پایان نامه

پایان نامه فرم و فضای معماری

فرم و فضای معماری:

مسلماً خصیصه اصلی هر اثر معماری این است که فضایی برای زندگی عرضه می‌کند، اما این فضا باید با فرم‌های ساخته شده باشد تا بتوان گفت مکان است، یعنی زندگی می‌تواند در آن رخ دهد. به عبارت دیگر عناصر فرم و فضا همراه یکدیگر واقعیت معماری را تشکیل می‌دهند. وقتی فضا توسط عناصر تشکیل دهنده فرم شروع به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن و سازماندهی شدن می‌کند، معماری بوجود می‌آید.

فضا هم ماده‌ای مانند سنگ و چوب است، اما ماهیتاً بی‌شکل می‌باشد. در آفرینش فضای ساخته شده، فرم چیزی جز تصویری قابل رؤیت نیست که بر ماده تحمیل می‌شود و غلبه‌ای است بر بی نظمی یا خصیصه ذاتی ماده. در نتیجه شکل بصری، کیفیت نوری، ابعاد و مقیاس فضا بستگی کامل به حدودش دارد که توسط عناصر تشکیل دهنده فرم تعریف می‌شود. که در واقع فرم عبارت است از کلیت قابل روئت محاط در حدود کم بیش مرکب از اجزاءو دارای وحدت کلی در تظاهر یک شئی. بر این اساس، کیفیت مطلوب فضاها با فرم­های متناسب با آن فضاها به دست می­آید. بنابراین فرم باید موشکافانه و با توجه به همه جنبه­ های سازنده فضا انتخاب گردد.

از دیدگاه ما  شکل و فرم سوای آنکه که تنها راه ممکن برای انتقال مفهومی خاص از سوی آفریننده برای بهره وری کننده است از مجموعه مشخصه هایی که به آن توان کار آیی می بخشد به سخن دیگر برای تمامی آدمیان شکل و فرم وسیله بازگو کردن مفهوم است و شکل به این قصد نمی تواند دارای شالوده معین نباشدکه از دیدگاه آفرینش و به قید مشارکت ذهنی خود در فضای معماری به شکل می نگرد مو ضوعی که به میان نهاده ایم اهمیتی بسیار دارد معمار در آفرینش فضا چه می گوید ؟و آنچه می خواهد بگوید را چگونه ابراز می کند ؟موسیقی سازان و نقاشان  شاعران   فیلم سازان هر یک به زبان و بیان خود آنچه در دل دارند را به مخاطبان خودشان می گویند صوت و کلام و رنگ ها اما اگر بی نظم خاصی کنار یکدیگر قرار داده نشون تا شکل معینی را بدهند  ادای نقش خاصی نمی کنند و نمی توانند آنچه در عالم معناسبب زاده شدنشان می شود را به دیگران بنمایانند .

فرم کلی فضای ساخته شده به دو دلیل اصلی و اساسی در معماری حائز اهمیت است: اول این که هر تصور و تخیلی درباره معماری نمی‌تواند بی‌استناد به فرم تحقق پذیرد، زیرا فرم در نهایت همه ابزار طراحی را در قالب خود به عنوان نمود فیزیکی مستتر کرده و بیان­کننده ذهنیت، آمال و احساسات آفریننده می­باشد. و دوم این که شکل ظاهری یا قابل رویت، مهم‌ترین و بی‌واسطهترین برداشتی است که از فضای ساخته شده (یا عینی شده) می‌توان داشت. به سخن دیگر، فرم فضای ساخته شده مقوله­ای است که هم قابل ترسیم دوباره و قابل توصیف برای دیگران میباشد و هم در ساختن و پرداختن آن، ابعاد گوناگونی تأثیر می­گذارند که این ترسیم و توصیف را به تحلیل و نقد و به تطبیق و ارزش‌گذاری تبدیل می­ کنند. خلاصه این که فرم می‌تواند کلید راه‌یابی به فرهنگی باشد که از طریق فضای ساخته شده به نمایش گذاشته می­شود

به عقیده گیدئون، معماری را می‌توان با دو وجه اصلی درک کرد: سازماندهی فضا و فرم ساخته شده یا بطور خلاصه فضا و فرم. وجه نخست (فضا) با درک موقعیت انسان در محیطش (که الگوهای کارکردی فعالیت‌های او را دربر می‌گیرد)، ارتباط می‌یابد و وجه دوم (فرم) به شناسایی انسان با ویژگی محیط زیستش مربوط می‌شود. هر دوی این وجوه متغیر بوده و تابع چگونگی درک انسان از جهان، به عنوان فضای هستی، هستندکه  در واقع شکل  در گفتار و در نوشتار  استعاره و تعزل پیشه  میکند  در نمایاندن تمایلات فردی و شخصی هر فردی به سایرین بر مشترکات ذهنی آنان متکی است و بر هر رفتار محیطی و بر هر انگیزه اجتماعی به صورت کم یا بیش آشکار تکیه می کند شکل به کمک صوت و رنگ تعیین رابطه می کند شکل در اراستن صحنه های رقص و آواز چه در محفل نیایش و چه در محفل هنر  تمایل ها را هستی می بخشد و شکل گاه به کمکتبسمی که در مقدمه می آید و چهره ای را به چهره ای دیگر پیوند میدهد دوستی را متظاهر می کند و به آن قدر بازتاب داشتن در محیط میدهد.

وقتی ما شکلی دوبعدی را در یک قطعه کاغذ جا می‌دهیم، آن شکل بر فضای سفید اطراف خود اثر می‌گذارد و آن را تفکیک می‌کند. به طریق مشابه هر شکل سه بعدی، حجم فضای اطراف خود را تفکیک خواهد کرد و قلمرو یا حوزه نفوذی متعلق به خود را ایجاد خواهد نمود. بنابراین در هر سطح، نه تنها با فرم بنا بلکه با نحوه تأثیر آن بر فضای اطرافش نیز سروکار داریم. در نتیجه بایستی به این نکته توجه نمود که برای غنی کردن فضای معماری، پدید آوردن امکانات متعدد کشف فضا بسیار مهم­تر از ایجاد فرم­های متنوع است.

در معماری، مشارکت و اتحاد بین فرم و فضا در مقیاس های متعدد وجود دارد که می ­تواند بررسی و کشف شود. شکل و نحوه بسته شدن هر فضا در یک بنا یا تعیین کننده شکل فضاهای اطراف است یا توسط شکل فضاهای اطراف تعیین می‌شود. مثلاً برخی فضاها مانند سالن­های کنسرت دارای شرایط عملکردی و فنی خاصی می‌باشند و به فرم‌های خاصی نیاز دارند که در این حالت، فرم آنها بر فرم فضاهای اطرافشان تأثیر خواهد گذاشت. برخی فضاها مانند سالن­های ورودی کیفیتی انعطاف­پذیر دارند و بنابراین آزادانه می‌توانند توسط فضاها یا دسته فضاهای اطراف خود تعریف شوند. و بعضی فضاها مانند ادارات دارای عملکردهایی خاص ولی مشابهند و می‌توانند به صورت فرم­های منفرد، خطی یا مجموعه‌ای دسته­بندی شوند.

2-4-12-2 فضا و معماری:

فضا واژه‌ای است که در زمینه‌های متعدد و رشته‌های گوناگون از قبیل فلسفه، جامعه‌شناسی، معماری و شهرسازی و به‌طور وسیع کاربرد دارد. البته فضا در مفهوم به تنهایی هیچ ویژگی خاصی را مطرح نمی‌کند ولی به محض درک شدن توسط شعور انسانی و انجام نوعی فعالیت به مکان تبدیل می‌شود. به نوعی می‌توان آن را گستره‌های فراگیر از «چگونگی»‌های گوناگون که همزاد و همراه با اندیشه‌ها و پندارهای آدمیان، در هر مکانی، رنگ و حال خاص پیدا می‌کند و دارای توان ارزشی متفاوت است، تعریف کرد.

البته فضا به طور کلی مکان دانسته می‌شود هر‌چند ارسطو فضا را جای دهنده یا گنجانه چیزهای مختلف می‌داند یا مجموعه‌ای از مکان‌ها تعریف می‌کند و افلاطون از هندسه به عنوان علم فضا یاد می‌کند که مرلوپونی در تکمیل آن این گونه اظهار‌نظر می‌کند: «‌فضا گستره یا محیطی نیست که اشیا در آن استقرار یابند، اما وسیله‌ای است که برمبنای ذات‌اش ممکن می‌شود جای گرفتن اشیا در آن تحقق پیدا کند». و نیوتن نیز با نظریه تعریف سه بعدی و مطلق و متشکل از زمان و کالبدهایی که آن را پر می‌کند نیز به تایید افلاطون پرداخت یا دکارت که بر این عقیده بود که فضا خصوصیتی متافیزیکی دارد.

با اینکه بسیاری از معماران، فضا را ذات و ماهیت معماری می‌دانند و با وجود مطالب زیادی که در باب اهمیت فضا در معماری عنوان شده و می شود، در فرهنگ‌ها و دائره‌المعارف‌ها تعریفی از مفهوم فضا در معماری به چشم نمی‌خورد. فقدان واژه فضا در کتاب های مرجع معماری نیز کاملاً قابل توجه و تعجب‌انگیز است.

دلیل این امر شاید این باشد که تلقی و کاربرد معماران از واژه فضا چنان واضح است که نیازی به توضیح واژه‌ای کاملاً مشخص، احساس نمی‌کنند. اما این برهان ساده، آنجا که درمی‌یابیم این واژه در متن تاریخ طولانی معماری نسبتاً جدید می‌باشد و در دهه‌های اخیر مفهومی بحث انگیز بوده است، اعتبار خود را از دست می‌دهد.

با توجه به کمبود منابع جامع درباره فضای معماری و جدید بودن این مبحث، برای تبیین مفهوم فضا در تئوری معماری، بایستی به دیدگاه‌های معماران و نظریه‌پردازان در مورد مفهوم فضای معماری استناد نماییم. در میان نظریه پردازان معماری مدرن، برونو زوی و زیگفرید گیدئون از جمله افرادی هستند که به شکل نسبتاً جامعی مفهوم فضای معماری را مورد کنکاش قرار داده و سعی نموده اند اهمیت آن را در معماری بازنمایانند. برونو زوی معماری را هنر فضا و فضا را ذات معماری معرفی می‌کند، ولی او طبیعت فضای مورد بحث را مشخص نمی کند. برداشت او از فضا صورت واقع‌گرایانه دارد. به اعتقاد او، نماها و دیوارهای یک خانه، کلیسا یا کاخ مهم نیست که چقدر زیبا باشند، آنها تنها ظرف‌اند و به جعبه شکل می‌دهند، نهاد و مظروف فضای داخلی است. ذات معماری برای زوی، سازمان‌دهی معنادار فضا از طریق فرایند محدودسازی است. بنابراین از این دیدگاه، فضا ماده‌ای با گسترش یکسان است که می‌توان از طریق تعیین محدوده‌ها در آن، به شیوه‌های مختلف به آن شکل داد.

برونو زوی با تعمیم مفهوم فضای معماری، فضای جدیدی با عنوان فضای شهری را نیز تعریف می نماید. او بر این عقیده است که تجربه فضایی معماری در شهر تداوم می یابد، در خیابان ها، میدان ها، کوچه ها، پارک ها، استادیوم های ورزشی، حیاط خانه ها و در هر جایی که ساخته دست انسان خلاءها را محدود کرده و فضاهای بسته ای بوجود آورده است. اگر در داخل بنایی فضا محدود به شش سطح باشد (کف، سقف و چهار دیوار)، بدین مفهوم نیست که خلاء بسته شده در پنج سطح (مانند یک حیاط یا یک میدان) به جای شش سطح، فضا به شمار نمی آید. اما آیا می توان حرکت در فضای بزرگراه مستقیم الخط و یکنواختی را که کیلومترها در دشتی غیرمسکونی پیش رفته است، به عنوان یک تجربه فضایی مطرح ساخت؟ مسلم است آنچه در جهت دید به‌وسیله یک سطح چه از طریق دیوارسازی و یا از طریق کاشتن درخت و یا به‌وسیله عناصری که فضاهای معماری را متمایز می کنند، محدود شده باشد، فضای شهری محسوب می شود. زوی با استناد به توضیحات فوق، چنین نتیجه گیری می کند که هر بنا هم‌زمان دو فضا را بوجود می آورد: فضای داخلی که به‌وسیله اثر معماری معین شده است و فضای خارجی یا شهری که به‌وسیله آن اثر معماری و آثار نزدیک به آن ایجاد شده است.

مفهومی که برونو زوی از فضای معماری مطرح می نماید، هنوز مقبولیت عام دارد و مورد استناد بسیاری از نظریه پردازان می باشد. برای مثال به گفته وان درلان، فضای معماری با برافراشتن دو دیوار پا به عرصه وجود می‌نهد، دو دیوار فضایی جدید میان خود پدید می‌آورند که از فضای طبیعی پیرامون آنها مجزا می‌شود.

 

 

ادامه مطلب و جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 پایان نامه ارشد: طراحی ساختمان شهرداری شهر خامنه با رویکرد فرم گرایی