پایان نامه

پایان نامه با موضوع عناصر کالبدی معماری قدسی (معنوی و روحانی)

1-1-1-1-1- عناصر کالبدی

در ساخت فضای مقدس هر آیینی براساس آموزه های خاص خود و فلسفه خود عمل می کند. اما می توان گفت این فضا در میان اغلب ادیان و آیین ها دارای  عناصر کالبدی مشترکی است که برخی از آنها به این قرار است: (تقی دخت، 1379، ص3)

  • فضای ورود یا آستانه: فضای ورود، آستانه ی خداست، مرز است، مرزی که دو جهان را از یکدیگر متمایز کرده در مقابل هم قرار می دهد و در عین حال مکان مبهمی که آن دو جهان را با هم پیوند می دهد، محلی که عبور از جهان کفر را به جهان مقدس ممکن می سازد.(الیاده، 1379، ص89)

در هیچ یک از آیین های مختلفی که تا امروزه بشر آن ها را به تجربه دریافته و درک کرده است، ورود به حرم و خروج از محدوده «تجربه بی واسطه روحانی»، بی مقدمه و مؤخره فرض نشده است. کمتر آیینی می توان یافت که در آن، انسان پرستنده به ساحت حرم پای گذارد بی آن که قبل از ورود، واجد آمادگی های روحی و جسمی شود بر اساس مفروضه های معنویِ بیش تر آیین ها، برای ورود به حرم و واقع شدن در «محدوده روحانی بی واسطه»، ابتداباید در محیطی بینابین قرارگرفت. جهانِ بیرونِ حرم و محدوده آن، جهانی است که تا حدود زیادی خالی از محرّک ها و انگیزه سازی های معنوی است و مکان اصلی حرم نیز، جهانِ خالصِ پرستش و جایگاه مورد خطاب واقع شدن است؛ یعنی جهانِ نابِ روحانی. به همان سان که نمی توان شیشه را از ظرف آب سردی به یک باره خارج کرد و در ظرف آب گرم فروبرد، نمی توان توقع داشت ورود از جهان «بیگانه با معنویت» یا خالی از جواهر معنوی و روحانی، به جهان نابِ روحانیت و محیطِ خالصِ پرستش (توجه کنید: مکان رمزی حضورِ خدا در طبیعت) نیز بی مقدماتی ممکن باشد. این مقدمات باید در محیط و جایگاهی بینابین و واسطی محقق شوند، تا پرستنده بتواند در حرم اصلی مورد خطاب واقع شود. (تقی دخت، 1379)

آستانه، در اماکن مذهبی مانند کلیسا، مسجد، کنیسه و حرم و… بیرون و درون را از هم جدا می کند. آستانه دارای اهمیت زیادی است و با آئین هایی از قبیل سر فرود آوردن، لمس کردن با دست، بوسیدن و غیره همراه است. در فرهنگ ایرانی و شیعه به مکان های دفن بزرگان دین «حرم» گفته می شود و این نکته جدایی درون و امتیاز آن را به محدوده ی بیرونی نشان می دهد. (اکرمی، 1391)

“دری که به داخل کلیسا باز می شود نمایانگر راه تداوم است. آستانه ای که حد فاصل دو فضاست نیز دلالت بر فاصله میان دو صورت وجود یعنی مقدس و غیر مقدس دارد.” (الیاده، 1379، ص90)

از نگاهی دیگر نیز آستانه را می توان فضای پیش از خروج دانست، پرستنده ای که در حرمِ امن مورد خطاب واقع شده است و کیفیت روحانی برای او حاصل شده است، خروج بی واسطه اش از حرم و وارد شدن به محیط طبیعی بیرون نیز، ممکن است خالی از مخاطراتی برای او نباشد. او همان گونه که باید (و لزوما این گونه می شود) قبل از ورود خود را آماده سازد و با تأمل و مشاهده مؤلفه های روحانی، برای ورود تمهید مقدمه کند، برای خروج نیز باید مقدماتی را به انجام رساند و یا حداقل در معرض آن ها قرار گیرد. او نمی تواند بی واسطه به بیرون حرم پا گذارد، چرا که خطر از دست رفتن کیفیات روحانی حاصله، برای او زیاد می شود و ممکن است به سان همان شیشه در معرض هوای نابرابر بشکند. در واقع اصل داشتن محل ورود برای ورود و خروجِ مرتبه ای و غیر یکباره «به حرم» و «از حرم» است تا از نفسانیتِ پیش از ورود کاسته شود و روحانیت حاصله از حضور در حرم نیز که محصول عبادت و پرستش و مکالمه با وجود مقدس ازلی است (به زبان آیین های مختلف) به اندازه بیش تری در جان پرستنده نهادینه شود. (تقی دخت، 1379)

  • تطهیرگاه: آن گونه که برای ورود به حرم، آمادگی روحانی و معنوی لازم بود، شایسته است جسم طبیعی نیز پیش از ورود به حرم و مورد خطاب قرار گرفتن از آلودگی ها تطهیر شود و پاک و پیراسته گردد. بیرون از جهان روحانی حرم، آلاینده های جسمانی فراوانی وجود دارند که توان گزند رساندن به طبیعت پاک و مطهر انسان را دارند. حتی اگر انسانی در جهانِ بیرون حرم، به آلودگی هم دچار نشود، نیازمند آن است که برای ورود به حرم جسم خود را تطهیر کند. تطهیر جسم که در سنت های مختلف به شکل های مختلفی صورت می بندد، خالی از کنایتی روحانی نیز نیست. (تقی دخت، 1379)
  • نقطه عطف: فعل آفرینش الهی، جریان گذر از نهان به عیان را محقق می سازد. اگر بپذیریم که هر پدید های در نظام عالم که الگوی اعلی کار معماران نیز بوده، قدر، ارزش و در نتیجه جایگاه و مکان خاصی را دارا است؛ جهت نمایش این تمایزات در معماری، به نقطۀ عطفی_ نه الزاما در وسط _که فضای اطراف را قطبی کرده و به تعبیری آفرینش از آن آغاز گردد، نیاز بوده است. ساختار نظام فضایی معماری مسجدالحرم، مکان کعبه را به عنوان مرکز برای تمرکز و یافتن خویش و رفتن به سمت «شدن » و رسیدن به حضور قلب را تشخّص بخشیده است. (تقوایی، 1390، ص 17)
  • محراب: محراب در واقع جای تجلی و حضور رمزی خداوند و ساکن کردن آن وجود نامتناهی در زمین است. در واقع محراب در سنت مسیحی و سایرسنت های دینی، خلوتگاه پاک و خالص خداوند است و جایی که برای خداوند در نظر گرفته می شود. محراب در سنت اسلامی (و به نحو کم رنگ تر در سنت مسیحی) محل تجلی نور خداوند است و حضور رمزی او در قالب کلماتی که هم خوانده می شود و هم گاه بر دیواره های محراب نگاشته می شود. (تقی دخت، 1379)

به هر روی محراب در سنت های مذهبی یاد شده، جلوه ای است از تجلی رمزگونه خدا و نشانه ای از آن چه آموزه های مقدس در معماری هر آیین وارد ساخته اند تا اصل پرستش به عنوان یک اصل پشتوانه برای هنر مذهبی هنرمندان آن آیین در آید. (تقی دخت، 1379)

  • قوس یا شکلی از گنبد: در معماری قدسی بجای خطوط مستقیم، از قوس استفاده می شود: چرا که اصولاً خود قوس یک مفهوم زیبایی شناختی دارد. معماری در عرف و تاریخ هنر مقدس به آن فضای کالبدی گفته می شود که مفاهیم متافیزیکی و معنوی آن مقدم بر مفاهیم فیزیکی و مادی آن است.

به استناد قول بیش تر هنرنگاران که در سنت های مختلف مذهبی و دینی تحقیق کرده اند و نیز به اتکاء مشاهدات، کمتر معبد یا حرمی را می توان سراغ کرد که در ساخت آن، شکلی از گنبد به کار نرفته باشد. آن گونه که پیش تر گفتیم هنرِ ساخت معابد که اولی ترین هنر مقدس به شمار می آید، تکیه بر آیین های رمزی مختلفی دارد که در سنت های مختلف متفاوت اند و نیز آن گونه که برشمردیم در ساخت معابد مشترکاتی وجود دارد که گاه هم چون شکل تزیینات و شمایل نگاری ها تفاوت های اندکی نیز دارند؛ اما اصل داشتن شکلی از گنبد تقریبا در چهار آیینِ برشمرده و حتی آیین های پراکنده دیگر، بر رمزهای مقدس، تقریبا بر یکسانی مبتنی است. (تقی دخت، 1379)

“گنبد انعکاس کوه جهانی است از این رو در حلقه اتصال میان آسمان و زمین را تشکیل می دهد.” (الیاده، 1379، ص91) گنبد زیبایی الهی یا جمال را و مناره ها، ابهت خداوندی یا جلال را متجلی  می سازند. «فضای گنبدخانه از ورای تمامی کثرات به وحدت رسیده و از میان تمامی انوار در عالم ماده تجلی لطیف میبخشد. » (ایمان طلب، 1391، ص 73)

گنبد نماد آسمان و مقصد عروج انسان است. پوسته ای است محدب که با نگاه نرم و ملایم درونی اش، با انسان مخلص و با ایمان همنوا گشته، بستر سلوک روحانی و عرفانی او را فراهم آورده است. معمار با آگاهی تمام از این مهم که خورشید و آسمان به مثابه برترین جلوه های قدرت خداوندی اند. همواره کوشیده است این مضامین، مفاهیم و استعاره های متعالی و عرفانی را با زبانی استعلایی و اشکالی نمادین در فضای زیرین گنبد تداعی کند و بینندع را ناخودآگاه متوجه عالم لاهوت از بستر ناسوت و روزمرگی ها گرداند؛ به واقع او با بهره گیری از تزیینات اسلیمی و رنگ های فیروزه ای و لاجوردی در پوشش پوسته درونی و بیرونی گنبد که تلالو و درخشش ویژه نور را امکان پذیر می سازد و قراردادن عنصری مرکزی (شمسه) در هیاهوی حضور نقش ها هدفی جز تداعی رسیدن همگان به ذات اقدس یگانه خدایی که هستی را آنگونه که در سوره مبارکه رعد آیه 2 فرمود، آفرید، نداشته است: و خداست آن ذات پاکی که آسمان ها را چنان که می نگرید بی ستون بر افراشت آنگاه با کمال قدرت عرش را در خلقت بیاراست و خورشید و ماه را مسخر اراده خود ساخت.(بمانیان، 1389، ص 65)

جزییات بیشتر درباره این مطلب :

پایان نامه : طراحی مرکز گفتگوی ادیان توحیدی