.. 29

2-9-5. عوامل فیزیکی.. 30

2-9-6. غذا.. 30

2-9-7. عوامل شغلی.. 30

2-9-8. عوامل هورمونی.. 31

2-9-9. ریفلاکس معدی مروی.. 31

2-9-10. استرس.. 31

2-10. پاتوفیزیولوژی   32

2-10-1. افزایش پاسخدهی مجاری هوایی.. 32

2-11. ویژگیهای بالینی و تشخیصی   33

2-11-1. تشخیص.. 33

2-11-2. آسم شدید حاد.. 34

2-11-3. ویژگیهای بالینی.. 34

2-11-4. آسم مقاوم.. 34

2-11-5. مکانیسمها.. 35

2-12. عوامل روانشناختی در آسم شدید   35

2-13. استرس   37

2-14. نظریه استرس   38

2-15. عوامل مؤثر در تشدید فشارروانی   40

2-16. پیامدهای استرس بر سلامت   41

2-16-1. بیماری­های ناشی از استرس.. 41

2-17. رویکردهای نظری در قلمرو استرس   42

2-17-1. رویکرد تبادلی.. 42

2-17-2. رویکرد شناختی.. 43

2-17-3. رویکرد رفتارنگری.. 44

2-17-4. رویکرد روانکاوی.. 45

2-17-5. رویکرد پزشکی روان-تنی: فلاندر-دنبا (1943) وآلکساندر (1950)   45

2-17-6. رویکرد آمریکایی.. 47

2-17-7. رویکرد فرانسوی انستیتوی روان­تنی پاریس.. 47

2-18. پاسخ به استرس   49

2-19. واکنش روانی به استرس   50

2-20. نشانگان عمومی انطباق   50

2-21. پاسخ نوروترانسمیتری (عصب-رسانهای) به استرس   52

2-22. پاسخ اندوکرین به استرس   53

2-23. پاسخ ایمنی به استرس   54

2-24. فراز و نشیب­های زندگی   54

2-25. استرس اختصاصی و غیراختصاصی   55

2-26. دستگاه تنفسی   56

2-26-1. آسم.. 57

2-27. مواجهه با استرس و بروز و تشدید بیماری آسم   58

2-28. کانون کنترل سلامت   59

2-28-1. تعریف کانون کنترل سلامت.. 59

2-28-2. نظریه کانون کنترل راتر.. 61

2-28-3. نظریه اسناد.. 62

2-29. کانون کنترل درونی در رفتارهای بهداشتی   67

2-30. استرس-کانون کنترل و بیماریها   68

2-31. حساسیت فرهنگیMHLC   69

2-32. خودکارآمدی   70

2-32-1. نظریه شناختی اجتماعی آلبرت بندورا.. 70

2-33. دیدگاه عاملی از شخصیت   73

2-33-1. عاملیت انسانی.. 73

2-33-2. عاملیت انسانی و مشخص نمودن اهداف.. 74

2-33-3. عاملیت انسانی و نتایج مورد انتظار.. 76

2-34. خودکارآمدی   76

2-34-1. ماهیت و ساختار خودکارآمدی.. 77

2-34-2. منابع اطلاعات خودکارآمدی.. 80

2-34-3. سیستم چندبعدی خودکارآمدی.. 84

2-34-4. تأثیر باورهای خودکارآمدی.. 86

2-34-5. تفاوت باورهای خودکارآمدی با دیگر باورهای خود.. 87

2-34-6. خودکارآمدی در بیماری آسم.. 89

فصل سوم: روش­شناسی پژوهش    90

3-1. مقدمه   91

3-2. طرح پژوهش و نوع مطالعه   91

3-3. جامعه،نمونه آماری و روش نمونه گیری   91

3-3-1. روش نمونه گیری.. 91

3-3-2. حجم نمونه.. 92

3-4. ابزارهای پژوهش   92

3-4-1. پرسشنامه جمعیت شناختی.. 93

3-4-2. مقیاس استرس ادراک شده کوهن(PSS-14) 93

3-4-3. پرسشنامه کانون کنترل سلامت چند وجهی(MHLC) 94

3-4-4. پرسشنامه خودکارآمدی آسم(ASES) 95

3-4-5. آزمون کنترل آسم(ACT) 96

3-5. روش اجرای پژوهش   97

3-7. ملاحظات اخلاقی   98

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها    100

4-1. مقدمه   101

4-2. بررسی فرضیه­ های پژوهش   104

4-2-1. فرضیه­ی اول پژوهش:.. 104

4-2-2. فرضیه­ی دوم پژوهش:.. 104

4-2-3. فرضیه­ی سوم پژوهش:.. 104

4-2-4. فرضیه­ی چهارم پژوهش:.. 105

4-4. سوال پژوهش   106

4-5. یافته­ های دیگر پژوهش   107

4-5-1. ارتباط بین سن و میزان کنترل علائم آسم.. 107

4-5-2. تفاوت جنسیتی در کنترل علائم آسم.. 108

4-5-3. تفاوت مقاطع تحصیلی در کنترل علائم آسم.. 109

4-5-4. تفاوت مشاغل در کنترل علائم آسم.. 110

4-5-5 تفاوت گروه های کنترل آسم از لحاظ خودکارآمدی.. 111

4-5-6. تفاوت گروه های کنترل آسم از لحاظ استرس.. 113

4-5-7. نقش میانجی متغیر استرس در تأثیر متغیر خودکارآمدی و کانون کنترل سلامت در پیش ­بینی کنترل علائم آسم.. 114

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری    118

5-1. مقدمه   119

5-2. بحث و نتیجه گیری   119

5-2-1. سوال پژوهش:.. 119

5-2-2. فرضیه اول پژوهش:.. 119

5-2-3. فرضیه دوم پژوهش:.. 122

5-2-4. فرضیه سوم پژوهش:.. 122

5-2-5. فرضیه چهارم پژوهش:.. 126

5-3. یافته­ های دیگر پژوهش   129

5-3-1. تفاوت جنسیتی در کنترل علائم آسم.. 129

5-3-2. نقش استرس ادراک شده به عنوان متغیر میانجی در رابطه ابعاد کانون کنترل سلامت و خودکارآمدی با کنترل علائم آسم.. 131

5-4. محدودیتهای پژوهش   134

5-5. پیشنهادات   134

منابع   136

پیوست­ها    151

مقدمه

آسم یکی از مشکلات سلامتی جهانی است که تمام گروه­های سنی را تحت تأثیر قرار می­دهد و شیوع آن در بسیاری از جوامع در حال افزایش است. اگرچه در بعضی جوامع ما شاهد کاهش موارد بستری و مرگ­و­میر ناشی از بیماری آسم هستیم،آسم همچنان بار مسئولیت غیرقابل قبولی را در سیستم مراقبت سلامتی، و در جامعه از طریق از دست دادن تولید در مکان کار،و بخصوص برای آسم کودکان در هم شکستن خانواده تحمیل می­ کند.

آسم یکی از رایج­ترین بیماری­های مزمن است که از طریق مراقبتهای کلینیکی ابتدایی درمان می­شود. و بطور تخمینی بالای 300 میلیون نفر در جهان را تحت تأثیر قرار می­دهد. این یک بیماری چندوجهی و پیچیده است که سلامتی را از بسیاری از راه­ها تحت تأثیر قرار می­دهد. اگرچه در کوشش­های کلینیکی،درمان­های دارویی مدرن ظرفیت دستیابی به سطوح بالای کنترل را برای بیشتر بیماران دارند اما بررسی­های مکرر نشان دادند که کنترل ضعیف همچنان در تمرینات کلینیکی باقی می­مانند. یک تحقیق اروپایی اخیر گزارش داد که بیش از نیمی از بیماران مرتبط با درمان آسم کنترل ناکافی علائم دارند. ممکن است دلایل متعددی برای کنترل ضعیف علائم آسم وجود داشته باشد،این دلایل به بیمار،درمانگر و روابط بین آن­ها مرتبط است. عوامل مرتبط با بیمار با نتایج ضعیف شامل همبودی با شرایط گوناگون شامل اضطراب و افسردگی است و عوامل رفتاری مرتبط با مشکلات روانی مانند مهارت­های خود مدیریتی ضعیف می­باشد. در بررسی­ها گزارش شده است که شرایط روانی مانند اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آسم رایج است و ممکن است با کنترل ضعیف آسم مرتبط باشد. بیماری آسم ارتباط طولانی با کاهش عملکرد روانی دارد. طبق اظهارات اوسلر[1]در قرن نوزدهم در تعداد زیادی ازبیماران آسم عناصر اختلال عصبی جدی وجود دارد. اگرچه کلینیسین­های ماهر در طول ارزیابی بیماری آسم نیازهای روانشناختی بیمارانشان را تشخیص می­ دهند اما ارزیابی­های روزمره از بهزیستی هیجانی و روانی در مراقبت­های پایه­ای آسم بصورت استاندارد وجود ندارد (توماس[2] و همکاران،2011).

1-2.بیان مسئله

آسم یکی از نشانگان مزمن تنفسی است که منجر به التهاب، تحریک­پذیری و اسپاسم راه­های هوایی ریه می­شود. آسم برونشیال از لحاظ بالینی با حملات قطع تنفس همراه با خس خس سینه در نتیجه انسداد برگشت­پذیر راه­های هوایی مشخص می­شود. این بیماری یک مشکل عمده بهداشتی در اغلب نقاط دنیاست که هنوز تشخیص و معالجه آن معضل بهداشتی است و سالانه تعداد زیادی از مبتلایان به آسم جان خود را از دست می­دهند(اسماعیلی و همکاران 1392).

 از جمله مهمترین عوامل ابتلای به این بیماری می­توان به عوامل ژنتیکی،آلرژن­ها،عفونت­ها و عوامل روانشناختی اشاره کرد. در چهارمین ویرایش تجدید نظر شده راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی آسم به عنوان یکی از بیماری­های روان­تنی که از عوامل روانشناختی اثر می­پذیرد، طبقه ­بندی شده است. در حقیقت ارتباط میان آسم و عوامل روانشناختی چندین قرن است که مورد توجه قرار گرفته است. یک دیدگاه رایج در مورد بیماری آسم به این صورت مطرح شده است که آسم یک بیماری متشکل از سه بعد جسمانی،روانی و اجتماعی است. یافته­ های عینی فراوانی وجود دارد که نشان می­دهد عوامل روانشناختی با آمادگی ابتلا به آسم تداخل نموده و باعث بهبود یا تشدید فرآیند بیماری آسم می­شود. پژوهشگران اظهار داشتند مشکلات روانشناختی در بسیاری از بیماران به عنوان یکی از عوامل محرک نشانه­ها و علائم آسم می­باشد. از جمله مهمترین این عوامل می­توان به استرس،افسردگی،اضطراب،انزوای اجتماعی،مشکلات عاطفی،مشکلات جسمانی و خانوادگی اشاره کرد.

عوامل روانی از راه­های گوناگونی می­توانند وضعیت علائم و نشانه­ های بیماری را تغییر دهند. برخی بیماران توجه بیشتری به علائمشان دارند وبرخی دیگر نیز از دیدن علائم بیماری خود مضطرب می­شوند. بعضی بیماران به علت بروز علائم آسم احساس، اضطراب گیجی و سردرگمی می­ کنند. و عده­ای دیگر نیز وقتی به علائم توجه می­ کنند احساس شکست کرده یا عصبانی می­شوند. در هر صورت تشخیص این بیماری ممکن است میزان آمادگی مبتلایان به آن را تغییر دهد. زیرا مشکلات ایجاد شده برای بیماران آسمی نه تنها به بیماری و علائم آسم بلکه به سایر عوامل روانی نیز بستگی دارد. (فاطمه رضایی و همکاران 1390).

استرس­های روانشناختی می­توانند در پاسخ به محرک­ها و آلرژن­ها در تحریک راه­های هوایی تأثیر بگذارند. اما اهمیت استرس به عنوان نقش سبب شناختی در حمله­های تنفسی بزرگسالان نا واضح است. استرس بطور قوی بر شیوع (ان. اچ راد[3] و همکاران،2012) و بستری افراد مبتلا به آسم رابطه دارد.

استرس­های هیجانی به عنوان یک راه­انداز مهم بیماری آسم برای سال­هها مطرح شده است. از طریق مکانیسم­هایی که استرس ممکن است باقیمانده ناچیز بیماری آسم را تشدید کند. همبودی و رابطه آسم- استرس ممکن است از طریق راه­های شناختی- رفتاری، مانند کاهش خودکارآمدی بیماری آسم و مختل کردن مراقبت از خود، یا از طریق افزایش آثار فیزیولوژیکی مستقیم استرس بر روی فعالیت سیستم عصبی خودکار (پاراسمپاتیک) رخ دهد. هیچ مطالعه­ای در زمینه چگونگی اثرات متقابل این دو مکانیسم در جهت کمک به گرفتگی راه­های هوائی در طول استرس­های هیجانی در زندگی روزمره انجام نشده است.

مفهوم خود کارآمدی در واقع اشاره بهاعتماد شخص در توانایی انجام دادن رفتارهای خاص در موقعیت­های خاص است. خودکارآمدی به معنی اعتمادی است که شخص به خود دارد که رفتاری خاص را با موفقیت اجرا کند و انتظار نتایج حاصل از آن را داشته باشد و پیش نیاز مهم رفتار محسوب می­شود. چرا که به عنوان بخش مستقلی از مهارت­های اساسی فرد عمل می­نماید.به باور بندورا می­توان از طریق ایجاد زمینه مناسب در جهت کسب مهارت­ها و دانش مورد نیاز و حصول موفقیت در آن،خودکارآمدی و توانمندی شخص را افزایش داد.

خودکارآمدی روی انگیزه فرد اثر گذاشته و فرد را به تلاش و مداومت در رفتار وامی­دارد. خودکارآمدی درک شده در واقع اعتقادات مردم در زمینه توانایی­هایشان برای عمل کردن در زمینه­هایی است که به آن­ها قدرت کنترل وقایعی که زندگیشان را متأثر می­سازد؛می­دهد. لذا در روند درمان بیماری­های مزمن،بالا بردن خودکارآمدی اهمیت زیادی دارد.

در مطالعه گیسبرز و همکاران زنان مبتلا به بیماری آسم دارای خودکارآمدی بالا،در شیردهی موفق­تر بودند (منیژه اسماعیلی و همکاران 1390).

خود کارآمدی پایین بیماران مبتلا به آسم با کارکرد بد ریوی و کیفیت پایین زندگی در ارتباط است. در حالیکه خودکارآمدی پایین با کارکرد ضعیف ریوی،آسم شدید و استفاده زیاد از برونکودیلاتورهای کوتاه و بلند اثر و کورتیکواستروئیدهای استنشاقی مرتبط است ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی و خودکارآمدی به عنوان امری حیاتی و اساسی در مدیریت موفق آسم نشان داده شده است.

جایگاه مهار سلامت یكی از عمده‌ترین مقیاس­ها و شاخص­های اعتقاد بهداشتی برای طرح‌ریزی برنامه‌های آموزش بهداشت محسوب می‌شود.محور كنترل سلامت در واقع درجه اعتقاد فرد به این امر است كه سلامت وی تا چه حد تحت كنترل عوامل درونی و یا برونی می‌باشد.

ساختار جایگاه کنترل به باور ذهنی کنترل بیماران برای بیماری و سلامتی خود اشاره دارد. با توجه به نظریه یادگیری اجتماعی راتر،بیمارانی با بیماری مزمن سه نوع مختلف از شناخت­های جایگاه کنترل مرتبط با بیماری و سلامتی را توصیف می­ کند که بازنمایی تجارب بیماری و تجارب عمومی از کنترل علائم است.

جایگاه کنترل درونی این باور را بازنمایی می­ کند که سلامتی به رفتارهای خود فرد وابسته است. بیمارانی با این نگرش به ضرورت پیشایندها برای فعال سازی استراتژی­های مقابله­ای در هر دو نوع بیماران سوماتوفرم و آسم توجه می­ کنند.

جایگاه کنترل اجتماع بیرونی به معنی این است که سایرین قدرتمند، مثلاً والدین یا پزشکان اهمیت کنترل علائم را تعیین می­ کنند. این مفهوم رفتار جستجوی کمک را برای بیماران راه­اندازی می­ کند.

بیمارانی با جایگاه کنترل تقدیر یا سرنوشت بر این باور متقاعد شده ­اند که سلامتی آن­ها تحت تأثیر سرنوشت،شانس یا وقایع تصادفی است. در این افراد بخاطر رفتار بیماری منفعلانه هم در اختلالات سوماتوفرم هم در آسم انتظار می­رود که ناسازگار باشند.

ارزیابی کنترل آسم باید شامل کنترل آشکارسازی­های بالینی و کنترل خطرات آینده قابل پیش ­بینی برای بیماران مانند حالت تشدید یافته، کاهش عملکرد ریوی سریع و عوارض جانبی درمان باشد. در کل دستیابی به کنترل بالینی خوب بیماری آسم ما را به سمت کاهش خطر تشدید آن هدایت می­ کند.

محققان درمان­های روانشناختی را برای نشانه­ها و علائم آسم مورد بررسی و پژوهش قرار دادند. مداخلات روانشناختی از جمله درمان شناختی،بازسازی شناختی،درمان رفتاری، آموزش تن آرامی،بیوفیدبک،مدیریت استرس،و درمان شناختی رفتاری مدیریت استرس،تأثیر مثبتی را در بهبود وضعیت این بیماران گزارش کرده­اند.

براساس تئوری تعامل بین ذهن و بدن،اعتقاد بر این است که درمان روانشناختی ممکن است در بهبود حال بیماران آسم مفید واقع شود.

محققان معتقدند درمان­هایی که برای بیماران آسم در نظر گرفته می­شوند باید اضطراب و افسردگی و نشانه­ های روانی و علائم جسمانی این بیماران را کاهش دهند و باعث بهبود سلامت عمومی در این بیماران شوند (فاطمه رضایی و همکاران 1390).

1-3. اهمیت و ضرورت

آسم نوعی بیماری التهابی مزمن مجاری هوایی است كه با تنگی گسترده­ی مجاری هوایی همراه است و با علائم سرفه،ویزینگ و حمله­های تنگی نفس مشخص می­شود.طبق بررسی­های انجام شده 5 درصد از كل جمعیت جهان مبتلا به آسم بوده،ودرایالات متحده آسم ششمین علت بستری شدن در بیمارستان می­باشد و همچنین آسم موجب بیش از 27 میلیون بار مراجعه به پزشك و 6 میلیون روز غیبت از كار در سال در ایالات متحده شده وسالیانه باعث صرف هزینه­ای به میزان 18 درصدازدرآمدخانواده های مبتلا به آسم گردیده است. مرگ و میر ناشی ازآسم ازسال 1980 تا 1987، 31 درصد افزایش یافته است. (مظلومی و همکاران 1389).

آسم مسئله‌ای مهم در امر بهداشت و سلامت عمومی است.بیش از 150 میلیون نفر در جهان، از جمله تعداد قابل توجهی در ایران به این بیماری مبتلا هستند؛ به طوری كه این بیماری تحمیل هزینه زیاد، كاهش كارآیی و فعالیت مفید و عدم توانایی ادامه زندگی طبیعی بیماران در خانواده‌هایشان را سبب می‌شوند.

شواهد گسترش یافته­ای اشاره می­ کند که همبودی بیماری آسم و مشکلات سلامت روانی ممکن است بر عملکردهای روزمره و بکارگیری خدمات مراقبت از سلامت روان تأثیر معناداری بگذارد. به عنوان مثال یک مطالعه صورت گرفته توسط فلدمن دریافته است که بیماران مبتلا به آسم با حداقل یک بیماری روانی در مقایسه با بیماران مبتلا به آسم بدون بیماری روانی سطح بالای معناداری از علائم آسم،تخریب عملکردهای روزمره و بکارگیری داروها و درمان برای آسم را در گزارش کرده­اند.

جامعه ما ممكن است هزینه زیادی برای آسم كنترل نشده بپردازد.افراد و خانواده‌ها ممكن است مخارج غیر ضروری و زیادی همراه با وقت و انرژی برای مراقبت‌های اورژانس و یا بستری بیماران صرف كنند.زمانی كه افراد مبتلا، بیماری‌شان را كنترل كنند ‌تمام جامعه از كاهش این هزینه و افزایش كارایی سود می‌برند.تقریباً پنج درصد از تمام مردم جهان به آسم مبتلا هستند و اگر جامعه‌ای در حال توسعه شهری است، این نسبت ممكن است بیشتر هم باشد.

با تأكید بر این نكته كه عوامل روانشناختی و هیجانی از جمله اضطراب،افسردگی و استرس به عنوان عوامل محرك بیماری آسم در نظر گرفته می­شوند بنابراین شناسایی منابع استرس زا که باعث تشدید و کنترل ناپذیری علائم بیماری آسم می­شود ضرورت دارد.

1-4. اهداف پژوهش

1-4-1. اهداف کلی

تعیین نقش میزان استرس ادراک شده و جایگاه کنترل و خودکارآمدی در تبیین کنترل پذیری علائم بیماری آسم.

1-4-2. اهداف اختصاصی

1) تعیین ارتباط میزان استرس ادراک شده با کنترل­پذیری علائم آسم.

2) تعیین رابطه کانون کنترل سلامت با کنترل­پذیری علائم آسم.

3) تعیین ارتباط خودکارآمدی با کنترل­پذیری علائم آسم.

1-4-3. اهداف کاربردی

با توجه به اینکه اخیراً استفاده از روش­های مدیریت استرس به شیوه ­های شناختی رفتاری برای کاهش برخی مشکلات جسمی و روانی ناشی از بیماری­های جسمی کاربرد مؤثر داشته است می­توان امیدوار بود با آموزش مدیریت استرس به بیماران در جهت افزایش آگاهی در ارتباط با منابع استرس­زا در زندگی یاری کنیم و در نهایت در افزایش کنترل علائم بیماری آسم و بهبود سلامت عمومی مبتلایان گامی برداریم.

با توجه به مطالعات صورت گرفته در زمینه جایگاه کنترل می­توان درصدد ایجاد پروتکل­های درمانی به منظور افزایش جایگاه کنترل درونی بیماران مبتلا به آسم و در نتیجه افزایش کنترل­پذیری علائم آسم برآمد.

با توجه به اینکه خودکارآمدی پایین با کارکرد ضعیف ریوی مرتبط است ارتقای رفتارهای خود­مراقبتی و خودکارآمدی امری حیاتی در مدیریت موفق کنترل علائم آسم نشان داده شده است. بنابراین می­توان با آموزش خودمدیریتی توأم با خودکنترلی در پیشرفت پیامدهای کلینیکی بیماران آسمی مؤثر واقع شد.

1-5. سوالات و فرضیه های پژوهش

1-5-1. سوالات پژوهش

هریک از متغیرهای استرس ادراک شده،جایگاه کنترل درونی و بیرونی و خودکارآمدی آسم چه سهمی در پیش ­بینی کنترل علائم آسم دارند؟

1-5-2. فرضیه های پژوهش

1)با افزایش استرس ادراک شده کنترل علائم آسم کاهش می­یابد.

2)با افزایش میزان کنترل درونی کنترل­ علائم آسم افزایش می­یابد.

3)با افزایش میزان کنترل بیرونی کنترل علائم آسم کاهش می­یابد.

4)با افزایش خودکارآمدی کنترل علائم آسم افزایش می­یابد.

1-6. متغیرهای پژوهش

1-6-1. متغیرهای پیش بین

1) استرس ادراک شده.

2) کانون کنترل سلامت.

3) خودکارآمدی.

1-6-2. متغیرهای ملاک

میزان کنترل علائم آسم.

تعداد صفحه :195

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی اثربخشی طرح­واره درمانی بر خشم سرکوب شده دانشجویان با نشانگان افسردگی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه فردوسی مشهد 

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

گروه روانشناسی

پایان نامه برای اخذ درجه کارشناسی رشته

بررسی اثربخشی طرح­واره درمانی بر خشم سرکوب شده دانشجویان با نشانگان افسردگی

استاد مشاور:

جناب آقای دکتر بهرامعلی قنبری هاشم­آبادی

اسفند 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 1

فصل اول مقدمه پژوهش

بیان مساله. 3

اهمیت و ضرورت پژوهش.. 4

هدف های پژوهش.. 6

فرضیه های پژوهش.. 6

متغیرهای پژوهش و تعریف عملیاتی آنان. 6

فصل دوم گستره نظری و ادبیات پژوهش

افسردگی. 8

خشم. 16

خشم و پرخاشگری. 16

تظاهر درونی و بیرونی خشم. 17

کنترل درونی و بیرونی خشم. 17

پرخاشگری از دیدگاه روانکاوی. 18

چارچوب نظری مدل مبتنی بر طرحواره 24

طرحوارههای ناسازگار اولیه. 25

منشأ طرحوارههای ناسازگار اولیه. 26

حیطه های طرحواره های ناسازگار اولیه. 26

ذهنیت های طرحواره ای. 32

تکنیک های طرحواره درمانی. 33

جمع بندی. 37

فصل سوم – روش پژوهش

طرح پژوهش.. 38

شرکت کنندگان. 38

ابزار گردآوری داده ها 38

پرسشنامه افسردگی بک.. 38

پرسشنامه خشم سرکوب شده 39

پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه. 40

روش اجرای پژوهش.. 41

تجزیه و تحلیل اطلاعات. 41

فصل چهارم-یافته های پژوهش

یافته های پژوهش.. 42

داده های جمعیت شناختی. 42

بررسی توصیفی داده های خام 43

تجزیه و تحلیل استنباطی فرضیه های تحقیق. 45

غربالگری و تحلیل داده ها 45

فرضیه ها 46

فرضیه اول. 46

فرضیه دوم 47

فرضیه سوم 49

فصل پنجم – بحث و نتیجه گیری

مقدمه. 53

فرضیه های پژوهش.. 53

فرضیه اول. 53

فرضیه دوم 54

فرضیه سوم 56

محدودیتهای پژوهش.. 57

پیشنهادات. 57

منابع. 58

منابع انگلیسی : 60

پیوست.. 64

پیوست1: پرسشنامه افسردگی بک 2. 64

پیوست 2: پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه. 68

پیوست 3 – پرسشنامه خشم سرکوب شده 71

چکیده

در مطالعات روان تحلیلگری، منشا شکل­ گیری افسردگی را خشم سرکوب شده در روابط بین فردی شناسایی کرده­اند. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی طرح­واره درمانی بر خشم سرکوب شده و افسردگی ناشی از آن در دانشجویان با نشانگان افسردگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه­ فردوسی مشهد، که با شکایت افسردگی به کلینیک­ دانشگاه­ مراجعه می­ کنند، تشکیل می­دهد. نمونه آماری این پژوهش را 30 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، مقطع لیسانس که با شکایت افسردگی با خشم سرکوب شده به کلینیک دانشگاه ارجاع نموده ­اند، تشکیل می­دهد. نمونه گیری در این پژوهش بصورت در دسترس بود. در این پژوهش طرح­واره درمانی بعنوان متغیر مستقل در گروه آزمایش اجرا شد، و متغیرهای خشم سرکوب شده(مولفه های خشم سرکوب شده و مهار افراطی آن) و افسردگی(پرسشنامه افسردگی بک – 2) و طرح­واره های ناسازگار اولیه(پرسشنامه طرحواره های یانگ) بعنوان متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که طرح­واره درمانی سبب بهبود نمرات متغیرهای افسردگی، خشم سرکوب شده و مهار افراطی آن در مقایسه با گروه کنترل شد(05/0>p). همچنین در این نمونه پژوهشی، طرح­واره های ناسازگار اولیه (محرومیت هیجانی، خویشتن داری، بازداری هیجانی و رهاشدگی) سهم معنادار در پیش بینی خشم سرکوب شده آنان داشتند. یافته­ی این پژوهش چنین بود که خشم سرکوب شده سهم معنی دار در پیش بینی افسردگی افراد با نشانگان افسردگی داشته و طرح­واره درمانی می تواند درمانی اثربخش در بهبودی این نوع از افسردگی باشد.

کلید واژه ها : طرح واره درمانی ، خشم سرکوب شده ، افسردگی

فصل اول: مقدمه پژوهش

افسردگی اختلال شایعی است که هزینه زیادی به بیمار و سیستم بهداشت روانی جامعه تحمیل می کند. هزینه های درمان، از دست دادن کار و افت کارکرد شغلی و اجتماعی ناشی از افسردگی در آمریکا سالانه نزدیک به 43 میلیارد دلار است. هزینه تشخیص و درمان افسردگی نسبت به سایر اختلالات پزشکی هنوز هم کمتر است اما هزینه هایی که افسردگی درمان نشده ایجاد می کند، همیشه قابل توجه است( نیوتن – هاوز[1] ، دیور[2] ، تایر[3]، 2008).

یک مطالعه در انگلستان بار اقتصادی مشکلات روانشناختی را در بیماران مبتلا به اختلالات خلقی که در ارتباط با پزشکان عمومی خود هستند را 9/7 میلیارد پوند در سال تخمین زدند(مک کرون،[4] وانا سیری،[5] پاتل[6] ، 2008). اگرچه پژوهش مشابه پژوهشهای ذکرشده در جامعه ما مقدور نیست اما می توان حدس زد که آمارها در جامعه ما نیز اگر بیشتر نباشد، کمتر نبوده و مستلزم توجه بیشتر به تشخیص دقیق تر اختلال افسردگی و تدوین روان­درمانی موثرتر به منظور جلوگیری از عود و مزمن شدن اختلال است. بروز سالیانه اختلال افسردگی به نقل از کاپلان و سادوک (2007)، 59/1 است که دربین  زنان 89/1 درصد در مقابل مردان که 1/1 درصد است.

برای تبیین علت و سبب شناسی افسردگی فقط نمی توان به دنبال یک دلیل واحد بود. طبق مطالعاتی که توسط مکاتب مختلف صورت گرفته­است، شروع و سیر آن می تواند به متغیرهای زیست شناختی ، سابقه بیماری ، محیطی و روانی اجتماعی مربوط باشد( قاسم زاده، 1389).

بیان مساله

در راستای بررسی دلایل ابتلا به افسردگی، خشم[7] از جمله عواملی است که در بین بیماران افسرده از نظر بالینی مورد توجه قرار گرفته و آنرا یکی از دلایل ابتلا به افسردگی می دانند(سینیکا لوتونن[8]، 2007). خشم در بین افراد می ­تواند به شکلهای متفاوت ظاهر شود، از افرادی که خشم شان را انکار می کنند تا آنهایی که مشخصا تحریک پذیرند و رفتارهای پرخاشگرانه دارند(بوش[9]، 2013). افرادی که خشم شان را انکار می کنند اغلب ناتوان از تحمل آن هستند و اقدام به خودسرزنشی می کنند. برخی افراد نیز ممکن است خشم شدیدی در فانتزیها با مردم یا موقعیت های محیطی تجربه کنند ولی با فهمیدن آن مانع بروزش شوند. برخی افراد نیز ممکن است پرخاشگر و تحریک پذیر باشند و احساس گناه شدیدی برای نحوه ای که خشم شان را نشان می دهند داشته باشند(بوش، 2013).

اسپیلبرگر[10](2000) با تدوین پرسشنامه حالت – صفت و بیان خشم، خشم را یک پدیده چند بعدی متشکل از خشم درونی شده، خشم برونی شده و خشم کنترل شده بیان می کند. خشم درونی شده گرایش به فرونشانی افکار و احساسات دارد. خشم برونی شده گرایش به رفتارهای پرخاشگرانه نسبت به افراد و محیط دارد و خشم کنترل شده توانایی مانیتور کردن و ممانعت ازتجربه و بیان خشم دارد(برایدول[11]، 2007).

برایدول (2007) با انجام پژوهشی در مورد تمایز بین اضطراب، افسردگی و خصومت و رابطه بین خشم درونی شده، خشم برونی شده و خشم کنترل شده، این فرض را داشته که خشم درونی شده نقش مهمی در پیش ­بینی نشانه­ های افسردگی و اضطراب دارد و خشم برونی شده در نشانه های خصومت فقط نقش دارد. طبق یافته های او خشم درونی و برونی شده بطور مثبت و معناداری با افسردگی و اضطراب همبستگی دارد.

در بسیاری از مقالات و پژوهش های انجام شده، بر اهمیت کنترل خشم و برون ریزی آن تاکید شده ولی در مورد نقش فرونشانی خشم و خشم به درون برگشته در ابتلا به افسردگی مطالعات زیادی صورت نگرفته است (سینیکا لوتونن، 2007). در این بین، لانتون[12] (2007) از جمله معدود بررسی ها را در راستای نقش فرونشانی خشم بر افسردگی انجام داد و  نقش آنرا را به میزان زیادی با ابتلا به افسردگی همبسته می داند.

همچنین مطالعات سایکوداینامیک نیز بر نقش خشم در ابتلا به افسردگی تاکید داشتند. به نظر فروید خشم منع شده­ی به درون برگشته، محور اصلی داینامیک افسردگی است، اما اینکه افسردگی را تنها خشم به درون برگشته بدانیم ممکن است باوری ساده انگارانه بنظر برسد( بوش، 2013 ). از طرف دیگر مطالعات اپیدمیولوژیک بیان می کند که افسردگی با افزایش ریسک رفتار خشن و تند ارتباط دارد ( سوانسون[13]، 2013؛ به نقل از بوش، 2013). کووه[14] و همکاران ( 2013؛ به نقل از بوش، 2013 ) بیان می کنند که بیماران افسرده، خشم کلی بیشتری نسبت به بیماران اضطرابی و سوماتوفرم و گروه کنترل سلامت نشان می دهند. بکر[15] و لیزاک[16] ( 2013؛ به نقل از بوش، 2013 ) معتقدند؛ بیماران سرپایی با افسردگی شدید؛ خصومت پنهان مثل احساس گناه، خشم، رنجش، تحریک پذیری و سوظن بیشتری نشان می دهند تا خصومت آشکار بیرونی. وولفرسدورف[17] و کئیفر[18] ( 2013 ) نیز بیان می کنندکه، بیماران افسرده بستری سطح بالاتری از پرخاشگری منع شده و خصومت پنهان در مقایسه با پرخاشگری بیانی دارند. گولدمن[19] و هاگ[20] ( 2013 ؛ به نقل از بوش، 2013) طی مطالعه ای اظهار میدارند که، بیماران افسرده سرپایی در مقایسه با گروه کنترل که افسردگی نداشتند؛ خشم ، فرونشانی خشم و ترس از بیان خشم بیشتری نشان می دهند. برودی[21] و همکاران ( 2013 ؛ به نقل از بوش، 2013) خشم فرونشانده شده زیادی در افرادی که افسردگی شان بهبود یافته نسبت به گروه سالم یافتند، که در این بین ترس از بیان خشم منجر به آسیب روابط بین فردی آنها شده بود.

همگی این مطالعات نشان می دهد که خشم یک ویژگی برجسته در افسردگی است. همانطور که گفته شد فرونشانی خشم می تواند منبع تعارض و برگشت آن به سمت  ایگو باشد. از این منظر مهم است بدانیم که خشم و افسردگی چگونه با هم تعامل دارند. همچنین شناسایی درمانی که بتواند بر بهبود این مولفه موثر باشد، مهم تلقی می شود. طرح­واره درمانی، رویکردی است که تابه حال از این منظر به کار نرفته است، و شاید بتوان با شناسایی طرح­واره های ناسازگار اولیه ای که تاثیر گذار در این سرکوبی خشم هستند، درمانی موثر بر افسردگی ناشی از خشم سرکوب شده داشته باشیم. لذا سوالات تحقیق چنین مطرح می شوند که آیا فرضیه خشم سرکوب شده در بیماران افسرده صادق است و آیا طرح­واره درمانی، می تواند درمانی موثر بر افسردگی ناشی از خشم سرکوب شده باشد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش

افسردگی یکی از اصلی ترین عوامل از کارافتادگی در سراسر جهان است ( باپاکاستاس  و فاوا،  2008 ) . سازمان جهانی بهداشت  (WHO) که ضریب اثر 100 اختلال شایع جهان را در دست بررسی مداوم دارد ، سهم اختلال افسردگی در بین کل بیماریها و از کارافتادگی ها ناشی از آنها را به تنهایی 11 درصد تعیین کرده که در یک چشم انداز اثری بیشتر از سرطان است . به این ترتیب افسردگی پس از اختلالات قلبی – عروقی دومین اختلال شایع و هزینه برداری است که در دهه های آینده جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد (پیترسون،  2006).

طی مطالعه یعقوبی و شاه محمدی ( 1374 به نقل از فتی، 1382 ) در یک مطالعه شیوع شناسی در مناطق روستایی و شهری( استان گیلان ) شیوع اختلالات خلقی از جمله افسردگی را در ایران مورد بررسی قرار دادند ،که در آن اختلالات خلقی را 6/12 درصد و میزان شیوع اختلال افسردگی را 24/6 درصد گزارش کردند. در مطالعه ای مشابه در یک نمونه 619 نفری در شهرستان کاشان نیز ، شیوع اختلالات خلقی بطورکلی 8/11 درصد، اختلال افسرده خویی 6/7 درصد، افسردگی اساسی 2/4 درصد گزارش شده است( پالاهنگ ، براهنی ، شاه محمدی 1375 به نقل از فتی، 1382 ). لذا با توجه به آمارهای ذکر شده، در کشور ما نیز ضرورت توجه و تمرکز روی افسردگی محسوس و ضروری به نظر می رسد.

اغلب درمانگران معتقدند که خشم نقش محوری در داینامیک و ابتلا به افسردگی دارد. از طرف دیگر خطرات احتمالی اظهار خشم در بیماران افسرده بصورت ناگهانی نباید دور از انتظار داشت. در فعالیتهای بالینی این اعتقاد وجود دارد که با کمک به بیماران افسرده برای شناسایی خشم پنهانی شان که عوامل مختلف امکان برون ریزی آن را نمی دهد ( مثل ایگو ضعیف ) می توان در مسیر بهبودی فرد و از طرفی سلامت جامعه پیش رفته و از میزان آسیب­های ناشی از این عوامل کاست( سینیکا لوتون، 2007). با توجه به این که مطالعات مبسوط و جامعی در مورد نقش ، فرونشانی خشم و سرکوبی آن در ابتلا به افسردگی یافت نشد و بیشتر مطالعات در حوزه اختلالات اضطرابی ( هری والکونن  و لیندفورس، 2012؛ به نقل از سینیکا لوتون، 2007 ) یا اختلال شخصیت مرزی ( الیس مادن، 2000 ؛ به نقل از سینیکا لوتون، 2007)  بوده؛ لذا پرداختن به این مسئله در یک مطالعه جامع ضروری است.

هدف های پژوهش

هدف اصلی پژوهش

بررسی اثربخشی طرح­واره درمانی بر افسردگی دانشجویان افسرده

هدف‌های خاص

تعیین سهم پیش ­بینی پذیری مولفه خشم سرکوب شده در افسردگی دانشجویان افسرده

تعیین سهم پیش ­بینی پذیری مولفه طرح­واره های ناسازگار اولیه در افسردگی دانشجویان افسرده

فرضیه های پژوهش

فرضیه اصلی پژوهش

طرح­واره درمانی، باعث بهبود معنادار افسردگی گروه کنترل نسبت به گروه آزمایش می گردد.

فرضیه های فرعی پژوهش

مولفه طرح­واره­های ناسازگار اولیه، بطور معناداری افسردگی دانشجویان افسرده را پیش ­بینی می­ کند. 

مولفه خشم سرکوب شده، بطور معناداری افسردگی دانشجویان افسرده را پیش ­بینی می­ کند.

متغیرهای پژوهش و تعریف عملیاتی آنان

تعریف عملیاتی افسردگی

افراد در پرسشنامه افسردگی بک 2، نمره ای که حاکی از تجربه خفیف تا متوسط افسردگی(نمره 4 تا 28) است را دریافت کنند. این متغیر در تحقیق بعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد(بک، 2001).

تعریف عملیاتی خشم سرکوب شده

افرادی که در خرده مقیاس خصومت(HO) و مقیاس مهار افراطی-خصومت(O-H)[22] پرسشنامه MMPI[23] نمره ای که نشان دهنده تجربه سطح بالای احساس خصومت است(نمره بالای 12 برای خصومت و نمره بالای 20 برای مهار افراطی خصومت) را کسب کنند. این متغیر در تحقیق بعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته می­شود.

تعریف عملیاتی طرح­واره­های ناسازگار اولیه یانگ

افرادی که در پرسشنامه فرم کوتاه طرح­واره یانگ، نمره­هایی در خرده مقیاس­های چندگانه که نشان دهنده انواع طرح­واره­های ناسازگار اولیه هستند میانگین نمره بالاتر از 5/2 را کسب کنند. این متغیر در تحقیق بعنوان متغیر مستقل در نظر گرفته می­شود(یانگ، 1999).

 تعریف عملیاتی طرح­واره درمانی

طرح­واره درمانی رویکرد درمانی است که در آن با نشانه گرفته زیرساخت های شناختی – هیجانی اولیه، یعنی طرح­واره های ناسازگار اولیع، سعی در بهبود سلامت روانشناختی بیماران دارد. در این پژوهش بر اساس چارچوب درمانی یانگ اجرا این رویکرد درمانی مورد استفاده قرار گرفت(ضمیمه در پیوست).

تعداد صفحه :87

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی ایماگوتراپی بر نشانگان دیابت، افسردگی، رضایت زناشویی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه فردوسی مشهد
دانشکده علوم تربیتی و روا­ن­شناسی
پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی
عنوان
اثر بخشی ایماگوتراپی بر نشانگان دیابت، افسردگی، رضایت زناشویی و کانون کنترل سلامت بیماران مبتلا به دیابت نوع II
استادان مشاور
دکتر زهره سپهری شاملو
دکتر مژگان افخمی زاده
تابستان 94


(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
فهرست مطالب
چکیده 1
فصل اول: کلیات تحقیق.. 2
بیان مسأله. 2
فرضیه‌های پژوهش… 5
تعاریف عملیاتی مفاهیم پژوهش… 6
ایماگوتراپی.. 6
نشانگان دیابت.. 6
افسردگی.. 6
رضایت زناشویی.. 6
کانون کنترل سلامت.. 6
دیابت نوعII 6
فصل دوم: گستره نظری و پیشینه پژوهش… 7
مبانی نظری دیابت و نشانگان دیابت.. 7
دیابت.. 7
آناتومی و فیزیولوژی پانکرانس… 7
انواع دیابت.. 8
دیابت نوع 1. 8
دیابت نوع 2. 8
دیابت حاملگی.. 8
علائم بیماری.. 9
نشانه‌های دیابت نوع 2. 10
عوارض زودرس دیابت.. 10
عوارض دیررس دیابت.. 10
تفاوت انواع دیابت.. 11
آزمایشات تشخیص دیابت نوع2. 11
دیگر اقسام اختلال متابولیسم گلوکز(پیش دیابت ) 12
اختلال گلوکز ناشتا 12
آزمایش تحمل گلوکز مختل.. 12
آزمایش هموگلوبین AوC.. 12
افراد در معرض ابتلا به دیابت.. 13
کنترل سخت‌گیرانه دیابت.. 13
تأثیر روانشناختی بیماری مزمن.. 14
استرس و دیابت.. 14
رابطه استرس با دیابت.. 16
درمان دیابت.. 16
مبانی نظری افسردگی.. 17
اختلال‌های خلقی.. 17
ویژگی‌های کلی اختلالهای خُلقی.. 17
انواع اختلال‌های خلقی.. 18
افسردگی اساسی.. 18
ویژگیهای دوره افسردگی اساسی.. 19
اختلال دو قطبی.. 20
اختلالهای افسردگی.. 21
انواع افسردگی.. 21
ویژگی‌های تشخیصی.. 22
تقسیم بندی دیگری از افسردگی.. 22
افسردگی‌های اولیه. 22
افسردگی‌های ثانویه. 22
افسردگی سایکوتیک. 22
افسردگی کند. 22
افسردگی اضطرابی. 22
افسردگی از نظر مبدا 22
افسردگی واکنش یا نوروتیک. 22
افسردگی خودبخودی یا آندروژن. 22
سبب شناسی در افسردگی.. 23
رویکردهای افسردگی.. 23
علل افسردگی درمکاتب مختلف 23
مکتب روانکاوی.. 23
مکتب رفتاری.. 23
رویکرد شناختی.. 23
مکتب اجتماعی.. 24
مکتب وجودی.. 24
مکتب بیولوژی.. 24
عوامل علیتی.. 24
همه گیر شناسی و شیوع افسردگی.. 25
اندوه پس از زایمان. 25
اختلال افسرده خویی.. 26
مبانی نظری رضایت زناشویی.. 27
نارضایتی زناشویی.. 29
تاریخچه رضایت مندی زناشویی.. 29
تفاوتهای جنسیتی و رضایت زناشویی.. 29
عوامل موثر درافزایش کیفیت زندگی زناشویی.. 30
مشخصات فردی.. 30
شیوه‌های فرزند پروری.. 30
جنسیت.. 31
وضعیت اجتماعی اقتصادی وشغلی.. 31
سلامتی.. 31
عوامل ارتباطی.. 31
مدت ازدواج. 31
روابط قبل از ازدواج. 31
الگوهای ارتباطی. 31
تقسیم وظایف.. 32
کیفیت زناشویی همسران. 32
عوامل خارجی.. 33
ویژگی‌های والدین.. 33
تاثیر خانواده و دوستان. 33
عوامل موثر بر سازگاری زوجین و بهبود کیفیت زندگی زناشویی.. 34
دیدگاه‌های عوامل موثر در افزایش رضایت مندی زناشویی.. 35
مولفه‌های موثر بر رضایت زناشویی.. 35
عشق.. 35
همدلی.. 35
محبت.. 36
صمیمیت.. 36
تعهد. 37
احساس مسئولیت.. 38
احترام متقابل.. 38
وفاداری.. 38
اعتماد. 38
مبانی نظری کانون کنترل سلامت.. 39
الگوهای سلامت.. 39
الف) الگوی پزشکی.. 39
ب) الگوی محیطی.. 40
پ) الگوی کلی نگر. 40
تاریخچه منبع کنترل. 40
تعریف منبع کنترل. 41
نظریه‌های مختلف در خصوص منبع کنترل. 41
نظریه اسناد. 41
نظریه توازن‌هایدر 42
نظریه اسنادی واینر. 42
نظریه یادگیری اجتماعی.. 42
نظریه جایگاه مهار سلامت.. 43
رابطه چند ویژگی با منبع کنترل. 44
تفاوتهای سنی و جنسیت در منبع کنترل. 44
تفاوتهای نژادی و اجتماعی اقتصادی در منبع کنترل. 44
تفاوتهای رفتاری و منبع کنترل. 44
سلامتی جسمانی و منبع کنترل. 45
یادگیری و منبع کنترل. 45
اساس نظری جایگاه مهار سلامت.. 46
هدف نظریه جایگاه کنترل سلامت.. 48
کنترل فردی و سلامت.. 48
مبانی نظری ایماگوتراپی.. 49
تاریخچه. 49
تعریف.. 50
مراحل تحولی در درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی.. 51
مروری بر آسیب شناسی در سایر دیدگاه‌ها 52
دیدگاه روانکاوی.. 52
درمانگری سیستمی مشکلات زناشویی.. 53
دیدگاه ساختاری.. 53
دیدگاه شناختی.. 53
رویکرد رفتاری و شناختی- رفتاری 53
گشتالت درمانی.. 54
زوج درمانی بینش – محور (IOCT) 55
درمان مبتنی بر روابط فردی.. 55
نظریه روابط شیء 55
نظریه دلبستگی.. 55
زوج درمانی هیجان مدار 56
نظریه نظام‌های خانواده (بوئن) 56
آسیب شناسی در درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی.. 57
تکنیک‌های درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی.. 59
گفتگوی آگاهانه. 59
اصول سه گانه گفتگوی آگاهانه. 60
آیینه سازی.. 60
اعتبار بخشی.. 60
همدلی.. 61
رمانتیک سازی مجدد. 61
لیست تعجب.. 62
لیست تفریح. 62
ایماگو. 62
تکنیک کشسانی.. 63
تکنیک صحنه مرکزی تجدید نظر شده 63
جمع بندی کلی. 66
فصل سوم: طرح پژوهش… 64
روش پژوهش… 66
شرکت‌کنندگان. 66
ابزار پژوهش… 67
الف)پرسشنامه جایگاه کنترل سلامت چند وجهی والستون (MHLCS) 67
ب)مقیاس افسردگی بک (II-  (BDI 68
ج) مقیاس رضایت زناشویی.. 68
د) نشانگان دیابت (Hb A1C) 68
ه) طرح ایماگوتراپی.. 69
شیوه اجرا 70
روش‌های تحلیل آماری داده‌های پژوهش… 71
فصل چهارم: تجزیه وتحلیل داده‌ها 72
الف) اطلاعات جمعیت شناختی.. 73
ب) توصیف داده‌ها 73
ج: آمار استنباطی.. 75
تحلیل داده‌ها وآزمون فرضیه‌های پژوهش… 75
آزمون بررسی فرضیه نرمال بودن توزیع متغیرها در جامعه. 76
مقایسه نمرات دو گروه در خط پایه(پیش آزمون) 76
فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.. 84
بحث و نتیجه گیری.. 84
نتیجه‌گیری کلی.. 88
محدودیت‌ها 89
پیشنهادها 90
منابع.. 91
پیوست‌ها 104
 چکیده
هدف اصلی پژوهش بررسی اثربخشی ایماگوتراپی برکاهش نشانگان دیابت، افسردگی، رضایت زناشویی و کانون کنترل سلامت زنان متاهل مبتلا به دیابت نوع II بود. روش پژوهش شبه تجربی از نوع پیش آزمون ـ پس آزمون باگروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به بنیاد بین المللی کنترل وپیشگیری دیابت شهر مشهد در بهار 1394 بود. نمونه این پژوهش شامل 20 زن متاهل مبتلا به دیابت نوع II که به همراه همسرشان در این طرح شرکت داشته و به صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش (10 زوج) و کنترل (10 زوج) جایگزین شده بودند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، اندازه‌گیری نشانگان دیابت HbA1c) )، افسردگی بک، رضایت زناشویی انریچ، کانون کنترل سلامت والستون بود. پس از اجرای پیش‌آزمون، زوجهای گروه آزمایش بمدت 10 جلسه 120 دقیقه‌ای تحت ایماگوتراپی قرار گرفتند. در پایان دوره درمان، پس‌آزمون گرفته شد. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس و کوواریانس چند متغیره با نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که نشانگان دیابت وافسردگی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش و رضایت زناشویی افزایش یافته است و ایماگوتراپی بر روی کانون کنترل سلامت (درونی) تاثیرگذار بوده و بر کانون کنترل سلامت (قدرت دیگران و شانس) زنان متاهل مبتلا به دیابت نوع دوم تاثیر گذار نبوده است.
واژه‌های کلیدی: ایماگوتراپی، نشانگان دیابت، افسردگی، رضایت زناشویی، کانون کنترل سلامت، دیابت نوع II
 فصل اول: کلیات تحقیق
بیان مسأله
دیابت یکی از شایع‌ترین بیماری‌های مزمن است که نقش عوامل روانشناختی در آن، مورد توجه پژوهش‌های مختلف قرار گرفته است. دیابت هم اکنون بعنوان یکی از نگرانی‌های عمده سلامت عمومی در هزاره سوم شناخته می شود که پنجمین دلیل مرگ و میر در جهان محسوب می‌گردد[1]. این بیماری سالانه موجب 4 میلیون مرگ می شودکه حدود 9 درصد مرگ‌های سراسر جهان است (شریفی‌راد، آزادبخت، آوا و محبی، 1390). درطول دهه‌های گذشته، جنبه‌های روانشناختی دیابت نظر بسیاری از متخصصان را به خود جلب کرده است. زیراکه دیابت بعنوان یکی از پر زحمت‌ترین بیماری‌های مزمن از لحاظ هیجانی و رفتاری به شمار می‌آید (عدیلی، لاریجانی و حقیقت پناه، 2006، نقل از امیری، آقایی و عابدی، 1389). دیابت نوع 2 بیماری است که عدم هماهنگی بین نیاز بدن به افزایش ترشح انسولین و توانایی بدن در انجام این کار می باشد. در ابتدابا مقاومت به انسولین شروع می شود، به صورتی که سلول‌های ماهیچه ای، کبد و چربی‌ها از انسولین به خوبی استفاده نمی کنند. بنابراین پانکراس به علت افزایش نیاز سلول‌های بدن به قند انسولین بیشتری می سازد و به تدریج توانایی خود را برای ترشح انسولین کافی قند خون ناشی از غذااز دست می‌دهد. از آنجا که مهمترین دلایل افزایش نیاز به انسولین، افزایش توده چربی بدن (چاقی و اضافه وزن) و کاهش فعالیت فیزیکی می‌باشد، افزایش وزن اضافی و بی تحرکی سبب افزایش شانس ابتلابه دیابت نوع2 می‌شود. درمان شامل کاهش وزن، ورزش منظم، استفاده از داروهای دیابت، مصرف آسپرین روزانه، کنترل فشار خون و کلسترول می‌باشد. داروهای دیابت به تحرک ترشح انسولین و موثر شدن انسولین کمک می‌کند (عبداللهی، حسین‌پور، رجب و رمضانی،1390). آزمایش همو گلوبین ای وان سی، یک آزمایش خون بسیار رایج می‌باشد که برای غربالگری بیماران دیابتی کارآیی داشته و نشان می‌دهد بیماران به چه میزان در کنترل بیماری دیابت موفق بوده اند.آزمایش هموگلوبین ای وان سی(Hb A1C)  نشانگر میزان گلوگز (قند) همراه با هموگلوبین موجود در خون و میانگین قند خون بیمار در 2 تا 3 ماه گذشته است. بنابراین در صورتی که میزان قند خون در 2 یا 3 ماه گذشته بالا باشد نتیجه این آزمایش نشان دهنده کنترل نامناسب قند خون و در نتیجه امکان بروز عوارض بیشتر دیابت می‌باشد.
شیوع بیماری دیابت بطور کلی در جهان و به طور خاص در ایران و عوارض و آسیب‌هایی که این بیماری برای فرد و جامعه ایجاد می‌کند مطالعه در باره متغیرهای مربوط به این بیماری را ایجاب می‌کند.
این بیماری در اواخر قرن بیستم پراکندگی گسترده ای پیدا کرده و میلیون‌ها نفر در سراسر جهان رادرگیر نموده است. این درحالی است که بیشترین افزایش درکشورهای در حال توسعه (مانندایران) اتفاق می‌افتد وبه رشد جمعیت، پیری، رژیم‌های ناسالم، چاقی و سبک زندگی بدون تحرک وابسته است. سازمان بهداشت جهانی تخمین زده است که تعداد بیماران دیابتی درایران در سال 2030 میلادی سه میلیون نفر افزایش خواهد یافت (سازمان بهداشت جهانی،2006).
یکی از مسائل بسیار مهم این است که امروز دنیا برای پیشگیری و کنترل دیابت هزینه‌های زیادی را صرف می کنددرحالی که روز به روز بر تعداد بیماران افزوده می‌گردد. طبق نظر انجمن دیابت امریکا در ایالت متحده هزینه ای که دولت صرف بیماران دیابتی می‌کند بیش از 100میلیون دلار در سال می‌باشد که قسمت اعظم این هزینه صرف درمان عوارض بیماری دیابت می‌گردد (پیتا، فتکوپولو، کیوسیگلو، 2002). دیابت نوع 2 سابقاً دیابت غیر وابسته به انسولین نامیده می‌شد. این نوع دیابت متداول ترین نوع دیابت است که در هر سنی حتی در طی دوران کودکی ایجاد می‌شود.
 شیوع دیابت و طبعات این بیماری این ضرورت را مطرح می‌کند که درباره این بیماری و خصوصا راهکارهای پیشگیری مطالعات لازم صورت گیرد. بنابراین اهمیت و ضرورت در این تحقیق از چند جنبه قابل بررسی است، همراهی بین دیابت و افسردگی توجه بیشتری را در مطالعات در آینده مطرح می‌سازد. بنابراین، با علم به اینکه افسردگی در بیماران دیابتی پدیده ای چند عاملی است و پیشگیری از آن پیچیده بوده و عوامل متعدد می‌توانند در بروز آن موثر باشد، بدیهی است تعیین عوامل خطری نظیر رفتارهای خود مراقبتی ضعیف، عدم حمایت اجتماعی، خصوصیات جمعیت شناختی، عوارض دیابت و استرس‌های عمده زندگی که در بروز و پیدایش افسردگی در بیماران دیابتی موثرند،نقش مهمی در پیشگیری و کنترل افسردگی و ارتقاء سلامت بیماران دیابتی خواهد داشت (رحیمیان بوگر و تهرانی، 1391). در نتیجه عدم تشخیص و بالطبع عدم درمان به موقع افسردگی در بیماران دیابتی، مشکلات متعددی گریبانگیر این افراد که خود از عوارض عدیده دیابت در رنج هستند می‌گردد. از جمله این مشکلات کاهش کیفیت زندگی است که در نتیجه آن انگیزه بیمار جهت کنترل قند خون و درمان بیماری کاهش می‌یابد.
عدم پذیرش یا نقص در پذیرش دستورات رژیم غذایی یا دارویی توسط بیمار، افزایش نیاز به استفاده از مراقبت‌های بهداشتی و درنتیجه افزایش هزینه‌ها، کم توجهی به توصیه‌ها و مداخلات انجام شده جهت کنترل وزن، احتمال افزایش سوء مصرف الکل و داروهااز مشکلات بیماران دیابتی افسرده می‌باشد (فینکنشتاین، 2002).
براساس یافته‌های پژوهش‌های همه گیر شناسی، حداقل یک سوم بیماران مبتلا به دیابت از اختلالات خلقی به خصوص افسردگی بالینی رنج می‌برند مطالعات دیگری شیوع افسردگی در بیماران مبتلا به دیابت را بین 24درصد تا 30 درصد گزارش کرده اند که نشان دهنده خطر مهم افسردگی در خود مراقبتی و در نهایت پیش آگهی نا مطلوب دیابت است[2]. افسردگی[3] در بیماران مبتلا به دیابت می‌تواند با بی اشتهایی، ایجاد بی نظمی در رژیم غذایی یا نپذیرفتن تزریق انسولین از طرف بیمار همراه شود ودر نتیجه درمان و کنترل دیابت را دشوار سازد (مدهو و اسرایدهر، 2005). افسردگی در بیماران دیابتی بسیار شایع و حدود حد اقل 5/1برابر تا2 برابر (اسوارد،2004) جمعیت عادی است. همچنین شواهدی وجود دارند که نشان می‌دهند سیر افسردگی در بیماران دیابتی، مزمن‌تر و شدید تر است (سرویت، وانتیلبرگ، زوکر، مک‌کاسکیل، 2002). افسردگی در بیماران دیابتی با کنترل ضعیف قند خون وهموگلوبین گلیکوزیله بالاتر، عوارض بیشتر و شدید تر دیابت و افزایش هزینه مراقبت‌های بهداشتی رابطه دارد(اسوارد،2004؛ عطاری و همکاران، 2006). مطالعه کرندین و کوهالولوا نشان داده است که شیوع افسردگی در بیماران دیابتی 3/61 درصد می‌باشد که بین 40 تا 60 درصد از افسردگی متوسط تا شدید رنج می‌برند.
از طرفی بیماری یا سلامت جسمانی، رضایت زناشویی را تحت تاثیر قرار می‌دهد (کانو و همکاران 2000،2004).‌هالفورد (1384) معتقد است، میزان حمایت‌های عاطفی (مانند گوش دادن همدلانه به درد و دل‌های همسر) و عملی (مانند کمک کردن به دیگران) که زوجین به یکدیگر ابراز می‌کنند به طور قابل توجهی رضایتمندی از رابطه را در عرض سال‌های اولیه ازدواج پیش بینی می‌کند. و رابطه معنی داری بین عدم پذیرش زوجین از سوی خانواده‌های یکدیگر و توفیق یا عدم توفیق در زندگی وجود دارد. اساس نتایج پژوهشهای متعددی که در زمینه‌های مختلف از جمله تأثیر این رویکرد بر رضایت زناشویی(پینتر، 1995؛ویگل، 2006؛ ویسی، 1385)؛ صمیمیت زوج‌ها (اعتمادی و همکاران، 1385) تغییر نگرش نسبت به انتخاب همسر (مساعد، 1385) انجام گرفته است یک رویکرد مثبت و مؤثر در بهبود روابط زوج‌ها و ارتقاء مهارتهای ارتباطی آنان بوده است.
از طرفی دیگر متغیر موثر بر افراد دیابتی کانون کنترل سلامت است که بر توسعه و پیشرفت رفتارهای بهداشتی و ظرفیت درمانی و تبیین مشکلات بهداشی شناخته شده است. بر اساس نظریه لونتال[4] و همکاران بیماران رفتار و واکنش‌های هیجانی خویش به بیماری را بر اساس ادراکات خود از ماهیت، علل، پیامد، کنترل پذیری و درمان پذیری و مدت زمان بیماری تنظیم می‌نمایند. مفهوم منبع کنترل[5]، خصیصه ای شخصیتی است راتر منبع کنترل را عبارت از انتظار کلی فرد از نتایج یک رویداد تعریف می‌کند که یا در درون یا در فراسوی کنترل و فهم شخصی وی وجود دارد. از یکسو، افراد با منبع کنترل بیرونی، رویدادها را ورای کنترل خود ادراک می‌کنند و نتایج و برآیندهای رویدادها را به شانس، بخت یا تحت کنترل دیگران نیرومند نسبت می‌دهند و یا معتقدند که رویدادها به دلیل پیچیدگی‌های زیاد در محیط، غیر قابل پیش بینی هستند. از سوی دیگر، افراد با خصیصه شخصیتی منبع کنترل درونی بر این باورند که رویداد، به رفتار و خصیصه‌های نسبتا دائمی‌شان بستگی دارد. چنین افرادی، باور دارند که می‌توانند از طریق پاداش‌ها، مهارت‌ها، توانایی‌ها و خصیصه‌های شان بر نتایج، اثر بگذارند (به نقل از مسعودنیا، 1386). یافته‌های پژوهشی از این فرضیه حمایت می‌کنند که منبع کنترل تعدیل کننده استرس روانشناختی است(اسپکتور[6] و آکونل[7]، 1994؛ نیوتون[8] و کنان[9]، 1990؛ به نقل از زاهدنژاد، 1389). برخی دیگر از پژوهش‌ها نشان داده اند که منبع کنترل درونی پیش بینی کننده خوبی برای سازگاری و مقابله با بیماری است(ژاکوبسون[10] و همکاران، 1990؛ میلز[11] و همکاران، ؛1995به نقل از مشکی، 1389).
تحقیقات شوارتز(2005) نشان داده است کانون کنترل درونی سلامت در امیدواری، پیشگیری از بیماری افراد مبتلا به بیماریهای مزمن نقش دارد و این افراد باور دارند که سلامت بهداشت و کیفیت زندگی در دست آنهاست که آنها را در تشخیص و کنترل فشار روانی کمک می‌کند.
 و از آنجایی که دیابت تمام جنبه‌های زندگی شخص اعم از تغذیه، ورزش وشغل، تفریح و زندگی خانوادگی واجتماعی، رضایت زناشویی، وضعیت روحی و روانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بنابراین پژوهشگر سعی دارد درمان ایماگوتراپی را که درمانی مبتنی بر حل تعارضات و بر پایه بازسازی ارتباط زوجین است به کار گیرد. از آنجا که ارتباط زوجین امری تأثیرگذار بر سایر جنبه های زندگی فرد بوده و زندگی فرد دیابتی نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد. پژوهشگر به تأثیر این شیوه درمانی بر متغیرهای مورد بررسی این پژوهش خواهد پرداخت.
 ایماگوتراپی یا تصویرسازی ارتباطی فرآیندی است که در آن به زو جها آگاهی و اطلاعا ت و مهمتر اینکه به آنها آموزش داده میشود که در مورد جنبه‌های ناخودآگاه روابطشان آگاه شده و ریشه تعارضاتشان را مورد بررسی قرار دهند، به جای اینکه سعی کنند آن را به صورت سطحی حل کنند(لیپثروت، 2005؛به نقل از ویسی، 1385). ایماگوتراپی فقط یک مجموعه تکنیک نیست، بلکه نظام اعتقادی دربارۀ رابطه مشترک متعهدانه است. گفتگوی سه بخشی زوجین، مداخله ای تسهیل کننده است.اولین گام، منعکس سازی است، گوش دادن فعالی که در آن از طریق فرایند انعکاسی هردو همسر مطمئن می‌شوند که محتوای گفتگوی طرف مقابل را دقیق شنیده است. گام دوم اعتباربخشی که بین دو شکاف پل ایجاد میکند. که براساس کار بابر (1958) و مطالعات او در موردغیر ممکن بودن ادارک محض، پایه ریزی شده است (ادراکات وابسته به تعبیر و تفسیر دنیای درون روانی فرد هستند)، بابر اعتبار بخشی را به عنوان شیوه ای که در آن ضرورتی جهت تأیید دیگری نیست، اما به واقعیت قابل درک بودن معروف است، تدوین کرده که وابسته به چهار چوب و بافت درون فرد است. اضافه شدن بخشهای عاطفی و همدلی در این فرآیند براساس کارهای ‌هافمن است ایماگوتراپی بین دو سطح همدلی تمایز قائل شده است، همدلی شناختی و همدلی پیش بین. در گام سوم به زوجین کمک می‌شود که گفتگوی خود را ساختارببخشند. زوجین گفتگوی با ساختار خود را شروع میکنند. سطوح گفتگوی زوجین براساس سطح هنری است که دلگیر کننده است و براساس سه گام قبلی ترکیب شده و یک جریان تازه ای که تعاملات در آن همزیستانه نیست، به وجود می‌آید، گفتگوی زوجین ساختار اساسی برای مداخله در ایماگوتراپی است (برگر و‌هانا،1999). بنابراین پژوهشگر درصدد بیان این مساله است که آیا درمان ایماگوتراپی بر نشانگان دیابت، افسردگی، رضایت زناشویی، کانون کنترل سلامت زنان متاهل مبتلا به دیابت نوع دوم اثر بخش می‌باشد.
ضرورت دیگر این تحقیق، اهمیت مطالعه در باره رضایت زناشویی و نقش آن در پیشگیری و کاهش مشکلات خانواددگی وکاهش طلاق می‌باشد و همچنین کانون کنترل سلامت به عنوان یک متغییر، تعدیل کننده اساسی در کاهش مشکلات بیماریها به خصوص دیابت باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.
 فرضیه‌های پژوهش
-ایماگوتراپی موجب کاهش نشانگان دیابت زنان متاهل مبتلا به بیماری دیابت نوع II می‌شود.
-ایماگوتراپی موجب کاهش افسردگی  زنان متاهل مبتلا به بیماری دیابت نوع II می‌شود.
-ایماگوتراپی موجب افزایش رضایت زناشویی زنان متاهل مبتلا به بیماری دیابت نوع II می‌شود.
-ایماگوتراپی موجب درونی شدن کانون کنترل سلامت(درونی-افرادموثر- شانس) زنان متاهل مبتلا به بیماری دیابت نوع II می‌شود.
 تعاریف عملیاتی مفاهیم پژوهش
ایماگوتراپی
منظور طرح ایماگوتراپی گروهی است که شرکت کنندگانها در 10 جلسه 120 دقیقه ای شرکت می‌کنند (مطابق پیوست).
نشانگان دیابت
منظور نمره ای که شرکت کنندگان از تست (Hb A1C) بدست می‌آورند.
افسردگی
 منظور نمره ای که شرکت کنندگان از پرسشنامه افسردگی بک (II-  (BDI بدست می‌آورند.
رضایت زناشویی
 منظور نمره ای که شرکت کنندگان از مقیاس رضایت زناشویی (Enrich-47 ) بدست می‌آورند.
کانون کنترل سلامت
 منظور نمره ای که شرکت کنندگان از پرسشنامه کنترل سلامت چند وجهی والستون(MHLCS) بدست می‌آورند.
دیابت نوع دو: منظور شرکت کنندگانی است که پزشک متخصص بیماری دیابت نوع دوم را در آنها تشخیص داده باشد.
[1] Roglic , Unwin , Mathers, Tuomilehto , Nag, Connolly
[2] -Egede, Ellis, Grubaugh
[3] -Depression

  1. 1. Leventhal
  2. 2. locus of control
  3. 3. Spector
  4. 4. O`Connell
  5. 5. Newton
  6. 6. Keenan
  7. 7. Jacobson
  8. 8. Miles

تعداد صفحه :124
قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

پردیس علوم و تحقیقات شاهرود

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته  روانشناسی (MA)

گرایش: بالینی

عنوان :

مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                     شماره صفحه

چکیده 1

فصل اول : کلیات تحقیق

1-1 مقدمه : 3

1-2 بیان مسأله: 5

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق: 7

1-4 اهداف پژوهش: 8

1-5 فرضیه های تحقیق: 9

1-6 تعریف متغییرهای پژوهش: 9

1-6-1تعاریف مفهومی. 9

1-6-2تعاریف عملیاتی. 9

فصل دوم : مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق

2-1 مقدمه 11

2-2پرخاشگری: 12

2-3چشم اندازهای پرخاشگری و مبانی نظری آن. 13

2-3-1 نظریه های زیست شناختی. 14

2-3-2 دید گاه روان تحلیل گری. 15

2-3-3 نظریه های سائق. 16

2-3-4 نظریه یادگیری اجتماعی. 17

2-3-5 دید گاه تحولی. 19

2-3-6 دیدگاه شناختی. 20

2-3-7 دیدگاه شناختی ـ رفتاری. 21

2-4 تفاوتهای جنسیتی در رفتارهای پرخاشگرانه 22

2-5 پرخاشگری و ناسازگاری اجتماعی. 23

2-6 سازگاری. 24

2-7 عوامل مؤثر بر سازگاری. 25

2-7-1 خانواده 25

2-7-2 مدرسه 26

2-7-3 گروه همسالان. 26

2- 8 فرآیند سازگاری. 26

2-9 نشانه های ابتدایی هشدار دهنده در مورد ناسازگاری. 27

2-10 شناسه های ناسازگاری تحصیلی. 27

2-11 سازگاری اجتماعی. 27

2-12 سازگاری آموزشی یا تحصیلی. 30

2-13 سازگاری عاطفی. 31

2-14 ویژگی های افراد با سازگاری عاطفی. 32

2-15 مروری بر الگوها و نظریه های سازگاری. 32

2-15-1 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد زیست شناختی. 32

2-15-2 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد رفتاری. 33

2-15-3 نظریه ها و الگو های سازگاری با رویکرد شناختی. 33

2-15-4 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد ترکیبی و کل گرای زیستی. 34

2-16 باورهای مذهبی. 35

2-17 منابع باورها 36

2-18 مفاهیم مرتبط با باور. 36

2- 18-1 عقیده 36

2-18-2  نگرش.. 37

2-18-3  دید قالبی. 37

2-18-4  تعصب و پیش داوری. 37

2-19 دین. 38

2-20 روانشناسی دین. 38

2-21 آغاز روانشناسی دین. 39

2-22 اشخاص برجسته در روانشناسی دین. 39

2-22-1 ویلیام جیمز(1915-1842) 39

2-22-2 زیگموند فروید(1939- 1856) 39

2-22-3 کارل یونگ(1961-1875) 40

2-22-4 گوردن آلپورت (1967- 1897) 41

2-22-5 اریک اریکسون(1994- 1902) 42

2-23 جهت گیری مذهبی. 42

2-24 تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور. 44

فصل سوم : روش اجرای تحقیق

3-1 طرح پژوهش.. 51

3-2 متغییر های پژوهش.. 51

3-3 جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه 51

3-4 ابزار سنجش و نحوه گرد آوری اطلاعات.. 51

3-4-1 پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی (AISS) : 51

3-4-2 پرسشنامه پرخاشگری اهواز (AGQ) : 52

3-4-3  مقیاس جهت گیری درونی ـ بیرونی آلپورت: 52

3-5 شیوه جمع آوری اطلاعات.. 52

3-6 روش تجزیه و تحلیل داده ها 53

فصل چهارم : روش تحقیق

4-1 : مقدمه 55

4-2: آمار توصیفی. 56

4-2-1: ویژگیهای جمعیت شناختی. 56

4-3 :آمار استنباطی. 59

4-3-1: بررسی نرمال بودن توزیع نمرات.. 59

4-3-2: فرضیه اول. 60

4-3-3: فرضیه دوم 61

4-3-4: فرضیه سوم 61

4-3-5: فرضیه چهارم 63

4-3-6: فرضیه پنجم 65

4-4: جمع بندی. 66

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

5-1: مقدمه 69

5-2: مقایسه نتایج و تبیین فرضیه ها 69

5-2-1: فرضیه اول، بین باورهای مذهبی و پرخاشگری دانش آموزان رابطه وجود دارد. 69

5-2-2: فرضیه دوم، بین باورهای مذهبی و سازگاری دانش آموزان رابطه وجود دارد. 70

5-2-3: فرضیه سوم، بین پرخاشگری دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 71

5-2-4: فرضیه چهارم، بین سازگاری دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 71

5-2-5: فرضیه پنجم، بین باورهای مذهبی دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 72

5-3: پیشنهادات.. 72

5-4: محدودیتها 73

منابع فارسی. 74

منابع انگلیسی. 79

پیوست ها 85

پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ… 86

پرسشنامه پرخاشگری AGQ.. 88

پرسشنامه جهت گیری مذهبی. 89

چکیده

باورهای مذهبی در تمام جنبه های زندگی روانشناختی بشر، تأثیرات بسزایی دارد و تقویت این باورها باعث افزایش سلامت روان، سازگاری بهتر و کاهش پرخاشگری می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه است. نمونه پژوهشی شامل 300 نفر(150 دختر و 150 پسر)از دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر شاهرود بود که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. به منظور گرد آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت (1967)، پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ(1993) و پرسشنامه پرخاشگری اهواز(1375) استفاده شده است.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون، آزمون کولموگراف ـ اسمیرنف جهت بررسی نرمال بودن نمرات، آزمون لون برای بررسی همگنی واریانس داده ها و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که بین متغیرهای جهت­گیری مذهبی درونی و جهت­گیری مذهبی کل، با پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن رابطه منفی، مستقیم و معنادار مشاهده می شود، به این معنی که هر چه میزان باورهای مذهبی (درونی و نمره کل) بالاتر باشد میزان پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن کمتر می­شود، این میزان همبستگی در سطح آلفای 1% با 99 درصد اطمینان معنادار است. همچنین بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن رابطه منفی وجود دارد ولی این میزان همبستگی در سطح آلفای 5% با 95 درصد اطمینان معنادار نیست. همچنین بین متغیرهای جهت­گیری مذهبی درونی و جهت­گیری مذهبی کل، با سازگاری و زیرمقیاس­های آن رابطه مثبت، مستقیم و معنادار مشاهده شد، به این معنی که هر چه میزان باورهای مذهبی بالاتر باشد میزان سازگاری (نمره کل) و زیرمقیاس­های آن بیشتر می­شود، همچنین این میزان همبستگی در سطح آلفای 1% با 99 درصد اطمینان معنادار است. همچنین بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با سازگاری و زیرمقیاس­های آن رابطه مثبت وجود دارد ولی این میزان همبستگی در سطح آلفای 5% با 95 درصد اطمینان معنادار نیست. نمرات زیرمقیاس خشم و عصبیت در دختران این پژوهش بیش از پسران است، همچنین نمرات در زیرمقیاس لجاجت و کینه توزی در پسران این پژوهش بیش از دختران است.  نمرات در زیرمقیاس­های سازگاری اجتماعی و سازگاری آموزشی در پسران این پژوهش بیش از دختران است و تفاوتی در نمرات جهت­گیری مذهبی در دو گروه مشاهده نشد.

واژه های کلیدی: باورهای مذهبی، سازگاری، پرخاشگری

1-1 مقدمه :

دین کهن ترین، نافذترین و اثر گذار ترین نهاد اجتماعی بشر است. در جهان امروز از انسان دین ـ ورز سخن می گویند زیرا مطالعات جدید نشان داده است دین مداری و گرایش به دین در تمام جهان از کشورهای توسعه نیافته تا کشورهای پیشرفته در حال افزایش است. نظریه انحطاط دین بر اثر پیشرفت و افزایش رفاه مادی در آستانه خروج از ادبیات علمی است(آذربایجانی، 2009).

دینی بودن به هر فرد یا پدیده ای که ارزش ها و نشانه های دینی درآن متجلی باشد اطلاق می شود. دینداری شخص در گرایش و کنش های آشکار و پنهان او قابل شناسایی است. فرد دینی به دو روش قابل شناسایی است. یکی از میزان پایبندی و التزام دینی و دیگری از روی افکار، گرایش ها و اعمالی که متأثر از نگرش دینی باشد. به عبارت دیگر دینداری عبارت است از داشتن اهتمام دینی به گونه ای که نگرش ها و کنش های فرد متأثر از آن باشد(شجاعی زند، 2005).

یکی از موضوعاتی که از دیر باز در حوزه مطالعات و تحقیقات روان شناسی در باره هیجانات منفی و فراهم آوردن سلامت روان مطرح بوده ، بررسی تأثیر دین داری و معنویت گرایی است و در حال حاضر ، مطالعات نسبتا قابل توجهی وجود دارد که چگونگی تأثیر دین داری و معنویت را بر سلامت جسمی و روانی مد نظر قرار می دهند(هادی بهرامی احسان و دیگران،1384).

     در اولین تحقیقات نظام مند آماری در حوزه روانشناسی دین، فرانسیس گالتون مشهورترین کار خود را درباره تأثیر عینی نیایش حاجت مندانه انجام داد . از این پس تحقیقات در حوزه دین داری و موضوعات همبسته با دین ادامه یافت و به تولید نظریه های بسیار و احیاناً نتایج متفاوت منجر شد(بهرامی احسان و تاشک، 1383).

     روبرت آمونز (1999م) معتقد است که دین تا حدودی به این علت که یکپارچگی شخصیت را فراهم  می سازد ، موجب افزایش بهزیستی می شود( جان بزرگی، 1378).

     نوغانی و همکاران (1383) از آموزش مجموعه معارف و فرائض دینی ( نماز، روزه و مناجات) و تأثیر آن در جهت تسکین افسردگی بهره برده و به این نتیجه رسیده اندکه 55 در صد از افرادی که در این بررسی شرکت کرده اند ، پس از انجام عبادت ها احساس آرامش بهتری داشته اند.    

     با توجه به این که در تحقیقات مختلف، آثار مثبت نگرش مذهبی بر سلامت جسمانی و روانی تأیید شده و در موارد دیگر چنین آثاری یافت نشده و حتی بر آثار منفی آن نیز تاکید شده است ، در خصوص ناهمسانی این یافته ها یک فرضیه این است که عوامل متفاوتی به چگونگی تأثیر دین داری و بهزیستی روانی کمک   می کند . بنابر این یافته های نا همسان ضرورتآً ارتباط میان بهزیستی و دین داری را نفی نمی کنند، بلکه موقعیت هایی را مشخص می کنند که ارتباط در آنها قوی تر است . از جمله باید بین نوعی جهت گیری دینی که به سلامت روانی کمک می کند و نوعی که با بهزیستی کمتر رابطه دارد یا ندارد، تفاوت قایل شد ( عباسی و جان بزرگی، 1389).

      یکی از آسیب های اجتماعی، پرخاشگری است که در جامعه رو به افزایش است . به همین جهت، پرخاشگری یک مسئله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به شمار می آید(وکیلی، 1386).

     آمارها حاکی از شیوع و گسترش روز افزون پرخاشگری در جوامع انسانی حکایت دارد . از این رو، جرائم پرخاشگرانه از جمله قتل، تجاوز جنسی، ایراد ضرب و جرح و ایذاء دیگران، سرقت های توام با پرخاشگری مانند سرقت مسلحانه، زور گیری و کیف قاپی از شایع ترین موارد پرخاشگری است که مورد توجه محققان قرار گرفتند(ابوالمعالی، 1389).

     روانشناسان به کمک تحقیقات خود ، سعی کرده اند پرخاشگری را بفهمند، علت های آن را بیابند و راه های کاهش اثر آن را معلوم کنند(بدار و همکاران، 1380).هرچند بارها اصطلاح پرخاشگری را شنیده ایم ، اما هنگام تعریف دقیق و تحلیل آن، اصطلاحی مبهم و کلی به نظر می رسد(درتاج و همکاران، 1388).اگر چه ساختار خشم مشترکاتی با پرخاشگری و خصومت دارد، اما این اصطلاحات با هم مترادف نیستند.دلوکیو و الیوری عنوان می کنند که خصومت به نگرش پرخاشگرانه اطلاق می شودکه فرد را به سوی رفتار پرخاشگرانه هدایت می کند. در حالی که پرخاشگری به رفتار قابل مشاهده و به قصد آسیب رساندن اطلاق می شود. خشم یک حالت هیجانی یا احساس درونی ناشی از برانگیختگی فیزیولوژیکی است(نویدی، 1387).

      بنابر این برای جدا کردن این سه مفهوم ، می توان خشم را به عنوان یک هیجان، خصومت را به عنوان یک نگرش، پرخاشگری را به عنوان رفتار در نظر گرفت.خشم به عنوان یک حالت هیجانی توصیف می شود که شالوده خصومت و پرخاشگری را تشکیل می دهد(همان). از واژه پرخاشگری در پژوهش های گوناگون ، به معانی متفاوت استفاده شده است. پژوهشگران معانی متفاوت به آن نسبت داده اند. بنابر این، تعریفی از پرخاشگری وجود ندارد که همگان روی آن توافق نظر داشته باشند، زیرا تعاریف پرخاشگری مبتنی بر دیدگاه هایی است که این مؤلفان دارند(بدار و همکاران ، 1380). ولی در یکی از تعریف هایی که بین روانشناسان متداولتر است ، گفته می شود که پرخاشگری عبارت است از: هر گونه آسیب رساندن عمدی به دیگران، خود یا اشیاست(فرانزوی،1381).

     در لغت نامه دهخدا ، سازگاری ، موافقت در کار ، حسن سلوک و در مقابل ناسازگاری ، بدسلوکی، بدرفتاری و سازگاری نکردن معنی شده است. مک دونالد می گوید: وقتی می گوییم فردی سازگار است که پاسخ هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کند آموخته باشد و به طریق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا نیازهایی در او ارضا شود. یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می تواند خود را به طریق زیادی با آن موقعیت تطبیق و سازگاری دهد.

     روانشناسان همچنین سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار می دانند که موجب سازگاری فرد با محیط خود می گردد. یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود بدست آورد. بسیاری از روانشناسان دیگر معتقدندکه اگر اصطلاح سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه های دیگران اعمال شود ، دیگر نمی توان توصیفی از شخصیت سالم به عمل آورد ، آنها بیشتر بر ویژگی های مثبتی مانند فردیت، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تأکید دارند. در شکل گیری سازگاری عواملی چون شیوه های تربیتی، ارزشها و اعتقادات حاکم بر فرد و جامعه، همسالان ، خانواده و آموزش و پرورش مؤثر هستند. و در این میان مذهب و باورهای مذهبی عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به اهداف یا وجود تعارض، فرد را قادر می سازد تا ضمن شناخت بهتر خود و دیگران به ایجاد ارتباطات مناسب با مردم و سازگاری با محیط و اجتماع بپردازد.

1-2 بیان مسأله:

    ارتقای سلامتی افراد جامعه که یکی از مهم ترین مسائل اساسی هر کشوری محسوب می شود باید از چهار بعد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی مد نظر قرار گیرد. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت ، بهداشت روانی علمی است که با آن انسان ها قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران را خواهند داشت و قادر به تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی، حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و متناسب می شوند.

     هدف بهداشت روانی پیشگیری، درمان و بازتوانی بیماران است . طب دنیای امروز و فردا طب پیشگیری و برنامه ریزی برای بهتر زیستن است. در عین حال ، آرامش درونی تمنای دائمی انسان و حلقه مفقود جوامع امروزی است. در جوامعی که از مذهب و اخلاق فاصله گرفته اند، هر چه این جدایی بیشتر است بیماری های روانی نیز به همان اندازه افزایش یافته است. بنابر این در پیشگیری اولیه باید به مسائل تأثیر گذار بر شخصیت برای کاهش تظاهرات هیجانی و عاطفی و عوامل استرس زا توجه شود (برخوردار و نجفی ، 1380).

      یکی از این عوامل تأثیر گذار مذهب است . به رغم نگاه بد بینانه روانشناسان در سطح برخی نظامهای کلی به مذهب، از همان ابتدای شکل گیری روانشناسی کاربردی، تحقیقات در زمینه رابطه مذهب و سلامت روانی ، اغلب بیانگر رابطه ای مثبت بین این دو متغییر بوده است از دهه 50 میلادی تحقیقات بیانگر تأثیر مداخلات مذهبی بر بهبود آلام روانشناختی بودند از جمله می توان به تأثیر نماز و ” دعا درمانگری” بر کنترل اختلالات روانشناختی اشاره کرد(وولف،[1] 1997).

کارکرد اصلی دین در زندگی افراد، آرامش بخشی، تولید شادابی، معنا دادن به زندگی و رضایت درونی و اصیل است. نقش اصلی دین در تأمین نیازهای آدمی، کاهش رنج و درد با معنابخشی به این رنج ها و دردهاست . شاید علم، توانایی کاهش رنج های بشری را داشته باشد، اما قادر به معنا بخشی به آلام و مصیبت های بشر نیست( حاتمی، 2009). مطالعات متعدد محققان مسلمان نشان داده است برخورداری از باورهای دینی و به جا آوردن اعمال و مناسک مذهبی نقش مهمی در کاهش اختلالات روانی، بزهکاری، گرایش به خودکشی و سوء مصرف مواد دارد(قدرتی، 2009؛ دل آزار، 2008)

      از دهه 90 به دنبال ناکامی نسبی متخصصین بهداشت روانی از فنون و شیوه های مداخله ای مرسوم و به دنبال تحقیقات متعدد و نتایج آنها که بیانگر تأثیر مثبت مذهب بر سلامت روان بود ، روی آوری به مذهب روز افزون گردید. در زمینه اضطراب به عنوان یک اختلال شایع روانی مطالعات نشان می دهند که شرکت در مراسم مذهبی اضطراب را کاهش می دهد( نیلمن[2] و همکاران، 1997).

      برخی مطالعات نشان می دهند که آموزش روش های حل مسأله در چار چوب مذهبی، ضمن افزایش سازش یافتگی روانشناختی، اضطراب آزمودنی ها را کاهش می دهد ( شافر[3] و همکاران،1991). همچنین بین مذهب یا رفتار مذهبی و افسردگی مطالعاتی انجام شده است که بیانگر تأثیر مذهب در کاهش افسردگی است . مذهب به طور کلی بر سلامت روانی تأثیر مثبتی دارد( ونتیس[4]، 1995).

     اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان به مجموعه اعمالی اطلاق می شود که خلاف قانون، عرف، سنت ها و هنجارهای جامعه است و در اعضای این طبقه خودنمایی می کند. اختلالات رفتاری اصطلاحی در روان شناختی است که جامعه شناسان آن را بزهکاری می نامند.

      جامعه شناسان و روان شناسان از ابعاد گوناگون به اختلالات رفتاری پرداخته اندتا به علل، زمینه ها و شیوه های مقابله پیشگیری و درمان آن دست یابند. علل و زمینه هایی همانند استعداد ژنتیکی و ارثی، خانواده های آشفته و نابسامان، والدین متخلف و ضد اجتماعی، ارتباط با همسالان بزهکار، زندگی در محله های پر جمعیت و جرم خیز، فقدان اعتقادات مذهبی ، از جمله عواملی هستند که در شکل دهی به این گونه رفتارها از جمله پرخاشگری و ناسازگاری مؤثر دانسته شده اند.

      شاید یکی از کارکردهای مهم و عمده منابع جامعه پذیری یعنی خانواده و مدرسه، تهذیب و شکل دادن به شخصیت کودکان و نوجوانان برای کنترل وسوسه های بزهکارانه و غیر اخلاقی یا بالعکس تسلیم شدن به این وسوسه ها باشد. یکی از اختلالات رفتاری پرخاشگری است .  پرخاشگری از مسائل مبتلا به در دوران نوجوانی است . کن نل لی[5] و همکاران (2010) پرخاشگری را به عنوان یک مشکل جهانی در میان همه نوجوانان اعلام کرده اند و آن را مختص فرهنگ و جامعه خاصی نمی دانند .آنچه باعث توجه محققان به رفتار پرخاشگرانه شده است ، آثار نامطلوب آن بر رفتار بین فردی و همچنین ، آثار ناخوشایند آن بر حالات درونی افراد است . نوجوانان پرخاشگر غالبا قدرت مهار رفتار خود را ندارند و رسوم و اخلاق جامعه ای را که در آن زندگی میکنند زیر پا میگذارند (صادقی ، 1385). نتایج پژوهشها نشان داده است که پرخاشگری از شاخصهای مهم پاره ای از اختلالات روانی مانند اختلال سلوک ، و اختلال شخصیت ضد اجتماعی به شمار می آید (سوخودولوسکی و راچکین[6] ، 2004).همچنین رفتار پرخاشگرانه با بیماری های جسمانی مانند بیماری قلب و عروق و سردرد تنشی نیز در ارتباط است (ماترازو، کاشکات و پریچارد[7] ،2000). علاوه بر این پژوهش های دیگر نشان میدهد که کودکان پرخاشگر نسبت به کودکان دیگر از نظر شیوه تفکر متفاوت هستند ، آنها راهبردهای مثبت کمتری ارائه میدهند و بیشتر اطمینان دارند که راهبرد پرخاشگرانه سازگارانه تر است و این طور قضاوت می کنند که راهبردهای پرخاشگرانه کمتر باعث آسیب می شود (عارفی و رضویه، 1382).

      تسلسل پیدایش نیازها و ارضای آن نیاز را سازگاری می نامند. بنابر این چنانچه انسانها در مناسبات خود بتوانند براحتی نیازهای خود را ارضاء نمایند دارای سازگاری می باشند(والی پور ، 1376). این که شخص تا چه حد می تواند با محیط و تغییرات آن سازگار شود به دو عامل بستگی دارد :

الف) خصوصیات شخص مثل مهارتها ، نگرشها، ارزشها، باور های دینی و حالات بدنی . ب) ماهیت موقعیت هایی که با آن روبرو می شود .این دو عامل در تعیین سازگاری ، خشنودی و کامیابی فرد مؤثرند .چون شخص و محیط همواره در حال تغییرند ، پس سازگاری باید بین این دو عامل خاص صورت پذیرد (گاطع زاده، 1384). با توجه به اینکه نوجوانان در مقطع سنی خود با مسائل و مشکلاتی در سازگاری با روابط بین فردی ، بلوغ ، تحصیلی و … مواجه می شوند ایجاد شایستگی های لازم و تقویت باورهای مذهبی برای مقابله موثر و کار آمد با چالش های حال و آینده ضروری به نظر می رسد .

      نوجوانی از دیر باز هم برای نوجوانان و هم برای والدین و مربیان ، دوره ای دشوارتر از سال های کودکی قلمداد شده است . این مرحله از زندگی را روسو تولد دوم نامیده است (تقی پور ظهیر، 1376). لذا با توجه به حساس بودن دوران نوجوانی و نیز تغییرات مهمی که در این دوران در زمینه اعتقادات مذهبی و حالات رفتاری در فرد رخ میدهد تعیین تأثیر باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش قدرت سازگاری ضروری به نظر میرسد

     بنابر این پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان باورهای مذهبی باپرخاشگری و سازگاری دانش آموزان انجام میگیرد . تا به این ترتیب گامی دیگر در جهت تحقق اهداف پیشگیرانه در افزایش سازگاری و کنترل پرخاشگری نوجوانان و جوانان برداشته شود.

 

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق:

       محققان در اکثر جوامع بشری چه از جنبه تاریخی و چه در زمان معاصر پنج نهاد اصلی را در شکل گیری شخصیت افراد مؤثر می دانند که عبارتند از : اجتماع ، خانواده، همسالان، مدرسه و مذهب ( شاملو، 1366). با مطالعه تاریخ ادیان ، می توان دریافت که انسان در تمامی ادوار حیات خود دارای مذهب بوده و شاید بتوان گفت که گرایش به مذهب همواره در انسان وجود داشته و به شکلهای وجدان، عقل، خرد و غیره بروز کرده است ( قدیانی، 1374). علامه طباطبایی (1363) دین را یک روش مخصوص در زندگی می داند که صلاح دنیا را به نحوی که موافق حیات دائمی حقیقی باشد، تأمین می کند.ماهیت پویای انسان از یک سو و سؤالات بی پاسخ بسیار در جوامع امروزی از سوی دیگر موجب شده است که توجه به مذهب نزد متخصصان بهداشت روانی مهم و غیر قابل اجتناب گردد .

       امروزه این نگاه که موضوعات فرا مادی جایی در حیطه علوم ندارند، کاملا تغییر کرده تا آنجا که برخی از سازمان های بهداشتی به بازنگری تعاریف موجود در مورد انسان و ماهیت بشر پرداخته اند. برای مثال سازمان جهانی بهداشت در تعریف جنبه های وجودی انسان به ابعاد : جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی اشاره می کندو بعد چهارم یعنی معنویت را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می ـ سازد (وست، 1383). در متن تجدید نظر شده ی چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR) ، بخش جدیدی تحت عنوان ” مشکلات مذهبی یا معنوی ” وجود دارد . در این بخش این چنین می خوانیم : این طبقه زمانی به کار می رود که کانون توجه بالینی ، یک مشکل مذهبی یا معنوی باشد و نمونه هایی از قبیل تجربه های پریشان کننده از دست دادن ایمان یا تردید در مورد آن و مشکلات مربوط به گرویدن به دین جدید یا تردید در ارزشهای معنوی را شامل می شود(انجمن روانپزشکی آمریکا، 1384) . در مجموع اهمیت معنویت و تأثیر مذهب در بهداشت روانی و بهبود زندگی انسان ها طی چند دهه گذشته بیش از پیش مورد توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی قرار گرفته است.

        روانشناسان معروفی از جمله جیمز[8](1985)، آلپورت[9](1950) و یونگ[10](1969) به نقش و تأثیر مثبت مذهب بر زندگی افراد پرداخته اند و آن را مهم می دانند . اخیرا پژوهشهای متعددی در مورد اثر مذهب بر سلامت روانی انجام شده است و نتایج حاصل از این تحقیقات نشان دهنده ی اثر مثبت مذهب بر سازگاری و بهداشت روانی و اثر کاهنده آن بر نشانه های بیماری و اختلالات رفتاری از جمله پرخاشگری بوده است(سیف و نیکوی، 1383). به اعتقاد هاریسون[11] (2001) با وجود این که مدتهاست تصور می شود بین مذهب و سلامت روانی ارتباط مثبتی وجود دارد اما اخیرا روانشناسی مذهبی ، شواهد تجربی بسیاری را در این زمینه فراهم کرده است.

       دین به شکل خاصی در هر فرهنگ شناخته شده ای وجود دارد و می توان آن را از دیدگاه آیین ها ، شخصیت های نمادین و انواع دعاها بررسی کرد(کاظمیان مقدم، مهرابی زاده هنرمند، 2009) . اعتقادات دینی و مذهب به انسان آرامش می دهد ، امنیت فرد را تضمین می کند ، خلاء های اخلاقی، عاطفی و معنوی را در فرد و اجتماعات استحکام داده و پایگاه محکمی برای انسان در برابر مشکلات و محرومیت های زندگی ایجاد می کند( اسدی نوقانی، امیدی و حاجی آقا جانی، 2005) . تحقیقات نیز نشان می دهد که مذهب در زندگی نقش مهمی داشته و در بسیاری از افراد احساس تعلق و آرامش را به وجود می آورد (بدل[12]، 2002). دستورات و آیین های مذهبی اگر درست به کار گرفته شود می ـ تواند موجبات سلامت شادکامی و سازگاری افراد را در جامعه ای که در آن زندگی می کنند فراهم آورد.

      رابطه بین مذهب و سلامت در بسیاری از پژوهشها تأیید شده است . شریفی، مهرابی زاده هنرمند و شکرکن (1382) در برسی خود نشان دادند که بازخورد مذهبی با اختلال در سلامت عمومی رابطه منفی و با شکیبایی رابطه مثبت و معنا دار دارد. خداپناهی و خاکسار بلداجی (1384) طی پژوهشی با عنوان “رابطه جهت گیری مذهبی و سازگاری روان شناختی در دانشجویان ” دریافتندکه بین جهت گیری مذهبی و سازگاری رابطه معناداری وجود دارد. در پژوهش بهرامی احسان و تاشک(1383) بین جهت گیری مذهبی با افزایش سلامت روانی و کاهش اختلالهای روانی به رابطه مثبت معنا دار و توانایی پیش بینی سبک مقابله مذهبی مثبت توسط جهت گیری مذهبی مثبت دست یافتند. در این پژوهش بین حرمت خود و جهت گیری مذهبی نیز رابطه معنادار مثبت به دست آمد.

      با توجه به آنچه گفته شد و همچنین با توجه به نقش مذهب در تأمین سلامت روان افراد و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی پژوهش حاضر می تواند با هدف یافتن پاسخی برای این سوال که آیا باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و بالا بردن سطح سازگاری دختران و پسران نوجوان مؤثر است نقش بسزایی را داشته باشد.

تعداد صفحه :102

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه رابطه حمایت اجتماعی و شیوه های مقابله با استرس با افسردگی جانبازان استان گیلان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

 دانشگاه آزاد اسلامی 

واحد علوم تحقیقات گیلان

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته : روانشناسی عمومی

عنوان :

رابطه حمایت اجتماعی و شیوه های مقابله با استرس با افسردگی جانبازان استان گیلان

نیمسال دوم سال تحصیلی :94-1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده :

با توجه به نقش منابع درونی مانند شیوه‌های مقابله و منابع برونی مانند حمایت اجتماعی در شیوه سازگاری جانبازان، در این پژوهش رابطه حمایت اجتماعی وشیوه های مقابله با استرس با افسردگی  جانبازان مورد بررسی قرار گرفته است .آزمودنی های پژوهش را 380 جانباز استان گیلان تشکیل داده‌اند که به شیوه تصادفی انتخاب شده و به کمک پرسشنامه راهبردهای مقابله با استرس(اندلر و پارکر)، پرسشنامه اضطراب زونگ و پرسشنامه حمایت اجتماعی ساراسون و همکاران ارزیابی شدند. نتایج نشان داد جانبازانی که دارای کمترین میزان افسردگی بودند بطور معناداری از روش های کارآمد مقابله با استرس (هیجان مدار، مسئله مدار، اجتنابی ) استفاده می کردند.همچنین جانبازانی که از بیشترین میزان حمایت اجتماعی (خانواده، دوستان، همکاران، افراد مهم ) برخوردار بودند، از میزان افسردگی کمتری رنج می بردند.این بررسی نشان‌دهنده نقش مؤثر حمایت اجتماعی و شیوه‌های مقابله‌ای ویژه در کاهش نشانه‌های افسردگی، احساس بهتر و تحمل پیامدهای بیماریها و آسیب‌های جدی ناشی از جنگ است.

کلمات کلیدی : جانبازان، حمایت اجتماعی ، مقابله با استرس، افسردگی

1-1 مقدمه

منابع گوناگونی در زندگی افراد باعث فشار روانی می شوند که یکی از این عوامل جنگ و آُسیب های پس از حادثه می باشد. افراد مختلف به این فشارهای روانی به صورت متفاوتی واکنش نشان می دهند. برخی از مردم بهتر از سایرین می توانند با این عوامل محرک و تنش زا مقابله کنند و در واقع رفتارشان طوری است که از عهده مبارزه طلبی های محیط بر آیند ، در حالی که بسیاری از مردم با توجه به جنبه های شخصیتی نسبت به فشارهای روانی کاملاٌ مستعد و بی مقاومت اند البته عوامل بسیاری می توانند در به وجود آمدن این تفاوت ها دخالت داشته باشند که از میان آن ها می توان به شخصیت، انگیزه، توانمند بودن و یا بالعکس، ناتوانی در امر مقابلها مشکلات خاص که در شرایط ویژه پیش می آیند برخورداری از بصیرت و آگاهی لازم و کافی به انگیزه ها و نیز نقاط ضعف خود و بسیاری از عوامل دیگر اشاره دارد (کوپر،1994، ترجمه قراچه داغی و شریعت زاده ، 1373).

اما به هر دلیل روانشناختی که باشد تحقیقات نشان می دهد امروزه 80 درصد مراجعه ی افراد به پزشکان به علت استرس است و استرس همیشه عاملی برای بیماری بود و در واقع هیچ گونه شک و تردیدی در مورد استرس و بیماری وجود ندارد اما باید یاد آور شد که استرس خود باعث بیماری نمی شود، این چگونگی واکنش ما نسبت به استرس است که در طی زمان باعث بروز بیماری می شود اگرچه تجربه روبرو شدن با موفقیت های گوناگون برای انسان، قدرت را افزایش می دهد و روبرو شدن با فرصت ها، تعدیدات و اتفاقات آینده را آسانتر می کند.

اما گاهی انسان در یک موقعیتی قرار می گیرد که با تمام قدرت های روانی و جسمانی قبل آموخته شده باید راه حل دیگری با مسئله جدید پیش آمده در پیش بگیرد و اگر نمی تواند مشکل را از میان بر دارد بتواند آن را بپذیرد تا ادامه مسیر زندگی را به شکل پیش آمده بپیماید.

تجربه تایید کرده است که آموزش شیوه های مقابله با استرس در افزایش میزان تاب آوری در چالش های زندگی، نظیر معلولیت ها مؤثر است با آموزش شیوه های مقابله با استرس و آگاهی از چگونگی استفاده از این مهارت ها می توان نگرانی ها و استرس هاس فکری را بهبود بخشید و آموزش برخورد مناسب با مسائل استرس زای زندگی در ایجاد تعاملات درست، ضامن بهبودی مسائل روانی مانند انواع افسردگی و اضطراب در افراد معلول می باشد.

1-2 بیان مسئله

روانشناسی سلامت در سا ل های اخیر اهمیت زیادی برای نحوه ی مواجهه با تنیدگی و چالش های زندگی در بهبود وضعیت سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی افراد قائل شده و یكی از بهترین شیوه ها را حمایت های جمعی، تقویت پاسخ های مقابله ای وتوانمندی های شناختی آنان می داند)آلوی و ریسكیند، 2006). در ایران بیماری های مزمن همچون بیماریهای رایج در جانبازان با توجه به شرا یط مزمن بودن، صعب العلاجی، درمان ناپذیر بودن و هزینه درمان بالا به بیماری های خاص شهرت دارند، که نزدیك به نیم درصد از جمعیت کشوررا تشكیل می دهند. از جمله فشارهای روانی که به این بیماران وارد می شود، شامل طولانی مدت بودن درمان و مراجعه همیشگی به مراکز بهداشتی درمانی، وقتگیر بودن، عوارض ناشی از درمان، ازدست دادن شغل، ناتوانی نسبت به انجام فعالیتها و…است. تحقیقات نشان داد که بسیاری از بیماری های جسمی، تغییر شكل اندام ها، از بین رفتن برخی توانا یی ها و معلولیت ها می تواند به عنوان منبع استرس زا عمل نماید. پژوهش ها نشان می دهد بخش معناداری از جمعیت مبتلا به درد مزمن از افسردگی،ناسازگاری و استرس های اجتماعی و محیط خانوادگی رنج می  برند)آرنت، 2002).

حمایت اجتماعی به عنوان مهیا بودن افرادی تعریف می شود که فرد به آنها اطمینان کرده و احساس می کند به عنوان یك فرد، مورد احترام است و شرایط استرس زا، منابع روانشناختی مهمی به حساب آورده می شود ) شعاع کا می،1392). حمایت اجتماعی را مفهومی چند بعدی می دانندکه هر دو بعد واقعی و تصوری را در بر می گیرد ) علی پور، 1385).رایج ترین انواع حمایت اجتماعی که توسط پژوهشگران معرفی شده و در تحقیقات متعددی مورد بررسی قرار گرفته اند، شامل سه مقولة حمایت اجتماعی عاطفی ،ابزاری، و اطلاعاتی می باشد )درنتا و همكاران،2006).حمایت اجتماعی می تواند تأثیرات آسیب زای محرک های استرس زا بر سیستم ایمنی بدن را کاهش دهد ) ولمن و گولیا، 1999 ؛ به نقل از قدسی،1382). بدین معنی، کسانی که از حمایت اجتماعی بالاتری برخوردار باشند، سیستم ایمنی بدنشان نیز قوی تر بوده و در نتیجه دیرتربیمار شده و در صورت ابتلا به بیماری، زودتر بهبود می یابند)علی پور، 1385).از دیگر متغییرهای مؤثر بر سلامت روانی راهبردهای مقابله ای است.پژوهش های متعدد به شناسایی رابطه بین انواع راهبردهای مقابله ای با آسیب های روانشناختی پرداخته اند و کاربرد برخی از شیوه های مقابله ای را در بهبود سلامت روانی و جسمانی و کاهش آثار منفی تنیدگی در خلال موقعیتهای تنیدگی زای زندگی و رفاه روانشناختی مؤثر دانسته اند) کاسیدی،؛ دمپسی، 2002 ؛ به نقل از پناغی و همكاران، 1387). راهبردهای مقابله ای یك تلاش شناختی رفتاری است، که برای کاهش یا تحمل فشار درونی یا بیرونی که به وسیله عوامل فشارآور ایجاد شده است، بكار می رود) استورا،2006).

امروزه تقریباً تمامی افراد با واژه استرس آشنایی دارند، چرا که جزو جدایی ناپذیر زندگی انسان شده و انسان از کودکی با موقعیت های تنش زا مواجه است. مرگ نزدیكان، حوادث غیر مترقبه، بی کاری و ناکامی های متعدد، از جمله موقعیت هایی هستند که به ایجاد استرس می انجامد با وجود اینكه منابع استرس را نمی توان از بین برد، ولی با شناخت آن می توان راه های مقابله موثر را اتخاذ کرد و از تاثیرات منفی آن کاست.یكی از راه های مقابله با استرس، حمایت اجتماعی است که نشان دهنده ی تمایل فرد به در میان گذاشتن مشكلاتش با دیگران و طلب حمایت برای مقابله با مشكل است )خدایاری فرد، پرند، 1390).

از آنجا که درمان مشكلات روانشناختی پرهزینه اند و درمان طولانی مدتی را می طلبند، پیشگیری از این اختلالات و شناسایی عوامل خطر و کنترل آنها ضرورت می یابد. کارشناسان سازمان بهداشت جهانی، سلامت روان را قابلیت ارتباط موزون هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب تعریف کرده و بر این باورند که سلامت روان، صرفاً نداشتن بیماری های روانی نیست، بلكه توان واکنش در برابر انواع گوناگون تجربیات زندگی به صورت انعطاف پذیر و معنی دار است)صالحی، 1386). حمایت اجتماعی و استفاده صحیح از شیوه های مقابله با استرس به عنوان یك سپر و عامل محافظت کننده در برابر پیامدهای منفی شرایط تنش زا و کاهش آ ثار منف ی تنیدگی در خلال موقعیتهای تنیدگی زای زندگی و رفاه روانشناختی می تواند مؤثر واقع شود. چنانجه در برخی از بررسی ها نشان داده شده که، افراد دارای حمایت اجتماعی بالا، کشمكش های میان فردی کمتری دارند و در رویارویی با رخدادهای فشارزا به طور مؤثری مقابله می نمایند و نشانه های کمتری از آشفتگی یا افسردگی را نشان می دهند)مونرو و همكاران، 1986). از سویی برخی از پژوهشگران معتقدند هرچه حمایت اجتماعی بیشتر باشد استفاده از روش های مقابله با استرس نیز افزایش می یابد آنان همچنین به نقش مقابله با استرس در صورت افزایش حمایت اجتماعی در مشاغل حساس و پراسترس تاکید می کنند)اکوچیان و همكاران، 1387). بررسی ارتباط بین حمایت اجتماعی ادراک شده و رویدادهای استرس زای زندگی بابیماریهای روانی از جمله افسردگی، نشان می دهدکه میزان حمایت اجتماعی با نرخ افسرد گی، همبستگی منفی داشته و میانگین حمایت اجتماعی در افراد افسرده، به طور معناداری پایین تر از افراد غیرافسرده می باشد . بدین ترتیب، به نظر می رسد که حمایت اجتماعی نقش تعدیل کنندگی در بروز یا تشدید آسیبهای روانشناختی، خصوصا افسردگی دارد)بخشانی و همكاران،1382).بررسی های انجام شده در زمینه نقش عوامل روانشناختی در توانبخشی و سازگاری پس از ضایعه نخاعی نشان داده اند که این عوامل در سازگاری با بیماریهای مزمن و پیامدهای آن دارای اهمیت هستند. به ویوه طرز تلقی بیمار از چگونگی ؛ بیماری خود و شیوه سازگاری با آن و منابع حمایتی بیرونی مانند دریافت حمایتهای اجتماعی بسیار مهم می باشد)تریشمن،1980 ؛بامباردییر و دامیكو، 1991 ؛ به نقل از ابراهیمی و همكاران، 1381).اگرچه بیماریهای مزمن مانند ضایعات نخاعی، قطع عضو، ترکش ها و امواج بر جا مانده از انفجارات جنگی و… و پیامدهای آسیب زای آن از جمله افسردگی به عنوان شرایط فشارزا تلقی می شوند، لیكن این واکنش ها پیامدهای گریز ناپذیر این بیماریها نیستد بلكه بستگی به قدرت عوامل خنثی کننده شرایط فشارزا مانند دریافت حمایت های اجتماعی و توانایی راهبردهای مقایله با این شرایط فشارزا دارد) فرانك و همكاران، 1987 ؛ الیوت و همكاران،199 1؛ به نقل ازابراهیمی و همكاران، 1381). هرچند بررسی هایی به صورت مقطعی بر روی گروه محدودی از جانبازان در این رابطه انجام گرفته از جمله پژوهش ابراهیمی و همكارانش(1381)، اما این در حالی است که ما در این پژوهش به بررسی آثار حمایت های اجتماعی و چگونگی استفاده از راهبردهای مقابله ای توسط جانبازان محترم هشت سال دفاع مقدس می پردازیم و به دنبال این هستیم که دریابیم آیا میزان حمایت اجتماعی و استفاده از شیوه های مقابله با استرس با میزان افسردگی در جانبازان رابطه دارد؟

3-1 اهمیت و ضرورت تحقیق

 

سلامت روان شرکت کنندگان در جنگ یک خطّ پژوهشی و مداخله ای در جهان است و سالیانه قسمت اعظم پژوهش ها را به خود اختصاص می دهد.چون که شیوع اختلالات روانشناختی در بین حادثه دیدگان در جنگ همیشه نگران کننده است.سعی و تلاش برای درک آسیب دیدگان روانشناختی ناشی از جنگ و کمک به آن ها نیازمند مداخلات روانشناسی و روانپزشکی و همایت اجتماعی است تا وضعیت سلامت آن ها بهبود و ارتقا حفظ گردد.

جنگ تحمیلی هشت ساله ضایعات و صدمات فیزیکی و عوارض نا مطلوب روانی و اجتماعی را نیز به آورده است که تا سالیان دراز ممکن است تداوم یابد. جنگ  در واقع، یکی از عوامل تأثیر گذار بر میزان شیوع، زمان شروع و سیر اختلالات روانی و رفتاری به حساب می آید زیرا حضور در جنگ منجر به مواجه فرد با موقعیت های بی نهایت حادثه ساز و خطرناک می گردد. یکی از این اختلالات، اختلال استرس پس از حادثه است که به دنبال فشارها و آسیب های جنگ ایجاد شده و به میزان زیادی با شدت و وسعت این آسیب ها در ارتباط بوده و در عرض چند ماه پیشرفت می کند.

از آنجایی که اختلال استرس پس از سانحه یک اختلال بسیار مهمی است که می تواند کلیًت فرد را تحت تأثیر قرار داده و به تبع نه تنها افرادی ک مستقیماٌ درگیر جنگ بوده اند بلکه خانواده ی آن ها نیز بعد از جنگ به دلیل همان آثار روانی و اجتماعی ناشی از حضور در جنبه های جنگ نیز در معرض خطر قرار می گیرد به نحوی که این امر می تواند تأثیرات زیان باری برای آسایش روانی و اجتماعی دیگر اعضای خانواده شخص دچار مشکل شود.

بررسی  پیوسته ی وضعیت روحی و روانی ، اجتماعی و اقتصادی جانبازان یکی از وظایف با اهمیت نهادهای حمایتی است . در این مسیر ، یافتن راهکارهایی برای حل و فصل مشکلات جانبازان  و کاهش نگرانی‌های آنان ضروری است . فراهم کردن امکانات ورزشی و دیگر فعالیت‌های جمعی ،  هنری ،  فرهنگی و تفریحی نیز می‌تواند بر تقویت روحیه  ی این عزیزان تاثیر قابل ملاحظه‌ای داشته باشد .

مطالعه ی  پیوسته  و انجام پژوهش‌های ادامه دار درباره  ی وضعیت اجتماعی ،  اقتصادی ، فرهنگی و آموزشی جانبازان  و خانواده‌هایشان و مشکلاتی که با آن دست به گریبان هستند ، از دیگر کارهایی است که می‌تواند در این زمینه  ، کشور ما را  به نتایجی اندیشیده شده  رهنمون شود و مقدمه‌ای برای برنامه‌ریزی‌های آتی  آن باشد. انجام این تحقیق و پژوهش های مشابه می توانند به مسولین ذیربط نسبت به شناخت جانبازان و تأثیر حمایت اجتماعی در کاهش استرس و افسرودگی کمک نماید.

4-1 اهداف تحقیق

اهداف اصلی :

  • تعیین رابطه حمایت اجتماعی و شیوه های مقابله با استرس با میزان افسردگی در جانبازان هشت سال دفاع مقدس

اهداف فرعی:

  • بررسی اهمیت و تآثیر حمایت اجتماعی و شیوه های مقابله با استرس بر میزان افسردگی جانبازان.
  • کاهش میزان افسردگی در جانبازان از طریق افزایش اثر حمایتهای اجتماعی و استفاده صحیح از راهبردهای مقابله با استرس

5-1 فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی :

  • بین حمایت اجتماعی و شیوه های مقابله با استرس با میزان افسردگی رابطه وجود دارد.

فرضیه های فرعی:

  • بین بعد شبكه حمایت اجتماعی با میزان افسردگی رابطه مستقیم وجود دارد.
  • بین بعد میزان رضایت مندی حمایت اجتماعی با میزان افسردگی رابطه مستقیم وجود دارد.
  • بین شیوه مقابله ای مسئله مدار با میزان افسردگی رابطه مستقیم وجود دارد.
  • بین شیوه مقابله ای هیجان مدار با میزان افسردگی رابطه مستقیم وجود دارد.
  • بین شیوه مقابله ای اجتنابی با میزان افسردگی رابطه مستقیم وجود دارد.

6-1 متغیرهای پژوهش

این پژوهش ، دارای متغیر مستقل و متغیر وابسته است. در ادامه در تعریف مختصری از هرکدام و متغیرها ارائه می گردد.

متغیر مستقل :  حمایت اجتماعی  و شیوه های مقابله با استرس

متغیر وابسته : افسردگی

7-1تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش

در ادامه تعاریف نظری و عملیاتی هر متغیر به تفکیک ارائه می گردد:

1-7-1تعریف نظری:

حمایت اجتماعی: یك شبكه اجتماعی است كه برای افراد منابع روان شناختی و محسوسی را فراهم می كند تا بتوانند با شرایط استرس زای زندگی ومشكلات روزانه كنار بیایند . به طور معمول حمایت اجتماعی سه نوع دارد : وسیله ای ، اطلاعاتی واحساسی .حمایت وسیله ای شامل منابع مادی مانند غذا و پول می شود؛ حمایت اطلاعاتی شامل فر اهم آوردن اطلاعات و یا پیشنهادات است و فرد را قادر می سازد تا با مشكلات وسختی ها كنار بیاید و حمایت احساسی دربرگیرندة عشق ورزیدن، اهمیت دادن و درك طرف مقابل است(کوهن، 2004).

شیوه های مقابله با استرس :راهبردهای مقابله ای به منزله تلاشهای رفتاری و روانشناختی، جهت مهار فشارها و روبرو شدن با موقعیت های تنیدگی زا برای پیشگیری، نظم بخشی و فرونشاندن تنیدگی است(تری، 1994؛ به نقل از پناغی و همکاران، 1387).

افسردگی : نوعی بیماری اختلال خلق که گروهی از اختلالات بالینی می باشد و در آن شخص احساس تسلط از بین رفته و رنج و عذابی عظیم می کند و همراه با یکسری نشانه های تشخیصی بالینی است که حداقل چهار تا از علائم باید به مدت دو هفته بطول انجامد(DSM-IV؛ به نقل از کاپلان و سادوک، 2007).

تعداد صفحه :136

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه رابطه بین ارزیابی میزان استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه

پایان نامه جهت دریافت درجه كارشناسی ارشد رشته روان شناسی (MA)

گرایش : بالینی

عنوان

رابطه بین ارزیابی میزان استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس درکرمانشاه    سال94-93

مرداد  94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                صفحه          

1-1 مقدمه  پژوهش……………………………….2

1-2 بیان مسئله…………………………………..4

1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش …………………….7

1 -4  اهداف پژوهش …………………………….8

1-4-1  هدف اصلی…………………………………………………….8

1-4-2  اهداف فرعی………………………………………………………………….8

1-5 فرضیه‏های تحقیق………………………………………………….9

1-5-1 فرضیه اصلی…………………………………………………………………..9

1-5-2 فرضیه فرعی ……………………………………………………….9

1-6 تعاریف مفهومی وعملیاتی …………………………………………………………………..9

1-6-1 تعریف مفهومی………………………………………………….9

1-6-2 تعریف عملیاتی……………………………………….9

2-1 استرس………………………………………………………………………12

2-1-1 تاریخچه استرس……………………………………………………………….13

2-1-2 تعاریف استرس………………………………14

2-2 علت های استرس…………………………………………17

2-2-1 دگرگونیهای زندگی……………………….17

2-2-2  گرفتاریهای زندگی………………………………………………… 17

2-3 برخی‌ از علل‌ شایع‌ استرس‌ ………………………………….18

2-4 انواع استرس………………………………………….18

2-4-1 یوسترس……………………………19

2-4-2 نوسترس…………………………………………………………19

2-4-3 دیسترس………………………………………..19

2-5 نشانه‌های استرس………………………………………………….19

2-6 فیزیولوژی استرس………………………………………………20

2-6-1 نقش دستگاه عصبی……………………………………………20

2-6-2 نقش دستگاه عصبی درون ریز…………………………..22

2-6-3 غدد فوق کلیوی………………………..23

2-7 نقش ارزیابی شناختی استرس……………………………..24

2-8  استرس و نگرشهای مربوط به آن……………………………….25

2-8-1 روی آورد روان – تنی سنتی…………………………………..25

الف- روی آورد روان تحلیل گری زیگموند فروید ………………………………………..25

ب- پزشکی روان – تنی………………………………………………………………..26

2-8-2  استرس به عنوان پاسخ درونی……………………..26

الف- سندروم كلی سازگاری………………………………………………………26

ب-عوامل محیطی استرس……………………………..27

2-9 واکنش(پاسخ)به تجربیات استرس زا…………………28

2-9-1 پاسخ هیجانی……………………………………….28

2-9-2 پاسخ جسمانی……………………………………………..29

2-9-3 پاسخ روانی   ……………………………………………………29

2-10 رویدادهای زندگی …………………………………………….31

2-12 تاریخچه پزشکی ام اس………………………………………………..34

2-13 تشخیص ام اس…………………………………………………………35

2-14 توالی بیماری……………………………………………………………………………37

2-15 علائم اصلی ام‌اس………………………………………………………….38

2-16 اپیدمیولوژی توصیفی………………………………39

2-16-1 بروز و شیوع…………………………………………………….39

2-16-2 اسکلروز منتشر در ایران………………………………….40

2 -16-3 عوامل خطرساز محیطی……………..41

2-17 علت بیماری ام اس…………………………………………….41

2-18 انواع فاکتورهای تشدید کننده……………………………………… 42

2-19  فرضیه بهداشتی و نقش ویروس اپشتین بار…………………………… 43

2-20 روش های مقابله باام اس……………………………………………..43

2-21 تیپ شخصیت………………………………44

2-22 نظریه های شخصیت…………………………………………….45

2-23 تعاریف شخصیت……………………………………………50

2-24 عوامل بوجود آورنده شخصیت…………………………………………..52

2-25 رشد شخصیت…………………………………………………..53

2-26  ویژگی شخصیتی نوع (( الف )) یا ((ب)) و استرس …………….56

2-27 پژوهشهای انجام شده درداخل وخارج………………………………..60

3-1 روش پژوهش…………………………………. 69

3-2 متغیرها………………………………………………………….69

3-3 جامعه آماری……………………………………………………..70

3-4 روش نمونه گیری……………………………………………………70

3-5 حجم نمونه………………………………………70

3-6  ابزار اندازه گیری…………………………………………………………70

3-7 روش اجرای پژوهش……………………………….71

3-8 روش آماری……………………………………………………………72

4-1 یافته های توصیفی پژوهش……………………………………74

4-2  یافته های استنباطی ……………………………76

4-2-1 فرضیه اصلی……………………………………………………….76

4-2-2 فرضیه های فرعی………………………………………………..77

5-1 محدودیت های پژوهش…………………………………………………87

5-2 پیشنهادهای پژوهش……………………………………………………………88

پیوست…………………………………………………………………………….89

  منابع……………………………………………………….92

چكیده

مولتیپل اسكلروزیس(ام اس) یك بیماری وابسته به سیستم ایمنی باعلل ناشناخته است ویكی ازمهم ترین بیماری های ناتوان كننده دربالغین است كه بخش میلین سیستم اعصاب مركزی درآن درگیر وتخریب می شود.هدف این مطالعه ارزیابی میزان استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس بیمارستان امام رضا(ع)كرمانشاه می باشد.تعداد50نفر(26مردو24زن )مبتلا به بیماری ام اس دراین پژوهش به پرسشنامه تیپ شخصیت اسپنسرومقیاس افسردگی اضطراب استرس(DASS-21)پاسخ دادند.یافته های پژوهش نشان دادندكه بین تیپ شخصیتیAواسترس رویدادهای زندگی افراد رابطه معنی دار وجوددارد و همچنین بین تیپ شخصیتیBواسترس رویدادهای زندگی دربیماران مبتلابه ام اس رابطه وجوددارد. همچنین نتایج نشان دادند بین استرس رویدادهای زندگی باتوجه به نوع تیپ شخصیتی بیماران مبتلابه ام اس تفاوت معنی داری درسطحp<0/01وجوددارد.همچنین بین مؤلفه های استرس رویدادهای زندگی(استرس،اضطراب وافسردگی)دربیماران مبتلابه ام اس باتوجه به نوع تیپ شخصیتی آن ها تفاوت معنی داری درسطح p<0/01 مشاهده می شود.

واژه های كلیدی:استرس،بیماری ام اس،تیپ شخصیتی

1-1 مقدمه  پژوهش

 یكی از معضلات اساسی كه درطی چنددهه اخیر وباروی آوردن تدریجی جوامع به سمت زندگی به سبك مدرن، گریبان گیر جوامع بشری شده است پدیده استرس می باشد.زندگی هرگز بدون فشارواسترس نیست و انسان ازبدوتولد تاپایان عمربا مشكلات فراوانی روبه رواست، كه به طورروزمره باتغییرات كمی وكیفی وبه گونه های خاص خود ودرمراحل مختلف،زندگی انسان راتحت تاثیر قرارمی دهند.استرس عبارت است از «مجموعه واكنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگاروپیش بینی نشده داخلی وخارجی،بدان گونه كه هرگاه تعادل وسازگاری فردبه علت عوامل خارجی وداخلی ازمیان برود،استرس پدید می آید. »(افروز و صالح ، 1387) 

وقتی درحال استرس هستیم،بدن تعدادزیادی تغییرات فیزیولو‍‍‍‍ژیك كوچك وبزرگ تحمل می كند.مهمترین این تغییرات،كه می تواند مقاومت بدن درمقابل بیماریهاراتضعیف كند،آنهایی است كه به وسیله دستگاه عصبی خودكار(سمپاتیك وپاراسمپاتیك)تنظیم می شود.

مولتیپل اسكلروزیس1یك بیماری وابسته به سیستم ایمنی باعلل ناشناخته است ویكی ازمهمترین بیماری های ناتوان كننده نورولوژیك دربالغین، خصوصا جوانان، است.شایعترین زمان ابتلا،سالهایی است كه درآن فرد بیشترین مسئولیت های خانوادگی واجتماعی رابرعهده داردودرواقع درسنین باروری است.درنتیجه این بیماری به نیروهای مولدجامعه آسیب رسانده واین ضایعه متوجه كل افرادی است كه دراجتماع زندگی می كنند وبه عبارت دیگر زندگی خانوادگی،شرایط اقتصادی وارتباطات اجتماعی بیماران به دلیل درگیرشدن دراین بیماری تحت تا ثیروا قع می شود.

 

.حدود20%افرادمبتلابه ام اس،شكل خوش خیم1 این بیماری رادارند كه دراین صورت بعدازاولین حمله، نشانه های آنان كم تربوده، پیشرفت نمی كنند.تعداداندكی ازافرادنیزشكل بدخیم2 ام اس رادارندكه درنهایت به كاهش تدریجی وبدون وقفه توانایی هامنجر می شودودرنهایت دردوره كوتاهی ناتوانی شدید یاحتی مرگ فرد را از پا درمی آورد. ام-اس به جهت ماهیت اثرگذاری روی توانمندی­های حسی-حرکتی، ادراکی – شناختی و نیز روانی اجتماعی، می تواند روی بسیاری از حیطه­های عملکردی مبتلایان تاثیر داشته باشد.

درطول سالیان طولانی،روانشناسان برای طبقه بندی شخصیت ها به انواع تیپ ها،روش های بسیاری رامطرح كرده اند.یکی از متداولترین طبقه بندی هایی که روان شناسان برای شخصیت بکار می برند تیپ های شخصیتیی A و B است .افراد تیپ A  با الگوی رفتاری ویژه از قبیل تکلم سریع، رقابت جویی، بی حوصلگی، سخت کوشی، پرخاشگری، خشونت، احساس کمبود وقت شدید و انجام همزمان چند کار مشخص می شوندو در مقابل تیپ شخصیتی B، سهل گیر، محتاط ، حساس به کیفیت زندگی ، همرنگ با جماعت، پای بند به قواعد و مقررات در حالی که تیپ A به استقبال خطر می روند و به پیامدهای آن بی اعتنا هستند.رفتار تیپ A با موفقیت های اجتماعی – ا قتصادی در ارتباط است به طوری که هرچه درآمد اشخاص بیشتر می شود رفتار تیپ A تشدید می گردد. فرید من(2006) در تحقیقاتی که در زمینه ی سلامت روان و، ویژگی های شخصیتی انجام داد بیان داشت که مجموعه صفات تیپ های شخصیتی A و B با بیماری های جسمی و روانی در ارتباط است. مثلا احتمال ابتلا به بیماریهای کرونر قلبی در تیپ A بیشتر از تیپ B می باشد.

 

اصل تفاوت های فردی بیانگر آن است که نه تنها در تجارب خود از حوادث زندگی بلکه از میزان آسیب پذیری در برابر حوادث نیز با هم متفاوت اند. این تفاوت ها علاوه بر آنکه امکان دارد از تفاوت سطح دانش، نگرش و نظام ارزشی آنها متاثر باشد از رابطه ی متفاوت هر یک سرچشمه می گیرد.تیپ شخصیتی افراد دررفتار و نوع گرایش های آنان و میزان تحمل استرس ها و سلامت روان آنها تاثیر دارد. به طوری که بعضی از آنان به تغییرات تدریجی و بعضی به تغییرات تحولی گرایش دارند. همچنین وجود مشکلات شخصیتی و روانی می تواند تاثیر قابل توجهی بر انگیزه ها، عملکردها و… کارکنان داشته باشد.

1-2  بیان مسئله

بدون تردید، درتاریخ تمدن بشری، مهمترین جستجوی انسان، تلاش برای شناخت واقعیت خودش بوده است. توسعه علوم مختلف انسان شناسی و ناگزیر هستی-شناسی، نتیجه همین کنکاش بی پایان و بی انجام بوده و هست. حتّی میتوان پذیرفت پیشرفت بسیاری از علوم دیگر نیز، مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به میزان توفیق آدمی در درک بهتر ساختار حیرت انگیز و خارق العاده خویش میباشد. رسیدن به آرامش و اطمینان و دوری از افسردگی و اضطراب واسترس از اساسی‌ترین نیازهای سرشتین آدمی و از دیرباز جزو مسائل اساسی بشر بوده‌ است. همین مسئله موجب شده تا در ادیان و آیین‌های کهن بشری، ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود.  ( روث وكوهن،1986).

امروزه هر چند مردم از لحاظ جسمی فعالیتهای زیادی دارند، ولی اکثر فعالیتهای بدنی آنها معمولا فعالیتهای سالمی نیستند،مثل دویدن با سرعت برای رسیدن به اتوبوس و… بیشتراین فعالیتها جزء فعالیتهای سالم بشمار نمی‌روند و در نتیجه در اغلب اوقات موجب ایجاد استرس در فرد می‌شوند.استرس شایعترین مشکل جوامع بشری است که می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. بیشترین آن،خود تحمیلی است. درجامعه‌ی‌ امروزی ما یکی از شایعترین بیماریهای تهدیدکننده‌ی سلامتی است و رقمی درحدود ٧٠٪ مراجعات به پزشکان راتشکیل می‌دهد و این مشکل استرس، فشار و فرسایش بدن، به هنگامی است که با محیط پیوسته در حال تغییر سازگار شویم. چنین تغییراتی آثار جسمانی و هیجانی بر ما می‌گذارد و می‌تواند احساسات مثبت یا منفی ایجاد کند. اثرات استرس ما را ناگزیر به عمل می‌کند و چشم انداز مهیج جدیدی برای ما به ارمغان می‌آورد.آثار مثبت آن باعث کمک به ما درراستای حفاظت از خود می شود.آثار منفی استرس احساس بی اعتمادی ، طرد ، خشم و افسردگی می‌آفریند که این احساسات به نوبه خود به مشکلاتی مانند سردرد ، ناراحتی معده ، ، بی‌خوابی ، فشار خون بالا ، بیماری قلبی واعصاب و… می‌انجامد.مرگ یک عزیز ، تولد یک کودک ، ارتقای شغلی یا ایجاد یک رابطه جدید استرس به دنبال می‌آورد. چون این تغییرات ما را مجبور به سازگاری مجدد با زندگی خود می‌کند. سازگاری با شرایط متغیر، بسته به نوع واکنش ما می‌تواند آسیب زا باشد.در اکثر اوقات افراد پراسترس دارای شیوه زندگی نادرستی هستند، تغذیه ناسالم دارند، برنامه ریزی مناسب ندارند و اغلب اوقات سرشان بی‌خود و بی‌جهت شلوغ است که این نیز می تواندآسیب رساننده باشد. در مجموع ،استرس در دنیای مدرن اجتناب ناپذیر است و برای همۀ افراد پیش می آید. گاهی این استرس بیش از حد قابل انتظار است یا به صورت مزمن و دائمی وجود دارد که باعث تنش شدید فرد می شود و بر عملکرد او تأثیر می گذارد. در این موارد استرس مضر خواهد بود و نتایج منفی آن بر کیفیت زندگی، افزایش احتمال ابتلا به بیماری های جسمی یا تشدید بیماری ها یی مانند بیماری دیابت دیده می شود. (شاه منصوری ویکی پدیا،دانشنامه ازاد،1390)

هاوسلیتر ، برون و جاكل اذعان دارند كه میلین زدایی فیبرهای عصبی نه تنها بر كاركرد سیستم های حسی و حركتی اثر می گذارد، بلكه ممكن است موجب نشانه ها و علائم آسیب شناختی روانی شود.ام اس یکی از شایعترین بیماریهای مغز و اعصاب بوده و در حدود ۵٠٠٠٠ نفر در ایران و١۴۵٠ نفر در کرمانشاه به آن مبتلا هستند.و عمدتا در بالغین جوان بروز میکند. این بیماری از نظر بالینی با درگیری قسمتهای مختلف سیستم اعصاب مرکزی در زمانهای مختلف مشخص میگردد.بدین شرط که دیگر اختلالات عمل چند کانونی سیستم اعصاب مرکزی رد شده باشد. بیشترین میزان بروز بین٢٠-۴٠ سالگی است و زنان تقریبا دوبرابر مردان مبتلا میشوند.بیشتر آسیب این بیماری به ورید ها یا سیاهرگها است.این ضایعات در ماده سفید نخاع و مغز و در عصب بینایی دیده میشود.متأسفانه علت این بیماری مشخص نیست و هنوز ژن خاصی برای این بیماری مشخص نشده است، اما استعداد ارثی و اختلال در سیستم ایمنی فرد به دلایل نامشخص و عوامل زیست‌محیطی، نژادی، ویروس‌هایی که قبلاً به بدن فرد وارد شده است، واکسن‌های غیراستاندارد و استرس نقش مؤثری در ابتلا به این بیماری دارد. (شولتز،1389)

استرس های روحی و جسمی ، چه بصورت مزمن و چه بصورت حاد وناگهانی ، ممکن است سبب تاثیر دراین بیماری شوند. چنانچه مطالعات نشان می دهند . شایعترین استرس های روحی شامل طلاق ، سوگواری ، خشم ، شکست عاطفی ، و شغلی می باشند. (دکتر اشلی.ب .هارت ، 1383 ).

اتیولوژی ام اس معلوم نیست و یک اختلال چند عاملی پیچیده است که در آن عوامل محیطی در افراد از نظر ژنتیک مستعد با هم تعامل می کنند.شواهدی که از نقش عوامل ژنتیک در رویداد ام اس حمایت می کنند، عبارتند از:تجمع خانوادگی ، استعداد ابتلای کمتر در نژادهای غیر سفید پوست، رویداد زیاد هاپلوتیپهای خاص در بین موارد ام اس، رویداد زیادتر بیماری در اروپای شمالی نسبت به افراد بومی همان مناطق جغرافیایی، عدم وجود موارد ام اس زیادتر در فرزندخوانده گان مبتلایان به ا م اس(١٢-١۴). ام اس به احتمال زیاد ناشی از تعامل بین یک عامل محیطی و یک پاسخ ایمنی شناختی نسبت به یک عامل مشخص ژنتیک است. (عزیزی، جانقربانی، حاتمی١۳٨٩).

شخصیت، که تقریباً جامع تمام مباحث روان شناسی عمومی است، نه تنها مورد بحث روان شناسان، جامعه شناسان، انسان شناسان قرار گرفته است، بلکه فیلسوفان و حتی بعضی از دانشمندان دیگر نیز به مطالعه ی آن پرداخته اند. استرس با تیپ های شخصیتی و عملکرد فرد رابطه داشته و یکی از مولفه های موثر بر روان ، ایمنی و آسودگی افراد است.

روانشناسان سلامت نیاز روز افزون به تمركز بر اندازه گیری وسیع تر وضعیت سلامت،نسبت به آمار صرف مرگ ومیر و میزان ابتلا به بیماری را دریافته است.یكی از اندازه گیری هایی كه مورد پذیرش بیشتری قرار می گیرد اندازه گیری رویدادهای زندگی است.رویداد زندگی به قضاوت ادراك شده فردی در مورد اینكه چقدر از زندگی خود راضی است اشاره می كند و این امر ممكن است شباهت كمی به وضعیت سلامت جسمی واقعی آنها داشته باشد.تحقیقات نشان می دهند،در آنچه كه رویداد زندگی را تشكیل می دهد نه تنها تفاوت های فردی وجود دارد،بلكه تفاوت های بین فرهنگی نیز مؤثرند.این امر موجب می گردد كه اندازه گیری رویدادهای زندگی چالش انگیز شود.(سزابو و همكاران،1997).

 بنا به مطالب بالا، مسئله این تحقیق این است که آیابین استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس ارتباط وجوددارد؟

 1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

با پیشرفت علم و مشخص شدن بسیاری از بیماریها‏، دیدگاه های نوینی در راستای درمان به وجود آمده است كه دارای مشخصات، ملاك‌ها و معیارهای متفاوتی نسبت به دوران گذشته است. در جهان كنونی مشخص شده است که بسیاری از بیماریها از یكدیگر تأثیر می پذیرند.در عرصه جدید، افكار یا به تعبیر بهترمسائل روحی روانی به عنوان یك عامل تأثیرگذار شناخته شده و در برنامه‌ریزی­های درمان منظور می‌گردند. در نتیجه تحولات وپیدایش بلوغ علمی بیشتر، شناخت روان ومهار مسائل تنش زایی که از ان نشات می گیرندنسبت به گذشته كاملاً تغییر یافته ومورد توجه می باشد. ارتباط میان بیماریهای جسمی و روحی همواره بخش عمده ای ازمطالعات جدید را به خود اختصاص داده ودر علم روانشناسی امروزه همواره روح وروان ومسائل مربوط به ان،بعنوان مهمترین بخش مورد توجه هستند.در این تحقیق سعی بر بررسی وتشریح عوامل موثر بربیماریهای جسمانی را داریم.تا بتوانیم با زیرکی بیشتری مسائل پیرامون خودرا مورد بحث قرار دهیم.

 از نظر کاربردی این پژوهش می تواند راهکارهای کاهش استرس را به متخصصین آموزش دهد تا بتوانند به دور از هرگونه تنیدگی و استرس به درمان بیماران ام اس بپردازند همچنین به خود بیماران ام اس نیز در جهت کاهش استرس و بهبود عملکرد درمان کمک می کند .

 از نظر بنیادی نیز به افزایش دانش روانشناسی وبهبود کل فرایند درمان درمان بیماران ام اس منجر شود.

تعداد صفحه :124

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان:

حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف:هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان بوده است.مواد و روش ها:روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بوده و نمونه شامل 50نفر از اعضاء معتادان گمنام شهرستان دلفان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.برای گردآوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی و پرسشنامه سازگاری اجتماعی استفاده شد.داده ها با بهره گرفتن از آزمون t وابسته و با بهره گرفتن از نرم افزار spss-21 بررسی شدند. یافته ها: نتایج بررسی فرضیه های پژوهش نشان داد که برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان تاثیر مثبت و معنی دار داشته است.نتایج:با برسی نتایج این پژوهش می توان گفت که برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام نقش مهمی در فرایند بهبودی و بازگشت فرد به روال یک زندگی سالم و برقراری روابط مثبت با دیگران ایفا می کند.بنابراین لازم است تا با آشنا سازی جامعه با این انجمن، امکان شرکت بیشتر معتادان در این انجمن فراهم شود.

کلید واژگان:برنامه معتادان گمنام،بهزیستی روانشناختی،سازگاری اجتماعی

مقدمه:

یکی از بلاهای خانمان سوز که آفتی بر پیکر جوامع بشری است ، مسئله مواد مخدر و اعتیاد می باشد که قدرت تفکر ،خلاقیت ،توان ،کوشش و سازندگی را از انسان ها گرفته و بنیان خانواده و اعتقاد و باورهای دینی آن ها را در معرض نابودی و از هم پاشیدگی قرار داده است و متاسفانه روزبه روز ،رو به گسترش است.کمتر کشوری است که مهمترین و یا یکی از عمده مشکلاتش ،مسئله مواد مخدر و اعتیاد نباشد.هر ساله مبالغ هنگفتی ،صرف مبارزه با آن می گردد ولی همچنان رقم باندهای قاچاق مواد مخدر و تعداد معتادان افزایش می یابد و سازندگی ها رو به سوزندگی ،توانایی ها رو به ناتوانی و ثروت ها رو به انهدام و نابودی می رود و میکده خیالی معتاد نیز به ماتمکده ای سرد مبدل می گردد(برفی،1383).اعتیاد معمولا به مجموعه وابستگی فیزیکی و روانی اطلاق می شود ولی در مجموع مفهومی مبهم دارد(بلوم[1]،1984).

کلمه اعتیاد[2] یا واژه معتاد ، مفهوم نامناسب و تحقیرآمیزی است که از نظر علمی و پزشکی نمی تواند مفهوم سوء مصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی مشخص کند.کلمه اعتیاد کاربرد فراوانی در ارتباط با اعتیاد به تماشای تلویزیون،اعتیاد به خرج کردن پول،اعتیاد به قمار و دزدی و غیره دارد اما در ارتباط با اختلالات وابسته به مواد اهمیت خود را از دست داده است(کاپلان و سادوک[3]،2000).

سازمان بهداشت جهانی (Who) الگوی خود را در تدوین مفاهیم ((نشانگان وابستگی))قرار داده است که به تدریج جایگزین اصطلاح اعتیاد شده است.در سال 1964، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اعتیاد دیگر اصطلاح علمی نیست و اصطلاح وابستگی به مواد [4]را جایگزین آن کرد(بزمی ،1390).کمیته WHO  ،در سال 1981 تعریف خود را در ارتباط با نشانگان وابستگی به مواد اینگونه ارائه کرد که مجموعه ای از پدیده های فیزیکی،رفتاری و شناختی که در طی آن مصرف یک ماده یا مواد برای یک شخص خاصی اهمیت بیشتری نسبت به رفتارهای دیگر داشته باشند،در حالی که این گونه رفتارها ارزش و اهمیت بیشتری دارند.ویژگی توصیفی فهم وابستگی به مواد عبارتست از میل به مصرف دارو و یا داروهایی که بسیار نیرومند و گاهی اوقات مغلوب کننده اند(ادواردز،آریف،هاجسون[5]،1981).                                                                                                                        

ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[6] (DSM-IV-TR)(انجمن روانشناسی آمریکا ،2000) اختلالات اعتیاد را به سوء مصرف [7]و وابستگی [8]طبقه بندی می کند.سوء مصرف مواد توسط DSM-IV-TR به عنوان استفاده ناسازگارنه از مواد شیمیایی تعریف می شود که در گذر زمان اتفاق می افتد و حیطه ها و مسئولیت های عمده زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.(یونکه[9]؛برایس هاگدورن[10]،2006).

1-1بیان مسئله

اعتیاد موضوع و پدیده ای است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگون و از سال های پیش محققین و سازمان های فراوانی در زمینه شناخت ،پیشگیری،کنترل و درمان اعتیاد فعالیت های گسترده ای انجام داده اند که متاسفانه اکثرا ناموفق نیز بوده اند(بزمی،1390).اعتیاد ، دامنه رفتارهای فرد را محدود به یک موضوع خاص کرده و موجب شده تا فرد از اکثر رفتارهایی که به ارتقاء و رشد توانایی های او کمک می کند غافل بماند. اعتیاد به یک رفتار به عنوان یک آسیب روان شناختی مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است.آنها درصدد هستند ماهیت رفتار اعتیادی را تبیین کرده و به شناخت هرچه بیشتر این رفتار نائل آیند.(ناجی و زارعی،1388).در کنار روانشناسان و روانپزشکان ،موسسات و انجمن های غیرانتفاعی و مردم نهادی هم جهت درمان و پیشگیری از عود و بهبود وضعیت جسمی،روانی و اجتماعی معتادان فعالیت می کنند.

یکی از این انجمن های غیر انتفاعی ،انجمن غیر انتفاعی معتادان گمنام (NA)[11]است.بیش از نیم قرن است که این انجمن جهت درمان ، پیشگیری از عود و کمک به بهبود وضعیت روانی ،اجتماعی معتادان شکل گرفته که خوشبختانه بیش از یک دهه است که فعالیت خود را در ایران آغاز کرده و همچنان در حال فعالیت می باشد. انجمن معتادان گمنام یک انجمن غیرانتفاعیی متشکل از مردان و زنانی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است.(کمیته نشریات ان.ای1388). تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است.(کمیته نشریات ان.ای،1388).برنامه معتادان گمنام مرکب از اصولی است که بسیار ساده بیان شده اند و اعضاء می توانند آن ها را در زندگی روزمره خود به کار بندند.نکته بسیار مهم این برنامه عملی بودن آن است.در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد و به هیچ سازمانی وابسته نیست و با هیچ سازمان سیاسی، مذهبی و یا انتظامی ارتباطی ندارد.هرکس که تمایل داشته باشد بدون در نظر گرفتن سن ،نژاد،هویت جنسی،اعتقاد و یا مذهب می تواند به این انجمن بپیوندد.تجربه گروهی انجمن نشان داده است که کسانی که به طور مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک می مانند.

آنچه از کتاب ها و نشریات این انجمن برداشت می شود این است که مشکل معتادان تنها مصرف مواد مخدر نیست .بلکه بیماری اعتیاد است. تجربه افراد معتادی که پس از مدتی فطع مصرف دوباره به مصرف روی می آورند نیز بیانگر این موضوع است. برنامه انجمن معتادان گمنام بیماری اعتیاد را به این صورت تعریف می کند که یک بیماری مزمن ،پیشرونده و کشنده و لاعلاج است و فقط می توان در نقطه ای از فعالیت آن را باز داشت.برنامه NA از دوازده قدم تشکیل شده است که اصول بهبودی به شمار آمده و زمینه ای برای شناخت خود ، رابطه معنوی و ارزیابی روابط با دیگران است و بنابر تجربه افراد کارکرد قدم ها و به کار بردن اصول آن در زندگی تغییراتی بزرگ و سهمی در زندگی اعضاء به وجود می آورد. به عنوان نمونه در قدم یک فرد معتاد اقرار میکند که در مقابل بیماری اعتیاد عاجز بوده و زندگی اش غیر قابل اداره شده بود و سعی می کند بیماری خود را بپذیرد.در قدم دوم فرد باورهای نادرست و غلط خود را شناسایی میکند و باورهای جدیدی که به او کمک می کنند شکل میدهد و باورهای درست گذشته را تقویت میکند.والیانت[12] در یک مطالعه گذشته نگر در مدت 35 سال به این نتیجه رسیدند که شرکت در برنامه NA علت افزایش 22درصدی رفتارهای مناسب اجتماعی مثل ازدواج و اشتغال است.گورسکی[13] بیان می دارد که شرکت در برنامه های دوازده قدمی پیوسته با بهبود عملکرد اجتماعی ، بهبود سازگاریهای زناشویی و بهبود سازگاریهای روانی همراه است

جنبه قابل توجه دیگر این انجمن شکل گیری روابط صمیمی و یاری گرانه اعضاء با همدیگر است.

گرو[14] بیان می داردکه  حمایت اجتماعی را مکانیسم اساسی این انجمن می دانند و ادامه می دهند که شبکه های اجتماعی و حمایتی گرم بیشترین ارزش را برای بهبودی دارند و علاوه بر این حمایت اجتماعی مکانیسمی در موثر بودن برنامه دوازده قدمی در گسترش دادن سبک زندگی عاقلانه است. فرد معتاد از یک خلا معنوی رنج می بردو بر همین اساس برنامه های انجمن در جهت تقویت جنبه های معنوی افراد کار می کند. اریک[15] بیان می دارد که اعضاء انجمن معتادان گمنام پس از شرکت در جلسات گروهی دوازده قدمی جهت گیری معنوی[16] بیشتری کسب می کنند.( به نقل از حدادرحمانی،1390).چنانچه در پژوهش های  مختلف تایید شده است که معنویت یکی از جنبه های مهم سلامت روان و کارکرد اجتماعی مناسب به شمار میرود.

بهزیستی روانشناختی[17] و سازگاری اجتماعی[18] از جمله مولفه هایی هستند که تحت تاثیر اعتیاد قرار می گیرند.بهزیستی روانی جزء روانشناختی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکرد های روانی  و ابعد سلامت روانی تعریف شده است .بهزیستی روانی ساختار مهمی است که در سطح پایین منجر به افسردگی و انزوای اجتماعی و باعث فقدان احساس رضایت و اعتماد به نفس و احساس نبود اراده یا هدف در زندگی شده و به کاهش سلامت روانی و جسمانی منجر می شود.

رشد اجتماعی مهمترین جنبه رشد هر شخص محسوب می شود .معیار اندازه گیری رشد اجتماعی فرد ،میزان سازگاری او با دیگران است. سازگاری اجتماعی ، هماهنگی بین محیط و مهارت های شخصی و فعالیت در زمینه های مختلف اجتماعی،توانایی درک نیازهای دیگران و علاقه به رفاه آن ها ،عزت نفس بالا ،کارآمدی ادراک،مسولیت پذیری،مقابله با ناکامی ،تحمل اضطراب،احساس امنیت و تمایل به همکاری و همنوایی در موارد خاص ،ویژگی های اصلی افراد دارای سازگاری اجتماعی است(شوهان[19] 1991).

با توجه به تحقیقات انجام شده و گسترش فعالیت برنامه معتادان گمنام و تاثیر گذاری اعتیاد بر جنبه های روانی و اجتماعی فرد ،پژوهش حاضر به این سوال خواهد پرداخت که :

آیا برنامه معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان تاثیرگذار است؟

1-2اهمیت و ضرورت

اعتیاد به ویروس شباهت دارد –سرایت می کند و به همه جنبه های زندگی شخص ، شامل حیطه های معنوی ، هیجانی، جسمانی، روانشناختی ، خانوادگی ، اجتماعی ، تفریحی و شغلی گسترش می یابد. اختلالات اعتیادی درمان نشده ، به جای اینکه با گذشت زمان بهبود یابند ، مانند بیماریهای قلبی درمان نشده سیر می کنند –یعنی، با زمان و استرس کافی ، فرد دچار یک حمله خواهد شد که معمولا به یکی از حیطه های مذکور آسیب می رساند.برخلاف اختلالات مزمن و هنوز قابل مدیریت دیگر (مانند دیابت)، اختلال اعتیادی نه تنها فرد معتاد ، بلکه همه افراد در تماس با وی را نیز متاثر می سازد(یونکه و برایس هاگدورن[20]،2006). نباید شگفت زده شد که الکل و مواد مخدر ، نقش عمده ای در میزان جرایم خشونت آمیز دارند.بیش از نیمی از همه قتل ها و تجاوزها ، مستقیما به الکل یا مواد مخدر ربط دارند(مارتین[21]،2001،نقل شده در یونکه و هاگدورن2006).

بنابر گزارش مسولان وزارت کشور  در سال 1393 ، جرم  تقریبا 70درصد زندانیان کشور ،مرتبط با اعتیاد و مواد مخدر است و این آمار اهمیت موضوع  را چند برابر می کند.در سوره مبارکه بقره آیه 195آمده است که )….ولاتلقوبایدکم الی التهلکه) با دست خویش خویشتن را به هلاکت نیندازید. شخص معتاد ،ویرانگر خود و خانواده خویش است و اثرات منفی مواد مخدر در روح و جسم او معلوم و مشخص است.دکتر دیوید ماتسو به نقل از محمد برفی روان پزشک دانشگاه پل معتقد است که می توان تمام مشکلات عمیق اجتماعی را به اعتیاد به مواد مخدر نسبت داد.بالا بودن میزان معتادین باعث می شود که مشکلات ناشی از بیکاری و عدم وجود امکانات آموزشی کافی به بوته فراموشی سپرده شود.شخص معتاد با از دست دادن بسیاری از جنبه های انسانی و گرفتاری در انحطاط روحی باطبع قادر به مراعات موازین عقلی و اخلاقی نشده و نه تنها نمی تواند صاحب فضیلت و امتیاز اخلاقی باشد ،بلکه حتی قادر به پیروی از دستورات اخلاقی و اجتماعی نبوده و به همین لحاظ فردی است لاقید و بی بند و بار و وقتی کمترین تعهد اخلاقی و اجتماعی را تحمل نمی کند ،نمی تواند زیر بار مسولیت ها و تعهدات خانوادگی خود برود درنتیجه در خیلی از موارد خانواده از هم پاشیده می شود و نتیجه ای جزء طلاق و فرزند طلاق در پی نخواهد داشت.

از سوی دیگر انجمن معتادان گمنام در ایران گسترش پیدا کرده بطوریکه بنابر آخرین آمار ارائه شده توسط مسولین کمیته روابط عمومی بیش از 18هزار گروه و 400هزار نفر عضو در ایران دارد و هر روز به تعداد آن ها افزوده می شود.انجمنی که تغییرات وسیع و مهمی بر روی اعضاء بوجود آورده است و نیازمند پژوهش های بیشتری در این زمینه است.

با توجه به اهمیت موضوع اعتیاد و تاثیرات مخرب آن بر فرد ،خانواده و جامعه و تحقیقات انجام گرفته در این زمینه و نیاز بیشتر به شناخت انجمن معتادان گمنام  و تاثیرات آن بر مولفه های روانی و اجتماعی  فرد ،پژوهش حاضر اجرا می شود.

تعداد صفحه :68

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه تاثیر درمان نوروفیدبک بر ولع مصرف و افسردگی بیماران وابسته به مواد مخدر تحت درمان نگهدارنده با متادون

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشكده علوم تربیتی و روان شناسی

گروه آموزشی روانشناسی عمومی

پایان‌نامه

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته روانشناسی عمومی

عنوان

تاثیر درمان نوروفیدبک بر ولع مصرف و افسردگی بیماران وابسته به مواد مخدر تحت درمان نگهدارنده با متادون

تیر1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان نوروفیدبک (Neurofeedback ) بر ولع مصرف و افسردگی بیماران وابسته به مواد مخدر تحت درمان نگهدارنده با متادون بود. طرح این پژوهش بررسی تک آزمودنی با نشانه‌ی A-B همراه با یک ماه و نیم (45روز) پی گیری بود. 3 شرکت کننده‌ی این پژوهش سه بیمار مبتلا به اعتیاد به مواد مخدر از نوع تریاک بودند که در سال 1393 از میان مراجعان به کلینیک بازتوانی و ترک اعتیاد، به صورت در دسترس انتخاب شدند. از پرسشنامه‌ی سنجش ولع هروئین (HCQ-45) و پرسشنامه‌ی افسردگی بک (BDI) به منظور غربال و سنجش اثر مداخله استفاده شد. مداخله 5 روز در هفته و طی 4 هفته، در یک مرکز مشاوره روانشناسی، توسط خود پژوهشگر و یک درمانگر مرکز مشاوره روانشناسی انجام شد. هر هفته 5جلسه‌ی 40 دقیقه ای برای هر شرکت کننده انجام شد که 20 دقیقه به اجرای پروتکل SMR و 20 دقیقه به اجرای پروتکلAlpha- Theta اختصاص داده شد. یافته‌های حاصل از تحلیل دیداری نمودارها در پایان دوره حاکی از آن بود که در متغیر ولع مصرف قبل از درمان و بعد از درمان، اختلاف معنادار وجود دارد، همچنین در مولفه‌ی افسردگی هم نتایج نشان داد که نمرات افسردگی در قبل و بعد از درمان اختلاف معناداری دارند. در نتیجه درمان نوروفیدبک در کاهش ولع مصرف مواد و میزان افسردگی در افراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان نگهدارنده ی متادون موثر است.

کلید واژه: نوروفیدبک، وابستگی به مواد مخدر، ولع مصرف، افسردگی

فهرست مطالب

عناوین                                                                                                                     شماره صفحات

چکیده ‌ج

فهرست مطالب… ‌د

فهرست جدول‌ها ‌ح

فهرست تصاویر و نمودارها ‌ط

فصل اول:کلیات پژوهش    1

1-1. پیش درآمد. 1

1-2. بیان مسئله. 1

1-۳. اهداف پژوهش…. 3

1-۴. فرضیه‌های پژوهش…. 4

۱-۵. اهمیت و ضرورت پژوهش…. 4

1-۶. جنبه نو بودن پژوهش…. 5

1-7. تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق.. 5

فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه پژوهش    7

2-1. پیش درآمد. 8

2-2. اختلال سوء مصرف و وابستگی به مواد. 8

2-2-1. مبانی نظری.. 8

2-2-1-1. تاریخچه. 8

2-2-1-2. تعریف و ویژگی‌ها 9

2-2-2. مواد مخدر 10

2-2-3. تحمل وابستگی و ترک… 13

2-3. سبب شناسی و مبانی نظری وابستگی به مواد. 14

2-3-1. نظریات روان پویشی.. 14

2-3-2. نظریات رفتاری.. 14

2-3-3. نظریات شناختی.. 14

2-3-4. نظریات فیزیولوژیک… 14

2-3-4-1. عوامل ژنتیک… 15

2-3-4-2. فرضیه مزاج. 15

2-3-4-3. مکانیسم‌های شیمیایی مغزی.. 15

2-3-4-4. عوامل عصب شناختی.. 19

2-4. درمان وابستگی به مواد. 20

2-4-1. درمان‌های روان شناختی.. 21

2-4-1-1. درمان روان پویشی.. 21

3-4-1-2. شبکه درمانی.. 21

2-4-1-3. درمان رفتاری، شناختی و انگیزشی.. 21

2-4-1-4. گروه درمانی.. 22

2-4-2. درمان‌های دارویی.. 22

2-4-2-1. روش‌های سم زدایی سریع و فوق سریع. 22

2-4-2-2. کلونیدین.. 23

2-4-2-3. لفکسیدین.. 23

2-4-2-4. بوپرونورفین.. 23

2-4-2-5. متادون.. 23

2-4-3. درمان‌های عصب روان شناختی.. 24

2-4-3-1. برق نگاری مغزیEEG… 24

2-5. ولع مصرف.. 29

2-6. افسردگی.. 30

2-7. نوروفیدبک… 32

2-7-1. بیوفیدبک… 32

2-7-2. نوروفیدبک… 35

2-7-3. مبانی نظری نوروفیدبک… 37

2-7-4. پروتکل‌های درمانی نورفیدبک رایج در وابستگی به مواد. 39

2-8. ولع مصرف و افسردگی در افراد وابسته به مواد مخدر 41

2-9. نوروفیدبک و درمان افراد وابسته به مواد مخدر 43

۲-10. پیشینه در داخل کشور 44

۲-11. پیشینه در خارج از ایران.. 45

2-11-1 مطالعات EEG و QEEG… 45

2-11-2. نوروفیدبک… 49

2-12. جمع بندی.. 53

فصل سوم:روش پژوهش    54

3-1. پیش درآمد. 55

۳-۲. روش پژوهش…. 55

3-2-1.سه ویژگی متمایز طرح‌های مورد منفرد. 56

3-2-2. طرح‌های آزمایشی مورد منفرد در مقایسه با طرح‌های گروهی.. 58

3-۳. جامعه پژوهش…. 59

۳-۴. نمونه‌گیری.. 59

3-5. شرکت کنندگان.. 59

3-6. ابزار 61

3-6-1. دستگاه نوروفیدبک… 61

3-6-2.پرسشنامه اندازه گیری ولع مصرف هروئین.. 61

3-6-3.پرسشنامه افسردگی بک… 62

3-7.شیوه‌ی اجرا 62

3-8.نحوه تحلیل داده‌ها 62

فصل چهارم: یافته‌های پژوهش    71

4-1.پیش درآمد. 72

4-1. فرضیه 1: تأثیر درمان نوروفیدبک بر کاهش ولع مصرف.. 73

4-1-1. تحلیل دیداری نمودار تأثیر درمان نوروفیدبک بر کاهش ولع مصرف شرکت‌کننده الف… 75

4-1-1-1.تحلیل درون موقعیتی داده های شرکت‌کننده الف… 75

4-1-1-2.تحلیل بین موقعیتی داده های شرکت‌کننده الف… 78

4-1-2.تحلیل دیداری نمودار تأثیر درمان نوروفیدبک بر کاهش ولع مصرف شرکت‌کننده ب.. 82

4-1-2-1.تحلیل درون موقعیتی داده های شرکت کننده ب.. 82

4-1-2-2.تحلیل بین موقعیتی داده های شرکت‌کننده ب.. 85

4-1-3.تحلیل دیداری نمودار تأثیر درمان نوروفیدبک بر کاهش ولع مصرف شرکت‌کننده ج. 89

4-1-3-1.تحلیل درون موقعیتی داده های شرکت کننده ج. 89

4-1-3-2.تحلیل بین موقعیت داده های شرکت کننده ج. 92

4-2.فرضیه 2: تأثیر درمان نوروفیدبک بر کاهش افسردگی.. 96

4-2-1.تحلیل دیداری نمودار تأثیر درمان نوروفیدبک بر کاهش افسردگی شرکت‌کننده الف… 98

4-2-1-1.تحلیل درون موقعیتی داده های شرکت‌کننده الف… 98

4-2-1-2.تحلیل بین موقعیتی داده های شرکت‌کننده الف… 101

4-2-2.تحلیل دیداری نمودار تأثیر درمان نوروفیدبک بر کاهش افسردگی شرکت‌کننده ب.. 105

4-2-2-1.تحلیل درون موقعیتی داده های شرکت کننده ب.. 105

4-2-2-2.تحلیل بین موقعیتی داده های شرکت‌کننده ب.. 108

4-2-1.تحلیل دیداری نمودار تأثیر درمان نوروفیدبک بر کاهش افسردگی شرکت‌کننده ج. 112

4-2-3-1.تحلیل درون موقعیتی داده های شرکت کننده ج. 112

4-2-3-2.تحلیل بین موقعیتی داده های شرکت‌کننده ج. 115

فصل پنجم: بحث، نتیجه‌گیری و پیشنهاد‌ها 120

5-1. پیش درآمد. 121

۵-۲. پاسخ به پرسش‌های پژوهش…. 121

۵-۲-۱. پرسش نخست… 121

۵-۲-2. پرسش دوم. 122

۵-۳. نتیجه‌گیری.. 123

۵-۴. محدودیت‌ها 124

۵-۵. پیشنهاد برای پژوهش‌های آتی.. 124

5-6. پیشنهادات کاربردی.. 125

منابع  126

پیوست‌ها 134

پیوست1. پرسشنامه ولع مصرف هروئین( HCQ-45) 135

پیوست2. پرسشنامه افسردگی بک(BDI) 140

پیوست3. نمره گذاری پرسشنامه ولع مصرف هروئین( HCQ-45) 142

پیوست4. نمره گذاری افسردگی بک (BDI) 143

پیش درآمد

اختلال مربوط به مصرف مواد، مجموعه علائم شناختی، رفتاری و روانشناختی است که باعث می‌شود علیرغم مشکلات موجود در زمینه‌ی مواد، فرد به استفاده از مواد ادامه دهد (DSM-V[1]). در این دسته اختلالات، محور اصلی مشکلات، ولع[2] شدید و اجتناب ناپذیر بیمار به ادامه مصرف مواد است؛ عاملی که ریشه اصلی عود و شکست‌های درمانی شناخته شده است (کافمن،2001؛ به نقل از دهقانی و رستمی،1389). همچنین در بیماران وابسته به مواد اختلالات سلامت روانی از جمله افسردگی شایع است (وزارت بهداشت کانادا، 1384؛ حاجی حسنی، شفیع آبادی، پیر ساقی و کیانی پور، 1391).

 آمارهای جهانی حاکی از شیوع 200 میلیونی وابستگی به مواد، اعم از مواد افیونی سبک یا سنگین و مواد طبیعی یا مصنوعی است (هاشمی، 1383). نتایج بررسی‌های انجام شده؛ در مورد اعتیاد در ایران هم طی چهار دهه اخیر در نوسان بوده است. به گونه‌ای که در سال 1390، برآورد بین جمعیت 15 تا 64 سال (طبق سرشماری 1385، معادل 50 میلیون نفر) برابر با یک میلیون و سیصد و بیست و پنج هزار نفر اعلام شده است (صرامی، قربانی و مینویی، 1392).

در سبب شناسی اختلال وابستگی به مواد، نظریه‌های گوناگون بر عوامل بین فردی، عوامل رفتاری –روانی و عوامل زیستی – ژنتیکی تأکید دارند (زکریایی، 1382). در سال‌های اخیر در حوزه سبب شناسی این اختلال ابعاد عصب شناختی، مورد توجه قرار گرفته است. طی 30 سال گذشته فعالیت‌های علمی بسیاری جهت کشف ظرفیت ذهن برای تأثیر بر بدن و شناخت راه‌هایی که ذهن روی بدن و عملکردهای آن تأثیر می‌گذارد و از آن تأثیر می پذیرد؛ از جمله ارتباط مغز و روان انجام شده است (لاورنس[3]، 2002).

 پژوهش حاضر به دنبال بررسی شیوه‌ی درمانی جدید نوروفیدبک در کاهش ولع مصرف و بهبود میزان افسردگی بیماران وابسته به مواد مخدر تحت درمان نگهدارنده متادون[4] است.

1-2. بیان مسئله

اهمیت تجربه ولع مصرف در وابستگی به مواد، تداوم اعتیاد به مواد، پدیده‌ی بازگشت و شکست‌های درمانی در پژوهش‌های بسیاری مورد تأیید قرار گرفته است. ولع مصرف مواد، یك موقعیت انگیزشی قدرتمند یا گرایش شدید به ولع مصرف در فرد معتاد است. با وجود اهمیت این پدیده در ادامه فرآیند  

سوءمصرف، تا كنون ساز و كارهای روانشناختی و عاطفی مرتبط با این پدیده هنوز به طور كامل شناخته نشده اند، پژوهش‌ها نشان داده اند كه نشانه‌های محیطی مربوط به مواد، می توانند به ایجاد ولع مصرف در  معتادان، بیانجامند (هیمن[5]،2011؛ آبرامز[6]، 2000؛ انستیتو ملی سوءمصرف مواد،1996؛ چایلدرس[7]، اهرمن[8]، روزنش[9]، روبینز[10] و اُبراین[11]، 1992؛ آلترمن و همکاران،1990). در دسته اختلالات مربوط به مواد، محور اصلی مشکلات، ولع شدید و اجتناب ناپذیر بیمار به ادامه مصرف مواد است؛ عاملی که ریشه اصلی عود و شکست‌های درمانی شناخته شده است (کافمن،2001؛ به نقل از دهقانی و رستمی،1389). پس ضروری به نظر می‌رسد که به پدیده‌ی ولع مصرف بیشتر پرداخته شود. از ولع مصرف مواد تعاریف گوناگونی شده است، ولی به هر حال ولع مصرف مواد را می‌توان یک تجربه‌ی شخصی و یک پدیده‌ی چند بعدی آمیخته با میل و هوس به دست آوردن یک احساس خوشایند و یا غلبه بر یک احساس ناخوشایند دانست (اختیاری،2008). همچنین در بیماران وابسته به مواد اختلالات سلامت روانی از جمله افسردگی شایع است (سمپل[12]، پترسون[13] و گرانت[14]،2005؛ وزارت بهداشت کانادا، 1384؛ حاجی حسنی، شفیع آبادی، پیر ساقی و کیانی پور، 1391). همچنین اگر ولع مصرف مواد برطرف نشود می‌تواند باعث رنج‌های روانشناختی مثل ضعف، بی اشتهایی، اضطراب، بی خوابی، پرخاشگری و افسردگی گردد (آدولوراتو[15]، لگیو[16]، آبن آولی[17] و گاسبارینی[18]،2005). اختلالات افسردگی[19] در DSM-V  به عنوان دسته‌ی جداگانه قرار گرفته است. ویژگی مشترک همه این اختلالات وجود غم است، احساس تهی بودن، یا تحریک پذیری خلق و خوی، همراه با تغییرات جسمی و شناختی است که به طور قابل توجهی بر ظرفیت فرد برای عملکرد تاثیر می‌گذارد (DSM-V).

QEEG[20]، جهت تعیین مشکلات عملکرد مغز در شماری از اختلالات وابستگی به مواد، از جمله وابستگی به کوکایین و متاآمفتامین‌ها به کار رفته است. تحقیقات حاکی از افزایش موج بتا در حین انجام عملکردهای ذهنی بالا در افراد نرمال هشیار می‌باشد، در حالی که در بیماران وابسته به مواد شواهد نشان دهنده کاهش این امواج می‌باشد (آلپر و همکاران،1998).

QEEG، افراد وابسته به الکل الگوی غالب افزایش امواج بتا و دلتا و تتا و کاهش موج آلفا را نشان داده است. افزایش دامنه امواج غیرآلفا و کاهش آلفا با اضطراب همراه است. با مصرف الکل فرد در حالت فیزیولوزیکی آرامش و افزایش آلفا قرار می‌گیرد و در واقع با بهره گرفتن از این مواد دروازه فعالیت آلفا را می گشاید (ماروین[21]،1995). این روش در تشخیص برخی از عوارض مغزی و وابستگی به کوکائین و بررسی روند تغییرات آنها نیز سودمند بوده است (آلپر[22] و همکاران، 1998).

در حوزه درمان اختلالات روانشناختی نیز، پژوهش‌های نوروفیزیولوژیکی با بررسی ارتباط بین امواج مغزی، تشریح مکانیزم‌های زیربنایی تالاموکورتیکی مغز و حالات روانشناختی فرد، نشان داده اند که تغییرات بهینه در ریتم و فرکانس امواج مغزی، با بهره گرفتن از روش‌های عصب درمانی؛ می‌تواند منجر به تغییر در حالات روانشناختی افراد شود (استرمن[23]، 1996).  

هم اکنون این مسئله مطرح است که آیا می‌توان از این روش نوین در درمان اختلال وابستگی به مواد استفاده کرد؟ و آیا این روش می‌تواند نابهنجاری‌های عصب شناختی امواج مغز را برطرف سازد؟

بسیاری از محققان حوزه وابستگی به مواد بر این عقیده اند که وابستگی به مواد را باید به عنوان یک مشکل مغزی در نظر گرفت. همانطور که به طور مختصر اشاره شد تحقیقات علوم اعصاب جدید هم نشان داده است که وابستگی بر پایه توانایی مواد در تقلید از فعالیت انتقال دهنده‌های عصبی مغز و اثر بر مرکز لذت و در نهایت بروز اختلال در عملکرد مغز و فعالیت الکتریکی مغزی است. بر این اساس رویکرد این متخصصان در درمان وابستگی به مواد یاری گرفتن از درمان‌های عصب روانشناختی است. درمان‌هایی که قادر به اصلاح اختلالات موجود در عملکرد مغزی و به دنبال آن رفع عوارض منفی درباره مصرف مواد در مغز، رفتار و روان فرد می‌باشد. اخیراً تلاش‌های درمان در سوء‌مصرف مواد، گرایش به سوی درمان‌های عصبی و تلاش در جهت اصلاح سیستم مغزی است.

با وجود آمارهای 80 درصد عود در دارودرمانی‌های وابستگی به مواد به نظر بهترین رویکرد جهت کاهش این خطر، تنظیم عمل لوب‌های مغزی به وسیله درمان‌های عصب روان شناختی، از جمله نوروفیدبک است (ریچارد[24]، مونتویا[25]، نلسون[26] و اسپنس[27]، 1995).

1-۳. اهداف پژوهش

هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی روش آموزشی درمانی نوروفیدبک بر کاهش ولع مصرف مواد مخدر در بیماران وابسته به مواد مخدر تحت درمان نگهدارنده متادون است. اهداف فرعی عبارتند از:

1- بررسی اثربخشی روش آموزشی درمانی نوروفیدبک بر بهبودی میزان افسردگی بیماران وابسته به مواد مخدر تحت درمان نگهدارنده است.

1-۴. فرضیه‌های پژوهش

فرضیه اول: درمان نوروفیدبک باعث کاهش ولع مصرف در افراد وابسته به مواد مخدر می‌شود.

فرضیه دوم: درمان نوروفیدبک باعث بهبود میزان افسردگی افراد وابسته به مواد مخدر می‌شود.

۱-۵. اهمیت و ضرورت پژوهش

بدون درمان موثر، وابستگی به مواد، به ویژه مواد افیونی، هزینه‌های بالایی در رابطه با فعالیت‌های غیر قانونی، مراقبت‌های پزشکی، معامله دارو، از دست دادن توان تولید و بهره وری، افزایش انتقال HIV[28] و دیگر عوامل بیماری زای خونی به همراه دارد. همچنین اختلالات سلامت روانی مثلاً افسردگی و احساس کنترل کم برزندگی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی یا فوبی[29] یا هراس در میان بیماران وابسته به مواد و شایع است (وزارت بهداشت کانادا، 1384).

لذا سوء مصرف مواد و وابستگی به مواد امروزه معضل بزرگی برای جوامع بشری محسوب شده و تاکنون تلاش‌های بسیاری به ویژه در حوزه سبب شناسی و درمان آن انجام گرفته است.

اثربخشی روش آموزش پسخوراند عصبی مبتنی بر QEEG در بهبود عوارض برخی از اختلالات روانی (هاموند،2006)، همچنین کاربرد موفق روش QEEG در بررسی روند بهبود و تغییرات کارکرد مغزی (امواج مغزی[30]) در اختلالات مختلف روانشناختی (آلپر و همکاران،1998)، از جمله سوء مصرف مواد (کارمودی،رادوانسکی، وادوانی[31]، سابو[32] و ورگارا،2001، نیوتن و همکاران،2003) ضرورت کاربرد نوروفیدبک را در بهبود مشکلات روانشناختی و بدکارکردی‌های مغزی ناشی از وابستگی به مواد نشان می‌دهد و پیش از کاربرد مطمئن این روش، انجام مطالعات بیش تر و دقیق تر ضروری به نظر می‌رسد.

از سوی دیگر با توجه به محدودیت مطالعات خارجی و مطالعات خیلی محدود داخلی، در زمینه کاربرد روش درمانی نوروفیدبک در بهبود اختلال وابستگی به مواد، و به شکل اختصاصی تر مواد افیونی، و همچنین در نظر گرفتن شیوع مصرف مواد در کشور و عوارض منفی این پدیده، ضرورت ارزیابی اثربخشی نوروفیدبک در بهبود وابستگی به مواد، و در مراحل بعدی استفاده از آن به عنوان روش درمانی مکمل، ایمن و بدون عوارض جانبی در داخل کشور بدیهی است.

تعداد صفحه :158

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه پیش بینی افسردگی پس از زایمان بر اساس سبك های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد شیراز

پایان نامه جهت اخذ کارشناسی ارشد (M.A)

رشته و گرایش

رشته روانشناسی- عمومی

عنوان:

پیش بینی افسردگی پس از زایمان بر اساس سبك های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار

تابستان 94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                        صفحه

 

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه. 2

بیان مساله. 3

اهمیت و ضرورت تحقیق.. 7

1- اهداف پژوهش…. 8

1-1 هدف کلی.. 8

1-2 اهداف جزئی.. 8

1-3 فرضیه. 8

2- تعاریف نظری و عملیاتی.. 8

2-1 تعریف نظری.. 8

2-1-1 افسردگی پس از زایمان.. 8

2-1-2 سبک دلبستگی.. 9

2-1-2-1 دلبستگی ایمن.. 9

2-1-2-2 دلبستگی دوسوگرا 9

2-1-2-3 دلبستگی اجتنابی.. 9

2-1-3 طرحواره های ناسازگار اولیه. 9

فصل دوم: ادبیات و پیشینه ی تحقیق

2-1- افسردگی پس از زایمان.. 12

2-1-1- رویکرد نظری افسردگی.. 13

2-1-1-1 رویکرد زیست شناختی.. 13

2-1-1-2 رویکرد روان پویایی.. 14

2-1-1-3 رویکرد رفتار گرایی.. 15

2-1-1-4 نظریه افسردگی لوینسون.. 15

2-1-1-5 رویکرد شناختی.. 16

2-1-1-6 الگوی اسناد افسردگی.. 16

2-1-1-7 نظریه تکرار غیر ارادی خود گردان.. 17

2-1-1-8 رویکرد اصالت وجودی انسان گرایی.. 18

2-2- دلبستگی.. 18

2-2-1 انواع دلبستگی کودکان.. 20

2-2-1-1 دلبسته ناایمن اجتنابی(گروهA) 20

2-2-1-2 دسته ایمن(گروهB) 21

2-2-1-3 دلبسته ناایمن مقاوم یا اضطرابی/ دوسوگرا (گروهC) 21

2-2-1-3 دلبستگی جهت نایافته یا سازمان نایافته(گروهD) 22

2-2-2 انواع دلبستگی بزرگسالان.. 22

2-3 طرحواره های ناسازگار اولیه. 24

2-3-1 تعریف طرحواره 25

2-3-2 طرحواره های شرطی در مقابل طرحواره های غیر شرطی.. 26

2-4 نیازهای هیجانی اساسی.. 26

2-5 طرحواره ها و عاطفه. 26

2-5-1 واکنش طرحواره ها 27

2-6 مدل متمرکز بر طرحواره 27

2-7 حیطه ها و خواستگاه های رشد طرحواره ی یانگ…. 28

2-7-1 بریدگی و طرد: 28

2-7-1-1 طرحواره ی طرد شدن/ بی ثباتی: 28

2-7-1-2 طرحواره بی اعتمادی/ بد رفتاری: 28

2-7-1-3 طرحواره ی محرومیت هیجانی: 29

2-7-1-4 طرحواره نقص / شرم : 29

2-7-1-5 طرحواره های انزوای اجتماعی/ بیگانگی : 29

2-7-2 حیطه دوم : 30

2-7-2-1 طرحواره ی وابستگی / بی کفایتی : 30

2-7-2-2 طرحواره آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری : 30

2-7-2-3 خود تحول نیافته/ گرفتار : 31

2-7-2-4 طرحواره شکست : 31

2-7-3 حیطه سوم : 31

2-7-3-1 طرحواره های استحقاق/ بزرگ منشی : 32

2-7-3-2 طرحواره ی خویشتن داری/ خود انضباط ناکافی : 32

2-7-4 حیطه چهارم: 32

2-7-4-1 طرحواره ی فداکردن (ایثار) : 33

2-7-4-2 طرحواره خود قربانی کردن : 33

2-7-4-3 طرحواره ی تائید جویی/ جلب توجه : 33

2-7-5 حیطه ی پنجم : 34

2-7-5-1 طرحواره های منفی گرایی/ بدبینی : 34

2-7-5-2 طرحواری بازداری هیجانی : 34

2-7-5-3 طرحواره های معیارهای ناعادلانه/ عیب جویی افراطی : 35

2-7-5-4 طرحواره تنبیه : 35

2-8- مروری بر تحقیقات انجام گرفته در خارج و داخل کشور 35

2-8-1 تحقیقات انجام گرفته در خارج کشور 35

2-8-2 پژوهش های انجام شده در داخل کشور 41

فصل سوم: روش شناسی

3-1 مقدمه. 47

3-2 طرح کلی پژوهش…. 47

3-3 جامعه آماری.. 47

3-4 نمونه آماری و روش نمونه گیری.. 47

3-5 ابزار جمع آوری اطلاعات… 48

فصل چهارم: روش تجزیه و تحلیل آماری

4-1 یافته های توصیفی متغیرهای پژوهش…. 54

4-1-1 وضعیت اشتغال.. 54

4-1-2 میانگین و انحراف معیار افسردگی پس از زایمان.. 54

4-1-3 میانگین و انحراف معیار سبک های دلبستگی.. 55

4-1-4 میانگین و انحراف معیارطرحواره های ناسازگار 55

4-2 یافته های استنباطی حاصل از فرضیه های پژوهش…. 57

4-2-1 آزمون رابطه بین متغیرهای پژوهش…. 57

4-2-2 بررسی ضریب سبک های دلبستگی و افسردگی پس از زایمان در جدول 4-6 ارائه شده است. 57

4-2-3 پیش بینی افسردگی پس از زایمان بر اساس طرحواره های ناسازگار 60

4-2-4 سبک های دلبستگی قادر به پیش بینی افسردگی پس از زایمان است. 64

4-2-5 پیش بینی افسردگی پس از زایمان براساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار 64

4-3  فرضیه های پژوهش…. 65

4-3-1 كدامیك از متغیرهای پیش بین سهم بیشتری در پیش بینی افسردگی پس از زایمان دارند؟. 65

4-4 رابطه بین طرحواره های ناسازگار و سبکهای دلبستگی.. 65

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1-  بحث و نتیجه گیری.. 68

5-2 محدودیت های پژوهش…. 73

5-3 پیشنهادات… 73

5-3-1 پیشنهادات پژوهشی.. 73

5-3-2 پیشنهادات کاربردی.. 74

فهرست منابع.. 75

پیوست ها: 84

Abstract 90

چکیده:

این پژوهش با هدف پیش بینی افسردگی پس از زایمان براساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش را زنانی که برای زایمان به 4 تا از بیمارستان های بهداشتی درمانی شهر شیراز مراجعه کردند، تشکیل می دادند. نمونه مورد مطالعه 200 نفر مادر که از زایمان انان حداکثر یک ماه می گذشت بودند که به شیوه ی در دسترس از بین جامعه آماری انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل سه پرسش نامه افسردگی پس از زایمان ادینبورگ ، سبک های دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور و طرحواره های ناسازگار یانگ بود که به طور همزمان در اختیار آزمودنی ها قرار داده شد . جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های میانگین و انحراف استاندارد برای آمار توصیفی و در سطح استنباطی از همبستگی پیرسون، رگرسیون همزمان و گام به گام استفاده شد . نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد طرحواره های ناسازگار در پیش بینی افسردگی پس از زایمان دارای قدرت پیش بینی معناداری است ولی سبک های دلبستگی در پیش بینی افسردگی پس از زایمان تاثیری نداشت. این نتایج در بردارنده این پیشنهاد است كه جهت جلوگیری از افسردگی زنان تغییر در طرحواره های آنان درخط اول درمان قرار دارد.

کلید واژه ها : افسردگی پس از زایمان ، سبک های دلبستگی ، طرحواره های ناسازگار.

فصل اول:

کلیات پژوهش

مقدمه

 فرایند مادرشدن از وقایع لذت بخش و تکاملی از زندگی زنان است و اغلب سبب شادمانی چشمگیر والدین
 می شود ، این  تغییرات فیزیکی و روانی می تواند تنش ها و نگرانی هایی را نیز به دنبال داشته باشد و یکی از این تغییرات بروز افسردگی پس از زایمان در مادران است. (پیندل[1] وهمکاران، 2005).

 افسردگی پس از زایمان[2] می تواند با کاهش فعالیت مادر و اختلال در روابط مادر، کودک و خانواده همراه باشد. وضعیتی که ادامه و عدم تشخیص و درمان به موقع آن به بروز مشکلات عمده در روابط زناشویی، خودکشی مادر یا حتی فرزندکشی منجر می شود(پترو وهمکاران،2002). افسردگی پس از زایمان یک نوع از اختلالات افسردگی است که یکی از شایع ترین اختلالات روانی در پی زایمان است که حداکثر طی 4هفته اول بعد از زایمان شروع می شود(شریفی، اکبری، شریفی، 1387) .

پیشرفت افسردگی پس از زایمان ، اساسا آرام و نامحسوس بوده ، ممکن است تا بیش از 3ماه پس از زایمان بروز نکند(موری و همکاران[3]،1999). به همین دلیل بیش از50% از مبتلایان  تغییرات خلقی پس از زایمان تشخیص داده نشده و درمان نمی شوند(میلگرم و همکاران، 2005).

مهمترین عامل خطرزای افسردگی پس از زایمان، سابقه افسردگی است و سایر عوامل خطر شامل پایین بودن سن، حمایت اجتماعی اندک، تنها زندگی کردن، تعداد زیاد فرزندان، وضعیت ازدواج، شک و تردید در مورد حاملگی، بیماری یا مرگ عزیزان، فاصله کم بین بارداری ها، مرگ فرزندان قبلی و بیماری ها است(مصطفی نژاد،1383).

بک[4] سیزده عامل پیش بین تحت عنوان سابقه افسردگی قبل ازحاملگی، عزت و نفس، استرس ، مراقبت از نوزاد، اضطراب والدین، استرس های زندگی، حاملگی برنامه ریزی نشده، حمایت اجتماعی ناچیز، پیشینه ی افسردگی، خلق و خوی نوزاد، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، ارتباط زناشویی و وضعیت زناشویی را برای افسردگی پس از زایمان معرفی کرده است(بک، 2001).

در مورد افسردگی عمده نیز عواملی چون حمایت اجتماعی، طرحواره های ناسازگار، باورهای غیر منطقی، شکست های قبلی، عزت نفس پایین و سبک های دلبستگی مطرح گشته اند.از آنجا که افسردگی پس از زایمان یک اختلال خلقی است می تواند تحت تاثیر عوامل مذکور قرار گیرد. این افسردگی می تواند با کاهش فعالیت ها و اختلال در روابط با کودک باشد با تاکید بر دو متغیر اساسی در پژوهش های روان شناختی در این زمینه یعنی سبک های دلبستگی و طرحواره های سازگار می توان بیان کرد که عدم تشخیص و عدم درمان به موقع آن منجر به تطابق غیر موثر مادر با کودک می شود و می تواند پیامدهای جبران ناپذیری را بر پیکره خانواده وارد سازد.

بیان مساله

افسردگی اختلال عاطفی است که سلامتی فرد ، روابط بین فردی ، کار و توانایی لذت بردن او از زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد. افسردگی یک مشکل سلامتی است که با صرف غم و اندوه متفاوت است ، زیرا غم پاسخ طبیعی به از دست دادن می باشد و شامل تغییراتی درخلق و خو ، فعالیت ها و فرایندهای بدنی است که این تغییرات به اندازه افسردگی ، شدید و گسترده نمی باشد. در بیمارانی که خلق افسرده دارند ، از دست دادن انرژی و علاقه ، احساس گناه، ازدست دادن اشتها، دشوارشدن تمرکز و افکارمرگ یا خودکشی وجود دارد. این کارکردها تقریبا همیشه موجب مختل شدن و کارکردهای بین فردی ، اجتماعی و شغلی بیمار می شود.(کاپلان و سادوک[5] ، 2007).

این دوران می تواند به حدی تنش زا باشد که سبب برانگیختگی بیماری های روانی گردد(بزوکی و همکاران[6]،2002.  ویلیامز و همکاران،2005). اندوه افسردگی و سایکوز پس از زایمان هرکدام نمای بالینی مشخصی داشته و زنان را در همه ی طبقات اجتماعی و فرهنگی درگیر می کنند (رابینسون[7] و استورات[8]، 1986) . ).

 هنوز علت این بیماری شناخته نشده است ولی از نظر سبب شناسی نظریه های چندگانه جهت شناخت افسردگی پس از زایمان وجود دارد که شامل عوامل زیستی (نظیر علل هورمونی مثل افت ناگهانی غلظت استروژن و افزایش دفع ادراری کورتیزول، ناقل های عصبی ، وجود آنتی بادی های ضد تیروئید ، پرولاکتین ، اکسیتوسین و بتا اندروفینها و نظریه های ژنتیکی، عوامل روانی (نظیر نظریه شخصیتی) و عوامل اجتماعی (نظیرحمایت های اجتماعی، تنش های زندگی, فرهنگ و میزان آمادگی جهت تولد نوزاد) می باشند ( سادوک و کاپلان ،2007).

روابط درون خانواده، بهداشت روان خانواده وجنبه های مختلف رابطه با همسر را تحت تاثیر قرار می دهد و مشکلات متعددی را بوجود می آورد. از جمله افزایش درگیری های خانوادگی، از دست دادن یا کاهش منبع درآمد خانواده، سپردن مراقبت از کودک به فردی غیر از مادر که بر تکامل کودک تاثیر بدی خواهد گذاشت(ویشر و همکاران[9]،2002.ویلیامز و همکاران،1385.خمسه،1379).

درمان های مختلفی برای افسردگی وجود دارد که شامل درمان به شیوه ی شوک الکتریکی ، تجویز داروهای ضد افسردگی و روان درمانی را شامل می شوند. در مورد افسردگی دوران بارداری کمتر تحقیق صورت گرفته است . گاهی تشخیص علائم ناشی از افسردگی ، (مانند تغییر در خواب ، اشتها ، ضعف و کاهش لیبیدو ) از علائم ناشی از بارداری مشکل می باشد که به همین دلیل افسردگی دوران بارداری تشخیص داده نمی شود (گاتلیب، ویفن، 1991).

 افسردگی در دوران بارداری می تواند منجر به عدم توجه به خود و در نتیجه تغذیه ناکافی ، مصرف سیگار، مصرف دارو و عدم مراقبت کافی دوران بارداری شود و خطر ابتلا به افسردگی پس از زایمان را افزایش می دهد و در موارد  نادری خودکشی را به دنبال داشته باشد (زوکرمن ، 1991).

از عوامل مهمی که در ایجاد خلق و خو افسردگی نقش اساسی دارد، طرحواره ها[10] هستند. عوامل شناختی در اختلالات روانی به خصوص افسردگی نقش محوری را بر عهده دارند، یکی از این عوامل شناختی طرحواره ها می باشند، که نقش مهم آنها در شکل گیری و تداوم اختلالات روانی همواره مورد توجه پژوهشگران است و به نقش این باورهای منفی عمیق، در اختلالات روانی چون وسواس فکری- عملی، اختلال شخصیت خود شیفته، اختلال دوقطبی، افسردگی، اختلال خوردن، اختلالات جنسی اشاره شده است. به طور کلی طرحواره ها توانایی پیش بینی نشانه های سلامت عمومی را دارند(شهامت،2010).

طرحواره ها الگو ها یا درون مایه های عمیق و فراگیری هستند که از خاطرات، هیجان ها ، شناخت ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند، در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند، در سیر زندگی تداوم دارند، درباره ی خود و رابطه با دیگران هستند و به شدت ناکارامدند. درکل طرحواره های ناسازگار، الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیب رسانی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته اند و در سیر زندگی تکرار می شوند چون  طرحواره ها در ابتدای زندگی رشد می یابند، پس عادی و مسلم یعنی بی چون و چرا فرض می شوند و خودپنداره و دیدگاه های ما را نسبت به جهان و روابط مان را با مردم تعریف می کنند. طرحواره بازنمایی معتبر از تجارب آسیب زای دوران کودکی به شمار می آیند. مشکل این است که در گذر زمان الگوهای عمیقا ریشه دار از تفکر تحریف شده و رفتار ناکارامد می شوند. حتی وقتی شواهدی ارائه می شود که طرحواره را باطل اعلام می کند باز هم بسیاری از افراد برای ثبات اعتبار طرحواره شان اطلاعات را تحریف می کنند(یانگ، 1994).

 زمانی که نیازها ارضا نشوند ممکن است طرحواره های ناسازگار خاصی ایجاد شوند که بر روابط صمیمانه اثر بگذارد. یانگ وهمکاران در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که داشتن طرحواره ناسازگار پیش بینی کننده ناسازگاری بین فردی است، از طرفی، زوج درمانگران از زمان های گذشته بر اهمیت عوامل شناختی از جمله انتظارات و تفسیرها در شکل گیری، تداوم و تسکین روابط ناکارامد وقوف داشته اند. باورها و طرحواره های مربوط به روابط بین فردی در بزرگسالی در همسرگزینی و روابط زناشویی نمود می یابند و بر آن تاثیر زیان بار می گذارند(کوپر[11]،2001).

 هم چنین طرحواره ها به واسطه ارتباط و تاثیری که بر سبک دلبستگی ، اختلال های شخصیت و اختلال های خلق می گذارند و می توانند تاثیر غیر مستقیم نیز بر روابط زناشویی داشته باشند طرحواره های ناسازگار به عنوان زیر ساخت های شناختی منجر به تشکیل باورهای غیر منطقی می شوند. طرحواره ها دارای مولفه های شناختی، عاطفی و رفتاری هستند. هنگامی که طرحواره های ناسازگار اولیه فعال می شوند سطوحی از هیجان منتشر می شود و مستقیم یا غیرمستقیم منجر به اشکال مختلفی از آشفتگی های روان شناختی نظیر افسردگی، اضطراب، عدم توانایی شغلی، تعارضات بین فردی و مانند آن می شود. طرحواره های ناسازگار مستقیما منجر به اختلال شخصیتی خاصی نمی شوند اما آسیب پذیری فرد را برای این اختلالات افزایش می دهند(حسنی و همکاران،2012).

یانگ (1999) بیان می کند که طرحواره های ناسازگار بیشتر از آنکه نتیجه وقایع تکان دهنده مجزا باشند، بیشتر احتمالا به وسیله الگوی مداوم و تجارب روزمره با اعضا و خانواده و همتایان ایجاد می شوند که به نحو فزاینده ای طرحواره ها را تقویت می کنند. از سوی دیگر اختلالات شخصیت نشانگان طولانی مدتی هستند که اندیشیده می شوند براساس سبب شناسی در شناخت، تعاملات آسیب شناسی کودک با والدین، همتایان و دوستان و اشخاص مهم دیگر داشته باشند(یانگ،1999).

منز و همکاران در بررسی خود نشان دادند که طرحواره های ناسازگار می تواند نشانگان آسیب شناسی روانی را تبیین کند، آن ها نشان دادند که رابطه بین اضطراب دلبستگی و آسیب شناسی روانی به گونه ی کامل به وسیله ی شناخت ها، بویژه طرد و بریدگی و خود جهت دهی مورد واسطه گری قرار می گیرد(منز[12] و همکاران،2010).

فریمن (1999) نیز نشان داد که طرحواره ها در سازکارهای بین فردی و ایجاد وضعیت زناشویی نقش مهم و اساسی دارد به گونه ای که زوجینی که رضایت کمتری را در زندگی کسب کردند، از طرحواره های ناسازگار بیشتری نیز استفاده کردند.

در کل وجود طرحواره های ناکارآمد موجب تشدید معیارهای آرمانی انعطاف ناپذیر و تقویت غیر واقع بینانه ی فرد را همواره در معرض ناکامی و نارضایتی قرار می دهد. از دیگر متغیر های در حوزه ی افسردگی سبک های دلبستگی[13] است، نقش های سبک های دلبستگی در ایجاد بسیاری از اختلات روشن شده است.

 سبک های دلبستگی روش های مواجهه فرد با موقعیت های استرس زا را متاثر می سازد. افراد ایمن ضمن تصدیق موقعیت به سادگی از دیگران کمک می گیرند، دنیز[14] بیان می کند، واکنش افراد در شرایط مختلف متاثر از الگوهای درون کاری ناشی از سبک های دلبستگی می باشند و سبک های دلبستگی با اثر بر افکار، احساسات و رفتار افراد در چگونگی تصمیم گیری در موقعیت مختلف نقش دارند.

رابرتز[15]، گاتلیب[16] و کسل[17](1996) در توجیه رابط سبک های دلبستگی و سلامت روان بیان می کنند که پیامد روان شناختی سبک های دلبستگی ناایمن در شرایط تنش زا ، اضطراب و افسردگی است و پیامد روان شناختی سبک دلبستگی ایمن در چنین شرایطی آرامش روانی است . دلبستگی نقش مهمی را در پیوندهای بزرگسالان (روابط زناشویی) باز می کند.

 هازن و شیور[18](1988-1987) استدلال کرده انده که روابط زناشویی را می توان بعنوان یک فرایند دلبستگی مفهوم سازی کرد، مطابق با این دیدگاه، روابط ایجاد شده بین همسران، همان رابطه ی دلبستگی با همان خصوصیت که بالبی 1979 تشریح کرده است، می باشد. یعنی این روابط ، پیوندهای مداومی هستند که با پویایی های هیجانی پیچیده مشخص می شوند.

 هازن و شیور در سال( 1987)، تئوری دلبستگی[19] را به عنوان پایه ساختاردرک عشق بزرگسالی بکار بردند. آن ها رابطه دو نفره را بعنوان فرایند دلبستگی تعریف کرده اند، که از همان تفاوت های فردی در دلبستگی نوزاد و والد پیروی می کند.

در همین رابطه بیفولکو و همکاران(2002) نشان دادند که وجود سبک دلبستگی ناایمن با افسردگی ارتباط دارد. همچنین نشان دادند که سبک های ناایمن با عوامل آسیب پذیری افسردگی از جمله روابط صمیمی و اطمینان بخش و عزت نفس در چارچوب یک مدل از افسردگی ارتباط متقابل دارند.

فیگوردو و همکاران(2006) نیز نشان دادند که علائم افسردگی پس از زایمان با سبک دلبستگی ناایمن ارتباط دارد.

در کل چنانچه مادران پس از زایمان خود دچار افسردگی شوند جدایی روانی یا فیزیکی زیادی را با نوزادان خود متحمل می شوند. بالبی (1969) معتقد است این گره های هیجانی متقابل که منجر به نزدیکی مادر و کودک می گردد، نخستین تجربیات دلبستگی محسوب می شود.

 با توجه به ویژگی های مطرح شده در خصوص عوامل تاثیر گذار بر افسردگی به خصوص افسردگی پس از زایمان به نظر می رسد، مادران در ابتلا به افسردگی پس از زایمان در دو حوزه سبک های دلبستگی و طرحواره­های ناسازگار نقش اساسی دارند، بنابراین هدف از این پژوهش بررسی پیش بینی افسردگی پس از زایمان براساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار است تا مشخص شود هر کدام از این عوامل به چه میزان در پیش بینی افسردگی مادران پس از زایمان نقش دارند.

اهمیت و ضرورت تحقیق

اهمیت هر تحقیقی از دو جنبه نظری و کاربردی می تواند مورد توجه قرارگیرد. از نظر شناسایی عوامل اثر گذار بر موفقیت در پیشگیری از افسردگی پس از زایمان می تواند به طرح و توسعه ی مدل های نظری کمک نماید، با توجه به تاکید جامعه علمی بر ایجاد دانش بومی این تحقیق می تواند نقش دو متغیر مهم در تامین سازگاری روانی را تبین نماید.

از نظر کاربردی نیز با در دست داشتن تئوری های بومی در زمینه افسردگی پس از زایمان زنان می توان شیوه های مشاوره ی کارامد تری را طرح ریزی نمود. همان گونه که در قسمت های قبل بیان شده است، اختلالات افسردگی علاوه بر هزینه ی مستقیم برای سیستم خدمات بهداشتی ، هزینه های غیرمستقیم بیشتری به دلیل ناتوانی در انجام کار ایجاد می کنند (تیشدر[20] و همکاران، 2004). افسردگی پس از زایمان می تواند با کاهش فعالیت ها در مادر و اختلال و در روابط مادر، کودک و خانواده همراه باشد و ادامه اختلال و عدم تشخیص و درمان به موقع آن منجر به تطابق غیر موثر مادر با کودک ، همسر و خانواده و در نتیجه عدم توانایی انجام وظایف مادری و همسری می گردد که در صورت تشدید منجر به تراژدی خودکشی مادر یا فرزندکشی می گردد(گال[21] و هارلو[22]،2003). درصورت عدم درمان حدود 25% این افراد به افسردگی دائمی مبتلا شده و یا به سمت سایکوز پیش می روند(تانوس و همکاران[23]،2008). این مسئله زنگ خطری برای مسئولان بهداشت و سلامت کشور است.

عدم ارتباط مناسب و عدم رضایت ازهمسر وجود مشکلات مربوط به زندگی زناشویی احتمال افسردگی بعد از زایمان زیاد می شود و می تواند منجر به بروز اختلالات در احساسات و عواطف زن شده و منجر به افزایش احتمال افسردگی بعد از زایمان گردد. می توان با بررسی سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگاری بر روی زنانی که باردار هستند و بر روی زنانی که تازه مادر شده اند بررسی کرد که آیا در این زنان احتمال افسردگی پس از زایمان وجود دارد که بعد از پیش بینی به وسیله این متغیر ها افسردگی را در این زنان درمان کرد یا مانع افسردگی شدید در آن شد و شرایط را در خانواده فراهم کنیم. لذا با توجه به اینکه بررسی همزمان دو متغیر مهم سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار در پیش بینی افسردگی پس از زایمان تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است این تحقیق در نوع خود کم نظیر است. امید است با شناسایی و تبین متغیر های مذکور به توسعه دانش نظری و ایجاد توانایی در کاربرد یافته ها در جامعه ایران گام برداشت.

1- اهداف پژوهش

1-1 هدف کلی

پیش بینی افسردگی پس از زایمان براساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار

1-2 اهداف جزئی

  • بررسی طرحواره های ناسازگار در پیش بینی افسردگی پس از زایمان در زنان مبتلا

2-  بررسی سبک های دلبستگی در پیش بینی افسردگی پس از زایمان در زنان مبتلا

  • بررسی سهم هرکدام از متغیرها در پیش بینی افسردگی پس از زایمان در زنان مبتلا

1-3 فرضیه

1- متغیر طرح واره های ناسازگار قادر به پیش بینی افسردگی پس از زایمان است.

2- سبک های دلبستگی قادر به پیش بینی افسردگی پس از زایمان است.

3- كدامیك از متغیرهای پیش بین سهم بیشتری در پیش بینی افسردگی پس از زایمان دارند؟

تعداد صفحه :104

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی سبك های دلبستگی مادران دارای كودكان  مبتلا به اختلالات افسردگی-اضطراب با کودکان  عادی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم تحقیقات واحد شاهرود

دانشکده علوم انسانی، گروه روانشناسی بالینی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی (M.A)

گرایش: بالینی

عنوان :

بررسی و مقایسه سبك های دلبستگی مادران دارای كودكان  مبتلا به اختلالات افسردگی-اضطراب با کودکان  عادی سنین 8-12 سال

تابستان 1392

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

عنوان           شماره صفحه

 چکیده 1

فصل اول

1-1 مقدمه  2

1-2 بیان مسأله  4

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق   5

1-4 اهداف مشخص تحقیق   6

1-5 سؤالات و فرضیه‏های تحقیق   6

1-6 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش     6

1-6-1 تعاریف نظری.. 6

1-6-2 تعاریف عملیاتی.. 7

فصل دوم

1-2 مقدمه  9

2-2 تحقیقات انجام شده در مورد دلبستگی : 12

2-2-1 تحقیقات داخلی.. 12

2-2-2 تحقیقات خارجی.. 17

2-3 مفهوم شناسی دلبستگی : 20

2-3-1 سبكهای دلبستگی : 21

2-3-2 عوامل مؤثر بر سبك دلبستگی.. 25

2-3-3 شكل گیری دلبستگی در نوزادان. 26

2-3-4 تبیینهای نظری دلبستگی.. 29

2-4 توصیف اضطراب    31

2-4-1 طبقه‌بندی اختلالهای اضطرابی بر اساس DSM-IVTR.. 33

2-4-2 سبب شناسی ترسها، نگرانیها و اضطراب در کودکان. 42

               

2-5 توصیف افسردگی   47

2-5-1افسردگی در کودکان و نوجوانان. 48

2-5-2 افسردگی و رشد. 48

2-5-3 تشریح افسردگی.. 49

2-5-4 الگوهای نظری افسردگی.. 51

فصل سوم

3-1 مقدمه  58

3-2 روش پژوهش : 58

3-3 جامعه آماری   58

3-4 روش نمونه گیری   60

3-5 روش اجرا 60

3-6 متغیر ها 60

3-7 ابزارپژوهش     60

3-8 روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها 66

3-9 ملاحظات اخلاقی   67

فصل چهارم

4-1 مقدّمه  68

4-2 آمار توصیفی   69

4-3 تحلیل داده ها (آمار استنباطی) 75

4-3-1 تحیل رگرسیون اضطراب… 81

4-3-2 تحلیل رگرسیون افسردگی.. 83

فصل پنجم

5-1 مقدمه  85

5-2 بررسی فرضیه ها 85

5-3 بحث و نتیجه گیری   89

5-4 محدودیت ها 92

5-5 پیشنهادات    92

فهرست منابع  93

Abstrac  100

فهرست جدول ها

أ‌.         جدول شماره 4 – 1 توزیع متغیرهای تحقیق در گروه نمونه کل…………………………………………….. 66 

ب‌.     جدول شماره 4 – 8 خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون افسردگی………………………………….. 67

ت‌.     جدول شماره 4-3 فراوانی سطح تحصیلات کودکان دو گروه نمونه و گروه کل………………………..69

ث‌.     جدول شماره 4 – 4 خلاصه نتایج آزمون t گروه های مستقل………………………………………………….71

ج‌.      جدول شماره 4 – 5 ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………..72

ح‌.      جدول شماره 4 – 6 خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………………72

خ‌.      جدول شماره 4 – 7 ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون افسردگی……………………………74

د‌.        جدول شماره 4 – 2 توزیع متغیرهای تحقیق در دو گروه نمونه به تفکیک…………………………………74

 

فهرست جدول ها

أ‌.         جدول شماره 4 – 1 توزیع متغیرهای تحقیق در گروه نمونه کل…………………………………………….. 66 

ب‌.     جدول شماره 4 – 8 خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون افسردگی………………………………….. 67

ت‌.     جدول شماره 4-3 فراوانی سطح تحصیلات کودکان دو گروه نمونه و گروه کل………………………..69

ث‌.     جدول شماره 4 – 4 خلاصه نتایج آزمون t گروه های مستقل………………………………………………….71

ج‌.      جدول شماره 4 – 5 ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………..72

ح‌.      جدول شماره 4 – 6 خلاصه نتایج و ضرایب تحلیل رگرسیون اضطراب……………………………………72

خ‌.      جدول شماره 4 – 7 ماتریس همبستگی متغیّرهای تحلیل رگرسیون افسردگی……………………………74

د‌.        جدول شماره 4 – 2 توزیع متغیرهای تحقیق در دو گروه نمونه به تفکیک…………………………………74

چکیده

مقدمه: در نظریه دلبستگی، رفتارمادرانه و واکنش های مادرانه به فرزند تحت تأثیر سبک دلبستگی است. هدف این پژوهش بررسی و مقایسه سبک دلبستگی، مادران دارای کودکان اختلالات اضطراب وافسردگی با مادران کودکان عادی  سنین 8 تا12 سال انجام شده است.

روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات علی- مقایسه ای است. نمونه مورد بررسی در این تحقیق شامل 120 نفر از دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدائی بودکه در خصوص مادران کودکان بهنجار، از روش نمونه گیری تصادفی و درخصوص مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابی-افسردگی از روش نمونه گیری دردسترس استفاده شد. ابزارمورد استفاده در این مطالعه آزمون راترکودکان و پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان(RAAS) بود. داده های بدست آمده ازطریق روش آزمونهای آماری تی گروه های مستقل ورگرسیون لوجستیک موردبررسی قرارگرفت.

یافته ها: نتایج پژوهش،(t=4/23,p=0/000) در سبک دلبستگی اضطرابی ، (t=3/69,p=0/003) در سبک دلبستگی اجتنابی و (t=3/70,p=0/000) در سبک دلبستگی ایمن نشان می‌دهد، میان سبکهای دلبستگی اضطرابی، اجتنابی و ایمن مادران کودکان عادی ودارای اضطراب وافسردگی تفاوت معناداری وجود دارد . بعلاوه نتیجه تحلیل رگرسیون اضطراب نشان داد که سبکهای  دلبستگی اضطرابی، ایمن و اجتنابی می تواند به عنوان پیش بینی کننده های اضطراب به حساب آیند. وهمچنین تحلیل رگرسیون افسردگی نشان داد که سبکهای دلبستگی اضطرابی و اجتنابی مادران می تواند به عنوان پیش بینی کننده های افسردگی کودکان به حساب آیند.

نتیجه گیری: یافته های حاضر با حمایت از نظریه دلبستگی، اهمیت تعامل مادر-کودک را نشان می دهد. دلبستگی نا ایمن و اجتنابی مادران می تواند پیش بینی کننده مهمی برای ایجاد اختلالات افسردگی و اضطراب در کودکان باشد.

کلیدواژه: سبک دلبستگی مادران،کودکان اختلالات افسردگی- اضطراب،کودکان عادی  

1-1 مقدمه

سالهای اولیه ی زندگی یکی از بحرانی ترین مراحل رشد و تحول به شمار می رود و در طی این مرحله به خصوص سه سال اول زندگی، سیستم ایمنی کودک شکل گرفته، مغز و سیستم عصبی، ارتباط عصبی در مغز و سیستم اعصاب به سرعت رشد می کنند. از این رو می توان گفت که هر گونه آسیب وارده از نظر جسمی، روانی، تاثیرات پایداری را بر سایر مراحل رشد انسان  می گذارد (کوهن و همکاران، 2005).

از آنجایی که نوزاد انسان در بدو تولد از نوزاد هر موجود دیگری ناتوان‌تر است و زمان رشد او مدت بیشتری طول می‌کشد و باید سالیان دراز تحت مراقبت والدین بخصوص مادر قرار بگیرد بنابراین تعامل اجتماعی کودک  با مادر در طول مراحل رشد او نیز اهمیت بسزایی دارد. این تعامل، میان کودک و مادر باعث ایجاد یک جریان عاطفی عمیقی می‌شود که بالبی از آن به‌عنوان سبک دلبستگی یاد می‌کند (ریتچر[1] ،2004).

اگر مادر یا مراقب اصلی، اطمینان و امنیت کافی را برآورده کند، کودک به رشد روان شناختی مثبت و کافی دست خواهد یافت. درصورتی که نیازهای کودکی ناکام شده باشند ،کودک  ناامن، متوقع ، حسود و خودخواه خواهد شد و از رشد روان شناختی او جلو گیری  می شود که تمام این مراحل می تواند باعث اضطراب شود  در واقع سبک دلبستگی که در دوران کودکی شکل گرفته، و یکی از مهمترین عوامل موثر در تعاملات بین فردی است، و در سنین بعدی ادامه می یابد. سبکهای دلبستگی نشانگر شخصیت است و این سبکها، نه تنها منشأ اثرات مهمی بر روی روان شناسی شخصیت و روان شناسی تحولی بوده بلکه تاثیر غیر قابل اغماضی بر آسیب شناسی دارد  (حمیدی ،1387).

به دنبال نظریات بالبی در مورد دلبستگی و مهم بودن این موضوع در سنین کودکی، ماری آینورث و همکارانش برای تشخیص کیفیت دلبستگی نوباوگان آزمایشی را طراحی کردند. این آزمایش، که موقعیت ناآشنا نام گرفت، که در بخشهای بعدی مورد بررسی قرار میگیرد. نظریه دلبستگی که برمبنای تحقیقات بالبی ادامه یافت، مبعث از دو رویکرد روان تحلیل گری و رفتاری- شناختی است (برک، 1383).

نظریه دلبستگی که توسط بالبی مطرح شد، امروزه، الهام بخش پژوهشهای فراوانی گردیده و دربارۀ نقش دلبستگی در تحول شخصیت، رشد اجتماعی و حتی، در بوجود آوردن انواع اختلالات روانی مانند اضطراب، اضطراب جدایی، مدرسه هراسی و افسردگی محرز گردیده (آرمسدن و همکاران[2] ،1990؛ آبلا و همکاران[3] ،2005).

گرایتون (2010) معتقداست که سبک دلبستگی، با سلامت روانی و میزان رضایت از زندگی در سالهای بعدی زندگی در ارتباط است .

ارتباط  انواع دلبستگی غیر ایمن با اختلالات عمده روان پزشکی و از جمله دسته ی اختلالات اضطرابی و افسردگی در کودکان بارها مورد تایید قرار گرفته است (آرمسدن و همکاران ،1990؛ آبلا و همکاران ،2005).

استی جیمز و رابرتس  به نقل از ابارشی (1389)، در پژوهشی که انجام دادند مشخص کردند که، 51-21 درصد کودکان در سالهای اولیه مدرسه دچار اختلالات اضطرابی، خلقی و رفتاری می شوند. و با توجه به این درصد بالا، (کالکینز وهمکاران[4]، 2000به نقل از بارلو و همکاران، 2003)، معتقدند که این اختلالات هیجانی و رفتاری کودکان در سالهای اولیه زندگی، با رفتار و ارتباط مادر و استرس او در ارتباطند (هایز  و همکاران[5]، 2008). و پذیرا نبودن والدین در امر مراقبت مطمئن کودکان، رابطۀ مستقیمی با بوجود آمدن اختلالات فوق الذکر دارد (نجفی و حسن زاده،1389).

پر واضح است که اختلالات عمدۀ  روانپزشکی مادران بر کیفیت ایجاد دلبستگی کودکان موثرند (آرمسدن و همکاران ،1990؛ آبلا و همکاران ،2005). بنابراین، اختلالات مادر در طی رشد و تکامل کودک می‌تواند آسیب شناسی روانی کودکش را توجیه کند . و یا اینکه می‌توان نتیجه گرفت که کودک دارای والدینی با اختلالات روانپزشکی، در ابعاد بیشتری آسیب پذیر هستند با تشخیص و درمان بموقع اختلالات روانپزشکی والدین، می توان کمک بسزایی به بهداشت روانی خانواده کرد، تا کودک از نظر  روانی- جسمی سالمتر بهبود یابد (اوکونر و همکاران[6]،2005 ؛ بیدرمن و همکاران،2001).

با توجه به اینکه اختلالات روانی کودکان رو به افزایش است و ابتلای کودک به این اختلالات، بهزیستی وی را تحت الشعاع قرار می دهد، شناسایی آن برای پیشگیری و سنجش، گامی مثبت محسوب می‌شود. همانگونه که ذکر شد، وجود اختلالاتی، بر کیفیت روابط والد- کودک سایه می‌افکند و رشد شناختی و هیجانی کودک را پایه گذاری می کند (مانیتما[7]، 2006 به نقل از ابارشی و همکاران،1389). بنابراین، در این پژوهش به این می خواهیم دریابیم که آیا سبك دلبستگی  مادر توانایی پیش بینی ابتلای  فرزند به اختلالات اضطراب و افسردگی را دارد ؟

1-2 بیان مسأله

دلبستگی به معنای پیوند عاطفی است که در کودکی بین کودک و مراقب اصلی وی شکل می‌گیرد و بر رشد اجتماعی و احساسی کودک موثر است. و همچنین روابط دلبستگی، نقش بسیار مهمی در احساس امنیت افراد دارد (گاردن،2008). یکی از اصول پایه‌ای دلبستگی این است که روابط دلبستگی اولیه بر طول زندگی فرد موثر است و بر روابط بعدی و عملکرد کودک اثر می‌گذارد (صفرزاده،2006). افراد با دلبستگی ایمن، سطح بالاتری از اعتماد و رضایت و سطح پایین‌تری از تعارضات دارند، در حالیکه افراد با دلبستگی دوسوگرا با عدم تعادل در احساسات و تعارضات بیشتر و افراد با دلبستگی اجتنابی با رضایت و صمیمیت کمتر و تعارضات بیشتر مشخص می‌شوند (کولینز و همکاران،2002).

به اعتقاد بالبی اکثر مشکلات دوران کودکی و بزرگسالی منتج از تجربیات واقعی دوران کودکی است (صفرزاده،2006). بالبی به صراحت پیش‌بینی کرده است که اختلال در رابطه دلبستگی، با ایجاد اضطراب فراگیر و بی‌اعتمادی در کودک می‌تواند به اختلال‌های روان‌شناختی بی‌انجامد.

تحقیقات نشان داده‌اند که دلبستگی ناایمن کودکان باعث ایجاد اختلالات هیجانی، رفتاری، مشکلات تحصیلی، اختلال در حافظه و یادگیری و اعتماد به نفس پایین می‌شود (1973 به نقل از رازقی و دیگران، 1385).

دلبستگی ممکن است به دلایلی از این قبیل به خطر بیافتد: گرفتاری‌های فکری زیاد والدین یا فرد مراقب، افسردگی پس از زایمان مادر، بستری شدن کودک و در نتیجه جدایی از والد، والدینی که در روابط خود دچار مشکلاتی هستند و در نتیجه از فرزند خود غافل می‌شوند، عوامل ژنتیکی، اختلالات رشدی، والدینی که نیازهایشان در دوره کودکی ارضا نشده و در نتیجه نیاز‌های فرزندشان خبر ندارند (خوشابی،1386). در این تحقیق بر آن شدیم تا بررسی کنیم آیا سبک دلبستگی مادران نیز ممکن است از عوامل ایجاد اختلال در سبک دلبستگی کودکان و در نتیجه باعث بروز اختلالات هیجانی از جمله اضطراب و افسردگی شود.

1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

یکی از شایع ترین اختلالات دوره کودکی، مشکلات اضطراب – افسردگی است (نایینیان و همکاران، 1383).

اطلاعات حاصل از تحقیقات اخیر نشان می دهند که والدین كودكان نابهنجار و حتی والدین كودكان مستعد، نیاز به مهارتهایی دارند تا با نیازهای ویژه كودك به خوبی كنار بیایند. و بکار بستن این مهارتها موجب كاهش استرس آنان شده، و سلامت خانواده را تسهیل می كند (بك من 1981، شانكوف و هاسر كرام، 1989). در برخی خانواده ها، چالشهای روزانه و فشارهای ناشی از بزرگ كردن یك كودك نابهنجار، ممكن است تاثیر منفی بركیفیت زندگی کودک بگذارد. و بدینوسیله، این کودک ممکن است بعدها متمایل به بدبینی، خشم، اضطراب، احساس گناه، فشار روحی، ناامیدی و یا افسردگی گردد (گودمن و گتلیب، 2002).

واقعیت این است كه هركودكی كه در خانواده به دنیا می آید، از والدین خود تأثیر می پذیرد. بدین طریق، روشن است كه زندگی اجتماعی و عاطفی او، زیر بنایی والدینی خواهد داشت (فیلدر[8]، 1994). كمیته كودكان دارای مشکلات ناسازگاری (2001)،  معتقد است كه، والدین نقش اساسی در تأمین سلامت و رفاه كودكان ایفاء می كند.

هیچ پدر و مادری دوست ندارد که فرزندش به اختلال روانی و از آن جمله اضطراب و  افسردگی مبتلا گردد، اما وقتی این اتفاق افتاد، والدین نیازمند تصحیح روابط گذشته اشان با فرزندانشان هستند (فرناندز[9]، 1997).

به هنگام تولد یك كودك دارای اختلال روانی، كاركردهای روانشناختی خانواده را به هم می‌ریزد كه در سطح كلان، سلامت روان، پویایی و هدفمندی خانواده را هدف قرار می‌دهد. و در سطحی خرد، نیز مهمترین كاركردهای روان شناختی خانواده را به چالش می‌کشاند: همچون ابراز كردن، حل تعارض، استقلال، پیشرفت، تفریح و سرگرمی، ارزش های اخلاقی و مذهبی، ساختار و سازمان، رفت و آمد با اطرافیان، اتحاد، كنترل، سلامت روانی و کیفیت زندگی تحت تاثیر خود قرار می دهد  (الیری و همكاران[10]، 2001؛ به نقل از كیمیانی، 1387).

والدینی که به کودکان خود دلبستگی ایمن نشان می دهند، کودکانشان طرحواره هایی با معنای مهربانی و عاطفی دریافت می‌کنند. طرحواره هایی که شایستگی، محبوبیت و مراقب ایمن آنها را در قبال کودکان نشان می‌دهند (گنجی، 1383). شکل کلی دلبستگی در فرهنگهای مختلف را باید با احتیاط تعبیر کرد. البته به رغم تنوع فرهنگی، الگوی ایمنی رایجترین الگوی دلبستگی درکلیه جوامع است، که تا به امروز بررسی شده اند (سید محمدی، 1383).

1-4 اهداف مشخص تحقیق

بررسی نقش مادر در ایجاد اختلالات اضطرابی و افسردگی فرزندان

بررسی رابطه سبک دلبستگی مادر با اختلالات اضطرابی و افسردگی فرزند

مقایسه سبک دلبستگی مادران دارای کودکان اختلالات اضطرابی و افسردگی با مادران کودکان بهنجار

1-5 سؤالات و فرضیه‏های تحقیق

سوالات تحقیق حاضر بدین قرارند؛

آیا سبک دلبستگی مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی با سبک دلبستگی مادران کودکان عادی تفاوت دارد؟

آیا سبک دلبستگی مادر قادر است پیش بین خوبی برای ابتلای فرزند به اختلالات اضطرابی و افسردگی را باشد؟

با توجه به سوالات فوق و اهداف بیان شده فرضیات تحقیق حاضر بدین قرار است؛

بین سبک دلبستگی مادران کودکان دارای اختلالات اضطرابی و افسردگی با سبک دلبستگی مادران کودکان عادی تفاوت وجود دارد.

سبک دلبستگی مادر، توانایی پیش بینی ابتلای فرزند به اختلالات اضطرابی و افسردگی را دارد.

1-6 تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش

1-6-1 تعاریف نظری

اختلال اضطراب کودکی: اضطراب یک حالت خلقی است که مشخصه آن، بروز هیجان منفی شدید و تنش‌های جسمانی است. که در آن، فرد با ترس ونگرانی، خطر یا حادثه ناگواری را پیش‌بینی می‌کند (بارلو،2002).

اختلال افسردگی کودکی: اختلال افسردگی کودکی، دورهای طولانی اندوه، یعنی ملال[11] هستند. آن‌ها از کارهایی که انجام می‌دهند، لذت کمی می‌برند و علاقه خود را تقریباً به همه فعالیت‌ها از دست می‌دهند- حالتی که دلمردگی[12] نامیده می‌شود (همان منبع).

دلبستگی: دلبستگی عبارت از پیوند یا رابطه هیجانی با یک فرد دیگر است. جان بالبی، روان شناس، نخستین نظریه پرداز دلبستگی بود. او دلبستگی را چنین توصیف کرده است: «ارتباط روانی پایدار بین دو انسان» (بالبی، ۱۹۶۹). دلبستگی مبنای تکاملی و زیستی دارد و فطری است (دیوس، 2004 ؛ رهولز و سمپسون، 2004).

سبك دلبستگی ایمن:

افرادی با این سبک دلبستگی، دیدگاهی  مثبت در مورد خود یا دیگران دارند و روابطی عاطفی پایدار برقرار می‌کنند (كرین ، 1384).

سبك دلبستگی اجتنابی : این افراد كه نظری منفی در مورد خود دارند به شدت از برقراری  یك ارتباط صمیمانه ” گریزانند. و معتقدند در زندگی نیازی به حمایت دیگران ندارند (دیویس،2004؛ رهولز ،2004) .

سبك دلبستگی اضطرابی (اضطراب  دوسوگرایی ): بزرگسالانی  با این  سبك دلبستگی،  به دلیل  احساس عدم شایستگی كه نسبت به خود تجربه  می كنند، عمدتاً در جریان روابط صمیمانه اشان اضطراب احساس طرد و از دست رفتن بسیاری را تجربه كرده و دائما نگران طرد شدن از جانب دیگران هستند ( رهولز، 2004 ) .

1-6-2 تعاریف عملیاتی

تعریف عملیاتی اضطراب: اختلال اضطراب در این پژوهش نمره ای است كه افراد (كودكان) در آزمون راتر به دست می آورند .

تعریف عملیاتی افسردگی: اختلال افسردگی در این پژوهش نمره ای است كه افراد (كودكان) در آزمون راتر به دست می آورند .

تعریف عملیاتی دلبستگی: دلبستگی در این پژوهش نمره ای است كه افراد در پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان كولینز و رید به دست می آورند .

تعریف عملیاتی سبك دلبستگی ایمن: در این پژوهش، سبكهای دلبستگی، نمراتی هستنند كه از طریق پرسشنامه سبكهای  دلبستگی  بزرگسالان كولینز و رید بدست می‌آیند. 

تعریف عملیاتی سبك دلبستگی اجتنابی: در این پژوهش، سبكهای  دلبستگی نمراتی هستند  كه از طریق پرسشنامه سبكهای دلبستگی  بزرگسالان  كولینز و رید بدست می‌آیند .

تعریف عملیاتی سبك دلبستگی اضطرابی: در این پژوهش، سبكهای  دلبستگی  نمراتی هستند كه از طریق پرسشنامه  سبكهای  دلبستگی  بزرگسالان كولینز و رید بدست می‌آیند .

تعداد صفحه :105

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد( M.A)

در رشته روانشناسی گرایش عمومی

عنوان :

اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                              صفحه

چکیده ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..ط

فصل یکم-کلیات پژوهش

1-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………….1

1-2- بیان مساله……………………………………………………………………………………………………………………………………………2

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………….3

1-4-اهداف پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………………4

1-5- فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………5

1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش …………………………………………………………………………………………6

فصل دوم-ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1-مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..10

2-2- نگرانی و عاطفه منفی……………………………………………………………………………………………………………………………10

2-2-1-تفاوت نگرانی با عواطف منفی دیگر…………………………………………………………………………………………………….11

2-2-2- انواع نگرانی…………………………………………………………………………………………………………………………………….11

2-2-3- علل نگرانی……………………………………………………………………………………………………………………………………..12

2-2-4- ویژگی های شخصیتی افراد نگران………………………………………………………………………………………………………12

2-2-5- حوزه های نگرانی…………………………………………………………………………………………………………………………….13

2-2-6- عدم تحمل بلاتکلیفی و نگرانی………………………………………………………………………………………………………….13

2-3-افسردگی………………………………………………………………………………………………………………………………………………14

2-3-1- انواع اختلال افسردگی……………………………………………………………………………………………………………………….16

2-3-2- عوامل مرتبط با افسردگی…………………………………………………………………………………………………………………..17

2-3-3- علائم و نشانه های افسردگی……………………………………………………………………………………………………………..17

2-3-4- تفاوتهای جنسی در افسردگی…………………………………………………………………………………………………………….19

2-3-5- همه گیر شناسی افسردگی…………………………………………………………………………………………………………………20

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                  صفحه

2-4- سبک پاسخی نشخواری……………………………………………………………………………………………………………………….21

2-4- 1- تفاوتهای جنسیتی…………………………………………………………………………………………………………………………..21

2-4- 2- تفاوتهای فردی………………………………………………………………………………………………………………………………22

2-5- ذهن آگاهی…………………………………………………………………………………………………………………………………………23

2-5- 1- کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی………………………………………………………………………………………………….26

2-5- 2- مکانیزم دخیل در ذهن آگاهی………………………………………………………………………………………………………….27

2-6- پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………27

2-6- 1- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور……………………………………………………………………………………………..27

2-6- 2- تحقیقات انجام شده در داخل کشور…………………………………………………………………………………………………30

فصل سوم- روش تحقیق

3- 1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………..34

3- 2- طرح پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………….34

3- 3- جامعه آماری……………………………………………………………………………………………………………………………………..35

3- 4- ملاکهای ورود و خروج………………………………………………………………………………………………………………………35

3- 5- روش های جمع آوری داده ها…………………………………………………………………………………………………………….36

3- 6- ابزار اندازه گیری داده ها…………………………………………………………………………………………………………………….36

3-6- 1- پرسشنامه سبک پاسخ RSQ…………………………………………………………………………………………………………..36

3-6- 2- آزمون افسردگی بک………………………………………………………………………………………………………………………38

3-6-2- 1- توصیف پرسشنامه……………………………………………………………………………………………………………………..40

3-6- 2-2- اعتبار روایی………………………………………………………………………………………………………………………………42

3-6- 2-3- روش اجرا و نمره گذاری……………………………………………………………………………………………………………43

3-6- 2-4- تفسیر نمرات……………………………………………………………………………………………………………………………..43

3-6- 3- پرسشنامه نگرانی پن……………………………………………………………………………………………………………………….44

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                  صفحه

3-6- 3-1- شیوه اجرای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………44

2-5- 1- تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………………………………………………………………48

فصل چهارم-تجزیه و تحلیل یافته ها

4- 1- یافته های توصیفی……………………………………………………………………………………………………………………………………50

4- 2- یافته های استنباطی…………………………………………………………………………………………………………………………………..51

4- 2-1- فرضیه اول پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………….52

4- 2-2- فرضیه دوم پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………….54

4- 2-3- فرضیه سوم پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………56

فصل پنجم بحث و نتیجه گیری

5- 1- مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………… ………………59

5- 2- چکیده فصول………………………………………………………………………………………………………………………………………….59

5- 3- بحث …………………………………………………………………………………………………………………………………………………….60

5- 4- نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………………….61

5- 5- محدودیت های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………65

5- 6- پیشنهاد های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………..65

5- 7- پیشنهاد های کاربردی……………………………………………………………………………………………………………………………….66

5- 8- منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….66

5- 9- منابع لاتین………………………………………………………………………………………………………………………………………………70

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی در زنان بخش اورژانس بیمارستان شهدا انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا شهر تهران در سال1394می باشند. با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی از بین زنان شاغل در بخش اورژانس ، ،با توجه به ملاک‌های در نظر گرفته شده تعداد 30 نفر از این زنان انتخاب شدند و آنها را به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم(15نفر برای هر گروه) سپس آزمون‌های نشخوار فکری نولن-هوکسما، افسردگی بک و احساس نگرانی پن، از هر دو گروه گرفته شد، گروه آزمایش در برنامه 8 جلسه‌ای 90 دقیقه‌ای آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کرد و گروه کنترل در این مدت آموزشی دریافت نکرد.

تجزیه وتحلیل داده ها با بهره گرفتن از شاخص های آماری تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی طی 8 جلسه تاثیر معناداری  (001/0p<)  برمیزان نشخوارفکری،افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس داشته است.

واژگان کلیدی : شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی، نشخوار فکری ،افسردگی ، احساس نگرانی

مقدمه

ذهن آگاهی نوعی هشیاری است، زمانی پدیدار می شود که ما با تجربیاتمان  به گونه ای دقیق و با جزئیات ، حاضر در زمان حال و بدون قضاوت مواجه می شویم .به زبان ساده آگاه بودن از چیزی است که در حال وقوع است ،توجه دقیق و مستقیم به آن و ارتباط با آن همراه با پذیرش است(کرینه[1]،2009). شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی یک درمان روانشناختی است که جنبه های شناخت درمانی بک و برنامه ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین[2] (1990) را با یکدیگر ترکیب می کند و با معطوف کردن توجه به زمان حاضر و یک آگاهی غیر قضاوتمندانه به تجارب درونی و بیرونی مشخص می شود .در این روش برای خطاهای شناختی و بیرون راندن افکار از هشیاری تلاشی نمی شود.همچنانکه شخص مهارتهای ذهن آگاهی را یاد میگیرد، می آموزد که برای قضاوت و سرزنش کردن خود، که سوخت و تغذیه کننده ی افکار منفی هستند، قدرت ، اختیار و ارزش کمتری قائل شود و به این حالت ها با مهربانی و پذیرش  پاسخ دهد.(کویکن[3] ،2010).آموزه ی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای بیماران به این هدف صورت می گیرد که آنان به درک این نکته نائل آیند که ، افکار تنها ” فکر” هستند و “واقعیت” نیستند.هنگامی که آنها توانستند به افکارشان صرفا به عنوان یک فکر و چیزی جدا و بیرون از خودشان بنگرند ،آنگاه می توانند با دید روشن تری به واقعیت بنگرند و مدیریت بیشتری بر وقایع داشته باشند . این روش درمانی توجه و تمرکز و استفاده از تکنیک هایی جهت تمرین این تمرکز و بکار بستن آن در لحظه لحظه ی زندگی را به افراد می آموزد و این توانایی را به آنان میدهد که با وقوع اولین نشانه ها ، از قبیل خلق منفی ، افکار منفی و شیوه های پردازش ناکارآمد ، خودشان را به لحظه ی حال بیاورند و با تمرکز بر اجزایی مانند تنفس ، احساسات بدنی و اعمالشان درنهایت از افتادن در دام ” مارپیچ نزولی” افسردگی رهایی یابند(سگال[4]،2002).

بیان مسئله:

یکی از بخش هایی که زنان شاغل در بیمارستان، به فعالیت می پردازند،بخش اورژانس است. کار زنان در بخش اورژانس،خطرناک و پر استرس می باشد،زیرا زنان در این بخش ها مرتب با جریانی از محرک های استرس آور و خسته کننده روبرو هستند(آینوی[5]،2006).

برقراری ارتباط در برخی موقعیتها نیاز به مهارت خاصی دارد.کسانی که دچار گرفتاری های عصبی و روانی می شوند،به تدریج تحت تاثیر عوامل نامساعد محیطی،صبر خود را از دست می دهند.بنابراین زنان دارای قابلیت های مدیریتی، با آگاهی از نگرانی وعوامل تنش زا می توانند،با برنامه ریزی لازم،محیط را برای انجام کار مساعد سازند. (مورلاس[6]،2001).

احساس نگرانی ضمن رویارویی با عامل تهدید کننده خیالی یا واقعی بروز می­ کند. که طی آن فرد، نمایش ها و داستان های خیالی مصیبت بار را در ذهن خود می پروراند و عواقب و پیامدهای آن را در ذهن تصور می کند و سعی می کند به صورت ذهنی اعم از رویارویی یا اجتناب، مشکل را حل کند.(منین[7]، 2001). یکی از ویژگی های افراد نگران عدم تحمل بلاتکلیفی است، عدم تحمل بلاتکلیفی، یک ویژگی شخصیتی است که از مجموعه ­ای از عقاید منفی درباره­ی عدم قطعیت تشکیل شده است. برای مثال، افرادی که عدم تحمل بلاتکلیفی دارند معتقدند که بلاتکلیفی، نگران کننده است، وجود شک و تردید در مورد آینده غیر قابل تحمل است، وقایع غیر منتظره منفی هستند و باید از آنها اجتناب کرد، شک و تردید موجب ناتوانی فرد برای عمل کردن می­شود (داگاس و کورنر، 2005).

 علاوه برارتباط این سازه با نگرانی، آشفتگی ناشی ازبلاتكلیفی به صورت معناداری با برانگیختگی اضطرابی،نشخوارفکری وافسردگی همراه بافقدان لذت همبسته است. (دی­جونگ-میر، بک و راید[8]، 2009) درپژوهش خویش به این نتیجه رسیدندكه تحمل بلاتكلیفی وباورهای فراشناخت رابطه­ای قوی با نشخوارفكری وافسردگی دارند.

نشخوار فکری بیانگر افکاری است که تمایل به تکرار داشته،آگاهانه بوده و پیرامون یک موضوع متمرکز هستند و حتی در صورت غیبت محرک های محیطی فوری و ضروری این افکار باز هم پدیدار می شوند(مارتین و تسر،1989).

بیماران با بهره گرفتن از مهارتهای ذهن آگاهی یاد میگیرند که برای قضاوت و سرزنش کردن خود، که سوخت و تغذیه کننده ی افکار منفی هستند، قدرت ، اختیار و ارزش کمتری قائل شوند و به این حالت ها با مهربانی و پذیرش  پاسخ دهد.(کویکن،2010).

آموزش ذهن آگاهی کاهش پریشانی روان شناختی و نشانه های اضطراب و افسردگی را به دنبال دارد و موجب بهبود بهزیستی روانی، جسمانی، هیجانی و معنوی ، بهبود کیفیت خواب و کاهش نشانه های فیزیکی می شود (کیوست استیجن،2008).

هدف ذهن آگاهی تغییر سبک تفکر به سمت شیوه ی “بودن” است. در این روش درمانی هدف این است که روشی به بیماران آموزش داده شود که بتوانند بطور متفاوتی با افکار و تجربیاتشان برخورد کنند.(کارن ،2009)

با توجه به موضوعات ذکر شده، مسئله پژوهش حاضر این است که آیا آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری، افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس موثر است؟

اهمیت و ضروت پژوهش:

از آنجائیکه بخش اورژانس از مهمترین بخش های بیمارستان است, بیمارانی که به این بخش مراجعه می نمایند از نظر جسمانی در حالت بحرانی به سر می برند و رسیدگی به وضعیت آنها در اسرع وقت و با بالاترین کیفیت،از وظایف کادر پزشکی و پرستاری است، لذا توجه به بهداشت روانی کارکنانی که در این بخش ویژه به بیماران خدمات ارائه می دهند و با آنان در ارتباط هستند, دارای ضرورت و اهمیت ویژه ای است که در این میان تکنیک های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به کارکنان این بخش وبه نحوه بهتر ارتباط آنان با بیماران کمک شایانی کند.همچنین باتوجه به جو محیطی و پرتنش بخش اورژانس بیمارستان و فشارشیفت های متعدد کاری،به خصوص شیفت شب برای زنانی(زنان خدمه،ماما،کمک پرستار،پرستار) که در بخش اورژانس به فعالیت مشغولند، همچنین مراجعه بیماران مختلف به این بخش ،محقق را بر آن داشت تا برای کاهش هجوم افکار منفی ،نگرانی و افسردگی و تمرکز هرچه بهتر زنان در بخش اورژانس, شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ازجمله(تکنیک دیدن وشنیدن،برخورد با افکار صرفا به عنوان فکر نه واقعیت،ارائه تمرین هایی به زنان که درمحیط کار احساس تسلط وتمرکز هرچه بهتر به آنها میدهد) را به زنان آموزش دهد.

اهداف تحقیق 

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی واحساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان احساس نگرانی زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

فرضیه‏های تحقیق:

1- آموزش شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری, افسردگی و احساس نگرانی در زنان موثر است.

2- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان موثر است.

3- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان موثر است.

4- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان احساس نگرانی زنان موثر است.

تعاریف متغیر های پژوهش:

الف)تعاریف مفهومی

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی:

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ،یک درمان روانشناختی است که جنبه های شناخت درمانی بک و برنامه ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین(1990) را با یکدیگر ترکیب می کند و با معطوف کردن توجه به زمان حاضر و یک آگاهی غیر قضاوتمندانه به تجارب درونی و بیرونی مشخص می شود .در این روش بر خلاف شناخت درمانی بک برای تصحیح خطاهای شناختی و بیرون راندن افکار از هشیاری تلاشی نمی شود(سگال،2000).

– نشخوار فکری :

 نشخوارفکری به صورت تفکر افسرده ساز چرخه ای و مداوم تعریف می شود و پاسخ نسبتا رایج به خلق منفی و خاصیت شناختی برجسته ای از احساس ملالت و اختلال افسردگی عمده است(ری پری[9]،1977).

افسردگی:  

افسردگی از گروه اختلالات خلقی است. خلق حال و هوای احساسی نافذ وپایداری است که به صورت درونی تجربه می شود و بر رفتار ودرک فرد از جهان تاثیر می گذارد. عاطفه[10] به تظاهر بیرونی خلق اطلاق می شود. خلق ممکن است طبیعی[11]، بالا[12] یا افسرده[13] باشد. اختلالات خلقی گروهی از اختلالات بالینی هستند که مشخصه آنها احساس از بین رفتن تسلط و تحمل رنج وعذاب زیاد است. در بیمارانی که خلق افسرده دارند (یعنی درافسردگی)، ازدست دادن انرژی وعلاقه، احساس گناه، دشوارشدن تمرکز، از دست دادن اشتها وافکار مرگ یا خودکشی وجوددارد(کاپلان و سادوک، 2007، ترجمه رضاعی، 1387).

نگرانی:

نگرانی حالتی از اضطراب است که فرد  به واسطه ی آن نمیتواند درست تصمیم بگیرد. یا کارهایش را انجام دهد.فرد نگران معمولا دارای اعتماد به نفس پایینی است و برای تشخیص میزان نگرانی می توان میزان اعتماد به نفس وی را سنجید  برخی نگرانی ها و باور های غلط اضطراب را به وجود می آورد.و فرد را مضطرب میکنند که واکنش هایی از خود نشان میدهد که معمولا ناخوشایند است(واتکینز،2005).

ب)تعاریف عملیاتی

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی:

دراین پژوهش برای آموزش به مراجعان،از بسته آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی،به مدت 8جلسه(هفته ای یکبار هر جلسه 90دقیقه ای)استفاده خواهد شد.اهداف جلسات :جلسه های اول تاچهارم:یادگرفتن پرداختن به توجه و انجام امور روزمره با توجه و تمرکز-پی بردن به ذهن سرگردان-کنترل ذهن سرگردان با تمرین تنفس و مرور بدن.موضوع جلسه های پنجم تا هشتم:آگاهی کامل نسبت به فکرها و احساس ها و پذیرفتن آن-تغییر خلق و افکار-هشیاری نسبت به نشانه های افسردگی ونشخوارفکری و نگرانی-برنامه ریزی و تدوین فهرستی ازفعالیتهای لذت بخش و آموزش تکنیکهایی که به فرد کمک کند تا احساس تسلط بهتر برخود ومحیط کار خود داشته باشد

تعداد صفحه :88

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

دانلود پایان نامه : بررسی تاثیر اجرای برنامه بازتوانی بر کیفیت زندگی، میزان امید و افسردگی بیماران همودیالیزی

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :پرستاری

گرایش :مراقبتهای ویژه

عنوان : بررسی تاثیر اجرای برنامه بازتوانی بر کیفیت زندگی،  میزان امید و افسردگی بیماران همودیالیزی

پایان نامه ارشد:مقایسه میزان افسردگی و اضطراب در بین معلمان زن زن مدارس استثنایی و عادی در شهر کرج

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : مدیریت آموزش

عنوان : مقایسه میزان افسردگی و اضطراب در بین معلمان زن زن مدارس استثنایی و عادی در شهر کرج

پایان نامه بررسی میزان شیوع افسردگی و عوامل مؤثر بر آن در بیماران مصروع شهر بندرعباس

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :روانشناسی

گرایش :بالینی

عنوان : بررسی میزان شیوع افسردگی و عوامل مؤثر بر آن در بیماران مصروع شهر بندرعباس 

دانلود پایان نامه ارشد : بررسی تاثیر اجرای برنامه بازتوانی بر کیفیت زندگی، میزان امید و افسردگی بیماران همودیالیزی

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته پرستاری

گرایش : مراقبت های ویژه

عنوان : بررسی تاثیر اجرای برنامه بازتوانی بر کیفیت زندگی،  میزان امید و افسردگی بیماران همودیالیزی

پایان نامه روانشناسی گرایش بالینی: تعیین شیوع اختلال بدشکلی بدن و میزان همایندی آن با اختلال افسردگی اساسی، وسواس فکری-عملی، اضطراب اجتماعی و اختلالات خوردن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز

متن کامل پایان نامه با فرمت ورد

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

دانشگاه شیراز

واحد بین الملل

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

گرایش بالینی

عنوان:

تعیین شیوع اختلال بدشکلی بدن و میزان همایندی آن با اختلال افسردگی اساسی، وسواس فکری-عملی، اضطراب اجتماعی و اختلالات خوردن در دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز

استاد راهنما:

دکتر عبدالعزیز افلاک سیر

سمینار ارشد رشته روانشناسی: بررسی بین میزان افسردگی امدادگران مرد هلال احمر با سابقه فعالیت امدادی آنها

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

با عنوان :  بررسی بین میزان افسردگی امدادگران مرد هلال احمر با سابقه فعالیت امدادی آنها

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید