پایان نامه بررسی مقایسه ای بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی

دانشگاه خوارزمی تهران

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

گروه مشاوره

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته مشاوره خانواده

عنوان:

بررسی مقایسه ای بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل

 استاد مشاور:

دکتر فرشاد محسن زاده

اردیبهشت 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

پژوهش حاضر با هدف مقایسه بهزیستی روان شناختی و دلزدگی زناشویی زنان شاغل و غیر شاغل در سال 1393 انجام شده است. روش پژوهش حاضر به صورت پس رویدادی(علی- مقایسه ای) می باشد. جامعه مطالعه حاضر کلیه زنان متاهل معلم شاغل در مقطع ابتدائی و زنان خانه دار شهر کرج می باشد که از بین آنها از طریق روش نمونه گیری خوشه ای و در دسترس 350 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که 175 نفر آن شاغل و 175 نفر غیر شاغل بودند. ابزار پژوهش دو پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف(1989) و دلزدگی زناشویی پاینز(1996) بود. پس از جمع­آوری داده ها، از روش های آمار توصیفی و آزمون تی مستقل برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. تحلیل های آماری گویای تفاوت معناداری بین بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی در زنان شاغل و غیر شاغل بود به طوری که زنان شاغل از بهزیستی روانشناختی بالاتری برخورداربودند(p<0/01)؛ همچنین  دلزدگی زناشویی در زنان شاغل کمتر بود(p<0/05). می توان نتیجه گرفت اگر شغل دارای ویژگی منفی مثل ساعات کاری طولانی و استرس و فشار های زیاد نباشد تاثیرات مثبتی بر بهزیستی روانشناختی زنان و کاهش دلزدگی آنان از زندگی زناشویی شان دارد، لذا فراهم نمودن زمینه های مشارکت اجتماعی و اشتغال زائی متناسب با شان زنان می تواند بر کاهش عوامل مرتبط با طلاق موثر باشد.

کلید واژه ها: زنان شاغل، زنان غیرشاغل، بهزیستی روانشناختی، دلزدگی زناشویی

فهرست

فصل اول…………………………………………………………………………………1

مقدمه. 2

تعریف مساله و بیان سوالهای اصلی تحقیق:. 4

ضرورت انجام تحقیق. 7

تعریف متغیرها و اصطلاحات. 10

اهداف. 9

فرضیه ها (سؤالهای تحقیق). 10

فصل دوم

مقدمه. 17

مبانی نظری اشتغال زنان. 19

رابطه بین زندگی کاری و خانوادگی. 21

مقدمه. 25

روان شناسی مثبت نگر. 25

بهزیستی روانشناختی. 28

بهزیستی از دیدگاه های مختلف:. 30

الگوهای بهزیستی روانشناختی:. 31

عوامل موثر بر بهزیستی روانشناختی. 36

ازدواج و دگرگونی آن. 39

تعریف دلزدگی زناشویی. 40

علائم دلزدگی زناشویی. 43

خستگی جسمی. 44

خستگی عاطفی. 44

خستگی روانی:. 45

متغیر هایی که سبب تشدید فرسودگی می شوند. 46

بار مسئولیت اضافی. 46

مطالبات متناقض. 46

سایر علل دلزدگی. 47

راه های پیش گیری از دلزدگی زناشویی. 47

تنوع. 47

قدر دانی. 48

موقعیت هایی برای خود شکوفایی. 48

سایر عواملی که از دلزدگی پیشگیری می کند:. 48

تفاوت های جنسیتی در دلزدگی زناشویی. 50

دلزدگی زناشویی از دیدگاه روان تحلیلی. 52

دلزدگی زناشویی از دیدگاه وجودی. 53

پیشینه پژوهش در ایران. 54

پیشینه پژوهش در خارج از ایران. 56

فصل سوم

مقدمه. 61

روش انجام تحقیق. 61

جامعه آماری. 61

حجم نمونه و روش نمونه گیری( در صورت لزوم). 61

روش و ابزار جمع آوری اطللاعات. 62

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات. 65

فصل چهارم

آمار توصیفی. 69

آمار استنباطی؛. 75

فرضیه 1:. 75

فرضیه 2:. 78

فرضیه 3:. 80

فرضیه 4:. 81

فرضیه 5:. 82

فرضیه 6:. 83

فصل پنجم

مقدمه:. 85

خلاصه تحقیق:. 85

بررسی فرضیه های پژوهش و مقایسه آنها با تحقیقات گذشته:. 86

فرضیه 1. 86

فرضیه 2. 88

فرضیه 3. 91

فرضیه 4. 93

فرضیه 5. 94

فرضیه 6. 96

نتیجه گیری کلی:. 98

محدودیتها:. 100

پیشنهادات پژوهش:. 101

پیش نهاد های کاربردی پژوهش…………………………………………………………….102

منابع. 103

مقدمه

تعالی و پیشرفت هر جامعه‌ای مستلزم داشتن افراد سالم و بانشاط است، روابط سالم با دیگران می‌تواند تکامل و رشد شخصیت را موجب شود(بخشی سورشجانی،1379 ؛ نقل از بخشایش و انتظاری،1390).

پدیده اشتغال و کار از ابتدای زندگی بشر موردتوجه بوده است. با صنعتی شدن جوامع، زن نیز مانند مرد بیرون از خانه به کار و فعالیت‌های مختلف می‌پردازد و به زندگی اقتصادی خانواده کمک می‌کند زنان بسیاری در خارج از خانه مشغول هستند. توسعه تکنولوژِی،  بالا رفتن سطح تحصیلات زنان، دستیابی به تخصص‌های مختلف و بهبود وضع کار از یک‌سو و علاقه زنان به استقلال اقتصادی و افزایش عزت‌نفس از سوی دیگر منجر به افزایش فعالیت زنان شده است (بنی اسدی شهربابک، رشیدی، حسینی فرد، 1391).

تولستوی در نامه 1856 به والریا آرسنیو نوشته است کسی می‌تواند در این جهان عالی زندگی کند که بداند چطور کار کند و چطور عشق بورزد (ترویات[1]،1990؛ نقل از پاینز[2] و نانز[3]،2003). به قول فروید توانایی عشق ورزیدن و کار کردن شاهدی برای بهزیستی روانشناختی است. انتخاب افراد از شغل و شریکشان می گوید یک رابطه بزرگی درباره اینکه چطور آنها تاثیر عمده بر زندگیشان داشته و دارند. تاثیر کار و عشق هردو بر عملکرد سالم اثبات تجربی شده است (بارنت[4]،1993، بارنت و هاید[5]،2001؛نقل از پاینز و نونز،2003).

در طول دهه ی گذشته افزایش سریع مشارکت زنان متاهل در نیروی کار وجود داشته است. همراه با افزایش نسبت زنان در نیروی کار، نشانه های تغییر در الگوهای تغییر در زندگی زنان نیز رخ داده است.به طور سنتی ورود و خروج زنان در نیروی کار همراه با مراحل همتایی در زندگی خانواده است(گوزمن[6]،2000).

امروزه درزمینه جامعه‌شناسی پزشکی به مبحث بررسی اختلاف در میزان سلامت و بیماری زنان توجه زیادی شده است. در بررسی تفاوت‌های موجود در میزان سلامت زنان، عده‌ای از جامعه شناسان در چهارچوب تحلیل نقش‌های اجتماعی زنان به امر اشتغال زنان توجه نموده‌اند. نقش شغلی زنان به‌عنوان نقشی جدید در کنار  نقش‌های سنتی آنان که شامل نقش مادری و همسری می‌شود، موردتوجه قرارگرفته و در ارتباط با پیامدهای این تلفیق نقش‌ها، با توجه به تأثیرات سوء یا مثبتی که اشتغال می‌تواند بر سلامت جسم و روان زنان داشته باشد، نظریه‌هایی عنوان‌شده است یک دسته کسانیکه موافق نقش شغلی خانم‌ها هستند و معتقدند اشتغال اثرات مثبتی را در جهت ارتقاء شرایط سلامت روانی زنان در پی دارد و دسته دوم مخالفین نقش شغلی زنان است که اثرات سوئی را به دنبال کارکردن زنان بر آن‌ها متصور می‌شوند (احمد نیا،2002 ؛نقل از دل آرام، صفدری، فروزنده، کبری، 1384).

 و همچنین تغییرات در جوامع کنونی و افزایش تعداد زنان شاغل، نقش‌هایی متفاوت را برای زوج‌ها به وجود آورده است. ورود زنان به بازار کار در دهه‌های 1970 و 1980 بیشتر شد چراکه تحولات اقتصادی کفایت تک درآمدی بودن خانواده را زیر سؤال برد (لانگ و یانگ، 1997 به نقل از بوستانی پور،1386).

پیامدهای این تغییرات در زندگی خانوادگی هم گسترده و هم چشمگیر است. وقتی همسر به بازار کار وارد می‌شود مرد و زن هردو باید نقش‌هایشان در ازدواج خود را بازتعریف کنند. اکثریت بزرگی بااین‌حال، نقش جدید خود را با برخی از تردیدها مشاهده می‌کنند. درحالی‌که برخی از آن‌ها، سهم خود را در بهزیستی اقتصادی خانواده‌شان تشخیص می‌دهند و از کار لذت می‌برند. گروهی دیگر بر مشارکت اقتصادی و فعالیت کاری به‌عنوان نقش ثانویه نسبت به شوهران نگاه می‌کنند.

همان‌طوری که زنان به‌ سوی نیروی کار می‌روند مردان بیشتر مسئولیت‌های خانه‌داری و نگهداری کودک  را به عهده می‌گیرند. اگرچه ذکر این نکته مهم است زنان اکثریت مسئولیت نگهداری کودک و وظایف خانه‌داری را همچنان بر عهده می‌گیرند. علاوه بر این افزایش مشارکت نیروی کار زنان با افزایش مقدار زمان صرف شده توسط همسرانشان در خانه  هماهنگ نشده است. زنان کاملاً زمانی را که در وظایف خانه‌داری صرف می‌کنند کاهش نداده‌اند و در مقابل نیروی کار را افزایش داده‌اند. بنابراین بسیاری از زنان متأهل با فعالیت کردن در دو شیفت کار در خانه و بیرون خانه مقدار بیشتری کار می‌کنند. استرس و تقاضاهای شغل اغلب تأثیر منفی بر ارتباطات خانواده، بهزیستی روان‌شناختی و رضایت زناشویی دارد (گوزمن،2000).

دلزدگی از عشق یک‌روند تدریجی است، به‌ندرت و به‌طور ناگهانی بروز می‌کند. صمیمیت و عشق به زندگی رنگ‌باخته و خستگی عمومی عارض می‌شود.، در شدیدترین نوع فرسودگی با فروپاشی رابطه همراه است (برنشتاین، ترجمه توزنده جانی، 1380).

 

تعریف مساله و بیان سوالهای اصلی تحقیق:

سال‌هاست روان شناسان درصدد هستند به این سؤالات پاسخ دهند که چرا برخی از مردم نسبت به بعضی دیگر از بهداشت روانی بهتری برخوردارند؟ این سؤال، سؤال دیگری را به همراه می‌آورد که چرا بر خی نسبت به برخی دیگر در زندگی موفق‌ترند؟ چه عواملی این تفاوت‌ها ر ا رقم می‌زند؟(گلزاری و یزدی،1384). ازدواج به‌عنوان یک‌نهاد اجتماعی است که پایه و اساس ارتباط انسانی را تشکیل می‌دهد و در آن زن و مرد از طریق یک نیروی رمزی ناشی از غرایز و آیین و شعائر و عشق به هم جذب می‌روند و به‌طور آزادانه و کامل تسلیم یکدیگر شده تا واحد پویایی را به‌عنوان خانواده ایجاد کنند (برنو[7]،2009، به نقل باقریان و بهشتی،1390).

یکی از جنبه‌های اثرگذار اجتماعی حاضر بر سلامت افراد، حرفه و شغل هست که پرداختن به آن حائز اهمیت بوده و جای بحث دارد (حدادی، کلدی، سجادی و یوسفی،1390). حدود نیمی از نیروی کار جامعه را زنان تشکیل می‌دهند و گذشته از نقش فعال و چشمگیری که در عرصه خانواده ایفا می‌کنند، اشتغال اجتماعی آن‌ها امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. در حال حاضر زنان در عرصه کار و فعالیت اعم از بخش صنعت، کشاورزی، بهداشت و درمان، تعلیم و تربیت و غیره حضوری قابل‌توجه دارند و با توجه به نقش‌های متعدد و چشمگیر آن‌ها در عرصه خانواده و اجتماع، سلامت و ارتقاء سطح سلامتی آن‌ها اهمیتی خاص می‌یابد (شاهرخی،1380). زنان یکی از گروه‌های حساس بهداشتی بوده که نسبت به مردان درخطر بالاتری برای اکثر اختلالات روانی هستند. سلامت روان زنان، سلامت خانواده و متعاقب جامعه را تضمین می‌کند (سپهرمنش،1387).

در سالیان اخیر رویکرد آسیب‌شناختی به مطالعه سلامتی انسان موردانتقاد قرارگرفته است. برخلاف این دیدگاه که سلامتی را به‌عنوان نداشتن بیماری تعریف می‌کند، رویکردهای جدید بر “خوب بودن[8]” به‌جای “بد یا بیمار بودن[9]” تأکید می‌کنند. از این منظر، عدم وجود نشانه‌های بیماری‌های روانی، شاخص سلامتی نیست. بلکه سازگاری، شادمانی، اعتمادبه‌نفس و ویژگی‌های مثبتی ازاین‌دست نشان‌دهنده‌ی سلامت بوده و هدف اصلی فرد در زندگی، شکوفاسازی قابلیت‌های خود است. گروهی از روانشناسان به‌جای اصطلاح سلامت روانی[10] از بهزیستی روان‌شناختی[11] استفاده کرده‌اند. زیرا معتقدند این واژه ابعاد مثبت را به ذهن متبادر می­ کند.(میکائیلی منیع،1389).

معنی لغوی بهزیستی یک حالت رضایت از شاد بودن، سلامتی و موفقیت است که به تجربه و عملکرد روان‌شناختی مطلوب اشاره می‌کند (دسی و ریان[12] به نقل از عایشه گورل[13]، 2009).

اصطلاح بهزیستی اصطلاحاً به‌عنوان احساسی مثبت و احساس رضایتمندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه‌های مربوط به خانواده و شغل و … می‌باشد، تعریف‌شده است (چاو،2007، به نقل چالمه،1390). مفهوم بهزیستی روان‌شناختی یک ساختار چندبعدی نگرش به زندگی است. ریف (1989) اشاره می‌کند که برای توصیف بهزیستی روان‌شناختی رویکرد نظری خاصی وجود ندارد. او مطالعاتش را بر پایه روانشناسان رشد و شخصیت یعنی توضیحات نظری روانشناسان مثبت نگر[14] بنا می‌کند و نیز مدل چندجانبه بهزیستی روان‌شناختی را ایجاد می‌کند (رجب اوزپولات[15]، یوجل اسکور[16]، سزر[17]،2012). طبق گفته ریف (1995) بهزیستی چندبعدی است و شامل ابعادی می‌شود مانند خویشتن پذیری[18]، رشد فردی[19]، هدف زندگی[20]، روابط مثبت با دیگران[21]، تسلط محیطی[22] (توانایی مدیریت مؤثر زندگی شخص و جهان پیرامون) و حس خودمختاری[23]. همچنین برحسب دو مؤلفه تعریف‌شده است؛ یک مؤلفه عاطفی که شامل هیجانات مثبت و منفی می‌شود و یک مؤلفه شناختی، برای مثال رضایت از زندگی که به قضاوت کلی زندگی شخصی اشاره می‌کند درحالی‌که حوزه‌های خاصی (شامل سلامتی، دارایی و روابط) همه قضاوت‌ها را تعیین می‌کند. همه‌ی حیطه‌ها اهمیت یکسانی برای افراد ندارد (تارین[24]،2010).

درحالی‌که بعضی ازدواج‌ها موجب رشد و شکوفایی زوجین است، بسیاری از زن و شوهرها نیز می‌توانند به مصیبت‌هایی در مقابل همدیگر بدل شوند، ایجاد و حفظ روابط صمیمانه و ارضای نیازهای عاطفی و روانی در جریان ازدواج، هنر و مهارتی است که علاوه بر سلامت روان و تجارب سالم اولیه، نیازمند داشتن و کسب نگرش‌های منطقی، مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های زندگی و انجام وظایف خاص خویش است.(اعتمادی، نوابی نژاد، احمدی و فرزاد، 1385؛ به نقل عطاری، حسین پور، راهنورد، 1388).

ازجمله مخاطرات ازدواج و روابط بین زن و شوهر دل‌زدگی زناشویی است. دل‌زدگی زناشویی وضعیت دردناک فرسودگی جسمی، عاطفی و روانی است که کسانی که توقع دارند عشق رویایی و ازدواج به زندگی‌شان معنا بخشد را متزلزل می‌کند. دل‌زدگی زمانی اتفاق می‌افتد که زوجین متوجه می‌شوند علی‌رغم تلاش‌هایشان رابطه‌شان به زندگی معنا نداده و نخواهد داد (پاینز[25]، به نقل شاداب 1381).

 فرسودگی یک‌روند تدریجی است و به‌ندرت به‌طور ناگهانی بروز می‌کند. درواقع صمیمیت عشق به‌تدریج رنگ می‌بازد و به همراه آن احساس خستگی عمومی عارض می‌شود. کایزر[26] (2003) معتقد است باوجوداینکه برخی ازدواج‌ها به‌نوعی سرخوردگی را تجربه می‌کنند اما بسیاری از آن‌ها باکیفیتی پایین ادامه یافته وزندگی متأهلی بی‌ثباتی را تشکیل می‌دهند که متمایل به فروپاشی است و مسلماً با فراوانی افکار و تصورات درباره جدایی همراه خواهد بود (شریفی، کارسولی، بشلیده،1390). فرسودگی جسمی با نشانگانی مانند احساس خستگی، کسالت و بی‌حالی بروز می‌کند که با خواب رفع نمی­شود. فرسودگی عاطفی بااحساس آزردگی، ناامیدی، غمگینی، تنهایی و بیهودگی مشخص می­شود. فرسودگی روانی معمول به‌صورت کاهش خودباوری و منفی نگری نسبت به روابط به‌خصوص رابطه با همسر و احساس یاس و سرخوردگی نسبت به همسر بروز می­ کند (ادیب راد،1384).

 

 ضرورت انجام تحقیق

 

در سال‌های گذشته دیدگاه زنان و مردان درباره زندگی تغییر کرده است. امروزه، دیدگاه مردان وزنان درباره مفهوم خود تغییر کرده است. همچنین ایده‌ها درباره نقش سنتی زنان ومردان تغییر کرده است. امروزه زنان برای به ظهور رسانیدن توانمندی های خود افزایش عزت نفس و خود شکوفایی به اشتغال علاقه مند شده اند (نظری،1386).

تغییر نقش های سنتی زنان و تقاضای روزافزون آنها برای مشارکت در عرصه های مختلف، به واقعیتی انکار ناپذیر در جامعه ایران تبدیل شده است (جواهری، سراج زاده، رحمانی،1389). اغلب زوجین علاقمند به اشتغال بوده یا شاغل هستند و حتی طبق آمار گرفته شده (زوج های دو شغلی) و دو درآمدی رو به افزایش است. مشاهده میشود که هرکدام از زوجین بیش از نیمی از ساعات روزانه خود را در محیط کاریشان سپری می کنند (کارلسون،1378). با رشد روزافزون و گسترش اشتغال ساخت خانواده و نقش های والدین دچار دگرگونی شده و در روابط همسران با یکدیگر و روابط مادر و پدر با فرزندان نیز تغییراتی به وجود آمده است (پارسل[27] و مناغان[28]، به نقل از اقدامی وحسین چاری،1387).

زن موجودی است که می تواند سرمایه ای برای اصلاح جامعه باشد و انسان های والا پرورش دهد. آسایش خانواده و جامعه به برکت وجود زن و طبیعت او تحقق می یابد. ورود زنان به محیط های اجتماعی وایجاد فرصت های شغلی وگزینش آن ها برای شغل های موجود در جامعه سبب تنوع نقش های آنان در اجتماع وخانواده وتعدد روابط اجتماعی وتعلقات گروهی شده است. این پدیده موجب تغییر دیدگاه ها و نگرش آنان شده و مسائل جدیدی را بوجودآورده است (محمدی، بلوریان، عارفی، 1389).

 از نظر کارلسون[29] (1378) یکی از دلایل تنیدگی زنان شاغل داشتن مسئولیت های متعدد در محیط حرفه ای و خانوادگی است که یکی از مسائل اصلی روابط کار و خانواده را تشکیل می دهد یعنی زنان شاغل به دلیل انتظارات سنتی که از آنان می رود از یک سو مسئولیت انجام وظایف خانه داری، تربیت فرزندان و انجام وظایف زناشویی را به عهده دارند و از سوی دیگر ضرورت های اقتصادی همراه جنبش های دفاع از حقوق زنان، آنان را در جهت یک زندگی فعال سوق داده است. یعنی به دلیل تغییرات بنیادی در نقش زن در روابط کار و خانواده زنان دیگر نمی­توانند به عنوان مادر در خانواده، همه عمر خود را در کانون خانوادگی بگذرانند. لذا زنان علاوه بر تنیدگی های ناشی از خانه و خانواده، با تنیدگی های ناشی از کار هم مواجهند (ادیب راد،1385).

برای اکثر مردم کار چیزی فراتر از وسیله تأمین معاش تلقی می گردد. کار سبب بالارفتن موقعیت اجتماعی و موجب فعالیت ذهنی و جسمی می شود. به اوقات زندگی فرد نظم و ساختار می بخشد و سبب گسترش تلاش های انسانی می شود و حس هدف و مقصود مشترک می آفریند. افراد بیکار در مورد وضعیت جسمی خویش دچار نگرانی هستند و از مراجعان دائمی پزشکان به شمار می روند (فدایی و علی بیگی،1390).

بعلاوه زمانی که زن و شوهر هردو شاغل بوده و زندگی متحرک و سازنده ای دارند جنبه های مثبتی در زندگی آنها وجود دارد (گیلبرت به نقل از نظری،1386). همسری که علاقه های مخصوص به خود دارد دارای هیجان بیشتری است (روسو به نقل از نظری،1386). علی رغم مسائل حرفه ای، کیفیت محاوره ها و حمایت شخصی این فرد ممکن است رابطه را غنی تر کند (باروک و اسکوآرتز به نقل از نظری،1386).

با افزایش زنان تحصیلکرده در ایران و درخواست آنها برای اشتغال، مطالعه وضعیت سلامت زنان شاغل از اهمیت زیادی برخوردار است. تداخل نقش های چندگانه سبب کاهش کیفیت کار، اختلافات زناشویی، انتقال رنج وناراحتی روانی به کودکان، صدمه به کیفیت زندگی و کاهش سلامت روان آنها می گردد (حدادی، کلدی، سجادی، صالحی، 1390).

اختلاف دیدگاه ها مربوط به تاثیر شغل بر زندگی زنان و اختلاف پژوهش های پیشین در این زمینه و تحول جامعه نسبت به دهه های گذشته ایجاب می کند که تحقیقی در این زمینه صورت گیرد تا بتواند تضاد های مربوط به این زمینه را پاسخگو باشد.

اهداف

هدف کلی:

بررسی مقایسه ای بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی بین زنان شاغل (معلم) و خانه دار

اهداف جزئی:

  1. بررسی مقایسه ای بهزیستی روانشناختی بین زنان شاغل و خانه دار
  2. بررسی مقایسه ای دلزدگی زناشویی بین زنان شاغل و خانه دار
  3. تعیین رابطه بین بهزیستی روانشناختی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل و خانه دار

فرضیه ها (سؤالهای تحقیق)

فرضیه های اصلی:

  1. بین بهزیستی روانشناختی زنان شاغل با زنان خانه دار تفاوت وجود دارد.
  2. بین دلزدگی زناشویی زنان شاغل با زنان خانه دار تفاوت وجود دارد.
  3. بین میزان بهزیستی روانشناختی و دلزدگی زناشویی زنان رابطه وجود دارد.

 

فرضیه های فرعی:

  1. بین بهزیستی روانشناختی با دلزدگی جسمانی زنان شاغل و خانه دار رابطه وجود دارد.
  2. بین بهزیستی روانشناختی با دلزدگی عاطفی زنان شاغل و خانه دار رابطه وجود دارد.
  3. بین بهزیستی روانشناختی با دلزدگی روانی زنان شاغل و خانه دار رابطه وجود دارد.

 

تعریف متغیرها و اصطلاحات

تعریف مفهومی و عملیاتی

بهزیستی روانشناختی: داشتن احساس مثبت و رضامندی عمومی از زندگی است که خود و دیگران را در حوزه های مختلفی چون خانواده، دوستان، شغل را در بر می گیرد. این تحقیق از مدل 6 بعدی کارول ریف برای تعریف و سنجش بهزیستی استفاده می شود. این 6 بعد عبارتند از: خود تعیین گری[30]، تسلط بر محیط[31]، رشد و بالندگی شخصی[32]، خویشتن پذیری[33]، روابط مثبت با دیگران[34] و هدف داشتن در زندگی[35]. در این تحقیق به منظور بررسی بهزیستی روان شناختی کلی و 6 مولفه آن از مقیاس 84 گویه ای بهزیستی روان شناختی ریف استفاده می شود که 6 مولفه دارد. به هر بعد 14 سوال اختصاص دارد.

خود تعیین گری: فرد خود تعیین گرا (خود پیرو و مستقل) در مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف، در این بعد، نمره بالایی می گیرد. وی فرد مستقلی است که توانایی مقاومت در مورد فشارهای اجتماعی را دارد وبر اساس ارزش های شخصی خود و به طریقی که معتقد است درست است، رفتار می کند. قدرت کنترل و تنظیم رفتارهای خود را دارد و خود را بر اساس معیارها و استاندارد های خویش ارزیابی می کند بر عکس، کسی که در این بعد نمره پایینی می گیرد، به انتظارات و ارزیابی دیگران توجه دارد. برای تصمیم گیری در مورد امور مهم زندگی اش به نظرات دیگران توجه دارد و آنطور که دیگران دوست دارند رفتار می کند.

تسلط بر محیط: کسی که در این بعد نمره بالایی می گیرد، احساس می کند بر اوضاع مسلط است و توان آن را دارد که مدیریت اوضاع پیرامون خود را در دست داشته باشد. وی از فرصت های موجود استفاده موثر می کند و قادر است بر اساس نیازها و مقتضیات شخصی اش شرایط مناسب را فراهم سازد. بر عکس کسی که در این بعد نمره پایینی بدست می آورد برای روبرو شدن با تقاضاهای زندگی روزمره احساس ضعف می کند و احساس می کند که نمی تواند در شرایط موجود تغییری ایجاد کند به طور کلی احساس کنترل جهان پیرامون خود را ندارد.

رشد شخصی: کسی که در این بعد نمره بالایی می آورد، احساس رشد مداوم و پیوسته دارد. از احساس رشد و پیشرفت برخوردار است و نسبت به تجارب جدید از گشودگی برخوردار است یعنی پذیرای تجارب نو و تازه است. بر عکس کسی که در این بعد نمره نمره پایین می گیرد، احساس رکود می کند و فاقد احساس رشد و بالندگی شخصی در طول زمان می باشد. چنین شخصی نسبت به زندگی احساس کسالت و دلزدگی دارد و احساس می کند که در ایجاد رفتارها و نگرش های جدید و نو ناتوان است.

روابط مثبت با دیگران: فردی که در این خرده مقیاس بهزیستی روان شناختی، نمره بالایی کسب می کند، از رابطه گرم، رضایت بخش و اعتماد بخشی با دیگران برخوردار است و احساس همدردی قوی نسبت به دیگران داردو دارای عاطفه و احساس نزدیکی نسبت به دیگران می باشد. او نسبت به دیگران احساس تفاهم و درک متقابل دارد و از داد و ستد های روابط انسانی آگاهی دارد. شخصی که در این بعد نمره پایینی می گیرد، روابط نزدیک اندک و محدودی دارد و برقراری روابط گرم و صمیمانه برایش مشکل است و نسبت به دیگران گشودگی ندارد و به مسائل آنها توجهی ندارد. چنین فردی خواهان ایجاد و حفظ روابط محکم و استوار با دیگران نیست.

هدف داشتن در زندگی: کسی که در این بعد نمره بالایی به دست می آورد، احساس می­ کند که زندگیش هدفمند و جهت دار است. احساس می­ کند که زندگی کنونی، گذشته او معنادار بوده است و بر این باور است که می ­تواند زندگیش را با معنا و هدفدار سازد. بر عکس، کسی که در این بعد از مقیاس بهزیستی نمره پایینی می­گیرد، زندگی را معنادار نمی­بیند، هدف های معین و جهت گیری مشخصی در زندگی خود ندارد. در زندگی گذشته اش معنایی نمی بیند و برای آینده نیز چشم اندازی که معنا بخش زندگیش باشد، تصور نمی­ کند.

پذیرش خود: فردی که پذیرش خود بالایی دارد، نگرش مثبتی نسبت به خودش دارد و نسبت به جنبه های گوناگون خود، خوب و بد، هردو، شناخت و آگاهی داردو نسبت به زندگی گذشته اش احساس مثبتی دارد. بر عکس، فردی که در این بعد ضعیف است و نمره پایینی می­گیرد، از زندگی خود راضی نیست، از آنچه در زندگی گذشته برایش اتفاق افتاده است ناراضی است و نسبت به گذشته احساس سرخوردگی دارد و در حسرت آن است که ای کاش شخص دیگری بود متفاوت از آنچه اکنون هست.

دلزدگی زناشویی:

 نمره ای است که فرد در پرسشنامه فرسودگی زناشویی پاینز (CBM)، کسب می­نماید و فرسودگی آزمودنی را در سه بعد جسمانی، روانی و عاطفی می­سنجد.

فرسودگی زناشویی وضعیت دردناک جسمی، عاطفی و روانی است کسانی را که توقع دارند عشق رویایی به زندگیشان معنی بخشد را متاثر می سازد. فرسودگی هنگامی بروز می کند که آنها متوجه می شوند، علی رغم تمام تلاشهایشان این رابطه به زندگیشان هیچ معنی و مفهوم خاصی نداده است (ون پلت،2004؛ پاینز،1996، ترجمه شاداب، 1381).

خستگی جسمی: فرسودگی جسمی با نشانگانی مانند خستگی، کسالت، بی حالی بروز می کند که با خواب رفع نمی شود. این افراد گاهی دچارسردردهای مزمن، دردهای شکمی و یا کمردرد می شوند و همچنین مستعد ابتلا به بیماری هستند (شاداب،1381. به نقل از نیکوبخت، کریمی و بهرامی،1390).

تعداد صفحه :94

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی نقش صفات شخصیت ، بهزیستی مدرسه، هویت تحصیلی ،ا نگیزش تحصیلی و خود کار-آمدی تحصیلی درپیش بینی بهزیستی روانشناختی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه تربیت معلم تهران

دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی

 پایان نامه جهت اخذ درجه دکتری

رشته روانشناسی تربیتی

عنوان

بررسی نقش صفات شخصیت ، بهزیستی مدرسه، هویت تحصیلی ،ا نگیزش تحصیلی و خود کار-آمدی تحصیلی درپیش بینی بهزیستی روانشناختی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی بالا و پائین

استاد مشاور:

دکتر پروین کدیور

خردادماه  1390

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

    ارتقاء بهزیستی روانشناختی دانش آموزانبه عنوان یکی از موضوعات مهم در ادبیات پژوهش پیرامون مدرسه و نقش های آن دیده می شود. .اما پژوهش در زمینه ابعاد عاطفی دانش آموزان موضوعی فراموش شده است . هدف مطالعه حاضر بررسی الگوی روابط میان پیش بینی کننده های بهزیستی روانشناختی در دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی بالا و پایین است.

    پژوهش حاضر در زمره تحقیقات همبستگی با بهره گرفتن ازروش های “الگویابی علی” قرار می گیرد.جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دبیرستانی شهر بیرجند بوده اند که به روش نمونه گیری طبقه ای 436 نفر (202پسر و 234 دختر) انتخاب شده اند.به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های پنج عامل بزرگ شخصیت، بهزیستی روانشناختی،بهزیستی مدرسه ،هویت ،انگیزش ،و خودکار آمدی تحصیلی استفاده شده است.

    تحلیل داده های پژوهش نشان دادکه:1. دو مدل به لحاظ ساختاری با یکدیگر تفاوت دارد. همچنین مقایسه شاخص های برازش  مدل با محدودیت و بدون محدودیت هم نشان داد که مدل بدون محدودیت از شاخص های برازش بهتری برخوردار است.

    با توجه به نتایج پژوهش،اولا معامان و مربیان باید به نقش با اهمیت شخصیت،هویت،انگیزش،خود-کارآمدی و بهزیستی مدرسهبر بهزیستی روانشناختی توجه نمایند ، و ثانیابه این نکته توجه داشت که پردازش های شناختیدانش آموزان با عملکرد تحصیلی بالا و پائین بطور معناداری متفاوت است که می تواند بسیاری از فرایندهای روانشناختی آنان تحت تاثیر قرار دهد.

کلید واژه: پنج عامل بزرگ شخصیت،بهزیستی مدرسه، ،هویت تحصیلی،انگیزش تحصیلی،خودکارآمدی تحصیلی، بهزیستی روانشناختی

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                                    صفحه

فصل اول- مقدمه وکلیات پژوهش……………………………………………………………………………………………… 1

1-1.مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………2

2-1. بیان مساله…………………………………………………………………………………………………………………………………3

3-1. چارچوب مفهومی الگو…………………………………………………………………………………………………………….. 6

4-1. اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………….. 9

5-1. سوالات اصلی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………… 9

6-1. فرضیه ها………………………………………………………………………………………………………………………………….9

7-1. اهمیت و ضرورت انجام پژوهش………………………………………………………………………………………………..10

8-1. تعاریف نظری و عملیاتی وازه ها………………………………………………………………………………………………..11

فصل دوم – ادبیات پژوهش………………………………………………………………………………………………………..17

1-2. مبانی فلسفی و علمی بهزیستی روانشناختی………………………………………………………………………………18

2-2. ابعاد بهزیستی روانشناختی……………………………………………………………………………………………………20

3-2. تعاریف بهزیستی روانشناختی…………………………………………………………………………………………………….22

4-2. پیش بینی کننده های بهزیستی روانشناختی ……………………………………………………………………………..26

        1-4-2. متغییر های جمعیت شناختی و بهزیستی روانشناختی…………………………………………………………….26

        2-4-2. شخصیت و بهزیستی روانشناختی…………………………………………………………………………………….27

        3-4-2. خود کار آمدی و بهزیستی روانشناختی…………………………………………………………………………….30

        4-4-2. پایگاه های هویت و بهزیستی روانشناختی………………………………………………………………………….32

        5-4-2. انگیزش تحصیلی و بهزیستی روانشناختی…………………………………………………………………………..37

        6-4-2. بهزیستی مدرسه و بهزیستی روانشناختی…………………………………………………………………………… 39

5-2. شخصیت و هویت……………………………………………………………………………………………………………………43

6-2. شخصیت و خود کار آمدی………………………………………………………………………………………………………45

7-2. شخصیت ،انگیزش و عملکرد تحصیلی………………………………………………………………………………………..47

8-2. مقایسه دانش آموزان دارای عملکرد بالا و پائین…………………………………………………………………………….50

        1-8-2. خودکارآمدی تحصیلی…………………………………………………………………………………………………50

        2-8-2. نگرش به مدرسه…………………………………………………………………………………………………………..51

        3-8-2. انگیزش و خود تنظیمی………………………………………………………………………………………………….51

        4-8-2. ارزش گذاری برای هدف……………………………………………………………………………………………..52

9-2. جمع بندی فصل دوم………………………………………………………………………………………………………………..52

فصل سوم- روش شناسی پژوهش………………………………………………………………………………………………54

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………55

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                                    صفحه

1-3. روش تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………………..55

2-3. جامعه آماری و گروه های نمونه…………………………………………………………………………………………………55

3-3. روش نمونه گیری……………………………………………………………………………………………………………………56

4-3. ابزارهای جمع آوری اطلاعات،روائی و پایائی آنها………………………………………………………………………..57

        1-4-3. فهرست پنج عامل بزرگ شخصیت………………………………………………………………………………….57

        2-4-3. مقیاس های بهزیستی روانشناختی…………………………………………………………………………………….60

        3-4-3. پروفایل بهزیستی مدرسه………………………………………………………………………………………………..64

        4-4-3. مقیاس انگیزش تحصیلی………………………………………………………………………………………………..66

        5-4-3. مقیای پایگاه های هویت تحصیلی……………………………………………………………………………………68

        6-4-3. فرم خود کارآمدی برای یادگیری…………………………………………………………………………………..71

5-3. روش اجرای پرسشنامه ها………………………………………………………………………………………………………….73

6-3. روش های آماری تحلیل داده ها…………………………………………………………………………………………………74

7-3. مفروضه های زیر بنائی مدل سازی معادلات ساختاری……………………………………………………………………75

فصل جهارم- تجزیه و تحلیل داده ها…………………………………………………………………………………………79

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………80

توصیف آماری گروه تحقیق…………………………………………………………………………………………………………….80

توصیف آماری متغییرهای تحقیق……………………………………………………………………………………………………….80

ماتریس همبستگی بین متغییرهای تحقیق……………………………………………………………………………………………..83

بررسی الگوی پیشنهادی تحقیق…………………………………………………………………………………………………………83

بررسی فرضیه های تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………84

آزمون هم ارزی مدل های ساختاری…………………………………………………………………………………………………100

فصل پنجم- بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………….104

خلاصه……………………………………………………………………………………………………………………………………….105

بحث…………………………………………………………………………………………………………………………………………..105

نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………………………………….126

محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………127

پیشنهادات پژوهشی……………………………………………………………………………………………………………………….127

پیشنهادات کاربردی………………………………………………………………………………………………………………………127

منابع…………………………………………………………………………………………………………………………………………130

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                                    صفحه پیوست ها………………………………………………………………………………………………………………………………….149 پیوست الف: مقیاس های بهزیستی روانشناختی……………………………………………………………………………………150

پیوست ب: مقیاس انگیزش تحصیلی والرند………………………………………………………………………………………..154

پیوست ج :فهرست پنج عامل بزرگ شخصیت……………………………………………………………………………………156

پیوست ه : مقیاس پایگاه های هویت تحصیلی…………………………………………………………………………………….158

پیوست و: فرم خود کار آمدی برای یادگیری…………………………………………………………………………………….161

پیوست ز: پروفایل بهزیستی مدرسه…………………………………………………………………………………………………..166

.  مقدمه

    تلاش برای فهم بهزیستی و علل آن نه تنها جدید نیست بلکه مساله ای است که در طول تاریخ همیشه توجه افرادی را به سمت خود جلب کرده است ( مک ماهون[1] ، 2006 ) .می توان گفت ، همه ملاحظات پزشکی و روانشناختی ، سیاسی ، اجتماعی . اقتصادی به هدف افزایش کیفیت زندگی بعنوان یک هدف بنیادی صورت می پذیرد ( وازکویز ، هرواس و گومز[2] ، 2009  بسیاری از ما تصمیمات روزانه زندگی مان را بگونه ای اتخاذ  می کنیم که درجه  و میزان شادی خودمان یا افرادی که به آنها عشق می ورزیم را بالا ببریم ( گیبرت ، 2006 )

   علی رغم اینکه، تصور می شود روانشناسی با سلامت و بیماری هر دو سر کار دارد ، مروری بر مطالعات انجام شده روی افسردگی ، استرس و اضطراب در مقایسه با مقالاتی که درباره رضایت ، شادی یا بهزیستی انجام می شود یک نسبت 6 به  را نشان می دهد(وازکویز ، هرواس و گومز، 2009 ).  

    سالانوا[3] (2008) در مروری بر مقالات منتشر شده در یکصد سال گذشته ( از 1907 تا 2007 ) بیان می کند که در مقایسه با 77614 مقاله منتشر شده پیرامون استرس ، 44667 مقاله در باره افسردگی ، 24814 مقاله در پیرامون اضطراب فقط 6434 مقاله درباره بهزیستی ، 1159 مقاله درباره شادی و 304 مقاله درباره لذت 2 بوده است (وازکویز ، هرواس و گومز، 2009 ). مایرز( 2004)، گزارش می کند ؛ چکیده های روانشناسی  از سال 1887 تا کنون نشان میدهد که روانشناسی در طول تاریخ خود اغلب به احساسات منفی پرداخته است. از نوشته های موجود 10735 مقاله به خشم و پرخاشگری، 70845مقاله به اضطراب ، و 86767 مقاله به افسردگی اختصاص یافته است، و در ازای 13 مقاله در زمینه های نامبرده، فقط یک مقاله به احساسات مثبت اختصاص یافته است و بنا بر این مقاله های مربوط به  شادی1161 ، رضایت از زندگی 7949 و خرسندی و رضایت خاطر 3938بوده است.  

  اگر به مطالعات خاصی که به بررسی ارتباط بین خلق و علائم فیزیولوژیک می پردازد ، نظری داشته باشیم ، متوجه می شویم مطالعاتی که روی خلق منفی مانند افسردگی یا خشم انجام گرفته است 20 برابر مطالعاتی است که به بررسی حالت های هیجانی مثبت می پردازد ( پرسمن و کوهن ، 2005؛  نقل از وازکویز ،، هرواس و گومز، 2009 ) .

  علیرغم مطالب فوق ، توجه سنتی گذشته به علائم و بیماری ها، بتدریج در حال تغییر بوده و توجه به مفهوم “سلامت”  به معنی واقعی آن در حال افزایش است . سازمان جهانی بهداشت در سال 1948 سلامت را حالت رفاه کامل جسمی ، روانی و اجتماعی و نه صرفاً نبود بیماری می داند .

  بمنظور رسیدن به حالت رفاه کامل جسمی ، روانی و اجتماعی ، یک فرد یا گروه باید قادر باشند آروزهایشان را تحقق بخشند ، نیازهایشان را برآورده نمایند و محیط را تغییر داده یا با آن مقابله کنند . بنابراین ، سلامت نه هدف زندگی بلکه بعنوان وسیله ای برای زندگی روزمره در نظر گرفته می شود . سلامت یک مفهوم مثبت با تاکید بر منابع فردی واجتماعی و توان و ظرفیت های جسمی قلمداد می شودکه  مدارس به عنوان یک جایگاه مهم تربیتی می توانند و باید در زمینه نقش اساسی ایفا نمایند. ( وازکویز ، هرواس و گومز، 2009 ) . انجام پزوهش های مرتبط به بهزیستی می تواند به بهبود وضعیت موجود در بعد نظری و کاربردی کمک نماید.

2-1. بیان مساله

    روانشناسی تا کنون بر بیماری بیشتر از سلامت ، بر ترس بیشتر از شهامت و بر پرخاشگری بیشتر از عشق تکیه داشته است . به عبارت دیگر، روانشناسان علاقه چندانی در کمک به افراد برای شادتر بودن ، نوع دوست تر بودن و متکامل تر زیستن نداشته اند. اما امروزه ، دیگر روانشناسی مطالعه آسیب شناسی ، ضعف  و صدمه نیست ، بلکه نقاط قوت و فضیلت را نیز در بر می گیرد . درمان روانشناسی نیز صرفا ترمیم آنچه شکسته است ، نیست ، بلکه تربیت و پرورش بهترین هاست . روانشناسانی که با خانواده ها و مدارس ، کار می کنند ، نیاز مند توسعه جوّی هستند که بر این نقاط قوت اثر بگذارد .

    در مدارس ، ارتقاء بهزیستی دانش آموزان ، بعنوان کلید چالش های مدرسه، همواره در ادبیات مربوط به این زمینه مطرح و قابل رؤیت بوده و هست( کونو و ریمپلا[4] , 2002). حدود یکصد سال قبل، جان دیوئی[5] براین مسأله تأکید نمود که :  آنچه بهترین و عاقل ترین والدین برای فرزندانشان دنبال می کنند , جامعه باید برای همه کودکان و فرزندانش فراهم آورد و هر ایده آلی غیراز این ، برای مدارس محدود و غیر دوست داشتنی است ( دیوئی ،1907). بر اساس دیدگاه رامسی و کلارک[6]( 1990) ، احساس بهزیستی در دانش آموزان بسیار مهمتر از پیشرفت های معمول در مدرسه است .

    در حال حاضر، سازمان جهانی بهداشت[7](1999) قویاً ارتقاء سلامت در مدارس را مورد تأکید قرارداده و بر این  نکته تأکید می کند که بهزیستی بطور مستقیم با پیشرفت تحصیلی , کیفیت زندگی ، کار- آمدی و مولد بودن اقتصادی رابطه دارد  و خلاصه آنکه کودکان سالم بهتر یاد می گیرند .

    برخی از محققان ، یکی از ابعاد مهم مدرسه رفتن را ، تامین سلامت و  بهزیستی دانش آموزان قلمداد نموده اند(آندرسن و بورک ، 2000؛ کونو و ریمپلا، 2002). برای این گروه از محققان ، مدرسه رفتن چیزی بیش از انتقال دانش یا رشد مهارت های یادگیری است . برای محققانی که به موضوع بهزیستی بهاء می دهند(موک[8]،2002 ؛ آندرسون و بورک،2000؛ کونو و ریمپلا،2002؛کونو و لینتونن [9],2006 ؛ ودر وهمکاران[10] ، 2005؛  سولدو و همکاران[11]، 2009 ؛ دانیلسن و همکاران[12]، 2009 )، هدف محوری و اساسی تعلیم و تربیت ، رشد هریک از دانش آموزان برای زندگی سالم و مطلوب در جامعه است . مدرسه. مجموعه ای ایده آل برای ارتقاء روابط بین فردی مثبت، کار کرد بهینه، رشد یادگیری ،رشد اجتماعی ، استقلال و تامین سلامت و بهزیستی دانش آموزان است  (سلیگمن ، 2000؛ دانیلسن و همکاران،2009) .در حال حاضر با رشد جنبش روانشناسی مثبت نگر در جامعه جهانی نیز علاقه فزاینده ای نسبت به توصیف و بررسی جنبه های مثبت زندگی مانند رشد ، کیفیت زندگی ، بهزیستی روان شناختی، شادی و کار کرد اجتماعی دانشجویان و دانش اموزان  به وجودآمده است (کوک, بویک, بارکام, برادلی و آدین[13],2006 ؛ روینی[14]،2009).

    از آنجا که در این پژوهش ، دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی بالا و پائین با هم مقایسه می شوند ، اشاره به وجود تفاوت هائی که بین این دو گروه از دانش آموزان در هر یک از متغییر های مذکوردیده می شود نیز ضروری به نظر می رسد. هر معلمی ، دانش آموزی را که بهتر کار می کند ، می شناسد . دانش اموز با پیشرفت پائین به دانش آموزی گفته می شود که بین استعداد یا توان او با عملکرد و پیشرفتش تفاوت وجود دارد(ریس  و مک کوآچ[15]،2000 ). بنا براین ، دانش آموزی که برای موفقیت در مدرسه توانا به نظر می رسد اما تلاشی را انجام نمی دهد، کم آموز یا دانش آموز با پیشرفت پائین تلقی می شود. عوامل مشترکی با کم آموزی رابطه دارند که عبارتند از خود پنداره تحصیلی پائین(شانک، 1998؛ سوپل[16]،1990 ؛ ویت مور[17]1980)؛ خود کار-آمدی پائین(شانک،1998)؛ انگیزش پائین(واینر،1992)؛ ارزیابی پائین هدف(مک کال، ایوان،وکراتزر[18]،1992) ، صفات شخصیتی(گاسلینک[19] وهمکاران1998، به نقل از پروین، 2001؛ ترجمه جوادی و کدیور،1381)،سبک هویتی آشفته/اجتنابی( برزونسکی و همکاران، 1999)، هویت مغشوش( برزونسکی، a1998؛ دالینگر و دالینگر[20]، 1997؛ نقل از آقاجانی، 1381)، و نگرش منفی به مدرسه و معلمان(کالنگلو،کر، کریستنسن و مکسی[21]1993؛ فورد،1996؛ ریم،1995) .

    بیشتر ادبیات موجود در زمینه مقایسه دانش آموزان دارای پیشرفت تحصیلی پائین و بالا بر این نکته تاکید می کنند که این دانش آموزان در مقایسه با دانش آموزان دارای پیشرفت بالا، خودپنداره تحصیلی ، خود کار-آمدی تحصیلی،خود تنظیمی ، انگیزش ، و رفتار های هدفمند پائین تری دارند و نگرش آنان به مدرسه منفی تر است(ریس  و مک کوآچ،2000).با این حال ، بیشتر بررسی های انجام شده برای بیان ویژگی های این  دانش آموزان ، کیفی ، بالینی و یا تک آزمودنی بوده اند، و مطالعات  بسیا ر اندکی برای صحت آزمون این فرضیه ها بصورت کمی انجام گرفته است(ریس  و مک کوآچ،2000).     

    بنا براین، علی رغم اهمیت بهزیستی روانشناختی دانش آموزان و متغییر های پیش بینی کننده آن و با توجه به اهمیت نیاز به افزایش دانش ما پیرامون ویژگی های دانش آموزان دارای پیشرفت و عملکرد تحصیلی بالا و پائین  ، کمتر تحقیق جامع و منظمی وجود دارد که همه این عوامل را با هم وبصورت مقایسه ای و در قالب یک الگو در نظر گرفته باشد. تمرکز مطالعه حاضر،تلاش در پر کردن این فاصله و شکاف در ادبیات پژوهشی موجود است . به عبارت دیگر، هدف مطالعه حاضر، طراحی الگوئی از روابط میان عوامل پیش بینی کننده بهزیستی روانشناختی دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی بالا و پائین است . محقق این نکته را در نظر دارد که طراحی الگو و بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری نظریه –محور بوده و مستلزم بررسی دقیق مبانی نظری و پژوهشی لازم در این زمینه است . با آگاهی و وقوف بر این مساله ، از آنجا که امکان بیان حجم وسیعی از مبانی نظری و پژوهشی مورد نظر در این فصل وجود ندارد ،  پرداختن مفصل به این موضوع را به فصل بعد واگذار می کنیم .

3-1 . چارچوب مفهومی الگو

    زندگی در محیط های آموزشی و تحصیلی با چالش های روانی- اجتماعی و هیچانی مختلفی همراه است که می تواند بر بهزیستی دانش آموزان و دانشجویان اثر بگذارد. مدارس و دانشگاه ها باید به این نکته توجه داشته باشند که نه تنها مسئول آموزش رسمی هستند بلکه در رشد همه جانبه دانش آموزان و به ویژه در آنچه که کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی نامیده می شود نیز باید پاسخگو باشند.دانش اموزان و دانشجویان نیز نباید تلاش شان صرفا کسب نمرات خوب باشد ، بلکه آنان باید به تلاش برای خوب زندگی کردن تشویق شوند. بنا براین، نه تنها  دانستن اینکه دانش آموزان  بطور مداوم در معرض خطرمواجه شدن با پیشرفت تحصیلی ضعیف یا اختلال در کنش های اجتماعی و مشکلات سازگاری ناشی از اقتضاهای محیط های آاموزشی قرار دارند(ورگرو همکاران،2009)، بلکه دانستن اینکه آنان چه میزان رضایت ، شادی و سایر ویزگی های یک زندگی خوب را در محیط مدرسه تجربه می کنند نیز اهمیت دارد.دانستن اینکه چرا دانش اموزان از فضاهای آموزشی رضایت ندارند و یا اینکه چرا احساس خوبی در باره خودشان و یا دنیای اجتماعی پیرامون شان ندارند به اندازه دانش ما در باره اینکه آنان تحت فشار روانی قرار گرفته و یا خطری انها را تهدید می کند اهمیت دارد(شو هانگ-بین و همکاران،2009) .

    مطالعه بهزیستی به دو جریان و شاخه پزوهشی تقسیم شده است که به ترتیب عبارتند از رویکرد لذت گرائی و منتهای سعادت.رویکرد لذت گرائی بهزیستی را در قالب اصطلاحات و واژه های شادی ، وجود لذت و فقدان درد مفهوم سازی می کندو منعکس کننده جریان پژوهشی است که به بهزیستی ذهنی ختم می شود(برادبورن،1969؛دینر و همکاران،1984).رویکرد منتهای سعادت بهزیستی را با استعداد انسان مترادف و یکسان تلقی می کند ، استعدادی که وقتی به واقعیت شکوفا شد نتیجه آن کارکرد بهینه انسان در زندگی است(دینر،1985؛ریان و دسی،2001)ومنعکس کننده جریان پژوهشی است که به بهزیتی روانشناختی(ریف،1989)و اجتماعی(کییز،1998)می رسد.

    ادبیات پژوهشی معاصر مبیین این ایده است که بهزیستی سازه ای سه وجهی است : ذهنی،روانشناختی و اجتماعی. هریک از این وجوه نیز دارای ابعاد یا مولفه هائی است.بسیاری از روانشناسانی که بر اساس رویکرد منتهای سعادت به پژوهش پیرامون بهزیستی و زندگی خوب می پردازند معتقدند که زندگی خوب مضوع ساده ای نیست و چیزی فراتر از تجربه لذت و درد است. در واقع بهزیستی بر این اساس در بر گیرنده تلاش برای کمال و تحقق استعدادهای واقعی فرد است(ریف،1989).ریف(1989)این نکته را مطرح می کند که بهزیستی روانشناختی یک سازه چند بعدی است که دارای مولفه های پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران،استقلال،تسلط محیطی،هدفمندی در زندگی و رشد فردی است.

    امروزه وقتی اصطلاح بهزیستی روانشناختی در ادبیات موجود روانشناسی استفاده می شود، مراد دامنه گسترده ای از مسائل روانی،هیجانی،جسمی،اقتصادی،فرهنگی،وسلامت معنوی است. علاوه براین ، بر سر این مسئله نیز توافق وجود داردکه الگوی بهزیستی روانشناختی باید در بردارنده ومنعکس کننده عوامل متعدد و مختلفی باشدکه بتوانند روابط و تعاملات درونی و پیش بینی کننده آن را روشن سازند(لاینلی و همکاران،2009).

     پژوهش ها ( کونو و ریمپلا، 2002) ، نشان می دهد که تلاش های به عمل آمده به منظور تبیین مفهوم بهزیستی متمرکز بر نقش شاخص های بهزیستی در دو سطح برون فردی و درون فردی است . در بین متغیرهای برون فردی می توان به برخی ویژگی های دموگرافیک مانند جنسیت ، و وضعییت اقتصادی- اجتماعی و  فرهنگی  خانواده (آینلی ، رید و میلر ، 1986 1998؛ ورکوتن و تیجس[22]، ، 2002؛ موک ، 2002؛کلیفتن و همکاران،2004 ) ، برنامه و جو روانی مدرسه، وحمایت اجتماعی ( موک ، 200؛ ورکوتن و تیجس، 2002؛ودر وهمکاران ، 2005؛کونو و لینتونن ، 2006 ؛گالاگر و ولا-بوردریک،2008؛ سولدو و همکاران، 2009 ؛ دانیلسن و همکاران، 2009 ؛) اشاره نمود. ازطرف دیگر ، در بین عوامل و سازه های درون فردی می توان به صفات شخصیت(پکران[23] و همکاران،2002؛ آستین، ساکلوفسکی ، ایگن ، 2005[24]) ، انگیزش تحصیلی(والرند و همکاران،1992؛موک ، 2002؛ هابنر و همکاران ، 2001) ، خود کار-آمدی تحصیلی(ذاجاکوواو[25] همکاران،2005؛ باسی[26] و همکاران،2007؛ زیمرمن،1995؛باندورا،1997؛ پاجارس، 1997) ، و هویت تحصیلی (واس وهمکاران، 2008) ، اشاره داشت.

     بعضی محققانابعاد مختلف بهزیستی روانشناختی را به بسیاری از سازه های روانشناختی ، مانند پایگاه های هویت ( هلسن[27] و اسریواستاوا [28] ، 2001 )؛ شناخت های توسعه خود[29] ( تایلر و همکاران ، 2003 ) ، تنظیم هیجان ( گروس و جان [30] ، 2003 ) ، صفات شخصیت (لوپس [31] و همکاران ، 2003 ؛ اسچامت [32] و ریف ، 1997 ) ، راهبرد های مقابله ( کلینگ و همکاران ، 1997 ) ، فرایند های مقایسه اجتماعی ( هایدریچ [33] و ریف ، 1993 ) و معنویت ( کریب [34]و همکاران ، 2004) همبسته کرده اند . بعضی از محققان دیگر ، ارتباط بین بهزیستی و تجارب زندگی مانند از دست دادن والدین یا جدایی از والدین ( مایر و لاچمن [35] ، 2000 ) ، آسیب های آشکار ( همنوور [36] ، 2003 ) ، نارضایتی اجتماعی ( اسمایدر [37]و همکاران ، 1996 ) ، نوع مراقبت (مارکز ، 1998 ) ، و تغییر در وضعیت ازدواج ( مارکز و لامبرت ، 1998 ) ، را بررسی نموده اند.

    الگوی روابط ساختاری در این مطالعه ، بر اساس ادبیات پژوهشی موجود، طراحی گردیده است. متغییر های موجود در این الگو عبارتند از : 1- صفات شخصیت با سه نشانگر: روان رنجور خوئی، پذیرش ،وظیفه شناسی. 2-. بهزیستی مدرسه با دو نشانگر: ، روابط اجتماعی در مدرسه، خود شکوفائی در مدرسه، 3- هویت تحصیلی با دو نشانگر: هویت موفق و هویت مغشوش 4- انگیزش تحصیلی 5- خود کار- آمدی تحصیلی 6- بهزیستی روانشناختی.

 

شکل 1-1: الگوی پیشنهادی پژوهش

 

4-1. اهداف پژوهش

– بررسی روابط علّی بین متغیرها

    الگوی مفروض پژوهش حاضر بر اساس مطالعات انجام شده و روابط موجود بین متغییر ها طراحی شده است.در الگوی پیشنهادی, روابط مستقیم و غیرمستقیمی بین سازه های صفات شخصیت ، بهزیستی مدرسه ، هویت تحصیلی ، انگیزش تحصیلی ، خود کار-آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی فرض شده است . هدف اول در پژوهش حاضر پاسخ به این سوال است که آیا داده های جمع آوری شده از اثرات مستقیم و غیرمستقیم مفروض حمایت لازم را به عمل می آورد یا خیر.

– مقایسه  الگوی روابط ساختاری میان متغییر ها  بر اساس عملکرد تحصیلی تحصیلی

    به نظر می رسد که آگاهی از سطوح پیشرفت تحصیلی در روابط ساختاری متغیرهای مورد نظر در پژوهش حاضر در درک علل تفاوت ها در سطح میانگین بااهمیت باشد. در بخش بیان مساله اشاره شد که برخی یافته ها بر نقش سطوح متفاوت پیشرفت تحصیلی در بررسی روابط بین متغیرها تاکید کرده اند. با این وجود, به نظر می رسد که این مفروضه نیاز به حمایت تجربی بیشتری دارد. این مفروضه اشاره می کند که آیا روابط از نظر ساختاری بین دو گروه از دانش آموزان هم ارز است. بنابراین, هدف دوم پژوهش حاضر آزمون هم ارزی ساختاری روابط بین متغیرها در دانش آموزان با پیشرفت بالا و پائین است.

5-1. سوالات اصلی پژوهش

  1. روابط ساختاری میان پیش بینی کننده های بهزیستی روانشناختی مدل مفهومی ارائه شده چگونه است؟

   2.آیا  الگوی روابط ساختاری بین دو گروه از دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی بالا و پائین متفاوت است؟

             6-1 . فر ضیه ها

    1.وظیفه شناسی ؛ بر روابط اجتماعی، خود شکوفائی، هویت موفق ، انگیزش تحصیلی ، خود کار آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی اثر مستقیم مثبت وبر هویت سردرگم اثر مستقیم منفی دارد.  همچنین وظیفه شناسی بر انگیزش ، خود کار آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی اثر غیر مستقیم دارد.

    2.روان رنجور خوئی ، بر روابط اجتماعی، خود شکوفائی، هویت موفق ، انگیزش تحصیلی ، خود کار آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی اثر مستقیم  منفی ، و بر هویت سردرگم اثر مستقیم مثبت دارد . همچنین روان رنجور خوئی، اثر غیر مستقیم بر انگیزش تحصیلی ، خود کار آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی دارد.

    3.پذیرش؛ بر روابط اجتماعی، خود شکوفائی، هویت موفق ، انگیزش تحصیلی ، خود کار آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی اثر مستقیم مثبت و بر هویت سردرگم اثر مستقیم منفی دارد همچنین ،پذیرش ، اثر غیر مستقیم بر انگیزش ، خود کار آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی دارد.

    4.روابط اجتماعی ؛ برانگیزش تحصیلی ، خود کار آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی اثر مستقیم مثبت دارد .همچنین، روابط اجتماعی ، بر انگیزش تحصیلی و بهزیستی روان شناختی اثر غیر مستقیم دارد.

    5.خود شکوفائی ؛ بر انگیزش تحصیلی ، خود کار آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی اثر مستقیم مثبت دارد. همچنین ،خود شکوفائی ، بر انگیزش تحصیلی و بهزیستی روان شناختی اثر غیر مستقیم دارد.

    6.هویت سردرگم ؛ بر انگیزش تحصیلی ، خود کار آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی اثر غیر مستقیم منفی دارد همچنین ،هویت سردرگم ، بر انگیزش تحصیلی و بهزیستی روان شناختی دارد اثر غیر مستقیم دارد.

    7.هویت موفق ؛ بر انگیزش تحصیلی ، خود کار آمدی تحصیلی و بهزیستی روانشناختی اثر مستقیم مثبت دارد .همچنین ،هویت موفق بر انگیزش تحصیلی و بهزیستی روان شناختی اثر غیر مستقیم دارد.

    8.خود کار امدی تحصیلی ؛ بر انگیزش تحصیلی ، و بهزیستی روانشناختی اثر مستقیم مثبت دارد.همچنین ،خود کار امدی تحصیلی بر بهزیستی روان شناختی اثر غیر مستقیم دارد.

    9.انگیزش تحصیلی بر بهزیستی روانشناختی اثر مستقیم مثبت دارد.

7-1 . اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

    در مجموعه دگرگونی های اجتماعی قرن اخیر ، گرایش شدید به نهاد آموزش و پرورش جالب توجه است . گرایشی که تقریبا فراگیر و جهانی است. در جامعه امروز ، همه ملت ها با هر نظام سیاسی و اجتماعی ،- پیشرفته و در حال پیشرفت ، به مساله تربیت توجه دارند و آموزش و پرورش نسبت به دیگر فعالیت های اجتماعی از اولویت خاصی بهره مند است . این توجه شدید بی دلیل نیست و بر منطقی قوی بنا شده است . دنیای امروز تربیت فرزند را از نیاز های اولیه می شناسد. در جامعه امروز ، آموزش و پرورش تنها وسیله دسترسی به تکنیک قوی تر و توسعه و پیشرفت بیشتر است.

    امروز مدرسه عهده دار نقش به مراتب گسترده تری است و مشخص ترین نهاد مسول تربیت عمومی شناخته می شود . این واقعیت در خور توجه است که اینک در حدود 25 تا 30 درصد از کل جمعیت هر جامعه به تحصیل اشتغال دارند و 20تا 25 درصد از دوره زندگی انسان ها در را تربیت و کسب شایستگی در مدرسه می گذرد(معیری،1385).

    در حال حاضر، حدود 14 میلیون و 200 هزار دانش آموز در 150 هزار مدرسه کشور تحصیل می کنند که حدود 4 میلیون نفر در مقطع متوسطه تحصیل می نمایند. ارتقای سلامت و بهزیستی  نوجوانان و جوانان به عنوان اصلی ترین سرمایه اجتماعی باید با جدی تر دنبال شود. برنامه های ارتقای سلامت این گروه سنی از شکل سنتی بیماری نگر به شکل سلامت نگر تغییر یافته است.  در دیدگاه ارتقای سلامت چهار محیط آموزشی ، محیط ارائه خدمات سلامت ، محیط کار  و  محیط های عمومی  به عنوان اصلی ترین محیط های مداخلات ارتقای سلامت تعیین شده است ، که محیط های آموزشی یکی از مهم ترین آن ها بوده است . به همین جهت در نظام های سلامت، ،مدرسه به عنوان مهم ترین محل شناسائی و مداخلات ارتقای سلامت برای گروه سنی نوجوانان و جوانان  در نظر گرفته می شود( امیر خانی و همکاران،1387).

    اتلاف و ضایعات کار مدرسه از دو جهت مهم و قابل بررسی است . اول ضایعات کار مدرسه از لحاظ کمیت که با دو پدیده نا خوشایند تکرار پایه تحصیلی به سبب ناکامی و شکست ، وترک تحصیل در یکی از سال های تحصیل. و دوم ضایعات کیفی ؛ یعنی آموزشی که به ایجاد توانمندی ، شایستگی ، هدفمندی ، استقلال و بطور کلی سلامت و رشد منجر نمی شود. ، وبر این اساس، متخصصان و آشنایان به مسائل تربیتی ، روان شناسی و پدیده های اجتماعی در باره توفیق مدرسه تردید کرده و لزوم مطالعه و پژوهش های جدی در باب کارآمدی مدرسه و آسیب شناسی فرایند های اثر گذار برحاصل کار آن را توصیه می کنند.

    بنا بر آنچه به ان اشاره گردید؛ مطالعه حاضر در قالب رویکرد های روانشناسی مثبت نگرطراحی گردیده است و پژوهش پیرامون پیش بینی کننده های سلامت دانش آموزان را یک امر ضروری و مهم تلقی می نماید زیرا، در بعد نظری می تواند منجر به افزایش دانش مربوطه ، و دربعد عملی و کاربردی برای خانواده ها و مدارس مفید واقع گردد . نکته دیگری که برکسی پوشیده نیست این است که انجام مطالعات در راستای شناسائی عوامل اثر گذار بر سلامت جسمی ، روانی و اجنماعی افراد جامعه بویژه نسل جوان ، حتی می تواند نوعی سرمایه گذاری محسوب شود، چرا که در دراز مدت، توسعه و پیشرفت جامعه ، نه در گرو منابع مادی، که در داشتن منابع انسانی سالم  ، با طراوت و کار آمد است.

8-1 . تعاریف نظری و عملیاتی واژه ها

الف- تعاریف نظری

پنج عامل بزرگ شخصیت

    مک کری و کاستا (2003) بعد از تفکیک پنج عامل شخصیت، از آنها به عنوان «قلمروها» نام بردند. در این پژوهش سه عامل روان رنجورخوئی، پذیرش و وظیفه شناسی، در الگو معرفی شده اند.

    روان رنجورخویی: مهمترین مشخصه این عامل، ناسازگاری و هیجانات منفی است؛ افرادی که در این عامل نمره بالایی کسب می کنند، در برابر محیط سازگاری کمتری از خود نشان داده و اغلب عواطف منفی از خود بروز می دهند. افرادی که در این عامل نمره پایینی کسب می کنند، راحت تر با محیط سازگارمی شوند و هیجانات و عواطف مناسبی از خود نشان می دهند. صفات تشکیل دهنده این عامل عبارتند از: اضطراب، افسردگی، پرخاشگری، کجروی، رفتارهای تکانشی، آسیب پذیری در برابر فشارهای روانی و جسمانی (مک کری و کاستا، 2003؛ کوروتکا و هانا[38]، 2004؛ مک کری وکاستا، 2008).

    پذیرش: مهمترین ویژگی این عامل انعطاف پذیری در برابر ارزش های جدید و غیر متعارف است. افرادی که در این عامل نمرات بالایی کسب می کنند، اغلب تجارب جدید را راحت تر می پذیرند و مقاومت کمتری در برابر این تجارب از خود نشان می دهند و هیجانات را عمیق تر از دیگران تجربه می کنند. مشخصه هایی که برای این عامل در نظر گرفته شده عبارتند از: گرایش به تخیلات، زیبایی شناختی، بها دادن به احساسات و ادراکات، گرایش به فعالیت های جدید و کنجکاوی (مک کری وکاستا، 2003؛ کوروتکا و هانا، 2004؛ مک کری وکاستا، 2008).

تعداد صفحه :205

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه امیدواری و سبک های اسنادی با بهزیستی روانشناختی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تبریز

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

 

گرو علوم تربیتی

پایان نامه

برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی تربیتی

عنوان :

بررسی رابطه امیدواری و سبک های اسنادی با بهزیستی روانشناختی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی 921391

استاد مشاور

دکتر میرمحمود میرنسب

شهریور 1392

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

عنوان صفحه
فصل اول: کلیات پژوهش
  1-1- مقدمه   ………………………………………………………………………………………………………………….. 1
  1-2- بیان مسئله    …………………………………………………………………………………………………………… 1
  1-3- ضرورت و اهمیت موضوع    ……………………………………………………………………………………. 7
  1-4- اهداف تحقیق    …………………………………………………………………………………………………….. 9
    1-4-1- هدف کلی    …………………………………………………………………………………………………… 9
    1-4-2- اهداف جزئی    ………………………………………………………………………………………………. 9
  1-5- فرضیه های پژوهش    ……………………………………………………………………………………………… 9
  1-6- سؤال‌های پژوهشی  …………………………………………………………………………………………………. 10
  1-8- تعاریف متغیرها    ……………………………………………………………………………………………………. 10
    1-8-1- تعریف مفهومی متغیرها    ………………………………………………………………………………… 10
    1-8-2- تعریف عملیاتی متغیرها    ………………………………………………………………………………… 11
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش
  2-1- مقدمه    …………………………………………………………………………………………………………………. 12
  2-2- تعریف بهزیستی روانشناختی   …………………………………………………………………………………. 13
  2-3- تفاوت بهزیستی روانشناختی با بهزیستی اجتماعی   ……………………………………………………… 14
  2-5- تاریخچه بهزیستی روانشناختی   ………………………………………………………………………………… 15
  2-6- رویکردهای اصلی در بهزیستی     ……………………………………………………………………………… 17
  2-6-1 رویکرد لذت گرایی   …………………………………………………………………………………………….. 18
  2-6-2 رویکرد فضیلت گرایی   ………………………………………………………………………………………… 18
  2-7- مدل سلامت     ………………………………………………………………………………………………. 21
  2-7- 1مدل سلامت روان  ……………………………………………………………………………………………. 22
  2-8- الگوهای بهزیستی روانشناختی    ……………………………………………………………………………….. 24
  2-8-1 الگوی ویسینگ و واندان    ……………………………………………………………………………………..

2-8-2- الگوی ریف………………………………………………………………………………………………………….

2-9- ابعاد بهزیستی روانشناختی………………………………………………………………………………………….

24
  2-9-1 استقلال    …………………………………………………………………………………………………………….. 26
  2-9-2 تسلط محیطی    ……………………………………………………………………………………………………. 27
  2-9-3 رشد فردی    ……………………………………………………………………………………………………….. 28
  2-9-4 روابط مثبت با دیگران    ………………………………………………………………………………………… 29
  2-9-5 هدف در زندگی…………………………………………………………………………………………………….. 38
  2-9-6 پذیرش خود………………………………………………………………………………………………………….. 39
  2-10 امیدواری…………………………………………………………………………………………………………………. 41
  2-10-1 مولفه های امیدواری…………………………………………………………………………………………….. 41
  2-10-1-1 اهداف……………………………………………………………………………………………………………. 43
       2-10-1-2 تفکر مسیرها…………………………………………………………………………………………………….
  2-10-1-3 تفکر عامل بودن………………………………………………………………………………………………. 65
  2-10-2 یکپارچه کردن تفکر مسیرها و تفکر عامل بودن……………………………………………………….. 65
  2-10-3 رشد امیدواری……………………………………………………………………………………………………… 65
  2-11 سبک اسنادی…………………………………………………………………………………………………………… 66
  2-11-1 نظریه یادگیری اجتماعی راتر…………………………………………………………………………………. 69
       2-11-2 نظریه اسناد علی واینر……………………………………………………………………………………………
  2-11-2-1 رابطه اسناد علی و سوگیری تسلط……………………………………………………………………… 70
  2-11-2-2 رابطه اسناد علی و افسردگی……………………………………………………………………………… 70
  2-11-2-3 رابطه اسناد علی و واکنش های عاطفی………………………………………………………………..

2-11-2-4 رابطه اسناد علی و سبک تبیینی بد بینانه………………………………………………………………

2-11-2-5 رابطه اسناد علی و الگوی جدید درماندگی آموخته شده………………………………………..

2-11-2-6 رابطه اسناد علی و سلامت روانی……………………………………………………………………….

2-11-3 نقش محیط در ایجاد سبک های اسنادی مناسب………………………………………………………

2-11-4 باز آموزی اسنادی………………………………………………………………………………………………..

2-12 پیشینه تجربی…………………………………………………………………………………………………………..

2-13 جمع بندی……………………………………………………………………………………………………………….

 

 

71
فصل سوم: طرح پژوهش
  3-1- مقدمه   …………………………………………………………………………………………………………………

3-2 نوع پژوهش……………………………………………………………………………………………………………….

3-3 جامعه آماری و نمونه…………………………………………………………………………………………………..

3-4 طرح پژوهش………………………………………………………………………………………………………………

3-5 نحوه اجرا…………………………………………………………………………………………………………………..

3-6 ابزار جمع آوری اطلاعات…………………………………………………………………………………………….

3-6-1 مقیاس امیدواری……………………………………………………………………………………………………..

3-6-2 مقیاس اسناد علی…………………………………………………………………………………………………….

3-6-3 مقیاس بهزیستی روانشناختی…………………………………………………………………………………….

3-7 روش تجزیه و تحلیل داده ها ……………………………………………………………………………………….

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات

4-1مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………….

4-2 بخش توصیفی ……………………………………………………………………………………………………………

4-3 بررسی نرمال بودن توزیع نمرات متغیرها………………………………………………………………………..

4-4 آزمون فرضیه ها………………………………………………………………………………………………………….

4-4-1 آزمون فرضیه 1………………………………………………………………………………………………………

4-4-2 آزمون فرضیه 2………………………………………………………………………………………………………

4-4-3 آزمون سوال پژوهشی………………………………………………………………………………………………

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………

5-2 فرضیه شماره 1…………………………………………………………………………………………………………..

5-3 فرضیه شماره 2…………………………………………………………………………………………………………..

5-4  سوال پژوهشی…………………………………………………………………………………………………………..

5-5 محدودیت ها………………………………………………………………………………………………………………

5-6 پیشنهادات …………………………………………………………………………………………………………………

5-6-1 پیشنهادات پژوهشی…………………………………………………………………………………………………

5-6-2 پیشنهادات کاربردی…………………………………………………………………………………………………

منابع ………………………………………………………………………………………………………………………………..

پیوست……………………………………………………………………………………………………………………………..

فهرست جداول و نمودار ها

عنوان

شکل شماره 2-1 :  بهزیستی روانشناختی و مولفه های آن……………………………………………………….

جدول شماره 2-1: اهداف عمده در نطریه امیدواری اسنایدر……………………………………………………

جدول 4-1: توصیف آماری متغیرهای پژوهش……………………………………………………………………….

جدول 4-2: توزیع نرمال متغیرهای بهزیستی روانشناختی………………………………………………………..

جدول 4-3: رابطه امیدواری و سبک اسنادی با بهزیستی روانی دانش آموزان……………………………..

جدول4-4: خلاصه تحلیل واریانس تغییرات ناشی از رگرسیون………………………………………………..

جدول 4-5: آزمون معنی داری ضریب تعیین متغیرهای پیش بین……………………………………………..

جدول 4-6: ضرایب بتای متغیر های پیش بین در پیش بینی تغییرات بهزیستی روانشناختی………….

نمودار 4-1:  نمودار توزیع پراکندگی بهزیستی روانشناختی……………………………………………………..

نمودار 4-2: نمودار توزیع پراکندگی مسیر تفکر امیدواری……………………………………………………….

نمودار 4-3:  نمودار توزیع پراکندگی منبع تفکر امیدواری……………………………………………………….

نمودار 4-4-: نمودار توزیع پراکندگی مولبه مکان کنترل سبک اسنادی………………………………………

نمودار4-5: نمودار توزیع پراکندگی ثبات سبک اسنادی ………………………………………………………….

نمودار4-6: نمودار توزیع پراکندگی بعد کنترل سبک اسنادی …………………………………………………

89

 

 

مقدمه:

سلامت یک مفهوم چندبعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی را نیز در بر می گیرد (لارسن[1]، 1991). داشتن یک زندگی با کیفیت مطلوب همواره آرزوی بشر بوده و هست و در طی سالیان متمادی یافتن مفهوم زندگی خوب و چگونگی دست یابی به آن افکارو مطالعات را به خود معطوف داشته است (داورن[2]، 2004). بهزیستی روانشناختی جزء روانشناسی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکردهای روانی و ابعاد سلامت روانی تعریف شده است و شامل دو جزء است: اولین جزء آن قضاوت شناختی درباره این است که چطور افراد در زندگی شان در حال پیشرفت هستند را شامل می شود؛ در صورتی که دومین جزء آن، سطح تجربه های خوشایند را دربر می گیرد. برخی از محققین بهزیستی روانشناختی را از نظرمولفه ها یا فرآیندهای ویژه نظیر فرآیند های عاطفی مفهوم سازی می کنند (روتمن[3]، کریستین[4] و ویزینگ[5]، 2003). عده ای نیز بر فرآیند های جسمانی تاکید کرده و خاطر نشان می سازند که بین سلامت جسمانی بالا و کیفیت بالای زندگی رابطه وجود دارد. برخی دیگر از محققان نیز بهزیستی روان شناختی را بیشتر به صورت یک فرآیند شناختی که رضایت از زندگی نشان گر اصلی آن است، توصیف می کنند (مارتین و روبین[6]، 1995).

اهمیت بهزیستی روانشناختی بویژه در دوران نوجوانی و آموزشگاهی بر هیچ پژوهشگری پوشیده نیست. مولفه های بهزیستی روانشناختی شامل شش بعد است که عبارتند از: پذیرش خود، رابطه مثبت، رشد شخصی، استقلال، داشتن هدف و تسلط محیطی است. در قرن بیست و یکم گروهی از روانشناسان، متوجه این امر شده اند که انسان باید انرژی عقلانی خود را صرف جنبه های مثبت تجربه اش کند (مایرز[7]، 2000). بنابراین یکی از موضوعاتی که در دهه های اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده، روانشناسی مثبت گراست (سلیگمن و سنت چک میهالی[8]، 2000). این دیدگاه بر توانمندی ها و داشته های فرد تاکید می کند و معتقد است هدف روانشناسی باید ارتقای سطح زندگی فرد و بالفعل کردن استعدادهای نهفته وی باشد. امروزه نیز دیدگاه جدیدی در علوم وابسته به سلامت به طور اعم و در روان شناسی به طور اخص در حال شکل گیری و گسترش است که هدف آن تمرکز بر روی سلامتی، بهزیستی و تبیین ماهیت بهزیستی روانشناختی است.

یکی از متغیرهایی که با بهزیستی روانشناختی ارتباط دارد، امیدواری است. امید نیرویی هیجانی است که تخیل را که تخیل را به سمت موارد مثبت هدایت می کند. امید به انسان ها انرژی می دهد و مجهزشان می کند، و مانند کاتالیزوری برای کار و فعالیت عمل می کند. امید به ما انعطاف پذیری، نشاط و توانایی خلاصی از ضرباتی که زندگی به ما تحمیل می کند، می دهد و باعث افزایش رضایت از زندگی می شود( پریچت[9]، 2004، ترجمه عنقایی، 1384). امیدواری پیوندی است میان رفتارهای مرتبط با هدف و باورهای فرد برای رسیدن به این اهداف. میزان امیدواری بالا با بهزیستی بیشتر همراه است. امیدواری از طریق تجربیات موفقیت آمیز زندگی افزایش می یابد و به واسطه تجارب شکست تقلیل می یابد.

مفهوم اسناد یکی از موضوعات محوری و مهم روانشناسی اجتماعی است و هدف آن روشن کردن این نکته است که ما در تلاش خود برای توجیه رفتارها از چه قواعدی استفاده کرده و چه خطاهایی را مرتکب می شویم. از مفهوم سبک اسنادی یا سبک تبیینی برای مشخص کردن انواع تبیین هایی استفاده می شود که افراد معمولا در مواجه با یک رویداد به کار می گیرند (بریجز[10]، 2001).  پیامدهای ادراک شده ی عوامل علی رفتار را اسناد می گویند و بر این اساس، رفتار دیگران را به عوامل یا ویژگی های شخصیتی پایدار (به اصطلاح غیر موقعیتی) و یا به جنبه هایی از موقعیت اجتماعی آنان اسناد می دهند (پتری، 1996).

بیان مسئله

بسیاری از روان شناسان در حال اجرای پژوهش هایی در حوزه ی بهزیستی براساس آموزه های سنت فضیلت گرایی هستند (ریف [11]1989). این رویکرد بر خلاف سنت لذت گرایی که بهزیستی را معادل شادکامی و خوشی لذت گرایانه می دانند، بر این عقیده اند که ارضای امیال، به رغم ایجاد لذت، همواره بهزیستی را در پی ندارد و در نتیجه بهزیستی نمی تواند صرفاً به معنای تجربه ی لذت باشد (راین ودسی،[12] 2001). و تعریف آنها از بهزیستی همان بهزیستی روان شناختی است. ریف (1989) عقیده دارد که بعضی از جنبه های کنش وری بهینه، مانند تحقق هدفهای فردی، متضمن قانون مندی و تلاش بسیار است و این امر حتی ممکن است در تعارض کامل با شادکامی کوتاه مدت باشد. بهزیستی روان شناختی در برگیرنده ی تلاش هایی برای کمال و تحقق نیروهای واقعی فرد است .

ریف و کیز [13](1995) مؤلفه های سازنده ی بهزیستی روان شناختی را در برگیرنده ی شش عامل دانسته اند: خودپیروی[14] (احساس خود تعیین کنندگی و استقلال؛ ارزیابی خود با معیارهای شخصی)، سلطه بر محیط[15] (احساس شایستگی و توانایی در مدیریت محیط پیچیده ی اطراف)، رشد شخصی[16] (داشتن احساس رشد مداوم و پتانسیل آن، پذیرا بودن نسبت به تجربه های جدید)، روابط مثبت با دیگران[17] (داشتن روابط گرم، رضایت بخش و توام با همدلی و صمیمیت)، هدفمندی در زندگی[18] (داشتن هدف و جهت گیری در زندگی) و پذیرش خود[19] (داشتن نگرش مثبت نسبت به خود، پذیرفتن جنبه های متفاوت خود).

بهزیستی روان شناختی در جنبه های مختلف زندگی افراد همچون پذیرش های اجتماعی، داشتن روابط با افراد، صمیمیت، احساس کارآمدی، برخورداری از جایگاه های اجتماع، به خصوص در دوران جوانی سهم بسزایی دارد. زیرا افراد پس از طی دوران نوجوانی و رسیدن به جوانی در پی ورود به اجتماع و ایجاد روابط و گسترش ارتباطات خویش اند. کیفیت زندگی افراد، میزان تحصیلات، عزت نفس و همچون سبک های اسنادی عوامل مهم وتاثیرگذار بر بهزیستی روانشناختی اند (به نقل از بهاری و فرکیش، 1388).

در دهه های اخیر امیدواری به عنوان یک سازه ی روان شناختی مؤثر در بهزیستی روانی، مورد توجه بسیاری از محققان قرارگرفته است. اسلامی نسب (1373) معتقد است که امیدواری بر کیفیت روابط با دیگران تاثیر می گذارد بطوریکه افراد ناامید به ندرت می توانند با سایرین ارتباط رضایت بخش برقرار کنند. در حال حاضر یکی از عوامل شناختی- انگیزشی مؤثر بر رفتارها که مورد توجه محققان قرار گرفته است، امیدواری است. امیدواری یکی از ویژگی هایی است که به انسان کمک می کند تا ناامیدی ها را پشت سر گذاشته، اهداف خود را تعقیب کرده و احساس غیر قابل تحمل بودن آینده را کاهش دهد. امیدواری می تواند در فرد یا گروه انرژی ایجاد کند و به همین دلیل کسانی که امیدوار هستند، بهتر از سایرین قادر به مراقبت از خود و انجام فعالیت هستند (رسولی، یغمایی، علوی، 1389).

اخیراً محققان در مورد اهمیت امیدواری در زمینه ی آموزشی و تجربی تحقیق کردند. سطح بالاتر امیدواری دانش آموزان، همبستگی مثبت با نمرات آزمون های پیشرفت در مدارس دارد. دانش آموزانی که دارای امیدواری پایینی هستند از راهبردهای مقابله ای اجتناب، آن هم هنگامی که در موقعیت های تحصیلی فشارزا هستند، استفاده می کنند (الکساندر، آنتونی، آنوگبویز[20]، 2006).

اسناد علی[21] به فرآیندی گفته می شود که در طی آن افراد در مورد عوامل علی یک رویداد یا یک پیامد تصمیم می گیرند. واکنش های فرد در برابر رویدادها به چگونگی تفسیر از رخدادها بستگی دارد. اسنادها به پیش بینی و کنترل رویدادها کمک کرده، تعیین کننده ی احساس ها، نگرش ها و رفتار ها هستند و نه تنها بر هیجان ها تاثیر می گذارند، بلکه عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار می دهند (مهبودی، 1378).

براساس دیدگاه واینر[22] (1985) تعیین های رفتاری می تواند بر روی عوامل درونی (آمادگی، هیجان و تصمیم) و یا عوامل بیرونی (مانند رفتار دیگران و محیط) که هم می تواند قابل کنترل و یا خارج از کنترل فرد و همچنین دارای حالت پایدار و یا ناپایدار باشد تاثیربگذارد. تحقیقات نشان می دهد که دانش آموزانی که سبک های اسنادی منفی داشتند در مقایسه با دانش آموزان دارای سبک های اسناد مثبت از عزت نفس کمتری برخوردار بودند (کدیور، 1375).

با توجه به اهمیتی که دروه متوسطه آموزشی در نظام آموزشی دارد ما نیازمند تحقیق درباره ی شش مؤلفه مهم بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان دوره ی متوسطه ی تحصیلی با متغیرهایی که سهم قابل توجهی در زندگی فردی و اجتماعی دانش آموزان دارند هستیم. و بنابراین در این تحقیق تلاش شد تا رابطه بین امیدواری به آینده و سبک های اسنادی با بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان پسر دوره ی متوسطه ی تحصیلی در شهرستان تبریز مورد بررسی قرار گیرد. مساله اساسی این پژوهش عبارت از این بود که آیا بین این متغیرها همبستگی معناداری وجود دارد یا نه؟

اهمیت و ضرورت پژوهش

نظام آموزش و پرورش با بیش از 14 میلیون دانش آموز یکی از منابع مهم نیروی انسانی در کشور محسوب می شود. توجه به نیازها، مشکلات و کاستی های این نظام، پژوهش های مختلفی را جهت شناسایی و ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از مشکلات می طلبد. دوره ی متوسطه آموزشی اهمیت فوق العاده و محوری در هدایت دانش آموزان برای سطوح عالی تر دارد. یکی از شاخص های مهم که می تواند مشکلات بسیاری از دانش آموزان را در این دوره کاهش داده و موجب تعادل روانی در دانش آموزان گردد بهزیستی روان شناختی است. بهزیستی روان شناختی به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. با توجه به این تعریف، با شناخت استعدادها و شکوفا ساختن آن که یکی از اهداف مهم نظام آموزشی است، می توان با یافته های مربوط به بهزیستی روان شناختی به این هدف جامه ی عمل پوشانید. بهزیستی روان شناختی در کلاس درس می تواند به دانش آموزان در جهت اعتماد به خود که می توانند در مقابل شکست ها مقاومت کنند، یاری کند. همچنین جنبه ی بسیار مهم روابط مثبت و گرم با دیگران را بهبود بخشیده و حوزه ی فعالیت اجتماعی دانش آموزان را گسترش دهد. و نیز در زمینه برنامه ریزی و تعیین اهداف در جهت افزایش دانش و آگاهی و قبولی در کنکور می تواند نقش بسیار موثری داشته باشد. در زمینه رشد شخصی به دانش آموزان کمک می کند تا با توجه به رابطه های مولفه های بهزیستی و کمبود های موجود در جامعه بتوانند از رشد شخصیتی سالمی برخوردار شوند تا در یک مسیر صحیح گام بردارند. در زمینه تسلط محیطی می توانند با خود ارزیابی های درست میزان تاثیر خود را در محیط و تسلط جنبی خود را اندازه گیری کنند. بحث استقلال نیز از نکات مهمی است که اکثر دانش آموزان با آن درگیر هستند؛ چه در حیطه اقتصادی و چه در حیطه فکری و اجتماعی. حوزه ی کارکردی بهزیستی روان شناختی بسیار گسترده و جالب می باشد. جنبه های عملی آن می تواند روحیه و سلامت عمومی دانش آموزان را بالا ببرد. در پژوهش هایی که توسط محققان صورت پذیرفته به این امر اشاره شده است. مثلاً جورج[23] و لاندرمن (1984) رابطه ی بین بهزیستی روان شناختی و سلامت عمومی را مثبت و قابل توجه گزارش کرده اند. آریندل، هیزینگ و فی[24] (1999) در بررسی رابطه ی بین بهزیستی روان شناختی و سلامت عمومی به این نتیجه رسیده اند که با افزایش بهزیستی روان شناختی، سلامت عمومی نیز تحت تاثیر قرار گرفته و افزایش می یابد. ریف (به نقل از پارادایس و کرنیس[25]، 2002) در مطالعه رابطه بین بهزیستی روان شناختی و شخصیت به این نتیجه رسیده اند که بین ابعاد بهزیستی روان شناختی و روان رنجوری رابطه ی منفی و معناداری وجود دارد. رونی اتولینی، رافائل و توسانی[26] (2002) دریافته اند که بین ابعاد بهزیستی روان شناختی و اضطراب ، افسردگی و خصومت رابطه منفی و معناداری وجود دارد (به نقل از بیانی، گودرزی، محمدکوچکی، 1385).

نیاز چنین تحقیقاتی در سیستم آموزش و پرورش ما کاملا احساس می شود. با توجه به یافته های این تحقیق می توان مولفه های پیش بینی کننده بهزیستی روان شناختی دانش آموزان را شناخت و با برنامه ریزی های صحیح بهبود بخشید. همان گونه که اشاره شد افزایش بهزیستی روانشناختی دانش آموزان نه تنها در مدرسه بلکه در اجتماع نیز موجب بالندگی و رشد شخصیت دانش آموزان خواهد شد. از طریق همکاری مدیران و مشاوران مدارس می توان با مشاوره فردی یا گروهی و نیز اقداماتی که موجب افزایش آگاهی دانش آموزان در زمینه بهزیستی می شود، این تحقیق را کاربردی کرد.

بی توجهی به مقوله بهزیستی و مولفه های مرتبط با آن می تواند موجب سرخوردگی، یاس، ناامیدی، احساس ناکار آمدی در یک شکست، لذت نبردن از فعالیت های روزانه، عدم برنامه ریزی صحیح در پیشبرد هدف ها و… در دانش آموزان شود. بنابراین ما نیازمند تحقیقات کاربردی در زمینه بهزیستی روانشناختی افراد جامعه هستیم.

اهداف تحقیق:

هدف کلی تحقیق:

تعیین رابطه بین امید به آینده و سبک های اسنادی با بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دوره متوسطه

اهداف جزئی :

1 ـ تعیین رابطه بین امید به آینده و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان

2 ـ تعیین رابطه بین سبک اسنادی (واینر) و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان

3 ـ تعیین عوامل پیش بینی کننده بهزیستی روان شناختی دانش آموزان

فرضیه های تحقیق:

1 ـ بین امید به آینده و بهزیستی روان شناختی رابطه وجود دارد.

2 ـ بین سبک اسنادی (واینر) و بهزیستی  روان شناختی رابطه وجود دارد.

سوال تحقیق:

3 ـ کدامیک از عوامل امیدواری به آینده و سبک اسنادی پیش بینی کننده ی بهزیستی روان شناختی دانش آموزان است ؟

تعاریف نظری و عملیاتی:

امید به آینده:

اسنایدر[27] (2002) امیدواری را به عنوان  ظرفیت یا قابلیت ادراکی برای ایجاد مسیرها و روش های مختلف برای رسیدن به اهداف خود و بر انگیخته نمودن خود از طریق تفکرات واسطه برای استفاده از این روش ها برشمردند.

تعریف عملیاتی :

در این پژوهش ملاک ارزیابی ما از میزان امیدواری، نمره ای است که فرد در پاسخ به پرسشنامه امید به آینده ی اسنایدر به دست می آورد.

سبک های اسنادی :

تعریف نظری :

 واینر (1968)، تلاش برای یافتن علت های احتمالی  یک رویداد یا یک پیامد را اسناد می نامد.

تعریف عملیاتی :

در این پژوهش ملاک ارزیابی ما از میزان سبک اسنادی، نمره ای است که فرد در پاسخ به پرسشنامه سبک اسنادی علی(واینر) به دست می آورد.

بهزیستی روان شناختی :

تعریف نظری :

ریف (1989)، بهزیستی روان شناختی را تلاش برای کمال در جهت تحقق توانایی هایی بالقوه ی واقعی فرد می داند. از نظر ریف بهزیستی روان شناختی دارای شش مؤلفه است. رشد شخصی، پذیرش خود، هدفمندی در زندگی، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری و سلطه بر محیط.

تعریف عملیاتی:

در این پژوهش ملاک ارزیابی ما از میزان بهزیستی روان شناختی و مؤلفه های آن، نمره ای است که فرد در پاسخ به پرسشنامه بهزیستی روان شناختی کارل ریف بدست می آورد.

تعداد صفحه :126

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

گروه روانشناسی

مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی

شهریور ماه 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف از این پژوهش مقایسه باورهای غیرمنطقی اساسی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی بود. روش پژوهش مورد استفاده در این تحقیق علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان حاضر در خوابگاه های دانشگاه تهران در سال تحصیلی 93 -94 بودند. نمونه این پژوهش شامل 100 نفر از دانشجویان دارای اختلالات افسردگی و اضطرابی بود، که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز، طرحواره یانگ (فرم کوتاه) و پرسشنامه بهزیستی روانی ریف استفاده شد. برای تحلیل یافته ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) استفاده شد. براساس یافته ها، بین دو گروه دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی از نظر باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P<). دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی به علت مشکلات روانشناختی و نگرش منفی نسبت به وضعیت بدنی خود، طرحواره های ناسازگار اولیه بیشتری داشته و به دلیل نوع نگرشی که به وضعیت خود دارند از سطح پائینی از بهزیستی روانی برخوردارند و باورهای منطقی فرد به توانایی خود در پیشگیری از این مشکلات یا کنترل آن کمک می کند.

کلمات کلیدی: باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه، بهزیستی روانی دانشجویان، افسردگی و اضطراب.

فهرست مطالب

فصل اول: مقدمه و گستره ی مسئله مورد پژوهش…. 1

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مسئله. 4

1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق.. 9

1-4- اهداف پژوهش…. 10

1-4-1- هدف کلی.. 10

1-4-2- اهداف اختصاصی.. 10

1-5- سوالات یا فرضیه پژوهش…. 10

1-6- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 11

1-6-1- افسردگی.. 11

1-6-2- اضطراب.. 11

1-6-3- بهزیستی روانی.. 11

1-6-4- باورهای غیرمنطقی.. 12

1-6-5- طرحواره های ناسازگار اولیه. 12

فصل دوم: گستره ی نظری و پیشینه پژوهش13

2-1- باور منطقی.. 14

2-2- باور غیرمنطقی.. 14

2-2-1- ویژگی باورهای غیرمنطقی.. 15

2-2-2- انواع باورهای غیرمنطقی الیس…. 15

2-3- باید ها 21

2-4- طرحواره های ناسازگار اولیه. 21

2-4-1- مفهوم طرحواره. 21

2-4-2- طرحواره های شناختی و ناخودآگاه در روان تحلیل گری: 23

2-4-3- طرحواره ها در سیستم شناختی.. 24

2-4-4- طرحواره های ناسازگار اولیه و حوزه های مرتبط با آن ها 26

2-4-5- ارتباط طرحواره ها و افسردگی و اضطراب.. 32

2-5- بهزیستی روان شناختی.. 33

2-5-1- نظریه‌های بهزیستی روانی.. 35

2-5-1-1- مدل تعادل پویا 35

2-5-1-2- الگوی ویسینگ و وان ایدن.. 35

2-5-1-3- نظریه ی ناهمخوانی.. 36

2-5-1-4- نظریه ی هدف غایی.. 37

2-6- افسردگی.. 37

2-6-1- نظریه های افسردگی.. 37

2-6-1-1- مدل پرخاشگری درونی شده. 37

2-6-1-2- فقدان عزت نفس و افسردگی: 38

2-6-1-3- افسردگی و تقویت… 38

2-6-1-4- مدل شناختی.. 39

2-7- اضطراب.. 39

2-8- پیشینه پژوهش های انجام شده در ایران: 41

2-9- پیشینه پژوهش های انجام شده در کشورهای دیگر. 44

فصل سوم: روش شناسی پژوهش47

3-1- روش پژوهش…. 48

3-2- جامعه پژوهش…. 48

3-3- نمونه پژوهش و روش نمونه گیری.. 48

3-4- ابزارهای پژوهش…. 48

3-4-1- پرسشنامه فرم کوتاه یانگ… 48

3-4-1-1- اعتبار و پایایی پرسشنامه یانگ… 49

3-4-2- پرسشنامه باورهای غیرمنطقی (IBT) 50

3-4-3- مقیاس بهزیستی روانی ریف ((SPWB.. 50

3-4-4- افسردگی بک (BDI) 51

3-4-4-1- روایی و پایایی آزمون افسردگی بک… 51

3-4-5- پرسشنامه اضطراب بک (BAI) 52

3-4-5-1- روایی و پایایی آزمون اضطراب بک… 52

3-5- روش اجرا و جمع آوری داده ها 53

3-6- روش تجزیه و تحلیل آماری داده ها 53

فصل چهارم: یافته های پژوهش54

4-1- مقدمه. 55

4-2- نتایج توصیفی تحقیق (جداول یک بُعدی) 55

4-2-1- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب سن.. 55

4-2-2- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب مقطع تحصیلاتی.. 55

4-2-3- توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب وضعیت تاهل.. 56

4-3- یافته های توصیفی.. 57

4-4-   تحلیل های آمار استنباطی.. 61

4-5-   بررسی فرضیه های پژوهش…. 62

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری. 67

5-1- مقدمه. 68

5-2- خلاصه تحقیق.. 68

5-3- نتیجه حاصل از یافته های توصیفی.. 69

5-4- نتیجه گیری حاصل از آزمون فرضیات.. 70

5-4-1- فرضیه های تحقیق.. 70

5-4-2- بحث و نتیجه. 75

5-5-   محدودیت های تحقیق.. 76

5-5-1- محدودیت های در اختیار پژوهشگر. 76

5-5-2- محدودیت های خارج از اختیار پژوهشگر. 76

5-6-   پیشنهادات.. 77

مراجع    78

پیوست ها 87

پیوست 1………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 86

پیوست 2………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 90

پیوست 3………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 97

پیوست 4…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 104

1-1-   مقدمه

افسردگی[1] یکی از شایع ترین اختلال های خلقی محسوب شده که زندگی افراد را به شیوه های گوناگون تحت تاثیر قرار می دهد، به گونه ای که منجر به اختلال در عملکرد، کار و روابط فرد با دیگران می شود و زندگی وی را به مخاطره می اندازد. افسردگی با احساس ناراحتی و بیچارگی و با علائمی همچون اختلال در خواب، اختلال در اشتها، کاهش میل جنسی، عدم تمایل به انجام فعالیت های روزمره، کندی جریان فکر، احساس گناه، خجالت، محکوم کردن خود و بیزاری از خویش و کاهش روابط اجتماعی همراه است. علاوه بر این، افسردگی می تواند مزمن و عود کننده باشد، چنان که با وجود اثربخشی رویکرد های درمانی، بین نصف تا سه چهارم افسرده ها در فاصله زمانی دو سال پس از بهبود، دوباره به دوره دیگری از افسردگی مبتلا می شوند (چاد[2]، به نقل از بانهوفر[3]، 2009).

اضطراب[4] به منزله بخشی از زندگی انسان هاست که حد متعادلی از آن در همه افراد وجود دارد و پاسخی سازش یافته برای محرک های درونی و بیرونی تلقی می شود؛ به طوری که اگر نباشد، زندگی عادی انسان را مختل می سازد. اضطراب در پاره ای از مواقع سازندگی و خلاقیت در فرد پدید می آورد، امکان تجسم موقعیت ها و سلطه بر آن ها را فراهم می سازد و او را برای مواجه شدن با مسئولیت های مهمی مانند آماده شدن برای امتحان یا پذیرفتن وظیفه اجتماعی بر می انگیزد. مثلاً اضطراب انسان را وادار می کند تا به موقع از خواب بیدار شود و سر کارش حاضر باشد، هنگام رانندگی خوابش نبرد، از پول و اشیای قیمتی خود مراقبت کند و برای کارهای مهم زندگی اش برنامه ریزی نماید (بیابانگرد، 1383).

بنابراین اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، یکی از مؤلفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد و از این زاویه است که پاره ای از اضطراب های کودکی و نوجوانی را می توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آن ها را بر فرایند زندگی پذیرفت، چرا که این فرصت را برای افراد فراهم می آورد تا مکانیزم های سازشی خود را در راه مواجهه با منابع تنیدگی زا و اضطراب انگیز گسترش دهد. پس اضطراب لزوماً پدیده ای نابهنجار و مرضی نیست؛ چنانکه در تعریف آن گفته شده: «اضطراب، واکنش فطری و بهنجار به یکی از این دو امر است: تهدیدی که متوجه شخص، نگرش ها یا حرمت خود او می شود؛ به فقدان افراد یا چیزهایی که مایه اطمینان و امنیت او می باشند منجر شود». اما اگر اضطراب از حد متعادل فراتر رود، یعنی جنبه مزمن و مداوم بیابد، نه تنها پاسخ سازش یافته نیست؛ بلکه منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده ای می شود که فرد را از بخش عمده امکاناتش محروم می کند و انواع اختلال های اضطرابی را که از اختلال های شناختی و بدنی، تا ترس های ناموجه و وحشت زدگی ها گسترده اند، به وجود می آورد. از طرفی پیچیدگی های جاری تمدن، سرعت تغییرات و بی توجهی به مذهب و ارزش های خانوادگی، برای افراد و اجتماع، تعارض ها و اضطراب های تازه ای به وجود آورده و در این میان، زنان که توان کمتری دارند، آسیب بیشتری می بینند (کاستلو[5]، به نقل از هاتون[6]، 2006).

الیس به عنوان یک روانشناس و صاحب نظریه درمان عقلانی- هیجانی، معتقد است فرد ضمن قبول نکردن واقعیت و جذب شدن در فرایند باورهای غیرمنطقی[7] در برتری جویی مفرط خود مبتلا به عوارض نسبتاً شدید می شود که اغلب آن را اختلال عاطفی می نامیم. به عقیده وی توسل به این عقاید، به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می شود. وقتی که فرد به چنین عقایدی توسل می جوید در نگرش و برداشت های خود شدیداً بر اجبار الزام و وظیفه تاکید دارد و اگر خود را از این قیدها براند به احتمال قوی در جهت سلامت و رشد شخصیت حرکت خواهد کرد. الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی و غیرعقلانی می داند و به نظر او افکار عواطف، واکنشهای متفاوت و جداگانه ای نیستند. از این رو تا زمانی که تفکر غیرمنطقی جریان دارد اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهند بود. انسان اختلالات و رفتار غیر منطقی اش را از طریق بازگو کردن آنها برای خود تداوم می بخشد به نظر الیس فردی که خود را اسیر و گرفتار افکار غیرمنطقی می کند، احتمالاً خود را در حالت احساس خشم، مقاومت، خصومت، دفاع، گناه، اضطراب، سستی و رخوت مفرط، عدم کنترل و ناچاری قرار می دهد. انسان به وسیله اشیاء خارجی مضطرب نمی شود بلکه دیدگاه و تصوری که او از اشیاء دارد موجب نگرانی و اضطرابش می شوند. تمام مشکلات عاطفی افراد از تفکرات جادویی و موهومی آنها سرچشمه می گیرد که از نظر تجربی معتبر نیستند (الیس، 1999).

طرحواره های ناسازگار اولیه[8] درون مایه ها یا الگوهای فراگیر و عمیقی درباره خود و دیگران هستند که به شدت ناکارآمد هستند. این طرحواره ها از خاطرات، هیجان ها، شناخت ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند که طی دوران کودکی یا نوجوانی پدید آمده و در طول زندگی پیچیده تر می شوند و نقش عمده ای در چگونگی تفکر، احساس و ارتباط با دیگران ایفا می کنند. (یانگ[9]، کلوسکو[10]، ویشار؛ ترجمه حمید پور، 1393)

مفهوم بهزیستی[11] و عوامل مرتبط به آن از دیرباز مورد توجه مطالعات انسانی بوده است و دیدگاه ها و نظریات گوناگونی در این زمینه وجود داشته است. علاقمندی پژوهشی بی شماری درباره توصیف وضعیت بهزیستی روانی دانشجویان در کشورهای مختلف وجود دارد. در گذشته مطالعات روانشناختی بیشتر بر روی بیماری های روانی تمرکز داشته است و همچنین بیشتر به درمان توجه کرده است. به عبارتی دیگر تعریف سلامت مترادف با فقدان بیماری روانی و علائم مرتبط با آن تلقی می شده است. از دهه 1980 به بعد در تعریف سلامت تغییرات زیادی بوجود آمد. روانشناسی سلامت تنها به جنبه های منفی و رفع آن ها توجه ندارد؛ بلکه همانطور که در تعریف سازمان جهانی بهداشت وجود دارد؛ به جنبه های مثبت سلامت و تقویت آن ها نیز توجه دارد؛ بنابراین فردی واجد شرایط سلامت است که از جنبه های اجتماعی، روانی و زیستی در شرایط مطلوبی قرار داشته باشد. ویژگی مهم روانی که فرد واجد سلامت، می بایست از آن برخوردار باشد؛ احساس بهزیستی است. بهزیستی روانی[12] به طور گسترده ای مورد بررسی و به روش های مختلفی مفهوم سازی شده است. آنها همچنین بهزیستی را احساس مثبت و احساس رضایتمندی عمومی از زندگی می دانند که شامل خود و دیگران در حوزه های مختلف خانواده و شغل است (مایرز و دینر[13]، به نقل از بهزادنیا، 1389). با توجه به نکات ذکر شده و اینکه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی در افراد افسرده و اضطرابی متفاوت عمل می کنند، تفاوت این عوامل بین افراد افسرده و اضطرابی در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال مقایسه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان با علائم افسردگی و علائم اضطرابی است.

1-2-   بیان مسئله

دانشجویان، هوشمندان برگزیده و امیده آینده هر جامعه ای محسوب می شوند. اضطراب و افسردگی که شایعترین انواع نابسامانی های روانی را تشکیل می دهند، گر چه توانمندی های هوشی را مختل نمی کنند، اما با کاهش تمرکز حواس، اشتغالات ذهنی وقت گیر و مزاحم، بی حوصلگی، تحریک پذیری، بی قراری، بی خوابی و … نظیر موریانه ای موذی و آزاردهنده توان علمی و قدرت خلاقه و سازنده دانشجو را می جوند (سلمانی، 1388). تشخیص، درمان و به ویژه پیشگیری از بروز این اختلالات و کوشش در جهت کاهش عوامل محیطی موجد اضطراب و افسردگی، نقش مهم و با ارزشی در سالم تر کردن محیط دانشگاه ها و افزایش کارایی نسل آینده متخصصین جامعه خواهد داشت.

اختلال خلقی، اصطلاحی است کلی و مربوط به اختلال روانی که در آن آشفتگی اساسی در خلق، مشاهده می‌شود. اختلالات خلقی در طیف وسیعی می‌گنجد که در یک طرف آن، افسردگی یا خوشی خفیف و کوتاه‌مدت و در طرف دیگر آن، افسردگی‌های هذیانی شدید یا شیدایی قرار دارد. خلق، وضعیت هیجانی درونی فرد است که مقطع طولانی تری از زمان را دربرگرفته و نقش خود را بر جلوه های مختلف زندگی حکاکی کرده و تمامی وضعیت روانی بیمار را تحت‌الشعاع قرار می دهد. عاطفه، تظاهر خارجی هیجانات است و برهه کوتاهی از زمان را دربرگرفته و معمولا با کلام و فکر بیمار همراه است. طبقه تشخیصی اختلالات خلقی در DSM-V در راهنمای جدید به دو طبقه‌ی مجزای اختلالات دو قطبی و اختلالات مرتبط با آن و اختلالات افسردگی تقسیم شده است (DSM-V، ترجمه گنجی، 1394).

افسردگی، رایج‌ترین اختلال روانی است كه اخیرا به شدت رو به افزایش نهاده است. تقریبا همه، حداقل به صورت خفیف احساس افسردگی كرده‌اند. احساس دمغی، بی‌حوصلگی، غمگینی، ناامیدی، دلسردی و ناخشنودی همگی از تجربیات افسردگی رایج هستند. این حالت را افسردگی بهنجار می گویند. زن‌ها خیلی بیشتر از مردها دچار افسردگی می‌شوند. علت آن روشن نیست، اما به نظر بسیاری از متخصصان، عوامل فرهنگی و به‌ ویژه محرومیت ها و محدودیت‌ های اجتماعی زیاد در مورد زنان، یكی از علل اساسی است. ارائه تعریف افسردگی آسان نیست، چرا كه پیشنهاد تعریفی كه مورد پذیرش همه متخصصان و پژوهشگران قرار گیرد، غیرممكن می‌باشد. حال به برخی از تعاریف عمده افسردگی اشاره می‌كنیم. افسردگی، به منزله یك بیماری خلق‌وخو یا اختلال كنش خلق ‌و خو است. افسردگی، نشانگانی است كه تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیر لفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالت ‌های برانگیختگی نشان داده می‌شود. افت گذرا یا مداوم تنود عصبی- روانی كه به صورت یك مؤلفه بدنی مانند سردرد، بی اشتهایی، یبوست و كاهش فشار خون و یك مؤلفه روانی مانند غمگینی، ناتوانی و احساس به پایان رسیدن نیرو نمایان می‌شود. سقوط غیرقابل توجیه تنود حیاتی: این حالت در حیطه بدنی با خستگی دائم آشكار می‌شود. در حیطه شناختی به صورت پراكندگی دقت و مشكل كوشش فكری و در حیطه عاطفی به شكل حالتی مالیخولیایی كه با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واكنش همراه است، آشكار می‌شود (بارت[14]، اکسمن و گربر[15]، به نقل از بک [16] و الفورد[17]،2003).

اضطراب حالت هیجانی نامطلوبی است که معمولاً با احساس دردناك و طولانی بیم و نگرانی همراه می باشد. سطح معینی از اضطراب نه فقط برای رویارویی با خطر، برنامه ریزی کردن، مطالعه کردن، هشیار بودن در هنگام امتحان، احتیاط در هنگام رانندگی و … ضروری است، بلکه چنانچه ترس و اضطراب به صورت محدود باقی بماند، می تواند بسیار مفید و حتی لذتبخش هم باشد (بیابانگرد، 1383). با این حال در ورای این سطح معین، اضطراب نقش انطباقی خود را از دست می دهد و همراه با رنجی می گردد که به زحمت میتوان آن را تحمل کرد. این حالت یک اضطراب بیمارگونه است. این نوع اضطراب است که استعدادها را تخریب می کند، مشکلاتی در تمرکز و حافظه به بار می آورد. در پنجمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM-V)) بین تمامی اختلالات روانی، اختلالات اضطرابی احتمالا شایعترین آنها است. طبق تخمین انستیتو ملی بهداشت روانی ایالات متحده امریکا قریب به پانزده میلیون نفر در امریکا از نوعی اختلالات اضطرابی در رنج هستند (کاستلو، به نقل از هاتون، 1384).

در طول دهه های اخیر تمرکز مطالعات و تحقیقات در زمینه درك و مفهوم سازی جنبه های روانشناسی مثبت نگر از جمله بهزیستی روانی و همچنین یافتن شیوهای دستیابی به آنها، دلایل ایجاد و نیز تداوم این ویژگیها، به طور فزاینده ای رو به رشد است. در همین راستا روانشناسان برجسته ای از جمله ریف بر مفهوم سازی و عوامل مرتبط با بهزیستی روانی مطالعات و تحقیقات متعددی انجام داده اند. وی خاطرنشان کرد که ابعاد نظری سلامت روانشناختی مثبت شامل: استقلال، تسلط محیطی، رشد فردی، ارتباط مثبت با دیگران، هدفمندی در زندگی و پذیرش خود می باشد. در حال حاضر الگوی مزبور به طور وسیعی در سراسر دنیا مورد مطالعه و استفاده قرار گرفته است (ریف[18] و کییز[19]، 2002). یكی دیگر از متغیرهایی كه احتمالا تحت تاثیر افسردگی و اضطراب دانشجویان قرار می گیرد، بهزیستی روانی می باشد. بهزیستی روانی یعنی تلاش برای كمال در جهت تحقق توانایی ‌های بالقوه واقعی فرد است. در این دیدگاه بهزیستی به معنای تلاش برای استعلاء و ارتقاء است كه در تحقق استعدادها و توانایی ‌های فرد متجلی می‌شود (ریف، 1995). در تحقیقات مختلف نشان داده شده ‌است كه دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی رضایت از زندگی پایین و بهزیستی روانی پایینی برخوردارند (فرهنگ، 1390). لاووی[20]، بیان می كند كه احتمالا ناتوانی در مهارت های اجتماعی و بهزیستی اجتماعی، مهم ترین مشكل این گروه از افراد است چون این ناتوانی بر عملكرد حوزه های مختلف زندگی آن ها اثر می گذارد (لاوی، 2005).

یکی از عوامل روانشناختی که افسردگی و اضطراب بر آن تاثیر می گذارد ارزیابی افراد در موقعیت های مختلف زندگی از جمله موقعیت های استرس زا است که به سیستم شناختی فرد و تناسب آن به رفتارهای منطقی بستگی دارد. بنابراین بسیاری از مشکلات افراد را می توان تحت تاثیر باورهای غیرمنطقی انسان ها دانست. باورهای غیرمنطقی تاثیر بسیاری در سبب شناسی اختلالات از جمله افسردگی دارند. ساپ[21] (2000) در یک بررسی رابطه بین باورهای غیرمنطقی و شکست تحصیلی را ثابت کرد و نیز به این نتیجه رسید که بین طبقه تحصیلی و میزان استفاده از باورهای غیرمنطقی تفاوت وجود دارد. افرادی که تحصیلات بالاتر دارند باورهای منطقی تر در نتیجه مقاومت بیشتری در برابر مسائل اضطراب زا دارند. باورهای غیرمنطقی به شکل ضروریات زندگی تظاهر می کنند بنابراین در روند طبیعی زندگی اختلال ایجاد می کنند و فرد را مقید می کنند تا به اجبار بر اساس آن عمل کرده که در نتیجه بر کارکردهای اجتماعی و تحصیلات تاثیر می گذارند. برخی روانشناسان بر این اعتقادند كه باورهای غیرمنطقی موجب افزایش وقوع اختلالات نوروتیك و پسیكوتیك شده و این موضوع به تدریج سبب ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی می شود. سبك اجتنابی، موجب تشدید احساس ناتوانی و ناكارآمدی شده و به آرامی فرد را مستعد استفاده از این سبك جهت حل كلیه مسائل زندگی می كند (ساپ، 2000).

الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه افکار غیرمنطقی می داند. به عقیده او افکار و عواطف کنش های متفاوتی نیستند (روزنهان و سلیگمن 1382). وی معتقد است اگر فردی در زندگی تفکر منطقی را جایگزین باورهای غلط خود بکند از بهزیستی روانی برخوردار است (پروچسکا، 2006). الیس معتقد است که باورهای غیرمنطقی که انتظارها، ارزیابی ها و انتسابات تحریف شده را شکل می دهند و موجب اختلال روانی می شوند دو ویژگی دارند: اولا این عقاید توقعات خشک و تعصب آمیزی هستند که معمولا با کلمات “باید وحتما” بیان می شوند، ثانیا فلسفه های خود آشفته ساز که معمولا حاصل این توقعات هستند انتساب های بسیار نامعقول و بیش از حد تعمیم یافته ایجاد می کنند. الیس به یازده عقیده غیرمنطقی اشاره می کند که برخی از آنها عبارتند از:

موفقیت ها و شکست ها و ویژگی هایی مانند هوش، ارزش ما را به عنوان انسان مشخص می کنند. “ما باید رضایت دیگران را جلب کنیم، دنیا باید با ما عادلانه رفتار کند”. از این رو تا زمانی كه تفكر غیرعقلانی ادامه دارد، اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهند بود (پاتریس[22]، پاپن[23]، به نقل از شفیع آبادی 1389).

یکی دیگر از عوامل روانشناختی که افسردگی و اضطراب بر آن تاثیر می گذارد، عامل طرحواره های ناسازگار اولیه است. ساختارهای شناختی، بنیان تفکر و رفتار افراد را سازمان می‌ دهند و سایر عوامل مربوط به آنها احتمالا نقش واسطه ای بر عهده دارند (سویتزر[24]، 2006). ژرف ترین ساختارهای شناختی طرحواره ها هستند. یانگ آن دسته از طرحواره هایی را که به رشد و شکل گیری مشکلات روانشناختی می انجامند، طرحواره های ناسازگار اولیه می نامد. این طرحواره ها الگوهای شناختی و هیجانی خود آسیب رسانی هستند که از جریان اولیه رشد آغاز شده و در طول زندگی تداوم می یابند (یانگ، کلوسکو و ویشار، ترجمه حمید پور، 1393).

این طرحواره ها می تواند تحت تاثیر عواملی چون رشد جسمانی، تعاملات فرد با محیط اجتماعی، سوانح، آسیب و جراحات بدنی و جراحی ها قرار گیرد و نگرانی از تصویر ذهنی بدن را در فرد ایجاد کند (رحیمیان، 1387). به نظر می رسد که طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند زمینه ساز بروز علائم افسردگی و اضطراب در افراد شوند و تعدیل و تغییر این طرحواره ها می تواند به درمان و حذف این علائم کمک کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با تعدیل این طرحواره ها به کاهش علائم افسردگی و اضطراب دانشجویان کمک شایان ذکری می گردد. به طور کلی با روشن شدن ماهیت طرحواره های ناسازگار اولیه امید است بتوان در آینده گامهایی را برای اصلاح این طرحواره های ناسازگار اولیه و در نهایت کاهش علائم افسردگی و اضطراب به طور سریع تر و کارآمد تر برداشت. نتایج تحقیقات مختلف نشان داده اند که طرحواره های ناسازگار اولیه گوناگون، آسیب پذیری خاصی را برای انواع آشفتگی های روانشناختی ایجاد می کنند. مثلا ‌طرحواره کمال گرایی با نشانه هایی مانند اضطراب و افسردگی ارتباط دارد ( شهامت، ثابتی و رضوانی، 1389). بر اساس نظر یانگ (یانگ و همکاران،2006) آسیب های روانی از نظر شکل گیری و ثابت ماندن طرحواره های غیر انطباقی اولیه ناشی می شوند و در این میان طرحواره هایی که با وابستگی و نقص مرتبط هستند، بیشتر در میان افراد افسرده وجود دارد. نتایج تحقیقات نشان داده است که طرحواره ی حوزه بریدگی و طرد مهمترین پیش بینی کننده نشانه های افسردگی در بیماران افسرده می باشد (دیده روشنی، 1389).

در مجموع با توجه به اینکه در تحقیقات متعددی نشان داده شده است که دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی از بهزیستی روانی پایین، باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگارانه برخوردارند (دیده روشنی، 1389) و این باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند زمینه ساز بروز اختلالات روانی شوند (سلمانی،1388). از طرفی دیگر چون پژوهش های مختلف نشان داده اند که باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانه های مرضی و اختلالات روانپزشکی همچون افسردگی ارتباط دارند، بنابراین شناخت و تغییر باورهای غیرمنطقی و طرحواره های ناسازگار اولیه می تواند گامی در جهت کاهش مشکلات بیماران افسرده و در نهایت کاهش اضطراب بیماران مبتلا باشد. در ایران مطالعات متعددی درباره شیوع افسردگی با بهره گرفتن از آزمون بک صورت گرفته است. این تحقیقات شیوع افسردگی و ارتباط آن با عوامل گوناگون را مورد بررسی قرار داده اند، اما تاکنون هیچ تحقیقی به مقایسه باورهای غیرمنطقی، طرحواره های ناسازگار اولیه و بهزیستی روانی دانشجویان دارای علائم افسردگی و دانشجویان با علائم اضطرابی نپرداخته است (سلمانی، 1388).

تعداد صفحه :120

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه مقایسه اثربخشی درمان استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان در استرس

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه خوارزمی پردیس بین‌الملل کرج

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

گروه روانشناسی بالینی

پایان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

مقایسه اثربخشی درمان استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان در استرس، ذهن‌آگاهی و طرحواره‌های هیجانی زوجین متعارض

اردیبهشت 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مقدمه : اهمیت پرداختن به تعارضات زناشویی ریشه در بهداشت روانی، جسمانی و سلامت خانواده دارد و بر بهزیستی، کیفیت زندگی و سلامت روانشناختی و جسمانی زوج، فرزندان آنها و سایر اعضای خانواده تاثیر بسزایی دارد. با توجه به اهمیت این موضوع و با در نظر گرفتن یافته‌های بالینی در خصوص اثربخشی درمان‌های استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی این درمان‌ها در زوجین متعارض اجرا شد.

روش : با بهره گرفتن از طرح‌های تجربی تک آزمودنی 5 زوج متعارض (5 مرد و 5 زن) با روش نمونه‌گیری در دسترس، از بین زوجین مراجعه کننده به یکی از مراکز روانشناسی و مشاوره تهران، تحت درمان قرار گرفتند. داده‌های پژوهش با بهره گرفتن از پرسشنامه‌های تعارضات زناشویی براتی و ثنایی، ذهن‌آگاهی بائر و همکاران، استرس کوهن و طرحواره‌ هیجانی لیهی گردآوری شد و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تغییرات روند و شیب و ملاک‌های درصد بهبودی و درصد کاهش نمرات برای هر بیمار استفاده شد.

یافته‌ها : درمان‌های استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، نظم‌جویی شناختی هیجان و استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی همراه با نظم‌جویی شناختی هیجان بر مولفه‌های استرس، ذهن‌آگاهی و طرحواره‌های هیجانی زوجین متعارض با درصد بهبودی بالینی بالایی همراه بود.

نتیجه‌گیری : درمان‌های استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان اثربخشی بالایی در مولفه‌های روان‌شناختی زوجین متعارض دارد و می‌توان آنها را به منظور کاهش تعارضات زناشویی و استرس، تعدیل طرحواره‌های هیجانی و ارتقاء ذهن‌آگاهی به کار بست. همراه کردن استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی با نظم‌جویی شناختی هیجان اثربخشی بالاتری در زوجین متعارض دارد.

واژه‌های کلیدی : استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، نظم‌جویی شناختی هیجان، استرس، ذهن‌آگاهی، طرحواره‌های هیجانی، زوجین متعارض

فهرست

فصل اول : کلیات پژوهش… 1

1-1- مقدمه. 2

1-2- بیان مسأله. 4

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش… 14

1-4- سؤالات پژوهش… 15

1-5- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش… 16

1-5-1- تعارض زوجین. 16

1-5-2- استرس…. 16

1-5-3- ذهن‌آگاهی. 16

1-5-4- طرحواره‌های هیجانی. 17

فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه پژوهش… 18

2-1- تعارض زناشویی. 19

2-1-1- تعریف تعارض زناشویی. 19

2-1-2- انواع تعارض و برخورد با تعارض.. 20

2-1-3- عوامل موثر در بروز تعارض زناشویی. 21

2-1-4- اثرات تعارض زناشویی. 22

2-2– استرس…. 23

2-2-1- تعریف استرس.. 23

2-2-2- منابع استرس.. 26

2-2-3- انواع استرس‌ و استرس‌زاها 27

2-3- ذهن‌آگاهی. 28

2-3-1- تعریف ذهن‌آگاهی. 28

2-3-2- تاثیرات ذهن‌آگاهی. 30

2-3-3- حالات ذهن‌آگاهی. 32

2-4- طرحواره‌های هیجانی. 32

2-4-1- تعریف طرحواره‌های هیجانی. 32

2-4-2- مدل طرحواره‌های هیجانی……………………… 34

2-4-3- ابعاد طرحواره‌های هیجانی. 37

2-5- استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 41

2-5-1- تعریف استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 41

2-5-2- اثربخشی استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 43

2-6- نظم‌جویی شناختی هیجان. 45

2-6-1- تعریف هیجان. 45

2-6-2- تعریف تنظیم هیجان. 48

2-6-3- تعریف نظم‌جویی شناختی هیجان. 50

2-6-4- راهبردهای نظم‌جویی شناختی هیجان. 51

2-6-5- کارکردهای نظم‌جویی شناختی هیجان. 54

فصل سوم : روش‌شناسی پژوهش… 57

3-1- طرح پژوهش… 58

3-2- جامعه آماری. 58

3-2-1- حجم نمونه، روش نمونه‌گیری. 59

3-3- گزارش بالینی بیماران. 60

3-3-1- زوج اول، نظم‌جویی شناختی هیجان. 60

3-3-2- زوج دوم، نظم‌جویی شناختی هیجان. 61

3-3-3- زوج سوم، استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 61

3-3-4- زوج چهارم، استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 62

3-3-5- زوج پنجم، استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی همراه با نظم‌جویی شناختی هیجان…………………………………………. 62

3-4- ابزارهای پژوهش… 63

3-4-1- پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) 63

3-4-2- پرسشنامه ذهن‌آگاهی بائر و همکاران (FFMQ) 64

3-4-3- پرسشنامه استرس کوهن (PSS) 64

3-4-4- مقیاس طرحواره‌ هیجانی لیهی (LESS) 65

3-5- ساختار درمان. 65

3-5-1- استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 65

3-5-2- نظم‌جویی شناختی هیجان. 68

3-6- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 74

فصل چهارم : یافته‌ها 75

4-1– توصیف آماری متغیرهای پژوهشی. 76

4-2- یافته‌های مربوط به سؤالات پژوهش… 91

4-2-1 سؤال اول. 91

4-2-2- سؤال دوم  95

4-2-3- سؤال سوم. 99

فصل پنجم : بحث و نتیجه‌گیری.. 104

5-1- سؤالات پژوهش… 105

5-1-1- سؤال اول. 105

5-1-2- سؤال دوم 106

5-1-3- سؤال سوم 108

5-2- نتیجه‌گیری. 108

5-3- محدودیت‌های پژوهش… 109

5-4- پیشنهادهای پژوهش… 110

5-4-1- پیشنهادها برای پژوهش‌های آینده 110

5-4-2- پیشنهادهای کاربردی. 110

منابع     111

منابع فارسی. 112

منابع انگلیسی. 113

پیوست‌ها 138

پیوست 1 : استرس زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی. 139

پیوست 2 : نظم‌جویی شناختی هیجان. 165

پیوست 3 : پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی. 176

پیوست 4 : پرسشنامه ذهن آگاهی بائر و همکاران. 179

پیوست 5 : مقیاس استرس ادراک شده کوهن. 182

پیوست 6 : پرسشنامه طرحواره‌های هیجانی لیهی. 184

1-1-  مقدمه

تعارض زناشویی بخشی از زندگی روزمره و تعاملات صمیمانه زوجین و جزئی اجتناب ناپذیر از زندگی آنها است (هورن مالرز[1]، 2010) و نقش مهمی در رضایت از روابط، کیفیت زندگی و بهزیستی زوجین دارد (وود[2] و همکاران، 2005). تعارض زوجین از جنبه‌های سلامت روانی و جسمانی زوجین و سلامت خانواده نیز حائز اهمیت است (فینچام[3] و بیچ[4]، 1999). احتمال ابتلا به درد مزمن (ورمن[5] و همکاران، 2015)، پریشانی روانشناختی و اختلال خواب (ژاکوبسن[6] و همکاران، 2014)، افسردگی (بیچ و همکاران، 1990؛ به نقل از پرولکس[7] و همکاران، 2007)، تغییرات سطوح هورمون‌های استرس و کورتیزول (روبلز[8] و همکاران، 2006)، اختلالات خوردن (ون دن بروک[9] و همکاران، 1997)، سوء مصرف الکل (مورفی[10] و اوفارل[11]، 1994) و اختلالات اضطرابی (مک لئود[12]، 1994) در زوجین متعارض بیشتر است.

تعارض زناشویی اثری منفی بر فرزندان و سایر اعضای خانواده نیز دارد (هینانت[13] و همکاران، 2013) و هم‌بستگی نیرومندی با بروز رفتار ناسازگارانه از جمله خشم، اختلال سلوک و اضطراب در فرزندان (امری[14]، 1982)، تشدید مشکلات رفتاری در مدرسه و در اوقات فراغت (کینگ[15] و همکاران، 1995) و انزوای اجتماعی و خشم فرزندان (هریست[16] و اینسلی[17]، 1998) دارد.

درمان‌های متعددی در حوزه زوج‌ درمانی با هدف افزایش کیفیت زندگی، بهبود رضایت از رابطه و کاهش نارضایتی زوجین مورد استفاده قرار گرفته‌اند (اولری[18] و همکاران، 2014)، از جمله رفتار درمانی شناختی (داتیلیو[19]، 2010)، درمان هیجان‌مدار (جانسون[20]، 2008)، درمان‌ مبتنی بر پذیرش و تعهد (عرب نژاد[21] و همکاران، 2014) و … .

یکی از درمان‌های موثر در این حوزه که در سال‌های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌‌آگاهی است (ویگینز[22]، 2012) که اثربخشی آن در بهبود بهزیستی روانشناختی و کیفیت زندگی زوجین تایید شده است (نیکلیسک[23] و کویجپرس[24]، 2008). تاثیر استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر افزایش رضایت از رابطه، پذیرش همسر و شادمانی بیشتر زوجین نیز به تایید رسیده است (کارسون[25] و همکاران، 2004).

امروزه پژوهشگران بر نقش درمان‌های مبتنی بر هیجان در درمان‌های زوج‌مدار و کاهش تعارضات زناشویی تاکید دارند (دالگلیش[26] و همکاران، 2014) و نقش نظم‌جویی هیجان‌ها را در بهبود روابط زوجین و کاهش اختلافات موثر می‌دانند (ویگینز، 2012).

یکی از عواملی که باعث افزایش رضایت زندگی و کاهش تعارضات زوجین می‌شوند، ذهن‌آگاهی است (بورپی[27] و لانگر[28]، 2005). ذهن‌آگاهی همچنین به بهبود عملکرد و رضایت جنسی از رابطه زناشویی نیز می‌انجامد (بروتو و همکاران، 2008) که خود یکی از عوامل افزایش رضایت زناشویی و کاهش تعارضات زوجین است (ونر[29]، 2010؛ یه[30] و همکاران، 2006).

عامل موثر دیگر در افزایش تعارض زوجین و کاهش سلامت روانی آنها، استرس است (چو[31]، 2014؛ فینچام، 2003). استرس بر سلامت، بهزیستی و کیفیت زندگی خانوادگی و شغلی افراد تاثیر می‌گذارد (کومپیر[32] و کوپر، 1999). بنابر این کاهش استرس می‌تواند نقش موثری در کاهش تعارضات و اختلافات زناشویی داشته باشد.

ارتباط نسبتا معناداری میان طرحواره‌های هیجانی و رضایت از رابطه و کاهش اختلافات در میان زوجین وجود دارد (میرز[33]، 2012). طرحواره‌های هیجانی‌ نقش مهمی در ارتباطات بین فردی به ویژه رابطه زناشویی ایفا می‌کنند (لیهی[34]، a2007). اما پژوهش‌های اندکی در خصوص درمان‌های موثر بر طرحواره‌های هیجانی وجود دارد.

همچنان که اشاره شد پژوهش‌های متعددی در خصوص درمان‌های موثر بر افزایش کیفیت زندگی، افزایش رضایت از زندگی و بهزیستی زوجین انجام شده است که در کاهش تعارضات آنها موثر است، اما پژوهش‌ها در خصوص درمان‌های کارامد برای استرس، ذهن‌آگاهی و طرحواره‌های هیجانی، که پیشتر به نقش مهم آنها در تعارض زوجین اشاره کردیم، بسیار اندک است. بنابر این شناسایی درمان‌های موثر در این حوزه بسیار حائز اهمیت است.

1-2-  بیان مسأله

گاهی حتی یک درخواست ساده می‌تواند در نظر یکی از زوجین نادیده انگاشته شدن هویت، ارزش یا جایگاه او قلمداد گردد (نادسون-مارتین[35] و هونرگارت[36]، 2015). تعاملات زناشویی، اعم از مثبت یا منفی، می‌تواند پیامدهای جسمانی حتی در زندگی‌های زناشویی طولانی مدت و در زوجین سالخورده داشته باشد (کیکولت- گلاسر[37] و همکاران، 1997). عناصری مانند نارضایتی، اختلاف و تعارض زناشویی تاثیر نیرومندتری از عناصری مانند عشق، رضایت یا هماهنگی بر بهزیستی فردی هر یک از زوجین دارد (پرولکس و همکاران، 2007).

تعارض زناشویی یکی از مهمترین عوامل بروز طلاق است، امری که امروزه بیش از مرگ یکی از زوجین، به خاتمه دادن زندگی مشترک زناشویی منجر می‌شود (پینسوف[38]، 2002)؛ در عین حال تاثیر عمیقی بر بهزیستی فردی دارد (اولری و اسمیت[39]، 1991) و می‌تواند زمینه‌ساز ابتلا به بیماری‌های جسمانی مانند بیماری‌های قلبی و عروقی (وود و همکاران، 2005)، درد مزمن (ورمن و همکاران، 2015)، بیماری‌های روانشناختی مانند افسردگی (بیچ و همکاران، 1998)، و سوء استفاده جسمی و روانشناختی توسط یک یا هر دو زوج (اولری و همکاران، 1994) شود.

نتایج یک پژوهش توسط کیکولت- گلاسر و همکاران (1997) نشان داد زوجینی که عملکرد ایمنی ضعیف‌تری داشتند در حین تعارض زناشویی رفتار منفی‌تری داشتند و اختلاف نظرهای معمول خود را منفی‌تر از زوجین دیگر برداشت می‌کردند (روبلز و همکاران، 2006؛ کیکولت- گلاسر و همکاران، 1997).

تعارض زوجین به تعارض در خانواده و تعارضات شغلی دامن می‌زند (ویدانوف[40]، 2000) و مشکلات متعددی از جمله پریشانی روانشناختی و اختلال خواب (ژاکوبسن و همکاران، 2014)، استرس در فرزندان (هینانت و همکاران، 2013)، مختل شدن پاسخ‌های روانشناختی و امنیت هیجانی فرزندان (هارولد[41] و همکاران، 2004)، بروز رفتار ناسازگارانه و ناسازگاری‌هایی از جمله خشم، اختلال سلوک و اضطراب در فرزندان (امری، 1982)، تخریب یا تضعیف رابطه والد- فرزندی (پترسون[42] و زیل[43]، 1986؛ شمیر[44] و همکاران، 2001؛ کینگ و همکاران، 1995؛ هریست و اینسلی، 1998)، مشکلات هیجانی متعدد فرزندان (امری، 1982)، تشدید مشکلات رفتاری در مدرسه و در اوقات فراغت (کینگ و همکاران، 1995)، انزوای اجتماعی و خشم فرزندان (هریست و اینسلی، 1998) را به دنبال خواهد داشت.

تعارض و نارضایتی زناشویی می‌تواند استرس زوجین را افزایش دهد (بیچ و همکاران، 1990؛ به نقل از پرولکس و همکاران، 2007). از سوی دیگر، تعارض در زوجینی که استرس بالاتری دارند، بیشتر دیده می‌شود (فینچام، 2003). استرس می‌تواند به تعارض خانوادگی- شغلی و کاهش سلامت روانی منجر شود (چو، 2014). استرس مشکل عمده عصر حاضر است و بر سلامت جسمانی و ذهنی مردم تاثیر منفی می‌گذارد (سازمان بهداشت جهانی[45]، 2011؛ شارما[46] و راش[47]، 2014). استرس به عنوان موقعیتی توصیف می‌شود که تعادل حیاتی ارگانیسم مورد تهدید قرار می‌گیرد یا ارگانیسم موقعیتی را تهدید کننده درمی‌یابد (واروگلی[48] و دارویری[49]، 2011). منابع تنیدگی ممکن است درون شخص، خانواده یا جامعه باشد (حاتمی، 1377).

کوفر و اپلی (1964؛ به نقل از لازاروس[50] و فولکمن[51]، 1984) استرس را با سایر مشکلات زندگی از جمله اضطراب، تعارض، محرومیت، آشوب هیجانی، تروما[52]، ناهنجاری و از خود بیگانگی عجین می‌دانند. آثار تنیدگی بر سلامت افراد را باید در دو سطح مورد تحلیل قرار گیرد، یک سطح جامعه شناختی بررسی رفتار کلی افراد تنیده و یک سطح روان‌شناختی و زیست‌شناختی واکنش‌های فرد به تبع تاریخچه ژنتیکی و فرآیندهای تحول یا خستگی روانی (استورا، 2005؛ به نقل از دادستان، 1386).

مردم بسیاری از کشورهای جهان در معرض استرس آسیب‌رسان قرار دارند که منجر به افزایش اضطراب، افسردگی، اختلالات سوء مصرف الکل و سایر مواد، خشونت و رفتارهای خودکشی می‌شود (سازمان بهداشت جهانی، 2011). استرس باعث کاهش کیفیت والدگری نیز می‌شود (ارل[53] و برومن[54]، 1999؛ به نقل از یتز[55] و همکاران، 2010). استرس ناشی از مشکلات اقتصادی در والدین می‌تواند زمینه‌ساز احساسات افسرده‌ساز در آنان و مشکلات رفتاری در نوجوانانشان گردد (پونت[56]، 2014).

واکنش به استرس چندین ویژگی در حوزه‌های هیجانی، رفتاری و فیزیولوژیکی دارد که بر بهزیستی اثر می‌گذارند، بنابراین می‌توان استرس را از طریق مقیاس‌های فیزیولوژیکی، رفتاری یا روانشناختی اندازه‌گیری کرد (ماهونی، 2009). آموختن مهارت‌های مقابله با استرس، از جمله مهارت‌های رفتاری و شناختی (گالاگر[57] و همکاران، 2014) در کاهش استرس موثر است. مدیریت استرس در پیشگیری از رفتارهایی نظیر استعمال سیگار، عادت‌های مضر خوردن و سبک زندگی بی‌تحرک که خطر ابتلا به بیماری‌هایی نظیر دیابت، بیماری‌های قلبی عروقی، فشار خون بالا، چاقی و سردرد را افزایش می‌دهند، موثر است (واروگلی و دارویری، 2011). کاهش استرس در بهبود و کاهش بیماری‌های روانشناختی از جمله افسردگی (سانگ و همکاران، 2014)، و نیز کاهش فشار روانی و افزایش رضایت شغلی (پیگناتا[58] و همکاران، 2014) و کاهش فشار خون در بیماران مبتلا به پرفشاری خون (ناگل[59] و همکاران، 2014) موثر است.

یکی از عوامل موثر در بهبود روابط زوجین و کاهش تعارضات آنها، ارتقاء بهزیستی و افزایش رضایت از زندگی است (اپشتاین[60] و باکوم[61]، 2002)؛ که ذهن‌آگاهی تاثیری مهم و مستقیم در آن دارد (براون[62] و ریان[63]، 2003). یکی از روش‌های موثر برای حل و فصل و کاهش تعارضات زوجین، گفتگوی باز و آزادانه پیرامون مسائل مختلف است (گاتمن[64]، 1999). آگاهی ذهن‌آگاهانه یکی از راه‌های افزایش چنین مهارتی است که با پذیرش، پذیرا بودن و قضاوت نکردن در لحظه حال اتفاق می‌افتد (بروتو[65] و هایمن[66]، 2007). همچنین ارتباط معناداری میان ذهن‌آگاهی و رضایت زناشویی وجود دارد : زوجینی که ارتباط ذهنی و روانی قوی‌ای با یکدیگر دارند، پذیرای تجارب جدید هستند و به تغییرات در جنبه‌های مختلف زندگی زناشویی آگاهند، و به عبارت دقیقتر ذهن‌آگاه هستند، بیشتر از زندگی زناشویی‌شان لذت می‌برند و روابط زناشویی رضایت‌بخش‌تر و خشنود کننده‌تری دارند (بورپی و لانگر، 2005).

تعداد صفحه :198

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه رابطه حمایت اجتماعی ادراک شده و مهارت های اجتماعی با خودپنداره در دختران

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

پایان نامه جهت اخذ درجه كارشناسی ارشد رشته روان شناسی عمومی

عنوان پژوهش:

رابطه حمایت اجتماعی ادراک شده و مهارت های اجتماعی با خودپنداره در دختران مدارس تیزهوشان متوسطه اول شهر لاهیجان

1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چكیده فارسی…………………………………….. 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه………………………………………………………… 3

1-2- بیان مسأله………………………………………. 5

1-3- ضرورت و اهمیت موضوع…………………………….. 7

1-4- اهداف پژوهش……………………………. 10

1-5- سوال های  پژوهش………………….. 10

1-6- فرضیه های پژوهش………………………………… 10

1-7- تعریف های مفهومی و عملیاتی……………. 11

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1- تعریف هوش و تیز هوشی……………………. 14

2-2 خلاصه ای از نظریات مربوط به تیزهوشان………………. 15

2-3- ضرورت شناسایی استعداد های درخشان…………………. 16

2-4- نقش والدین در تعلیم و تربیت کودکان تیز هوش……………….. 17

2-5- علائم تیز هوشی……………………………………………. 22

2-6- مشکلات و ناهنجاری های کودکان تیزهوش……………. …………………….. 23

2-7- خودپنداره…………………………….. 25

2-8- نظریه های خودپنداره…………………………………. 26

2-9- مفهوم خودپنداره……………………………………… 27

2-10- آموزش ضروری در انسان………………………. 32

2-11- اثرات خودپنداره……………………… 33

2-12- تدارک بافتی که شما را در تغییر دادن خود یاری می کند…………. 35

2-13- مفهوم خود در جریان ارتباط با دیگران… ……………….. 36

2-14- مفهوم خود بر اثر تعامل……………………… 37

2-15- حمایت اجتماعی……………………………………. 39

2-16- ابعاد حمایت اجتماعی…………………………………… 42

2-17- انواع حمایت اجتماعی……………………………… 43

2-18- مهارت های اجتماعی………………………….. 44

2-19- تعریف مهارت های اجتماعی………………………….. 45

2-20- مهارت های اجتماعی در محیط آموزشی. ……………….. 47

2-21-نقص در مهارت های اجتماعی  ………………………….. 48

2-22- مهارت های اجتماعی و بهزیستی روانشناختی…………………………….. 49

2-23- پیشینه پژوهش…………………………………… 49

فصل سوم: روش شناسی پژوهش

3-1- نوع پژوهش…………………………………………….. 55

3-2- جامعه آماری،……………………………. 55

3-3- نمونه و روش نمونه گیری………………………… 55

3-4- ابزار های اندازه گیری……………………….. 55

3-5- شیوه جمع آوری داده…………………………… 57

3-6- روش تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………. 57

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1- پیش درآمد…………………………………….. 59

4-2- یافته های توصیفی………………………………………….. 59

4-3- یافته های استنباطی………………………. 64

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1- تبیین فرضیه های پژوهش……………………………. 71

5-2- محدودیت ها و پیشنهاد های پژوهش…………………………… 78

منابع ………………………….. 80

پیوستها

پرسشنامه شماره1 (مهارت های اجتماعی )…………. 91

پرسشنامه شماره2 (حمایت اجتماعی ادراک شده)……………………………………. 97

پرسشنامه شماره 3(خودپنداره)………………………………………………. 99

خروجی داده ها………………………………………………… 101

چكیده لاتین…………………………………………… 106

مقدمه

     پژوهش ها ی روانشناسی حاكی از آن است كه همه كودكانی كه به دنیا می آیند دارای توانایی ها ی بالقوه خدادادی هستند، اما این توانایی ها به دلایل گوناگون وراثتی و محیطی در برخی بیشتر و در بعضی كمتر است. تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد كه اكثریت افراد جامعه دارای هوش و استعداد متوسط و اقلیتی دارای هوش و استعداد بالاتر از متوسط و اقلیت دیگر دارای هوش و استعداد كمتر از متوسط هستند. لذا كودكان تیزهوش، كه در مقایسه با كودكان عادی از توانایی های ویژه ای برخوردار هستند و به آموزش و پرورش ویژه ای نیز نیاز دارند(نریمانی و دیگران، 1392). دانش آموزان تیزهوش گروه ناهمگونی هستند كه دارای استعدادها و توانایی متنوعی هستند. آن ها به وسیله توانایی استثنایی خود در حیطه های عاطفی، شناختی، فیزیکی شناخته می شوند(هرتز[1]، 2003). پژوهشگران ارتباط بین جنبه های اجتماعی، هیجانی، شناختی كودكان باهوش را به خوبی شناخته و اظهار كرده اند كودكان باهوش نیازمند حمایت معنی دار در طی  دوران كودكی هستند تا بتوانند در جنبه های مختلف رشد کنند(براكن و بروان[2]، 2006)

حمایت اجتماعی ادراک شده  به عنوان  قویترین و نیرومندترین نیروهای مقابله­ای برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان افراد در زمان درگیری با شرایط تنش­زا می باشد كه تحمل مشكلات را برای فرد تسهیل می نماید(لی و دیگران[3]، 2007). میزان حمایت اجتماعی ادراک شده هم در آسیب پذیری و هم در مقابله افراد نسبت به تنش نقش دارد. آسیب پذیری جسمی و روانشناختی به موازات كاهش حمایت اجتماعی افزایش می یابد، به این معنی كه، حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان سپری در مقابل آشفتگی های زندگی در دنیای پیچیده كنونی عمل می كند. حمایت اجتماعی ادراک شده نه تنها طی دوره فشار روانی بسیار یاری كننده است، بلكه در مواقع آرامش نسبی نیز مفید می باشد(کوترونا[4]، 2007). دینان، آن، گئورگ، مک کال و گیبسون[5](2004) معتقدند كه حمایت اجتماعی ادراک شده در كاهش آسیب­های اجتماعی موثر می باشد. 

     خودپنداره بازنمایی ذهن افراد از خودشان است. به همان صورتی که افراد از دیگران، مکان ها، رویدادها بازنمایی ذهنی دارند، از خودشان نیز بازنمایی ذهنی دارند. خود پنداره از تجربیات و از اندیشیدن به این تجربیات ساخته می شود. افراد برای ساختن خود پنداره به بازخوردی که از کارهای روزمره می گیرند، توجه می کنند. این بازخورد، ویژگی ها و ترجیحات آن ها را نشان می دهد (ویلیامسون، 2006). افراد هنگام اندیشیدن به خود هزاران تجربیات زندگی مجزا را به خاطر نمی آورند، بلکه تجربیاتشان را در نتیجه گیری های کلی انباشته می کنند. آن ها به مرور زمان انواع تجربیات خاص را به بازنمایی کلی از خود تبدیل می کنند. افراد، همین نتیجه گیری های کلی، نه تجربیات خاص را به راحتی به یاد می آورند و از آنها به عنوان عناصری برای ساختن و توصیف کردن خود پنداره استفاده می کنند(ریو،۲۰۰٥؛ به نقل از سیدمحمدی، 1386). خودپنداره مجموعه ای از طرحواره های خود در زمینه ای خاص است. طرحواره ها خود به دو صورت انگیزش به وجود می آورند: خود هماهنگ و خود ممکن.در رابطه با خود هماهنگ، طرحواره ها[6] برای تأیید کردن خود انگاره، رفتار راهدایت می کنند و از وقایعی که بازخوردی می دهند که ممکن است خودانگاره را رد کند، جلوگیری می کنند. به عبارت دیگر، رفتار برای تأیید کردن خودپنداره ی فرد مورد استفاده قرار می گیرد. از طرفی دیگر نقش تقویت مهارت های اجتماعی و اهمیت فراوان آن برای تعاملات اجتماعی مناسب بر کسی پوشیده نیست(پورآقا، 1392).

      مهارت اجتماعی، مجموعه رفتارهای آموخته شده­ای است که فرد را قادر می­سازد با دیگران رابطه اثربخش داشته و از واکنش­های نامعقول اجتماعی خودداری کند. همکاری، مشارکت بادیگران، کمک کردن، تعریف و تمجید کردن از دیگران و قدردانی کردن مثال­هایی از این نوع رفتار است. یادگیری رفتارهای فوق و ایجاد رابطه اثربخش با دیگران یکی از بهترین دستاوردهای دوران کودکی است که متأسفانه همه کودکان موفق به فراگیری این مهارت­ها نمی شوند(الیوت و گرشام[7]، 2002). مهارت های اجتماعی در واقع مجموع رفتارهای مثبت اجتماعی هستند كه رضایت از ارتباطات اجتماعی و چگونگی الگوی رفتار اجتماعی فرد را پی ریزی می كنند و اشكال مختلفی دارد. مهارتهای اجتماعی  یك  نوع رفتار است كه در موقعیت های اجتماعی نشان داده می شود. این مهارت ها شامل مهارت های انفرادی وابسته به خود فرد، مهارت های علمی، كنترل گری، سازوکاری و كارآفرینی او می باشد(سیکیر[8] و همکاران، 2009). اسلبی و گوارا[9](2003) مهارت اجتماعی را مترادف با سازگاری اجتماعی می­دانند از نظر آنها مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه ی خاص اجتماعی به طوری که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد.

1-2-بیان مساله

     تفکر پیرامون افراد تیزهوش و با استعداد، سابقه طولانی دارد و احتمالاً به زمانی برمی گردد که انسان متوجه تفاوت های فردی شد، در یونان قدیم افلاطون عقیده داشت که کودکان باهوش باید در سنین کودکی انتخاب شده و به آنها به طور اختصاصی علوم و فلسفه تعلیم داده شود. او می گفت سرآمد افراد باید فرمانروا باشد. بقای دموکراسی یونان بستگی به توانایی آن کشور در آموزش و پرورش افراد برجسته و با استعداد دارد. در یونان باستان این عقیده وجود داشت که تیزهوشی موهبتی الهی و دریچه ای به جهان نامتناهی می باشد. مفهوم نبوغ و استعداد همیشه نسبی بوده و در طول تاریخ در بین جوامع مختلف به یک معنی نبوده است. تفاوت های جوامع در طول تاریخ همیشه در تغییر و تکامل بوده و ترغیب و تشویق افراد سرآمد دستخوش تحولات گوناگونی بوده است(سلیمانی، 1386).

     حمایت اجتماعی ادراک شده مفهومی است كه عموما به عنوان كمكی كه از جانب دیگران در شرایط زندگی دریافت می شود، درك می گردد(تیلور[10]، 2007). حمایت اجتماعی ادراک شده نیرومندترین نیروی مقابله، دشوارای برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان در زمان درگیری با شرایط تنش زا شناخته شده و تحمل مشكلات را برای بیماران تسهیل می كند(لی و دیگران[11]، 2004). حمایت اجتماعی ادراک شده، از طریق ایفای نقش واسطه ای میان عوامل تنش زای زندگی و بروز مشكلات جسمی و روانی و همچنین تقویت شناخت افراد، باعث كاهش تنش شده و میزان بقا و كیفیت زندگی را در افراد افزایش می دهد(ساراسون و دیگران، 2000).در تحقیقات(سارز و دیگران، 2000) همبستگی متوسط و كمی بین نمرات حمایت اجتماعی ادراک شده و خشنودی افراد وجود داشت. یعنی میزان حداقلی از حمایت اجتماعی ادراک شده كه خشنودی هر كس را تضمین می كند وجود ندارد. به عبارتی، برای بعضی مردم تعداد کمی دوستان نزدیك و وابستگان خشنودكننده است درحالی­كه دیگران نیازمند حمایت از سوی افراد متعددی هستند. ولی به هر حال كسانی كه سطوح بالائی از حمایت اجتماعی را در اختیار دارند حتی درصورت تجربه حادثه ناگوار و یا فشار و استرس جدید در مقابل بیماری كمتر آسیب پذیرند و شیوه های غیرانطباقی تفكر و رفتار بیشتر میان اشخاصی شایع است كه در درون خانواده حمایت اجتماعی كمی دارند (ادویا[12] و دیگران، 2005 ؛ رایان[13] و دیگران، 1999 و مالیكارجون[14] و دیگران، 2005).

      خودپنداره به انتساب توصیف ها و برچسب های فرد به خود اشاره دارد و غالبا با خصیصه های جسمانی، ویژگی های رفتاری و کیفیت هیجانی مرتبط است(پاتریک و دیگران، 2008). خود پنداره، مجموعه ای از افکار و عواطف است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می گردد بدین معنی که می فهمد کیست و چیست . خود دنیای درونی فرد است و شامل تمام ادراکات – عواطف، ارزش ها و طرز فکر او می باشد. در واقع می توان بیان کرد که خود پنداره، خود ادراک شده است(پورآقا، 1392). خودپنداره تحت تاثیر یادگیری بوده و ابتدا به صورت آگاهی از عوامل خارجی و رفتار قابل مشاهده تجلی می کند و سپس دامنه ی وسیع­تری را شامل می­شود و به قلمرو مسائل دیگری چون ساختار فیزیولوژیکی، ارزش های درونی و رشد فلسفه­ی فردی هر شخص از زندگی، گسترش می یابد. نقش مهم خودپنداره در کنترل رفتارها یا آماده سازی آن­ها می­باشد. غالبا نقش اول خودپنداره ایجاد ثبات در رفتار است که به افراد کمک می­ کند تا بتوانند رفتار خود و دیگران را که با آن­ها در تعامل هستند به سادگی پیش بینی نمایند. در واقع خودپنداره به طور جدی جنبه های مهمی از زندگی افراد خصوصا جوانان و میزان مهارت­های و سازگاری اجتماعی آنان را تحت تاثیر قرار می­دهد(بارانزهی، 1385). با وجود یک دهه تحقیق بر مهارت­های اجتماعی، تحقیقاتی را می توان نام برد که نتایج آنها بر بخش نظری رشد نیافته­ای بنا شده­اند. در ابتدا، همین طور که در بالا ذکر شد تحقیق در پیامدها و همبسته­های مهارت­های اجتماعی، به شدت بر اثرات منفی کمبود مهارت­های اجتماعی تأکید داشته اند. مشکلات و آسیب­های درونی مثل افسردگی، اسکیزوفرنی[15]، الکلیسم[16] و دیگر اختلالات همه با کمبود در مهارت­های اجتماعی مرتبط می­باشند، در حالی که نظریه مهارت­های اجتماعی باید فراتر از توضیح و تأکید بر فقدان مهارت­های اجتماعی در ابتلاء به پیامدهای روان­شناختی زیان­آور، باشد. تسلط بر مهارت­های اجتماعی مناسب مسلماً منجر به نتایج مفیدی برای افراد می شود(سیگرین و تایلر[17]، 2007).

     آن­چه که در برخی موارد به عنوان شایستگی ارتباطی یا مهارت­های اجتماعی به آن اشاره می شود، مستلزم توانایی برای ارتباط داشتن و تعامل نمودن با دیگران به روش مناسب و مؤثر می­باشد، که از طریق رمزگذاری مناسب پیام­ها، حساس بودن در قبال دیگران و کنترل رفتارها و هیجانات، می­باشد. افرادی که مهارت­های اجتماعی مناسب دارند به طور مؤثر تعاملاتشان را با دیگران اداره می نمایند و این کار اغلب با نتایج مثبت همراه است. به عبارت دیگر، افراد با مهارت های تعاملی و اجتماعی ضعیف از سلامت روانی[18] کمتری برخوردار هستند و تعاملات نادرست برقرار می نمایند، که اغلب به عنوان مشکلات روان شناختی[19] مانند افسردگی، احساس تنهایی[20]، اضطراب اجتماعی و اسکیزوفرنی، از آن­ها نام برده می­شود(سیگرین و فلورا[21]، 2000). لوینسون[22] (به نقل از سیگرین و تایلر، 2007) مهارت­های اجتماعی را به عنوان توانایی نشان دادن رفتارهایی که به طور مثبت یا منفی تقویت شده ­اند و نشان ندادن رفتارهایی که توسط دیگران تنبیه شده­اند، تعریف نمود. نشان دادن مهارت­های اجتماعی مناسب منجر به نتایج مثبت اجتماعی می­گردد، در حالی که فقدان مهارت­های اجتماعی با نتایج منفی اجتماعی ارتباط دارد، که این نتایج ارتباط آشکاری با حالت مثبت و منفی خودپنداره افراد دارد.

     در این راستا محقق ضرورت انجام پژوهش با چنین طرحی را احساس نمود و بر همین مبنا در این پژوهش این سوال را مطرح می كند كه آیا بین حمایت اجتماعی و مهارت های اجتماعی با خودپنداره در دختران مدارس تیزهوشان متوسطه اول رابطه معنی داری وجود دارد؟

1-3-اهمیت و ضرورت پژوهش

    هر جامعه ای که برای بقا و پیشرفت خود می اندیشد، استعداد درخشان خود را در کانون توجه قرار می دهد. به طوری که سالهاست که یک حرکت جهانی شروع شده و به سمت توجه ویژه، به نخبگان و تیزهوشان جهت گیری کرده است(چن و دیگران[23]، 2011).  تیزهوشی یعنی برتری شناختی، هوشی و خلاقیت که فرد را از همسالان خود متمایز می کند(نریمانی و دیگران، 1392). تیزهوشی و افراد بااستعداد، کسانی هستند که نشانه هایی از قابلیت بالای عملکرد در برخی از حوزه ها از جمله هوش، خلاقیت، هنرمندی، رهبری و زمینه های تحصیلی ویژه را نشان می دهند(پیرتو، 1999؛ به نقل از آقاجانی، 1390). واگنر و استرنبرگ [24](2008) معتقدند كودكان تیزهوش كسانی هستند كه اطلاعات را به سرعت پردازش كرده و از مهارت های بینشی استفاده می كنند. جی و همکاران( 2003؛ به نقل از امیری مجد، 1385) اظهار می دارد كه رفتار حاكی از تیزهوشی بازتاب تعامل بین سه نوع صفات شخصی است، توانایی های بالاتر از متوسط عمومی و اختصاصی، میزان بالای پای بندی به وظایف و میزان بالای خلاقیت. به گفته ترولی كودكان تیزهوش و با استعدادكسانی هستند كه دارای این مجموعه صفات اند یا می توانند این صفات را پرورش دهند و آنها را در عرصه های عملكرد انسانی به كار گیرند.  

    حمایت اجتماعی ادراک شده تبادلات بین فردی در میان اعضای شبكه اجتماعی است كه به صورت روابط دوسویه و غیررسمی و معمولاً خود به خودی و سودمند می باشد و دارای دو حیطه عملكردی (حمایت اجتماعی درك شده و ساختاری اندازه شبكه اجتماعی ) است (چان و دیگران، 2004). حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان قویترین و نیرومندترین نیروهای مقابله ای برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان افراد در زمان درگیری افراد و شرایط تنش زا شناخته شده و تحمل مشكلات را برای بیماران تسهیل می كند(حیدری و دیگران، 1388). پژوهش­ها به طور ثابت بر نقش تعدیل كننده حمایت اجتماعی ادراک شده بر استرس  تأكید داشته اند . یافته های پژوهشی نشان داده اند افرادی كه دارای حمایت اجتماعی بالا و كشمكش های میان فردی كمتری هستند، در رویارویی با رخدادهای فشارزای زندگی بیشتر ایستادگی می كنند، به طور مؤثری مقابله می نمایند و نشانه های كمتری از افسردگی یا آشفتگی روانی را نشان می دهند. در پژوهشی دیگر مشخص شد افرادی كه عضو  شبكه اجتماعی گسترده ای هستند، كمتر تحت تأثیر منفی رویدادهای فشار روانی زندگی قرار می گیرند و احتمالاً كمتر دچار مشكلات سلامتی ناشی از فشار روانی می شوند.همچنین مشخص شد كه حمایت اجتماعی ادراک شده شامل موقعیت های مدبرانه است كه سبب می شود مكانیسم های دفاعی مؤثرتری برای جلوگیری از آثار مخرب استرس توسط فرد به كار گرفته شود (ستوده و دیگران، 1391).

    مهارت­های اجتماعی یک خصیصه متمایز فردی است که می ­تواند تأثیرات عمیقی بر ماهیت تعاملات با دیگر افراد داشته باشد. در واقع اینها دو پدیده مهم می­باشند که به طور نظری با هم ارتباط دارند و ماهیت تعاملات برحالت­های ذهنی و سلامت روانی افراد تأثیر گذار بوده و نیز می ­تواند از آنها تأثیر بپذیرد. کمبود مهارت­های اجتماعی موجب طیف گسترده­ای از مشکلات و مسائل روان شناختی در افراد می شود. بنابراین، مهارت­های اجتماعی در کل فواید بسیار زیادی در حوزه عملکرد روان­شناختی فرد دارد که باید به طور درست مورد بررسی قرار گیرد (سیگرین و تایلور، 2007).

تعداد صفحه :116

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان:

حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف:هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان بوده است.مواد و روش ها:روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بوده و نمونه شامل 50نفر از اعضاء معتادان گمنام شهرستان دلفان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.برای گردآوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی و پرسشنامه سازگاری اجتماعی استفاده شد.داده ها با بهره گرفتن از آزمون t وابسته و با بهره گرفتن از نرم افزار spss-21 بررسی شدند. یافته ها: نتایج بررسی فرضیه های پژوهش نشان داد که برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان تاثیر مثبت و معنی دار داشته است.نتایج:با برسی نتایج این پژوهش می توان گفت که برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام نقش مهمی در فرایند بهبودی و بازگشت فرد به روال یک زندگی سالم و برقراری روابط مثبت با دیگران ایفا می کند.بنابراین لازم است تا با آشنا سازی جامعه با این انجمن، امکان شرکت بیشتر معتادان در این انجمن فراهم شود.

کلید واژگان:برنامه معتادان گمنام،بهزیستی روانشناختی،سازگاری اجتماعی

مقدمه:

یکی از بلاهای خانمان سوز که آفتی بر پیکر جوامع بشری است ، مسئله مواد مخدر و اعتیاد می باشد که قدرت تفکر ،خلاقیت ،توان ،کوشش و سازندگی را از انسان ها گرفته و بنیان خانواده و اعتقاد و باورهای دینی آن ها را در معرض نابودی و از هم پاشیدگی قرار داده است و متاسفانه روزبه روز ،رو به گسترش است.کمتر کشوری است که مهمترین و یا یکی از عمده مشکلاتش ،مسئله مواد مخدر و اعتیاد نباشد.هر ساله مبالغ هنگفتی ،صرف مبارزه با آن می گردد ولی همچنان رقم باندهای قاچاق مواد مخدر و تعداد معتادان افزایش می یابد و سازندگی ها رو به سوزندگی ،توانایی ها رو به ناتوانی و ثروت ها رو به انهدام و نابودی می رود و میکده خیالی معتاد نیز به ماتمکده ای سرد مبدل می گردد(برفی،1383).اعتیاد معمولا به مجموعه وابستگی فیزیکی و روانی اطلاق می شود ولی در مجموع مفهومی مبهم دارد(بلوم[1]،1984).

کلمه اعتیاد[2] یا واژه معتاد ، مفهوم نامناسب و تحقیرآمیزی است که از نظر علمی و پزشکی نمی تواند مفهوم سوء مصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی مشخص کند.کلمه اعتیاد کاربرد فراوانی در ارتباط با اعتیاد به تماشای تلویزیون،اعتیاد به خرج کردن پول،اعتیاد به قمار و دزدی و غیره دارد اما در ارتباط با اختلالات وابسته به مواد اهمیت خود را از دست داده است(کاپلان و سادوک[3]،2000).

سازمان بهداشت جهانی (Who) الگوی خود را در تدوین مفاهیم ((نشانگان وابستگی))قرار داده است که به تدریج جایگزین اصطلاح اعتیاد شده است.در سال 1964، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اعتیاد دیگر اصطلاح علمی نیست و اصطلاح وابستگی به مواد [4]را جایگزین آن کرد(بزمی ،1390).کمیته WHO  ،در سال 1981 تعریف خود را در ارتباط با نشانگان وابستگی به مواد اینگونه ارائه کرد که مجموعه ای از پدیده های فیزیکی،رفتاری و شناختی که در طی آن مصرف یک ماده یا مواد برای یک شخص خاصی اهمیت بیشتری نسبت به رفتارهای دیگر داشته باشند،در حالی که این گونه رفتارها ارزش و اهمیت بیشتری دارند.ویژگی توصیفی فهم وابستگی به مواد عبارتست از میل به مصرف دارو و یا داروهایی که بسیار نیرومند و گاهی اوقات مغلوب کننده اند(ادواردز،آریف،هاجسون[5]،1981).                                                                                                                        

ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[6] (DSM-IV-TR)(انجمن روانشناسی آمریکا ،2000) اختلالات اعتیاد را به سوء مصرف [7]و وابستگی [8]طبقه بندی می کند.سوء مصرف مواد توسط DSM-IV-TR به عنوان استفاده ناسازگارنه از مواد شیمیایی تعریف می شود که در گذر زمان اتفاق می افتد و حیطه ها و مسئولیت های عمده زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.(یونکه[9]؛برایس هاگدورن[10]،2006).

1-1بیان مسئله

اعتیاد موضوع و پدیده ای است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگون و از سال های پیش محققین و سازمان های فراوانی در زمینه شناخت ،پیشگیری،کنترل و درمان اعتیاد فعالیت های گسترده ای انجام داده اند که متاسفانه اکثرا ناموفق نیز بوده اند(بزمی،1390).اعتیاد ، دامنه رفتارهای فرد را محدود به یک موضوع خاص کرده و موجب شده تا فرد از اکثر رفتارهایی که به ارتقاء و رشد توانایی های او کمک می کند غافل بماند. اعتیاد به یک رفتار به عنوان یک آسیب روان شناختی مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است.آنها درصدد هستند ماهیت رفتار اعتیادی را تبیین کرده و به شناخت هرچه بیشتر این رفتار نائل آیند.(ناجی و زارعی،1388).در کنار روانشناسان و روانپزشکان ،موسسات و انجمن های غیرانتفاعی و مردم نهادی هم جهت درمان و پیشگیری از عود و بهبود وضعیت جسمی،روانی و اجتماعی معتادان فعالیت می کنند.

یکی از این انجمن های غیر انتفاعی ،انجمن غیر انتفاعی معتادان گمنام (NA)[11]است.بیش از نیم قرن است که این انجمن جهت درمان ، پیشگیری از عود و کمک به بهبود وضعیت روانی ،اجتماعی معتادان شکل گرفته که خوشبختانه بیش از یک دهه است که فعالیت خود را در ایران آغاز کرده و همچنان در حال فعالیت می باشد. انجمن معتادان گمنام یک انجمن غیرانتفاعیی متشکل از مردان و زنانی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است.(کمیته نشریات ان.ای1388). تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است.(کمیته نشریات ان.ای،1388).برنامه معتادان گمنام مرکب از اصولی است که بسیار ساده بیان شده اند و اعضاء می توانند آن ها را در زندگی روزمره خود به کار بندند.نکته بسیار مهم این برنامه عملی بودن آن است.در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد و به هیچ سازمانی وابسته نیست و با هیچ سازمان سیاسی، مذهبی و یا انتظامی ارتباطی ندارد.هرکس که تمایل داشته باشد بدون در نظر گرفتن سن ،نژاد،هویت جنسی،اعتقاد و یا مذهب می تواند به این انجمن بپیوندد.تجربه گروهی انجمن نشان داده است که کسانی که به طور مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک می مانند.

آنچه از کتاب ها و نشریات این انجمن برداشت می شود این است که مشکل معتادان تنها مصرف مواد مخدر نیست .بلکه بیماری اعتیاد است. تجربه افراد معتادی که پس از مدتی فطع مصرف دوباره به مصرف روی می آورند نیز بیانگر این موضوع است. برنامه انجمن معتادان گمنام بیماری اعتیاد را به این صورت تعریف می کند که یک بیماری مزمن ،پیشرونده و کشنده و لاعلاج است و فقط می توان در نقطه ای از فعالیت آن را باز داشت.برنامه NA از دوازده قدم تشکیل شده است که اصول بهبودی به شمار آمده و زمینه ای برای شناخت خود ، رابطه معنوی و ارزیابی روابط با دیگران است و بنابر تجربه افراد کارکرد قدم ها و به کار بردن اصول آن در زندگی تغییراتی بزرگ و سهمی در زندگی اعضاء به وجود می آورد. به عنوان نمونه در قدم یک فرد معتاد اقرار میکند که در مقابل بیماری اعتیاد عاجز بوده و زندگی اش غیر قابل اداره شده بود و سعی می کند بیماری خود را بپذیرد.در قدم دوم فرد باورهای نادرست و غلط خود را شناسایی میکند و باورهای جدیدی که به او کمک می کنند شکل میدهد و باورهای درست گذشته را تقویت میکند.والیانت[12] در یک مطالعه گذشته نگر در مدت 35 سال به این نتیجه رسیدند که شرکت در برنامه NA علت افزایش 22درصدی رفتارهای مناسب اجتماعی مثل ازدواج و اشتغال است.گورسکی[13] بیان می دارد که شرکت در برنامه های دوازده قدمی پیوسته با بهبود عملکرد اجتماعی ، بهبود سازگاریهای زناشویی و بهبود سازگاریهای روانی همراه است

جنبه قابل توجه دیگر این انجمن شکل گیری روابط صمیمی و یاری گرانه اعضاء با همدیگر است.

گرو[14] بیان می داردکه  حمایت اجتماعی را مکانیسم اساسی این انجمن می دانند و ادامه می دهند که شبکه های اجتماعی و حمایتی گرم بیشترین ارزش را برای بهبودی دارند و علاوه بر این حمایت اجتماعی مکانیسمی در موثر بودن برنامه دوازده قدمی در گسترش دادن سبک زندگی عاقلانه است. فرد معتاد از یک خلا معنوی رنج می بردو بر همین اساس برنامه های انجمن در جهت تقویت جنبه های معنوی افراد کار می کند. اریک[15] بیان می دارد که اعضاء انجمن معتادان گمنام پس از شرکت در جلسات گروهی دوازده قدمی جهت گیری معنوی[16] بیشتری کسب می کنند.( به نقل از حدادرحمانی،1390).چنانچه در پژوهش های  مختلف تایید شده است که معنویت یکی از جنبه های مهم سلامت روان و کارکرد اجتماعی مناسب به شمار میرود.

بهزیستی روانشناختی[17] و سازگاری اجتماعی[18] از جمله مولفه هایی هستند که تحت تاثیر اعتیاد قرار می گیرند.بهزیستی روانی جزء روانشناختی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکرد های روانی  و ابعد سلامت روانی تعریف شده است .بهزیستی روانی ساختار مهمی است که در سطح پایین منجر به افسردگی و انزوای اجتماعی و باعث فقدان احساس رضایت و اعتماد به نفس و احساس نبود اراده یا هدف در زندگی شده و به کاهش سلامت روانی و جسمانی منجر می شود.

رشد اجتماعی مهمترین جنبه رشد هر شخص محسوب می شود .معیار اندازه گیری رشد اجتماعی فرد ،میزان سازگاری او با دیگران است. سازگاری اجتماعی ، هماهنگی بین محیط و مهارت های شخصی و فعالیت در زمینه های مختلف اجتماعی،توانایی درک نیازهای دیگران و علاقه به رفاه آن ها ،عزت نفس بالا ،کارآمدی ادراک،مسولیت پذیری،مقابله با ناکامی ،تحمل اضطراب،احساس امنیت و تمایل به همکاری و همنوایی در موارد خاص ،ویژگی های اصلی افراد دارای سازگاری اجتماعی است(شوهان[19] 1991).

با توجه به تحقیقات انجام شده و گسترش فعالیت برنامه معتادان گمنام و تاثیر گذاری اعتیاد بر جنبه های روانی و اجتماعی فرد ،پژوهش حاضر به این سوال خواهد پرداخت که :

آیا برنامه معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان تاثیرگذار است؟

1-2اهمیت و ضرورت

اعتیاد به ویروس شباهت دارد –سرایت می کند و به همه جنبه های زندگی شخص ، شامل حیطه های معنوی ، هیجانی، جسمانی، روانشناختی ، خانوادگی ، اجتماعی ، تفریحی و شغلی گسترش می یابد. اختلالات اعتیادی درمان نشده ، به جای اینکه با گذشت زمان بهبود یابند ، مانند بیماریهای قلبی درمان نشده سیر می کنند –یعنی، با زمان و استرس کافی ، فرد دچار یک حمله خواهد شد که معمولا به یکی از حیطه های مذکور آسیب می رساند.برخلاف اختلالات مزمن و هنوز قابل مدیریت دیگر (مانند دیابت)، اختلال اعتیادی نه تنها فرد معتاد ، بلکه همه افراد در تماس با وی را نیز متاثر می سازد(یونکه و برایس هاگدورن[20]،2006). نباید شگفت زده شد که الکل و مواد مخدر ، نقش عمده ای در میزان جرایم خشونت آمیز دارند.بیش از نیمی از همه قتل ها و تجاوزها ، مستقیما به الکل یا مواد مخدر ربط دارند(مارتین[21]،2001،نقل شده در یونکه و هاگدورن2006).

بنابر گزارش مسولان وزارت کشور  در سال 1393 ، جرم  تقریبا 70درصد زندانیان کشور ،مرتبط با اعتیاد و مواد مخدر است و این آمار اهمیت موضوع  را چند برابر می کند.در سوره مبارکه بقره آیه 195آمده است که )….ولاتلقوبایدکم الی التهلکه) با دست خویش خویشتن را به هلاکت نیندازید. شخص معتاد ،ویرانگر خود و خانواده خویش است و اثرات منفی مواد مخدر در روح و جسم او معلوم و مشخص است.دکتر دیوید ماتسو به نقل از محمد برفی روان پزشک دانشگاه پل معتقد است که می توان تمام مشکلات عمیق اجتماعی را به اعتیاد به مواد مخدر نسبت داد.بالا بودن میزان معتادین باعث می شود که مشکلات ناشی از بیکاری و عدم وجود امکانات آموزشی کافی به بوته فراموشی سپرده شود.شخص معتاد با از دست دادن بسیاری از جنبه های انسانی و گرفتاری در انحطاط روحی باطبع قادر به مراعات موازین عقلی و اخلاقی نشده و نه تنها نمی تواند صاحب فضیلت و امتیاز اخلاقی باشد ،بلکه حتی قادر به پیروی از دستورات اخلاقی و اجتماعی نبوده و به همین لحاظ فردی است لاقید و بی بند و بار و وقتی کمترین تعهد اخلاقی و اجتماعی را تحمل نمی کند ،نمی تواند زیر بار مسولیت ها و تعهدات خانوادگی خود برود درنتیجه در خیلی از موارد خانواده از هم پاشیده می شود و نتیجه ای جزء طلاق و فرزند طلاق در پی نخواهد داشت.

از سوی دیگر انجمن معتادان گمنام در ایران گسترش پیدا کرده بطوریکه بنابر آخرین آمار ارائه شده توسط مسولین کمیته روابط عمومی بیش از 18هزار گروه و 400هزار نفر عضو در ایران دارد و هر روز به تعداد آن ها افزوده می شود.انجمنی که تغییرات وسیع و مهمی بر روی اعضاء بوجود آورده است و نیازمند پژوهش های بیشتری در این زمینه است.

با توجه به اهمیت موضوع اعتیاد و تاثیرات مخرب آن بر فرد ،خانواده و جامعه و تحقیقات انجام گرفته در این زمینه و نیاز بیشتر به شناخت انجمن معتادان گمنام  و تاثیرات آن بر مولفه های روانی و اجتماعی  فرد ،پژوهش حاضر اجرا می شود.

تعداد صفحه :68

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد براساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله ای

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی

عنوان :

پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد براساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله ای

در دانشجویان دانشگاه آزاد

تابستان 94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان           صفحه

Contents

چکیده 1

فصل یکم: مقدمه پژوهش

مقدمه. 3

بیان مسأله. 6

اهمیت و ضرورت پژوهش…. 10

اهداف پژوهش…. 12

هدف اصلی.. 12

اهداف فرعی.. 12

فرضیه های پژوهش…. 12

تعریف متغیر ها 12

تعاریف مفهومی.. 12

فصل دوم: پیشینه تحقیق

بهزیستی روانشناختی و سلامت روان. 15

مکتب روانشناسی مثبت‌نگر. 19

حوزه‌ های اصلی روانشناسی مثبت‌نگر. 20

حوزه های تحقیقاتی روانشناسی مثبت نگر. 22

کاربردهای روانشناسی مثبت… 23

روان درمانی مثبت… 24

روان‌درمانی مثبت ودرمان وجودی (اگزیستانسیال). 25

درمان مثبت یا متمرکز بر راه حل یا متمرکز بر فرآیند.. 26

هدف روانشناسی مثبت‌نگر. 27

بهزیستی روانشناختی و مؤلفه‌های آن. 28

مدل ریف در خصوص بهزیستی روانشناختی.. 29

تعریف مقابله. 31

تدابیر و منابع مقابله ای.. 32

سبك مقابله مسأله مدار. 33

سبك های مقابله ای هیجان مدار. 34

مقابله های ناكار آمد و غیر مفید. 35

انواع مقابله و كاركردهای آن. 35

منابع یا عوامل بیرونی.. 36

مقابله رویكردی- شناختی.. 37

مقابله رویكردی- رفتاری.. 37

مقابله اجتنابی – شناختی.. 37

مقابله اجتنابی- رفتاری.. 38

کیفیت زندگی.. 38

تعریف کیفیت زندگی.. 39

کیفیت زندگی.. 40

اصول اساسی کیفیت زندگی.. 41

عوامل موثر بر کیفیت زندگی.. 43

ابعاد کیفیت زندگی.. 44

پیشینه‌ی پژوهشی.. 45

پیشینه داخلی.. 45

پیشینه خارجی.. 49

فصل سوم:روش پژوهش

روش تحقیق.. 53

متغیرها 53

جامعه آماری.. 53

حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 53

ابزارهای پژوهش…. 54

پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف…. 54

پرسشنامه سبك مقابله ای موس و بلینگز. 55

روش نمره گذاری پرسشنامه پاسخ های مقابله ای.. 55

پرسشنامه کیفیت زندگی.. 56

روش اجرای پژوهش…. 56

روش آماری تحلیل داده ها 56

فصل چهارم:یافته های پژوهش

یافته های توصیفی پژوهش…. 58

یافته های استنباطی پژوهش…. 60

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری

بحث و نتیجه گیری.. 72

بین بهزیستی روانشناختی با سبک مقابلهای رابطه وجود دارد. 73

بین بهزیستی روانشناختی با کیفیت زندگی رابطه وجود دارد. 74

محدودیتهای پژوهش…. 75

پیشنهادات… 75

پیشنهادات کاربردی.. 75

پیشنهادات پژوهشی.. 76

منابع.. 77

الف) فارسی.. 77

ب)منابع لاتین.. 79

پیوست… 81

چکیده

پژوهش حاضر با هدف تعیین پیش بینی بهزیستی روان­شناختی افراد بر اساس  کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله­ای در دانشجویان انجام شد. این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود.جامعه ی پژوهش را تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در سال تحصیلی 94-93 می باشد. نمونه ای به حجم 250 نفر(125پسر و 125 دختر) نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. آزمودنی ها به سه پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف)،سبک های مقابله ای(بلینگز) و کیفیت زندگی پاسخ دادند.دادهای پژوهش با شاخص های آمار توصیفی و نیز آمار استنباطی شامل تحلیل رگرسیون با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS-2l مورد تحلیل قرار گرفت.یافته های پژوهش نشان داد که سبک های مقابله ای کیفیت زندگی با هم توانایی پیش بینی بهزیستی روانشناختی را دارند. همچنین یافته ها نشان داد که بین بهزیستی با سبک های مقابله ای رابطه وجود دارد اما بین بهزیستی و کیفیت زندگی در دانشجویان رابطه معناداری دیده نشد. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت سبک های مقابله ای و کیفیت زندگی از متغییرهای پیش بین و مرتبط با بهزیستی روانشناختی می باشند که این نکته میتوان مورد توجه برنامه ریزی های سلامت روان قرار گیرند.

واژگان کلیدی:سبک های مقابله ای ،کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی.

مقدمه

در عصر حاضر علیرغم تمامی پیشرفت‌های علمی بواسطه‌ی این که جامعه‌ی امروزی بشر دستخوش تحولات سریع و همه جانبه بویژه از لحاظ فرهنگی و سبک زندگیست، بسیاری از افراد در مواجه با مشکلات و حتی در کنار آمدن با مسائل روتین زندگی خود، فاقد توانایی‌های لازم بوده و در برابر فشارهای روانی آسیب‌پذیر نموده، لذا نه تنها در معرض ابتلا به انواع اختلالات جسمی و روانی قرار دارند به علاوه مؤلفه‌هایی همچون بهزیستی[1]، رضایت از زندگی، امید،شادمانی،خوش‌بینی و سایر ویژگی های مثبت از این دست را که به عنوان سازه‌های مهم و شاخص های سلامت روان[2] در روانشناسی مثبت‌گرا[3] مطرح‌اند را کمتر تجربه می‌کنند. اغلب تحقیقات نیز به جای آنکه سلامت روان را بوسیله‌ی اثرات مثبت آن بررسی کنند، از طریق آسیب شناسی روانی، آن را ارزیابی می‌کنند (اینگرسول و همکاران[4]، 2001).این در حالیست که در روانشناسی علاوه بر اهمیتی که برای پیشگیری قائل می‌شویم به دنبال دستیابی به ویژگی‌ها و کیفیاتی هستیم که سالم، سازگار و در یک کلام مطلوب به شمار می‌آیند- مواردی که نمی‌توان صرفاً از طریق توجه محض به پیشگیری به آنها دست یافت- کما این که این طرز تلقی با تعریف کامل بهداشت روانی نیز مطابقت بیشتری دارد (اندرو اِ ساپینگتون[5]، 1986، ترجمه حمیدرضا برواتی، 1392).  مفهوم بهزیستی روانشناختی[6] به عنوان رویکردی که روانشناسی مثبت‌نگر به سلامت روان در سال‌های اخیر مطرح کرده بر ویژگی های مثبت و رشد توانایی های فردی تأکید داشته و در واقع بر سلامت ذهنی مثبت دلالت دارد(ریف و سینگر[7]،1998). ریف[8](1989) اظهار داشت که سلامت روانشناختی شامل آن چیزی است که فرد به لحاظ روانشناختی نیازمند فاکتورهای مختلف آن است تا با احراز آن بتواند سالم باشد.این خصایص با شخصیت سالم اریکسون موازی میباشد(ولیورا و بوسما[9]،2004(.بهزیستی روانشناختی در نتیجه ی ترکیب تنظیم هیجانی،ویژگی های شخصیتی،هویت و تجارب زندگی به وجود می آید و شناسایی مؤلفه‌های مؤثر در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی می‌تواند به فهم جنبه‌های مثبت و رفتارهای سازگارانه ی افراد مختلف جامعه کمک کند.(دستجردی و همکاران،1390). در این بین دانشجویان به عنوان قشر جوان جامعه جزء مهمترین سرمایه‌های انسانی هر کشور هستند که بخشی از بهترین سال‌های عمر خود یعنی سنین جوانی را صرف دوران تحصیل می‌کنند.بسیاری بسیاری از افراد وقتی که به مسیر زندگی خود فکر می­ کنندسال‌های تحصیل در دانشگاه را به صورت سال‌هایی سازنده و با نفوذتر از هر دوره‌ی دیگر بزرگسالی می‌دانند، این تعجب‌آور نیست چرا که سال‌های تحصیل در دانشگاه دوره توجه کردن کامل به کاوش ارزش‌ها، نقش‌ها و رفتارهای دیگر است (لورابرک، 2007، ترجمه یحیی سید محمدی، 1387).با توجه به اینکه دانشگاه و تجربه‌های استرس‌زای مرتبط با آن ممکن است در افزایش مشکلات روانی و رفتاری دانشجویان نقش داشته باشد و نهایتاً مانع از بهزیستی روانشناختی آنها و رشد و پیشرفتشان شود لذا پژوهش‌های بیشتری در خصوص شناخت عامل‌های مثبت و منفی مرتبط با سلامت روانشناختی دانشجویان مورد نیاز است تا بتوان مداخله‌های مؤثری برای افزایش بهزیستی آنها فراهم نمود. شناخت خصوصیاتی که ممکن است باعث تجربه‌های استرس زا در دانشجویان شود می‌تواند گام مهم در جهت توسعه‌ی این مداخله‌ها می‌باشد (بوریس، برچیتنگ، سالسمن و چارلسون[10]، 2009). از جمله مؤلفه‌های مهم در پیش بینی بهزیستی روانشناختی می‌توان شخصیت را نام برد چرا که ویژگی‌های شخصیتی افراد می‌تواند الگوهایی برای پیش‌بینی رفتار و حالت‌های روانی آنها فراهم آورد و تفاوت‌های فردی افراد عامل مهمی است که نشان می‌دهد چرا برخی از افراد بهتر از دیگران با شرایط و متغیرهای محیطی­کنار می‌آیند و از سطوح مختلف انگیزش، رضایت و سلامت روان برخوردارند (رولینسون و همکاران، 1988، به نقل از تقوا و عبدالهی، 1392). عوامل متعددی بر بهزیستی روانشناختی دانشجویان می تواند تأثیرگذار باشد از جمله کیفیت زندگی و سبک های مقابله ای در سبک های مقابله ای كه به طور كلی می توان آن ها را در سه گروه تقسیم بندی كرد : الف – عوامل شخصی ب -عوامل مربوط به دانشگاه ج – عوامل اجتماعی.نکته حائز اهمیت در رابطه با سلامت روانی این است که در چند سال اخیر سازه ها و مفاهیم متعددی با آن مورد مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است که در این میان می توان به سبک های مقابله ای و سبک هویت اشاره کرد.تاکید مطرح در سلامت روانی بر توانایی های مقابله ای ،به ویژه توانایی مقابله با فشار روانی بر توانایی های مقابله ای، به ویژه توانایی مقابله با فشار روانی به این دلیل است كه انسانها همواره در معرض فشار روانی هستند. اگر منبع فشار روانی كنترل و مهار نشود ، فرد در معرض بسیاری از بیماری های جسمانی و روان ی قرار می گیرد(ورلی و لیتینگ[11]، 2002) براساس نظر ( لازاروس[12] ،2000 به نقل از فتی و همكاران،1385) دو نوع مقابلة اصلی در برابر فشار روانی وجود دارد. در مقابلة مسأله مدار فرد بر عامل فشار آور متمركز می شود و سعی می كند اقدامات سازنده ای در راستای تغییر شرایط فشارآور یا حذف آن انجام دهد (فتی و همكاران، 1385).در مقابل در مقابلة هیجان مدار  فرد سعی می كند، پیامدهای هیجانی واقعة فشارآور را مهار كند. كاركرد اولیة مقابلة هیجان مدار تنظیم و مهار هیجانی عامل فشارآور است تا تعادل هیجانی فرد حفظ شود.(دافعی،1376).در رابطه با کیفیت زندگی نیز می توان گفت که جوانی یكی از مهم ترین دوره های زندگی افراد به خصوص دانشجویان می باشد كه سلامت روان آن ها تأثیر مثبتی بر سلامت اجتماعی و كیفیت زندگی آنان دارد. در این دوره افراد با تغییرات زیادی ازجمله تغییر در عواطف، احساسات، رفتار، وضعیت جسمی و اقتصادی- اجتماعی مواجه اند. همچنین به دلیل تغییرات در شرایط، سبك و محیط زندگی، دانشجویان در مقایسه با بزرگسالان با مشكلات روانی و اجتماعی بیشتری در زندگی دانشجویی خود روبه رو هستند.بنابراین پرداختن به این امر مهم تلقی می شود و پژوهشگر در این زمینه اقدام به بررسی پیش بینی بهزیستی روان­شناختی افراد بر اساس  کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله­ای در دانشجویان »دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه کرده است.

بیان مسأله

تقریبا 60سال قبل سازمان بهداشت جهانی، سلامت را به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفا بیمار نبودن تعریف کرد.سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن احساس بهزیستی[13] را نیز در برمی­گیرد احساس بهزیستی یا رضامندی از زندگی به ویژگی مهم روانی که فرد واجد سلامت می بایستی از آن برخوردار باشد اشاره دارد. احساس بهزیستی اصطلاحاً اینگونه تعریف می گردد: احساس مثبت و رضامندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه های مختلف شغل، خانواده و… است. بهزیستی روان شناختی به معنی قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. در دهه گذشته ریف و همکارانش الگوی بهزیستی روانشناختی[14] یا بهداشت روانی مثبت را رائه کردند. بر اساس الگوی ریف بهزیستی رواشناختی از 6عامل تشکیل می­شوند: پذیرش خود[15](داشتن نگرش مثبت به خود)، رابطه مثبت با دیگران[16](برقراری روابط گر و صمیمی با دیگران و توانایی همدلی)، خودمختاری[17](احساس استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای اجتماعی)، زندگی هدفمند[18](داشتن هدف در زندگی و معنا دادن به آن)، رشد شخصی[19](احساس رشد مستمر) و تسلط بر محیط[20](توانایی فرد در مدیریت محیط) (ریف و کینز[21]، 1995). الگوی ریف به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته است(چانگ و چن[22]،2005).

ریف این الگو را بر اساس مرور متون بهداشت روانی ارائه کرد و اظهار داشت مولفه­های الگو، معیارهای بهداشت روانی مثبت[23] است و این ابعاد کمک می­ کند تا سطح بهزیستی و کارکرد مثبت شخص را اندازه ­گیری کرد.بر اساس مطالعات در روان­شناسی مثبت نگر، رضایت از زندگی، رفاه و کیفیت بالای زندگی معمولا در افزایش بهداشت روانی و بهزیستی روان­شناختی موثر در نظر گرفته شده است(ویلنر[24]،2011).

ارزیابی مثبت فرد به نوبه خود می ­تواند بر سازش روان­شناختی وی تأثیر بگذارد، یعنی باعث افزایش بهزیستی روان­شناختی او شود.نتایج پژوهش ها نشان می­دهد که بسیاری از حیطه های کیفیت زندگی با سلامت روان­شناختی همبستگی معنادار دارد.کیفیت زندگی تحت تأثیر سلامت فیزیکی فرد، وضعیت روان­شناختی، ارتباطات اجتماعی و ارتباط آنها با عوامل برجسته محیط آنان قرار می­گیرد.پژوهش ها نشان دادند کیفیت زندگی در هماهنگی روابط بین فردی، زندگی راحت، سلامت روانی و فردی، غلبه بر محدودیت­ها و دستیابی به کنترل و کاهش درد و رنج و به طور کلی بهزیستی روان­شناختی تأثیر دارد. همچنین بر اساس مطالعات ویلنر[25](2011) در رونشناسی مثبت­نگر، رضایت از زندگی، رفاه و کیفیت بالای زندگی معمولی در افزایش بهداشت روانی و بهزیستی روان­شناختی موثر در نظر گرفته شده است(ویلنر، 2011).

کیفیت زندگی از نظر کالمن، گستردگی و انبساط آرزو است که از تجارب زندگی ناشی می­شود و از نظر فرانس و پاورس[26]، کیفیت زندگی، ادراک فرد از رفاه است که به نظر می­رسد از رضایت یا عدم رضایت در حیطه های اصلی زندگی ناشی می­شود. به عقیده تستا[27] کیفیت زندگی، ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی را دربرمی­گیرد که محدود به تجارب، اعتقادات و انتظارات و ادراک فرد است. کیفیت زندگی درکی است که افراد از موقعیت­شان در زندگی،در زمینه فرهنگی و سیستم­های ارزشی دارند و با اهداف، آرزوها و استانداردهای آنها در ارتباط است (بارباتو، گویلمن و چو،2001). کیفیت زندگی مفهوم وسیعی است که همه ابعاد زندگی از جمله سلامت را دربرمی­گیرد و چیزی بیش از سلامت جسمانی است و شامل احساس سالم بودن، سطح رضایت­مندی و وجود حس کلی خودارزشمندی است، مفهومی انتزاعی و پیچیده شامل زمینه های گوناگونی که تمام آنها در رضایت شخصی سهم دارند؛ گاهی اوقات کیفیت زندگی معادل رضایت از زندگی تعریف می­شود و شامل طیف وسیعی از رضایت افراد از کلیه مسائل زندگی خود می باشد. کیفیت زندگی با بهداشت روانی افراد ارتباط دارد و به بیان حالات و تغییرات و توانایی­های افراد و میزان رضایت افراد از عملکردهای زندگی می ­پردازد (اندیکوت ، نی و هریسون، 1993). پژوهش ها وجود رابطه بین کیفیت زندگی و ابعاد سلامت، اعم از جسمی، محیطی و روان­شناختی را ثابت کرده­اند(مکوندی و زمانی،1389).

سازه مطرح در کیفیت زندگی، راهبرد مقابله است که روانشناسی سلامت برای مهارت مقابله­ای در سلامت جسمانی و روانی اهمیت زیادی قائل است و آن را به عنوان گستره­ترین موضوع مطالعات در روانشناسی معاصر و یکی از مهم­ترین عوامل روانی و اجتماعی می­داند (سامرفیلد و مک کرا، 2000). ویتمن[28](به نقل از والتون[29]) بیان می­ کند که استرس افراطی می ­تواند برای عملکرد آموزشگاهی دانشجویان مضر باشد.افراد در دانشگاه آریاه وسیعی از وقایع استرس­زا را تجربه می­ کنند(هاد و همکاران،2000) با توجه به منابع زیادی که برای استرس دانشجویان وجود دارد و تأثیرات تهدیدکننده ­ای که استرس می ­تواند بر سلامت و کیفیت زندگی داشته باشد، آنچه می ­تواند این اثرات را تعدیل کرده و دانشجویان را از تأثیرات منفی استرس رها کند نوع راهبرد اتخاذ شده برای مقابله با آن است. مهارت­های مقابله روش­های خاصی هستند که افراد به شرایط استرس­زا پاسخ می­دهند(موربرگ[30] و همکاران،2001).

فولکمن و لازاروس مقابله را فرآیندی پیچیده می­دانند که با توجه به ارزیابی­هایی که فرد از موقعیت استرس­زا و فشارهای آن موقعیت دارد، تغییر می­ کند و تلاش­های رفتاری شناختی فعال فرد را دربرمی­گیرد. پژوهشگران معتقدند که بیشتر مردم ترجیح می­اهند تا از روش­های مقابله­ای خاصی در موقعیت­های استرس­زا استفاده کنند که در واقع مجموع این راهبردها، مهارتهای مقابله­ای فرد را شکل می­دهد(حمید، یو و لانگ، 2003).

اندلر و پارکر[31] (1990) بر اساس تحقیقی به منظور بررسی فرایند مقابله عمومی ، افراد را بر حسب سه نوع اساسی مهارت مقابله متمایز می‌کنند : مهارت مقابله مسأله مدار[32] ، مهارت مقابله هیجان مدار[33] و مهارت مقابله اجتنابی[34] .

مهارت مقابله مسئله مدار شیوه­هایی را توصیف می‌کند که بر اساس آن فرد اعمالی را که باید برای کاهش یا از بین بردن یک عامل تنیدگی زا انجام دهد ، برنامه ریزی می‌کند؛ راهبردهای مقابله‌ای هیجان مدار عبارتند از تنظیم پاسخ هیجانی فرد در برابر مسأله ؛ در صورتی كه موقعیت یا رویداد ، غیرقابل تغییر باشد و یا فرد چنین تصوری داشته باشد در این حالت از راهبرد هیجان مدار استفاده می نماید ( بند و درایدن[35] ، ۲۰۰۴) . مهارت مقابله اجتنابی مستلزم فعالیت ها و تغییرات شناختی است که هدف آنها اجتناب از موقعیت تنیدگی‌زا می‌باشد . در این حالت فرد به دنبال برگرداندن آرامش به هم خورده ای است که به خاطر موقعیت فشارزا ، به وجود آمده است و کوشش می کند تا خود را از آشفتگی‌های موجود برهاند (کلینکه ، 1387)

درک واکنش­ها و راهبردهای مقابله و تأثیر آن بر کیفیت زندگی حوزه­ای است که برای همه اهمیت دارد. مهارتهای مقابله به طور معنادار با کیفیت زندگی مرتبط بوده است. افرادی که از نظر هیجانی دارای اشتغال ذهنی بودند یا آنهایی که رویکرد مقابله­ای غیرفعال­تر را برای مقابله به کار می­بردند سطوح پایین­تر کیفیت زندگی را گزارش می­دادند(تاچمن، 2007).پیترز و همکاران(2008) نشان دادند که راهبردهای مقابله­ای واکنش هیجانی و اجتنابی با کیفیت پایین زندگی مرتبط هستند. پژوهش­های اخیر نشان داده­اند که نوع راهبردهای مقابله مورد استفاده به وسیله فرد بهزیستی روان­شناختی را تحت تأثیر قرار می­دهد. آریندل[36] و همکاران(2003) دریافتند در بررسی رابطه بین بهزیستی روان­شناختی و سلامت عمومی به این نتیجه رسیدند که با افزایش بهزیستی روان­شناختی سلامت عمومی نیز تحت تأثیر قرار گرفته و افزایش می­یابد.ایرلند و ایرلند(2005) نیز نشان دادند که مهارتهای مقابله­ای نقش پیش ­بینی کننده ­ای در سلامت روان­شناختی دارد.

با توجه به الگوی فولکمن و لازاروس در فرآیند مقابله، فرد با بهره گرفتن از راهبرد مقابله­ای مسئله­مدار از مهارتهای شناختی برای حل مشکل استفاده می­ کند، یعنی راه های مقابله با مشکل بررسی شده و در واقع با یافتن راه حل مناسب برای مشکل رضایت روان­شناختی شناختی برای فرد فراهم می­شود(لازاروس و فولکمن،1984) که حوزه شخصی رضایت و افزایش کیفیت زندگی  و به دنبال آن بهزیستی روان­شناختی می ­تواند محصول این فرآیند مقابله­ای باشد و نیز استفاده از راهبرد مقابله­ای کارآمد مسئله­مدار موجب کاهش تنش در افراد می­شود(پرلاین و اسکولار،1999) که وجود سطح تنش پایین هم موجب استفاده مناسب از مهارتهای شناختی و افزایش آرامش روانی در برخورد با مشکل می­شود و در نتیجه رضایت بیشتری را برای فرد فراهم می­سازد و در نتیجه باعث افزایش بهزیستی روان­شناختی در افراد می­گردد.

این پژوهش با هدف قرار دادن جامعه دانشجویان، قشری که استرس­های زیادی را تحمل می­ کنند،که در پژوهش­های مختلفی مانند شریفی1383و بیاتی و همکاران(1387)  تایید شده است و همچنین توجه به متغیر کیفیت زندگی و نقش آنها در پیش بینی بهزیستی روانشناختی قصد دارد بینش جدیدی را در خصوص موضوع مورد مطالعه بدست آورد.بنابراین هدف پژوهش حاضر «پیش بینی بهزیستی روان­شناختی افراد بر اساس  کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله­ای در دانشجویان »دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه است.

اهمیت و ضرورت پژوهش

پژوهش­های زیادی درخصوص رابطه مهارتهای مقابله و کیفیت زندگی انجام شده است و پیامدهای ناخوشایند آن انجام شده است. پژوهش­هایی نیز در خصوص نوع شیوه اتخاذ شده برای مقابله با استرس و نتایج هر کدام از آنها انجام شده است. اما بشتر این پژوهش­ها در جمعیت­های دارای بیماری خاص و در عین حال در جامعه­ای غیر از جامعه ایران انجام شده است.

کیفیت زندگی به واسطه نقشی که در سلامت روانی افراد دارد از اهمیت زیادی برخوردار است به خصوص اینکه یکی از عواقب عمده کاهش کیفیت زندگی را افزایش مشکلات روان­شناختی ذکر کرده­اند.

امروزه دانشجویان به دلیل نقش مهمی که در اداره آینده کشور دارند یکی از قشرهای مهم جامعه به شمار می­آیند. چون این قشر از جامعه است که در آینده متخصصان در زمینه ­های گوناگون علمی، فنی و هنری بوده و مدیران اصلی در اداره کشور و هدایت سایر اقشار جامعه به سمت کمال و اهداف کشور هستند.منابع مقابله نامناسب ممکن است به نتایج اجتماعی ضعیف مانند عملکرد آموزشگاهی، مشکلات رفتاری، افسردگی، خودکشی، اختلالات خوردن و خشونت منجر شود و در نهایت موجب پایین آمدن کیفیت زندگی و بهزیستی روان­شناختی می­شود. دانشجویانی که از مقابله شناختی استفاده می­ کنند اقدامات هدفدار و مسئله­مدار را برای حل مسئله، سازمان­بندی مجدد ذهنی از مسائل و کوشش در تغییر موقعیت با تأکید بر مسئله برنامه ­ریزی و حل مسئله انجام می­دهند.

از طرف دیگر برآورده کردن انتظارات آموزشگاهی و وظایف گوناگون شغلی و گاها متأهل بودن برخی از آنان ممکن است که آنها را با فشار روانی موجه کرده و کیفیت زندگی آنها را به طور منفی تحت تأثیر قرار دهد و رضایت زندگی و بهزیستی روانشناختی این افراد را پایین آورد. با توجه به اینکه    پژوهش­های انجام شده نمایانگر بروز برخی حالات و رفتارهای نامساعد روان­شناختی نظیر اضطراب، افسردگی در محیط دانشگاهی هستند.با توجه به اینکه قسمت اعظمی از نیروی انسانی ما را جوانان تشکیل می دهند، و یکی از بهترین قشرهای جوانان دانشجویان می باشد، شناخت ویزگی های روانی و تاثیر مداخلات رانپزشکی و مشاوره ای در این افراد در سطح دانشگاه ها پدیده ای نوین می باشد ،بنابراین شناخت عواملی که بتواند کیفیت زندگی این قشر را افزایش دهد مهم تلقی شده و باید مورد تأیید قرار گیرد.

تعداد صفحه :98

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی قبل و بعد از جراحی پلاستیک

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد شیراز

پایان نامه برای اخذ درجه کارشناسی ارشد (M.Sc.)

رشته و گرایش:

روانشناسی بالینی

عنوان:

بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی قبل و بعد از جراحی پلاستیک

شهریورماه 94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان صفحه
فهرست شکل ها ……………………………………………………………………….. ح
فهرست جدول ها …………………………………… ط
چکیده ………………………………………… ی
فصل اول: کلیات تحقیق  
1-1 مقدمه …………………………………… 1
1-2 بیان مسأله ……………………………………………………………………………………………………………………………. 2
1-3 ضرورت انجام تحقیق …………………………………………………………………………………………………………… 4
1-4 اهداف پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………… 4
1-5 فرضیات پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………… 4
1-6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها ………………………………………………………………………………………… 5
1-6-1 تعاریف نظری متغیرها ………………………………………………………………………………………………. 5
1-6-1-1 بهزیستی روانشناختی ………………………………………………………………………………….. 5
1-6-1-2 نگرانی از تصویر بدنی …………………………………………………………………………………… 5
1-6-1-3 جراحی پلاستیک …………………………………………………………………………………………. 5
1-6-2 تعریف عملیاتی متغیرها …………………………………………………………………………………………… 5
1-6-2-1 بهزیستی روانشناختی ………………………………………………………………………………….. 5
1-6-2-2 نگرانی از تصویر بدن ……………………………………………………………………………………. 5
1-6-2-3 جراحی پلاستیک …………………………………………………………………………………………. 6
   
فصل دوم: مروری بر تحقیقات انجام شده  
2-1 مبانی نظری ………………………………………………………………………………………………………………………….. 7
2-1-1 بهزیستی روانشناختی ………………………………………………………………………………………………. 7
2-1-1-1 الگوی پزشکی (سلامت، بیماری روانی) ………………………………………………………. 11
2-1-1-2 الگوی طبیعی ………………………………………………………………………………………………. 12
2-1-1-3 الگوی کلی نگر …………………………………………………………………………………………….. 13
2-1-2 دیدگاه رایان و دسی …………………………………………………………………………………………………. 13
2-1-2-1 رویکرد لذت گرایی ………………………………………………………………………………………. 13
2-1-2-2 رویکرد فضیلت گرایانه …………………………………………………………………………………. 14
2-1-3 مدل ریف ………………………………………………………………………………………………………………….. 14
2-1-4 مدل کیز …………………………………………………………………………………………………………………… 17
2-1-5 مدل سلامت روانی کامل ………………………………………………………………………………………….. 19
2-2 نگرانی از تصویر بدنی …………………………………………………………………………………………………………… 20
2-2-1 عوامل موثر در شکل گیری تصویر بدنی از خود ……………………………………………………… 23
2-2-2 تأثیر جنسیت بر تصویر بدنی از خود ……………………………………………………………………….. 23
2-2-3 تأثیر تصویر بدنی مثبت از خود بر انسان …………………………………………………………………. 24
2-2-4 تأثیر تصویر بدنی منفی بر انسان ……………………………………………………………………………… 24
2-3 جراحی زیبایی (جراحی پلاستیک) ……………………………………………………………………………………… 29

2-3-1 قدیمی­ترین جراحی پلاستیک ………………………………………………………………………………….

29

2-3-2 عصر طلایی جراحی پلاستیک در قرن­های اخیر ……………………………………………………..

30
2-3-3 انواع جراحی پلاستیک …………………………………………………………………………………………….. 33
2-3-3-1 جراحی بینی ……………………………………………………………………………………………….. 33
2-3-3-2 تزریق بوتاكس …………………………………………………………………………………………….. 33
2-3-3-3 پیوند مو ………………………………………………………………………………………………………. 34
2-3-3-4 تزریق چربی ………………………………………………………………………………………………… 34
2-3-3-5 جراحی سینه ………………………………………………………………………………………………. 35
2-3-3-6 جراحی شكم ……………………………………………………………………………………………….. 35
2-4 تحقیقات انجام شده ……………………………………………………………………………………………………………… 35
2-4-1 پیشینه خارجی …………………………………………………………………………………………………………. 35
2-4-2 پیشینه داخلی ………………………………………………………………………………………………………….. 38
2-5 نتیجه گیری  ………………………………………………………………………………………………………………………… 43
   
فصل سوم: مواد و روش­ها  
3-1 روش پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………….. 44
3-2 جامعه پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………… 44
3-3 محیط پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………… 44
3-4 نمونه پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………….. 44
3-5 حجم نمونه و روش محاسبه آن …………………………………………………………………………………………… 44
3-6 معیارهای ورود و خروج ………………………………………………………………………………………………………… 44
3-7 ابزار گردآوری اطلاعات …………………………………………………………………………………………………………. 45
3-7-1 مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (PWBS) ………………………………………………………. 45
3-7-1-1 مؤلفه های پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف ……………………………………… 45
3-7-1-2 طریقه نمره گذاری پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ………………………………… 45
3-7-1-3 روایی و پایایی پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ………………………………………… 46
3-7-2 پرسشنامه­ی چند بعدی روابط بدن – خود …………………………………………………………….. 46
3-7-2-1 روش نمره گذاری پرسشنامه روابط چند بعدی بدن – خود ………………………. 46
3-7-2-2 روایی و پایایی پرسشنامه روابط چند بعدی بدن – خود ……………………………. 47
3-8 روش گردآوری اطلاعات ……………………………………………………………………………………………………. 47
3-9 روش تجزیه و تحلیل داده­ ها ……………………………………………………………………………………………… 47
3-10 محدودیت­های پژوهش ………………………………………………………………………………………………………. 47
3-11 ملاحظات اخلاقی ………………………………………………………………………………………………………………. 48
   
فصل چهارم: نتایج  
4-1 یافته­ های توصیفی ………………………………………………………………………………………………………………… 50
4-2 یافته­ های استنباطی ……………………………………………………………………………………………………………… 52
   
فصل پنجم:  بحث و نتیجه گیری  
5-1 بحث ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 55
5-2 نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………………………………. 56
5-3 پیشنهادهای پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………. 57
فهرست منابع
پیوست ها  
پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف ………………………………………… 73
پرسشنامه نگرانی تصویر بدنی  77
چکیده انگلیسی …………. 80

چکیده

هدف: تحقیق نیز با هدف مقایسه­ دو مؤلفه­ی بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی قبل و بعد از جراحی پلاستیک و اینکه جراحی پلاستیک موجب افزایش بهزیستی روانشناختی می شود مورد بررسی قرار می­گیرد. همچنین قصد دارد تا میزان استفاده از جراحی پلاستیک در افزایش بهزیستی روانشناختی و میزان استفاده از جراحی پلاستیک در کاهش نگرانی تصویر بدنی و میزان استفاده از جراحی پلاستیک در بهبود مؤلفه­ های بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی را مورد بررسی قرار دهد.

روش اجرا: با توجه به موضوع پژوهش، روش تحقیق از نوع علیّ _ مقایسه­ای می باشد. جامعه آماری را کلیه زنان متقاضی جراحی پلاستیک را تشکیل می دهد که 40 زن مراجعه کننده به جراح پلاستیک به عنوان نمونه آماری از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش از مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف که در سال 1989 توسط کارول ریف و پرسشنامه چند بعدی روابط بدن – خود که به وسیله کش و همکاران در سال (1986 و 1987) برای ارزیابی تصویر ذهنی از جسم ساخته شده و فرم نهایی آن در سال 1997 آماده شده است بر روی آنها اجرا گردید.

نتایج: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می­دهد که عمل جراحی پلاستیک موجب بهبود مؤلفه های بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی شده است. همچنین جراحی پلاستیک موجب افزایش بهزیستی روانشناختی می­شود. همچنین جراحی پلاستیک موجب کاهش نگرانی تصویر بدنی می­شود.

واژه­های کلیدی: بهزیستی روانشناختی، نگرانی تصویر بدنی، جراحی پلاستیک.

فصل اول:  کلیات تحقیق

1-1 مقدمه

سازمان بهداشت جهانی سلامت را به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفاً بیمار نبودن تعریف می­ کند. سلامتی یک مفهوم چندبعدی است که علاوه بر بیمارنبودن، احساس شادکامی و بهزیستی را نیز در بر می­گیرد و باعث می­شود عملکرد در زندگی اجتماعی و رضایت از زندگی نیز افزایش یابد. بهزیستی روانشناختی1 شش مؤلفه دارد: پذیرش خود، هدف و جهت گیری در زندگی، رشد شخصی، تسلط بر محیط، خودمختاری و روابط مثبت با دیگران خلاصه اینکه عدم وجود حوادث و احساسات نامطلوب نیست که عامل خوشبختی است، بلکه نحوه­ی کنار آمدن با این مسائل ناگوار و چگونگی برخورد با آنهاست که تعیین کننده­ بهزیستی فرد است. (ریف2،1998).

مفهوم فرد از بدن خویش بخش مهمی از خودپنداره او می­باشد. بدن قابل مشاهده­ترین قسمت خود و خودآگاهی فرد است. (کَش، فلیپس، سانتوس و هرابوسکی3، 2004 )

تصویر بدنی4 تجسم درونی ظاهر بیرونی فرد است که این بازنمایی ابعاد جسمانی، ادراکی و نگرشی را در بر می­گیرد. (بروزسکسی و بایر5، 2005) ابعاد اصلی این نگرش شامل مؤلفه­ های ارزیابی، سرمایه گذاری فرد در برخورد با طرحواره­های ظاهر و عواطف است که اهمیت ظاهر درونی سازی شده را نمایان می­ کند. (کَش، فلیپس، سانتوس و هرابوسکی، 2004)

امروزه جراحی زیبایی6 بهبود ظاهر فردی است که دارای نابهنجاری است و به عنوان یکی از شایع ترین اعمال جراحی در سطح جهان مطرح است که میزان بهره­ گیری از آن رو به فزونی است. (هانگ7، 2004) زمانی که انسان­ها در می­یابند خصوصیات فیزیکی آنها مطابق با آن هنجارهای زیبایی نیست ممکن است دچار رنجش شده و جراحی را به عنوان راه حل نهایی در نظر بگیرند. (هیلهورست8، 2002)

جراحی پلاستیک2 عملی است که روی یکی از اعضا یا چند عضو به منظور تغییر در آن قسمت و با هدف زیباتر کردن به کار می­رود ولی چه بسا که عوارض وحشتناک و جبران ناپذیری به بار می­آورد. عمل جراحی پلاستیک بیشتر روی نقاط شکم، برای کوچک کردن سینه و سفت کردن و جلوگیری از افتادگی قسمت­های مختلف بدن و جراحی بینی انجام می­شود که عوارض خطرناکی دارد. امروزه به دلیل علل متعدد و تأکید بر بعضی استانداردهای زیبایی (خواه درست، خواه نادرست) وضع ظاهر از اهمیت فوق العاده­ای برخوردار شده است، بسیاری از افراد هر رنج و سختی را به خاطر آن به جان می­خرند و اغلب با افراد غیر متخصصی روبه رو می­شوند که تنها هدفشان سودجویی است و خسارت­های جبران ناپذیری را متحمل    می­شوند. تصویر بدنی به صورت تجسم­های درونی از جنبه­ های ظاهری بدن تعریف می­شود و مفهوم تصویر بدنی ثابت نیست و جوهره­ای پویا دارد. تصویر آرمانی فرد در اثر متغیرهایی مانند بازنمایی رسانه­ها، رسوم فرهنگی و نگرش­های دوستان تغییر می­ کند. این تغییر دیدگاه­ها به طور معمول با تغییر احساس­ها و افکار همراه است و حتی در موقعیت­های مشخص به تغییر رفتار می­انجامد. بنابراین این تحقیق نیز با هدف مقایسه­ دو مؤلفه­ی بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی قبل و بعد از جراحی پلاستیک و اینکه جراحی پلاستیک موجب افزایش بهزیستی روانشناختی می­شود مورد بررسی قرار می­گیرد.

1-2 بیان مسأله

بهزیستی روانشناختی در دو دهه اخیر در ادبیات پژوهشی به وفور مورد بررسی قرار گرفته است و دامنه مطالعات آن از حوزه­ زندگی فردی به تعاملات اجتماعی کشیده شده است. (کول1،2002) در راستای تعریف این سازه­ی مفهومی، گلداسمیت، ویوم و دریتی2 (1997) عقیده دارند که بهزیستی روانی شامل دریافت­های فرد از میزان هماهنگی بین هدف­های معین و ترسیم شده با پیامدهای عملکردی است که در فرایند ارزیابی­های مستمر به دست می­آید و به رضایت درونی و نسبتاً پایدار در توالی زندگی منتهی می­شود. بهزیستی، اشاره به حسی از سلامتی دارد که آگاهی کامل از تمامیت و یکپارچگی در تمام جنبه­ های فرد را در بر می­گیرد.

بهزیستی روانی شامل ارزش­های شناختی افراد از زندگی می­شود. آنها، شرایط خود را كه به انتظارات، ارزش­ها و تجارب قبلی شان وابسته است ارزش­گذاری می­كنند. بهزیستی روانی، جزو روان شناختی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی در حیطه­ی رفتارهای هیجانی، عملکردهای روانی و ابعاد سلامت روانی تعریف شده و شامل دو بخش است. اولین بخش آن قضاوت شناختی درباره­ی این که چه طور افراد در زندگی­شان در حال پیشرفت هستند و دومین بخش آن، سطح تجربه­های خوشایند است. برخی از محققان، بهزیستی روان شناختی را از نظر مؤلفه­ها یا فرایندهای ویژه نظیر فرایندهای عاطفی مفهوم سازی می­ کنند. (روتمن، کریستین و ویزینگ1، 2003)

گرایش به زیبایی کاملاً طبیعی و مشترک بین تمامی انسان­ها است. اما امروزه به زیبایی به عنوان یک پدیده اجتماعی به مرحله ظاهرپرستی و خودنمایی رسیده است. این موضوع در جامعه روز به روز در حال گسترش است. در یکی از نمودهای این گرایش، آمار زیاد جراحی­های زیبایی است که در کشور صورت می­گیرد. (میرساردو، کلدی و عطایی، 1389)

جراحی­های زیبایی که یکی از آخرین دست آوردهای انسانی برای خلق زیبایی است، رشد  فزاینده­ای داشته است. تنها در ایالات متحده آمریکا میزان جراحی ها طی یک دهه (1994-1984) دو برابر شده است و در سال 1993 از هر 35 جراحی صورت گرفته در این کشور، یک جراحی زیبایی بوده است (گیلمن2، 1999)

نگرش زنان در جامعه ما به زیبایی ظاهری بیشتر اهمیت می­ دهند و همین امر می تواند باعث پیامدهای سوء برای سلامت روانی و جسمانی آنها شود. در گذشته کسانی که بینیشان را جراحی می­کردند، علاوه بر اینکه تعدادشان محدود بود، بینیشان عیب شاخصی نیز داشت اما امروزه مجموعه ­ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باعث شده افراد زیادی فارغ از جنسیت و زشتی یا زیبایی، تنها به این امید که تغییر کنند دست به چنین کاری می­زنند. بسیاری از مراجعه کنندگان عمل زیبایی، راه خود را در زندگی گم کرده­اند و از زندگی ناراضی هستند بنابراین نخستین تغییری که به ذهنشان می­رسد این است که چهره شان را تغییر بدهند تا شاید در کار و زندگیشان تغییری ایجاد شود. بسیاری از آنان اگر توان مالیشان هم اجازه ندهد باز هم به طریقی که شده این کار را انجام می­دهند. (مشیرزاده، 1390)

از طرف دیگر، بسیاری از متخصصان و پزشکان اعلام کرده­اند که هرگونه جراحی زیبایی دارای تبعاتی است که در بسیاری از موارد جبران ناپذیر نیز هست ضمن این که در کشورهای توسعه یافته که صاحبان این علم هستند، تعداد کمتری از افراد رغبت برای انجام چنین عمل­هایی دارند یا حداقل با وسواس بیشتری این کار را انجام می­ دهند (جونز و هییس1،2009 ).

یکی از عوامل انجام جراحی­های زیبایی نگرانی از تصویر بدنی می­باشد. جهان معاصر توأم با  پیشرفت­ها و رشد عقلانی که در بطن خود ایجاد کرده توجه خود را بر مسائل شخصیتی انسان متمرکزتر کرده است. مسائلی که شاید 100 سال پیش از این، موضوعاتی پیش پا افتاده و غیر مهم تلقی می­شده است. از جمله مسائل مورد بحث شخصیتی انسان که قبلاً کمتر به آن پرداخته شده است تصویر بدنی است. تصویر بدنی بیانگر نگرش فرد از خود همراه با احساسات و افکاری است که می ­تواند تغییر دهنده رفتار او در شرایط گوناگون و در جهان مثبت یا منفی باشد.

لذا در بررسی حاضر به دنبال پاسخ علمی به این پرسش بودیم که آیا عمل جراحی پلاستیک موجب بهبود مؤلفه­ های بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی شده است؟ آیا جراحی پلاستیک موجب افزایش بهزیستی روانشناختی می­شود؟ و آیا جراحی پلاستیک موجب کاهش نگرانی تصویر بدنی می­شود؟

1-3 ضرورت انجام تحقیق

امروزه جراحی های زیبایی به عنوان یكی از شایع ترین اعمال جراحی در سطح جهان مطرح است كه میزان بهره­ گیری از آن رو به فزونی است. (هانگ2، 2004) هدف اصلی جراحی زیبایی بهبود ظاهر فردی است كه دارای ظاهری نابهنجار باشد. زمانی كه انسان­ها در می­یابند خصوصیات فیزیكی آنها مطابق با آن هنجارها نیست، ممكن است دچار رنجش شده و جراحی را به عنوان راه حل نهایی در نظر بگیرند. (هیلهورست، 2002) جراحی زیبایی اكنون تبدیل به یك عامل فریبنده و وسیله­ای برای تجمل گرایی افراد مختلف شده است و این امر سبب پایه­ریزی انتظارات غیر واقعی در افراد و مخدوش شدن حقایق در مورد ماهیت واقعی آن گردیده است.

ارزشیابی­های روانپزشکی بر روی کسانی که خواهان زیبایی بودند نخستین بار در دهه­های 1940 و 1950 گزارش شدند. این گزارش­ها بیش­تر بازتاب دهنده گرایش­های روانکاوی در روانپزشکی آمریکا بودند. پژوهش­هایی که به بررسی وضعیت روانشناختی بیش از جراحی زیبایی پرداخته­اند یا به مصاحبه بالینی بسنده کرده و یا از مقیاس­های روانشناختی برای ارزیابی آسیب شناسی روانی بهره برده­اند، آسیب شناسی روانی چشمگیری را در بیماران جراحی زیبایی گزارش نموده ­اند.

گرین و پریچارد1 (2003) در مطالعه خود بیان کردند که نارضایتی و نگرانی نسبت به بدن و اشتغال ذهنی به تغییر دادن آن در بین جوانان داوطلبی جراحی زیبایی بیشتر مشاهده می­شود. (گرین و پریچارد، 2003)

نتایج تحقیق حاضر می ­تواند در مراکز روان درمانی، متخصصین روان شناسی، دانشکده­ها و دانشگاه های روان شناسی و مراکز پژوهشی مورد استفاده و بهره­وری قرار گیرد. کاهش درگیری متخصصان جراحی پلاستیک با مراجع قانونی با ارجاع افراد دچار مشکلات روانشناختی به منظور درمان به روانشناس و آگاهی افراد از مشکل روانشناختی احتمالی خود و مراجعه به روانشناس و جلوگیری از درگیر شدن با افراد سودجو غیرمتخصص و خسارات جبران ناپذیر است. کاهش هزینه­هایی که صرف جراحی­های مکرر می­شود.

1-4 اهداف پژوهش

هدف اصلی پژوهش مقایسه­ دو مؤلفه­ی بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی قبل و بعد از عمل جراحی پلاستیک است.

1-5 فرضیات پژوهش

جراحی پلاستیک موجب افزایش بهزیستی روانشناختی می­شود.

جراحی پلاستیک موجب کاهش نگرانی تصویر بدنی می­شود.

عمل جراحی پلاستیک موجب بهبود مؤلفه­ های بهزیستی روانشناختی و نگرانی تصویر بدنی شده است.

1-6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها:

1-6-1 تعریف نظری متغیرها:

1-6-1-1 بهزیستی روانشناختی

بهزیستی روانشناختی1 به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. و دارای مؤلفه­ های:

1-خودمختاری2 (احساس استقلال و اثرگذاری در رویدادهای زندگی و نقش فعال در رفتارها)        2- رشد شخصی3 (احساس رشد بادوام و دستیابی به تجربه­های نو به عنوان یک موجود دارای استعدادهای بالقوه) 3- روابط مثبت با دیگران4 (احساس رضایت و صمیمیت از رابطه با دیگران و درک اهمیت این وابستگی) 4- هدفمندی در زندگی1 (داشتن هدف در زندگی و باور به این که زندگی حال و گذشته او معنی دار است)  5-پذیرش خود2 ( نگرش مثبت به خود و پذیرش جنبه­ های مختلف خود مانند ویژگی­های خوب و بد و احساس مثبت درباره زندگی گذشته) 6-تسلط بر محیط3 (حس تسلط بر محیط، کنترل فعالیت­های بیرونی و بهره گیری مؤثر از فرصت های پیرامون) می­باشد.

1-6-1-2 نگرانی از تصویر بدنی4:

تصویر بدنی بیانگر نگرش فرد از خود همراه با احساسات و افکاری است که می ­تواند تغییر دهنده رفتار او در شرایط گوناگون و در جهات مثبت یا منفی باشد. این تصویر ذهنی می ­تواند تحت تأثیر عواملی چون رشد جسمانی، تعاملات فرد با محیط اجتماعی، سوانح، آسیب و جراحات بدنی قرار گیرد و نگرانی از تصویر بدنی را در فرد ایجاد کند. (سوگار5، 2003)

1-6-1-3 جراحی پلاستیک1:

جراحی پلاستیک وسیله­ای است برای ایجاد یك احساس خود ایده­آل و آرمانی كه از طریق آن درد مطلوب نبودن خود یا دوست نداشتن خود رفع می­گردد .(محمدپناه اردکان، یعقوبی و یوسفی، 1391)

1-6-2 تعریف عملیاتی متغیرها:

1-6-2-1 بهزیستی روانشناختی:

بهزیستی روانشناختی نمره­ای که آزمودنی در مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989) کسب   می­ کند که این پرسشنامه مشتمل 84 سؤال می­باشد.

1-6-2-2 نگرانی از تصویر بدن:

نگرانی از تصویر بدنی نمره­ای است که آزمودنی در پرسشنامه چند بعدی روابط بدن – خود، کش و همکاران (1986 و 1987) کسب می­ کند این پرسشنامه مشتمل بر 46 سؤال می­باشد.

1-6-2-3 جراحی پلاستیک:

منظور از جراحی پلاستیک، نوع حراجی که جراح روی بدن آزمودنی انجام داده است.

تعداد صفحه :91

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه سبک های دلبستگی ،مکانیسم های دفاعی و سلامت روانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)

رشته :روانشناسی

گرایش:عمومی

عنوان :

بررسی رابطه سبک های دلبستگی ،مکانیسم های دفاعی و سلامت روانی

بهار 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده…………..1

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه: 3

1-1بیان مساله: 4

1-2اهمیت و ضرورت پژوهش: 6

1-3اهداف تحقیق : 7

1-4فرضیه های  تحقیق: 7

تعریف متغیر های پژوهش: 7

الف) تعاریف مفهومی متغیرها: 7

تعاریف عملیاتی متغیرها: 8

فصل دوم: ادبیات نظری و پیشینه تحقیق

2-1- سلامت روانی: 10

2-1-1-تعریف سلامت روانی: 10

2-1-2- تعریف بهداشت روان در فرهنگهای مختلف: 12

2-1-3- اصول سلامت روانی: 13

2-1-4- خصوصیات افراد دارای سلامت روانی: 15

2-1-5-مبانی نظری: 17

2-نظریه ی کلی : 18

3- نظریه ی هارتمن : 18

6- نظریه ی اتکینسون و همکاران : 19

7-نظریه ی زیگموند فروید: 19

8-نظریه ی آدلر: 20

9-نظریه ی سالیون: 20

10-نظریه ی کارل راجرز: 21

11-نظریه ی آلبرت الیس: 21

12-نظریه ی ویلیام گلاس: 23

13-نظریه ی اسکینر: 23

2-1-6-بهزیستی روانشناختی : 24

2-2-مکانیسم های دفاعی : 26

2-2-1- ویژگیهای مکانیسم های دفاعی : 27

2-2-2-تقسیم بندی مکانیسم های دفاعی : 28

2-3- دلبستگی.. 28

2-3-1-مفهوم دلبستگی.. 28

2-3-2-روﯾﮑﺮدﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﻣﻮرد دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ.. 30

2-3-2-1-ﻓﺮوﯾﺪ به گفته فروید اگر كودك شیرخواری می‌توانست فكر خود را بیان كند، بی‌شك اعتراف می‌كرد كه مكیدن PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) مادر مهم‌ترین چیز در زندگی است‌ (كرین؛ ترجمه فدایی 1383). 30

2-3-2-2-كلاین.. 31

2-3-2-3-ارﯾﮑﺴﻮن. 32

2-3-2-4-دیدگاه  رفتار گرایی.. 33

2-3-2-5-دیدگاه كردار شناسی.. 33

2-3-2-6-هارلو. 35

2-3-2-7-دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ در ﻧﻈﺎم ﺑﺎﻟﺒﯽ.. 36

2-3-2-8-ﻣﺮاﺣﻞ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ.. 37

2-3-4-ﺳﺒﮑﻬﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ در دوران ﮐﻮدﮐﯽ.. 40

2-3-5-عوامل موثر بر کیفیت د‌لبستگی.. 41

2-3-6-دﻟﺒﺴﺘﮕﯽ در ﺑﺰرﮔﺴﺎﻟﯽ.. 42

2-4-پیشینه تحقیقاتی: 43

2-4-1-پیشینه داخلی: 43

2-4-2-پیشینه خارجی: 45

فصل سوم: روش پژوهش

مقدمه. 48

3-1- روش تحقیق : 48

3-2-فرآیند تحقیق. 48

3-3-جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 49

3-4-ابزار انداره گیری: 49

3-5- روش گردآوری اطلاعات.. 52

3-6-روش تحلیل داده‌ها 52

3-7- ملاحظات اخلاقی.. 52

خلاصه فصل.. 53

فصل چهارم54تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه. 55

4-1.آمار توصیفی.. 55

4-1-1. ویژگی های جمعیت شناختی.. 55

4-2 استنباط آماری داده ها 58

فرضیه پنجم. 63

فصل پنجم65بحث  و نتیجه گیری65

مقدمه: 66

5-1- خلاصه  تحقیق: 66

5-2- بیان یافته های توصیفی پژوهش… 66

5-3-نتیجه گیری از هر فرضیه: 67

5-3-1) بررسی نتایج فرضیه های تحقیق و مقایسه ی نتایج با یافته های پیشین.. 67

5-3-2) بحث و نتیجه گیری: 69

5-4- محدودیت های تحقیق: 71

5-4-1- محدوده های قابل کنترل: 71

5-4-2-محدودیت های غیرقابل کنترل: 71

5-5-پیشنهادات کاربردی: 72

5-6-پیشنهادات پژوهشی: 72

فهرست فارسی: 74

چکیده:

هدف: پژوهش حاضر با هدف   بررسی رابطه بین سبک های  دلبستگی، مکانیسم های دفاعی وسلامت روانی دانشجویان انجام شد.

روش: روش تحقیق در پژوهش حاضر پیمایشی از نوع همبستگی  می باشد. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی دانشجویان رشته ی اقتصاد و حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بود.  حجم نمونه با بهره گرفتن از جدول کرجسی و مورگان  260 نفر به دست آمد. جهت انتخاب افراد نمونه از روش نمونه گیری طبقه ای با نسبت مساوی استفاده شد. ابزار اندازه گیری در پژوهش حاضر شامل سه دسته پرسشنامه می باشد. پرسشنامه سبک های  دلبستگی هزین و شیور( 1987)، پرسشنامه سبك های دفاعی بشارت، شریفی، ایروانی( 1381 ) و پرسشنامه 28سوالی سلامت روان(GHQ-28). به منظور بررسی فرضیات از آزمون های همبستگی و تحلیل واریانس در محیط نرم افزار SPSS استفاده شده است .

یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش حاضر مبین آن است که بین سبک های دلبستگی ایمن و مکانیسمهای دفاعی رشد یافته دانشجویان رابطه مثبت  و معناداری وجود دارد. بین سبک های دلبستگی نا ایمن  (اجتنابی و دوسوگرا) و مکانیسمهای دفاعی رشد نایافته و نورتیک دانشجویان رابطه مثبت و معناداری  وجود دارد. بین مکانیسمهای دفاعی رشد یافته و سلامت روانی دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.افزایش سلامت عمومی باعث افزایش مکانیسم های دفاعی رشد یافته می شود.بین مکانیسمهای دفاعی رشد نا یافته و نورتیک و سلامت روانی دانشجویان رابطه منفی وجود دارد.افزایش سلامت عمومی باعث کاهش مکانیسم های دفاعی رشدنایافته و نوروتیک می شود. بین سبک های دلبستگی ایمن و سلامت روانی دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد. بین سبک های دلبستگی نا ایمن  (اجتنابی و دوسوگرا) و سلامت روانی دانشجویان رابطه منفی وجود دارد.

کلید واژه: سبک های  دلبستگی، مکانیسم های دفاعی ،سلامت روانی ،دانشجو

مقدمه:

بالبی (2006) دلبستگی را چنین توصیف کرده است: «ارتباط و پیوند روانی پایدار بین دو انسان» بالبی  با این دیدگاه روانکاوانه موافق بود که تجربیات اولیه کودکی، تأثیر مهمی بر رشد و رفتارهای بعدی در زندگی دارد. به عقیده او، سبک‌های دلبستگی اولیه ما در دوران کودکی و از طریق رابطه کودک / پرستار شکل می‌گیرد. بالبی  همچنین عقیده داشت که دلبستگی دارای مولفه‌ای تکامل یابنده است و به بقای انسان کمک می‌کند. «گرایش به ایجاد پیوندهای عاطفی قوی به افراد بخصوص، یک مؤلفه اصلی طبیعت انسان است.» (بالبی [1]، 2006).

ﻛﺴﻴﺪی و ﺷﻴﻮر[2]اﺷﺎره ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺪ ﻓﺮآﻳﻨﺪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻳﻤﻦ، اﻳﺠﺎد اﺣﺴﺎس اﻳﻤﻨﻲ در ﻓﺮد اﺳﺖ و ﭘﻴﺎﻣﺪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲﻫﺎی ﻧﺎاﻳﻤﻦ، اﻳﺠﺎد  ﺗﺮس و وﺣﺸﺖ در ﻓﺮد اﺳﺖ (کاسیدی ، 2008). راﺑﺮﺗﺰ و ﻫﻤﻜﺎران[3]  ﺑﺮ اﻳﻦ ﻋﻘﻴﺪه اﻧﺪ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺪ روانﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﺳﺒﻚﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻧﺎاﻳﻤﻦ در ﺷﺮاﻳﻂ ﺗﻨﺶزا، اﺿﻄﺮاب و اﻓﺴﺮدﮔﻲ اﺳﺖ و ﭘﻴﺎﻣﺪ روانﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﺳﺒﻚ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻳﻤﻦ در ﭼﻨﻴﻦ ﺷﺮاﻳﻄﻲ، آراﻣﺶ رواﻧﻲ اﺳﺖ (راﺑﺮﺗﺰ و ﻫﻤﻜﺎران، 1996).

از اینرو سبک های دلبستگی روش های مواجهه با موقعیتهای تنیدگی زا را هم متاثر می سازد. افراد ایمن ضمن تصدیق موقعیت به سادگی از دیگران کمک می گیرند، اجتنابگرها در تصدیق موقعیت و جستجوی کمک و حمایت با مشکل مواجه می شوند و نشان برجسته دوسو گراها حساسیت بیش از حد نسبت به عواطف منفی و نگارهای  دلبستگی   است به گونه ای که سد راه خودمختاری آنها می شود. در حالیکه کاهش تنش یکی از کنش های سبک های  دلبستگی ایمن است. سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا، تنیدگی و نگرانی فزاینده ای را بر فرد تحمیل می کنند و وی را به استفاده از شیوه دفاعی ناکارآمد وادار می سازند. (ویلنت[4] ،1994)

مکانیسم های دفاعی روانی فرایندهای تنظیم کننده ی خود کاری هستند که برای کاهش نا هماهنگی شناختی و به حداقل رساندن تغییرات ناگهانی در واقعیت درونی و بیرونی از طریق تأثیر گذاری بر چگونگی ادراک حوادث  تهدید کننده عمل می کنند ( به نقل از بشارت 1384). در این راستا هدف کلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی، سلامت روان و مکانیسمهای دفاعی دانشجویان می باشد.

1-1بیان مساله:

ﺳﺒﻚﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ از ﻣﻨﺎﺑﻊ درونﻓﺮدی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺳﻄﻮح ﺗﻨﺶ و ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲ را در ﺷﺮاﻳﻂ ﻧﺎﮔﻮار ﺗﻌﺪﻳﻞ ﻛﻨﻨﺪ و اﺛﺮات ﻣﻨﻔﻲ ﺗﻨﺶ را ﻛﻢرﻧﮓﺗﺮ ﺟﻠﻮه دﻫﻨﺪ. ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎ، ﺳﺒﻚﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻫﻤﻴﺖ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲﻛﻨﻨﺪه ی زﻳﺎدی در ﺑﻬﺪاﺷﺖ رواﻧﻲ دارد  (لاینلی[5]، 2007).

ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﻈﺮﻳﺎت ﺑﺎﻟﺒﻲ ، دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻋﺎﻃﻔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻛﻮدﻛﻲ، ﺑﻴﻦ ﻛﻮدك و ﻣﺮاﻗﺐ اﺻﻠﻲ وی ﺷﻜﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﺑﺮ رﺷﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﺣﺴﺎس ﻛﻮدك درﻛﻞ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ (گوردون[6] ، 2010).

رواﺑﻂ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ، ﻧﻘﺶ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻤﻲ در اﺣﺴﺎس اﻣﻨﻴﺖ اﻓﺮاد دارﻧﺪ (جان بالبی[7] ، 2006). ﻳﻜﻲ از اﺻﻮل ﭘﺎﻳﻪای دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ رواﺑﻂ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اوﻟﻴﻪ ﺑﺮ ﻃﻮل زﻧﺪﮔﻲ ﻓﺮد ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ.  ﺑﺎﻟﺒﻲ اﻇﻬﺎر داﺷﺖ ﻛﻪ ﭘﻴﻮﻧﺪ واﻟﺪ-ﻛﻮدك، ﺑﺎﻓﺖ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻨﻲ را ﺑﺮای رﺷﺪ ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ وی اﻛﺜﺮ ﻣﺸﻜﻼت دوران ﻛﻮدﻛﻲ و ﺑﺰرﮔﺴﺎﻟﻲ ﻣﻨﺘﺞ از ﺗﺠﺮﺑﻴﺎت واﻗﻌﻲ دوران ﻛﻮدﻛﻲ اﺳﺖ(داویلبا بورگ[8] ، 1999).

ﻧﻈﺮﻳﻪی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺎﻟﺒﻲ در ﺳﺎل 1969 ﺑﺎ ﻋﻨﻮان دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ و ﺟﺪاﻳﻲ اراﻳﻪ و ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﻲ  و ﻫﻤﻜﺎراﻧﺶ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﻬﺮهﺑﺮداری ﺷﺪ (گوردون[9]، 2008). در ادامه اﻳﻨﺰورث ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺮ روی 23 ﻛﻮدك ﻳﻚ ﺳﺎﻟﻪ، اﻟﮕﻮﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ را ﺑﻪ اﻧﻮاع  دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻳﻤﻦ و ﻧﺎاﻳﻤﻦ دوﺳﻮﮔﺮا  ، ﻧﺎاﻳﻤﻦ اﺟﺘﻨﺎﺑﻲ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻧﻤﻮد  (جان بالبی، 2006).

اﻓﺮاد ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﻳﻤﻦ، ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻﺗﺮی از اﻋﺘﻤﺎد و رﺿﺎﻳﺖ و ﺳﻄﺢ ﭘﺎﻳﻴﻦﺗﺮی از ﺗﻌﺎرﺿﺎت دارﻧﺪ، در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ اﻓﺮاد ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ دوﺳﻮﮔﺮا ﺑﺎ ﻋﺪم ﺗﻌﺎدل در اﺣﺴﺎﺳﺎت و ﺗﻌﺎرﺿﺎت ﺑﻴﺸﺘﺮ و اﻓﺮاد ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ اﺟﺘﻨﺎﺑﻲ ﺑﺎ رﺿﺎﻳﺖ و ﺻﻤﻴﻤﻴﺖ ﻛﻤﺘﺮ و ﺗﻌﺎرﺿﺎت ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ (کالینز[10] ، 2002).

رینک اظهار میدارد که الگوهای نا کارآمد دلبستگی یک از عوامل موثر بر ایجاد روان بنه های مضطرب است.  وی همچنین میگوید: دلیل اصلی مسیر رشد افراد به سمت اضطراب، پیشرفت احساس فقدانی است که در دلبستگیشان در ارتباط به والدین خود داشته اند. اﺿﻄﺮاب، ﻣﻌﻤﻮلﺗﺮﻳﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻣﺤﺮك ﺗﻨﺶزا اﺳﺖ. ﻣﻨﻈﻮر از اﺿﻄﺮاب، ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ ﻧﺎﺧﻮشآﻳﻨﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻪی ﻣﺎ درﺟﺎﺗﻲ از آن را در ﻗﺎﻟﺐ ﻛﻠﻤﻪﻫﺎﻳﻲ ﭼﻮن دﻟﺸﻮره، ﻧﮕﺮاﻧﻲ و ﺗﺮس ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﺮده اﻳﻢ. ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻌﻤﻮل آدﻣﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻛﺎﻣﻲ، ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی ﻓﻌﺎل اﺳﺖ، ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺎل رﻓﺘﺎر واروﻧﻪی آن ﻳﻌﻨﻲ ﻛﻨﺎرهﮔﻴﺮی و ﺧﻤﻮدﮔﻲ ﻧﻴﺰ رواج دارد. وﻗﺘﻲ ﺷﺮاﻳﻂ ﺗﻨﺶزا اﺳﺘﻤﺮار ﭘﻴﺪا ﻛﺮده و ﺷﺨﺺ ﺗﻮﻓﻴﻘﻲ در ﺣﻞ و ﻓﺼﻞ آنﻫﺎ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺧﻤﻮدﮔﻲ ﻋﻤﻴﻖ ﺷﺪه و ﺑﻪ ﺻﻮرت اﻓﺴﺮدﮔﻲ درآﻳﺪ (اتکینسون و همکاران[11]، 2006).

از جمله موضوعات مرتبط با اضطراب مكانیزم های دفاعی  است. فروید اصطلاح مكانیزم های دفاعی را به آن دسته از تدابیر ناهوشیار اطلاق می كند كه آدمی برای حل و فصل هیجان های منفی به كار می برد. این تدابیر هیجان مدار موقعیت تنش زا را تغییر نمی دهد بلكه فقط شیوه های دریافت یا اندیشیدن شخص را به آن عوض می كند. به این ترتیب در همه مكانیزم های دفاعی، عنصر خودفریبی در كار است. ما آدمیان، همگی، گه گاه مكانیزم های دفاعی را به كار می بریم و باكمك مكانیزم های دفاعی شرایط دشوار را از شدت می اندازیم تا اینكه بتوانیم به صورتی مستقیم تر آن موقعیت تنش زا را حل و فصل كنیم. كاربرد مكانیسم های دفاعی فقط در صورتی حاكی از ناسازگاری است كه راه و رسم عمده ی پاسخ دهی در برابر سختی ها و دشواری ها بشود  (اتکینسون و همکاران، 2006).

اضطراب حالتی است دردناك كه تحمل آن برای مدت طولانی ناممكن است. انسان به طور ناهوشیار روش هایی برای تحریف واقعیت پیدا كرده است، یعنی احساسات خود را از حیطه هوشیاری دور نگه می دارد تا مضطرب نشود. افراد از مكانیزم های دفاعی علیه اضطراب استفاده می كند. فرض روان كاوان بر این است كه اگر چه مكانیزم های دفاعی در كاهش اضطراب مفیدند، ولی از این نظر كه فرد را از واقعیت دور می كنند، ناسازگارانه تلقی می شوند.  مكانیزم های دفاعی در نظریه ی فروید همان پاسخ های شناختی عاطفی به عوامل استرس زا، همانند ناكامی ها، عدم موفقیت و عدم ارضا است. علیرغم كمبود پژوهش های آزمایشی در این باره یافته های موجود نشان می دهد كه دفاع ها یك ارتباط قوی با آسیب شناسی روانی دارند (ابراهیمی، 1387 ).

 مكانیزم های دفاعی كه مسئولیت محافظت از من را در مواجهه با شكل های مختلف اضطراب بر عهده دارند، بر حسب نوع كنش وری ممكن است، به هنجار یا نابهنجار و كارامد یا ناكارآمد باشند. وایلنت [12](1976) و اندروز، سینگ و بوند[13](1993)  بر اساس طبقه بندی سلسله مراتبی ویلنت در مورد مكانیسم های دفاعی، 20 مكانیسم را به سه سبك دفاعی رشد یافته، نوروتیك و رشد نایافته تقسیم كرده اند. مكانیزم های دفاعی به دلیل اهمیت ویژه ای كه در مفهوم پردازی اختلا لهای روانی و درمان آن ها از دیدگاه روان پویشی دارند، مورد توجه بالینی و پژوهشی خاصی قرار گرفته اند (كرامر[14]، 2000).

در نظام روان تحلیلگری هر اختلال روانی با مكانیزم های دفاعی غیر انطباقی مشخصی همراه است (بوند و پری[15]، 2004 ؛ بلایا، دورنلز، كیپر، هلدت، ایولن  ، بوند[16]، 2006 ) و دفاع ها نقش مهمی در سلامت روانی افراد ایفا می كنند.

بررسی های متعددی از این فرض حمایت كرده اند، و در پژوهش ها مشخص شده است كه سلامت روانی و جسمی افراد به طور معناداری با مكانیزم های دفاعی آن ها در ارتباط است (بوند و پری،2004). در این راستا مسئله اساسی پژوهش حاضر این است که آیا بین سبک های دلبستگی، سلامت روان و مکانیسمهای دفاعی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد؟

1-2اهمیت و ضرورت پژوهش:

ﺳﺒﻚﻫﺎی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪه در دوران ﻧﻮزادی، در ﻗﻮاﻧﻴﻦ و راﻫﻜﺎرﻫﺎی ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﻨﺶ در ﺑﺰرﮔﺴﺎﻟﻲ ﻣﻨﻌﻜﺲ ﻣﻲﺷﻮد  و اﻓﺮاد ﺑﺎ دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻧﺎاﻳﻤﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻓﺮاد اﻳﻤﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ در ﻣﻌﺮض ﻣﺸﻜﻼت رواﻧﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﺿﻄﺮاب و اﻓﺴﺮدﮔﻲ ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ.از نظر بالبی دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﺎ اﺿﻄﺮاب و اﻓﺴﺮدﮔﻲ ﻣﺮﺗﺒﻂ اﺳﺖ  (ﺳﺎﻓﻮرد، 2002) و در این میان اضطراب  از جمله موضوعات مرتبط با مكانیزم های دفاعی  است. چرا که افراد می توانند به کمک مكانیزم های دفاعی شرایط دشوار را از شدت بیاندازند تا بتوانند به صورتی مستقیم تر آن موقعیت تنش زا را حل و فصل نمایند. و از این طریق سبکهای دلبستگی می تواند مکانیسم های دفاعی و سامت روان افراد را متاثر سازد.

بطور کلی در تبیین اهمیت و ضرورت پژوهش  حاضر می توان گفت که به وسیله این پژوهش می توان با مکانیسم های مثبت و منفی و شرایط و موارد استفاده آنها آشنا شد.لوینسون[17] (1978) چهار تکلیف برای دوره اوایل بزرگسالی مطرح می کند که شاید فرا گیرترین آنها تشکیل رویا است.یعنی احساس اینکه چگونه با دنیای بزرگسالی انطباق پیدا کند و به عقیده ی آدمی در اوایل بزرگسالی نیاز دارد تا یک رابطه صمیم برقرار کند و وارد قلمرو و دوره پدری و مادری شود و تکلیف بعدی انتخاب علاقه ها، گزیدن یک شغل و به دست آوردن مهارتها  و تأییدهایی که موقعیت در آن شغل کمک می کند.

از طرفی از آنجایی که تاکنون تحقیقی با موضوع مشابه  تحقیق ما انجام نشده است و سه مقوله سبک های دلبستگی، سلامت روان و مکانیسمهای دفاعی موضوعات بسیار مهمی هستند و در زندگی افراد تاثیر غیر قابل انکاری دارند ، ضروری به نظر می رسد که تحقیقی در این مورد انجام شود.

1-3اهداف تحقیق :

هدف اصلی:    بررسی رابطه بین سبک های  دلبستگی، مکانیسم های دفاعی و سلامت روانی

اهداف فرعی:

  1. بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن و مکانیسمهای دفاعی رشد یافته دانشجویان
  2. بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دوسوگرا) و مکانیسمهای دفاعی رشد نایافته و نورتیک دانشجویان
  3. بررسی رابطه بین مکانیسمهای دفاعی رشد یافته و سلامت روانی دانشجویان
  4. بررسی رابطه بین مکانیسمهای دفاعی رشد نا یافته و نورتیک و سلامت روانی دانشجویان
  5. بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن و سلامت روانی دانشجویان
  6. بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دوسوگرا) و سلامت روانی دانشجویان

1-4فرضیه های  تحقیق:

  1. بین سبک های دلبستگی ایمن و مکانیسمهای دفاعی رشد یافته دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.
  2. بین سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دوسوگرا) و مکانیسمهای دفاعی رشد نایافته و نورتیک دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.
  3. بین مکانیسمهای دفاعی رشد یافته و سلامت روانی دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.
  4. بین مکانیسمهای دفاعی رشد نا یافته و نورتیک و سلامت روانی دانشجویان رابطه منفی وجود دارد.
  5. بین سبک های دلبستگی ایمن و سلامت روانی دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد.
  6. بین سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دوسوگرا) و سلامت روانی دانشجویان رابطه منفی وجود دارد.

تعریف متغیر های پژوهش:

الف) تعاریف مفهومی متغیرها:

  • سبکهای دلبستگی : ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﻈﺮﻳﺎت ﺑﺎﻟﺒﻲ ، دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻋﺎﻃﻔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻛﻮدﻛﻲ، ﺑﻴﻦ ﻛﻮدك و ﻣﺮاﻗﺐ اﺻﻠﻲ وی ﺷﻜﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﺑﺮ رﺷﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﺣﺴﺎس ﻛﻮدك درﻛﻞ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ (گوردون[18] ، 2010). دلبستگی عبارتند از یک رابطه و علاقه عاطفی میان یک شخص و شخصی دیگر

( لطافتی، 1388).

  • مکانیسم های دفاعی[19]: شیوه هایی هستند که باعث کاهش با رفع اضطراب شده و تعادل روانی را حفظ می کنند و در نتیجه شخص قدرت سازگاری و تطابق با عواملی که پیش آمده ایجاد می کند (میلانی فر، 1382) همچنین ﻃﺒﻖ ﺗﻌﺮﻳﻒ آﻧﺪرﺳﻮن[20]، (1985) ﻣﻜﺎﻧﻴﺴﻢﻫﺎی دﻓﺎﻋﻲ ﻛﺎﻫﺶ ﻧﺎﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ و ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ رﺳﺎﻧﺪن ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ در واﻗﻌﻴﺖ دروﻧﻲ و ﺑﻴﺮوﻧﻲ از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬاری ﺑﺮ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ادراك ﺣﻮادث ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻛﻨﻨﺪه ﻋﻤﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﺳﺎزوﻛﺎرﻫﺎی دﻓﺎﻋﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ادراك ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ را ﺗﺤﺮﻳﻒ ﻛﺮده، ﺗﻐﻴﻴﺮ دﻫﻨﺪ (آﻧﺪرﺳﻮن[21]، 1985).
  • سلامت روانی: سلامت روانی عبارت است از« حالت سلامتی کامل روانی و اجتماعی نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی » ( کاپلان ؛ و سادوک ، 1375 ) . سلامت روانی حالتی از بهزیستی و وجود این احساس در فرد است که می تواند با جامعه کنار بیاید. سلامت روانی به معنای احساس رضایت، روان سالمتر و تطابق اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه است(کاپلان و سادوک[22]،  1999، ترجمه پور افکاری ،1376).

تعاریف عملیاتی متغیرها:

سبکهای دلبستگی : نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه هیزن و شیور (1987)بدست می آورد.

مکانیسم های دفاعی : نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سبكهای دفاعی بشارت، شریفی، ایروانی(1381 ) بدست می آورد.

سلامت روانی: نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه 28 سوالی سلامت عمومی گلدبرگ و ماری(1986) بدست می آورد.

تعداد صفحه :103

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

 دانشگاه آزاد اسلامی 

واحد رشت

دانشکده روان شناسی

گروه آموزشی روان شناسی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: روان شناسی – گرایش: بالینی

عنوان:

اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی در خانم­های خانه دار و شاغل

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست                                                                                                                              صفجه

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………………..     1

فصل اول: طرح تحقیق                                                                                     

1-1-موضوع پژوهش……………………………………………………………………………………………………..      2

1-2-مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………     2

1-3- بیان مسأله…………………………………………………………………………………………………………….      5

1-4-اهمیت و ضرورت پژوهش………………………………………………………………………………………       7

1-5-اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………….     9

1-5-1-هدف کلی………………………………………………………………………………………………………….     9

1-5-2-هدف جزئی………………………………………………………………………………………………………..     9

1-6- فرضیه های تحقیق……………………………………………………………………………………………………    10

1-7-متغیرهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………….     10

1-8-تعریف متغیرهای پژوهش………………………………………………………………………………………….     11

1-8-1- آموزش مهارت های زندگی………………………………………………………………………………….      11

1-8-2-سرسختی روان شناختی………………………………………………………………………………………….    11

1-8-3-بهزیستی اجتماعی………………………………………………………………………………………………….   11

فصل دوم: ادبیات پژوهش

2-1- مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………..   13

2-2- آموزش مهارت های زندگی………………………………………………………………………………………     15

2-2-1- تعریف……………………………………………………………………………………………………………….   15

2-2-2- موارد کاربرد مهارت های زندگی…………………………………………………………………………..      15

2-2-3- تاریخچه…………………………………………………………………………………………………………….    16

2-2-4- نظریه…………………………………………………………………………………………………………………   17

2-3- سرسختی روانشناختی………………………………………………………………………………………………     24

2-3-1- تعریف……………………………………………………………………………………………………………….   24

2-3-2- نظریه…………………………………………………………………………………………………………………   25

2-3-3- مولفه‌های سرسختی……………………………………………………………………………………………..     30

2-4- بهزیستی اجتماعی……………………………………………………………………………………………………    33

2-4-1- تعریف……………………………………………………………………………………………………………….   33

2-4-2- نظریه…………………………………………………………………………………………………………………   35

2-4-3- شاخص های سلامت اجتماعی……………………………………………………………………………..      37

2-4-4- سازمان جهانی سلامت…………………………………………………………………………………………     38

2-4-5- حمایت اجتماعی…………………………………………………………………………………………………    39

2-5- پیشینه پژوهش………………………………………………………………………………………………………..    41

فصل سوم: روش تحقیق                                                                                    

3-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………  46

3-2- روش پژوهش…………………………………………………………………………………………………………..  46

3-3- روش گردآوری داده ها………………………………………………………………………………………………   46

3-4- جامعه و نمونه آماری…………………………………………………………………………………………………   47

3-5- روش نمونه گیری……………………………………………………………………………………………………..   47

3-6- ابزار پژوهش…………………………………………………………………………………………………………….  47

3-6-1- مهارتهای زندگی…………………………………………………………………………………………………..   47

3-6-2- پرسشنامه سرسختی روان شناختی…………………………………………………………………………..     48

3-6-3- پرسشنامه بهزیستی اجتماعی…………………………………………………………………………………..    48

3-7- روش های تجزیه و تحلیل آماری……………………………………………………………………………….     48

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها                                                                      

4-1- آمار توصیفی…………………………………………………………………………………………………………….  50

4-2- آمار استنباطی……………………………………………………………………………………………………………   51

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری                                                                           

5-1- بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………..   58

5-2- نتیجه گیری کلی……………………………………………………………………………………………………….   61

5-3- پیشنهاد پژوهش………………………………………………………………………………………………………..   62

5-3-1- پیشنهاد کاربردی…………………………………………………………………………………………………..   62

5-3-2- پیشنهاد پژوهشی…………………………………………………………………………………………………..   62

5-4- محدودیت پژوهش……………………………………………………………………………………………………   63

منابع………………………………………………………………………………………………………………………………… 64

پیوست……………………………………………………………………………………………………………………………..  69

چکیده:

این پژوهش به هدف مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر آشفتگی روانشناختی و تاب آوری در خانم­های خانه دار و شاغل و  از نوع آزمایشی است. در این پژوهش روش جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده که در این پژوهش از دو پرسشنامه «سرسختی روان شناختی» و «بهزیستی اجتماعی» در دو نوبت «پیش از ارائه برنامه آموزش مهارت زندگی» و «پس از ارائه برنامه آموزش مهارت زندگی» بر روی نمونه ها اجرا گردید. جامعه آماری این پژوهش خانم­های شاغل و خانه دار شهر رشت می باشند. در این تحقیق نمونه ها بر اساس نمونه گیری تصادفی از بین خانم­های شاغل و خانه دار شهر رشت در سال 1393 به دست آمد حجم نمونه عبارت است از 60 مادر (30 شاغل و 30 خانه دار) است که از دو دبستان شهید فهمیده و دبستان شهید فتحی پور انتخاب گردیدند. در این پژوهش از آزمون های آمار توصیفی و استنباطی و با نرم افزار spss ورژن 20 بهره برده شد. در این پژوهش هر دو متغیر پارامتریک هستند. از این رو از آزمون های پارامتریک تحلیل کواریانس و T مستقل بهره برده شد. یافته ها نشان داد با اطمینان 99% می توان گفت آموزش مهارت های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی در زنان اثربخش می­باشد. هیچگونه تفاوت معناداری بین زنان شاغل و خانه دار در پیش آزمون و پس آزمون در زمینه بهزیستی اجتماعی وجود ندارد.

کلید واژه: اثربخشی، آموزش مهارت­های زندگی، آشفتگی روانشناختی، تاب آوری، زنان.

فصل اول

کلیات پژوهش

  • موضوع:

اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی

در خانم­های خانه دار و شاغل

  • مقدمه:

مهارتهای زندگی عبارت است از مجموعه‌ای از توانایی‌ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می‌آورند. پژوهش‌های متعدد و گسترده‌ای تأثیر مثبت آموزش مهارتهای زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد، پیشگیری از رفتارهای خشونت‌آمیز، تقویت اتکا به نفس، افزایش مهارتهای مقابله با فشارها و استرس‌ها، برقراری روابط مثبت و مؤثر اجتماعی و … نشان داده‌اند (مک دانالد و همکاران، 1991).

آدمی در مسیر تكاملی خود مالك منابع و وسائلی برای زندگی مؤثر است، اوست كه می‌تواند خود را در زمان حال تجربه كند و گذشته و آینده را از طریق به یاد آوردن و پیش بینی وقایع به تجربه در آورد.

خداوند متعال نیز آدمی را آگاه و مسئول آفریده است تا بتواند از طریق آگاهی های خود ، قادر به انتخاب باشد و مسئولیت  رفتارهای نهان و آشكار خود را بپذیرد و توانائی آن را به دست آورد كه پاسخ های  مناسبی به محرك های درونی و بیرونی خود ارائه نماید و به عنوان موجودی متكامل شامل جسم، هیجانات، افكار، احساسات و ادراكات در محیطی مناسب به اصلاح و تعادل رفتار خود بكوشد و خود را به شكوفائی برساند (آقازاده، 1379).

برای دستیابی به فضائل، موانع و دردها و رنج­های فراوانی در برابر انسان است. اگر آدمی بتواند بر مشكلات خود فائق آید و از سدهای پیش راه بگذرد، نگهداشتن و پایداری فضیلت‌های به دست آمده را آسان از دست نمی دهد و چنان چه فرزندان ما به این حكمت زیبا در كسب فضائل آگاه شوند قطعاً در بردباری و شكیبائی ها استوارتر خواهند بود. نقش مشاور نیز در این مسیر تكاملی نقشی حساس و مؤثر است، آگاه كردن آدمی به چگونگی مقابله و مبارزه با مشكلات، پشتیبانی و حمایت از مراجعان و تقویت روحیه و بالا بردن ظرفیت های احساسی و روانی آنان از نكات ممتاز كاركرد او در کمک به كسب فضائل است و تلاش های او در جهت تقویت خود باوری، اعتماد به نفس و استقلال زمینه های تكامل و تقرب آدمی را به منبع والای پاكی ها فراهم خواهد نمود (آقازاده، 1379).

مهارت های زندگی عبارتند از: مجموعه ای از توانائی ها كه زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند، این توانائی ها فرد را قادر می سازند كه مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با خواست ها ، انتظارات و مشكلات روزانه ، به ویژه در روابط بین فردی به شكل مؤثری روبرو شود. انسان در تعاملات حیاتی خود با محیط اجتماعی واجد صفاتی خاص می شود . مهم ترین تأثیراتی كه محیط زندگی بر رفتار به جای می گذارد از طریق احساسات و عواطف است و همین ها است كه نگرش آدمی را تحت تأثیر قرار داده، تغییراتی اساسی را رقم خواهد زد و نهایتاً‌ در این تعاملات آدمی تجربیاتی را كسب می كند که پس از تكرار و تمرین  رفتارها ، مهارت هائی را به وجود می آورد. پژوهشگران معتقدند تعدادی از مهارت های كسب شده پایه فعالیت های مربوط به ارتقای بهداشت روان را سبب خواهد شد (حسینی، 1363).

مهارتهای زندگی شخص را قادر  می سازند تا دانش ، نگرش و ارزش های وجودی خود را به توانائی های واقعی و عینی تبدیل كند و بتواند از این توانائی ها در استفاده صحیح تر نیروهای خود بهره گیرد و زندگی مثبت و شادابی را برای خود فراهم سازد.

شخصی كه از مهارتهای زندگی در مراوده و ارتباط با دیگران كمك می گیرد به احراز موفقیت‌های ذیل نائل خواهد شد

الف: قدرت تحمل نسبت به نظرات مختلف و احساس امنیت  نسبت به گفتار دیگران

ب: انجام  بموقع  كار با توجه به شرایط زمان و مكان

ج: برنامه ریزی و كوشش در امور مفید و دوری از هر كار بی فایده 

د: راز داری و كنترل گفتار

هـ : برداشت واقع بینانه از جهان و عبرت آموزی از وقایع تاریخ گذشته 

و: تقویت خود پنداره و اتكاء به نفس

ز: استفاده از ظرفیت ها و كنش های هوش

همچنین مهارتهای زندگی اثر مناسبی در جهت كاهش آسیب های فردی و اجتماعی خواهند داشت و با ایجاد نگرش های اصولی و علمی در انتخاب بهترین شیوه در انجام بهینه هر فعالیت نقش مؤثر خود را اثبات  خواهند نمود.

در معرفی انواع مهارت های زندگی كه در ساختار شخصیتی انسانها مشاهده و در عملكرد آدمی نقش های ارزنده ای بجای می گذارد در این مقاله به اختصار سخن گفته خواهد شد ، تعداد و تنوع این مهارت ها در دیدگاه های متفاوت و جوامع مختلف قابل بررسی است ، هدف اصلی ما بررسی نقش سازنده مشاوره در چگونگی ایجاد مهارت های زندگی و گزینش بهینه آن است كه می تواند تحول عظیمی را در ساختار زندگی انسان بوجود آورد (سیف، 1371).

تعدادی از مهارت های زندگی بشرح ذیل ارائه خواهد شد.

1-تصمیم گیری

2- حل مسئله

3- تفكر خلاق

4- تفكر انتقادی

5- روابط مؤثر اجتماعی

6- خودشناسی

7- همدلی

8- انعطاف پذیری (شعاری نژاد، 1384)

مهارت های زندگی می تواند با آموزش به فرد در زمینه واکنش درست به مشکلات بر سرسختی روان شناختی و در نتیجه بهبود وضعیت زندگی و بهزیستی اجتماعی بیافزاید.

سرسختی روان شناختی، یک ویژگی شخصیتی است که در رویارویی با حوادث تنش زای زندگی به عنوان منبع مقاومت و سیر محافظ عمل می کند و ترکیبی از باورها در مورد خود و جهان است که از سه جزء تعهد، کنترل و مبارزه جویی تشکیل شده است. اما در عین حال مجموعه ای واحد است که از عمل هماهنگ این سه جزء تشکیل یافته است (کوباسا[1]، 1979، 1).

بهزیستی اجتماعی را ارزیابی فرد از ابعاد به هم وابسته اما از نظر تجربی مستقل، عاطفه مثبت، عاطفه منفی و رضایت زندگی فرد نیز تعریف کرده اند (هاریس و لایتسی، 2005، 19).

آموزش مهارتهای زندگی
سرسختی روان شناختی
بهزیستی اجتماعی

  • بیان مسأله:

سازمان جهانی بهداشت مهارتهای زندگی را چنین تعریف نموده است: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالشها و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاید. بطور کلی مهارتهای زندگی عبارتند از توانایی هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند. مهارتهای زندگی هم به صورت یک راهکار ارتقای سلامت روانی و هم به صورت ابزاری در پیشگیری از آسیب های روانی – اجتماعی مبتلا به جامعه نظیر اعتیاد ، خشونت های خانگی و اجتماعی ، آزار کودکان ، خودکشی ، ایدز و موارد مشابه قابل استفاده است به طور کلی مهارتهای زندگی ابزاری قوی در دست متولیان سلامت روانی جامعه در جهت توانمندسازی جوانان در ابعاد روانی – اجتماعی است. این مهارتها به افرادکمک می کنند تا مثبت عمل کرده، هم خودشان و هم جامعه را از آسیب های روانی – اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش و جامعه را ارتقاء بخشند (پارسا، 1388، 1).

با رشد فزاینده آگاهی در حوزه روان­شناختی و پیدایش گستره­های نو، مفهوم سرسختی به عنوان یکی از ویژگی­های شخصیتی مورد توجه نظریه پردازان روان شناسی به ویژه روا شناسان مثبت­گرا قرار گرفته است. در این چهارچوب سرسختی به عنوان ترکیبی از نگرش ها و باورها تعریف می شود که به فرد انگیزه و جرأت می دهد تا در مواجهه با موقعیت های فشارزا و دشوار، کارهای سخت و راهبردی انجام دهد و برای سازگاری با آن شرایط سرسختانه فعالیت کند تا از میان رویدادهایی که می تواند به صورت بالقوه واجد پیامدهای فاجعه آمیز و ناخوشایند باشند راهی به سوی رشد و تعالی باز کند و فرصت هایی برای رشد فراهم آورد (مدّی[2]، 2002، 173).

سرسختی احساس بنیادی از کنترل است که به فرد سرسخت امکان ترسیم و دسترسی به فهرستی از راهبردها را می دهد و باعث پرورش دیدی خوش بینانه نسبت به استرس ها می شود. نتایج برخی از مطالعات نشان می دهند که افرادی که از سرسختی روان شناختی قوی برخوردارند، در مقایسه با افراد دارای سرسختی روان شناختی ضعیف در پاسخ به تنش کمتر، دچار آسیب جسمانی و یا روانی شوند. در دو مطالعه که بر روی نمونه های متفاوت انجام شده مشخص شده رابطه مثبت و معنی داری بین سرسختی و کیفیت زندگی وجود دارد. در دو مطالعه دیگر نیز بین سرسختی روان شناختی و سلامت روان رابطه معنی­دار یافته شده است. همچنین در مطالعه بر روی بازماندگان زلزله بم مشخص شد بین سرسختی و خودتاب آوری با سلامت روان رابطه مثبت معنی دار وجود دارد (حقیقی، 1392، 386).

این یافته ها شاید بتواند نشان دهد که سرسختی یک نیاز اساسی برای افزایش بهزیستی اجتماعی است.

به طور کلی بهزیستی ارزیابی یک فرد از کیفیت تجربیات، آگاهی ها، ارتباط ها و سایر مسایل فرهنگی و مرتبط با ارزشمندی­های فرد در زندگی اوست (کییز و همکاران، 2002، 82).

ریان و دسی (2001) و دیگر پژوهشگران ابعاد گوناگونی از احساس بهزیستی را مورد دقت قرار داده اند.

چنانچه در سال 1948 سازمان بهداشت جهانی، بهزیستی اجتماعی را یکی از چند متغیر کلی سلامت فرد تعریف کرد. مدل چند وجهی کییز (1998، 2) از بهزیستی اجتماعی شامل پنج جنبه می شود که میزان کارکرد بهینه افراد را در عملکرد اجتماعی آن­ها معلوم می کند.

پنج عنصر یا جنبه ی بهزیستی اجتماعی از نظر کییز (1998، 2) یعنی پیوستگی، یکپارچگی پذیرش، تشریک مساعی و شکوفایی با اندازه های مربوط به سلامت روان مربوط هستند.

با توجه به آنچه گفته شد این پژوهش برآن است تا بداند آیا آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی خانم­های خانه دار و شاغل اثربخش می باشد؟

  • اهمیت و ضرورت پژوهش:

پژوهش های متعدد نشان داده اند که خودآگاهی، عزت نفس واعتماد به نفس شاخص های اساسی توانمندی ها وضعف های هر انسان است. این سه ویژگی فرد را قادر می سازد که فرصت های زندگی اش رامغتنم شمرده برای مقابله با خطرات احتمالی آماده باشد به خانواده و جامعه اش بیاندیشد ونگران مشکلاتی که در اطرافش وجود دارد باشد و به به چاره اندیشی بپردازد. مهارت های زندگی به عنوان واسطه های ارتقای سه ویژگی فوق الذکر در آدم ها می توانند فرد وجامعه را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایند (پارسا، 1388، 1).

کوباسا (1979) سخت کوشی را به عنوان سازه ای متشکل از سه مؤلفه به هم وابسته شامل تعهد، کنترل و مبارزه طلبی معرفی کردند. این سازه هنگام مواجهه فرد با ظرایط و حوادث استرس زا بر تفسیرها و برداشت های او برای سازش بهتر تأثیر می گذارند. مرلفه تعهد به باور فرد نسبت به اهمیت، ارزش و معناداری فعالیت ها  امور زندگی اطلاق می شود؛ مرلفه کنترل تعیین کننده این باور است که تغییرات زندگی قابل پیش بینی و کنترل پذیر هستند؛ و مؤلفه مبارزه طلبی بیان کننده این باور است که تغییرات زندگی واقعیییت هایی معمول هستند و به منزله موقعیت ها و آوردگاه­هایی برای مبارزه تلقی می شوند نه تهدید. این باورها می توانند نقش محافظتی داشته باشند زیرا ویژگی استرس زایییی یک حادثه را کاهش می دهند و در نتیجه تأثیر عامل استرس زا بر سلامت روانی را تحلیل می برند (بشارت، 1388، 3).

سرسختی روانشناختی سازه ای است که به عنوان یک ویژگی شخصیتی و با نقش موثر خود در تعدیل پیامدهای استرس، مطالعات گسترده ای را تا کنون به خود اختصاص داده است. فلاسفه و دانشمندان علوم اجتماعی در طول سالها تحقیق، افراد بسیاری را مشاهده کردند که به دلیل ویژگی های شخصیتی معینی، بهتر با موقعیت های ناخوشایند زندگی، سازگار بودند (سامانی و همکاران، 1386، 290).

در فرهنگ عامه نیز افرادی هستند که با صفاتی چون «مقاوم» و «صبور» شناخته می شوند، این افراد ظاهراً بهتر از سایرین، مشکلات را تحمل می کنند و دیرتر از پای در می آیند. تا سه دهه اخیر، پژوهش های بسیار اندکی در زمینه ویژگی های شخصیتی (رفتاری و شناختی) چنین افرادی انجام شده بود. در اواخر دهه 1970 یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی سالواتور مدی و سوزان کوباسا یک پژوهش طولی در زمینه شغلی انجام دادند. آنها میان افرادی که در شرایط شغلی همراه با استرس شدید، در کارشان موفقیت کسب کرده بودند و کسانی که در شرایطی مشابه، دچار مشکلات عملکردی شده بودند، تمایز قایل شدند. آنها باور سرسختی را به عنوان یک سیستم حیاتی برای حفظ سلامت و عملکرد، در برابر استرس پیشنهاد كردند و فرض كردند كه سرسختی از اثرات زیان آور فشار روانی جلوگیری می­كند و به این ترتیب شخصیت سرسخت از بیماریهای وابسته به فشار روانی محافظت می­كند (مجیدیان، 1386، 120).

کییز (1998، 2) بهزیستی­اجتماعی را به عنوان گزارش شخصی افراد از کیفیت ارتباطات آنها با دیگران تعریف می­ کند.

از ابتدا نیز بهزیستی اجتماعی به عنوان ادراک  افراد از یکپارچگی آنها با جامعه پذیرش دیگران، پیوستگی با اجتماع و احساس فرد از مشارکت با جامعه تعریف می شد (لارسون، 1996، 38).

کییز (1998، 2) درک کیفیت، سازمان بندی و قابل فهم بودن دنیا را عنصر پیوستگی و کیفیت ارتباط با جامعه را عنصر یکپارچگی در نظر می گیرد.

از نظر او شناخت و پذیرش دیگران، عنصر پذیرش و ارزش فرد به عنوان یک شریک اجتماع عنصر تشریک مساعی و سرانجام باور به تحول مثبت اجتماعی عنصر شکوفایی بهزیستی اجتماعی است. این عناصر می تواند وحدت اجتماعی، تشریک مساعی، پیوند اجتماعی و حس ظرفیت برای رشد مداوم جامعه و میزان راحتی افراد را در پذیرش دیگران ارزیابی کنند (کییز، 2005، 83) و در مجموع وجود یا عدم وجود سلامت روان را مطرح می کند.

  • اهداف پژوهش:

هدف از این پژوهش کمک به زنان در راستای افزایش سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی برای افزایش توانایی در رویارویی با سختی ها و زندگی و مهارتهای ارتباطی می باشد.

1-5-1- هدف اصلی پژوهش:

بررسی تفاوت اثربخشی آموزش مهارت­های زندگی بر سرسختی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی

1-5-2- اهداف فرعی پژوهش:

  • بررسی تفاوت سرسختی روان شناختی بین زنان شاغل و خانه دار
  • بررسی تفاوت بهزیستی اجتماعی بین زنان شاغل و خانه دار
    • فرضیه های پژوهش:
      • فرضیه اصلی پژوهش:

آموزش مهارتهای زندگی بر سرسختی روان شناختی در زنان اثربخش می باشد.

آموزش مهارتهای زندگی بر بهزیستی اجتماعی در زنان اثربخش می باشد.

  • فرضیه های فرعی پژوهش:
  • میزان سرسختی روان شناختی در زنان شاغل و خانه دار متفاوت می باشد.
  • میزان بهزیستی اجتماعی در زنان شاغل و خانه دار متفاوت می باشد.
    • متغیرهای پژوهش:

متغیر مستقل: آموزش مهارت های زندگی

متغیرهای وابسته: سرسختی روان شناختی، بهزیستی اجتماعی

متغیر تعدیل کننده: شغل

متغیر کنترل: جنسیت

متغیرهای مزاحم: تحصیلات، درآمد، وضعیت خانوادگی

  • تعریف متغیرهای پژوهش:

1-8-1- آموزش مهارت های زندگی

تعریف نظری: مهارتهای 10 گانه زندگی عبارتند از: خودآگاهی – روابط بین فردی -ارتباط- تفکر نقادانه- تفکر خلاق- تصمیم‌گیری- حل مسئله- مقابله با فشار-مقابله با هیجان‌های ناخوشایند- هم‌دلی (اسمیت و گری، 2005).

تعریف کاربردی (عملیاتی): آموزش مهارت زندگی در این پژوهش برگزاری کلاس آموزش مهارت های زندگی به زنان شاغل و خانه دار در شهر رشت می باشد.

1-8-2- سرسختی روان شناختی

تعریف نظری: برخی افراد راهکار‌های خاصی برای مقابله با مشکلات دارند، مرگ عزیزان، شکست‌های مالی و بیماری‌های مختلف سرنوشت مشترک همه انسان‌هاست ولی واکنش‌های افراد به این مسائل به هیچ عنوان شبیه به هم نیستند. در روان‌شناسی از این افراد تحت عنوان سخت جان یاد می‌شود. مطلب حاضر با تکیه بر نگاه روان‌شناسانه بیشتر به ویژگی‌های شخصیتی افراد سخت‌جان می‌پردازد. به اعتقاد روان‌شناسان شخصیت سر سخت از 3 مؤلفه اصلی تعهد، کنترل و مبارزه‌جویی تشکیل شده است (نمازی، 1391، 13).

تعریف کاربردی: در این پژوهش سرسختی روان شناختی نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سنجش سرسختی روان شناختی کیامرثی (1377) به دست می آورد.

1-8-3- بهزیستی اجتماعی:

تعریف نظری: سلامت اجتماعی عبارت است از آن بخش از سلامت افراد که نه جسمانی است و نه به سلامت روان آنها مربوط است (منظری، 1391، 1).

تعریف کاربردی: در این پژوهش بهزیستی اجتماعی نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سنجش بهزیستی اجتماعی PWI-A به دست می آورد.

تعداد صفحه :89

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی (M.A)

عنوان

اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست :

فصل یکم مقدمه پژوهش… 2

مقدمه: 3

بیان مسأله. 5

اهمیت و ضرورت پژوهش : 9

اهداف پژوهش : 10

اهداف فرعی.. 10

فرضیه های تحقیق : 10

تعاریف مفهومی: 11

تعاریف عملیاتی : 12

فصل دوم پیشینه پژوهش… 13

رضایت زناشویی: 14

تعاریف رضایت زناشویی: 15

چهار مشکل اساسی در رابطه زناشویی: 17

رویکردهای مختلف بر نارضایتی زناشویی: 18

ایجاد رضایت زناشویی.. 19

رضایت زناشویی و عقاید مذهبی.. 21

رابطه رضایت زناشویی و مکانیسم های دفاعی در زوجها 21

بخشودگی و میزان سازگاری زناشویی.. 26

آموزش مهارتهای جرات ورزی به رضایت زناشویی.. 30

تعارض زناشویی : 43

مفهوم تعارض: 44

دیدگاه های تعارض : 45

علت شناسی تعارضات زنانشویی.. 47

سبک ها واستراتژی های حل تعارض : 49

انواع سبک مقابله با تعارض زناشویی.. 54

پیشینه پژوهشی : 55

فصل سوم روش پژوهش… 58

روش پژوهش : 59

متغیرهای پژوهش  : 59

جامعه: 59

نمونه: 59

ابزار پژوهش: 60

روش اجرا : 61

روش تجزیه و تحلیل داده ها: 63

فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها 64

آمار توصیفی : 65

آمار استنباطی : 69

فصل پنجم نتیجه گیری.. 71

بحث و نتیجه گیری : 72

محدودیتهای پژوهش : 74

پیشنهاد های کاربردی : 75

منابع: 76

ضمائم : 78

پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ ENRICH.. 78

پرسشنامه صمیمت زوجین. 80

چکیده انگلیسی

چکیده :

هدف از پژوهش حاضر بررسی “اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین شهر جوانرود در سال 94 ” است .

نمونه آماری ما در این پژوهش 30 زوج  ( 60  زن و شوهر) از شهرجوانرود بودند.  برای سنجش رضایت زناشویی از پرسشنامه47  رضایت زناشویی انریچ بود و برای سنجش میزان صمیمیت زوجین از پرسشنامه 87 سوالی صمیمیت زوجین ( اولیاء، 1385 ) استقاده شد .

نتایج پژوهش بیانگر این بودند كه بین آموزش مهارت حل تعارض  و میزان رضایت زناشویی زوجین  رابطه معنادار وجود دارد و همچنین بین آموزش مهارت حل تعارض  و میزان صمیمیت زوجین  رابطه معنادار وجود دارد . مبتنی بر یافته های این پژوهش، آموزش حل تعارض میتواند بعنوان تکنیکی برای ارتقاء رضایت زناشویی و صمیمیت زوجین  بكارگرفته شود .

كلید واژه ها : آموزش حل تعارض،صمیمیت  روانشناختی، رضایت زناشویی ، جوانرود

مقدمه:

خانواده ، اولین سازمان اجتماعی است که فرد در آن زندگی می کند . خانواده اساسا یک کانون کمک ، تسکین ، التیام و شفا بخشی است . خانواده کانونی است که باید فشار های روانی وارد شده بر اعضای خود را تخفیف دهد و راه رشد و شکوفایی آنها را هموار کند ( ثنایی ، 1370 )

یکی از مهم‌ترین و شاید اولین انگیزه ازدواج در دین اسلام ایجاد کانونی است که در آن زن و مرد احساس آرامش می‌کنند اسلام ازدواج و روابط زن و شوهر را عاملی در رهایی از تنهایی به برقراری دوستی خیرخواهی و پیوند و انسان (همسر) به عنوان آرامش‌دهنده و مکمل یکدیگر می‌داند( سوره روم آیه 21 ).

جوانان باید قبل از ازدواج شرایطی را که لازم زناشویی موفقیت‌آمیز است در نظر بگیرند.

این رابطه تنها به منظور ارضای تمایلات آنی نیست، بلکه زندگی آینده و خوشبختی زن و مرد و کودکان آنها براساس این پیوند قرار گرفته است.عوامل دیگری در موفقیت زناشویی مؤثر است که می‌تواند آنها را بعد از ازدواج شناخت در ازدواج سازش دایمی و از خود گذشتگی فراوان لازم است و اگر زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر توافق بیشتری داشته باشند امکان سازش بعدی بیشتر خواهد بود.پس اگر سنگ بنا یک خانواده سالم است، لذا این سؤال مطرح می‌شود که تا چه حد افراد را برای ازدواج آموزش می‌دهیم و آماده می‌سازیم. جوانان در آستانه ازدواج و خانواده‌های آنان تا چه میزان به اهمیت مشاوره آگاهی دارند. تمام روانشناسان و مشاوران و متخصصان تعلیم و تربیت به اهمیت آموزش جوانان در آستانه ازدواج و فراهم کردن امکانات مشاوره بر آنان اذعان دارند و نقش پیشگیری بر هیچ کسی پوشیده نیست.

توجه به عوامل مؤثر بر موفقیت یک ازدواج و رعایت تناسب‌ها به دختر و پسر کمک می‌کند تا از بروز مشکلات جلوگیری شود، و با صرف هزینه اندکی جلوی زیان‌های هنگفت و غیرقابل جبران مادی و معنوی طلاق گرفته شود.

روانشناسان بر این باور هستند که هر قدر زن و مرد پیش از ازدواج دقیق‌تر، عمقی‌تر و بیشتر خود را بشناسند و سپس تلاش کنند همسر خود را بشناسند ازدواج با موفقیت بیشتری روبرو خواهد شد.

نکته دیگر این است که هیچ‌گاه زن مانند شوهر، شوهر مثل زن نخواهد بود و در هرحال تفاوت‌های فردی وجود دارد. همانطور که خداوند متعال فرموده است: «و قد خلقکم اطوار (نوح)» ما به تحقیق شما را به‌طور گوناگون آفریده‌ایم. لذا زن و شوهر باید یاد بگیرند که به این تفاوت‌ها توجه کنند و احترام بگذارند و با این تفاوت‌ها زندگی کنند. ( بخشی پور و همکاران، 1389).

بنابراین اموزش های قبل و بعد از ازدواج بسیار توصیه می‌شود و باید نه فقط یکبار بلکه به دفعات صورت گیرد. وقتی زوج‌ها بتوانند با یکدیگر به بحث بنشینند و به درکی راضی کننده برای هردو طرف در موارد زیر برسند فرصت بهتری ایجاد ازدواج موفق خواهند داشت .عقاید و فرایض دینی و روحانی، رابطه‌ی جنسی، پول (گرفتن تصمیمات مالی)، سرگرمی، مسافرت، و دید و بازدید از اقوام، مسئولیت‌های اجتماعی، دانستن سابقه و تاریخچه خانوادگی فرد ضروری است.

بیان مسأله

یکی از مهمترین نهادیهای اجتماعی که فرد در آن پرورش می یابد و در سلامت  جامعه  نقش اساسی  دارد، خانواده است .  در میان  اعضای  خانواده زوجین  به عنوان  هسته ی  اصلی و تشکیل دهنده ی نظام خانواده  اهمیت ویژه ای دارند به صورتی که  نحوه ی ارتباط  زوجین   نقش  کلیدی در سلامت  و بهزیستی  یا از هم پاشیدگی  نظام خانواده دارد.  زندگی زنا شویی یکی از نهادی ترین  نهادهای  بشری  است از  دو نفر  با توانایی و استعدادهای متفاوت   و با نیازها و علایق  مختلف و در یک کلام با شخصیت های گوناگون  تشکیل  شده است.  این  اعتقاد وجود دارد که همه انسان ها  یک نیاز  پایه  و اساسی به برقراری روابط  صمیمانه دارند. ( گلدنبرگ و گلدنبرگ[1]، 2002 )

صمیمیت یک نیاز  روانشناختی اولیه و اصلی در نظر گرفته می شود ( مان و بادر ، 2008 ) .  برای دست  یافتن  به این  نیاز  و رشد صمیمیت ،  ازدواج یک  فرصت منحصربه فرد در اختیار می گذارد که فراتر  از روتبط صمیمانه با  دوستان و خویشاوندان است . از  اینرو اکثر افراد ازدواج را صمیمی ترین رابطه و منبع اولیه عاطفه و حمایت می دانند ( کریگ ، 200) . صمیت یک  مشخصه کلیدی و مهم روابط زناشویی و از ویژگی های بارز یک  ازدواج موفق به شمار  می آید . این  ویژگی به وجود تعامل بین همسران اشاره می کند : نبود یا کمبود آن  یک  شاخص آشفتگی  در رابطه زناشویی است ( هالفورد ، 1384). براساس  اعتقاد راوین و همکاران (2005) ، صمیمت زمانی آشکار می شود که ازدواج کارکرد خوبی داشته باشد و فقدان  صمیمیت حاکی  از این است که رابطه  زناشویی عملکرد ضعیفی دارد.

صمیمت روانشناختی نیاز به در میان   نهادن امیدها ، ترس ها ، تردیدها ، عدم  اطمینان و مشکلات درونی  با همسر بدون  ترس از مورد قضائت قرار گرفتن است ( باگاروزی ، 2001  ) . آگاهی زوج ها از طبیعی بودن  اختلافات و نگریستن به آنها  به عنوان  یک مسئله  قابل حل  نه عاملی  تهدید کننده نیز تسلط بر مشکلات با به کار بردن  این مهارت ، عدم اطمینان آنها را به اطمینان  مبدل  می کند . یادگیری  مهارتهای رفتاری مثبت مانند  مسخره نکردن ، قضاوت نکردن ،  طرد و مقصر  نساختن ها  جوی را ایجاد می کند که  همسران برای بیان مسئل روانی درونی خود احساس امنیت و اطمینان داشته باشند ،  که در مجموع  موجب افزایش صمیمیت روانشناختی می شود .

رضایتمندی زناشویی در بسیاری از ابعاد زندگی  فردی و اجتماعی افراد تاثیر داشته و ایفای نقش والدینی را آسان می سازد . برای  رضایت مندی زناشویی تعریف های مختلفی ارائه شده استو کلور (2000) معتقد است که رضایتمندی زناشویی ، به مسرت بخشی زناشویی ، سازگاری و تفاهم   زناشویی اطلاق  می شود  که به طور  کلی در زیر مجموعه  کیفیت زناشویی قرار می گیرد  : بک عقیده  دارد که رضایتمندی زناشویی در واقع  نگرش  مثبت و لذت بخشی  است که زن و شوهر از جنبه های مختلف رابطه زناشویی دارند ( بک ، بی تا ) . وایت وی ( نقل از مرادی ، 1386) نز رضایتمندی زناشویی را نگرش  مثبت به رابطه زناشویی می داند که می تواند  دامنه ای از مطلوب  تا نامطلوب را در برگیرد . در تعریف دیگری رضایتمندی زناشویی  به احساس  رضایت  هر یک  از زوجین از هماهنگی و مطابقت با همسر خود در زمینه چگونگی  سازمان دادن زندگی مشترک ،  مثل هماهنگی و مطابقت با اوقات فراغت ، تقسیم  کارهای خانه ، تعامل و ارتباط با یکدیگر ، روابط جنسی و ابراز عواطف و احساسات به یکدیگر اشاره شده است . رضایتمندی زناشوییی وضعیتی  است  که در آ« ، زن و شوهر در  بیشتر مواقع احساسی ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند و روابط رضایتبخش در بین زوجین ، از طریق  علاقه متقابل ، میزان مراقبت از همدیگر ، پذیرش و تفاهم با یکدیگر قابل ارزیابی است ( سینها و موکرجک [2]، 1990(

 در زوج  درمانی  این اعتقاد وجود دارد که مشکلات تفاوت های  بین همسران  بخش طبیعی از رابطه زناشویی است : اما آنچه اهمیت  دارد واکنش  زوج ها  به این تفاوت هاست به طوریکه استفاده از سبکهای مخرب حل مشکل از قبیل  اجتناب و دعوا ، صرفا  باعث  جدایی و دوری  بیشتر  زوج ها  و سست شدن  رابطه صمیمانه می شود ( کانوی ،2002) . بنابراین برخورداری از الگوی  کارساز برای حل  تعارضات می تواند ازدواج را رضایت بخش کند و به سوی   موفقیت  سوق  دهد.  به طور کلی ،  زوج ها  درمانی وجود مشکلات حل نشده و  تعارضات میان همسران ، باعث  تعاملات و احساسات  منفی  زوج ها نسبت به یکدیگر می شود  که مانعی حقیقی  برای  شکل گیری و حفظ  رضایت و صمیمیت زناشویی خواهد بود .

پژوهش ها حاکی از آن است  که رضایتمندی روابط زوجین با سبکهای تعارض هبستگی  بالایی  دارد (گاتمن ، 1994) : گاتمن [3](1994  ، 1998 ) بیان کرد  که سبک روابط زوجها  به خصوص هنگامی  که به تعارضمی پردازند ، می تواند در طول  مدت  ازدواج به عنوان  شاخص  قوی برای احساس  رضایتمندی زوجین  در ازدواج  مطرح شود ، وی همچنین  اذعان کرد  که  طبقه بندی  در زیر مجموعه ی تعارض از آنچه که آنها جرو بحث می کنند ، ناشی نمی شود  بلکه  از اینکه چطور وقتی جروبحث می کنند واکنش نشان می دهند ، ناشی می شود ( استیو بر ، 2005) . اختلاف و گفتگو طبیعی است و راهبرد های حل تعارض  تاثیر مثبتی بر روابط دارند. یافته های پژوهشی نشانگر آن است  که عوامل  منعددی در رضایتمندی زناشویی تاثیر دارد از جمله  ،  شخصیت ( اسچورمن ، کروک ، 2001 ) ، تحصیلات و  طبقه اجتماعی ، عقاید مذهبی ( گلشن آبادی ،1386 ) ، طول مدت ازدواج ( هیوستون و همکاران ، 1986 )روحیه همکاری ( گاتمن ، 1994) و بالاخره حل تعارض در زوجین ( گاتمن ، 1994 ، 1998(

در واقع  حل تعارض  یا کشمکش  یک جزء لاینفک یک  رابطه می باشد ،  یادگیری شیوه ای حل  تعارض می تواند موجب افزایش بهداشت روانی افراد شده  : رضایت از رابطه زناشویی عامل  مهمی در استحکام و حفظ بهداشت  روان در خانواده نیز است . نیز یکی از عوامکل موثر در تجربه به رضایتمندی از رابطه زناشویی و افزایش صمیمیت  روانشناختی در خانواده وجود یا عدم وجود تعارضات زناشویی شدید بوده :  تعارض  یک بخش اجتناب ناپذیر زندگی است . که پرچه معمولا به شکل  منفی در نظر گرفته می شود اما می تواند به طور مثبت هم به کیفیت روابط و هم به رشد شخصی کمک کند و این زمانی است که بتوان با شیوه های صحیح و کارآمدی به حل تعارض پرداخت . لزا با توجه به مسائل مطرح شده پژوهش فوق با عنوان  “اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین ”  این پژوهش در صدد است ارتباط بین آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت زوجین است و هم چنین ارتباط بین زیر مؤلفه های آن ها را در جامعه آماری شهر جوانرود بررسی كند تا زمینهای برای تمركز درمانگران خانواده بر آموزش حل تعارض زوجین  شود.

اهمیت و ضرورت پژوهش :

ارتقای سلامت روانی افراد جامعه ، موضوع بسیار مهمی است که مورد توجه صاحب نظران بهداشتی قرار گرفته است . با توجه به اهمیت مهارت حل تعارض جهت ارتفای رضایت و صمیمیت روانشناختی ، کمتر پژوهشی به مطالعه ی اثربخشی این نهارت در رابطه  با موضوع رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین پرداخته است و به نظر می رسد این مهارت مورد غفلت قرار گرفته است .

در پژوهشهایی بررسی نقش مشخصه های ازدواج به خصوص تعارض را در سلامت افراد مشخص کرده اند (ویلسون ،2001 ).

تعامل زناشویی به دلیل کیفیت خاص رابطه ، بر جنبه های مختلف زوجین با یکدیگر و نیز جامعه اثرگذار است و در نتیجه وجود اختلافات زناشویی علاوه بر نارضایتی زوجین ، محیط نامناسبی را برای رشد و پرورش فرزندان و آسیب های اجتماعی ایجاد می کند (رپتی ، تایلر و سیمن ،2002 ) ، حتی ممکن است به طلاق منجر گردد . باتوجه به افزایش آمار طلاق و عواقب آن بر زندگی هر یک از زوجین ،کودکان و هزینه هایی که برای جامعه به دنبال دارد ضرورت دارد تا از یک سو مداخلاتی انجام گیرد تا عواملی که منجر به کاهش رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی روجین می گردد ؛ کاهش یابد و از یک سوی دیگر برنامه های پیشگیرانه عملکرد کارآمد مؤثر و در زوجی و خانواده ها تقویت گردد .مطالعات نشان می دهد که رویکردهای پیشگیرانه برای جلوگیری از بروز مشکلات زناشویی در بلند مدت بسیار موثر و مقرون  به صرفه می باشد .

اهداف پژوهش :

هدف از پژوهش حاضر بررسی “اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین شهر جوانرود در سال 94 ” است .

اهداف فرعی

  1. تعیین میزان آموزش مهارت حل تعارض بر افزایش رضایت رناشویی .
  2. تعیین میزان آموزش مهارت حل تعارض بر ضمیمیت روانشناختی زوجین.

فرضیه های تحقیق :

  1. آموزش مهارت حل تعارض ، میزان رضایت زناشویی زوجین  را افزایش می دهد  .
  2. آموزش مهارت حل تعارض ، میزان صمیمیت روانشناختی زوجین را افزایش می دهد .
  • Goldenberg، Goldenberg
  • تعداد صفحه :93

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه هوش معنوی و بهزیستی معنوی  با کیفیت زندگی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان گرمسار

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

دانشکده علوم تربیتی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد M.A

رشته  مدیریت آموزشی

عنوان:

بررسی رابطه هوش معنوی و بهزیستی معنوی  با کیفیت زندگی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان گرمسار

 

 

تابستان 94

 

فهرست مطالب

Contents

1-1)مقدمه 8

1-2) بیان مسئله 10

1-3) اهمیت و ضرورت پژوهش 14

1-4) اهداف پژوهش: 16

1-4-1) هدف کلی : 16

1-4-2) اهداف فرعی 17

1-5) فرضیه های پژوهش 17

1-6) متغیر های پژوهش 17

1-7) تعریف مفاهیم اساسی پژوهش 18

1-7-1) تعاریف نظری: 18

1-7-2) تعریف عملیاتی متغیرها: 18

2-2) تعریف هوش 22

2-3)  مفهوم هوش ٬ انواع و نفش تربیتی آن 24

2-4)  مـعنویت 27

2-5) دیدگاه های روانشناسانه به معنویت 27

2-5-1) دیدگاه رفتارگرایی شناختی نسبت به معنویت: 27

2-5-2) دیدگاه انسانگرایی نسبت به معنویت: 28

2-5-3) دیدگاه روانشناسی فرافردی نسبت به معنویت: 30

2-5-4) رویکردهای التقاطی و یکپارچه: 30

2-5-5) دیدگاه اِلکینز درباره معنویت 31

2-6) پیشینه هوش معنوی 32

2-7) تعاریف هوش معنوی 33

2-8) تاریخچه هوش معنوی 36

2-9) دیدگاه های مختلف درباره مولفه های هوش معنوی: 37

2-9-1) دیدگاه کینگ درباره هوش معنوی 37

2-9-2) دیدگاه ایمونزدرباره هـوش مـعنوی 37

2-9-3) دیدگاه مک مولن درباره هوش معنوی 39

2-9-4) دیدگاه زوهر و مارشال(2000) درباره هوش معنوی 39

2-9-5) مدل وگان درباره هوش معنوی: 39

2-9-6) مدل بروس لیچفیل درباره هوش معنوی 40

2-9-7) مهارت های هوش معنوی (SQ) از دیدگاه سیندی ویلگزورث 40

2-9-8) دیدگاه گاردنر درباره هوش معنوی 42

الف :هوش منطقی ـ ریاضی 43

ب: هوش زبانی‌ ـ کـلامی 43

پ :هوش دیداری ـ فضایی 43

ت: هوش موسیقیایی 44

ج: هوش بدنی ـ جنبشی 44

چ:هوش بـین فـردی 44

ح:هوش درون فـردی 45

خ: هوش وجودی 45

خ: هوش طبیعت گرا 45

2-10) مؤلفه های هوش معنوی در اسلام 46

2-11) تعاریف کیفیت زندگی 48

2-12) تاریخچه کیفیت زندگی 51

2-13) عوامل موثر بر کیفیت زندگی 53

2-14) ویژگی های کیفیت زندگی 54

2-15) مبانی نظری کیفیت زندگی 56

2-15-1) رویکردهای مختلف به مفهوم کیفیت زندگی 56

2-15-2) رویکرد فلسفی به مفهوم کیفیت زندگی 57

2-15-3) رویکرد اقتصادی به مفهوم کیفیت زندگی 58

2-15-4) رویکرد روانشناختی مفهوم کیفیت زندگی 59

2-15-5) رویکرد مکتب تضاد بر مفهوم کیفیت زندگی 60

2-15-6) رویکرد روان شناختی اجتماعی و جامعه شناختی مفهوم کیفیت زندگی 60

2-15-7)نظریه یادگیری اجتماعی 61

2-15-8) کنش متقابل نمادین و مفهوم کیفیت زندگی 62

2-15-9) دیدگاه بوم شناسی بر مفهوم کیفیت زندگی 64

2-15-10) رویکرد مطلوبیت گرایی 65

2-16) مفهوم کیفیت زندگی از نگاه سایر نظریه پردازان 66

2-17) پیشینه پژوهش 70

2-17-1) تحقیقات داخلی انجام شده 70

2-17-2) تحقیقات انجام شده خارجی 74

3-1) مقدمه 78

3-2) روش تحقیق (روش اجرای تحقیق ) 78

3-3) روش های جمع آوری اطلاعات و داده های تحقیق 78

3-4) جامعه آماری تحقیق 79

3-5) روش نمونه گیری  تحقیق 79

3-6) متغییرهای تحقیق 79

3-7) ابزارهای اندازه گیری تحقیق ( مشخصات پرسشنامه ها ) 80

3-8) روایی ابزارهای اندازه گیری تحقیق 82

3-9) پایائی ابزارهای اندازه گیری تحقیق 83

3-10) روش های آماری تجزیه و تحلیل داده های تحقیق 84

4-1) بخش توصیفی 86

4-2) یافته های پژوهش 89

5-1) بحث و نتیجه‌گیری 99

5-2) پیشنهادهای پژوهش 100

5-3) توصیف داده ها 102

5-4) تبیین داده ها 103

5-5) محدودیت ها ، مشکلات و موانع تحقیق 105

5-6) پیشنهادات 105

5-6-1) پیشنهادهای پژوهشی 105

5-6-2) پیشنهادهای کاربردی 107

5-7) فهرست منابع 109

5-7-1) منابع فارسی 110

5-7-2) منابع انگلیسی 113

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

هدف از پژوهش،حاضر تعیین رابطۀ هوش معنوی و بهزیستی معنوی با کیفیت زندگی درمعلمان مقطع ابتدائی شهرستان گرمسار بود.پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری و تحلیل داده ها تویفی همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت از تمامی معلمان مقطع ابتدائی شهرستان گرمسار بود که در سال تحصیلی 93-94 در این شهرستان به کار اشتغال داشتند( تعداد    267   نفر). بر اساس جدول مورگان و نمونه گیری تصادفی طبقه ای ، نمونه ای با حجم  نمونه پژوهش157 انتخاب شد.به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه خود سنجی هوش معنوی کینگ(2008)، پرسشنامه بهزیستی معنوی پالوتزیان والیسون(1982)،پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت(1998) استفاده شد. روایی پرشس نامه ها با بهره گرفتن از روایی محتوایی و پایایی آنها با بهره گرفتن از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و مورد تائید قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری، ضریب همبستگی پیرسون وآزمون رگرسیون استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که بین هوش معنوی و بهزیستی معنوی، با کیفیت زندگی رابطۀ مثبت و معنادار وجود دارد. بنابراین، می توان گفت:هوش معنوی دربرگیرندة مجموعهای از توانایی ها و ظرفیتها می باشد که از منابع معنوی در جهت افزایش بهزیستی و انطباق پذیری فرد استفاده می کند.

کلیدواژه ها: هوش معنوی، بهزیستی معنوی، کیفیت زندگی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1)مقدمه

مفهوم تحلیلی غرب از هوش، بیش تر شناختی است و شامل پردازش اطلاعات می‌شود؛ در حالیکه رویکرد ترکیبی شرق نسبت به هوش، مولفه‌های گوناگون عملکرد و تجربه انسان از جمله شناخت، شهود و هیجان را در یک ارتباط کامل (یکپارچه) در بر می‌گیرد. (نازل 2004 به نقل از سهرابی 1386). در سال‌های اخیر معنویت به عنوان یک جنبه‌ی مهم از کنش انسان گرایانه که در رابطه‌ی پایایی با سلامت و بهبودی دارد مورد توجه قرار گرفته است (مک دونال، 2002). معنویت تشابهاتی با مذهب دارد ولی دارای مفهومی‌گسترده تر و وسیع تر از مذهب می‌باشد. مذهب اغلب به مراسم وتشریفات خاصی نیاز دارد(با توجه به فرهنگ) و اغلب وابسته به دولت است در حالیکه معنویت یک نیروی درونی و نامرئی است(وونگ، 2010) و با احساس خصوصی خود، دیگران، دنیا یا جهان و تعالی پیوند بیش تری دارد.

هوش معنوی سازه‌های معنویت و هوش را درون یک سازه‌ی جدید ترکیب می‌کند. معنویت با جستجو و تجربه به عناصر مقدس، معنا و هوشیاری اوج یافته هوش معنوی، مستلزم توانایی‌هایی است که از چنین موضوعات معنوی برای تطابق و کنش اثربخش و تولید محصولات و پیامدهای با ارزش استفاده می‌کند(آمونز، 1999).

گاردنر، (1999) مهارتهای ارائه شده در هوش معنوی، از قبیل مراقبه، خلسه، رویا دیدن متعالی شدن و لمس پدیده‌های معنوی، روانی و ذهنی را قابل قبول دانست و سیسک و تورانس (2001) ضمن موافقت با این مهارتها شهود و الهام را بدان اضافه کردند(سیسک، 2008).

حال هوش معنوی بعنوان ظرفیت انسان برای پرسیدن سوالات نهایی درباره معنای زندگی و تجربیات همزمان و ارتباط یکپارچه بین ما و دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم تعریف شده است (ولمن، 2001). از آنجائیکه بشر همواره در پی رسیدن به شادی و نشاط، ذوق و خلاقیت، امید و آرامش، سلامت روح و روان و تمامی‌ارزشهای انسانی است، هوش معنوی می‌تواند زندگی درونی و روح را با زندگی بیرونی و کار در دنیا، یکپارچه و هماهنگ سازد و موجب شادکامی‌و بهزیستی گردد(و گان، 2002). بنابراین می‌توان هوش معنوی را راهی برای رسیدن به سعادت و کیفیت زندگی مطرح کرد. طبق آیات متبرک قرآن کریم نیز زندگی با کیفیت مطلوب، ریشه در اعتقادات و آموزش‌های دینی مسلمانان دارد (حیات طیبه) (سوره مبارکه نحل، آیه 97).

کیفیت زندگی نیز به شیوه‌های گوناگون تعریف شده است (دنیس و همکاران، 1993، دیکرز، 1997). برخی محققان صرفا جنبه‌های مرتبط با سلامت در کیفیت زندگی را مدنظر قرار می دهند و آن را مستقیما به دو مقوله جسمی‌و روانی معطوف می‌دارند و معتقدند که سایر مقوله‌های اجتماعی و محیطی را نباید در حوزه کیفیت زندگی وارد کرد(تومانس، 1987). در مقابل گروهی دیگر، بر این عقیده استوارند که عوامل بسیاری در زندگی با کیفیت مطلوب دخالت دارند و کیفیت زندگی ارتباط تنگاتنگی با وضعیت جسمی، روانی، اعتقادات شخصی، میزان خوداتکایی، ارتباطات اجتماعی و محیط زیست دارد. نهایتا یک توافق کلی در بین پژوهشگران وجود دارد که سازه‌های کیفیت زندگی متشکل از عوامل عینی و عوامل ذهنی (بهزیستی درونی) است. عوامل عینی شامل سطح سواد، سطح درآمد، شرایط کاری، وضعیت تأهل و امنیت، جایگاه اقتصادی، اجتماعی و شاخص‌های ذهنی، براساس ارزیابی و برداشت افراد از میزان رضایت و شادی و نظایر این‌ها به دست می‌آییند. (لامبرت و نیبر، 2004).

بنابراین “کیفیت زندگی” اصطلاحی است که معمولا برای توصیف تصور انسانها از بهزیستی مورد استفاده قرار می‌گیرد(مورفی و ویلیامز، 1999؛ زاترا، ییر و کپل، 1977). و در تعاریف گسترده از کیفیت زندگی، مفاهیم آزادی عمل، احساس هدف داشتن، کسب موفقیت در رابطه با زندگی کاری، خانوادگی یا اجتماعی، صیانت نفس، احترام و بهزیستی فیزیکی و جسمانی مدنظر قرار می‌گیرد(فلس و پری، 1996؛ فنگان، 1978؛ گودانیسان و سنگلیون، 1989؛ مورفی و ویلیامز، 1999؛ استیورات و ویر، 1992).

 

1-2) بیان مسئله

کیفیت زندگی مفهوم وسیعی است که وضعیت آن به توسعه یافتگی جوامع بستگی دارد. در ابتدا این مفهوم در مقابل رویکرد صرف اقتصادی به توسعه شکل گرفت. الگوی توسعه اجتماع محور در قالب نگرشهای سنتی در علوم اجتماعی سابقهای دیرینه دارد. طوری که در طول حیات خود با فراز و نشیبهای زیادی روبرو بوده است( شعاری نژاد،1393). کیفیت زندگی کاری یکی از روش های ایجاد انگیزه و راه گشایی مهم درطراحی و غنی سازی شغلی است که ریشه آن در نگرش کارکنان به انگیزش است که امروز یکی از مهم ترین موضوعات در باب جامعه شناسی کار و شغل درسازمانهاست و توجه روز افزون و ویژهای را می طلبد.« کیفیت زندگی شامل کلیه اقداماتی است که برای حفظ و صیانت جسم و روح کارکنان به عمل می آید و موجبات رضایت و خرسندی و اعتماد آنان را فراهم می آورد(محب علی، 1393).کیفیت زندگی کاری فرآیندی است که به وسیله آن همه اعضای سازمان اداره از راه مجاری ارتباطی مستمر بر هم اثر می گذارند. بر این اساس کیفیت زندگی کاری، سطح رضایت شغلی، احساس هویت سازمانی و سلامت اجتماعی در محیط کار می باشد. بنابراین کیفیت زندگی هم یک روش و هم یک هدف اخلاقی است (دولان و شولر،1383). کیفیت زندگی کاری یعنی نوعی نگرش افراد به شغل خود یعنی اینکه تا چه میزان اعتماد متقابل، توجه، قدر شناسی از کار جالب و فرصتهای مناسب برای سرمایه گذاری(مادی و معنوی) در محیط کار، توسط مدیران برای کارکنان فراهم شده است. در چه کیفیت زندگی کاری درون سازمان از طریق اندازهگیری رضایت، غیبت کم؛ و انگیزه بالا در کارکنان برآورده می شود( میرسپاسی،1386).امروزه توجهی که به کیفیت زندگی کاری می شود بازتابی از اهمیتی است که همگان برای آن قائلند. انسانها برای ارائه بهترین کوششهای خود در راه تحقق افراد سازمان، علاقه مندند بدانند که به انتظارات، خواسته ها، نیازها و شأن آن چگونه توجه می شود(بهمنی،1392).در این میان کیفیت زندگی کاری می تواند به عنوان یکی از متغیرهای تأثیر گذار باشد. هنگامیکه با کارکنان با احترام رفتار شود و آنان فرصت بیابند ایده های خود را ارائه داده و در تصمیم گیریها بیشتر دخالت کنند واکنشهای مطلوب و مناسبی از خود نشان خواهند داد.

از نظر ریچارد والتون«کیفیت زندگی عبارت است از میزان توان اعضای یک سازمان در برآورده نمودن نیازهای مهم فردی خود در یک سازمان از طریق تجربیات خود»

از نظر کامینگز« کیفیت زندگی کاری عبارت است از عکس العمل کارکنان نسبت به کار، به ویژه پیامدهای فردی آن در ارضای شغلی و سلامت روحی»

اصطلاح کیفیت زندگی کاری در سالهای اخیر رواج زیادی داشته است، اما در مورد معنای آن توافق کمی وجود دارد. حداقل سه استفاده رایج از این اصطلاح وجود دارد. اول اینکه کیفیت زندگی کاری اشاره به مجموعهای از نتایج برای کارکنان نظیر رضایتمندی شغلی، فرصتهای روان شناختی، امنیت شغلی، روابط مناسب کارفرما، کارکنان و میزان پایین حوادث دارد. شاید این شایعترین استفاده از این اصطلاح باشد. دوم اینکه کیفیت زندگی کاری، هم چنین به مجموعه ای از کارها یا عملکردهای سازمانی نظیر مدیریت مشارکتی، غنی سازی شغلی سیستم پرداختی که عملکرد خوب را تشویق می کند، تضمین شغلی و شرایط کاری مطمئن اشاره دارد.بالاخره کیفیت زندگی کاری اغلب به یک نوع برنامه تغییر سازمانی اشاره دارد( میرسپاسی،1386).

روند جدیدی که باعث اهمیت کیفیت زندگی کادر آموزشی و پرداختن به مسائل مربوط به کار آنها در سازمان علمی شده و نقش و رسالت این منبع استراتژیک را به عنوان یکی از عوامل تأمین کیفیت جامعه و بهره وری در سازمانهای علمی و آموزشی و دولتی و بازرگانی و نهایتاٌ زیر بنای توسعه علمی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی می باشد

اگر معلمی واقعا اًحساس کند کیفیت زندگی کاری اش بهبود یافته است، اعم از اینکه نتیجه عملکرد خودش یا ناشی از سیاستهای سازمان در جهت افزایش بهره وری باشد؛ این موضوع به او نیروی بیشتری جهت انجام کارمی بخشد. نتیجه طبیعی چنین فرآیندی، ایجاد نیروی زندگی و جو فعال در داخل گروه و یا محیط آموزشی مدرسه می باشد. این فرآیند در نهایت موجب افزایش بهره وری از نتایج مورد انتظار با توجه با استانداردهای فناوری یا تجهیزات شده؛ همین مطلب خود موجب انگیزه بیشتری برای کار بهتر و در نتیجه کیفیت زندگی کاری بهتری می شود. بنابراین کارایی و اثربخشی هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به نحوة مدیریت و کاربرد صحیح و مؤثر منابع انسانی به آن بستگی دارد. قدر مسلم هر اندازه سازمانها و موسسات گسترش یافته و متنوع تر شود، مشکلات و اهمیت ادارة این نیروی عظیم افزون تر می گردد. از این رو مدیران باید به دانش و بینش لازم در جهت مواجه شدن در حل مشکلات این عامل پیچیده و حساس مجهز باشند.

هوش مفهومی است که  از دیر باز  آدمی به پژوهش و تفحص در مورد ابعاد ،تظاهرات و انواع آن علاقمند بوده است  ، این پرسش همواره مطرح بوده است  که هوش چیست ؟چگونه رشد می کند ؟  چه مولفه های دارد ؟…  هوش رفتار حل مسئله به صورت سازگارانه است که در راستای تحصیل اهداف کاربردی و رشد سازگارانه  جهت گیر شده است . وکسلر (1995 )  هوش را شامل  توانای های  فرد برای یک اقدام  هدافمندانه  ، تفکر منطقی و برخورد موثر  با محیط تعریف می کند (حق شناس و همکاران 1389). هوش یکی از جذاب ترین و جالب ترین فرایند های روانی است که جلوه های آن در موجودات محتلف  به میزان متفاوت مشاهده می شود هر چه موجودات از تکامل  بیشتری بهره مند شوند از نظر هوشی نیز پیشرفته تر هستند  و به همان نسبت از پیچیده گی بیشتری برخوردارند . واژه هوش کیفیت پدیده ی را بیان می کند  که  دارای حالت انتزائی بوده و قابل رویت نیست . همچنان که افراد بشر از نظر  شکل و قیافه ی ظاهری با یکدیگر تفاوت دارند از نظر خصایص روانی  مانند هوش ، استعداد ، رقبت و دیگر ویژگی های روانی  و شخصیتی نیز بین آنها تفاوت های  آشکاری وجود دارد با توجه به این که مفهوم هوش در  حال حاضر  از  آشفتگی ها و سردر گمی های  قابل توجهی برخوردار است  و در تمام ابعاد نظری ، علمی “، اجتماعی ، هیجانی و معنوی نیز  قابل بحث نیز می باشد. هوش معنوی ، از جهات مختلاف در سبز فایل احساس می شود یکی از این ضرورت ها در عرصه انسان شناسی توجه به بعد  انسان  از دیدگاه دانشمندان  به ویژه  کارشناسان سازمان بهداشت جهانی است که اخیرا ” انسان را موجود زیستی ، روانی ، اجتماعی و معنوی تعریف  می کنند . ضرورت دیگری این موضوع  ظهور دوباره کشش معنوی و جستجوی  درک و روشن تر  از ایمان و کاربرد آن در زندگی  روزانه می باشد . سازه هوش معنوی یکی از مفاهیمی می باشد  که در پرتوه  توجه و  علاقه  روانشناسان  به حوزه دین  و معنویت صورت گرفته است (حسین دخت و همکاران 1392 ). هوش معنوی  تکمیل کننده  و معنا دهنده ی بخش های گوناگون زندگی است ( زوهرو مارشال 2000 ) .هوش معنوی برای حل مشکلات  و مسائل مربوط به  معنای زندگی و ارزش ها  مورد استفاده قرار می گیرد و سوال های مانند  آیا شغل من  باعث تکامل من  در زندگی می شود ؟ و یا آیا در شادی  و آرامش  روانی مردم سهیم هستم ؟ را در ذهن ایجاد می کند  (حق شناس وهمکاران ،1389  ).این هوش  متضمن اندیشیدن  به معنای نمادین حواث و رویداد هاست تا درهمه تجربه های زندگی هدف و معنا را  پیدا نماید . هوش  معنوی ،نوعی هوش است که مسائل معنایی  وارزشی را به ما نشان می دهد و مسائل مرتبط با آن را برای ما حل می کند و اعمال و رفتار ما را در گستره های وسیع  از نظر بافت معنایی  جای می دهد و همچنین معنا دار بودن یک مرحله زندگی را  نسبت به مرحله دیگر مورد بررسی قرار می دهد (فراهانی و فره بخش ،1390 ). کینگ هوش معنوی را به عنوان یک مجموعه  از ظرفیت های ذهنی تعریف می کند که در وحدت و یکپارچگی و کاربرد انطباقی جنبه های غیر مادی و مافوق هستی  فرد و رسیدن به نتایجی از قبیل اندیشه ی  وجودی عمیق ، بهبود معنا ، شناخت خویشتن برتر و سلطه بر ستوه معنوی شرکت دارند برای هوش معنوی چهار مولفه پیشنهاد شده است 1- تفکر انتقادی وجودی 2- تولید معنای شخصی 3-  آگاهی متعالی 4- توسعه ستوه هوشیاری (کینگ ،2010).هوش معنوی یکی از هوش های چند گانه است و روش های متعددی را در بر میگیرد و می تواند زندگی درونی و روح را  با زندگی بیرونی  و کار در دنیا  یکپارچه و هماهنگ سازد  و ممکن است به شاد کامی و بهزیستسی افراد بینجامد  (واگان  ،2003 ). بهزیستی معنوی حالتی از سلامتی است که منعکس کننده  احساسات، رفتارها و شناخت های مثبت از ارتباطات با خود، دیگران طبعیت و موجودی برتر است.بهزیستی معنوی باعث می شود فرد داری هویت یکپارچه، رضایت، شادی، عشق، احترام، نگرش های مثبت، آرامش درونی،هدف و جهت در زندگی باشد. بهزیستی معنوی قائل به دو بعد است. بعد اول، معنویت مذهبی است و در آن مفهوم فرد  از وجود مقدس یا واقعیت نمایی به سبک و سیاق مذهبی بیان می شود و بعد دوم معنویت وجودی است که در آن تجربیات روانشناختی خواصی که در واقع ارتباطی با وجود مقدس یا واقعیت غایی ندارد مد نظر   می باشد.بهزیستی معنوی، ارتباط هماهنگ و یک پارچه را بین افراد فراهم می کند و با ویژگی های ثبات در زندگی، صلح، تناسب و هماهنگی،احساس نزدیک با خویشتن، خدا، جامعه و محیط مشخص می شود  بهزیستی معنوی نیروی یگانه ی است که ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی را هماهنگ می کند و برای  سازگاری با هدف نهایی تعلیم وتربیت و سعادت ابدی لازم است وقتی بهزیستی معنوی به خطر بیفتد  فرد ممکن است دچار اختلات روحی  مثل احساس تنهایی ، افسردگی و از دست دادن معنا در زندگی شود که خود می تواند سازگاری در زندگی به ویژه حیات جاوید فرد را با مشکل مواجه کند(حسین دخت و همکاران ،1392).با توجه به این که معنویت یکی از ابعاد کیفیت زندگی می باشد و امیدواری نیز  به نظر می رسد که می تواند بر بالا ترین کیفیت زندگی تاثیر گذار با شد  پس در این تحقیق در صدد هستیم تا به بررسی رابطه ی بین هوش معنوی و بهزیستی معنوی و کیفیت زندگی معلمان ابتدای شهرستان گرمسار بپردازیم پس سوال اصلی در این تحقیق این است که  آیا  بین بین هوش معنوی و بهزیستی معنوی و کیفیت زندگی معلمان ابتدای شهرستان گرمسار رابطه وجود دارد ؟

 

 

1-3) اهمیت و ضرورت پژوهش

 اهمیت و ضرورت  موضوع  معنویت و مذهب به ویژه هوش معنوی، از جهات مختلف در سبز فایل   احساس  می شود یکی از این ضرورت ها در عرصه ی انسان شناسی توجه به بعد معنوی انسان از دیدگاه  دانشمندان، به ویژه کارشناسان سازمان بهداشت جهانی است که اخیرا انسان را موجودی زیستی، روانی ، اجتماعی و معنوی تعریف می کند. همچنین گسترده ی معنویت و مذهب در بهداشت روانی است. پژوهش  درباره ی معنویت امروزه در رشته های متنوعی از قبیل پزشکی، روانشناسی، انسان شناسی، عصب شناسی  و علوم شناختی در حال پیشرفت است. متخصصان سلامت روان نیز قدرت هوش معنوی را تشخیص   داده اند .

ضروت دیگر طرح این موضوع، ظهور دوباره ی کشش معنوی و نیز جستجوی درک روشن تری از  ایمان و کاربرد آن در زندگی روزانه است. در زندگی مکانیزه قرن جدید بهداشت روانی افراد تنزل یافته است و سبک شیوه های زندگی امروزی، فشار های روانی ناشی از تغییرات سریع جوامع بشری، نادیده گرفتن سنتها و رسوم گذشتگان ، غلبه تکنولوژی برزندگی انسان و اطلاع رسانی اخبار ها که معمولا هیجان انگیز و فشارزا هستند همگی از جمله عواملی هستند که بهداشت روانی انسان را به خطر می اندازد.هوش معنوی ، موضوع جالب و جدیدی است که مطالب و نیز  یافته های تجربی در مورد آن بسیار اندک است. هوش معنوی قادر است که هوشیاری یا احساس پیوند با قدرت برتر، با یک وجود مقدس را تسهیل کندیا افزایش  دهد(در خشانی ،1391 ).تنها انسان است  که از هوش معنوی برخوردار است، هوش تحول پذیر است و به انسان توانایی و قدرت می بخشد تا خلاق باشد و قوانین و نقشها را دستخوش تغییرات خود نماید،  قادر به انجام اصلاحات بی شمار گردد  و بتواند شرایط را به بهترین شکل متحول کند(عبداله زاده ،1388). بنابراین اهمیت و ضرورت طرح موضوع معنویت، به ویژه هوش معنوی، از جهات مختلف در سبز فایل احساس می شود. یکی از این ضرورت ها در عرصه ی انسان شناسی توجه به بعد معنوی انسان از دیدگاه دانشمندان، به ویژه کارشناسان بهداشت جهانی است که اخیرا انسان را موجودی زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی تعریف می کند.ضرورت دیگر طرح این موضوع ظهور دوباره معنوی و نیز حسستجوی درک روشن تری از ایمان و کاربرد آن در زندگی روزانه است. پژوهش درباره معنویت، امروزه در رشته های متنوع از قبیل پژشکی، روان شناسی، عصب شناسی و علوم شناختی در حال پیشرفت است. در راستای این جهت گیری معنوی و به موازات بررسی رابطه دین و معنویت مولفه روان شناختی دیگری به نام هوش معنوی مطرح شده است(ابراهیمی کوه بنایی،1390). از طرفی از جهت گیری های عمده و مهم روان شناسی امروز، علی الخصوص رویکرد روانشناسی مثبت نگر پیشگیری از بروز بیماری ها وارتقای بهداشت وسلامت روان و در واقع اقدامات پیشگیرانه در سطوح اولیه است، چرا که این امر فواید زیادی دارد از جمله کاهش هزینه ها ی انسانی و مالی از سوی دیگر پیدایش این گرایش نو با عنوان روان شناسی سلامت، مسئله بررسی  بعضی از مولفه های  آن را در  اقشار  جوامع  واجب می سازد و از آن جایی که در  جامعه ایرانی  ارزشها و معیارهای فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی نسبت به جوامع دیگر متفاوت است و وجود این ابعاد  فرهنگی و مذهبی و با فت جامع ما می تواند از عوامل موثر بر متغییر های پژوهش باشد، پس می تواند دلیلی برای بررسی موضوعات روان شناسی مثبت نگر  و حوزه سلامت  باشد. کیفیت زندگی و بهزیستی هم مفاهیمی هستند که به خاطر نقش و اهمیتی که در سلامت روانی افراد دارند بسیار مورد توجه قرار گرفته اند (شهبازی را د ،1390 ). طرفدارن نقش  معنویت در بهبود سلامت روانی و سازگاری بین فردی تلاش های متعددی را جهت بر قراری ارتباط بین دو مفهوم سلامتی و معنویت تحت  عنوان سازه بهزیستی انجام داده اند. مروری بر ادبیات تخصصی معنویت حاکی ازآن است که اغلب این تعاریف قائل به دو بعدی بودن معنویت هستند. بعد اول، معنویت مذهبی است و درآن مفهوم فرد از موجود مقدس یا واقعیت غایی به  سبک و سیاق مذهبی بیان می شود و بعد دوم، معنویت وجودی است که در آن تجربیات روان شناختی خاصی که در واقع ارتباطی با وجود مقدس یا غایی ندارد؛ مد نظرمی باشد(هارتز،2005 ). بدین ترتیب بهزیستی معنویی را می توان حسی از ارتباط داشتن با دیگران، داشتن معنی و هدف در زندگی و داشتن اعتقاد و ارتباط با یک قدرت متعالی تعریف کرد(هاترز و همکارن، 1995) طبق نظر موبرگ(1978) بهزیستی معنوی یک سازه چند بعدی است که شامل یک بعد عمومی می شود و یک بعد  افقی  است.بعد عمومی آن ارتباط با خدا و بعد افقی آن به احساس هدفمندی در زندگی و رضایت از آن بدون در نظر گرفتن مذهب خاص اشاره دارد. الیسون (1983) بیان می کند که بهزیستی معنوی شامل یک عنصر خاص روانی اجتماعی و یک عنصر مذهبی است. بهزیستی مذهبی که عنصر مذهبی است، بیانگر ارتباط با یک  قدرت برتر یعنی خدا است. بهزیستی وجودی عنصر روانی اجتماعی است و بیانگر احساس فرد از این که چه کسی است؟چه کاری و چرا انجام می دهد؟  و به کجا تعلق  دارد؟ است. هم بهزیستی مذهبی و هم بهزیستی وجودی  شامل تعالی و حرکت فرا تر از خود می باشند. بعد بهزیستی مذهبی ما را در رسیدن به خدا هدایت می کند. در حالی که بعد بهزیستی وجودی ما را فرار تراز خودمان و به سوی دیگران و محیط مان سوق می دهد. از آنجایی که انسان به عنوان نظامی یکپارچه عمل می کند این دو بعد در عین حال که از هم جدا هستند با هم  تعامل و همپوشی دارند و در  نتیجه ما احساس  سلامت  معنوی، رضایت و هدفمندی می کنیم( جعفری و همکاران ،1388 ). با توجه به اهمیت سازه  بهزیستی  معنوی  و نقش ارتقاء کیفیت زندگی روانی افراد از یک سو و با عنایت به اینکه در ایران پژوهشی که رابطه هوش معنوی با بهزیستی معنوی و کیفیت  زندگی را مورد  بررسی قرار دهد کمتر صورت گرفته است. انجام چنین  پژوهشی  در بین معلمان که قشر نسبتا زیادی از افراد جامعه را تشکیل  می دهند.حائز اهمیت فروانی است و گامی در جهت شناسایی عوامل موثری بر سلامت روانی می باشد.

1-4) اهداف پژوهش:

1-4-1) هدف کلی :

 تعین رابطه هوش معنوی و بهزیستی معنوی  با کیفیت زندگی  معلمان ابتدائی  شهرستان گرمسار 

1-4-2) اهداف فرعی

تعین رابطه  هوش معنوی و بهزیستی معنوی معلمان ابتدائی شهرستان گرمسار 

تعین رابطه بهزیستی معنوی و کیفیت زندگی  معلمان ابتدائی شهرستان گرمسار

تعین رابطه  هوش معنوی با کیفیت زندگی  معلمان ابتدائی شهرستان گرمسار

سوالات پژوهش

1-وضعیت کیفیت زندگی معلمان مقطع  ابتدائی شهرستان گرمسار چگونه است؟

2- وضعیت هوش معنوی معلمان مقطع ابتدائی شهرستان گرمسار چگونه است؟

3-آیا بین کیفیت زندگی براساس وضعیت تاهل آنان تفاوت وجود دارد؟

4- آیا بین کیفیت زندگی معلمان و سن آنان رابطه وجود دارد؟

1-5) فرضیه های پژوهش

بین هوش معنوی  و بهزیستی معنوی  معلمان ابتدای شهرستان گرمسار رابطه وجود دارد  

بین هوش معنوی  و کیفیت زندگی  معلمان ابتدای شهرستان گرمسار رابطه وجود دارد  

بین بهزیستی معنوی و کیفیت زندگی  معلمان ابتدای شهرستان گرمسار رابطه وجود دارد 

بین هوش معنوی و بهزیستی معنوی با کیفیت زندگی معلمان  ابتدائی شهرستان گرمسار رابطه وجود دارد

1-6) متغیر های پژوهش

در این پژوهش سعی بر آن شده است كه مطالعه روی  هوش معنوی و بهزیستی معنوی با کیفیت زندگی معلمان مقطع ابتدائی شهرستان گرمسار انجام شود. از این رو  کیفیت زندگی به عنوان “متغییر وابسته ” و هوش معنوی و بهزیستی معنوی به عنوان” متغییر مستقل” در نظر گرفته شده است.

1-7) تعریف مفاهیم اساسی پژوهش

1-7-1) تعاریف نظری:

هوش معنوی:

مفهوم هوش معنوی که در دهه های اخیر مطرح شده است دربردارندۀ نوعی سازگاری و رفتار حل مسأله است که بالاترین سطوح رشد را در حیطه های مختلف شناختی، اخلاقی، هیجانی، بین فردی و غیره شامل می شود و فرد را در جهت هماهنگی با پدیده های اطرافش و دستیابی به یکپارچگی درونی و بیرونی یاری می نماید(غباری بناب و همکاران، 1386).

بهزیستی معنوی:

 حالتی از سلامتی است که بیانگر احساسات، رفتارها و شناختهای مثبت از ارتباط با خود، دیگران، طبیعت و موجودی برتر است(گومز و فیشر،2003)

کیفیت زندگی :

کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی می‌باشد که سلامت جسمی، روانی و اجتماعی یک شخص را در بر می‌گیرد و منعکس کننده سطح کارکرد و رضایت‌مندی جاری فرد است (نبئی، صافی زاده و حلاجی، 1389).

1-7-2) تعریف عملیاتی متغیرها:

هوش معنوی:

نمره ای است که آزمودنی  از پرسش نامه کینگ در پاسخ به سوالات به دست می آورد.

تفکر انتقادی وجودی: نمره ای است که آزمودنی از پاسخ به سوالات 1،3،5،9،13،17،21 به دست می آورد.

معنا سازس شخصی: نمره ای است که آزمودنی از پاسخ به سوالات 7،11،15،19،23 به دست می آورد.

آگاهی متعالی: نمره ای است که آزمودنی از پاسخ به سوالات 4،8،12،16،20،24 به دست می آورد.

بهزیستی معنوی:

نمره ای است که آزمودنی  از پرسش نامه پالوتزین و الیسون(1982)  در پاسخ به سوالات به دست      می آورد.

کیفیت زندگی:

نمره ای است که آزمودنی  از پرسش نامه سازمان بهداشت جهانی(1998)  در پاسخ به سوالات به دست      می آورد

 

تعداد صفحه :119

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه رابطه ی اضطراب امتحان با عملكرد تحصیلی و انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانشجویان در مراكز علمی كاربردی بهزیستی

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد مرودشت

دانشكده علوم تربیتی و روانشناسی

 

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A ) در رشته علوم تربیتی

گرایش: برنامه ریزی درسی

 

عنوان:

رابطه ی اضطراب امتحان با عملكرد تحصیلی و انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانشجویان در مراكز علمی كاربردی بهزیستی

 

زمستان 1393

 

 

فهرست مطالب

عنوان                         صفحه

چكیده…………………………………………………………………………………………………………………………………1

فصل اول:كلیات تحقیق

مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………3

بیان مسئله …………………………………………………………………………………………………………………………..4

ضرورت و اهمیت پژوهش …………………………………………………………………………………………………..8

اهداف پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………10

اهدف برجسته ‍پژوهش………………………………………………………………………………………………………..10

فرضیه های پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………10

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها……………………………………………………………………………………… 10

 

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

مبانی نظری تحقیق………………………………………………………………………………………………………………14

مفهوم اضطراب…………………………………………………………………………………………………………………..14

 انواع اضطراب …………………………………………………………………………………………………………………..15

دلایل بروز اضطراب……………………………………………………………………………………………………………18

اضطراب امتحان………………………………………………………………………………………………………………….19

نقش اضطراب در كاهش توانایی فرد……………………………………………………………………………………..21

مطالعات اضطراب آزمون……………………………………………………………………………………………………..21

رویکردهای مقابله با اضطراب امتحان…………………………………………………………………………………….23

عملکرد تحصیلی………………………………………………………………………………………………………………..23

عوامل مؤثر در عملکرد تحصیلی…………………………………………………………………………………………..24

پیشرفت تحصیلی: ……………………………………………………………………………………………………………..27

 عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی………………………………………………………………………………………….27

انگیزه پیشرفت…………………………………………………………………………………………………………………..33

تعریف انگیزش و انگیزه……………………………………………………………………………………………………..33

انگیزه پیشرفت تحصیلی………………………………………………………………………………………………………34

رویکردهای مختلف انگیزشی……………………………………………………………………………………………….35

 

رویکرد اجتماعی – فرهنگی………………………………………………………………………………………………..36

رویکرد انتظار ضرب در ارزش…………………………………………………………………………………………….36

انگیزش و نیاز……………………………………………………………………………………………………………………36

 نظریه انگیزش پیشرفت……………………………………………………………………………………………………..37

نتایج پژوهش های مربوط به رابطه بین انگیزش و یادگیری……………………………………………………..37

فنون ایجاد انگیزش در یادگیرندگان………………………………………………………………………………………38

طراحی انگیزه ای آموزش……………………………………………………………………………………………………38

منشا انگیزه پیشرفت ……………………………………………………………………….. ………………………………..39

الگوی اتكینسون……………………………………………………………………………………. ………………………….41

نظریه مك كلند…………………………………………………………………………………….. ………………………….42

انگیزه پیشرفت و ویژگی های افراد با انگیزه پیشرفت بالا………………………….. …………………………..43

 آموزش انگیزش پیشرفت……………………………………………………………………………………………………46

پیشینه تحقیقات………………………………………………………………………………………………………………….48

پیشینه داخلی تحقیقات………………………………………………………………………………………………………..48

پیشینه خارجی تحقیقات………………………………………………………………………………………………………50

جمع بندی…………………………………………………………………………………………………………………………51

فصل سوم:روش اجرای تحقیق

روش تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………. 54

جامعه تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………….54

نمونه تحقیق و روش نمونه‌گیری………………………………………………………………………………………….54

اطلاعات جمعیت شناختی نمونه: …………………………………………………………………………………………54

ابزار گرد آوری اطلاعات……………………………………………………………………………………………………..56

پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون……………………………………………………………………………………..56

– پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس……………………………………………………………………………………57

پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور………………………………………………………………………………….59

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات…………………………………………………………………………………………….61

ملاحظات اخلاقی……………………………………………………………………………………………………………… 61

فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها

داده های توصیفی متغیر ها…………………………………………………………………………………………………..64

بررسی استنباطی و آزمودن فرضیه های پژوهش……………………………………………………………………..65

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری

خلاصه تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………73

بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………….74

فرضیه اصلی………………………………………………………………………………………………………………………74

فرضیه فرعی اول………………………………………………………………………………………………………………..76

فرضیه فرعی دوم………………………………………………………………………………………………………………..78

فرضیه فرعی سوم……………………………………………………………………………………………………………….80

فرضیه فرعی چهارم…………………………………………………………………………………………………………….82

محدودیت های تحقیق………………………………………………………………………………………………………..84

پیشنهاد های کاربردی………………………………………………………………………………………………………….84

پیشنهادهای پژوهشی…………………………………………………………………………………………………………..84

فهرست منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………..86

فهرست منابع انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………90

ضمائم و پیوست ها…………………………………………………………………………………………………………….92

چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………102

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

جدول3-1: شاخص های توصیفی جنسیت شرکت کنندگان:……………………………………………………54

جدول3-2شاخص های توصیفی متغیر سال ورود شرکت کنندگان:…………………………………………..55

جدول3-3 شاخص های توصیفی متغیر پایه تحصیلی شرکت کنندگان: …………………………………….55

جدول3-4- پایایی پرسشنامه اضطراب امتحان……………………………………………………………………….59

جدول3-5- پایایی پرسشنامه انگیزش پیشرفت………………………………………………………………………59

جدول 3-6- مولفه ها و سوالات مربوط به هر مولفه در پرسشنامه عملكرد تحصیلی…………………..60

جدول 3-7- پایایی پرسشنامه عملکرد تحصیلی……………………………………………………………………..61

جدول 3-8- پایایی مولفه های پرسشنامه عملکرد تحصیلی……………………………………………………..61

جدول 4-1- آمار توصیفی شاخص های پرسشنامه ها……………………………………………………………..64

جدول 4-2- آمار توصیفی شاخص های پرسشنامه  عملكرد تحصیلی………………………………………64

جدول 4-3- آمار توصیفی شاخص های پرسشنامه  انگیزش پیشرفت هرمنس………………………….. 64

جدول 4-4- همبستگی بین اضطراب امتحان با انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی…………………65

جدول 4-5 :  همبستگی بین اضطراب امتحان با ابعاد عملکرد تحصیلی…………………………………….66

جدول 4-6 :  همبستگی بین اضطراب امتحان با ابعاد انگیزش پیشرفت دانشجویان…………………….67

جدول 4-7- پیش بینی ابعاد عملکرد تحصیلی از طریق اضطراب امتحان…………………………………..68

جدول 4-8- پیش بینی ابعاد انگیزش پیشرفت از طریق اضطراب امتحان…………………………………..70

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

هدف پژوهش حاضر توصیف رابطه اضطراب امتحان با انگیزش پیشرفت و عملكرد تحصیلی دانشجویان مركز جامع علمی و كاربردی بهزیستی بود. روش مطالعه حاضر توصیفی از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق را کلیه دانشجویان مركز علمی و كاربردی بهزیستی شیراز در سال 1393 تشکیل می دادند. از این بین 304 نفر به عنوان نمونه آماری به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. برای گرد آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه های اضطراب امتحان ساراسون، عملکرد تحصیلی فام و تیلور و انگیزش پیشرفت هرمنس، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده گردید. همچنین داده ها توسط شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی و ضریب رگرسیون خطی تحلیل شدند. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد، بین اضطراب امتحان با انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشجویان مركز علمی و كاربردی بهزیستی شیراز رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون خطی بیانگر آن بود که اضطراب امتحان قدرت تبیین مولفه های انگیزش پیشرفت و عملكرد تحصیلی دانشجویان را دارد.  

کلید واژه ها: اظطراب امتحان، انگیزش پیشرفت، عملكرد تحصیلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصــل اوّل

كلّیات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

اضطراب امتحان، نوع خاصی از اضطراب است كه با نشانه های جسمی، شناختی و رفتاری در شرایط آماده شدن برای امتحان و انجام تست ها و آزمو نها مشخص می شود. اضطراب امتحان زمانی تبدیل به یك مشكل می شود كه به حدی زیاد گردد كه با آماده شدن برای امتحان و انجام آزمون، تداخل پیدا كند. بسیاری از دانشجویان دانشگاه ها از اضطراب امتحان رنج می برند. این اضطراب به قدری شدید است كه موجب اختلال در عملكرد اجرای امتحان می شود، با این حال، زمانی كه اضطراب بر عملكرد امتحان تأثیر می گذارد، مشكلاتی را برای بسیاری از دانشجویان ایجاد می كند و می تواند دارای اثرات منفی بر توانایی های تحصیلی كسانی باشد كه از آن رنج می برند (یزدانی، سلیمانی، 1390)

مطالعات نشان داده است كه اضطراب رابطه مهمی با یادگیری دارد. اضطراب و فشارهای عصبی، ریشه بسیاری از مشكلات جسمی و ناكامی ها می باشد كه نمی توان آن را از بین برد. اضطراب امتحان، عامل اصلی كمك به تنوع نتایج منفی از جمله ناراحتی روانی، عدم موفقیت در اتمام تحصیلات دانشگاهی و ناامنی است (هامبری[1]، 1988).

دانشجویانی كه اضطراب امتحان ایشان در حد بالایی است، مهارت های مطالعه و یادگیری خود را چه در زمان مطالعه و چه در زمان شركت در آزمون پایین تر از حد توان و دانش خود مورد استفاده قرار می دهند.(جینگ هی[2]،2007)

اضطراب امتحان، اصطلاحی است كلی كه به نوعی از اضطراب یا هراس اجتماعی خاص اشاره دارد كه فرد را درباره توانایی هایش دچار تردید می كند و پیامد آن كاهش توان مقابله با موقعیت هایی مانند امتحان است، موقعی تهایی كه فرد را در معرض ارزیابی قرار می دهند و مستلزم حل مسأله اى هستند. بنابراین می توان دانشجویی كه دچار اضطراب امتحان است را به منزله ی فردی توصیف كرد كه مواد درسی را می داند اما شدت اضطراب وی مانع از آن می شود كه دانسته های خود را هنگام امتحان به ظهور برساند (سرگلزاری و همکاران، 1382) .

همچنین انگیزش و هیجان از جمله سازه های مهم در تمامی عرصه های زندگی هستند که تا اندازه زیادی مستقیما ریشه در شخصیت دارند و تا حدودی نیز متاثر از محیط می باشند. چنانچه انگیزش و هیجانات جنبی منفی و مخرب داشته باشند، آسیب روانشناختی و افکار و پیامدهای نامطلوبی به همراه خواهند داشت و بر عملکرد افراد اثر سوء می گذارند. هنگامی که عملکرد ما مورد ارزیابی قرار می گیرید احتمال بروز واکنش هیجانی از جانب ما وجود دارد.(موسوی و همکاران،1387، به نقل از درتاج و همکاران 1392)

 اضطراب امتحان به عنوان یك مشكل مهم آموزشى، سالانه میلیونها دانش آموز و دانشجو را در سراسر جهان تحت تأثیر خود قرار مى دهد و باعث كاهش عملكرد تحصیلى آنان مى شود؛ لذا با توجه به جنبه های تاثیر گذار اضطراب بر توانمندی افراد که گاه باعث ایجاد اشکال در روند تحصیلی به شکلی بسیار ناتوان کننده می گردد؛ در این تحقیق بر آن هستیم تا ارتباط اضطراب را با عاملکرد تحصیلی و انگیزش یادگیری دانشجویان مورد بررسی قرار دهیم.

بیان مسئله

در جریان رشد كودكان و نوجوانان طیف وسیعی از اضطراب ها را تجربه می كنند. گاه این اضطراب ها از چنان شدتی برخوردار است كه زندگی روزمره و تحصیلی آنها را مشكل می سازد. یكی از این اضطراب ها اضطراب امتحان است. نتایج مطالعات انجام شده در مورداثراضطراب امتحان بر عملكرد تحصیلی یكسان نبوده است. بعضی ارتباط قوی بین كاهش عملكرد تحصیلی و اضطراب امتحان گزارش كرده اند و بعضی ارتباط كم و یك مطالعه هم هیچ ارتباطی مشاهده نكرده است. (لشگری پور و همكاران، 1385)

اضطراب امتحان، نوع خاصی از اضطراب است كه با نشانه های جسمی، شناختی و رفتاری در شرایط آماده شدن برای امتحان و انجام تست ها و آزمو نها مشخص می شود. اضطراب امتحان زمانی تبدیل به یك مشكل می شود كه به حدی زیاد گردد كه با آماده شدن برای امتحان و انجام آزمون، تداخل پیدا كند.( لاتاس و همكاران، 2010)[3]

با توجه به تأثیر زیاد اضطراب و پیامدهای منفی آن باید منابع اضطراب و اثرات آن تعیین و مشخص شود. (بالدوین و همکاران[4] ، 2003)

چندین  مطالعه به بیان تأثیر اضطراب امتحان بر عملكرد تحصیلی پرداخته است و راهكارهایی را برای موفقیت، تسهیل عملكرد یادگیرنده و كاهش اضطراب امتحان ارایه نموده است، اما ارتباط بین اضطراب زیاد در امتحان و موفقیت تحصیلی كمتر بررسی شده است(چامبرلین[5]، 1997).

مطالعات نشان داده است كه اضطراب رابطه مهمی با یادگیری دارد. اضطراب و فشارهای عصبی، ریشه بسیاری از مشكلات جسمی و ناكامی ها می باشد كه نمی توان آن را از بین برد. اضطراب امتحان، عامل اصلی كمك به تنوع نتایج منفی از جمله ناراحتی روانی، عدم موفقیت در اتمام تحصیلات دانشگاهی و نا امنی است (هامبری، 1988).

در شرایط تهدید كننده، واكنشهای اضطراب عمومیت دارند.  با این حال، اضطراب بیش از حد ممكن است یك فرد را ناتوان كند و با عملكرد مؤثر تداخل نماید (ادلمان[6]، 2005).

اضطراب یكی از احساسات عاطفی انسان است. اما هنگامی كه این احساس شدت می یابد، ممكن است به نتایج نامطلوبی منجرگردد. یكی از بیشترین وقایع تهدید كننده كه امروزه موجب اضطراب در دانشجویان می گردد، امتحانات است ( یزدانی و سلیمانی، 1390).

بسیاری از دانشجویان دانشگاه ها از اضطراب امتحان رنج می برند. این اضطراب به قدری شدید است كه موجب اختلال در عملكرد اجرای امتحان می شود(بروان[7] و همکاران، 2011) با این حال، زمانی كه اضطراب بر عملكرد امتحان تأثیر می گذارد، مشكلاتی را برای بسیاری از دانشجویان ایجاد می كند و می تواند دارای اثرات منفی بر توانایی های تحصیلی كسانی باشد كه از آن رنج       می برند(پلس، 2010).

هر چند اضطراب امتحان در طول دوره دانش آموزی نیز وجود دارد، اما در آموزش عالی به اوج خود می رسد. این موضوع نه تنها می تواند مانع اجرای آزمون شود و بر كلیت یك برنامه مطالعاتی تأثیر گذارد؛ بلكه توسعه فردی را نیز محدود می كند(مارک من و همکاران، 2011).

بررسی عو امل پیش آیند و پس آیند موفقیت تحصیلی همواره از دغدغه های پژوهشگران نظام تعلیم و تربیت بوده است و در مطالعات متعدد این عوامل به تناسب اهمیت و تأثیر خود شناسایی و یا طبقه بندی شده اند. اما متاسفانه كار بر روی تعدیل این عوامل و تلاش های تجربی جهت كاهش دادن عو امل منفی تأثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی، خلایی برجسته در نظام آموزشی بوده است. علی رغم همه ی پژوهش هایی كه در مورد موفقیت و انگیزه تحصیلی انجام می شود، این مساله هنوز به عنوان یكی از چالش ها و دغدغه های نظام آموزشی ما مطرح است (خجسته مهر وهمکاران، 1391).

تعلیم وتربیت آدمی از دیر باز مورد توجه بوده است، اما اهمیت آن در سالهای اخیر به طور فزاینده ای افزایش یافته ودر این زمینه هزینه های فراوانی از طرف خانواده ها ودولت مصرف می شود. ولی باوجود این مشاهده می شود كه تعداد قابل توجهی از دانش آموزان هر ساله در یادگیری آموزشگاهی شكست می خورند. بدیهی است، عوامل متعددی(محیطی ،آموزشی، خانوادگی) در عملكرد تحصیلی دانش آموزان تأثیر گذار هستند.( یوسفی  و همکاران، 1388).

بحث انگیزه ی پیشرفت برای اولین بار و به صورت علمی تحت عنوان نیاز توسط موری مطرح شد (بهرامی، 1383). او برای انسان چندین نیاز را مطرح کرد که برخی زیستی و برخی روانی هستند. انگیزش پیشرفت یک نیاز اجتماعی است و عبارت است از غلبه کردن بر موانع، رسیدن به استانداردهای عالی، رقابت با دیگران و پیشی گرفتن از آن ها (دارابی،1380).

پنیت ریچ و شرابن[8] (1992) عقیده دارند میزان انگیزه تأثیر زیادی در رسیدن به هدف و میزان تلاش دارد. هنری موری، انگیزه رفتار آدمی از نیازهای وی تأثیر می پذیرد و نیاز به پیشرفت از جمله نیازهای اساسی رفتار آدمی است (ریان و دسی[9]،2000).

مک کامبز و مرزانو (1990) پیشرفت را تابعی از اثر مشترک دو ویژگی «مهارت» و «اراده»، یعنی انگیزش می دانند. گیج و برلاینر[10] (1922) انگیزه ی پیشرفت را به صورت یک میل یا علاقه به موفقیت کلی یا موفقیت در یک زمینه یا فعالیت خاص تعریف کرده اند. (به نقل از پاکدامن ساوجی و همکاران، 1390).

پژوهش های انجام شده در زمینه ی انگیزه ی پیشرفت نشان داده اند که افراد از لحاظ این نیاز تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. بعضی افراد دارای انگیزش سطح بالایی هستند و در رقابت با دیگران در کارهای خود برای کسب موفقیت به سختی می کوشند. بعضی دیگر انگیزش چندانی به پیشرفت و موفقیت ندارند و به دلیل ترس از شکست آماده خطرکردن برای موفقیت نیستند (سیف، 1386).

به نظر آرموند (2003) انگیزش در آموزش، دارای تأثیراتی بر روی شیوه ی یادگیری موضوعات توسط دانش آموزان می باشد. این تأثیرات عبارتند از: 1- هدایت رفتار به سمت اهداف خاص، 2- افزایش تلاش و انرژی، 3- افزایش فعالیت و پافشاری در انجام آن، 4- تقویت فرایندهای شناختی، 5- تعیین پیامدهای تقویت کننده، و6- بهبود عملکرد.

مک کللند و همکاران (1961) بیش از سایرین مفهوم انگیزه ی پیشرفت را مورد بررسی قرار داده اند. از نظر آن ها، انگیزش پیشرفت زمانی مطرح می شود که شخص در فعالیت خود معیار ممتازی را الگو قرار دهد و در پی موفقیت باشد. تحقیقات نشان می دهد که هر چه شدت انگیزش پیشرفت بیش تر باشد به همان اندازه موفقیت فرد افزایش خواهد یافت (به نقل از امیرافشاری،1380).

افراد دارای نیاز پیشرفت زیاد بیش تر با هیجان های گرایشی مثل امید، غرور و خشنودی پیش بینانه پاسخ می دهند؛ در حالی که افراد دارای نیاز پیشرفت کم، بیش تر با هیجان های اجتنابی مثل اضطراب، حالت تدافعی و ترس از شکست پاسخ می دهند (ریان و دسی، 2000).

بین انگیزش، پیشرفت تحصیلی و لذت بردن از فعالیت های یادگیری همبستگی قوی وجود دارد (ریان و استیلر، 1991). انگیزش پیشرفت رفتارها و فعالیت های تحصیلی دانش آموزان را جهت می دهد (برنشتین و میر[11]، 2005). انگیزش باعث تأثیرگذاری بر شیوه ی اجرای یک تکلیف درسی و نشان دادن تمایلات شایستگی یادگیری می شود.(هاراکیویز، بارون، کارترز، لتو و الیوت،1997). سائق های فیزیولوژیکی پایه، رفتار طبیعی ما را در محیط های گوناگون تحت تأثیر قرار می دهند. بسیاری از اهداف ما بر پایه ی مشوق ها استوار است و دامنه ی آن می تواند از گرسنگی تا نیاز به عشق و روابط جنسی پخته در نوسان باشد. دامنه ی انگیزش پیشرفت تحصیلی می تواند از نیازهای بیولوژیکی تا ارضای تمایلات خلاق و دستیابی به موفقیت در رقابت های مخاطره آمیز تغییر یابد.انگیزش به دلیل تأثیرگذاری بر زندگی روزمره ی ما از نقشی حیاتی برخوردار است. تمامی رفتار، اعمال، افکار و باورهای ما تحت تأثیر نیروی درونی موفقیت قرار دارد. موری نیاز به پیشرفت را این گونه تعریف می کند؛ وی نیاز را کوششی برای فائق آمدن بر مشکلات و موانعی می داند که موجب افزایش توانایی های مطلوب می گردد؛ به طوری که می توان با دیگران رقابت کرد، بر آنان پیروز شد و با موفقیت های حاصل عزت نفس خویش را افزایش داد (خداپناهی، 1386 (

امروزه عدم وجود علاقه و انگیزش پیشرفت دانش آموزان و دانشجویان یکی از معضلاتی است که دست اندرکاران مسائل آموزشی در تعلیم و تربیت با آن مواجهند. شاید بتوان گفت، افت سطح علمی یا تحصیلی موجود در مدارس و رخوت و سستی که در حال حاضر کیفیت و کمیت تعلیم و تربیت جامعه را تهدید می کند از پیامدهای این مسئله است (امیرافشاری،1380).

علاوه بر نقش انگیزش در یادگیری و پیشرفت تحصیلی، انگیزش پیشرفت می تواند تأثیراتی بر آینده ی یک جامعه و رشد و توسعه ی یک کشور داشته باشد. مک کللند (1965) مشاهده کرد که 83 درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی که نیاز به پیشرفت بالایی داشتند، پست هایی پذیرفته اند که با دشواری، تصمیم گیری و امکان موفقیت بزرگ همراه بوده است. آنها معتقدند که آینده در دست خود آنهاست و حتی کارگرانی هم که نیاز به پیشرفت بالایی داشتند، در کارهای خود بیش تر احساس رضایت می کردند (به نقل از راتوس،1994،ترجمه ی گنجی،1385)

با توجه به مسائل مطرح شده مسئله اصلی این پژوهش این است که آیا بین اضطراب امتحان با عملکرد تحصیلی و انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علمی و کاربردی رابطه معنا داری وجود دارد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش

اضطراب امتحان مقوله ی جدیدی نیست و همواره یكی از مشكلات نظام آموزشی بوده است چرا كه در عملكرد افراد برای رسیدن به اهداف آموزشی مورد نظر مراكز آموزشی تداخل نموده و    می تواند موجب افت عملكرد تحصیلی و در نتیجه طولانی شدن مدت تحصیل فراگیران گردد كه خود مشكلات فراوانی مثل هزینه زیاد را در بر دارد. به علاوه اضطراب امتحان میتواند عاملی برای بروز سایر اختلالات روانی در افراد گردد، بنابراین لزوم برنامه ریزی برای كاهش این پدیده در دانشجویان و بهخصوص دانشجویانی كه استعداد بیشتری برای این پدیده اهمیت فراوانی برخوردار میباشد، زیرا به عقیده كارشناسان مداخله در اضطراب امتحان می تواند كارساز باشد.( چراغیان و همكاران، 1387)

ساراسون ( 1975 ) اضطراب امتحان را نوعی “اشتغال به خود”[12] می داند كه با خود كم انگاری و تردید درباره توانایی های خود مشخص می شود و غالباً به ارزیابی شناختی منفی، عدم تمركزحواس، واكنش های فیزیولوژیك نامطلوب و افت عملكرد تحصیلی فرد منجر می گردد در نتیجه انتظار می رود كه یك رابطه معكوس معنا دار بین نمرات اضطرابی و نمرات امتحانی وجود داشته باشد(لشکری پور و همکاران1386، به نقل از درتاج و همکاران 1392)

همچنین به طور کلی انگیزش پیشرفت تحصیلی، نیرویی درونی است که یادگیرنده را به ارزیابی همه جانبه عملکرد خود با توجه به عالی ترین معیارها، تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است سوق می دهد و با اثر گذاشتن بر انواع مختلف فعالیت های تحصیلی به تمایل فرد برای رسیدن به هدف های تحصیلی اشاره دارد. انگیزش تحصیلی با هدف های ویژه، نگرش ها و باور های خاص، روش های نائل شدن به آنها و تلاش و کوشش فرد در ارتباط است. تحقیقات مختلف بر متمایز بودن جهت گیری انگیزشی دانش آموزان در موقعیت های مختلف تاکید دارند (شهنی ییلاق و همکاران،1384).

انگیزش پیشرفت تحصیلی یکی از ملزومات یادگیری به حساب می آید و چیزی است که به رفتار شدت و جهت می بخشد و در حفظ و تداوم آن به یادگیرنده کمک می کند. با این انگیزه افراد، تحرک لازم را برای به پایان رساندن موفقیت آمیز یک تکلیف، رسیدن به هدف، یا دستیابی به درجه معینی از شایستگی در کار خود دنبال می کنند تا بالاخره بتوانند موفقیت لازم را در امر یادگیری و پیشرفت تحصیلی کسب کنند (محمدی،2006، به نقل از یوسفی و همکاران،1388). 

لوین (1985) انگیزش پیشرفت را عالی ترین شاهراه یادگیری دانسته است. بدین معنی که هرچه انگیزه فرد برای دانستن، آموختن و تحصیل بیشتر باشد، فعالیت و رنج و زحمت بیشتری برای رسیدن به هدف نهایی متحمل خواهد شد. وقتی فرد از انگیزه پیشرفت بالایی برخوردار باشد، به تکالیف درسی به خوبی توجه می کند، تکالیف درسی را جدی می گیرد و علاوه بر آن سعی می کند اطلاعاتی بیش از آنچه در کلاس درس به او می آموزند، یاد بگیرد. همچنین برای یادگیری، مهارت های لازم و راهکارهای مناسب را می یابد. بدیهی است که موفقیت در یادگیری نیز، سبب احساس توانمندی بیشتر و افزایش علاقه به موضوع یادگیری می شود(به نقل از ظهیری ناو و رجبی،1388).

گسین انگیزش پیشرفت را نیاز دانش آموز به دست یابی به موفقیت تحصیلی تعریف می کند. وی معتقد است این نیاز از فردی به فرد دیگر متفاوت است .برای برخی این نیاز بسیار زیاد و برای برخی دیگر بسیار کم است. او اضافه می کند که انگیزش پیشرفت از طریق فرایند های اجتماعی آموخته می شود(به نقل از مولا،2010). 

از نظر عابدی(1384) انگیزش پیشرفت تحصیلی تمایل فراگیر است به آن که کاری را در قلمرو خاصی به خوبی انجام دهد و عملکردش را به طور خود جوش ارزیابی کند. از این رو غالب رفتارهایی که انگیزش تحصیلی را نشان می دهند عبارتند از پافشاری برانجام تکالیف دشوار، سخت کوشی یا کوشش در جهت یادگیری در حد تسلط و انجام تکالیفی که به تلاش نیاز دارد. بنابراین انگیزش تحصیلی یک حالت روان شناختی است و زمانی حاصل می شود که انسان خود را دارای کفایت لازم و خود کنترلی بداند(به نقل از یوسفی و همکاران ،1388). خود کنترلی به دو بخش تقسیم می شود: فرصت کنترل و توانایی کنترل. فرصت کنترل عبارت از فرصتی است که به دانش آموز داده می شود تا برای امر تحصیل خود تصمیم بگیرد و توانایی کنترل عبارت از موقعیتی است که دانش آموز باید در آن احساس کفایت داشته باشد تا بتواند بر آن کنترل و تسلط داشته باشد(هوسن،1994به نقل از سبحانی نژاد و عابدی ،1385).

این تحقیق در ‌درجه اول سعی دارد، دانش نظری پیرامون موضوع اضطراب امتحان را از جنبه‌های چند گانه موثر بر عملکرد تحصیلی و انگیزش پیشرفت بسط و گسترش دهد تا در صورت کاربردی شدن نتایج با ارائه آن به افراد و مراکز ذینفع بتوان سطح آگاهی جامعه هدف را نسبت به جنبه های تاثیر گذار اضطراب بر سطوح و عملکرد تحصیلی ارتقا داد. جنبه های تاثیر گذار اضراب امتحان بر سطوح عملكردی دانشجویان كه گاها در قالب شكست های تحصیلی، ترك تحصیل، عدم تمایل به یادگیری های جدید و دانش گریزی نمود پیدا می كند ما را به این مهم رهنمون می سازد كه با تاكید بر جنبه های انگیزش پیشرفت تحصیلی و افزایش دانش كاربردی اساتید و دانشجویان در این زمینه می توان به سمت حذف خصلت های اضطراب گونه ای حركت كرد كه گاه تاثیر آن در تمام ابعاد زندگی نمود عمومی می یابد و فرد را از مسیر بالندگی و رشد باز می دارد.  

اهداف پژوهش

اهداف برجسته پژوهش:

توصیف رابطه اضطراب امتحان با عملكرد تحصیلی و انگیزه ی پیشرفت دانشجویان در مركز علمی كاربردی

اهداف فرعی پژوهش:

  • توصیف رابطه اضطراب امتحان با ابعاد عملكرد تحصیلی
  • توصیف رابطه اضطراب امتحان با ابعاد انگیزه ی پیشرفت دانشجویان
  • پیش بینی ابعاد عملکرد تحصیلی دانشجویان با توجه اضطراب امتحان
  • پیش بینی ابعاد انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانشجویان توسط اضطراب امتحان

فرضیه های پژوهش:

فرضیه اصلی:

بین اضطراب امتحان با عملکرد تحصیلی و انگیزه پیشرفت دانشجویان علمی و کاربردی رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه های فرعی:

  1. بین اضطراب امتحان با ابعاد عملكرد تحصیلی دانشجویان علمی و كاربردی رابطه معنا داری وجود دارد.
  2. بین اضطراب امتحان با ابعاد انگیزه ی پیشرفت دانشجویان علمی و كاربردی رابطه معنا داری وجود دارد.
  3. اضطراب امتحان پیش بینی کننده ابعاد عملکرد تحصیلی دانشجویان می باشد.
  4. اضطراب امتحان پیش بینی کننده ابعاد انگیزه ی پیشرفت دانشجویان می باشد.

تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:

تعریف مفهومی اضطراب امتحان:

اضطراب امتحان، نوع خاصی از اضطراب است كه با نشانه های جسمی، شناختی و رفتاری در شرایط آماده شدن برای امتحان و انجام تست ها و آزمون ها مشخص می شود. اضطراب امتحان زمانی تبدیل به یك مشكل می شود كه به حدی زیاد گردد كه با آماده شدن برای امتحان و انجام آزمون، تداخل پیدا كند.(لاتاس و همکاران به نقل از یزدانی و سلیمانی، 1390)

ساراسون ( 1975 ) اضطراب امتحان را نوعی اشتغال به خود[13]، می داند كه با خود كم انگاری و تردید در باره توانایی های خود مشخص می شود و غالباً به ارزیابی شناختی منفی، عدم تمركزحواس، واكنش های فیزیولوژیك نامطلوب و افت عملكرد تحصیلی فرد منجر می گردد.( به نقل از لشکری پور و همکاران، 1386)

تعریف عملیاتی اضطراب امتحان:

در این تحقیق منظور از اظطراب امتحان نمره ای است که دانشجو از پرسش نامه مقیاس اضطراب امتحان ساراسون TAQ[14]. (1952) که شامل 37 سوال دو گزینه ای می باشد بدست می آورد.

تعریف مفهومی عملکرد تحصیلی :

در جهان کنونی عملکرد تحصیلی از اهمیتی ویژه برخوردار است. جوامع پیشرفته و در حال پیشرفت تاکید زیادی بر روی عملکرد، رقابت و پیروزی دارند.عملکرد تحصیلی به تمامی درگیری های دانش آموز در محیط مدرسه اشاره دارد که در بر گیرنده ی خودکارآمدی، تاثیرات هیجانی، برنامه ریزی، فقدان کنترل پیامد و انگیزش می باشد.(درتاج، 1383 به نقل از نورمحمدیان 1385)

عملكرد تحصیلی به تمامی درگیری های دانش آموز در محیط مدرسه اشاره دارد كه دربرگیرنده ی خود كارآمدی، تاثیرات هیجانی، برنامه ریزی، فقدان كنترل پیامد و انگیزش می باشد (درتاج، 1383 به نقل از نورمحمدیان، 1385)

تعریف عملیاتی عملکرد تحصیلی:

در این پژوهش عملکرد تحصیلی میزان نمره ای است که دانش آموز از پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) که شامل 48 سوال است بدست خواهد آورد. آزمون عملکرد تحصیلی قادر است با 48 سوال ، 5 حوزه مربوط به عملکرد تحصیلی به شرح زیر را اندازه گیری می نماید: عامل خودکارآمدی، تاثیرات هیجانی، برنامه ریزی، فقدان کنترل و انگیزش.

تعریف مفهومی انگیزه ی پیشرفت:

فرگوسن(1994)، انگیزه عبارتست از حالات درونی موجود زنده که به شوراندن، تداوم و جهت دهی رفتار منجر می شود. پتری(1996)، از انواع انگیزه، انگیزه ی پیشرفت تحصیلی است. انگیزه ی پیشرفت تحصیلی یعنی میل و گرایش به چیرگی بر موانع ، تمرین قدرت، کوشش برای انجام کارهای مشکل و در عین حال ممکن می باشد.  (به نقل از قاسم زاده و همکاران، 1392)

تعریف عملیاتی انگیزه ی پیشرفت:

انگیزه ی پیشرفت نمره ای است که هر دانشجو از پرسشنامه هرمنس(1970)، که شامل 29 سوال است، بدست خواهد آورد. آزمون انگیزش پیشرفت قادر است با 29 سوال ، 4 حوزه مربوط به انگیزش به شرح زیر را اندازه گیری می نماید: عامل سخت کوشی، آینده نگری، اعتماد به نفس و پشتکار

 

 

 

[1] – Hembree R.

[2] – Jing HE

[3] – Latas M, Pantic M Obradovic

[4] – Baldwin, D.and etal

[5] -Chamberlain

[6] – Edelman

[7]Brown

[8] – Pintrich & Schrauben

[9] – Ryan,R.M.,& Deci .E.L

[10] – Gage and Berliner

[11] – Brunstein,J.C.,&Maier, G. W.

 

[12]Self-Preoccupation

[13]  Self-Preoccupation

[14] Test Anxiety Questionnaire. By Sarason‚F.j

تعداد صفحه :117

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

دانلود پایان نامه:بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و بهزیستی روانشناختی با سلامت روان درمعلمان دوره ابتدایی شهر ساری

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :روانشناسی

گرایش :روانشناسی عمومی

عنوان : بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و بهزیستی روانشناختی با سلامت روان درمعلمان دوره ابتدایی شهر ساری

پایان نامه ارشد : بررسی عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی

دانلود متن کامل پایان نامه : بررسی عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی

پایان نامه ارشد : نقش پنج عامل بزرگ شخصیت،منبع كنترل و هوش هیجانی در پیش بینی بهزیستی روانشناختی دانشجویان

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : روانشناسی

گرایش :عمومی

عنوان : نقش پنج عامل بزرگ شخصیت،منبع كنترل و هوش هیجانی در پیش بینی بهزیستی روانشناختی دانشجویان

پایان نامه ارشد:پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد بر اساس کیفیت زندگی و مهارت های مقابله ای در دانشجویان

 دانلود متن کامل پایان نامه پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد بر اساس کیفیت زندگی و مهارت های مقابله ای در دانشجویان

دانلود پایان نامه :نقش میانجیگر طرحواره های ناسازگار اولیه در رابطه بین صفات شخصیت و بهزیستی ذهنی در دانشجویان

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد

عنوان : نقش میانجیگر طرحواره های ناسازگار اولیه در رابطه بین صفات شخصیت و بهزیستی ذهنی در دانشجویان

پایان نامه ارشد:رابطه خودکنترلی و سبک­های فرزندپروری با بهزیستی روانشناختی در بین دانش­ آموزان دبیرستانی شهرستان آباده

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : روانشناسی

گرایش :عمومی

عنوان : رابطه خودکنترلی و سبک­های فرزندپروری با بهزیستی روانشناختی در بین دانش­ آموزان دبیرستانی شهرستان آباده

دانلود پایان نامه:پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس تاب‌آوری و امید به زندگی در بیماران دیابتی با آسیب شبكیه چشم

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : روانشناسی

گرایش :عمومی

عنوان : پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس تاب‌آوری و امید به زندگی  در بیماران دیابتی با آسیب شبكیه چشم