پایان نامه نقش واسطه ای نظم جویی شناختی  هیجان در رابطه با استرس و اضطراب 

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه خوارزمی 

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی

نقش واسطه ای نظم جویی شناختی  هیجان در رابطه با استرس و اضطراب  با سلامت روان زنان متأهل

1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

نظم جویی شناختی هیجان عامل مهمی در سازگاری با رویدادهای تنیدگی زای زندگی محسوب می شود و استفاده از راهبردهای مختلف تنظیم هیجان، تأثیر مهمی بر نحوه خروج افراد از شرایط استرس زا دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه استرس و اضطراب با سلامت روان زنان متأهل است. بدین منظور طی یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی، 150 نفر از زنان به شیوه تصادفی انتخاب شدند.در این پژوهش از 3 پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان (CERQ-P- short)، پرسشنامه استرس و اضطراب(DASS-21)  و پرسشنامه سلامت عمومی  GHQ-28استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که هردو متغیر استرس و نظم جویی شناختی هیجان در پیش بینی سلامت روان سهم دارند، ولی استرس سهم بسیار بیشتری در پیش بینی سلامت روان دارد (05/0p<،68/0 =b ) . به عبارتی نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد. همچنین متغیر اضطراب در پیش بینی سلامت روان سهم دارد (05/0p<،66/0 =b )، ولی نظم جویی شناختی هیجان سهمی در پیش بینی سلامت روان ندارد (05/0p>،06/0- =b ) . به عبارتی نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای ندارد. بنابراین یافته های این پژوهش حاکی از نقش مهم و سازنده نظم جویی شناختی هیجان در رابطه با استرس و سلامت روان زنان متأهل می باشد.

واژگاان کلیدی: نظم جویی شناختی هیجان، استرس، اضطراب، سلامت روان، زنان متأهل                                                          

فهرست مطالب

فصل اول کلیات پژوهش

1-1مقدمه. 2

2-1 بیان مسئله. 3

3-1 ضرورت و اهمیت پژوهش… 4

4-1فرضیه های پژوهش… 5

5-1 متغیر های پژوهش… 5

6-1 هدف پژوهش… 5

7- 1 سؤالات پژوهش… 6

8-1 تعاریف مفهومی متغیرها 6

9-1 تعاریف عملیاتی متغیرها 6

فصل دوم گستره نظری و پیشینه پژوهش

1-2 ادبیات پژوهش… 8

1-1-2 تعریف استرس… 8

2-1-1-2 واکنش به فشار روانی( استرس) 9

1-2-1-1-2 واکنش جسمانی.. 10

2-2-1-1-2 واکنش شناختی.. 10

3-2-1-1-2 واکنش رفتاری.. 11

4-2-1-1-2 واکنش عاطفی – هیجانی.. 11

3-1-1-2 نظریه های استرس و فشار روانی.. 12

1-3-1-1-2 نظریه های زیستی.. 12

2-3-1-1 -2 نظریه ضعف جسمانی.. 12

3-3-1-1-2 نظریه واکنش اختصاصی.. 12

4-3-1-1 -2 نظریه های روان کاوی.. 13

4-1-1-2 اثرات جسمانی استرس… 13

5-1-1-2 اثرات استرس بر کنشوری های فرد. 14

1-2-1-2 تعریف اضطراب… 14

3-2-1-2 انواع اضطراب از نظر ویژگی های فردی.. 15

4-2-1-2 دیدگاه های نظری اضطراب… 16

1-4-2-1-2 دیدگاه فرهنگی- اجتماعی.. 16

2-4-2-1 -2 دیدگاه زیست شناختی.. 16

3-4-2-1-2 دیدگاه شناختی نگر. 16

4-4-2-1-2 دیدگاه رفتاری نگر. 17

5-4-2-1 -2 دیدگاه های انسانی نگر و هستی نگر. 17

6-4-2-1-2 دیدگاه روان پویایی.. 17

5-2-1 -2 نشانه های اضطراب در سطوح مختلف… 18

2-3-1-2 اهداف سلامت روان.. 19

3-3-1-2 اصول سلامت روانی.. 20

4-3-1 -2 مفهوم سلامت روان.. 23

5-3-1-2 مفهوم سلامت روانی از دیدگاه های مختلف… 24

6-3-1-2 خصوصیات افراد دارای سلامت روان.. 25

7-3-1 -2 مفهوم سلامت روان در نظریات روان کاوی.. 25

1-7-3-1-2  نظریه زیگموند فروید.. 25

2-7-3-1-2 نظریه کارل یونگ… 26

8-3-1 -2 مفهوم سلامت روان در نظریه های روانی- اجتماعی و زیستی – روانی.. 27

9-3-1-2 مفهوم سلامت روان شناختی در نظریات گشتالتی.. 30

1-4-1 -2 تنظیم شناختی هیجان.. 31

2-4-1-2 تنظیم هیجان و سلامت… 32

3-4-1-2 مفهوم واکنش هیجانی و تنظیم هیجانی.. 33

4-4-1-2 هیجان و نظم جویی هیجان.. 34

5-4-1-2 تفاوت های فردی در نظم جویی هیجان.. 35

6-4-1-2 رویکردهای مداخله در مشکلات هیجانی از طریق آموزش نظم جویی هیجان   36

7-4-1-2 رابطه نظم جویی هیجان و آسیب روانی.. 37

8-4-1-2 رابطه نظم جویی هیجان و استرس و اضطراب… 38

2-2 پیشینه پژوهش… 39

فصل سوم روش شناسی پژوهش

1-3 طرح پژوهش… 44

2-3 جامعه نمونه و روش نمونه گیری.. 44

3-3 شیوه اجرای پژوهش… 44

4-3 ابزار پژوهش… 44

5-3 روش نمره گذاری پرسشنامه سلامت عمومی.. 47

6-3 پایایی و روایی مقیاس سلامت عمومی.. 48

7-3 روش تجزیه و تحلیل  داده ها 49

فصل چهارم یافته ها

1-4 مقدمه. 51

2-4  تحلیل توصیفی داده ها 51

3-4  تحلیل استنباطی داده ها 56

فصل پنجم بحث و نتیجه گیری

1-5 مقدمه. 61

2-5 بحث و تبیین یافته های پژوهشی.. 62

3-5 محدودیت ها 62

4-5 پیشنهاد پژوهشی.. 62

5-5 پیشنهاد کاربردی.. 63

منابع فارسی.. 65

منابع انگلیسی.. 68

پیوست… 71

چکیده انگلیسی.. 81

1مقدمه

اینگونه به نظر می رسد كه تعارضها، شكستها و فقدانها، سلامت انسان را تهدید می كنند، اما انسان توانایی فوقالعاده ای برای نظم جویی این هیجانهای برانگیخته شده دارد. تلاش برای نظم جویی هیجان ها[1] ، به طور گستردهای تعیین كننده ی اثری است كه این مشكلات بر بهزیستی روانی و جسمانی ما دارند(گروس[2]، 1998). الگوهای نظری نشان داده اند كه نظم جویی موفق هیجانها با نتایجی همچون بهزیستی، پیشرفت در روابط، تحصیل و كار همراه هستند( جان[3] و گروس، 2004). در مقابل، ناتوانی در نظم جویی هیجانها موجب اختلال هایی همچون اختلال شخصیت مرزی، اختلال افسردگی اساسی، اختلال دوقطبی، اختلال اضطراب فراگیر و اختلال اضطراب اجتماعی می شود( آلداو، نولن و هوکسما[4]، 2010).

اهمیت عملكرد انطباقی هیجان ها، موجب ظهور پژوهش هایی با تاریخچه های طولانی در این زمینه شده است. مطالعه ی كنترل شناختی هیجان سه پیشگام عمده در متون روانشناسی دارد(اکسنر و گروس، 2005). اولین پیشگام، رویكرد روان تحلیل گری است كه قلمرویی مهم برای مطالعه ی معاصر نظم جویی هیجان است. فروید[5] بر دو نوع تنظیم اضطراب تاكید دارد، یكی از آنها اضطراب مبتنی بر واقعیت[6] است و در زمانی كه خواسته های موقعیتی من[7] را در هم می شكند،افزایش می یابد. نوع دوم، اضطراب مربوط به تعارضهای میان بن[8] و فرامن[9] می باشد و زمانی كه تكانه های قوی برای ابراز شدن فشار می آورند، افزایش می یابد. پیشگام دوم، نظریه پردازان استرس و روش های رویاروگری[10] هستند. در این پژوهش ها تمركز بر مدیریت موقعیت هایی است كه قابلیت های فرد را تحت تاثیر قرار می دهند( گروس، 1998). پیشگام سوم مطالعات تحولی خود نظم جویی[11] است، كه ریشه اش در مطالعه ی تحول اجتماعی- هیجانی است(اكسنر و گروس،2005).  مطالعه ای در این زمینه نشان داد كه كودكان پاداش دلخواه اما همراه با تاخیر زمانی را با فكركردن درباره ی چیزهای لذتبخش موجود با روش های انتزاعی بدست می آورند، در نتیجه تكانه های فوری آنها برای خوردن كاهش می یابد (میشل[12] و همكاران، 1989؛ به نقل از اوكسنر و گروس، 2005). پژوهشهای معاصر، زیربنایی برای روش های رفتاری و عصب نگر ایجاد كرد و تمركز آنها بر زمان، چگونگی و پیامدهای نظم جویی هیجان افراد است. به طور كلی به نظر می رسد كه پرداختن به مبحث نظم جویی هیجان در فرایند بهداشت روانی جامعه سودمند باشد.

2-1 بیان مسئله

از نظر سازمان بهداشت جهانی، سلامت روانی به حالت بهزیستی کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی گفته می شود که بین این سه بعد تأثیر متقابل و پویا وجود دارد )چانگ و همکارن 2009). مفهوم سلامت روانی نیز از نظر WHO  چیزی فراتر از نبود اختلال های روانی و شامل  1. خوب بودن ذهنی2. ادراک خودکارامدی، 3. استقلال و خود مختاری، 4. کفایت و شایستگی، 5. وابستگی میانسالی و 6. خودشکوفایی توانمندی های بالقوه فکری و هیجانی است( سادوک[13]، سادوک و رالز[14]، 2009؛ به نقل از احمد علی نور بالا، 1390). 

عوامل فردی مختلفی بر میزان سلامت روان تأثیر می گذارد. متخصصان سلامت معتقدند که استرس عامل تأثیر گذار مهمی در زندگی مردم است که ارتباط نزدیکی با سلامت روان و با مشکلات جسمانی دارد. یکی از این مشکلات می تواند سردرد باشد. توام شدن سردردهای مذکور با اضطراب و استرس خود می تواند سبب تشدید سردرد شده و عدم توجه به آن اقدامات درمانی را دچار اشکال می سازد( مهدوی، 1388). متخصصان سلامت معتقدند که استرس عامل تأثیر گذار مهمی در زندگی مردم است که ارتباط نزدیکی با سلامت روان و با مشکلات جسمانی دارد( مهدوی، 1388). متخصصین سلامت روان استرس را به عنوان واکنش کلی فرد به تقاضاها و فشارهای محیطی می بینند که با محدودیت منابع هیجانی افراد برای مقابله مؤثر با این تقاضا ها همراه است( ورگارا[15]، 2010). شکست در مقابله مؤثر با استرس می تواند به تغییر نامطلوبی در فرایند های رفتاری – روانی منجر شود و سلامت فرد را به خطر اندازد( بهرامی زاده، 1389).. تنظیم شناختی هیجان از مهم ترین متغیرهای مؤثر بر سطح سلامت روان می باشد. منظور از تنظیم شناختی هیجان نحوه ی پردازش شناختی فرد در هنگام مواجهه با وقایع ناگوار و استرسزا می باشد (گارنفسکی و کرایچ، 2006) به عقیده ی این محققان افراد در مواجهه با شرایط استرسزا از استراتژی های متنوعی استفاده میکنند. از جمله ی این استراتژی ها، نشخوار فکری، سرزنش خود، سرزنش دیگران، تلقی فاجعه آمیز و تمرکز مجدد مثبت، توسعه ی چشم انداز، ارزیابی مثبت، پذیرش و برنامه ریزی کردن است )گارنفسکی و همکاران، 2009). سامانی و صادقی در مطالعه ی خود این استراتژی ها را به دو دسته استراتژی مثبت( تمرکز مجدد مثبت، برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و توسعه ی دیدگاه) و استراتژی های منفی (سرزنش خود، سرزنش دیگران، نشخوار فکری، تلقی فاجعه آمیز و پذیرش) تقسیم نموده اند. این محققان در همین مطالعه نشان دادند که استراتژی های منفی دارای همبستگی مثبت معنادار با افسردگی، اضطراب و استرس و استراتژیهای مثبت دارای همبستگی منفی معنادار با این شاخص های سلامت روان می باشند(  سامانی و صادقی، 1390). در همین راستا( ریان و داهلن، 2005) و( گرانفسکی، ریف، جلیسما، تروت و کرایچ، 2007)نیز در مطالعات خود نشان دادند که عموم افرادی که از افسردگی رنج می برند از استراتژی های منفی تنظیم شناختی هیجان همانند نشخوار فکری و تلقی فاجعه آمیز در رویارویی با شرایط ناگوار استفاده می کنند (گارنفسکی و همکاران، 2007).  به طور خلاصه می توان چنین نتیجه گیری کرد که نوع استراتژی شناختی هیجان عامل مؤثر بر سطح سلامت روانی می باشد( گارنفسکی و گرایچ[16]، 2007). در این زمینه معتقدند هرگونه نقص در تنظیم هیجانات می تواند فرد را در قبال مشکلات روانشناختی از جمله افسردگی و اضطراب آسیب پذیر سازد. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجانات و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است( گارنفسکی و همکاران، 2009). بنابراین هدف از پژوهش حاضر این است که آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه با اضطراب و استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟

3-1 ضرورت و اهمیت پژوهش

سلامت روان در افراد جامعه از اهمیت به سزایی برخوردار است. به همین دلیل روانشناسان علاقه مند به راه حل هایی عملی در جهت مشکلات روزمره افراد می باشند تا سبب بهینه سازی روند سلامت در آنان گردد. سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی را نیز در بر می گیرد. سیاست گذاری در زمینه سلامت روان ، ارزش های انسانی و اقتصادی بسیار زیادی دارد، زیرا منجر به پیشگیری از ایجاد معلولیت در افراد و صرف هزینه های گزاف در این زمینه می باشند. بررسی متون و و مطالعات روان شناختی نشان می دهد كه تنطیم هیجان، عامل مهمی در تعیین سلامتی و داشتن عملكرد موفق در تعاملات اجتماعی است )تامپسون[17]، 1999) و نقص در آن با اختلالات درون ریز ( افسردگی، اضطراب، انزوای اجتماعی)  و اختلالات برون ریز )بزهكاری و رفتار پرخاشگرانه ( ارتباط دارد. آموزش تنظیم– هیجان ( گراتس و گاندرسون[18]، 2006) به معنای كاهش و كنترل هیجانات منفی و نحوه استفاده مثبت از هیجانات  است. نظم جویی هیجان یكی از مهمترین قابلیت هاست كه باید آموخته شود. نظم جویی هیجانی بعنوان فرآیند آغاز، حفظ، تعدیل و یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرایند ها، اجتماعی روانی درواقع تنظیم هیجانی، فیزیكی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود( ویمز و پینا[19]، 2010). تنظیم هیجان به توانایی فهم هیجانات و تعد یل تجربه و ابراز هیجانات اشاره دارد( فلدمن- بارت ، 2001). تنظیم هیجانی سازگارانه با سازگاری و تعاملات اجتماعی مثبت مرتبط است و افزایش در فراوانی تجربه ی هیجانی مثبت باعث مراقبه ی مؤثر با موقعیتهای استرس زا می شود( گروس، 2002) و حتی فعالیتهای لازم در پاسخ به موقعیتهای اجتماعی را بالا می برد )توگاد و فردریكسون[20] ، 2002). سطوح بالای استرس در تمرکز افراد برای مقابله با این فشارهای روانی تأثیر مخرب دارد. یانگ، 2010 معتقد است که سلامت روان توانایی دفع وضعیت های ناخوشایند است و سازگار شدن با تغییرات محیطی و مقابله با استرس واضطراب و ناراحتی است. لذا باتوجه به چارچوب نظری مذكور،هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بااسترس واضطراب و سلامت روان زنان می باشد.

4-1فرضیه های پژوهش

فرضیه اول: نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد.

فرضیه دوم: نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای دارد.                                              

5-1 متغیر های پژوهش

1-5-1 متغیر پیش بین: اضطراب و استرس

2-5-1 متغیر ملاک: سلامت روان

3-5-1 متغیر واسطه ای: تنظیم هیجان

4-5-1 متغیر کنترل: جنسیت

6-1 هدف پژوهش

هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بااسترس واضطراب و سلامت روان زنان می باشد.

7- 1 سؤالات پژوهش

1-7-1 آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین استرس و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟

2-7-1 آیا نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین اضطراب و سلامت روان نقش واسطه ای دارد؟

8-1 تعاریف مفهومی متغیرها

1-8-1 الف) نظم جویی شناختی هیجان:

 نظم جویی شناختی هیجانی به عنوان فرآیند آغاز، حفظ، تعدیل و یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرایند ها، اجتماعی روانی درواقع تنظیم هیجانی، فیزیكی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود( ویمز و پینا، 2010).

2-8-1-ب) سلامت روان:

 سلامت روان توانایی دفع وضعیت های ناخوشایند است و سازگار شدن با تغییرات محیطی و مقابله با استرس واضطراب و ناراحتی است( یانگ، 2010).

3-8-1 ج) اضطراب و استرس:

 اضطراب و استرس در پاسخ به تهدیدی است که ناشناخته ، مبهم یا متعارض است و حالتی است که پیامدهای زیادی را به همراه دارد. باعث اعوجاج دریافت های حسی بیمار می شود. همچنین با تأثیر بر شناخت، موجب تحریف های ادراکی می شود( کاپلان و سادوک، 2010).

9-1 تعاریف عملیاتی متغیرها

1-9-1 الف) نظم جویی شناختی هیجان: نمره ای است که آزمودنی از آزمون نظم جویی شناختی هیجان به دست می آورد.

2-9-1 ب)سلامت روان: نمره ای است که ازمودنی از آزمون سلامت عمومی  GHQ-28 به دست می آورد.  

3-9-1 ج) اضطراب و استرس: نمره ای است که آزمودنی از آزمون  افسردگی، اضطراب ، استرس DASS- 21  به دست می آورد.

تعداد صفحه :92

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در رفتارهای پر خطر

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

گروه روانشناسی

نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در رفتارهای پر خطر دانشجویان

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی

شهریور 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف این پژوهش بررسی نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در پیش بینی رفتارهای پر خطر دانشجویان بود. روش پژوهش انتخاب شده در این تحقیق همبستگی می‌باشد. روش تحقیق جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تهران می باشد که در سال تحصیلی 94-93 در دانشگاه های تهران مشغول به تحصیل می باشند. نمونه این پژوهش شامل 300 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران می باشند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه تاب آوری، پرسشنامه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی و مقیاس رفتارهای پر خطر استفاده شد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به شیوه ورود و گام به گام استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین تاب‌آوری و رفتارهای پر خطر دانشجویان و همچنین بین راهبردهای نظم جویی شناختی- هیجانی با رفتارهای پر خطر رابطه معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که تاب‌آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی قادر به پیش بینی رفتارهای پر خطر دانشجویان هستند. نتایج رگرسیون چند متغیری نشان داد که تاب آوری با ضریب رگرسیون 574/0 وارد معادله رگرسیون شد و به تنهایی 32 درصد از رفتارهای پرخطر دانشجویان را پیش بینی می کند. در مرحله بعد تک تک مولفه های تنظیم شناختی- هیجانی وارد معادله رگرسیونی شدند و در مجموع 63/0 درصد از رفتارهای پرخطر دانشجویان را پیش بینی می کنند. به طور کلی با نگاهی به یافته‌های تحقیق حاضر می‌توان گفت با توجه به اینکه بین تاب‌آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی با رفتارهای پر خطر دانشجویان رابطه وجود دارد، بهتر است که به آموزش‌های ویژه به این دانشجویان و اقدامات پیشگیرانه‌ی جهت کاهش رفتارهای پر خطر آنها توجه شود. زیرا این متغیر‌ها کمک کننده خوبی در زمینه‌ی درمان مناسب تر و حمایت بهتر از آنها می‌باشد.

واژه‌های کلیدی: تاب آوری، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی، رفتارهای پر خطر و دانشجویان

فهرست مطالب

عنوان                                                                                         صفحه

فصل اول : کلیات تحقیق …………………………………………………………………………………      1         

  • مقدمه …………………………………………………………………………………………………. 2
  • بیان مسئله ……………………………………………………………………………………… 2           
  • ضرورت واهمیت تحقیق ………………………………………………………………….. 5         
  • اهداف پژوهش …………………………………………………………………………………6          
  • فریضه پژوهش …………………………………………………………………………………6         
  • تعریف مفهومی وعملیاتی متغییرها ………………………………………………..6         

فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه پژوهش …………………………………………………..9          

2-1    مقدمه ……………………………………………………………………………………………….10        

2-2    مفهوم تاب آوری ……………………………………………………………………………….10        

2-2-1  تبیین رفتارهای پر خطر ………………………………………………………………..         13           

2-2-2 دیدگاهای اجتماعی فرهنگی رفتارهای پر خطر…………………………             15            

2-3 متغیرهای شناختی وشخصیتی…………………………………………………………….         16

2-4  هیجان……………………………….. ……………………………………………………………..          17        

2-5 نظم جویی شناختی هیجانی………………………………………………………………           18

2-5-1   پایه های عصبی نظم جویی هیجان ………………………………………….           23  

2-5-2 مبانی زیستی نظم جویی شناختی هیجانی ………………………………..            26        

2-5-3 راهبردهای شناختی نظم جویی هیجانی ……………………………………..           27

2-5-4 حوزه های نظم جویی شناختی هیجانی ………………………………………….         27        

2-6  مفهوم تاب آوری  ………………………………………………………………………………..          28 

2-7  عوامل مؤثر بر انعطاف پذیری …………………………………………………………….           33

2-6-1  پیش بینی کننده های تاب آوری …………………………………………………           34

2-6-2 ویژگی افراد تاب آور ……………………………………………………………………….           35

2-6-3 توصیه هایی جهت تاب آوری …………………………………………………………           35  

2-7     پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………….          35  

2-7-1 مطالعات داخلی …………………………………………………………………………………         35   

2-7-2 مطالعات خارجی ……………………………………………………………………………….         35   

فصل سوم : روش پژوهش ………………………………………………………………………………         43   

3-1    مقدمه …………………………………………………………………………………………………         44   

3-2    روش تحقیق ………………………………………………………………………………………         44   

3-3    جامعه آماری ، حجم نمونه ، روش نمونه گیری ……………………………….         44   

3-3-1  روش جمع آوری اطلاعات ………………………………………………………………         45   

3-3-2  ابزار تحقیق ……………………………………………………………………………………..         46   

3-3-3  روش ها و ابزار تجزیه تحلیل داده ها …………………………………………….         48

فصل چهارم : تجزیه تحلیل آماری ……………………………………………………………….         49  

4-1     مقدمه ……………………………………………………………………………………………..         50  

4-2     یافته های جمعیت شناختی ………………………………………………………….         51  

4-3     یافته های توصیفی ………………………………………………………………………..         54   

4-4     یافته های استنباطی ……………………………………………………………………..         56   

4-5     آزمون فرضیه های پژوهش …………………………………………………………..         57   

4-6     پیش فرض های الگویابی معادلات ساختاری ……………………………….         63   

فصل پنجم : بحث ونتیجه گیری ……………………………………………………………….          67   

5-1     مقدمه ……………………………………………………………………………………………         68 

5-2     تحلیل یافته های استنباطی …………………………………………………………         68   

5-3     پیشنهادات تحقیق ………………………………………………………………………..         77  

5-4    محدودیت های تحقیق ………………………………………………………………….          78  

منابع ……………………………………………………………………………………………………………         80 

پیوست ها ……………………………………………………………………………………………………         84 

  • مقدمه

یكی از قشرهایی كه در معرض رفتارهای پر خطر می باشند، دانشجویان هستند. دانشجویان معمولاً در محدوده سنی 18ـ26 سال قرار می‌گیرند. بسیاری از آنها بلافاصله پس از پایان دوره دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی را آغاز كرده‌اند، همچنان كه بسیاری نیز برای اولین بار از خانه و والدین دور شده اند. این سبك زندگی سبب می‌شود كه دانشجویان برحسب میزان سلامت‌ شان با انواعی از تجربه های جدید روبه‌رو شوند و این در حالی است كه از الگوی مناسبی بهره‌مند نیستند (ردیکان[1]، 2004) و آن ها را در معرض انواع آسیب های روحی و جسمی و رفتارهای پرخطر قرار می دهد. رفتارهای پرخطر شامل رفتارهایی هستند كه زندگی دیگران را مختل كرده و ممكن است به اشخاص و یا اموال آنان آسیب برسانند و شامل رفتارهایی است که معمولا تحت عنوان بزهكاری دسته بندی می شوند (ماستن[2]،1991) ارائه اصطلاح سندروم رفتار مشکل ساز برای افراد در معرض رفتار پر خطر، مقوله های رفتارهای پر خطر را شامل سیگار کشیدن، مصرف مواد، الکل، رانندگی خطرناک و فعالیت جنسی زود هنگام می داند. مصرف مواد مخدر، خشونت و رفتارهای جنسی عامل بسیاری از مرگ و میرهای سنین نوجوانی و اوایل بزرگسالی است (ساترلند[3]،1998). بسیاری از رفتارهای پر خطر از قبیل مصرف سیگار، مواد و روابط جنسی نامطمئن در سنین قبل از 18سالگی اتفاق می افتند (بونانو[4]، 2010). با توجه به اینکه تاب آوری بر تمایل افراد به رفتارهای پرخطر نقش به سزایی دارد و با یکدیگر مرتبط می باشند و هرچه تاب آوری بیشتر باشد کمتر فرد به سمت رفتارهای پرخطر می رود و نیز تسلط بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی باعث کاهش رفتارهای پرخطر می شود، بنابراین در این تحقیق به بررسی نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در پیش بینی رفتارهای پرخطر می پردازیم.

  • بیان مسئله

در زمان های گذشته دغدغه اصلی متولیان سلامتی مردم، بیماری های عفونی بود و آنها با تنها راهكار مؤثری كه به ذهنشان خطور می‌كرد یعنی تقویت مقاومت مردم از طریق واكسیناسیون سعی در حل مشكلات بهداشتی و سلامتی مردم را داشتند. لیكن در دوره‌های بعدی مشكلات و دغدغه دیگری مطرح گردید كه ناشی از شرایطی بود كه مردم بر اثر ورود به دوره صنعتی با آنها مواجه ‌شدند. تحولات فرهنگی، جمعیت شناختی، سیاسی و ریشه شناسی بیماریها و مشكلاتی نظیر بیماریهای روانی،‌ انواع سرطانها، حوادث و سوانح، بیماریهای قلبی- عروقی و استعمال دخانیات دیگر مربوط به ویروسها و باكتریها نبوده و با تقویت مقاومت افراد و تجویز دارو قابل پیشگیری و درمان نبوده و نیاز به راهكارهای جدید احساس می‌شد. درواقع جنبش نوین ارتقای سلامت در پاسخ به این نیاز مطرح شده است. براساس رویكرد ارتقای سلامت، مردم می‌بایست به نوعی توانمند شوند كه بتوانند مسوولیت سلامتی خود را بپذیرند و شیوه زندگی سالمی را اتخاذ نمایند. به عبارت دیگر، توانمند سازی افراد و گروه ها جهت اتخاذ شیوه زندگی سالم راه رسیدن به سلامت و ارتقای آن است. برخی از رفتارها که تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم عمیقی بر سلامت فرد و جامعه می گذارند و عواقب منفی در بردارند “رفتارهای پر خطر” می نامند. رفتارهای پر خطر سنین نوجوانی و جوانی عمدتا شامل استعمال دخانیات، اعتیاد و سوء مصرف مواد، رفتارهای مرتبط با صدمات و جراحات ( مثل خشونت )، رفتارهای جنسی ناسالم ، الگوهای ناسالم تغذیه و الگوی تحرک کم بدنی می باشند. شناخت این الگوهای رفتاری غلط و اجتناب از بروز این رفتارها و یا تداوم این رفتارها در نوجوانان و جوانان منجر به فراهم شدن زندگی سالم و کسب سلامتی و توانمندی این گروه خواهد شد (کودجو[5]،2004). در تصمیم‌گیری پرخطر، شخص با گزینه‌هایی روبه رو است كه انتخاب آنها عاری از سود و زیان، در زمان حال و آینده را به دنبال دارد. هر چند این سود و زیان با درجاتی از احتمال و عدم قطعیت همراه است. در تعریفی دیگر، تصمیم‌گیری پرخطر، نوعی از تصمیم‌گیری با پیامدهای كوتاه مدت مثبت ولی بلندمدت منفی، به شمار می‌آید و مشخصه آن به عنوان یك اختلال، این است كه یك لذت آنی فدای یك هدف بلند مدت می‌گردد. این همان چیزی است كه به عنوان عامل كلیدی بسیاری از اختلال‌های روانی از جمله سوء مصرف مواد، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلالات خلقی دوقطبی، گرایش به خودكشی، اختلالات رفتاری نابهنجار و رفتارهای پرخطر جنسی به شمار می‌رود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت كه پیش‌بینی میزان خطرپذیری تصمیم‌گیری ‌های فرد در شرایط مختلف، از اهمیت بسزایی برخوردار است و لازمه آن شناخت شرایطی است كه در آن احتمال بیشتری برای خطر پذیری افراد وجود دارد. در این تحقیق منظور از رفتارهای پرخطر مجموع رفتارهایی با ماهیت آسیب زننده به فرد و اجتماع در دانشجویان مانند اعتیاد به سیگار، الکل و مواد مخدر، رفتار جنسی نا متعارف، انجام کارها بدون ایمنی، گرایش به خودکشی و … است (کودجو، 2004). از آنجایی که متغیر اصلی ما در این پژوهش رفتارهای رفتارهای پرخطر می باشد در اینجا به بررسی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی می پردازیم.

سازه ی نظم جویی هیجان در گستره ی پژوهشی و نظری، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود معطوف نموده است. برخی از نظریه پردازان این سازه را تنها به عنوان یک حالت درونی (شامل برانگیختگی فیزیولوژیکی و فرآیندهای توجه) در نظر گرفته اند(تامپسون[6]، 1994)، اما اکثر پژوهشگران آن را به عنوان یک سازه که دربرگیرنده‌ی چندین مولفه می‌باشد مورد توجه قرار داده اند. این مولفه ها عبارتند از: 1- ابعاد درونی درک و شناسایی هیجان‌های خود و تعدیل یا مقابله‌ی مناسب با آن ها، 2- مولفه ی اجتماعی درک و شناسایی حالت هیجانی همسالان و اعضای خانواده و 3-مولفه‌ی رفتاری که دربرگیرنده‌ی پاسخ‌دهی مناسب در موقعیت‌های بین فردی است (گروس[7]، 1998ایزنبرگ[8]، 2005). تامپسون بر این باور است که نظم جویی هیجان شامل فرآیندهای درونی و برونی است که مسئول نظارت، ارزیابی و تغییر واکنش‌های هیجانی، به خصوص ویژگی‌های شدت و زمان در رسیدن به اهداف است. نظم جویی هیجان یک مفهوم بسیار پیچیده و گسترده می‌باشد که دامنه‌ی وسیعی از پاسخ‌های شناختی، هیجانی، رفتاری و فیزیولوژیکی را دربرمی‌گیرد و می‌تواند به صورت هشیار یا ناهشیار خودکار یا تلاش مند انجام شود (بارق[9]، 2007). این سازه شامل مهارت ها و راهبردهایی برای نظارت، ارزشیابی و تغییر واکنش‌های هیجانی است. راهبردهای نظم جویی هیجان نه تنها شدت و فراوانی حالت های هیجانی را کاهش می‌دهد، بلکه باعث ایجاد و حفظ هیجان‌ها نیز می گردد (کل[10]،1994). بنابراین فرآیندهای نظم جویی هیجان نه تنها بر هیجان‌های منفی بلکه بر هیجان‌های مثبت نیز متمرکز است. یکی از متداول ترین راهبردهای نظم جویی هیجان، استفاده از فرآیندهای شناختی (یا نظم جویی شناختی هیجان است. نظم جویی هیجان از طریق شناخت ها در زندگی روزمره ی افراد به چشم می خورد. شناخت ها یا فرآیندهای شناختی به افراد کمک می کنند که هیجان ها و احساس های خود را تنظیم نموده و توسط شدت هیجان ها مغلوب نشوند. فرآیندهای شناختی را می‌توان به فرآیندهای ناهشیار (مانند فرافکنی و انکار و هشیار نظیر ملامت خویش، فاجعه سازی و نشخوارگری تقسیم نمود (کاشدان[11]، 2008و بیدلوسکی[12]،2005). و در آخر به توضیح تاب آوری که بر رفتارهای پرخطر تاثیر می گذارد می پردازیم.

تاب آوری را می توان به صورت توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود. در واقع تاب آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پرخطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می شود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می گردد (به نقل از هووارد[13]، 2009) چنین به نظر می رسد دانشجویان در شروع تحصیل در انطباق با موقعیت جدید به ویژه از نظر اجتماعی و روابط بین فردی مشکلات بیشتری داشته اند که این موضوع لزوم اقدامات مرکز مشاوره را از نظر سازگاری با شرایط جدید در دانشگاه و محیط خوابگاه و همچنین ضرورت آموزش مهارتهای زندگی مخصوصاً برقراری ارتباط موثر و مهارتهای روابط بین فردی، آموزشهای جرأت ورزی و مدیریت استرس و به خصوص تاب آوری را مطرح می سازد. مطالعات نشان داده اند که موقعیتهای استرس زای دانشجویان دانشگاه آنها را با مشکلات تحصیلی، ارتباطی یا کاری روبرو می کند (چامبلیس[14]،و همکاران،2003، به نقل از لی[15]، 2008). استرس می تواند باعث روی آوردن به ناسازگاری هایی مانند الکلیسم و فعالیتهای تحصیلی ضعیف شود  تاب آوری مزایای بی شماری را برای افراد به دنبال دارد، افراد تاب آور از افسردگی، اضطراب، شکایات بدنی، مشکلات تفکر و سوء مصرف مواد کمتری برخوردارند (بونانو[16]، 2010). با توجه به توضیحات بالا و تاثیر عوامل متفاوت در سلامت روان و ایجاد سازگاری در مردم به خصوص جوانان و عواملی که در بروز رفتارهای پرخطر اثر گذار است، ضروورت و سوالی که در این تحقیق پیش می آید این است که آیا می توان از روی تاب آوری و نظم جویی شناختی هیجانی، رفتارهای پرخطر دانشجویان را پیش بینی کرد؟

  • ضرورت و اهمیت تحقیق

طبق نتایج تحقیقات، 25 % تا 50 % از تمامی کودکان و نوجوانان در آمریکا در سنین 17ـ 10 سالگی در معرض خطر محدودیت‌های آموزشی، عاطفی، اقتصادی و فرصت‌های اجتماعی می‌باشند که در نتیجه می‌تواند سبب سوق داده شدن آنان به سمت رفتارهای پرخطر و فعالیت‌‌هایی نظیر اعمال خشونت، خرابکاری، فعالیت‌های جنسی حفاظت ‌نشده، سوء مصرف الکل و مواد، فرار از مدرسه و ترک تحصیل گردد (کروکزک[17]، الکساندر[18]، هاریس[19]،  2005به نقل از ویلسون[20]،2009) رفتارهای پرخطر نظیر اعمال خشونت و درگیری فیزیکی با دیگران، استعمال دخانیات، مصرف الکل و مواد مخدر و داروهای نشاط ‌آور، رفتارهای پرخطر جنسی، همه از رفتارهایی هستند که می‌توانند سبب افزایش اضطراب در نوجوانان شده و زمینه را برای ابتلاء آنان به انواع بیماری‌ها و حتی مرگ زودرس فراهم آورند، به علاوه عوارض ناشی از انجام رفتارهای پرخطر شامل افزایش افسردگی و ایجاد افکار و یا اقدام به خودکشی ، مسمومیت ناشی از الکل و یا مستی‌های غیر قابل پیش‌بینی و تحریک‌پذیری، انجام رفتارهای پرخطر جنسی (آمیزش حفاظت نشده و زودهنگام، افزایش تعداد شرکاء جنسی و حاملگی‌های ناخواسته، ایجاد بیماری‌های مقاربتی و عفونیHIV) افزایش اعمال خشونت و درگیری‌های فیزیکی با دیگران، افزایش احتمال صدمه دیدن و یا مرگ و میر ناشی از مصرف الکل و مواد مخدر گزارش گردیده است (هالفورز[21]، 2004).

با توجه به اثر عوامل مختلف در بروز رفتارهای پرخطر در دانشجویان و نقش و آسیب های فراوانی که به دلایل رفتار پر خطر به وجود می آید، بررسی متغیرهای مرتبط با آن و عواملی که در کنترل رفتارهای پرخطر و در بروز و یا کاهش آن موثر است نیازمند توجه و بررسی است به همین دلیل در این تحقیق سه متغیر تاب آوری،  نظم جویی شناختی هیجانی بر رفتارهای پرخطر دانشجویان مورد بررسی قرار میگیرد. در واقع هر یک از این سه متغیر با توجه به ماهیت خویش نقش بنیادی و اساسی در بروز رفتارهای پرخطر بر عهده دارند. تاب آوری با ظرفیت تقابل با شرایط سخت و مقاومت در برابر وسوسه ها و شرایط اجتماعی ، نظم جویی شناختی هیجانی و هوش هیجانی نیز به عنوان متغیرهایی فیزیولوژیکی، روانی و اجتماعی نقش بسیار مهم در پردازش شرایط و تصمیم برای انجام کار و انتخاب موقعیت برعهده دارد.

  • اهداف پژوهش

هدف کلی

نقش تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی در پیش بینی رفتارهای پر خطر دانشجویان

اهداف اختصاصی

پیش بینی رفتارهای پرخطر و (مولفه های آن) بر اساس تاب آوری دانشجویان

پیش بینی رفتارهای پرخطر و(مولفه های آن)  بر اساس راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی دانشجویان

  • فرضیه های پژوهش

فرضیه های تحقیق

بین تاب آوری با رفتارهای پر خطر(مولفه های آن) دانشجویان رابطه وجود دارد.

بین راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی و (مولفه های آن) با رفتارهای پرخطر دانشجویان رابطه وجود دارد.

رفتارهای پرخطر دانشجویان را می توان بر اساس تاب آوری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی پیش بینی کرد.

تعداد صفحه :107

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان 

نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی در کارمندان متاهل شرکت بیمه رازی

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده :

 پژوهش حاضر، به منظور  بررسی نقش الگوهای ارتباطی،سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین در پیش بینی فرسودگی زناشویی در کارمندان متاهل شرکت بیمه رازی صورت گرفته است . روش این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد ؛ به همین منظور از جامعه ی مورد مطالعه که 140 نفر را تشکیل می دادند، تعداد 103 نفر به عنوان نمونه، با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب   گردید، و پرسشنامه های  راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(CERQ) ، مقیاس دلزدگی زناشویی (CBM) ، پرسشنامه ی الگوهای ارتباطی(CPQ) و پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز، بر روی آنها اجرا شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره(همزمان) استفاده شد. یافته ها نشان داد که در رابطه ی الگوهای ارتباطی با فرسودگی زناشویی، بین الگوهای ارتباط سازنده متقابل با فرسودگی زناشویی رابطه ی منفی و معناداری در سطح (P<0/000) وجود دارد؛ همچنین بین الگوی ارتباطی اجتناب متقابل با فرسودگی زناشویی رابطه ی مثبت و معناداری در سطح (P<0/000) به دست آمد؛ اما نتایج درمورد الگوی ارتباطی توقع/کناره گیری نشان داد که رابطه ی معناداری بین این الگوی ارتباطی و فرسودگی زناشویی وجود ندارد. سرمایه روانشناختی (امید،تاب آوری،خوش بینی،خودکارآمدی) رابطه منفی و معنی داری در سطح (P<0/000) با فرسودگی زناشویی دارد. رابطه ی تنظیم شناختی هیجان با فرسودگی زناشویی،در بعد راهبردهای مثبت تنها در مولفه ی پذیرش به صورت منفی و معنادار در سطح (P<0/000) به دست آمد،همچنین در بعد منفی نیز تنها در مولفه ی دیدگاه پذیری رابطه به صورت مثبت و معنادار کسب شد. بنابراین این نتیجه به دست آمد که متغیرهای سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان و ابعاد آنها توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند، و در مورد متغیر الگوهای ارتباطی تنها دو بعد الگوی ارتباطی اجتناب متقابل و الگوهای ارتباط سازنده متقابل توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند.

کلید واژه ها : فرسودگی زناشویی، الگوهای ارتباطی، سرمایه ی روانشناختی،  تنظیم شناختی هیجان ،کارمندان متاهل.

  1-1مقدمه:

 ازدواج به عنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی برای دستیابی به نیازهای عاطفی افراد همواره مورد تایید بوده است .ازدواج رابطه ای انسانی ،پیچیده،ظریف،و پویا است که از ویژگی های خاصی برخوردار است .دلایل ازدواج عمدتا عشق و محبت ،داشتن شریک و همراه در زندگی ،ارضای نیازهای عاطفی_روانی و افزایش شادی و خشنودی است .عاشق شدن و عاشق ماندن ممکن است احساس خوبی باشد پایه و اساس ازدواج نیست .در ازدواج مسائلی مهمتر از عشق وجود دارد که سبب پیوند بین دونفر می شود .پایه و اساس ازدواج وحدت معنوی است . اگر شخصی زندگیش را تنها بر اساس عشق پایه ریزی کند ممکن است بعدها در زندگی فشارهای زیادی را متحمل شود که حتی فرصت فکر کردن به عشق را نداشته باد .(غلامی پور ،1390). توقعاتی که به دنبال عشق روائی به وجود می آیند ،همیشه جزئی از اعتقادات شخصی است .این توقعات ممکن است آگاهانه یا نا آگاهانه یه بیان آمده یا پنهان و فردی یا دوطرفه باشند .(پیرفلک و همکاران،1393)

زمانی که افراد پا به عرصه ی زندگی زناشویی می گذارند با انتظارات و توقعات خاصی،که از پیش در ذهن داشته اند ،وارد این رابطه می شوند ،اما زمانی که متوجه می شوند واقعیت چیز دیگری است به تدریج دچار نوعی احساس سرخوردگی و دلخوری و در نهایت فرسودگی از رابطه ی زناشویی خود می شوند (اسدی و همکاران ،1392)

فرسودگی زوج ها به علت وجود عیبی در یک یا هر دونفر یا اشکال در رابطه ی آنها نیست ،بلکه دلزدگی از عشق روندی است که به تدریج رخ می دهد و به ندرت به طور ناگهانی ظاهر می شود.در واقع صمیمیت و عشق در یک رابطه به تدریج کم رنگ می شود و به همراه آن احساس خستگی عمومی نمایان می گردد. انباشته شدن فشارهای روانی تضعیف کننده ی عشق ،افزایش تدریجی خستگی و یکنواختی و جمع شدن رنجش های کوچک به بروز فرسودگی کمک می کند . درواقع وقتی صمیمیت و عشق به تدریج رنگ می بازد به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می شود و در شدیدترین نوع آن ، این فرسودگی باعث فروپاشی رابطه می شود .(یوسفی و باقریان،1390). این گونه اتفاقات نه تنها سیستم خانواده و اعضای آن بلکه کل جامعه را نیز تحت تاثیر منفی خود قرار می دهد .خانواده و جامعه سالم از پیوند های آگاهانه و ارتباط بالنده و سالم زوج ها شکل می گیرد چنانچه پایه خانواده از استحکام لازم برخوردار نباشد تبعات آن نه تنها برای خانواده بلکه کل جامعه خواهد بود (احمدی ،1392). یکی از راه های برررسی فرسودگی زناشویی به عنوان یکی از مشکلات اساسی در روابط زوجی، بررسی عوامل ایجاد کننده ی آن است. از این میان در این پژوهش، الگوهای ارتباطی زوجین، سرمایه ی روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین را به عنوان عوامل دخیل در ایجاد فرسودگی زناشویی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند.

 یکی از مدل های مطرح در خانواده که به بررسی تعاملات و ارتباط در خانواده پرداخته است مدل الگوهای ارتباطی اعضای خانواده است .اصولا مفهوم الگوهای ارتباطی خانواده یاطرحواره های ارتباط خانواده ،ساختار علمی از دنیای ظاهری خانواده است که بر اساس ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر و اینکه اعضا چه معنایی از این ارتباط دارند تعریف می شود .(فرهمند،1391). در رابطه ی زوجی خود پنداره ی هر فرد و باورهایش در مورد توانایی های خود نقش بسزایی در ایجاد و حتی کنترل فرسودگی زناشویی دارد.سرمایه ی روانشناختی موضوعی است که هر فرد به صورت باور او به توانایی هایش برای دستیابی به موفقیت ،داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف ،ایجاد اسنادهای مثبت درباره ی  خود و تحمل کردن مشکلات تعریف می شود (دیانت نسب 1393) .با توجه به اینکه زندگی زناشویی مملو از هیجانات مثبت و منفی است روش برخورد با هیجانات و تنظیم و کنترل شان از ویژگی های تاثیر گذار در کنترل کیفیت زندگی زناشویی می تواند باشد. بنابراین تنظیم شناختی هیجان به فرایند شناختی اطلاق می شود که اطلاعات برانگیزاننده ی هیجانی را با راهبردهای مختلف مدیریت می کنند .(واحدی و همکاران،1392).

2-1 بیان مسئله:

خانواده و در راس آن ، رابطه ی زناشویی با قراردادی قانونی و مقدس به نام ازدواج شکل می گیرد و ازدواج و تشکیل خانواده و تلاش برای حفظ آن از اصیل ترین رفتارهای اجتماعی است ،به گونه ای که علی رغم آمار بالای طلاق ، قرار داد ازدواج همچنان مهترین و مقدس ترین تعهد عاطفی و قانونی بین زن و مرد بوده و انتخاب همسر یکی از حساس ترین و سرنوشت ساز ترین انتخاب های پیش روی هر فرد بزرگسالی است. رایج ترین دلیل ازدواج ، عشق است .ازدواج از روی عشق یعنی مجموعه ای از احساسات عمیق و مثبت ما به یک فرد دیگر از جمله دلبستگی ،علاقه صمیمیت ،آمیختگی ،هوس و تفاهم(غلامی پور ،1390).

زمانی که افراد پا به عرصه ی زندگی زناشویی می گذارد با انتظارات و توقعات خاصی ،که از پیش در ذهن خود داشته وارد این رابطه می شوند اما زمانی که متوجه می شوند واقعیت چیزی دیگر است به تدریج دچار نوعی احساس سرخوردگی و دلخوری و در نهایت فرسودگی زناشویی [1] می شوند(اسدی و همکاران ،1392).  فرسودگی مجموعه علایم خستگی عاطفی ،زوال شخصیتی و کاهش بهره وری می باشد . خستگی عاطفی به تهی شدن یا خالی شدن منابع عاطفی که به وسیله تقاضاهای بین فردی ایجاد می شود ،بر می گردد.زوال شخصیت به رشد منفی و گرایشات بی رحمانه و عیب جویانه و بدگمانانه به گیرنده خدمات فردی داشتن تاکید دارد که بعضی آشفتگی ها و پریشانی ها را شامل می شود که کاملا با جنبه روانپزشکی این نشانه ها متفاوت است (نیازپور،1388). اندرسون و پاینز[2](1998)، فرسودگی زناشویی را به عنوان یک خستگی جسمانی ، عاطفی و روانی که در شرایط درگیری طولانی مدت همراه با مطالبات عاطفی ایجاد می شود ،می دانند .دراین تعریف خستگی جسمانی[3] با کاهش انرژی، خستگی مزمن ، ضعیف و تنوع وسیعی از شکایت های جسمی و روان تنی مشخص می شود . درحالیکه خستگی عاطفی[4] شامل احساسات درماندگی ، ناامیدی و فریب می شود،خستگی روانی[5] به رشد نگرش منفی نسبت به خود و کار و زندگی بر می گردد (داورنیا،1392). به اعتقاد کایزر[6](1996) ،سرخوردگی و فرسودگی زناشویی ،کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی به همسر است که با احساس بیگانگی،بی علاقگی و بی تفاوتی زوجین به یکدیگر و جایگزینی عواطف منفی به جای عواطف مثبت همراه است .دریک ازدواج سرخورده یک یا هر دو زوج ضمن تجربه احساس گسستگی از همسر و کاهش علایق و ارتباط متقابل ، نگرانی های قابل توجهی در خصوص تخریب فزایند رابطه و پیشروی به سمت جدایی و طلاق دارند .کایزر معتقد است با وجود اینکه تمامی ازدواج ها به نوعی سرخوردگی را تجربه می کنند ،اما بسیاری از این ازدواج ها با کیفیت پایین ادامه یافته و زندگی متاهلی بی ثباتی را تشکیل می دهند که متمایز به فروپاشی است و اگر چه ممکن است لزوما به طلاق منجر نشود ولی مسلما با فراوانی افکار و تصورات درباره جدایی همراه خواهد بود .کینزل و ناسون [7](2000)فرسودگی را یک تجربه روان شناختی شخصی و درونی می دانند که احساسات ،انگیزش،انتظارات و نگرش های فرد را تحت تاثیر قرار می دهد (فیض آبادی 1392).

حال سوال و مسئله ای که پیش می آید این است که چه چیز باعث می شود عشق اولیه که می تواند تضمین کننده ی استحکام بنیه ازدواج باشد به تدریج رنگ می بازد؟ چه چیز پیش می آید که زوجین بعداز گذشت زمان تنها جسما درکنار هم زندگی می کنند و به یکدیگر حس اولیه را ندارند و اغلب جبر اجتماعی است که آنها را کنار هم در یک خانه نگه  داشته ؟این ها مواردی هستند که در تحلیل فرسودگی زناشویی باید بررسی شوند.

در این بین عوامل متعددی روابط زناشویی بین زوجین را در گذرزمان تهدید می کنند و سبب فرسایش عشق و صمیمیت در بین همسران و در نتیجه فرسودگی زناشویی در آنها می شود(پیرفلک و همکاران ،1393).

از میان عواملی که در ایجاد فرسودگی زناشویی نقش دارند می توان به سه عامل الگوهای ارتباطی [8]زناشویی ،سرمایه روانشناختی[9] زوجین و تنظیم شناختی هیجان [10]زوجین توجه کرد.

 ارتباط[11] سراسر زندگی انسان را در برگرفته است .انسان به کمک ارتباط زنده می ماند،رشد می کند و تکامل می یابد و سعادت و خوشبختی و تا حدزیادی به چگونگی رابطه ی او بادیگران بستگی دارد .در این بین ارتباط زناشویی به عنوان طولانی ترین و عمیق ترین نوع ارتباط همواره مورد توجه بوده است (زمانی،1392). مشکلات ارتباطی[12] شایع ترین و مخرب ترین مشکلات در ازدواج های شکست خورده هستند چرا که الگوهای ارتباطی ناکارآمد موجب می شود مسایل مهم زندگی مشترک ،حل نشده باقی بمانند و منبع تعارض تکراری در بین زوج ها شوند درک مشترک الگوهای ارتباطی بین زوج ها درواقع ،روشن سازی تعاملات زناشویی مثبت است که زوج ها را در دریافت و رشد مهارت های ارتباطی یاری می کند (زارعی ،احمدی سرخونی،1391). یکی از راه های نگریستن به ساختار خانواده توجه به الگوی ارتباطی زوجین ،یعنی کانال های ارتباطی[13] است که از طریق آنها زن و شوهر به ارتباط و تعامل با هم می پردازند به آن دسته از کانال های ارتباطی که به وفور در یک خانواده اتفاق می افتد ،الگوهای ارتباطی گفته می شود و مجموعه این الگوهای ارتباطی گفته می شود و مجموعه این الگوها شبکه ارتباطی خانواده را شکل می دهد (فاتحی زاده و احمدی،1384) الگوهای ارتباطی شخصیت ،یادگیری، اعتماد به نفس ، قدرت انتخاب و تصمیم گیری منطقی افراد خانواده به خصوص زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد (جاویدی و همکاران،1392). بنابراین الگو های ارتباطی زوجین متغیری قوی و تاثیرگذار در ایجاد فرسودگی زناشویی می تواند باشد.

 

علاوه بر این سرمایه روانشناختی یکی از شاخص های روانشناسی مثبت گرا [14]می باشد که بصورت باور فرد به توانایی هایش برای دستیابی به موفقیت ،داشتن پشتکار در دنبال کردن اهداف ،ایجاد اسناد های مثبت درباره ی خود و تحمل کردن مشکلات تعریف می شود(بهادری خسروشاهی و همکاران ،1391) از نظر لوتانز[15] سرمایه ی روانشناختی سازه ای ترکیبی و به هم پیوسته است که چهار مولفه ی ادراکی – شناختی یعنی امید[16] ،خوش بینی[17]،خودکارآمدی[18] و تاب آوری[19] را دربردارد.این مولفه ها دریک فرایند تعاملی و ارزشیابانه به زندگی فرد معنا بخشیده ،تلاش فرد برای تغییر موقعیت های فشارزا را تداوم داده ، اورا برای ورود به صحنه ی عمل آماده نموده و مقاومت و سرسختی وی را در تحقق اهداف تضمین می کند (پناهی و فاتحی زاده ،1393).  امیدواری یکی از ویژگی های انسان است که به او کمک می نماید تا نامیدی ها را پشت سرگذاشته ، اهداف خود خود را تعقیب کرده احساس غیر قابل تحمل بودن آینده را کاهش دهد بندورا[20] خودکار آمدی را دریافت و داوری فرد درباره ی مهارت ها و توانمندی های خود برای انجام کارهایی که در موقعیت های ویژه به آنها نیاز است ،تعریف میکند . خوش بینی به جهت گزینی اشاره دارد که در آن معمولا پیامد های مثبت مورد انتظار هستند و این پیامد ها به عنوان عوامل ثابت ،کلی و درونی در نظر گرفته می شوند . تاب آوری سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است ،تاب آوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست ،بلکه فرد تاب آور مشارکت کننده فعال و سازنده محیط پیرامونی خود است (دیانت نسب و همکاران ،1393). سرمایه روانشناختی درواقع به مفهوم (چه کسی هستی یا خود واقعی )و ( چه کسی می خواهید بشوید یا خود ممکن) بریک مبنای توسعه ای و رشدیابنده باز می گردد (فروهر،1390). بنابراین تفاوت ها در سرمایه ی روانشناختی زوجین به عنوان یک ویژگی روانی می تواند تاثیر بسزایی در شکل گیری فرسودگی زناشویی داشته باشد.

در مورد همبسته ی دیگر فرسودگی زناشویی یعنی تنظیم شناختی هیجان می توان گفت ، وقتی درباره هیجان[21] صحبت می شود ،نباید گفت انسان موجودی است که فقط هیجان ها را تجربه می کند،بلکه آنها را بازبینی ،تنظیم و در برخی موارد با آنها مبارزه می کند و این آن چیزی است که مبانی نظری تنظیم هیجانی را تشکیل می دهد (واحدی و همکاران ،1392). تنظیم هیجان در مدیریت هیجان ها نقش اساسی ایفا می کند(مرادی،1391). در حقیقت تنظیم هیجان فرآیندی واحد و همگون نیست ،بلکه از طریق سازو کارهای مختلفی تحقق می یابد (شهبازی،1392). ایزارد[22] و همکاران با تاکید بر تعامل هیجان و شناخت ،معتقدند که دانش هیجانی نقشی تسهیل کننده در رشد تنظیم هیجانی دارد شناخت ها یا فرآیند های شناختی به افراد کمک می کنند تا هیجان ها و احساسات خود را تنظیم کرده و مغلوب شدت هیجان ها نشوند(واحدی و همکاران،1390). مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخوانده هیجان دارد . به عبارت دیگر راهبرد های تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه  آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد . از مهمترین عوامل ایجاد کننده و پیشرفت دهنده ی فرسودگی زناشویی استرس وارد شده و اعمال شده به رابطه و زندگی زوجین است . از آنجا که انسان همواره در معرض تجربه استرس می باشد و قادر به از بین بردن عوامل استرس زا نمی باشد ، دانشمندان راهکارهایی چون تنظیم شناختی هیجان ،شیوه های مقابله با استرس، حتی سازگاری با عامل استرس را پیشنهاد کرده اند. در این راستا از تنظیم شناختی هیجان که کاربرد آن باعث می شود شخص از تنیدگی های روزمره خود بکاهد استفاده شده است (میمندپور،1390).

در این پژوهش مهم ترین سوالی که پیش می آید و محقق درصدد بررسی آن می باشد این است که : آیا الگوهای ارتباطی، سرمایه روانشناختی و تنظیم شناختی هیجان زوجین می توانند در پیش بینی فرسودگی زناشویی نقش داشته باشند ؟

تعداد صفحه :155

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه مقایسه ی اضطراب سلامت، حساسیت پردازش حسی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه ارومیه

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

گروه علوم تربیتی

پایان نامه

جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی

عنوان :

مقایسه ی اضطراب سلامت، حساسیت پردازش حسی، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و آسیب پرهیزی بین پرستاران بخش های ویژه و عمومی بیمارستان های شهر ایلام

1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اضطراب سلامت ،حساسیت پردازش حسی،راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و آسیب پرهیزی دربین پرستاران بخش های ویژه و عمومی انجام گرفت. نمونه ای شامل 120 پرستار که در دو گروه مقایسه ای ،60 نفر پرستار شاغل دربخش های ویژه و60 نفر پرستار شاغل در بخش های عمومی بیمارستان که بصورت نمونه ی در دسترس انتخاب شدند، مورد بررسی قرار گرفت. نمونه مورد بررسی که از بیمارستانهای آموزشی شهر ایلام انتخاب شدند، به پرسشنامه اضطراب سلامت نسخه اصلی فرم کوتاه (SHAI)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ)، پرسشنامه حساسیت پردازش حسی آرون و آرون(1997) و پرسشنامه آسیب پرهیزی پاسخ دادند. نتایج بدست آمده از تحلیل آماری Tمستقل، آنوا و مانوا نشان دهنده ی وجود تفاوت آماری معنادار بین میانگین نمره های اضطراب سلامت، حساسیت پردازش حسی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان وزیر مؤلفه های این متغیرها در سطح ( 0001/ >p ) بود. به طور کلی بخش های ویژه به دلیل رویارویی با سوانح و فوریت های پزشکی و عهده دار بودن امداد رسانی به مصدومان تحت استرس و هیجان های منفی بیشتری قرار دارد که این هیجان های منفی در طول زمان، زمینه را برای بروز اختلالهای روانی مثل اضطراب سلامت فراهم می آورد.

کلید واژه ها : پرستاران بخش ویژه و عمومی- اضطراب سلامت- حساسیت پردازش حسی-راهبردهای تنظیم شناختی هیجان- آسیب پرهیزی

فهرست مطالب

شماره و عنوان مطالب                                                                           صفحه

فصل اول:  کلیات پژوهش

1-1-     مقدمه………………………………………………………2

1 -2-    بیان مسئله……………………………………..6

1 -3-    ضرورت و اهمیت انجام پژوهش…………………………..11

1 -4-    اهداف پژوهش………………………………………………..13

1-4-1- هدف کلی…………………………………………………….13

1-4-2- اهداف جزئی……………………………………….13

  • سؤال و فرضیه­ های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………….13
  • تعاریف مفهومی ………………………………………………………………………………………………………………………………….14
  • تعاریف عملیاتی ………………………………………………………………………………………………………………………………….16

 فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهشی

2-1- مقدمه……………………………………………..19

2-2-اضطراب سلامتی……………………………..19

2-2-1- نظریه های مرتبط با اضطراب سلامتی ………….23

2-2-2- پژوهش های صورت گرفته در زمینه اضطراب سلامتی……………….26

2-3- حساسیت پردازش حسی………………………………..27

2-3-1- تعریف حساسیت پردازش حسی…………………………28

2-3-2- ابعاد مختلف حساسیت پردازش حسی………………..28

2-3-3- پژوهش های انجام شده در زمینه حساسیت پردازش حسی……..29

2-4-الگوهای استرس و مقابله………………………………………………34

2-4-1- هیجان……………………………………………….36

2-4-2- تنظیم هیجان………………………………………37

2-4-3- الگوی فرایند تنظیم هیجان………………………………..38

2-4-4- تنظیم شناختی هیجان……………………………………..41

2-5-الگوهای سرشت و منش………………………42

2-5-1- تعریف الگوهای سرشت و منش……………………….43

2-5-2- ارتباط آسیب پرهیزی و اضطراب…………….46

2-6- خلاصه و جمع‌بندی…………………………….50

فصل سوم: روش پژوهش

3-1- مقدمه…………………………………………………………53

3-2- روش پژوهش…………………………………53

3-3- جامعه آماری………………………………53

3-4-روش نمونه گیری…………………………………….53

3-5- ابزارهای اندازه‌گیری…………………………54

3-5-1- پرسشنامه اضطراب سلامت………………………54

3-5-2- پرسشنامه حساسیت پردازش حسی……………….55

3-5-3- پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان………………57

3-5-4- پرسشنامه الگوهای سرشت و منش…………………………..58

3-6- روش­های تجزیه و تحلیل داده­ها……………………..59

3-7-روش اجرا……………………………………………………………60

فصل چهارم: یافته­ های پژوهش

4-1-مقدمه…………………………………………………………………………62

4-2- آمار توصیفی………………………………………………………62

4-3-آمار استنباطی…………………………………………………..68

4-3-1- پاسخ به سؤال پژوهش…………………………………………68

4-3-2 – فرضیه اول…………………………70

4-3-3- فرضیه دوم…………………………………70

4-3-4- فرضیه سوم…………………………….72

4-3-5- فرضیه چهارم………………………………….75

4-4-یافته جانبی…………………………75

فصل پنجم:  بحث و نتیجه گیری

5-1-مقدمه………………………………………………………..79

5-2- تحلیل سؤال و فرضیه ها…………………………..79

5-2-1 – سؤال پژوهش…………………………………79

5-2-2فرضیه اول………………………………………80

5-2-3- فرضیه دوم……………………………………82

5-2-4- فرضیه سوم………………………………83

5-2-5 فرضیه چهارم…………………………………..86

5-3- پیشنهادها……………………………………………..87

5-3-1- پیشنهادهای پژوهشی………………………..87

5-3-2- پیشنهادهای کاربردی………………………88

5-4-محدودیت­ها ی پژوهش……………………………89

فهرست منابع و مؤاخذ

6-1-منابع فارسی……………………………………………………..90

6-2- منابع لاتین……………………………………..92

– مقدمه

پرستاران به عنوان تنها گروه حرفه ای که در طول 24ساعت شبانه روز، خدمات خود را به صورت مستمر ارائه می کنند، از یک سو حفظ سلامت افراد را به عهده داشته و از سوی دیگر هماهنگ کننده فعالیت سایر اعضاء تیم بهداشتی درمانی می باشند (هروآبادی و مرباقی[1]، 2007).

امروزه در محیط های درمانی کشورهای مختلف، شاهد عدم تمایل پرستاران به ادامه کار و درگیری با شغل های دوم غیر مرتبط با پرستاری، تمایل به ترک کار، درخواست بازنشستگی قبل از موعد، شکایت از حجم کار زیاد و کمبود نیروی انسانی بوده و در این میان در بخش های مراقبت های ویژه از جمله )[2]CCUواحد مراقبت قلبی) و ICU[3](واحد مراقبت ویژه) و نیز در بخش های دیالیز و آنکولوژی[4] (سرطان شناسی)، این مشکلات حادتر و میزان اضطراب و استرس از سایر بخش ها چشم گیر تر است (ساترلند و کوپر[5] ،2000). تحقیقات نشان داده که رویارویی دایمی با بیماران، داشتن مسؤولیت سلامت انسان ها، انجام فرایندهای بالینی، مواجه با بیماران در حال احتضار، برخورد با موقعیت های اضطراری و اورژانس، می تواند باعث کاهش عملکرد مطلوب پرستاران شود و بر سلامتی روانی و جسمانی آنها تأثیر بگذارد ( گرینید، جیم و راگر[6]، 2001).

پرستاران در مقابل محرک های محیطی، از خود پاسخهای روانی بروز می دهند که این پاسخها ممکن است سبب شود وظایف خود رابه خوبی انجام ندهند و راهنماییها را خوب متوجه نشوند. مسائل روانی پرستاران یک بیمارستان به طور مستقیم یا غیر مستقیم نه تنها در میزان رضایت بیماران آن بیمارستان از خدمات بهداشتی- درمانی مؤثر است، بلکه در مسیر بهبود جسمی–روانی آنان نیز تأثیر خواهد داشت  ( گرینید، جیم و راگر، 2001)

اضطراب سلامت[7] اختلال شناختی گسترده ای است که بصورت ادراک نادرست درباره علایم و تغییرات بدنی که نتیجه باورهای فرد در مورد بیماری یا سلامت است شکل می گیرد (سالکووسکیس و وارویک[8]، 2000). در الگوهای شناختی- رفتاری، اضطراب سلامت از نگرانی و ترس مداوم نسبت به سلامت که به وسیله ارزشیابی نادرست هدایت می شود، تعریف می گردد (سالکووسکیس و وارویک، 2000) .

این الگوها بیانگر چندین شکل مهم از اضطراب سلامت هستند که شامل :

1) قاطعیت در مورد داشتن بیماری (پافشاری بر این باور که یک نفر دارای یک بیماری جدی است).

2) اشتغال ذهنی و نگرانی در مورد بدن (توجه بیش از حد روی احساس های بدنی و مشکلات بدن).

3) ترس در رابطه با بیماری (ترس از یک نفر که مبتلا به یک بیماری جدی است، یا در آینده به یک بیماری جدی مبتلا می شود (پاتریک و آسموندسون[9]، 2009) .

می توان اضطراب سلامت را بر روی یک پیوستار در نظر گرفت که در یک انتهای پیوستار سطوح خفیف اضطراب سلامت قرار دارد که توسط بیشتر افراد تجربه می شود (تایلور[10] و آسموندسون، 2004) . برای افرادی که در این انتها از طیف (سطوح خفیف) قرار می گیرند، اضطراب قابل تحمل است و با گذشت زمان برطرف می شود و افراد به طور سازگارانه، جویای توجه پزشکی برای درمان مشکل می شوند، یا می توانند برای اطمینان، به طور مکرر، راهنمایی پزشکی دریافت کنند (تایلور و آسموندسون، 2004) . در انتهای دیگر پیوستار شکل شدید اضطراب سلامت قرار دارد، مانند اضطراب بیماری و نیز به شکل شدیدتر نشانگان اختلال بدنی شکل ([11]DSM-5، 2013). این شرایط اغلب به دنبال پافشاری برای داشتن یک بیماری جدی، علی رغم اطمینان داشتن از عدم بیماری است و می تواند منجر به ایجاد اختلالات مهمی شود (پاتریک ، آسموندسون، 2009) .

مطالعات همه گیر شناسی گزارش می کنند که بیشتر از 9% بیماران بستری در مراکز پزشکی درمانی، اضطراب سلامت را تجربه می کنند و شیوع آن در جمعیت عمومی بیشتر از 5% گزارش شده است (گریدز و بارسکی[12]، 2004 ) . در رابطه با مدل شناختی – رفتاری، عوامل متعددی مانند پردازش شناختی اطلاعات و ارزشیابی شناختی نقش مهمی در ایجاد و حفظ اضطراب سلامت دارند (سالکووسکیس و وارویک ، 2000) . اطلاعات درونی نظیر حس های بدنی، نشانه های بدنی و فیزیکی، یا محرکهای بیرونی مرتبط با بیماری، (مانند شنیدن ابتلا یک دوست به بیماری)، دارای قدرت بالقوه برای فعال کردن شناخت معیوب در مورد سلامت و بیماری هستند. عوامل درونی و بیرونی منجر به اضطراب شدید در مورد سلامت شخصی و رفتارهای مرتبط با سلامت و تصمیم گیری و ادراک اطلاعات مرتبط با سلامت است (سالکووسکیس و وارویک ، 2000).

یکی از مشاغلی که به واسطه محیط کار در معرض ابتلا به اضطراب سلامت هستند پرستاری است و از طرفی در راستای راه کارهای ارتقاء سلامت، تمرکز روی مشاغل مرتبط با سلامت و هم چنین محیط کاری آنها، همان اهمیت توجه به بیماران را دارد ( گرینید، جیم و راگر، 2001).

محتوای نظریه شناختی که توسط بک (1976) مطرح شده است، بیان می کند که اضطراب سلامت و خود بیمار انگاری می تواند از سایر اختلالات به وسیله محتوای باورهای تخریبی ناشی از آن تفکیک گردد. افرادی که دچار اضطراب سلامت هستند سعی می کنند که نسبت به تغییرات بدنی هشیار و حساس باشند. زمانی که شخص به طور ارادی به بدنش توجه زیادی داشته باشد، میزان ادراک و هیجان ها در وی افزایش پیدا می کند (بارسکی و همکاران، 2002). بسیاری از احساس ها مانند خارش، سرفه یا خمیازه کشیدن از نظر آنها دارای یک تفکیک بیمار گونه است که می تواند به وسیله توجه دیگران و واکنش های دیگران گسترش یابد (بارسکی و همکاران،2002) .

زمانی که اطلاعات هیجانی نتوانند در فرایند پردازش شناختی ادراک ارزشیابی شوند، فرد از نظر عاطفی و شناختی دچار آشفتگی و درماندگی می شود و این ناتوانی،سازماندهی عواطف و شناختهای او را تحت تأثیر قرار می دهد. حساسیت پردازش حسی[13] بعنوان یک ویژگی خلق و خوی شخصیتی به شمار می رود که توسط حساسیت نسبت به تحریکات درونی و بیرونی از قبیل محرک های هیجانی و اجتماعی که علت پیدایش آن می باشد، مشخص می شود (جاگیلوز[14] و همکاران، 2011).

آرون و آرون[15] (1997)از حساسیت پردازش حسی بعنوان ساختاری که گرایش به پردازش انواع مختلفی از اطلاعاتی که از اهمیت بیشتری نسبت به سایر اطلاعات دریافت شده از محیط برخوردار هستند، یاد می کنند. همچنین حساسیت پردازش حسی اشاره دارد به شناسایی و پاسخ افراد به تعداد معدودی از محرک های موجود درمحیط می باشد.

هم چنین مطالعات شناختی بیانگر این است که افراد مبتلا به اضطراب سلامت در مقایسه با افراد غیر مبتلا به اضطراب سلامت، به احتمال بیشتری علایم بدنی را به عنوان یک ضعف سلامتی یا بیماری جدی تعبیر می کنند ( بارسکی، 2002) . به احتمال بیشتری باور می کنند آن ها ضعیف هستند و توان مقابله با استرس را ندارند (رایف[16]، 1998). برای برآورد بیش از اندازه شانس ابتلا به بیماری و یا تخمین بیش از اندازه خطر یک بیماری تمایل بیشتری نشان می دهند  . ممکن است اطلاعات گسترده ای صرفأ در زمینه بیماری ها داشته باشند نه در زمینه های دیگر( بارسکی، 2002).

از سوی دیگر روش های مقابله با چنین تنش ها و تشویش های روانی و رویارویی با مشکل های کاری می تواند تا حدودی شرایط روانی محل کار را مساعدتر نماید.مدیریت هیجان ها به منزله فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارد و هرگونه اشکال و نقص در تنظیم هیجان ها می تواند فرد را در برابر اختلال های روانی همچون اضطراب و افسردگی آسیب پذیر سازد(گارنفسکی و کرایج[17]، 2005).

به اعتقاد محققان چگونگی ارزیابی شناختی فرد در هنگام روبه رو شدن با حادثه منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ها و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است (گارنفسکی و همکاران، 2003).

مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (اوکسنر و گروس[18]، 2004 و 2005). بعبارت دیگر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد.

کلونینجر در مدل عصبی_زیستی خود مطرح کرده است، که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی[19] و متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخگویی به گروه های معین از محرک ها هستند.

بازداری رفتاری در پاسخ به محرک های تنبیه یا نبودن پاداش است. تفاوت های فردی در قابلیت وقفه یا بازداری رفتاری[20]،آسیب پرهیزی[21] نامیده می شود. کلونینجر آسیب پرهیزی را به همراه دو بعد دیگر نوجویی و پاداش وابستگی که هر یک دارای چهار مقیاس فرعی هستند در قسمت سرشت معرفی کرد (کلونینجر[22]، 1987 و 1991).

 

1-2– بیان مسأله

حرفه و شغل هر فرد نقش تعیین کننده در سلامت روان دارد. پرستاری از مشاغلی است که همواره با عوامل متعدد و تنش زای محیط کار رو به رو است. ماهیت این شغل به گونه ای است که با ترکیبی از نقش ها از طریق فعالیت های فنی، مهارتهای حرفه ای، روابط انسانی و احساس همدردیدر ارتباط است و هر کدام از این فعالیت ها نقش و مسئولیت زیاد را برای پرستار موجب می شود. افسردگی در زنان پرستار در اکثر موارد به علت رویدادهای تنش زای زندگی کاری بالا می باشد (مایرس[23] و همکاران، 2005). مؤسسه ملی و بهداشت شغلی اعلام کرده است که از 130 شغل مورد بررسی، پرستاری رتبه 20 را در مراجعه به پزشک جهت مشکلات ناشی از عدم سلامت جسمانی و روانی کسب کرده اند (رافی ، 1387).بنابراین به نظر می رسد که بعلت حساس بودن مسئولیت های شغلی پرستاران و تعامل مداوم آنها با بیماران، پرستاران همواره در معرض مخاطرات بیماریهای جسمی و روانی و تنش های منفی قرار می گیرند(درخشان و صالحی،1384، میرصدری،1389). دربین آنان پرستاران شاغل در بخش های ویژه به دلیل شرایط خاص ناشی از محیط کار و بیماران ممکن است بیشترین استرس را تحمل نمایند. ازجمله عوامل تنش زای بخش ویژه می توان به مواردی همچون ارتباط کاری با سایر پرستاران و کارکنان تیم بهداشتی، ارتباط و مکالمه با بیمار و همراهان وی، سطح بالای دانش و مهارت مورد نیاز برای کار در این بخش، حجم کاری بالا، لزوم پاسخ سریع و بی درنگ پرستار به موقعیت های فوری، تماس مداوم با بیماران اورژانسی، مسئولیت سنگین مراقبت از بیماران بخشهای ویژه و در معرض قرار گرفتن مشاهده مستقیم مرگ بیماران اشاره کرد(مک گراس[24] و همکاران، 2003). متخصصان سلامت گزارش کرده اند که پرستاران، نگرانی های جدی را در رابطه با ماهیت شغلی شان تجربه می کنند. آنها به واسطه تماس مداوم با بیماران و استفاده مکرر ازتجهیزات تیز همچون آمپول و غیره و تماس مستقیم با خون و مایعات بدن بیماران و مواد شیمیایی بیمارستان و داروهای پزشکی خطرناک از قبیل شیمی درمانی و غیره در معرض خطرهای جدی و نگرانی های مرتبط با سلامتی شان می باشند ( ریوجر[25]  و همکاران، 2007).

سلامت[26] مفهوم پیچیده ای است که شامل قواعد و رشته های مختلف نظیر پرستاری، پزشکی، فلسفه و روانشناسی می شود که هرکدام از این اجزاء سعی در تعریف سلامت داشته اند .دامنه تعریف سلامت از تعریف کاملی که توسط سازمان جهانی بهداشت[27] مبنی بر وضعیتی که سلامت کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است و نه فقط عدم داشتن بیماری، تا تعریف سنتی سلامت که محدود به نداشتن بیماری جسمی است، گسترده شده است  ( ریوجر  و همکاران، 2007).

یکی از ابعادی که سلامت روانشناختی را تحت تأثیر قرار می دهد، اضطراب است به طوری که امروزه اختلالات اضطرابی[28] بیشترین شیوع را در دسته بندی اختلالات روانی دارند. میزان شیوع اختلالات اضطرابی در طول مراحل زندگی از 8% تا 29% دامنه دارد (مک گراس و همکاران، 2003). یکی از انواع اختلال های اضطراب، اضطراب سلامت است.

اضطراب سلامت اختلال شناختی گسترده ای است که بصورت ادراک نادرست درباره علایم و تغییرات بدنی که نتیجه باورهای فرد در مورد بیماری یا سلامت است ، شکل می گیرد (سالکووسکیس و واردیک، 2000).اضطراب سلامت پیوستاری است که در یک سوی آن نگرانی های خفیف مرتبط با احساس های بدنی و در سوی دیگر آن ترس های شدید مرتبط با سلامت و اشتغال ذهنی با احساس های بدنی قرار می گیرد (تانگ[29] و همکاران، 2007). ضابطه بندی اضطراب سلامت که به وسیله سالکووسکیس مطرح شده بیانگر آن است که برخی افراد طیف وسیعی از عوامل از جمله تغییرات بدنی، اطلاعات پزشکی، مشاوره های پزشکی، نتایج آزمایشها و نیز واکنش ها و توصیه های دیگران را به غلط بعنوان علایمی از یک بیماری جسمی خطرناک تفسیرمی کنند(سالکووسکیس و وارویک، 2001). این سوءتعبیرهای مبتنی بر خطر منجر به شکل گیری فرض ها و افکار منفی بیشتری می گردد. این افکار غالبأ به وسیله تصویرهای ذهنی هیجانی تقویت می شود و به این ترتیب فرد اضطراب سلامت شدیدی را تجربه می کند. افرادی که اضطراب سلامتی شدید را تجربه می کنند واجد ملاک های تشخیصی اختلال اضطراب بیماری[30] براساس پنجمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی[31] هستند. اختلال اضطراب بیماری بعنوان یکی از اختلال های نشانگان بدنی[32] که ویژگی اساسی آن گرایش مداوم به سوءتعبیر فاجعه آمیز علایم و نشانه های بی خطر جسمانی بعنوان شواهدی مبنی بر وجود یک بیماری خطرناک می باشد، پذیرفته شده است (DSM-5 ، 2013). یکی از مشاغلی که به واسطه محیط کار در معرض ابتلا به اضطراب سلامت هستند پرستاری است و از طرفی در راستای راه کارهای ارتقاء سلامت، تمرکز روی مشاغل مرتبط با سلامت و هم چنین محیط کاری آن ها، همان اهمیت توجه به بیماران را دارد((مک گراس[33] و همکاران، 2003).

می توان ادعا کرد که بخش عظیمی از رفتارهای ما تحت تأثیر عوامل زیستی می باشد. از آنجا که دیدگاه ها و نظریه های زیست شناختی_شخصیت، جایگاه ویژه ای در متون علمی جهان دارد، طی سالیان متمادی تلاش های زیادی برای پیوند بین روانشناسی و زیست شناسی صورت گرفته است. و باعث این شد که روانشناسان میان روان و تن و نیز رفتار و مغز پلی بزنند. حاصل این گونه تلاش ها در گرایش های علمی نظیر علوم عصب پایه نوروپسیکولوژی بازتاب خوبی داشته است (کاویانی،1386). برای مثال در اختلال نشانگان بدنی، اضطراب بیماری نتیجه محدودیت آگاهی و درک احساس های در افراد مبتلا می باشد، و از طرفی دیگر افراد مبتلا به این عارضه ، احساس های فردی خود را دقیق درک نمی کنند(DSM-5 ، 2013). زمانی که اطلاعات هیجانی نتوانند در فرآیند پردازش شناختی ادراک ارزشیابی شوند، فرد از نظر عاطفی و شناختی دچار آشفتگی و درماندگی می شود و این ناتوانی، سازماندهی عواطف و شناخت های او را تحت تاًثیر قرار می دهد. حساسیت پردازش حسی[34] به عنوان یک ویژگی خلق و خوی شخصیتی به شمار می رود که توسط حساسیت نسبت به تحریک های درونی و بیرونی از قبیل محرک های هیجانی و اجتماعی که علت پیدایش آن می باشد، مشخص می شود(جاگیلوز[35]و همکاران، 2011).

 آرون و آرون (1997) از حساسیت پردازش حسیبه عنوان ساختاری که گرایش به پردازش انواع مختلفی از اطلاعاتی که از اهمیت بیشتری نسبت به سایر اطلاعات دریافت شده از محیط برخوردار هستند، یاد می کنند. همچنین حساسیت پردازش حسی به شناسایی و پاسخ افراد به تعداد معدودی از محرک هایی که در محیط موجود می باشد، اشاره دارد. حساسیت پردازش حسی توضیحات قابل ملاحظه ای را در رابطه با ویژگی های شخصیتی افراد و سلامت روانی آنها بیان می دارد.حساسیت پردازش حسی شامل سه بعد یا مؤلفه «سهولت تحریک[36]»، «حساسیت زیبایی شناختی[37]» و «آستانه حسی پایین[38]» می باشد که هر یک از این ابعاد ارتباط های متفاوتی با سایر متغیرهای دیگر درروان شناسی دارند، که سهولت تحریک به احساس پاسخ نسبت به خواسته ها و نیازها اشاره دارد، اما حساسیت زیبایی شناختی به آگاهی از تجارب زیباییشناختی و آستانه حسی پایین به حساسیت افراد نسبت به محرک های ناخوشایند اشاره دارند.

از سوی دیگر روش های مقابله با چنین تنش ها و تشویش های روانی و رویارویی با مشکلات کاری می تواند تا حدودی شرایط روانی محل کار را مساعدتر نماید.مدیریت هیجان ها به منزله فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئولیت کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف او بر عهده دارد و هرگونه اشکال و نقص در تنظیم هیجان ها می تواند فرد را در برابر اختلال های روانی همچون اضطراب و افسردگی آسیب پذیر سازد (گارنفسکی و کرایج[39]، 2003).

 به اعتقاد محققان چگونگی ارزیابی شناختی فرد در هنگام روبه رو شدن با حادثه منفی از اهمیت بالایی برخوردار است. سلامت روانی افراد ناشی از تعاملی دو طرفه میان استفاده از انواع خاصی از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ها و ارزیابی درست از موقعیت تنش زا است (گارنفسکی و همکاران، 2003).

مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (اوکسنر و گروس[40]، 2004 و 2005). بعبارت دیگر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آنها اطلاق می گردد.

بنابر اظهار اسپیلبرگر[41] اضطراب یک حالت هیجانی ناخوشایند است، که با نگرانی، تنش و بیم شناخته می گردد.

اضطراب هیجانی است که در زندگی روزمره هر فرد رخ می دهد و انسانها آن را تجربه می کنند، اگر این حالت شدت یابد و طولانی گردد و همچنین با موقعیت تناسب نداشته باشد، در آن صورت از حالت بهنجار دور شده و به اختلال بالینی نزدیک می گردد (خسروی و مهدیفر،1390). اضطراب را می توان به اضطراب حالت و اضطراب صفت افتراق داد. اضطراب صفت اشاره دارد بر تفاوت های فردی نسبتأ با ثبات در آمادگی به اضطراب، بدین معنا که بین مردم تمایل به پاسخ به موقعیت های تهدید کننده متفاوت است (ویتاساری[42] و همکارن،2011). اضطراب صفت نشأت گرفته از افزایش تهدید در زندگی و موقعیت زندگی شخصی، افزایش تقاضایی از فرد که یک تهدید را با ارزش تلقی می کند و حوادث فشارزایی که اعتماد به نفس فرد را تحلیل می برند می باشد، افراد مبتلا به این نوع اضطراب علائم جسمانی و روانی را تجربه می کنند (ویتاساری و همکارن،2011). کلونینجر و همکارنش یک مدل زیستی– عصبی  پیشنهاد داده اند که به طور معمول در تحقیقات بالینی مورد استفاده قرار می گیرد،این مدل چهار بعد سرشت و سه بعد منش را شامل می شود(هانسن[43]، رگس[44]، پاینتو[45]، کی جری[46]، اجمیر[47] 2007). سرشت اساس وراثتی هیجانها و یادگیری های است که از طریق رفتارهای هیجانی و خودکار کسب می شود و به عنوان عادت های قابل مشاهده در اوایل زندگی فرد دیده می شود و تقریباَ در تمام طول زندگی ثابت باقی می ماند (ابوالقاسمی، رفیعی و نریمانی، 1390). کلونینجر معتقد است که سامانه های سرشتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی [48] متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخ گویی به گروه های معینی از محرکها است. کلونینجر چهار بعد برای سرشت معرفی کرده است (ابوالقاسمی و همکاران، 1390). نوجویی  به عنوان فعال سازی رفتاری[49] در پاسخ به محرکهای تازه تعریف می شود که موجب جستجوی پاداش و گریز از تنبیه می شود. آسیب پرهیزی بازداری رفتاری[50] در پاسخ به محرکهای تنبیه یا نبودن پاداش است. پاداش وابستگی به عنوان تمایل به دادن پاسخ مثبت به نشانه های پاداش می باشد که موجب حفظ پاسخ یا مقاومت در برابر خاموشی رفتار می گردد (هانسن و همکاران، 2007).

 پشتکار به معنایی استقامت در حالت خستگی و ناامیدی است (ماداگا و هانسن،[51]2007). هر یک از ابعاد سرشت و منش در یک دستگاه (شبکه) تعاملی، جریان سازگاری و تطابق تجربه های زندگی را راه اندازی و هدایت می کند. آمادگی ابتلا به اختلال های هیجانی و رفتاری از چگونگی عملکرد این دستگاه تعاملی اثر می پذیرد(کاویانی ، 1386).

جیانگ[52] ، ساتو[53]، هارا[54]، تاکی دمی[55]، اوزاکی[56]،یامادا[57] (2003). در پژوهشی به بررسی رابطه بین اضطراب صفت، شخصیت و خستگی بر اساس پرسشنامه سرشت و منش پرداختند، نتایج نشان داد که هر دو اضطراب صفت و حالت با بسیاری از گروه ها از جمله از بعد سرشت، آسیب پرهیزی با اضطراب صفت رابطه دارد.

مطالعه حاضر در پی این است که اضطراب سلامت و متغیرهای حساسیت پردازش حسی،آسیب پرهیزی و تنظیم شناختی هیجان دربین پرستاران شاغل در بخش های ویژه بیمارستان و پرستاران شاغل در بخش های عمومی بیمارستان را مورد بررسی قرار دهد.

تعداد صفحه :131

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه مقایسه پیامدهای درمانگری پردازش شناختی و طرحواره درمانی بر متغیرهای زیست شناختی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

رساله

 (ph.D.) برای دریافت مدرک دکتری تخصصی

رشته روان­شناسی عمومی

گروه روان­شناسی

عنوان رساله:

مقایسه پیامدهای درمانگری پردازش شناختی و طرحواره درمانی بر متغیرهای زیست شناختی و روانشناختی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مزمن

شهریور 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان     صفحه

  فصل اول: کلیات پژوهش                                                                                                                  1

 مقدمه                                                                                                                              1

تعریف و بیان مسأله                                                                                                              4

اهمیت و ضرورت پژوهش                                                                                                              24                                             

اهداف پژوهش                                                                                                                 26

سؤال های پژوهش                                                                                                                        27

فرضیات پژوهش                                                                                                              28

متغیرهای پژوهش                                                                                                             28

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها                                                                                        29

فصل دوم: گستره نظری و عملی پژوهش                                                                                     35

اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)                                                                                        35

تعاریف اختلال استرس پس از سانحه و نقاط اشتراک آن‌ها                                                          35

ملاک‌های تشخیصی اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)                                                              38

اختلالات وابسته با تروما و استرس، زیرگروه­های مرتبط با اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)      46

اختلال استرس پس از سانحه در کودکان و نوجوانان                                                                 51

اختلال استرس پس از سانحه ثانویه (نیابی)                                                                                  52

همه‌گیرشناسی، جنسیت و همبودی یا هم ابتلایی در اختلال استرس پس از سانحه                            55

ز

رهیافت‌ها و الگوهای اصلی در تبیین اختلال استرس پس از سانحه                                                       62

درمان‌های روانشناختی در اختلال استرس پس از سانحه                                                       88

راهبردهای مقابله گری در مواجهه با استرس(راهبرد اجتناب)                                                             115

زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی                                                                                                122

پیشینه پژوهش                                                                                                                 129

جمع‌بندی فصل دوم                                                                                                          142

فصل سوم: روش پژوهش                                                                                                    145

مقدمه                                                                                                                            145

طرح پژوهش                                                                                                                  145  

جامعه آماری پژوهش                                                                                                          146

نمونه و روش نمونه گیری                                                                                                   146

ابزارهای پژوهش                                                                                                              147

روند اجرای پژوهش                                                                                                         152

مروری بر جلسات روان‌درمانی                                                                                             153

شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات                                                                                             164

فصل چهارم: یافته های پژوهش                                                                                            166                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          مقدمه                                                                                                                 166

گزارش توصیفی دادهای پژوهش                                                                                           166

تحلیل داده‌های پژوهش                                                                                                       171

ح

فصل پنجم: نتیجه گیری و بحث                                                                                           200

مقدمه                                                                                                                          200

مروری اجمالی بر فرضیه‌ها، مقایسه با یافته‌های ادبیات عملی پژوهش و طرح تبیین‌های نظری                 201

محدودیت ها                                                                                                                  214

پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی                                                                                           216

منابع                                                                                                                           220

چکیده انگلیسی                                                                                                              259

مقدمه

               توانایی ادراک و پاسخ به تهدیدهای محیطی برای بقا حیاتی است، انسان­ها نسبت به اطلاعات تهدیدکننده گوش بزنگی هستند و قادرند که به‌طور سریع پاسخ­های زیست‌شناختی و رفتاری به تهدید را نشان دهند. اضطراب در طول زندگی نه‌تنها پیامدهای برای بهزیستی روان‌شناختی[1]بلکه بر سلامت فیزیولوژیکی و طول عمر تأثیرگذار است. درنتیجه افرادی که سطوح بالای از اضطراب را تجربه می‌کنند در معرض بیماری­های مختلفی در بزرگسالی هستند(اُدانواس، اسلاویچ، اِ پل و نیلان[2]، 2013). اگرچه، اضطراب واکنش طبیعی و ضروری به تهدید است و بر اساس ادراک ما از خطر اجازه واکنش را برای من فراهم می‌کند، این واکنش عمدتاٌ فرایندی ناهشیار و به‌طور منظم و در اغلب افراد و به شیوه­ای مناسب رخ می‌دهد. بااین‌وجود، اضطراب به‌طور مستمر و به شکل افراطیِ آن و در موقعیت­های عدم تهدید واقعی حاکی از یک اضطراب بنیادی و زیربنایی است(مان و وایت فیلد[3]، 2009). لذا، هیجان­ها در خدمت کارکردهای انطباقی هستند، اما وجودشان همواره کاربردی نیست(فرسکو، مِنین،هایمبرگ و ریتر[4]، 2013).

            یکی از انواع بیماری­های روانپزشکی که تا قبل از سال(2013) در طبقه اختلالات اضطرابی قرار می­گرفت و به دنبال یک رویداد آسیب­زا[5](تروماتیک) ممکن بود قربانیان را مبتلا کند، اختلال استرس پس از سانحه[6](PTSD) است.

           در چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[7](DSM-IV) هفده نشانه را در سه دسته(تجربه مجدد[8]، اجتناب و کرختی هیجانی[9] و تحریک‌پذیری بیش‌ازحد[10]) برای این اختلال معرفی‌شده است: افکار مزاحم یا رخنه کننده در مورد آسیب [11]، رویاهای مکرر در مورد آسیب[12]، پس‌نگری‌ها[13]، واکنش­های هیجانی به سرنخ‌های آسیب[14]، واکنش‌های فیزیولوژیکی به سرنخ­های آسیب[15]، اجتناب از افکار مرتبط با آسیب[16]، اجتناب از یاد آورنده‌های آسیب[17]، ناتوانی در به یادآوردن برخی از جنبه‌های آسیب[18]، کاهش علائق[19]، فاصله گرفتن از دیگران[20]، عاطفه محدود[21]، احساس کوتاه شدن آینده[22]، اختلالات خواب[23]، تحریک‌پذیری[24]، اشکال در تمرکز[25]، گوش بزنگی[26] و تشدید واکنش از جا پریدن[27](مارشال، شل و مایلز[28]، 2013 و الهای، لاین، استاین برگ، برایمر[29] و همکاران، 2013). به دنبال آن، به دلیل شیوع قابل‌توجه، سیر مزمن و ناتوان‌کنندگی بالا و همچنین پیامدهای منفی این اختلال بر طیف وسیعی از کارکردهای روانشناختی، زیستی و اجتماعی افراد مبتلا، انجمن روانپزشکی آمریکا(APA)[30] در جدیدترین ویراست منتشرشده یعنی پنجمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[31](DSM-5)، اختلال مذکور از طبقه اختلالات اضطرابی خارج و در دسته­ای مجزا به نام اختلالات آسیب(تروما) و وابسته به استرس[32] جای‌داده است. در این ویراست جدید، چهار خوشه از نشانگان برای اختلال استرس پس از سانحه فهرست شده است: رخنه کننده­ها[33] (مانند کابوس­ها[34]، پس‌نگری‌ها و افکار مزاحم در مورد رویداد آسیب­زا)؛ اجتناب(مانند دوری جستن از افکار و یادآوردنده­های رویداد آسیب­زا)؛ تغییرات منفی در شناخت‌ها و خلق[35] (مانند کاهش علاقه به فعالیت­های مهم، کرختی هیجانی[36]، باورهای منفی مستمر و هیجان­های مرتبط با آسیب) و نهایتاٌ تغییرات در برانگیختگی و واکنش‌پذیری[37] (مانند افزایش رفتارهای خود-آسیب رسان و پرخاشگرانه و افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی)(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013). بررسی­های همه‌گیرشناسی حاکی از آن است که بین 60 تا 90 درصد افراد حداقل یک‌بار رویدادی بالقوه آسیب‌زا را در خلال زندگی‌شان تجربه می‌کنند(موریس و روآ[38]، 2013)؛ این در حالی است که عموماٌ احساسات آشفتگی به‌تدریج باگذشت زمانی کوتاه پس از رویداد بالقوه آسیب‌رسان کاهش می‌یابند. با این شرایط، حدود 10 درصد از این افراد، متعاقب آن به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا می­شوند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ نقل از کُخ، ون زویدن، ناواین، فریجلینگ[39]، و همکاران، 2014).

         شایع‌ترین عامل ایجاد اختلال استرس پس از سانحه در زنان مورد تجاوز واقع‌شدن و در مردان وقایع جنگی است(سیرتی نیر، عبادی، فلاحی­خوشکناب و تولایی، 1391). آسیب­های روانی ناشی از جنگ بلندمدت است و باگذشت سه دهه از جنگ تحمیلی عراق بر ایران هنوز اطلاعات موجود درباره وسعت صدمات و عوارض ناشی از جنگ برای جانبازان ناکافی است و این در حالی است که جانبازان از گروه‌های آسیب‌پذیر و در معرض خطر است. با توجه به شیوع نگران‌کننده اختلالات روانی در این گروه، سلامت روانشناختی شرکت‌کنندگان در جنگ یک خط پژوهشی و مداخله‌ای را در جهان به خود اختصاص داده است(احمدی، حبیبی، احمدی زاده، شاهی و همکاران، 1391). محدودیت در اجرای پژوهش­های کاربردی بر اساس درمان­های صرفاٌ اختصاص‌یافته به اختلال استرس پس از سانحه(مانند درمان پردازش شناختی[40](CPT) به‌عنوان درمانی نسبتاٌ جدید و با حمایت تجربی بالا) و مقایسه آن با رویکردهای درمانی به کار گرفته‌شده در طیف وسیعی از اختلالات روانی(مانند شناخت درمانی متمرکز بر طرحواره[41]) و عدم مقایسه اثربخشی آن‌ها در ارتباط با جامعه آماری جانبازان جنگ از یک‌سو و از طرف دیگر، خلأ و ضعف ادبیات پژوهش خصوصاٌ در داخل جهت ارائه نتایجی از پیامدهای درمانگری­های روانشناختی هم بر متغیرهای روانشناختی و هم ‌زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی[42] به‌طور همزمان، زمینه و انگیزه اجرای مطالعه حاضر را فراهم نمود. در بخش بیان مسأله، این رویکردهای درمانی، مبانی نظری و عملی آن­ها و متغیرهای روانشناختی و زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی در ارتباط با اختلال استرس پس از سانحه به‌تفصیل ترسیم خواهد شد.

1-2- تعریف و بیان مسأله

         ویژگی اساسی همه موجودات زنده توانایی واکنش، مقابله، و سازگاری با منابع بیرونی و درونی ایجادکننده اختلال است. پاسخ به استرس به‌عنوان واکنشی ارائه‌شده از طریق سلول­ها، بافت­ها، و ارگانیسم به هر عامل یا عوامل فیزیکی، شیمیایی یا زیست‌شناختی تعریف می‌شود که آغازگر مجموعه‌ای از وقایع زیست‌شناختی تسهیل‌کننده و ارتقادهنده انطباق و بقا را در پی دارد. نتایج و آثار استرس بسته به‌شدت، تداوم و فراوانی آن، مصرف انرژی و دیگر اختلالات سوخت‌وساز می‌تواند مضر یا مفید باشد(دِمیروویچ و راتان[43]، 2013). علی‌رغم کاربرد روزافزون کلیدواژه استرس در علوم مختلف هنوز در مورد ماهیت و تعریف آن توافق چندانی وجود ندارد. موضع‌گیری‌های مختلف در مورد استرس را می‌توان در چهار سطح مفهومی خلاصه کرد: استرس به‌عنوان یک محرک؛ استرس به‌عنوان یک پاسخ؛ استرس به‌عنوان یک کنش متقابل؛ و استرس به‌عنوان الگویی از پردازش اطلاعات(پاشایی، 1388؛ نقل از رسولی، رزمی زاده و سدرپوشان،1392). استرس‌زاها[44] به‌عنوان محرک‌های برانگیزاننده، تنفرانگیز، و غیرقابل‌مهار یا غیرقابل‌پیش‌بینی تعریف می‌شوند(کیم و دایموند[45]،2002؛ نقل از هلمریچ، تای لی، کریستینسن و کوبالا[46]، 2012)که موجب واکنش‌های هورمونی و رفتاری چندگانه‌ای می‌شوند.

         به‌منظور فراهم شدن درک مناسبی از سبب‌شناسی اختلال استرس پس از سانحه به‌عنوان یکی از پیامدهای اصلی حضور در جنگ، تبیین­های نظری مختلفی ارائه‌شده است که با تمرکز بیشتر بر تبیین­های شناختی در راستای رویکردهای درمانی موردمطالعه در این رساله به چندین مورد از آن­ها اشاره می‌شود: اهلرز وکلارک[47](2000؛ نقل از کایند، وان در هاوت، آرانتز و دراست[48]، 2008) دو نوع از پردازش که به‌طور معکوس به حالات پردازش مربوط‌اند را معرفی می‌کنند: پردازش ادراکی[49]( پرداش مشتق از داده[50] یا پردازش از پایین به بالا[51])که بیشتر به تأثرات حسی از موقعیت و خصوصیات ادراکی موقعیت معطوف است و پردازش مفهومی[52](پردازش از بالا به پایین[53])که با بسط معنایی و توجه به بافت نسبت به ویژگی­های دریافتی رویداد پیوند دارد. بر اساس این تبیین، افرادی که عمدتاٌ به پردازش داده محور در طی آسیب مبادرت می‌ورزند، در مقایسه با افرادی که بافت و معنای رویداد را بسط می‌دهند، انتظار بالاتری برای ابتلا به استرس پس از سانحه را می‌توان برایشان متصور شد. به‌بیان‌دیگر رمزگردانی شدیدتر اطلاعات ادراکی و رمزگشایی ضعیف‌تر اطلاعات مفهومی در حین آسیب نشانگان بعدی را پیش‌بینی می‌کند(ساندرمن، هاوشیلد و اهلرز[54]، 2013). درمجموع بر مبنای الگوی مذکور می‌توان اظهار داشت که تعادل نسبی بین این دو نوع پردازش از تعیین‌کننده‌های اساسی جهت پیش‌بینی اختلال استرس پس از سانحه به دنبال یک رویداد آسیب‌زا تلقی می‌شود(لی، لی، لی، کیم[55] و همکاران، 2013).

         نظریه­ های پردازش اطلاعات در تفسیرهای خود از اختلال استرس پس از سانحه مدعی هستند که افراد مبتلابه این اختلال با احتمال بیشتری تهدید را در محیط خود ادراک می‌کنند و آن به سبب سوگیری­هایی است که آن­ها به ماشه چکان­های تهدید نشان می‌دهند(واتسون[56]، 2013). رسیک و اشنایک[57](1992؛ نقل از نریمانی، بشر پور، قمری گیوی و ابوالقاسمی، 1392). با استناد به مبانی رویکرد پردازش معتقدند که اطلاعات داده­های مربوط به حادثه آسیب­زا به شکل قالب شبکه ­های ترس در مغز ذخیره می‌شوند. در پیوند با تبیین­های مبتنی بر نظریه­ های پردازش اطلاعات، اختلال استرس پس از سانحه را با نقص در سرعت پردازش اطلاعات و حداقل ضعف در انحراف توجه از محرک­های فراخوان آسیب مرتبط می‌دانند(قریشی، لانگ، برادشاو، پاین[58] و همکاران، 2011؛ توام لی، آلارد، تورپ، نورمن[59] و همکاران، 2009؛ واسترلینگ، دوک، برای لی، کانستنس[60] و همکاران، 2002؛ نقل از شوایت اوردر، روزن، توام لی، آیرز[61] و همکاران، 2013).

         مطابق با الگوهای شرطی­سازی، رویداد آسیب­زا به‌عنوان یک محرک غیرشرطی هستند که پاسخ­های غیرشرطی توأم با ترس شدید و برانگیختگی بالا را فراخوانی می‌کنند. طی این فرایند محرک­های شرطی شده مانند تصاویر، صداها و بوها که در زمان آسیب وجود داشته‌اند، با محرک‌های غیرشرطی پیوند می‌خورند و نتیجه این همراه شدن امکان فراخوانی پاسخ‌های شدید ترس و تجربه مجدد آسیب در غیاب محرک‌های غیرشرطی است که منجر با ناتوانی فرد آسیب‌دیده در تمایز بین علائم خطر و امنیت می‌شود و تداوم اختلال را موجب می‌گردد(سیجی براندیج، انگلهارد، لوممن، لیر[62] و همکاران، 2013).

        در فرمول‌بندی نظری از اختلال استرس پس از سانحه توجه به نقش حافظه در تداوم نشانگان این اختلال کانون توجه نظریه‌پردازان مختلفی بوده است: به‌عنوان‌مثال، نظریه بازنمایی­های دوگانه[63]در مفروضه سازی خود دو نوع از بازنمایی­های حافظه در خلال وقوع یک رویداد آسیب‌زا را در کانون توجه خود قراردادهاست: یکی از آن­ها شامل جزئیات حسی و حالت عاطفی/هیجانی در زمان تجربه کردن رویداد است(بازنمایی­های محدود به حس[64]) و دیگری مشتمل بر زیرمجموعه‌ای از درون داده­های حسی است که در یک توصیف انتزاعی ساختاری رمزگردانی می‌شود در سرتاسر بافت فضایی و شخصی که فرد رویداد را تجربه می‌کند (بازنمایی بافتی[65]). این دو بازنمایی در ابتدا به‌واسطه نوع درون داد متمایز نمی‌شوند بلکه جنبه‌های متفاوتی از درون داد هستند که به دلیل نوع پردازش از یکدیگر متمایز شده‌اند(بروین و بُرجس[66]، 2014). در تبیین دیگری، افزایش حافظه کاذب[67] که عبارت است از یادآوری وقایعی که هرگز اتفاق نیفتاده‌اند یا تحریف یک تجربه است در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه گزارش‌شده است(نِمِتس، ویتزتوم و کُتلر[68]،2002؛ نقل از خسرو پور، ابراهیمی نژاد، بنی اسدی و فاریابی، 1391)؛ علاوه بر این، فرضیه تعدیل اثر[69] یک کاهش اختصاصی در ظرفیت حافظه به‌عنوان راهبردی اجتنابی جهت محدودتر شدن اثرات آسیب در مبتلایان به اختلال استرس پس از        سانحه را مطرح می‌کند(عبدی، مرادیان و اکرمیان، 1388)؛ و نهایتاٌ گزارش‌شده است که کاهش ظرفیت حافظه سرگذشتی[70](حافظه رویدادها در مورد خودمان) باتجربه مجدد آسیب و اجتناب ارتباط دارد(رابینسُن و جابسُن[71]، 2013).

تعداد صفحه :275

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه مقایسه استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

گروه علوم تربیتی

پایان نامه کارشناسی ارشد

رشته روانشناسی تربیتی

عنوان:

مقایسه استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی

 با لا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی 94-93 در شهر اردبیل

شهریور 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف از این پژوهش مقایسه استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان  با پیشرفت تحصیلی با لا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی 94-93 در شهر اردبیل بود. روش مطالعه علی مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی 94-93 است (11230=N). روش نمونه گیری در پژوهش حاضر  بصورت تصادفی بود بر اساس جدول گرجرسی مورگان تعداد 370 نفر از دانش آموزان به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. داده ها با بهره گرفتن از پرسشنامه نارسایی شناختی، استعداد خستگی و پرخاشگری جمع آوری شد. اطلاعات به دست آمده با بهره گرفتن از آزمون تحلیل واریانس چند متغره (MANOVA) و با بهره گیری از نرم افزار SPSS  تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد میانگین نمرات حواس پرتی، مشکلات حافظه، اشتباهات سهوی، عدم یادآوری اسامی، پرخاشگری کلامی، خستگی شناختی و خستگی روانی در دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین بیشتر از دانش آموزان با عملکرد تحصیلی بالا بود (001/0P<). بر این اساس می توان نتیجه گرفت استعداد خستگی، نارسایی شناختی و پرخاشگری از عوامل موثر در عملکرد تحصیلی دانش آموزان می باشد.

واژگان کلیدی: استعداد خستگی، نارسایی شناختی، خشم، پیشرفت تحصیلی ، دانش آموزان

فهرست مطالب

عنوان                 صفحه

فصل اول: كلیات پژوهش

1-1- مقدّمه. 2

1-2- بیان مساله. 3

1-3- اهمیّت و ضرورت انجام تحقیق. 5

1-4- اهداف مشخص تحقیق. 6

1-4-1- هدف کلی. 6

1-4-2- اهداف جزئی. 7

1-5- فرضیه‏ها وسوالات تحقیق. 7

1-5-1- فرضیه های اصلی. 7

1-5-2- فرضیه های فرعی. 7

1-6- تعریف مفهومی و عملیاتی. 8

فصل دوم: ادبیات پژوهش

2-1- پیشرفت تحصیلی. 11

2-1-1- مبانی تئوریک پیشرفت تحصیلی. 13

2-1-2- نظریه بلوم. 15

2-1-3- عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی. 16

2-1-3-1- علل فردی. 16

2-1-3-2- علل خانوادگی. 16

2-1-3-3- علل آموزشگاهی. 17

2-1-3-4- علل اجتماعی. 17

2-1-4- آفرینندگی، هوش و پیشرفت تحصیلی. 17

2-1-5- ارزشیابی پیشرفت تحصیلی. 17

2-1-6- پیامدهای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی. 18

2-1-7- انگیزه پیشرفت تحصیلی. 18

2-1-8- عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی. 18

2-1-9- علل فردی منفی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان. 20

2-2- خستگی. 21

2-2-1- استعداد خستگی. 23

2-2-2- خستگی شناختی. 24

2-2-3- نارسایی شناختی. 25

2-3- ماهیت خشم. 29

2-3-1- تعریف خشم. 31

2-3-2- تفاوت های فردی و جنسیتی در خشم. 35

2-4- سوابق پژوهشی. 36

2-4-1- سوابق داخلی. 36

2-4-2- سوابق خارجی. 37

2-4-3- جمع بندی از نتایج پژوهش ها 38

فصل سوم: روش پژوهش

3-1- مقدمه. 40

3-2- روش شناسی تحقیق. 41

3-3- جامعه آماری. 41

3-4- روش نمونه گیری و حجم نمونه. 41

3-5- ابزار های اندازه گیری. 41

3-6- شرح کامل روش گردآوری اطلاعات.. 42

3-7- روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها 43

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1- مقدمه. 44

4-2- یافته های موجود در پژوهش… 45

4-3- یافته های جمعیت شناختی. 45

4-4- یافته های توصیفی. 46

4-5- یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش… 47

4-5-1- فرضیه های تحقیق. 47

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1- نتیجه گیری. 52

5-2- جمع بندی. 56

5-3- محدودیت های تحقیق. 56

5-4- پیشنهادات.. 56

5-4-1- پیشنهادات پژوهشی. 56

5-4-2- پیشنهاد كاربردی. 57

منابع مورد استفاده 58

پیوست ها 67

چکیده انگلیسی. 74

– مقدمه 

از بارزترین ویژگی های هر انسانی داشتن توانایی یادگیری است كه همین ویژگی پدید آورنده پیشرفت و تمّدن امروزی بوده است. زندگی تحصیلی، یكی از مهم ترین ابعاد زندگی اشخاص است كه بر سایر ابعاد زندگی تاثیر فراوان دارد (سیف، 1390). پیشرفت تحصیلی همچون بسیاری از پدیده ها از ترکیب عواملی چون خانه، مدرسه و جامعه به وجود می آید. در کل پیشرفت تحصیلی عبارت است از سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل از آن با هدف های آموزشی از پیش تعیین شده به منظور تصمیم گیری در این باره که آیا فعالیت های آموزشی معلم و کوشش یادگیری دانش آموزان به نتایج مطلوب انجامیده اند (سیف، 1390). از پیشرفت تحصیلی به عنوان یکی از ابعاد پیشرفت در نظام آموزشی تعاریف متعددی ارائه گردیده است که به برخی از آنها اشاره می شود. پیشرفت تحصیلی عبارتند از میزان یادگیری آموزشگاهی فرد به صورتی که توسط آزمون های مختلف درسی مانند دیکته و ریاضی سنجیده می شود (اندرسون[1]، 2002). پیشرفت تحصیلی نتیجه تاثیر یک عامل نیست چنان که ویژگی های فردی دانش آموز، سلامت جسم روانی، انگیزش و توانایی فرد، محیط روانی خانه و مدرسه، گروه همسالان و انتظارات معلم، خاستگاه اجتماعی دانش آموز، ساختار آموزشی و… از جمله موارد اساسی در این زمینه به شمار می رود (گلشنی فومنی، 1386).

یکی از عوامل احتمالی موثر در عملکرد تحصیلی دانش آموزان استعداد خستگی[2] است. خستگی به عنوان احساسات نسبتاَ ثابت از فقدان علاقه و دشواری در تمرکز بر فعالیت های در دست اقدام تعریف می شود. این احساسات باعث می شوند تا فرد برای حفظ یا بازگشت توجّه، تلاش خودآگاهانه زیادی را از خود نشان دهد (فیشر[3]، 1993). بعضی از محققان معتقدند که مشکلات مربوط به توجّه از ویژگی های اصلی استعداد خستگی محسوب می شوند (فیشر، 1993؛ همیلتون[4]، 1981). در این حالت، فرد قادر به حفظ توجّه خود بر روی تکالیف در دست انجام نیستند و با اینکه باید تلاش فوق العاده ای جهت حفظ توجّه به عمل آورند. بنابرین باید توجّه داشت که حفظ توجّه عنصر رفتاری اصلی استعداد خستگی است (دمراد-فری و لایرد[5]، 1989).

وجود نشانه های خستگی بر بسیاری ازجنبه های زندگی افراد تاثیر می گذارد و موجب می شود دامنه توجّه فرد کاهش پیدا کرده، ضریب خطا افزایش پیدا کند و فرد مورد نظر در فعّالیت های روزانه خود دچار نارسایی هایی می شود که از آن جمله می توان به نارسایی شناختی اشاره کرد. نارسایی شناختی عبارت است از ناتوانی فرد در تكمیل تكالیفی كه به طور طبیعی قادر به انجام آن است . نارسایی های شناختی شامل حواس پرتی، مشكلات مربوط به حافظه، اشتباهات سهوی و عدم یادآوری اسامی است (والاس[6]، 2004). به عبارت دیگر نارسایی شناختی مجموعه اشتباهات شناختی هستند که در هنگام انجام تکالیفی رخ می دهند که فرد معمولاَ آن ها را به شکل موفقّیت آمیزی انجام می دهد. برودبنت اولین کسی است که این اصطلاح را مطرح کرد (برودبنت، کوپر،فیتزگرالد وپارکز[7]، 1982). در مطالعات مختلف، بین نارسایی های شناختی و عملكرد در تكالیف، همبستگی معناداری به دست آمده است (مانلی، رابرتسون، گالاوی و هاوکینز[8]، 1999). نارسایی های شناختی با خواب آلودگی، اضطراب و فشار کاری همراه است (وادسفورد[9]، 2003؛ ملامد و اوکسنبرگ[10]، 2002؛ اسلامی و اریزی، 2007؛ نولتینگ، برگر، شیفورست، گنز وکوردت[11]، 2002) همچنین بین نارسایی های شناختی، اضطراب، فشار روانی (مکاسی[12]، 2006)، خستگی، خواب آلودگی (مکاسی، 2007) و اختلالات عاطفی (سالیوان و پاینه[13]، 2007) رابطه بدست آمده است.

یکی از عوامل دیگر که می تواند عملکرد تحصیلی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد خشم می باشد. بر اساس توافق بسیاری از صاحب نظران، خشم یكی از هیجان های اصلی بشر است كه بعد از ترس بیشترین مطالعات را به خود اختصاص داده است. در مورد خشم تعاریف متعددی از سوی فلاسفه و روانشناسان ارائه شده است، ولی در تمام آنها می توان دو نكته مشترك را مشاهده كرد: 1- عامل اصلی بروز خشم، تهدیدها و ناكامی ها و موانعی است كه سر راه افراد قرار می گیرد، 2- هدف خشم اغلب دفاع، جنگ و تخریب است (ملکی، 1385). نتایج مطالعات نشان داده است پرخاشگری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی دارد (عطاری، حقیقی و خانه کشی ، 1381) همچنین معتمدین و عبادی (1386) در پژوهش خود به بررسی رابطه باورهای غیر منطقی و پرخاشگری بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان پرداختند نتایج نشان داد بین پرخاشگری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی معنی داری بدست آمد. اریک، داهلن-ریان، مارتین و میندی[14] (2004) به بررسی رابطه استعداد خستگی در پرخاشگری و خشم با واسطه رفتارهای تکانشی و هیجان خواهی پرداختند نتایج نشان داد استعداد خستگی با پرخاشگری رابطه معنی داری دارد و همچنین استعداد خستگی، ویژگی های خشم و کنترل خشم و تکانشگری و هیجان خواهی را پیش بینی می کند. در این راستا هدف از پژوهش حاضر مقایسه استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی بالا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی 94-93 در شهر اردبیل است.

1-2- بیان مساله

زندگی تحصیلی، یكی از مهمترین ابعاد زندگی اشخاص است كه بر سایر ابعاد زندگی تاثیر فراوان دارد. در این بین یكی از مسایل و مشكلات اساسی زندگی تحصیلی افراد و نظام آموزشی آن كشور، مساله افت تحصیلی و پایین بودن سطح عملكرد تحصیلی دانش آموزان آن كشور است. این پدیده، علاوه بر زیان های هنگفت اقتصادی، سلامت روانی فراگیرندگان را مخدوش می نماید. منظور از افت تحصیلی، كاهش عملكرد تحصیلی درسی فراگیرنده از سطح رضایت بخش به سطح نامطلوب است. عوامل مختلفی بر عملكرد تحصیلی افراد تاثیر می گذارند كه متخصصان تعلیم و تربیت آنها را به چهار دسته شامل عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی تقسیم كرده اند (زهراكار،1386).

دانش آموزان به دلیل قرار گرفتن در موقعیت های تحصیلی و اجتماعی خاص، برخی مشکلات از جمله احساس خستگی را تجربه می کنند. احساس خستگی عبارت است از یک حس فراگیر فقدان انرژی که ارتباطی با میزان و تلاش و کوشش ندارد. این حالت معمولا از نظر شدّت بر روی یک پیوستار قرار دارد که از گذرا و خفیف تا شدید و با دوام تغییر می کند و چنانچه شدید باشد از آن به عنوان اختلال خستگی یاد می شود (لابلی، استوارت، برتوچ،گیستولی، داروین و همکاران[15]، 2002). اختلال خستگی با حالت خستگی ناتوان کننده همراه با خواب بی کیفیت، سردرد، علائم اسکلتی-عضلانی و عصب روانپزشکی به مدّت بیش از یک ماه همراه است (فوکودا، استراوس وهیکی[16]، 1994). مطالعات نشان می دهد 6/5 درصد دانش آموزان احساس خستگی خفیف دارند و شیوع احساس خستگی 2/10 درصد و در پسرها 2/1 درصد است (محمودیان، فرج زادگان، نورمحمدی و میرالهی، 1383) از طرفی خستگی تبعاتی مثل اختلال افسردگی و تنیدگی هیجانی(مثل خشم) (ری، جفریس و ویر[17]، 1997) و نقص در حل مسائل شناختی(مثل نارسایی شناختی) (پورقاز، محمدی، و دوستی ، 1391) دارد.

عوامل شناختی از تاثیر گذارترین عوامل در زندگی روزانه افراد می باشد و وجود هر گونه اختلال در عوامل شناختی موجب بروز مشکلات عدیده ای برای فرد مورد نظر می شود، بخصوص وقتی که بحث آموزش و پرورش و تحصیل به میان می آید عوامل شناختی از اهمیت دو چندانی برخوردار می شود. وجود نارسایی های شناختی در فرد می تواند عملکرد تحصیلی این افراد را تحت تاثیر خود قرار دهد. مارتین، نارسایی شناختی را اشتباهات شناختی یا خطاهایی می داند که فرد باید بصورت هنجاری ظرفیت انجام آن را داشته باشد (والاس، وودانویچ و رستینو[18]، 2003) این نارسایی های شناختی شامل مشکلاتی در حافظه، توجّه و عمل هستند (عریضی، اصغری و اخباری، 2008). نارسایی در کنش با ابعاد مختلف حافظه کاری و عدم توانایی در بالا بردن ظرفیت آن، مشکلات عمده ای را در یادگیری ریاضی دانش آموزان ایجاد می کند (گترکل، لامونت و الووا[19]، 2006؛ امین زاده و حسن آبادی، 1389) همچنین نتایج مطالعات نشان می دهد بین نارسایی شناختی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان رابطه منفی معنی داری وجود دارد (قاسم زاده، 1391).

یكی از عواطف متداول در بین نوجوانان خشم است كه بر اثر برخورد با مانعی كه بر سر راه هدف آنان قرار گیرد، حاصل می شود و به پرخاشگری كه یك واكنش عمومی به ناكامی امیال است منجر می گردد (گلچین، 2002). خشم یك حالت هیجانی ذهنی است و با وجود تضاد شناختی و برانگیختگی روانی مشخص می شود و هیجانی بهنجار می باشد که جنبه های انطباقی بسیار دارد. با وجود این، وقتی كه تكرار، شدّت و مدّت آن افزون تر از جنبه های انطباقی باشد، ناكارآمد می گردد (نواکو[20]، 1999). دانش آموزان پرخاشگر با رفتار های خود، جو متشنّجی را برای خود و دیگران فراهم می آورند و از آنجا که فاقد مهارت های مناسب برای کنترل خود و وقایع پیرامون هستند،تحت سطوح بالای برانگیختگی بوده و توجّه شان محدود می شود که موجب کاهش عملکرد این افراد در زمینه های مختلف از جمله عملکرد تحصیلی آن ها می شود. نتایج پژوهش های انجام شده نشان می دهد پرخاشگری با پیشرفت تحصیلی (یاوریان، سهرابی و یاوریان ، 1389) و با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی دارد (عطاری و همکاران، 1381؛ معتمدین و عبادی، 1386 و هادلی[21]، 2002). در این راستا پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی بالا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی 94-93 در شهر اردبیل تفاوت دارد؟

1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

مطالعه ی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی، طی سه دهه اخیر، بیش از پیش مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. اتکینسون و همکاران (1998) پیشرفت تحصیلی را توانایی آموخته شده یا اکتسابی حاصل از دروس ارائه شده یا به عبارت دیگر، توانایی آموخته شده یا اکتسابی فرد در موضوعات آموزشگاهی می دانند (سیف، 1384).

یکی از عوامل مهّم ابعاد مختلف توسعه، نظام آموزشی کشور است که برای پرورش و آموزش نسل جدید هزینه های بسیار بالایی را متحمل می شود. هزینه هایی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر دوش مردم قرار دارد. اگر نظام آموزشی کشور کارآمد و اثر بخش باشد، در ازای هزینه های صرف شده درآمدهای مادی و معنوی عاید مردم و جامعه خواهد شد و چنان چه نظام آموزشی کارآمدی لازم را نداشته باشد، هزینه ها بی جهت به هدر خواهد رفت و استعداد های دانش آموزان و توانایی هایی آن ها  که مورد نیاز جامعه است از قوّه به فعل نخواهد رسید. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از مهم ترین ابعاد زندگی این افراد می باشد که بر سایر جنبه های زندگی و آینده آنان نقش بسزایی دارد. عوامل مختلفی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر دارد و می تواند عملکرد آنها را با مشکل مواجه سازد. این پدیده، علاوه بر زیان های هنگفت اقتصادی، سلامت روانی فراگیرندگان را مخدوش می نماید. عوامل مختلفی بر عملكرد تحصیلی دانش آموزان تاثیر می گذارند كه متخصصان تعلیم و تربیت آنها را به چهار دسته شامل عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی تقسیم كرده اند (زهراكار،1386). بنابراین بررسی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از اهمیّت بسزایی برخوردار می باشد.

از  عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی پایین در دانش آموزان احتمالاَ ملول بودن است. شیوع خستگی در دانش آموزان 2/10 درصد و در پسرها 2/1 درصد گزارش شده است. وجود نشانه های خستگی در دانش آموزان احتمالاَ موجب می شود خطاهایی مثل حواس پرتی، مشکلات مربوط به حافظه، اشتباهات سهوی و عدم یاد آوری اسامی روی دهد که از آن با عنوان خطا یا نارسایی شناختی یاد می شود. این امر موجب کاهش عملکرد دانش آموزان در زمینه مختلف زندگی از جمله عملکرد تحصیلی این افراد شده و ممکن است موجب تنیدگی هیجانی از جمله خشم و پرخاشگری شود.

از عواطف متدول در بین دانش آموزان خشم است که جنبه های مختلف زندگی این افراد را تحت تاثیر قرار می دهد پرخاشگری ممکن است به اشکال گوناگونی بروز پیدا کند که بارزترین اشکال آن بصورت کلامی و فیزیکی می باشد (باس و پری، 1992). تحقیقات نشان داده اند خشم و پرخاشگری دارای عوارض جسمی، روانی و اجتماعی فراوانی است و موجب نشانگانی مانند احساس درماندگی، تنهایی، ناسازگاری اجتماعی، بی توجهی به حقوق و خواسته دیگران، زخم معده، میگرن، اختلال فشار خون، افسردگی، اضطراب و افت تحصیلی می گردد. دانش آموزانی که مشکلات رفتاری از جمله پرخاشگری دارند، نه تنها دارای نشانگان مرضی جسمانی مانند سردرد و دردهای معده ای- روده ای می باشند بلكه در انزوا و تنهایی به سر می برند و به خواسته های اجتماعی دیگران چندان توجهی ندارند (استرچن و مونرو-چندلر  ، 2006) و این مسئله موجب تبعات جسمانی و اجتماعی از جمله ایجاد تصویری منفی در میان همسالان و آموزگاران، طردشدن از سوی همسالان، افت تحصیلی، مصرف مواد و بزهكاری می شود (آشوری، ترکمن ملایرری و فدایی، 2009) همچنین نتایج نشان می دهد بین پرخاشگری و خشم با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی وجود دارد (هادلی، 2002) به نظر می رسد دانش آموزانی که رفتارهای پرخاشگرانه دارند هم در انضباط و هم در سایر معقوله های مربوط به مدرسه و دروس دچار مشکلات متعددی می شوند بنابرین پرداختن به این مسئله از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. بر اساس مطالب ارائه شده انجام چنین پژوهشی می تواند در شناخت عوامل خطر ساز عملکرد تحصیلی و سایر جنبه های دانش آموزان مفید بوده و در برنامه ریزی های انجام شده می توان از نتایج چنین پژوهش هایی در جهت کاهش اختلالات رفتاری از جمله بروز که ممکن است ناشی از استعداد خستگی و نارسایی شناختی باشد. همچنین نتایج این پژوهش می تواند در کمک به ارتقاء عملکرد تحصیلی دانش آموزان کمک کرده و از تبعات رفتار های پرخاشگرانه و همچنین نارسایی شناختی و استعداد خستگی در دانش آموزان و به تبع آن از هدر رفت هزینه های اقتصادی، اجتماعی و روانی صرف شده از طرف خانواده ها و مسئولین جلوگیری کند و از طرف دیگر با توجه به اینکه پژوهش محدودی در این زمینه صورت گرفته است از نظر علمی دارای اهمیّت است.

تعداد صفحه :84

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه مقایسه اثربخشی درمان استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان در استرس

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه خوارزمی پردیس بین‌الملل کرج

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

گروه روانشناسی بالینی

پایان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

مقایسه اثربخشی درمان استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان در استرس، ذهن‌آگاهی و طرحواره‌های هیجانی زوجین متعارض

اردیبهشت 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مقدمه : اهمیت پرداختن به تعارضات زناشویی ریشه در بهداشت روانی، جسمانی و سلامت خانواده دارد و بر بهزیستی، کیفیت زندگی و سلامت روانشناختی و جسمانی زوج، فرزندان آنها و سایر اعضای خانواده تاثیر بسزایی دارد. با توجه به اهمیت این موضوع و با در نظر گرفتن یافته‌های بالینی در خصوص اثربخشی درمان‌های استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی این درمان‌ها در زوجین متعارض اجرا شد.

روش : با بهره گرفتن از طرح‌های تجربی تک آزمودنی 5 زوج متعارض (5 مرد و 5 زن) با روش نمونه‌گیری در دسترس، از بین زوجین مراجعه کننده به یکی از مراکز روانشناسی و مشاوره تهران، تحت درمان قرار گرفتند. داده‌های پژوهش با بهره گرفتن از پرسشنامه‌های تعارضات زناشویی براتی و ثنایی، ذهن‌آگاهی بائر و همکاران، استرس کوهن و طرحواره‌ هیجانی لیهی گردآوری شد و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تغییرات روند و شیب و ملاک‌های درصد بهبودی و درصد کاهش نمرات برای هر بیمار استفاده شد.

یافته‌ها : درمان‌های استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، نظم‌جویی شناختی هیجان و استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی همراه با نظم‌جویی شناختی هیجان بر مولفه‌های استرس، ذهن‌آگاهی و طرحواره‌های هیجانی زوجین متعارض با درصد بهبودی بالینی بالایی همراه بود.

نتیجه‌گیری : درمان‌های استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان اثربخشی بالایی در مولفه‌های روان‌شناختی زوجین متعارض دارد و می‌توان آنها را به منظور کاهش تعارضات زناشویی و استرس، تعدیل طرحواره‌های هیجانی و ارتقاء ذهن‌آگاهی به کار بست. همراه کردن استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی با نظم‌جویی شناختی هیجان اثربخشی بالاتری در زوجین متعارض دارد.

واژه‌های کلیدی : استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، نظم‌جویی شناختی هیجان، استرس، ذهن‌آگاهی، طرحواره‌های هیجانی، زوجین متعارض

فهرست

فصل اول : کلیات پژوهش… 1

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مسأله. 4

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش… 14

1-4- سؤالات پژوهش… 15

1-5- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش… 16

1-5-1- تعارض زوجین. 16

1-5-2- استرس…. 16

1-5-3- ذهن‌آگاهی. 16

1-5-4- طرحواره‌های هیجانی. 17

فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه پژوهش… 18

2-1- تعارض زناشویی. 19

2-1-1- تعریف تعارض زناشویی. 19

2-1-2- انواع تعارض و برخورد با تعارض.. 20

2-1-3- عوامل موثر در بروز تعارض زناشویی. 21

2-1-4- اثرات تعارض زناشویی. 22

2-2– استرس…. 23

2-2-1- تعریف استرس.. 23

2-2-2- منابع استرس.. 26

2-2-3- انواع استرس‌ و استرس‌زاها 27

2-3- ذهن‌آگاهی. 28

2-3-1- تعریف ذهن‌آگاهی. 28

2-3-2- تاثیرات ذهن‌آگاهی. 30

2-3-3- حالات ذهن‌آگاهی. 32

2-4- طرحواره‌های هیجانی. 32

2-4-1- تعریف طرحواره‌های هیجانی. 32

2-4-2- مدل طرحواره‌های هیجانی……………………… 34

2-4-3- ابعاد طرحواره‌های هیجانی. 37

2-5- استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 41

2-5-1- تعریف استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 41

2-5-2- اثربخشی استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 43

2-6- نظم‌جویی شناختی هیجان. 45

2-6-1- تعریف هیجان. 45

2-6-2- تعریف تنظیم هیجان. 48

2-6-3- تعریف نظم‌جویی شناختی هیجان. 50

2-6-4- راهبردهای نظم‌جویی شناختی هیجان. 51

2-6-5- کارکردهای نظم‌جویی شناختی هیجان. 54

فصل سوم : روش‌شناسی پژوهش… 57

3-1- طرح پژوهش… 58

3-2- جامعه آماری. 58

3-2-1- حجم نمونه، روش نمونه‌گیری. 59

3-3- گزارش بالینی بیماران. 60

3-3-1- زوج اول، نظم‌جویی شناختی هیجان. 60

3-3-2- زوج دوم، نظم‌جویی شناختی هیجان. 61

3-3-3- زوج سوم، استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 61

3-3-4- زوج چهارم، استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 62

3-3-5- زوج پنجم، استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی همراه با نظم‌جویی شناختی هیجان…………………………………………. 62

3-4- ابزارهای پژوهش… 63

3-4-1- پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) 63

3-4-2- پرسشنامه ذهن‌آگاهی بائر و همکاران (FFMQ) 64

3-4-3- پرسشنامه استرس کوهن (PSS) 64

3-4-4- مقیاس طرحواره‌ هیجانی لیهی (LESS) 65

3-5- ساختار درمان. 65

3-5-1- استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 65

3-5-2- نظم‌جویی شناختی هیجان. 68

3-6- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 74

فصل چهارم : یافته‌ها 75

4-1– توصیف آماری متغیرهای پژوهشی. 76

4-2- یافته‌های مربوط به سؤالات پژوهش… 91

4-2-1 سؤال اول. 91

4-2-2- سؤال دوم  95

4-2-3- سؤال سوم. 99

فصل پنجم : بحث و نتیجه‌گیری.. 104

5-1- سؤالات پژوهش… 105

5-1-1- سؤال اول. 105

5-1-2- سؤال دوم 106

5-1-3- سؤال سوم 108

5-2- نتیجه‌گیری. 108

5-3- محدودیت‌های پژوهش… 109

5-4- پیشنهادهای پژوهش… 110

5-4-1- پیشنهادها برای پژوهش‌های آینده 110

5-4-2- پیشنهادهای کاربردی. 110

منابع     111

منابع فارسی. 112

منابع انگلیسی. 113

پیوست‌ها 138

پیوست 1 : استرس زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 139

پیوست 2 : نظم‌جویی شناختی هیجان. 165

پیوست 3 : پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی. 176

پیوست 4 : پرسشنامه ذهن آگاهی بائر و همکاران. 179

پیوست 5 : مقیاس استرس ادراک شده کوهن. 182

پیوست 6 : پرسشنامه طرحواره‌های هیجانی لیهی. 184

1-1-  مقدمه

تعارض زناشویی بخشی از زندگی روزمره و تعاملات صمیمانه زوجین و جزئی اجتناب ناپذیر از زندگی آنها است (هورن مالرز[1]، 2010) و نقش مهمی در رضایت از روابط، کیفیت زندگی و بهزیستی زوجین دارد (وود[2] و همکاران، 2005). تعارض زوجین از جنبه‌های سلامت روانی و جسمانی زوجین و سلامت خانواده نیز حائز اهمیت است (فینچام[3] و بیچ[4]، 1999). احتمال ابتلا به درد مزمن (ورمن[5] و همکاران، 2015)، پریشانی روانشناختی و اختلال خواب (ژاکوبسن[6] و همکاران، 2014)، افسردگی (بیچ و همکاران، 1990؛ به نقل از پرولکس[7] و همکاران، 2007)، تغییرات سطوح هورمون‌های استرس و کورتیزول (روبلز[8] و همکاران، 2006)، اختلالات خوردن (ون دن بروک[9] و همکاران، 1997)، سوء مصرف الکل (مورفی[10] و اوفارل[11]، 1994) و اختلالات اضطرابی (مک لئود[12]، 1994) در زوجین متعارض بیشتر است.

تعارض زناشویی اثری منفی بر فرزندان و سایر اعضای خانواده نیز دارد (هینانت[13] و همکاران، 2013) و هم‌بستگی نیرومندی با بروز رفتار ناسازگارانه از جمله خشم، اختلال سلوک و اضطراب در فرزندان (امری[14]، 1982)، تشدید مشکلات رفتاری در مدرسه و در اوقات فراغت (کینگ[15] و همکاران، 1995) و انزوای اجتماعی و خشم فرزندان (هریست[16] و اینسلی[17]، 1998) دارد.

درمان‌های متعددی در حوزه زوج‌ درمانی با هدف افزایش کیفیت زندگی، بهبود رضایت از رابطه و کاهش نارضایتی زوجین مورد استفاده قرار گرفته‌اند (اولری[18] و همکاران، 2014)، از جمله رفتار درمانی شناختی (داتیلیو[19]، 2010)، درمان هیجان‌مدار (جانسون[20]، 2008)، درمان‌ مبتنی بر پذیرش و تعهد (عرب نژاد[21] و همکاران، 2014) و … .

یکی از درمان‌های موثر در این حوزه که در سال‌های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌‌آگاهی است (ویگینز[22]، 2012) که اثربخشی آن در بهبود بهزیستی روانشناختی و کیفیت زندگی زوجین تایید شده است (نیکلیسک[23] و کویجپرس[24]، 2008). تاثیر استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر افزایش رضایت از رابطه، پذیرش همسر و شادمانی بیشتر زوجین نیز به تایید رسیده است (کارسون[25] و همکاران، 2004).

امروزه پژوهشگران بر نقش درمان‌های مبتنی بر هیجان در درمان‌های زوج‌مدار و کاهش تعارضات زناشویی تاکید دارند (دالگلیش[26] و همکاران، 2014) و نقش نظم‌جویی هیجان‌ها را در بهبود روابط زوجین و کاهش اختلافات موثر می‌دانند (ویگینز، 2012).

یکی از عواملی که باعث افزایش رضایت زندگی و کاهش تعارضات زوجین می‌شوند، ذهن‌آگاهی است (بورپی[27] و لانگر[28]، 2005). ذهن‌آگاهی همچنین به بهبود عملکرد و رضایت جنسی از رابطه زناشویی نیز می‌انجامد (بروتو و همکاران، 2008) که خود یکی از عوامل افزایش رضایت زناشویی و کاهش تعارضات زوجین است (ونر[29]، 2010؛ یه[30] و همکاران، 2006).

عامل موثر دیگر در افزایش تعارض زوجین و کاهش سلامت روانی آنها، استرس است (چو[31]، 2014؛ فینچام، 2003). استرس بر سلامت، بهزیستی و کیفیت زندگی خانوادگی و شغلی افراد تاثیر می‌گذارد (کومپیر[32] و کوپر، 1999). بنابر این کاهش استرس می‌تواند نقش موثری در کاهش تعارضات و اختلافات زناشویی داشته باشد.

ارتباط نسبتا معناداری میان طرحواره‌های هیجانی و رضایت از رابطه و کاهش اختلافات در میان زوجین وجود دارد (میرز[33]، 2012). طرحواره‌های هیجانی‌ نقش مهمی در ارتباطات بین فردی به ویژه رابطه زناشویی ایفا می‌کنند (لیهی[34]، a2007). اما پژوهش‌های اندکی در خصوص درمان‌های موثر بر طرحواره‌های هیجانی وجود دارد.

همچنان که اشاره شد پژوهش‌های متعددی در خصوص درمان‌های موثر بر افزایش کیفیت زندگی، افزایش رضایت از زندگی و بهزیستی زوجین انجام شده است که در کاهش تعارضات آنها موثر است، اما پژوهش‌ها در خصوص درمان‌های کارامد برای استرس، ذهن‌آگاهی و طرحواره‌های هیجانی، که پیشتر به نقش مهم آنها در تعارض زوجین اشاره کردیم، بسیار اندک است. بنابر این شناسایی درمان‌های موثر در این حوزه بسیار حائز اهمیت است.

1-2-  بیان مسأله

گاهی حتی یک درخواست ساده می‌تواند در نظر یکی از زوجین نادیده انگاشته شدن هویت، ارزش یا جایگاه او قلمداد گردد (نادسون-مارتین[35] و هونرگارت[36]، 2015). تعاملات زناشویی، اعم از مثبت یا منفی، می‌تواند پیامدهای جسمانی حتی در زندگی‌های زناشویی طولانی مدت و در زوجین سالخورده داشته باشد (کیکولت- گلاسر[37] و همکاران، 1997). عناصری مانند نارضایتی، اختلاف و تعارض زناشویی تاثیر نیرومندتری از عناصری مانند عشق، رضایت یا هماهنگی بر بهزیستی فردی هر یک از زوجین دارد (پرولکس و همکاران، 2007).

تعارض زناشویی یکی از مهمترین عوامل بروز طلاق است، امری که امروزه بیش از مرگ یکی از زوجین، به خاتمه دادن زندگی مشترک زناشویی منجر می‌شود (پینسوف[38]، 2002)؛ در عین حال تاثیر عمیقی بر بهزیستی فردی دارد (اولری و اسمیت[39]، 1991) و می‌تواند زمینه‌ساز ابتلا به بیماری‌های جسمانی مانند بیماری‌های قلبی و عروقی (وود و همکاران، 2005)، درد مزمن (ورمن و همکاران، 2015)، بیماری‌های روانشناختی مانند افسردگی (بیچ و همکاران، 1998)، و سوء استفاده جسمی و روانشناختی توسط یک یا هر دو زوج (اولری و همکاران، 1994) شود.

نتایج یک پژوهش توسط کیکولت- گلاسر و همکاران (1997) نشان داد زوجینی که عملکرد ایمنی ضعیف‌تری داشتند در حین تعارض زناشویی رفتار منفی‌تری داشتند و اختلاف نظرهای معمول خود را منفی‌تر از زوجین دیگر برداشت می‌کردند (روبلز و همکاران، 2006؛ کیکولت- گلاسر و همکاران، 1997).

تعارض زوجین به تعارض در خانواده و تعارضات شغلی دامن می‌زند (ویدانوف[40]، 2000) و مشکلات متعددی از جمله پریشانی روانشناختی و اختلال خواب (ژاکوبسن و همکاران، 2014)، استرس در فرزندان (هینانت و همکاران، 2013)، مختل شدن پاسخ‌های روانشناختی و امنیت هیجانی فرزندان (هارولد[41] و همکاران، 2004)، بروز رفتار ناسازگارانه و ناسازگاری‌هایی از جمله خشم، اختلال سلوک و اضطراب در فرزندان (امری، 1982)، تخریب یا تضعیف رابطه والد- فرزندی (پترسون[42] و زیل[43]، 1986؛ شمیر[44] و همکاران، 2001؛ کینگ و همکاران، 1995؛ هریست و اینسلی، 1998)، مشکلات هیجانی متعدد فرزندان (امری، 1982)، تشدید مشکلات رفتاری در مدرسه و در اوقات فراغت (کینگ و همکاران، 1995)، انزوای اجتماعی و خشم فرزندان (هریست و اینسلی، 1998) را به دنبال خواهد داشت.

تعارض و نارضایتی زناشویی می‌تواند استرس زوجین را افزایش دهد (بیچ و همکاران، 1990؛ به نقل از پرولکس و همکاران، 2007). از سوی دیگر، تعارض در زوجینی که استرس بالاتری دارند، بیشتر دیده می‌شود (فینچام، 2003). استرس می‌تواند به تعارض خانوادگی- شغلی و کاهش سلامت روانی منجر شود (چو، 2014). استرس مشکل عمده عصر حاضر است و بر سلامت جسمانی و ذهنی مردم تاثیر منفی می‌گذارد (سازمان بهداشت جهانی[45]، 2011؛ شارما[46] و راش[47]، 2014). استرس به عنوان موقعیتی توصیف می‌شود که تعادل حیاتی ارگانیسم مورد تهدید قرار می‌گیرد یا ارگانیسم موقعیتی را تهدید کننده درمی‌یابد (واروگلی[48] و دارویری[49]، 2011). منابع تنیدگی ممکن است درون شخص، خانواده یا جامعه باشد (حاتمی، 1377).

کوفر و اپلی (1964؛ به نقل از لازاروس[50] و فولکمن[51]، 1984) استرس را با سایر مشکلات زندگی از جمله اضطراب، تعارض، محرومیت، آشوب هیجانی، تروما[52]، ناهنجاری و از خود بیگانگی عجین می‌دانند. آثار تنیدگی بر سلامت افراد را باید در دو سطح مورد تحلیل قرار گیرد، یک سطح جامعه شناختی بررسی رفتار کلی افراد تنیده و یک سطح روان‌شناختی و زیست‌شناختی واکنش‌های فرد به تبع تاریخچه ژنتیکی و فرآیندهای تحول یا خستگی روانی (استورا، 2005؛ به نقل از دادستان، 1386).

مردم بسیاری از کشورهای جهان در معرض استرس آسیب‌رسان قرار دارند که منجر به افزایش اضطراب، افسردگی، اختلالات سوء مصرف الکل و سایر مواد، خشونت و رفتارهای خودکشی می‌شود (سازمان بهداشت جهانی، 2011). استرس باعث کاهش کیفیت والدگری نیز می‌شود (ارل[53] و برومن[54]، 1999؛ به نقل از یتز[55] و همکاران، 2010). استرس ناشی از مشکلات اقتصادی در والدین می‌تواند زمینه‌ساز احساسات افسرده‌ساز در آنان و مشکلات رفتاری در نوجوانانشان گردد (پونت[56]، 2014).

واکنش به استرس چندین ویژگی در حوزه‌های هیجانی، رفتاری و فیزیولوژیکی دارد که بر بهزیستی اثر می‌گذارند، بنابراین می‌توان استرس را از طریق مقیاس‌های فیزیولوژیکی، رفتاری یا روانشناختی اندازه‌گیری کرد (ماهونی، 2009). آموختن مهارت‌های مقابله با استرس، از جمله مهارت‌های رفتاری و شناختی (گالاگر[57] و همکاران، 2014) در کاهش استرس موثر است. مدیریت استرس در پیشگیری از رفتارهایی نظیر استعمال سیگار، عادت‌های مضر خوردن و سبک زندگی بی‌تحرک که خطر ابتلا به بیماری‌هایی نظیر دیابت، بیماری‌های قلبی عروقی، فشار خون بالا، چاقی و سردرد را افزایش می‌دهند، موثر است (واروگلی و دارویری، 2011). کاهش استرس در بهبود و کاهش بیماری‌های روانشناختی از جمله افسردگی (سانگ و همکاران، 2014)، و نیز کاهش فشار روانی و افزایش رضایت شغلی (پیگناتا[58] و همکاران، 2014) و کاهش فشار خون در بیماران مبتلا به پرفشاری خون (ناگل[59] و همکاران، 2014) موثر است.

یکی از عوامل موثر در بهبود روابط زوجین و کاهش تعارضات آنها، ارتقاء بهزیستی و افزایش رضایت از زندگی است (اپشتاین[60] و باکوم[61]، 2002)؛ که ذهن‌آگاهی تاثیری مهم و مستقیم در آن دارد (براون[62] و ریان[63]، 2003). یکی از روش‌های موثر برای حل و فصل و کاهش تعارضات زوجین، گفتگوی باز و آزادانه پیرامون مسائل مختلف است (گاتمن[64]، 1999). آگاهی ذهن‌آگاهانه یکی از راه‌های افزایش چنین مهارتی است که با پذیرش، پذیرا بودن و قضاوت نکردن در لحظه حال اتفاق می‌افتد (بروتو[65] و هایمن[66]، 2007). همچنین ارتباط معناداری میان ذهن‌آگاهی و رضایت زناشویی وجود دارد : زوجینی که ارتباط ذهنی و روانی قوی‌ای با یکدیگر دارند، پذیرای تجارب جدید هستند و به تغییرات در جنبه‌های مختلف زندگی زناشویی آگاهند، و به عبارت دقیقتر ذهن‌آگاه هستند، بیشتر از زندگی زناشویی‌شان لذت می‌برند و روابط زناشویی رضایت‌بخش‌تر و خشنود کننده‌تری دارند (بورپی و لانگر، 2005).

تعداد صفحه :198

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه ساخت یک برنامه رایانه‌ای توان‌بخشی شناختی و بررسی تأثیر آن بر بهبود عملکرد حافظه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه پیام نور

دانشكده علوم انسانی

رساله برای دریافت مدرك دكتری تخصصی (Ph.D)

رشته روانشناسی

گروه روانشناسی و علوم تربیتی

ساخت یک برنامه رایانه‌ای توان‌بخشی شناختی و بررسی تأثیر آن بر بهبود عملکرد حافظه بیماران آسیب مغزی تروماتیک

تیرماه 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

فصل 1: كلیات پژوهش…. 1

مقدمه. 2

بیان مسئله. 3

اهمیت و ضرورت پژوهش…. 6

هدف‌های پژوهش…. 7

سؤال‌های پژوهش…. 8

فرضیه‌های پژوهش…. 8

تعریف اصطلاحات… 9

فصل 2: مبانی نظری و پیشینه پژوهش…. 11

مقدمه. 12

آسیب مغزی تروماتیک…. 14

شیوع. 15

شدت آسیب مغزی تروماتیک…. 16

علائم آسیب مغزی تروماتیک…. 17

حافظه. 20

انواع حافظه. 21

تقسیم‌بندی حافظه بر اساس زمان.. 21

تقسیم‌بندی حافظه بر اساس نوع پردازش…. 22

تقسیم‌بندی حافظه بر اساس نوع اطلاعاتی که به خاطر سپرده می‌شود. 26

تقسیم‌بندی حافظه بر اساس حس خاص….. 31

مراحل فرایند یادآوری: رمزگذاری، اندوزش، بازیابی.. 32

انواع دیگر حافظه. 36

حافظۀ آشکار و ناآشکار 36

حافظه گذشته‌نگر و آینده‌نگر. 37

حافظه پس‌گستر و پیش‌گستر. 40

بهبود عملکرد حافظه پس از آسیب مغزی… 43

معنای بهبودی چیست؟. 43

مکانیسم‌های بهبودی… 46

میزان بهبود حافظه. 54

توان‌بخشی حافظه. 64

جبران صدمات حافظه با وسایل کمک حافظه. 67

راهبردهای یادیار و مرور ذهنی در توان‌بخشی.. 76

یادیارها 76

جنبش‌های حرکتی به‌عنوان یک راهبرد کمک حافظه. 81

چقدر یادیارها در زمینه توان‌بخشی حافظه، موفق می‌باشند؟. 83

راهبردهای مرور ذهنی.. 86

یادگیری بدون خطا 95

بازیابی بافاصله (مرور ذهنی بسط یافته) 106

محو سرنخ‌ها 113

توان‌بخشی شناختی به کمک رایانه. 122

جمع‌بندی… 127

فصل 3: روش‌شناسی.. 130

مقدمه. 131

روش پژوهش…. 131

جامعه آماری… 131

نمونه آماری و شیوه نمونه‌گیری… 131

روش اجرای پژوهش…. 133

نرم‌افزار توان‌بخشی حافظه. 135

ابزارهای پژوهش…. 153

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 156

فصل 4: یافته‌های پژوهش…. 158

مقدمه. 159

توصیف داده‌ها 160

تجزیه و تحلیل داده‌ها 162

فصل 5: بحث و نتیجه‌گیری… 177

مقدمه. 178

بحث در مورد یافته‌های پژوهش…. 178

نتیجه‌گیری… 182

موانع اجرایی و محدودیت‌های پژوهش…. 185

پیشنهادهای پژوهش…. 186

فهرست منابع. 188

پیوست‌ها 219

چكیده پژوهش

هدف پژوهش، بررسی اثربخشی توان‌بخشی شناختی رایانه­ای بر عملکرد حافظه بیماران آسیب مغزی تروماتیک و ساخت یک برنامه رایانه‌ای توان‌بخشی حافظه بر اساس اصول یادگیری بدون خطا برای افراد مبتلا به آسیب­ مغزی بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه گواه و جامعه آماری كلیه بیماران دچار آسیب ‌مغزی مراجعه‌کننده به ‌متخصصان مغز و اعصاب شهركرد در پاییز ۱۳۹۳ بود. ۵۲ بیمار دچار آسیب ‌مغزی پس از احراز ملاک‌های ورود به پژوهش انتخاب و به­طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه جایگزین شد. گروه آزمایش، 30 جلسه با بهره گرفتن از نرم‌افزار توان‌بخشی حافظه، ‌آموزش دید و افراد گروه گواه مداخله‌ای دریافت نکرد و آموزش این گروه به ‌بعد از انجام پژوهش موکول شد. در این پژوهش از نمایه حافظه کاری (وکسلر، 1997)، پرسشنامه حافظه روزمره (ساندرلند، هریس و بدلی، 1983)، تکالیف سیالی کلمات (کرمی نوری، 1390) حافظه رویدادی (زارع و تاراج، 1389) و پرسشنامه حافظه آینده‌نگر و گذشته‌نگر (کرافورد، اسمیت، مایلور، دلاسالا و لوجی، 2003) در پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری، استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد تفاوت بین میانگین نمرات حافظه گروه آزمایش و گروه گواه در پس‌آزمون معنادار است (0001/0p<) و توان‌بخشی شناختی رایانه‌ای تأثیر معناداری بر عملکرد انواع حافظه بیماران دچار آسیب ‌مغزی دارد. همچنین معنادار نبودن تفاوت بین نمره­های پس‌آزمون و پیگیری را در گروه آزمایش حاکی از ماندگاری تأثیر توان‌بخشی شناختی رایانه‌ای بر عملکرد حافظه آینده‌نگر بیماران دچار آسیب ‌مغزی بود. نتیجه‌گیری: توان‌بخشی شناختی رایانه‌ای اثر چشمگیری بر بهبود عملکرد حافظه بیماران آسیب ‌مغزی دارد، بنابراین می­توان از آن به­عنوان روش مؤثر و مفیدی برای بهبود عملکرد حافظه این­گونه بیماران سود جست.

مقدمه

سالانه 10 میلیون نفر در جهان دچار آسیب مغزی تروماتیک (TBI)[1] می‌شوند (کوهلر[2] و همکاران، 2011) و در آمریکا، هر ساله 7/1 میلیون نفر دچار آسیب مغزی می‌شوند تگلیافری، کومپگنون، کورسیک، سروادی و کوراس[3] (2006) بر اساس مطالعات مختلف در کشورهای اروپایی، نرخ بروز سالانه TBI را 235 مورد در 100000 نفر محاسبه کردند. در ایران نیز آسیب مغزی از نظر مرگ‌ومیر دارای رتبه دوم است و یکی از علل ناتوانی‌های طولانی‌مدت و از کارافتادگی در افراد زیر 24 سال شناخته می‌شود (ابراهیمی فخار، مشیری و زند، 1386). هزینه‌های مستقیم (درمان) و غیرمستقیم (مثل از کار افتادگی) این موارد تنها در آمریکا 60 میلیارد دلار تخمین زده شده است (فینکل استین، کورسو و میلر[4]، 2006).

آسیب مغزی تروماتیک ممکن است در اثر برخورد سر با یک مانع، ضربه یا تکان شدید سر اتفاق افتد و عملکرد طبیعی مغز را مختل می‌سازد. شدت علائم و سطح ناتوانی پس از آسیب مغزی بستگی به‌شدت آسیب اولیه دارد، اما در اغلب موارد آسیب مغزی با عوارض جسمی، احساسی و شناختی همراه است. اختلالات حافظه، شایع‌ترین شکایت به دنبال آسیب به سر می‌باشند (کوهلر و همکاران، 2011). آمارها نشان می‌دهند 40 تا 60 درصد از بیماران آسیب مغزی، گرفتار اختلال حافظه می‌شوند و این مشکلات در صورت عدم مداخله نه‌تنها پایدار، بلکه ناتوان‌کننده و مقاوم به درمان می‌شوند (کوهلر و همکاران، 2011).

بیان مسئله

اختلالات حافظه، شایع‌ترین شکایت به دنبال آسیب به سر (کوهلر و همکاران، 2011)، سکته مغزی (چا و کیم[5]، 2013)، صرع (کورنهوف، بکسندیل، اسمیت و تامپسون[6]، 2012)، مولتیپل اسکلروزیس (پنر، اپویس و کاپوس[7]، 2008) و دیگر وضعیت‌های عصبی است. اختلالات حافظه ممکن است توانایی بیمار را در یادآوری رویدادهای گذشته (حافظه گذشته‌نگر) و برای انجام مقاصد آینده (حافظه آینده‌نگر) را تحت تأثیر قرار دهد (ون دن بروک، دانس، جانسون، دایوس و هیلتون[8]، 2000) پژوهش‌های نشان داده است که اختلالات شناختی، اثر منفی بر استقلال رفتاری و اجتماعی بیمار و شرکت فعال در برنامه‌های درمانی و توان‌بخشی دارد (کوهلر و همکاران، 2011). 40 تا 60 درصد از بیماران آسیب مغزی، گرفتار اختلال حافظه می‌شوند (کوهلر و همکاران، 2011). این مشکلات حافظه در صورت عدم مداخله نه تنها پایدار، بلکه ناتوان کننده و مقاوم به درمان می‌شوند.

در چند دهه اخیر، استفاده از روش‌های توان‌بخشی شناختی[9] برای کمک به بیماران آسیب مغزی رواج بسیار گسترده یافته است. توان‌بخشی شناختی، مجموعه ساخت یافته از فعالیت‌های درمانی طراحی شده برای آموزش مجدد حافظه و سایر عملکردهای شناختی فرد است که بر پایه ارزیابی و درک اختلالات مغزی و رفتاری بیمار می‌باشد (سیسرون[10] و همکاران، 2005) توان‌بخشی حافظه، بخشی از توان‌بخشی شناختی است. این توان‌بخشی، توسعه استراتژی‌های شناختی و رفتاری را تسهیل می‌کند که هدفشان تأثیر مثبت در بهبود ساختاری و عملکردی مغز آسیب دیده و بهبود کیفیت زندگی فرد می‌باشد (ولترز، استاپرت، برندز و ون هیوگتن[11]، 2010).

به‌طور سنتی، توان‌بخشی حافظه بر آموزش بیماران در استفاده از کمک‌های درونی (مانند روش‌های یادیار، مرور ذهنی و تصویرسازی ذهنی) و روش‌های بیرونی کمکی به حافظه (مانند استفاده از دفترچه یادداشت) متمرکز شده است پیشرفت‌های فن‌آوری استفاده از پیجرها (ویلسون، امسلای، کوریک، ایوانز و واتسون[12]، 2005) گوشی‌های تلفن همراه (وید و تروی[13]، 2001)، رایانه‌های شخصی جیبی (کیم، بروک، دودز، بون و پارک[14]، 2000)، ضبط صوت (وندن بروک و همکاران، 2000)، محیط مجازی (روز، 1999) و دستگاه‌های کمکی دیگر برای کاهش مشکلات برنامه‌ریزی و حافظه بیماران را تسهیل کرده‌اند.

شواهد نشان می‌دهد توان‌بخشی شناختی برای درمان اختلالات شناختی بعد از صدمه به مغز مفید است (سیسرون و همکاران، 2005). همچنین فدراسیون اروپایی انجمن‌های عصب‌شناختی، توان‌بخشی شناختی را برای افراد مبتلا به صدمات مغزی اکتسابی توصیه می‌کند (کاپا[15] و همکاران، 2005). برخی کارآزمایی‌های تصادفی کنترل‌شده[16] (RCTs) اثربخشی توان‌بخشی شناختی پس از آسیب‌های مغزی را نشان داده‌اند. این مطالعات به‌طور عمده بر توجه، عملکردهای اجرایی، تمرکز و غفلت بصری، تمرکز داشته‌اند اما توان‌بخشی حافظه، به اندازه کافی مورد پژوهش قرار نگرفته است (روهلینگ، فاوست، بورلی و دمکس[17]، 2009). بیشترین شواهد برای توان‌بخشی حافظه، گزارش طرح‌های تجربی تک موردی و آزمایش‌های بالینی کنترل‌شده است. چند مطالعه در این زمینه اثربخشی مداخلات توان‌بخشی را نشان می‌دهند. ویلسون و همکاران (2005) به بررسی یک وسیله کمک بیرونی به حافظه با نام نوروپیج[18] پرداختند و نشان دادند که این دستگاه شرکت‌کنندگان را قادر به دستیابی به بیشتر هدف‌ها مربوط به حافظه می کند. دورنهین و دهان (1998) گزارش دادند که بیمارانی که در برنامه‌های آموزشی حافظه شرکت داشتند به‌طور قابل‌توجهی بهتر از کسانی که در گروه شاهد شبه درمان قرار داشتند در انجام تکالیف حافظه عمل کردند، اما تفاوتی بین آزمودنی‌ها در حافظه روزمره مشاهده نشد. کاشل[19] و همکاران (2002) گزارش داده‌اند که روش‌های یادیار به میزان قابل‌توجهی یادآوری تأخیری مواد کلامی را افزایش می‌دهند و خطاهای حافظه را کاهش می‌دهند. به هر حال مطالعات مروری سیستماتیک در مورد توان‌بخشی حافظه، برای حمایت یا رد اثر این برنامه‌ها یافت نشد (مجید، لینکلن و ویمن[20]، 2002؛ دسنایر[21] و لینکلن، 2008) این عدم وجود شواهد کافی، شاید تا حدودی به دلیل کمبود طراحی آزمایشی کنترل‌شده باشد و باعث شده است که یک فرا تحلیل که اخیراً انجام شده به این نتیجه برسد که نتایج برای توان‌بخشی حافظه مخلوط و ضعیف هستند” (روهلینگ، فاوست و همکاران، 2009) این نویسندگان پیشنهاد کرده‌اند که لازم است محققان از اتکا به طرح‌های تک گروهی و تک مورد بکاهند و به سمت طرح‌های آزمایشی کنترل‌شده حرکت کنند (پتک، وندرلیندن و اشنایدر[22]، 2010).

از سوی دیگر، استفاده از نرم‌افزارهای رایانه­ای برای توان‌بخشی در طول دهه گذشته روز به روز افزایش یافته است. تعداد زیادی برنامه رایانه­ای برای توان‌بخشی یا بازآموزی شناختی منتشر شده است که ادعا می‌کنند همانند یا بهتر از روش‌های مداخله سنتی توان‌بخشی شناختی به بیماران کمک می‌کنند (برگمن[23]، 2002؛ گونتکووسکی، مک دونالد، کلارک و راوی[24]، 2002).

از این گذشته تاکنون پژوهشی در مورد اثربخشی توان‌بخشی شناختی بیماران آسیب مغزی چه به‌صورت سنتی و چه به‌صورت رایانه­ای در ایران صورت نگرفته است بنابراین این پژوهش با هدف بررسی تأثیر توان‌بخشی شناختی رایانه­ای بر عملکرد حافظه بیماران آسیب مغزی تروماتیک طرح‌ریزی و اجرا شد.

اهمیت و ضرورت پژوهش

آسیب مغزی هزینه‌های بسیار زیادی (از طریق دست دادن کارایی، مرخصی‌های استعلاجی و بازنشستگی زودهنگام) و از طریق هزینه‌های غیر پزشکی (به عنوان مثال، تغییر محیط خانه یا محل کار و غیره) بر سیستم بهداشت و درمان و خانواده تحمیل می‌کند. علاوه بر این، مراقبت غیررسمی توسط خانواده و دوستان می‌تواند هزینه‌های زیادی بر افراد مبتلا، تحمیل نماید. آسیب مغزی اغلب موجب اختلالات فیزیکی، شناختی و عاطفی می‌شود که در زندگی مستقلانه دخالت می‌کند و در عملکرد روانی اجتماعی و حرفه‌ای فرد اختلال ایجاد می‌کند (اشمن، گوردون، کنتور و هیبارد[25]، 2006) پیامدهای ضربه به سر به‌ویژه هنگامی که آن‌ها درمان نشوند، ناتوان کننده و بادوام، هستند، هدف از توان‌بخشی پس از آسیب مغزی بهبود عملکرد فیزیکی، شناختی و روان‌شناختی و همچنین کمک به افزایش استقلال فردی و بازگشت به اجتماع می‌باشد (سیسرون، موت، آزولای و فریل[26]، 2004) توان‌بخشی شناختی اغلب درمان انتخابی برای انواع اختلال است اگرچه توان‌بخشی شناختی عملکرد شناختی و روانی اجتماعی به‌طور مستقیم­تر، هدف قرار می‌دهد. بهبود در عملکرد شناختی می‌تواند به‌طور غیر مستقیم به بهبود عملکرد فیزیکی منجر شود. به عنوان مثال، بهبود در حافظه ممکن است رعایت دستورات داروی را تسهیل نماید. همچنین اختلالات حافظه ممکن است بر شرکت و همکاری بیمار در سایر مداخلات توان‌بخشی تأثیر گذارد. ایمنی در این بیماران نیز می‌تواند به خطر بیفتد و آسیب‌پذیری آن‌ها را در خانه (به عنوان مثال، فراموشی خاموش کردن اجاق گاز)، در جامعه (به عنوان مثال، فراموش کردن قوانین جاده) و محیط کار (به عنوان مثال، فراموش کردن اسناد مهم) افزایش دهد؛ بنابراین مشکلات حافظه اثر مخربی بر بهزیستی روان‌شناختی فرد بیمار و اطرافیان دارد (اسکیل و ادواردز[27]، 2001) و یافته‌ها و دستاوردهای این پژوهش می‌تواند به بهزیستی افراد دچار ضربه مغزی کمک کند.

تعداد صفحه :250

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد براساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله ای

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی

عنوان :

پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد براساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله ای

در دانشجویان دانشگاه آزاد

تابستان 94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان           صفحه

Contents

چکیده 1

فصل یکم: مقدمه پژوهش

مقدمه. 3

بیان مسأله. 6

اهمیت و ضرورت پژوهش…. 10

اهداف پژوهش…. 12

هدف اصلی.. 12

اهداف فرعی.. 12

فرضیه های پژوهش…. 12

تعریف متغیر ها 12

تعاریف مفهومی.. 12

فصل دوم: پیشینه تحقیق

بهزیستی روانشناختی و سلامت روان. 15

مکتب روانشناسی مثبت‌نگر. 19

حوزه‌ های اصلی روانشناسی مثبت‌نگر. 20

حوزه های تحقیقاتی روانشناسی مثبت نگر. 22

کاربردهای روانشناسی مثبت… 23

روان درمانی مثبت… 24

روان‌درمانی مثبت ودرمان وجودی (اگزیستانسیال). 25

درمان مثبت یا متمرکز بر راه حل یا متمرکز بر فرآیند.. 26

هدف روانشناسی مثبت‌نگر. 27

بهزیستی روانشناختی و مؤلفه‌های آن. 28

مدل ریف در خصوص بهزیستی روانشناختی.. 29

تعریف مقابله. 31

تدابیر و منابع مقابله ای.. 32

سبك مقابله مسأله مدار. 33

سبك های مقابله ای هیجان مدار. 34

مقابله های ناكار آمد و غیر مفید. 35

انواع مقابله و كاركردهای آن. 35

منابع یا عوامل بیرونی.. 36

مقابله رویكردی- شناختی.. 37

مقابله رویكردی- رفتاری.. 37

مقابله اجتنابی – شناختی.. 37

مقابله اجتنابی- رفتاری.. 38

کیفیت زندگی.. 38

تعریف کیفیت زندگی.. 39

کیفیت زندگی.. 40

اصول اساسی کیفیت زندگی.. 41

عوامل موثر بر کیفیت زندگی.. 43

ابعاد کیفیت زندگی.. 44

پیشینه‌ی پژوهشی.. 45

پیشینه داخلی.. 45

پیشینه خارجی.. 49

فصل سوم:روش پژوهش

روش تحقیق.. 53

متغیرها 53

جامعه آماری.. 53

حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 53

ابزارهای پژوهش…. 54

پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف…. 54

پرسشنامه سبك مقابله ای موس و بلینگز. 55

روش نمره گذاری پرسشنامه پاسخ های مقابله ای.. 55

پرسشنامه کیفیت زندگی.. 56

روش اجرای پژوهش…. 56

روش آماری تحلیل داده ها 56

فصل چهارم:یافته های پژوهش

یافته های توصیفی پژوهش…. 58

یافته های استنباطی پژوهش…. 60

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری

بحث و نتیجه گیری.. 72

بین بهزیستی روانشناختی با سبک مقابلهای رابطه وجود دارد. 73

بین بهزیستی روانشناختی با کیفیت زندگی رابطه وجود دارد. 74

محدودیتهای پژوهش…. 75

پیشنهادات… 75

پیشنهادات کاربردی.. 75

پیشنهادات پژوهشی.. 76

منابع.. 77

الف) فارسی.. 77

ب)منابع لاتین.. 79

پیوست… 81

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین پیش بینی بهزیستی روان­شناختی افراد بر اساس  کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله­ای در دانشجویان انجام شد. این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود.جامعه ی پژوهش را تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در سال تحصیلی 94-93 می باشد. نمونه ای به حجم 250 نفر(125پسر و 125 دختر) نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. آزمودنی ها به سه پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف)،سبک های مقابله ای(بلینگز) و کیفیت زندگی پاسخ دادند.دادهای پژوهش با شاخص های آمار توصیفی و نیز آمار استنباطی شامل تحلیل رگرسیون با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS-2l مورد تحلیل قرار گرفت.یافته های پژوهش نشان داد که سبک های مقابله ای کیفیت زندگی با هم توانایی پیش بینی بهزیستی روانشناختی را دارند. همچنین یافته ها نشان داد که بین بهزیستی با سبک های مقابله ای رابطه وجود دارد اما بین بهزیستی و کیفیت زندگی در دانشجویان رابطه معناداری دیده نشد. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت سبک های مقابله ای و کیفیت زندگی از متغییرهای پیش بین و مرتبط با بهزیستی روانشناختی می باشند که این نکته میتوان مورد توجه برنامه ریزی های سلامت روان قرار گیرند.

واژگان کلیدی:سبک های مقابله ای ،کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی.

مقدمه

در عصر حاضر علیرغم تمامی پیشرفت‌های علمی بواسطه‌ی این که جامعه‌ی امروزی بشر دستخوش تحولات سریع و همه جانبه بویژه از لحاظ فرهنگی و سبک زندگیست، بسیاری از افراد در مواجه با مشکلات و حتی در کنار آمدن با مسائل روتین زندگی خود، فاقد توانایی‌های لازم بوده و در برابر فشارهای روانی آسیب‌پذیر نموده، لذا نه تنها در معرض ابتلا به انواع اختلالات جسمی و روانی قرار دارند به علاوه مؤلفه‌هایی همچون بهزیستی[1]، رضایت از زندگی، امید،شادمانی،خوش‌بینی و سایر ویژگی های مثبت از این دست را که به عنوان سازه‌های مهم و شاخص های سلامت روان[2] در روانشناسی مثبت‌گرا[3] مطرح‌اند را کمتر تجربه می‌کنند. اغلب تحقیقات نیز به جای آنکه سلامت روان را بوسیله‌ی اثرات مثبت آن بررسی کنند، از طریق آسیب شناسی روانی، آن را ارزیابی می‌کنند (اینگرسول و همکاران[4]، 2001).این در حالیست که در روانشناسی علاوه بر اهمیتی که برای پیشگیری قائل می‌شویم به دنبال دستیابی به ویژگی‌ها و کیفیاتی هستیم که سالم، سازگار و در یک کلام مطلوب به شمار می‌آیند- مواردی که نمی‌توان صرفاً از طریق توجه محض به پیشگیری به آنها دست یافت- کما این که این طرز تلقی با تعریف کامل بهداشت روانی نیز مطابقت بیشتری دارد (اندرو اِ ساپینگتون[5]، 1986، ترجمه حمیدرضا برواتی، 1392).  مفهوم بهزیستی روانشناختی[6] به عنوان رویکردی که روانشناسی مثبت‌نگر به سلامت روان در سال‌های اخیر مطرح کرده بر ویژگی های مثبت و رشد توانایی های فردی تأکید داشته و در واقع بر سلامت ذهنی مثبت دلالت دارد(ریف و سینگر[7]،1998). ریف[8](1989) اظهار داشت که سلامت روانشناختی شامل آن چیزی است که فرد به لحاظ روانشناختی نیازمند فاکتورهای مختلف آن است تا با احراز آن بتواند سالم باشد.این خصایص با شخصیت سالم اریکسون موازی میباشد(ولیورا و بوسما[9]،2004(.بهزیستی روانشناختی در نتیجه ی ترکیب تنظیم هیجانی،ویژگی های شخصیتی،هویت و تجارب زندگی به وجود می آید و شناسایی مؤلفه‌های مؤثر در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی می‌تواند به فهم جنبه‌های مثبت و رفتارهای سازگارانه ی افراد مختلف جامعه کمک کند.(دستجردی و همکاران،1390). در این بین دانشجویان به عنوان قشر جوان جامعه جزء مهمترین سرمایه‌های انسانی هر کشور هستند که بخشی از بهترین سال‌های عمر خود یعنی سنین جوانی را صرف دوران تحصیل می‌کنند.بسیاری بسیاری از افراد وقتی که به مسیر زندگی خود فکر می­ کنندسال‌های تحصیل در دانشگاه را به صورت سال‌هایی سازنده و با نفوذتر از هر دوره‌ی دیگر بزرگسالی می‌دانند، این تعجب‌آور نیست چرا که سال‌های تحصیل در دانشگاه دوره توجه کردن کامل به کاوش ارزش‌ها، نقش‌ها و رفتارهای دیگر است (لورابرک، 2007، ترجمه یحیی سید محمدی، 1387).با توجه به اینکه دانشگاه و تجربه‌های استرس‌زای مرتبط با آن ممکن است در افزایش مشکلات روانی و رفتاری دانشجویان نقش داشته باشد و نهایتاً مانع از بهزیستی روانشناختی آنها و رشد و پیشرفتشان شود لذا پژوهش‌های بیشتری در خصوص شناخت عامل‌های مثبت و منفی مرتبط با سلامت روانشناختی دانشجویان مورد نیاز است تا بتوان مداخله‌های مؤثری برای افزایش بهزیستی آنها فراهم نمود. شناخت خصوصیاتی که ممکن است باعث تجربه‌های استرس زا در دانشجویان شود می‌تواند گام مهم در جهت توسعه‌ی این مداخله‌ها می‌باشد (بوریس، برچیتنگ، سالسمن و چارلسون[10]، 2009). از جمله مؤلفه‌های مهم در پیش بینی بهزیستی روانشناختی می‌توان شخصیت را نام برد چرا که ویژگی‌های شخصیتی افراد می‌تواند الگوهایی برای پیش‌بینی رفتار و حالت‌های روانی آنها فراهم آورد و تفاوت‌های فردی افراد عامل مهمی است که نشان می‌دهد چرا برخی از افراد بهتر از دیگران با شرایط و متغیرهای محیطی­کنار می‌آیند و از سطوح مختلف انگیزش، رضایت و سلامت روان برخوردارند (رولینسون و همکاران، 1988، به نقل از تقوا و عبدالهی، 1392). عوامل متعددی بر بهزیستی روانشناختی دانشجویان می تواند تأثیرگذار باشد از جمله کیفیت زندگی و سبک های مقابله ای در سبک های مقابله ای كه به طور كلی می توان آن ها را در سه گروه تقسیم بندی كرد : الف – عوامل شخصی ب -عوامل مربوط به دانشگاه ج – عوامل اجتماعی.نکته حائز اهمیت در رابطه با سلامت روانی این است که در چند سال اخیر سازه ها و مفاهیم متعددی با آن مورد مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است که در این میان می توان به سبک های مقابله ای و سبک هویت اشاره کرد.تاکید مطرح در سلامت روانی بر توانایی های مقابله ای ،به ویژه توانایی مقابله با فشار روانی بر توانایی های مقابله ای، به ویژه توانایی مقابله با فشار روانی به این دلیل است كه انسانها همواره در معرض فشار روانی هستند. اگر منبع فشار روانی كنترل و مهار نشود ، فرد در معرض بسیاری از بیماری های جسمانی و روان ی قرار می گیرد(ورلی و لیتینگ[11]، 2002) براساس نظر ( لازاروس[12] ،2000 به نقل از فتی و همكاران،1385) دو نوع مقابلة اصلی در برابر فشار روانی وجود دارد. در مقابلة مسأله مدار فرد بر عامل فشار آور متمركز می شود و سعی می كند اقدامات سازنده ای در راستای تغییر شرایط فشارآور یا حذف آن انجام دهد (فتی و همكاران، 1385).در مقابل در مقابلة هیجان مدار  فرد سعی می كند، پیامدهای هیجانی واقعة فشارآور را مهار كند. كاركرد اولیة مقابلة هیجان مدار تنظیم و مهار هیجانی عامل فشارآور است تا تعادل هیجانی فرد حفظ شود.(دافعی،1376).در رابطه با کیفیت زندگی نیز می توان گفت که جوانی یكی از مهم ترین دوره های زندگی افراد به خصوص دانشجویان می باشد كه سلامت روان آن ها تأثیر مثبتی بر سلامت اجتماعی و كیفیت زندگی آنان دارد. در این دوره افراد با تغییرات زیادی ازجمله تغییر در عواطف، احساسات، رفتار، وضعیت جسمی و اقتصادی- اجتماعی مواجه اند. همچنین به دلیل تغییرات در شرایط، سبك و محیط زندگی، دانشجویان در مقایسه با بزرگسالان با مشكلات روانی و اجتماعی بیشتری در زندگی دانشجویی خود روبه رو هستند.بنابراین پرداختن به این امر مهم تلقی می شود و پژوهشگر در این زمینه اقدام به بررسی پیش بینی بهزیستی روان­شناختی افراد بر اساس  کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله­ای در دانشجویان »دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه کرده است.

بیان مسأله

تقریبا 60سال قبل سازمان بهداشت جهانی، سلامت را به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفا بیمار نبودن تعریف کرد.سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن احساس بهزیستی[13] را نیز در برمی­گیرد احساس بهزیستی یا رضامندی از زندگی به ویژگی مهم روانی که فرد واجد سلامت می بایستی از آن برخوردار باشد اشاره دارد. احساس بهزیستی اصطلاحاً اینگونه تعریف می گردد: احساس مثبت و رضامندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه های مختلف شغل، خانواده و… است. بهزیستی روان شناختی به معنی قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. در دهه گذشته ریف و همکارانش الگوی بهزیستی روانشناختی[14] یا بهداشت روانی مثبت را رائه کردند. بر اساس الگوی ریف بهزیستی رواشناختی از 6عامل تشکیل می­شوند: پذیرش خود[15](داشتن نگرش مثبت به خود)، رابطه مثبت با دیگران[16](برقراری روابط گر و صمیمی با دیگران و توانایی همدلی)، خودمختاری[17](احساس استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای اجتماعی)، زندگی هدفمند[18](داشتن هدف در زندگی و معنا دادن به آن)، رشد شخصی[19](احساس رشد مستمر) و تسلط بر محیط[20](توانایی فرد در مدیریت محیط) (ریف و کینز[21]، 1995). الگوی ریف به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته است(چانگ و چن[22]،2005).

ریف این الگو را بر اساس مرور متون بهداشت روانی ارائه کرد و اظهار داشت مولفه­های الگو، معیارهای بهداشت روانی مثبت[23] است و این ابعاد کمک می­ کند تا سطح بهزیستی و کارکرد مثبت شخص را اندازه ­گیری کرد.بر اساس مطالعات در روان­شناسی مثبت نگر، رضایت از زندگی، رفاه و کیفیت بالای زندگی معمولا در افزایش بهداشت روانی و بهزیستی روان­شناختی موثر در نظر گرفته شده است(ویلنر[24]،2011).

ارزیابی مثبت فرد به نوبه خود می ­تواند بر سازش روان­شناختی وی تأثیر بگذارد، یعنی باعث افزایش بهزیستی روان­شناختی او شود.نتایج پژوهش ها نشان می­دهد که بسیاری از حیطه های کیفیت زندگی با سلامت روان­شناختی همبستگی معنادار دارد.کیفیت زندگی تحت تأثیر سلامت فیزیکی فرد، وضعیت روان­شناختی، ارتباطات اجتماعی و ارتباط آنها با عوامل برجسته محیط آنان قرار می­گیرد.پژوهش ها نشان دادند کیفیت زندگی در هماهنگی روابط بین فردی، زندگی راحت، سلامت روانی و فردی، غلبه بر محدودیت­ها و دستیابی به کنترل و کاهش درد و رنج و به طور کلی بهزیستی روان­شناختی تأثیر دارد. همچنین بر اساس مطالعات ویلنر[25](2011) در رونشناسی مثبت­نگر، رضایت از زندگی، رفاه و کیفیت بالای زندگی معمولی در افزایش بهداشت روانی و بهزیستی روان­شناختی موثر در نظر گرفته شده است(ویلنر، 2011).

کیفیت زندگی از نظر کالمن، گستردگی و انبساط آرزو است که از تجارب زندگی ناشی می­شود و از نظر فرانس و پاورس[26]، کیفیت زندگی، ادراک فرد از رفاه است که به نظر می­رسد از رضایت یا عدم رضایت در حیطه های اصلی زندگی ناشی می­شود. به عقیده تستا[27] کیفیت زندگی، ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی را دربرمی­گیرد که محدود به تجارب، اعتقادات و انتظارات و ادراک فرد است. کیفیت زندگی درکی است که افراد از موقعیت­شان در زندگی،در زمینه فرهنگی و سیستم­های ارزشی دارند و با اهداف، آرزوها و استانداردهای آنها در ارتباط است (بارباتو، گویلمن و چو،2001). کیفیت زندگی مفهوم وسیعی است که همه ابعاد زندگی از جمله سلامت را دربرمی­گیرد و چیزی بیش از سلامت جسمانی است و شامل احساس سالم بودن، سطح رضایت­مندی و وجود حس کلی خودارزشمندی است، مفهومی انتزاعی و پیچیده شامل زمینه های گوناگونی که تمام آنها در رضایت شخصی سهم دارند؛ گاهی اوقات کیفیت زندگی معادل رضایت از زندگی تعریف می­شود و شامل طیف وسیعی از رضایت افراد از کلیه مسائل زندگی خود می باشد. کیفیت زندگی با بهداشت روانی افراد ارتباط دارد و به بیان حالات و تغییرات و توانایی­های افراد و میزان رضایت افراد از عملکردهای زندگی می ­پردازد (اندیکوت ، نی و هریسون، 1993). پژوهش ها وجود رابطه بین کیفیت زندگی و ابعاد سلامت، اعم از جسمی، محیطی و روان­شناختی را ثابت کرده­اند(مکوندی و زمانی،1389).

سازه مطرح در کیفیت زندگی، راهبرد مقابله است که روانشناسی سلامت برای مهارت مقابله­ای در سلامت جسمانی و روانی اهمیت زیادی قائل است و آن را به عنوان گستره­ترین موضوع مطالعات در روانشناسی معاصر و یکی از مهم­ترین عوامل روانی و اجتماعی می­داند (سامرفیلد و مک کرا، 2000). ویتمن[28](به نقل از والتون[29]) بیان می­ کند که استرس افراطی می ­تواند برای عملکرد آموزشگاهی دانشجویان مضر باشد.افراد در دانشگاه آریاه وسیعی از وقایع استرس­زا را تجربه می­ کنند(هاد و همکاران،2000) با توجه به منابع زیادی که برای استرس دانشجویان وجود دارد و تأثیرات تهدیدکننده ­ای که استرس می ­تواند بر سلامت و کیفیت زندگی داشته باشد، آنچه می ­تواند این اثرات را تعدیل کرده و دانشجویان را از تأثیرات منفی استرس رها کند نوع راهبرد اتخاذ شده برای مقابله با آن است. مهارت­های مقابله روش­های خاصی هستند که افراد به شرایط استرس­زا پاسخ می­دهند(موربرگ[30] و همکاران،2001).

فولکمن و لازاروس مقابله را فرآیندی پیچیده می­دانند که با توجه به ارزیابی­هایی که فرد از موقعیت استرس­زا و فشارهای آن موقعیت دارد، تغییر می­ کند و تلاش­های رفتاری شناختی فعال فرد را دربرمی­گیرد. پژوهشگران معتقدند که بیشتر مردم ترجیح می­اهند تا از روش­های مقابله­ای خاصی در موقعیت­های استرس­زا استفاده کنند که در واقع مجموع این راهبردها، مهارتهای مقابله­ای فرد را شکل می­دهد(حمید، یو و لانگ، 2003).

اندلر و پارکر[31] (1990) بر اساس تحقیقی به منظور بررسی فرایند مقابله عمومی ، افراد را بر حسب سه نوع اساسی مهارت مقابله متمایز می‌کنند : مهارت مقابله مسأله مدار[32] ، مهارت مقابله هیجان مدار[33] و مهارت مقابله اجتنابی[34] .

مهارت مقابله مسئله مدار شیوه­هایی را توصیف می‌کند که بر اساس آن فرد اعمالی را که باید برای کاهش یا از بین بردن یک عامل تنیدگی زا انجام دهد ، برنامه ریزی می‌کند؛ راهبردهای مقابله‌ای هیجان مدار عبارتند از تنظیم پاسخ هیجانی فرد در برابر مسأله ؛ در صورتی كه موقعیت یا رویداد ، غیرقابل تغییر باشد و یا فرد چنین تصوری داشته باشد در این حالت از راهبرد هیجان مدار استفاده می نماید ( بند و درایدن[35] ، ۲۰۰۴) . مهارت مقابله اجتنابی مستلزم فعالیت ها و تغییرات شناختی است که هدف آنها اجتناب از موقعیت تنیدگی‌زا می‌باشد . در این حالت فرد به دنبال برگرداندن آرامش به هم خورده ای است که به خاطر موقعیت فشارزا ، به وجود آمده است و کوشش می کند تا خود را از آشفتگی‌های موجود برهاند (کلینکه ، 1387)

درک واکنش­ها و راهبردهای مقابله و تأثیر آن بر کیفیت زندگی حوزه­ای است که برای همه اهمیت دارد. مهارتهای مقابله به طور معنادار با کیفیت زندگی مرتبط بوده است. افرادی که از نظر هیجانی دارای اشتغال ذهنی بودند یا آنهایی که رویکرد مقابله­ای غیرفعال­تر را برای مقابله به کار می­بردند سطوح پایین­تر کیفیت زندگی را گزارش می­دادند(تاچمن، 2007).پیترز و همکاران(2008) نشان دادند که راهبردهای مقابله­ای واکنش هیجانی و اجتنابی با کیفیت پایین زندگی مرتبط هستند. پژوهش­های اخیر نشان داده­اند که نوع راهبردهای مقابله مورد استفاده به وسیله فرد بهزیستی روان­شناختی را تحت تأثیر قرار می­دهد. آریندل[36] و همکاران(2003) دریافتند در بررسی رابطه بین بهزیستی روان­شناختی و سلامت عمومی به این نتیجه رسیدند که با افزایش بهزیستی روان­شناختی سلامت عمومی نیز تحت تأثیر قرار گرفته و افزایش می­یابد.ایرلند و ایرلند(2005) نیز نشان دادند که مهارتهای مقابله­ای نقش پیش ­بینی کننده ­ای در سلامت روان­شناختی دارد.

با توجه به الگوی فولکمن و لازاروس در فرآیند مقابله، فرد با بهره گرفتن از راهبرد مقابله­ای مسئله­مدار از مهارتهای شناختی برای حل مشکل استفاده می­ کند، یعنی راه های مقابله با مشکل بررسی شده و در واقع با یافتن راه حل مناسب برای مشکل رضایت روان­شناختی شناختی برای فرد فراهم می­شود(لازاروس و فولکمن،1984) که حوزه شخصی رضایت و افزایش کیفیت زندگی  و به دنبال آن بهزیستی روان­شناختی می ­تواند محصول این فرآیند مقابله­ای باشد و نیز استفاده از راهبرد مقابله­ای کارآمد مسئله­مدار موجب کاهش تنش در افراد می­شود(پرلاین و اسکولار،1999) که وجود سطح تنش پایین هم موجب استفاده مناسب از مهارتهای شناختی و افزایش آرامش روانی در برخورد با مشکل می­شود و در نتیجه رضایت بیشتری را برای فرد فراهم می­سازد و در نتیجه باعث افزایش بهزیستی روان­شناختی در افراد می­گردد.

این پژوهش با هدف قرار دادن جامعه دانشجویان، قشری که استرس­های زیادی را تحمل می­ کنند،که در پژوهش­های مختلفی مانند شریفی1383و بیاتی و همکاران(1387)  تایید شده است و همچنین توجه به متغیر کیفیت زندگی و نقش آنها در پیش بینی بهزیستی روانشناختی قصد دارد بینش جدیدی را در خصوص موضوع مورد مطالعه بدست آورد.بنابراین هدف پژوهش حاضر «پیش بینی بهزیستی روان­شناختی افراد بر اساس  کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله­ای در دانشجویان »دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه است.

اهمیت و ضرورت پژوهش

پژوهش­های زیادی درخصوص رابطه مهارتهای مقابله و کیفیت زندگی انجام شده است و پیامدهای ناخوشایند آن انجام شده است. پژوهش­هایی نیز در خصوص نوع شیوه اتخاذ شده برای مقابله با استرس و نتایج هر کدام از آنها انجام شده است. اما بشتر این پژوهش­ها در جمعیت­های دارای بیماری خاص و در عین حال در جامعه­ای غیر از جامعه ایران انجام شده است.

کیفیت زندگی به واسطه نقشی که در سلامت روانی افراد دارد از اهمیت زیادی برخوردار است به خصوص اینکه یکی از عواقب عمده کاهش کیفیت زندگی را افزایش مشکلات روان­شناختی ذکر کرده­اند.

امروزه دانشجویان به دلیل نقش مهمی که در اداره آینده کشور دارند یکی از قشرهای مهم جامعه به شمار می­آیند. چون این قشر از جامعه است که در آینده متخصصان در زمینه ­های گوناگون علمی، فنی و هنری بوده و مدیران اصلی در اداره کشور و هدایت سایر اقشار جامعه به سمت کمال و اهداف کشور هستند.منابع مقابله نامناسب ممکن است به نتایج اجتماعی ضعیف مانند عملکرد آموزشگاهی، مشکلات رفتاری، افسردگی، خودکشی، اختلالات خوردن و خشونت منجر شود و در نهایت موجب پایین آمدن کیفیت زندگی و بهزیستی روان­شناختی می­شود. دانشجویانی که از مقابله شناختی استفاده می­ کنند اقدامات هدفدار و مسئله­مدار را برای حل مسئله، سازمان­بندی مجدد ذهنی از مسائل و کوشش در تغییر موقعیت با تأکید بر مسئله برنامه ­ریزی و حل مسئله انجام می­دهند.

از طرف دیگر برآورده کردن انتظارات آموزشگاهی و وظایف گوناگون شغلی و گاها متأهل بودن برخی از آنان ممکن است که آنها را با فشار روانی موجه کرده و کیفیت زندگی آنها را به طور منفی تحت تأثیر قرار دهد و رضایت زندگی و بهزیستی روانشناختی این افراد را پایین آورد. با توجه به اینکه    پژوهش­های انجام شده نمایانگر بروز برخی حالات و رفتارهای نامساعد روان­شناختی نظیر اضطراب، افسردگی در محیط دانشگاهی هستند.با توجه به اینکه قسمت اعظمی از نیروی انسانی ما را جوانان تشکیل می دهند، و یکی از بهترین قشرهای جوانان دانشجویان می باشد، شناخت ویزگی های روانی و تاثیر مداخلات رانپزشکی و مشاوره ای در این افراد در سطح دانشگاه ها پدیده ای نوین می باشد ،بنابراین شناخت عواملی که بتواند کیفیت زندگی این قشر را افزایش دهد مهم تلقی شده و باید مورد تأیید قرار گیرد.

تعداد صفحه :98

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی قبل و بعد از جراحی پلاستیک

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد شیراز

پایان نامه برای اخذ درجه کارشناسی ارشد (M.Sc.)

رشته و گرایش:

روانشناسی بالینی

عنوان:

بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی قبل و بعد از جراحی پلاستیک

شهریورماه 94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان صفحه
فهرست شکل ها ……………………………………………………………………….. ح
فهرست جدول ها …………………………………… ط
چکیده ………………………………………… ی
فصل اول: کلیات تحقیق  
1-1 مقدمه …………………………………… 1
1-2 بیان مسأله ……………………………………………………………………………………………………………………………. 2
1-3 ضرورت انجام تحقیق …………………………………………………………………………………………………………… 4
1-4 اهداف پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………… 4
1-5 فرضیات پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………… 4
1-6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها ………………………………………………………………………………………… 5
1-6-1 تعاریف نظری متغیرها ………………………………………………………………………………………………. 5
1-6-1-1 بهزیستی روانشناختی ………………………………………………………………………………….. 5
1-6-1-2 نگرانی از تصویر بدنی …………………………………………………………………………………… 5
1-6-1-3 جراحی پلاستیک …………………………………………………………………………………………. 5
1-6-2 تعریف عملیاتی متغیرها …………………………………………………………………………………………… 5
1-6-2-1 بهزیستی روانشناختی ………………………………………………………………………………….. 5
1-6-2-2 نگرانی از تصویر بدن ……………………………………………………………………………………. 5
1-6-2-3 جراحی پلاستیک …………………………………………………………………………………………. 6
   
فصل دوم: مروری بر تحقیقات انجام شده  
2-1 مبانی نظری ………………………………………………………………………………………………………………………….. 7
2-1-1 بهزیستی روانشناختی ………………………………………………………………………………………………. 7
2-1-1-1 الگوی پزشکی (سلامت، بیماری روانی) ………………………………………………………. 11
2-1-1-2 الگوی طبیعی ………………………………………………………………………………………………. 12
2-1-1-3 الگوی کلی نگر …………………………………………………………………………………………….. 13
2-1-2 دیدگاه رایان و دسی …………………………………………………………………………………………………. 13
2-1-2-1 رویکرد لذت گرایی ………………………………………………………………………………………. 13
2-1-2-2 رویکرد فضیلت گرایانه …………………………………………………………………………………. 14
2-1-3 مدل ریف ………………………………………………………………………………………………………………….. 14
2-1-4 مدل کیز …………………………………………………………………………………………………………………… 17
2-1-5 مدل سلامت روانی کامل ………………………………………………………………………………………….. 19
2-2 نگرانی از تصویر بدنی …………………………………………………………………………………………………………… 20
2-2-1 عوامل موثر در شکل گیری تصویر بدنی از خود ……………………………………………………… 23
2-2-2 تأثیر جنسیت بر تصویر بدنی از خود ……………………………………………………………………….. 23
2-2-3 تأثیر تصویر بدنی مثبت از خود بر انسان …………………………………………………………………. 24
2-2-4 تأثیر تصویر بدنی منفی بر انسان ……………………………………………………………………………… 24
2-3 جراحی زیبایی (جراحی پلاستیک) ……………………………………………………………………………………… 29

2-3-1 قدیمی­ترین جراحی پلاستیک ………………………………………………………………………………….

29

2-3-2 عصر طلایی جراحی پلاستیک در قرن­های اخیر ……………………………………………………..

30
2-3-3 انواع جراحی پلاستیک …………………………………………………………………………………………….. 33
2-3-3-1 جراحی بینی ……………………………………………………………………………………………….. 33
2-3-3-2 تزریق بوتاكس …………………………………………………………………………………………….. 33
2-3-3-3 پیوند مو ………………………………………………………………………………………………………. 34
2-3-3-4 تزریق چربی ………………………………………………………………………………………………… 34
2-3-3-5 جراحی سینه ………………………………………………………………………………………………. 35
2-3-3-6 جراحی شكم ……………………………………………………………………………………………….. 35
2-4 تحقیقات انجام شده ……………………………………………………………………………………………………………… 35
2-4-1 پیشینه خارجی …………………………………………………………………………………………………………. 35
2-4-2 پیشینه داخلی ………………………………………………………………………………………………………….. 38
2-5 نتیجه گیری  ………………………………………………………………………………………………………………………… 43
   
فصل سوم: مواد و روش­ها  
3-1 روش پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………….. 44
3-2 جامعه پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………… 44
3-3 محیط پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………… 44
3-4 نمونه پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………….. 44
3-5 حجم نمونه و روش محاسبه آن …………………………………………………………………………………………… 44
3-6 معیارهای ورود و خروج ………………………………………………………………………………………………………… 44
3-7 ابزار گردآوری اطلاعات …………………………………………………………………………………………………………. 45
3-7-1 مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (PWBS) ………………………………………………………. 45
3-7-1-1 مؤلفه های پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف ……………………………………… 45
3-7-1-2 طریقه نمره گذاری پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ………………………………… 45
3-7-1-3 روایی و پایایی پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ………………………………………… 46
3-7-2 پرسشنامه­ی چند بعدی روابط بدن – خود …………………………………………………………….. 46
3-7-2-1 روش نمره گذاری پرسشنامه روابط چند بعدی بدن – خود ………………………. 46
3-7-2-2 روایی و پایایی پرسشنامه روابط چند بعدی بدن – خود ……………………………. 47
3-8 روش گردآوری اطلاعات ……………………………………………………………………………………………………. 47
3-9 روش تجزیه و تحلیل داده­ ها ……………………………………………………………………………………………… 47
3-10 محدودیت­های پژوهش ………………………………………………………………………………………………………. 47
3-11 ملاحظات اخلاقی ………………………………………………………………………………………………………………. 48
   
فصل چهارم: نتایج  
4-1 یافته­ های توصیفی ………………………………………………………………………………………………………………… 50
4-2 یافته­ های استنباطی ……………………………………………………………………………………………………………… 52
   
فصل پنجم:  بحث و نتیجه گیری  
5-1 بحث ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 55
5-2 نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………………………………. 56
5-3 پیشنهادهای پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………. 57
فهرست منابع
پیوست ها  
پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف ………………………………………… 73
پرسشنامه نگرانی تصویر بدنی  77
چکیده انگلیسی …………. 80

چکیده

هدف: تحقیق نیز با هدف مقایسه­ دو مؤلفه­ی بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی قبل و بعد از جراحی پلاستیک و اینکه جراحی پلاستیک موجب افزایش بهزیستی روانشناختی می شود مورد بررسی قرار می­گیرد. همچنین قصد دارد تا میزان استفاده از جراحی پلاستیک در افزایش بهزیستی روانشناختی و میزان استفاده از جراحی پلاستیک در کاهش نگرانی تصویر بدنی و میزان استفاده از جراحی پلاستیک در بهبود مؤلفه­ های بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی را مورد بررسی قرار دهد.

روش اجرا: با توجه به موضوع پژوهش، روش تحقیق از نوع علیّ _ مقایسه­ای می باشد. جامعه آماری را کلیه زنان متقاضی جراحی پلاستیک را تشکیل می دهد که 40 زن مراجعه کننده به جراح پلاستیک به عنوان نمونه آماری از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش از مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف که در سال 1989 توسط کارول ریف و پرسشنامه چند بعدی روابط بدن – خود که به وسیله کش و همکاران در سال (1986 و 1987) برای ارزیابی تصویر ذهنی از جسم ساخته شده و فرم نهایی آن در سال 1997 آماده شده است بر روی آنها اجرا گردید.

نتایج: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می­دهد که عمل جراحی پلاستیک موجب بهبود مؤلفه های بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی شده است. همچنین جراحی پلاستیک موجب افزایش بهزیستی روانشناختی می­شود. همچنین جراحی پلاستیک موجب کاهش نگرانی تصویر بدنی می­شود.

واژه­های کلیدی: بهزیستی روانشناختی، نگرانی تصویر بدنی، جراحی پلاستیک.

فصل اول:  کلیات تحقیق

1-1 مقدمه

سازمان بهداشت جهانی سلامت را به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفاً بیمار نبودن تعریف می­ کند. سلامتی یک مفهوم چندبعدی است که علاوه بر بیمارنبودن، احساس شادکامی و بهزیستی را نیز در بر می­گیرد و باعث می­شود عملکرد در زندگی اجتماعی و رضایت از زندگی نیز افزایش یابد. بهزیستی روانشناختی1 شش مؤلفه دارد: پذیرش خود، هدف و جهت گیری در زندگی، رشد شخصی، تسلط بر محیط، خودمختاری و روابط مثبت با دیگران خلاصه اینکه عدم وجود حوادث و احساسات نامطلوب نیست که عامل خوشبختی است، بلکه نحوه­ی کنار آمدن با این مسائل ناگوار و چگونگی برخورد با آنهاست که تعیین کننده­ بهزیستی فرد است. (ریف2،1998).

مفهوم فرد از بدن خویش بخش مهمی از خودپنداره او می­باشد. بدن قابل مشاهده­ترین قسمت خود و خودآگاهی فرد است. (کَش، فلیپس، سانتوس و هرابوسکی3، 2004 )

تصویر بدنی4 تجسم درونی ظاهر بیرونی فرد است که این بازنمایی ابعاد جسمانی، ادراکی و نگرشی را در بر می­گیرد. (بروزسکسی و بایر5، 2005) ابعاد اصلی این نگرش شامل مؤلفه­ های ارزیابی، سرمایه گذاری فرد در برخورد با طرحواره­های ظاهر و عواطف است که اهمیت ظاهر درونی سازی شده را نمایان می­ کند. (کَش، فلیپس، سانتوس و هرابوسکی، 2004)

امروزه جراحی زیبایی6 بهبود ظاهر فردی است که دارای نابهنجاری است و به عنوان یکی از شایع ترین اعمال جراحی در سطح جهان مطرح است که میزان بهره­ گیری از آن رو به فزونی است. (هانگ7، 2004) زمانی که انسان­ها در می­یابند خصوصیات فیزیکی آنها مطابق با آن هنجارهای زیبایی نیست ممکن است دچار رنجش شده و جراحی را به عنوان راه حل نهایی در نظر بگیرند. (هیلهورست8، 2002)

جراحی پلاستیک2 عملی است که روی یکی از اعضا یا چند عضو به منظور تغییر در آن قسمت و با هدف زیباتر کردن به کار می­رود ولی چه بسا که عوارض وحشتناک و جبران ناپذیری به بار می­آورد. عمل جراحی پلاستیک بیشتر روی نقاط شکم، برای کوچک کردن سینه و سفت کردن و جلوگیری از افتادگی قسمت­های مختلف بدن و جراحی بینی انجام می­شود که عوارض خطرناکی دارد. امروزه به دلیل علل متعدد و تأکید بر بعضی استانداردهای زیبایی (خواه درست، خواه نادرست) وضع ظاهر از اهمیت فوق العاده­ای برخوردار شده است، بسیاری از افراد هر رنج و سختی را به خاطر آن به جان می­خرند و اغلب با افراد غیر متخصصی روبه رو می­شوند که تنها هدفشان سودجویی است و خسارت­های جبران ناپذیری را متحمل    می­شوند. تصویر بدنی به صورت تجسم­های درونی از جنبه­ های ظاهری بدن تعریف می­شود و مفهوم تصویر بدنی ثابت نیست و جوهره­ای پویا دارد. تصویر آرمانی فرد در اثر متغیرهایی مانند بازنمایی رسانه­ها، رسوم فرهنگی و نگرش­های دوستان تغییر می­ کند. این تغییر دیدگاه­ها به طور معمول با تغییر احساس­ها و افکار همراه است و حتی در موقعیت­های مشخص به تغییر رفتار می­انجامد. بنابراین این تحقیق نیز با هدف مقایسه­ دو مؤلفه­ی بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی قبل و بعد از جراحی پلاستیک و اینکه جراحی پلاستیک موجب افزایش بهزیستی روانشناختی می­شود مورد بررسی قرار می­گیرد.

1-2 بیان مسأله

بهزیستی روانشناختی در دو دهه اخیر در ادبیات پژوهشی به وفور مورد بررسی قرار گرفته است و دامنه مطالعات آن از حوزه­ زندگی فردی به تعاملات اجتماعی کشیده شده است. (کول1،2002) در راستای تعریف این سازه­ی مفهومی، گلداسمیت، ویوم و دریتی2 (1997) عقیده دارند که بهزیستی روانی شامل دریافت­های فرد از میزان هماهنگی بین هدف­های معین و ترسیم شده با پیامدهای عملکردی است که در فرایند ارزیابی­های مستمر به دست می­آید و به رضایت درونی و نسبتاً پایدار در توالی زندگی منتهی می­شود. بهزیستی، اشاره به حسی از سلامتی دارد که آگاهی کامل از تمامیت و یکپارچگی در تمام جنبه­ های فرد را در بر می­گیرد.

بهزیستی روانی شامل ارزش­های شناختی افراد از زندگی می­شود. آنها، شرایط خود را كه به انتظارات، ارزش­ها و تجارب قبلی شان وابسته است ارزش­گذاری می­كنند. بهزیستی روانی، جزو روان شناختی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی در حیطه­ی رفتارهای هیجانی، عملکردهای روانی و ابعاد سلامت روانی تعریف شده و شامل دو بخش است. اولین بخش آن قضاوت شناختی درباره­ی این که چه طور افراد در زندگی­شان در حال پیشرفت هستند و دومین بخش آن، سطح تجربه­های خوشایند است. برخی از محققان، بهزیستی روان شناختی را از نظر مؤلفه­ها یا فرایندهای ویژه نظیر فرایندهای عاطفی مفهوم سازی می­ کنند. (روتمن، کریستین و ویزینگ1، 2003)

گرایش به زیبایی کاملاً طبیعی و مشترک بین تمامی انسان­ها است. اما امروزه به زیبایی به عنوان یک پدیده اجتماعی به مرحله ظاهرپرستی و خودنمایی رسیده است. این موضوع در جامعه روز به روز در حال گسترش است. در یکی از نمودهای این گرایش، آمار زیاد جراحی­های زیبایی است که در کشور صورت می­گیرد. (میرساردو، کلدی و عطایی، 1389)

جراحی­های زیبایی که یکی از آخرین دست آوردهای انسانی برای خلق زیبایی است، رشد  فزاینده­ای داشته است. تنها در ایالات متحده آمریکا میزان جراحی ها طی یک دهه (1994-1984) دو برابر شده است و در سال 1993 از هر 35 جراحی صورت گرفته در این کشور، یک جراحی زیبایی بوده است (گیلمن2، 1999)

نگرش زنان در جامعه ما به زیبایی ظاهری بیشتر اهمیت می­ دهند و همین امر می تواند باعث پیامدهای سوء برای سلامت روانی و جسمانی آنها شود. در گذشته کسانی که بینیشان را جراحی می­کردند، علاوه بر اینکه تعدادشان محدود بود، بینیشان عیب شاخصی نیز داشت اما امروزه مجموعه ­ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باعث شده افراد زیادی فارغ از جنسیت و زشتی یا زیبایی، تنها به این امید که تغییر کنند دست به چنین کاری می­زنند. بسیاری از مراجعه کنندگان عمل زیبایی، راه خود را در زندگی گم کرده­اند و از زندگی ناراضی هستند بنابراین نخستین تغییری که به ذهنشان می­رسد این است که چهره شان را تغییر بدهند تا شاید در کار و زندگیشان تغییری ایجاد شود. بسیاری از آنان اگر توان مالیشان هم اجازه ندهد باز هم به طریقی که شده این کار را انجام می­دهند. (مشیرزاده، 1390)

از طرف دیگر، بسیاری از متخصصان و پزشکان اعلام کرده­اند که هرگونه جراحی زیبایی دارای تبعاتی است که در بسیاری از موارد جبران ناپذیر نیز هست ضمن این که در کشورهای توسعه یافته که صاحبان این علم هستند، تعداد کمتری از افراد رغبت برای انجام چنین عمل­هایی دارند یا حداقل با وسواس بیشتری این کار را انجام می­ دهند (جونز و هییس1،2009 ).

یکی از عوامل انجام جراحی­های زیبایی نگرانی از تصویر بدنی می­باشد. جهان معاصر توأم با  پیشرفت­ها و رشد عقلانی که در بطن خود ایجاد کرده توجه خود را بر مسائل شخصیتی انسان متمرکزتر کرده است. مسائلی که شاید 100 سال پیش از این، موضوعاتی پیش پا افتاده و غیر مهم تلقی می­شده است. از جمله مسائل مورد بحث شخصیتی انسان که قبلاً کمتر به آن پرداخته شده است تصویر بدنی است. تصویر بدنی بیانگر نگرش فرد از خود همراه با احساسات و افکاری است که می ­تواند تغییر دهنده رفتار او در شرایط گوناگون و در جهان مثبت یا منفی باشد.

لذا در بررسی حاضر به دنبال پاسخ علمی به این پرسش بودیم که آیا عمل جراحی پلاستیک موجب بهبود مؤلفه­ های بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی شده است؟ آیا جراحی پلاستیک موجب افزایش بهزیستی روانشناختی می­شود؟ و آیا جراحی پلاستیک موجب کاهش نگرانی تصویر بدنی می­شود؟

1-3 ضرورت انجام تحقیق

امروزه جراحی های زیبایی به عنوان یكی از شایع ترین اعمال جراحی در سطح جهان مطرح است كه میزان بهره­ گیری از آن رو به فزونی است. (هانگ2، 2004) هدف اصلی جراحی زیبایی بهبود ظاهر فردی است كه دارای ظاهری نابهنجار باشد. زمانی كه انسان­ها در می­یابند خصوصیات فیزیكی آنها مطابق با آن هنجارها نیست، ممكن است دچار رنجش شده و جراحی را به عنوان راه حل نهایی در نظر بگیرند. (هیلهورست، 2002) جراحی زیبایی اكنون تبدیل به یك عامل فریبنده و وسیله­ای برای تجمل گرایی افراد مختلف شده است و این امر سبب پایه­ریزی انتظارات غیر واقعی در افراد و مخدوش شدن حقایق در مورد ماهیت واقعی آن گردیده است.

ارزشیابی­های روانپزشکی بر روی کسانی که خواهان زیبایی بودند نخستین بار در دهه­های 1940 و 1950 گزارش شدند. این گزارش­ها بیش­تر بازتاب دهنده گرایش­های روانکاوی در روانپزشکی آمریکا بودند. پژوهش­هایی که به بررسی وضعیت روانشناختی بیش از جراحی زیبایی پرداخته­اند یا به مصاحبه بالینی بسنده کرده و یا از مقیاس­های روانشناختی برای ارزیابی آسیب شناسی روانی بهره برده­اند، آسیب شناسی روانی چشمگیری را در بیماران جراحی زیبایی گزارش نموده ­اند.

گرین و پریچارد1 (2003) در مطالعه خود بیان کردند که نارضایتی و نگرانی نسبت به بدن و اشتغال ذهنی به تغییر دادن آن در بین جوانان داوطلبی جراحی زیبایی بیشتر مشاهده می­شود. (گرین و پریچارد، 2003)

نتایج تحقیق حاضر می ­تواند در مراکز روان درمانی، متخصصین روان شناسی، دانشکده­ها و دانشگاه های روان شناسی و مراکز پژوهشی مورد استفاده و بهره­وری قرار گیرد. کاهش درگیری متخصصان جراحی پلاستیک با مراجع قانونی با ارجاع افراد دچار مشکلات روانشناختی به منظور درمان به روانشناس و آگاهی افراد از مشکل روانشناختی احتمالی خود و مراجعه به روانشناس و جلوگیری از درگیر شدن با افراد سودجو غیرمتخصص و خسارات جبران ناپذیر است. کاهش هزینه­هایی که صرف جراحی­های مکرر می­شود.

1-4 اهداف پژوهش

هدف اصلی پژوهش مقایسه­ دو مؤلفه­ی بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی قبل و بعد از عمل جراحی پلاستیک است.

1-5 فرضیات پژوهش

جراحی پلاستیک موجب افزایش بهزیستی روانشناختی می­شود.

جراحی پلاستیک موجب کاهش نگرانی تصویر بدنی می­شود.

عمل جراحی پلاستیک موجب بهبود مؤلفه­ های بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی شده است.

1-6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها:

1-6-1 تعریف نظری متغیرها:

1-6-1-1 بهزیستی روانشناختی

بهزیستی روانشناختی1 به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. و دارای مؤلفه­ های:

1-خودمختاری2 (احساس استقلال و اثرگذاری در رویدادهای زندگی و نقش فعال در رفتارها)        2- رشد شخصی3 (احساس رشد بادوام و دستیابی به تجربه­های نو به عنوان یک موجود دارای استعدادهای بالقوه) 3- روابط مثبت با دیگران4 (احساس رضایت و صمیمیت از رابطه با دیگران و درک اهمیت این وابستگی) 4- هدفمندی در زندگی1 (داشتن هدف در زندگی و باور به این که زندگی حال و گذشته او معنی دار است)  5-پذیرش خود2 ( نگرش مثبت به خود و پذیرش جنبه­ های مختلف خود مانند ویژگی­های خوب و بد و احساس مثبت درباره زندگی گذشته) 6-تسلط بر محیط3 (حس تسلط بر محیط، کنترل فعالیت­های بیرونی و بهره گیری مؤثر از فرصت های پیرامون) می­باشد.

1-6-1-2 نگرانی از تصویر بدنی4:

تصویر بدنی بیانگر نگرش فرد از خود همراه با احساسات و افکاری است که می ­تواند تغییر دهنده رفتار او در شرایط گوناگون و در جهات مثبت یا منفی باشد. این تصویر ذهنی می ­تواند تحت تأثیر عواملی چون رشد جسمانی، تعاملات فرد با محیط اجتماعی، سوانح، آسیب و جراحات بدنی قرار گیرد و نگرانی از تصویر بدنی را در فرد ایجاد کند. (سوگار5، 2003)

1-6-1-3 جراحی پلاستیک1:

جراحی پلاستیک وسیله­ای است برای ایجاد یك احساس خود ایده­آل و آرمانی كه از طریق آن درد مطلوب نبودن خود یا دوست نداشتن خود رفع می­گردد .(محمدپناه اردکان، یعقوبی و یوسفی، 1391)

1-6-2 تعریف عملیاتی متغیرها:

1-6-2-1 بهزیستی روانشناختی:

بهزیستی روانشناختی نمره­ای که آزمودنی در مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989) کسب   می­ کند که این پرسشنامه مشتمل 84 سؤال می­باشد.

1-6-2-2 نگرانی از تصویر بدن:

نگرانی از تصویر بدنی نمره­ای است که آزمودنی در پرسشنامه چند بعدی روابط بدن – خود، کش و همکاران (1986 و 1987) کسب می­ کند این پرسشنامه مشتمل بر 46 سؤال می­باشد.

1-6-2-3 جراحی پلاستیک:

منظور از جراحی پلاستیک، نوع حراجی که جراح روی بدن آزمودنی انجام داده است.

تعداد صفحه :91

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی درمان شناختی – رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاداسلامی

واحد گرگان

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد A M.

گروه روان شناسی    گرایش عمومی

عنوان :

اثربخشی درمان شناختی – رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب ( صفت و حالت ) و استرس و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید

 

  پاییز 13۹۲

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                               شماره صفحه         

فصل اول:  کلیات تحقیق

 1-1مقدمه. 3

2-1بیان مسئله. 6

3-1ضرورت انجام تحقیق.. 8

4-1اهداف پژوهش…. 11

1-4-1اهداف کلی.. 11

2-4-1اهداف جزئی.. 11

5-1فرضیه های پژوهش…. 12

1-5-1فرضیه های اصلی.. 12

2-5-1فرضیه های فرعی.. 12

6-1متغییرهای پژوهش…. 13

7-1تعاریف نظری و عملیاتی واژه ها 14

1-7-1تعاریف نظری.. 14

1-7-1تعاریف عملیاتی.. 15

فصل دوم:  مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق

1-2 تعریف آرتریت روماتوئید. 18

1-1-2سبب شناسی و پاتوفیزیولوژی.. 19

2-1-2عوامل خطرساز. 19

3-1-2تظاهر تیپیک… 20

2-2عوامل روانشناختی و استرس در آرتریت روماتوئید. 21

1-2-2استرس در آرتریت روماتوئید. 22

2-2-2استرس به عنوان عامل خطرساز در بیماری زایی آرتریت روماتیسمی.. 24

3-2-2سیستم پاسخ استرس در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 26

4-2-2پاسخ های ایمنی و استرس در آرتریت روماتوئید. 28

5-2-2 استرس و آرتریت روماتوئید: عوامل محیطی.. 29

6-2-2استرس و آرتریت روماتوئید: رویکردهای روانشناختی.. 30

7-2-2مطالعات یکپارچه در مورد استرس و آرتریت روماتوئید. 32

3-2اضطراب در آرتریت روماتوئید. 34

1-3-2اضطراب تاریخچه، مفاهیم، رویکردها و درمان. 34

1-1-1-2تاریخچه اضطراب… 34

2-3-2اضطراب… 35

3-3-2مفهوم اضطراب… 36

4-3-2انواع اضطراب… 37

1-4-3-2اضطراب صفت و حالت… 38

5-3-2نشانه های بالینی اضطراب در سطوح مختلف… 39

6-3-2آسیب شناسی و موضع گیری های نظری درباره اضطراب… 40

7-3-2درمان. 42

1-7-3-2 روش های درمانگری کلی.. 42

2-7-3-2 درمانگری های متمرکز بر مشکل.. 43

1-2-7-3-2 شناخت درمانگریها 43

2-2-7-3-2 روش های مهار تنیدگی.. 44

3-2-7-3-2 روان درمانی حمایتی.. 45

4-2-7-3-2دارو درمانی.. 46

3-7-3-2درمان های شناختی.. 46

1-3-7-3-2درمان هیجانی- منطقی آلبرت الیس…. 47

2-3-7-3-2شناخت درمانی آیرون بک… 47

4-7-3-2دیدگاه رفتاری.. 48

1-4-7-3-2رفتار درمانی.. 49

5-7-3-2هدف درمان شناختی ـ رفتاری اضطراب… 50

1-5-7-3-2تشخیص افکار منفی.. 50

2-5-7-3-2ایجاد تغییر در اندیشه های منفی و رفتار های مربوط به آنها 52

3-5-7-3-2منطق درمان. 52

4-5-7-3-2دادن اطلاعات درباره اضطراب… 52

5-5-7-3-2برنامه های فعالیت… 53

6-5-7-3-2چالش کلامی با افکار خودآیند. 53

7-5-7-3-2خودگردانی.. 54

8-5-7-3-2آرمیدگی.. 55

1-8-5-7-3-2تاریخچه آموزش آرام سازی.. 55

2-8-5-7-3-2آرام سازی جکبسون. 56

2-8-5-7-3-2آرام سازی ژوژف ولپه. 57

9-5-7-3-2حساسیت زدایی منظم. 58

10-5-7-3-2خودکارآمدی و تندرستی.. 59

8-3-2ارتباط اختلالات اضطراب بر روی نشانه های بیماری آرتریت… 59

9-3-2تاریخچه اضطراب، استرس و درد در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 64

10-3-2تأثیر بهبود مراقبت از اضطراب بر درد و پیامدهای عملکردی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 66

11-3-2مقابله و آرتریت روماتیسمی.. 67

4-2کیفیت زندگی.. 68

1-4-2تاریخچه کیفیت زندگی.. 68

2-4-2کیفیت زندگی و رویکردها 70

1-2-4-2رویکرد نیازمندی.. 71

2-2-4-2رویکرد تقاضامندی.. 72

3-4-2کیفیت زندگی در موقعیت های بالینی.. 73

4-4-2مفهوم کیفیت زندگی.. 74

5-4-2ابعاد مختلف کیفیت زندگی از دیدگاه سازمان بهداشت جهانی.. 75

6-4-2کیفیت زندگی در بیماران آرتریت روماتوئید. 76

7-4-2ارزیابی کیفیت زندگی در بیماران آرتریت روماتوئید. 77

8-4-2برنامه های شناختی – رفتاری.. 79

9-4-2رویکردهای پسیکو فیزیولوژیکی.. 80

10-4-2کاهش استرس و عملکردهای ایمنی شناختی.. 81

5-2پژوهش های انجام گرفته در داخل کشور. 83

6-2پژوهش های انجام گرفته در خارج از کشور. 85

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1 طرح کلی پژوهش…. 94

3-2 متغییرهای پژوهش…. 94

3-2-1 متغییر مستقل 94

3-2-2 متغییرهای وابسته. 95

3-2-3 متغییرهای همگام. 95

3-3 جامعه آماری.. 95

3-4 حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 95

3-5 ابزار پژوهش…. 97

3-5-1 پرسشنامه اضطراب (صفت – حالت) اسپیلبرگر. 97

۳-5-2 مقیاس افسردگی،اضطراب و استرس(۴۲-DASS) 99

3-5-3 مقیاس اندازه گیری کیفیت زندگی تاثیر آرتریت۲- فرم کوتاه (AIMS2-SF) 102

3-6 روش اجرای پژوهش…. 104

3-7  جلسات آموزش… 106

3-71- محتوای جلسات گروه درمانی.. 107

1-1-7-3جلسه اول: اضطراب و نشانه های آن. 107

2-1-7-3جلسه دوم: آرمیدگی.. 109

3-1-7-3جلسه سوم : تاثیر نقش افکار ناسالم در فکر ـ رفتار. 110

4-1-7-3جلسه چهارم: آشنایی با روان شناسی ارتباط موثر. 116

6-1-7-3جلسه ششم : اعتماد به نفس و راهکاری هایی جهت افزایش آن. 119

7-1-7-3جلسه هفتم: شیوه های مقابله با افکار منفی.. 120

8-1-7-3جلسه هشتم: آموزش تکنیک های جرات ورزی وبرنامه ریزی فعالیتها 121

3-8 تحلیل آماری.. 123

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1 یافته‌های پژوهش…. 125

4-2 یافته های توصیفی.. 126

4-2-1 ویژگی های جمعیت شناختی آزمودنی های گروه کنترل و آزمایش…. 126

4-2-2  ویژگی های توصیفی سه تغییر وابسته اضطراب صفت – اضطراب حالت – استرس به تفکیک گروه و در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری.. 130

4-2-3 زیر مقیاس های متغیر کیفیت زندگی دو گروه و در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری.. 133

4-2-4 تعیین رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی و متغیرهای وابسته، جهت تعیین متغیرهای کنترل. 139

4-3 بررسی پیش فرض های آماری.. 141

4-3-1 پیش فرض نرمال بودن توزیع نمرات… 141

4-3-2  پیش فرض برابری واریانس ها 143

4-4 بررسی استنباطی داده ها 146

4-4-1 فرضیه های اصلی.. 146

4-4-1-2 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  148

4-4-2 فرضیه های فرعی.. 150

4-4-2-1 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  150

4-4-2-2 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (حالت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  151

4-4-2-3 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم استرس بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  152

4-4-2-4  مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد جسمی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  153

4-4-2-5  مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عاطفه بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 154

4-4-2-6 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود نشانگان بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 155

4-4-2-7 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود تعامل اجتماعی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  156

4-4-2-8 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد در نقش بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  157

 

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

۵ – 1 بحث در یافته های پژوهش…. 159

۵-1-۱ فرضیه های اصلی پژوهش…. 159

۵-1-۱-1 فرض اصلی اول : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت و حالت) و استرس در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 159

۵-1-۱-2 فرض اصلی دوم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  162

۵-1-2 فرضیه های فرعی پژوهش…. 163

۵-1-2-1 فرض فرعی اول : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 163

۵-1-2-2 فرض فرعی دوم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (حالت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 164

۵-1-2-3 فرض فرعی سوم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم استرس بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید 166

۵-1-2-4 فرض فرعی چهارم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد جسمی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  168

۵-1-2-5 فرض فرعی پنجم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عاطفه بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  170

۵-1-2-6 فرض فرعی ششم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود نشانگان بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  171

۵-1-2-7 فرض فرعی هفتم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود تعامل اجتماعی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید 171

۵-1-2-8 فرض فرعی هشتم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد در نقش بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  172

۵ – 2 جمع بندی و نتیجه گیری.. 173

۵ – 3 محدودیت های پژوهش…. 175

۵ – 4 پیشنهادهای پژوهش…. 176

۵-4-1  پیشنهادهای پژوهشی.. 176

۵-4-2  پیشنهادهای کاربردی.. 177

چکیده انگلیسی.. 192

منابع و مآخذ

منابع. 178

 فهرست جداول

جدول 4-1 : توزیع فراوانی های گروه آزمایش و کنترل بر حسب گروه سنی.. 126

جدول 4-2 : آزمون خی دو تفاوت فراوانی های گروه آزمایش و کنترل بر حسب گروه سنی.. 126

جدول 4-3 : توزیع فراوانی های گروه آزمایش و کنترل به تفکیک تحصیلات… 127

جدول 4-4 : آزمون خی دو تفاوت فراوانی های گروه آزمایش و کنترل  از نظر میزان تحصیلات… 127

جدول 4-5 : توزیع فراوانی های گروه آزمایش و کنترل بر حسب طول مدت بیماری.. 128

جدول 4-6 : آزمون خی دو تفاوت فراوانی های گروه آزمایش و کنترل بر حسب طول مدت بیماری.. 129

جدول 4-7 : مشخصه های توصیفی متغیرهای وابسته به تفکیک گروه و دفعات آزمون. 130

جدول 4- 8 : مشخصه های توصیفی متغیرهای کیفیت زندگی به تفکیک گروه و دفعات آزمون. 134

جدول 4-9 ضرایب همبستگی ویژگی های جمعیت شناختی و نمرات اضطراب صفت، اضطراب حالت و استرس… 140

جدول 4-10 ضرایب همبستگی ویژگی های جمعیت شناختی و نمرات زیر مقیاس های کیفیت زندگی.. 140

جدول 4-۱۱ : نتایج آزمون شاپیرو- ویلک در بررسی پیش فرض نرمال بودن توزیع نمرات پیش آزمون اضطراب صفت، اضطراب حالت، استرس… 142

جدول 4-12 : نتایج آزمون شاپیرو- ویلک در بررسی پیش فرض نرمال بودن توزیع نمرات زیر مقیاس های کیفیت زندگی   143

جدول 4-13 : نتایج آزمون لوین در بررسی تساوی واریانس نمرات پس آزمون و پیگیری اضطراب صفت، اضطراب حالت، استرس گروه آزمایش و گروه کنترل. 144

جدول 4-14 : نتایج آزمون لوین در بررسی تساوی واریانس نمرات پس آزمون و پیگیری کیفیت زندگی گروه آزمایش و گروه کنترل  145

جدول 4-15:  نتایج تأثیر عضویت گروهی بر میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری مقیاس های اضطراب صفت، اضطراب حالت و استرس    146

جدول 4-16: نتایج تأثیر عضویت گروهی بر میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری زیر مقیاس های کیفیت زندگی.. 148

جدول 4-17:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری اضطراب (صفت) 150

جدول 4-18:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری اضطراب (حالت) 151

جدول 4-19:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری استرس… 152

جدول 4-20:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری عملکرد جسمی.. 153

جدول 4-21:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری عواطف… 154

جدول 4-22:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری نشانگان. 155

جدول 4-23:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری تعامل اجتماعی.. 156

جدول 4-24:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری عملکرد در نقش(کار) 157

فهرست نمودارها

نمودار 4-1 : مقایسه میانگین نمرات اضطراب صفت دو گروه در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری.. 131

نمودار 4-2 : مقایسه میانگین نمرات اضطراب حالت دو گروه در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری.. 132

نمودار 4-3 : مقایسه میانگین نمرات استرس دو گروه در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری.. 133

نمودار 4-4 : مقایسه میانگین نمرات زیر مقیاس وضعیت جسمی دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری   135

نمودار 4-5 : مقایسه میانگین نمرات زیر مقیاس نشانگان دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری   136

نمودار 4- 6 : مقایسه میانگین نمرات زیر مقیاس عاطفه دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری   137

نمودار 4- 7 : مقایسه میانگین نمرات زیر مقیاس تعامل اجتماعی دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری   138

نمودار 4-8 : مقایسه میانگین نمرات زیر مقیاس عملکرد در نقش(کار) دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری   139

چکیده

آرتریت روماتوئید یک بیماری خودایمن و مزمن با علتی ناشناخته است و شایع ترین بیماری التهابی روماتیسمی­می باشد. به طور کلی شیوع آرتریت روماتوئید در زنان نسبت به مردان دو تا چهار برابر بیشتر است. بیماری آرتریت روماتوئید پیامدهای جسمانی­– روانی و اجتماعی بسیاری برای بیماران دارد و تأثیر قابل ملاحظه­ای بر روی كیفیت زندگی بیماران مبتلا دارد. هدف این پژوهش، تعیین میزان تأثیر درمان های شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب (صفت و حالت)، استرس و بهبود کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به آرتریت روماتوئید بوده است. این پژوهش به روش نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد انجام شده است. نمونه شامل 56 بیمار زن با تشخیص آرتریت روماتوئید بود كه به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. همه افراد پرسشنامه اضطراب (صفت – حالت) اشپیلبرگر، مقیاس استرسDASS-42)  ( و مقیاس اندازه گیری کیفیت زندگی تأثیر آرتریت-۲ فرم کوتاه (AIMS2-SF) را قبل و بعد از مداخله و همچنین در مرحله پیگیری دو ماهه تكمیل كردند. درمان شناختی- رفتاری طی هشت جلسه دو ساعته با ساختار بر روی گروه آزمایش انجام شد و در این فاصله، هر دو گروه، درمانهای معمول پزشكی را نیز دریافت كردند. داده ها با بهره گرفتن از آزمون تحلیل كوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاكی از اثربخشی درمان با رویكرد شناختی-  رفتاری به شیوه گروهی بر كاهش میزان اضطراب (صفت – حالت) ، استرس و بهبود کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به آرتریت روماتوئید بوده است (P <0/0001) و می تواند به عنوان یک درمان الحاقی در کنار درمان های استاندارد آرتریت روماتوئید در زمینه کاهش اضطراب ( صفت – حالت) و استرس در این بیماران موثر واقع شود.

کلمات کلیدی: آرتریت روماتوئید، اضطراب (صفت- حالت)، استرس، کیفیت زندگی، درمان شناختی -رفتاری

 1-1مقدمه

امروزه علوم پزشکی دیگر بر علل جسمی بیماریهای بدنی محدود نیست، بلکه بر این رویکرد است که تقریباً هر نوع بیماری از سرماخوردگی معمولی گرفته تا بیماریهای قلبی می ­تواند تحت تاثیر مثبت یا منفی عوامل و حالات روانی قرار بگیرد. بطوری که سازمان بهداشت جهانی[1]، “سلامتی” را صرفاً فقدان بیماری در نظر نمی گیرد بلکه وضعیت سالم بودن کامل جسمی، روانی و اجتماعی را به عنوان معیار اصلی سلامت بیان می­دارد. بنابراین، در راهبردهای درمانی نیز صرفاً بر درمانهای جسمی مثل دارو درمانی متکی نبوده و درمانهای روان شناختی به طور فزاینده ای مورد توجه و استفاده قرار می­گیرد (گلستان هاشمی، 1377). آرتریت روماتوئید[2] شایع ترین بیماری التهاب مفصلی مزمن است که 1% تا 5% جمعیت را تحت تاثیر قرار می­دهد (شیهی[3] و همکاران،2008). آرتریت روماتوئید یک بیماری سیستمیک است که موجب افزایش رطوبت مفصلی و تخریب غضروف و استخوان میشود. این بیماری که تقریبا همیشه چند علتی است، هم مفاصل بزرگ هم مفاصل کوچک را تحت تأثیر قرار می­دهد. به علت التهاب نظامدار، آرتریت روماتوئید با خستگی، کسالت و افسردگی مشخص می­شود. ناتوانی در نتیجه­ی درد و تخریب مفصلی رخ می­دهد (فایراشتاین[4] ،2003). آرتریت با مداخلات پزشکی و رفتاری نه قابل اجتناب است و نه قابل درمان آرتریت می تواند یک بیماری غیر قابل اجتناب با دوره هایی از عود و بهبود خود به خودی نشانه های بیماری باشد و اغلب سیر نامشخصی دارد (ترنر[5] و همکاران،2002)، به همین دلیل است که واینر[6](1998،ص90، به نقل از ترنر و همکاران،2002) بیماران مبتلا به آرتریت را به عنوان  افرادی اسیر تردید معرفی می کند که به دوره های گسترده تر بهبود امیدوارند در حالیکه نسبت به احتمال پسرفت و بدتر شدن علائم بیماری نیز آگاهی دارند. تشخیص آرتریت روماتوئید برای فرد دارای معانی ضمنی جسمی، روانشناختی و اجتماعی- اقتصادی است. انسان فعلی مجبور است تن به تصمیم گیری هایی بدهد که گاه در حکم مرگ و زندگی هستند. از آن مشکل تر، انسان زمانه ما باید شرایط به راستی خطرناک را از شرایط به ظاهر خطرناک تمیز دهد. باید میان تهدید واقعی و غیر واقعی تفاوت قایل گردد. اگر انسان نتواند با این کارآیی تحسین برانگیز، تفاوتها و اهمیت­ها را مشخص کند، زندگی آشفته ای پیدا می­ کند و روزگارش در بحران سپری می شود. از آن گذشته، اگر نتواند با قوه ی تصور بالای خود برخورد منطقی داشته باشد، در حالتی از برزخ اسیر می شود و نمی ­تواند میان حقیقت و تصاویر و معانی شخصی ناشی از آن تفاوت قایل شود (بک[7]،1988). اضطراب که نوعی احساس ترس و ناراحتی بی دلیل است، نشانه بسیاری از اختلالات روانشناختی محسوب می شود که اغلب بوسیله­ی رفتارهای دفاعی مانند فرار از یک موقعیت ناخوشایند یا انجام یک عمل طبق نظم و آیین معین کاهش می­یابد (آزاد،1374). اضطراب خواه به تنهایی به صورت علامتی بارز و خواه همراه سایر اختلالات، حالتی است که هسته مرکزی بیماریهای روان تنی است. وقتی اضطراب ظاهر می شود، مفهوم آن، این است که در درون شخص چیزی تعادل روانی را به هم می ریزد (کاپلان و سادوک[8]،۱۳۸۴). استرس نیز یکی از مفاهیم مهم در مطالعه روانشناسی و بهداشت روانی به شمار می آید و به عنوان علل بسیاری از درد ها، ناراحتی ها و بیماری ها و بیماری ها تلقی می­شود. مردم عادی آن را پدیده ای رنج آور و ناخوشایند ، پزشکان مسئله را از دید واکنش های فیزولوژیک روان پزشکان بنا را بر فشارهای عصبی و به کار بردن مکانسیم های سایکوفیزیولوژیک[9] و بالاخره روان شناسان آن را تغییر رفتار و حالات هیجانی و بحرانی می دانند (اتکینسون[10]، ترجمه براهنی، ۱۳۸۲). برخی تحقیقات، شواهدی مبنی بر ارتباط میان استرس و آرتریت روماتوئیدی یافته اند و اینکه بیماران اغلب پیش از شروع بیماری و به هنگام اوج آن، به وقوع اتفاقات استرس آور عمده ای اشاره می کردند (آختربرخ-لاولیس[11]،۱۹۸۸؛ اندرسن، برادلی، یانگ، دانیل و وییز[12] ،۱۹۸۵). بر اساس تخمین،۳۷میلیون آمریکایی به آرتریت دچارند (بنیاد آرتروز[13]،۱۹۹۴). هر نوعی از آرتریت با علل مربوط به خود، مشتمل بر عوامل ژنتیکی و عفونت های ویروسی، تظاهر پیدا می کند (مک اینون، آویسن، مک کین[14]،۱۹۹4). اگرچه بیماری در هر سنی می تواند تظاهر بیابد، با مسن تر شدن افراد، بسیار شایع تر می­شود. در جامعه پزشکی، کیفیت زندگی یا سلامتی و احساس خوب بودن در ارتباط با چگونگی زندگی با توصیف و تشریح اثرات بیماریها و یا مداخلات پیچیده تری که روی عملکرد و احساس خوب بودن فرد موثر می باشد، قابل جابجایی است. اما کیفیت زندگی فراتر از سلامتی است، اگرچه وابسته به آن می باشد. بیماران بسیاری ازجنبه های مرتبط و غیر مرتبط با سلامتی زندگی شان مانند: زندگی خانوادگی، مسائل مادی، سکونت و شغل و دیگر تجربیات روزمره زندگی که به بهداشت و درمان ارتباط ندارد، را احساس کرده و واکنش نشان می دهند (فرانز پاور[15]، 1985). به نظر می رسد یکی از رویکردهایی که بتوان از آن  در کاهش حالات اضطرابی (صفت – حالت[16]) و استرس در جهت ارتقاء سطح کیفیت زندگی و سلامت بیماران آرتریت روماتوئید از آن یاری گرفت رویکرد شناختی – رفتاری باشد . چرا که با بررسی اجمالی ، مشخص می شود هر یک از این مفاهیم به نوعی بستگی به حالات شخصیتی، عزت نفس، اعتماد به نفس و به آن نگرش ها، باورها و عقاید و تفکرات فرد در مورد نگرش او نسبت به بیماری خود دارد، پژوهش ها نشان داده که آگاهی دادن به بیماران از چگونگی وضعیت بیماریشان، شیوه نگرش آنها به درمان و عملکردشان و آرامش گام به گام ماهیچه ها در کاهش اضطراب و استرس بسیار موثر است . افراد با بهره گرفتن از تجارب خود ، مهارتهای کنار آمدن را شامل راهکارهایی که پیش از آن خودشان به کار برده با بکار گرفتن آنها را به وسیله دیگران دیده اند می آموزند، روان شناسان بر آموزش کنار آمدن با استرس و کاهش اضطراب، روش هایی تدوین کرده اند. بعضی از این روشها به طور عمده به رفتار فرد می پردازند و بعضی به فرایند تفکر (الهه میرزایی ، 1378). لذا با توجه به شیوع بیماری آرتریت روماتوئید و تظاهرات جسمانی – روانی این بیماریها و تاثیرات نامطلوب آن بر کیفیت زندگی این بیماران به خصوص در زنان که درصد قابل توجهی از بیماران مبتلا را تشکیل می دهند، به نظر می رسد که تأثیر درمان رفتاری – شناختی به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطرابی و استرس در بهبود کیفیت زندگی بیماران آرتریت روماتوئید مؤثر خواهد بود.

 2-1بیان مسئله

آرتریت روماتوئید یك بیماری خودایمنی پیشرونده با علائم بالینی متغیر می باشد. آرتریت روماتوئید با دوره های التهاب در مفاصل شروع می شود كه باعث ضخیم شدن و ایجاد درد در آن می شود. التهاب ایجاد شده در مفصل یا مفاصل باعث تورم، حساس شدن و سفت شدن آنها می شود كه می تواند همراه با خستگی، كاهش وزن، اضطراب و افسردگی باشد. این بیماری می تواند یك علت اصلی ناتوانی، ابتلا و مرگ و میر باشد (چن  و ونگ[17]، 2007). از منظر روانشناختی افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید دچار ترس از درد بلند مدت، خشکی و خستگی هستند. بسیاری از آنها نگران تغییر شکل های مفصلی به خصوص در ناحیه دست ها هستند. آنها نگران از دست دادن عملکرد، ناتوانی شغلی و تاثیرات احتمالی اجتماعی –  اقتصادی ناشی از بیماری هستند. مسمومیت بالقوه ناشی از درمان بلند مدت با داروها نیز یک نگرانی عمده است (شیهی و همکاران،2006). بررسی ها نشان می دهد که آرتریت روماتوئید با مشکلات روانشناختی اضطراب، استرس و افسردگی در ارتباط است و برآورد محافظه کارانه شیوع 13 تا 20% را در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید گزارش شده است (دیکنز[18]و همکاران،2002). این بر آوردها همپوشی بین علائم اضطراب، استرس و افسردگی آرتریت را کنترل کرده اند (پیچینی[19]­و همکاران،2006). همچنین ولفه و هاولی[20] (1985) بیان می­ کنند که اضطراب در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید معمول است و تقریبا 20%  افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید به میزان معناداری اضطراب دارند (وندن[21]و همکاران،2004).استرس،اضطراب و افسردگی  شایعترین پاسخهای روانشناختی بیماران به آرتریت روماتوئید است (فرشر[22]، 1991). سطوح اضطراب در بیماران روماتیسمی با كیفیت زندگی كمتر و ناخوشی های روان شناختی بیشتر مرتبط است (ساترلند، اندرسون و موریس[23]،2005). منشأ حالات اضطرابی به دو صورت بروز می­یابند، یکی به صورت اضطراب حالت[24] که هیجانی نامطلوبی است و معمولا با احساس دردناک و طولانی بیم و نگرانی همراه می­باشد (بیابانگرد،1378) در واقع قرار گرفتن در معرض فشار روانی ممکن است واکنشهای قابل مشاهده ای را موجب شود که به آن اضطراب حالت می­گوییم. این وضعیت یک حالت هیجانی نامطلوبی است که با نگرانی، تنش و تشویق همراه است و دیگری به صورت اضطراب صفت[25] که ویژگی شخصیتی است که فراوانی و شدت واکنش هیجانی شخص را نسبت به فشار منعکس می­ کند و در بین مردم از این نظر تفاوت آشکاری وجود دارد. اضطراب صفت، در واقع خصیصه شخص است نه ویژگی موقعیتی که با آن روبروست. اضطراب حالت یک واکنش هیجانی است که از موقعیتی به موقعیت دیگر تفاوت می­ کند (شریفی، 1376) هنگامی که مضطرب می شوید، نظام عصبی خود مختار شما فعال می شود، ضربان قلبتان بالا می رود، ضربان نبض افزایش می یابد، کف دستها عرق می­ کند، مقدار اضطرابی که شخص تجربه می کند، به لحاظی، با شدت محرک ایجاد کننده فشار- آنگونه که شخص آن را درک می کند- بستگی دارد. شدت فشار به ارزشیابی فرد از موقعیت بستگی دارد (اسپیل برگر[26]،1972). اضطراب و استرس معمولاً در یک بیماری به طور همزمان وجود دارند به طوری که اغلب به عنوان یک اختلال منفرد در نظر گرفته می شوند (بلزر و شنیر[27] ، 2004). اضطراب، استرس و آرتریت روماتوئید همایند، به طور ناموزونی بسیاری از پیامدها را وخیم تر می­ کنند. اضطراب، استرس با سطوح افزایش یافته درد در ارتباط است (دیکنز و همکاران، 2002) و به احتمال زیاد این ارتباط دو طرفه است (ناگا[28] و همکاران،2003). بنابراین با توجه به تاثیری که عوامل محیطی و همچنین شرایط روانشناختی بر روی ایجاد و پیشرفت علائم بیماری دارند، می توان اینطور پیش بینی کرد که کنترل این شرایط می تواند باعث بهبود وضعیت سلامت و کیفیت زندگی بیماران گردد. بررسی ها نشان می­ دهند که اضطراب بیشتر با متغییرهای روانشناختی مثل استرس اجتماعی و فقدان حمایت اجتماعی، استرس روزانه و نگرش در مورد بیماری ارتباط دارد (راهی[29] و همکاران،2000). همچنین عواملی چون جنسیت زن، سن پایین تشخیص (رامجیت[30] و همکاران،2005). ویژگی­های شخصیتی چون عزت نفس پایین، بی پناهی و مقابله اجتنابی (فیتنیس و کورتیس[31]­، 2005) و تطابق ضعیف با تشخیص بیماری (گرورکه، رودی و مانزی[32] ،2004) در بروز علائم اضطرابی دخیل شناخته شده اند. با توجه به ارتباط متغییرهای شناختی – رفتاری و اضطراب و استرس در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید، به نظر می رسد که درمانهای شناختی – رفتاری گزینه ی خوبی برای درمان اضطراب و استرس در این بیماران است (گلاسر و کیکولت[33] ،1985). با توجه به روابط متقابل دو عامل اضطراب و استرس و با توجه به نقشی که این عوامل در سلامت جسمی و روانی و کیفیت زندگی همه  افراد و بخصوص بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید ایفا می­ کنند، به نظر می­رسد که اگر تأثیر این عوامل بر شدت و میزان بیماری با یکدیگر به درستی اندازه گیری، اثبات و کنترل شود می­توان با ارائه تمهیدات و درمان های روانشناختی، در کنار مداخلات معمول پزشکی، جهت ارتقاء سلامت روان و احتمالاً بهبود وضعیت جسمی این افراد کمک کننده باشد. فنون و روش هایی که درگروه درمانی به شیوه رفتاری- شناختی در این پژوهش مورد استفاده قرار می گیرد شامل: ارائه اطلاعات در رابطه با اضطراب و استرس با تأکید بر الگوی رفتاری شناختی حالات اضطرابی، آموزش آرام سازی کاربردی، شناسائی و اصلاح نگرش های منفی و نامناسب می باشد. با توجه به مطالب عنوان شده، پژوهشگر به دنبال بررسی این مسئله است که آیا درمان رفتاری – شناختی به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب (صفت و حالت) و استرس  در بهبود کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به آرتریت روماتوئید مؤثر است؟

 3-1ضرورت انجام تحقیق

مدیریت بیماری مزمن یکی از چالش های اصلی برای مراقبت سلامت جهانی در قرن 21 است (موری و لوپز[34]،1996). آرتریت روماتیسمی شایع ترین بیماری التهاب مفصلی مزمن است که 5 %- 1%  جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد. برآورد محافظه کارانه با کنترل همپوشی بین علائم شیوع افسردگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید را 13 تا 20 درصد می داند (دیکنز و همکاران،2002). از سوی دیگر استرس یکی از شایعترین عوامل ایجادکننده­ اختلالات اضطرابی و عمدتا یکی از شایع ترین علل مراجعات به سرویس های درمانی در سطح جامعه می باشد (هویستر و پارکر[35]­،1998). 5% بیمارانی که به پزشکان عمومی درمانگاه های سرپایی مراجعه می کنند، علائم و نشانه هایی دارند که با علائم بیماری­های عضوی قابل توجیه نیست و در واقع جزء گروه اختلالات وابسته به استرس یا اختلال وحشتزدگی قرار می گیرند (زاترا ، همیلتون، پتر و اسمیت[36] ،1999). این موارد می توانند با زمینه ی مناسب فردی باعث بروزآرتریت روماتوئید شوند و با ادامه­ی استرس و اضطراب مداوم باعث تداوم بیماری گردند و تاثیر درمان های کلاسیک آرتریت را تحت الشعاع قرار می­دهند. از نظر روانپزشکی، تداوم اضطراب به اختلال افسردگی منجر می شود که سلامت روان و عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. این مرحله منجر به تداوم بیماری و کم اثر کردن داروهای تجویزی شده (رابین و هاکر[37]،1993) و درمان را پیچیده تر می کند به طوری که لازم است در بعضی موارد از آرام بخش­ها استفاده شود. بیماری های مزمن جسمی همایند با اختلالات اضطرابی و استرس، در مقایسه با علائم افسردگی تنها یا حالت غیر افسرده، با وضعیت سلامت منفی ارتباط، اختلالات خلقی با پیامدهای وخیم تر، کاهش کیفیت زندگی و استفاده ی بیشتر از خدمات مراقبت سلامت در ارتباط است (اسمار[38] و همکاران ،1997). در واقع بیشتر انواع آرتریت افراد را ملزم می کند که با درد، خستگی و محدودیت های جسمی سازگار شوند. روش افراد در مدیریت بیماری خود، توانایی آنها را با درگیری در فعالیت های مهم تحت تاثیر قرا می دهد که شامل حیطه های کار، زندگی خانوادگی و ارتباطات اجتماعی می شود (بکمن[39]،2006). به عنوان موجودات اجتماعی، با نقش ها و مسئولیت ها انسانها درگیر طیف خاصی از فعالیت های زندگی هستند که درد به همراه دیگر نشانه های آرتریت توانایی در این فعالیت ها را تهدید می کند و ممکن است سلامت یا بهداشت روانی و اجتماعی را به خطر اندازد (کاتز[40] و همکاران،2006). مطالعات در مورد مداخلات روانشناختی مثل درمان رفتاری– شناختی نشان داده اند که این مداخلات می تواند به عنوان یک درمان الحاقی نقش مهمی در درمان آرتریت مزمن و در آرتریتی که به تازگی تشخیص داده شده داشته باشد (پارکر و همکاران،2003، شارپه[41] و همکاران ،2003). درمان شناختی و رفتاری[42] یک شکل بسیار مورد استفاده از روان درمانی است که هدف آن تشخیص و تغییر الگوهای ناسازگارانه ی تفکر و رفتار است (رایت[43]، 2010) و به طور خاص در رابطه با بیماری های جسمی،CBT نیز می تواند به بیماران کمک کند که با بیماریشان سازگاری پیدا کنند و مهارت هایی را کسب کنند که می تواند در زندگی روزمره مورد استفاده آنها قرار گیرد و احساس کنترل و قدرت آنها را بهبود بخشد.CBT که در دوره های اولیه­ی آرتریت روماتوئید ارائه می شود (شارپه و همکاران،2003) می ­تواند از طریق جلوگیری از ایجاد ادراک منفی از بیماری و بهبود احساس کنترل بیمار بر روی بیماری خودش، فواید جسمی و روانشناختی طولانی مدتی ایجاد کند.CBT همچنین می تواند برای بیمارانی که به تازگی تشخیص آرتریت روماتوئید گرفته اند و بروندادهای روانشناختی پیش بینی شده ی ضعیفی از خود نشان می دهد آنطور که توسط نمرات ارزیابی شخصیت و سازگاری قضاوت شده است، فوایدی در بر داشته باشد. از این گذشته شواهد تحقیقاتی نشان می­ دهند که مداخلات روانشناختی نه تنها می ­تواند اضطراب و استرس را در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید کاهش دهد بلکه همچنین بهبودی جسمی آنها را تسهیل می­ کند (شارپه و همکاران،2003). درمان اضطراب و استرس به شیوه ی رفتاری– شناختی  یکی از انواع درمان های شناختی رفتاری است که شامل آموزش مهارت هایی می شود که افراد از طریق آنها می­توانند اضطراب های موقعیتی و خصیصه­ای و استرس خود را شناسایی و کنترل کنند. این مداخله، دستورها و تمرین های راهبردی را ارائه می دهد که به افراد کمک می­ کند بر مهارت هایی چون: ارائه اطلاعات در رابطه با اضطراب با تأکید بر الگوی رفتاری شناختی حالات اضطرابی، آموزش آرام سازی کاربردی، شناسائی و اصلاح نگرش های منفی و نامناسب نظارت بر خود، حل مسئله و تعیین هدف و کنترل خشم تسلط پیدا کنند. هدف اصلی درمان اضطراب (صفت و حالت) و استرس کاهش اضطراب و استرس است که با توجه به نقش اضطراب و استرس در بیماری آرتریت روماتوئید، انتظار می رود به کنترل نشانگان (مثل درد) و بهبود پیامدهای عملکردی منجر شود (دیکسون ،کیفی، اسکیپپیو و پری[44] ،2007). به علاوه، تحقیقات گذشته به طور فزاینده­ای اهمیت عوامل روانشناختی را در آرتریت روماتوئید نشان می دهند که ممکن است با توجه به تسلط رویکرد زیست دارویی[45]مورد توجه قرار نگرفته باشد و این نیاز وجود دارد که از طریق تحقیقات بیشتر که نه تنها اثربخشی مراقبت و مداخلات روانشناختی بلکه امکان پذیری شمول آنها را در مدیریت آرتریت روماتیسمی نشان می دهند، این دیدگاه صرفاً زیستی تغییر یابد. با فهم تاثیر درمان های روانشناختی بر آرتریت، آگاهی رو به رشدی از نیاز به تلفیق رویکردهای رفتاری و روانشناختی با درمانهای زیست – دارویی[46] به وجود می آید.

 4-1اهداف پژوهش

 1-4-1اهداف کلی

1.تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش شدت علائم اضطراب (صفت و حالت) و استرس بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

  1. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

 2-4-1اهداف جزئی

1 .تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر شدت علائم اضطراب (صفت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

2 .تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر شدت علائم اضطراب (حالت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

3 .تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر شدت علائم استرس بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

  1. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود عملکرد جسمی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.
  2. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود عاطفه بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.
  3. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود نشانگان بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.
  4. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود تعامل اجتماعی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.
  5. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود عملکرد در نقش بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

 5-1فرضیه های پژوهش

 1-5-1فرضیه های اصلی

  1. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت و حالت) و استرس در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  2. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.

 2-5-1فرضیه های فرعی

  1. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  2. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (حالت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  3. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم استرس بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  4. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد جسمی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  5. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عاطفه بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  6. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود نشانگان بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  7. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود تعامل اجتماعی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  8. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد در نقش بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.

تعداد صفحه :210

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

 دانشگاه آزاد اسلامی 

واحد رشت

دانشکده روان شناسی

گروه آموزشی روان شناسی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: روان شناسی – گرایش: بالینی

عنوان:

اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی در خانم­های خانه دار و شاغل

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست                                                                                                                              صفجه

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………………..     1

فصل اول: طرح تحقیق                                                                                     

1-1-موضوع پژوهش……………………………………………………………………………………………………..      2

1-2-مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………     2

1-3- بیان مسأله…………………………………………………………………………………………………………….      5

1-4-اهمیت و ضرورت پژوهش………………………………………………………………………………………       7

1-5-اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………….     9

1-5-1-هدف کلی………………………………………………………………………………………………………….     9

1-5-2-هدف جزئی………………………………………………………………………………………………………..     9

1-6- فرضیه های تحقیق……………………………………………………………………………………………………    10

1-7-متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………….     10

1-8-تعریف متغیرهای پژوهش………………………………………………………………………………………….     11

1-8-1- آموزش مهارت های زندگی………………………………………………………………………………….      11

1-8-2-سرسختی روان شناختی………………………………………………………………………………………….    11

1-8-3-بهزیستی اجتماعی………………………………………………………………………………………………….   11

فصل دوم: ادبیات پژوهش

2-1- مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………..   13

2-2- آموزش مهارت های زندگی………………………………………………………………………………………     15

2-2-1- تعریف……………………………………………………………………………………………………………….   15

2-2-2- موارد کاربرد مهارت های زندگی…………………………………………………………………………..      15

2-2-3- تاریخچه…………………………………………………………………………………………………………….    16

2-2-4- نظریه…………………………………………………………………………………………………………………   17

2-3- سرسختی روانشناختی………………………………………………………………………………………………     24

2-3-1- تعریف……………………………………………………………………………………………………………….   24

2-3-2- نظریه…………………………………………………………………………………………………………………   25

2-3-3- مولفه‌های سرسختی……………………………………………………………………………………………..     30

2-4- بهزیستی اجتماعی……………………………………………………………………………………………………    33

2-4-1- تعریف……………………………………………………………………………………………………………….   33

2-4-2- نظریه…………………………………………………………………………………………………………………   35

2-4-3- شاخص های سلامت اجتماعی……………………………………………………………………………..      37

2-4-4- سازمان جهانی سلامت…………………………………………………………………………………………     38

2-4-5- حمایت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………    39

2-5- پیشینه پژوهش………………………………………………………………………………………………………..    41

فصل سوم: روش تحقیق                                                                                    

3-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………  46

3-2- روش پژوهش…………………………………………………………………………………………………………..  46

3-3- روش گردآوری داده ها………………………………………………………………………………………………   46

3-4- جامعه و نمونه آماری…………………………………………………………………………………………………   47

3-5- روش نمونه گیری……………………………………………………………………………………………………..   47

3-6- ابزار پژوهش…………………………………………………………………………………………………………….  47

3-6-1- مهارتهای زندگی…………………………………………………………………………………………………..   47

3-6-2- پرسشنامه سرسختی روان شناختی…………………………………………………………………………..     48

3-6-3- پرسشنامه بهزیستی اجتماعی…………………………………………………………………………………..    48

3-7- روش های تجزیه و تحلیل آماری……………………………………………………………………………….     48

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها                                                                      

4-1- آمار توصیفی…………………………………………………………………………………………………………….  50

4-2- آمار استنباطی……………………………………………………………………………………………………………   51

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری                                                                           

5-1- بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………..   58

5-2- نتیجه گیری کلی……………………………………………………………………………………………………….   61

5-3- پیشنهاد پژوهش………………………………………………………………………………………………………..   62

5-3-1- پیشنهاد کاربردی…………………………………………………………………………………………………..   62

5-3-2- پیشنهاد پژوهشی…………………………………………………………………………………………………..   62

5-4- محدودیت پژوهش……………………………………………………………………………………………………   63

منابع………………………………………………………………………………………………………………………………… 64

پیوست……………………………………………………………………………………………………………………………..  69

چکیده:

این پژوهش به هدف مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر آشفتگی روانشناختی و تاب آوری در خانم­های خانه دار و شاغل و  از نوع آزمایشی است. در این پژوهش روش جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده که در این پژوهش از دو پرسشنامه «سرسختی روان شناختی» و «بهزیستی اجتماعی» در دو نوبت «پیش از ارائه برنامه آموزش مهارت زندگی» و «پس از ارائه برنامه آموزش مهارت زندگی» بر روی نمونه ها اجرا گردید. جامعه آماری این پژوهش خانم­های شاغل و خانه دار شهر رشت می باشند. در این تحقیق نمونه ها بر اساس نمونه گیری تصادفی از بین خانم­های شاغل و خانه دار شهر رشت در سال 1393 به دست آمد حجم نمونه عبارت است از 60 مادر (30 شاغل و 30 خانه دار) است که از دو دبستان شهید فهمیده و دبستان شهید فتحی پور انتخاب گردیدند. در این پژوهش از آزمون های آمار توصیفی و استنباطی و با نرم افزار spss ورژن 20 بهره برده شد. در این پژوهش هر دو متغیر پارامتریک هستند. از این رو از آزمون های پارامتریک تحلیل کواریانس و T مستقل بهره برده شد. یافته ها نشان داد با اطمینان 99% می توان گفت آموزش مهارت های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی در زنان اثربخش می­باشد. هیچگونه تفاوت معناداری بین زنان شاغل و خانه دار در پیش آزمون و پس آزمون در زمینه بهزیستی اجتماعی وجود ندارد.

کلید واژه: اثربخشی، آموزش مهارت­های زندگی، آشفتگی روانشناختی، تاب آوری، زنان.

فصل اول

کلیات پژوهش

  • موضوع:

اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی

در خانم­های خانه دار و شاغل

  • مقدمه:

مهارتهای زندگی عبارت است از مجموعه‌ای از توانایی‌ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می‌آورند. پژوهش‌های متعدد و گسترده‌ای تأثیر مثبت آموزش مهارتهای زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد، پیشگیری از رفتارهای خشونت‌آمیز، تقویت اتکا به نفس، افزایش مهارتهای مقابله با فشارها و استرس‌ها، برقراری روابط مثبت و مؤثر اجتماعی و … نشان داده‌اند (مک دانالد و همکاران، 1991).

آدمی در مسیر تكاملی خود مالك منابع و وسائلی برای زندگی مؤثر است، اوست كه می‌تواند خود را در زمان حال تجربه كند و گذشته و آینده را از طریق به یاد آوردن و پیش بینی وقایع به تجربه در آورد.

خداوند متعال نیز آدمی را آگاه و مسئول آفریده است تا بتواند از طریق آگاهی های خود ، قادر به انتخاب باشد و مسئولیت  رفتارهای نهان و آشكار خود را بپذیرد و توانائی آن را به دست آورد كه پاسخ های  مناسبی به محرك های درونی و بیرونی خود ارائه نماید و به عنوان موجودی متكامل شامل جسم، هیجانات، افكار، احساسات و ادراكات در محیطی مناسب به اصلاح و تعادل رفتار خود بكوشد و خود را به شكوفائی برساند (آقازاده، 1379).

برای دستیابی به فضائل، موانع و دردها و رنج­های فراوانی در برابر انسان است. اگر آدمی بتواند بر مشكلات خود فائق آید و از سدهای پیش راه بگذرد، نگهداشتن و پایداری فضیلت‌های به دست آمده را آسان از دست نمی دهد و چنان چه فرزندان ما به این حكمت زیبا در كسب فضائل آگاه شوند قطعاً در بردباری و شكیبائی ها استوارتر خواهند بود. نقش مشاور نیز در این مسیر تكاملی نقشی حساس و مؤثر است، آگاه كردن آدمی به چگونگی مقابله و مبارزه با مشكلات، پشتیبانی و حمایت از مراجعان و تقویت روحیه و بالا بردن ظرفیت های احساسی و روانی آنان از نكات ممتاز كاركرد او در کمک به كسب فضائل است و تلاش های او در جهت تقویت خود باوری، اعتماد به نفس و استقلال زمینه های تكامل و تقرب آدمی را به منبع والای پاكی ها فراهم خواهد نمود (آقازاده، 1379).

مهارت های زندگی عبارتند از: مجموعه ای از توانائی ها كه زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند، این توانائی ها فرد را قادر می سازند كه مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با خواست ها ، انتظارات و مشكلات روزانه ، به ویژه در روابط بین فردی به شكل مؤثری روبرو شود. انسان در تعاملات حیاتی خود با محیط اجتماعی واجد صفاتی خاص می شود . مهم ترین تأثیراتی كه محیط زندگی بر رفتار به جای می گذارد از طریق احساسات و عواطف است و همین ها است كه نگرش آدمی را تحت تأثیر قرار داده، تغییراتی اساسی را رقم خواهد زد و نهایتاً‌ در این تعاملات آدمی تجربیاتی را كسب می كند که پس از تكرار و تمرین  رفتارها ، مهارت هائی را به وجود می آورد. پژوهشگران معتقدند تعدادی از مهارت های كسب شده پایه فعالیت های مربوط به ارتقای بهداشت روان را سبب خواهد شد (حسینی، 1363).

مهارتهای زندگی شخص را قادر  می سازند تا دانش ، نگرش و ارزش های وجودی خود را به توانائی های واقعی و عینی تبدیل كند و بتواند از این توانائی ها در استفاده صحیح تر نیروهای خود بهره گیرد و زندگی مثبت و شادابی را برای خود فراهم سازد.

شخصی كه از مهارتهای زندگی در مراوده و ارتباط با دیگران كمك می گیرد به احراز موفقیت‌های ذیل نائل خواهد شد

الف: قدرت تحمل نسبت به نظرات مختلف و احساس امنیت  نسبت به گفتار دیگران

ب: انجام  بموقع  كار با توجه به شرایط زمان و مكان

ج: برنامه ریزی و كوشش در امور مفید و دوری از هر كار بی فایده 

د: راز داری و كنترل گفتار

هـ : برداشت واقع بینانه از جهان و عبرت آموزی از وقایع تاریخ گذشته 

و: تقویت خود پنداره و اتكاء به نفس

ز: استفاده از ظرفیت ها و كنش های هوش

همچنین مهارتهای زندگی اثر مناسبی در جهت كاهش آسیب های فردی و اجتماعی خواهند داشت و با ایجاد نگرش های اصولی و علمی در انتخاب بهترین شیوه در انجام بهینه هر فعالیت نقش مؤثر خود را اثبات  خواهند نمود.

در معرفی انواع مهارت های زندگی كه در ساختار شخصیتی انسانها مشاهده و در عملكرد آدمی نقش های ارزنده ای بجای می گذارد در این مقاله به اختصار سخن گفته خواهد شد ، تعداد و تنوع این مهارت ها در دیدگاه های متفاوت و جوامع مختلف قابل بررسی است ، هدف اصلی ما بررسی نقش سازنده مشاوره در چگونگی ایجاد مهارت های زندگی و گزینش بهینه آن است كه می تواند تحول عظیمی را در ساختار زندگی انسان بوجود آورد (سیف، 1371).

تعدادی از مهارت های زندگی بشرح ذیل ارائه خواهد شد.

1-تصمیم گیری

2- حل مسئله

3- تفكر خلاق

4- تفكر انتقادی

5- روابط مؤثر اجتماعی

6- خودشناسی

7- همدلی

8- انعطاف پذیری (شعاری نژاد، 1384)

مهارت های زندگی می تواند با آموزش به فرد در زمینه واکنش درست به مشکلات بر سرسختی روان شناختی و در نتیجه بهبود وضعیت زندگی و بهزیستی اجتماعی بیافزاید.

سرسختی روان شناختی، یک ویژگی شخصیتی است که در رویارویی با حوادث تنش زای زندگی به عنوان منبع مقاومت و سیر محافظ عمل می کند و ترکیبی از باورها در مورد خود و جهان است که از سه جزء تعهد، کنترل و مبارزه جویی تشکیل شده است. اما در عین حال مجموعه ای واحد است که از عمل هماهنگ این سه جزء تشکیل یافته است (کوباسا[1]، 1979، 1).

بهزیستی اجتماعی را ارزیابی فرد از ابعاد به هم وابسته اما از نظر تجربی مستقل، عاطفه مثبت، عاطفه منفی و رضایت زندگی فرد نیز تعریف کرده اند (هاریس و لایتسی، 2005، 19).

آموزش مهارتهای زندگی
سرسختی روان شناختی
بهزیستی اجتماعی

  • بیان مسأله:

سازمان جهانی بهداشت مهارتهای زندگی را چنین تعریف نموده است: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالشها و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاید. بطور کلی مهارتهای زندگی عبارتند از توانایی هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند. مهارتهای زندگی هم به صورت یک راهکار ارتقای سلامت روانی و هم به صورت ابزاری در پیشگیری از آسیب های روانی – اجتماعی مبتلا به جامعه نظیر اعتیاد ، خشونت های خانگی و اجتماعی ، آزار کودکان ، خودکشی ، ایدز و موارد مشابه قابل استفاده است به طور کلی مهارتهای زندگی ابزاری قوی در دست متولیان سلامت روانی جامعه در جهت توانمندسازی جوانان در ابعاد روانی – اجتماعی است. این مهارتها به افرادکمک می کنند تا مثبت عمل کرده، هم خودشان و هم جامعه را از آسیب های روانی – اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش و جامعه را ارتقاء بخشند (پارسا، 1388، 1).

با رشد فزاینده آگاهی در حوزه روان­شناختی و پیدایش گستره­های نو، مفهوم سرسختی به عنوان یکی از ویژگی­های شخصیتی مورد توجه نظریه پردازان روان شناسی به ویژه روا شناسان مثبت­گرا قرار گرفته است. در این چهارچوب سرسختی به عنوان ترکیبی از نگرش ها و باورها تعریف می شود که به فرد انگیزه و جرأت می دهد تا در مواجهه با موقعیت های فشارزا و دشوار، کارهای سخت و راهبردی انجام دهد و برای سازگاری با آن شرایط سرسختانه فعالیت کند تا از میان رویدادهایی که می تواند به صورت بالقوه واجد پیامدهای فاجعه آمیز و ناخوشایند باشند راهی به سوی رشد و تعالی باز کند و فرصت هایی برای رشد فراهم آورد (مدّی[2]، 2002، 173).

سرسختی احساس بنیادی از کنترل است که به فرد سرسخت امکان ترسیم و دسترسی به فهرستی از راهبردها را می دهد و باعث پرورش دیدی خوش بینانه نسبت به استرس ها می شود. نتایج برخی از مطالعات نشان می دهند که افرادی که از سرسختی روان شناختی قوی برخوردارند، در مقایسه با افراد دارای سرسختی روان شناختی ضعیف در پاسخ به تنش کمتر، دچار آسیب جسمانی و یا روانی شوند. در دو مطالعه که بر روی نمونه های متفاوت انجام شده مشخص شده رابطه مثبت و معنی داری بین سرسختی و کیفیت زندگی وجود دارد. در دو مطالعه دیگر نیز بین سرسختی روان شناختی و سلامت روان رابطه معنی­دار یافته شده است. همچنین در مطالعه بر روی بازماندگان زلزله بم مشخص شد بین سرسختی و خودتاب آوری با سلامت روان رابطه مثبت معنی دار وجود دارد (حقیقی، 1392، 386).

این یافته ها شاید بتواند نشان دهد که سرسختی یک نیاز اساسی برای افزایش بهزیستی اجتماعی است.

به طور کلی بهزیستی ارزیابی یک فرد از کیفیت تجربیات، آگاهی ها، ارتباط ها و سایر مسایل فرهنگی و مرتبط با ارزشمندی­های فرد در زندگی اوست (کییز و همکاران، 2002، 82).

ریان و دسی (2001) و دیگر پژوهشگران ابعاد گوناگونی از احساس بهزیستی را مورد دقت قرار داده اند.

چنانچه در سال 1948 سازمان بهداشت جهانی، بهزیستی اجتماعی را یکی از چند متغیر کلی سلامت فرد تعریف کرد. مدل چند وجهی کییز (1998، 2) از بهزیستی اجتماعی شامل پنج جنبه می شود که میزان کارکرد بهینه افراد را در عملکرد اجتماعی آن­ها معلوم می کند.

پنج عنصر یا جنبه ی بهزیستی اجتماعی از نظر کییز (1998، 2) یعنی پیوستگی، یکپارچگی پذیرش، تشریک مساعی و شکوفایی با اندازه های مربوط به سلامت روان مربوط هستند.

با توجه به آنچه گفته شد این پژوهش برآن است تا بداند آیا آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی خانم­های خانه دار و شاغل اثربخش می باشد؟

  • اهمیت و ضرورت پژوهش:

پژوهش های متعدد نشان داده اند که خودآگاهی، عزت نفس واعتماد به نفس شاخص های اساسی توانمندی ها وضعف های هر انسان است. این سه ویژگی فرد را قادر می سازد که فرصت های زندگی اش رامغتنم شمرده برای مقابله با خطرات احتمالی آماده باشد به خانواده و جامعه اش بیاندیشد ونگران مشکلاتی که در اطرافش وجود دارد باشد و به به چاره اندیشی بپردازد. مهارت های زندگی به عنوان واسطه های ارتقای سه ویژگی فوق الذکر در آدم ها می توانند فرد وجامعه را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایند (پارسا، 1388، 1).

کوباسا (1979) سخت کوشی را به عنوان سازه ای متشکل از سه مؤلفه به هم وابسته شامل تعهد، کنترل و مبارزه طلبی معرفی کردند. این سازه هنگام مواجهه فرد با ظرایط و حوادث استرس زا بر تفسیرها و برداشت های او برای سازش بهتر تأثیر می گذارند. مرلفه تعهد به باور فرد نسبت به اهمیت، ارزش و معناداری فعالیت ها  امور زندگی اطلاق می شود؛ مرلفه کنترل تعیین کننده این باور است که تغییرات زندگی قابل پیش بینی و کنترل پذیر هستند؛ و مؤلفه مبارزه طلبی بیان کننده این باور است که تغییرات زندگی واقعیییت هایی معمول هستند و به منزله موقعیت ها و آوردگاه­هایی برای مبارزه تلقی می شوند نه تهدید. این باورها می توانند نقش محافظتی داشته باشند زیرا ویژگی استرس زایییی یک حادثه را کاهش می دهند و در نتیجه تأثیر عامل استرس زا بر سلامت روانی را تحلیل می برند (بشارت، 1388، 3).

سرسختی روانشناختی سازه ای است که به عنوان یک ویژگی شخصیتی و با نقش موثر خود در تعدیل پیامدهای استرس، مطالعات گسترده ای را تا کنون به خود اختصاص داده است. فلاسفه و دانشمندان علوم اجتماعی در طول سالها تحقیق، افراد بسیاری را مشاهده کردند که به دلیل ویژگی های شخصیتی معینی، بهتر با موقعیت های ناخوشایند زندگی، سازگار بودند (سامانی و همکاران، 1386، 290).

در فرهنگ عامه نیز افرادی هستند که با صفاتی چون «مقاوم» و «صبور» شناخته می شوند، این افراد ظاهراً بهتر از سایرین، مشکلات را تحمل می کنند و دیرتر از پای در می آیند. تا سه دهه اخیر، پژوهش های بسیار اندکی در زمینه ویژگی های شخصیتی (رفتاری و شناختی) چنین افرادی انجام شده بود. در اواخر دهه 1970 یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی سالواتور مدی و سوزان کوباسا یک پژوهش طولی در زمینه شغلی انجام دادند. آنها میان افرادی که در شرایط شغلی همراه با استرس شدید، در کارشان موفقیت کسب کرده بودند و کسانی که در شرایطی مشابه، دچار مشکلات عملکردی شده بودند، تمایز قایل شدند. آنها باور سرسختی را به عنوان یک سیستم حیاتی برای حفظ سلامت و عملکرد، در برابر استرس پیشنهاد كردند و فرض كردند كه سرسختی از اثرات زیان آور فشار روانی جلوگیری می­كند و به این ترتیب شخصیت سرسخت از بیماریهای وابسته به فشار روانی محافظت می­كند (مجیدیان، 1386، 120).

کییز (1998، 2) بهزیستی­اجتماعی را به عنوان گزارش شخصی افراد از کیفیت ارتباطات آنها با دیگران تعریف می­ کند.

از ابتدا نیز بهزیستی اجتماعی به عنوان ادراک  افراد از یکپارچگی آنها با جامعه پذیرش دیگران، پیوستگی با اجتماع و احساس فرد از مشارکت با جامعه تعریف می شد (لارسون، 1996، 38).

کییز (1998، 2) درک کیفیت، سازمان بندی و قابل فهم بودن دنیا را عنصر پیوستگی و کیفیت ارتباط با جامعه را عنصر یکپارچگی در نظر می گیرد.

از نظر او شناخت و پذیرش دیگران، عنصر پذیرش و ارزش فرد به عنوان یک شریک اجتماع عنصر تشریک مساعی و سرانجام باور به تحول مثبت اجتماعی عنصر شکوفایی بهزیستی اجتماعی است. این عناصر می تواند وحدت اجتماعی، تشریک مساعی، پیوند اجتماعی و حس ظرفیت برای رشد مداوم جامعه و میزان راحتی افراد را در پذیرش دیگران ارزیابی کنند (کییز، 2005، 83) و در مجموع وجود یا عدم وجود سلامت روان را مطرح می کند.

  • اهداف پژوهش:

هدف از این پژوهش کمک به زنان در راستای افزایش سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی برای افزایش توانایی در رویارویی با سختی ها و زندگی و مهارتهای ارتباطی می باشد.

1-5-1- هدف اصلی پژوهش:

بررسی تفاوت اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی

1-5-2- اهداف فرعی پژوهش:

  • بررسی تفاوت سرسختی روان شناختی بین زنان شاغل و خانه دار
  • بررسی تفاوت بهزیستی اجتماعی بین زنان شاغل و خانه دار
    • فرضیه های پژوهش:
      • فرضیه اصلی پژوهش:

آموزش مهارتهای زندگی بر سرسختی روان شناختی در زنان اثربخش می باشد.

آموزش مهارتهای زندگی بر بهزیستی اجتماعی در زنان اثربخش می باشد.

  • فرضیه های فرعی پژوهش:
  • میزان سرسختی روان شناختی در زنان شاغل و خانه دار متفاوت می باشد.
  • میزان بهزیستی اجتماعی در زنان شاغل و خانه دار متفاوت می باشد.
    • متغیرهای پژوهش:

متغیر مستقل: آموزش مهارت های زندگی

متغیرهای وابسته: سرسختی روان شناختی، بهزیستی اجتماعی

متغیر تعدیل کننده: شغل

متغیر کنترل: جنسیت

متغیرهای مزاحم: تحصیلات، درآمد، وضعیت خانوادگی

  • تعریف متغیرهای پژوهش:

1-8-1- آموزش مهارت های زندگی

تعریف نظری: مهارتهای 10 گانه زندگی عبارتند از: خودآگاهی – روابط بین فردی -ارتباط- تفکر نقادانه- تفکر خلاق- تصمیم‌گیری- حل مسئله- مقابله با فشار-مقابله با هیجان‌های ناخوشایند- هم‌دلی (اسمیت و گری، 2005).

تعریف کاربردی (عملیاتی): آموزش مهارت زندگی در این پژوهش برگزاری کلاس آموزش مهارت های زندگی به زنان شاغل و خانه دار در شهر رشت می باشد.

1-8-2- سرسختی روان شناختی

تعریف نظری: برخی افراد راهکار‌های خاصی برای مقابله با مشکلات دارند، مرگ عزیزان، شکست‌های مالی و بیماری‌های مختلف سرنوشت مشترک همه انسان‌هاست ولی واکنش‌های افراد به این مسائل به هیچ عنوان شبیه به هم نیستند. در روان‌شناسی از این افراد تحت عنوان سخت جان یاد می‌شود. مطلب حاضر با تکیه بر نگاه روان‌شناسانه بیشتر به ویژگی‌های شخصیتی افراد سخت‌جان می‌پردازد. به اعتقاد روان‌شناسان شخصیت سر سخت از 3 مؤلفه اصلی تعهد، کنترل و مبارزه‌جویی تشکیل شده است (نمازی، 1391، 13).

تعریف کاربردی: در این پژوهش سرسختی روان شناختی نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سنجش سرسختی روان شناختی کیامرثی (1377) به دست می آورد.

1-8-3- بهزیستی اجتماعی:

تعریف نظری: سلامت اجتماعی عبارت است از آن بخش از سلامت افراد که نه جسمانی است و نه به سلامت روان آنها مربوط است (منظری، 1391، 1).

تعریف کاربردی: در این پژوهش بهزیستی اجتماعی نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سنجش بهزیستی اجتماعی PWI-A به دست می آورد.

تعداد صفحه :89

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی رفتاری فوردایس بر میزان خوش بینی وکیفیت زندگی زنان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحدعلوم و تحقیقات  کرمانشاه

دانشكده علوم انسانی

پایان نامه جهت اخذ درجه كارشناسی ارشد در رشته روان شناسی

(گرایش بالینی)

موضوع:

 اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی رفتاری فوردایس بر میزان خوش بینی وکیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان

تابستان  1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                             صفحه

فصل اول: مقدمه پژوهش1

مقدمه. 2

1-1 بیان مساله. 3

1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق. 6

1-3 اهداف تحقیق. 6

1-3-1 هدف اصلی. 6

1-3-2 اهداف فرعی. 7

1-4 فرضیه های تحقیق. 7

1-5 تعریف متغیرها 7

1-5-1 تعریف مفهومی وتعریف عملیاتی. 7

فصل دوم: پیشینه پژوهش9

بخش اول : شادکامی. 10

2-1 تعریف شادکامی. 10

2-2 جایگاه شادی در چهار چوب هیجانها 11

2-3 شاخص های شادکامی. 13

2-4 دیدگاه شناختی و شادکامی. 13

2-5 دیدگاه های نظری در مورد شادکامی. 16

2-5-1 دیدگاه لذت گرایی. 16

2-5-2 دیدگاه معنوی.. 17

2-5-3 نظریه ی داینر و همکاران. 19

2-5-4 نظریه ی آرگایل و همکاران. 19

2-5-5 دیدگا ه های شناختی و شادی.. 20

2-5-6 دیدگاه های زمینه ایدر مورد شادی.. 21

2-5-7 نظریه روابط و فعالیتهای اجتماعی. 22

2-5-8 شادی در نظریه فروید. 22

2-5-9 نظریه تعادل حالات هیجانی. 22

2-5-10 شادی در نظریه الیس… 23

2-5-11 نظریه زیست شناختی در مورد شادی.. 23

2-5-12 شادی در نظریه فاوا 25

2-5-13 شادی در نظریه مزلو. 25

2-5-14 شادکامی از دیدگاه دنیل گیلبرت.. 25

2-5-15 شادی از دیدگاه مارتین سلیگمن. 29

2-5-16  شادی درنظریه فوردایس… 31

2-6 عوامل تأثیر گذار بر شادکامی. 32

2-6-1 تفاوت های جنسیتی. 32

2-6-2 درآمد. 33

2-6-3  ازدواج. 34

2-6-4 سن. 34

2-6-5 تحصیلات.. 35

2-6-7 رضایت شغلی. 35

2-6-8 سلامتی. 36

2-6-9 مذهب.. 37

2-6-10 اوقات فراغت و تفریح. 37

2-6-11 موفقیت و تأ یید اجتماعی. 38

بخش دوم: خوش بینی. 38

2-7 تعریف خوش بینی. 43

2-7-1 خوش بینی سرشتی یا گرایشی. 43

2-7-2 خوش بینی تبیینی یا اسنادی.. 44

2-7-3 پایه های زیستی –عصبی خوش بینی و بد بینی. 44

2-7-4 خوش بینی سرشتی یا گرایشی. 46

2-7-5 رشد و تحول خوش بینی سرشتی. 47

2-7-6 سنجش خوش بینی سرشتی. 49

2-8 اهمیت خوش بینی سرشتی در بهزیستی جسمانی و روان شناختی. 50

2-8-1 تأثیرات جسمانی. 50

2-8-2 تأثیرات روان شناختی. 51

2-8-3 رشد و تحول خوش بینی تبیینی. 52

بخش سوم: کیفیت زندگی. 55

2-9 تعریف کیفیت زندگی. 55

2-9-1 ویژگی‌های کیفیت زندگی. 57

2-9-1-1 خصیصه گروهی و کیفیت زندگی. 57

2-9-1-2 تنوع و کیفیت زندگی. 57

2-9-1-3 انسجام و کیفیت زندگی. 58

2-9-1-4 انتخاب كردن و کیفیت زندگی. 58

2-9-2 نظریه پردازان سبك زندگی. 59

2-9-2-1 دیوید چینی :کیفیت زندگی و مصرف فرهنگی. 59

2-9-2-2 میشل سوبل و سبك زندگی. 60

2-9-2-3 پیر بوردیو: نظریه پرداز رسمی کیفیت زندگی و مصرف فرهنگی. 60

2-9-2-4 نظریه دیوید رایزمن. 66

2-9-2-5 جورج زیمل و فرهنگ مدرن. 69

2-9-2-6  نورشتاین وبلن: ثروت و کیفیت زندگی. 70

2-9-2-7  ماركس وبر : منزلت اجتماعی و کیفیت زندگی. 72

2-9-3 گیدنز و ساختار یابی و کیفیت زندگی. 74

2-9-4  داگلاس هالت : فرا ساختار گرایی و کیفیت زندگی. 77

2-10 سوابق تحقیق. 77

2-10-1 سوابق تحقیق در خارج. 77

2-10-2 سوابق تحقیق در ایران. 79

فصل سوم: روش پژوهش82

3-1 روش… 83

3-2 طرح تحقیق. 83

3-3 متغیرهای پژوهش… 83

3-4 جامعه اماری.. 84

3-5 نمونه. 84

3-6 روش نمونه گیری.. 84

3-7- ابزار گرداوری اطلاعات.. 84

3-8 روش اجرای تحقیق. 86

3-9 محتوای جلسات اموزش شادکامی. 87

فصل چهارم : یافته های پژوهش89

مقدمه. 90

4-1- آمار توصیفی. 91

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری.. 100

مقدمه. 101

5-1- خلاصه پژوهش… 101

5-2- تبیین فرضیه های تحقیق. 102

5-3- پیشنهادات کاربردی.. 105

5-4 محدودیت های پژوهش… 106

منابع و ماخذ. 107

پرسشنامه کیفیت زندگی دینر. 113

مقدمه

سرطان از جمله بیماری های شایع در دهه های اخیر به شمار می رود. در این میان زنان به دلیل عدم اگاهی ذاز علایم و نشانه های سرطان ممکن است علی رغم ابتلا به این بیماری از ان اطلاع نداشته باشند. زنان دچار بیماری سرطان از نظر وضعیت روان شناختی با مشکلات متعددی مواجه می شوند.

در تحلیل مفهوم شادی نظریه پردازان عمدتا” به دو مؤلفه شناختی و هیجانی اشاره داشته اند،مؤلفه شناختی بیشتردلالت بر رضایت از زندگی و مؤلفه هیجانی بیشتر برحالاتی نظیرخندیدن وشوخ طبعی وهمچنین تعادل بین هیجان های مثبت ومنفی،دلالت دارد(آرگایل،2001؛سلیگمن2002).علاوه بر این ، امروزه کنکاش های نظری و پژوهشی نشان می دهد که نمی توان شادی را تنها حالتی عکس افسردگی ، با بیش بینی کننده های  مشابه فرض نمود.این ادعا مبتنی بر پژوهش هایی است که نتایج آن ها نشان داده اند که هیجان های مثبت و منفی خاستگاه و پیامد های متفاوتی دارند (سلیگمن،2002).شلدون، لیمبومیرسکی (2005)اخیرا”الگوی جدیدی در باب عوامل تعیین کنندۀ شادی ارائه نموده اند که این عوامل عبارتند از:1)نقطۀ شروع ثابت [1]،2)شرایط [2]3) کنش های عمدی .این پژوهشگران عامل نقطۀ شروع(یا آمادگی های ژنتیکی )و شرایط (نظیر وضعیت اقتصادی، اجتماعی)را به ترتیب عوامل ثابت و ایستا ی الگو در نظر گرفته اند و کنش های عمدی [3] را عامل متغیر الگو معرفی نموده اند.

کنش های عمدی اشاره به فرایند های تلاش مدار و مقصودنگرزندگی فرد دارد که شامل جنبه های شناختی (مانند داشتن نگرشهای مثبت و کمال گرا)،رفتاری (مثل ابراز علاقه به دیگران یا ورزش کرردن )و خواسته های دارای [4] (مانند تعیین و دنبال کردن هدف های شخصی معنی دار)می باشد.بنا براین در الگوی مذکور کنش های عمدی از بیشتر سطح تغییر و کنترل پذیری برخوردار است و پژوهش های انجام شده در زمینه های راهکارهای مداخله ای برای افزایش شادی و پژورهش خوشبختی حول محور این عامل بوده است.(لیمبومیر سکی ،تکاچ [5] و یلورتون[6] ،2004 به نقل از شلدون و همکاران ،2004).واژۀشادکامی چندین مفهوم متفاوت را به ذهن متبادر می کند (برای مثال شادی،خوشنودی ،لذت و خوشایندی و…)از این رو تعدادی از روان شناسان، به سازه ی بهزیستی روانی[7] اشاره می کنند که یک اصطلاح پوششی در بر گیرنده انواع ارزشیابی هایی است که فرد از خود و زندگی اش به عمل می آورد (داینر،2002).این ارزشیابی ها ،مواردی از قبیل رضایت از زندگی  ،هیجان و خلق مثبت و فقدان افسردگی و اضطراب را شامل می شود و جنبه های مختلف آن نیز به شکل شناخت ها و عواطف است (داینر و ساه،1997).در صورتی که افراد از شرایط زندگی راضی بوده و عواطف مثبت بیشتر و عواطف منفی کمتری را تجربه کنند گفته می شود که از بهزیستی روانی بالایی برخوردارند .بهزیستی روانی،اصطلاح روان شناختی معادل شادی است که به دلیل مفاهیم بسیاری که در خود نهفته دارد،ارجح است ،اما با این وجود در ادبیات مربوطه به جای یکدیکر به کار می روند. (ادنیگتون وشومن 2004)

در این میان شادکامی  و خوش بینی می تواند بر کیفیت  زندگی بیماران مبتلا به سرطان تاثیر گذار بوده و می تواند زمینه ساز توسعه سلامت روان در انها باشد و به بهبود هرچه بهتر آنها کمک شایانی نماید بیماران سرطانی نیز از این موضوع مستثنی نیستند و شادکامی و خوشبینی می تواند موجب تغییر در کیفیت زندگی انها را فراهم اورد.

1-1 بیان مساله

شادکامی یکی از متغیرهایی است که در سال های اخیر در حوزه روان شناسی سلامت مورد توجه قرار گرفته است . پژوهش هایی هم در این زمینه انجام شده است که برخی از آنها موید رابطه مستقیم شادکامی با بهبود سیستم ایمنی بدن است . (مازلو ، به نقل از شولتس [8]، 1386)

سیلبرمن[9] (2000 به نقل از مرادی ، 1387) معتقد است که در درمان بیماری های سخت و دشوار می بایستی در کنار عناصر درمان ، شادی و شادکامی نیز مورد توجه پرسنل درمان قرار گیرد ، زیرا شادی محصول زندگی متعادل ، متنوع و رضایت بخش است که در آن نیازهای اساسی انسان برآورده می شود . به اعتقاد نودینگ[10] (2009) شادکامی سرچشمه اعتماد خوش بینانه فرد به توانایی هایش و یکی از شرایط اعتلای مناسبات واقعی او با محیط پیرامونش می باشد . به اعتقاد آرگایل[11] (2010) شادکامی می تواند برای فرد شرایطی را فراهم آورد که در آن امکان و فرصت رشد و بالندگی به وجود آید و به نوعی شرایط بهزیستی روانی وذهنی را به او ارمغان دهد .

شوارز و استراک (2008) معتقدند که افراد شادکام کسانی هستند که در پردازش اطلاعات در جهت خوش بینی و خوشحالی سوگیری دارند ، یعنی اطلاعات را طوری پردازش و تفسیر می کنند که به شادکامی آنها منجر شود .

از طرفی دیگر ، اغلب پژوهشگران از جمله آرگایل ولو (2005) ، کوست و مک کری[12] (2007) ، فارنهام و چنگ (2006) و مایرز و دانیر (2005) معتقدند که شادکامی یک ویزگی شخصیتی است که می تواند در درمان بسیاری از ناراحتی های روانی به ویژه در درمان اختلالات کرونیک و مزمن ، دشوار و صعب العلاج نقش سازنده ای داشته باشد .

فوردایس (1997) به عنوان یکی از نظریه پردازان روان شناسی شادی ، برنامه ای آموزشی ارائه نمود که دارای 14 مولفه بوده و تحت عنوان «برنامه افزایش شادی» مطرح شده است . فوردایس (1999) در اقدامات آموزشی فرد یک رویکرد آموزش را مورد استفاده قرارداده است که هم جنبه شناختی دارد و هم بعد رفتاری دارد . در این برنامه وی امکان پذیری افزایش شادی و راه کارهای افزایش آن را ارائه نموده است . فوردایس (1999) معتقد است که شادکامی یکی از مهمترین نیازهای بیماران دچار سرطان بوده و می تواند تأثیر عمده ای در کارکرد و بهبود وضعیت جسمانی و روانی این بیماران داشته باشد .  به اعتقاد لانگو ارائه برنامه های مبتنی بر روان شناسی مثبت و شادگرا ، می تواند کیفیت زندگی بیماران سرطانی را افزایش داده و نگرش آنها را نسبت به زندگی دگرگون سازد .

از سویی دیگر به زعم رنیز (2010) شادکامی ضمن بهبودبخشی به سلامت روان ، در بین بیماران مبتلا به سرطان توانسته است سبب بهبود روابط اجتماعی و میان فردی آنها گردد . در بعد خوش بینی نیز یافته ها و نتایج تحقیقات صاحب نظران نشان می دهد که رابطه مستقیمی بین شادکامی و خوش بینی وجود دارد . به عنوان مثال لیپتون (2009) در پژوهش میدانی که بر روی 20 نفر از بیماران سرطانی انجام داده است نتیجه گرفته است که ارائه آموزش های مبتنی بر شادمانی توانسته است سطح خوش بینی را در این بیماران افزایش دهد .

در این مورد که رویکردهای روان شناختی مبتنی بر شادکامی می تواند به ارتقای سطح خوش بینی در میان بیماران صعب العلاج کمک نماید نوعی توافق همگانی وجود دارد . (استین و همکاران 2008 و مورلی ، 2006) در درمان بیماری سرطان شواهد قابل ملاحظه ای توسط ویلیامز و همکارانش (2007) طی یک دهه فعالیت بالینی بر روی این گونه بیماران جمع آوری گردیده شده است که یافته های آن تأیید کننده اثربخشی ارائه برنامه های شادکامی بر بهبود وضعیت خوش بینی آنها است . به اعتقاد آندرسیک (2009) عوامل بیولوژیکی به تنهایی نمی توانند آسیب پذیری جسمانی را در بیماران سرطان بالا ببرند و نوع و سطح بدبینی یا خوش بینی فرد و حتی کادر درکان نسبت به بیماری عامل مهمی در تعیین وضعیت بالینی بیمار تلقی می شود . علاوه بر این یافته های تحقیق وایزلیس (2009) نشان می دهد که  درمان های دارویی برای بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان به تنهایی و به اندازه کافی مفید نیستند و نیز عوارض جانبی متعددی این داروها برجای می گذارند . علی رغم این که اثربخشی شادکامی بر روی ابعاد کیفیت زندگی و خوش بینی بیماران سرطان در تحقیقات متعدد خارجی تأیید شده است . اما طی بررسی های به عمل آمده مشخص شده است که در کشورمان سوابق تحقیقاتی و پژوهش های صورت گرفته در این زمینه اندک است . با نظر گرفتن این موضوع که هر ساله بر تعداد بیماران سرطانی افزوده می شود و نیز این که بیماری سرطان  می تواند عملکرد فرد مبتلا ، خانواده و حتی جامعه را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد و خسارات و زیان های زیادی را از بعد روانی ، اقتصادی ، جسمانی و اجتماعی برای فرد مبتلا و خانواده وی به همراه داشته باشد لذا شناسایی روش های درمان این معضل دارای اهمیت زیادی است . براین اساس مسأله تحقیق حاضر حول دو محور اساسی خواهد بود که آیا آموزش شادکامی در ایجاد و افزایش  کیفیت زندگی و خوش بینی زنان مبتلا به بیماری سرطان تأثیر گذار و کارآمد می باشد ؟

1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

سرطان از جمله بیماریهای شایع در کشورمان  است که سلامت جسمانی و روانی افراد مبتلا را تهدید نموده و هزینه های فراوانی را برای بیمار ، خانواده و سیستمهای پزشکی بر جای می گذارد.  لذا شناسایی روش های کارامد که بتواند مشکلات و نگرانیهای ای دسته از بیماران را کاهش دهد از اهمیت زیادی برخوردار است. از سوی دیگر با بررسی های به عمل امده مشخص گردید در زمینه اموزش شادکامی به شیوه رفتاری شناختی فوردایس بر روی بیماران  مبتلا به سرطان تاکنون در کشورمان تحقیقات بسیار اندک صورت گرفته و به نوعی با خلا ها و کمبودهای  تحقیقاتی مواجه هستیم و امید می رود انجام این تحقیق بتواند تا حدودی این نقیصه را برطرف نماید. همچنین در بیان اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق می توان موارد زیر را مطرح ساخت:

الف- لزوم و ضرورت توجه مربی به آموزش و عوامل ایجاد کننده شادی در بین بیماران به طور عام و بیماران سرطان به طور خاص

ب- تأثیرات همه جانبه شادکامی در کیفیت زندگی و  سلامت جسمانی بیماران و شکل گیری مناسب شخصیت این افراد بیمار

ج- کاهش خسارات ناشی از بی توجهی به امر شادمانی در محیط های مختلف زندگی و در میان افراد و اعضای خانواده های مبتلا به بیماران سرطانی

د- کاهش هزینه های درمان ناشی از افسردگی بیماران و افزایش سطح رضایت از چرخه درمان در بیماران یاد شده

1-3 اهداف تحقیق

1-3-1 هدف اصلی

هدف اصلی این تحقیق بررسی اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس بر میزان خوش بینی و کیفیت زندگی زنان  مبتلا به سرطان در بیمارستان امام خمینی شهر تهران در سال 1392است.

1-3-2 اهداف فرعی

– تعیین  میزان اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس در میزان خوش بینی زنان مبتلا به سرطان

2- تعیین میزان اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس در میزان کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان

1-4 فرضیه های تحقیق

  • آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس باعث افزایش خوش بینی زنان مبتلا به سرطان می شود.
  • آموزش شادکامی به شیوه شناختی- رفتاری فوردایس باعث افزایش میزان کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان اثر بخشی می شود.

1-5 تعریف متغیرها

1-5-1 تعریف مفهومی وتعریف عملیاتی

شادکامی ( تعریف نظری و مفهومی): شادکامی ارزشیابی هایی است که افراد از خود وزندگیشان به عمل می آورند . این ارزشیابی می تواند جبنه ی شناختی داشته باشد مانند قضاوت هایی که درمورد رضایت درزندگی صورت می گیرد و یا جنبه ی عاطفی که شامل خود وهیجان هایی است که درواکنش به رویدادهای زندگی ظاهر می شود .بنابراین شادکامی ٬از چها رجزء تشکیل یافته که عبارت است از:رضایت از زندگی ، خلق و هیجان های مثبت و خوشایند، نبود خلق و هیجانهای منفی و عوامل دیگر مانند خوش بینی ،عزت نفس و احساس شکوفایی( ویلسون،2005)

تعریف عملیاتی: نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه شادی اکسفورد که توسط فوردایس (2002) به دست آورده است.

خوشبینی( تعریف نظری و مفهومی): شی یر5و کارور6(1985 )رویکردی در مورد خوش بینی ارائه کردند از نظر آن ها خوش بینی ٬ انتظار فراگیر است مبنی بر اینکه حوادث  آینده ٬ مثبت خواهد بود

تعریف عملیاتی: به منظور سنجش  خوش بینی فرد از پرسشنامه  خوشبینی شییر و کاروراستفاده شده و نمره ازمودنی در این نشان دهنده میزان خوشبینی  فرد می باشد.

کیفیت زندگی (تعریف مفهومی و نظری):

کیفیت زندگی به عنوان یک الگوی همگرا اطلاق می شود که همه حوزه های رفتاری ، اجتماعی ، اقتصادی و نیز هویت فرد را در بر می گیرد.(سگالن،2000)

 تعریف عملیاتی :به منظور سنجش  کیفیت زندگی فرد از پرسشنامه  کیفیت زندگی مورگان(2010) استفاده شده و نمره ازمودنی در این نشان دهنده  نحوه کیفیت زندگی فرد می باشد.

بیماران عادی :

منظور از بیماران عادی دراین تحقیق زنانی است که به بیماری سرطان مبتلا هستند اما تحت درمان اموزش شادکامی قرار نمی گیرند منظور از بیماران سرطانی در این تحقیق ، زنانی هستند که با تشخیص یکی از انواع بیماری سرطان  تحت درمان شیمی درمانی بوده و حداقل به مدت شش ماه به ادامه درمان بپردازند و در درمان گروهی و اموزش شادکامی قرار بگیرند.

تعداد صفحه :132

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان بر پریشانی روان‌شناختی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده‌ی علوم تربیتی و روان‌شناسی

گروه آموزشی روانشناسی بالینی

پایان‌نامه‌ جهت اخذ درجه‌ی کارشناسی ارشد رشته‌ روان‌شناسی بالینی

عنوان:

اثربخشی آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان بر پریشانی روان‌شناختی و ناگویی هیجانی بیماران مبتلا به اختلال‌های پوستی

آذر 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

اختلال در پوست که بزرگ­ترین عضو بدن است به صورت بیماری‌های مختلف پوستی تظاهر پیدا می‌کند. سیر بالینی طیف وسیعی از بیماری‌های پوستی ناشی از تعامل پیچیده و متقابل بین عوامل زیستی، روان‌پزشکی، روان‌شناختی و اجتماعی است که می‌توانند نقش مستعد کننده، تسریع کننده و ​​یا تداوم بخش برای اختلال پوستی بازی کنند. از یك سو، عوامل روان‌شناختی می‌توانند سبب پیشرفت بیماری‌های پوستی گردد و از سوی دیگر اختلال‌های روانی می‌تواند موجب بروز برخی بیماری‌های پوستی شوند. بیماری‌های پوستی همچون پسوریازیس و ویتیلیگو با پریشانی روان‌شناختی و ناگویی هیجانی قابل توجه و اختلال‌های همبود روان‌پزشکی همراه است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش نظم‌جویی فرآیندی هیجان در پریشانی روان‌شناختی و ناگویی هیجانی افراد مبتلا به بیماری‌های پوستی بود. به همین منظور، 3 بیمار مبتلا به ویتیلیگو و 3 بیمار مبتلا به پسوریازیس که با توجه به معیارهای ورود به پژوهش و به شیوه‌ی در دسترس انتخاب ‌شدند، تحت آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان  مبتنی بر مدل گروس به مدت ده جلسه قرار گرفتند. بیماران شش دفعه (یک بار خط پایه، چهار بار در طول درمان و یک بار پیگیری 45 روزه پس از درمان) بوسیله‌ی مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS) مورد ارزیابی قرار گرفتند. پژوهش حاضر در چارچوب طرح تجربی تک آزمودنی A B بود. به منظور تحلیل داده‌ها از بازبینی نمودارها، شاخص‌های تغییر روند، شیب، میزان تغییرپذیری کوهن و افزون بر این به منظور تعیین معناداری بالینی از شاخص درصد بهبودی و اندازه اثر استفاده شد. نتایج نشان داد که هر چهار فرضیه پژوهش مورد تایید قرار گرفتند و آموزش نظم‌جویی فرآیندی هیجانی توانست پریشانی روان‌شناختی و ناگویی هیجانی را هم در بیماران مبتلا به ویتیلیگو و هم در بیماران مبتلا به پسوریازیس به طور معناداری کاهش دهد. بنابراین آموزش نظم‌جویی فرآیندی هیجان به بیماران پوستی با توجه به نقش عوامل هیجانی در روند بیماری‌های پوستی، به عنوان عوامل زمینه‌ساز، تشدید کننده و تسریع کننده مفید بوده و متعاقبا برنامه ریزی و آموزش آن به بیمار و اطرافیان وی برای مقابله با عوارض روحی و روانی بیماری کمک کننده خواهد بود. در مجموع، می‌توان از آموزش نظم‌جویی فرآیندی هیجانی به عنوان درمان کمکی، حمایتی و توانبخشی در کنار درمان‌های دارویی استفاده کرد.

کلیدواژه‌ها: نظم‌جویی فرآیندی هیجانی، پریشانی روان‌شناختی، ناگویی هیجانی، بیماری‌های پوستی

فهرست مطالب

فصل اول.. 1

مقدمه. 2

بیان مسئله. 5

سوال‌های پژوهش….. 12

فرضیه‌های پژوهش….. 12

تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش….. 13

آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان13

ناگویی هیجانی……. 13

پریشانی روان‌شناختی. 13

فصل دوم. 15

بیماری‌های پوستی… 16

بیماری پسوریازیس….. 19

تاریخچه. 19

شیوع.. 20

عوامل ژنتیکی… 21

سبب شناسی… 23

سبب شناسی خودایمنی… 23

عوامل خطر. 25

عوامل خطر بیرونی… 26

عوامل خطر سیستمی… 26

ویژگی‌های بالینی… 27

طبقه بندی بالینی… 28

انواع غیر چرک‌دانه‌ای… 28

انواع چرک دانه‌ای… 29

آسیب شناسی… 30

ضایعات کورکی… 30

انواع دیگر پسوریازیس….. 32

درمان.. 32

درمان‌های موضعی… 33

درمان‌های موضعی دیگر. 35

نور (شیمی) درمانی… 36

بیماری ویتیلیگو. 38

شیوع.. 39

تشخیص لوکودرم‌ها 40

سبب شناسی… 40

ژنتیک در ویتیلیگو. 42

فرضیه‌های سبب شناسی برای ویتیلیگو. 42

ویژگی‌های بالینی… 44

اشکال بالینی… 45

طبقه‌بندی بالینی ویتیلیگو. 46

دوره‌ی بیماری… 47

ویتیلیگو و بیماری‌های چشمی… 48

اختلالات مرتبط… 49

ویتیلیگو در کودکی… 49

تشخیص افتراقی… 50

درمان.. 50

کورتیکواستروئیدها 50

مهارکننده‌های کلسینورین موضعی… 51

نوردرمانی… 52

لیزر و دیگر ابزارهای نوری مرتبط… 54

درمان‌های جراحی… 55

درمان‌های ترکیبی… 56

رنگ‌دانه سازی کوچک….. 56

حمایت روان‌شناختی… 57

بیماری‌های پوستی و عوامل روان‌شناختی… 58

پریشانی‌ روان‌شناختی… 61

ناگویی هیجانی… 66

مبانی نظری ناگویی هیجانی… 67

سبب‌شناسی ناگویی هیجانی… 69

پیشینه پژوهشی ناگویی هیجانی… 74

مبانی هیجان.. 76

تعریف نظم‌جویی هیجان.. 78

مدل‌های نظم‌جویی هیجان.. 81

در نظم‌جویی هیجان چه چیزی نظم‌جویی می‌شود؟. 82

تفاوت‌های فردی در نظم‌جویی هیجان.. 83

رویکردهای مداخله در مشکلات هیجانی از طریق آموزش نظم‌جویی هیجان.. 84

اصلاح راهبردهای نظم‌جویی هیجان از طریق مدل گروس….. 86

جمع‌بندی… 96

فصل سوم. 99

طرح پژوهش….. 100

جامعه، نمونه و روش نمونه گیری… 101

ابزارهای پژوهش….. 102

مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو. 102

مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس….. 103

مصاحبه‌ی بالینی ساخت یافته برای اختلال‌های محور  Iدر DSMIV103

مقیاس افسردگی بک-نسخه دوم. 104

مقیاس اضطراب بک….. 105

معرفی شرکت کنندگان پژوهش….. 105

بیماران مبتلا به ویتیلیگو. 105

بیماران مبتلا به پسوریازیس….. 106

روش اجرای پژوهش….. 107

ساختار کلی درمان آموزش راهبردهای نظم‌جویی فرآیندی هیجان مبتنی بر مدل گروس….. 108

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 109

فصل چهارم. 111

داده‌های توصیفی… 112

فرضیه‌ اول.. 113

فرضیه دوم. 116

فرضیه سوم. 120

فرضیه چهارم. 127

فصل پنجم.. 137

فرضیه‌های پژوهش….. 138

جمع‌بندی نهایی… 147

محدویت‌های پژوهش….. 148

پیشنهاد‌های پژوهشی… 148

پیشنهاد‌های کاربردی… 148

منابع.. 137

پیوست‌ها 165

مقدمه

پوست بزرگ­ترین عضو بدن است كه همواره در معرض دید می‌باشد و ظاهر آن منعكس‌كننده سلامتی فرد است. پوست از سد‌های موثر در برابر تهاجم میکروارگانیسم‌ها و عوامل شیمیایی و زیستی می‌باشد (روک، ویلکینسون، چمپیون و بورتن، 1998). اختلال در این سد که به صورت بیماری‌های مختلف پوستی تظاهر پیدا می‌کند می‌تواند باعث درگیری فرد با میکرو ‌‌ارگانیسم‌های مختلف و در نتیجه ابتلا به بیماری‌های گوناگون گردد (لیبویت و وینتریوب، 1996).

سیر بالینی طیف وسیعی از بیماری‌های پوستی ناشی از تعامل پیچیده و گاهی اوقات متقابل بین عوامل زیستی، روان‌پزشکی، روان‌شناختی و اجتماعی است که می‌توانند نقش مستعد کننده، تسریع کننده و ​​یا تداوم بخش برای اختلال پوستی بازی کنند (گوپتا و گوپتا، 2013). از یك سو، عوامل روان‌شناختی (نظیر تنش و احساسات منفی) می‌توانند سبب پیشرفت بیماری‌های پوستی (مانند خارش و ویتیلیگو) گردد و از سوی دیگر اختلال‌های روانی می‌تواند موجب بروز برخی بیماری‌های پوستی (نظیر پسوریازیس و درماتیت آتوپیک[1]) شوند (مرکان و کیوان آلتونای، 2006؛ اربرک-اوزن، بیرول، بوراتاو و کوکاک، 2006).

برآورد شده که شیوع همبودی اختلال‌های روان‌پزشکی در بیماران سرپایی دچار اختلال‌های پوستی بین 25٪ تا 60٪ باشد (جافرانی، وندر استاپ، دومیت رسکو و هورنانگ، 2010؛ کورابل، دودک، جورک و ووجاس- پلک، 2008؛ پیکاردی، آبنی، ملچی، پودو و پاسکویینی، 2000؛ وزلی[2]و لویز[3]، 1989؛ به نقل از لورنس و اسمیت، 2009؛ گوپتا و گوپتا، 2003؛ به نقل از تیلور، بیولی و ملیدونیس، 2006). بیماری‌های پوست، به خصوص آن‌هایی که بیشتر رایج هستند، مانند پسوریازیس، درماتیت آتوپیک و طاسی منطقه‌ای، به طور گسترده‌ای با مسائل روانی مانند اختلال‌های خلقی و اضطرابی، به عنوان نتیجه‌ی خود بیماری پوستی همراه هستند (پیکاردی، پاسکویینی، آبنی، فاسون، مازوتی و فاوا، 2005؛ به نقل از اوریون و وولف، 2013).

بیماری‌های پوستی همچون پسوریازیس با پریشانی روان‌شناختی قابل توجه و اختلال‌های همبود روان‌پزشکی (پیکاردی، آمریو، بالیوا و همکاران، 2004؛ پیکاردی، آبنی، رنزی و همکاران، 2001؛ ریچاردز، فورچون، گریفیتس و ماین، 2001؛ پیکاردی، آبنی، ملچی، پودو و پاسکویینی، 2000؛ گینزبورگ، 1995؛ روت، کنت و العبادی، 1994) همراه است. اگر چه برآورد‌ها متغیرند، به طور کلی از هر چهار بیمار یکی از آن‌ها پریشانی روان‌شناختی قابل توجهی را تجربه می‌کند (پیکاردی، آبنی، ملچی و همکاران، 2000؛ به نقل از پیکاردی، مازوتی، گاتانو، کاتاروزا، بالیوا، ملچی، بیوندی و پاسکویینی، 2005).

پریشانی روان‌شناختی معمولا به عنوان حالت درد و رنج عاطفی (هیجانی) که مشخصه‌ی آن علائم افسردگی (مانند از دست دادن علاقه، غم، ناامیدی) و اضطراب (مثل بی قراری، احساس تنش) است تعریف می‌شود (دراپیو، مارکند و بیئولیو- پریوست، 2012؛ میروسکی و رز، 2002؛ 2003). پریشانی هیجانی یك وضعیت روانی منفی می‌باشد كه در نتیجه‌ی شكست فرایندهای انطباقی و مقابله‌ای برای حفظ تعادل[4] روان‌شناختی و فیزیولوژیك در ارگانیسم ایجاد می‌شود (كارستنز و موربرگ، 2000). شرایط پوستی قابل مشاهده، اغلب یک منبع نگرانی هیجانی برای بیماران هستند. بیماری‌های پوستی، به ویژه آن‌هایی که در صورت قرار گرفته‌اند مانند (آکنه[5]، پسوریازیس، ویتیلیگو، و روزاسه[6])، ‌می‌توانند از لحاظ هیجانی و روان‌شناختی باعث بد‌شکلی شوند و احتمال بیشتری وجود دارد که افسردگی، اضطراب، کاهش عزت نفس و افکار خودکشی را تجربه کنند (فرید و وکسلر، 2006؛ آیر و باروز، 2006؛ دوون، اونیل و فلدمن، 2011).

در ادبیات پزشکی و همچنین در عمل روزانه، برخی از بیماری‌های رایج صورت تحت تاثیر و یا ناشی از عوامل هیجانی در نظر گرفته می‌شوند. نتایج بدست آمده از پژوهش‌های مختلف (فورچن، ریچاردز، گریفیتس و همکاران، 2005؛ پیکاردی، مازوتی، گاتانو، کاتاروزا، بالیوا، ملچی، بیوندی و پاسکویینی، 2005؛ پیکاردی، پاسکویینی، گاتاروزا و همکاران، 2003؛ پیکاردی، پاسکویینی، گاتاروزا، گاتانو، بالیوا، ملچی، تیاگو، کامایونی، آبنی و بیوندی، 2003؛ پیکاردی، پاسکویینی، کاتاروزا، گاتانو، ملچی، بالیوا، کامایونی، تیاگو، آبنی و بیوندی، 2003؛ پیکاردی، پاسکویینی، کاتاروزا، گاتانو، بالیوا، ملچی، پاپی، کامایونی، تیاگو، گوبلو و بیوندی، 2003) بیانگر حضور آلکسی تایمیا در افراد مبتلا به اختلال‌های پوستی بوده‌است. ناگویی هیجانی[7]، به عنوان یک عامل خطر برای ظهور و بروز و نگهداری و حفظ پریشانی به نظر می‌رسد (کیولوویکا، آمریو و فول چری، 2014).

ناگویی هیجانی عبارت است از آشفتگی در كنش‌های عاطفی و شناختی، همراه با ناتوانی تبدیل انگیختگی عاطفی تجربه‌ها به احساسات و تخیل‌هایی كه نماد و نشانه‌ی هیجان‌ها (سیفنوس، 2000). افراد دچار ناگویی هیجانی در بازشناسی، آشكارسازی، پردازش و تنظیم هیجان‌ها با دشواری‌هایی مواجهند. به طور کلی، ناگویی هیجانی به عنوان نقص در خود نظم‌جویی هیجان درنظر گرفته می‌شود (كریتلر، 2002)

حضور فرونشانی، بلوکه کردن آگاهی هیجانی، انکار و دشواری در برقراری ارتباطات هیجانی در بیماران مبتلا به پسوریازیس، نشان داد که مکانیسم‌های اختلال در نظم‌جویی هیجان با حضور بیماری‌های پوستی مرتبط اند (کیولوویکا، آمریو و فول چری، 2014). تقریباً حدود یك سوم بیماران درمانگاه‌های پوست، درجاتی از فاكتور‌های هیجانی را نشان می‌دهند (مرکان و کیوان آلتونای، 2006؛ میلارد، کاتریل، برنز، بریتنچ، کوکس و گریفیتس، 2004). هیجان و نظم‌جویی آن، یک مفهوم مرکزی در آسیب شناسی روانی و روان‌درمانی است و بدکاری نظم‌جویی هیجان، یکی از هسته‌های اساسی اختلال‌های مختلف روان‌شناختی و جسمانی می‌باشد. مطالعات نشان داده‌اند که نظم‌جویی موفق هیجان با برون داد‌های سلامت بالا همراه است (براکت و سالووی، 2004؛ جان و گروس، 2004). تنظیم هیجان بر فرآیندهای درونی و بیرونی پاسخ‌دهی در برابر مهار و نظارت، ارزیابی و تعدیل تعاملات هیجانی به ویژه خصایص زودگذر آنها برای به تحقق رسیدن اهداف مبتنی است (تامسون،1994).

در ادبیات پزشکی و همچنین در عمل روزانه، برخی از بیماری‌های رایج صورت تحت تاثیر و یا ناشی از عوامل هیجانی در نظر گرفته می‌شوند (اوریون و‌‌‌‌‌‌‌ وولف، a2014). در دو دهه‌ی گذشته، تعداد فزاینده‌ای از مطالعات همه‌گیرشناختی[8] و بالینی، وجود ارتباط معنادار بین استرس هیجانی، درگیری‌های روان‌شناختی و وجود تغییرات پوستی را پیشنهاد کرده‌اند. مطالعات منتشر شده از سال 1995، که جنبه‌های روانی اختلال پوستی را مورد توجه قرار داده‌اند، پیشنهاد کرده‌اند که عواقب ناشی از این بیماری‌ها برای بیماران و خانواده‌های آن‌ها می‌تواند قابل توجه باشد، در نتیجه نقش اثرات هیجانی را برجسته ساخته و مورد تاکید قرار دادند (کیولوویکا، آمریو و فول چری، 2014). در مطالعه‌ی آرندت، اسمیت و تاسک (2008) عنوان شد كه كاستن از استر‌س‌ها و مسائل روان‌شناختی می‌تواند منجر به بهبود بیماری پوستی بیمار گردد.

از آن‌جایی که عوامل هیجانی نقش شروع‌کننده، تسریع‌کننده و تشدید‌کننده را در بیماری‌های پوستی بازی می‌کنند، به‌علاوه بیماری‌های پوستی به خصوص آن‌هایی که در صورت قرار می‌گیرند، یک منبع نگرانی هیجانی برای بیماران هستند و به دلیل شیوع بالای ناگویی هیجانی در این بیماران و این‌که پاسخ‌های هیجانی نامناسب منجر به پدیداری اشکال مختلف آسیب شناسی (به خصوص افسردگی و اضطراب) می‌شود، لذا آموزش و مداخله در زمینه‌ی نظم‌جویی هیجان می‌تواند در کاهش مشکلات بازشناسی، آشکارسازی، پردازش و تنظیم هیجانی برای کاهش طول مدت درمان، کاهش احتمال درمان ناقص، کاهش استفاده از خدمات بهداشتی و درمانی، کاهش عود مجدد، افزایش طول مدت و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال‌های پوستی موثر باشد. در گستره‌ی فعلی پژوهش‌های روان‌شناختی، تجارب هیجانی نقش محوری در تعیین واکنش‌های بهنجار و مرضی به خصوص در واکنش‌های زیستی دارند. همچنین در اختلال‌های روان‌تنی ردپای راهبردهای نظم‌جویی هیجان ناکارآمد در پژوهش‌های مختلف مورد واکای قرار گرفته است. پژوهش حاضر به لحاظ آموزش راهبردهای نظم جویی هیجان بر اساس دیدگاه گروس (2003) و مد نظر قرار دادن سازه‌های پریشانی روان‌شناختی و ناگویی هیجانی در اختلال‌های پوستی واجد ارزش‌های بنیادین و فراوانی قابل ملاحظه‌ای است.

بیان مسئله

پوست ایده آل به طور گسترده‌ای در ادبیات، شعر و متون کتاب مقدس و همچنین در تبلیغات، فیلم و تلویزیون ستایش  می‌شود (اوریون و ولف، a2014). پوست ما پوششی است (همانند یک کتاب) که ممکن است (به غلط توسط دیگران) قضاوت شود، بنابراین اغلب بیماری‌های پوست برای کسانی که به آن‌ها دچار می‌شوند بسیار ناتوان‌کننده هستند (لورنس- اسمیت، 2009).

بیماری‌های پوستی از زمان پیدایش بشر وجود داشته اند. این بیماری‌ها در سراسر جهان شایعند و می‌توانند با ناتوانی قابل ملاحظه‌ای همراه باشند که می‌توانند از طریق اثرات فردی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی، بار اضافه‌ای بر افراد تحمیل كنند(کرول، بالک ریشنا، فلدمن و همکاران، 2005). از منظر تاریخچه‌ی بهداشت عمومی یا حتی بهتر است گفته شود بهداشت بین المللی، برخی از كشنده‌ترین اپیدمی‌ها نظیر اپیدمی‌های آبله و طاعون توسط عوامل عفونی‌ای ایجاد شدند كه در آن‌ها پوست یكی از ارگان‌های اصلی درگیر بود. هر چند با وجود بهبود چشمگیر در زمینه‌ی تشخیص، پیشگیری و درمان بیماری‌های عفونی، اغلب بیماری‌های مذكور تهدید جدی برای سلامت جهانی به حساب نمی‌آیند، سایر بیماری‌های درماتولوژیك شامل بیماری‌هایی كه توسط عوامل عفونی نو‌ظهور ایجاد شده اند نظیر زگیل‌های تناسلی و نیز بیماری‌های غیرعفونی نظیر آكنه و همچنین انواع درماتیت‌ها بسیار شایع هستند. درحقیقت، بیماری‌های پوستی، جزء شایع‌ترین بیماری‌ها در جوامع بشری محسوب می‌شوند که می‌توانند با ناتوانی قابل ملاحظه‌ای همراه باشند که از طریق اثرات فردی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی، بار اضافه‌ای را بر افراد تحمیل ‌كنند(کرول، بالک ریشنا، فلدمن و همکاران، 2005). طبق برخی آمار، در هر دوره ای از زمان، یك چهارم تا یك سوم افراد، مبتلا به حداقل یك بیماری پوستی هستند (بورنز و کوکس،2010). آكنه، ویتیلیگو و پسوریازیس مثال‌هایی از این درماتوز‌های شایع هستند (بورنز و کوکس، 2010؛ واکر و لویز-جونز، 2006؛ های، بندک و چن، 2006؛ کرول، بالک ریشنان و فلدمن، 2005؛ چن، بایومی و سون، 2004).

با توجه به اینكه تقریباً حدود یك سوم بیماران درمانگاه‌های پوست، درجاتی از فاكتور‌های هیجانی را نشان می دهند، رشته‌ جدیدی به نام سایكودرماتولوژی[9] به وجود آمده است (مرکان و کیوان آلتونای، 2006؛ میلارد، کاتریل، برنز، بریتنچ، کوکس و گریفیتس، 2004). طب پوستی روانی که گاهی اوقات به عنوان درمان روان‌شناختی اختلال‌های پوستی نیز شناخته می‌شود، بیماری‌های پوستی‌ای را که در حد فاصل روان‌پزشکی و درماتولوژی قرار دارند مد نظر قرار می‌دهد (جی، زاخاری، کوتن، کروشینسکی و کیمبال، 2013). به عبارت دیگر، سایکودرماتولوژی با بیماری‌های پوستی که توسط مشکلات روانی ایجاد شده و همچنین با مشکلات روانی برآمده از بیماری‌های پوستی سروکار دارد (اوریون و ولف، a2014).

در حقیقت لزوم ارتباط بین روان پزشكان و متخصصین بیماری‌های پوست در بسیاری از بیماران قبلاً تأیید شده است. این وابستگی بین دو رشته‌ علمی، اولاً به قصد افزودن موفقیت درمان و حمایت روانی برای بیمارانی است كه به صورت اولیه، بیماری روانی دارند و این مساله به شكل بیماری پوستی تظاهر كرده است (مانند بیماران هایپوكندریازیس كه با زخم‌های دهانی راجعه و ضایعات پوستی مراجعه می‌كنند) و ثانیا شیوه‌ی بهتری برای پزشكان در درمان بیمارانی است كه به مشكل اولیه ی بیماری پوست دچارند و مسأله‌ی ثانویه‌ی روانی بر‌ آن افزوده شده است (مثل اختلال‌های اضطرابی و… در بیماران مبتلا به پسوریازیس) (مرکان و کیوان آلتونای، 2006؛ آتیلگان اوغلو، اوگوراد، اریکان و ارگان،2006؛ تورل ارمتکان، تیملتاش، دیویسی و همکاران،2006؛ میلارد، کاتریل، برنز، بریتنچ، کوکس و گریفیتس، 2004).

 ناآگاهی و مسایل روانی منجر به درمان ناقص بیماران مبتلا به اختلالات پوستی می‌شود (پوت، سامپاگنا و اونیس، 2007؛ برینو، وولتولینی، فیاچی و همکاران، 2006؛ لانگ، لانگ، گریلو و مارشمن، 2006؛ اشنایدر، دریش، هافت و همکاران، 2006؛ پاس اغلو، باوبیک، تاگسو و همکاران، 2006). به‌علاوه بعضی از بیماری‌های پوستی توسط فاكتور‌های روان‌تنی ایجاد و یا پیشرفت می‌كنند )نظیر پسوریازیس و نورو- درماتیت و هایپو هیدروز). اختلال‌های روانی ثانویه(همانند گوشه گیری و انزوای فردی به دلیل افسردگی) همراه با بیماری‌هایی نظیر ویتیلیگو و پسوریازیس و تب خال تناسلی و بهجت شناخته شده‌ است(مرکان، کیوان آلتونای، 2006؛ اربرک-اوزن، بیرول، بوراتاو و کوکاک، 2006).

سه مقوله و گروه از بیماری‌های پوستیروانی (که شامل تعامل و تقاطع بین ذهن و پوست است) عبارتند از:

  1. اختلال‌های پوستی اولیه که بوسیله‌ی استرس تسریع یا تشدید شده (اختلال‌های روانی- فیزیولوژیکی) مانند پسوریازیس، اگزما، آلوپسی، آکنه، روزاسه، کهیر و بیماری‌های پوستی ارثی (به عنوان مثال ایکتیوزیس)
  2. بیماری ثانویه‌ی روان‌پزشکی ناشی از اختلال پوستی اولیه مانند افسردگی، هراس اجتماعی، اختلال تصویر تن و اضطراب که به طور ثانوی به سبب اختلال پوستی اولیه مزمن، ناتوان کننده، ناخوشایند و بدشکل بوجود می‌آیند.
  3. اختلال روان‌پزشکی اولیه؛ بیماری روانی است که آشکارا از طریق ضایعه‌ها یا اختلال‌های پوستی بوجود می‌آید، به عنوان مثال پاراسیتوسیز هذیانی، اضطراب بدشکلی، تریکوتیلومانیا، پوست رفتگی عصبی، اختلال وسواس فکری- عملی با شستن دست‌های مکرر و در نتیجه التهاب پوستی (تیلور، بیولی و ملیدونیس، 2006).

امروزه به خوبی به رسمیت شناخته شده است که سیر بالینی طیف وسیعی از بیماری‌های پوستی ناشی از تعامل پیچیده و گاهی اوقات متقابل بین عوامل بیولوژیکی، روان‌پزشکی، روان‌شناختی و اجتماعی است که می توانند نقش مستعد کننده، تسریع کننده و ​​یا تداوم بخش برای اختلال پوستی بازی کنند (مادولیکا، گوپتا، آدیتیا و گوپتا، 2013). برآورد شده که شیوع همبودی اختلالات روان‌پزشکی در بیماران سرپایی دچار اختلال‌های پوستی بین 25٪ تا 60٪ باشد (جافرانی، وندر استاپ، دومیت رسکو و هورنانگ، 2010؛ کورابل، دودک، جورک و ووجاس- پلک، 2008؛ پیکاردی، آبنی، ملچی، پودو و پاسکویینی، 2000؛ وزلی[10]، لویز[11]، 1989؛ به نقل از لورنس و اسمیت، 2009؛ گوپتا و گوپتا، 2003؛ به نقل از تیلور، بیولی و ملیدونیس، 2006). مطالعه‌ی اووای، آینا، اومولابی و اولومید (2007) در نیجریه نشان داد كه سطح روانی در بیماران پوستی در مقایسه با افراد سالم به طور معنی‌داری پایین‌تر است. اشنایدر، دریش، هافت و همکاران (2006) پس از ارزیابی 109 بیماری كه با شكایت خارش به درمانگاه درماتولوژی مراجعه نموده بودند (بوسیله‌ی [12]ICD-10)، در بیش از 70٪ موارد اختلال‌های روانی تشخیص دادند.

همچنین، تجربه‌ی علائم شدید مخصوصا خارش، درد، احساس ناراحتی و به دنبال آن مشکلات روحی و روانی از جمله مواردی است که بیماران پوستی با آن دست به گریبان می‌باشند و بنابراین، جنبه‌های معمول زندگی تا فعالیت‌های اجتماعی، تفریحی و آموزشی ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرند (فاینالی، 2004). وجود پریشانی روان‌شناختی در بیماران پوستی در بسیاری از پژوهش‌ها (پیکاردی، آمریو، بالیوا و همکاران، 2004؛ پیکاردی، آبنی، رنزی و همکاران، 2001؛ ریچاردز، فورچون، گریفیتس و ماین، 2001؛ پیکاردی، آبنی، ملچی، پودو و پاسکویینی، 2000؛ گینزبورگ، 1995؛ روت، کنت و العبادی، 1994) نشان داده شده‌است. مفهوم پریشانی، برچسب گسترده‌ای است که به دامنه‌ی متنوع و گوناگونی از حالات و پاسخ‌ها، به خصوص آن‌هایی که با افسردگی و اضطراب مرتبطند اطلاق می‌شود (دراپیو، مارچند، بیولیو- پریوست، 2011؛ پیتون، 2009؛ کوتو، دوراند، لویزل، گوولت و گائوتیئر، 2007). پریشانی به عنوان یک تجربه‌ی ناخوشایند از ماهیت عاطفی، روانی، اجتماعی و یا معنوی که با توانایی کنار آمدن با درمان تداخل می کند” تعریف شده است که در طول یک پیوستار از احساسات طبیعی و رایج آسیب‌پذیری، غمگینی و ترس تا مسائلی که ناتوان کننده‌اند همچون افسردگی واقعی، اضطراب، وحشت و احساس انزوا و یا قرار گرفتن در یک بحران معنوی گسترش می‌یابد (شبکه ملی جامع سرطان، 1999).

این علائم همچنین می‌توانند با علائم جسمی (به عنوان مثال، بی خوابی، سردرد، کمبود انرژی) همراه شود (دراپیو، مارکند، بیئولیو- پریوست، 2012؛ کلینمن، 1991؛ کایرمایر، 1989). به عنوان یک ساختار و سازه، پریشانی هم با سلامت روانی پایین و هم با اختلال‌های روان شناختی بالینی مرتبط است (کارلیسلی و پارکر، 2014). پیشینه‌ی ‌پژوهشی نشان می‌دهد که پریشانی روانی در قالب و شکل اضطراب، غمگینی، تحریک‌پذیری، خودآگاهی و آسیب‌پذیری هیجانی، قویا با عوارض جسمانی، کاهش کیفیت و طول مدت زندگی و افزایش استفاده از خدمات بهداشتی و درمانی (لیهی[13]، 2009؛ به نقل از وینفیلد، گیل، تیلور و پیلکینگتون، 2012) و ناتوانی در مقابله موثر با عوامل استرس زا و پریشانی هیجانی (هورویتز، 2007؛ ریدنر، 2004) در ارتباط است.

ریچارد، فورچن، گریفیتس و ماین (2001؛ به نقل از فورچن، ریچاردز و گریفیتس، 2005) دریافتند که 43٪ از مراجعه‌کنندگان به یک کلینیک عالی برای درمان پسوریازیس بر اساس مقیاس اضطراب بیمارستان و مقیاس افسردگی دارای اضطراب بودند. این سطح از بیماران از لحاظ آمار و ارقام بسیار بالاتر از 20٪ بود که در سایر شرایط عمده پزشکی مزمن مانند سرطان گزارش شده است (پیکاردی، آبنی، رنزی و همکاران، 2001). در مطالعه‌ی کلت و گوک رودگر[14] (1999؛ به نقل از اوریون و ولف، b2014)، سطح قابل توجهی از اضطراب در 44٪ و افسردگی در 18٪ از بیماران مبتلا مشاهده شد، به طوری که قابل مقایسه با اثرات روان‌شناختی و هیجانی ایجاد شده بوسیله‌ی ورم مفاصل، کمر درد، دیابت، صرع و آسم است (اوریون و وولف، b2014؛ مالن، نیوتن، کلاسن، استوارت-براون، ریان و فینالی، 1999؛ نیمر، کاپفر و گیلر، 2006؛ ). نتایج مطالعه نیمر، کاپفر و گیلر (2006) نیز نشان می‌دهد كه پس از درمان، كاهش قابل توجهی در اضطراب این بیماران ایجاد می‌شود. نشان داده شده که عوامل روانی اجتماعی همچون استرس، در ارتباط با نیاز به مقابله با یک بیماری مزمن و بیماری پوستی بدشکل، حوادث استرس‌زای زندگی، ضربه‌ی روحی و روانی به عنوان تنش روانی، تاثیر مستقیمی بر عملکرد حائلی(مانع یا سدی) پوست و طیف گسترده‌ای از پارامترهای ایمنی دارند که می‌توانند به طور مستقیم روی بیماری پوستی تاثیر بگذارند (گوپتا و لونسون، 2011).

وقایع آسیب‌زا و تروماتیک زندگی که گاهی اوقات با اختلال در سیستم عصبی خودمختار و بیش برانگیختگی سیستم سمپاتیک همراه است، ممکن است نقش مستعدکننده، تسریع‌کننده و یا تداوم‌بخش در درماتوزهای برآمده از واکنش استرسی، از جمله پسوریازیس، درماتیت آتوپیک و کهیر ایدیوپاتیک[15] بازی کند و نیز در بیماریزایی[16] درماتوزهای ایجاد شده توسط خود فرد، که در آن بیماران بیش از اندازه ممکن است پوست خود را به منظور تنظیم هیجانات‌شان دستکاری کنند (به عنوان مثال در تریکوتیلومانیا، آکنه کندن پوست، درماتیت آرتفاکتا) (گوپتا و گوپتا، 2013).

مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب در بیماری‌های جسمی شایع است (متچام، راینر، استیر و هوتوف، 2013؛ میشل، چن، بیهاتی، هالتون، گراسی، جانسون و همکاران، 2011؛ ریجندر، اهرت، ویبرآرسلاگ و لینژن، 2008) و با عوارض یا پیامد‌های جانبی همچون کیفیت زندگی پایین (استارک، اسمیت، ولیکووا، هووس و سلبی، 2002)، علائم جسمانی بیشتر (کیتون، لین و کروئنک، 2007)، کاهش پیروی از درمان (دی متئو، لیپر و کروگان، 2000)، افزایش مرگ و میر (بارث، شوماخر و هرمن- لینگن، 2004) و افزایش استفاده از خدمات (بولانگر، ژائو، بائو و روسل، 2009) همراه می‌شود. 

در مطالعه‌ی  چایچانا، موخرجی، آدوگوا و همکاران (2011) که بیماران با سطوح بالایی از پریشانی روان‌شناختی بهبودی کمتری می‌یابند و از شانس پایینی برای دستیابی به حداقل تفاوت بالینی مهم در نمرات بدست‌آمده‌ در مقایسه با بیماران با آسیب شناسی مشابه دارند. همسو با پژوهش‌های اخیر، افراد با پریشانی روانی، بیشتر از نشانه های بیماری جسمی شکایت  می‌کنند و فراوانی بیماری‌های جسمی، پیش‌بینی کننده‌‌ی قدرتمند وقوع آسیب در کارکرد جسمی، روان‌شناختی و اجتماعی می‌باشد (ناکائو، یاماناکا و کوبوکی، 2002؛ چنگ، ژو و یه، 2001؛ مارچند و بلانس، 2010). بنابراین، کاهش افسردگی و اضطراب در افراد مبتلا به بیماری‌های جسمی ممکن است سبب بهبود علائم و نشانه‌های جسمانی شود. با این وجود، آماده سازی مداخلات موثر برای چنین مسائلی در جامعه‌ی بیماری‌های جسمانی، اغلب با فقدان تدارک متخصص بهداشت روان در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی فیزیکی (گاسک، 2005)، امتناع و بی میلی بسیاری از بیماران برای گرفتن و پایبندی به رژیم داروهای ضد افسردگی (پریست، ویز، رابرتس، رابرتس و تایلی، 1996) و عوامل مرتبط با بیماری همچون خستگی و ناتوانی جسمی که توانایی بیمار برای ملاقات‌های حضوری با متخصصین را کاهش می‌دهد (موهر، هارت، جولین، کات لج، هونوس- وب و ویلا، 2005) محدود می‌شود

مطالعه‌ی پیکاردی (2003) ارتباطی بین شروع ریزش مو و حوادث استرس‌زا در زندگی نیافت بلکه وی دریافت که بیماران دچار طاسی مو، دارای اجتناب بالاتر در روابط دلبستگی، آلکسی تایمیا/ ناگویی هیجانی بالا و حمایت اجتماعی ضعیف بودند. وی پیشنهاد می‌کند که هم دلبستگی اجتنابی و هم ناگویی هیجانی نشانگر نقایص در نظم‌جویی هیجانی است که می‌تواند با خود‌تنظیمی روان‌شناختی مختل مرتبط باشد که منجر به بیماری‌های روان‌تنی از طریق مکانیسم‌های غدد درون‌ریز عصبی- روانی یا ایمنی‌سازی روانی- عصبی حتی در غیاب استرس شود.

یكی از نشانگان شناخته شده در زمینه‌ی نارسایی هیجانی، ناگویی هیجانی است. ناگویی هیجانی عبارت است از آشفتگی در كنش‌های عاطفی و شناختی، همراه با ناتوانی تبدیل انگیختگی عاطفی تجربه‌ها به احساسات و تخیل‌هایی كه نماد و نشانه‌ی هیجان‌ها. از ویژگی‌های ناگویی هیجانی می‌توان به توصیف مداوم نشانه‌های جسمی به جای هیجان‌ها، گفتار و افكار عینی وابسته به وقایع بیرونی، همچنین فقر و محدودیت زندگی تخیلی اشاره كرد (سیفنوس، 2000). افراد دچار ناگویی هیجانی در بازشناسی، آشكارسازی، پردازش و تنظیم هیجان‌ها با دشواری‌هایی مواجهند. ناگویی هیجانی دركل به عنوان نقص در خود تنظیم‌گری هیجانی درنظر گرفته می‌شود  (كریتلر، 2002)

نتایج بدست آمده از پژوهش‌های مختلف (فورچن، ریچاردز، گریفیتس و همکاران، 2005؛ پیکاردی، مازوتی، گاتانو، کاتاروزا، بالیوا، ملچی، بیوندی و پاسکویینی، 2005؛ پیکاردی، پاسکویینی، گاتاروزا و همکاران، 2003؛ پیکاردی، پاسکویینی، گاتاروزا، گاتانو، بالیوا، ملچی، تیاگو، کامایونی، آبنی و بیوندی، 2003؛ پیکاردی، پاسکویینی، کاتاروزا، گاتانو، ملچی، بالیوا، کامایونی، تیاگو، آبنی و بیوندی، 2003؛ پیکاردی، پاسکویینی، کاتاروزا، گاتانو، بالیوا، ملچی، پاپی، کامایونی، تیاگو، گوبلو و بیوندی، 2003) بیانگر حضور آلکسی تایمیا در افراد مبتلا به اختلال‌های پوستی بوده‌است.

در پژوهش‌های مختلف (تیلور[17]، 1984؛ به نقل از مارگالیت، بن هر، بریل، وانتین، 2014؛ فورچن، ریچاردز، گریفیتس و همکاران، 2002؛ پیکاردی، پاسکویینی، گاتاروزا و همکاران، 2003؛ ریچاردز، فورچن، گریفیتس و ماین، 2005) اشاره شده است افراد مبتلا به آلکسی تایمیا به این دلیل که مشکلات شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات فردی، فقر زندگی خیالی و اشتغال ذهنی بیش از حد با علائم فیزیکی و حوادث خارجی دارند، ممکن است تنظیم هیجانی ضعیف‌شان منجر به تاثیر تمایز نیافته و آسیب شناسی فیزیکی احتمالی شود.

در ادبیات پژوهشی، آلکسی تایمیا/ ناگویی هیجانی، به عنوان یک عامل خطر برای ظهور و بروز و نگهداری و حفظ پریشانی به نظر می‌رسد (کیولوویکا، آمریو و فول چری، 2014). هیجان و نظم‌جویی آن، یک مفهوم مرکزی در آسیب شناسی روانی و روان‌درمانی است و بدکاری نظم‌جویی هیجان، یکی از هسته‌های اساسی اختلال‌های مختلف روان‌شناختی و جسمانی می‌باشد. مطالعات نشان داده‌اند که نظم‌جویی موفق هیجان با برون داد‌های سلامت بالا همراه است (براکت و سالووی، 2004؛ جان و گروس، 2004). تنظیم هیجان بر فرآیندهای درونی و بیرونی پاسخ‌دهی در برابر مهار و نظارت، ارزیابی و تعدیل تعاملات هیجانی به ویژه خصایص زودگذر آنها برای به تحقق رسیدن اهداف مبتنی است (تامسون،1994).

نظریه‌های کارکردی معاصر بر نقش مهمی که هیجان ها در پاسخ‌دهی رفتاری، تصمیم گیری، ارتقاء حافظه برای رویداد‌های مهم و تسهیل تعاملات بین فردی تاکید دارند. از سوی دیگر، تجارب هیجانی ممکن است آسیب‌زا نیز باشند. پاسخ‌های هیجانی نامناسب می‌توانند باعث پدیداری اشکال مختلف آسیب شناسی روانی (کمپبل-سیلس و بارلو، 2007؛ لینهان[18]، 2007؛ به نقل از گروس و تامپسون، 2013)، مشکلات اجتماعی (شیور و میکولینسر[19]، 2007؛ رانیک، بارت و ساووی[20]، 2007؛ آیزنیرگ، هوفر و واگان[21]، 2007؛ به نقل از گروس و تامپسون، 2013) و حتی بیماری‌های جسمانی شوند (ساپلوسکی[22]، 2007؛ به نقل از گروس و تامپسون، 2013). پژوهش ها نشان داده‌اند شخصی که قادر به مدیریت پاسخ‌های هیجانی‌اش به حوادث روزمره نباشد، دوره‌های طولانی و سختی از اختلال‌هایی همچون افسردگی و اضطراب را تجربه می‌کند (منین[23]، هالووی[24]، فرسکو[25] و مور[26]، 2007؛ به نقل از آلدائو و نولی- هوکسما، 2010). بنابراین مسائل مهمی تحت تاثیر تنظیم موفق هیجان قرار دارد.

در پژوهش‌های مختلف (تیلور[27]، 1984؛ به نقل از مارگالیت، بن هر، بریل، وانتین، 2014؛ فورچن، ریچاردز، گریفیتس و همکاران، 2002؛ پیکاردی، پاسکویینی، گاتاروزا و همکاران، 2003؛ ریچاردز، فورچن، گریفیتس و ماین، 2005) اشاره شده است افراد مبتلا به آلکسی تایمیا به این دلیل که مشکلات شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات فردی، فقر زندگی خیالی و اشتغال ذهنی بیش از حد با علائم فیزیکی و حوادث خارجی دارند، ممکن است تنظیم هیجانی ضعیف‌شان منجر به تاثیر تمایز نیافته و آسیب شناسی فیزیکی احتمالی شود.

پوست، از آغاز رشد اوایل کودکی نقش مهمی در تنظیم هیجانی بازی می‌کند. نشان داده‌ شده‌است که تحریک لمسی کافی در دوران کودکی متشکل از نگهداری ایمن و تجارب آرامش‌بخش فراهم شده توسط مادر تغییرات هورمونی را تحریک می‌کند که در پاسخ به استرس مهماند (اسکر، 2003؛ به نقل از کیولوویکا، آمریو و فول چری، 2014).  اختلال پوستی اولیه می‌تواند بوسیله‌ی استرس هیجانی تسریع یابد و تشدید شود (گاهی اوقات “اختلالات روانی- فیزیولوژیکی” نامیده می‌شوند). میزان تاثیر عوامل هیجانی در افراد بیمار متغیر است. تحقیقات در این زمینه معمولا با بهره گرفتن از اصطلاح “استرس به عنوان خلاصه ای برای رویدادهای منفی زندگی” صورت می‌گیرد اما همچنین می‌تواند به میزانی که این اختلال خود باعث ناراحتی و پریشانی ثانویه، اضطراب و افسردگی می‌شود نیز اشاره کند (تیلور، بیولی و ملیدونیس، 2006).

مطالعه‌ی فرید، فریدمن، پارادیس[28] و همکاران (1995؛ به نقل از فورچن، ریچاردز و گریفیتس، 2005) نشان می‌دهد که به سادگی با شرایط تشخیص داده شده پیامد‌های هیجانی قابل توجهی در بیماران ادامه پیدا می‌کنند. همچنین مطالعه‌ی گوپتا، گوپتا و واتیل (1996؛ به نقل از فورچن، ریچاردز و گریفیتس، 2005) نشان داد که شروع پسوریازیس قبل از 40 سالگی- زمانی که شخصیت در حال ساخته شدن و پی‌ریزی است- ممکن است به تنظیم هیجانی ضعیف‌تر همراه با اثرات همزمان بر توانایی بیماران در مقابله با استرس منجر شود.

تعداد صفحه :203

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی (M.A)

عنوان

اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست :

فصل یکم مقدمه پژوهش… 2

مقدمه: 3

بیان مسأله. 5

اهمیت و ضرورت پژوهش : 9

اهداف پژوهش : 10

اهداف فرعی.. 10

فرضیه های تحقیق : 10

تعاریف مفهومی: 11

تعاریف عملیاتی : 12

فصل دوم پیشینه پژوهش… 13

رضایت زناشویی: 14

تعاریف رضایت زناشویی: 15

چهار مشکل اساسی در رابطه زناشویی: 17

رویکردهای مختلف بر نارضایتی زناشویی: 18

ایجاد رضایت زناشویی.. 19

رضایت زناشویی و عقاید مذهبی.. 21

رابطه رضایت زناشویی و مکانیسم های دفاعی در زوجها 21

بخشودگی و میزان سازگاری زناشویی.. 26

آموزش مهارتهای جرات ورزی به رضایت زناشویی.. 30

تعارض زناشویی : 43

مفهوم تعارض: 44

دیدگاه های تعارض : 45

علت شناسی تعارضات زنانشویی.. 47

سبک ها واستراتژی های حل تعارض : 49

انواع سبک مقابله با تعارض زناشویی.. 54

پیشینه پژوهشی : 55

فصل سوم روش پژوهش… 58

روش پژوهش : 59

متغیرهای پژوهش  : 59

جامعه: 59

نمونه: 59

ابزار پژوهش: 60

روش اجرا : 61

روش تجزیه و تحلیل داده ها: 63

فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها 64

آمار توصیفی : 65

آمار استنباطی : 69

فصل پنجم نتیجه گیری.. 71

بحث و نتیجه گیری : 72

محدودیتهای پژوهش : 74

پیشنهاد های کاربردی : 75

منابع: 76

ضمائم : 78

پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ ENRICH.. 78

پرسشنامه صمیمت زوجین. 80

چکیده انگلیسی

چکیده :

هدف از پژوهش حاضر بررسی “اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین شهر جوانرود در سال 94 ” است .

نمونه آماری ما در این پژوهش 30 زوج  ( 60  زن و شوهر) از شهرجوانرود بودند.  برای سنجش رضایت زناشویی از پرسشنامه47  رضایت زناشویی انریچ بود و برای سنجش میزان صمیمیت زوجین از پرسشنامه 87 سوالی صمیمیت زوجین ( اولیاء، 1385 ) استقاده شد .

نتایج پژوهش بیانگر این بودند كه بین آموزش مهارت حل تعارض  و میزان رضایت زناشویی زوجین  رابطه معنادار وجود دارد و همچنین بین آموزش مهارت حل تعارض  و میزان صمیمیت زوجین  رابطه معنادار وجود دارد . مبتنی بر یافته های این پژوهش، آموزش حل تعارض میتواند بعنوان تکنیکی برای ارتقاء رضایت زناشویی و صمیمیت زوجین  بكارگرفته شود .

كلید واژه ها : آموزش حل تعارض،صمیمیت  روانشناختی، رضایت زناشویی ، جوانرود

مقدمه:

خانواده ، اولین سازمان اجتماعی است که فرد در آن زندگی می کند . خانواده اساسا یک کانون کمک ، تسکین ، التیام و شفا بخشی است . خانواده کانونی است که باید فشار های روانی وارد شده بر اعضای خود را تخفیف دهد و راه رشد و شکوفایی آنها را هموار کند ( ثنایی ، 1370 )

یکی از مهم‌ترین و شاید اولین انگیزه ازدواج در دین اسلام ایجاد کانونی است که در آن زن و مرد احساس آرامش می‌کنند اسلام ازدواج و روابط زن و شوهر را عاملی در رهایی از تنهایی به برقراری دوستی خیرخواهی و پیوند و انسان (همسر) به عنوان آرامش‌دهنده و مکمل یکدیگر می‌داند( سوره روم آیه 21 ).

جوانان باید قبل از ازدواج شرایطی را که لازم زناشویی موفقیت‌آمیز است در نظر بگیرند.

این رابطه تنها به منظور ارضای تمایلات آنی نیست، بلکه زندگی آینده و خوشبختی زن و مرد و کودکان آنها براساس این پیوند قرار گرفته است.عوامل دیگری در موفقیت زناشویی مؤثر است که می‌تواند آنها را بعد از ازدواج شناخت در ازدواج سازش دایمی و از خود گذشتگی فراوان لازم است و اگر زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر توافق بیشتری داشته باشند امکان سازش بعدی بیشتر خواهد بود.پس اگر سنگ بنا یک خانواده سالم است، لذا این سؤال مطرح می‌شود که تا چه حد افراد را برای ازدواج آموزش می‌دهیم و آماده می‌سازیم. جوانان در آستانه ازدواج و خانواده‌های آنان تا چه میزان به اهمیت مشاوره آگاهی دارند. تمام روانشناسان و مشاوران و متخصصان تعلیم و تربیت به اهمیت آموزش جوانان در آستانه ازدواج و فراهم کردن امکانات مشاوره بر آنان اذعان دارند و نقش پیشگیری بر هیچ کسی پوشیده نیست.

توجه به عوامل مؤثر بر موفقیت یک ازدواج و رعایت تناسب‌ها به دختر و پسر کمک می‌کند تا از بروز مشکلات جلوگیری شود، و با صرف هزینه اندکی جلوی زیان‌های هنگفت و غیرقابل جبران مادی و معنوی طلاق گرفته شود.

روانشناسان بر این باور هستند که هر قدر زن و مرد پیش از ازدواج دقیق‌تر، عمقی‌تر و بیشتر خود را بشناسند و سپس تلاش کنند همسر خود را بشناسند ازدواج با موفقیت بیشتری روبرو خواهد شد.

نکته دیگر این است که هیچ‌گاه زن مانند شوهر، شوهر مثل زن نخواهد بود و در هرحال تفاوت‌های فردی وجود دارد. همانطور که خداوند متعال فرموده است: «و قد خلقکم اطوار (نوح)» ما به تحقیق شما را به‌طور گوناگون آفریده‌ایم. لذا زن و شوهر باید یاد بگیرند که به این تفاوت‌ها توجه کنند و احترام بگذارند و با این تفاوت‌ها زندگی کنند. ( بخشی پور و همکاران، 1389).

بنابراین اموزش های قبل و بعد از ازدواج بسیار توصیه می‌شود و باید نه فقط یکبار بلکه به دفعات صورت گیرد. وقتی زوج‌ها بتوانند با یکدیگر به بحث بنشینند و به درکی راضی کننده برای هردو طرف در موارد زیر برسند فرصت بهتری ایجاد ازدواج موفق خواهند داشت .عقاید و فرایض دینی و روحانی، رابطه‌ی جنسی، پول (گرفتن تصمیمات مالی)، سرگرمی، مسافرت، و دید و بازدید از اقوام، مسئولیت‌های اجتماعی، دانستن سابقه و تاریخچه خانوادگی فرد ضروری است.

بیان مسأله

یکی از مهمترین نهادیهای اجتماعی که فرد در آن پرورش می یابد و در سلامت  جامعه  نقش اساسی  دارد، خانواده است .  در میان  اعضای  خانواده زوجین  به عنوان  هسته ی  اصلی و تشکیل دهنده ی نظام خانواده  اهمیت ویژه ای دارند به صورتی که  نحوه ی ارتباط  زوجین   نقش  کلیدی در سلامت  و بهزیستی  یا از هم پاشیدگی  نظام خانواده دارد.  زندگی زنا شویی یکی از نهادی ترین  نهادهای  بشری  است از  دو نفر  با توانایی و استعدادهای متفاوت   و با نیازها و علایق  مختلف و در یک کلام با شخصیت های گوناگون  تشکیل  شده است.  این  اعتقاد وجود دارد که همه انسان ها  یک نیاز  پایه  و اساسی به برقراری روابط  صمیمانه دارند. ( گلدنبرگ و گلدنبرگ[1]، 2002 )

صمیمیت یک نیاز  روانشناختی اولیه و اصلی در نظر گرفته می شود ( مان و بادر ، 2008 ) .  برای دست  یافتن  به این  نیاز  و رشد صمیمیت ،  ازدواج یک  فرصت منحصربه فرد در اختیار می گذارد که فراتر  از روتبط صمیمانه با  دوستان و خویشاوندان است . از  اینرو اکثر افراد ازدواج را صمیمی ترین رابطه و منبع اولیه عاطفه و حمایت می دانند ( کریگ ، 200) . صمیت یک  مشخصه کلیدی و مهم روابط زناشویی و از ویژگی های بارز یک  ازدواج موفق به شمار  می آید . این  ویژگی به وجود تعامل بین همسران اشاره می کند : نبود یا کمبود آن  یک  شاخص آشفتگی  در رابطه زناشویی است ( هالفورد ، 1384). براساس  اعتقاد راوین و همکاران (2005) ، صمیمت زمانی آشکار می شود که ازدواج کارکرد خوبی داشته باشد و فقدان  صمیمیت حاکی  از این است که رابطه  زناشویی عملکرد ضعیفی دارد.

صمیمت روانشناختی نیاز به در میان   نهادن امیدها ، ترس ها ، تردیدها ، عدم  اطمینان و مشکلات درونی  با همسر بدون  ترس از مورد قضائت قرار گرفتن است ( باگاروزی ، 2001  ) . آگاهی زوج ها از طبیعی بودن  اختلافات و نگریستن به آنها  به عنوان  یک مسئله  قابل حل  نه عاملی  تهدید کننده نیز تسلط بر مشکلات با به کار بردن  این مهارت ، عدم اطمینان آنها را به اطمینان  مبدل  می کند . یادگیری  مهارتهای رفتاری مثبت مانند  مسخره نکردن ، قضاوت نکردن ،  طرد و مقصر  نساختن ها  جوی را ایجاد می کند که  همسران برای بیان مسئل روانی درونی خود احساس امنیت و اطمینان داشته باشند ،  که در مجموع  موجب افزایش صمیمیت روانشناختی می شود .

رضایتمندی زناشویی در بسیاری از ابعاد زندگی  فردی و اجتماعی افراد تاثیر داشته و ایفای نقش والدینی را آسان می سازد . برای  رضایت مندی زناشویی تعریف های مختلفی ارائه شده استو کلور (2000) معتقد است که رضایتمندی زناشویی ، به مسرت بخشی زناشویی ، سازگاری و تفاهم   زناشویی اطلاق  می شود  که به طور  کلی در زیر مجموعه  کیفیت زناشویی قرار می گیرد  : بک عقیده  دارد که رضایتمندی زناشویی در واقع  نگرش  مثبت و لذت بخشی  است که زن و شوهر از جنبه های مختلف رابطه زناشویی دارند ( بک ، بی تا ) . وایت وی ( نقل از مرادی ، 1386) نز رضایتمندی زناشویی را نگرش  مثبت به رابطه زناشویی می داند که می تواند  دامنه ای از مطلوب  تا نامطلوب را در برگیرد . در تعریف دیگری رضایتمندی زناشویی  به احساس  رضایت  هر یک  از زوجین از هماهنگی و مطابقت با همسر خود در زمینه چگونگی  سازمان دادن زندگی مشترک ،  مثل هماهنگی و مطابقت با اوقات فراغت ، تقسیم  کارهای خانه ، تعامل و ارتباط با یکدیگر ، روابط جنسی و ابراز عواطف و احساسات به یکدیگر اشاره شده است . رضایتمندی زناشوییی وضعیتی  است  که در آ« ، زن و شوهر در  بیشتر مواقع احساسی ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند و روابط رضایتبخش در بین زوجین ، از طریق  علاقه متقابل ، میزان مراقبت از همدیگر ، پذیرش و تفاهم با یکدیگر قابل ارزیابی است ( سینها و موکرجک [2]، 1990(

 در زوج  درمانی  این اعتقاد وجود دارد که مشکلات تفاوت های  بین همسران  بخش طبیعی از رابطه زناشویی است : اما آنچه اهمیت  دارد واکنش  زوج ها  به این تفاوت هاست به طوریکه استفاده از سبکهای مخرب حل مشکل از قبیل  اجتناب و دعوا ، صرفا  باعث  جدایی و دوری  بیشتر  زوج ها  و سست شدن  رابطه صمیمانه می شود ( کانوی ،2002) . بنابراین برخورداری از الگوی  کارساز برای حل  تعارضات می تواند ازدواج را رضایت بخش کند و به سوی   موفقیت  سوق  دهد.  به طور کلی ،  زوج ها  درمانی وجود مشکلات حل نشده و  تعارضات میان همسران ، باعث  تعاملات و احساسات  منفی  زوج ها نسبت به یکدیگر می شود  که مانعی حقیقی  برای  شکل گیری و حفظ  رضایت و صمیمیت زناشویی خواهد بود .

پژوهش ها حاکی از آن است  که رضایتمندی روابط زوجین با سبکهای تعارض هبستگی  بالایی  دارد (گاتمن ، 1994) : گاتمن [3](1994  ، 1998 ) بیان کرد  که سبک روابط زوجها  به خصوص هنگامی  که به تعارضمی پردازند ، می تواند در طول  مدت  ازدواج به عنوان  شاخص  قوی برای احساس  رضایتمندی زوجین  در ازدواج  مطرح شود ، وی همچنین  اذعان کرد  که  طبقه بندی  در زیر مجموعه ی تعارض از آنچه که آنها جرو بحث می کنند ، ناشی نمی شود  بلکه  از اینکه چطور وقتی جروبحث می کنند واکنش نشان می دهند ، ناشی می شود ( استیو بر ، 2005) . اختلاف و گفتگو طبیعی است و راهبرد های حل تعارض  تاثیر مثبتی بر روابط دارند. یافته های پژوهشی نشانگر آن است  که عوامل  منعددی در رضایتمندی زناشویی تاثیر دارد از جمله  ،  شخصیت ( اسچورمن ، کروک ، 2001 ) ، تحصیلات و  طبقه اجتماعی ، عقاید مذهبی ( گلشن آبادی ،1386 ) ، طول مدت ازدواج ( هیوستون و همکاران ، 1986 )روحیه همکاری ( گاتمن ، 1994) و بالاخره حل تعارض در زوجین ( گاتمن ، 1994 ، 1998(

در واقع  حل تعارض  یا کشمکش  یک جزء لاینفک یک  رابطه می باشد ،  یادگیری شیوه ای حل  تعارض می تواند موجب افزایش بهداشت روانی افراد شده  : رضایت از رابطه زناشویی عامل  مهمی در استحکام و حفظ بهداشت  روان در خانواده نیز است . نیز یکی از عوامکل موثر در تجربه به رضایتمندی از رابطه زناشویی و افزایش صمیمیت  روانشناختی در خانواده وجود یا عدم وجود تعارضات زناشویی شدید بوده :  تعارض  یک بخش اجتناب ناپذیر زندگی است . که پرچه معمولا به شکل  منفی در نظر گرفته می شود اما می تواند به طور مثبت هم به کیفیت روابط و هم به رشد شخصی کمک کند و این زمانی است که بتوان با شیوه های صحیح و کارآمدی به حل تعارض پرداخت . لزا با توجه به مسائل مطرح شده پژوهش فوق با عنوان  “اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین ”  این پژوهش در صدد است ارتباط بین آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت زوجین است و هم چنین ارتباط بین زیر مؤلفه های آن ها را در جامعه آماری شهر جوانرود بررسی كند تا زمینهای برای تمركز درمانگران خانواده بر آموزش حل تعارض زوجین  شود.

اهمیت و ضرورت پژوهش :

ارتقای سلامت روانی افراد جامعه ، موضوع بسیار مهمی است که مورد توجه صاحب نظران بهداشتی قرار گرفته است . با توجه به اهمیت مهارت حل تعارض جهت ارتفای رضایت و صمیمیت روانشناختی ، کمتر پژوهشی به مطالعه ی اثربخشی این نهارت در رابطه  با موضوع رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین پرداخته است و به نظر می رسد این مهارت مورد غفلت قرار گرفته است .

در پژوهشهایی بررسی نقش مشخصه های ازدواج به خصوص تعارض را در سلامت افراد مشخص کرده اند (ویلسون ،2001 ).

تعامل زناشویی به دلیل کیفیت خاص رابطه ، بر جنبه های مختلف زوجین با یکدیگر و نیز جامعه اثرگذار است و در نتیجه وجود اختلافات زناشویی علاوه بر نارضایتی زوجین ، محیط نامناسبی را برای رشد و پرورش فرزندان و آسیب های اجتماعی ایجاد می کند (رپتی ، تایلر و سیمن ،2002 ) ، حتی ممکن است به طلاق منجر گردد . باتوجه به افزایش آمار طلاق و عواقب آن بر زندگی هر یک از زوجین ،کودکان و هزینه هایی که برای جامعه به دنبال دارد ضرورت دارد تا از یک سو مداخلاتی انجام گیرد تا عواملی که منجر به کاهش رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی روجین می گردد ؛ کاهش یابد و از یک سوی دیگر برنامه های پیشگیرانه عملکرد کارآمد مؤثر و در زوجی و خانواده ها تقویت گردد .مطالعات نشان می دهد که رویکردهای پیشگیرانه برای جلوگیری از بروز مشکلات زناشویی در بلند مدت بسیار موثر و مقرون  به صرفه می باشد .

اهداف پژوهش :

هدف از پژوهش حاضر بررسی “اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین شهر جوانرود در سال 94 ” است .

اهداف فرعی

  1. تعیین میزان آموزش مهارت حل تعارض بر افزایش رضایت رناشویی .
  2. تعیین میزان آموزش مهارت حل تعارض بر ضمیمیت روانشناختی زوجین.

فرضیه های تحقیق :

  1. آموزش مهارت حل تعارض ، میزان رضایت زناشویی زوجین  را افزایش می دهد  .
  2. آموزش مهارت حل تعارض ، میزان صمیمیت روانشناختی زوجین را افزایش می دهد .
  • Goldenberg، Goldenberg
  • تعداد صفحه :93

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه  اثربخشی  زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در بهبود مشکلات روانشناختی زوجین افسرده

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی 

دانشكده:علوم تربیتی و روانشناسی

گروه: روانشناسی

پایان نامه ­ دکتری روان­شناسی

عنوان:

 اثربخشی  زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در بهبود مشکلات روانشناختی زوجین افسرده

1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

عنوان                                                                                                            شماره صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق

  • مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………….. 9

1-2- بیان مساله     …………………………………………………………………………………………………………………       11

1-3- اهمیت نظری و عملی پژوهش ……………………………………………………………………………………         18

1-4- اهداف پژوهش     ……………………………………………………………………………………………………….        20

1-5- فرضیه ­ها ی پژوهش                     ……………………………………………………………………………  ……..       21  

1-6- متغیرهای پژوهش……………………………………………………………………………………………………………      22

1-7- تعریف نظری و عملی متغیرها …………………………………………………………………………………………      22

1-7-1افسردگی   …………………………………………………………………………………………………………………        22

1-7-2 زوج درمانی رفتاری……………………………………………………………………………………………………        23

1-7-3رضایت زناشویی ………………………………………………………………………………………………………..        23

1-7-4 تعارضات زناشویی    …………………………………………………………………………………………………        24

1-7-5 سازگاری              …. ………………………………………………………………………………………………        24

1-7-6 رفتارهای مثبت همسر…………………………………………………………………………………………………        24

1-7-7 خشونت و تعهد      …………………………………………………………………………………………………..        25

1-7-8 اضطراب               …………………………………………………………………………………………………..        25

1-7-9 نگرانی             ………………………………………………………………………………………………………..        25

فصل دوم: پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………       27

2-2- ویژگی های تشخیصی اختلال افسردگی………………………………………………………………….        27

2-3- خانواده­درمانی        ………………….. …………………………………………………………………..        32

2-3- 1- ویژگی­های متمایزکننده­خانواده­درمانی­ازرویکردهای­سنتی­درروان­درمانی­فردی  ……….         33

2-3- 2–  پیش­فرض­های خانواده­درمانی                                                     ………………        34

2-3- 3–  مراحل چرخه زندگی خانوادگی                                                 ………… ….         41  

2-3- 4–  ویژگی های خانواده سالم و مختل                                               ……………           42      

2-3- 5- حمایت ها تجربی از زوج و خانواده درمانی                                    …………….          44

2-3- 6–  چه مدل­درمانی برای چه مشکل خاصی موثر است                            …………….         46

2-3- 7–  مدل های خانواده درمانی سیستمی                                    …………          46

2-3- 8–  رویکرد­های درمانی موثر در زوج­درمانی                                         …………….          48

2-3- 9–  گسترده روش های درمانی برای خانواده ها در رویکرد رفتاری             …………..          49

2-4–  زوج درمانی رفتاری سنتی [1]   TBCT                                        ……………………         58

2-5-  زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر     (IBCT)                        ……………….          72

2-5- 1–  ساختار درمان                                                                      …………………       83

2-5- 2 اثربخشی IBCT                                                                    ……………….        86

2-6-   پیشینه                                                                          …………………………        89

فصل سوم: فرایند روش شناختی

3-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………       98

3-2- طرح کلی پژوهش…………………………………………………………………………………………..            98 

3-3- جامعه و نمونه………………………………………………………………………………………………………       98

3-4- محل انجام پژوهش و مشکلات احتمالی اجرای پژوهش و روش حل مشکلات                    99  

3-5- روش اجرای پژوهش ……………………. ………………………………. ………………………………..       102 

3-5-1 پژوهش اصلی          …………………………………………………………………………………… .        102 

3-6- ابزار اندازه ­گیری متغیرهای مورد نظر( با اشاره به پایایی و اعتبار آنها…………………………….     103 

3-6-1- اجرای پرسشنامه ها و زمان بندی آنها          … …………………………………………              103 

3-6-2-   مصاحبه بالینی ساختار یافته برای تشخیص اختلالات محور SCID-I)I ) ………..         105 

3-6-3- مقیاس تعارضات زناشویی   ……………………………………………………………………………       105   

3-6-4- مقیاس سازگاری زن و شوهر …………………………………………………………………………        106

3-6-5- پرسشنامه دموگرافیک برای زوج ها ………………………………………………………………..        106   

3-6-6- پرسشنامه زوج …………………………………………………………………………………………          107   

3-6-7- پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II)  …………………………………………..      107  

3-6-8- شاخص رضایت زناشویی (CSI-16 )   …………………………………………………………….  108   

3-6-9- شاخص فراوانی و شایستگی رفتار همسر (FAPB )  ……………………………………………  108   

3-6-10- شاخص وضعیت زناشویی (MSI) ……………………………………………………………….    109   

3-6-11- پرسشنامه هفتگی   ……………………………………………………………………………………            109   

3-6-12- تست اضطراب بك……………………………………………………………………………………..          110  

3-6-13- پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا  …………………………………………………………………….      110   

3-7- فرایند درمان     …………………………………………………………………………………………………        111 

3-8- روش تجزیه و تحلیل آماری داده­ ها با توجه به فرضیه ­ها یا سوال­های پژوهش مطرح شده..      122 

3-8-1- تجزیه و تحلیل داده­ ها از طریق تحلیل نموداری و ترسیمی    ……………………………………    122  

3-8-2- سنجش عملیاتی    …………………………………………………………………………………………        123  

3-8-3- بهبود تشخیصی  …………………………………………………………………………………………….       124  

3-8- 4- بهبود بالینی معنادار   …………………………………………………………………………………………    124

3-9-    ملاحظلات اخلاقی  …………………………………………………………………………………………      125   

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1- مقدمه                            …………………………………………………………………………………      128

4-2- ویژگی های جمعیت شناختی بیماران………………………………………………………                    128

4-3- یافته های مرتبط با فرضیه های پژوهش……………………………………………………….               131

4-3-1- یافته های مربوط به فرضیه اول پژوهش…………………………………………………….              131

4-3-2- یافته های مربوط به فرضیه دوم پژوهش                                …………………….         133

4-3-3- یافته های مربوط به فرضیه سوم پژوهش      …………………………………………………….   .  135      

4-3-4- یافته های مربوط به فرضیه چهارم پژوهش……………………………………………………….      137

4-3-5- یافته های مربوط به فرضیه پنجم پژوهش…………………………………………………………      139

4-3-6- یافته های مربوط به فرضیه ششم پژوهش…………………………………………………………     141

4-3-7- یافته های مربوط به فرضیه هفتم پژوهش…………………………………………………………     143

4-3-8- یافته های مربوط به فرضیه هشتم پژوهش………………………………………………………..     146

4-4-  نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیّر تعارضات زناشویی……………………………….   ….     148

4-5- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیّر رضایت زناشویی…….                                      148

4-6- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیّر رفتارهای مثبت همسر  …….                             150

4-7- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیر خشونت و تعهد…………………………………………..    151

4-8- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیرسازگاری……………………………………………………..    152

4-9- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیر افسردگی…………………………………………………….    153

4-10- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیر اضطراب…………………………………………………      154       

4-11- نتایج مربوط به معناداری بالینی متغیر نگرانی……………………………………………………….   156

4-12- اندازة تغییر (چقدر کاهش در آماج‏های اصلی درمان رخ داده است……………………….     157

4-12-1- اندازه تغییر تعارضات زناشویی …………….     157                                                                         

4-12-2- اندازه تغییر رضایت زناشویی  ……………………….     157                                                                          

4-12-3- اندازه تغییر رفتارهای مثبت همسر…………………..    157                                                                      

4-12-4- اندازه تغییر خشونت و تعهد………………………………………………………………………..    157                                                                      

4-12-5- اندازه تغییر سازگاری………………………………………………………………………………….   158

4-12-6- اندازه تغییر افسردگی………………………………………………………………………………….           158

4-12-7- اندازه تغییراصطراب…………………………………………………………………………………….          158

4-12-8- اندازه تغییرنگرانی………………………………………………………………………………………..         158

4-13- کلیت تغییر (چند درصد از افراد تغییر کرده‏اند و چند درصد تغییر نکرده‏اند؟) ………..           158                     

4-14- میزان پذیرش (افراد تا چه اندازه در فرآیند درمان مشارکت داشته و آن را به پایان رسانده‏اند؟) 158  

4-15- ایمنی (آیا در اثر درمان، سلامت روانی و جسمی بیماران کاهش یافته است؟)  ………………     159                            

5-16- ثبات دستاوردهای درمان (دستاوردهای درمان چقدر دوام داشته‏اند؟) …………….       159                               

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

5-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………….         163

5-2- بررسی فرضیه ها……………………………………………………………………………………………….        163

5-3- نتایج…………………………………………………………………………………………………………………       173

5-4- نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………….     176

5-5- محدودیت…………………………………………………………………………………………………………….    177     

5-4- پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………………….    177

فهرست منابع فارسی       …………………………………………………………………………………………………. 179  

فهرست منابع انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………  180

چکیده فارسی…………………………………………………………………………………………………………………. 193

چکیده انگلیسی …………………………………………………………………………………………………………..    194 

مقدمه

      شیوع آشفتگی زناشویی هم در مطالعات شیوع شناسی اجتماعی و هم در پژوهش های بالینی نشان داده شده است.  در امریکا اغلب مطالعات میزان طلاق را در حدود 50 درصد نشان میدهند که  نصف آن در هفت سال اول ازدواج رخ میدهد(کرایدرو فیلدز[1]، 2002). جدا از بحث طلاق، پژوهشها نشان میدهند که در بسیاری از ازدواج ها، زوجین دوره هایی از آشفتگی قابل ملاحظه را تجربه نموده و حداقل یکی از آن ها را در مرحله ای از زندگی در خطر پدید آمدن اختلالات روانی(برای مثال اضطراب و افسردگی) قرار می دهد(لوینگر و هانسون[2]1990). در یک مطالعه زمینه یابی، مسائل ارتباطی شامل طلاق، متارکه و سایر مشکلات زناشویی به عنوان مهم ترین علت آشفتگی های هیجانی حاد شناخته شده اند(سویندس وهمکارن[3]، 2000). رابطه بین آشفتگی های ارتباطی و آسیب به سلامت جسمانی و روانی افراد به اهمیت ایجاد و توسعه ی استراتژی های تجربی برای درمان آشفتگی های زناشویی تاکید دارد(گلدنبرگ و گلدنبرگ

[4] 1996). در واقع شواهد فراوانی گویای آنند که زوج ها در جامعه ی امروزی برای برقراری و حفظ روابط صمیمی و دوستانه با مشکلات شدید و فراگیری درگیرند. در حقیقت معضل پریشانی زناشویی، بیشتر از هر طبقه ی تشخیص روانپزشکی دیگر، دلیل مراجعه ی درمانجویان به مراکز بهداشت روانی است.  با توجه به اینکه گزینش همسر بی گمان از مهم ترین تصمیم هایی است که انسان در زندگی خود میگیرد واگرچه بیشتر افراد در روز ازدواج قصد زندگی زناشویی دایم دارند، ولی واقعیت امر چیز دیگری است چرا که تقریبا برای 50% همسران، ازدواج امری کهنه و قدیمی خواهد شد(فیلیپ[5] و مارسی برنشتاین[6]، 1384).

      از طرفی اختلال افسردگی اسا سی[7] به عنوان یک مسئله چالشگر بهداشت روانی مطرح است  و غم برجسته ترین و فراوان ترین نشانه در این اختلال است ( بک و همکاران ، 1988 ) علاوه بر غمگینی، احساس اضطراب نیز اغلب در افسردگی وجود دارد،  همچنین فقدان مسرت و از بین رفتن شادی زندگی، تقریباً به اندازه غم در افسردگی فراگیر است . بی علاقگی معمولاً در آغاز فقط در چند فعالیت ، مثل کار وجود دارد . اما زمانی که شدت افسردگی افزایش می یابد 92 % بیماران افسرده از دلبستگی های موجود در زندگی خود نیز  احساس خشنودی نمی کنند و 64 % بیماران افسرده احساس خود نسبت به دیگران را از دست می دهند (بک[8] ، 1967 ).

          میزان خطر ابتلاء فرد به افسردگی اساسی در طول زندگی ، در حدود 12 % در مردان و 20 % در زنان است ( استورت[9]، 1984 ) .

          در هر مقطع زمانی ، حدود 5 % جامعه از افسردگی با شدت های مختلف در رنج هستند.25 % از برهه های افسردگی کمتر از یک ماه طول می کشد و 50 % در کمتر از سه ماه بهبود می یابد .

         با توجه به پژوهش های مختلفی كه  در مورد میزان شیوع افسردگی صورت گرفته است دیده شده افسردگی اختلالی شایع است برای مثال کسلی[10]،  مک گوناگل[11]،  زار [12]،  و همکاران ( 1994 ) نشان داده اند که از هر 5 نفر یک نفر در طول عمر خود دچار افسردگی می شود . اینگرام[13] ، هایز [14] و اسکات  [15] (2000 )شیوع افسردگی در طول عمر فرد را 17 % ذکر می کنند.           در طی سال های اخیر به میزان ناتوانی ناشی از افسردگ یتوجه زیادی شده است . افسردگی علاوه بر رنج و ناراحتی زیادی که به بیمار تحمیل می کند ، نتایج و پیامدهای ناگواری نیز در بر دارد . اختلال در روابط بین فردی ، طلاق ، مشکل در تربیت فرزندان مشکلات واضح جسمی و نقص در عملکرد شغلی از واضح ترین این پیامدها می باشد . افسردگی همچنین سلامت عمومی فرد را به خطر انداخته و او را دچار ناتوانی می کند.  عده ای میزان اختلال در عملکرد افراد افسرده را مشابه میزان اشکالاتی می دانند که در عملکرد افراد دچار بیماری های جسمی جدی مانند سرطان و بیماری های قلبی عروقی ایجاد می شود ( سگال[16] ، ویلیامز[17]  و تیزدل[18]، 2002 ).

     بدیهی است که عوامل شخصی فراوانی ممکن است در ایجاد یا تشدید ناخشنودی از زندگی زناشویی دخالت داشته باشد. برداشت های نادرست و انتظارهای غیرواقع بینانه از ازدواج عوامل شخصی به شمار می آید و تا هنگامی که جامعه به ترویج آرمان های رمانتیک و انتظارهای بیهوده و خیالی ادامه دهد و افراد به پذیرش آنها تن در دهند، سرخوردگی و دلسردی از زندگی زناشویی بیشتر خواهد شد. در طی دوره های  استفاده از روش های زوج درمانی شاهد فهرستی پایان ناپذیر از این انتظارها بوده ایم  و هر یک از این  انتظارهای نادرست دلسردی، نومیدی، ناکامی، افسردگی و خشم همسران را در پی دارد. در بین تمام انواع زوج درمانی، زوج درمانی رفتاری از بیشترین حمایت تجربی برخوردار است( سگال[19] ، ویلیامز[20]  و تیزدل[21]، 2002 ).

     در زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر اعتقاد بر این است که طی زمان، حتی شادترین و سالم ترین زوج ها نیز با موارد اختلاف و تفاوت مواجه خواهند شد که این موارد هم بهنجار و هم اجتناب ناپذیند. در اوایل رابطه، پذیرش و تحمل تفاوت ها برای بسیاری از زوج ها راحت است اما با گذشت زمان در برخی از زوج ها تمایل به پذیرش، تحمل و سازش در مورد تفاوتهایشان افول میابد،  تاکید برپذیرش در این نوع درمان وجود دارد.از طرفی  قرائن  فزاینده حاکی  از آن است که کمک به بیمار مبتلا به افسردگی در چارچوب خانواده درمانی استرس را کم نموده و مقابله با استرس میتواند احتمال عود را کم کند(سادوک[22]، بنجامین[23]، 1382(

1-2  بیان مسئله :

   رابطه زناشویی به عنوان مهم ترین و اساسی ترین رابطه انسان توصیف شده است، زیرا ساختاری اولیه را برای بنا نهادن رابطه خانوادگی و تربیت نسل آینده فراهم می سازد.  آنچه در ازدواج مهم بوده، سازگاری زناشویی  و رضایت از ازدواج است. سازگاری وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساسی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند. سازگاری در ازدواج از طریق علاقه متقابل، مراقبت از یکدیگر، پذیرش، درک یکدیگر و ارضای نیازها ایجادمی شود(سین ها [24]و ماکرجک[25]، 1990). زوجین سازگار، زن و شوهرهایی هستند که توافق زیادی با یکدیگر دارند، از نوع و سطح روابط، نوع و کیفیت گذران  اوقات فراغت  رضایت داشته و مدیریت خوبی در زمینه  وقت و مسایل مالی خودشان اعمال می کنند( گریف، [26] 2000). سازگاری زناشویی فرآیندی است که در طول زندگی زن و شوهر به وجود می آید، زیرا لازمه آن، انطباق سلیقه ها، شناخت صفات شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شکل گیری الگوهای مراودهای است. البته روزهای اول زندگی، شایسته توجه جدی است. بنابراین سازگاری زناشویی یک فرآیند تکاملی در بین زن و شوهر است( احمدی، آشتیانی و نوابی نژاد، 1384).

علاوه بر سازگاری و رضایت زناشویی ازجمله مسایل مهم در ارتباط زوجین رفتارهای مثبتی است که افراد دوست دارند همسرشان انجام دهد و رفتارهای منفی که دوست ندارند همسرشان انجام دهد، پرداختن به این رفتارها در جلسه درمان در کاهش مشکلات زناشویی حائز اهمیت است(کریستنسن و همکاران، 2004).

در زمینه چگونگی شکل گیری ناسازگاریهای زناشویی باید گفت که زن و شوهر برای رفع برخی از نیازها و انتظاراتشان با هم ازدواج می کنند. هر یک از زوجین تلاش می کنند تا روابط خود را با یکدیگر افزایش دهند، به گونه ای که با حداقل تلاش بتوانند به حداکثر فواید ازدواج دست پیدا کنند، حال اگر  فواید حاصل از ازدواج آنها، مطابق انتظاراتشان نباشد و یا میزان تلاش و زحمت آنها بیشتراز فواید ازدواجشان باشد، تعارض و اختلاف به وجود می آید. در مراحل اولیه ارتباط (دوره ی نامزدی، عقد و اوایل ازدواج)تعارضات بین زن و شوهر ممکن است بیشتر از طریق سکوت(عدم ابراز مخالفت) یا کناره گیری از موضوع نشان داده شود و چگونگی گذر از این مرحله مهم است. اگر زوجین به طور مناسب مهارت های ارتباط و حل تعارض را کسب نکنند، تعارضات به صورت کلامی و سپس به صورت رفتاری تداوم می یابد و تخریب تدریجی در سازگاری زوجین آغاز می شود(داگلاس[27]، فرازیر و رابین[28]، 1995). علاوه بر تعارضات بین همسران،  خشونت از جمله مواردی است که در بین همسران دارای مشکلات زناشویی به چشم میخورد، خشونت که شامل اعمال پرخاشگرانه ای است که زوج در یک مشاجره نشان میدهند تاثیری مخرب در ارتباط زناشویی دارد(کریستنسن و همکاران، 2004).

پژوهش های صورت گرفته در زمینه مشکلات زناشویی با بهره گرفتن از روش های مختلف درمانی همیشه مورد توجه درمانگران بوده است به عنوان مثال جراره  و طالع پسند (1390) در پژوهش خود نشان دادند رواندمانی پویشی بر افزایش رضایت زناشویی موثر است. همچنین یوسفی، عابدین و فتح آبادی( 1389) در پژوهشی نشان دادند روش آموزشی مبتنی بر طرحواره در ارتقا رضایت زناشویی موثر است. همچنین کلوری و همکاران (1390)در پژوهشی نقش توانمند سازی زناشویی را بر رضایت زناشویی زوجین در پیشگیری از بروز ناسازگاری های زناشویی نشان دادند.

 در پژوهشی حدود 30 درصد زوجین ایرانی دارای نارضایتی زناشویی تشخیص داده شده اند( احمدی، 1382) و شواهد فراوانی گویای آن است که زوج ها در جامعه امروزی برای برقراری روابط صمیمانه و دوستانه و سازگاری، با مشکلات فراوانی مواجهند. در حقیقت معضل ناسازگاری و پریشانی زناشویی بیش از هر عامل دیگر، دلیل مراجعه افراد به مراکز مشاوره و دادگاه است( نقل از شعاع کاظمی 1384).  

   هر چند مشکلات زناشویی جزء اختلالات روان پزشکی محسوب نمی شوند ولی ارتباط قوی آنها با بسیاری از اختلالات جسمی و روان شناختی شناسایی شده است. از جمله افسردگی،  اختلالات دو قطبی، سوء مصرف مواد، الکل، اختلال سلوک و ….(کریستنسن و هوی[29]، 1994). ناسازگاری پس از ازدواج نه تنها بر کنش های روانی- اجتماعی زن و شوهر بلکه بر رشد و تحول کودکان و نوجوانان نیز آثار سویی به جای می گذارد، به گونه ای که 39 درصد نوجوانان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت ایران متعلق به خانواده های از هم گسیخته و ناسازگار بوده اند (نوابی نژاد، 1374).

     یکی از اختلالات در زوجین ناسازگار، اختلال افسردگی است، افسردگی جزء اختلالات با شیوع بالا است، و با توجه به اینکه  تقریباً دو سوم بیماران افسرده به خودکشی می اندیشند و 10 تا 15 درصد آنها به زندگی خود خاتمه می دهند، جزءاختلالات مهم روان شناختی است که باید مورد توجه قرار گیرد،           این اختلال همیشه مورد توجه بوده است و روش های  زیادی ، از جنبه های متفاوتی برای درمان این اختلال مورد بررسی قرار گرفته اند . با این وجود ، اغلب به صورت  یک دوره بالینی مزمن مشاهده می شود ،  39 – 15 درصد از موارد ممکن است یک سال بعد از شروع علائم هم چنان افسرده باشند یعنی علائم آن ها با معیارهای اختلال افسردگی اساسی مطابقت كند( برتی سرونی[30]، نری و پزولی[31] ، 1984) ، و  22  درصد موارد بعد از دو سال هم چنان ، افسرده باقی بمانند ( کلر[32]، کلرمن[33]، لاوری و کریل[34]، 1984 ) . از طرفی زنان دو برابر مردان در معرض خطر ابتلا به افسردگی هستند ( نولن – هوکسما[35] ، 1988 ).

    با در نظر گرفتن این نکته كه افسردگی شیوع بالایی دارد، پرداختن به روش های درمانی موثر و اقتصادی تر برای این اختلال سودمند و ضروری است و در این راستا درمان های مختلفی برای افراد مبتلا به افسردگی در نظر گرفته شده است.  یافته های حاصل از پژوهش های مربوط به درمان زناشویی برای افسردگی نشان می دهد که وقتی شخص میتلا به افسردگی فشار زناشویی را نیز تحمل می کند،  درمان زناشویی رفتاری به اندازه درمان شناختی در کاهش افسردگی موثر است( جاکوبسن[36] و تراکس[37]، 1991).  همچنین عیار بروز طلاق، بین بیماران مبتلا به اختلال خلقی بالا است و تقریبا نیمی از همسران اعتراف می کنند که اگر می دانستند همسر آنان مبتلا به اختلال خلقی خواهد شد با او ازدواج نکرده و فکر بچه دار شدن هم نمی کردند( کاپلان، سادوک و گرب، 1994). همچنین افسردگی معمولا با مشکلات بین فردی، شامل فشار زناشویی و خانوادگی ارتباط دارد یعنی  می توان گفت افسردگی نه تنها  بر مشکلات زناشویی تاثیر دارد بلکه مشکلات زناشویی بر شدت افسردگی می افزاید. 

    بنابراین با توجه به اینکه خانواده بنیادی ترین تشکل اجتماعی و اصلی ترین جزء اجتماع است و بر عکس سایر نظام های اجتماعی، ورود به داخل سیستم خانواده از طریق تولد، به فرزندی گرفتن یا ازدواج است و تنها با مرگ، عضویت در خانواده از بین میرود( موسوی، 1384)، با این وصف به وضوح اهمیت پیشگیری و مداخله در مشکلات زناشویی با آموزش رویکردهای زوج درمانی کاملا ضروری به نظر می رسد در حالی که پیشرفت در تکنیک ها و حتی یافته های علمی در مورد زوج درمانی با کندی بیشتری نسبت به سایر مدل های درمانی صورت میگیرد و تحقیقات صورت گرفته در این زمینه کمتر به عامل فرهنگ توجه دارند(یونسی، 1382). اکنون سوال این است که زوج درمانی چقدر موثر است؟ مطالعات نشان میدهد که انواع مختلف زوج درمانی آثار متوسط تا قابل ملاحظه ای  از نظر آماری و اغلب قابل ملاحظه از نظر بالینی دارند(اشنایدر[38]، کاستلانی و ویسمن[39] 2006).شادیش و بالدوین[40] (2003) شش پژوهش فراتحلیل را بررسی کردند که زوج درمانی را با گروه کنترل مقایسه میکرد. بر پایه ی این مطالعه شادیش و بالدوین میانگین کل اندازه اثر را برای زوج درمانی 84 درصد گزارش کردند. این اندازه اثر نشان میدهد که یک شخص متوسط دریافت کننده ی زوج درمانی در پایان درمان بهتر از 80 درصد افرادی بود که در گروه کنترل قرار داشتند. با توجه به مقدار محدود روش های زوج درمانی که توسط APA (چامبلز و هالون[41] 1997) به عنوان درمان های تثبیت شده یا احتمالا موثر تایید شده است، شادیش و بالدوین(2003) معتقدند که درمانگران باید سایر مداخلات تایید شده در مطالعات فراتحلیل را مد نظر قرار دهند. زوج درمانی رفتاری بکپارچه نگر نوعی رفتاردرمانی مبتنی بر بافت است که به زوج ها کمک میکند تا رضایتمندی و سازگاریشان افزایش یابد.

 مهم ترین استراتژی هایی که در زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر استفاده گردید به قرار زیر است:

  • ایجاد پذیرش از طریق اتحاد همدلانه
  • ایجاد پذیرش از طریق گسستگی متحدانه
  • ایجاد تحکل از طریق تمرین رفتار منفی در جلسه درمان
  • ایجاد تحمل از طریق تمرین رفتار در منزل
  • افزایش تحمل از طریق رسیدگی به خود
  • افزایش تعاملات مثبت زوج از طریق مبادله رفتار
  • آموزش ارتباط حل مسئله(ویلر، کریستنسن و جیکوبسن 2008).

    پژوهش ها ی زیادی اثربخشی این درمان رانشان داده اند به عنوان مثال، جیکوبسن و همکاران(2000)  و دیوید اتکینز و همکاران(2005). علاوه بر اینها مطالعه‌ای که روی زنان افسرده‌ی دچار ناراحتی زناشویی انجام گرفته است نشان داده که IBCT در کاهش افسردگی آنها به اندازه‌ی شناخت درمانی اختصاصی برای افسردگی، مؤثر است ( دمینژیا و همکاران 2009). همچنین جیکوبسن و همکاران(2000) نشان دادند که در استفاده ازدرمان IBCT، 80 درصد از زوج ها بهبود قابل ملاحظه از نظر بالینی داشتند، همچنین در پژوهشی دیگر کریستنسن و همکاران(2004) میزان اثر 71 درصد برای IBCT پیدا کردند. دلایل زیادی برای این میزان اثر از طرف پژوهشگران  عنوان شده است. یکی از مهم ترین این دلایل استفاده از تکنیک های پذیرش در IBCT است. همچنان که گفته شد IBCT درمان مبتنی بر پذیرش است.

     در این  پژوهش سعی شد تا این مکانیزم های درمان در افزایش سطح رضایت زوج، کاهش تعارضات زناشویی از قبیل افزایش کنار آمدن و رفتارهای مثبتی که افراد دوست دارند همسرشان انجام دهد، و کاهش خشونت که شامل اعمال پرخاشگرانه ای است که زوج در یک مشاجره نشان میدهند، استفاده شود.

      با در نظر گرفتن شیوع بالای مشکلات زناشویی و بررسی پژوهش هایی که در مورد رویکردهای زوج درمانی صورت گرفته است،  شناسایی و درمان این مشکلات اهمیتی دو چندان پیدا میکند، همچنین با توجه به  ویژگی های مثبت زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر، از جمله تاکید بر دو مولفه ی پذیرش و تغییر که لازمه داشتن یک ارتباط مناسب با همسر می باشد و  اینکه  در چندین پژوهش تجربی و کنترل شده، اثربخشی بالایی را برای  این مدل درمانی  گزارش   کرده­ اند و فقدان پژوهش کافی در زمینه بررسی اثربخشی این شیوه درمانی در زوجین ایرانی، موضوع این تحقیق اثر بخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در درمان مشکلات زناشویی است تا تاثیرات فنون مبتنی بر پذیرش مورد پژوهش قرار گیرد، از طرفی به دلیل مطرح بودن زوج درمانی به عنوان یکی از روش های اثربخش در درمان اختلال افسردگی و نقش مهم مشکلات زناشویی در افسردگی، در این پژوهش اثربخشی این درمان در  کاهش علایم افسردگی نیز مورد بررسی قرار میگیرد.

1-3 – اهمیت پژوهش :

   افسردگی اختلالی است که زندگی میلیون ها نفر در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داده است تا جایی که عده ای افسردگی را رایج ترین اختلال روان پزشکی می دانند. شیوع بالای افسردگی باعث شده که این اختلال همواره از سوی پژوهشگران مورد توجه قرار گیرد و بررسی آن جزء  مطالعات مهم در حوزه آسیب شناسی روانی محسوب گردد ، به طوری که نظریه ها و پژوهش های بسیاری در مورد توجیه این اختلال موجود است          از سویی دیگر افسردگی یک اختلال عود کننده نیز می باشد ، بیشتر افرادی که برای اولین بار مبتلا به افسردگی می شوند ، حتی در صورت بهبودی کامل نیز دوره هایی از عود را تجربه خواهند کرد هارتون؛ كرك و سالكوس كیس؛ كلارك (1989)پیش بینی سازمان جهانی بهداشت برای 2020 حاکی از این است که تا آن سال افسردگی در بین تمام بیماری ها ، مقام دوم را از نظر آسیب های ناشی از بیماری خواهد داشت ( سگال و همکاران 2002 ).  همچنین افسردگی یکی از مهم ترین عوامل دخیل در خودکشی نیز محسوب می گردد  و اگر احتمال بالای خودکشی در اثر افسردگی را به سایر پیامدهای آن از جمله طلاق ، اختلال در روابط بین فردی و اختلال در عملکرد شغلی و مشکل در تربیت فرزندان اضافه کنیم خطر و میزان آسیب زایی این اختلال آشکارتر می شود .

    در چنین شرایطی نیاز به پژوهش در مورد اثربخشی شیوه های درمانی موجود برای درمان افسردگی در جوامع مختلف ، به منظور بررسی میزان تناسب آنها با شرایط خاص فرهنگی ، اجتماعی و اثربخشی سریع ، پایدار ، کم هزینه و برخوردار از حمایت تجربی لازم و ضروری است .

     از طرفی با توجه به اینکه IBCT [42]رویکرد مناسبی در برطرف کردن نقاط ضعف زوج درمانی رفتاری می تواند باشد و پژوهش هایی که اجرا شده است موید این موضوع است(یلر[43] و همکاران2008)، اما مولفین این پژوهش ها نیز معتقدند که پژوهش های بیشتری به ویژه به صورت تک موردی نیاز است تا مطالعات قبلی قابل تایید و تعمیم باشد. پژوهشگران دیگر نیز ( برای مثال بارس و گوران، 2008) معتقدند که در حال حاضر هیچ یک از درمان های جدید ملاک های EST[44] را برآورد نمیکند و به ویژه IBCT باید توسط پژوهشگران مستقل ارزیابی گردد. بسیاری از پژوهشگران ( به عنوان مثال کریستنسن[45] و همکاران 2005، اشنایدر و همکاران 2006) اخیرا به این نتیجه رسیده اند که پژوهش های زوج درمانی با گروه های بزرگ تصادفی سازی شده محدودیت های فراوانی برای پژوهشگران دارد و تاکید کرده اند که کار کردن با تعداد کمی از زوج ها به صورت عمیق تر و دقیق تر فهم و بینش لازم را برای اجرای پژوهش های تصادفی سازی شده ی بزرگ، پرهزینه و زمان بر فراهم می کند.

      در چنین شرایطی نیاز به پژوهش در مورد تعیین اثربخشی شیوه ­های درمانی موجود برای زوج ها در جوامع مختلف، به منظور بررسی میزان تناسب آنها با شرایط خاص فرهنگی، اجتماعی و اثربخشی سریع، پایدار، کم هزینه و برخوردار از حمایت تجربی لازم و ضروری است. از بین شیوه ­های درمانی روانشناختی در زوج درمانی، رفتار درمانی مبتنی بر تغییر  و رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش در شرایط تجربی و کنترل شده نسبت به سایر روش­های درمانی از اثربخشی بالاتری برخوردارهستند به عنوان مثال جیکوبسن و همکاران(2000) ،دیوید اتکینز و همکاران(2005) ،  دمینژیا و همکاران 2009، کریستنسن و همکاران(2004) ، کریستنسن، اتکینز و باکوم (2006). هر چند این پژوهش­ها  حاکی از برتری IBCT نسبت به سایر درمان­ها در حوزه­ شناختی- رفتاری  و زوج درمانی رفتاری سنتی است، اما در زمینه  اثربخشی این مدل، پژوهش کافی در ایران صورت نگرفته است. بنابراین با توجه به شرایط خاص مشکلات زناشویی و فقر جدی پژوهش در زمینه مداخلات بالینی این اختلال در ایران لزوم پژوهش­های جدی در این زمینه احساس می­شود. پژوهش حاضر نیز در راستای تحقق این امر صورت گرفته است تا اثربخشی این شیوه ی زوج درمانی را که برخاسته از زوج درمانی رفتاری است در  افزایش رضایت زناشویی زوج ها بررسی کرده و تاثیرات آن را بر زنان و شوهران به صورت مستقل بسنجد.

1-4- اهداف پژوهش:

هدف اصلی این پژوهش عبارت است از:

اثربخشی  زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در بهبود مشکلات روانشناختی زوجین افسرده

اهداف ویژه­ی این پژوهش عبارت است از:

  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در کاهش افسردگی زوج
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در کاهش تعارضات زناشویی
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در افزایش رضایت زناشویی
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در افزایش رفتارهای مثبت همسر
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در کاهش خشونت های زوج و افزایش تعهد
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در افزایش سازگاری زناشویی
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در کاهش اضطراب زوجین
  • تعیین اثربخشی زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در کاهش نگرانی زوجین

1-5- فرضیه ­ها ی پژوهش:

  • زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگرموجب کاهش افسردگی زوج میشود.

2- زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب  کاهش  تعارضات زناشویی میشود.

3- زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب افزایش رضایت زناشویی میشود.

4- زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب افزایش رفتارهای مثبت همسر میشود.

5- زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب کاهش  خشونت و افزایش  تعهدمیشود.

6- زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب افزایش  سازگاری زناشویی میشود.

7-زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب کاهش اضطراب زوجین میشود.

8-  زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر موجب کاهش نگرانی زوجین میشود.

تعداد صفحه :183

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی گروه درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش احساس تنهایی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات(گیلان)

پایان نامه:

برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روان شناسی بالینی

موضوع:

اثر بخشی گروه درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری بر کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی

زمستان 93

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده پژوهش………………………………………………………………………..

فصل اول (کلیات پژوهش)

مقدمه…………………………………………………………………….. 2

بیان مسأله……………………………………………………………………………… 3

اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………… 6

اهداف پژوهش……………………………………………………………………….. 8

فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………. 9

متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………… 9

تعاریف مفهومی و عملیاتی………………………………………………… 9

تعاریف مفهومی متغیرها…………………………………………….. 9

تعاریف عملیاتی متغیرها………………………………………………….. 10

فصل دوم (ادبیات و پیشینه ی پژوهش)

پیشگفتار……………………………………………………….. 13

اختلال افسردگی…………………………………………………………. 13

تعریف افسردگی………………………………………………… 18

انواع افسردگی……………………………………………………………………… 20

نظریه های افسردگی…………………………………………………………… 25

جنسیت و افسردگی………………………………………………… 32

تفاوت های فردی و افسردگی………………………………………………… 34

تأثیر افسردگی بر ابعاد زندگی………………………………………………….. 34

علائم افسردگی اساسی…………………………………………………………………………….. 36

علل افسردگی…………………………………………………………………… 39

ویژگی ها و ابعاد تشخیصی اختلال افسردگی……………………………………….. 43

درمان افسردگی…………………………………………………………. 43

روان درمانی…………………………………………………….. 44

روان درمانی از دیدگاه های مختلف ………………………….. 47

دارو درمانی…………………………………………………………….. 48

شوک درمانی ……………………………………………………………….. 50

شناختی درمانی ………………………………………………………………. 50

درمان شناختی- رفتاری …………………………………………………. 51

فرایندهای درمان شناختی- رفتاری ………………………….. 56

راهبردها و فنون رویکرد شناختی- رفتاری………………………………………. 61

آموزش مثبت نگری…………………………………………………………. 66

احساس تنهایی…………………………………………………………. 67

سبب شناسی احساس تنهایی……………………………………………………… 70

احساس تنهایی در بیماری های نوروتیک…………………………………… 72

خودکارآمدی……………………………………………………… 74

تأثیر خودکارآمدی بر سلامت ………………………………………….. 76

عوامل مرتبط با احساس کارآمدی………………………………………………. 78

پیشینه ی پژوهشی………………………………………………………………….. 79

پژوهش های انجام شده در داخل کشور…………………………………………. 79

پژوهش های انجام شده در خارج از کشور……………………………………… 82

فصل سوم (روش‌شناسی)

روش پژوهش……………………………………………………………………………. 87

جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری…………………………………………………… 87

ابزارهای اندازه گیری………………………………………………………………………. 87

روش اجرای پژوهش……………………………………………………………………… 89

روش‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها…………………………………………………………. 89

خلاصه­ی پروتکل درمانی………………………………………………………………………………………………… 89

فصل چهارم (تجزیه و تحلی داده ها)

مقدمه……………………………………………………………………………….. 94

یافته­ های توصیفی و جمعیت شناختی………………………………………………………………………………………………………………………… 95

تحلیل یافته­ های پژوهش…………………………………………………………………………….. 100

فصل پنجم (بحث و نتیجه گیری)

مقدمه………………………………………………………………………………………………….. 109

بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………. 111

محدودیت ها…………………………………………………………………………………………… 117

پیشنهادهای کاربردی……………………………………………………………………………………. 118

پیشنهادها پژوهشی………………………………………………………………………………………………. 118

منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………. 120

منابع انگلیسی……………………………………………………………………………………………………. 124

پیوست ها…………………………………………………………………………………………………………. 127

چکیده­ی انگلیسی…………………………………………………………………………………………….. 138

چکیده

     افسردگی واژه­ای شناخته شده اما مسأله­ای چالش برانگیز در عرصه­ بهداشت روانی است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بوده است روش پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش­آزمون- پس­آزمون دو گروهی آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه­ی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بودند که در نیمه ی دوم  سال 1393 به مراکز و کلینیک های درمانی و مشاوره ای شهر ماسال مراجعه کرده بودند. نمونه ی آماری پژوهش شامل دو گروه 15 نفری (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) بود که به طور داوطلبانه و به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خود کارآمد عمومی(GSE-10 و پرسشنامه احساس ­تنهایی(دهشیری، 1387) استفاده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری استفاده گردید. یافته­ های پژوهش حاضر نشان داد که روش درمانی شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی بر افرایش خودکارآمدی عمومی و نیز کاهش احساس تنهایی بیماران با افسردگی اساسی مؤثر است(05/0>P). با توجه به شیوع بالا و هزینه­ های جانی و مالی اختلال افسردگی اساسی، این یافته که درمان شناختی- رفتاری به شیوه­ی گروهی، موجب بهبودی افراد مبتلایان به افسردگی اساسی از طریق افزایش خودکارآمدی عمومی و کاهش احساس­تنهایی می­گردد، می ­تواند مورد استفاده­ی درمانگران و مشاوران در این گروه از بیماران قرار گیرد.

واژه­های کلیدی: افسردگی اساسی، خودکارآمدی عمومی، احساس تنهایی

مقدمه

    واقعیت این است که افسردگی، بیماری شایع عصر ماست و این بیماری نه فقط در جامعه­ ایران بلکه در كشورهای مختلف جهان روندی فزاینده دارد. بیماری افسردگی با اینکه اختلالی شایع و آزار دهنده در سطح جامعه است، هنوز به عنوان یک برچسب نامطلوب در میان مردم شناخته می­شود. به همین دلیل، گاهی افراد تمایل دارند احساس افسردگی را انکار کنند یا تنها به عوامل استرس­زای محیط نسبت دهند. اختلال افسردگی با شیوع گسترده­ای با حدود 12-5 درصد در مردان و 25-10 درصد در زنان، به عنوان سرماخوردگی روانی از سالها پیش مورد توجه بوده است(سادوک و سادوک[1]، 2007، ص97). این در حالی است كه آمار موجود حاكی از افزایش روزافزون مبتلایان به این بیماری است. در سبب شناسی این اختلال نیز از عوامل چندی یاد نموده ­اند كه عوامل زیست شناختی، توارث و عوامل روانی و اجتماعی از آن جمله­اند. متناسب با سبب شناسی این اختلال، شیوه های درمانی گوناگونی پیشنهاد شده است. زیرا افسردگی اگر درمان نشود یک بیماری ناتوان کننده و مزمن می­شود که بهترین دوران عمر شخص را به هدر می دهد. اما در صورت درمان به موقع و صحیح می تواند از عواقب بعدی آن جلوگیری شود. یكی از این رویكردها؛ درمان شناختی- رفتاری است كه از دهه­ی 1970 برای درمان انواع بیماران افسرده مطرح شد و سودمندی آن در برخی از پژوهش ها تأیید گردیده است(به نقل از رنجبر و همکاران، 1389، ص300).  

    اغلب صاحب نظران براین باورند که اختلال افسردگی به دلیل اینکه از شیوع بالایی برخوردار است، روان درمانی فردی نمی ­تواند پاسخگوی این مشكل باشد(مهرابی و همکاران، 1383، ص7). از این رو، گروه درمانی شناختی- رفتاری كه از نظر هزینه و مدت درمان با صرفه تر است، جایگزین مناسبی در روان درمانی فردی گردیده است. همچنین، به تجربه اثبات شده است كه گروه درمانی در بیشتر اختلالات روانی مؤثر بوده است. به این دلیل که فرد در گروه، نحوه ی برخورد خود را با اجتماع می­بیند و این امر باعث رشد بینش و بصیرت او می شود. ضمن اینكه تجارب جدیدی را برای برقراری ارتباط با دیگران آموخته، و ضمن آشنایی با افراد جدید، احساس قدرت می­كند و اعتماد به نفس وی بالا می­رود(عظیمی و همکاران، 1382، ص 54).

     در همین راستا، مؤلفه های شناختی متعددی از جمله احساس تنهایی و کارآمدی عمومی در تبیین اختلال افسردگی اساسی مطرح شده اند. از نظر محققان افراد افسرده دچار احساس تنهایی هستند و به دلیل عدم گرایش به فعالیت خاص، بیشتر فرصت های ارتباط‌ اجتماعی را از دست می‌دهند(دیوریو ، 2003؛ ترجمه نجاریان، 1381). همچنین، این افراد به دلیل خودکارآمدی پایین، سطح تلاش و فعالیت و نیز موفقیت آنها تحت­الشعاع قرار می گیرد(مایباک و مورفی ، 1995؛ به نقل از سعید و همکاران، 1390، ص18). به نظر می­رسد که در فرایند درمان گروه درمانی شناختی- رفتاری، احساس تنهایی افراد افسرده، که گویای كاستی ها و كمبودهایی در برقراری پیوندهای عاطفی و اجتماعی در آنها می باشد، تخفیف پیدا می­ کند. و خودكارآمدی عمومی که در واقع اطمینان خاطری است كه شخص درباره ی انجام یک فعالیت خاص احساس می كند، در این بیماران افزایش می یابد.

  بیان مسأله

 امروزه افسردگی واژه­ای شناخته شده اما مساله­ای چالش برانگیز در عرصه ی بهداشت روانی است. اختلال افسردگی[2]؛ یكی از شایع ترین و ناتوان کننده ترین اختلال روانپزشكی است(بایلینگ و همکاران[3]، 2006؛ ترجمه خدایاری فرد و عابدینی، 1389، ص303) كه در صورت عدم درمان، آسیب­های روانی و عوارض اجتماعی و اقتصادی بسیاری را برای این قبیل بیماران ایجاد می‌كند. از علایم اصلی افسردگی، خلق افسرده و فقدان علاقه و لذّت است. از میان انواع افسردگی ها، اختلال افسردگی اساسی[4]، از رایج ترین انواع افسردگی است كه برحسب یك یا چند دوره ی افسردگی مشخص می شود. افسردگی اساسی در مقایسه با دیگر بیماری های پزشکی و اختلال­های روانی چهارمین علت سپری شدن عمر افراد همراه با بیماری است و پیش بینی می شود در سال 2020 دومین علت این مشکل باشد(مورای و لوپز، 1997). گزارش سازمان جهانی بهداشت[5] نیز حاکی از افزایش دامنه­ی شیوع افسردگی در میان ملل درحال رشد است(به نقل از اکبری، 1387، ص212). از طرفی، افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با مسائل و مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند. فقدان احساس لذّت، گوشه گیری اجتماعی، عزت نفس پایین، ناتوانی در تمركز حواس، تغییر در كاركردهای زیستی مانند خواب و اشتها و شكایت های جسمانی از جمله مواردی هستند كه در اختلال افسردگی مشاهده می شوند(کاپلان، سادوک؛ ترجمه فرزین رضاعی، 1389، ص 87).

   به رغم مشکلات فراوانی که افراد مبتلا به اختلال افسردگی با آن درگیر هستند، خوشبختانه در سال های اخیر روش های درمانی مختلفی برای درمان و بهبود افسردگی اساسی بکارگرفته شده است. به ویژه شواهد درحال رشدی وجود دارد كه نشان دهنده ی کارآیی روش گروه درمانگری شناختی- رفتاری در بهبود اختلال های روانپزشکی از جمله افسردگی است. در روش شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی، هم قرارگرفتن فرد در گروه باعث افزایش آگاهی بیمار در باره ی خود، در اثر تعامل با سایر اعضا و دریافت بازخورد از آنها می شود، و هم به ارتقای مهارت های بین فردی، اجتماعی و انطباق افراد با محیط كمك می كند(اسپیرا و رید[6]، 2000).

     همچنین، از آنجا که اختلال افسردگی می تواند برخاسته از افکار منفی و شناخت های معیوب باشد، امروزه روان درمانگران شناختی- رفتاری تأثیر باورها و تفكّرات فرد را در ایجاد انواع مسائل روان شناختی مهم می دانند. آنها معتقدند كه بیشتر اختلال ها از جمله افسردگی، برآمده از شناخت­های معیوب هستند، به این معنی که وقایع به خودی خود تعیین كننده احساسات ما نیستند، بلكه معانی كه ما به آنها نسبت می دهیم، نقش تعیین كننده را دارند. در مورد اثر بخشی درمان افسردگی، در یک مطالعه ی فراتحلیلی، با مقایسه ی روش درمان شناختی– رفتاری و درمان های دیگر، نشان داده شد که با وجود مزیّت دارو درمانی به جهت هزینه کمتر و پاسخ سریع تر به علائم جسمانی و خلقی، درمان شناختی- رفتاری تأثیر عمیق تری بر ساختار شخصیت و نظام پردازش شناختی و هیجانی بیمار از خود باقی می گذارد(صولتی دهکردی، 1391، ص491).

    از طرف دیگر، اختلال افسردگی منشأ هیجانات، افكار، و عملكرد جسمانی متعددی است که با درجات متفاوتی از احساسات گوناگون از جمله احساس تنهایی[7] همراه است(فریدونی و همکاران، 1391، ص99). احساس­تنهایی؛ تجربه‌ای ذهنی و آزار دهنده است كه گویای كاستی‌ها و كمبودهایی در پیوندهای عاطفی و اجتماعی میان فردی است. چیره شدن بر احساس تنهایی بی‌آنكه تماس دائمی و منظمی با دیگران داشته باشیم كاری بسیار دشوار است. افراد دچار تنهایی، بیشتر فرصت ارتباط ‌های اجتماعی را از دست می‌دهند، زیرا گرایشی به انجام این كار ندارند(دیوریو[8] ،2003؛ به نقل از عابدینی نسب، 1383). احساس تنهایی زمانی بوجود می آید که بین روابط اجتماعی موجود فرد، ناهمخوانی های زیادی وجود داشته باشند. پژوهشگران دو نوع احساس تنهایی را مشخص کرده اند: تنهایی اجتماعی[9] که در نتیجه ی احساس عدم عضویت در یک گروه و نداشتن فعالیت های مشترک با دیگران ایجاد می شود، و تنهایی عاطفی[10] که نتیجه ی دوری و طرد شدگی از سوی دیگران است. اگرچه تنهایی اجتماعی و عاطفی از نیازهای متفاوتی سرچشمه می­گیرند، افراد تنها؛ چه تنهایی شان از نوع اجتماعی باشد یا عاطفی، از عزت نفس پایین رنج می برند و اغلب ناخشنود و افسرده هستند(کلنیکه[11]؛ ترجمه شهرام محمد خانی، 1391، ص178).

   از بین متغیرهای شناختی دیگری که در تبیین اختلال افسردگی مطرح می باشد، خودکارآمدی[12] عمومی است. تحقیقات متعدد نشان داده اند که خودکارآمدی پایین با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،1390، ص26). خودکارآمدی اساساً یک مفهوم مهم در نظریه ی شناخت- اجتماعی[13] بندورا[14] است و به مفهوم اعتقاد فرد به توانایی پاسخ دادن به یک موقعیت خاص است. به این معنی که، انتظارات کارآمدی، برانتخاب های افراد، امید، سطح تلاش و پایداری، مقاومت در برابر سختی ها و مشکلات و آسیب پذیری آنان به افسردگی تأثیر می گذارد. از دیدگاه نظریه پردازان شناختی- اجتماعی، کسانی که در برابر فشارهای روانی کارآمد هستند، احتمال آسیب پذیری شان در برابر فشارهای روانی و بدکارکردی اجتماعی کمتر است و برعکس(بندورا، 1995). در این زمینه، تحقیقات مختلف نشان داده است به کارگیری روش های شناختی- رفتاری قادر است عزت نفس و احساس کارآمدی بیماران روانی را تحت تأثیر قرار دهد. زیدنر و متیوز(2003) در پژوهش خود به این یافته رسیدند که افرادی که احساس کارآمدی آنها افزایش می بابد، با ثبات بوده و از سلامت جسمانی و روانی بیشتری نیز برخوردار می­شوند. از آنجا که خودکارآمدی پایین با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،1390، ص26). به همین دلیل، فرایندهای درمان­های شناختی- رفتاری با راهبردهای مرتبط با فعال سازی و احساس کارآمدی شروع می شود. از طرفی، در مدل درمانگری شناختی– رفتاری تجارب افراد افسرده به تشکیل فرض­ها یا طرحواره­هایی درباره خویشتن و جهان می­انجامد و طرحواره های فرضی بر سازمان بندی ادراکی و کنترل و ارزیابی رفتار تأثیر و منجر به افسردگی می گردند(هاوتون و همکاران، 1989؛ ترجمه قاسم زاده، 1383، ص226). بنابراین، با مرور پیشینه‌ی نظری، اکنون این پرسش اساسی مطرح می گردد كه آیا گروه درمانی شناختی– رفتاری به شیوه­ی گروهی برکاهش احساس­تنهایی و افزایش خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است؟

اهمیت و ضرورت پژوهش     

   یکی از مهم ترین نعمت­ها، نعمت تندرستی و سلامت است که می ­تواند در موفقّیت انسان عاملی مهم باشد. یک جامعه نیز، تنها زمانی قادر خواهد بود راه ترقّی و تکامل را طی کند که متشکل از افرادی سالم و بانشاط باشند. در این رابطه، اختلال افسردگی، یکی از مشکلات ناتوان کننده و رایجی است که حرکت پویا و با نشاط افراد را در زندگی سلب می کند. سیلیگمن(1992)، افسردگی را به عنوان سرماخوردگی روانی می شناسد. این تشبیه به خاطرشیوع فراوانی این اختلال روانی است. نماد بارز افسردگی، کاهش عزت فردی است. با توجه به وسعت میزان افسردگی در جامعه و اخباری که هر روز در رسانه های جمعی از افسردگی  منتشر می شود، چنین استنباط می­گردد که کار تحقیقی و پژوهش بیشتر در این حوزه، از اهمیت و ضرورت بسزایی برخوردار است.

    یافته های پژوهشی نشان می دهد که حدود پنجاه درصد از بیمارانی که دچار نخستین دوره ی اختلال افسردگی اساسی هستند، پیش از آنکه دوره ی اول شناسایی شود، علایم چشمگیری از افسردگی داشته اند. نخستین دوره ی افسردگی در پنجاه درصد از بیماران، بیش از چهل سالگی روی می­دهد، و اگر دیرتر شروع شود با فقدان سابقه­ی خانوادگی اختلالات خلقی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، و سوء مصرف الکل همراهی دارد. هرچند مطالعات نشان داده است که اثر بخشی شناخت درمانی با دارو درمانی مساوی است؛ اما در اکثر این مطالعات معلوم گردیده است که عوارض آن کمتر از دارو درمانی است؛ و در پیگیری، نتایجی بهتر از دارو درمانی داشته است(به نقل از قاسم زاده، 1383، ص230). در این زمینه، بک و همکاران(1979) توصیه می کنند که درمان­های متداول مانند بستری کردن و استفاده از دارو فقط در موارد بسیار شدید یعنی مواردی که خطر خودکشی در افراد افسرده بالا است، بکار رود.

    منابع تحقیقی فراوان بر این نکته تأکید دارند که در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، علاوه بر نشانه­ های  بی­علاقگی، بی­اشتهایی و بی­خوابی، تغییرات روانی- حركتی مانند بی قراری، ناتوانی در نشستن، به این طرف و آن طرف رفتن و به هم فشردن دست ها یا كندی مانند كندی گفتار و حركات بدن نیز در افراد افسرده مشاهده می­شود. همچنین، شخص ممكن است خستگی مداوم بدون فعالیت جسمانی را گزارش كند. احساس گناه و بی ارزشی در دوره ی افسردگی اساسی ممكن است شامل ارزیابی های منفی و غیر واقعی از ارزش خود یا اشتغال ذهنی با احساس گناه یا نشخوار ذهنی با شكست های جزیی گذشته باشد. این قبیل افراد رویدادهای معمولی و كم اهمیت روزمره را شواهدی دال بر كاستی های شخصی دانسته و رویدادها ر اسوء تفسیر می كنند. بسیاری از افراد افسرده نیز که در توانایی تفكّر، تمركز، یا تصمیم گیری مشكل دارند، احتمال دارد به آسانی دچار حواس پرتی شوند یا مشكل حافظه داشته باشند. در اكثر موارد ممكن است افكار مربوط به مرگ، اندیشه هایی درباره ی خودكشی یا اقدام به خودكشی در این افراد وجود داشته باشد. اگرچه فراوانی، شدت و مهلك بودن این افكار نیز در نوسان است(کاپلان و سادوک، 2007، ص107).

    به دلیل اهمیت اختلال افسردگی اساسی، امروزه در بین درمان های مطرح برای مقابله با آن، شناخت درمانی به صورت گروهی از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد و به عنوان یك مداخله كم هزینه و كوتاه مدت به عنوان درمان انتخابی این اختلال به شمار می رود. از طریق شناخت درمانی، تفكر منطقی در فرد شكل می گیرد و به بیمار كمك می كند كه با افكار خود به گونه ای متفاوت ارتباط برقرار كند و كنترل و آگاهی شناختی قابل انعطافی را گسترش دهد و به این باور برسد كه همیشه برای دیدن چیزها بیش از یك راه وجود دارد. به ویژه، در گروه درمانگری شناختی- رفتاری، که فرد در گروه بدون ترس از تنبه و سرزنش شدن احساسات خود را می شناسد و بر اثر تعلق به گروه، امنیتی در خود احساس می كند. به این وسیله می تواند با نگرانی ها و مشكلاتش مواجه شود و به یافتن راه حل برای آنها بپردازد(ولز و پایاگرجی، 2004، ص25). از سویی، به دلیل اینکه تقریباً دو سوم بیماران افسرده به خودکشی می­اندیشند و 10 تا 15 درصد آنها ا ز این طریق به زندگی خود خاتمه می دهند، اهمیت توجه به افسردگی به عنوان یکی از اختلالات مهم روان شناختی بیشتر آشکار می شود(سادوک و سادوک، 2003؛ به نقل از هاشمی و همکاران، 1389، ص86).

    افسردگی، اختلالی است که مؤلفه های شناختی زیادی در تبیین این اختلال مطرح هستند. احساس تنهایی و خودکارآمدی از جمله متغیرهای هستند که بر کیفیت و رشد افسردگی اساسی دخالت داشته و برآن اثر می­گذارند. از آنجا که در کشور ما عمدتاً به درمان های دارویی توجه می­شود و اهمیت کمتری به درمان های شناختی رفتاری صورت می­گیرد. غالب بیماران افسرده مراجعه کننده به مراکز درمانی و بیمارستان ها، معمولاً پس از مداخلات دارویی ترخیص می شوند. در نتیجه، به واسطه ی تک بعدی بودن درمان و عدم توجه به جنبه های شناخت درمانی، احتمال بازگشت مکرر علائم در این بیماران وجود دارد، لذا این ضرورت احساس می گردد تا با اجرای پژوهش حاضر تأثیرگروه درمانی به شیوه شناختی رفتاری بر کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بررسی شود. در این راستا، هدف پژوهش حاضر نیز تلاش در زمینه ی كاربرد این شیوه ی درمانی در کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی است.

     اهداف پژوهش

هدف اصلی: تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.

اهداف فرعی

1- تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر   احساس تنهایی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.

2- تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.

فرضیه‌های پژوهش

فرضیه­ی اصلی: اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.

فرضیه های فرعی

1- گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.

2- گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.

متغیرهای پژوهش

متغیر مستقل: آموزش و درمان شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی

متغیرهای وابسته: کاهش احساس تنهایی، افزایش کارآمدی عمومی

تعاریف مفهومی و عملیاتی

الف- تعاریف مفهومی متغیرها

– روش درمان شناختی- رفتاری: درمان شناختی- رفتاری ترکیبی از نظریه‌ها و فنون رفتار درمانی و شناخت درمانی است. رویکردهای رفتاری و شناختی هر دو تا حدی از سنت تجربی برآمده‌اند و تأکید آن روی افزایش مهارت های شناختی و کاهش فعالیت های شناختی ناسازگارانه می‌باشد و از تکالیف رفتاری هم برای تغییر رفتار استفاده به عمل می‌آورد و این روشها با توجه به پیشرفت بیماران در هر جلسه برای آنها بکار گرفته می‌شود(کرامر، 2009).

    منشأ روش درمان شناختی- رفتاری به روش شناخت درمانی بک(1976) بر می گردد که به طور عمده برای درمان افسردگی ابداع شده بود. بر اساس نظریه شناختی بک؛ افراد افسرده به افکار غلط و غیر منطقی می پردازند و همین امر علت اصلی مشکلات آنان است. بنابراین، مهمترین مرحله در روش درمانی بک، کمک به مراجع برای شناخت افکار غلط و تصورات ناسازگارانه ی مولّد مشکل اوست(سیف، علی اکبر؛ 1389.ص369).

– افسردگی: افسردگی عبارت از حالت ناشادی است که تحمل آن برای فرد دشوار بوده و این حالت توأم با اضطراب می باشد(نلسون و همکاران، ترجمه منشی طوسی، 1367، ص 315). یک دوره ی افسردگی اساساً باید دو هفته طول بکشد ، به طوری که تیپیک فرد یا افسرده است یا علاقه ی خود را به اکثر فعالیت ها از دست می دهد . شخصی که تشخیص اختلال افسردگی دریافت می کند باید حداقل 4 علامت از فهرستی که شامل تغییرات در اشتها، وزن ، تغییر در خواب و فعالیت ، فقدان نیرو ، احساس گناه ، مشکلات تفکر و تصمیم گیری و افکار عود کننده مرگ و خودکشی است را دارا باشد(کاپلان، 2003)

– احساس تنهایی: زمانی که بین روابط اجتماعی موجود فرد، ناهمخوانی های زیادی وجود داشته باشند، او احساس تنهایی می کند. تنهایی تجربه ای ذهنی است چرا که متأثر از ارزیابی هایی است که وقتی انتظارات ما از روابط اجتماعی مان برآورده نمی شود، به عمل می آوریم. با توجه به تفسیرهایی که افراد از تجربه تنهایی خود به عمل می آورند، می توان به ذهنی بودن احساس تنهایی پی برد (کلنیکه، ترجمه محمد خانی، 139، ص 179).

خودکارآمدی عمومی: خودکارآمدی عمومی از نظریه شناختی- اجتماعی بندورا است که به باورها یا قضاوتهای فرد به توانائیهای خود در انجام وظایف و مسئولیت ها اشاره دارد و مبتنی بر الگوی علّی سه جانبه رفتار، محیط،  فرد است(بندورا، 1982، ص122).

تعداد صفحه :148

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثر بخشی امید درمان گروهی به روش شناختی رفتاری بر افسردگی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

حوزه معاونت پژوهشی

دانشکده علوم انسانی، گروه باستان شناسی

پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A ) در رشته روانشناسی

عنوان:

اثر بخشی امید درمان گروهی به روش شناختی رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی زنان دارای دیابت نوع 2 مراجعه کننده به انجمن دیابت شیراز

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان

 

صفحه
چکیده …………………………………………………………………………………………………………………………… ی
1/1فصل اول – کلیات پزوهش…………………………………………………………………. 1
2/1مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………. 2
3/1بیان مسأله……………………………………………………………………………………………………………….. 3
4/1اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………………………….. 5
5/1هدف پژوهش…………………………………………………………………………………………………………… 6
6/1سؤال پژوهش………………………………………………………………………………………………………….. 6
7/1فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………………………… 6
8/1تعریف متغیرها………………………………………………………………………………………………………… 7
2-فصل دوم………………………………………………………………………………………….. 10
1/2دیابت……………………………………………………………………………………………………………………….. 11
2/2ریسک به ارث رسیدن دیابت………………………………………………………………………………….. 12
  3/2کنترل متابولیک……………………………………………………………………………………………………. 13
4/2 کنترل روزانه…………………………………………………………………………………………………………… 13
5/2  امید درمانی………………………………………………………………………………………………………….. 14
6/2 درمان شناختی-رفتاری…………………………………………………………………………………………. 15
7/2  پیشینه فلسفی و نظری درمان شناختی-رفتاری…………………………………………………. 16
8/2 خصوصیات کلی درمان شناختی- رفتاری…………………………………………………………….. 17
9/2روان درمانی و روان درمانی گروهی……………………………………………………………………….. 18
-2/11سبب شناسی……………………………………………………………………………………………………… 20
-2/12درمان افسردگی…………………………………………………………………………………………………. 23
-2/13جایگاه روش‌های روان شناختی در درمان افسردگی………………………………………… 24
-2/14ارتباط افسردگی و دیابت…………………………………………………………………………………… 24
-2/15کیفیت زندگی……………………………………………………………………………………………………. 25
-2/16تحقیقات انجام گرفته در مورد موضوع پژوهش در ایران………………………………….. 28
-2/17تحقیقات انجام شده در خارج از ایران………………………………………………………………. 30
-3فصل سوم – روش پژوهش………………………………………………………………….. 33
-3/1      جامعه آماری………………………………………………………………………………………………… 34
-3/2      نمونه و روش نمونه گیری……………………………………………………………………………. 34
-3/3ویژگی‌های جمعیت شناختی مربوط به نمونه……………………………………………………… 37
3/4      ابزار پژوهش…………………………………………………………………………………………………… 37
-3/5      پایایی پرسشنامه…………………………………………………………………………………………… 38
3/6  –   روایی پرسشنامه…………………………………………………………………………………………….. 38
     -3/7 پایایی پرسشنامه کیفیت زندگی…………………………………………………………………… 39
     -3/8 روایی پرسشنامه کیفیت زندگی…………………………………………………………………… 40
     -3/9 جلسات مداخله…………………………………………………………………………………………….. 41
        -3/10خلاصه جلسات……………………………………………………………………………………….. 41
     3/11 طرح پژوهش……………………………………………………………………………………………….. 44
      -3/12روش اجرای پژوهش………………………………………………………………………………….. 44
 -3/13    روش‌های تجزیه و  تحلیل داده ها……………………………………………………………… 45
-4فصل چهارم – تجزیه و تحلیل اطلاعات………………………………………………… 46
-4/1      یافته‌های توصیفی………………………………………………………………………………………… 47
-4/2      بررسی مفروضه‌های تحلیل کوواریانس………………………………………………………… 50
4/3همگنی واریانس ها…………………………………………………………………………………………………. 50
4/4      یافته­ های مربوط به فرضیه­ های پژوهش………………………………………………………… 51
-فصل پنجم – نتیجه گیری……………………………………………………………………  

59

5/1      محدودیت‌های پژوهش…………………………………………………………………………………… 60
5/2      محدودیت‌ها……………………………………………………………………………………………………. 60
5/3منابع………………………………………………………………………………………………. 70
منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………. 71
 منابع انگلیسی……………………………………………………………………………………………………….. 76
چکیده انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………… 81

چکیده

        هدف از انجام این پژوهش اثربخشی امید درمان گروهی به روش شناختی رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی زنان دارای دیابت نوع 2 مراجعه کننده به انجمن دیابت شیراز است. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به انجمن دیابت  شیراز می باشد. نمونه پژوهش به روش در دسترس انتخاب شد. 30 نفر از بین 70 نفر افراد مراجعه کننده به انجمن دیابت که با بهره گرفتن از آزمون افسردگی 13 ماده‌ای و مصاحبه تشخیصی نیمه ساختاریافته تشخیص افسردگی دریافت کرده بودند به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی­ها علاوه بر پرسشنامه افسردگی پرسشنامه کیفیت زندگی را نیز تکمیل کردند. گروه آزمایش 10 جلسه امید درمانی به شیوه شناختی- رفتاری دریافت کردند. ولی روی گروه کنترل هیچ درمانی صورت نگرفت. پس از پایان مداخله، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. داده­های حاصل از پژوهش با بهره گرفتن از روش تحلیل کواریانس چند متغیری (MANCOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها بیانگر این بود که مداخله مورد استفاده، در کاهش علائم افسردگی (001/0 > p و17/72 (F= و بهبود کیفیت زندگی                        (05/0 > p و82/8= F)  موثر واقع شده است.

کلید واژه‌ها: امید درمان گروهی، دیابت، افسردگی، کیفیت زندگی

مقدمه

دیابت یک اختلال در سوخت و ساز بدن است. در حالت طبیعی­، غذا در معده تبدیل به گلوکز یا قند خون می‌شود. قند از معده وارد جریان خون می‌شود. لوزالمعده هورمون انسولین ترشح می‌کند و این هورمون باعث می‌شود قند از جریان خون وارد سلولهای بدن شود. در نتیجه مقدار خون در حد نرمال و متعادل باقی می‌ماند. اما در بیماری دیابت، یا انسولین به میزان کافی در بدن وجود ندارد و یا انسولین موجود قادر نیست تا وظایف خود را بدرستی انجام دهد، در نتیجه به علت وجود مقاومت در برابر آن، قند خون نمی‌تواند به طور موثری وارد سلول‌های بدن شود و مقدار آن بالا می‌رود. انسولین هورمونی است که توسط سلول‌های بتا واقع در پانکراس ترشح می‌شود و وظیفه­ی اصلی آن کاهش قند خون است. پانکراس نیز یکی از غدد دستگاه گوارش است، که در پشت معده قرار دارد (هگلسون[1]، اسنایدر[2]، اسکوبار[3]، سمینریو[4] و بکر[5]، 2007). دیابت نوع 2 در مراحل اولیه با تغییر شیوه زندگی اعم از تغذیه سالم، فعالیت بدنی و نیز کنترل استرس قابل درمان خواهد بود. در مراحل پیشرفته تر بیماری اغلب با مصرف داروهای خوراکی قابل کنترل است (هگلسون و همکاران، 2007).

تحقیقات نشان داده است که مسائل روان شناختی در کنترل دیابت بسیار موثر است. آموزش‌های روانشناختی همراه با درمان‌های پزشکی در دیابت بسیار موثرتر و پایدارتر از درمان دارویی به تنهایی است. این نکته را باید در نظر گرفت که، آموزش‌های روانشناختی باید با توجه به نوع دیابت و توانایی‌های بیماران باشد. به دلیل اینکه بیماران دیابتی ریسک بالایی در ابتلا به افسردگی، اختلالات اضطرابی و اختلالات خوردن دارند باید تحت آموزش‌های روان شناختی قرار بگیرند، همچنین خانواده‌های افراد دیابتی باید تحت آموزش قرار بگیرند تا طرز برخورد صحیح با این بیماری را فرا بگیرند. درمان‌های روانشناختی و گروهی از جمله، آموزش مراقبت از خود، توانایی حل مسئله، کنترل خشم و رعایت رژیم غذایی مناسب در بهبودی پایدارتر بیماران دیابتی بسیار موثر بوده است (انجمن دیابت کانادا[6]، 2008). یکی از شیوه‌های روانشناختی موثر در درمان دیابت، درمان شناختی-رفتاری است. رویکرد شناختی-رفتاری[7] بر تحریفات شناختی و تلاش برای تغییر رفتار تمرکز دارد. جوهره رویکرد شناختی-رفتاری عواطف و رفتارهایی است که توسط افکار و شناخت ما شکل گرفته اند. درمانگر به بیمار کمک می‌کند تحریفات شناختی خود درباره‌ی موضوعات مرتبط با شرایط دیابتیک را شناسایی نموده و شیوه ­های تفکری مثبت تر و واقع بینانه تری را جایگزین آنها نماید (ویلدرموت[8]، 2008).

یکی از متغیرهایی که نقش پررنگی در بهبود افسردگی بازی می‌کند، امید است. می‌توان گفت با سطح بالایی از امید افراد می‌توانند خودشان را در برابر افسردگی حفاظت کنند و دوره‌های کوتاه مدت افسردگی بهبود یابند و احتمال کمتری دارد که تجربه‌ای دوباره داشته باشند. (اسنایدر[9]، 2000). امید درمان گروهی یکی از رویکردهای جدید درمانی می‌باشد که با ترکیب اصول مداخلات درمانی مبتنی بر شرح حال[10]، تمرکز بر حل مساله[11] یک نظام درمان کوتاه مدت و نیمه ساخت یافته و جدید ارائه می‌کند.

بیان مسأله

دیابت نوع 2 بیشتر در بالغین بالای 30 سال و چاق دیده می‌شود که 90-80 درصد کل موارد دیابت را شامل می‌شود و انسولین تولید شده از پانکراس در این افراد به خوبی عمل نمی‌کند. در واقع پانکراس به اندازه کافی انسولین ترشح نمی‌کند و یا انسولین ترشح شده، فاقد کارایی لازم است (تایلبرگ[12]، میراندا[13]، جیمز[14] و بتل[15]، 2001). تحقیقات نشان داده است که افراد دیابتی ریسک بالایی در ابتلا به افسردگی و اضطراب دارند. شیوع افسردگی در افراد دیابتی 24 درصد است (گلدنی[16]، فیلیپس[17]، فیشر[18] و ویلسون[19]، 2004)، ولی درمان­های بسیار کمی در زمینه بهبود سطح کیفیت زندگی و کنترل هیجانات دریافت می‌کنند. همچنین موقعیت اجتماعی بیماران در روش های درمانی در نظر گرفته نمی‌شود. درمان‌های صرفأ پزشکی برای بیماران در دراز مدت کافی نیست و درمان باید مسائل جسمانی و مسائل روانشناختی را مد نظر قرار دهد. هدف از درمان روانشناختی در افراد دیابتی نوع 2 این است که زندگی سالمتر و بهتری با دیابت داشته باشند. هدف از اجرای این طرح، آموزش کامل و جامع با تمرکز بر زندگی بهتر با دیابت با بهره گرفتن از روش درمان شناختی – رفتاری است. در این روش سطح کیفیت زندگی و هیجانات و موقعیت اجتماعی بیماران بررسی می‌شود. هدف کاهش پتانسیل منفی در بزرگسالان دیابتی است. توانایی خود کنترلی در عدم مصرف غذاهای کم ارزش و ناکارآمد و مراقبت‌های صحیح روزانه و رعایت رژیم دارویی، مداخله درمان روانشناختی را ضروری می‌کند (ویلدرموت، 2008).

تحقیقات نشان داده است که در یک فعالیت گروهی، افراد دیابتی یاد می‌گیرند که چه روش هایی برگزینند تا تغییرات مثبت و پایدارتری را بدست آورند و روش امید درمان گروهی شناختی رفتاری می‌تواند بر افزایش کنترل متابولیکی، عزت نفس و افزایش کیفیت زندگی آنها مؤثر باشد (گلدنی و همکاران ، 2004). طبق تحقیقات انجام شده، شیوع افسردگی در افراد دیابتی 11 تا 12 درصد است. در تحقیقات انجام شده بر روی 4800 بزرگسال مبتلا به دیابت نوع 2 مشخص شد که 12 درصد آنها مبتلا به افسردگی ماژور و 5/8 درصد آنها اختلال افسردگی مینور دارند (سادوک[20] و سادوک ، 2008). مطالعات انجام شده نشان داده است، افراد دیابتی که اختلال افسردگی دارند در کنترل گلوکز خون ضعیف عمل می‌کنند و تغییرات زیادی در آزمایش HbA1c[21] دارند (سادوک ، 2008).

در تحقیقی که توسط (یوربانسکی[22]، فابری[23] و تایلور[24]، 2009)، انجام شد، تاثیر درمان شناختی-رفتاری بر اختلال خوردن در افراد دیابتی بررسی شد. نتیجه این تحقیق نشان داد که این درمان علاوه بر افزایش خودکنترلی در خوردن، موجب بالا رفتن عزت نفس و انطباق بهتر با بیماری شده و همچنین این درمان موجب کاهش میانگین قند خون در بیماران شده است.

به علت عدم مداخله غیر دارویی در اختلالات روانپزشکی همراه در بیماران دیابتی، اختلال همراه با بیماری دیابت کنترل نشده و موجب افت کیفیت زندگی بیماران و تشدید عوارض دیابت می­شود. با توجه به این که دارو درمانی به تنهایی نتایج مطلوب را تامین نمی‌کند، مداخلات غیر دارویی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. از آنجایی که مداخلات و درمان­های گروهی تاثیر بسزا و بیشتری در درمان­های دیابت داشته اند، درمان شناختی-رفتاری گروهی برای مداخله غیر دارویی انتخاب شد. تا آنجایی که پژوهشگر به بررسی پیشینه پژوهش پرداخته است، تا کنون روش درمانی  امید درمان گروهی به شیوه‌ی  شناختی-رفتاری بر روی افسردگی و کیفیت زندگی بیماران زن دیابتی در ایران و بخصوص فارس انجام نشده است، بنابراین این خلأ پژوهشگر را بر آن داشت تا به بررسی اثر امید درمان گروهی به شیوه‌ی شناختی-رفتاری در بیماران زن دیابتی بپردازد.

اهمیت و ضرورت پژوهش

آسیب‌های فیزیکی و مشکلات جسمانی افراد دیابتی بسیار زیاد است و عواقب این بیماری بسیار پر زحمت و طولانی است. این حقیقت وجود دارد که سازگاری صحیح با بیماری مزمن و طولانی کار بسیار دشواری است و در بیماران نگرش منفی نسبت به بیماری ایجاد می‌کند و آنها را دچار استرس و افسردگی می‌سازد. بسیاری از بیماران از اینکه باید تسلیم تجویزهای  دارویی شوند احساس بی­کفایتی می‌کنند، این امر بر روی خلق آنها و تنظیم گلوکز خونشان تاثیر منفی می­گذارد (تایلبرگ[25]، میراندا[26]، جیمز[27] و بتل[28] ، 2001 ، به نقل از ویلدرموت ، 2008).

رژیم­های سخت دارویی و تغذیه­ای موجب افزایش ریسک آنها نسبت به بیماری­های روانپزشکی از قبیل، پایین رفتن عزت نفس، افسردگی، اضطراب و اختلالات خوردن می‌شود (بردن[29]، دانگر[30]، مایو[31]، پویلر[32] و نیل[33]، 2003 (. افراد دیابتی نیاز دارند تا بهترین روش مراقبت از خود را یاد بگیرند. تحقیقات نشان داده است که اکثر افراد دیابتی از کیفیت زندگی مناسبی برخوردار نیستند و این بیماری بر روی بهداشت روان آنها تاثیر منفی گذاشته است، افراد دیابتی ریسک بالایی در ابتلا به افسردگی و اضطراب و اختلالات خوردن دارند.

بنابراین با توجه به اهمیت این اختلال و مشکلات جسمانی و روانی که به دنبال دارد، ضرورت ایجاب می‌کند که با بهره گرفتن از شیوه‌های درمانی و مداخله ای روانشناختی به همراه دارو درمانی، نسبت به رفع این مشکل اقداماتی صورت گیرد. بنابراین در پژوهش حاضر اثربخشی امید درمان گروهی به شیوه‌ی شناختی رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به دیابت نوع 2 مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش می‌تواند مورد استفاده‌ی پژوهشگران دیگر، سازمان ها و نهاد‌های مختلف از جمله دانشگاه ها، مراکز درمانی، کلینیک‌های روانی، متخصصین تغذیه، کلینیک‌های رژیم درمانی، متخصصین غدد، انجمن‌های دیابت و غیره قرار گیرد.

هدف پژوهش

هدف از انجام این پژوهش تعیین اثر بخشی امید درمانی به شیوه‌ی شناختی-رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی بیماران زن دیابتی نوع 2، مراجعه کننده به انجمن دیابت در شهر شیراز است.

سؤال پژوهش

آیا امید درمانی به شیوه‌ی شناختی- رفتاری برافسردگی و کیفیت زندگی زنان دیابتی نوع 2، با علائم افسردگی مراجعه کننده به انجمن دیابت شهر شیراز تاثیر دارد.

فرضیه‌های پژوهش

1- امید درمانی به روش شناختی-رفتاری باعث کاهش افسردگی و بهبود کیفیت زندگی زنان دیابتی نوع 2 می‌شود .

1-1 امید درمانی  به روش شناختی-رفتاری باعث کاهش افسردگی زنان دیابتی نوع 2 می‌شود.

2-1 امید درمان گروهی  به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود کیفیت زندگی زنان دیابتی نوع 2 می­شود.

2- امید درمان  گروهی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود حیطه‌های کیفیت زندگی زنان دیابتی نوع 2 می­شود.

1-2 امید درمان گروهی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود بهداشت و سلامت جسمی زنان دیابتی نوع 2 می­شود

2-2 امید درمان گروهی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود وضعیت روانشناختی زنان دیابتی نوع 2 می­شود.

3-2 امید درمان گروهی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود روابط اجتماعی زنان دیابتی نوع 2 می‌شود.

4-2 امید درمان گروهی به روش شناختی-رفتاری باعث بهبود محیط اجتماعی زنان دیابتی نوع 2 می‌شود.

تعریف متغیرها

دیابت نوع 2

تعریف مفهومی: دیابت نوع 2 یا دیابت غیر وابسته به انسولین، بیشتر در بالغین بالای 30 سال دیده می‌شود. در این نوع دیابت انسولین تولید شده از پانکراس به خوبی عمل نمی‌کند. در واقع یا پانکراس به اندازه کافی انسولین ترشح نمی‌کند و یا انسولین ترشح شده فاقد کارایی لازم برای بدن است (وحدانی، 1370).

تعریف عملیاتی: در این پژوهش، اگر میزان قند خون ناشتا آزمودنی حداقل در دو آزمایش بیش از 126 میلی گرم در هر 100 سی سی خون باشد، تشخیص دیابت را می‌توان مطرح کرد.

2 – امید درمانی به شیوه گروهی

تعریف مفهومی: مدل به کار برده شده در این پژوهش شکلی از درمان شناختی-رفتاری می­باشد که توسط ویلدرموت ( 2008) و اسنایدر (1998) برای درمان افسردگی و افزایش کیفیت زندگی به کار گرفته شده است. اهداف درمانی شامل افزایش خود کنترلی و خود مراقبتی، افزایش عزت نفس، افزایش کیفیت زندگی، افزایش امید، شناسایی اهداف،  کاهش علائم افسردگی و زندگی بهتر و سالم تر با دیابت می‌باشد.

تعریف عملیاتی: امید درمان گروهی به روش شناختی_رفتاری که در این پژوهش از آن استفاده خواهد شد، مشتمل بر 10 جلسه درمانی (هر هفته دو جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) می‌باشد (ویلدرموت، 2008) ، اسنایدر (1998).

3 – افسردگی

تعریف مفهومی: افسردگی حالتی است خلقی که با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، کاهش اشتها، تغییر در سطح فعالیت، افت توانایی‌های شناختی ، تغییر در تکلم و کارکردهای نباتی که به طور مستمر حداقل دو هفته بطول می‌انجامد ، مشخص می‌شود (سادوک ، سادوک ، 1998 ، ترجمه رفیعی، 1378)

تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر منظور از افسردگی نمره ای است، که افراد نمونه از آزمون افسردگی بک فرم 13 سوالی کسب می‌کنند.

تعداد صفحه :96

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی پایداری شهری با روش ردپای بوم‌شناختی

  :

بررسی پایداری شهری با روش ردپای بوم‌شناختی

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

تعداد صفحه :

دانشگاه خوارزمی

                                               دانشکده علوم جغرافیایی

                                            جغرافیا و برنامه ­ریزی شهری

 

پایان نامه برای دریافت دانش­نامه کارشناسی ارشد(M.A)

 

عنوان:

بررسی پایداری شهری با روش ردپای بوم‌شناختی

(نمونه­ی موردی: شهرستان اصفهان)

 

شهریورماه  1394

 

چکیده

در حال حاضر بشر با چالش بی­سابقه­ای درزمینه زیست‌محیطی مواجه شده است. توافق گسترده­ای در این موضوع وجود دارد که اکوسیستم کره زمین دیگر تحمل سطوح کنونی فعالیت­های اقتصادی و مصرفی و روند رو به رشد آن را ندارد و دیگر قادر به پایداری نیست زیرا فشارها و بار وارده بر طبیعت دوچندان شده.فشارهای اقتصادی بیش‌ازپیش بر منابع طبیعی افزایش‌یافته و همچنین الگوهای مصرف ناپایدار، فشار فزاینده‌ای را بر زمین، آب انرژی و سایر منابع زیستی وارد آورده است.با مطرح‌شدن مفهوم پایداری این مبحث در میان دولت­ها و برنامه­ریزان سراسر جهان گسترش یافت و تلاش­های زیادی برای مشخص کردن مفهوم پایداری صورت گرفت. با گسترش مفهوم توسعه پایدار در سطح بین‌المللی دانشمندان مدل­های کمی و کیفی متعددی برای اندازه ­گیری توسعه پایدار در جوامع و شهری ارائه نموده ­اند، یکی از مدل­های کمی مهم در این زمین روش ردپای بوم‌شناختی هست و به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و ردیابی سرمایه‌گذاری‌ها و تضمین ثروت‌های واقعی به‌حساب می‌آید. این روش با تبدیل نیاز به منابع و آلودگی به زمین موردنیاز برای جبران آن، معیاری مناسب برای ارزیابی آثار زندگی مدرن را فراهم می­ کند. بر اساس روش ردپای بوم‌شناختی، توسعه‌ی یك منطقه زمانی “ناپایدار ” قلمداد می‌شود كه میزان ردپای بوم‌شناختی، از ظرفیت زیستی منطقه بالاتر باشد. این روش  تاكنون برای سنجش پایداری شهرهای بزرگ دنیا مانند لندن، سانتیاگو، لیورپول مورداستفاده قرارگرفته است. در این پژوهش  با بهره گرفتن از روش ردپای بوم‌شناختی  به بررسی پایداری شهرستان اصفهان  پرداخته‌ایم. بر اساس محاسبات، ردپای بوم‌شناختی مصرف در شهرستان اصفهان 2.4 هکتار به ازای هر نفر محاسبه شد همچنین، ظرفیت زیستی 0.427 هكتار به ازای هر نفر محاسبه شد. با مقایسه ظرفیت زیستی و ردپای بوم­شناختی می‌توانیم مشاهده كنیم كه شهرستان اصفهان از كسری موازنه بوم‌شناختی رنج می‌برد. همچنین تحلیل نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد كه شهرستان اصفهان از دیدگاه بوم‌شناختی ناپایدار است.

 


 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                                  صفحه

                                        فصل اول: مقدمه و کلیات پژوهش

1-1-    مقدمه: 2

1-2-    بیان مساله: 4

1-3-    اهمیت و ضرورت تحقیق : 7

1-4-    اهداف تحقیق : 7

1-5-    پیشینه و ادبیات : 7

1-6-    فرضیه های تحقیق: 14

1-7-    چارچوب نظری : 14

1-7-1-  نظریه شهر فشرده : 14

1-7-2-  نظریه تدبیر پایداری اویکدروم : 14

1-7-3-  نظریه روستا – شهر : 15

1-7-4-  نوشهر گرایی : 15

1-7-5-  دیدگاه توسعه پایدار : 15

1-7-6 دیداه توسعه پایدار شهری ____________________________________________________16

1-8-    روش‌شناسی : 17

1-8-1-  مرحله اول : 17

2-8-1-  مرحله دوم : 17

3-8-1-  مرحله سوم مدل: 18

4-8-1-  مشکلات و موانع تحقیق_ 18

1-8-5- واژگان کلیدی ___________________________________________________________18

                                     فصل دوم: مفاهیم و دیدگاه­های مرتبط با پژوهش

2-1-    تعریف مفاهیم: 20

2-1-1-  مفهوم توسعه پایدار : 20

2-1-2-  شهر پایدار: 22

2-1-3-  پایداری شهری: 24

2-1-4-  تفاوت توسعه پایدار شهری و پایداری شهری: 25

2-2-    دیدگاه های مرتبط با ردپای بوم شناختی_ 27

1-2-2شهر سالم : 27

2-2-2   شهر اکولوژیک: 27

3-3-2-  شهر سبز: 28

4-2-2-  ردپای بوم‌شناختی: 29

2-2-5-  دیدگاه اقتصاد فضا : 31

2-2-6-  دیدگاه سیستمی : 32

2-2-7-  دیدگاه توسعه پایدار: 34

2-2-8-  دیدگاه های مختلف درباره توسعه پایدار: 35

2-2-8-1-     دیدگاه اقتصاد نئو کلاسیک: 35

2-2-8-2-     دیدگاه دانشمندان بوم‌شناس: 35

2-2-8-3-     دیدگاه عدالت بین نسلی: 35

2-2-8-4-     دیدگاه توازن مواد : 35

2-2-8-5-     ویژگیهای توسعه پایدار: 36

                                        فصل سوم: معرفی محدوده مورد مطالعه

3-1-    برخی از ویژگی های طبیعی محدوده­ موردمطالعه: 43

3-1-1-  موقعیت، حدود و وسعت: 43

3-1-2-  توپوگرافی: 44

3-1-3-  زمین‌شناسی: 46

3-1-4-  تکتونیک: 47

3-1-5-  خاکهای شهرستان اصفهان: 47

3-1-6-  وضعیت آب و هوایی: 47

3-1-7-  منابع آب: 51

3-1-7-1-     آبهای سطحی: 51

3-1-7-2-     آبهای زیرزمینی: 51

3-1-8-  پوشش گیاهی: 52

3-2-    برخی از ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی شهرستان اصفهان: 53

3-3-    برخی از ویژگیهای کالبدی شهرستان اصفهان  54

3-3-1   حمل‌ونقل: 54

3-3-2-  کاربری اراضی شهرستان اصفهان: 54

                                        فصل چهارم: تجزیه‌وتحلیل یافته­ ها

4-1-    مقدمه: 59

4-2-    روش های ارزیابی پیامدهای زیست‌محیطی و بوم‌شناختی توسعه: 60

4-3-    روش ارزیابی تداخل آثار بوم‌شناختی: 61

4-4-    روش ردپای بوم‌شناختی: 62

4-4-1-  روش محاسبه ردپای بوم‌شناختی: 65

4-4-2-  اقلام مصرف: 66

4-5-    مزیتها و معایب روش ردپای بوم‌شناختی: 72

4-5-1-  مزایای ردپای بوم‌شناختی_ 72

4-2-5-  معایب روش ردپای بوم‌شناختی: 73

4-6-    محاسبه ردپای شهرستان اصفهان: 73

4-6-1-  زمین انرژی: 73

4-6-2-  زمین کشاورزی_ 78

4-6-3-  مراتع: 84

4-6-4-  زمین جنگل: 85

4-6-5-  زمین دریا: 85

4-6-6-  زمین‌ساخته شده: 85

4-7-    محاسبه  ظرفیت زیستی شهرستان اصفهان: 91

4-8-    محاسبه کسری موازنه: 92

4-9-    مقایسه ردپای بوم‌شناختی شهرستان اصفهان با ردپای ایران و جهان_ 95

                                     فصل پنجم: بحث و نتیجه­گیری

5-1-    مقدمه 100

5-2-    پاسخ به فرضیه­ های تحقیق_ 101

5-2-1-  فرضیه اول : 101

5-2-2-  فرضیه دوم: 102

5-3-    نتیجه­گیری: 103

5-4-    پیشنهادها و راهکارها : 105

5-5-    منابع: 108


عنوان                                                                                          فهرست جدول ها                                 صفحه

جدل شماره1: مساحت اختصاص داده شده به هر کدام از بخش های مصرفی شهرستان اصفهان_____________55

جدول شماره2: حوزه های کاربری__________________________________________________68

جدل شماره3: نوع زمین، نوع کاربری و سیستم آن برای برآورد ردپای بوم شناختی_____________________69

جدل شماره4: میزان برق مصرفی در بخش های مختلف شهرستان اصفهان 1390 ______________________74

جدول شماره5: مصرف انواع فراورده های نفتی شهرستان اصفهان 1390 ___________________________74

جدل شماره6: مقدار انرژی مصرفی غذا، حمل و نقل _______________________________________75

جدل شماره7: هزینه و درآمد خانوار شهرستان اصفهان 1390__________________________________76

جدول شماره8: مقدار انرژی مصرفی حوزه مربوط به کالا و خدمات______________________________77

جدل شماره9: مقدار تولید هر یک از محصولات گیاهی______________________________________79

جدل شماره10: مقدار تولید و سرانه مصرف گوشت و شیر به تفکیک دام شهرستان اصفهان 1390 ____________80

جدول شماره11 : میزان عملکرد هر یک از محصولات در هکتار_________________________________81

جدل شماره12مقادیر شیر و گوشت مصرف شده گوسفند و بز در شهرستان اصفهان 1390 _________________84

جدل شماره13: : مساحت اختصاص داده شده به هر کدام از بخش های مصرفی شهرستان اصفهان____________86

جدول شماره14: ردپای بوم شناخنی شهرستان اصفهان ______________________________________87

جدل شماره15: مساحت کاربری های مختلف شهرستان اصفهان 1390 ____________________________92

جدل شماره16: فاکتور معادل_____________________________________________________93

جدول شماره:17فاکتور عملکرد____________________________________________________93

جدل شماره18: کسری موازنه بوم شناختی شهرستان اصفهان__________________________________95

جدول شماره 19: مقایسه ردپای بوم شناختی شهرستان اصفهان با ایران و جهان

 

عنوان                                                                                          فهرست نمودار ها                               صفحه

نمودار شماره 1: مقدار ردپای بوم شناختی در بخش زمین انرژی__________________________78

نمودار شماره 2: ردپای غذا های گیاهی مورد بررسی_________________________________79

نمودار شماره 3:ردپای غذای حیوانی بخش کشاورزی_________________________________80

نمودار شماره 4:سهم ردپای بوم شناختی در بخش های مختلف مصرفی______________________95

 

 

 

 

    عنوان                                          فهرست نقشه ها                         صفحه

نقشه شماره1:موقعیت نسبی استان و شهرستان اصفهان____________________________________44

نقشه شماره:2 توپوگرافی استان و شهرستان اصفهان______________________________________46

نقشه شماره3: وضعیت اقلیمی استان و شهرستان اصفهان___________________________________48

نقشه شماره4: کاربری اراضی شهرستان اصفهان________________________________________57

نقشه شماره5:ردپای بخش غذای مصرفی در شهرستان اصفهان_______________________________88

نقشه شماره6: ردپای بخش حمل و نقل در شهرستان اصفهان________________________________89

نقشه شماره7 ردپای بخش کالا و خدمات در شهرستان اصفهان_______________________________90

نقشه شماره8 ردپای بخش مسکن در شهرستان اصفهان____________________________________91

نقشه شماره9ردپای کل ساکنین شهرستان اصفهان_______________________________________97

 

         عنوان         فهرست شکل­ها                     صفحه

شکل شماره1: گلبادهای ماهیانه ایستگاه سینوپتیک شهرستان اصفهان___________________________50

شکل شماره2: گلبادهای سالیانه ایستگاه سینوپتیک شهرستان اصفهان___________________________50

شکل شماره 3: جریان تولید و صادرات و واردات درون یک سیستم___________________________71

 

 

 

 

 


 

 

 

1- فصل ادمه و کلیات پژوهش

 

فصل  اول:

مقدمه و کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

1-1-   مقدمه:

امروزه انسان با چالش‌های بی‌سابقه‌ای در عرصه‌های زیست‌محیطی روبه‌روست و در این زمینه ایده‌ی یكسان و همه‌جانبه‌ای میان  صاحب‌نظران زیست‌محیطی وجود دارد كه  اکوسیستم زمین، در سطوح موجود فعالیت‌های اقتصادی و عرصه‌های مادی،دیگر قادر به پایداری نیستند؛ زیرا فشارهای اقتصادی بر منابع طبیعی بیش‌ازپیش رو به افزایش است. رشد شتابان شهرنشینی و توسعه‌ی شهرها در جهان امروز و به‌ویژه در كشورهای روبه‌پیشرفت و پیامدهای آن برای جوامع و ساكنانش، موجب توجه جدی صاحب‌نظران و برنامه ریزان به مفهوم توسعه‌ی پایدار شهری شده است. طی صدسال اخیر، شهرها درصد زیادی از جمعیت جهان را به‌سوی خود جذب کرده‌اند.  بااینکه شهرها تنها حدود 3%  از سطح زمین را اشغال کرده‌اند، اما بیش از نیمی از جمعیت جهان و بیشترین مصرف منابع را به خود اختصاص داده‌اند. هیچ شهری نمی‌تواند بدون اتّكا به منابع و ظرفیت پذیرش ضایعات منطقه‌ی پشتیبانش پایدار باشد. البتّه در مقابل این پشتیبانی، شهر نیز به ارائه‌ی كالا و خدمات و تولید نوآوری و دانش و فن به منطقه‌اش، در روال توسعه‌ای اندام‌وار می‌پردازد تا رابطه‌ای متقابل میان شهر و منطقه برقرار شود. چنین توسعه‌ای ناپایدار نخواهد بود و پایداری شهر در تقابل با پایداری منطقه و در مقیاس گسترده‌تر، در تقابل با پایداری زمین نخواهد بود. برای داشتن توسعه‌ی پایدار، گام اول، اطلاع از وضعیت پایداری منطقه است تا در صورت ناپایدار بودن، برنامه‌ریزی لازم برای توسعه‌ی پایدار آن انجام‌گرفته و اجرا شود. برای انداز ه گیری سطح پایداری، روش‌های كمی و كیفی مختلفی وجود دارد . یكی از این روش‌ها، روش ردپای بوم‌شناختی است. روش ردپای بوم‌شناختی ، یك شاخص پایداری است كه میزان مصرف انسان و اثر این مصرف را بر محیط‌زیست ارزیابی می‌کند. روش ردپای بوم‌شناختی را واكرناگل و ریز  ، اوایل دهه‌ی 1990 در دانشگاه كلمبیا معرفی كردند. روش ردپای بوم‌شناختی یك ابزار محاسبه‌ی محیطی است كه ما را قادر می‌کند تا بر اساس مناطق زمین و آبی كه انسان‌ها صرف تولید می‌کنند، میزان مصرف منابع و جذب پسماندهای آنان را برآورد كنیم. تجربه توسعه اقتصادی در کشورهای مختلف نشان داده است که همگام با روند رشد جمعیت و توسعه شهرنشینی کیفیت و کمیت منابع زیست‌محیطی تنزل یافته است. چنان‌که آلودگی هوا، باران‌های اسیدی، تخریب جنگل‌ها، فرسایش خاک آلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی از تبعات افزایش جمعیت و توسعه اقتصادی در کشورهای پیشرفته است. از طرفی دیگر ناکارآمدی اقتصاد در کشورهای درحال‌توسعه، رشد جمعیت، تشدید فقر و بهره‌برداری ناپایدار از منابع را برای این کشورها، تخریب روزافزون محیط‌زیست را به همراه داشته است. بنابراین، دستیابی به رهیافت‌هایی که ما را از آثار مخرب ناشی از توسعه و چگونگی کاهش آن آگاه سازد، گام مؤثری درحرکت به‌سوی پایداری جوامع خواهد بود. پژوهش حاضر با توجه به اهمیت موضوع ، پایداری توسعه با روش ردپای بوم‌شناختی، در یكی از شهرستان‌های بزرگ كشور، یعنی شهرستان اصفهان موردبررسی قرار می‌گیرد و درصدد آن است که دریابد، فضا و ظرفیت بوم‌شناختی شهرستان اصفهان توان حمایت و برآوردن و نیازهای ساکنین این شهرستان را دارد؟ . شیوه جمع‌آوری اطلاعات در این پژوهش به‌صورت اسنادی و کتابخانه‌ای می‌باشد و برای تحلیل داده‌ها نیز از نرم‌افزار GIS استفاده‌شده است. بر اساس محاسبات صورت گرفته، ردپای بوم‌شناختی مصرف در شهرستان اصفهان 2.4 هکتار به ازای هر نفر محاسبه شد همچنین، ظرفیت زیستی 0.427 هكتار به ازای هر نفر محاسبه شد. با مقایسه ظرفیت زیستی و ردپای بوم شناختی می‌توانیم مشاهده كنیم كه شهرستان اصفهان از كسری موازنه بوم‌شناختی رنج می‌برد. همچنین تحلیل نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد كه شهرستان اصفهان از دیدگاه بوم‌شناختی ناپایدار است و این شهرستان برای تامین نیاز ساکنین خویش فشار فزاینده ای را بر مناطق پشتیبانی خود وارد می نماید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-2-   بیان مساله:

شهرها عامل اصلی ایجادکننده ناپایداری در جهان به شمار می­روند و درواقع پایداری شهری و پایداری جهانی هر دو مفهومی واحد هستند، بر این اساس با توجه به پیچیدگی ذاتی شهرها و ابعاد مختلف تأثیرگذاری آن‌ها، شناخت عوامل اصلی برای دست‌یابی به پایداری شهری ضروری به نظر می­رسد. با توجه به اینکه پیامد­های زیانبار توسعه، تابعی از متغیر­های جمعیت، سرانه و الگوی مصرف است، شهرنشینان عامل تعیین‌کننده‌ای در این پیامدهای جهانی­اند. امروزه جمعیت شهرنشین جهان از مرز 50 درصد عبور کرده است و سرانه مصرف در شهر به‌مراتب بیش از روستا است. الگوی مصرف شهرنشینان نیز در مقایسه با الگوی مصرف روستاییان با طبیعت سازگار نیست. در حال حاضر حدود 20­درصد جمعیت جهان که در کشورهای توسعه‌یافته زندگی می­ کنند، حدود ­80­ ­درصد منابع جهان را مصرف می­ کنند. در این کشور­ها 80 درصد جمعیت شهرنشین هستند که این مسئله به معنای مصرف حد­اقل 64 درصد منابع جهان در این شهرهاست. اما در مقابل از حدود 80 درصد جمعیت جهان که در کشورهای توسعه‌نیافته زندگی می­ کنند تقریباً 40درصد شهرنشین­اند که سطح آن‌ها تنها به 12­­­درصد منابع جهان می­رسد. با رشد و گسترش بیش‌ازاندازه شهرها و افزایش جمعیت آن‌ها بعد از انقلاب صنعتی، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی نظیر: مشکلات ، آلودگی، فرسایش خاک،  تخریب جنگل­ها، ترافیک،  مسکن نامناسب، فقر، شکاف طبقاتی و… در شهر­ها به وجود آمد. در دهه 1990در واکنش به این مسائل نظریه توسعه پایدار شکل گرفت که بر مواردی نظیر عدالت اجتماعی، بهره­برداری بهینه از مواهب طبیعی برای حال و آینده، جلوگیری از تخریب محیط‌زیست شهری و… تأکید می­کرد. توسعه پایدار شهری نیز به‌عنوان شاخه­ای مهم در این مفهوم پدیده­ای با ابعاد گسترده و پیچیده است که در رشد­ و­ تکوین شهرها، عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیست­محیطی و اکولوژیکی را موردتوجه قرار می­دهد. موضوع نظریه توسعه پایدار شهری، نگهداری منابع برای حال و آینده از طریق استفاده بهینه از زمین و واردکردن کمترین ضایعات به منابع تجدید ناپذیر می­باشد.

 شهر پایدار یا بوم شهر به دلیل استفاده اقتصادی از منابع، اجتناب از تولید بیش‌ازحد ضایعات و بازیافت آن‌ها تا حد امکان و پذیرش سیاست­های مفید در درازمدت قادر به ادامه حیات است. شهر پایدار در مقابل شهرهای نوگرا است. از ویژگی­های شهر نوگرا حجم زیاد ورودی (انرژی، مصالح و آب) در مقابل حجم زیاد خروجی (ضایعات، آلودگی و پساب) است، اما شهر پایدار دارای ورودی و خروجی با مشخصه فرآیند بازیافت است، به نظر اشمیت دراکسین[1]، در متن جهانی‌شدن، بعید است شهر پایدار موضوعی مستقل باشد. او ضمن تمایز شهر پایدار از شهر­نشینی پایدار، اصطلاح اخیر را سبک زندگی همراه با برخورداری در بسیاری از شهرهای توسعه‌یافته می­داند، که درنتیجه کار و زندگی افرادی دیگر در کشورهای درحال‌توسعه است، او شهرنشینی پایدار را یک فرایند می­داند(ساسانپور ،97:1390). بر اساس شاخص های پایداری آن چه که یک شهر خوب باید داشته باشد عبارت است از : محل زندگی و کار مناسب، درآمد معقول ،حمل و نقل و ارتباطات و دسترسی به خدمات و تسهیلات و… است یک شهر پایدار شهری است که خوب طراحی شده باشد و از نظر کالبدی قابل تجسم، از نظر زیبایی شناسی مطبوع باشد این شهر عاری از تصادفات بزهکاری و سرو صدا می­باشد(همان:161).

تا قبل از قرن بیستم به‌ندرت بحثی از شهر با زمینه پایداری می­شد و شهر تنها به‌صورت عاملی دارای سهم در محیط‌زیست مطرح بود. ردپای بوم‌شناختی یکی از نظریاتی بود که پایداری در شهر و منطقه پشتیبانی‌اش را مطرح کرد و ازاین‌پس در ادبیات توسعه پایدار، بحثی از پایداری شهر نیز به میان آمد.

ردپای بوم‌شناختی یکی از مهم‌ترین ابزار اندازه ­گیری پایداری مکان­های خاص یا سبک­های زندگی است که ویلیام ریز[2] استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا[3] و شاگردان و دانش‌آموختگان این دانشگاه اجرا کردند. این مدل با تبدیل نیاز به منابع و آلودگی به زمین موردنیاز برای جبران آن‌ها معیاری مناسب برای ارزیابی آثار زندگی مدرن فراهم می­ کند. این آثار می­توانند برای افراد شهر، مناطق و کشورها موردمحاسبه قرار گیرد (ارجمند نیا، 1379 : 32 ). ردپای بوم‌شناختی رویکردی است که سنجه­ی مداخله در طبیعت را نشان می­دهد. این روش، به ارزیابی تأثیر انسان بر­ محیط می ­پردازد و نشان می­دهد میزان بار و فشار وارده بر طبیعت چقدر است. این روش منطقه پشتیبانی پایداری هر سکونتگاه انسانی را با آن سکونتگاه برآورد می­ کند. این برآورد نشان می­دهد که چه مقدار از سطح زمین و دریاها دارای قدرت تولید طبیعی برای پاسخ به نیاز­های حیاتی و سبک زندگی ساکنان آن‌ها، نیاز است (­Wheeler and Beatieey,2004:211­).

امروزه شاخص ردپای بوم‌شناختی در بسیاری از کشورهای جهان در سطوح ملی و محلی استفاده می­شود. شاخص هایی نظیر مصرف انرژی در بخش های مختلف، کالا و خدمات و مدیریت ضایعات، جابه جایی و حمل ونقل، مدیریت آلودگی، غذا و مسکن. محاسبه میزان مصرف در هر کدام از این بخش ها و  محاسبه معادل زمین مورد نیاز برای تامین نیاز ساکنین در هر بخش متغیر هایی است که در در روش ردپای بوم شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد  این شاخص ها به‌طور روشنی نشان می­دهد که در کدام ناحیه و کجا بر منابع طبیعی فشار وارد می­شود.

 ردپای بوم‌شناختی از دو منظر می ­تواند شاخص پایداری محسوب شود، نخستین اینکه ردپای بوم‌شناختی هزینه­ های بوم‌شناختی تأمین کلیه­ی کالاها و خدمات جمعیتی مصرف انسان را محاسبه می­ کند و نشان می­دهد که مردم نه‌تنها به‌صورت مستقیم برای تولیدات کشاورزی، احداث جاده­ها، ساختمان­سازی و غیره به زمین نیاز دارند بلکه به‌طور غیرمستقیم نیز کالا و خدمات موردنیاز انسان نیز از زمین تهیه می­شود. از این منظر ردپای بوم‌شناختی می ­تواند جهت بیان هزینه­ های پنهان بوم‌شناختی جمعیت­ها و فعالیت­ها به‌کاربرده شود. دوم اینکه تعبیر ردپای بوم‌شناختی به‌عنوان شاخص پایداری، منجر به معرفی ایده “ظرفیت تحمل” و یا “ظرفیت برد” شده است. ظرفیت برد در بوم‌شناختی عبارت است از”حداکثر جمعیتی که زمین می ­تواند نیازهای آن‌ها را به‌طور نامحدود تأمین کند” این موضوع که زمانی که جهت توزیع جمعیت بر اساس منابع بوم‌شناختی استفاده شود، نسبتاً صحیح و دقیق است(MC Donald et al 2004 :50).از دیگر مفاهیمی که در روش ردپای بوم شناختی بر آن تاکید می شود فضای بوم شناختی می باشدکه این فضا شامل زمین‌های حاصلخیز و دریا­های مولد و مزارع و مزارع پرورش ماهی می­شود. فضای بوم‌شناختی زمین و یا آبی است که نیازهای مصرفی جامعه را تأمین کرده، یا آنکه آلاینده­های آن‌ها را جذب می­ کند. (Ecological Footprint Atlas: 2010, 23)  شهرهای ایران مانند سایر شهرهای جهان با مشکل افزایش جمعیت رو­به­رو هستند که این امر فشار فزاینده­ای را بر منابع مانند آب، زمین و انرژی موجود وارد نموده است و باعث تخریب شدید محیط‌زیست شهرها شده. این شرایط کاهش تولید محلی، افزایش شکاف طبقاتی و کاهش توانایی اداره زندگی در شهرها، افزایش حجم ضایعات شهری، افزایش انرژی مصرفی و ساختار اجتماعی نامتعادل را سبب شده و زمینه ناپایداری شهری را فراهم کرده است. در این میان شهرستان اصفهان نیز با جمعیتی حدود 2174172 در سرشماری سال 1390 به‌عنوان یکی از شهرستان­های مهم که در مرکز ایران قرارگرفته است با این مسائل روبه­رو است، و به نظر می­رسد توان بوم­شناختی آن قادر به پاسخگویی به نیازهای کنونی شهروندان اصفهان را ندارد. بنابر­این هدف این پژوهش ارزیابی پایداری شهری در شهرستان اصفهان با بهره گرفتن از روش ردپای بوم‌شناختی است. لذا این پژوهش بر آن است تا به سؤال‌های زیر پاسخ دهد:

  1. در حال حاضر فضای بوم­شناختی شهرستان اصفهان در چه سطحی از پایداری قرار دارد؟
  2. توان بوم‌شناختی شهرستان اصفهان در برآوردن نیازهای ساکنین آن چگونه است؟

 

 

 

1-3-   اهمیت و ضرورت تحقیق :

همان‌طور که گفته شد یکی از مهم‌ترین آثار توسعه کنونی، رشد شتابان شهرنشینی و شیوه زندگی انسان امروز است. افزایش افسارگسیخته جمعیت به همراه نسبت روزافزون شهرنشینی و شیوه مصرف‌گرایی پیامدهای زیانباری بر محیط‌زیست شهری اعمال کرده‌اند. امروزه شهرها درروند توسعه روزافزون خود دارای یک جریان دوسویه هستند که ازیک‌طرف مواد و انرژی به آن‌ها وارد و از طرفی زباله و ضایعات از آن خارج می‌شود و این شهرها به‌عنوان الگوی برتر زندگی، فقط ظرفیت حامل مناطق پشتیبانی‌شان را مصادره می‌کنند.آنچه مسلم است از دو دهه پیش برخی صاحب‌نظران به پیامد این ناهنجاری‌ اشاره‌کرده و راه‌هایی را برای آن مطرح نموده‌اند که همگی به جهت چاره‌جویی برای رهایی از محیط‌های ناپایدار بوده‌اند. با توجه به این‌که جهان هرروز شهری‌تر می‌شود، شناخت راه‌های بهبود محیط‌زیست شهری برای جذاب و سالم‌تر نمودن شهرها برای زندگی در آینده و کاهش آثار نامطلوب آن بر محیط اهمیت پیدا می‌کند. علاوه بر این‌ها تشدید بحران‌های زیست‌محیطی نظیر آلودگی آب، خاک و هوا در سال‌های اخیر و تخریب و تغییر کاربری اراضی پیرامون شهرها و ضرورت تغییر نگرش مدیران شهری در خصوص مسائل شهری و… ازجمله مواردی اند که ضرورت انجام این پژوهش را فراهم می‌آورند

1-4-   اهداف تحقیق :

هدف اصلی این تحقیق بررسی پایداری شهرستان اصفهان با روش ردپای بوم‌شناختی می­باشد که این هدف در چارچوب اهداف اختصاصی زیر پیگیری می­شود:

  • بررسی وضعیت کنونی فضای بوم‌شناختی شهرستان اصفهان
  • بررسی توان بوم‌شناختی شهرستان اصفهان در برآوردن نیاز­های ساکنین آن
  • ارائه راهکارهایی جهت کاهش ردپای بوم‌شناختی و ارتقاء سطح پایداری شهرستان اصفهان

 

[1] Smith Drakakis

[2] William Rees

[3] University of British Columbia

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه ارائه مدل پیش بینی اشتیاق شغلی با توجه به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی ( مورد مطالعه: دبیران تربیت بدنی شیراز )

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه پیام نور

مرکز : شیراز

پایان نامه

برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد

رشته : تحقیقات آموزشی

گروه : علوم تربیتی

عنوان پایان نامه :

ارائه مدل پیش بینی اشتیاق شغلی با توجه به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی ( مورد مطالعه: دبیران تربیت بدنی شیراز )

ماه ، سال : شهریور ،1394

چکیده

پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پیش بینی اشتیاق شغلی با توجه به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی دبیران تربیت بدنی شیراز انجام شد. برای این منظور 234نفر(117 مرد و117 زن) از دبیران تربیت بدنی شهر شیراز به روش نمونه گیری تصادفی ساده  انتخاب شد، و به پرسشنامه ای متشکل از مؤلفه های اشتیاق شغلی (شوفلی ،2003) و رهبری اصیل (آوولیو، گاردنر و والیوم ، 2006) و سرمایه روانشناختی(لوتانز ،2007) پاسخ دادند. یافته ها به طورکلی نشان دادند که ابعاد  سرمایه های روانشناختی بر اشتیاق شغلی و ابعاد رهبری اصیل بر ابعاد سرمایه روانشناختی دارای اثر مستقیم و مثبت هستند.  ابعاد رهبری اصیل بر اشتیاق شغلی دارای اثر غیرمستقیم هستند، در حالی که اثر غیر مستقیم هر چهار بعد رهبری اصیل بر اشتیاق شغلی معنی دار است که این امر بیانگر نقش واسطه ای موثر متغیر سرمایه های روانشناختی در میان مولفه های رهبری اصیل و اشتیاق شغلی است. از میان متغیرهای درون زا (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری، خوش بینی) امیدواری بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر اشتیاق شغلی دارد. از میان متغیرهای برون زا (خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) اخلاق مداری بیشترین اثر غیر مستقیم را بر اشتیاق شغلی دارد.

واژگان کلیدی: اشتیاق شغلی، رهبری اصیل، سرمایه های روانشناختی.

 

 

 

فهرست

فصل اول: کلیات تحقیق

       مقدمه ………  2

بیان مسأله ……..  4

اهمیت و ضرورت پژوهش .  11

هدف‌های پژوهش …..  13

فرضیه ها……….. 14

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها…. 15

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق

پیشینه نظری…….. 20

اشتیاق شغلی ……  20

ابعاد اشتیاق شغلی  23

اشتیاق شغلی و مفاهیم مرتبط …………. 25

محرک‌های اشتیاق شغلی 28

پیشایندها و پیامدهای اشتیاق شغلی ……. 34

استراتژی های مناسب جهت افزایش اشتیاق شغلی 35

مزایای افزایش اشتیاق شغلی كاركنان……. 39

اشتیاق شغلی؛ معیاری مهم در محیط…….. 40

رهبری اصیل……… 41

تعاریف رهبری …..  41

رویکردها و تئوری های سنتی و نوین رهبری.. 43  

رهبری خدمت گزار … 47

رهبری اصیل: پاسخی به چالش ها و ابهامات نظریه خدمت گزار………. 48

پیشینه و خاستگاه رهبری اصیل ………….. 48

رهبری اصیل و توسعه رهبری اصیل……… 49

نظریه رهبری اصیل .. 53

مؤلفه های رهبری اصیل ………………. 54

اجزای رهبری اصیل .  55

سرمایه مثبت روانشناسی  56

دیدگاه مثبت اخلاقی  57

خودآگاهی رهبر…… 58

خودتنظیمی رهبر …  59

رفتارها/ فرایند های رهبر ………….. 60

سرمایه­ روانشناختی  66

اجزای سرمایه روانشناختی …….. 70

امیدواری……….. 70

نظریه امید……… 71

تاب آوری……….. 78

مدل های تاب آوری… 82

مدل تاب آوری کامپفر 82

مدل تاب آوری اورال و همکاران………… 84

خوش بینی……….. 87

انواع خوش­بینی ….. 88

خودکارآمدی……… 93

ابعاد خودکارآمدی ..  93

منابع خودکارآمدی… 94

سرمایه روانشناختی سازه ای متفاوت از دیگر سرمایه ها ……..  101

پیامدهای سرمایه ­های روانشناختی …….. 102

پیشینه تجربی تحقیق ..  104

رابطه میان رهبری اصیل و اشتیاق شغلی…… 104

رابطه میان سرمایه روانشناختی و اشتیاق شغلی ………….  106

رابطه میان رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی .  110

  جمع بندی پیشینه و ارائه چارچوب نظری پژوهش …………. 113

 

 

فصل سوم : روش تحقیق

روش و طرح  تحقیق .  115

       جامعه آماری پژوهش…………………. 115

      روش نمونه گیری و حجم نمونه…………….. 115

       ابزار گردآوری داده ها ………………  116

       مقیاس اشتیاق شغلی …………………. 116

      قابلیت اعتماد (پایایی) …………  117

      اعتبار(روایی)… 117

      مقیاس رهبری اصیل 118

     قابلیت اعتماد(پایایی)…….. 118

     اعتبار(روایی)…. 119

    مقیاس سرمایه روانشناختی ……….. 119

     قابلیت اعتماد(پایایی)…….. 120

    اعتبار(روایی)….. 120

    شیوه اجرای پژوهش  121

    روش های آماری …. 121

 

 

فصل چهارم: یافته های پژوهش

شاخص‌های آمار توصیفی متغیرهای پژوهش….. 123

ماتریس همبستگی….. 124

تحلیل مسیر…….. 125

اثرات مستقیم …… 126

اثرات غیر مستقیم… 131

اثرات کلی………. 134

مقایسه اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرها بر اشتیاق شغلی …  135

واریانس تبیین شده.. 136

مشخصه‌ های برازندگی مدل و مدل برازش شده…. 137

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

فرضیه های مرتبط با اثرات مستقیم …… 141

فرضیه های مرتبط با اثرات غیرمستقیم … 149

نتایج ضمنی پژوهش .  153

پیشنهادهای کاربردی پژوهش …………  154

پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده ……..  156

محدودیت های پژوهش  156

موانع و مشکلات پژوهش 157

منابع فارسی ……  158

منابع انگلیسی …. 7 16

 

فهرست جداول

جدول2-1 : رویکردها و تئوری های سنتی رهبری و مؤلفه های آن………………… 44

جدول 4- 1: شاخص های آمارتوصیفی متغیرهای پژوهش…………………. 123

جدول 4- 2 : ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش…….. 124

جدول 4- 3 : برآوردهای ضرایب اثر مستقیم…… 127

جدول 4- 4 : برآوردهای ضرایب اثر غیرمستقیم… 132

جدول4-5 : ضرایب استاندارد شده اثرات مستقیم…… 135

جدول4-6 : واریانس تبیین شده متغیرهای پژوهش…. 136

جدول4-7 : مشخصه‌ های نکویی برازندگی مدل پیش‌بینی اشتیاق شغلی……….. 137

 

فهرست نمودارها وشکل ها

شکل1-1: نمودار مسیر درونداد پژوهش ….. 10

شکل 2-1: مدل محرک های شغلی…………… 31

شکل 2-2 : سلسله مراتب اشتیاق پنا(2007)…. 32

شکل 2-3 :  اصل پایه ای در نظریه رهبری اصیل 64

شکل 2-4 : مدل مفهومی رهبری اصیل……… 64

شکل 4-1 : نمودار مسیر و برآورد پارامترهای مدل برازش شده پیش بینی اشتیاق شغلی…….. 138

شکل 4- 2 : نمودار مسیر مدل برازش شده بر اساس مقادیر t……….. 139

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

کلیات تحقیق

 

 
 
 

 

1-1- مقدمه

با توجه به تغییرات اساسی درحوزه تکنولوژی و فناوری اطلاعات سازمان ها دست خوش تغییرات اساسی شده‌اند، به‌ گونه‌ای که این دگرگونی کلیه شاخص‌های سازمان را تحت تأثیرجدی قرارداده و ضروری است توجه ویژه‌ای به اثرات متقابل آن‌ها و منابع سازمانی صورت گیرد. منابع انسانی به ‌عنوان ارزشمندترین رکن سازمان نیاز به مراقبت‌های متناسب با شغل مرتبط دارد.

به نظرمی رسد مهارت‌های شغلی مانند گذشته پاسخگوی نیازهای شغلی نیست و این قضیه در مسئولیت خطیر معلمی و آموزش و پرورش که رسالت مهم تربیت نسل جدید را برعهده دارد حائز اهمیت است، در دهه اخیر تمرکز برجنبه های مثبت رفتاری در جستجوی رشد و توسعه خود و سازمان و جامعه، توجه بسیاری از محققان رفتار سازمانی را به خود جلب کرده است. یکی از متغیرهایی که در این زمینه اخیراً توجه محققان و صاحب‌نظران را متوجه خود کرده است، بحث اشتیاق شغلی است.

 اشتیاق شغلی[1] یکی از مفاهیم روانشناسی مثبت‌گرا در حیطه شغل محسوب می‌شود و در واقع به‌ عنوان برجسته‌ترین مفهوم مثبت سازمانی، به ‌ویژه در میان مشاوران سازمانی مطرح است. اشتیاق شغلی کارکنان یکی از پنج معیار برای جایزه سالانه سلامت محیط شغلی توسط انجمن روانشناسی آمریکا شناخته ‌شده است. از طرفی گزارش ‌شده است که امروزه در بسیاری از سازمان‌ها اشتیاق کارکنان به شغل پایین است (گوتیرز[2]، 2014).

سازمان آموزش پرورش به‌ تبع موارد موصوفه از اهمیت به سزائی برخوردار می‌باشد خصوصاً به دلیل مأموریت خطیری که در هرکشور برعهده دارد. یکی از مشاغلی که در آموزش و پرورش نیاز به اشتیاق شغلی بالائی و انگیزه فراوان دارد، شغل معلمی است.

عدم اشتیاق مشکل بسیاری از معلمان است. معلمان ممکن است نسبت به وظایف عادی روزمره خود بی‌حوصله شوند اما معلمان واجد شرایط و خوب، همیشه با بررسی و تجربه هدف‌های آموزشی خود و با تهیه مواد درسی دقیق‌تر خود را مشتاق نگه می‌دارند. ایجاد اشتیاق در درون خود یکی از ویژگی‌های بارز رفتاری است که معلم را زنده، فعال و پرثمر نگه می‌دارد. بدیهی است که در این میان اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی به دلیل این که اثرات مهمی درسلامت روحی و جسمی افراد دارد، حائز اهمیت است.

در سال های اخیر پژوهش های مختلف پیرامون پیش بینی اشتیاق شغلی در سازمان های مختلف  انجام شده است، به عنوان مثال: پژوهش ها نقش میل ماندن در شغل، (مقیمی مفرد،1393)، انگیزش شغلی و رفتارهای نوآورانه، (نعامی، نیسی، تقی پور،1391)، اشتیاق رفتارو عملکرد شغلی، (یان لیو[3]، 2012)، رضایت شغلی، استرس شغلی، (هربرت[4]، 2011) را مورد بررسی قرار داده­اند. اما مرور تحقیقات قبلی نشان می‌دهد که پژوهش های اندکی در خصوص اشتیاق شغلی معلمان، به خصوص معلمان تربیت بدنی، در داخل و خارج کشور صورت گرفته است. همچنین نقش برخی متغیرهای تأثیرگذار نظیر رهبری اصیل[5] و سرمایه های روانشناختی[6] جهت پیش بینی اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

1-2- بیان مسأله

اگر معلمان در مدارس با شور و شوق و علاقه کار کنند و نســبت به شغل و ســازمان متبوع خود دلبستگی و تعلق داشته باشند، نه‌ تنها سازمان در نیل به اهداف تعیین ‌شده خود موفق‌تر خواهد بود، بلکه جامعه نیز از نشــاط برخوردار خواهد شد و این موضوع در مورد معلمان تربیت‌ بدنی بیشتر نمود دارد. چون‌ که کار این افراد علاوه برسلامتی جسم، بر روح و روان نیز تأثیر دارد و هرچه نشاط و انگیزه معلمان درکارشان بیشتر باشد، به تبع این شور و نشاط به شاگردان منتقل شده و آن ها در کسب مهارت ها و علم آموزی موفق ترند.

 اشتیاق شغلی در واقع حالتی از ذهن است که نسبتاً بادوام است و نشانگر سرمایه‌گذاری همزمان انرژی‌های افراد بر روی تجارب و یا عملکرد کاریشان است (کریستین وهمکاران[7]،2011).

 کان[8] (1990) بیان کرد که اشتیاق هم منجر به بازده های فردی می شود. (یعنی کیفیت کارافراد و تجربیات انجام آن کار برای همان افراد) و هم بازده های سازمانی (یعنی رشد و بهره وری سازمانی). دلایل چندی وجود دارد که انتظارداشته باشیم اشتیاق به بازده های کاری مرتبط باشند. تجربه اشتیاق به عنوان تجربه و حالت ذهنی و ارضاگرکاری توصیف شده است. این تجارب مثبت احتمالا منجر به بازده های کاری مثبت می شوند. همان طور که توسط شوفلی و باکر[9] (2011) مطرح شده است کارکنان دارای اشتیاق شغلی بالا وابستگی بیشتری به سازمان داشته و تمایل کمتری به ترک آن دارند اشــتیاق شغلی كاركنان مشتمل بر سه جنبه شناختی، عاطفی و رفتاری می‌باشد. جنبه شــناختی اشتیاق شغلی مربوط به باورهای كاركنان درباره ســازمان، رهبران و شــرایط كار می‌باشد. جنبه عاطفی اشتیاق شغلی مربوط به چگونگی احساس كاركنان و نحوه نگرش آن‌ها نســبت به سازمان، رهبران و شرایط كار می‌باشد. نهایتاً جنبه رفتاری اشتیاق شغلی كاركنان، عاملی است كه برای سازمان ایجــاد ارزش افزوده نمــوده و در برگیرنده تلاش هــای آگاهانه و داوطلبانه ی كاركنان برای افزایش سطح اشتیاق شغلی خود می باشد كه منجر به انجام وظایف با حذف وقت و علاقه می گردد و شامل جذب، نیرومندی و وقف خود می باشد (فیلیپس[10]، 2009). از جمله عواملی که می تواند بر اشتیاق تأثیر بگذارد بحث رهبری آن سازمان است. زمانی كه رهبران فرصت های مداوم برای گفتگو و مباحثه را در سازمان گسترش دهند، این امر منجر به ایجاد اعتماد، بهبود درك كاركنان از کلیت سازمان و افزایش اشتیاق آن‌ها می‌شود. تحقیقات نشان می دهد اعتماد مدیران و نیز اعتماد افراد به میل درونی شان به شغل می تواند ابزاری برای افزایش اشتیاق شغلی کارکنان در کارشان باشد. مدیران موظف به شناســایی مؤلفه های كلیدی اشتیاق شــغلی كاركنان و طراحی روش هایی جهت ارزیابی پیشرفت كاركنان در این زمینه می باشند. آنان باید منابع مالی و غیرمالی مورد نیاز برای اجرای برنامه های اشــتیاق شغلی كاركنان را فراهم نمایند و این چنین حمایت خود را در پیاده ســازی اســتراتژی اشتیاق شغلی كاركنان تكمیل نمایند (کوهل و همکاران[11]،2009). اكثر محرک­هایی كه منجر به اشــتیاق شــغلی می شوند ماهیت غیرمالی دارند؛  بنابراین هر ســازمانی كــه از رهبری متعهد برخوردار است می تواند به سطح مطلوب اشتیاق با صرف هزینه های كم دست پیدا كند. توجه ویژه ای باید به این امر شود که سازمان ها پاداش ها را غیرمالی انتخاب کنند، مخصوصا به طوری ‏که احساس قدردانی افراد و حس تقدیر از آن ها را تقویت کنند و همچنین آن ها را ترغیب نمایند تا بیشتر خود را به شغل متعهد نمایند (هولکو و همکاران[12]، 2012). این به آن  معنی نیست كه مدیران باید جنبه های مالی كاركنان را نادیده بگیرند. در واقع عملكرد باید با پاداش در ارتباط باشد (نقل از مقیمی مفرد، 1393).

 یکی از تئوری‌های جدید رهبری که تمرکزش بر خدمت‌رسانی است رهبری اصیل است. رهبران اصیل کسانی هستند که با برخورداری از ویژگی‌های اصیل انسانی منشأ اثرگذاری بر دیگران می‌شوند. هرچند اگر خودآگاهانه برای تقویت اثر خود بر دیگران تلاش مضاعف کنند، ممکن است تحولاتی در محیط پیرامونی خود ایجاد کنند. دیگران به آن‌ها اعتماد می‌کنند و نگرانی‌ها و ابهامات خود را با حضور آن‌ها به آرامش و اطمینان تبدیل می‌کنند و شامل خودآگاهی، اخلاق‌مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه‌ای است (میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، 1391).

 رهبراصیل آگاهی عمیقی نسبت به طرزتفکر و رفتار خود دارد و از ارزش­ها دیدگاه­های اخلاقی، دانش و نقاط قوت خود و دیگران آگاه است؛ از بافتی که در آن فعالیت می­ کنند آگاه است؛ و اعتماد به نفس دارد، امیدوار، خوش بین و انعطاف پذیراست و خصوصیات اخلاقی بسیار خوبی دارد. (آوولیو، لوتانزو و الومبوآ[13]،2010).

 مرورتحقیقات انجام شده نشان می­دهد رهبری اصیل به طورتجربی به عنوان یک الگوی رفتاری مناسب جهت بهبود اشتیاق شغلی کارکنان معرفی می گردد (کاهه، 1391).  و همچنین رهبری اصیل از طریق اعتماد بین فردی میزان دلبستگی شغلی کارکنان را تحت تأثیرقرار می دهد (میرمحمدی، رحیمیان، جلالی خان آبادی، 1391). و پژوهشی که توسط نقی زاده باقی، زاهد بابلان، آخربین (1392) صورت گرفته بیانگراین است که سبک رهبری اصیل و یادگیری سازمانی می تواند اشتیاق شغلی را پیش بینی نماید.

 همان گونه که بیان شد تحقیقاتی در مورد تبیین روابط رهبری اصیل و  اشتیاق شغلی در گذشته صورت گرفته، اما نقش غیرمستقیم رهبری اصیل در پیش بینی اشتیاق شغلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین به منظور تبیین دقیق تر رابطه مؤلفه های رهبری اصیل و اشتیاق شغلی معلمان بررسی نقش برخی متغیرهای انگیزشی و روانشناختی حائز اهمیت است. به صورت نظری قابل توجیه است که رهبری از طریق ایجاد فضای روانی مناسب در سازمان منجر به اشتیاق شغلی در معلمان می شود. بنابراین یکی از این متغیرها سرمایه روانشناختی  است.

در تبیین بررسی نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی گوتیرز (2014)، یان لیو (2012) بیان می دارند که حفظ نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی  بهترین راهکار است و بهتر است این نقش با بهره گرفتن از ابعاد چهار وجهی سرمایه های روا نشناختی آزموده شود.. ویفالد[14] (2008) نیز با بهره گرفتن از رگرسیون سلسله مراتبی بیان می دارد که یک ارتباط قوی بین اشتیاق شغلی و رهبری و ساختار روانشناختی وجود دارد.

 سرمایه روانشناختی یک وضعیت توسعه‌ای مثبت روانشناختی با مشخصه‌ های متعهد شدن و انجام تلاش لازم برای موفقیت در کارها وظایف چالش ‌برانگیز، داشتن استناد مثبت درباره موفقیت‌های حال و آینده، پایداری در راه هدف و در صورت لزوم تغییر مسیر رسیدن به هدف برای دستیابی به موفقیت و پایداری هنگام مواجه با سختی‌ها و مشکلات برای دست‌یابی به موفقیت است (کوگینز[15]،2012).

و همچنین سرمایه روانشناختی مجموعه ­ای از صفات و توانمندی­های مثبت افراد و سازمان­ها است،  كه می تواند مانند یك منبع قوی در رشد و ارتقاء فرد و سازمان نقش داشته باشد. امیدواری، خوش­بینی، خودكارآمدی و استقامت (تاب­آوری یا انعطاف­پذیری) مؤلفه­ های سرمایه روانشناختی هستند.

مرور تحقیقات انجام گرفته نشان می دهند که همبستگی مثبت و معناداری بین دو متغیر رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی وجود دارد و رهبری اصیل قابلیت های سرمایه های روانشناختی را تحت تأثیرقرار می دهد (میرمحمدی، رحیمیان، 1393). و همچنین شلایر[16] (2014)، کوگینز، رندی پون[17] (2012) و رینولدز[18] (2010) با بهره گرفتن از رگرسیون چند متغیره نشان دادند که بین رهبری اصیل و سرمایه های روان شناختی رابطه معناداری وجود دارد.

در تبیین ارتباط بین رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی همان طور که بیان شد، رهبری با ایجاد فضای سالم روانی می تواند انگیزه و اشتیاق را در معلمان افزایش دهد. پس بین رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد (میرمحمدی، رحیمیان، ونیک پی، 1393)، شلایر(2014)،کوگینز، رندی پون (2012)، کارول عبدالله[19] (2009) از یک سو و از سوی دیگر سرمایه ­های روانشناختی و اشتیاق شغلی با هم رابطه دارند، به طوری که از اشتیاق شغلی به عنوان یکی از مفاهیم روانشناسی مثبت گـرا در حیطه شغل نام برده می شود و در واقع به عنـوان برجسته ترین مفهوم مثبت سازمانی، مطرح است. تحقیقات نشان می دهند که بین مؤلفه های سرمایه های روانشناختی و اشتیاق شغلی رابطه معنا داری وجود دارد (مقیمی مفرد، 1393؛ نجاری و همکاران، هاشمی شیخ شبانی و همکاران، شهبازی، دیانتی نسب، علی پور و همکاران، 1392؛ هربرت، لوک[20]،2011؛  هاستینگ[21]،2010؛ آوی و همکاران، 2006). با توجه به موارد فوق، مسأله ما بررسی نقش واسطه ای سرمایه های روانشناختی در میان رهبری اصیل و اشتیاق شغلی معلمان تربیت بدنی می باشد.

برای این منظور مدلی را که از پیشینه نظری و پژوهش‌های قبلی مشتق می‌شود به عنوان مدل درون‌داد (شکل1-1) انتخاب و  با بهره گرفتن از روش تحلیل مسیر[22] مورد بررسی قرار می گیرد. ضمنا علاوه برآزمون مدل در میان جامعه آماری اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل هریک از متغیرها مورد بررسی قرار می گیرد.

 

شکل 1-1- نمودار مسیر مدل درونداد پژوهش

 

 

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

اهمیت نظری پژوهش: مرور ادبیات نظری نشان می‌دهد که تاکنون پژوهشی که رابطه بین متغیرهای اشتیاق شغلی و رهبری اصیل و سرمایه روانشناختی در قالب مدل علی به ویژه در مورد دبیران تربیت بدنی، در داخل و خارج کشور را نشان بدهد، وجود ندارد. در خصوص ضرورت و اهمیت پرداختن به سازه اشتیاق شغلی باید گفت که بر اساس تحقیقات انجام شده اشتیاق شغلی معلمان از جمله مهم ترین ابزار برای انجام کاری مطلوب تر و صحیح تر می باشد. هرچقدر این اشتیاق شغلی در معلمان افزایش یابد باعث بهتر شدن روند شغلی آن ها و به تبع آن پرورش شاگردانی مستعدتر در رشته تحصیلی شان می شود (کریستین و همکاران،2011 ، کان، 1990، شوفلی و همکاران، 2011، فیلیپس، 2009).  از این رو پرداختن به این متغیر و بررسی آن از طریق متغیرهای رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی بسیار با اهمیت است.

درخصوص ضرورت و اهمیت پرداختن به رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی باید به این نکته توجه داشته باشیم  که رهبران با فراهم کردن  فضای روحی و انگیزشی باعث به وجودآمدن محیطی مناسب برای افزایش نشاط معلمان در کار می شوند، پس بنابراین در این جا نقش مؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) مشخص می شود. که رهبر با به کارگیری این مشخصه ها می تواند فضایی شاد و سر زنده را برای معلمان فراهم کند (شلایر،2014، کوگینز،2012). از این رو پرداختن به این متغیرها بسیار با اهمیت است.

 لذا پژوهش حاضر بر آن است که در چارچوب یک مدل علی به تبیین نقش اشتیاق شغلی معلمان به ویژه معلمان تربیت بدنی در رابطه با دو متغیر رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی  بپردازد. طبیعی است که انجام چنین مطالعه­ای ضمن کمک به روشن تر شدن روابط میان متغیرها، با افزودن به دانش موجود در زمینه متغیرهای مورد نظر می تواند رهیافت های مفیدی را در اختیار برنامه ریزان و مسئولان و دست اندر کاران آموزش و پرورش قرار دهد.

اهمیت کاربردی  پژوهش: با توجه به آشکار شدن اهمیت اشتیاق شغلی در سال‌های اخیر، شناسایی و بررسی عوامل و متغیرهای موثر بر آن حائز اهمیت فراوانی است. در همین راستا پژوهش حاضر بر آن است تا با بررسی دو متغیر بسیار مهم و تاثیرگذار یعنی رهبری اصیل و سرمایه های روانشناختی برخی مؤلفه های تاثیرگذار بر اشتیاق شغلی را شناسایی کرده و زمینه را برای ارتقاء عملکرد شغلی معلمان فراهم آورد.  اشــتیاق معلمان به طور جدایی ناپذیری با اقدامات رهبران مرتبط اســت. اشتیاق شغلی معلم نتیجه ویژگی های شــخصی مثل دانش، مهارت هــا، توانایی ها، خلق و خو، نگرش و شــخصیت؛ محتوای ســازمانی شامل رهبری، تنظیم محیط فیزیكی و اجتماعی و شــیوه های منابع انســانی است كه مســتقیما بر فرد، فرآیند و محتوای اجزای عملكرد شــغلی تاثیر می گذارد (ماركوس[23]، 2010 ).  این اعتقاد به عنوان یک پشتوانه تجربی و عملی در بافت آموزشی به کارمی رود. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان مبنای برنامه‌ریزی دقیقی برای موضوعات اجتماعی دبیران تربیت‌بدنی قرار گیرد و همچنین وضعیت موجود در سه متغیر مورد مطالعه در جامعه احصاء می‌گردد که می تواند به عنوان نقشه راه اداره کل آموزش وپرورش شیراز قرارگیرد. خروجی های این پژوهش می‌تواند به ‌عنوان راهبردهای برنامه‌ریزی در جامعه آماری مورد مطالعه قرار گیرد.

 

 

1-4- هدف‌های پژوهش

هدف اصلی:

ارائه مدل پیش‌بینی اشتیاق شغلی با توجه به رهبری اصیل و سرمایه‌های روانشناختی در میان دبیران تربیت‌بدنی شیراز می‌باشد.

اهداف فرعی:

  1. تعیین اثرات مستقیم ادراک از رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر سرمایه‌های روانشناختی (تاب‌آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش‌بینی).
  2. تعیین اثرات مستقیم سرمایه‌های روانشناختی (تاب‌آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش‌بینی) بر اشتیاق شغلی.
  3. بررسی اثرات غیرمستقیم ادراک از رهبری اصیل(خودآگاهی، اخلاق مداری، پردازش متوازن، شفافیت رابطه ای) بر اشتیاق شغلی از طریق سرمایه‌های روانشناختی (تاب‌آوری، امیدواری، خودکارآمدی، خوش‌بینی)

 

 

1-5- فرضیه‌ها

  1. خودآگاهی برمؤلفه های سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب‌آوری، خوش‌بینی) دارای اثرمستقیم مثبت است.
  2. اخلاق‌مداری بر مؤلفه‌های سرمایه‌ روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب‌آوری، خوش‌بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است.
  3. پردازش متوازن بر مؤلفه‌های سرمایه ‌روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب‌آوری، خوش‌بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است.
  4. شفافیت رابطه‌ای بر مؤلفه‌های سرمایه‌ روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب‌آوری، خوش‌بینی) دارای اثر مستقیم مثبت است.
  5. خودکارآمدی بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  6. امیدواری بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  7. تا ب آوری بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  8. خوش‌بینی بر اشتیاق شغلی اثر مستقیم مثبت دارد.
  9. خودآگاهی از طریق مؤلفه‌های سرمایه‌های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب‌آوری، خوش‌بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.
  10. اخلاق‌مداری از طریق مؤلفه‌های سرمایه‌های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب‌آوری، خوش‌بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.
  11. شفافیت رابطه‌ای از طریق مؤلفه‌های سرمایه‌های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب‌آوری، خوش‌بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.
  12. پردازش متوازن از طریق مؤلفه‌های سرمایه‌های روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب‌آوری، خوش‌بینی) بر اشتیاق شغلی اثر غیرمستقیم مثبت دارد.

[1]. Job engagment

[2]. Gutierrez

[3].Yan liu

[4]. Herbert

 

[5]. Authentic leadership

[6]. Psychological capital

[7]. Keristin

[8]. Kahn

[9]. Schaufeli, &Bakker

[10]. Philips

[11]. Kuhel

[12]. Hulku

[13] . Avolio  & Lutthans & Walumbowa

[14] . Wefald

[15] . Coggins

[16] . Schlaerth

[17] . Ranry poon

[18] . Reynols

[19] . Carrol abdullah

[20] . Luke

[21] . Hasting

[22] . Path analysis

[23] . Markos

تعداد صفحه :208

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه تاثیر آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E5  بر توانایی شناختی ریاضی

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

دانشکده علوم انسانی

تاثیر آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E5  بر توانایی شناختی ریاضی

دانش آموزان دختر پایه هشتم

 

پایان نامه برای دریافت درجه كارشناسی ارشد

در رشته برنامه ریزی درسی

 

شهریور 94

 

 

    چکیده :

هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E 5  بر توانایی شناختی ریاضی دانش آموزان دختر پایه هشتم می باشد. روش تحقیق در این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه می باشد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه هشتم نسیم شهر در سال تحصیلی 94-1393 می باشد. حجم نمونه متشکل از 58 نفر دانش آموز دختر پایه ی هشتم می باشد که 30نفر از آنها گروه گواه و 28 نفر گروه آزمایش هستند و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، آزمون سنجش توانایی در سطوح حیطه های شناختی ریاضیات تیمز[1] است که از  سوالات حیطه دانستن، به کاربستن و استدلال ریاضی آزمون تیمز ریاضی انتخاب شده اند که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 81/. به دست آمد. در ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد سپس متغیر آزمایشی (تدریس ریاضی مبتنی بر الگوی E5) در پنج مرحله ی فعال سازی[2]، اکتشاف[3]، توصیف[4]، شرح و بسط[5] و  ارزشیابی[6] با بهره گرفتن از پنج اصل راهبردی بروکس و بروکس[7] (1999) در 16 جلسه برای گروه آزمایشی اجرا شد و در گروه گواه نیز همان مباحث به شیوه ی معمول آموزش داده شد. سپس، پس آزمون بر روی دو گروه اجرا شد و داده ها با بهره گرفتن از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری( مانکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج، نشان داد آموزش براساس الگوی E5 توانسته بر حیطه ی به کاربستن و استدلال ریاضی دانش آموزان تاثیر گذار باشد و تنها درحیطه دانش ریاضی نتایج نشان داد دو گروه تقریباً توانایی یکسانی دارند و روش تدریس مبتنی بر الگوی E5 سبب ارتقای توانایی دانش ریاضی دانش آموزان گروه آزمایشی نگردیده است. همچنین این شیوه ی آموزشی در توانایی شناختی ریاضی دانش آموزان توانسته است تفاوت معناداری در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه ایجاد کند. در مجموع می توان نتیجه گرفت که تدریس مبتنی بر الگوی E5، که منبعث از نظریه ساخت و سازگرایی است باعث ارتقای درک مفهومی و استدلال ریاضی دانش آموزان و پیشرفت در فرایند آموزش و یادگیری می شود.

 

واژه‌های كلیدی: آموزش ریاضی مبتنی بر الگوی E5، توانایی شناختی ریاضی، دانش ریاضی، به کاربستن ریاضی، استدلال ریاضی

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                   صفحه

 

چکیده ……………………………………………………………………………………………………………………………………………. آ

فهرست مطالب ………………………………………………………………………………………………………………………………ب

فهرست جدول ها ……………………………………………………………………………………………………………………………ز

فهرست نمودارها ……………………………………………………………………………………………………………………………ط

فهرست شکل ها …………………………………………………………………………………………………………………………….ی

فهرست پیوست ها…………………………………………………………………………………………………………………………. ک

فصل اول : کلیات تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………1

1-1-مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………2

1-2-عنوان تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………….5

1-3-بیان مساله ………………………………………………………………………………………………………………………………5

1-4-اهمیت و ضرورت تحقیق ……………………………………………………………………………………………………….7

1-5-اهداف تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………..10

   1-5-1-هدف کلی تحقیق …………………………………………………………………………………………………………10

   1-5-2- اهداف جزئی تحقیق ……………………………………………………………………………………………………10

1-6-قلمرو تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………….10

   1-6-1- قلمرو مکانی تحقیق …………………………………………………………………………………………………….11

  1- 6-2- قلمرو زمانی تحقیق ……………………………………………………………………………………………………..11

1-7-فرضیه های تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………11

   1-7-1 -فرضیه  اصلی تحقیق…………………………………………………………………………………………………….11

   1-7-2- فرضیه های فرعی تحقیق ……………………………………………………………………………………………11

1-8-