پایان نامه

پایان نامه آناتومی دستگاه تولید مثل موش صحرایی نر

دستگاه تناسلی نر
آناتومی دستگاه تولید مثل موش صحرایی نر

 

دستگاه تولید مثل موش صحرائی نر شامل دو بیضه1 دواپیدیدیم2 ، دو مجرای وازودفران3 و غدد ضمیمه که شامل غده پروستات4، کیسه‌های منی5 ،غدد کوپر6 و همچنین پنیس7 می باشد(174).

بیضه
بیضه ها سفید رنگ و بیضی شکل هستند که در موش صحرایی در روز سی ام پس از تولد به کیسه بیضه1 فرستاده شده و در خارج از حوزه شکم قرار می گیرند(205).
پوست چین خورده و روی هر کیسه را پوشانده است، اما آنها به صورت مجزا هستند و توسط مجرای مغبنی2به حفره شکمی متصل می شوند(174).هر بیضه از تعداد زیادی لوله اسپرم ساز3 تشکیل شده که با اپی تلیوم خاص مفروش شده است و مسئول تولید اسپرم می باشد. اپی تلیوم لوله اسپرم ساز دارای دو نوع سلول می باشد:
1-سلولهای ژرمینال
2-سلولهای سوماتیک
سلولهای ژرمینال در قسمتهای مختلف از قاعده لوله تا لومن دریافت می شوند و با سیتو پلاسم سلولهای سوماتیک احاطه می شوند سیتوپلاسم سلول سوماتیک از قاعده اپی‌تلیوم تا لومن کشیده شده است اتصالات محکم بین سلولهای سوماتیک سدخونی- بیضه ای را تشکیل می دهد که به حفاظت سلولهای ژرمینال در برابر مواد شیمیایی مضر خون کمک می کندو لوله های اسپرم ساز در یک بافت پیوندی سست که غنی از رگهای خونی و لنفاوی، اعصاب و zسلولهای لایدیگ می باشد قرار گرفته اند. لوله های اسپرم ساز سلولهای تولید مثلی نر یعنی اسپرماتوزوئیدها و سلولهای لایدیگ، آندروژن های بیضوی را تولید می کنند.
اپیدیدیم
از به هم پیوستن مجاری ریز آوران در بیضه، مجرای واحدی بنام اپیدیدیم ایجاد می گردد مجرای مذکور با دارا بودن طول زیاد، پیچ خوردگی های متعددی ایجاد نموده و به صورت فشرده درسرتاسر سطح خلفی بیضه قرار می گیرد(2). به هر یک از بیضه ها یک اپیدیم متصل است اسپرم ها پس ازخروج از بیضه وارد آن‌شده ودر آنجا ذخیره می‌گردند اسپرم‌ها دراین محل، بلوغ یافته‌و قدرت تحرک پیدا می‌کنند (174و205).
وازودفران
پس از اپیدیدیم مجرای وازودفران قرار دارد که در گردن مثانه نزدیک به محل شروع میزراه باز می‌شود (174و205).
این مجرا به کیسه منی ارتباط یافته و از محل ارتباط ذکر شده مجرای باریکی در هر طرف به نام مجرای انزالی به میز راه وارد می‌گردد (2).
کیسه های منی
این اندام ها در موش صحرایی بزرگ، انحنا دار و کیسه ای شکل می‌باشند و انتهای مجرای وابران به آنها متصل می‌شود. کیسه های منی مایعی زرد رنگ و چسبنده حاوی مواد فعال کننده اسپرماتوزوئیدها مثل فروکتوز، سیترات، اینوزیتول،پروستاگلاندینها و برخی پروتئین های دیگر را ترشح می‌کنند.
درخمیدگی داخلی این کیسه، غدد منعقدکننده وجوددارند که در موقع انزال ترشح ان باعث منعقد شدن مایع اسپرمی در مهبل جانورماده می‌گردد به این ترتیب درپوش مهبلی 1 ایجاد می‌شود این درپوش از برگشت اسپرم به خارج جلوگیری می‌کند(2).
غده پروستات
غده ای بزرگ و چند لوبی است که در سطوح پشتی و شکمی میزراه قرار داشته وترشحات خود را به آن وارد می‌کند(2). پروستات ترشحات شیری رنگی تولید می‌کند که به حرکت اسپروماتوزوئیدها کمک می کند(174).
غدد کوپر:
غددکوپر یا پیازی-میزراهی در مسیر میزراه دیده می‌شوند که در محل اتصال عضلات وابسته به پنیس قرار دارند و ترشحات خود را به آن وارد می‌کنند(2). این غدد دارای ترشح موکوسی هستند(174).
پنیس
پنیس در غلافی از پوست به نام پرپوس2 قرار دارد در نزدیکی نوک پنیس غددپرپوتیال3 وجود دارند(205).
اطراف پنیس توده ای از بافت پیوندی اسفنجی به نام جسم اسفنجی 4 قرار دارد در هنگام جفت گیری این بافت پرخون می‌شود(206).
اسپرماتوژنز
اسپرماتوژنز در موش صحرایی فرآیند تدریجی تبدیل سلول های ژرمینال به اسپرماتوزوئیدها در طول یک دوره ی 53-48 روزه می باشد(61).
تولید اسپرم در درون لوله های اسپرم ساز صورت می گیرد.این لوله ها جهت تولید اسپرم تخصص یافته اند که شامل سلول های اطراف لوله ای5،غشاء پایه،اپیتلیوم ژرمینال،سلول های زایای در حال رشدوسلول های پشتیبان6 می باشند.
اسپرماتوژنز یک مکانیسم پیچیده تمایز سلولی است که دارای سه مرحله شامل تکثیر میتوزی برای ایجاد تعداد زیادی از این سلول ها،تقسیم میوزی برای ایجاد تنوع ژنتیکی وکاهش تعداد کروموزوم هاوشکل گیری سلولی می باشد(3).
1-مرحله تکثیر میتوزی:
سلول های زاینده بیضه در زمان بلوغ برای ورود به چرخه های میتوز فعال می شوند.این سلول ها را سلول های دودمانی یا اسپرماتوگونی A0 می نامند.سلول های A0 در بخش قاعده ای لوله های اسپرم ساز تکثیر یافته و بصورت مخزنی از سلول های دودمانی در می آیند.از این سلول های دودمانی در فواصل زمانی معین سلول های اسپرماتوگونی جدید با مورفولوژی متفاوت به نام سلول های اسپرماتوگونی متفاوت A1 بوجود می آیند که بلافاصله وارد تقسیمات میتوزی شده ومجموعه ای از سلول های دختر را بوجود می آورند.تعداد این تقسیم ها در هر گونه مشخص است.مثلا اسپرماتوگونی ها در موش صحرایی در طی سه تقسیم میتوزی اول،در چهار زیر گروه A1-A4 طبقه بندی می گردند.
بعد از چهارمین تقسیم میتوزی اسپرماتوگونی نوع حد واسط ودر نهایت با پنجمین تقسیم،اسپرماتوگونی نوع B بوجود می آیند.سپس اسپرماتوگونی های نوع B تقسیم گردیده،اسپرماتوسیت های اولیه خاموش را بوجود می آورند.
2- مرحله تقسیم میوز
سلولهای اسپرماتوسیت اولیه خاموش در بخش قاعده ای داخل لوله قرار دارند که اینها محتویات DNA خود را مضاعف نموده، سپس اتصال های محکم خود را با سلولهای سرتولی از بین می‌برند و راه خود را به سمت مرکز لوله باز می‌کنند در شرایط محیطی جدیداین سلولها اسپرماتوسیت اولیه نام دارند که اولین تقسیم میوزی را آغازمی‌کنند و پس از یک مرحله طولانی میوز دو اسپرماتوسیت ثانویه را به وجود می‌آورند اسپرماتوسیت های ثانویه که عمر کوتاهی دارند بلافاصله وارد دومین تقسیم میوزی شده، اسپر ماتید های اولیه هاپلوئیدی را به وجود می آورند.(3)

3-مرحله اسپرمیوژنز
هنگامی که اسپرماتیدها تشکیل می‌شوند درابتدا هنوز خصوصیات معمول سلولهای اپی‌تلیوئید را دارند، اما هر اسپرماتید طی فرایند اسپرمیوژنز،تمایز1 یافته و تبدیل به اسپرماتوزوئید یا اسپرم می‌شود. ضمن این فرآیند تغییرات زیر در اسپرماتیدها رخ می دهند:
الف- دراز شدن هسته و متراکم شدن کروماتین
ب- ایجاد یک گرانول لیزوزوم مانند،توسط دستگاه گلژی که در بالای هسته، آکروزوم آینده را تشکیل می‌دهد سیستم آکروزومی شامل آنزیم های لازم برای لقاح2 می‌باشد.
ج- تشکیل دم بلند(83)
ساختمان اسپرم
اسپرمها در گونه‌های مختلف از لحاظ شکل و اندازه متفاوت هستند. هر اسپرماتوزوئید متشکل از یک سر، قطعه میانی، و یک دم است. سرحاوی هسته متراکم و لایه ای نازک از سیتوپلاسم است و در سطح آن غشاء سلول وجوددارد. در سطح خارجی دو سوم قدامی سر یک کلاهک ضخیم وجود دارد که آکرورزوم نامیده می‌شود و عمدتا از دستگاه گلژی ساخته شده است.
آکروزوم حاوی تعداد زیادی آنزیم از جمله هیالورونیدازوآنزیمهای قدرتمند پروتئولیتیک است.‌آکروزوم با آزاد کردن محتویات آنزیمی خود درهنگام لقاح نقش مهمی در نفوذ اسپرم به درون تخمک دارد(76).
بخش پشتی آکروزم قطعه اکوتریال است که در طی واکنش آکروزومی دست نخورده می ماند و محلی است که هنگام لقاح در ابتدا اسپرم از این ناحیه با تخم برخوردمی‌کند. قسمت خلفی اسپرم شامل سانتریول است.
دم اسپرم را فلاژل گویند که محتویات آن موتور حرکتی اسپرم می‌باشند. دم شامل دو میکروتوبول مرکزی است که توسط 9 دسته میکروتوبول دوتایی احاطه شده اندو مجموعاً این ساختمان آکسونم نامیده می‌شود. بازوهای همراه میکروتوبوهای کناری از داینئین می‌باشندکه درمیان کنش با میکروتوبولهای داخلی حرکت خمشی ایجاد کرده و اسپرم را به جلو می‌راند. غشاء نازک سلولی آکسونم را در برگرفته است . فیبرهای متراکم خارجی در انعطاف پذیری تاژکی دخالت دارند ودر غیاب آنها انعطاف پذیری تاژک تغیر یافته ومنجر به عقیمی می‌گردد(181).
میتوکندریها در قطعه میانی اسپرم جای گرفته اند که دراسپرم PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)داران طویل شده و اطراف آکسونم را پوشانده اندو مسئول تامین انرژی موردنیاز حرکت اسپرم می‌باشند (40و74) .

فیزیولوژی دستگاه تولید مثل نر
هورمون تستوسترون

بیضه‌ها چندین هورمون جنسی ترشح می‌کنند که در مجموع آندروژن نامیده می‌شوند و شامل تستوسترون، دی هیدروتستوسترون و آندروستن دیون هستند. مقدار تستوسترون در مقایسه با دو هورمون دیگر آنقدر زیاد است که می‌توان آن را به عنوان هورمون اصلی بیضه در نظر گرفت، اگرچه قسمت زیادی از آن در بافتهای هدف به هورمون فعالتری به نام در هیدروتستوسترون تبدیل می شود.
تستوسترون استروئیدی 19 کربنه است که توسط سلولهای بنیابینی لایدیگ ساخته می‌شود سلولهای لایدیگ در فضاهای بین لوله های اسپرم ساز قرار داشته و حدود بیست درصد وزن بیضه بالغ راتشکیل می‌دهند(76).
ساختار شیمیایی تستوسترون
تستوسترون در سلولهای لایدیگ از کلسترول ساخته می‌شود وهم چنین از آندروستندیون ترشح شده از غده فوق کلیوی نیز تولید می‌گردد(71). کلسترول ابتدا توسط آنزیم کلسترول دسمولاز(P450scc) به پرگننولون تبدیل گردیده، سپس پرگننولون توسط آنزیم 17آلفاهیدروکسیلاز(P450c17) در وضعیت 17 هیدروکسیله شده ابتدا 17-آلفاهیدروکسی پرگننولون و پس از آن دهیدرواپی آندروسترون ایجادمی‌گردد.درمرحله بعد دهیدرواپی آندروسترون به آندرستندیون تغییرمی‌یابد. نهایتا آندروستندیون توسط آنزیم17-کتواستروئید رودکتاز به تستوسترون تبدیل می‌گردد(147).
حدود 97 درصد تستوسترون بعد ازترشح از بیضه ها به طور سست به آلبومین پلاسما اتصال می‌یابد و یا با یک اتصال محکم تری به یک بتاگلوبولین به نام گلوبولین متصل شونده به هورمون جنسی می‌چسبد و دراین حالت به مدت 30 دقیقه تا چند ساعت درخون گردش می‌کند تا اینکه یا بر روی بافتها تثبیت شود و یا اینکه به مواد غیرفعال تجزیه و دفع ‌گردد(76).
مکانیسم عمل تستوسترون در داخل سلولها
تستوسترون مانند سایر استروئیدها به یک رسپتور داخل سلولی می‌چسبد و سپس مجموعه رسپرتور- استروئیدبه DNA درهسته متصل شده و سبب تسهیل نسخه برداری از ژن‌های مختلف می‌گردد علاوه بر آن تستوسترون در بسیاری از سلولهای هدف توسط آنزیم 5آلفاردوکتاز به دی هیدروتستوسترون تبدیل می‌شودودی هیدروتستوسترون نیز می‌تواند به همان گیرنده داخل سلولی تستوسترون متصل گردد مجموعه تستوسترون-رسپتور نسبت به مجموعه دی‌هیدروتستوسترون_رسپتور پایداری کمتری در سلوهای هدف دارد و بنابراین تشکیل دی هیدروتستوسترون راهی برای تقویت عمل تستوسترون در بافتهای هدف است (76).

هورمون های محور هیپوتالاموس- هیپوفیز-گناد

بخش عمده‌ای از کنترل اعمای جنسی با ترشح هورمون آزاد کننده گناد وتروپین (GnRH)1از هیپوتالاموس شروع می‌شود. این هورمون،پپتیدی با 10اسید آمینه است و توسط نورونهایی ترشح می‌شود که جسم سلولی آنها در هسته های قوسی2 هیپوتالاموس قرار دارند.
پایانه‌های این نورن‌ها عمدتاً به برجستگی میانی هیپوتالاموس ختم می‌شوند و در آنجاGnRH را به داخل دستگاه عروقی پورت هیپوتالاموس-هیپوفیزی ترشح می کنند.آن گاه GnRH توسط خون پورت‌هیپوفیزی به هیپوفیز‌قدامی منتقل می‌شود در آنجا باعث ترشح هورمونهای گناد وتروپیک LH, 3FSH4 میشود(147).
ترشح GnRH متناوب است و هر 1تا 3 ساعت یکبار و به مدت چند دقیقه ترشح می شود شدت این تحریک هورمونی به دو عامل بستگی دارد یکی تعداد این دوره های ترشحی ودیگر میزان GnRH ترشح شده در هر دوره (76). مطالعات اخیر نشان می‌دهد که عوامل مختلفی در آزاد شدن GnRH دخالت دارند عواملی مانند نوراپی نفرین، گلوتامیک اسید واکسی توسین از راه فعال کردن آنزیم نیتریک اکساید سنتتاز عصبی باعث تحریک آزاد سازی GnRH می‌شوند. بدین شکل که اکسی‌توسین و گلوتامیک اسید باعث فعال شدن نورون‌های حاوی نوراپی نفرین در قسمت میانی قاعده‌ای هیپوتالاموس می گردند و آنها نیز به نوبه ی خود باعث فعال شدن نورون های حاوی نیتریک اکساید سنتتاز می شوند. نیتریک اکساید سنتتاز به پایانه‌های نورون های حاوی GnRH انتشار یافته و به وسیله فعال کردن گوانیلین سیکلاز، باعث آزاد شدن GnRH می‌گردد(220و137).

هورمونهای گناد و تروپین (LH,FSH)
هر دو هورمون LH,FSH توسط یک نوع سلول در هیپوفیز قدامی موسوم به سلولهای گنادوتروپ ترشح می شونددر صورت عدم ترشح GnRH از هیپوتالاموس گنادوتروپها نیز FSH یا LH ترشح نمی‌کنند.
LH,FSH از جنس گلیکوپروتئین هستند این هورمون ها اثرات خود را بر بافتهای هدف بیضه عمدتا از طریق فعال کردن پیامبر ثانویه CAMP اعمال می کنندو CAMP هم باعث فعال شدن دستگاه های خاص آنزیمی در سلولهای هدف می‌شود(76).
مطالعات اخیر نشان داده است که تفاوتهایی در الگوی ترشحی LH,FSH در زمانهای مختلف وجوددارد و به طور مثال به دنبال تحریک الکتریکی، آسیب فیزیکی، تجویز استروئیدهای گنادی و یا آنتاگونیستهای GnRH الگوهای ترشحی متفاوتی برای LH,FSH بوجود می آید.
ترشح FSH به صورت پایه و دوره‌ای است و بیشتر آن هم به طور پایه ترشح می‌شود. آزمایشات نشان می دهند که بعضی از دوره‌های ترشحی FSH مستقل از GnRH هستند، زیرا ترشح آنها پس از توقف عمل GnRH هم وجود دارد.
ترشح LH از هیپو فیز قدامی نیز حالت دوره ای دارد و دقیقا متناوب با ترشح ضربانیGnRH است . اما ترشحFSH تنها تا حدودی از الگوی نوسانی ترشح GnRH پیروی می‌کندو در عوض در پاسخ به تغییرات دراز مدت GnRH با سرعتی آهسته تر تغییر می‌کند.

 

 

ادامه مطلب و جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

پایان نامه

پایان نامه رشته پزشکی با موضوع دیابت