پایان نامه تاثیر مولفه های برند سازی درایجاد اعتماد به برند (مطالعه موردی: صنعت پوشاک)

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

دانشکده تهران غرب

پایان نامه

برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد

رشته  مدیریت بازرگانی

گروه بین الملل

عنوان پایان نامه :

تاثیر مولفه های برند سازی درایجاد اعتماد به برند (مطالعه موردی: صنعت پوشاک)

 

 

 

تیر 94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

در حال حاضر فعالیت در زمینه پوشاک درایران با چالشهای فراوانی روبرو است واین خود روند حرکت به سوی برند سازی وبرندینگ شدن پوشاک را بسیار کند وزمان بر نموده است. امروزه صنعت پوشاک نیازمند نگاه اقتصادی است با مدیریت صحیح و زیر ساختی میتوان این صنعت را به  یکی از قطبهای اقتصادی در کشور تبدیل کرد. فعالیت در زمینه پوشاک همیشه سود آور واز جهت اقتصادی توجیه پذیر بوده ولی امروزه برای پیشرفت ورسیدن به نقطه اوج که همانا  صادرات و رقابت با کالای خارجی ودر نهایت خود کفایی است ، نیازمند ساختار زیر بنایی وبرند سازی در این زمینه می باشیم. بخش پوشاک برای رسیدن به یک استاندارد جهانی نیازمند به بهینه سازی وتحول از درون چه در بخش مدیریت کلان چه دربخش مدیریت درون سازمانی تولید پوشاک می باشد . ترویج این مهم تنها از طریق ارتقاء آگاهی از ارزشها ، مشکلات وهمچنین کسب دانش امکان پذیر است . با توجه به فضای رقابتی کنونی، یکی از ضرورت های بقا در هر صنعتی حفظ و گسترش وفاداری مشتریان می باشد. امروزه وفاداری مشتریان کلید موفقیت هر کسب و کار محسوب می شود. با افزایش وفاداری مشتریان سهم بازار و میزان سوددهی بنگاه اقتصادی افزایش می یابد. با پیشرفت فناوری و رقابتی تر شدن شرایط بازار در بخش های مختلف تولیدی و خدماتی، مشتری وفادار به عنوان سرمایه اصلی هر شرکتی محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرمولفه های برندسازی بر ایجاد وفاداری  و اعتماد به برند در میان مشتریان می باشد. مطالعه موردی این پژوهش صنایع پوشاک و جامعه آماری پژوهش ازمیان مشتریان  برندهای پوشاک  مورد بررسی در شهر تهران می باشد. به دلیل اینکه جامعه آماری از نوع نامحدود می باشد به همین دلیل برای تعیین حجم نمونه حداکثر خطای برآورد نسبت را 05/0 = e و با اطمینان 95% درنظرگرفتیم که با بهره گرفتن از فرمول به تعداد 384 نفر رسیدیم. به منظور گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. همچنین در روش کتابخانه ای از ابزار فیش برداری و در روش میدانی ار ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد.در نهایت تعداد 333 پرسشنامه سالم جمع آوری شد و با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون های همبستگی و آنالیز رگرسیون نشان میدهد که بین مولفه های برندسازی و ایجاد اعتماد و وفاداری به برند رابطه معنی داری وجود دارد.

کلمات کلیدی: برندسازی، اعتماد به برند، وفاداری به برند، رضایت مشتریان، صنایع پوشاک

 

فهرست عناوین                                                                                                    

فصل اول. 9

1-کلیات.. 9

1-1-مقدمه. 9

1-2-بیان مساله. 10

1-3-ضرورت و اهیمت تحقیق. 11

1-4-اهداف پژوهش… 13

1-4-1-هدف اصلی از انجام این پژوهش… 13

1-4-2- اهداف فرعی.. 13

1-5-فرضیات پژوهش… 13

1-5-1-فرضیه های  اصلی.. 13

1-5-2- فرضیات فرعی.. 13

1-6-سوالات پژوهش… 14

1-6-1-سوال اصلی.. 14

1-6-2-سوالات فرعی.. 14

1-7-قلمرو تحقیق. 14

1-8-استفاده کنندگان تحقیق. 15

1-9-روش  و ابزار گردآوری اطلاعات.. 15

1-10-جامعه آماری و حجم نمونه. 15

1-11-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 16

1-12-محدودیت های تحقیق. 16

1-13-تعاریف مفهومی واژگان. 16

فصل دوم. 22

2- ادبیات و پیشینه تحقیق. 22

2-1- مقدمه. 22

2-2- مبانی نظری.. 23

2-2-1- مفهوم رفتار مصرف کننده 23

2-2-2- الگوی رفتار مصرف کننده 24

2-2-3- کلیدهای هفت گانه رفتار مصرف کننده 26

2-2-4- حوزه های رفتار مصرف کننده 30

2-2-5- تصمیم خرید. 31

2-2-6- مفهوم برند. 32

2-2-7- شناسایی چارچوب برند. 33

2-2-8- بازار جهانی و مراحل مختلف توسعه اقتصادی.. 34

2-2-9- تغییر دادن نگرش به برند. 37

2-2-10- برندسازی.. 39

2-2-11- برندسازی و چالش های آن. 40

2-2-12- اعتماد به برند. 43

2-2-13- اعتماد و رضایت مشتری.. 43

2-2-14- برندسازی و اعتماد. 44

2-2-15- وفاداری به برند. 45

2-2-16- وفاداری و برندسازی.. 46

2-3- مدل مفهومی تحقیق. 47

2-4- پیشینه پژوهش… 49

2-4-1- مطالعات داخلی.. 49

2-4-2- مطالعات خارجی.. 56

2-5-صنعت پوشاک………………………………………………………………………………………………………………………….55

فصل سوم. 67

3-روشناسی.. 67

3-1- مقدمه. 67

3-2- روش انجام پژوهش… 67

3-3- ابزار های گردآوری اطلاعات.. 68

3-4- قلمرو پژوهش… 69

3-5- روش نمونه گیری و حجم نمونه. 69

3-5-1- نمونه آماری.. 70

3-5-2- روش تعیین حجم نمونه. 70

3-6-ابزار اندازه گیری.. 70

3-6-1- روایایی و پایایی پرسش نامه. 71

3-7- تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 75

فصل چهارم. 76

4- تجزیه و تحلیل داده ها 77

4-1- آمار توصیفی.. 77

4-1-1- ویژگی های توصیفی پاسخگویان. 77

4-2-2-توصیف متغیرها 80

مقیاس برندسازی.. 80

مقیاس اعتماد به برند. 81

مقیاس وفاداری به برند. 82

مقیاس ارتباطات برند. 83

مقیاس کیفیت خدمات.. 84

4-2-2. تحلیل های آمار استنباطی.. 85

آزمون فرضیه ها 85

فصل پنجم. 107

5- نتیجه گیری و پیشنهادات.. 108

5-1- مقدمه. 108

5-2- مرور فرضیات.. 108

5-3- تحلیل نتایج. 110

5-4- پیشنهادات.. 113

5-4-1- پیشنهادات منتج از آمار. 113

5-4-2- پیشنهادات برای تحقیقات آتی.. 114

5-5-محدودیتهای تحقیق. 115

منابع. 117

پیوست  ………………………………………………………………………………………….125

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

1-کلیات

1-1-مقدمه

در سال های اخیر صنعت پوشاک با رقابت فزاینده ای روبرو شده است؛ با توجه به ظهور برندهای مختلف و متفاوت و افزایش شدت رقابت میان آن ها،تلاش برای یافتن راهکارهایی برای خلق رابطه بلندمدت با مشتری و شناسایی و تقویت فعالیت هایی مهم و ارزش زا از نظر مشتری افزایش یافته است. از طرفی این رقابت موجب برجسته تر شدن اهمیت جذب و حفظ مشتریان موجود شده است. ایجاد وجهه مناسب برای یک برند به عنوان ابزاری راهبردی جهت ایجاد وفاداری در مشتریان تلقی می شود. بنابراین خط مشی و برنامه ریزی بازاریابی به تحقق اهدافی مانند سهم بازار، رضایت مشتری و… اشاره میکند. علی رغم اهمیت این اهداف متاسفانه کارکنان و مدیران از اهداف و برنامه و اهمیت آن ها به درستی مطلع نیستند و یا اینکه فاقد انگیزه کافی برای اجرای آن اهداف هستند. اهمیت برند سازی در پژوهش های علمی بسیاری مورد تاکید بوده است.

در واقع برند تجاری نام کشورها را به موازات شرکت صاحب آن ارتقا می دهد. در دنیای امروز، تولید کنندگان از راهبردهای تولید محور و قیمت محور به سوی راهبردهای برند محور روی آورده اند. از جمله، مزایای برند برای شرکت ها می توان به مواردی چون افزایش وفاداری مشتری، افزایش سودآوری، جلوگیری از ورود رقبای جدید، کاهش آسیب پذیری در مقابل رقبا و کاهش هزینه های تبلیغات کرد. لذا ساماندهی این فصل بدین صورت می باشد ابتدا مساله مورد نظر تشریح می گردد و در ادامه اهمیت و ضرورت، اهداف پژوهش و فرضیات بیان می گردد و در نهایت برای درک بهتر؛ مفاهیم و اصطلاحات تخصصی تعریف می گردد. 

 

 

1-2-بیان مساله

در اواخر قرن نوزدهم نحوه بکارگیری روش ها و مدیریت برند سازی، متداول و فراگیر شد. اما عملاً در دهه های پنجاه و شصت میلادی تولید کنندگان را وادار کرد که برای تفکیک کالاهایشان از کالای رقبا، متوسل به برند و صرف هزینه های سنگین برای برند سازی در دنیای کسب و کار شوند(یاسین و همکاران[1]، 2007).

بنابراین در دنیای امروز برخورداری برند قوی، از الویت های بسیاری از سازمان ها و شرکت هاست. از همین رو محققان در این حوزه ان را از جنبه های مختلف بررسی می کنند. همچنین برند سازی را می توان از دو جنبه ی متفاوت داخلی و خارجی مورد توجه قرار داد. برندسازی خارجی مشتریان را هدف قرار داده و از شیوه هایی برای این کار استفاده می کنند که به صورت مستقیم به مشتری مرتبط است، که در این پژوهش از این جنبه به ان پرداخته خواهد شد. اما برندسازی داخلی به  ارتقای برند در درون سازمان، یعنی همان کارکنان  گفته می شود(گلیارانی، 1391).

اما برای داشتن برند قوی در نزد مشتری و با افزودن عاملی که خریدار را به انتخاب کالا کمک می کند، ترجیح یا رجحان حاصل خواهد شد. رجحان مزیتی است که می توان در مقایسه یک کالا با کالاهای مشابه در ذهن خریدار ایجاد کرد. رجحان که نتیجه تفکر خریدار در مقابل انتظارات از برند است، به تولید کننده اجازه می دهد که کالاهایش را در شرایط یکسان و غالبا با قیمت برتر و در نتیجه سود بیشتر و کسب سهم  بیشتری از بازار فروش عرضه کند. از همین رو برند را می توان این چنین تعریف کرد : برند عبارت است از مجموعه اگاهی و مزایای اصلی و عمومی کالا یا خدمت همراه با مزیت اضافی که در ذهن خریدار شکل می گیرد و موجب رشد اعتماد و استمرار عمل وی نسبت به کالا می شود(ایگر و همکاران[2]، 2013).

از مهمترین مسائلی که امروزه مدیران برند با آن مواجه اند، چگونگی فراهم آوردن و گسترش درک بهتری از رابطه بین عواملی مثل اعتماد به نام تجاری و عملکرد می باشد.  به ویژه که در ادبیات مدیریت بازاریابی عوامل بسیاری مطرح شده که بر عملکرد برند اثرگذار است. مفهوم بازاریابی دلالت بر این عقیده دارد که صنعت، فرایند رضایت مشتری است نه فرایند تولید کالا. یک صنعت با مشتری و نیازهایش شروع می شود نه بوسیله حق امتیاز، مواد خام و یا مهارت فروش. فقط هنگامی یک سازمان می تواند به بقای خود ادامه دهد که بتواند نیازها و خواسته های مشتری را با درکی صحیح و جامع از طرف مقابلش(مشتری) برآورده کند (به نقل از منوریان و همکاران، 1392). با توجه به اینکه کیفیت پوشاک در ایران کمتر از سایر کشورها نیست، اما به دلیل اینکه در ایجاد برند و طراحی مد در صنعت پوشاک ضعیف عمل شده و شناخت مشتری از کالا در وضعیت مطلوبی قرار ندارد لذا مشتری، نامرغوب بودن و قیمت بالاتر  را به لحاظ برند بودن کالای خارجی بیشتر می پذیرد و این  امر ناشی از عدم شناخت و دانش کافی است. امروزه با طرح جهانی شدن که گریز ناپذیر است، آنچه که در مقابل این مقوله بیشتردر حال گسترش است، تلاش مضاعف افراد جامعه برای شناخت و کسب هویتی متمایز وبومی متناسب با ارزشهای جامعه خویش می باشد ودر مرحله دوم ارائه سمبلیک یا کلاسیک آن به طروق مختلف برای شناساندن آن به جوامع دیگرمی باشد . آری تولید پوشاک متناسب با سلایق وحمایت از تولید داخلی وملی می تواند راهبردی برای حفظ و اشاعه پوشاک ایرانی وهویت بخشی به آن باشد . واین هویت بخشی باید به شکلی زیر ساختی وبرند سازی وبر پایه کیفیت ،مشتری مداری و بهرگیری ازالگوهای مناسب جهانی و نیروهای متخصص تحصیل کرده در این زمینه  باشد .تا راه را برای رسیدن به خود کفایی ،تولید ملی وبرند ایرانی ودر نهایت صادرات هموار سازد.  لذا لازم دانستیم در این پژوهش به تاثیرمولفه های برندسازی در ایجاد اعتماد به برند و وفاداری به آن در صنعت پوشاک بپردازیم.در این راستا ما دو مولفه ارتباطات برند و کیفیت خدمات را مورد بررسی قرار دادیم و تاثیر آنها را بر اعتماد و وفاداری بررسی کردیم.

 

1-3-ضرورت و اهمیت تحقیق

امروزه در اقتصاد مبتنی بر توجه زندگی می کنیم. گزینه های زیادی برای انتخاب وجود دارد و ابهامات زیاد است. این در حالی است که مشتریان نمی توانند وقت بسیاری را برای مقایسه گزینه ها صرف کنند. اگر هم این زمان را دارا باشند، قادر نیستند که با اطمینان کامل محصول یا خدمت مناسب و درست را تشخیص دهند. بنابراین، این برند است که یقین و اطمینان را انتقال می دهد. دست یابی به مزیت رقابتی در دنیای امروز، تنها با تکیه بر ویژگی های کارکردی محصولات و خدمات حاصل نمی شود، بلکه در عصر حاضربرند، مهم ترین عامل متمایز کننده یک شرکت تجاری از رقبا است .بنابراین می توان برند را به عنوان یکی از با ارزش ترین دارایی های هر شرکت برشمرد. هرچه ارزش برند در ذهن مشتریان بیشتر باشد، شرکت می تواند در سایه آن منافع بیشتری را از مشتریان کسب کند .برند و اعتبار شرکت می تواند تاثیر زیادی بر روی فرآیند خرید داشته باشد.شرکتها برروی برند باید بیش تر از خود محصول تمرکز داشته باشند. برندها در بسیاری از بازارهای خدماتی و همچنین در کسب وکارهایی که به تکنولوژی تولید محصولات نیاز دارند نقش اصلی را بازی می کنند؛ چراکه امروزه ما با برندها زندگی می کنیم، ذهنیت مابر اساس برند شکل می گیرد، بر اساس برند انتخاب می کنیم و در نهایت قضاوت ما نیز بر اساس برند است. تعداد قابل توجهی از مشتریان حتی در صورتیکه خدمات جانشین دیگری با قیمت های پایین تر در بازار عرضه شود، متقاضی همین برند خواهند بود و خدمات جانشین را نخواهدپذیرفت. بنابراین امروزه مدیران در پی این هستند تا یک برند مطلوب، بی نظیر و قوی در ذهن مشتریان ایجاد کنند. لذا اعتماد به برند و وفاداری نسبت به آن جهت به دست آوردن مزیت رقابتی برای سازمان ها امری ضروری به نظر می رسد.صنعت پوشاک یکی از بزرگترین و با اهمیت‌ترین صنایع جهان است و با گردش مالی فوق‌العاده و قدرت اشتغال‌ زایی بیهمتای خود مورد توجه بسیاری کشور‌ ها و اقتصاد‌های بزرگ دنیا می باشد. ایجاد و توسعه برندهای قوی، علاوه بر ایجاد ارزش افزوده فراوان و ماندگاری نام محصولات در اذهان عمومی، مزایای دیگری من جمله در دست گرفتن بازارهای منطقه ای و جهانی را نیز به دنبال خواهد داشت. در واقع برای رسیدن به یک برند، یکسری زیر ساخت ها و شرایط اعم از قوانین و مقررات تا مسایل فرهنگی مورد نیاز است که باید تک تک و مرحله به مرحله بررسی و برای هر کدام ارائه راهکار شود. از طرف دیگر در این صنعت، قیمت تنها یکی از عوامل تاثیرگذار است و فاکتورهایی مثل تنوع، سرعت، برند و فیزیک، شخصیت و… نیز اهمیت زیادی دارند. همچنین موفقیت در این صنعت مستلزم داشتن نوآوری مداوم می‌باشد، چون کلکسیون‌های مد اغلب تنها به مدت یک فصل تازگی دارند. در برخی موارد، حتی این دوره تنها برای یک ماه دوام دارد و با پیشرفت نوآوری در تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات این مدت مدام کوتاه‌تر می‌شود. تمام این موارد باعث شده که این صنعت در سرتاسر جهان به شکل شبکه‌ای بزرگ در آید که فعالیت‌های آن توسط تعداد کمی ‌بازیگر اصلی هماهنگ می‌شود. لذا استراتژی های مدیریت برند می تواند در راستای سیاست گذاری این صنعت کمک شایانی نماید.

 

1-4-اهداف پژوهش

1-4-1-هدف اصلی از انجام این پژوهش

  1. بررسی مولفه های برندسازی درایجاد اعتماد و وفاداری به برند

1-4-2- اهداف فرعی

  1. بررسی ارتباطات برند برایجاد اعتماد به برند
  2. بررسی کیفیت خدمات بر ایجاد اعتماد به برند
  3. بررسی ارتباطات برند بر وفاداری به برند

بررسی کیفیت خدمات بر وفاداری به برند

[1] Yassine et al.,

[2] Egger et al.,

تعداد صفحه :129

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه تبیین رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار بر اساس یك مدل علّی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده مدیریت و حسابداری

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

رشته: مدیریت بازرگانی ، گرایش داخلی

عنوان :

تبیین رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار بر اساس یك مدل علّی

در بازار لوازم خانگی استان گیلان

تابستان 94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فصل اول- كلیات تحقیق

1-1 ) مقدمه. 3

1-2 ) بیان مساله. 4

1-3 ) سوال تحقیق.. 5

1-4 ) اهمیت موضوع. 6

1-5 ) اهداف تحقیق.. 7

1-6 ) چهارچوب نظری تحقیق.. 8

1-7 ) فرضیه های تحقیق.. 9

1-8 ) تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها ی تحقیق.. 9

1-9) قلمرو تحقیق.. 11

فصل دوم- مروری بر ادبیات تحقیق

بخش اول)اطلاعات بازار

2-1-1) مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………….14

2-1-2 ) تشریح مفهوم بازار. 14

2-1-3) مفهوم اطلاعات بازار. 15

2-1-4) منابع اطلاعات بازار. 15

2-1-5) کاربرد اطلاعات بازار. 16

2-1- 6 ) مزیت… 17

2-1-7) تعریف مزیت رقابتی.. 17

2-1-8) نظریه‌های موجود در خصوص مزیت رقابتی.. 19

2-1-8-1) نظریه سازمان صنعتی.. 19

2-1-8-2 ) نظریه منبع محور. 21

بخش دوم) ارزش ویژه برند

2-2-1) مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………….25

2-2-2)تشریح مفهوم برند. 25

2-2-3)چهارچوب شناسایی برند. 26

2-2-4)  ارزش ویژه برند. 27

2-2-5 ) مزایای ارزش ویژه برند. 29

2-2-6) دیدگاه های مطالعه ارزش ویژه برند. 30

2-2-7-1) مدل ارزش ویژه برند   32

2-2-7-2) مدل ارزش ویژه برند کلر. 42

بخش سوم) پیشینه تحقیق

2-3-1) مقدمه. 47

2-3-2) پیشینه داخلی.. 47

2-3-3) پیشینه خارجی.. 49

بخش چهارم) آشنایی با صنعت لوازم خانگی

2-4-1) مقدمه. 55

2-4-2) صنایع لوازم خانگی ایران. 55

2-4-3)اهداف و برنامه های وزارت صنعت،معدن و تجارت در بخش صنعت لوازم خانگی.. 58

2-4-4) بررسی آثار رفع تحریم ها بر صنایع لوازم خانگی ایران. 62

2-4-5 ) آمار صادرات و واردات لوازم خانگی ایرانی.. 63

فصل سوم – روش اجرای تحقیق

3-1) مقدمه. 68

3-2) روش تحقیق.. 68

3-3) فرایند اجرای تحقیق.. 68

3-4) جامعه و نمونه آماری.. 68

3-5) روش و ابزار جمع آوری داده ها و اطلاعات… 69

3-6)  روایی و پایایی ابزار اندازه گیری.. 71

3-6-1) روایی.. 71

3-6-2) پایایی.. 71

3-7) روش تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات… 72

فصل چهارم- روش تجزیه تحلیل داده ها

4-1) مقدمه. 77

4- 2 ) توصیف مشخصه های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان. 78

4-3) توصیف متغیرهای تحقیق……………………………………………………………………………………………….84

4-4) آزمون مدل و فرضیه ها 89

4-4-1) تحلیل عاملی تائیدی مدل اندازه گیری تحقیق.. 89

4-4-2) آزمون مدل های تحقیق: 93

4-4-3) نتایج آزمون مدل. 94

4-4-4)بررسی قدرت تبیین مدل. 96

4-4-5) تحلیل مسیر های مستقیم و غیر مستقیم حاصل از مدل ساختاری تحقیق.. 96

4-4-6)نتایج آزمون فرضیه های تحقیق.. 97

فصل پنجم – بحث و نتیجه گیری

5-1) مقدمه. 99

5-2) نتیجه گیری.. 99

5-2-1) نتایج بررسی توصیفی داده ها 99

5-2-2) نتایج آمار استنباطی.. 100

5-3) پیشنهادات تحقیق.. 101

منابع. 103

چکیده

 تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین اطلاعات بازار و ارزش ویژه برند در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان پرداخته به طوری که رابطه بین متغیر های مزیت اطلاعات ، تصویر برند و آگاهی برند با ارزش ویژه برند مورد بررسی قرار می گیرد. این تحقیق از لحاظ روش و اجرا ،توصیفی از نوع همبستگی و از نظر هدف کاربردی است . جامعه آماری در این تحقیق کلیه مصرف کنندگان محصولات لوازم خانگی در بازار استان گیلان می باشند و از روش نمونه گیری غیر احتمالی          در دسترس استفاده شده است. اطلاعات لازم با بهره گرفتن از پرسشنامه جمع آوری گردیده و با بهره گرفتن از نرم افزار LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد . نتایج تحقیق نشان می دهد بین مزیت اطلاعات و ارزش ویژه برند رابطه مثبتی وجود ندارد اما بین اطلاعات بازار و مزیت اطلاعات و هم چنین بین مزیت اطلاعات با تصویر برند و آگاهی برند و هم چنین بین ارزش ویژه برند با تصویر برند و آگاهی برند رابطه مثبت وجود دارد.

واژگان کلیدی : ارزش ویژه برند ، اطلاعات بازار ، مزیت اطلاعات ، آگاهی برند ، تصویر برند

1-1 ) مقدمه

در سال های اخیر، کسب و کارها با بحران های اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی گوناگونی در بازار رو به رو شده اند و کاهش اطمینان مشتریان[1] به کسب و کارها از نتایج این بحران هاست. یکی از استراتژی های بسیار کاربردی در شرایط بحران ، برندسازی[2] است. برندسازی یک استراتژی برای خلق تمایز در کسب و کارهای خدماتی و تولیدی محسوب می شود و در دنیای امروز کسب وکارها ، نه تنها در پی رقابت [3] برای به دست آوردن بازار محصولات و خدمات هستند، بلکه تلاش بسیاری در جهت ایجاد هم سویی ادراکات ذهنی مشتریان با خودشان (محصول/ برند/ شرکت) انجام می دهند            (حمیدی زاده و همکاران،1391،ص36). یکی از الزامات ایجاد برندی قوی شناخت هر یک از عوامل ایجاد کننده ارزش ویژه برند[4] است. ارزش ویژه برند یکی از ارزش مندترین دارایی هایی است که یک شرکت می تواند داشته باشد. ارزیابی و مدیریت ارزش ویژه برند از حوزه های مهم دانشگاه و صنعت می باشند. محققان دریافته اند درک سازمان از دارایی های خود در بازار ، در ایجاد ارزش برتر برای مشتری نقش مهمی دارد. اطلاعات بازار به عنوان منبع بالقوه ایجاد ارزش افزوده و منبع نیرومندی که می تواند در سیاست گذاری شرکت، مورد استفاده قرار بگیرد دیده شده است                        (Slater & Narver,2000,p 122).

در این تحقیق تلاش شده است تا رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار شناسایی گردد. در این فصل پس از بیان مساله و شرح اهمیت و ضرورت اهداف تحقیق ، به بیان چهارچوب نظری و سوالات و فرضیه ها پرداخته و در خاتمه نیز به تعاریف عملیاتی تحقیق پرداخته می شود.

1-2 ) بیان مساله

برای بقا در محیط اقتصادی چالش برانگیز، شرکت ها باید خود را در نگاه مشتریان فعلی[5] و بالقوه [6]متمایز نشان دهند،در نتیجه باید به دنبال جست و جوی منابعی باشند که به آن ها اجازه ایجاد آگاهی[7] های بیش تر و تصویر[8]معینی برای برندهای شان را بدهد که در نهایت منجر به دست یابی آن ها به ارزش ویژه برند شود(Golicic et al,2012,p 20).  برند یک نام ، لغت ، علامت ، نشانه ، طرح یا نشان تجاری می باشد که برای شناسایی یک محصول یا خدمات یک تولید کننده یا گروهی از تولید کنندگان به کار می رود و برای متمایز کردن آن ها از رقبای شان می باشد                                        (کاتلر و آرمسترانگ،1386،ص376).امروزه برند دیگر تنها یک ابزار کارآمد در دست مدیران نیست بلکه یک الزام استراتژیک است که سازمان ها را در جهت خلق ارزش بیش تر برای مشتریان و هم چنین ایجاد مزیت های رقابتی پایدار کمک می کند(محمودی و هرندی، 1393، ص 113) به عقیده آکر[9] ، ارزش ویژه برند مجموعه ای از دارایی[10] ها و تعهدات[11] مرتبط با برند، نام آن و سمبلش است که از ارزش تولید شده از سوی یک محصول یا خدمت برای شرکت ویا مشتریان شرکت می کاهد یا به آن اضافه می کند ( Atligan et al,2005,p 23).حفظ و توسعه ارزش ویژه برند اغلب فعالیتی چالش برانگیز و دشوار است  بدین منظور لازم است چشم انداز گسترده ای از نگرش های مختلف نسبت به عوامل تاثیرگذار بر ارزش ویژه برند اتخاذ شود تا بتوان به صورت صحیح ارزش ویژه برند را توسعه داد(ایران زاده و همکاران، 1391، ص 156 ). مزیت[12] های فراوان ارزش ویژه برند مانند افزایش احتمال انتخاب مصرف کننده،توسعه موفقیت آمیز برند،آمادگی مشتریان برای پرداخت قیمت های اضافی،کاهش آسیب پذیری شرکت در مقابل رقبا[13] و بحران ها و … می باشد و در مجموع  می توان گفت ارزش ویژه برند منبعی از مزیت رقابتی پایدار[14] را نشان می دهد(Rajh,2005,p 54 ).

ارزش ویژه برند در صنعت لوازم خانگی دارای جایگاه ویژه ای است ولی در ایران از وضعیت چندان مناسبی برخوردار نیست. صنعت لوازم خانگی یکی از صنایع کشور است که طی سال های اخیر با هجوم انواع برندهای معروف که بدون پرداخت سود و عوارض و به صورت قاچاق وارد کشور     شده اند ، رو به رو بوده است. واردات قاچاق انواع و اقسام لوازم خانگی در شرایطی که شرکت های تولید کننده ایرانی تمام تلاش خود را برای ارتقای کیفیت محصولات و رضایت مصرف کننده داخلی به کار بسته اند ، در کنار مشکلات و موانع کلی صنایع از جمله قوانین ناکارآمد صنعتی ،تجاری ، بانکی و تامین اجتماعی شرایط دشواری را در بازار ناسالم رقابتی داخل به تولیدکنندگان ایرانی تحمیل کرده است. نداشتن برند مناسب در صنعت لوازم خانگی یک مشکل دیرینه است. بنگاه ها و محصولات ایرانی در اغلب بازارهای صادراتی فاقد برند هستند. زیان ناشی از عدم ساخت برند در بازارهای بین المللی موجب می شود تا در صورت بروز مشکل کیفی کالای ایرانی در بازار خارجی،این مساله به کل کالاهای ایرانی نسبت یابد(چیرانی و فرد صبوری،1390،ص ص45-44(. یکی از منابعی که می تواند منجر به دست یابی شرکت ها  به ارزش ویژه برند شود، اطلاعات بازار[15] است.در حالی که اطلاعات به طور عمومی به عنوان یک منبع قدرت مند  در ایجاد مزیت رقابتی تعریف می شود،اطلاعات مشخص و جزئی تر در یک بازار به عنوان منابع بادوام[16] مزیت رقابتی پیشنهاد می شود.اطلاعات پیرامون بازارها مثل مشتریان،عرضه کنندگان[17] ،رقبا،دولت،اقتصاد و فرایندهای اجتماعی[18]  در افزایش محیط رقابت موثر هستند.یافتن اطلاعات در مورد بازار به تنهایی کافی نیست بلکه باید منابع اطلاعاتی توانایی کسب مزیت نسبی [19] را در برابر رقبا برای شرکت ها فراهم آورد. مزیت نسبی وقتی وجود دارد که منابع  اطلاعاتی برتری در مقایسه با آنچه رقبا دارند، وجود داشته باشد      

Golicic et al,2012,p 22) ).

 با توجه به مطالب فوق الذکر در این تحقیق جهت تبیین رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار از متغیرهای مزیت اطلاعات، تصویر برند، آگاهی برند، اطلاعات بازار و ارزش ویژه برند در غالب یک مدل علّی استفاده شده است.

1-3 ) سوال تحقیق

سوال اصلی تحقیق این است آیا بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان رابطه مثبت وجود دارد ؟

1-4 ) اهمیت موضوع

صنعت لوازم خانگی از چند جهت در نظام اقتصادی کشور دارای اهمیت است . از سویی ، نیاز روز افزون کشور به محصولات این صنعت که رابطه ای مستقیم با افزایش سطح زندگی جامعه و رفاه اجتماعی دارد و از سویی دیگر ، تعداد بسیار زیاد کارکنان آن در کلیه سطوح با احتساب کارخانجات پایین دستی تولید کننده قطعات ، تجهیزات و مواد اولیه مورد مصرف این صنعت ، بخش بزرگی از ارزش افزوده ایجاد شده توسط صنعت را در کشور تشکیل می دهد . بسیاری معتقدند که گستردگی لوازم خانگی و تاثیر آن بر بخش های مختلف زندگی اقتصادی و اجتماعی ، اهمیت آن را در مقایسه با سایر صنایع پس از خودرو سازی در مرتبه  دوم قرار می دهد . ولی علی رغم سابقه طولانی و حجم قابل توجه فعالیت های این صنعت در کشور تاکنون برنامه ریزی منسجمی برای رشد و توسعه آن صورت نگرفته است . صنعت لوازم خانگی با وجود برخورداری از حجم عظیم سرمایه گذاری انجام شده در آن ، اشتغال تعداد بسیاری از متخصصین ، کارمندان و کارگران در بخش های مختلف این صنعت در مقایسه با سایر کشورها خصوصا کشورهای صنعتی از پویایی لازم در زمینه طراحی و تولید محصولات جدید و قابل رقابت در سطح جهانی برخوردار نبوده است.صنایع خانگی از نظر تنوع محصول و اهمیتی که در رفع نیاز های جامعه دارد در صنایع کشور کم نظیر است (پورعلی ،1390،ص 87) . امروزه در بازار جهانی برندهای قوی حرف اول را می زنند. برای شرکت ها علائم تجاری همانند یک تصویر یا یک شناسنامه عمل می کنند.چگونه مشتریان برندها را دریافت می کنند و چه چیزهایی آن ها را به پرداخت قیمت اضافی (پاداش) بر می انگیزاند این امر ، موضوع مهم در تحقیق پیرامون ارزش ویژه برند است (Anselmsson et al,2007,p 441).ارزش ویژه برند ، اشاره به ارزش فوق العاده و ذاتی یک برند دارد. ارزش ویژه برند زمانی ایجاد می گردد که مشتریان تمایل دارند برای سطح یکسانی از کیفیت برند[20] به واسطه جالب بودن نام آن برند و تعلق شدید به آن پول بیشتری پرداخت نمایند (حمیدی زاده و همکاران،1391، ص ص 39-38 ). اخیرا دانشگاه بازاریابی به مفهوم سازی و بهره برداری از اطلاعات بازار ، در تلاش برای تعیین سوابق و نتایج استفاده از اطلاعات توجه زیادی نشان داده است. در اختیار داشتن اطلاعات ، دیگر به عنوان تنها شرط لازم برای تصمیم سازی در نظر گرفته نمی شود. در واقع ، اطلاعات مشابه برای رقابت شرکت ها در زمان یکسان وجود دارد. مزیت رقابتی باید در این که با اطلاعات چه می شود ، افزایش یابد بدین معنی که چگونه از آن استفاده شود یا به کار گرفته شود ، به جای این که چه کسی آن را در اختیار دارد و چه کسی ندارد در واقع محض تملک اطلاعات ، استفاده نهایی اطلاعات را تضمین نمی کند از این رو در سازمان ها تفاوت بین مالکیت اطلاعات و استفاده از از اطلاعات وجود دارد Diamantopoulos et al,2003,p 18 )) .     ارزش ویژه برند می تواند به درآمد بیش تر، هزینه های پایین تر و سود بالاتر منجر شود و اثرات مستقیمی بر توانایی سازمان در اتخاذ تصمیمات مناسب در مورد افزایش قیمت محصولات، اثربخشی ارتباطات بازاریابی و موفقیت در توسعه تجاری داشته باشد. سازمان ها و شرکت ها برای داشتن برندی قوی باید پیوسته خواسته ها و نیازهای جدید را شناسایی کنند و نسبت به آنان واکنش مناسب نشان دهند تا از این طریق بتوانند رضایت بیش تر مشتریان را به دست آورند و به بقای خود ادامه دهند. در این میان استفاده از اطلاعات بازار که شامل اطلاعات مشتریان، رقبا و عرضه کنندگان است می تواند راهکار مناسبی برای آن ها باشد. اگر اطلاعات شرکت ها از بازار مربوطه معتبر، به روز و جامع باشد باعث آگاهی سریع تر آن ها از نیازها و خوسته های جدید و تغییر و تحولات بازار ،ایجاد مزیت رقابتی و دست یابی به ارزش ویژه برند خواهد شد. با توجه به این که  یکی از مشکلات صنعت لوازم خانگی در ایران نداشتن برند مناسب می باشد، تولید کنندگان این صنعت می توانند از نتایج این تحقیق بهره مند گردند.

1-5 ) اهداف تحقیق

هدف اصلی این تحقیق ، بررسی رابطه ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان است. در این راستا اهداف علمی و کاربردی زیر قابل دست یابی می باشد.

  • اهداف علمی

  اهداف علمی این تحقیق عبارتند از :

1 – توصیف متغیرهای اطلاعات بازار ، مزیت اطلاعات ، تصویر برند ، آگاهی برند و همچنین ارزش ویژه برند در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان

2 – بررسی ارتباط متغیرها با یکدیگر در قالب مدل ارائه شده تحقیق که شامل ارتباطات مستقیم اطلاعات بازار با مزیت اطلاعات و مزیت اطلاعات ، تصویر برند و آگاهی برند با ارزش ویژه برند و ارتباط غیر مستقیم اطلاعات بازار از طریق مزیت اطلاعات با ارزش ویژه برند.

3 – آزمون فرضیه های تحقیق از طریق مدل معادلات ساختاری.

  • هدف کاربردی

هدف کاربردی این تحقیق عبارت است از :

هدف کاربردی این تحقیق استفاده از اطلاعات بازار در جهت افزایش ارزش ویژه برند در قالب یک مدل علّی در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان است.

1-6 ) چهارچوب نظری تحقیق

در سبز فایل که دوران ادغام و تحصیل شرکت هاست ، ارزش برند یک عامل کلیدی و تعیین کننده در ارزش شرکت و ارزش بازار سهام می باشد و این به سبب قدرتی است که یک برند در کسب مشتری جدید و حفظ مشتریان موجود دارد. اگر برند دارای ارزش ویژه بالایی باشد، شرکت می تواند در سایه وجود آن هزینه بازاریابی را کاهش دهد زیرا مشتریان نسبت به آن آگاه[21] و وفادار[22] هستند ، هنگام مذاکره و چانه زدن با توزیع کنندگان و خرده فروشان شرکت از موضع[23] قوی تری برخوردار است وبه شرکت اجازه می دهد قیمت ها را بالاتر تعیین کند زیرا از نظر خریداران ، محصولی با این نام و نشان دارای کیفیت[24] بیشتری است ( Yoo & Donthu,2001,p 5 ).امروزه این واقعیت وجود دارد که مزیت رقابتی[25] در کسب و کار زمانی افزایش می یابد که اطلاعات به صورت داخلی مدیریت شود. پردازش اطلاعات به عنوان عامل کلیدی در سازمان ها است Diamantopoulos et al,2003,p 17 )). در دسترس بودن[26] اطلاعات بازار می تواند تصمیمات درستی در زمینه توانایی توسعه مطلوب را فراهم سازدet al,2012, p 22 ) ( Golicic.

در تحقیق حاضر با استناد به مدل گلیسس و همکاران [27] به بررسی رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان پرداخته می شود. گلیسس و همکاران در سال 2012، در تحقیقی با عنوان بررسی اطلاعات بازار و ارزش ویژه برند از دیدگاه حرفه ای ها به این نتیجه دست یافتند که رابطه مستقیمی بین مزیت اطلاعات و ارزش ویژه برند وجود ندارد و مزیت اطلاعات به عنوان یک میانجی بین منابع اطلاعاتی بازار و ابعاد آگاهی و تصویر برند عمل می کند. هم چنین مزیت اطلاعاتی از طریق آگاهی برند تاثیر گسترده تری بر ارزش ویژه برند دارد.

متغیرهای این تحقیق با توجه به موضوع تحقیق و سوالات مطرح شده در آن عبارتند از :

الف ) متغیر مستقل ( متغیری که به گونه ای مثبت یا منفی برمتغیر وابسته تاثیر می گذارد ) متغیر مستقل در این تحقیق، اطلاعات بازار می باشد.

ب ) متغیر وابسته ( همان متغیر اصلی است که به منزله یک مطلب قابل تحقیق جلوه می کند ) متغیر وابسته در این تحقیق،  ارزش ویژه برند می باشد.

تعداد صفحه :149

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه تاثیر مولفه های برند سازی درایجاد اعتماد به برند

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت 

دانشگاه پیام نور 

دانشکده تهران غرب

پایان نامه

برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد

رشته  مدیریت بازرگانی

گروه بین الملل

عنوان پایان نامه :

تاثیر مولفه های برند سازی درایجاد اعتماد به برند (مطالعه موردی: صنعت پوشاک)

تیر 94

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

در حال حاضر فعالیت در زمینه پوشاک درایران با چالشهای فراوانی روبرو است واین خود روند حرکت به سوی برند سازی وبرندینگ شدن پوشاک را بسیار کند وزمان بر نموده است. امروزه صنعت پوشاک نیازمند نگاه اقتصادی است با مدیریت صحیح و زیر ساختی میتوان این صنعت را به  یکی از قطبهای اقتصادی در کشور تبدیل کرد. فعالیت در زمینه پوشاک همیشه سود آور واز جهت اقتصادی توجیه پذیر بوده ولی امروزه برای پیشرفت ورسیدن به نقطه اوج که همانا  صادرات و رقابت با کالای خارجی ودر نهایت خود کفایی است ، نیازمند ساختار زیر بنایی وبرند سازی در این زمینه می باشیم. بخش پوشاک برای رسیدن به یک استاندارد جهانی نیازمند به بهینه سازی وتحول از درون چه در بخش مدیریت کلان چه دربخش مدیریت درون سازمانی تولید پوشاک می باشد . ترویج این مهم تنها از طریق ارتقاء آگاهی از ارزشها ، مشکلات وهمچنین کسب دانش امکان پذیر است . با توجه به فضای رقابتی کنونی، یکی از ضرورت های بقا در هر صنعتی حفظ و گسترش وفاداری مشتریان می باشد. امروزه وفاداری مشتریان کلید موفقیت هر کسب و کار محسوب می شود. با افزایش وفاداری مشتریان سهم بازار و میزان سوددهی بنگاه اقتصادی افزایش می یابد. با پیشرفت فناوری و رقابتی تر شدن شرایط بازار در بخش های مختلف تولیدی و خدماتی، مشتری وفادار به عنوان سرمایه اصلی هر شرکتی محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرمولفه های برندسازی بر ایجاد وفاداری  و اعتماد به برند در میان مشتریان می باشد. مطالعه موردی این پژوهش صنایع پوشاک و جامعه آماری پژوهش ازمیان مشتریان  برندهای پوشاک  مورد بررسی در شهر تهران می باشد. به دلیل اینکه جامعه آماری از نوع نامحدود می باشد به همین دلیل برای تعیین حجم نمونه حداکثر خطای برآورد نسبت را 05/0 = e و با اطمینان 95% درنظرگرفتیم که با بهره گرفتن از فرمول به تعداد 384 نفر رسیدیم. به منظور گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. همچنین در روش کتابخانه ای از ابزار فیش برداری و در روش میدانی ار ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد.در نهایت تعداد 333 پرسشنامه سالم جمع آوری شد و با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون های همبستگی و آنالیز رگرسیون نشان میدهد که بین مولفه های برندسازی و ایجاد اعتماد و وفاداری به برند رابطه معنی داری وجود دارد.

کلمات کلیدی: برندسازی، اعتماد به برند، وفاداری به برند، رضایت مشتریان، صنایع پوشاک

فهرست عناوین                                                                                                    

فصل اول. 9

1-کلیات.. 9

1-1-مقدمه. 9

1-2-بیان مساله. 10

1-3-ضرورت و اهیمت تحقیق. 11

1-4-اهداف پژوهش… 13

1-4-1-هدف اصلی از انجام این پژوهش… 13

1-4-2- اهداف فرعی.. 13

1-5-فرضیات پژوهش… 13

1-5-1-فرضیه های  اصلی.. 13

1-5-2- فرضیات فرعی.. 13

1-6-سوالات پژوهش… 14

1-6-1-سوال اصلی.. 14

1-6-2-سوالات فرعی.. 14

1-7-قلمرو تحقیق. 14

1-8-استفاده کنندگان تحقیق. 15

1-9-روش  و ابزار گردآوری اطلاعات.. 15

1-10-جامعه آماری و حجم نمونه. 15

1-11-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 16

1-12-محدودیت های تحقیق. 16

1-13-تعاریف مفهومی واژگان. 16

فصل دوم. 22

2- ادبیات و پیشینه تحقیق. 22

2-1- مقدمه. 22

2-2- مبانی نظری.. 23

2-2-1- مفهوم رفتار مصرف کننده 23

2-2-2- الگوی رفتار مصرف کننده 24

2-2-3- کلیدهای هفت گانه رفتار مصرف کننده 26

2-2-4- حوزه های رفتار مصرف کننده 30

2-2-5- تصمیم خرید. 31

2-2-6- مفهوم برند. 32

2-2-7- شناسایی چارچوب برند. 33

2-2-8- بازار جهانی و مراحل مختلف توسعه اقتصادی.. 34

2-2-9- تغییر دادن نگرش به برند. 37

2-2-10- برندسازی.. 39

2-2-11- برندسازی و چالش های آن. 40

2-2-12- اعتماد به برند. 43

2-2-13- اعتماد و رضایت مشتری.. 43

2-2-14- برندسازی و اعتماد. 44

2-2-15- وفاداری به برند. 45

2-2-16- وفاداری و برندسازی.. 46

2-3- مدل مفهومی تحقیق. 47

2-4- پیشینه پژوهش… 49

2-4-1- مطالعات داخلی.. 49

2-4-2- مطالعات خارجی.. 56

2-5-صنعت پوشاک……………..55

فصل سوم. 67

3-روشناسی.. 67

3-1- مقدمه. 67

3-2- روش انجام پژوهش… 67

3-3- ابزار های گردآوری اطلاعات.. 68

3-4- قلمرو پژوهش… 69

3-5- روش نمونه گیری و حجم نمونه. 69

3-5-1- نمونه آماری.. 70

3-5-2- روش تعیین حجم نمونه. 70

3-6-ابزار اندازه گیری.. 70

3-6-1- روایایی و پایایی پرسش نامه. 71

3-7- تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 75

فصل چهارم. 76

4- تجزیه و تحلیل داده ها 77

4-1- آمار توصیفی.. 77

4-1-1- ویژگی های توصیفی پاسخگویان. 77

4-2-2-توصیف متغیرها 80

مقیاس برندسازی.. 80

مقیاس اعتماد به برند. 81

مقیاس وفاداری به برند. 82

مقیاس ارتباطات برند. 83

مقیاس کیفیت خدمات.. 84

4-2-2. تحلیل های آمار استنباطی.. 85

آزمون فرضیه ها 85

فصل پنجم. 107

5- نتیجه گیری و پیشنهادات.. 108

5-1- مقدمه. 108

5-2- مرور فرضیات.. 108

5-3- تحلیل نتایج.. 110

5-4- پیشنهادات.. 113

5-4-1- پیشنهادات منتج از آمار. 113

5-4-2- پیشنهادات برای تحقیقات آتی.. 114

5-5-محدودیتهای تحقیق. 115

منابع. 117

پیوست  ………………………………………………………………………………………….125

فصل اول

1-کلیات

1-1-مقدمه

در سال های اخیر صنعت پوشاک با رقابت فزاینده ای روبرو شده است؛ با توجه به ظهور برندهای مختلف و متفاوت و افزایش شدت رقابت میان آن ها،تلاش برای یافتن راهکارهایی برای خلق رابطه بلندمدت با مشتری و شناسایی و تقویت فعالیت هایی مهم و ارزش زا از نظر مشتری افزایش یافته است. از طرفی این رقابت موجب برجسته تر شدن اهمیت جذب و حفظ مشتریان موجود شده است. ایجاد وجهه مناسب برای یک برند به عنوان ابزاری راهبردی جهت ایجاد وفاداری در مشتریان تلقی می شود. بنابراین خط مشی و برنامه ریزی بازاریابی به تحقق اهدافی مانند سهم بازار، رضایت مشتری و… اشاره میکند. علی رغم اهمیت این اهداف متاسفانه کارکنان و مدیران از اهداف و برنامه و اهمیت آن ها به درستی مطلع نیستند و یا اینکه فاقد انگیزه کافی برای اجرای آن اهداف هستند. اهمیت برند سازی در پژوهش های علمی بسیاری مورد تاکید بوده است.

در واقع برند تجاری نام کشورها را به موازات شرکت صاحب آن ارتقا می دهد. در دنیای امروز، تولید کنندگان از راهبردهای تولید محور و قیمت محور به سوی راهبردهای برند محور روی آورده اند. از جمله، مزایای برند برای شرکت ها می توان به مواردی چون افزایش وفاداری مشتری، افزایش سودآوری، جلوگیری از ورود رقبای جدید، کاهش آسیب پذیری در مقابل رقبا و کاهش هزینه های تبلیغات کرد. لذا ساماندهی این فصل بدین صورت می باشد ابتدا مساله مورد نظر تشریح می گردد و در ادامه اهمیت و ضرورت، اهداف پژوهش و فرضیات بیان می گردد و در نهایت برای درک بهتر؛ مفاهیم و اصطلاحات تخصصی تعریف می گردد. 

1-2-بیان مساله

در اواخر قرن نوزدهم نحوه بکارگیری روش ها و مدیریت برند سازی، متداول و فراگیر شد. اما عملاً در دهه های پنجاه و شصت میلادی تولید کنندگان را وادار کرد که برای تفکیک کالاهایشان از کالای رقبا، متوسل به برند و صرف هزینه های سنگین برای برند سازی در دنیای کسب و کار شوند(یاسین و همکاران[1]، 2007).

بنابراین در دنیای امروز برخورداری برند قوی، از الویت های بسیاری از سازمان ها و شرکت هاست. از همین رو محققان در این حوزه ان را از جنبه های مختلف بررسی می کنند. همچنین برند سازی را می توان از دو جنبه ی متفاوت داخلی و خارجی مورد توجه قرار داد. برندسازی خارجی مشتریان را هدف قرار داده و از شیوه هایی برای این کار استفاده می کنند که به صورت مستقیم به مشتری مرتبط است، که در این پژوهش از این جنبه به ان پرداخته خواهد شد. اما برندسازی داخلی به  ارتقای برند در درون سازمان، یعنی همان کارکنان  گفته می شود(گلیارانی، 1391).

اما برای داشتن برند قوی در نزد مشتری و با افزودن عاملی که خریدار را به انتخاب کالا کمک می کند، ترجیح یا رجحان حاصل خواهد شد. رجحان مزیتی است که می توان در مقایسه یک کالا با کالاهای مشابه در ذهن خریدار ایجاد کرد. رجحان که نتیجه تفکر خریدار در مقابل انتظارات از برند است، به تولید کننده اجازه می دهد که کالاهایش را در شرایط یکسان و غالبا با قیمت برتر و در نتیجه سود بیشتر و کسب سهم  بیشتری از بازار فروش عرضه کند. از همین رو برند را می توان این چنین تعریف کرد : برند عبارت است از مجموعه اگاهی و مزایای اصلی و عمومی کالا یا خدمت همراه با مزیت اضافی که در ذهن خریدار شکل می گیرد و موجب رشد اعتماد و استمرار عمل وی نسبت به کالا می شود(ایگر و همکاران[2]، 2013).

از مهمترین مسائلی که امروزه مدیران برند با آن مواجه اند، چگونگی فراهم آوردن و گسترش درک بهتری از رابطه بین عواملی مثل اعتماد به نام تجاری و عملکرد می باشد.  به ویژه که در ادبیات مدیریت بازاریابی عوامل بسیاری مطرح شده که بر عملکرد برند اثرگذار است. مفهوم بازاریابی دلالت بر این عقیده دارد که صنعت، فرایند رضایت مشتری است نه فرایند تولید کالا. یک صنعت با مشتری و نیازهایش شروع می شود نه بوسیله حق امتیاز، مواد خام و یا مهارت فروش. فقط هنگامی یک سازمان می تواند به بقای خود ادامه دهد که بتواند نیازها و خواسته های مشتری را با درکی صحیح و جامع از طرف مقابلش(مشتری) برآورده کند (به نقل از منوریان و همکاران، 1392). با توجه به اینکه کیفیت پوشاک در ایران کمتر از سایر کشورها نیست، اما به دلیل اینکه در ایجاد برند و طراحی مد در صنعت پوشاک ضعیف عمل شده و شناخت مشتری از کالا در وضعیت مطلوبی قرار ندارد لذا مشتری، نامرغوب بودن و قیمت بالاتر  را به لحاظ برند بودن کالای خارجی بیشتر می پذیرد و این  امر ناشی از عدم شناخت و دانش کافی است. امروزه با طرح جهانی شدن که گریز ناپذیر است، آنچه که در مقابل این مقوله بیشتردر حال گسترش است، تلاش مضاعف افراد جامعه برای شناخت و کسب هویتی متمایز وبومی متناسب با ارزشهای جامعه خویش می باشد ودر مرحله دوم ارائه سمبلیک یا کلاسیک آن به طروق مختلف برای شناساندن آن به جوامع دیگرمی باشد . آری تولید پوشاک متناسب با سلایق وحمایت از تولید داخلی وملی می تواند راهبردی برای حفظ و اشاعه پوشاک ایرانی وهویت بخشی به آن باشد . واین هویت بخشی باید به شکلی زیر ساختی وبرند سازی وبر پایه کیفیت ،مشتری مداری و بهرگیری ازالگوهای مناسب جهانی و نیروهای متخصص تحصیل کرده در این زمینه  باشد .تا راه را برای رسیدن به خود کفایی ،تولید ملی وبرند ایرانی ودر نهایت صادرات هموار سازد.  لذا لازم دانستیم در این پژوهش به تاثیرمولفه های برندسازی در ایجاد اعتماد به برند و وفاداری به آن در صنعت پوشاک بپردازیم.در این راستا ما دو مولفه ارتباطات برند و کیفیت خدمات را مورد بررسی قرار دادیم و تاثیر آنها را بر اعتماد و وفاداری بررسی کردیم.

1-3-ضرورت و اهمیت تحقیق

امروزه در اقتصاد مبتنی بر توجه زندگی می کنیم. گزینه های زیادی برای انتخاب وجود دارد و ابهامات زیاد است. این در حالی است که مشتریان نمی توانند وقت بسیاری را برای مقایسه گزینه ها صرف کنند. اگر هم این زمان را دارا باشند، قادر نیستند که با اطمینان کامل محصول یا خدمت مناسب و درست را تشخیص دهند. بنابراین، این برند است که یقین و اطمینان را انتقال می دهد. دست یابی به مزیت رقابتی در دنیای امروز، تنها با تکیه بر ویژگی های کارکردی محصولات و خدمات حاصل نمی شود، بلکه در عصر حاضربرند، مهم ترین عامل متمایز کننده یک شرکت تجاری از رقبا است .بنابراین می توان برند را به عنوان یکی از با ارزش ترین دارایی های هر شرکت برشمرد. هرچه ارزش برند در ذهن مشتریان بیشتر باشد، شرکت می تواند در سایه آن منافع بیشتری را از مشتریان کسب کند .برند و اعتبار شرکت می تواند تاثیر زیادی بر روی فرآیند خرید داشته باشد.شرکتها برروی برند باید بیش تر از خود محصول تمرکز داشته باشند. برندها در بسیاری از بازارهای خدماتی و همچنین در کسب وکارهایی که به تکنولوژی تولید محصولات نیاز دارند نقش اصلی را بازی می کنند؛ چراکه امروزه ما با برندها زندگی می کنیم، ذهنیت مابر اساس برند شکل می گیرد، بر اساس برند انتخاب می کنیم و در نهایت قضاوت ما نیز بر اساس برند است. تعداد قابل توجهی از مشتریان حتی در صورتیکه خدمات جانشین دیگری با قیمت های پایین تر در بازار عرضه شود، متقاضی همین برند خواهند بود و خدمات جانشین را نخواهدپذیرفت. بنابراین امروزه مدیران در پی این هستند تا یک برند مطلوب، بی نظیر و قوی در ذهن مشتریان ایجاد کنند. لذا اعتماد به برند و وفاداری نسبت به آن جهت به دست آوردن مزیت رقابتی برای سازمان ها امری ضروری به نظر می رسد.صنعت پوشاک یکی از بزرگترین و با اهمیت‌ترین صنایع جهان است و با گردش مالی فوق‌العاده و قدرت اشتغال‌ زایی بیهمتای خود مورد توجه بسیاری کشور‌ ها و اقتصاد‌های بزرگ دنیا می باشد. ایجاد و توسعه برندهای قوی، علاوه بر ایجاد ارزش افزوده فراوان و ماندگاری نام محصولات در اذهان عمومی، مزایای دیگری من جمله در دست گرفتن بازارهای منطقه ای و جهانی را نیز به دنبال خواهد داشت. در واقع برای رسیدن به یک برند، یکسری زیر ساخت ها و شرایط اعم از قوانین و مقررات تا مسایل فرهنگی مورد نیاز است که باید تک تک و مرحله به مرحله بررسی و برای هر کدام ارائه راهکار شود. از طرف دیگر در این صنعت، قیمت تنها یکی از عوامل تاثیرگذار است و فاکتورهایی مثل تنوع، سرعت، برند و فیزیک، شخصیت و… نیز اهمیت زیادی دارند. همچنین موفقیت در این صنعت مستلزم داشتن نوآوری مداوم می‌باشد، چون کلکسیون‌های مد اغلب تنها به مدت یک فصل تازگی دارند. در برخی موارد، حتی این دوره تنها برای یک ماه دوام دارد و با پیشرفت نوآوری در تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات این مدت مدام کوتاه‌تر می‌شود. تمام این موارد باعث شده که این صنعت در سرتاسر جهان به شکل شبکه‌ای بزرگ در آید که فعالیت‌های آن توسط تعداد کمی ‌بازیگر اصلی هماهنگ می‌شود. لذا استراتژی های مدیریت برند می تواند در راستای سیاست گذاری این صنعت کمک شایانی نماید.

تعداد صفحه :130

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه شناسایی عوامل تأثیرگذار بر نظام بازاریابی برند بانکی (مطالعه موردی بانک های ملت شهر کرمانشاه)

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته حسابداری

دانشگاه آزاد اسلامی واحدکرمانشاه

گروه مدیریت

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی مالی

 

 

عنوان:

شناسایی عوامل تأثیرگذار بر نظام بازاریابی برند بانکی

(مطالعه موردی بانک های ملت شهر کرمانشاه)

 

بهار 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده. 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1مقدمه. 3

1-2 بیان مسأله. 4

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش. 6

1-4 اهداف پژوهش. 7

1-4-1 هدف اصلی. 7

1-4-2اهداف ویژه. 7

1-5فرضیه های پژوهش. 7

1-6تعاریف متغیرهای پژوهش. 8

1-6-1تعاریف مفهومی. 8

1-6-2تعاریف عملیاتی. 9

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1 نظام بازاریابی. 11

2-2 عوامل فعالیت های بازاریابی. 12

1.مفهوم تولید. 12

2.مفهوم کالا. 12

3.مفهوم فروش. 12

2-2 برند. 13

2-2-1 تعاریف برند. 13

2-2-2 برندسازی. 14

2-2-3 مدیریت برند. 15

2-2-4 ارزش مارک گذاری محصولات. 16

2-2-5 استراتژی های نام گذاری. 16

2-2-6 نام تجاری مناسب. 18

2-2-7  تصویر برند. 19

2-2-8 توسعه برند. 20

2-2-9 تفاوت میان نام تجاری و علامت تجاری. 21

2-2-10 ارزش نام و نشان تجاری. 21

2-2-11 نحوه عمل کردن استراتژی نام و نشان تجاری (برند)   23

2-2-11-1 گسترش دامنه محصول. 23

2-2-11-2 گسترش دادن دامنه نام و نشان تجاری. 24

2-2-11-3 نام و نشان چند گانه تجاری. 24

2-2-11-4 نام ها و نشان‏های تجاری جدید. 25

2-2-12 سنجش اندازه‏ های نام تجاری. 26

2-2-13 تمرکز فکری و نام تجاری. 26

2-2-14 اندازه‏ های متمرکز بر نام تجاری. 28

2-2-15 ساختن نام تجاری. 29

2-2-16 قدرت نام ‏های تجاری تخصصی. 29

2-2-17 تبدیل نام های تجاری به نمادها. 30

2-2-18 توسعه از طریق نام های تجاری‏ متعدد. 31

2-2-19 وفاداری به مارک. 32

2-2-20 شناسایی مصرف کنندگان وفادار به مارک. 34

2-2-21 مدیریت نام تجاری. 35

2-2-22 تدوین راهبرد نام تجاری. 36

2-2-23 ابعاد نام تجاری. 38

2-2-24 ماتریس استراتژی های نام تجاری. 39

2-2-25 وفاداری برند. 43

2-2-26 بررسی وفاداری. 44

2-2-27 رابطه بین رضایت مشتری و وفاداری به برند. 47

2-2-28 رابطه بین نگرش و رفتار با وفاداری به برند   47

2-2-29 مسیر مستقیم از رضایت برند به اعتماد بر برند   47

2-2-30 طبقه بندی وفاداری بر اساس دو متغیر نگرش و رفتار   48

2-2-31 شخصیت برند. 48

2-2-32 تقابل برندسازی و مدیریت برند. 48

2-2-33 سهم برند در بازار رقابتی. 49

2-2-34 سهم برند و رابطه مشتری. 50

2-2-35تحقیقات سهم برند شامل دو عنصر است. 50

2-2-36 تبلیغات محرک برند. 50

2-2-37 ویژگی های فردی در برندسازی. 51

2-2-38 تأثیر رسانه های جمعی بر پیشرفت روابط برند   51

2-3 پژوهش های انجام گرفته. 52

2-3-1 پژوهش های داخل کشور. 52

2-3-2 پژوهش های خارج کشور. 54

2-4 مدل مفهومی پژوهش. 57

فصل سوم: روش پژوهش

3-1 مقدمه. 59

3-2- نوع روش پژوهش. 59

3-3- جامعه آماری. 60

3-4- حجم نمونه و شیوه نمونه‌گیری. 60

3-5- روش جمع‌آوری داده‌ها. 61

3-6- ابزار جمع‌آوری داده‌ها. 61

3-7- روایی و پایایی ابزار پژوهش. 62

3-8- شیوه تحلیل داده‌ها. 63

فصل چهارم: یافته های پژوهش

4-1 مقدمه. 66

4-2 شاخص های توصیفی متغیرهای اصلی پژوهش. 66

4-3 داده های استنباطی. 74

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1 مقدمه. 84

5-2 بحث و نتیجه گیری. 84

5-3 پیشنهادهای پژوهش (پیشنهاد برای محققان آینده)   90

5-4 محدودیت های پژوهش. 91

5-4-1  محدودیت های در اختیار پژوهشگر. 91

5-4-2 محدودیت های خارج از اختیار پژوهشگر. 91

منابع فارسی. 92

منابع انگلیسی. 95

ضمائم. 98

Abstract 107

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

جدول 1. توزیع فراوانی جنسیت آزمودنی ها. 66

جدول 2. توزیع فراوانی وضعیت تأهل آزمودنی ها. 67

جدول 3. توزیع فراوانی تحصیلات آزمودنی ها. 68

جدول 4. توزیع فراوانی سن آزمودنی ها. 69

جدول 5. توزیع فراوانی سن به تفکیک تحصیلات. 70

جدول 6. شاخص های توصیفی متغیرهای اصلی. 71

جدول 7. مقایسه میانگین درگیری محصول به دست آمده از پاسخگویان با مقدار متوسط آن. 74

جدول 8.  مقایسه میانگین ریسک گریزی به دست آمده از پاسخگویان با مقدار متوسط آن. 75

جدول 9.  مقایسه میانگین اعتماد به نام تجاری به دست آمده از پاسخگویان با مقدار متوسط آن. 76

جدول 10.  مقایسه میانگین وفاداری به نام تجاری به دست آمده از پاسخگویان با مقدار متوسط آن. 77

جدول 11. نام و نماد متغیرهای مدل ساختاری. 78

جدول 12. شاخص های برازش مدل رگرسیونی مبتنی بر فرضیات پژوهش………………………………………..78

جدول 13. شاخص های برازش مدل ساختاری ثانویه مبتنی بر فرضیات پژوهش   81

 

 

 

 

 

 

فهرست اشکال

شکل 1. مقایسه میانگین متغیرهای اصلی پژوهش به تفکیک جنسیت   72

شکل 2. مقایسه میانگین متغیرهای اصلی پژوهش به تفکیک وضعیت تأهل   73

شکل 3. مدل ساختاری اولیه مبتنی بر فرضیات پژوهش 78

شکل 4. مدل ساختاری ثانویه تحلیل شده با برآورد استاندارد 81

 

 

چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی عوامل تأثیرگذار بر نظام بازاریابی برند بانکی در بانک های ملت شهر کرمانشاه بود. به این منظور از میان کلیه کارکنان بانک ملت شهر کرمانشاه که تعداد آنها 250 نفر بود، با مراجعه به فرمول کوکران، تعداد 151 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه شناسایی نظام بازاریابی برند بانکی کلسی و اولسون(2010) استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss  و Amos استفاده گردید. نتایج نشان داد که درگیری محصول بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر مثبت و معنادار دارد و نیز ریسک گریزی بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین اعتماد به نام تجاری بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر مثبت و معنادار دارد. و در نهایت نتایج نشان داد که وفاداری به نام تجاری بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر مثبت و معنادار دارد.

کلید واژه ها: ریسک گریزی، اعتماد، وفاداری، درگیری محصول، نظام بازاریابی برند بانکی، نام تجاری، بانک ملت

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 کلیات پژوهش

 

 

 

 

1-1مقدمه

مشكلاتی كه امروزه مدیران بازاریابی[1] را به خود مشغول كرده، عبارت است از آنکه تلاش آنها برای خلق و نگهداری برند، فاقد برنامه‌ریزی های لازم بوده است و به دلیل عدم شناخت ویژگی های نام تجاری (برند) و عدم شناخت روش های صحیح مدیریت نام تجاری، نمی‌توانند به صورت اثربخشی، محصول را با نام تجاری[2] پیوند بزنند. اغلب مدیران بازاریابی و یا مدیران برند، مفاهیم بازاریابی را از قبیل شناخت نیازهای مشتری، موضع‌یابی، فعالیتهای ترفیعی و تبلیغی به‌خوبی می‌دانند و تجربه فراوانی در اجرای آنها دارند، اما در مجموع آنچه آنها را در بازاریابی محصولات و خدمات دچار مشکل می‌کند، آن است که نمی‌توانند مفاهیم بازاریابی را در راه ارتقاء ارزش نام تجاری به کار گیرند(آکر[3]، 2013، 25).

 اینها همه از آن جا ناشی می‌شود كه آنها شناخت درستی از نام تجاری به عنوان یکی از مهمترین دارایی های نامشهود شرکت ندارند و برداشت آنها از دارایی صرفاً شامل چیزهایی است که درنظر می‌آید وقابل لمس است. همان‌گونه که علم مدیریت سازمان می‌تواند مدیران مؤسسات تولیدی را با بهره گرفتن از ابزارهای مدیریتی نظیر هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، هماهنگی، بسیج منابع و امکانات وکنترل یاری دهد، تا به اهداف سازمان دست یابد، علم مدیریت برند نیز مدیران را قادر می‌سازد تا برنامه‌ریزی صحیحی در راستای دستیابی به اهداف نام تجاری داشته باشند، به‌گونه‌ای که بدون به ‌هدر دادن منابع میزان دستیابی به اهداف بیشتر شود.یکی از مهمترین عواملی که می‌تواند جایگاه برند را در ذهن مصرف‌کننده ارتقاء بخشد، نظام بازاریابی است(آکر، 2014، 16).

1-2 بیان مسأله

سازمان ها و بانک ها و شرکت ها در بازار یابی جدید برای ایجاد تمایز بین محصولات خود و رقبا از استراتژی ها و روش های گوناگونی استفاده می کنند، یکی از تصمیمات مهم در بازاریابی امروز ، تصمیم در مورد انتخاب نام تجاری برای محصولات و خدمات می باشد. اگر نام تجاری با رعایت نکات دقیق و روان شناسی، مطالعه رفتار مصرف کنندگان و توجه به اصول صحیح بازار یابی انتخاب شده باشد، موفقیت آن محصول یا خدمت را در بازار به اندازه زیادی تضمین می کند (باغبان و موسوی، 1393، 25). برند یا نام تجاری یک نام، اصطلاح، علامت، نشان یا طرح یا ترکیبی از این اصطلاحات است که برای شناسایی کالا ها یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و متمایز کردن این کالاها و یا خدمات از کالاها یا خدمات رقبا به کار می رود (جلالی، 1392، 25).

برند تعهد دائمی یک فروشنده برای ارائه مجموعه هایی از ویژگی ها، مزایا و خدمات خاص به خریداران است. بهترین نام های تجاری حاوی تضمین کیفیت هستند. نام تجاری فقط یک عنوان چاپ شده نیست، شما نمی توانید یک محصول یا خدمت یا یک سازمان را در قالب یک رنگ جدید ارائه کنید و از مردم انتظار داشته باشید که هر نوع تغییری را بپذیرند (صالحی، 1384، 53).

در بازار های رقابتی امروز حفظ مشتری و تلاش برای افزودن به میزان خرید آنها امری ضروری است. زیرا حفظ مشتریان موجود نسبت به جذب مشتریان جدید کم هزینه تر است. لذا این امر شرکت ها را به سمت استفاده از استراتژی هایی که ضمن کاهش هزینه های حفظ مشتری فعلی باعث افزایش میزان خرید آنها شود، سوق داده است. یکی از این راهبرد ها استفاده از استراتژی توسعه نام تجاری است. استفاده از این استراتژی علاوه بر حفظ مشتریان فعلی در بسیاری از هزینه های معرفی محصول یا خدمت جدید مانند، هزینه های تبلیغات و …. صرفه جویی می کند. هزینه معرفی یک نام تجاری جدید به بازار بسیار زیاد می باشد. هزینه های معرفی یک نام تجاری جدید در ایران نیز، علی رغم اینکه میزان دانش و آگاهی مؤسسات ایرانی از بازاریابی نسبت به کشورهای توسعه یافته در سطح پایین تری قرار دارد، در دهه اخیر رشد افزونی پیدا کرده است. اما سرمایه گذاری کلان لزوماً موفقیت آن نام تجاری را در  بازار تضمین نمی کند. از طرفی، بسیاری از مدیران بازاریابی بر تکنیک کاهش و صرفه جویی در هزینه ها برای افزایش قابلیت رقابت خود در بازار تأکید دارند (بازرگان، 1386، 35).

همانطورکه قبلاً ذکر شد، مدیران با بهره گرفتن از این استراتژی در بسیاری از هزینه های خود از جمله تبلیغات، معرفی، توزیع در ارائه کالاها و خدمات جدید صرفه جویی می کنند. بنابراین ایجاد جایگاه ذهنی و نام تجاری مناسب در بین مشتریان را می توان به عنوان یک عامل مهم و تأثیرگذار در نظر گرفت. فواید بسیار زیاد ایجاد یک نام تجاری جدید، تعداد زیادتری از شرکت ها را برای استفاده از استراتژی توسعه نام تجاری ترغیب می نماید. با بهره گرفتن از نام های تجاری خوب و شناخته شده،هزینه ایجاد محصول یا خدمت جدید به خصوص در زمینه بازاریابی، تبلیغات و کارایی توزیع به مقدار قابل ملاحظه ای پایین می آید (آکر، 2013، 62).

استفاده از استراتژی توسعه نام تجاری، آگاهی مشتریان را بالا برده و یک نوع وابستگی سریع فراهم می کند. بنابراین، بانک ها نیز از این قاعده مستثنی نبوده و برای جلب مشتری و کسب برتری در رقابت با سایر بانک ها نیازمند یک برند بانکی موفق هستند. بنابراین شناسایی عوامل اثر گذار بر نظام بازاریابی برند بانکی بی دلیل نیست. لذا هدف پژوهش حاضر پاسخگویی به این سؤال  است که چه عواملی بر نظام بازاریابی برند بانکی تأثیر می گذارند؟

 

 

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش

امروزه بسیاری از سازمان ها به این باور رسیده اند که نام و نشان تجاری و برند یکی از بارزترین دارایی های آنهاست . نام و نشان تجاری قدرتمند هم برای مشتری و هم برای سازمان ارزش ایجاد می کند. نام و نشان های تجاری، از یک طرف ابزار مختصر و مفیدی برای ساده سازی فرآیند انتخاب و خرید محصول یا خدمت در اختیار مشتری قرار می دهند و فرآیند پردازش داده ها و اطلاعات را برای آن ها ساده تر و سریع تر می سازند و از این طریق برای مشتریان ارزش ایجاد می کنند،  از طرف دیگر فرآیند های تولید و طراحی محصول ممکن است، به سادگی قابل کپی برداری باشند، اما تصویر و نقش پا بر جایی که در ذهن افراد و سازمان ها بر پایه چندین سال فعالیت بازار یابی و تجربه نام و نشان تجاری به جای مانده است، به سادگی قابل جایگزین شدن و کپی برداری نیست (بلید و بهی[4]، 2011، 18). در نتیجه  بانک ها می توانند بر پایه یک نام و نشان تجاری قدرتمند، در رقابت با سایر بانک ها موفقیت بالاتری را برای خود تعیین کنند و آسیب پذیری خود را در مقابل رقبا کاهش دهند (بلید و بلهی، 2011، 19).

عوامل زیادی اهمیت مطالعه شناسایی عوامل اثر گذار بر نظام بازاریابی برند بانکی را مشخص می کند، از جمله این عوامل می توان به موارد  زیر اشاره کرد:

1.وجود انبوه تولید کنندگان که مبادرت به تولید یک رده محصول یا خدمت مشابه می نمایند و رقابت شدیدی که بین این شرکت های تولیدی و خدماتی وجود دارد .

2.اهمیت فرایند تصمیم گیری برای مشتریان و خریداران جهت کاهش ریسک و کسب بهترین مطلوبیت، بهره و نتیجه از انتخاب خود

3.اتکا مشهود مشتریان به محصولاتی که دارای نام های تجاری مشهور و قدرتمند هستند ، برای انتخاب و تصمیم گیری در هنگام دریافت یک کالا یا یک خدمت.

لذا موضوع حفظ و تقویت نام تجاری و عوامل مؤثر بر آن، برای بانک هایی که دغدغه حفظ و توسعه جایگاه رقابتی خویش را در بازار دارند ، چالشی راهبردی است و هزینه های بسیاری را نیز برای درک و شناخت این مهم و دست یابی به راهکارهای کاربردی برای تقویت آن، صرف می کنند چرا که با شدت گرفتن رقابت و نزدیک شدن به سطح کیفی و کمی محصولات یا خدماتی که بتواند مورد توجه مشتریان قرار گیرد و آنها را به مشتری دائمی محصولات آن شرکت تبدیل کند،  توجه به برند و نام تجاری حیاتی و ضروری تلقی می شود.

1-4 اهداف پژوهش

1-4-1 هدف اصلی

هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی عوامل اثر گذار بر نظام بازاریابی برند بانکی است.

1-4-2اهداف ویژه

1.تعیین تأثیر درگیری محصول بر نظام بازاریابی برند بانکی

2.تعیین تأثیر ریسک گریزی بر نظام بازاریابی برند بانکی

3.تعیین تأثیر اعتماد به نام تجاری بر نظام بازاریابی برند بانکی

4.تعیین تأثیر وفاداری به نام تجاری بر نظام بازاریابی برند بانکی

[1] Marketing

[2] Brand

[3] Aaker

[4] Belaid , S.,& Behi,

تعداد صفحه :125

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی اثر تصویرذهنی وادراک از برند بانک ملت برمراجعه مجدد

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته حسابداری

دانشگاه پیام نور

دانشکده مدیریت، اقتصاد و حسابداری

مرکز تهران غرب

 

پایان نامه

برای دریافت مدرك كارشناسی ارشد

رشته مدیریت اجرایی- گرایش بازاریابی وصادرات

 

عنوان:

بررسی اثر تصویرذهنی وادراک از برند بانک ملت برمراجعه مجدد

زمستان 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

در صنعت بانکداری، تاثیرتصویر برند برروی نگرش، ادراک و رفتارمشتریان ، به یک موضوع مهم تبدیل شده است. امروزه برای بانکها، قدرت بازاریابی یک برند سازمان به سرعت به یکی از اهرم های انتقادی برای تمایز و موفقیت تبدیل شده است. تحقیق حاضر، به بررسی اثر تصویرذهنی و ادراک ازبرند بانک ملت برخرید مجدد در بانک ملت پرداخته شد. چهار عامل آگاهی از برند[1]، تصویر ذهنی برند[2]، ادراک برند[3] و وفاداری نسبت به برند[4] را به عنوان عوامل مؤثر بر خرید مجدد مشتریان در این تحقیق در نظر گرفته شده اند. نتایج تحقیق مبتنی بر پاسخ های 315 تن از مشتریان بانک ملت در سطح شهر تهران می­باشد. پژوهش حاضر از منظر هدف از نوع کاربردی بوده و از دید ماهیت و روش از دسته پژوهش های توصیفی- پیمایشی است. از  ضرایب همبستگی و تحلیل رگرسیون ساده وچندگانه آزمون های ناپارامتری کروسکال والیس و من ویتنی برای آزمون فرضیه های تحقیق مورد استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین تصویر ذهنی، آگاهی از برند بانک و کیفیت خدمات بر ادراک مصرف کننده  تأثیر معناداری دارد و باعث ایجاد اعتماد به برند و رضایت از برند بانک و وفاداری مشتریان و در نهایت تمایل به خرید و خرید مجدد مشتریان می­شود و همچنین بین متغیرهای جنس، سن و تحصیلات با خرید مجدد ارتباط معناداری  یافت نشد. بر اساس تحقیق پیشنهاد می‏شود بانک ها، با ایجاد تصویر ذهنی مثبت و قوی نسبت به برند بانک وکیفیت خدمات بهتررا با توجه به ارزش هایی که برای مشتریان خلق می‏کنند و به دنبال آن موجب افزایش سطح وفاداری مشتریان می شود را به عنوان راهکاری برای خرید مجدد مشتریان و خلق مزیت رقابتی به کار گیرند.

کلمات کلیدی: آگاهی ازبرند، برند بانک، تصویرذهنی از برند ، ادراک از برند ، وفاداری مشتری، مراجعه مجدد

 

 

 

فهرست مطالب

فصل اول کلیات تحقیق

1-1)مقدمه کلی.. 10

1-2)مساله اصلی تحقیق.. 12

1-3-ضرورت انجام تحقیق.. 16

1-4) اهداف تحقیق.. 17

1-5) فرضیه های تحقیق.. 17

1-6- روش تحقیق.. 18

1-7-قلمرو تحقیق.. 19

1-8- تعریف واژه های تخصصی.. 19

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه. 22

2-2)وفاداری به برند وقصد خرید مجدد. 22

2-3-مدل وفاداری به بانک ها 25

2-4-مدلها و نظریات.. 26

2-4-1-ارزش ویژه برند براساس مدل آکر 26

2-4-2-مدل ارزش ویژه برند بری. 27

2-5-دیدگاه های ارزش ویژه برند. 29

2-5-1- دیدگاه مالی ارزش ویژه برند. 29

2-5-2-دیدگاه ارزش ویژه برند مبتنی برمشتری. 30

2-6-مدل کیفیت خدمات ادراک شده. 32

2-6-1-تعریف کیفیت خدمات.. 33

2-6-2-شاخص های کیفیت خدمات.. 34

2-7-پیشینه پژوهش…. 39

2-8- ارائه مدل مفهومی تحقیق.. 43

2-9-مفاهیم نظری.. 45

2-9-1-تعریف برند. 45

2-9-2-تصویرذهنی از برند. 47

2-9-3-هویت برند. 49

2-9-4- ارزش نام تجاری و ابعاد آن.. 50

2-9-5-تداعی برند. 52

2-9-6)آگاهی از برند. 53

2-9-7) ادراک از برند. 54

2-9-8)نگرش و ادراک مصرف کننده 55

فصل سوم: روش‏شناسی تحقیق

3-1) مقدمه. 61

3-2) مراحل بررسی تحقیق.. 62

3-3) روش تحقیق.. 63

3-4- جامعه آماری.. 65

3-5- روش نمونه گیری.. 66

3-6- ابزار گردآوری اطلاعات.. 66

3-7- آزمون های مورد استفاده در تحقیق.. 69

3-7-1- سنجش روایی /اعتبار پرسش نامه. 69

3-7-2- سنجش پایایی/اعتماد پرسش نامه. 70

3-7- حجم نمونه. 71

3-8- قلمرو زمانی تحقیق.. 72

3-9- قلمرو مکانی تحقیق.. 72

3-10- روش تجزیه و تحلیل داده ها 72

3-11- متغیرهای تحقیق.. 73

فصل چهارم: تجزیه تحلیل داده

4-1- مقدمه. 74

2-4) بخش اول: آمار توصیفی.. 75

4-2-1- بررسی سن پاسخگویان. 75

4-2-2- بررسی جنسیت پاسخگویان. 76

4-2-3- بررسی سطح تحصیلات پاسخگویان. 77

4-2-4- بررسی استفاده پاسخگویان از خدمات بانک.. 79

4-2-5 بررسی دلیل مراجعه به بانک پاسخگویان. 80

4-3- آمار استنباطی.. 81

4-3-1- تحلیل همبستگی. 82

4-3-2- تحلیل رگرسیون ساده 85

4-3-3-تحلیل رگرسیون چند گانه. 89

4-3-4)آزمون  ناپارامتری من ویتنی بین متغیرها 91

4-3-5-آزمون ناپارامتری کروسکال والیس… 91

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1) مقدمه. 96

5-2) پاسخ به فرضیات تحقیق.. 97

5-2-1) فرضیه اول: رابطه معنادار بین آگاهی نسبت به برند و  انتخاب بانک و مراجعه مجدد . 97

5-2-2) فرضیه دوم: بین تصویر ذهنی و رفتارخرید مجدد رابطه ی معنادار وجود دارد. 98

5-2-3) فرضیه سوم:  بین ادراک از برند و مراجعه مجدد رابطه ی معناداری وجود دارد. 98

5-2-4) فرضیه چهارم: رابطه معنادار بین وفاداری نسبت به برند و مراجعه مجدد  . 98

5-3)پیشنهادات اجرایی و کاربردی.. 99

5-4) پیشنهادات برای تحقیقات آتی.. 100

5-5)محدودیت های پژوهش…. 100

فهرست منابع.. 101

پیوست ها 109

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اشکال و نمودار ها

شکل 2-1 مدل مفهومی پژوهش…. 44

نمودار 2-1. مدل ارزش ویژه مبتنی بر مشتری نت مایر، نت مایر،2004) 32

نمودار 2-2. کیفیت خدمات وارتباط آن با رضایت و وفاداری( چوو، 2002) 39

نمودار 3-1: فرایند تحقیق.. 63

نمودار 4-1. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن.. 76

نمودار 4-2. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت… 77

نمودار 4-3. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات.. 78

نمودار 4-4. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب خدمات بانک… 80

نمودار 4-5. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب فعالیت… 81

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جداول

جدول 2-1. نمونه ای از پیشینه پژوهش داخلی و خارجی.. 39

جدول 3-1. جدول مولفه های وفاداری مشتری.. 67

جدول 3-2. ردیف فاصله ای 5 گزینه ای لیکرت.. 69

جدول 3-3. ضریب آلفای کرونباخ هریک از متغیرهای تحقیق.. 70

جدول3-4. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه. 71

جدول 3-5. انحراف معیار پیش آزمون.. 71

جدول 4-1. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن.. 75

جدول 4-2. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت… 76

جدول 4-3. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات.. 77

جدول 4-4. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب استفاده از خدمات بانک… 79

جدول 4-5. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب دلیل مراجعه به بانک… 80

جدول4-6-ارتباط بین متغیر وابسته خرید مجدد از بانک  با متغیرهای مستقل عوامل فردی   82

جدول4-7-ارتباط بین متغیر وابسته خرید مجدد از بانک ملت با متغیرهای مستقل   84

جدول4-8- نتایج تحلیل  رگرسیون ساده به منظوربررسی عوامل موثربرمراجعه مجدد  85

جدول4-9- نتایج تحلیل  رگرسیون ساده به منظوربررسی عوامل موثربرمراجعه مجدد  86

جدول4-10- نتایج تحلیل رگرسیون ساده به منظوربررسی عوامل موثربرمراجعه مجدد  87

جدول 4-11- نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه. 89

جدول4-12- نتایج آزمون من ویتنی برای مقایسه میانگین میزان مراجعه مجدد. 91

جدول4-13 نتایج آزمون ناپارامتری کروسکال والیس…. 92

جدول 5-1. شمای کلی نتایج فرضیه های تحقیق.. 99

 

 

 

 

               فصل اول کلیات تحقیق


1-1)مقدمه کلی

همانطور که پرندگان از تکه های کوچک چوب برای خود لانه می­سازند ، انسانها نیز ازکوچکترین تعاملات و خاطره هایشان از یک”برند” یا “نام تجاری” تصویری از آن در ذهن خود می­سازند.

با چرخش گردونه زمان ، شرایط جهانی وبسترزندگی انسان به گونه ای ناباورانه تحول یافته و این تحولات در بازار، ظهور قواعد جدیدی به همراه  داشته است. مطالعات نشان می­دهد  که عوامل بسیاری بر تصمیم گیری مصرف کنندگان اثر می­گذارند. امروزه کارشناسان منبع اصلی شکست سازمان ها را نداشتن شناخت کافی از مصرف کنندگان و بازارها بیان کرده اند. [5](کاتلر، 2008)

ساخت یک برند قدرتمند در بازار، هدف بسیاری از سازمانهاست متخصصین مالی براین عقیده اند که برند تجاری می ­تواند ارزشی بیش از ارزش متداول ایجاد نماید امروزه برند دیگر تنها یک ابزارکارامد در دست مدیران نیست. برند یک الزام استراتژیک است که سازمانها را در جهت خلق ارزش بیشتر برای مشتریان و همچنین ایجاد مزیتهای رقابتی پایدار کمک می­سازد[6])کلر، 1993)

توجه به فعالیتهای بازاریابی به عنوان ابزاری برای حضور در ذهن مشتریان و ایجاد دارایی معنوی به نام برند ، دیدگاه جدیدی در علم بازاریابی محسوب می­شود.تحقیقات مختلف مشخص کرد که ارزش واقعی ، در درون محصول یا خدمات نیست، بلکه این ارزش در ذهن مشتریان واقعی و بالقوه وجود دارد. و این برند است که ارزش واقعی را در ذهن مشتریان ایجاد می­ کند.)کلروکاپفر،2008)[7] برند ها اغلب به عنوان یکی از ارزشمندترین دارایی های یک سازمان یا بانک هستند، ساخت برندهای قوی و ضرورت حضور قدرتمند آن در ذهن مشتریان از اولویت های بسیاری از سازمانها و بانک ها است زیرا برند های قدرتمند می­توانند مزیت رقابتی را بیافریند. تصویر برند برروی ادراکات مشتریان از کیفیت محصولات و خدمات تاثیر خاصی دارد. تصویر ذهنی که یک برند از خود برجا می­گذارد نقش بسیار مهمی در جذب و حفظ مشتریان ایفا می­ کند. و هرچه تصویر ذهنی مثبتی از برند در ادراکات مشتریان باشد در سود آوری آن سازمان و همینطور باعث رضایت و وفاداری  مشتریان و مراجعه مجدد آنان را در پی خواهد داشت. ضرورت نفوذ در اذهان ،در صنعت بانکداری نیز مشهود است بانک های بزرگ جهانی ، نشان دادند که نفوذی قدرتمند، مطلوب و منحصربفرد در ذهن مشتریان ایجاد می­ کند(کلر[8]، 2007). در چند سال اخیر صنعت بانکداری ایران با رقابت فزاینده ای روبرو شده است. با توجه به ظهور بانکهای خصوصی در کنار بانکهای دولتی  و افزایش شدت رقابت میان آنها ، یافتن راه کار هایی برای خلق رابطه بلند مدت با مشتری ، شناسایی و تقویت فعالیتهای مهم و ارزش زا از نظر مشتری افزایش یافته است.(رنجبریان و همکاران ،1388) از طرفی این رقابت موجب برجسته شدن اهمیت جذب و حفظ مشتریان موجود شده است. ایجاد وجهه مناسب برای یک برند به عنوان ابزاری راهبردی جهت ایجاد وفاداری در  مشتریان تلقی می­شود.[9](مارتینلی ، 2014) به عقیده گیل و همکاران[10]،( 2007)ارزش ویژه نام و نشان تجاری ، ارزش است که یک نام و نشان تجاری به محصول اضافه می­نماید. به طور کلی ارزش ویژه نام و نشان تجاری ادراک مصرف کننده از تمامی مزیت و برتری است که یک نام و نشان در مقایسه با دیگر نام و نشان تجاری رقیب دارد.

در این فصل مساله اصلی پژوهش و ضرورت انجام تحقیق موردبحث بررسی قرار می­گیرد.

1-2)مساله اصلی تحقیق

گستره رقابت جهانی منجر به حرکت اقتصادی محصولی به سمت اقتصاد ادراکی، تصویری و حسی شده است. پیش از قرن هیجدهم  و در دوران تولید صنعتی، عرضه محصول بسیار کمتر از میزان تقاضا بوده است، اما با گذر از عصر صنعتی عرضه محصول، بیش از تقاضای محصول تولید شد، بنابراین قدرت انتخاب مصرف کننده افزایش یافت، در گذر از عصر مدرنیته و ورود به عصر دانش انتخاب محصول تنها بر اساس کیفیت محصول و رفع نیاز نبوده است، انتخاب محصول و یا خدمت بر اساس حس، تصویر ذهنی و ادراکی که در مصرف کننده ایجاد می­ کند، صورت پذیرفته است، حس ایجاد شده را «برند » نام نهادند.

 امروزه با شدیدتر شدن رقابت در بخش های تولیدی و خدماتی ، نقش وفاداری مشتری برجسته تر از گذشته شده است ، در دیدگاه امروزی بازاریابی شامل رشد دادن مشتری ، یعنی توجه به رضایت مندی و کیفیت ازدیدگاه مشتری و وفاداری مشتری و ارتباط موثر با وی است، در نتیجه سازمان ها تلاش می­ کنند تا مشتریان داشته باشند.(حسینی و همکاران، 1389)

با توجه به این که در بخش خدمات روابط بین فردی گسترده تری بین اراده دهنده خدمات و مشتریان وجود دارد نقش وفاداری  در این بخش اهمیت ویژه ای دارد.وفاداری مشتریان به نام تجاری می ­تواند باعث افزایش سهم بازار شرکت شود و سهم بازار رابطه نزدیکی با نرخ بازگشت سرمایه و سود آوری شرکت دارد.[11](اسوینی ، 2008)

وفاداری مشتریان به نام تجاری با عث تبلیغات دهان به دهان  مثبت، ایجاد فروش و درامد بیشتر و کاهش حساسیت  مشتریان مشتریان به تلاش های بازاریابی  رقبا می­شود.[12](لیو و همکاران ،2009) از زمان  طرح مفهوم برند و استفاده از آن به عنوان ابزاری موثر در متمایز نمودن محصولات یک شرکت از سایر شرکتها ، هیچ کس  حتی آینده پژوهان  این حوزه نیز گمان نمی­بردند که برند ها تبدیل به شخصیت هایی مستقل ، فرهنگ پرور و هویت ساز شوند . با گذشت زمان برند ها به تدریج در تعامل با محیط ، ضمن تاثیر پذیری از محیط بر شاکله های فرهنگ مصرفی جامعه اثر گذاشتند و گاه در گذر از فرهنگ مصرفی ، فرهنگ کل جامعه را متاثر نموده و به هویت یک جامعه تبدیل شدند. امروز مفهوم نام تجاری همه چیز هایی را که محصول یا خدمت ارائه می­­کند از جمله اینکه یک محصول یا خدمت ارائه می­ کند از جمله اینکه یک محصول چگونه احساس و فکر مصرف کنندگان  را شکل می­دهد را شامل می­شود  یک نام تجاری تعهدی برای ارائه ارزش به مصرف کنندگان  از آن برند دارند که این ادراک بوسیله بسیاری  از عوامل دستخوش تغییر قرار می­گیرد .ارزش ویژه برند را نمی­توان بدون در نظر گرفتن منابع آن یعنی عواملی که در ایجاد و شکل گیری ارزش ویزه  برند در ذهن مصرف کنندگان موثرند، درک کرده و شناخت.

برند یکی از ابزار های ارتباطی مهم در مجموعه مدیریت با مشتری محسوب میگردد و به دو دلیل برای مشتریان ارزشمند است. اول اینکه ریسک مصرف کننده را کاهش می­دهد و دوم در هزینه های تصمیم گیری صرفه جویی می­نمایند. اگر مشتریان از یک برند مایوس و ناامید شوند تمام سرمایه گذاری های شرکت و سود های آینده آن  در معرض خطر قرار می­گیرد.[13]( پی ولیا ، 2012) .برند در یک رابطه طولانی مدت ، باعث می­گردد که خریدار و فروشنده به یکدیگر تعهد پیدا کنند. لذا برند می ­تواند به عنوان ابزار دفاعی بازار یابی به کار رود که مشتریان  کنونی را حفظ می­ کند و همینطور بعنوان یک ابزار دفاعی بازار یابی به کار رود که مشتریان کنونی را حفظ می­ کند و همینطور بعنوان یک ابزار تهاجمی بازار یابی به کار رود که مشتریان  جدیدی را بدست آورد . اهمیت بازاریابی دفاعی در زمینه خدمات از طریق این دانش مشخص شده که هزینه جذب مشتری جدید بسیار بالاتر از حفظ همان مشتریان است[14].(اسواید ،2007)

برند به عنوان علامت و نشان های از وضعیت محصول بکار می­رود. مهمترین ویژگی و مشخصه یک برند بعنوان نشانه ای از موقعیت محصول ، قابلیت اعتماد و اعتبار آن است.[15](اسوونی و همکاران ،2008)

 وفاداری به برند حاکی از نگرش مثبت مشتری به برند و پایبندی و قصد ادامه خرید در آینده است. وفاداری به برند مستقیما متاثر از رضایت یا نارضایتی مشتری از برند در طول زمان و همینطور کیفیت محصول است. با توجه به توضیحات ارائه شده در بالا و بر اساس مطالعه ادبیات موجود در این زمینه ، وفاداری به بانک را اینگونه تعریف میکنیم وفاداری به بانک پاسخ رفتاری خرید غیر تصادفی است که در طول زمان از سوی مشتری در مورد یک برند در مقایسه با سایر برند ها بر اساس فرآیند روان شناختی تصمیم گیری و ارزیابی بروز می­ کند. و به تعهد او نسبت به برند منجر می­گردد.در نتیجه مشتریان طی فرایند تصمیم گیری و ارزیابی گزینه ها به بانک متعهد یا وفادار می­شوند. هنگامیکه مشتریان فرایند تصمیم گیری و ارزیابی گزینه ها به بانک متعهد یا وفادار می­شوند .هنگامیکه مشتریان فرایند تصمیم گیری و ارزیابی گزینه ها را با دقت طی نمی­ کنند ، تعهد ووفاداری به بانک در آنها ایجاد نمی­ شود . مشتریانی که به بانک وفادار نیستند ولی خدمات آن را خریداری می­ کنند ، به راحتی از طریق اقدامات بازار یابی رقبا جذب آنها می­شوند[16] ( بلومرو دیگران، 1998)(سلیمان ، 2013)

میستری وهمکاران [17] (2013) در طبقه بندی متغیر های تاثیر گذار بر وفاداری و انتخاب مشتری در صنعت بانکداری عواملی نظیر : ارزش ویژه برند، نرخ سود سپرده گذاری ، توسعه خدمت، رضایت مشتری، کیفیت خدمت، وهزنه های تغییر را موثر دانسته اند.

همچنین بلومر و همکارانش (1998) اثبات کردند که رضایت مشتری یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر وفاداری مشتری در بانکداری است. برای ایجاد وفاداری در مشتریان بانک، بهترین رویکرد آن است که در روابط مشتری و سازمان تطابق ایجاد شود و رضایتمندی و وفاداری در مشتری ازطریق برقراری آنچه که برای وی ارزش تلقی می­شود ایجاد گردد.

در واقع برند هدایت احساسات و عواطف و رفتار های مشتریان را به عهده دارد، فرایند برند سازی ، فرایند زمان گیر وریسک پذیر است لذا عرصه “اقتصاد مبتنی بر اراده خدمت” در برند سازی با چالش های زیادی مواجه است یکی از بزرگترین ارائه دهندگان خدمات به تمامی بخش های اقتصادی کشور بانکهاست، بانک ها با ساز وکار جذب سرمایه و تخصیص آن به کسب و کار ها به طور مستقیم با مشتریان در تعامل هستند، در تحقیقات گذشته ثابت شده است ، که علاوه بر جذب سرمایه توسط بانک ، مساله مهم حفظ وفاداری مشتری به بانک است و از آنجا که با سرمایه مشتریان در ارتباط هستند ،در صنعت بانکداری نیز این جلب توجه درافراد وجود دارد و برای جذب سرمایه، بایستی ذهن مشتریان را تصرف نمود و به سمت خود جلب کرد  و سپس آن ها را راضی نگه داشت و اعتماد آنها را جلب کرد تا بتوانند وفادار به سازمان بمانند.[18](لیوون وهمکاران،2014) تصویرذهنی صاحبان سرمایه از بانک های مختلف باعث می شود یک یا چندین بانک را برای سپرده گذاری انتخاب نمایند و مسلماً بانکی که بتواند تصویر ذهنی مثبت در ذهن صاحبان سرمایه ایجاد نماید ممکن است بتواند سرمایه آنها را جذب نماید و وفاداری این افراد را به سازمان تضمین نماید. در صنعت بانکداری رقابتی تاثیر تصویر نام تجاری بانک بر نگرش و رفتارمشتریان به مسأله مهم تبدیل شده است امروزه برای بانکها قدرت وتوان بازاریابی نام تجاری به یکی از اهرم های مهم برای تمایز و موفقیت تبدیل شده است. حال مساله اصلی این پژوهش بر سوال های ذیل تمرکز دارد که آیا ایجاد تصویر مثبت در ذهن صاحبان سرمایه باعث مراجعه مجدد آنها به سازمان میشود؟ آیا برند سازی بانک ها بر مراجعه مجدد صاحبان سرمایه تاثیر دارد؟ آیا آگاهی از برند تاثیر مثبتی بر مراجعه مجدد به بانک دارد؟و اینکه آگاهی از برند بانک و تصویرذهنی از بانک بر میزان مراجعه مجدد چگونه تاثیر می‌گذارد؟ آیا عوامل دیگری نیز بر این ارتباط تاثیر می گذارد؟ هدف اصلی این تحقیق این است که تاثیر برندسازی را برحفظ سرمایه­ی ­سرمایه گذاران مورد سوال قرار دهد و عواملی را که بر این رابطه می توانند تاثیر گذار باشند را بیابد . پژوهش حاضر مطالعه موردی در بانک ملت خواهد بود.

1-3-ضرورت انجام تحقیق

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق به اهمیت علایم تجاری در راهبردهای بازاریابی بانکها و نقش آن در جذب نگهداری و پشتیبانی از مشتریان بر می­گردد. علایم تجاری نقش راهبردی و مهمی درکسب مزیت رقابتی و تصمیمات مدیریت راهبردی شرکت ها دارد[19](سیمون وهمکاران،1993). اینکه مشتریان به علایم تجاری وفاداری نشان می‌دهند، معیارمناسبی برای ارزیابی اثرات بلند مدت تصمیمات بازاریابی خواهد بود. یکی از مفاهیم با اهمیت در زمینه بازاریابی «وفاداری به نام و نشان تجاری» است. این مفهوم نقش مهمی را در ایجاد منافع بلند مدت برای بانک­ها ایفا می­ کند، زیرا مشتریان وفادار نیازی به تلاش­های ترفیعی گسترده ندارند، آنها با کمال میل حاضرند مبلغ بیشتری را برای کسب مزایا وکیفیت نام تجاری مورد علاقه خود بپردازد. علاوه بر آن وفاداری مشتری دارای جنبۀ رقابتی در بازار علایم تجاری نیز هست[20](تمپورال،2011). بنابراین این ضروری است که بانک­ها برای رشد و گسترش حضور در بازار به نقش علایم تجاری خود در ایجاد وفاداری در مشتریان آگاهی داشته باشند و بررسی کنند که چه جنبه هایی ازعلایم تجاری سبب تحکیم این وفاداری به علایم تجاری می‌شود .یکی از مهمترین مسائلی که امروز مدیران برند با آن مواجه اند، چگونگی فراهم آوردن و گسترش درک بهتری از رابطه ی بین سازه هایی مثل برند و وفاداری مشتری است، به ویژه در ادبیات مدیریت بازاریابی عوامل بسیاری مطرح شده که بر وفاداری مشتری اثرگذار است[21](آقدایی ، 2012). ویژگی های برندها بررفتارمشتری تاثیردارد و تجارت امروز به راهبرد برندگذاری نیاز دارد. اگر بانکی یک نام تجاری را فقط درحد یک اسم در نظر بگیرد، کاربرد عمیقی را که نام تجاری می ­تواند در بازاریابی داشته باشد درک نخواهد کرد.  نتایج نشان می­دهد که تصویر برند بر روی ادراکات مشتریان از کیفیت محصولات وخدمات ، تاثیر دارد. اعتبار بانک بر روی ادراک مشتری و وفاداری او موثر است. تحقیقات نشان می‌دهد که هزینه نگهداری مشتری وفادار کمتر از هزینه جذب یک مشتری است ،لذا ضرورت دارد تحقیقی در این زمینه در یکی از بانک های معتبر و صاحب برند انجام گیرد.

1-4) اهداف تحقیق

1-تعیین رابطه بین آگاهی از برند و مراجعه مجدد

2- تعیین رابطه بین تصویر ذهنی از برند و مراجعه مجدد

3-تعیین رابطه بین ادراک از برند و مراجعه مجدد

4- تعیین رابطه بین وفاداری نسبت به برند و مراجعه  مجدد

1-5) فرضیه های تحقیق

 

  • بین آگاهی نسبت به برند و انتخاب بانک و مراجعه مجدد توسط مشتریان ارتباط معنادار وجود دارد .
  • بین تصویر ذهنی و رفتارخرید مجدد رابطه ی معنادار وجود دارد .
  • بین ادراک از برند و مراجعه مجدد رابطه ی معناداری وجود دارد .
  • بین وفاداری نسبت به برند و مراجعه مجدد رابطه ی معنادار وجود دارد .

1-6- روش تحقیق

 با توجه به هدف اشاره شده در این پژوهش، این پژوهش براساس هدف، از نوع پژوهش های کاربردی و از دید ماهیت و روش از دسته پژوهش های توصیفی- پیمایشی است. برای گردآوری ادبیات موضوعی پژوهش و بررسی پیشینه موضوع، روش کتابخانه ای و برای جمع آوری داده های میدانی، از ابزارپرسشنامه استفاده شده است. برای تایید روایی پرسشنامه، پس ازانجام مطالعات کتابخانه ای و روشن شدن چگونگی اندازه گیری مفاهیم و متغیرهای مهم مورد استفاده در پژوهش سوالهای پرسشنامه ی اولیه به کمک برخی منابع علمی مربوط طراحی شده است. همچنین برای محاسبه‌ی ضریب پایایی ازروش آلفای کرونباخ استفاده می­شود که این مقدار بر اساس داده های حاصل از پرسشنامه و خروجی نرم افزاراس پی اس اس برای هرکدام از متغیرهای پژوهش به انجام رسیده است. در این پژوهش به دو روش توصیفی و استنباطی به تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها پرداخته شده در این پژوهش به دو روش توصیفی و استنباطی به تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها پرداخته شده است.در سطح توصیفی با بهره گرفتن از مشخصه های آماری نظیر فراوانی، درصد میانگین، انحراف معیار، استاندارد و ضریب تغییرات به تحلیل و توصیف ویژگیهای جامعه پرداخته و در سطح استنباطی هم به منظور تایید یا رد فرضیات تحقیق و یافتن روابط میان متغیرهای اختصاصی و جمعیت شناختی جامعه با بهره گیری از نرم افزارهای مناسب استفاده شده است.

[1] brand awareness,

[2] bank mental image,

[3] Brand Perception

[4] brand loyalty

 

 

[5] katler

[6] Keller,

[7] Kapferer,

2keller

[9] martinlli

4Gil,

[11] Sweeney

[12] liu

[13] Pi and liao

[14] swaid

[15] sweeny

[16]  Blomer and suleiman

[17] mistery

[18] lieven

[19] Simon

[20] temporal

[21] aghdaie                                                                                              

تعداد صفحه :100

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه بررسی سودمندی یک دوره آموزش تغذیه به منظور کاهش وزن ،افزایش آگاهی تغذیه ای

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه الزهرا(س)

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

پایان نامه

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

 روانشناسی تربیتی

عنوان

بررسی سودمندی یک دوره آموزش تغذیه به منظور کاهش وزن ،افزایش آگاهی تغذیه ای  ، تغییرنگرش وافزایش انگیزه برای زندگی سالم.

 شهریور۱۳۹۴

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف از این پژوهش بررسی سودمندی یک دوره ی آموزشی طراحی شده برای کاهش وزن وافزایش  سلامتی در راستای بالابردن سطح آگاهی و دانش تغذیه ای ، نیز بالا بردن انگیزه ی افراد برای داشتن وزن مناسب و همچنین تغییر نگرش آنها نسبت به مصرف موادغذایی که همگی به زندگی سالم و با کیفیت منتهی میشود،بود.این پژوهش درمنطقه ی دو تهران انجام شده است. شرکت کنندگان دراین پژوهش ۲۰ نفر بودند و به روش تصادفی گزینش شدند. دراین پژوهش  روش داده گیری و سنجش، پرسش بوده است که در آن یک گروه داده بخش(نمونه) ۲باربه صورت پیش آزمون و پس آزمون با ابزار( پرسشنامه های انگیزه ی کاهش وزن وآگاهی تغذیه ای ونگرش) پژوهنده ساخته، سنجش شده اند. پایایی ابزار به روش بازآزمایی و روایی درونی ابزار به روش آلفای کرونباخ تأیید شده است. دوره ی آموزش با رویکرد سازاگرایی شامل ۶ جلسۀ آموزش بوده است. برای پاسخ به چهار پرسش این پژوهش ، آزمون آماری جهت مقایسه ی پیش آزمون و پس آزمون نمرات با سطح مقیاس فاصله ای و نسبتی از آزمون تی زوجی(همبسته) و جهت مقایسه ی پیش آزمون – پس آزمون اطلاعات با سطح دقت اسمی دو مقوله ای از آزمون بی پارامتری مک نمار استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که روش آموزشی طراحی شده درارتقاء سطح آگاهی تغذیه ای ،انگیزه ی کاهش وزن وعملکرد افراد مؤثر است. ولی نگرش افراد نسبت به مصرف صحیح موادغذایی قبل وبعداز مداخلۀ آموزشی تفاوتی نشان نداد.

کلید واژگان: آموزش ، تغذیه، کاهش وزن و افزایش سلامتی.

فهرست مطالب

۱ – فصل اول : مسأله ی پژوهش

۱-۱- سرآغاز…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۲

۱-۲- پیشگفتار………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۳

۱-۳- بیان مسئله ی پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………….۳

۱-۴- اهمیت وضرورت پژوهش(واقعیت بومی)………………………………………………………………………………………………۶

۱-۵- هدف پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………………..۸

۱-۶- پرسش های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………….. ۹

۱-۷- تعریف متغیرها…………………………………………………………………………………………………………………………………… ۹

۱-۸- تعریف مفهوم ها…………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰

۲ – فصل دوم : مبانی نظری و بازنگری پیشینه پژوهش

۲-۱- پیشگفتار………………………………………………………………………………………………..   ۱۴

۲-۲- مبانی نظری……………………………………………………………………………………………………………………………………   ۱۴

تعریف آموختن…………………………………………………………………………………………………………………………………………   ۱۶

نظریه های آموختن………………………………………………………………………………………………………………………………..    ۱۸

تعریف انگیزش……………………………………………………………………………………………………………………………………….    ۲۰

نظریه های انگیزش………………………………………………………………………………………………………………………………..    ۲۰

رابطه آموختن و انگیزش………………………………………………………………………………………………………………………     ۲۳

تعریف باور……………………………………………………………………………………………………………………………………………      ۲۵

منابع باور……………………………………………………………………………………………………………………………………………….     ۲۶

تاریخچه آموزش بهداشت وتغذیه در ایران…………………………………………………………………………………………..     ۲۶

۲-۳- پیشینه پژوهش های انجام شده

پژوهش های انجام شده در ایران………………………………………………………………………………………………………..      ۲۷

پژوهش های انجام شده درسایر کشورها…………………………………………………………………………………………….      ۳۳

نتیجه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..       ۴۲

۳ – فصل سوم: روش های پژوهش

۳-۱-پیشگفتار………………………………………………………………………………………………………………………………………      ۴۵

۳-۲- روش پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………….     ۴۵

۳-۴- جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………………………………..     ۴۵

۳-۵- نمونه و روش نمونه گیری…………………………………………………………………………………………………………..     ۴۵

۳-۶- ابزارهای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………      ۴۵

۳-۷- پایایی و روایی ابزار………………………………………………………………………………………………………………………     ۴۶

۳-۸- شیوه اجرای پژوهش………………………………………………………………………………………………………………….      ۴۸

۳-۹- تحلیل روش پژوهش………………………………………………………………………………………………………………..       ۴۹

۴- فصل چهارم: یافته های پژوهش

۴-۱- پیشگفتار…………………………………………………………………………………………………………………………………..      ۵۱

۴-۲- آمارتوصیفی………………………………………………………………………………………………………………………………      ۵۱

۴-۳- آماراستنباطی…………………………………………………………………………………………………………………………..       ۵۹

۵- فصل پنجم: بحث ونتیجه گیری

پیشگفتار……………………………………………………………………………………………………………………………………………        ۶۷

خلاصه ای ازفصل های پیشین…………………………………………………………………………………………………………        ۶۷

نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………….          ۷۱        

کاستی ها………………………………………………………………………………………………………………………………..           ۷۲

پیشنهادها…………………………………………………………………………………………………………………………….            ۷۲

فهرست منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………………..            ۷۴

فهرست منابع انگلیسی………………………………………………………………………………………………………….            ۷۸

پیوست ها

پرسشنامه ویژگیهای سلامت………………………………………………………………………………………………..            ۸۱

پرسشنامه(K.A.M)……………………………………………………………………………………………………………..            ۸۴

پنجاه نکته مهم…………………………………………………………………………………………………………………….            ۹۱

چهارده پله آموزشی……………………………………………………………………………………………………………….           ۹۵

شعارهای سازمان جهانی بهداشت………………………………………………………………………………………….           ۹۶

چکیده(انگلیسی)…………………………………………………………………………………………………………………….          ۱۰۲

1-1 سرآغاز

     انسان سالم محور توسعه پایدار در کشوربه حساب می آید زمانی میتوان به رشدوتوسعه ی همه جانبه درکشورامیدوار بود که نیروی کارسالم، ماهر وتوانمند دراختیارمان باشد و این مهم میسرنمیشود مگر آنکه از امروز برای پرورش نسلی سالم و پویا چه ازنظرجسمانی وچه ازنظر روحی (ذهنی) برنامه ریزی نماییم. بی شک زمینه ی پرورش نسل سالم برای فردای بهترتنها با بهبود شرایط آموزشی در جامعه امکان پذیرخواهدشد.

     بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی [1](2015) تندرستی تنها فقدان بیماری یا نواقص دیگردر بدن نیست  بلکه«تندرستی نداشتن هیچ گونه مشکل روانی،اجتماعی،اقتصادی وسلامت جسمانی برای هرفردجامعه است.» وتعریف سازمان بهداشت جهانی(2015) از بهداشت به این صورت است «بهداشت علم وهنرپیشگیری ازبیماری ها وطولانی کردن عمروارتقاءسلامتی بوسیله کوشش های متشکل اجتماعی است.» یکی ازاین کوشش های اجتماعی، بالابردن آگاهی مردم درمورد سلامتی اشان است که آموختن تغذیه وحفظ وزن مناسب برای پیشگیری از بیماریها می تواند زیرمجموعه ای از این کوشش ها باشد(سازمان بهداشت جهانی،۱۳۷۱).

     با رشد دیدگاه های تازه در بهداشت عمومی،تدریجاَ این ضرورت ملی مطرح شد که باید  فعالیت های بهداشتی با همکاری مردم انجام شود وآنان را متقاعد کرد که در رابطه با تندرستی خود،مسئولیت بپذیرند(محسنی،۱۳۷۵). حقیقت این است که نه پزشکان و نه کارکنان بهداشتی، بلکه افراد وخانواده ها هستند که مهم ترین تصمیماتی راکه برسلامتی اشان اثر میگذارد را اخذ می کنند،تصمیم میگیرند چه غذاهایی رامصرف کنند،چه وقت به پزشک مراجعه کنند وهمچنین خود افراد هستند که تصمیم می گیرند آیا ازدستورات کارکنان بهداشتی پیروی کنند یا نه؟ برای اینکه این میلیونها تصمیم روزانه عاقلانه تر گرفته شود لازم است آحاد جامعه دانش و مهارت های مورد نیازبرای انجام مسئولیت های فردی واجتماعی اشان رابیاموزند(سازمان بهداشت جهانی،۱۳۷۱). به علاوه یکی ازمداخلاتی که موجب کاهش هزینه مراقبت های بهداشتی شده وکیفیت زندگی را ارتقاءمی بخشد،آشناکردن افرادجامعه با الگوهای صحیح غذایی وافزایش اطلاعات تغذیه ای افراد میباشد ولی مقصود از آموزش تغذیه فقط انتقال اطلاعات نیست بلکه ارائه بهتراطلاعات تغذیه ای، برای تغییررفتارهای بهداشتی ازطریق افزایش آگاهی تغذیه ای وایجاد نگرش صحیح نسبت به مصرف موادغذایی است وآموختن روش های صحیح تغذیه یکی ازابزارهای کارآمدبرای بهبود وضع سلامت جامعه است.

2-1 پیشگفتار:

     دراین فصل نخست چارچوب نظری-عملی پژوهش که دربردارنده ی نگره زیربنایی پژوهش که سازاگرایی است و بیان مسئله مطرح می شود و ضرورت واهمیت انجام پژوهش با بهره گرفتن ازواقعیت های بومی بیان می شود . سپس به پرسش های پژوهشی و هدف ازپژوهش وتعاریف متغیرها و مفهوم ها وتعریف عملیاتی آنها پرداخته می شود.

3-1بیان مساله:

    سازایی گری یک فلسفه ی آموختن است که برساختن دانش توسط آموزندگان به صورت انفرادی یا اجتماعی اشاره دارد. به عبارت دیگرآموزندگان دانش خودرامبتنی برطرحواره ها یا عقاید موجود می سازند.سازایی گران وجود یک بدنه ازدانش راکه مستقل از آموزنده باشد رد و ازاین اندیشه حمایت می کنند که دانش مستقل ازمعنی نسبت داده شده به تجربه ،که آموزنده یا جامعه ی آموزندگان می سازند، وجود ندارد(فردانش،۱۳۸۱).

     سازایی گران براین باورند که واقعیت دریافت شده ازسوی آموزندگان، نتیجه ی تجارب آنان است. به سخن دیگر آنان واقعیت راچیزی میدانند که ساخته ی خود فرد است. همچنین بر این باورند که آموختن حل مسئله برپایه ی اکتشاف فردی است وآموزنده به نحو درونی برانگیخته می شود وآموزنده به محیطی علاقه دارد که ایجاد انگیزه می کندودرآن به تمرکزش توجه میگردد(آقازاده،۱۳۸۸) .آموختن باید به بالا بردن انگیزه درافراد برای آموختن نیزکمک کند. بسیاری سازایی گران همچنین معتقدند که آموختن فرایندی اجتماعی است.آموزندگانی که ازسطح شناخت فعلی ناراضی هستند دیگران رادرشرکت دادن، مقایسه کردن ودوباره تدوین کردن اندیشه ها درگیر کرده، ازطریق فرایندجمعی درساختارهای یادگیرندگان، فهم های جدید را دوباره سازماندهی میکنند (فردانش،۱۳۸۱).

     امروزه به دلیل عادات غلط تغذیه ای وگسترش شهرنشینی وکمبود آگاهی در موردسلامتی، بشربامشکلات بسیاردست به گریبان است که بیماری های تمدن نامیده میشود.یکی از آنها چاقی است که دارای علل مختلفی بوده،ولی نوعی از آن نیزمربوط به نداشتن برنامه غذایی صحیح است.درواقع اضافه وزن وچاقی که ازمشکلات جوامع امروز به شمار می آید،درارتباط مستقیم با بروزبسیاری ازبیماری ها ازجمله:بروزفشارخون بالا،کلسترول وتری گلیسیرید خون بالا،بیماری های قلب وعروق،بیماری های تنفسی وبیماری های فرسایشی مفاصل(که به وضوح شیوع آن درافرادچاق بیشترمی بینیم) است.۸۰٪ افرادی که به بیماری قند یا دیابت غیروابسته به انسولین مبتلا میشوند چاق هستند.بروزانواعی ازسرطان ها درمردان چاق وزنان چاق در مقایسه باسایرافرادبیشتراست.درتمام موارد ذکرشده کاهش وزن در بهبود علائم نتایج مثبتی رادرپی داشته است.به عنوان مثال کاهش حتی ۵کیلوگرم از وزن نقش بسزایی درکاهش کلسترول و تری گلیسیرید دارد(محبوب،۱۳۹۱).

     براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی(2015) اضافه وزن وچاقی بعنوان تجمع غیرطبیعی یا بیش از اندازه چربی در بدن که سلامتی فرد را مختل میکند شناخته میشود وبرای ارزیابی آن از شاخصی به نام شاخص توده ی بدنی  [2]که ازنسبت وزن به مجذورقد به دست می آید ودرمقیاس جهانی مقبولیت زیادی دارد، استفاده میشود وبراساس تعریف سازمان بهداشت جهانی برای طبقه بندی چاقی واضافه وزن، افرادباشاخص توده بدنی کمتراز ۱۸.۵کم وزن، بین ۲۵-۱۸.۵دارای وزن نرمال، بین ۳۰-۲۵ مبتلا به اضافه وزن وبیشتراز۳۰ مبتلا به چاقی می باشند(کشاورز،۱۳۸۵). تعریف معتبردیگری ازچاقی عبارتست ازعدم تعادل بین انرژی دریافتی وانرژی مصرفی،که باذخیره بیش از حد چربی نمایان می شود(فرشچی،۱۳۹۱).

     سازمان بهداشت جهانی چاقی را یکی ازمهمترین بیماری های غیر واگیردرحال گسترش تعریف کرده است که سالانه حدود۱۰٪تا۲۰٪ هزینه های بهداشتی یک کشوررابه طور مستقیم وغیرمستقیم درگیرمیکندوپیش بینی کرده است که ممکن است اضافه وزن ومرض چاقی به زودی جای برخی از نگرانی های دیرین درمورد سلامت عمومی مانند سوءتغذیه و بیماری های عمومی رابه عنوان پراهمیت ترین عامل ضعف سلامتی بگیرد(مجله سپید پزشکی ایران، ۱۳۹۳).

     چاقی یک بیماری پیچیده وچندعاملی است که از واکنش بین عوامل ژنتیکی، متابولیکی، اجتماعی، رفتاری وفرهنگی ناشی میشود.چاقی اثرات مهمی برسلامت جسمی، سلامت روانی _ اجتماعی وطول عمروکیفیت زندگی دارد وشیوع آن به میزان هشداردهنده ای روبه فزون است وبه یک مشکل همه گیر تبدیل شده است.عوارض پزشکی متعددچاقی درافراد اعم ازبیماریهایی نظیر دیابت نوع ۲، افزایش فشارخون وعوارض قلبی-عروقی و… در کنارعوارض روانی _ اجتماعی آن سلامت فرد را باخطرجدی مواجه می سازد. به دلیل شیوع، هزینه وآثاری که برسلامتی داردبه عنوان معضلی درسلامت عمومی وهمچنین بامشکل اقتصادی جامعه راتحت تاثیر قرارمیدهد. علاوه براین باتوجه به این که چاقی یکی از مهم ترین علل مرگ ومیرافراد(به دلیل بروزبیماری های مختلف که دربالا ذکرشد) است، بنابراین با ارائه آماردقیق ومنظم توسط مراکزوسازمان های ذیربط داخلی به اتخاذ سیاست های صحیح دریک نظام سلامت جامع کمک خواهدشد. به همین دلیل چاقی نه تنها به عنوان معضلی درسلامت عمومی، بلکه مشکلی اجتماعی، اقتصادی وسیاسی قلمداد می شود.

     تغذیه یک عامل مهم برای زندگی سالم است.بنابراین آموزش هدفمند برنامه های تغذیه ای درجهت حفظ سلامتی افراد ضرورت دارد. باتوجه به این که درکشورما برنامه های سلامتی به مسئله مهم آموختن کم پرداخته شده وموجب شده کاهش وزن، حتی زمانیکه به منظورسلامتی افراد می باشد، موفقیت آمیزنبوده واگر موفق باشد ،کوتاه مدت بوده وبه حالت اول بازگردد. آموختن باید به گونه ای باشد که شخص در آموختن به صورت فعال مشارکت داشته باشد. بهترین ومؤثرترین روش اشتراک گذاشتن دانش وحقایق بهداشتی و درگیرشدن افراد در این حیطه می باشدوآموختن بهداشت به صورت خودخواسته باشد. به گفته ی اختیاری (۱۳۹۳) آگاهی ودانش مناسب تغذیه ای اولین ومهم ترین قدم برای مقابله باخطر چاقی و اضافه وزن می باشد ولی بعضی ازافراد با داشتن دانش کافی، همچنان باخطر چاقی و اضافه وزن روبروهستند که دراین باره تغییر نگرش افراد ، تغییرافکار وباورهای غلط به درست وتصحیح رفتارهای غلط وبالا بردن انگیزه برای داشتن زندگی سالم سبب می شود کاهش وزن وحفظ آن با موفقیت همراه باشد .مسئله ی ما دراین پژوهش فقدان آگاهی ونگرش درست به عادات تغذیه ای افراد ونداشتن انگیزه ی بالا برا ی سلامتی است که یکی از شاخص های آن وزن متعادل می باشد.

۱-۴ اهمیت و ضرورت پژوهش:

     درنخستین کنگره بین المللی تغذیه وسیزدهمین کنگره تغذیه در ایرا ن درسال۹۳، معاونت  تحقیقات وفناوری وزارت بهداشت درمان وآموزش پزشکی با اشاره به اینکه زندگی ماشینی وکم شدن تحرک شهروندان سبب شده تا۶۵٪ از ایرانیان با چاقی یا اضافه وزن مواجه باشند، بیان داشت: بیماری های غیرواگیر۸۵٪ ازعلل مرگ ومیررا درکشور به خود اختصاص داده است که سکته قلبی ونارسایی تنفسی را میتوان ازجمله این بیماری ها دانست وبیماری های قلبی وعروقی مهم ترین مشکلی است که در ایران با آن مواجه هستیم که میتواند با دارو، رژیم غذایی و ورزش کنترل کرد. همچنین عضو کمیته علمی این کنگره بابیان اینکه براساس آخرین یافته های پژوهشی حدود۳۰٪جمعیت کشور به بیماری کبد چرب غیرالکلی مبتلا هستندکه این آمارنگران کننده است،گفت:این درحالیست که ۱۰سال پیش آمارمبتلایان به بیماری کبدچرب درکشورزیر۱۰٪ بوده است وتغذیه غلط ازمهم ترین دلایل ابتلا به بیماری کبدچرب غیرالکلی است که بیماری های قلبی_ عروقی ازقبیل تصلب شرایین ونارسایی قلب وعروق را به همراه دارد. همچنین در پژوهش های اخیر درکشورمان ردپای ۲۰ خوراکی آسیب رسان به سلامت، درسبد غذایی روزانه ی مردم شناسایی شده است (دیناروند،رئیس سازمان غذا و دارو).

    رئیس سومین کنگره پیشگیری و درمان چاقی درایران (۱۳۹۳)گفت:دریافت مواد غذایی نا مناسب و کم تحرکی دو عامل مهم در افزایش شیوع چاقی بعد از جنگ جهانی دوم،استفاده نا مناسب از مواد غذایی و کم تحرکی باعث افزایش اضافه وزن و چاقی شده به طوری که شیوع اضافه وزن و چاقی در۵۰ سال پیش  از ۱۰ درصد به حدود ۷۰ درصد رسیده است(ویژه نامه شماره ۱۹ پژوهشکده علوم غدد ومتابولیسم دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی شهید بهشتی ). به گفتۀ فریدون عزیزی رئیس سومین کنگره چاقی و درمان چاقی در ایران (۱۳۹۳)چاقی به عنوان مهم ترین مساله بهداشتی درمانی قرن در اکثر کشورهای جهان تلقی می شود و سازمان های جهانی که مسایل بهداشتی را تحت نظر دارند چاقی را به عنوان مشکل اصلی بروز بیماری های غیرواگیر ازجمله بیماری های قلبی، دیابت و سرطان در قرن ۲۱ قلمداد می کنند.

     وزارت کشاورزی ایالات متحده [3](۲۰۱۵) معتقداست با بهره گرفتن از برنامه های تغذیه ای صحیح،می توان ابتلاءبه مرگ ومیرناشی ازبیماری های قلبی را به میزان ۲۵٪ وسرطان را تا ۲۰٪ کاهش داد(نیک اعتقاد، ۱۳۷۲). معاون وزیر بهداشت درهمایش بسیج ملی کاهش مصرف نمک بیان داشت:۴۷میلیون ایرانی غذای ناسالم میخورند(سپید، روزنامه پزشکی ایران، ۱۳۹۳). شیوع اضافه وزن وچاقی در دهه ی اخیربه سرعت افزایش یافته است.پیش بینی میشود دوسوم بار بیماری ها در سال ۲۰۲۰ مربوط به بیماری های غیرواگیرمزمن باشد که اغلب با تغذیه وشیوه زندگی مرتبط هستند(همان).

     درجمهوری اسلامی ایران امربهداشت همواره درمباحث توسعه مندی کشورمدنظر بوده است چنانچه فصل ۲۵ قانون برنامه ی سوم توسعه اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی کشوربه بهداشت ودرمان اختصاص داده شده است ومخصوصا در ماده ی ۱۹۲ برای ارتقاء سلامت وبهداشت تاکید شده است(منصور،۱۳۷۷).

     ازدهه ی۱۹۸۰ سازمان بهداشت جهانی توجه خودرا ازرفتارهای انفرادی به گروهی وآموزش و درگیرشدن افراد درسلامتی اشان ارتقاء داد. اگرچه آموزش های عمومی به منظور افزایش آگاهی تغذیه ای وپیروی از آن ها صورت میگیرد ولی شکاف عمیقی میان آنچه درباره دریافت های غذایی توصیه می شود وآنجه درعمل ورفتارهای غذایی مشاهده می شود،وجوددارد. موفقیت برنامه های ارتقاءسلامت درزمینه تغذیه سالم نیازمند آگاهی افراد دراین زمینه است،اگرچه آگاهی همان رفتار نیست ولی می تواند یک عامل تعیین کننده رفتارهای غذایی باشدوبی شک یکی اززیباترین ابعاد مشارکت مردم در تغییرو اصلاح اوضاع بهداشتی، درگیری فعال افراد در وضع سلامتی خودشان است وعادات غذایی مطلوب وتغذیه صحیح درپیشگیری از بیماریها وداشتن زندگی سالم مؤثراست وبه بهبودکیفیت زندگی کمک می کند.باتوجه به اینکه ایران دهمین کشورچاق جهان است (دیلی تلگراف، ۱۳۹۱) و آمار اضافه وزن و چاقی براساس پژوهشی دربین خانم ها ی تهران از ۲۷٪و در بعضی مناطق تا ۶۳٪  متغیر است که این وضعیت ازنظرپزشکی و سلامتی  باید جدی گرفته شود (معاون مرکز دانشگاه علوم پزشکی ایران،۱۳۹۳ ). در گزارش اخیر مطالعه بررسی سلامت ملی و وضعیت تغذیه ای(۱۳۹۳) ۱۷ ٪ از افراد ۹-۲ سال از چاقی رنج می برند در حالیکه این میزان در دهه ی پیش ۵٪ بود و همچنین ۸٪ از نوجوانان۱۹-۱۵ ساله که دچارچاقی هستند، اختلال افسردگی عمده راتجربه می کنند. به طورکلی افراد چاق به علت نداشتن آگاهی لازم تغذیه ای و استفاده از رژیم های لاغری غیراستاندارد دچارکمبودهای مواد مغذی می شوندکه تهدیدی جدی برای سلامتی به شمار می آید. باتوجه به آمار اضافه وزن وچاقی در ایران و عوارض ناشی ازآن برسلامت افراد جامعه ونیزبیماریهای ناشی ازآن همراه با بنیادنگره ای این پژوهش نشان دهنده مسئله ی مهمی است که پرداختن به آن ضروری است. ازآن جایی که در کشورما مطالعات پراکنده ومحدودی در مورد تاثیرروش های مختلف آموزش بهداشت روی آگاهی تغذیه ای  وتغییر نگرش نسبت به صحیح مصرف کردن موادغذایی وعملکرد افراد(کاهش وزن بصورت علمی) صورت گرفته است.امیداست با انجام این طرح آموزش تغذیه تاثیرات مثبت همراه شدن رژیم غذایی با آموزش را نشان دهیم.

۱-۵ هدف پژوهش:

     شناخت سودمندی یک دوره آموزش تغذیه به منظور کاهش وزن که افزایش آگاهی تغذیه ای،تغییرنگرش مربوط به مصرف غذا وافزایش انگیزه برای زندگی سالم را به خوبی نشان می دهد.

۱-۶ پرسش های پژوهش :

۱-آیا دوره ی آموزشی طراحی شده، موجب افزایش سطح آگاهی تغذیه ای شرکت کنندگان شده است ؟

۲- آیا دوره ی آموزشی، موجب تغییر نگرش شرکت کنندگان به مصرف غذا  شده است؟

۳- آیا دوره ی آموزشی، موجب افزایش انگیزه شرکت کنندگان برای کاهش وزن شده است ؟

۴- آیا دوره ی آموزشی، موجب کاهش وزن شرکت کنندگان شده است ؟

۱-۷ تعریف متغیرها:

     دراین پژوهش آموزش، متغیر مستقل است. انگیزه، آگاهی ، نگرش وعملکرد (کاهش وزن ) متغیرهای وابسته هستند. میزان تحصیلات (دیپلم تا لیسانس) ، جنس (زن) و سن ( ۵۰- ۲۰) متغیرهای کنترل شده می باشند.

تعداد صفحه :87

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش میل جنسی، افزایش احقاق جنسی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه خوارزمی‌

دانشکده روانشناسی و علوم‌تربیتی

جهت اخذ پایان‌نامه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

عنوان:

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش میل جنسی، افزایش احقاق جنسی و کاهش تعارضات زناشویی زنان مبتلا به کم‌کاری میل جنسی

شهریور1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مقدمه: رابطه‌ی جنسی مطلوب بخش مهمی از زندگی زناشویی است و مطالعات از همبستگی بالای نارضایتی جنسی و تعارضات زناشویی حکایت دارند؛ بنابراین اهمیت پرداختن به درمان اختلالات جنسی و به تبع آن بهبود رابطة زناشویی ریشه در بهداشت روانی، جسمانی و سلامت خانواده دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر میل جنسی، احقاق جنسی و تعارضات زناشویی در زنان مبتلابه اختلال کم‌کاری میل جنسی بود. پژوهش در چارچوب طرح‌های تجربی تک آزمودنی با بهره گرفتن از یک خط پایه انجام شد. سه زن با روش نمونه‌گیری در دسترس، از بین زنان مراجعه‌کننده به یکی از مراکز روانشناسی و مشاوره کرج، انتخاب شدند و یک پروتکل درمانی هشت جلسه‌ای اجرا شد. شرکت‌کنندگان پرسشنامه‌های شاخص تمایل جنسی هالبرت، شاخص احقاق جنسی هالبرت، تعارضات زناشویی براتی و ثنایی و ذهن‌آگاهی بائر و همکاران و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از تغییرات روند و شیب و ملاک‌های درصد بهبودی و درصد کاهش نمرات برای هر بیمار استفاده شد.

یافته‌ها: شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر افزایش متغیرهای میل جنسی، احقاق جنسی و ذهن‌آگاهی و کاهش متغیر تعارضات زناشویی و به‌طور معناداری اثربخش بود و با درصد بهبودی بالینی بالایی همراه بود؛ به‌علاوه این نتایج در یک نوبت پیگیری 1 ماهه دوام مناسبی داشت.

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها، می‌توان نتیجه گرفت که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش علائم اختلال کم‌کاری میل جنسی، افزایش احقاق جنسی و کاهش تعارضات زناشویی زنان مبتلا‌به اختلال کم‌کاری میل جنسی دارد معناداری بالینی دارد.

واژگان کلیدی: شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، کم‌کاری میل جنسی، احقاق جنسی

فهرست مطالب

فصل اول..

1-1-مقدمه……………………………………………………………………………. 1

1-2-بیان مسئله  ………………………………………………………………………. … 2

1-3-اهمیت تحقیق…………….. 8

1-4– هداف……………………………………………………………………………. 10

1-5-فرضیات…………………………………………………………………………… 10

1-6- متغیرهای تحقیق. 10

1-6-1- میل جنسی.. 10

1-6-2- احقاق جنسی.. 10

1-6-3- تعارضات زوجی.. 11

فصل دوم

2-1 – مقدمه….. …. 14

2—2- رفتارها و تمایلات جنسی انسان. 14

2-2-1- رفتارها و تمایلات جنسی در کودکی.. 15

2-3- جنسیت و هویت جنسی.. 15

2-4- نقش جنسی.. 16

2-5- گرایش جنسی.. 17

2-6- هورمون‌ها، هورمون‌های عصبی و رفتار جنسی.. 17

2-7- تفاوت میل جنسی و محرک‌های شهوانی در زن و مرد. 17

2-8- خودارضایی.. 18

2-9- عشق و صمیمیت.. 19

2-10- مسائل جنسی و قانون. 20

2-11- تعریف میل جنسی.. 21

2-11-1-تعریف تجربی از میل جنسی.. 21

2-11-2- تعریف روان تحلیلی از میل جنسی.. 23

2-11-3- بازنمایی‌های درونی روابط والدین و ‌ایگوی بدن. 28

2-11-4- فاعلیت جنسی و عینیت‌بخشی به خود. 31

2-11-5- تصویر بدنی و تصویر تناسلی self در ادبیات تجربی.. 31

2-11-6- میل جنسی و هیجانات خاص… 33

2-11-7- جوانب شناختی میل جنسی.. 34

2-12- واسطه‌های غدد درون‌ریز عصبی و میل جنسی زن. 36

2-12-1- تستوسترون. 37

2-12-2- پرولاکتین. 38

2-12-3 – استروژن. 39

2-12-4- پروژسترون. 39

2-12-6- اʾکسیتوسین. 40

2-12-7- هورمون‌های تیروئید. 40

2-13- چرخة جنسی انسان. 40

2-13-1- دستگاه عصبی مرکزی و رفتار جنسی.. 40

2-13-2- پاسخ‌های فیزیولوژیک… 41

2-13-3- خلاصه‌ای از تاریخچۀ چرخۀ پاسخ جنسی زنان. 45

2-14- بررسی اختلالات جنسی زنان. 52

تاریخچه تقسیم‌بندی و مبحث شناسی اختلالات جنسی زنان. 52

2-15- اختلال میل جنسی.. 56

2-15-2- کژکاری‌های جنسی در DSM5. 56

2-15-4- شیوع 61

2-15-5- شکل‌گیری و روند. 63

2-15-6- عوامل خطر و پیش‌آگهی.. 63

2-15-7- تشخیص افتراقی.. 64

2-15-8- همزمانی اختلالات.. 65

2-16- ادراک نشانه‌های جنسی و HSDD.. 71

2-17- خیال‌پردازی‌های جنسی زنان. 72

2-17-1 محتوی خیال‌پردازی‌های جنسی.. 73

2-17-2- خیال‌پردازی‌های جنسی و HSDD.. 74

2-18- عوامل مؤثر در بروز اختلالات جنسی.. 75

2-18-1- عوامل بیولوژیکی.. 76

2-18-2- عوامل روان‌شناختی.. 77

2-18-2-1- تفرد و جدایی بین مادر و دختر. 83

2-18-2-2- همانندسازی با والدین و تمایلات جنسی زنان. 85

2-18-2-3- حواس‌پرتی شناختی.. 88

2-18-3- عوامل دارویی مؤثر در کژکاری جنسی.. 89

داروهای ضد اضطراب: 91

2-19- احقاق جنسی.. 92

2-20- تعارضات زناشویی.. 98

2-20-1- انواع تعارض و برخورد با تعارض… 101

2-20-2- عوامل مؤثر در بروز تعارض زناشویی.. 101

2-20-1- اثرات تعارض زناشویی.. 102

2-21- ذهن‌آگاهی.. 103

2-21-1- ذهن‌آگاهی چیست؟. 103

2-21-2- تأثیرات ذهن‌آگاهی.. 105

2-21-3- حالات ذهن‌آگاهی.. 107

2-21-3- شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBCT) 107

2-21-4- ذهن‌آگاهی همه‌روزه 108

2-21-5- استرس و شرایط انسانی.. 109

2-22- مروری بر پژوهش‌ها 110

2-22-1- تحقیقات خارجی.. 110

2-22-2- تحقیقات داخلی.. 116

فصل سوم.

3-1- طرح پژوهش… 122

3-2- جامعه آماری.. 122

3-3- حجم نمونه، روش نمونهگیری.. 123

3-4- گزارش بالینی بیماران. 124

3-5- ابزارهای پژوهش… 125

3-6- فرایند درمان. 127

3-7- روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 130

فصل چهارم.

4-1- توصیف آماری متغیرهای پژوهشی.. 133

4-2- یافته‌های مربوط به سؤالات پژوهش… 143

فصل پنجم

5-1- سؤالات پژوهش… 149

5-2- نتیجه‌گیری…………………………………… 153

محدودیت‌های پژوهش… 155

پیشنهادهای پژوهش… 155

منابع فارسی.. 158

منابع انگلیسی.. 160

پیوست 1 پرسشنامه احقاق جنسی‌هالبرت.. 178

پیوست 2: پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی.. 179

پیوست 3: پرسشنامه ذهن‌آگاهی بائر و همکاران. 184

پیوست 4: پرسشنامه تمایل جنسی‌هالبرت.. 187

1-1           مقدمه

اساس خانواده كه محور و هسته اصلی كلیه اجتماعات بشری است، بر غریزه جنسی مبتنی است. این غریزه خود نوعی كشش دلپذیر است كه زن و مرد را به‌سوی ازدواج كشانیده، بقا و تداوم خانواده را تضمین می‌کند (نادسون-مارتین و هنوگرات[1]، 2015). بنابراین، مسائل جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائلِ درجه اول زندگی زناشویی قرار داشته، سازگاری در روابط جنسی از عوامل مؤثر در خوشبختی محسوب می‌شود در حقیقت، شواهد قابل‌توجهی برای توصیف ارتباط نزدیك بین فعالیت جنسی و رضایت زناشویی وجود دارد. این امر نشان‌دهنده وجود رابطه‌ای دوطرفه بین اختلافات زناشویی و اختلالات جنسی است. لذا می‌توان گفت افرادی كه رضایت جنسی بیشتری دارند، در زندگی زناشویی نیز از رضایت بیشتری برخوردارند (چو[2]، 2014). بر اساس بسیاری از مطالعات بخش مهمی از مبنای ازدواج و استمرار زندگی زوجی سالم به مسئله نیاز به برقراری یک رابطه‌ی جنسی مطلوب و رضایت‌بخش بازمی‌گردد (ون اوردن[3] و همکاران، 2012) و پرواضح است که هرگونه اخلال و مانع در مسیر صحیح و سالم حیات جنسی زوج مانند اختلال مثل کم‌کاری میل جنسی که اتفاقاً شایع‌ترین اختلال جنسی در زنان گزارش‌شده است می‌تواند سلامت جنسی افراد را تحت‌تاثیر بگذارد و بر نارضایتی جنسی و به تبع نارضایتی زناشویی آنها منجر شود (فینچام[4] و بیچ[5]، 2010)، به‌خصوص اینکه رابطه جنسی سالم و رضایت‌بخش یکی از اساسی‌ترین وجوه تمایز رابطه زناشویی از سایر روابط انسانی دیگر است که در صورت ایجاد خلل و یا فقدان آن در زندگی زوجی ممکن است منجر به جدایی عاطفی و حتی طلاق نیز گردد (چو[6]، 2014)؛ از سویی نیز وقتی افراد در احقاق جنسی خویشتن مشکل دارند و دارای عزت‌نفس پایینی هستند و برای آنان دشوار است که نیازهای خود را بیان کنند و یا استقلال فردی خود را در روابط زناشویی حفظ نمایند (قیصری و کریمیان، 1392). عوامل متعددی در هر جامعه، باعث شکل‌گیری و تشدید این وضعیت برای زوج می‌شود (ثنایی و شفیعی، 1384). یکی از معیارهای قابل‌سنجش برای بررسی میزان خوشبختی زوجین، میزان رضایت‌مندی آن‌ها از روابط جنسی است. اگر زن و شوهر بتوانند ازنظر جنسی یکدیگر را ارضا کنند، قادرند بسیاری از تنش‌های زندگی را هم مدیریت کنند؛ اما اگر رابطه‌ی جنسی خوبی با هم نداشته باشند، گاهی حتی کوچک‌ترین مسائل و مشکلات زندگی نیز تبدیل به بحران می‌شود (بارکر[7] و چانگ[8]، 2013).

مشکلات و اختلالات مربوط به میل جنسی از حیطه‌های نسبتاً جدید در حوزه زوج‌درمانی می‌باشد که اختلال میل جنسی کم‌کار[9] بر اساس [10]DSM-5با کمبود یا فقدان خیال‌پردازی‌های جنسی و میل برای فعالیت جنسی مشخص شده است که این اختلال باید به پریشانی فردی آشکار منجر شود این اختلال ناشی از اثرات فیزیولوژیک مصرف مواد یا دارودرمانی و یا بیماری جسمانی نمی‌باشد (انجمن روان‌پزشکی آمریکا[11]، 2013)؛ که در این راستا در مطالعه حاضر بررسی درمان‌های نوین و اثربخش این اختلال در زنان پرداخته شد زیرا زنانی که از این اختلال رنج می‌برند، دچار پریشانی فردی شده که منجر به تنش و مشکلات ارتباطی و میان فردی خواهد شد و مطالعات اندکی بر روی مؤلفه‌های درمانی این اختلال در زنان انجام شده است. مشکلات ارتباطی و میان فردی ناشی از اختلال میل جنسی کم‌کار به‌نوبه خود می‌تواند موجب بروز مشکلات زناشویی و خانوادگی گردد که در بیشتر این موارد زوجین بجای مشاوره زناشویی به مشاوران خانوادگی ارجاع داده می‌شوند که در این میان درمان شناختی رفتاری رایج‌ترین درمان این اختلال است، اما پژوهش‌ها حاکی از این است که 50-40 درصد افرادی که با CBT[12] درمان شده‌اند، بهبودی ‌اندک یا هیچ بهبودی نشان نداده‌اند (برادفورد و مزتون[13]، 2011). ازاین‌رو توجه به مشخصه‌ های دیگر این اختلال (مانند بعد هیجانی) ضروری به نظر می‌رسد لذا در پژوهش حاضر از شیوه درمانی، شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی که به‌عنوان درمانی مفید و کم‌هزینه شناخته‌شده است (بروتو[14] و همکاران، 2013)، می‌گردد که سعی شد با توجه به اینکه میزان قابل‌توجهی از زنانی که از اختلال میل جنسی کم‌کار رنج می‌برند به کلینیک‌های روانشناسی مراجعه نمی‌کنند و آن‌ها به‌صورت نهفته از این اختلال رنج‌برده و با اثرات مخرب آن را در زندگی زناشویی درگیر هستند در یک مطالعه اولیه با نمونه‌هایی محدود از زنان اثربخشی و کارآیی درمانی آن بررسی و گزارش شود. این پژوهش سعی دارد که با شناخت عمیق این پدیده و با توجه به جامعیت درمان ذهن‌آگاهی و نیز امکان بررسی ریشه‌های عمیق روانی و باورهای هسته‌ای، خطاهای شناختی و سایر ابعاد ناسازگار شناختی که می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری اختلالات جنسی ازجمله اختلال کم‌کاری میل جنسی بشود همچنین تأثیرات ثابت‌شده روش ذهن‌آگاهی در کاهش علائم اضطراب گامی در راستای کاهش علائم و درمان زنان مبتلا‌به بی‌میلی جنسی و جلوگیری از تأثیرات منفی آن در زندگی شخص و روابط بین‌فردی افراد و زندگی زناشویی آنها دربردارد.

1-2          بیان مسئله

اختلال کم‌کاری میل جنسی شایعترین اختلال جنسی زنان است و با توجه به همبستگی بالای اختلالات جنسی و نارضایتی زناشویی وجود این اختلال می‌تواند ریسک طلاق را افزایش دهد فروتن و میلانی (1387) در مطالعه‌ای به بررسی شیوع اختلالات جنسی در متقاضیان طلاق مراجعه‌کننده به دادگاه‌های خانواده در تهران پرداختند و گزارش کردند که 7/66 درصد از مردان و 4/68 درصد از زنان از زندگی جنسی با همسرشان راضی نبودند و این نارضایتی را عامل اصلی تعارضات زناشویی خود بیان کردند. ابراهیمیان و همکاران (1388)، در مطالعه‌ای به مقایسه اختلالات جنسی زنان در زمان بارداری با قبل از آن پرداختند، نتایج مطالعه آن‌ها نشان داد ۷۸% زنان قبل و ۸۰% آنان حـین بـارداری حـداقل یكـی از اخـتلالات جنسـی را تجربـه كـرده بودنـد؛ این آمار تکان دهنده و همچنین وجود زمینه‌های فرهنگی و تابوهای اجتماعی در کشور ما، لزوم پرداختن به اختلالات جنسی از جمله اختلال کم‌کاری میل جنسی را بیش از پیش آشکار می‌کند. از سویی دیگر گسترش مرزهای دانش و تفکیک شیوه‌های تشخیصی و درمانی اثربخش و مداخلات جدید برای کاهش مشکلات مربوط به میل جنسی زنان همواره جز دغدغه‌های درمان‌گران است (APA، 2013). هرچند طبقه‌بندی و شرح اختلال و درمان مشکلات مربوط به میل جنسی کار دشواری است. نگرش‌ها راجع به مناسب بودن رفتار جنسی با هنجارهای اجتماعی و فرهنگی در هر دوره متفاوت است. به‌طور مثال، کلایتون و همکاران گزارش کردند که 100 سال قبل یک زن علاقه‌مند به رابطه جنسی و لذات جسمی، ازلحاظ روانی به‌هم‌ریخته بود و در حال حاضر، کمبود علاقه جنسی به‌عنوان نشانه‌ای کلینیکی که نیاز به مداخله دارد در نظر گرفته می‌شود.(کلایتون[15] و همکاران، 2006).

بر اساس گزارشات منتشر شده حدود 20 تا 30 درصد زنان و 5 تا 16 درصد از مردان از میل جنسی پایین برخوردار هستند البته شیوع اختلال کم‌کاری میل جنسی بسته به کشور مبدأ و روش ارزیابی، سن، فرهنگ و حتی آداب و قوانین اجتماعی تفاوت دارد به‌عنوان‌مثال تقریباً 6 درصد مردان جوان (18 تا 24 ساله) و 41 درصد مردان مسن‌تر (66 تا 74 ساله) مشکلاتی در رابطه با میل جنسی دارند لومن، (2006). اختلالات میل جنسی همچنین از مشکلات شایع در کلینیک‌های زناشویی درمانی گزارش‌شده است (بک[16]، 1995؛ مککیب[17]، 2001) و این اختلال می‌تواند تعارضات زوجی را شدت بخشد و رضایت زوجی را کاهش دهد (ترودل[18] و گلدفراب[19]، 2010). اختلالات مختلفی نظیر اختلالات خلقی و اضطرابی‌ می‌توانند با اختلال کم‌کاری میل جنسی همبود باشند افسردگی ازجمله اختلالات شایع همبود با این اختلال است که شیوع آن در زنان دو برابر مردان گزارش شده است (برومت[20] و همکاران، 2011). اضطراب عملکردی نیز از دیگر اختلالات همبود با اختلال کم‌کاری میل جنسی است که ممکن است در اثر ایجاد اختلال در نعوظ در مردان و یا داشتن تجربه مقاربت دردناک در زنان ایجاد شود که می‌تواند در درازمدت به اختلال کم‌کاری میل جنسی منجر شود (دنسترین[21] و همکاران، 2009). مطالعات زیادی همبستگی بین اختلال HSDD و اضطراب را نشان داده است، (بن‌آینزروث[22]، 2009)، همچنین تجارب دردناک هیجانی- عاطفی دوران کودکی مثل سوءاستفاده جنسی و یا مشاهده مشاجرات پدر و مادر هم از عواملی است که رد پای آن در اختلال HSDD دیده‌شده است، (گاتمن[23]، 2000) از طرفی مشکلات ارتباطی با همسر نیز ازجمله عواملی است که می‌تواند علائم HSDD را ایجاد کند، البته گاهی تعارضات زناشویی خود معلول HSDD است (هارتمن[24] و همکاران، 2002). تحقیقات نشان داده است که زنان مبتلا‌به اختلال کم‌کاری میل جنسی در مقایسه با زنان عادی از خطاهای شناختی بیشتری در مورد رابطه جنسی دارند مثلاً افکار اغراق‌آمیز و فاجعه‌آمیز از درد رابطه جنسی دارند که در درازمدت می‌تواند منجر به HSSD شود چراکه عمدتاً این افراد دارای سبک مقابله‌ای اجتناب می‌شوند که خود به شدت HSDD می‌افزاید و یک چرخه باطل شکل می‌گیرد (بوتزر[25] و کمپبل[26]، 2008) که بر اساس نظریۀ شناختی افراد درباره‌ی توانایی‌ها و نیازهای جنسی خود، باورهایی را شکل می‌دهند. کینگزبرگ[27] و آلتوف اظهار می‌کنند، باورها و طرح‌واره‌های شناختی[28] زیربنای رفتارها و پاسخ‌های جنسی (از قبیل آغازگری، ارگاسم و لذت جنسی) هستند. این باورها و طرح‌واره‌های زیربنایی آن‌ها، بر اساس تجربه‌های گذشته شکل می‌گیرند و چگونگی پردازش اطلاعات مرتبط با مسائل جنسی را تحت تأثیر قرار می‌دهند و رفتار جنسی فرد را در آینده هدایت می‌کنند (کینگزبرگ و آلتوف[29]، 2009). درواقع بر اساس تئوری شناختی به نظر می‌رسد، بین رفتارها و اختلالات جنسی با باورهای جنسی رابطه وجود دارد. باورهای جنسی به‌عنوان افکار و ایده‌های فرد در مورد رفتارهای جنسی تعریف می‌شود. مطالعات قبلی نشان داده است، باورهای جنسی متفاوت در شکل‌گیری بدکارکردی‌های جنسی متفاوت ازجمله HSDD نقش مهمی دارند (مارتین و همکاران[30]، 2012). این نتایج در پژوهش اسپکتور[31] (1996) نیز تأیید گشته است. هرچند باورهای بدکارکردی هم در زنان و هم در مردان نشان‌دهنده تأثیرپذیری عملکرد جنسی از باورهای بدکارکردی جنسی است، اما این تأثیر در زنان معنادارتر است. زنان دچار به بدکارکردی جنسی، به‌گونه‌ای معنادار، باورهای وابسته به خودپندارة جسمی بیشتری (مثل زنانی که ازلحاظ جسمی جذاب نیستند، نمی‌توانند ازنظر جنسی ارضا شوند) و باورهای مربوط به سن بیشتری (مثل زنان بعد از یائسگی میل جنسی‌شان را از دست می‌دهند) را نشان می‌دهند (مارتین و همکاران، 2012). مردان و زنانی که مبتلا‌به اختلال‌های جنسی هستند، نگرش‌های منفی‌تری نسبت به افراد سالم در مورد مسائل جنسی دارند (اسکانتز[32]، 2010). باورهای بدکارکردی جنسی، خواه توسط آموزش جنسی ناکافی، یا خواه توسط الگوهای فرهنگی متعارض تعیین شود، می‌تواند منجر به سکوتی رنج‌آور شود که به‌طور مخفیانه و بدون آگاهی صحیح از دلایل آن، شخص را ازلحاظ روانی تحلیل برده و از پای درمی‌آورد (بالانین[33]، 2012). با توجه به مطالب بیان شده، می‌توان گفت به علت وجود نگرش منفی، اسطوره‌ها و باورهای منفی که در میان زنان درباره‌ی تمایلات و روابط جنسی وجود دارد و مسلماً همان‌طور که گفته شد این باورها و اسطوره‌ها ریشه‌ای قوی در فرهنگ و اجتماع دارند- زنان در اجتماعات مردسالاری که چنین باورهای نادرستی را در زن نهادینه کرده‌اند، نمی‌توانند به‌گونه‌ای مناسب تمایلات جنسی مشروع خود را در روابط زناشویی بیان نموده و احقاق جنسی[34] پایینی در روابط جنسی و زناشویی خود خواهند داشت. این امر به دنبال خود پیامدهای ناگواری بخصوص در حیطه‌ی روابط زوج به‌جای خواهد گذاشت (دروگاتیس[35] و همکاران، 2008؛ گراهام[36]، 2009).

یکی دیگر از فاکتورهایی که در ارتباط مستقیم با کم‌کاری میل جنسی گزارش شده است، شاخص احقاق جنسی است. مطالعات نشان داده است که اختلال عملکرد جنسی در زنان با شاخص فوق رابطه مستقیم دارد (اوسلندر و همکاران، 2012). همچنین بین تصویر بدنی زنان و میل جنسی و احقاق جنسی آنها نیز رابطه مستقیم وجود دارد (اوسلندر و همکاران، 2007). اسدی و همکاران (1392)، گزارش کردند که شاخص احقاق جنسی در زنان با باورهای ارتباطی آنها و طبیعتاً نظام شناختی آنها مرتبط است بنابراین با بهره گرفتن از شناخت‌درمانی شانس تغییر این شاخص و به‌تبع آن افزایش عملکرد جنسی در زنان را می‌تواند در پی داشته باشد (پی‌فاس[37]، 2009). احقاق جنسی فاکتور مهمی در رضایت جنسی و زناشویی محسوب می‌شود (اسدی، سیاوشی، شیرعلی پور و همکاران، 2011). احقاق جنسی به‌منزله‌ی نوع فرعی ارتباط جنسی است و به‌عنوان توانایی فرد در جهت برقراری رابطه‌ی جنسی برای رفع نیازهای جنسی و آغاز کردن رفتار جنسی با شریک جنسی یا همسر قلمداد می‌شود (منارد و آفمن[38]، 2009). در جوامع پدرسالار، جایی که عطش جنسی زنان اغلب با اهانت و بدنامی مواجه می‌شود و در آن جامعه مردان با اعتقاد به اینکه زنان اشیاء جنسی هستند که نیاز یا حقوق جنسی ندارند، احقاق جنسی زنان اغلب با عکس‌العمل منفی از طرف آنان مواجه می‌شود. مزتون و ترانپل[39] (2005)، اظهار می‌دارد که فهم زنان و عطش مردان و رفتارهای زنانگی و مردانگی مقتضی و مناسب، احقاق جنسی را می‌سازد؛ منتهای مراتب برای یک زن مشکل است تا حقوق جنسی‌اش را حتی اگر از آن آگاه باشد اعاده کند؛ درنتیجه، فعل پذیری جنسی (غیرفعال بودن به لحاظ جنسی) یا فعل پذیری جنسی ادراک‌شده، خشم خود را برای ویرانی به سمت عامل جنسی و سلامت جنسی زنان آشکار می‌کند (باسون و همکاران[40]، 2007). عدم توازن در غلبه و احقاق خویشتن، غالباً با مسائل و مشکلات جنسی در ارتباط است. شکل‌های زیادی از مشکل جنسی در چنین موقعیت‌هایی مشاهده می‌شود، اما شایع‌ترین آن علاقۀ ‌اندك جنسی در فردی است که ویژگی جرأت‌ورزی و احقاق در وی کم است (شفیعی، 1384).

در خیلی اوقات زنان در احقاق جنسی خویشتن مشکل دارند و دارای عزت‌نفس پایینی هستند و برای آنان دشوار است که نیازهای خود را بیان کنند و یا استقلال فردی خود را در روابط زناشویی حفظ نمایند. عوامل متعددی در هر جامعه، باعث شکل‌گیری و تشدید این وضعیت برای زنان می‌شود. یکی از مسائلی که به‌صورت ناخودآگاه باعث پایمال شدن حقوق زنان و درماندگی آنان در جامعه شده، مربوط به افسانه‌ها و باورهای غلط جنسیتی و جنسی رایج در جامعه است (قیصری و کریمیان، 1392). علیرغم انقلاب جنسی این عصر، باز هم زنان در قیاس با مردان از این دیدگاه، فرودست و دنباله‌رو می‌باشند و باور غالبشان این است که در روابط جنسی باید مرد پیشگام شود. این نگرش سبب می‌شود که زنان نتوانند آگاهانه و آزادانه علائق روحی و جسمی خود را به اطلاع همسر خود رسانده و از او بخواهند که خواسته‌های جنسی آنها را برآورده سازد (فابر و اسمیت[41]، 2012). ریکرت (2002) اظهار می‌کند گرچه دانش ما در مورد روابط جنسی زناشویی بیش از گذشته است ولی در این مورد که روابط جنسی چگونه بر زندگی زناشویی اثر می‌گذارد و در مورد ماهیت تأثیر و تأثّر آن با دیگر پدیده‌های زناشویی دیدگاه محدودی داریم. مؤلفه‌های شناختی متعددی در تبیین اختلال HSDD مطرح‌شده‌اند. یکی از این مؤلفه‌ها، سوگیری توجه و خودوارسی افراطی است.) بارینستن[42]، 2006(بر نقش محوری این فرآیندهای شناختی در تداوم اختلال کم‌کاری تأکید کرده‌اند. بررسی‌ها نشان داده‌اند که در رابطه جنسی، توجه فرد می‌تواند بر”درون” یا جنبه‌هایی از خود نظیر برانگیختگی، رفتار، افکار، عواطف یا “بیرون”، نظیر نگرانی از قضاوت منفی همسر، ناتوانی دررسیدن به اوج لذت جنسی و یا ناتوانی در رساندن همسر به اوج لذت جنسی شود. توجه معطوف به خود مربوط به فرآیندی است که در آن توجه به‌سوی محرک‌های مربوط به خود هدایت می‌شود (باتزر و کمپبل، 2008). توجه معطوف به خود نقش مهمی در تداوم این اختلال بر عهده دارد. لورنزو[43] و همکاران، (2010) نشان دادند که صرف‌نظر از ویژگی‌های اختلال کم‌کاری میل جنسی و پیامدهای آن، توجه معطوف به خود و خودوارسی افراطی سبب افزایش اضطراب و به‌تبع آن کاهش میل جنسی می‌گردد. از دیگر مؤلفه‌های روان‌شناختی دخیل در ایجاد این اختلال وجود خطاهای شناختی نظیر تعمیم افراطی، ذهن‌خوانی، است که با بهره‌گیری از تکنیک‌های شناخت‌درمانی می‌توان آنها را اصلاح کرد و علائم بیماری را کاهش داد. از دیگر تبعات اختلالات جنسی مثل کم‌کاری میل جنسی و پایین بودن شاخص احقاق جنسی ایجاد تعارضات زناشویی است که مطالعات زیادی همبستگی بین این دو را نشان داده‌اند (دیلدار و همکاران، 2013). سلامت جنسی موضوع مهمی در روابط زناشویی است و به ثبات ازدواج و پایداری و رضایت زناشویی و جنسی زوجین کمک می‌کند. سلامت جنسی نیازمند رویکرد مثبت، عاری از اضطراب و قطعاً همراه با میل و رضایت طرفین برای ارتباط جنسی و به همان اندازه نیازمند امکان افزایش تجارب جنسی ایمن و لذت‌بخش و رهایی از تبعیض و خشونت در روابط زناشویی است (هیگینز[44] و همکاران، 2011) همسرانی که از نظر جنسی در ازدواج بیشتر راضی هستند در کل از ازدواج هم رضایت بیشتری دارند (باتزر و کمپبل، 2008). رضایت زناشویی به‌عنوان درجه‌ای که زوجین از برآورده شدن انتظارات و نیازهای خود و همسرانشان آگاه می‌شوند تعریف شده است (بارینتوز و پائز[45]، 2006) و به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به حفاظت از خانواده و کیفیت بهتر زندگی مرتبط است. درحالی‌که نارضایتی از ازدواج به استرس، اضطراب، فروپاشی خانواده منجر خواهد شد (آماتو[46]،1991؛ بوتزر و کمپ بل،2008؛ و برگنر[47]، 2009)؛ بنابراین توضیحات و مطالعات درمان و کاهش علائم HSDD می‌تواند در افزایش احقاق جنسی و به تبع آن کاهش تعارضات زوجی و افزایش استحکام بنیان خانواده مؤثر باشد. برای درمان این اختلال رویکردهای درمانی مختلفی ابداع شده است که از این میان درمان شناختی – رفتاری (CBT) به‌عنوان درمان انتخابی برای این اختلال می‌باشد (ریزوی[48] و همکاران، 2011). با توجه به آنچه در مورد اضطراب و مؤلفه‌های شناختی ناسازگار در مورد اختلال HSDD بیان گردید می‌توان نتیجه گرفت که کاربست تکنیک‌های آموزشی و درمانی CBT می‌تواند در بهبود این اختلال مؤثر واقع شود. از سویی دیگر شواهد اولیه از چندین مطالعه نشان می‌دهد که آموزش توجه باهدف تغییر توجه متمرکز در مورد افراد مبتلا HSDD مورداستفاده قرارگرفته است (بوری[49] و همکاران، 2013). آزمایش‌های بالینی نشان می‌دهد 40 تا 50 درصد بیمارانی که درمان شناختی رفتاری را دریافت کرده‌اند بهبود ‌اندکی یافته‌اند (برادفورد و مزتون، 2011). ازاین‌رو نیاز به توسعه و پیشرفت بیشتری برای درمان این اختلال در آینده وجود دارد. (بروتو، 2013).

بنابراین آموزش ذهن‌آگاهی نوعی مداخله آموزش توجه است که موجب افزایش اثر درمان شناختی – رفتاری می‌شود (هایس[50]، فولت[51] ذهن‌آگاهی ازجمله درمان‌های موج سوم است که در سال‌های اخیر موردتوجه درمانگران قرارگرفته است (کابات زین، 1982؛ لینهان[52]، 2004). درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (سگال، ویلیامز و تیزدل[53]،2002) یک برنامه مداخله بالینی است که بر پایه آموزش نظام‌مند ذهن‌آگاهی استوار است. آزمایش‌های بالینی صورت گرفته در مورد درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی نشان می‌دهد که این درمان موجب کاهش قابل‌توجهی در علائم استرس، اضطراب و افسردگی در طیف گسترده‌ای از جمعیت بالینی و غیربالینی می‌گردد (بائر[54]، 2004). از لحاظ نظری پذیرفته‌شده است که درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی از طریق آموزش بیمار برای به دست آوردن کنترل توجه و افزایش تحمل در عواطف منفی، منجر به کاهش نگرانی، نشخوار فکری و جنبه‌های منفی توجه معطوف به خود می‌گردد (براون[55]و همکاران،2007). فرضیه اساسی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی آن است که ذهن دارای دو حالت گسترده است: حالت ذهنی در حال انجام و حالت ذهنی بودن.” حالت انجام دادن “شامل تفکر بسیار در مورد آینده یا گذشته و نبودن در لحظه حاضر است. حالت انجام شامل بازشناسی تفاوت بین اینکه چیزها چگونه‌اند و ما می‌خواهیم چگونه باشند می‌باشد. سپس تفاوت‌ها به‌صورت خودکار احساسات منفی را فعال خواهند کرد که می‌تواند الگوی فکری همیشگی را راه‌اندازی کند تا شخص را نسبت به حرکات و اعمالی سوق دهد تا درصدد رفع اختلاف بین حالت موجود و حالت مطلوب باشد. اگر اعمال به‌صورت موفقیت‌آمیزی این شکاف را کاهش دهد و حالت مطلوب حاصل شود، حالت انجام دادن از ذهن شخص خارج خواهد شد؛ اما اگر پس از اقدامات صورت گرفته، تفاوت‌ها باقی بماند ذهن در این حالت انجام دادن، پیرامون جستجوی اجباری برای راه‌های احتمالی نگه‌داشته خواهد شد تا این اختلافات را کاهش دهد.”حالت بودن” به‌جای تفکر در مورد مشکلات یا موقعیت‌ها، به مشاهده و پذیرش مستقیم هر آنچه در لحظه‌ی حاضر رخ می‌دهد، مانند افکار و احساساتی که اقدام فوری را برمی‌انگیزند مشخص می‌شود. به‌جای عمل کردن بر اساس چنین افکار و احساساتی، فرد صرفاً آنها را مشاهده و موردتوجه قرار می‌دهد. هیچ کوششی برای ارزیابی‌ منطق افکار مشاهده‌شده یا بررسی یا تغییر محتوای آنها صورت نمی‌گیرد. این رویکرد ذهن‌آگاهی نسبت به افکار و احساسات، واکنش‌پذیری نسبت به خلق را کُند می‌سازد و زمان و توانایی انتخاب پاسخ‌های جدید را افزایش می‌دهد. همچنین نشخوار را کاهش و پذیرش افکار و احساسات را تقویت می‌کند و گرایش به در نظر گرفتن افکار به‌عنوان بازنمایی‌هایی لزوماً دقیقی از حقیقت در مورد خود یا جهان را کاهش می‌دهد (بائر، 2006). تاکنون چند مطالعه، آموزش ذهن‌آگاهی را در درمان اختلالات جنسی به کار گرفته‌اند (فارب[56] و همکاران، 2010؛ هولزل[57]، 2011). در یک مطالعه، بروتو و همکاران 2010 درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی را در درمان این اختلال به‌کاربرده‌اند. در این مطالعه به ارزیابی اثر درمانی فردی با هدف آموزش تمرکز حواس و آموزش ذهن‌آگاهی در 9 بیمار مبتلا‌به اختلالات جنسی پرداخته‌شده است. نتیجه این مطالعه نشان داد که این درمان منجر به بهبود اضطراب، نشخوار فکری و اجتناب تجربه‌ای در این بیماران گردید و اثربخشی آن نزدیک به درمان شناختی – رفتاری است. تاکنون از ذهن‌آگاهی در درمان اختلالات مختلفی ازجمله اختلالات اضطرابی و خلقی استفاده‌های زیادی شده است همچنین در سال‌های اخیر ذهن‌آگاهی در درمان اختلالات جنسی موردتوجه قرارگرفته است. بروتو و باسون در سال 2014 از ذهن‌آگاهی برای درمان اختلالات انزال در مردان و ارگاسم در زنان استفاده کردند و اثربخش بودن این درمان را گزارش کردند. بروتو و باسون در سال 2008 موفق به درمان اختلال انگیختگی جنسی زنان با بهره گرفتن از روش ذهن‌آگاهی شدند. همین محققان در سال 2012 به مطالعه اثربخشی رفتاردرمانی شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در درمان اختلالات جنسی زنانی که تجربه سوءاستفاده در کودکی را داشتند پرداختند و مؤثر بودن درمان را اعلام کردند. (بروتو و باسون، 2012).

از طرفی عوامل روان‌شناختی که منجر به اختلال جنسی می‌شود، مانند اختلال میل جنسی کم‌کار، دلایل دور و نزدیک دارند (لامن[58] و همکاران، 1999). مثال‌هایی از دلایل نزدیک عبارت‌اند از:‌ ترس از شکست، اضطراب عملکرد، اضطراب پاسخ (مثلاً اضطراب برای فقدان برانگیختگی)، فقدان تحریک کافی، روابط مشکل‌دار. برای هدف قرار دادن دلایل دور، درمان بر باید بر نقش آسیب‌های جنسی، مسائل مربوط به هویت جنسی یا جهت‌گیری جنسی، غم فقدان همسر ازدست‌رفته یا وابستگی به والدین و همچنین جنبه‌های مذهبی، ‌فرهنگی و اجتماعی تکیه کند. وجود خطاهای شناختی، افکار خودآیند منفی، باورهای هسته‌ای ناکارآمد و سایر فاکتورهای شناختی ازجمله عوامل روان‌شناختی مؤثر در بروز اختلال میل جنسی کم‌کار در زنان است که این‌گونه مسائل باید در ابتدای درمان کشف شوند تا راهبرد درمانی شناختی تمهیدات درمانی خاصی برای آنها در نظر گرفته شوند. از شناخت‌درمانی در درمان برخی اختلالات جنسی استفاده شده است. درمان اختلال انزال زودرس مردان، (سبولا[59] و همکاران، 2013) اختلال نعوظ و اختلال ارگاسم در زنان (کاروالو، 2010)؛ اما ازآنجایی‌که برخی از افراد اساساً مفروضه‌های شناخت‌درمانی را ندارند (یانگ، 2003) و وجود برخی شناخت‌واره‌های داغ در افراد مانع از اثربخشی مناسب شناخت‌درمانی می‌شود (بروتو و باسون، 2012). لذا با توجه به مطالب عنوان شده در مورد عوامل نگه‌دارنده HSDD، همچون توجه معطوف به خود، خود وارسی افراطی، تعمیم افراطی و نشخوار فکری، در این تحقیق سعی شده با ترکیب روش ذهن‌آگاهی و کاهش اضطراب بیمار و نیز شناخت‌درمانی بتوان همزمان از مزایای هردو روش استفاده کرد و گامی در جهت درمان و یا کم کردن علائم اختلال کم‌کاری میل جنسی در زنان برداشت و هدف اصلی پژوهش حاضر پاسخگویی به این پرسش می‌باشد که آیا در طی یک مطالعه پایلوت و طراحی چارچوب درمانی ترکیبی در یک نمونه محدود بالینی از زنان، شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش علائم HSDD، اثربخش می‌باشد یا خیر؟

1-3          اهمیت تحقیق:

رابطه‌ی جنسی مطلوب بخش مهمی از زندگی زناشویی است، اما کاملاً تحت تأثیر جو روانی و عاطفی زندگی است. امروزه یکی از معیارهای قابل‌سنجش برای بررسی میزان خوشبختی زوجین، میزان رضایت‌مندی آن‌ها از روابط جنسی است. اگر زن و شوهر بتوانند از نظر جنسی یکدیگر را ارضا کنند، قادرند بسیاری از تنش‌های زندگی را هم مدیریت کنند؛ اما اگر رابطه‌ی جنسی خوبی با هم نداشته باشند، گاهی حتی کوچک‌ترین مسائل و مشکلات زندگی نیز تبدیل به بحران می‌شود. مشکلات و اختلالات مربوط به میل جنسی از حیطه‌های نسبتاً جدید در حوزه زوج‌درمانی می‌باشد. اختلال میل جنسی کم‌کار از ابتدا به‌عنوان یک اختلال تعریف‌شده جداگانه در طبقه‌بندی اختلالات جنسی در منابع روانشناسی و روان‌پزشکی وجود نداشته است (کاپلان و سادوك، 2009)؛ زیرا تا پیش‌ازاین طبقه‌بندی اختلالات بیشتر بر روی پاسخ‌های زیستی متمرکز بوده است (اسکنراچ و همکاران، 2003). در نسخه‌های بعدی که توسط کاپلان منتشر شد، در طبقه‌بندی اختلالات به تجربیات ذهنی و عوامل روانی توجه نموده و امیال را در طبقه‌بندی مدنظر قرار داده است باسون (2000) بیان نمود که عوامل بافتی و زمینه‌ایی بیولوژیکی و عوامل روانی عاطفی در فعالیت جنسی زنان دخیل می‌باشند. باسون اعتقاد دارد که برانگیختگی جنسی زنان به زمینه بروز عواطف بستگی دارد؛ لذا زنان به‌منظور برانگیخته شدن برای فعالیت جنسی بایستی بتوانند ابتدا عواطف خود را ابراز نمایند. اختلالات میل جنسی بر اساس راهنمای آماری طبقه‌بندی اختلالات روانی و روان‌پزشکی انجمن روان‌پزشکی آمریکا نسخه تجدیدنظر شده پنجم[60] به دودسته اختلال میل جنسی کم‌کار و اختلال انزجار جنسی طبقه‌بندی‌شده است. ویژگی‌های اصلی اختلال میل جنسی کم‌کار کمبود یا فقدان خیال‌پردازی‌های جنسی و میل برای فعالیت جنسی است. این اختلال باید به پریشانی فردی آشکار منجر شود این اختلال ناشی از اثرات فیزیولوژیک مصرف مواد یا دارودرمانی و یا بیماری جسمانی نمی‌باشد (کاپلان[61] و سادوك[62]، 2009)؛ بنابراین زنانی که از این اختلال رنج می‌برند، دچار پریشانی فردی شده که منجر به تنش و مشکلات ارتباطی و میان فردی خواهد شد. مشکلات ارتباطی و میان فردی ناشی از اختلال میل جنسی کم‌کار به‌نوبه خود می‌تواند موجب بروز مشکلات زناشویی و خانوادگی گردد که در بیشتر این موارد زوجین بجای مشاوره زناشویی به مشاوران خانوادگی ارجاع داده می‌شوند. درمان شناختی رفتاری رایج‌ترین درمان این اختلال است، اما پژوهش‌ها حاکی از این است که 50-40 درصد افرادی که با CBT درمان شده‌اند، بهبودی ‌اندک یا هیچ بهبودی نشان نداده‌اند (هافمن و بوگل، 2006؛ به نقل از پیت[63] و همکاران، 2010). ازاین‌رو توجه به مشخصه‌ های دیگر این اختلال (مانند بعد هیجانی) ضروری به نظر می‌رسد. لذا در پژوهش حاضر از شیوه درمانی، شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی که به‌عنوان درمانی مفید و کم‌هزینه شناخته‌شده است (پیت و همکاران، 2010)، می‌گردد. این پژوهش سعی دارد که با شناخت عمیق این پدیده و با توجه به جامعیت درمان ذهن‌آگاهی و نیز امکان بررسی ریشه‌های عمیق روانی و باورهای هسته‌ای، خطاهای شناختی و سایر ابعاد ناسازگار شناختی که می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری اختلالات جنسی ازجمله اختلال کم‌کاری میل جنسی بشود همچنین تأثیرات ثابت‌شده روش ذهن‌آگاهی در کاهش علائم اضطراب گامی در راستای کاهش علائم و درمان زنان مبتلا‌به بی‌میلی جنسی و جلوگیری از تأثیرات منفی آن در زندگی شخص و روابط بین‌فردی افراد و زندگی زناشویی آنها بردارد؛ چراکه اختلال کم‌کاری میل جنسی علاوه بر پریشانی فردی منجر به مشکلات ارتباطی و میان فردی در زندگی زناشویی افراد می‌شود که گاهی در زنان منجر به دلسردی نسبت به همسر و زندگی خانوادگی گردیده و طلاق عاطفی و گاهی قانونی را سبب می‌شود. میزان قابل‌توجهی از زنانی که از اختلال میل جنسی کم‌کار رنج می‌برند به کلینیک‌های روانشناسی مراجعه نمی‌کنند و آن‌ها به‌صورت نهفته از این اختلال رنج‌برده و با اثرات مخرب آن را در زندگی زناشویی درگیر هستند. با توجه به اقبال مردم در سال‌های اخیر نسبت به روانشناسان و درمانگران این مشکل نیز به مشکلاتی که زنان برای رفع آنان به روانشناسان مراجعه می‌کنند افزوده‌شده است اما مطالعات عمیق ‌اندکی در این خصوص تاکنون در داخل کشور انجام‌شده است و مطالعات خارجی نیز به دلیل تفاوت‌های فرهنگی موجود چندان مفید نمی‌باشند اهمیت نظری این پژوهش به دلیل مطالعه عمیق میل جنسی کم‌کار در زنان، طراحی یک پروتکل درمانی جامع توسعه مرزهای دانش و تولید علم در این زمینه می‌باشد؛ و علاوه بر آن به کاهش علائم و درمان این اختلال و نیز کاهش تبعات ناشی از این اختلال در روابط بین‌فردی و نارضایتی‌های زناشویی با توجه به فرهنگ بومی کمک می کند. اهمیت عملی این پژوهش با توجه به آسیب‌های شناختی، هیجانی، عاطفی، همچنین مشکلات زناشویی و میان فردی که این اختلال در زندگی این افراد ایجاد می‌کند، مطرح می‌باشد. با رویکرد شناخت‌درمانی شناخت عمیق اختلال میل جنسی کم‌کار در زنان امکان‌پذیر می‌باشد و می‌تواند ما را به فهم بیشتر و روشن‌تری از آسیب‌شناسی روانی اختلال میل جنسی کم‌کار برساند و همچنین در ترکیب با ذهن‌آگاهی می‌تواند اثربخشی درمان این اختلال را بیشتر کند و همین‌طور در حوزه‌ی تولید علم، جنبه‌های نوآورانه‌تری را در اختیار جامعه متخصصان قرار دهد (بروتو، 2014).

1-4          اهداف

1- تعیین اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در افزایش میل جنسی، افزایش احقاق جنسی و کاهش تعارضات زناشویی در زنان مبتلا به اختلال کم‌کاری میل جنسی.

1-5           فرضیات

  • شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در افزایش میل جنسی زنان مبتلا به کم‌کاری میل جنسی مؤثر است.
  • شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در افزایش احقاق جنسی زنان مبتلا به کم‌کاری جنسی مؤثر است.
  • شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش تعارضات زناشویی زنان مبتلا به کم‌کاری میل جنسی مؤثر است.

-6- متغیرهای تحقیق:

1-6-1- میل جنسی:

الف: تعریف مفهومی: تمایل جنسی بهنجار تمایلی است که به‌موجب آن فرد مایل به برقراری رابطه جنسی با همسر می‌باشد و موجبات لذت خود و همسرش را فراهم می‌آورد؛ شامل تحریک اعضای جنسی اولیه، همراه با مقاربت است؛ احساس نامتناسب گناه یا اضطراب در آن وجود ندارد؛ و از سر اجبار نیست. (کاپلان و سادوک، 2009).

ب: تعریف عملیاتی: برای ارزیابی ‌میل جنسی از شاخص تمایل جنسی هالبرت استفاده می‌شود. آزمون شامل 25 سؤال است و در انتخاب گزینه‌های آن از مقیاس 5 درجه‌ای لیکرت استفاده شده است. گزینه‌ها از همیشه تا هرگز متغیر است و هر سؤال بین 0 تا 4 نمره می‌تواند داشته باشد.

1-6-2- احقاق جنسی:

الف: تعریف مفهومی: احقاق جنسی یا جرئت‌ورزی جنسی توانایی فرد در ابراز نیازها و خواسته‌های جنسی‌اش را می‌سنجد (منارد و آفمن، 2009).

ب: تعریف عملیاتی: برای ارزیابی این شاخص از احقاق جنسی هالبرت استفاده می‌شود. آزمون شامل 25 سؤال است و در انتخاب گزینه‌های آن از مقیاس 5 درجه‌ای لیکرت استفاده شده است. گزینه‌ها از همیشه تا هرگز متغیر است و هر سؤال بین 0 تا 4 نمره می‌تواند داشته باشد

1-6-3- تعارضات زوجی:

الف: تعریف مفهومی: تعارض زناشویی به مخالفت‌های آشکار میان زوجین اطلاق می‌شود که توسط زوجین به‌عنوان عدم توافق و اختلاف‌نظر یا منشأ مشکلات در روابط شناخته می‌شود (ون اوردن و همکاران، 2012). تعارض زناشویی نوعی عدم توافق مداوم و معنادار بین دو همسر است که حداقل یکی از آنها آن را گزارش دهد (هالفورد[64] و همکاران، 2001) و می‌تواند دامنه گسترده‌ای از آزارهای کلامی و جسمانی تا رفتارها و ویژگی‌های شخصیتی داشته باشد (فینچام و بیچ، 2010).

ب: تعریف عملیاتی: پرسشنامه تعارضات زناشویی یک ابزار داخلی 54 سؤالی است (طراحی‌شده توسط ثنایی و همکاران) که برای سنجیدن تعارض‌های زناشویی به کار می‌رود و 8 بعد از تعارضات زناشویی را می‌سنجد که عبارت‌اند از کاهش همکاری، کاهش رابطه جنسی، افزایش واکنش‌های هیجانی، افزایش جلب حمایت فرزندان، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر، جدا کردن امور مالی از یکدیگر و کاهش ارتباط مؤثر.

تعداد صفحه :204

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد گرمسار

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد( M.A)

در رشته روانشناسی گرایش عمومی

عنوان :

اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                              صفحه

چکیده ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..ط

فصل یکم-کلیات پژوهش

1-1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………….1

1-2- بیان مساله……………………………………………………………………………………………………………………………………………2

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………….3

1-4-اهداف پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………………4

1-5- فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………5

1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش …………………………………………………………………………………………6

فصل دوم-ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1-مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..10

2-2- نگرانی و عاطفه منفی……………………………………………………………………………………………………………………………10

2-2-1-تفاوت نگرانی با عواطف منفی دیگر…………………………………………………………………………………………………….11

2-2-2- انواع نگرانی…………………………………………………………………………………………………………………………………….11

2-2-3- علل نگرانی……………………………………………………………………………………………………………………………………..12

2-2-4- ویژگی های شخصیتی افراد نگران………………………………………………………………………………………………………12

2-2-5- حوزه های نگرانی…………………………………………………………………………………………………………………………….13

2-2-6- عدم تحمل بلاتکلیفی و نگرانی………………………………………………………………………………………………………….13

2-3-افسردگی………………………………………………………………………………………………………………………………………………14

2-3-1- انواع اختلال افسردگی……………………………………………………………………………………………………………………….16

2-3-2- عوامل مرتبط با افسردگی…………………………………………………………………………………………………………………..17

2-3-3- علائم و نشانه های افسردگی……………………………………………………………………………………………………………..17

2-3-4- تفاوتهای جنسی در افسردگی…………………………………………………………………………………………………………….19

2-3-5- همه گیر شناسی افسردگی…………………………………………………………………………………………………………………20

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                  صفحه

2-4- سبک پاسخی نشخواری……………………………………………………………………………………………………………………….21

2-4- 1- تفاوتهای جنسیتی…………………………………………………………………………………………………………………………..21

2-4- 2- تفاوتهای فردی………………………………………………………………………………………………………………………………22

2-5- ذهن آگاهی…………………………………………………………………………………………………………………………………………23

2-5- 1- کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی………………………………………………………………………………………………….26

2-5- 2- مکانیزم دخیل در ذهن آگاهی………………………………………………………………………………………………………….27

2-6- پیشینه تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………………27

2-6- 1- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور……………………………………………………………………………………………..27

2-6- 2- تحقیقات انجام شده در داخل کشور…………………………………………………………………………………………………30

فصل سوم- روش تحقیق

3- 1- مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………………..34

3- 2- طرح پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………….34

3- 3- جامعه آماری……………………………………………………………………………………………………………………………………..35

3- 4- ملاکهای ورود و خروج………………………………………………………………………………………………………………………35

3- 5- روش های جمع آوری داده ها…………………………………………………………………………………………………………….36

3- 6- ابزار اندازه گیری داده ها…………………………………………………………………………………………………………………….36

3-6- 1- پرسشنامه سبک پاسخ RSQ…………………………………………………………………………………………………………..36

3-6- 2- آزمون افسردگی بک………………………………………………………………………………………………………………………38

3-6-2- 1- توصیف پرسشنامه……………………………………………………………………………………………………………………..40

3-6- 2-2- اعتبار روایی………………………………………………………………………………………………………………………………42

3-6- 2-3- روش اجرا و نمره گذاری……………………………………………………………………………………………………………43

3-6- 2-4- تفسیر نمرات……………………………………………………………………………………………………………………………..43

3-6- 3- پرسشنامه نگرانی پن……………………………………………………………………………………………………………………….44

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                  صفحه

3-6- 3-1- شیوه اجرای پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………44

2-5- 1- تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………………………………………………………………48

فصل چهارم-تجزیه و تحلیل یافته ها

4- 1- یافته های توصیفی……………………………………………………………………………………………………………………………………50

4- 2- یافته های استنباطی…………………………………………………………………………………………………………………………………..51

4- 2-1- فرضیه اول پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………….52

4- 2-2- فرضیه دوم پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………….54

4- 2-3- فرضیه سوم پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………56

فصل پنجم بحث و نتیجه گیری

5- 1- مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………… ………………59

5- 2- چکیده فصول………………………………………………………………………………………………………………………………………….59

5- 3- بحث …………………………………………………………………………………………………………………………………………………….60

5- 4- نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………………………….61

5- 5- محدودیت های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………65

5- 6- پیشنهاد های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………..65

5- 7- پیشنهاد های کاربردی……………………………………………………………………………………………………………………………….66

5- 8- منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….66

5- 9- منابع لاتین………………………………………………………………………………………………………………………………………………70

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی در زنان بخش اورژانس بیمارستان شهدا انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا شهر تهران در سال1394می باشند. با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی از بین زنان شاغل در بخش اورژانس ، ،با توجه به ملاک‌های در نظر گرفته شده تعداد 30 نفر از این زنان انتخاب شدند و آنها را به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم(15نفر برای هر گروه) سپس آزمون‌های نشخوار فکری نولن-هوکسما، افسردگی بک و احساس نگرانی پن، از هر دو گروه گرفته شد، گروه آزمایش در برنامه 8 جلسه‌ای 90 دقیقه‌ای آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کرد و گروه کنترل در این مدت آموزشی دریافت نکرد.

تجزیه وتحلیل داده ها با بهره گرفتن از شاخص های آماری تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی طی 8 جلسه تاثیر معناداری  (001/0p<)  برمیزان نشخوارفکری،افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس داشته است.

واژگان کلیدی : شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی، نشخوار فکری ،افسردگی ، احساس نگرانی

مقدمه

ذهن آگاهی نوعی هشیاری است، زمانی پدیدار می شود که ما با تجربیاتمان  به گونه ای دقیق و با جزئیات ، حاضر در زمان حال و بدون قضاوت مواجه می شویم .به زبان ساده آگاه بودن از چیزی است که در حال وقوع است ،توجه دقیق و مستقیم به آن و ارتباط با آن همراه با پذیرش است(کرینه[1]،2009). شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی یک درمان روانشناختی است که جنبه های شناخت درمانی بک و برنامه ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین[2] (1990) را با یکدیگر ترکیب می کند و با معطوف کردن توجه به زمان حاضر و یک آگاهی غیر قضاوتمندانه به تجارب درونی و بیرونی مشخص می شود .در این روش برای خطاهای شناختی و بیرون راندن افکار از هشیاری تلاشی نمی شود.همچنانکه شخص مهارتهای ذهن آگاهی را یاد میگیرد، می آموزد که برای قضاوت و سرزنش کردن خود، که سوخت و تغذیه کننده ی افکار منفی هستند، قدرت ، اختیار و ارزش کمتری قائل شود و به این حالت ها با مهربانی و پذیرش  پاسخ دهد.(کویکن[3] ،2010).آموزه ی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای بیماران به این هدف صورت می گیرد که آنان به درک این نکته نائل آیند که ، افکار تنها ” فکر” هستند و “واقعیت” نیستند.هنگامی که آنها توانستند به افکارشان صرفا به عنوان یک فکر و چیزی جدا و بیرون از خودشان بنگرند ،آنگاه می توانند با دید روشن تری به واقعیت بنگرند و مدیریت بیشتری بر وقایع داشته باشند . این روش درمانی توجه و تمرکز و استفاده از تکنیک هایی جهت تمرین این تمرکز و بکار بستن آن در لحظه لحظه ی زندگی را به افراد می آموزد و این توانایی را به آنان میدهد که با وقوع اولین نشانه ها ، از قبیل خلق منفی ، افکار منفی و شیوه های پردازش ناکارآمد ، خودشان را به لحظه ی حال بیاورند و با تمرکز بر اجزایی مانند تنفس ، احساسات بدنی و اعمالشان درنهایت از افتادن در دام ” مارپیچ نزولی” افسردگی رهایی یابند(سگال[4]،2002).

بیان مسئله:

یکی از بخش هایی که زنان شاغل در بیمارستان، به فعالیت می پردازند،بخش اورژانس است. کار زنان در بخش اورژانس،خطرناک و پر استرس می باشد،زیرا زنان در این بخش ها مرتب با جریانی از محرک های استرس آور و خسته کننده روبرو هستند(آینوی[5]،2006).

برقراری ارتباط در برخی موقعیتها نیاز به مهارت خاصی دارد.کسانی که دچار گرفتاری های عصبی و روانی می شوند،به تدریج تحت تاثیر عوامل نامساعد محیطی،صبر خود را از دست می دهند.بنابراین زنان دارای قابلیت های مدیریتی، با آگاهی از نگرانی وعوامل تنش زا می توانند،با برنامه ریزی لازم،محیط را برای انجام کار مساعد سازند. (مورلاس[6]،2001).

احساس نگرانی ضمن رویارویی با عامل تهدید کننده خیالی یا واقعی بروز می­ کند. که طی آن فرد، نمایش ها و داستان های خیالی مصیبت بار را در ذهن خود می پروراند و عواقب و پیامدهای آن را در ذهن تصور می کند و سعی می کند به صورت ذهنی اعم از رویارویی یا اجتناب، مشکل را حل کند.(منین[7]، 2001). یکی از ویژگی های افراد نگران عدم تحمل بلاتکلیفی است، عدم تحمل بلاتکلیفی، یک ویژگی شخصیتی است که از مجموعه ­ای از عقاید منفی درباره­ی عدم قطعیت تشکیل شده است. برای مثال، افرادی که عدم تحمل بلاتکلیفی دارند معتقدند که بلاتکلیفی، نگران کننده است، وجود شک و تردید در مورد آینده غیر قابل تحمل است، وقایع غیر منتظره منفی هستند و باید از آنها اجتناب کرد، شک و تردید موجب ناتوانی فرد برای عمل کردن می­شود (داگاس و کورنر، 2005).

 علاوه برارتباط این سازه با نگرانی، آشفتگی ناشی ازبلاتكلیفی به صورت معناداری با برانگیختگی اضطرابی،نشخوارفکری وافسردگی همراه بافقدان لذت همبسته است. (دی­جونگ-میر، بک و راید[8]، 2009) درپژوهش خویش به این نتیجه رسیدندكه تحمل بلاتكلیفی وباورهای فراشناخت رابطه­ای قوی با نشخوارفكری وافسردگی دارند.

نشخوار فکری بیانگر افکاری است که تمایل به تکرار داشته،آگاهانه بوده و پیرامون یک موضوع متمرکز هستند و حتی در صورت غیبت محرک های محیطی فوری و ضروری این افکار باز هم پدیدار می شوند(مارتین و تسر،1989).

بیماران با بهره گرفتن از مهارتهای ذهن آگاهی یاد میگیرند که برای قضاوت و سرزنش کردن خود، که سوخت و تغذیه کننده ی افکار منفی هستند، قدرت ، اختیار و ارزش کمتری قائل شوند و به این حالت ها با مهربانی و پذیرش  پاسخ دهد.(کویکن،2010).

آموزش ذهن آگاهی کاهش پریشانی روان شناختی و نشانه های اضطراب و افسردگی را به دنبال دارد و موجب بهبود بهزیستی روانی، جسمانی، هیجانی و معنوی ، بهبود کیفیت خواب و کاهش نشانه های فیزیکی می شود (کیوست استیجن،2008).

هدف ذهن آگاهی تغییر سبک تفکر به سمت شیوه ی “بودن” است. در این روش درمانی هدف این است که روشی به بیماران آموزش داده شود که بتوانند بطور متفاوتی با افکار و تجربیاتشان برخورد کنند.(کارن ،2009)

با توجه به موضوعات ذکر شده، مسئله پژوهش حاضر این است که آیا آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری، افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس موثر است؟

اهمیت و ضروت پژوهش:

از آنجائیکه بخش اورژانس از مهمترین بخش های بیمارستان است, بیمارانی که به این بخش مراجعه می نمایند از نظر جسمانی در حالت بحرانی به سر می برند و رسیدگی به وضعیت آنها در اسرع وقت و با بالاترین کیفیت،از وظایف کادر پزشکی و پرستاری است، لذا توجه به بهداشت روانی کارکنانی که در این بخش ویژه به بیماران خدمات ارائه می دهند و با آنان در ارتباط هستند, دارای ضرورت و اهمیت ویژه ای است که در این میان تکنیک های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به کارکنان این بخش وبه نحوه بهتر ارتباط آنان با بیماران کمک شایانی کند.همچنین باتوجه به جو محیطی و پرتنش بخش اورژانس بیمارستان و فشارشیفت های متعدد کاری،به خصوص شیفت شب برای زنانی(زنان خدمه،ماما،کمک پرستار،پرستار) که در بخش اورژانس به فعالیت مشغولند، همچنین مراجعه بیماران مختلف به این بخش ،محقق را بر آن داشت تا برای کاهش هجوم افکار منفی ،نگرانی و افسردگی و تمرکز هرچه بهتر زنان در بخش اورژانس, شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ازجمله(تکنیک دیدن وشنیدن،برخورد با افکار صرفا به عنوان فکر نه واقعیت،ارائه تمرین هایی به زنان که درمحیط کار احساس تسلط وتمرکز هرچه بهتر به آنها میدهد) را به زنان آموزش دهد.

اهداف تحقیق 

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی واحساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان احساس نگرانی زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا

فرضیه‏های تحقیق:

1- آموزش شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری, افسردگی و احساس نگرانی در زنان موثر است.

2- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان موثر است.

3- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان موثر است.

4- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان احساس نگرانی زنان موثر است.

تعاریف متغیر های پژوهش:

الف)تعاریف مفهومی

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی:

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ،یک درمان روانشناختی است که جنبه های شناخت درمانی بک و برنامه ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین(1990) را با یکدیگر ترکیب می کند و با معطوف کردن توجه به زمان حاضر و یک آگاهی غیر قضاوتمندانه به تجارب درونی و بیرونی مشخص می شود .در این روش بر خلاف شناخت درمانی بک برای تصحیح خطاهای شناختی و بیرون راندن افکار از هشیاری تلاشی نمی شود(سگال،2000).

– نشخوار فکری :

 نشخوارفکری به صورت تفکر افسرده ساز چرخه ای و مداوم تعریف می شود و پاسخ نسبتا رایج به خلق منفی و خاصیت شناختی برجسته ای از احساس ملالت و اختلال افسردگی عمده است(ری پری[9]،1977).

افسردگی:  

افسردگی از گروه اختلالات خلقی است. خلق حال و هوای احساسی نافذ وپایداری است که به صورت درونی تجربه می شود و بر رفتار ودرک فرد از جهان تاثیر می گذارد. عاطفه[10] به تظاهر بیرونی خلق اطلاق می شود. خلق ممکن است طبیعی[11]، بالا[12] یا افسرده[13] باشد. اختلالات خلقی گروهی از اختلالات بالینی هستند که مشخصه آنها احساس از بین رفتن تسلط و تحمل رنج وعذاب زیاد است. در بیمارانی که خلق افسرده دارند (یعنی درافسردگی)، ازدست دادن انرژی وعلاقه، احساس گناه، دشوارشدن تمرکز، از دست دادن اشتها وافکار مرگ یا خودکشی وجوددارد(کاپلان و سادوک، 2007، ترجمه رضاعی، 1387).

نگرانی:

نگرانی حالتی از اضطراب است که فرد  به واسطه ی آن نمیتواند درست تصمیم بگیرد. یا کارهایش را انجام دهد.فرد نگران معمولا دارای اعتماد به نفس پایینی است و برای تشخیص میزان نگرانی می توان میزان اعتماد به نفس وی را سنجید  برخی نگرانی ها و باور های غلط اضطراب را به وجود می آورد.و فرد را مضطرب میکنند که واکنش هایی از خود نشان میدهد که معمولا ناخوشایند است(واتکینز،2005).

ب)تعاریف عملیاتی

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی:

دراین پژوهش برای آموزش به مراجعان،از بسته آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی،به مدت 8جلسه(هفته ای یکبار هر جلسه 90دقیقه ای)استفاده خواهد شد.اهداف جلسات :جلسه های اول تاچهارم:یادگرفتن پرداختن به توجه و انجام امور روزمره با توجه و تمرکز-پی بردن به ذهن سرگردان-کنترل ذهن سرگردان با تمرین تنفس و مرور بدن.موضوع جلسه های پنجم تا هشتم:آگاهی کامل نسبت به فکرها و احساس ها و پذیرفتن آن-تغییر خلق و افکار-هشیاری نسبت به نشانه های افسردگی ونشخوارفکری و نگرانی-برنامه ریزی و تدوین فهرستی ازفعالیتهای لذت بخش و آموزش تکنیکهایی که به فرد کمک کند تا احساس تسلط بهتر برخود ومحیط کار خود داشته باشد

تعداد صفحه :88

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی (MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه خوارزمی‌

گروه روانشناسی

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

 عنوان :

اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی (MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی، کاهش استرس ناباروری و نشانه‌های افسرده‌وار خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF

1394 شمسی

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مقدمه: ناباروری و بررسی‌های تشخیصی و درمانی آن به‌خصوص ناباروری ملزم به استفاده از لقاح آزمایشگاهی و ماهیت فن‌آوری کمک باروری بسیار پیچیده و استرس‌زا است. تشخیص ناباروری می‌تواند تاثیرات زیادی بر عملکرد‌های هیجانی فرد بگذارد و ابعاد روانی و اجتماعی زندگی فرد را درگیر کند.

هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی(MBSR) در طرح‌واره‌های هیجانی، کاهش استرس ناباروری و نشانه‌های افسرده‌وار در خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF انجام شد.

روش: در این پژوهش از طرح تک‌آزمودنی استفاده شد و برای بررسی ملاک‌های ورود تشخیص ناباروری اولیه از طرف متخصص زنان و مصاحبه بالینی‌ ساختاریافته برای اختلالات محور(SCID–I) I و مصاحبه بالینی برای اختلالات محورII (SCID-II)توسط روانشناس مرکزدرمانی صورت گرفت. و تعداد 3 نفر وارد برنامه آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی شدند. ابزارهای پژوهش(پرسشنامه استرس ناباروری نیوتن، پرسشنامه افسردگی بک و نسخه فارسی پرسشنامه طرح‌واره‌های هیجانی) در مرحله پیش‌آزمون، جلسه چهارم، پس‌آزمون ومرحله پیگیری یک ماهه توسط شرکت‌کنندگان تکمیل گشت.

یافته‌ها: نتایج نشان داد آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی منجر به کاهش استرس ناباروری و کاهش نشانه‌های افسرده‌وار خانم‌های نابارور شد، همچنین آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی در تعدیل طرح‌واره‌های هیجانی اثرگذاری متوسط رو به بالا داشت. اثربخشی این آموزش در طرح‌واره هیجانی سرزنش، معنادار نبود.

نتیجه‌گیری: باتوجه به نتایج پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که. برنامه کاهش استرس مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی(MBSR)می‌تواند برنامه‌ای موثر جهت کاهش استرس‌ناباروری، نشانه‌های افسرده‌وار و تعدیل طرح‌واره‌های هیجانی خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF باشد.

مقدمه

شیوع جهانی ناباروری بین 8-12% است(ماسکارنهاس[1]، فلاکسمن[2]، بورما[3]، واندرپول[4] و استیون[5]، 2012). ناباروری یکی از مشکلات عدیده پزشکی در دنیای امروز است و میزان آن در جهان از سال 1955 تا سال 2001 افزایش یافته است(الیویا[6]، اسپیرا[7] و مولتیگنر[8]،2001). تخمین زده میشود که از هر شش زوج، یکی نابارور باشد(استوبر[9] و سولومون[10]،2008). ناباروری تقریبا 12% زوجهای در سن باروری را شامل میشود(انجمن پزشکی باروری آمریکا[11]،2013). در مطالعه بووین[12] و همکاران در سال 2007، شیوع 12 ماهه ناباروری بین 5/3 تا 7/16 درصد در کشور‌های توسعه یافته و بین 9/6-3/9 درصد در کشور‌های کمتر توسعه یافته است. در مطالعه سیستماتیکی که در سال 1392 در ایران انجام گردید(دیرکوند مقدم، دل‌پیشه و سایه‌میری) میانگین کلی ناباروری در ایران 2/13% با فاصله اطمینان (95)گزارش شد. همچنین فراوانی کلی ناباروری اولیه در ایران 2/5% و ناباروری ثانویه 2/3 % بود.

برطبق گفته جامعه تکنیکی کمک باروریSART (2009)، حدود 50% از زوجهایی که تشخیص ناباروری دریافت میکنند از این روشهای درمان استفاده میکنند و طبق گفته جیمگ و همکاران، بیش از 10% جمعیت نابارور به دنبال این هستند تا از روش‏های کمک باروری ART، از جمله لقاح مصنوعی، به ویژه IVF ، برای آبستن شدن استفاده نمایند (جینگ و همکاران، 2014). هنگامی‌که نمونه اسپرم طبیعی است و مشکل و سوءظنی درمورد باروری تخمکگذاری نباشد، درمان باروری معمولا با درمان هورمونی آغاز میشود. که این درمان درابتدا متمرکز بر تحریک تخمکگذاری زن است. اگر هیچ علت دیگری که تاثیر منفی بر باروری دارد وجود نداشته باشد، شانس زیادی در باروری ایجاد میکند(ویلبک و ولف،2004). اگر درمان هورمونی کافی نبود، از روشهای کمک باروری(ART)[13] مانند تکثیر کمکی[14] و کاشت(تلقیح)[15] و سایر روشها استفاده میشود. درکاشت، اسپرم آماده در زمان تخمکگذاری به رحم زن تزریق میشود(سدراستروم[16] و آنتیلا[17]،2009). که متداولترین آن تلقیح و در بارداری آزمایشگاهی[18]،IVF است.

داشتن فرزند از طریق ART، عوارض بدنی و روانشناختی بسیاری دارد. درمانی که برای تعدیل هورمونها در خانم‌ها استفاده میشود نشانههایی چون: افزایش وزن، کاهش عملکرد جنسی و نشانههای یائسگی مانند: گرگرفتگی، خشکی واژن و خستگی است(دونی[19] و مککینی[20]،1992). این درمانها بصورت تزریق واژنی، مقعدی و یا زیر جلدی صورت میگیرد تا هورمونها را تنظیم کرده و یا تخمک و پوشش رحم را تحریک کند.

ناباروری بر اساس مدل‏های کل‏نگرانه، ترکیبی از پدیده‏های بیولوژیک، روان‏شناختی و اجتماعی است. بر این علت، ناباروری را نمی‏توان انحصاراً یک ناتوانایی فیزیولوژیکی برای آبستن شدن، تلقی نمود (دیویدوا و پیچووا،2014). مهم­ترین دلایل فیزیولوژیکی آن شامل جنبه­ های پزشکی است، واکنش­های فردی به ناباروری مثل افسردگی و اضطراب جزء جنبه‏های روانی است و کاربردهای اجتماعی مانند برچسب‏زنی و تابو که جنبه اجتماعی است با ناباروری مرتبط است (تورن، 2009).

تاکنون، بررسی‏های متمرکز بر پیامدهای روان‏شناختی ناباروری نتایج مختلفی را در برداشته است. اکثر زوج‏ها در برخورد با ناباروری توانایی تطابق و مقابله را دارند، اما همان‏طور که اشاره شد، پاسخ‏های هیجانی عده‏ای دیگر به این موضوع پاسخ‏هایی مسئله‏ساز همچون افسردگی، اضطراب و استرس است (گریل[21] و همکاران، 1997؛ ورهاک[22] و همکاران، 2007؛ اسمنک[23] و همکاران، 2010؛ ولگستین[24] و همکاران، 2008؛ به نقل از گالهاردو و همکاران، 2013؛ جینگ و همکاران، 2014).

پیامد روانشناختی این موضوع چند بعدی است و از طیفی از غم و اندوه تا آشفتگی روانی را شامل میشود. بعد از تشخیص ناباروری، آشفتگی هیجانی که زوج با آن مواجه میشود میتواند بسیار وحشتناک باشد. بعد از تشخیص، زوجی که برای درمان اقدام میکند مسیر متفاوتی از مسائل مالی و هیجانی را طی خواهد کرد. از این به بعد زندگی آنها در حواشی باردار شدن میچرخد (براورمن[25]،1997). ناباروری، مسئولیت والدینی که بخشی از زندگی بزرگسالی است را تهدید می‌کند و یکی از بحران‌های عمده زندگی است(میندس[26]، اینگرام[27]، کلیور[28] و جیمز[29]،2003). طبق پژوهش‌های انجام گرفته فاکتورهای روان‏شناختی چون نشانه‏های افسردگی، اضطراب، پریشانی و مکانیسم‏های مقابله‏ای خاص، دور باطلی از مشکلات را فراهم آورده و با کاهش شانس باروری (شرایت و لوون، 2013) در ارتباط‏اند.

در اغلب مراجعین نابارور، خانم‌ها دیسترس یا پریشانی[30] بیشتری را ابراز میکنند چه خودشان عامل ناباروری باشند و چه نباشند(بنیامن[31]، گورلن[32] و کوکیا[33]،2009). تحقیقات نشان داده است خانم‌هایی که ناباروری را تجربه میکنند استرس، اضطراب و افسردگی را در حد خانم‌هایی که سرطان، بیماری‌های قلبی و HIV مثبت دارند و تحت درمان هستند، حس می‌کنند(دومر[34]،2007).

مطالعات رو به گسترشی وجود دارد که نشان داده‌اند که عوامل روانشناختی می‌تواند هم در ایجاد ناباروری دخالت داشته باشد و هم اینکه ناباروری می‌تواند پیامد روانشناختی بسیاری را با خود به همراه داشته باشد. بر اساس شواهد موجود، عوامل روانی می‌تواند در نتایج برخی از درمان‌های ناباروری نقش داشته باشد. برای مثال تجربه استرس از طریق تاخیر یا عدم تخمک‌گذاری می‌تواند در نتیجه درمان ناباروری اثر بگذارد(ابی[35]،1998).

از آنجا که ناباروری یک عامل تنش‌زای ناخواسته و غیر برنامه‌ریزی شده است، می‌تواند باعث بحران‌ها و فشار‌های روانی نظیر افسردگی، اضطراب، مشکلات بین فردی، خشم سرکوب شده، ناامیدی، احساس پایین بودن نسبت به همکاران و احساس گناه به‌طور ناخودآگاه شود(اسچنید-کافمن،2005؛گکس،2006، به نقل از طلائی و همکاران،1393).

فرد نابارور با هیجانات منفی(پهلوانی،1375) و استرس ناباروری مواجه می‌گردد(ملائی‌نژاد و همکاران،1379). این هیجانات منفی و استرس ناباروری بر روی زندگی فرد و همینطور سیر درمان ناباروری وی، اختلال ایجاد می‌کند(ابی،1998). به طور کلی، آن‏چه که غالبا در زنجیره اختلالات اضطراب و افسردگی شایع در ناباروری مهم به نظر می‏رسد و بر اساس پژوهش‏های صورت گرفته مورد تایید است، نقص در مدیریت صحیح هیجانات‏ در برابر رویداد‏های روزمره زندگی )هوکسما[36]، 2008)، ناتوانی در مدیریت اطلاعات هیجان‏آور و برانگیزاننده (بون[37]، 2003؛  جاکوبز[38] و همکاران، 2008سوگیری‏ در بازیابی و پردازش اطلاعات مربوط به محرک‏های فراخوان اضطراب (مک‏کابی[39]،1999؛ به نقل از مشهدی و همکاران، 1392؛ کمپبل[40] و همکاران،2006) و عدم پذیرش و آگاهی بدون قضاوت از محرک‏های محیطی است.

در سال‌های اخیر درمان‌های روانشناختی بسیاری روی افراد نابارور کار شده است(حمید،1390؛ فیلی و همکاران،1390). یکی از این گروه درمان‌ها، درمان‌های مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی، موسوم به درمان‌های موج سوم رفتار درمانی هستند(شهرستانی و همکاران،1391). پژوهش حاضر به دنبال تاثیر آموزش استرس‌زدایی مبتنی‌بر ذهن‌آگاهی در طرح‌واره‌های هیجانی، کاهش استرس و نشانه‌های افسرده‌وار خانم‌های نابارور در اولین دوره IVF است، مولفه‌هایی که بررسی‌های متعدد نشان داده‌اند جزء لاینفک ناباروری هستند.

1-2 بیان مسأله

سازمان بهداشت جهانی، WHO، ناباروری را به عنوان ناتوانی در بارور شدن تعریف کرده است. برطبق WHO، یک زوج از نظر کلینیکی زمانی نابارور تلقی میشوند که حداقل یک سال از مقاربت بدون جلوگیری آنها گذشته باشد(WHO،2004و زگرس هوچشیلد[41] و همکاران،2009). البته این زمان برای خانم زیر 35 سال است و برای خانم بالای 35 سال، این زمان به 6 ماه تقلیل مییابد. در جمعیت‏شناسی، ناباروری یا ناتوانی در بچه‏دار شدن به‏طور غیرمستقیم بر اساس فراوانی زنان متاهلی تعریف‏ می‏شود که پس از یک دوره زمانی (غالباً 5 سال) در بارداری یک بچه زنده، ناموفق بوده‏اند (نایس[42] ،2013).

زوجی که هیچوقت توانایی داشتن فرزند را نداشته است چه به دلیل عدم توانایی در باردار شدن و چه ناتوانی در بهدنیا آوردن بچه زنده پس از باروری و یا کسانی که سقط جنین ناخواسته متناوب داشتند، همگی جزو ناباروری اولیه محسوب میشوند و وقتی زوج بارداری موفقیتآمیز قبلی را داشته است اما اکنون ناتوان از بارور شدن است، بارداری ثانویه نامیده میشود(WHO،2004).

جدول1-4

تعاریف منتشر شده ناباروری(گوروناث[43]، پاندیان[44] و همکاران،2001)

سازمان تعریف
موسسه ملی بهداشت، درمان و دستورالعمل تعالی بالینی[45] ناباروری باید به عنوان شکست بعد از مقاربت جنسی منظم در طی 2سال انگاشته شود، در صورت نبود آسیب‌شناسی در تولید مثل.
ASRM2008[46] ناباروری شکست در حاملگی موفقیت‌آمیز بعد از 12ماه نزدیکی بدون جلوگیری محسوب می‌شود و برای خانم‌های بالای 35 سال این زمان به 6 ماه تقلیل می‌یابد.
کمیته بین‌المللی برای نظارت بر کمک باروری و سازمان بهداشت جهانی[47] (تعریف کلینیکی) ناباروری: بیماری سیستم تولید مثل در شکست برای حاملگی، بعد از 12 ماه یا بیشتر، از نزدیکی بدون جلوگیری است.
تعریف جمعیتی[48] ناتوانی خانمی که از نظر جنسی فعال بوده و جلوگیری نمی‌کند در زاییدن فرزند زنده.

در متون کلینیکی، لغت «فرزند نداشتن غیرارادی»[49] مترادف ناباروری است. درحالیکه ناباروری ممکن است تنها برای شرایط پزشکی استفاده شود و نه جنبههای اجتماعی و روانشناختی(اینهورن[50] و ونبلن[51]،2002 ).

شیوع جهانی ناباروری بین 8-12% است(ماسکارنهاس[52]، فلاکسمن[53]، بورما[54]، واندرپول[55] و استیون[56]، 2012) و در واقغ در حدود 60 تا 80 میلیون زوج در سرار جهان از فرزنددارنشدن رنج می‏برند (دی‏سوزا و همکاران، 2014). ناباروری یکی از مشکلات عدیده پزشکی در دنیای امروز است و میزان آن در جهان از سال 1955 تا سال2001 افزایش یافته است(الیویا[57]، اسپیرا[58] و مولتیگنر[59]،2001). تخمین زده میشود که از هر شش زوج، یکی نابارور باشد(استوبر[60] و سولومون[61]، 2008). درصد علل ناباروری در منابع مختلف باهم متفاوت است، طبق گفته ماسکارنهاس و همکاران(2012)، 25% از علل ناباروری مربوط به آقایان ، 25% مربوط به خانم‌ها و 25% مربوط به هردو میشود و 25%سایر عوامل. در این موارد «فرزند نداشتن غیرقابل توضیح»[62] مدنظر بوده است و طبق گفته دنیلوک[63] و ترچنج[64] (2007)، 35% از ناباروری به خانم، 35% به آقا و بطور پایه 20% به هر دو و 10% مراجعین به علل ناشناخته نابارور هستند. روی هم رفته تقریبا 12% زوجهای در سن باروری را شامل میشود(انجمن پزشکی باروری آمریکا[65]، 2013).

اصطلاحات پزشکی در درک توضیح علل ناباروری پیچیده و دشوار است اما ویلیامز[66]، بیچخوف[67] و لودس[68] (1992) دلایل ناباروری را برای افراد غیرحرفهای[69] بطور قابل درک توضیح دادند که برطبق گفته آنها، در مورد خانم‌ها بیشتر مشکل درخصوص عدم تولید و رهاشدن تخمک است و یا مشکلات لوله فالوپ و در آقایان پایین بودن سطح کیفیت و فعالیت اسپرم مشکل عمده محسوب می‌شود.

مرحله درمان با یک ارزیابی از علل احتمالی ناباروری آغاز میگردد. که این مرحله شامل یک پرسوجوی کامل از سابقه پزشکی زن و شوهر، یک نظرسنجی از وضعیت سبکزندگی و معاینات بالینی از هردو مرد و زن میباشد. رحم، تخمدان و لولههای فالوپ زن مورد بررسی قرار میگیرد و بررسی هورمونی شامل چرخهقاعدگی و تخمکگذاری میباشد. آزمایش اسپرموگرام یا آنالیز کیفیت جنبش و ساختار اسپرم[70] در آقایان انجام میشود. این ارزیابی بهعنوان پایهای برای یافتن علت ناباروری مورد استفاده قرار میگیرد. و بعد باتوجه به درخواست زوجها درمان برنامهریزی میشود(ویلبک[71] و ولف[72]،2004).

زوجی که تحت درمان باروری قرار می‌گیرد در اغلب موارد از کاهش رضایت جنسی خبر می‌دهند. از دست دادن میل جنسی به علت اثر داروها، اضطراب عملکرد و کاهش حس خود بودن در یک زندگی جنسی سالم را منجر می‌گردد(لیبلوم[73]،1997). در درمان ناباروری که لازم است در زمان‌های مشخص به منظور افزایش شانس بارداری نزدیکی صورت گیرد، احتمال کاهش میل جنسی افزایش می‌یابد. اختلال نعوظ و یا انزال زودرس نیز ممکن است به علت این فشارها رخ دهد، اختلال در ارگاسم و مرطوب شدن واژن نیز ممکن است در خانم‌ها به علت درمان‌های هورمونی رخ دهد، روابط جنسی به حالت مکانیکی تبدیل شود و صمیمیت و دلبستگی جایگاه خود را از دست بدهد. وقتی صمیمیت جنسی تبدیل به لذت باروری شود این احتمال می‌رود که رضایت جنسی در زوجی که در تلاش برای باروری هستند از بین برود(دنیلوک،2007). . این موارد خود منجر به تشدید استرس می‌گردد. استرس ناباروری مجموعه‌ای از نشانه‌هاست[74] که به دنبال ابتلاء به ناباروری در افراد بروز می‌کند و مشابه بسیاری از علائم اختلالات ناشی از (PTSD)[75] می‌باشد و به‌ویژه در افکار و احساسات مربوط به ناباروری و تلاش برای رهایی از این افکار و احساسات صدق می‌کند(لین[76]،2002).

ناباروری از مسائل مهم ایجاد نگرانی در زوجین نابارور است (دی سوزا[77]، نورنها[78] و نایاک[79]؛ 2014). از نظر عوامل استرسزای زندگی، برخی نویسندگان ناباروری را معادل مرگ فرزند یا همسر دانستهاند(کدم[80] و همکاران،1990؛ اسکارف[81] و ونشل[82]،2000) و به عنوان یک بحران زندگی فشار هیجانی‏اش برابر با وقایع آسیب‏زای زندگی است (جینگ و همکاران، 2014). تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که فرآیندهای درمان ناباروری موجب ایجاد سطح بالایی از تنش روانی و استرس در زنان نابارور می‌گردد(اندرهیم[83] و همکاران، 2005).

تجربه ناباروری منجر به حس از دست‌دادن[84] می‌شود که این حس برای زوج محسوس و یا نامحسوس است. محسوس مانند شکست در فرآیند پزشکی و سقط جنین و نامحسوس مانند احساس نامطمئن از نتایج(دیاموند[85] و همکاران،1999). همانطور که با هر از دست دادن غصه‌دار می‌شویم، عزاداری برای کودک متولد نشده پیچیده است. تا از دست‌دادن واقعی نباشد کسی نمی‌تواند سوگواری کند. بنابراین بسیاری از این زوج‌ها در برزخ هستند و از دست دادن مبهم یکی از زیان‌های استرس‌زایی است که زوج می‌تواند تجربه کند(باس[86]،1999). ممکن است زوج‏های نابارور در کل از نظر سلامتی روانی نرمال باشتند ولی چندین مطالعه نشان داده است که مقابله با ناباروری با افزایش قابل توجه سطوح علائم روانی چون پریشانی، افسردگی و اضطراب همراه است (جینگ و همکاران، 2014).

یکی از مواردی که در بین زوجهای نابارور بسیار تحقیق و بررسی شده است، افسردگی است(دنیلوک و ترنچ[87]،2007؛دیاموند[88] و همکاران،1999؛ کرایج[89]، گارنفاسکی [90]و ولیتاسترا[91]، 2008؛ لیکریدو[92]، گرونتی، دلتسیدو، لوترلدیس و وسلاماتزیس[93]2009؛ نوربلا [94]و همکاران،2008؛ مککیلان، گریل،وایت و جکوب[95]، 2003؛ شهید[96]،2009؛ اسپکتور[97]،2004 ؛ توزنده‌جانی و همکاران،1393؛ طلائی و همکاران، 1393). شهید در تحقیقی نشان داد که نرخ افسردگی در خانم‌های نابارور دو برابر بیشتر از خانم‌های بارور است. اخیرا در تحقیقی نوربلا[98]و همکاران(2009) روی یک نمونه ایرانی انجام دادند، متوجه اختلالات روانپزشکی، اللخصوص افسردگی، حساسیت بینفردی و افکار پارانویید شدند که این خانم‌ها دوبرابر بیشتر از خانم‌های نابارور دارند. در تحقیقی که در سال 1991 توسط برگ و ویلسون [99]انجام شد، نشان داد که افسردگی و حساسیت بینفردی همراه با نشانههای سایکوتیک در جمعیت خانم‌های نابارور بطور قابل ملاحظهای بیشتر از جمعیت خانم‌های بارور بود.

افسردگی در بین خانم‌های تحت درمان باروری هستند، ممکن است بر اثر انباشته شدن ناامیدیها و استرسهایی باشد که از یک سری شکستهای درمان بوجود آمده است(دیاموند[100] و همکاران، 1999). ناراحتی، خشم، ناامیدی و ناکامی حاصله از شکست در درمان، ممکن است منجر به افسردگی و سایر اختلالات روانشناختی شود چراکه زمانی برای ناراحتی و غصهخوردن در بین دورههای درمان باروری که زمانبر هست وجود ندارد و در حین این فرایند افزایش سن نیز اتفاق میافتد که این امر روی خوب بودن[101] روانشناختی هم اثر خواهد گذاشت(برنادت[102]،2010).

یکی از موضوعات مورد تاکید در پژوهش‌های اخیر طرح‌واره‌های هیجانی است که با بسیاری از اختلالات روانی از جمله اضطراب، استرس، افسردگی(لیهی،2011)، تعارضات زناشویی(لیهی،2004)، سندرم خستگی مزمن، سندرم روده تحریک‌پذیر، اختلال جسمانی‌سازی، اختلالات خوردن، فوبی اجتماعی، PTSD(لیهی،2002؛ ریمز[103] و چالدر[104]، 2010) و اختلالات شخصیت(لیهی و ناپولیتانو[105]، 2005) ارتباط دارد.

درحالیکه عوامل روانشناختی بسیاری بر روی بیماران نابارور تاثیرگذار است اما سطح اضطراب، افسردگی و استرس افراد در طی دوره‌های مختلف درمان متفاوت است(ویلکینز[106] و همکاران،2010؛ ویلیامز[107] و زاپر[108]،2006) و بسته به اینکه در کدام دوره درمان قرار دارند خانم‌ها در حالتی بین امیدواری و ناامیدی در نوسان‌اند(دومر[109] و همکاران،1992؛ ادنس[110] و همکاران،1999). پژوهش حاضر بر روی خانم‌های ناباروری انجام گرفت که در اولین دوره لقاح آزمایشگاهی(IVF) قرار می‌گیرند، چراکه تحقیقات نشان داده است که بیماران در اولین دوره IVF، سطح اضطراب و استرس و افسردگی متفاوتی از سایر سطوح درمان دریافت می‌کنند(ورهاک[111] و همکاران،2001).

ناباروری از جمله استرس‌هایی است که ساختار روانی و روابط بین فردی شخص را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد(نجمی و همکاران، 1380). هرچند ناباروری در مراحل اولیه به عنوان یک وضعیت بالینی تلقی می‌گردد اما تشخیص آن می‌تواند تاثیرات زیادی بر عملکرد هیجانی زوجین درگیر در این مشکل بر جای بگذارد(ابی[112] و همکاران،1998). این تاثیرات منفی در مطالعات متعدد نشان داده شده است(خیاتا[113] و همکاران،2003؛ مونگا[114] و همکاران، 2004؛ ابی و همکاران، 1992؛ فراهانی،1380؛ حسن‌پور ازغدی و همکاران،1392؛ نجمی و همکاران،1378).

از نظر روان‏شناختی، ناباروری یک دوره‏ی بحرانی است که از عدم تعادل شناختی و هیجانی بین زوج‏هایی که انتظار داشتن بچه را دارند و آنهایی که قادر نیستند به هدفشان برسند، ناشی می‏شود (نیکلز[115] و همکاران، 2001؛ دس‏سوزا و همکاران، 2014). ناباروری می‏تواند نوعی بحران زندگی، بحران هویت، یک بیماری مزمن، یک آسیب، یا علتی از اندوه و سوگواری یا یک تجربه‏ی هستی‏گرایانه و آمیزه‏ای از همه‏ی اینها در نظر گرفته شود (دیاموند و همکاران، 2000). عده‏ای نیز بر این باورند که ناباروری در بیشتر موارد باعث تنش هیجانی می‏شود. آنها شدت هیجان ناشی از ناباروری را به عنوان بحران ناباروری توصیف می‏کنند و معتقدند که ناباروری، در تمام زمینه‏های شخصی، ارتباطی و شغلی زوج‏ها تاثیر می‏گذارد (تقوی و فتحی آشتیانی، 1388).

هنگامی که زوجی نابارور تشخیص داده می­شوند، عمدتا استرسورهای متنوعی را تجربه می­ کنند که شامل؛ اختلال در زندگی فردی زوج و روابط زناشویی (اسچمیت، 2009؛ جانسون و جانسون، 2009؛ نیلفروشان و همکاران، 1384)، تغییرات در کیفیت هیجانی مثل اضطراب (فردریکسون، 2015) و افسردگی (تورن، 2009)، روابط جنسی و تغییر در روابط زوج با همکاران (نایس[116]،2013)، خانواده و دوستان (خیاتا و همکاران، 2003؛ بلیت، 2003)، کاهش ارتباط با یکدیگر و اطرافیان، اشکال در فعالیت جنسی (علیزاده و همکاران، 1384)، کاهش حمایت عاطفی همسر (مستوبایشی و همکاران، 2004؛ دی‏سوزا و همکاران، 2014) و حمایت اطرافیان (ماری آنا و همکاران، 2011؛ کالن و هننسی، 2000) و وسواس در مورد باردار شدن، تصمیم ­گیری در زندگی، اختلال عاطفی و هیجانی (مظاهری و همکاران، 2001) می­شود. هیجانات معمول همراه ناباروری طولانی مدت شامل؛ بروز رفتارهای تکانشی و خشم­های پراکنده، اضطراب، از دست‏دادن کنترل (نیلفروشان و همکاران، 1384)، به خود بستن شکست‏ها، از دست دادن مقبولیت اجتماعی (جاکوب، مک‏کویلان و گریل، 2007)، احساس تنهایی (کارل و همکاران، 2005)، احساس نارضایتی، احساس گناه، و حسادت (بویوین، گری‏فیث و ونیتیس، 2011) احساس درماندگی و احساس بی‏ارزشی و بی‏کفایتی، انکار، انزوا (نجمی و همکاران،1380) است. چرا که به بر اساس پژوهش‏های فراوانی، افرادی که تحت فشارهای عمده و مزمن قرار گرفته باشند بیش از همکاران در معرض ابتلا به بیماری­هایی مانند افسردگی (تورن، 2009؛ نایس ،2013)، اضطراب (نایس ،2013)، نارضایتی (خسروی، 1380) و اعتماد به نفس پایین (ماهلدست و همکاران، 1987؛ کرمی نوری، 1380) قرار دارند.

 شواهد بالینی و تجربی (بشلیده، مکتبی و تقی­پور، 1380؛ موسانی و سیلورمن، 2009؛ احسان‏پور و همکاران، 2009؛ دی‏سوزا و همکاران، 2014) بسیاری نشان می­ دهند که ناباروری به­عنوان یک عامل فشارزا موجب بروز انواع اختلالات روانی یا رفتاری در شخص نابارور می‏گردد. از سویی دیگر، تحقیقات مختلف (پترسون و همکاران، 2008)، نشان داده­اند ناباروری انتظارات زندگی زوج نابارور را به چالش می­کشد و منجر به بروز مشکلاتی در ارتباط زناشویی می‏شود (اسچمیت، 2009) و زندگی آنها را با خطر جدایی و طلاق تهدیدی می‏کند (سودها و ردی، 2011). خاتمه ارتباط زناشویی ممکن است استرس­زا باشد. بررسی­های اسمینک و همکاران (2001)، نشان می­ دهند زنان بارورشده با درمان‏های کمک بارداری هم‏چون افراد نابارور از اضطراب، افسردگی و ترس‏های مختلف که مرتبط با عارضه‏شان است، رنج می­برند، نتایج این پژوهش همسو با نتایج حاصل از مطالعات احسان‏پور و همکاران (2009) است.

برگ و ویلسون (1991، به نقل از رشیدی و همکاران، 1391) نشان دادند که؛ افرادی که تحت درمان IVF  قرار می‏گیرند، در مقایسه با دیگران به اضطراب (ورهاک و همکاران، 2007) و آسیب‏های عاطفی و هیجانی بیشتری مبتلا می‏شوند. اضطراب و افسردگی به عنوان شایع‏ترین اختلالات خلقی و اضطرابی، به عنوان علل احتمالی شکست اولین دوره IVF مطرح شده‏اند (اولیویوس و همکاران، 2004). البته هنوز معلوم نیست سطح بالای آسیب‏های روان‏شناختی در زوجین نابارور مربوط به IVF باشد (ییلاق‏بیگی و همکاران، 1393). هم‏چنین، ممکن است این آسیب‏ها به شرایط خاص دیگری هم مربوط باشند؛ به عنوان مثال سن در هنگام درمان عامل بسیار مهمی است (رشیدی، منتظری، عابدی‏نیا، شریعت، اشرفی و رمضان زاده، 1391). هم‏چنین، تحقیقات نشان می‌دهد كه زنان تحت درمان ناباروری هیجاناتی مساوی یا بیشتر از بیماران سرطانی و قلبی دارند (موسانی و سیلورمن، 2009). زوج‌های نابارور تجربه‌ای طولانی‌مدت و مزمن از استرس در هر ماه را دارند. به عبارت دیگر، با رشد درمان‏های ناباروری و روش­های پیچیده‏تر، استرس به همان اندازه افزایش‏یافته و می‏تواند بر نتایج درمان نیز تأثیر بگذارد (موسانی و سیلورمن، 2009).

 فرآیند درمان ناباروری نیز پر استرس است (پیوندی و همکاران، 1390) و هیجانات و شناخت‏های فرد را متاثر می‏سازد (دیویدوا و پیچووا، 2014). برنامه ­های درمانی غیر منعطف ناباروری (نیاز به رابطه جنسی صرفاً برای باروری نه به­خاطر احساس لذت از رابطه جنسی)، هم­چنین درمان­های طولانی و وقت­گیر، هزینه‏ های فوق‏العاده زیاد درمانی و درمان­های رنج‏آور، به­ویژه هنگامی که منجر به شکست درمان می­شود، همگی ایجاد کننده استرس شدید در زوجین می‏باشند (فراهانی،1380).

تعداد صفحه :159

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

پایان نامه آگاهی از نقش و جایگاه مناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران

 

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

عنوان: آگاهی از نقش و جایگاه مناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران

چکیده :

مناطق نمونه گردشگری به عنوان یك فرصت سرمایه گذاری قابل عرضه برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی تلقی می شوند. در این مناطق با حفظ قوانین و مقررات محیط زیست و مناطق طبیعی و سازگار با محیط می توان انواع موضوعات و تأسیسات گردشگری و خدمات وابسته ایجاد نمود كه دامنه سرمایه گذاری آن از جذب سرمایه های كوچك محلی تا سرمایه های بزرگ ملی و بین المللی متغیر است . با توجه به اینکه تفکر ایجاد  مناطق نمونه گردشگری در کشور به چند سال اخیر بر می گردد بنابراین مطالعه راجع به ابعاد مختلف مناطق نمونه گردشگری بسیار محدود بوده است . این پژوهش با هدف کلی شناخت نقش این مناطق در توسعه پایدار استان بعنوان پرترددترین مقصد گردشگران در کشور انجام گرفته است . این تحقیق از نوع توصیفی – تحلیلی و به روش میدانی به انجام رسیده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارشناسان و مسئولین استانی و محلی (فرمانداران و شهرداران و دهیاران و اعضای شوراهای اسلامی ) ساکن در سطح مناطق نمونه گردشگری در استان مازندران بوده که با توجه به جمعیت 252 نفری و بر اساس جدول مورگان  تعداد 150  نمونه با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه محقق ساخته به روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک خوشه ایی( مناطق غربی – مرکزی و شرقی استان ) انتخاب و مورد پرسشگری مستقیم قرار گرفتند . نتایج حاصل از آزمون Binomial Test نشان داده که ایجاد مناطق نمونه گردشگری توانسته تا حدود زیادی در توسعه پایدار استان مازندران تاثیرگذار باشد ، به طوری که از نظر مشارکت کنندگان در این پژوهش بر اساس آزمون Feridman از میان اهداف 9 گانه ایجاد و تاسیس این گونه از مناطق تاثیر آن بر ”  جذب سرمایه گذران بخش خصوصی به سمت مناطق نمونه ، گسترش نسبی راه ها و شبکه های حمل ونقل و بهبود نسبی زیر ساختها و امکانات زندگی (جاده،آب،برق،گاز و…) ”  به ترتیب با میانگین 96/5 و 89/5  بالاترین اثرگذاری را داشته است .

 

کلید واژه‌ها: مناطق نمونه گردشگری– توسعه پایدار –گردشگری- استان مازندران

 

 

 

 

 

فصل اول

 

کلیات تحقیق

 

 

 

 

1- مقدمه

گردشگری را می‌‌توان از اصلی ترین اركان اقتصادی جهان و نیز از مفاهیم، اشكال و اركان توسعه ی پایدار دانست.((Rattanasuwongchai, 1998 که رشد روزافزون و پرشتاب آن بسیاری از صاحبنظران را بر آن داشته است که قرن بیستم را قرن گردشگری بنامند. آنتونیو ساوینیاك، دبیر كل پیشین سازمان جهانگردی در 1998، اعلام کرد:گردشگری در پایان قرن بیستم به صنعت شماره یك جهان تبدیل خواهد شد. (Gee, 1994, 16) براین اساس می‌‌توان دلیل اصلی توسعه گردشگری را غلبه بر پایین بودن سطح درآمد و ارائه فرصت‌های جدید شغلی و تحولات اجتماعی در جامعه دانست که می‌‌تواند امیدهایی را برای کاهش فقر بخصوص در نواحی که به نحوی دچار رکود اقتصادی شده‌اند، فراهم آورد.(پاپلی یزدی، سقایی،151،1382)در حال حاضر، روش اساسی که در توسعه‌ی گردشگری به کار می‌‌رود، نیز نایل شدن به توسعه پایدار است‌. سیاست توسعه پایدار گردشگری امروزه یک رویکرد عمومی است که از طریق دولت‌‌ها مورد توجه قرار گرفته است. (Altinay and hussain, 2005, 274) نمی توان این نقش را نادیده گرفت که گردشگری به عنوان بزرگترین صنعت خدماتی دنیا، جایگاه ویژه‌ای در توسعه مناطق جغرافیایی دارد (فتوحی و همکاران، 1391، 23)جاذبه‌های گردشگری متناسب با میزان جذابیت‌های خود می‌توانند گردشگران را به سوی خود جلب كنند. در واقع ساختار گردشگری یك مكان در برگیرنده عواملی است كه می‌تواند انگیزه بیشتری را برای تقاضای گردشگری در آن مكان فراهم آورد. (Law,2002,142) شکل‌گیری این تقاضاها زمانی امکان پذیر می‌‌باشد که سنجش موجودی و توان بالقوه سرزمین با ملاك‌‌ها و معیارهای مشخص و از پیش طرح‌ریزی شده باشد تا به عنوان پایه‌ای برای تصمیم گیری و برنامه‌ریزی استفاده از زمین در تمام نقاط جهان به كار گرفته شود و در قالب مطالعات برنامه‌ریزی و مدیریت زیست محیطی به منظور حصول به اصل توسعه پایدار باشد(قرخلو و همكاران، 52،1388) امروزه، تجربیات نظری و اجرایی متعددی در سطح دنیا برای مطالعه، بررسی، برنامه‌ریزی و مدیریت مناطق گردشگری وجود دارد، كه همگام با پیشرفتهای فناوری روندصعودی دارند. (فتوحی و همکاران، 1391، 23) ایران در زمینه گردشگری، علی رغم توانمندی تاكنون نتوانسته به جایگاه شایسته‌ای در این صنعت دست یابد‌.( بیدختی و نظری، 1388، 49)از این رو با توجه به تجارب کشورهای مختلف منطقه در جهت شناسایی و استفاده از مناطق مستعد در داخل کشور خود و با در نظر داشتن پتانسیل های گردشگری مناطق خود توانسته اند بهره برداری اقتصادی خوبی را برای کشورشان رقم بزنند. لذا با این نگرش در ایران نیز، طرح مناطق نمونه در مرداد ماه سال 1383 مطرح و آیین نامه اجرایی تشكیل و اداره مناطق نمونه در شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری تصویب شد. (افتخاری و همکاران، 60)مهم ترین ویژگی مناطق نمونه گردشگری هدایت و مدیریت سرمایه‌‌ها وسرمایه گذاری دریك فضای جغرافیایی با ظرفیت‌های لازم است. (توکلی و همکاران، 1389، 73) مناطق نمونه گردشگری در کشور، طی چند سال اخیر بسیار مورد توجه برنامه‌ریزان و مدیران گردشگری قرار گرفته است و به همین جهت برنامه های مختلفی برای هریک از این مناطق تدوین و اجرا شده است.(نوری کرمانی و کاویانی، 1390) باتوجه به اینکه تفکر ایجاد مناطق نمونه گردشگری در کشور به چند سال اخیر بر می‌‌گردد بنابراین مطالعه راجع به ابعاد مختلف مناطق نمونه گردشگری بسیار محدود بوده است.(نوری و تقی زاده، 1392، 75)

این پژوهش در پنج فصل در مورد نقش و جایگاه مناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران گردآوری شده است که در فصل اول مساله تحقیق و اهداف و فرضیات وجامعه آماری، حجم نمونه و روش گردآوری ذکر شده است در فصل دوم به بیان مبانی نظری و تعاریف جامع در مورد گردشگری و مناطق نمونه آن آورده شده است. در فصل سوم در سه بخش جغرافیای طبیعی، جغرافیای انسانی و معرفی کلی مناطق نمونه گردشگری به بررسی محدوده تحقیق(استان مازندران) پرداخته شده است. در فصل چهار به تجزیه و تحلیل داده‌های آماری در دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی پرداخته شده است. و در نهایت در فصل پنج نتایج گرفته شده و محدودیت‌‌ها و پیشنهادات در مورد موضوع عنوان شده است.

 

1-1 بیان مساله

استان مازندران دارای 122منطقه نمونه گردشگری است، که تعداد 62منطقه دارای سرمایه گذار بوده و واگذاری آن بصورت قطعی انجام پذیرفته است. و مابقی آن بدلیل عدم واگذاری اراضی از سوی دستگاه های ذیربط بلاتکلیف می‌‌باشند.

  • همچنین از 122 منطقه تعداد 11 منطقه دارای مطالعات طرح جامع گردشگری می‌‌باشند و مابقی آن فقط دارای مطالعات امکان سنجی بوده که بدون مشخص کردن محدوده می‌‌باشند.

جمعا از 122 منطقه نمونه گردشگری استان تعداد: 

  • 48 منطقه واقع در عرصه های جنگلی و یا مرتعی
  • 32 منطقه ساحلی (ساحل دریا وحاشیه رودخانه و دور دریاچه)
  • 42 منطقه کوهستانی و ییلاقی
  • 32 منطقه دارای کتابچه طرح مصوب و یا در حال تصویب منابع طبیعی (پارک جنگلی واگذار شده یادر حال واگذاری )
  • 5 منطقه نیز در خارج از سفر استانی هیات دولت مصوب گردید.

با توجه و در نظر داشتن این امر که مهم ترین ویژگی مناطق نمونه گردشگری هدایت و مدیریت سرمایه‌‌ها و سرمایه گذاری دریك فضای جغرافیایی با ظرفیت‌های لازم است، به واقع این  قابلیت‌‌ها به خوبی کارشناسی و شناسایی نشده شاید تعدد زیاد این مناطق و وسعت کار کلان به سبب مساحت آن سبب بی برنامگی بسیاری از این مناطق برای توسعه و اجرای درست ایجاد درآمد از آن شده است.به نظر می‌‌رسد در نقش آفرینی بیشتر مناطق نمونه گردشگری استان مازندران عواملی چون نامناسب بودن زیرساختها و شبکه حمل ونقل و راه ها، كمبود امكانات رفاهی(هتل‌‌ها و اماکن اقامتی) و بهداشتی، فقدان تبلیغات مناسب و اطلاع رسانی صحیح جهت معرفی این مناطق به گردشگران، پایین بودن آگاهی های عمومی جامعه نسبت به اقتصادی بودن و بازگشت سرمایه گذاری، نامناسب بودن نگرش مردم بومی به مقوله گردشگر و پذیرش گردشگران و همچنین فقدان امنیت جامعه میهمان (گردشگران)و امنیت عمومی در این مناطق به طور عمومی تاثیرگذار بوده است.در این خصوص ضعف قوانین و مقررات حمایتی از بخش خصوصی در این مناطق و كمبود نیروهای متخصص در ادارات مذکور استان که خود عاملی برای کم رنگ تر شدن انگیزه در سرمایه گذاران داخلی و خارجی در جهت توسعه و رونق گردشگری و ارتقای اقتصاد مناطق و کمکی در جهت رفاه و عدالت اجتماعی و زمینه‌سازی برای مشارکت اجتماعی و اقتصادی شهروندان در مناطق مذکور می‌‌باشد.نکته بدیهی این امر عدم هماهنگی منابع طبیعی و سازمان جنگلها و مراتع و شهرداری‌‌ها با سازمان میراث فرهنگی نسبت به واگذاری زمین به بخش خصوصی و انتخاب بهره بردار و سرمایه گذار در جهت اجرای طرح های گردشگری، واقع شدن اراضی اشخاص در حاشیه مناطق نمونه و عدم ارائه مجوز های لازم برای تاسیسات گردشگری که نقش بسزایی در این مناطق ایفا می‌‌کند و نتوانسته آینده‌ای مطمئن در جهت توسعه پایدار و امنیت سرمایه برای سرمایه گذاری خارجی داشته باشد. متاسفانه در بخش دیگر باید به مغایرت بسیاری از طرحهای مورد پسند سرمایه گذاران با طرح های مصوب و قابل اجرا از سوی سازمان جنگلها و مراتع و دستگاه های متولی و مسئول در این زمینه اشاره کرد که از دلایل بسیار تاثیرگذار محسوب می‌‌شود و به عنوان یك اصل مهم اقتصادی می‌‌تواند منابع جدیدی را با هدف کسب درآمد به جای منابع دولتی، با تمام توان و قابلیت هایش داشته باشد.از این رو در پژوهش حاضر سعی شده بصورت کاملا هدفمند بر روی نقش و جایگاه مناطق نمونه گردشگری و بهره برداری بهینه از ظرفیت‌‌ها ی گردشگری آن درچارچوبی شفاف، بلند مدت و پایدار داشته باشد و با ارائه راهبردهایی برای توسعه گردشگری پایدار در استان مازنداران ضمن افزایش منفعت و سود اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی بتواند در راستای پیشبرد اهداف توسعه منطقه‌ای و ملی نیز نقش مهمی را ایفا کند.

1-2 اهمیت و ضرورت تحقیق

از آنجایی که پیدایش و شکل گیری بسیاری از این مناطق یكی از راهكارهای رشد صنعت گردشگری است، شناخت تأثیرات این گونه مناطق بر محرومیت زدایی اجتماعات محلی، دارای اهمیت و ارزش ویژه‌ای است. عموماٌ این مناطق از سطوح وسیع فقر درآمدی، سطوح كم فعالیت‌های اقتصادی، توسعه كم زیرسا ختها، كاهش جمعیت، كاهش نیروی كار و عدم وجود اقتصاد سیاست توسعه‌ای مشخص رنج می‌برند،‌.نگاهی به پژوهش های انجام شده در زمینه گردشگری، نشان می‌‌دهد بحث مناطق نمونه گردشگری و تاثیر این مناطق از ابعاد تازه ی گردشگری است. وجه تمایز پژوهش حاضر با پژوهشهای صورت گرفته ارزیابی نقش و جایگاه این مناطق در توسعه پایدار استان است که با توجه به توان مناطق نمونه ی گردشگری در این استان است که بر این اساس، مناطق نمونه گردشگری در سطح استان مورد ارزیابی قرار گرفته توان گردشگری به همراه مشکلات و تنگناها سطح بندی شده است.این پژوهش سعی دارد به بیان نقش و جایگاه مناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران بپردازد.

 

1-3 اهداف تحقیق

1-3-1 هدف کلی

– آگاهی از نقش و جایگاه مناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران

 

1-3-2 اهداف جزیی

– شناخت و آگاهی از نقش زمینه هایی ذیل در مناطق نمونه گردشگری در جهت توسعه پایدار در استان مازندران

– سطح توسعه زیرساختهای حمل ونقل

 – كمبود امكانات رفاهی ( هتل‌‌ها و اماکن اقامتی )، بهداشتی در مناطق نمونه گردشگری

 – عدم تبلیغات مناسب در معرفی مناطق نمونه گردشگری

 – پایین بودن سطح آگاهی جامعه در مورد مناطق نمونه گردشگری و جاذبه‌های گردشگری در توسعه پایدار

 – مشكلات قانونی و ضعف قوانین و مقررات حمایتی از بخش خصوصی در مناطق نمونه گردشگری

 – نیاز به تغییر نگرش مدیران، سیاستگذاران و مردم به مقوله گردشگر و مناطق گردشگری و پذیرش آن به عنوان یك اصل مهم اقتصادی

 – كمبود نیروهای متخصص

 – فقدان یك برنامه جامع و استراتژیك و همچنین مشخص نبودن هدفها و سیاست‌‌ها در قالب یك   برنامه اجرایی

– شناخت تنگنا‌‌ها و موانع توسعه پایدار در مناطق نمونه گردشگری در مازندران

-ارائه راهکارهای مناسب برای توسعه پایدار در مناطق نمونه گردشگری مازندران

 

1-4 سوال های تحقیق

پرسش اصلی تحقیق (مسأله تحقیق)

مساله اساسی در این تحقیق عدم شناخت و آگاهی از نقش و جایگاه مناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران می‌‌باشد. در این تحقیق کوشش خواهد شد به سوالات زیر پاسخ داده شود.

1) تا چه اندازه مناطق نمونه گردشگری در رشد و توسعه پایدار در مازندران تاثیرگذار بوده اند ؟

2) چه موانع و محدودیت هایی برای نقش آفرینی بیشترمناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران وجود دارد ؟

 

1-5 فرضیه های تحقیق

1)به نظر می‌‌رسد ایجاد مناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران تاثیرگذار بوده است.

2) به نظر می‌‌رسد مناطق نمونه گردشگری برای نقش آفرینی بیش تر در توسعه پایدار مازندران با تنگنا و محدودیت مواجه است.

 

1-6 پیشینه مربوطه

1 ) انتظاری و آقایی پور، (1392) در مقاله‌ای با عنوان ” بررسی پتانسیل های اکوتوریسم و ژئوتوریسمی منطقه نمونه گردشگری بیستون با بهره گرفتن از تکنیک swot ” به این نتیجه رسیده اند که سطح آسیب پذیری منطقه به لحاظ توسعه اکوتوریسم و ژئوتوریسم بالا است.ثانیا قابلیت های منطقه از نظر جاذبه های اکوتوریسمی و ژئوتوریسمی بسیار زیاد است ولی کمبود‌‌ها و کاستی هایی در زمینه خدمات و تسهیلات گردشگری، نیروهای متخصص، اطلاع رسانی و تبلیغات مشاهده می‌‌شود‌. بررسی نتایج کمی مطالعه نشان می‌‌دهد که وجود رودخانه و سراب‌‌ها و چشم انداز زیبا و نزدیکی به مرکز استان به عنوان مهمترین نقاط قوت شناخته شده اند، همچنین مهم ترین نقاط ضعف منطقه، نبود مکانهای اقامتی و نبود تبلیغات گسترده و مناسب است‌. از بین فرصت های بیرونی منطقه مهم ترین فرصت‌‌ها امکان و قابلیت شناخته شدن در ایران و جهان و نیز بهبود زیر ساخت‌‌ها و امکانات است‌. همچنین مهم ترین تهدید خارجی منطقه عدم استفاده از کلیه جاذبه های اکوتوریستی و ژئوتوریستی و محرومیت منطقه است‌. با توجه به ارقام حاصل ارزیابی منطقه به روش نشان می‌‌دهد که راهبرد تنوع به عنوان راهبرد اصلی برای توسعه گردشگری طبیعی است‌. ضعف‌‌ها و تهدیدهای منطقه ناشی از عوامل انسانی است و نشان می‌‌دهد که سطح آسیب پذیری منطقه از نظر توسعه و گسترش اکوتوریسم بالا است، که با مدیریت مناسب می‌‌توان آن را برطرف نمود‌. همچنین در ماتریس نقاط قوت اهمیت عوامل طبیعی نمایان است و مسئولان باید به توانایی های اکوتوریستی و ژئوتوریستی منطقه، با توجه به رشد و گسترش روز افزونی که این گرایش از گردشگری در تمام جهان دارد توجه بیش تری داشته باشند و تنها به آثار نپردازند.

2) نوری و تقی زاده، (1392) در این مقاله با عنوان”اولویت بندی مناطق نمونه گردشگری جهت سرمایه گذاری و توسعه منطقه‌ای در شمال غربی استان کرمانشاه ” به این نتیجه رسیده اند که ارتباط مثبت بین رشد اقتصادی و گردشگری می‌‌تواند مشوق سرمایه گذاری در بخش گردشگری باشد. که سرمایه گذاری در کنار جاذبه های گردشگری هنگامی اصولی وعلمی محسوب می‌‌گردد که بر اساس روش‌های علمی صورت پذیرد بر این اساس یکی از روش های مدیریتی، تکنیک تصمیم گیری چند شاخصه در تصمیم‌گیری را افزایش داده است‌. توان بالای مناطق نمونه گردشگری اورامانات و واقع شدن این مناطق در کنار جاذبه های بکر می‌‌تواند به عنوان نیروی محرک اقتصادی در منطقه باشند.

3) نوری و همکاران، (1391) در تحقیق با عنوان “اولویت بندی قطب های گردشگری استان کرمانشاه براساس پتانسیل مناطق نمونه گردشگری با بهره گرفتن از روش تصمیم گیری چند معیاره تاپسیس” به این نتیجه رسیده‌اند که داشتن تعداد بالای مناطق نمونه ی گردشگری، نمی تواند نشان از توسعه‌ی گردشگری یک منطقه باشد، بلکه وجود دیگر شاخص‌های گردشگری نیز در توسعه ی این قطب‌‌ها سهم عمدهای دارند؛ به طوری که قطب گردشگری اورامانات با 15 منطقه ی نمونه ی گردشگری در رتبه ی دوم و سایر قطبهای گردشگری در رتبه‌های بعدی قرار دارند. رتبه بندی صورت گرفته نشان میدهد که مناطق نمونه ی گردشگری قطب کرمانشاه برای واگذاری به سرمایه گذاران، در سطح بسیارخوب ارزیابی شده و سرمایه گذاران در این مناطق توجیه اقتصادی داشته و از میزان ریسک پذیری کمتری برخوردارند. همچنین وضعیت مناطق نمونه ی قطب گردشگری اورامانات در سطح متوسط ارزیابی شده اند و سایر قطبها در سطوح بعدی قرار دارند‌. بر این اساس در حال حاضر در استان کرمانشاه باید مناطقی که از نزدیکی نسبی کمتری به وضعیت ایده آل برخوردارند را تقویت و مناطقی که رتبه‌ی بالاتری دارند را برای واگذاری به سرمایه گذاران آماده کرد؛ چون واگذاری مناطق با رتبه ی پایین به سرمایه گذار و سرمایه گذاری توسط سرمایه گذاران در داخل این مناطق، توجیه اقتصادی نداشته و باعث اتلاف منابع و عدم تحقق اهداف خواهد شد‌. از سوی دیگر برنامه‌ریزان گردشگری استان با به کارگیری روش‌های کمی، همچون روش‌های تصمیم‌گیری چندشاخصه در تصمیم گیری‌های مدیریتی، می‌‌توانند قابلیت اطمینان تصمیم گیری را افزایش دهند.

4) حاجی نژاد وهمکاران (1391)در مقاله‌ای با عنوان ” تدوین برنامه استراتژیک توسعه گردشگری در مناطق نمونه گردشگری روستایی مطالعه موردی: روستای نمونه گردشگری هجیج در شهرستان پاوه” به این نتیجه رسیده‌اند که روستای هجیج از جاذبه های متنوع به همراه فرهنگ غنی و سنتی و قدمت تاریخی آن نشان دهنده توانایی بالای روستا برای تبدیل به یک منطقه نمونه گردشگری واقعی است. بنابراین تدوین برنامه هدفمند برای توسعه گردشگری روستایی در این منطقه احساس می‌‌شود و توسعه گردشگری روستایی نیازمند ارائه سیاست‌های مناسب در جهت رفع محدودیت‌‌ها و استفاده از مزیت نسبی می‌‌داند.بنابراین با توجه به ارزیابی عوامل داخلی و خارجی در منطقه نمونه گردشگری (s4) با امتیاز وزنی 375/0(وجود معماری منحصر به فرد پلکانی) به عنوان اولین نقطه قوت، (s1)با امتیاز وزنی 325/0(غنای جاذبه های اکوتوریسمی)به عنوان دومین قوت و (s3)با امتیاز وزنی 208/0(انتخاب به عنوان روستای هدف گردشگری)به عنوان قوت های برتر در روستا ارزیابی شده است.محیط درونی 125/4و محیط بیرونی 614/4در توسعه گردشگری منطقه موثر و در یک سطح ارزیابی شده است. همچنین در این روستا ، راهبردهای حداقل – حداکثر و سپس حداکثر – حداکثر قرار گرفته است و بقیه راهبردها در الویت های بعدی قرار گرفته اند بنابراین در مرحله اول باید راهبردهای wo، همچون:1-توسعه و بهبود تورهای سیاحتی و توریستی برای جذب گردشگران به روستا، 2- تبلیغات و شناساندن جاذبه های گردشگری روستا و 3- توسعه زیر ساخت‌‌ها و ترمیم و بهسازی راه های دسترسیی به جاذبه‌‌ها گردشگری (همچون آب، برق، راه، هتل، متل، کمپینگ و….. به مرحله اجرا گذاشته و سپس ، راهبردهای حداکثر-حداکثرسازی soبه مرحله اجرا گذاشته شود.

5)فرجی سبکبار و همکاران، (1390) در مقاله‌ای تحت عنوان ” بررسی قابلیت های googel maps API در بازاریابی گردشگری و برنامه‌ریزی سفر ( مطالعه موردی: مناطق نمونه گردشگری حوزه رویان)” به این نتیجه رسیده‌اند که خدمات مکان مبنا به ویژه فن آوری googel maps API با قابلیت های جستجو، مسیریابی و اطلاع رسانی می‌‌تواند مزایای بسیار زیادی برای مدیریت بازاریابی در برنامه‌ریزی سفر مطلوب ارائه نماید‌. اطلاع رسانی در مورد جاذبه های گردشگری (تاریخی، باستان شناسی، طبیعی، فرهنگی، صنایع دستی و غیره )، اطلاعات جغرافیایی( نقشه ها، راه های دسترسی، آب و هوا، مورفولوژی منطقه، عکس های هوایی و تصاویر ماهواره‌ای )، ویزای الکتونیکی، فراهم آوردن امکان خرید و رزرواسیون ، کمک به توسعه اقتصادی مناطق کمتر توسعه یافته، فروش صنایع دستی و استقرار منابع در آن تفریحی و گردشگری از جمله مزایای googel maps API محسوب می‌‌شوند. با توجه به گسترش دست یابی به شبکه جهانی اینترنت دسترسی داشته باشد می‌‌تواند با بهره گرفتن از این سیستم، برنامه سفر خود را تنظیم و از هزینه های آن مطلع گردد. در چنین موقعیتی معمولا سیستم های راهنمای محصولات و خدمات، اطلاعات مورد نیاز مصرف کنندگان را فراهم کرده و فرآیند تصمیم گیری آنان در انتخاب مقصد، اسکان و غیره تسهیل می‌‌نمایند.

6) فیروزی و همکاران، (1390) در مقاله‌ای با عنوان ” ارزیابی توان اکولوژیک منطقه نمونه گردشگری سد شهید عباسپور با تاکید بر توسعه پایدار گردشگری ” به این نتیجه رسیده اند که – با توجه به اینكه قسمت اعظم منطقه دارای شیب بیش از 73/42 درصد است بنابراین نتیجه می‌گیریم كه اجرای كاربری تفرج متمركز، صرف هزینه‌های سنگین اقتصادی را به دنبال خواهد داشت و مقرون به صرفه نیست.- با توجه به شیب‌های زیاد و سنگ و خاك نامناسب در منطقه، این نتیجه حاصل می‌گردد كه تفرج گسترده بهترین نوع كاربری توریستی در این منطقه می‌باشد.

– به طور كلی عدم وجود محور یا محورهای مناسب جهت عبور و مرور، دوری و پرت واقع شدن این جزیره برای گردشگران، وجود شیب‌های تند در مسیر، موجب می‌گردد كه جزیره فاقد توان و استعداد ذاتی لازم جهت اجرای فعالیت‌های تفرجی باشد. با توجه به شرایط فیزیكی و بیولوژیكی اصلی منطقه و شرایط موجود، كه خاك منطقه تغییر پیدا كرده، پوشش گیاهی به صورت مصنوعی كاشت شده و ایجاد و احداث ویلاها و خدمات با هموارسازی محیط و كاهش شیب‌‌ها صورت گرفته كه هزینه زیادی به دنبال داشته است، این جزیره به صورت مصنوعی و نه بكر و طبیعی برای توریسم گسترده با 98/67 درصد و توریسم متمرکز با 1/21درصد قابل بهره برداری است و چنانچه حفاظت و كنترل منطقه به صورت اصولی و با مدیریت صحیح اعمال نشود، تخریب منطقه در آینده نزدیك، دور از انتظار نخواهد بود.

7) زیویار، (1390) در مقاله‌ای با عنوان” برنامه‌ریزی راهبردی توسعه گردشگری منطقه نمونه گردشگری علیصدر با بهره گرفتن از swot” به این نتیجه رسید که منطقه نمونه گردشگری علیصدر به سبب حساسیت بالای زیست محیطی خود و در عین داشتن قابلیت های فراوان برای توسعه به ویژه در بخش گردشگری، نیازمند توجه ویژه به مسئله ظرفیت های توسعه است و ایجاد فرصت های اشتغال منتج از توسعه گردشگری در صورت توزیع عادلانه عواید حاصل از آن بعنوان عاملی مهم مطرح بوده که در گرو تعریف مناسب جایگاه نهادهای تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز در منطقه و مشارکت بیشتر اهالی بومی در فرآیند توسعه است و عدم همخوانی کمیت و کیفیت خدمات ارائه شونده به گردشگران با هزینه های آن از دیگر عوامل ضعف منطقه بوده و نیازمند برنامه‌ریزی و ساماندهی است.توسعه پایدار گردشگری در منطقه علیصدر اتخاذ راهبردهایی چون استفاده از پتانسیل های طبیعی محیط برای ارتقاء شرایط زیست محیطی، استفاده حتی الامکان از نیروهای محلی برای اشتغال در فرصت های ایجاد شونده در فرآیند توسعه و بهره برداری، تحلیل میزان کشش اراضی و آستانه های محیطی جهت توسعه، تقویت حس اجتماعی و مشارکت جمعی و سازماندهی تولید محلی همراه است با توسعه گردشگری و پرهیز از رهیافت های مبتنی بر مکانیزم بازار ضروری می‌‌نماید.

8) رکن الدین افتخاری و همکاران، (1390) درمقاله‌ای با عنوان ” نقش مناطق نمونه گردشگری در توسعه مناطق عشایری ( مطالعه موردی: منطقه نمونه گردشگری الوند شهرستان همدان ) “به این نتیجه رسیده اند که تصرف منابع آب عشایر(چشمه‌ها)جهت استفاده در تأسیسات تله‌كابین همچنین به دلیل كم توجهی یا بی توجهی ادارات دولتی مرتبط با عشایر مانند منابع طبیعی، سازمان جنگلها و مراتع و اداره امور عشایر و در رأس آنها استانداری همدان به عنوان هماهنگ كننده فعالیت سایر ادارات و نظارت برعملكرد آنها به دلایل مختلف سیاسی، اقتصادی و‌… باعث شده است كه تأسیسات تله کابین بیش از 5/7 هكتاری- كه 5 هکتار آن به شیوه غیر كارشناسی از عشایر خریداری شده است که همین امر باعث شده است كه در هیچ یك از فعالیتهای تأسیسات تله كابین عشایر حضور و مشاركت نداشته باشند و از منافع حاصل از آن بی بهره باشند. با این شرایط تله كابین می‌تواند توسعه صنعت گردشگری در این منطقه را بدون در نظر گرفتن حقوق و مشاركت جوامع محلی)عشایر منطقه) و همچنین ملاحظات زیست محیطی تحقق بخشد. به سخن دیگر نوع شیوه نگرش در ساخت و ایجاد مجتمع، همان نگرش دهه 70 میلادی یعنی توسعه به معنای كلاسیك آن می‌باشد كه بدون در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی توسعه مناطق صورت می‌گیرد. توسعه مجتمع تفریحی توریستی تله كابین گنج نامه نه تنها فرایند تخریب منابع طبیعی را فراهم كرده است، بلكه اقتصاد عشایر و بنیانهای اجتماعی عشایر منطقه مورد مطالعه را با چالش‌های جدی رو به رو كرده است كه در صورت استمرار این رهیافت، نه تنها توسعه پایدار گردشگری تحقق نخواهد یافت، بلكه با سرمایه گذاری زیادآثار منفی را هم نمی توان به حداقل رساند.

9) فتوحی و همکاران ، (1390)در مقاله‌ای با عنوان ” ارزیابی توانمندیهای ژئومورفوتوریسمی لندفرم‌‌ها براساس روش پرالونگ مطالعه موردی؛ منطقه نمونه گردشگری بیستون” به این نتیجه رسیده اند که مناطقی مانند منطقه بیستون به علت بالا بودن عیارهای توریسمی به عنوان مناطق نمونه گردشگری مورد اقبال گردشگران قرار گرفته است و بیشترین بازدید از جاذبه‌های گردشگری این منطقه بیشتر به علت زیبایی ظاهری، ارزش تاریخی – فرهنگی و به جهت پر كردن اوقات فراغت و تفریح صورت گرفته است و كمتر از لحاظ ژئوتوریسمی به این مسئله نگاه شده است بر اساس این محاسبات كوه بیستون با 81/0دارای بیشترین ارزش بهره برداری است كه به دلیل موقعیت استراتژیكی، وجود آثار تاریخی و فرهنگی كوه بیستون و وجود امكانات نسبی گردشگری در منطقه است كه دارای بیشترین ارزش بهره وری میباشد، و جهت انجام فعالیتهای گردشگری چون كوهنوردی، دامنه نوردی، كایت سواری و تیغه نوردی، ایجاد تورهای علمی و توسعه امكاناتی همچون تله كابین و ورزشهای كوهستانی مناسب است كه باید برنامه‌ریزی‌های اساسی در زمینه توسعه و گسترش آنها صورت پذیرد. لندفرم رودخانه با میانگین3/0دارای كمترین ارزش بهره وری است لندفرم‌های دیگر دارای ارزش بهرهوری متوسط می‌باشد.با توجه به پتانسیل‌های بالایی كه در این لندفرمها وجود دارد عدم وجود برنامه‌ریزی منسجم، نبودن امكانات زیربنایی و رفاهی، كمبود تبلیغات در سطح ملی و بین المللی، عدم توجه به سودآوری گردشگری از جمله مسایلی هستند كه باعث كند شدن توسعه گردشگری پایدار در این منطقه شده است.

10) کاویانی، نوری کرمانی(1390) در مقاله‌ای با عنوان “نقش برنامه‌ریزی در توسعه پایدار روستاهای منطقه نمونه ی گردشگری پارک جنگلی دالخانی” به این نتیجه رسیده‌اند که ارتباط بین برنامه‌ریزی گردشگری و توسعه پایدار وجود دارد. از نظر جامعه محلی و مدیران و مسئولین محلی، ارتباط معناداری بین برنامه‌ریزی توسعه گردشگری کارآمد و تحولات اقتصادی – اجتماعی و کالبدی منطقه مورد مطالعه وجود دارد که از نظر گردشگران این ارتباط بیشتر بین ابعاد کالبدی و زیست محیطی با برنامه‌ریزی می‌‌باشد. دلیل این امر را می‌‌توان در تاکید خاص جامعه گردشگران بر محیطی پاک و سالم برای گذراندن اوقات فراغت دانست و توسعه گردشگری در منطقه مستلزم رفع عوامل باز دارنده و تقویت عوامل جذب گردشگر می‌‌باشد عواملی مانندعدم معرفی صحیح منطقه و در نتیجه عدم شناخت کافی گردشگران از منطقه به واسطه ضعف در تبلیغات مناسب، کمبود تسهیلات و تاسیسات گردشگری ، عدم رضایت گردشگران از تاسیسات ابتدایی وکاهش امنیت اجتماعی و آسیب رسانی به مناظر زیبای روستایی، الگو برداری نامناسب روستائیان از گردشگران و…. می‌‌باشد. رفع این عوامل بازدارنده در توسعه گردشگری مستلزم شناخت کافی از منطقه و تدوین یک برنامه جامع و کارآمد می‌‌باشد به گونه‌ای که نه تنها منجر به افزایش جذب گردشگر و مدت اقامت آن‌‌ها شود بلکه به کاهش اثرات منفی ناشی از گردشگری و دستیابی به توسعه پایدار گردشگری در منطقه گردد.

11)بدری و یاری حصار(1388) در مقاله‌ای با عنوان ” انتخاب مناطق نمونه گردشگری با بهره گرفتن از روش AHPنمونه موردی: استان كهگیلویه و بویراحمد ” به این نتیجه رسیده اند که فرآیند انتخاب منطقه برتر، مستلزم اتخاذ رویكردی نظام مند و همه جانبه نگر است كه همة ابعاد – شامل معیارها و میزان ضرایب اهمیت آنها – در نظر گرفته شده باشد فرآیند امتیاز دهی نهایی به این شكل است كه ابتدا مجموع امتیازهر منطقه نسبت به هر كدام از معیارها به شكل یك ماتریس فهرست می‌شود؛ آنگاه امتیاز هر منطقه در هر كدام از معیارها در ضریب اهمیت آن معیار ضرب شده و سپس امتیازات با هم جمع می‌شوند. هر چه امتیاز منطقه‌ای بیشتر باشد، دارای ضریب اهمیت بیشتری بوده، در اولویت بالاتری قرار می‌گیرد. بر این اساس، مناطق چشمه بلقیس، كوه گل و دریاچه سد كوثر با كسب بیشترین امتیاز، به عنوان مناطق برتر برای تهیه طرح مناطق نمونه گردشگری انتخاب می‌شوند‌.

بی شك، با توجه به نتایج به دست آمده و مجموع عوامل مؤثر مورد بررسی در انتخاب منطقه‌های برتر، هرگونه برنامه‌ریزی و سرمایه گذاری در آ ن ها، از بازدهی بیشتر و مناسبتری نسبت به سایر مكان‌‌ها برخوردار خواهد بود‌. استفاده از روش‌های مكان یابی چند معیاری، همچون روش AHP در امر ، برنامه‌ریزی‌‌ها فرآیندهای فرساینده را كاهش داده، با توجه به مجموعه خصوصیات این روش ها، از جمله به كارگیری معیارهای كمی و كیفی، ارزش گذاری معیارها و سایر ویژگی ها، امكان انتخاب مناطق مورد نظر را بر اساس واقعیت‌های مكانی -فضایی فراهم می کند.

12) توکلی و همکاران، (1388) در مقاله‌ای با عنوان ” تاثیر مناطق نمونه گردشگری در محرومیت زدایی از دیدگاه اجتماعات محلی (مطالعه موردی: منطقه اورامان تخت کردستان ) ” به این نتیجه رسیده اند که ظرفیت تحمل پذیری منطقه در بخش گردشگری بسیار بالاست و فاصله زیادی با میزان بهره گیری در شرایط فعلی دارد؛ با (CPM) ” روش مسیر بحرانی” غلبه درفعالیتهایی است، كه به رشد و توسعه فرهنگی منجرمیگردد و در عین حال، مؤید ضعف در اقدامات اقتصادی محرومیت زدایی است؛به طور كلی، مؤلفه‌های مشهود و تأثیرگذار بر محرومیت زدایی در منطقه بر پایداری اقدامات تأكید ندارد، همانند افزایش مشاركت بخش خصوصی، تقویت پیوندهای اقتصادی در رشد منابع درآمدی؛ زنجیره های پسین و پیشین بخش گردشگری بر اساس پایداری در حیطه تغییرات كاركردی، قویتر از حیطه فعالیت هاست و در عین حال، در حیطه مشاركت ضعیف‌تر از تغییرات اجتماعی است، كه این موضوع به پایداری منجرخواهد شد؛جهت گیری نهادها و منابع بر عناصر محیطی و عمومی استوار است، كه در نهایت به گردشگری محلی و منطقهای منجر میگردد و در عین حال، كمتر می‌تواند به رشد گردشگری ملی و منطقه‌ای بیانجامد.

 

 

1-7 روش پژوهش

این پژوهش بنا به ماهیت، موضوع و اهدافی که برای آن پیش بینی شده است از نوع توصیفی – تحلیلی و در زمره تحقیقات کاربردی است. از آنجائیکه در این پژوهش از ابزار پرسشنامه و مصاحبه برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز استفاده خواهد شد، بنابراین از زاویه دیگر میتوان این پژوهش را یک تحقیق پیمایشی (میدانی) (survey research) نیز قلمداد کرد.

 

1-7-1 محدوده ومقطع زمانی تحقیق

محدوده مورد مطالعه مناطق نمونه گردشگری در استان مازندران می‌‌باشد‌. این استان با مساحت حدود 238 هزار كیلومتر مربع به لحاظ مساحت خاكی هیجدهمین استان كشور می‌باشد. (معاون برنامه‌ریزی و اشتغال مازندران ، 3،1391)همچنین قرار گرفتن در شمال کلان‌شهر تهران(پایتخت ایران)با فاصله‌ای 250 کیلومتری با مرکز استان از موقعیت جغرافیایی استراتژیکی برخوردار است.(ویکی‌پدیا، دانشنامه ی آزاد)

 

1-7-2 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

پس از جمع آوری اطلاعات میدانی که با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه تکمیل خواهد شد، با بهره گرفتن از نرم افزارSPSS  و آزمون های آماری کای اسکویر(x2)، T تک دامنه ایی، Binomial Test و Feridman اقدام به تحلیل روابط بین متغییرهای تحقیق خواهد شد‌. همچنین برای نمایش نتایج داده های تحلیلی و توصیفی از انواع نمودارها، دیاگرامها، نقشه ها، منحنی‌‌ها و‌… نیز استفاده خواهد شد.

 

1-8 متغیرهای تحقیق

1-8-1متغیر وابسته

– نقش و جایگاه مناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران

 

1-8-2 متغیرهای مستقل

– سطح توسعه زیرساختهای حمل ونقل

 – كمبود امكانات رفاهی ( هتل‌‌ها و اماکن اقامتی )، بهداشتی در مناطق نمونه گردشگری

 – عدم تبلیغات مناسب در معرفی مناطق نمونه گردشگری

 – پایین بودن سطح آگاهی جامعه در مورد مناطق نمونه گردشگری و جاذبه‌های گردشگری در توسعه پایدار

 – مشكلات قانونی و ضعف قوانین و مقررات حمایتی از بخش خصوصی در مناطق نمونه گردشگری

 – نیاز به تغییر نگرش مدیران، سیاستگذاران و مردم به مقوله گردشگر و مناطق گردشگری و پذیرش آن به عنوان یك اصل مهم اقتصادی

 – كمبود نیروهای متخصص

 – فقدان یك برنامه جامع و استراتژیك و همچنین مشخص نبودن هدفها و سیاست‌‌ها در قالب یك   برنامه اجرایی

– شناخت تنگنا‌‌ها و موانع توسعه پایدار در مناطق نمونه گردشگری مازندران

-ارائه راهکارهای مناسب برای توسعه پایدار در مناطق نمونه گردشگری مازندران

کاربرد نتایج تحقیق

با انجام این تحقیق ارگان هایی همچون: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، استانداری، شهرداری، و فرمانداری‌‌ها‌… می‌‌توانند از نتایج این پژوهش بهره مند گشته و کمک شایانی را در رابطه با اتخاذ سیاستهای مناسب برای توسعه نقش آن در جذب توریست به استان داشته باشند.

 

1-9 تعاریف اصطلاحات و واژه ها

گردشگر: کسانی هستند که به مقصد گذران اوقات فراغت، کسب و کار و اهداف دیگر مدتی از یکسال متوالی را در سفر و اقامت خارج از اقامتگاه معمول خود می‌‌گذرانند(زاهدی ورنجبریان، 12،1385).

گردشگری: صنعت گردشگری آمیزه‌ای از فعالیت های گوناگون از حمل و نقل و تغذیه تا اقامت و مدیریت رویدادها است که در جهت خدمت رسانی به گردشگران، بصورت زنجیره‌ای بهم پیوسته ایفای نقش می‌‌کنند (رنجبریان و زاهدی ، 1391، 9 )

مناطق نمونه ی گردشگری منطقه یا مناطقی هستند که در جوار جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی، مذهبی، طبیعی و گردشگری قرار دارند که به منظور ارائه ی خدمات به گردشگران توسط بخش غیردولتی تأسیس و اداره می‌شوند.(محمودی نژاد و بمانیان، 1388، 367)

مناطق نمونه گردشگری بین المللی: منطقه‌ای است که با هدف جذب گردشگران خارجی طراحی و تجهیز می‌‌شود و حداقل مساحت آن 300 هکتار خواهد بود.

ب) مناطق نمونه گردشگری ملی: منطقه‌ای است که با هدف جذب گردشگران ایرانی از سراسر کشور طراحی و تجهیز می‌‌شود و حداقل مساحت آن 100 هکتار خواهد بود.

ج) مناطق نمونه گردشگری استانی: منطقه‌ای است که با هدف جذب گردشگران استانی طراحی و تجهیز می‌‌شود و حداقل مساحت آن 50 هکتار خواهد بود.

د) مناطق نمونه گردشگری محلی: منطقه‌ای است که با هدف جذب گردشگران یک یا چند شهرستان طراحی و تجهیز می‌‌شود و حداقل مساحت آن 30 هکتار خواهد بود.(افتخاری و همکاران، 1390، 28)

توسعه‌ای پایدار: کمیسیون برانتلند اعلام کرد، “توسعه‌ای پایدار است که بتواند احتیاجات نسل حاضر را بدون فدا کردن توانایی نسل های آینده برای برآورده سازی نیازمندی هایشان تامین کند. ( Gorden,2007,29)

 

 

 

تعداد صفحه :128

فهرست ندارد

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

دانلود پایان نامه : بررسی نقش تبلیغات و ترفیع فروش در ایجاد ارزش ویژه برند (مطالعه موردی: فروشگاه‏های لوازم خانگی ال جی و سونی در همدان)

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :مدیریت بازرگانی

عنوان :بررسی نقش تبلیغات و ترفیع فروش در ایجاد ارزش ویژه برند (مطالعه موردی: فروشگاه‏های لوازم خانگی ال جی و سونی در همدان)

گرایش:بازاریابی

پایان نامه ارشد:اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اعتیاد سایبری دانش آموزان مراکز استعدادهای درخشان شهر کرمانشاه

دانشگاه آزاد اسلامی

دانشکده تحصیلات تکمیلی

 

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی ( M.A )

گرایش: بالینی

 

عنوان  

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اعتیاد سایبری دانش آموزان مراکز استعدادهای درخشان شهر کرمانشاه

 

آذر 1395

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده 1
فصل اول: مقدمه پژوهش  
1-1 مقدمه 3
1-2 بیان مسئله 4
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش 6
1-4 اهداف پژوهش 7
1-4-1 اهداف اختصاصی پژوهش 7
1-5 فرضیه­ های پژوهش 7
1-6 تعریف متغییرها 8
1-6-1 تعاریف مفهومی متغییر ها 8
1-6-2تعاریف عملیاتی متغییرها 9
فصل دوم: پیشینه پژوهش  
1-2 پیش درآمد 12
2-2 تعریف واژه اعتیاد و اعتیاد به اینترنت 12
2-3 اختلال اعتیاد اینترنتی 15
2-4 ویژگیهای اعتیاد اینترنتی 16
2-5 ریشه های اعتیاد به اینترنت 17
2-6 علل اصلی اعتیاد به اینترنت در ایران 18
2-7 تعریف و معیارهای تشخیصی اختلال بازی اینترنتی در DSM-5 19
2-8 شیوع 19
2-9 چه کسانی مستعد اعتیاد به اینترنت هستند؟ 20
2-10 پیشینه پژوهش 21
2-10-1 زمینه های پژوهشی داخل ایران 21
2-10-2 زمینه های پژوهشی خارج از کشور 21
فصل سوم: روش پژوهش  
3-1 روش پژوهش 24
3-2 جامعه آماری 24
3-3 روش نمونه گیری و حجم نمونه 25
3-4 ابزار پژوهش 25
3-4-1 آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ و روش نمره گذاری و تفسیر 25
3-4-2 مصاحبه بالینی ساختاریافته چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری  اختلالات روانی(4-DSM) 28
3-5 روش اجرای پژوهش 28
3-5-1 نتخاب آزمودنی­ها و پیش­آزمون 28
3-5-2 روش­های مداخله 29
3-5-2-1ساختار کلی درمان MBCT 29
3-5-2-2 شکل جلسات 30
محتوای جلسات 31
3-5-3 پس آزمون خاتمه 32
3-6روش تحلیل داده ها 32
فصل چهارم: یافته های پژوهش  
4-1 یافته­ های توصیفی 34
4-2 یافته­ های استنباطی 35
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری  
5-1 بحث و تفسیر نتایج پژوهش 38
5-2 محدودیت­های پژوهش 39
5-3 پیشنهادات 40
5-3-1 پیشنهادات پژوهشی 40
5-3-2 پیشنهادات کاربردی 40
منابع و مآخذ 41

 

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول ‏3‑1: طرح پیش­آزمون-پس­آزمون با گروه گواه 24
جدول ‏3‑2: مقیاس کلی آزمون IAT 27
جدول‏4‑1: میانگین و انحراف استاندارد نمرات پرسشنامه IAT در درمانMBCT در کاهش علایم اعتیاد به اینترنت در گروه آزمایش و گواه 34
جدول ‏4‑2:تحلیل کوواریانس نمرات پس آزمون شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش علایم اعتیاد به اینترنت بر اساس پرسشنامه IAT گروه آزمایش 35
جدول ‏4‑3: نتایج تحلیل واریانس شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش علایم اعتیاد به اینترنت 36
جدول ‏4‑4: نتایج آزمون T برای میانگین گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی 36

چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اعتیاد سایبری دانش آموزان مراکز استعدادهای درخشان  شهر کرمانشاه در سال 1394 انجام شد.

روش:  پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم مراکز استعدادهای درخشان شهر کرمانشاه بودند که جمعیت آنها 515 نفر بودند. از کلیه دانش آموزان تستIAT به عمل آمد و از بین سی نفر از دانش آموزان با تشخیص اعتیاد سایبری به صورت تصادفی 24 نفر انتخاب و در دو گروه 12 نفره(که12نفر دریافت کننده شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی گروهی و 12 نفر گروه گواه)قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پکیج شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بود. برای تجزیه و تحلیل داده­های این پژوهش از آمار توصیفی(میانگین، انحراف معیار،فراوانی) و برای بررسی سوالات پژوهش از آمـار استنباطی( واریانس و کوواریانس و tمستقل) و همچنین برای محاسبه داده­ ها از نرم­افزارspss22 استفاده شد.

یافته­ ها: با توجه به یافته­ های پژوهش، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش علایم اعتیاد سایبری تاثیر دارد. میانگین نمرات دو گروه گواه و کنترل  نشان می­دهد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی نسبت به گروه کنترل، میانگین بیشتری را در کاهش اعتیاد سایبری نشان می دهد.

نتیجه­گیری: با توجه به آزمون­های آماری روش­ درمانی و گروه کنترل، از نظر میزان اثربخشی روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موثر است.

کلید واژه­ها:  شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، اعتیاد سایبری، اعتیاد اینترنتی، اختلال بازی اینترنتی، دانش آموزان متوسطه، مراکز استعدادهای درخشان

فصل یکم

مقدمه پژوهش

 

1-1 مقدمه

خاستگاه اینترنت را در وزارت دفاع آمریکا و تلاش برای ایجاد یک مدل ارتباطی مطمئن میان مؤسسه های نظامی و پژوهشی دانسته اند(اندرسون، 2001). در کمتر از 44 سال، این رسانه فناورانه، از شبکه اولیه اش جدا و به آنچه ما اینترنت می نامیم، تبدیل شده است. اینترنت از ابعاد مختلف بر زندگی ما اثرگذار بوده و بسیاری از تأثیرهای آن مثبت است. اینترنت در انجام وظایف، دسترسی به اطلاعات و ملاقات افراد نقش مهمی ایفا کرده است. اصطلاح اختلال اعتیاد اینترنتی[1] نخستین بار توسط گلدبرگ[2]   در سال 1996 مطرح شد. در ابتدا گرچه گلدبرگ هنگامی که اصطلاح اعتیاد اینترنتی را مطرح کرد، چندان در این کار جدی به نظر نمی رسید، اما این اصطلاح به وفور توسط پژوهشگرانی چون یونگ[3] (1999)، گلدبرگ (1996)، و کندل[4] (1998) استفاده شده است. در پنجمین مجموعه تشخیصی و آماری بیماریهای روانی انجمن روانپزشکی امریکا (DSM-5, 2013) عنوان اعتیاد به اینترنت و یا اعتیاد سایبری ذکر نشده است اما اختلالی با عنوان اختلال بازی اینترنتی[5] نامگذاری شده است.(DSM-5, 2013) یکی از نخستین نگرانیها درباره بازیهای رایانه ای و ویدیویی، اینترنتی، با توجه به گستردگی و کاربرد آنها در میان جوانان، این بود که چنین بازیهایی ممکن است با ایجاد فضایی جذاب تر در مقایسه با انجام تکلیف های درسی، باعث تداخل در عملکردهای علمی و تحصیلی می شود. شواهد تجربی نیز در تایید این ادعا وجود دارد(پورعابدی نائینی،1387). در کشورهای اسکاندیناوی، بروز جوش صورت در مواجهه با پرتوهای صفحه نمایش، مشاهده شده است(تیون[6] ،1984) حال آنکه در اروپا نگرانی هایی از شکل گیری آسیب های اندامی ابراز شده است (لافتوس[7]  و لافتوس، 1983) اما اثرهای روان شناختی بالقوه نامحسوس تر و از این رو زیان بارتر از آسیب های محسوس ناشی از کاربری مداوم  رایانه است(واینبرگ[8] ،1971). با توجه به تازه بودن این دسته اختلالات و آسیب های روز افزون آن، یک روش درمانی موثر در کنار سایر روش های درمانی، مـی تواند موجب بهبود کارایی روش های درمانی موج سوم[9] و دست مایه ای برای تحقیقات بعدی در این زمینه شود.  

 

1-2 بیان مسئله   

نوآوری در شاخه های مختلف کم نبوده و نیست، ولی به جز تعداد انگشت شماری از آنها، مابقی همگی راحت تر زندگی کردن، بیشتر زندگی کردن  و با لذت و هیجان زندگی کردن را برای انسان به ارمغان آوردند. طبعا روح تعالی طلب و لذت جوی بشر، آغوش خود را برای این رده از نوآوری ها می گشاید و به آنها خوش آمد می گوید از میان این همه نوآوری رادیو و تلویزیون و عاقبت اینترنت + وب رسانه هایی شدند تا روش زندگی ، اخلاق، تعاملات اجتماعی و حتی دنیای بـزرگ و زیبای کودکان را استحاله کنند. کودکانی که صدسال پیش جست و خیز می کردند، از درخـت بالا می رفتند، توت می چیدند، زبان گنجشک ها و بلبل ها را می فهمیدند اکنون دیجیمون[10] را می شناسند، به کلاس کامپیوتر می روند و دیو قصه شان از جنس روبات است!(ملکیان، 1390).در این میان، اینترنت یک شبکه جهانی است که در واقع مجموعه ای عظیم از میلیونها کامپیوتر و شبکه کوچکتر است که می توانند اطلاعات خود را با یکدیگر مبادله کنند. (ند اسنل[11]،ترجمه فلاح مشفقی، 1383).و اولین نکته مهم در مورد اینترنت آن است که درهای آن به روی همه نوع کامپیوتر باز است، از نظر تئوری، هر کامپیوتری از یک کامپیوتر کیفی تا یک سوپر کامپیوتر، می تواند به IP/TCP [12] مجهز شده و به اینترنت  وصل شود. حتی اگر یک کامپیوتر از IP/TCP استفاده نکند می توانداز طریق تکنولوژیهای دیگر به اینترنت وصل شود. یکی از نخستین نگرانیها درباره بازیهای رایانه ای و ویدیویی، اینترنتی، با توجه به گستردگی و کاربرد آنها در میان جوانان، این بود که چنین بازیهایی ممکن است با ایجاد فضایی جذاب تر در مقایسه با انجام تکلیف های درسی، باعث تداخل در عملکردهای علمی و تحصیلی می شود. شواهد تجربی نیز در تایید این ادعا وجود دارد(پورعابدی نائینی،1387). یکی از این پژوهش ها نمایانگر رابطه منفی بین کاربری رایانه و چگونگی عملکرد کودک در مدرسه است(برون[13] و همکاران،1986). علاوه بر آسیب های تحصیلی، آسیب های جسمانی از عوارض دیگر وابستگی سایبری است. در استرالیا کاربران رایانه به وضعیتی دچار  شده اند که تنوسینوویتیس[14] یا آماس بافت سفید لنفی که ماهیچه ما را به استخوان می پیوندد(فرگوسن،1987). در کشورهای اسکاندیناوی، بروز جوش صورت در مواجهه با پرتوهای صفحه نمایش، مشاهده شده است(تیون[15]،1984).حال آنکه در اروپا نگرانی هایی از شکل گیری آسیب های اندامی ابراز شده است (لافتوس[16] و لافتوس، 1983). اثرهای روان شناختی بالقوه نامحسوس تر و از این رو زیان بارتر از آسیب های محسوس ناشی از کاربری مداوم  رایانه است(واینبرگ[17]،1971).اعتیاد به بازیهای ویدئویی شاید همانند دیگر رفتارهای اعتیاد آور باشد. بازیکنان احساس می کنند پیوسته به انجام این بازیها وادار می شوند و بنابراین، ممکن است علاقه کمتری در دیگر فعالیت ها از خود نشان دهند. اگر بکوشند برای مدتی بازی را کنار بگذارند، نشانه های گوشه گیری را نمایان می سازند(سوپر[18] و میلر[19]،1983).برخی روانشناسان سرشناس آمریکایی، نگرانی آشکار خود را از اثرهای جانبی بازی های رایانه ای دارای موضوع خشونت آمیز بیان کرده اند. راجرز[20] (1982) از این نگران بود که بازیهای رایانه ای و ویدیویی مردم پسند با محتوای خشونت، به ویژه بازیهای با موضوع جنگ هسته ای، باعث ناچیز شمردن ترس از جنگ شود. در لابه لای همه آسیب هایی که اینترنت می تواند به بشر بزند هستند پژوهشگرانی چون اندرسون(2001)، دیویس و همکاران(1999)، کندل(1998)، ناکس و همکاران(2001)، مونکه(1998)، رینولد(1992)، تالوبت(1998)، یونک(1998) ،که همگی سعی بر این داشته اند ماهیت اعتیاد آور اینترنت را در دانش آموزان و دانشجویان خاطرنشان سازند (به نقل ازخسروجردی، میرزایی، 1388). گریفیث معتقد است هر رفتاری (از جمله مصرف مواد یا استفاده از اینترنت)، که معیارهای ذیل در مورد آن صدق کند، بطور عملیاتی اعتیاد خوانده می شود. این معیارها عبارتند از : برجستگی، تغییر خلق، تحمل، علایم ترک، تعارض، بازگشت، پیشرفت و انکار (بیدی، کاشکی،1392).از این رو تجهیز درمانگران روانی به روش های درمانی نوین و درمان آن دسته از افراد ی که از این نوع جدید از اعتیاد رنج می برند ضروری به نظر می رسد.

                                                                                                     

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش

اینترنت از سال 1994 به طور گسترده ای جهت اهداف شخصی و عمومی مورد استفاده قرار گرفت و تا قبل از آن تنها تعداد کمی از افراد در آزمایشگاه ها و دانشگاه ها از آن استفاده میکردند . علیرغم این که اینترنت توانسته است یک محیط جهانی را برای کاربران خود در سرتاسر دنیا جهت برقراریِ هرچه بهتر روابط فراهم آورد اما از طرفی، استفاده از آن موجب افزایش نگرانیهایی در چندسال اخیر گردیده و مشکلات خاصی را به وجود آورده است (احمدی و همکاران،1391).

پژوهش کینگ[21](1996) با هدف تعیین میزان آشنایی مشاوران مدارس با اختلال اعتیاد اینترنتی و آگاهی از معیار سنجش اختلال اعتیاد اینترنتی، و شناخت راه هـای درمان دانش آموزان مبتلا بـه این عـارضه نشان می دهد برخی از كاربران اینترنت وقت زیادی را در تعامل با شبكه جهانی وب می گذرانند و این امر بر زندگی حرفه ای و شخصی این افراد تأثیر زیادی داشته  است و دانش آموزان معتاد اینترنتی اذعان داشته اند كه اینترنت بر مطالعات و جریان عادی زندگی آنها تأثیر منفی گذارده است (چو[22] و هسیائو[23]،2000).

یونگ [24]در مطالعه ای كه روی معتادان به اینترنت انجام داد، بدین نتیجه رسید كه افراد با پایگاه اقتصادی و اجتماعی بالاتر، و نیز افراد دارای تحصیلات بالاتر، بیشتر در معرض اختلال اعتیاد اینترنتی قرار دارند .

همچنین این مطالعه نشان داد كه افرادی كه وقت بیشتری دارند، مانند افرادی كه در خانه هستند و دانشجویان دانشگاه در خوابگاه ها، با احتمال بیشتری در معرض اینترنت هستد. وی در مطالعه دیگری، پس از بررسی 496 نفر از كاربران اینترنتی، نشان داد 80 درصد از پاسخگویانی كه معتاد به اینترنت بودند، در هفته38 ساعت از وقتشان را صرف امور غیركاری در اینترنت می كنند(یونگ،1998). همچنین آسیبهای جسمانی و روانی که در مقدمه مبحث ذکر شد نیز دلایلی است که وابستگی به اینترنت، بازیهای اینترنتی و در حالت کلی فضای سایبری ، امروزه به یکی از مهمترین دغدغه های بشری تبدیل شود، لذا هرچه آگاهی ما در مورد آن افزایش می یابد میزان نیاز به روش هایی برای درمان، بیش از پیش برجسته می شود.

 

1-4 اهداف پژوهش

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اعتیاد سایبری دانش آموزان مراکز  استعدادهای درخشان شهر کرمانشاه در سال 1394 است.

1-4-1 اهداف پژوهش

هدف اصلی:

تعیین میزان اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اعتیاد سایبری دانش آموزان شهر کرمانشاه در سال 1394 است.

هدف فرعی:

  1. تعیین میزان اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی گروهی بر اعتیاد سایبری دانش آموزان پسر شهر کرمانشاه در سال 1394 است.

 

1-5  فرضیه­ های پژوهش

  1. شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی گروهی باعث کاهش علایم اعتیاد سایبری دانش آموزان می شود.

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

 

قیمت : 14700 تومان

و  همچنین به ایمیل شما نیز ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :                 asa.goharii@gmail.com

 

دانلود مقاله رایگان مدیریت با موضوع : رابطه بین فعالیت های بازاریابی با ارزش برند

دانلود مقاله رایگان مدیریت با موضوع : رابطه بین فعالیت های بازاریابی با ارزش برند

دانلود رایگان مقاله بازرگانی با موضوع : تاثیر تبلیغات و شخصیت برند بر تصمیم خرید

دانلود رایگان مقاله بازرگانی با موضوع : تاثیر تبلیغات و شخصیت برند بر تصمیم خرید

دانلود مقاله رایگان بازرگانی با موضوع : ایجاد ارزش برند در بازار پوشاك ایران بخش پنجم

دانلود مقاله رایگان بازرگانی با موضوع : ایجاد ارزش برند در بازار پوشاك ایران بخش پنجم

دانلود رایگان مقاله بازاریابی با موضوع : تعیین و ارتقاء جایگاه استراتژیک برند به منظور ایجاد وفاداری در مشتریان

دانلود رایگان مقاله بازاریابی با موضوع : تعیین و ارتقاء جایگاه استراتژیک برند به منظور ایجاد وفاداری در مشتریان

مقاله رایگان رشته مدیریت با موضوع : بررسی ارتباط بین ارزش ویژه برند و تعهد مشتریان(مطالعه موردی : بیمه آسیا)

مقاله رایگان رشته مدیریت با موضوع : بررسی ارتباط بین ارزش ویژه برند و تعهد مشتریان(مطالعه موردی : بیمه آسیا)

دانلود پایان نامه ارشد : بررسی نقش تبلیغات و ترفیع فروش در ایجاد ارزش ویژه برند

 دانلود متن کامل پایان نامه بررسی نقش تبلیغات و ترفیع فروش در ایجاد ارزش ویژه برند

پایان نامه ارشد:عنوان مطالعه عوامل موثر بر انتخاب برندهای لوکس در شهر کرمانشاه

 دانلود متن کامل پایان نامه عنوان مطالعه عوامل موثر بر انتخاب برندهای لوکس در شهر کرمانشاه

دانلود پایان نامه:همه گیر شناسی اختلالهای روانی در بین سارقین دستگیر شده در پلیس آگاهی استان کرمانشاه

 دانلود متن کامل پایان نامه همه گیر شناسی اختلالهای روانی در بین سارقین دستگیر شده در پلیس آگاهی استان کرمانشاه