پایان نامه

پایان نامه فرم و معنا در آفرینش معماری

فرم و معنا در آفرینش معماری:

 آفرینش معماری همواره با دو  مقوله اساسی سر وکار داشته است: فرم  و مفهوم . این دو مقوله که به ترتیب جنبه های صوری و معنایی معماری  را تشکیل می دهند.

 آفرینش فرم در معماری: فرم یکی از مقوله های اساسی آفرینش معماری به شمار می آید. در واقع سنگین ترین وظیفه ای که  برای معمار می توان قائل شد، آفرینش فرم است چرا که معمار بایستی در این مرحله با به کار گرفتن ماده، زیبایی بیافریند، یعنی سخت ترین موجودیت را برای انتقال ظریف ترین  معناها بکار گیرد .

آفرینش فرم از اهمیتی بسیار برخوردار است، زیرا معمار در آفرینش فضا آنچه را می خواهد بگوید، با بهره گرفتن از فرم ابراز می کند،فرم چه در موسیقی، چه در معماری و چه در شعر، بعدهای ذهنی را می نمایاند و تنها راه ممکن برای انتقال مفهومی خاص از سوی آفریننده اثر به استفاده کننده و مخاطب است.

2-4-15-فرهنگ و فرم:

در حقیقت،فرهنگ ساخته ای از فعالیت های انسانی است، سیستمی از فعالیت های پیچیده و در هم تنیده، یک الگوی عملکردی ممتد، بدین سبب محسوس و نادیدنی است . فرهنگ دارای مولفه های فیزیکی و نمودهایی هست که تمامی این موارد قطعاتی هستند که الگوی کلی زندگی را به وجود می آورند . آنها اجزای درون فرهنگ هستند نه تصویر آن.

معمار تصویر آن را خلق می کند:تصویری عینی از محیط های انسانی که نمایانگرالگوهای عملکردی خاص و ممتدی است که یک فرهنگ را به وجود می آورد.

هرجامعه ای با سیستم اداری خاص و هرنوع ایدیولوژی حاکم بر  آن دارای اهداف و آرمان های خاص خود می باشد که فرهنگ  هر جامعه نمایشگر این ایده های ذهنی به وسیله ی نمود اشکال عینی است. هر فرهنگی بازتاب سیستم ارزشی یک نظام اجتماعی است .

هنر معماری از بارزترین جلوه های فرهنگ هر قوم و هر دوره ی تاریخی و نمایشگر گویای فضای زیست آدمی توسط فرم ظاهری خود است. یکی از نظریه پردازان آلمانی می گوید:

   معماری وسیله واقعی سنجش فرهنگ یک ملت بوده و هست.

هربنایی جزیی از فرهنگ معماری محسوب می شود و باید یک اندیشه ی ذهنی رااز طریق فرم ظاهری خود عینیت بخشد.

فرانک لوید رایت:((تمامی سبک های بزرگ هنگامی که از درون به آنها نگاه می کنیم گنجینه هایی معنوی به شمار می روند. اما وقتی که آنهارا تنها به عنوان یک سبک تقلید کنیم این گنجینه هابه مقابری تبدیل می شوند برای زندگی پایان یافته)).

متاسفانه در کشور ما به جای انطباق معماری سنتی با تکنولوژی و شرایط جدید شدیدا مورد بی توجهی قرار گرفته و بسیاری از نظریه های مربوط به هنر معماری ایران از میان رفت.

انعکاس آینه وار آثاردیگران در ایران بدون مطالعات کافی فرهنگی وفلسفی وتوجه به زمینه های اجتماعی وتاریخی وخاستگاه اندیشه ها مسیری است که بی هویتی هنر معماری مارا سبب خواهد شد.

تغییرفرم ها باید با تغییر زبان آن ها یکی باشد، یعنی تنها تغییر فرم کافی نمی باشد. بلکه باید فرم حاصله قابل درک وفهم نیز باشد. فرم هر چیزی درهر جامعه یی نشانگر فرهنگ و هویت آن جامعه است پس فرهنگ از مهمترین عوامل موثر بر فرم معماری است.

2-4-16- انتخاب فرم:

وظیفه معمار این است که به مدل ذهنی ایی که براساس عملکرد بوجود آمده فرم بدهد . فرآیند طراح همواره شامل فرم یابی نیزهست . این فرم یابی تحت تأثیر عوامل مختلفی است . فیزیک ساختمان،نوع استفاده، آب وهوا،محیط، سازه وسبک ومعماری را می توان در مفهوم وسیع آن حتی تا حد انجام وظیفه پایین آورد واین می تواند تا جایی برسد که در واقع معماری را جامع شناسان و روانشناسان انجام بدهند . برای بیان هر محتوا معنوی نیز بایستی فرم بصری متناسب وقابل ادراکی پیدا کرد وچنین است که نیاز به زبان فرم ها احساس می شود . ” (گروتر(

 

2-4-17- احساس فرم:

انسان با مشاهده یک چیز در وهله اول،بدون آنکه از آن شناختی داشته باشد،ذهنیتی خاص در ذهنش ایجاد می شود، او این ذهنیت را با تجربیات قبلی خود آمیخته تا به احساسی خاص نسبت به آن چیز برسد، به عبارت دیگر همیشه ما اول از عینیت به ذهنیت واز ذهنیت به احساس می رسیم . مثل وقتی که وارد شهر جدیدی می شویم چون قبلاً آنجا را ندیده ایم، فقط باچشم نگاه می کنیم بدون آنکه هیچ ذهنیتی از آن داشته باشیم. ولی همیشه یک تجربیاتی از جاهایی که قبلاً دیده ایم راداریم،پس این تجربیات در ذهنیت ما تأثیر می گذارد. تمام این عوامل در کل مارا به احساسی خاص نسبت به آن شهر می رسانند. این موضوع در مورد فرم ها هم صدق می کند،ما وقتی که شکلی را می بینیم فکری خاص در ذهن ما نقش می بندد این شکل رادرذهن تجزیه می کنیم وآنرا با شکلهای پایه موجود می سنجیم این ادراک یک ذهنیتی در ذهن ایجاد می کند،بطور کلی همیشه باید یک ذهنیتی ایجاد شود تا فهم ازفرم شکل گیرد، که این ذهنیت یک احساس از آن شکل به ما می دهد . ” ادراکی که ما از هرچیز داریم تنها نتیجه دریافت وتجزیه وتحلیل اورگانهای حسی نیست  سه عامل مهم دیگر نیز در این فرآیند نقش اساسی دارند:

الف- وضع روحی انسان در آن لحظه وحال وهوای محیط در زمان ادراک.

ب- خلق وخوی شخصی که چیزی است نقش گرفته وساخته شده از تمامی تجربیات وقایع گذشته شخص بیننده.

ج- عوامل موروثی وزمینه اجتماعی روانی یعنی عواملی که نه از طریق یاد گرفتن بوجود آمده اند ونه از راه تجربه. ”

هر شئ براساس ارزش زیباشناختی که دارد در ذهن اثری خاص می گذارد این تداعی در ذهن به عوامل گوناگونی مانند شخص ناظر وضعیت شئ وعملکرد آن بستگی دارد.

سانتایانا سه گونه ارزشهای بیانی یا تداعی کننده را تحت عنوان زیبا شناختی، عملی،منفی نام برده است . ارزش زیباشناختی: دریافت تداعی زیبایی شئ یا اثر توسط مشاهده گراست . ارزش عملی:بیان سودمندی یک شئ یا اثر است این ارزش از بیان کارکرد شئ حاصل می شود . ارزش منفی:از شوکه شدن،وضعیت غیر منتظره،ترسیدن یا تجربیات نا خوش آیند دیگر بوجود می آید.

لذت بخش بودن هر فرم بر اساس ارزشی که دارد و پیامی که منتقل می کند. این لذت در هر شرایطی    می تواند به صورتهای گو نا گون ادراک شود. مولس ساختمان و منظر را  ترکیبی از اجزایی می داند که هر کدام پیامی را منتقل می کنند . لذت بخش بودن پیام وابسته به ساختار آن است . مولس معتقد است که هر چه پیام منظم تر باشد مفهوم تر و لذت بخش تر است و هر چه کثرت معانی بیشتر باشد محیط لذت بخش تر است و احساس نظم به وجود آمده نیز باقی می ماند . برلین معتقد است که میزان انگیختگی یک فرد با ادراک او از جالب بودن محیط همبستگی دارد، سطح انگیختگی وابسته به ساختار محیط، شخصیت انگیزش و نیازهای فردی است. در کل لذت وقتی بوجود می آید که شرایط نا سازگار رفع شده باشد یاسطح مطلوبی از انگیختگی بدست آمده باشد . سطح مطلوب انگیختگی وقتی بوجود می آید که از هنجارها یاسطوح انطباق پذیری مطلوب عدول شده باشد.

لذت بصورت های مختلف ادراک می شود ما می توانیم از دیدن فرمی پیچیده احساس لذت کنیم ویا با دیدن فرمی متعادل . در کل انسان بعضی ازاین سازماندهی ها را می پسندد. تحقیقات روانشناسی و اکو لوژکی اخیر نشان می دهد که حیوانات وانسان (شامل کودکان) در میدان بصری خود شکلهای پیچیده را ترجیح می دهند . جان لنگ در کتاب آفرینش  نظریه های معماری می گوید که برای رسیدن به پیچیدگی دوراه حل وجود دارد:یکی از طریق ابهام (به مفهوم چند معنایی نه مشخص نبودن معانی) ودیگر بااستفاده از محیطهای متنوع وغنی که از یک منظر به طور کامل دیده نشوند،به طوری که در عین آشکار کردن خود ویژگیهایی رمزی داشته باشد . شکل های پیچیده تر به تعمق ودقت بیشتری نیاز دارند . در پیچیدگی های زیاد ونظم کم،بویژه وقتی محیط با روشنایی خیلی زیاد یاخیلی کم مبهم شده باشد،شفافیت کم می شود ومحیط ناخوش آیندبه نظرمی رسد. راپاپورت معتقد است که فرم های غنی،روشن وپیچیده عموماً باری مردم دوست داشتنی هستند . عدم تعادل تأثیرات متناقض برگیرنده می گذارد که نتیجه آن چیزی جزء احساس عدم اطمینان نخواهد بود . به غیر ازادراکی که انسان بصورت کلی از فرم های محیط دریافت می کند اجزاءتشکیل دهنده فرم ها نیزبه نوعی احساس خاصی را به انسان القاء می کند بطور مثال ” خط راست به عکس خط منحنی اثری مشخص وانعطاف ناپذیر در ذهن می گذارد وخط مستقیم حتی نیاز ندارد که در تمام طولش مرئی می باشد . در هر نوع ادراک بصری خطوط افقی وعمودی برخطوط مایل رجحان دارند، چون اثر تحریکی آنها کمتر است . تعداد عضلاتی که حرکت نگاه مارا درجهت بالا وپایین ممکن می سازند دو برابر عضلاتی است که در موقع حرکت نگاه در جهت چپ وراست بکار گرفته می شوند. در مورد سطوح نیز این صدق می کند . ” در سطح افقی دست کم در یک نگاه تمام جهات افقی هم ارزشند ودعوت به حرکت آزاد وارتباطات انسانی می کند . در حالی که در جهت قائم مفاهیمی مانند سلسله مراتب یا رقابت را تداعی می کند. جسمی که  گسترش افقی داشته باشد برروی زمین آرمیده است در دید ما گسترش عمودی شاخص از گسترش افقی است. یک مربع را وقتی ماواقعاً بصورت مربع احساس می کنیم که پهنایش کمی بیشتر از ارتفاعش باشد . از نظر احساسی جسمی که در طرف چپ میدان دید قرار داشته باشد سبکتر وکوچکتر از همان جسم به نظر می رسد که در سمت راست باشد . در کل فرم های با قاعده وساده سنگین تر از فرمهای پیچیده به نظر می رسند. وقتی که یک شکل در داخل یک ترکیب با ساختار مجموعه قابل تطبیق باشد وشکل بصورت منفرد وجدا افتاده نباشد بلکه به کلیت ترکیب وابسته باشد سنگین تر است. فرم های ساده وبخصوص متقارن متعادل تر از دیگران هستند. بدون توجه به جنس،بعضی از فرم ها راکه مداوم وقوس دار باشند،نرم وبقیه راکه گوشه دارو شکسته است را سخت احساس می کنیم . ما از طریق احساس شهودی که از فرم بدست آورده ایم می توانیم فضایی را که فرم در آن قرار دارد را درک کنیم . در کل به عقیده جیوردانو برونو” فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد درک می شود وبه فضای پیرامون یا فضای مابین تبدیل می گردد. ”

 

درک یک فرم در کنار فرم های دیگر:

ارتباط فرم ها از لحاظ ترکیب بندی وچیدمان،خود موجب ایجاد فرمی نامرئی می شود این فرم در هر ترکیب بندی فرق کرده وبه تناسب آن تأثیری راکه بر انسان می گذارد متفاوت است . مثلاً فرم نامرئی که از کنار هم قرار دادن چند شئ هم اندازه بدست می آید با فرم نامرئی که از کنار هم قراردادن یک شئ بزرگ در کنار یک شئ کوچک بدست می آید،فرق دارد. یا فرم نامرئی راکه از ترکیبات ساده چند فرم بدست می آید با فرم نامرئی که از یک سری فرم پیچیده بدست می آید متفاوت است . اینها همه تأثیرات مختلفی بر احساس انسان می گذارد . در بعضی مواقع این فرم نامرئی به انسان احساس یکنواختی، خستگی،بعضی مواقع آرامش ودر بعضی مواقع شعف وهیجان می دهد . این احساسات همه از همان فرم نامرئی یا همان خطوط ترکیب بندی بدست می آید این همان حس پنهانی است که ازدیدن یک اثر معماری که متشکل از چندین شکل وفرم در کنار یکدیگر است به بیننده دست می دهد . درکل احساسات ما برای یک بنا نه تنها به نوع فرم استفاده شده در آن مربوط است بلکه به نور، رنگ،باد،سایه وذهنیتهای مانیز بستگی دارد . اینکه نوری که الآن به یک بنا تابیده شده از شرق،غرب،جنوب یاشمال است ویااینکه آیا این نور ها برای ما آزاردهنده ویا خوشایند است در نوع احساس ما به بنا اثر      می گذارد. به طور مثال شاید بنا با فرم های خاص خودش ثابت باشد ولی با وجود نور آزار دهنده آن،احساس ناخوشآیندی نسبت به بنا به ما دست دهد . مطمئناً با تغییر آن نور به نور دلخواه احساس ما نیز تغییر خواهد کرد . در مورد رنگ نیز همینطور می توان با رنگهای سرد آرامش را در بنا به مشاهده گر القاء کنیم یا بارنگهای گرم هیجان را ویا باکنتراست های شدید رنگ،تنش وتوهم را ایجاد کنیم . وتأثیرات باد هم بربنا برنوع احساس ما اثر می گذارد که آیا این باد به دلخواه ما است یا موجب اذیت ما   می شود . ایجاد باد در بعضی از اقلیم ها امر بسیار مهمی است بطوری که کاملاً برقرار دادن ما در منطقه آسایش در رساندن حس خوشایندی از فضا نقش دارد . در نتیجه ما می توانیم با درک کل فضا با توجه به هدف خود ونتیجه ای که بنا باید به آن برسد،با شناختن فرم ها ونوع ترکیب بندی، ازفرم های بخصوصی استفاده کنیم ولی نباید عواملی چون فرهنگ،ذهنیت ، نور ورنگ را ازنظر دور کنیم

 

 

ادامه مطلب و جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 پایان نامه ارشد: طراحی ساختمان شهرداری شهر خامنه با رویکرد فرم گرایی